<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های mojtaba rezaee</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mojtabarezaee049</link>
        <description>http://imensazan-pi.ir</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 08:11:30</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/53971/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>mojtaba rezaee</title>
            <link>https://virgool.io/@mojtabarezaee049</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چرا به کار پناه میبریم</title>
                <link>https://virgool.io/@mojtabarezaee049/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D9%86%D8%A7%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D9%85-a2xm1n2yclll</link>
                <description>میگن کار تو رو همه میتونن انجام بدن ولی نقش تو رو توی خانواده دیگه هیچکس نیست که انجام بده و نتیجه میگیرن که بچسبی به خانواده اما وقتی با هزار مکافات از کار میزنی که خانواده رو ببری سفر و وقتی برمی‌گردی همه ناراضی هستند یا اینکه جلوی تو قدردان هستند ولی پشت سرت جور دیگه ای برخورد میکنن، ترجیح میدی بچسبی به کار. کار برعکس آدم ها همون قدر که واسش جون می‌کنی بهت جواب پس میده. همون قدر که بهش توجه می‌کنی ازت قدردانی می‌کنه و آخر روز هم ...</description>
                <category>mojtaba rezaee</category>
                <author>mojtaba rezaee</author>
                <pubDate>Mon, 09 Sep 2024 07:54:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کسب و کار جدید</title>
                <link>https://virgool.io/@mojtabarezaee049/%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-ooikc8kkxffh</link>
                <description>دیروز توی جلسه ای که با یکی از بچه های تیم داشتیم قانع شدم که یه کسب و کار جدید رو استارت بزنیمتوی شرایطی که بخاطر خرید خونه چند صد میلیون به اقوام بدهکارم، برای پرداخت وام مسکن شدیداً تحت فشارم، هیچ گونه نقدینگی ندارم و حتی هر ماه چند میلیونی از خانواده قرض میگیرمبا این حال برای شروع کار جدید مصمم هستم چون بنظرمنیاز بازاره،‌صنعتش رو خوب میشناسم، ترند فناوری روزه، ظاهراً تیم فنی خوب داره از پس کار برمیاد و شدیداً ظرفیت اسکیل پذیری داره</description>
                <category>mojtaba rezaee</category>
                <author>mojtaba rezaee</author>
                <pubDate>Tue, 07 May 2024 08:17:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موشکی که همه برنامه ها رو تغییر میده</title>
                <link>https://virgool.io/@mojtabarezaee049/%D9%85%D9%88%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D9%88-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87-v65yk6na5nwg</link>
                <description>بعد از کلی برنامه ریزی که برای کسب و کار سال ۱۴۰۳ کردیم، با حمله موشکی به اسراییل، حالا بازه بزرگی از اتفاقات رو پیش رو داریم. در بدترین حالت درگیر یک جنگ طولانی مدت خواهیم شد و در بهترین حالت، احتمالا چند هفته سردرگمی و یک سال با رکود تورمی قابل توجه در پیش داریم.طبیعتاً باز هم باید برنامه های توسعه کسب و کار رو متوقف کنیم. البته چند سالیه (از سال ۹۸ که شروعش کردم) هر سال همین رو میگم. یکسال بخاطر اعتراضات بنزین، یکسال کرونا، یکسال جنبش زن زندگی آزادی، یکسال نوسانات قیمت ارز و حالا هم که اسراییل.بنظرم باید تمرکزمون رو بر بقای کسب و کار بگذاریم یعنی ۱-در نوشتن قراردادهای جدید محتاط باشیم و فعلا برای قراردادهای جدید صبر کنیم که میزان تورم امسال تا حدودی مشخص بشه ۲- تا حد ممکن با کارفرمایانی کار کنیم که انتظار میره خوش حساب باشند  ۳- آمادگی این رو داشته باشیم که از کارفرمایان خوش قول قدیم هم بخاطر شرایط اقتصادی بدقولی ببینیم۴- تا حد ممکن قراردادها رو نقدی و با پیش پرداخت مناسب بنویسیم ۵- هزینه ها رو تا حد ممکن کاهش بدیم ۶- فعلا طرح های جاه طلبانه توسعه یا بازاریابی رو کنار بذاریم۷- وصول مطالبات معوق رو جدی بگیریم۸- همچنین در این شرایط شاید کاهش حاشیه سود برای افزایش تعداد مشتریان منطقی باشهپ.ن. مقاله بالا با این فرض نوشته شده که در شرایط فعلی مهمترین پارامتر برای بقای کسب و کار، حفظ جریان نقدینگی باشه که بنظرم برای کسب و کاری که از نقطه سر به سر عبور کرده ولی هنوز چندان به سوددهی نرسیده فرض درستیه.</description>
                <category>mojtaba rezaee</category>
                <author>mojtaba rezaee</author>
                <pubDate>Mon, 15 Apr 2024 08:11:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باز هم سال جدید</title>
                <link>https://virgool.io/@mojtabarezaee049/%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-u1wahusutsyl</link>
                <description>وقتی از شور و سر و صدای شب عید فارغ میشی.وقتی دیگه مطمینی که امسال دیگه قرار نیست اتفاق مهمی بیفته. یعنی دیگه فرصتی واسش نیست.وقتی نه دیگه از خونه تکونی و خرید عید خبریه و نه هنوز به تبریک عید و عیدی و دید و بازدید نرسیدیوقتی دیگه چیزی نیست که خودت رو باهاش سرگرم کنیاونجاست که حجم عظیمی از خالی بودن بهت فشار میارهاینکه قرار بود چی بشیو حالا چی شدیاینکه اگر میشد چی میشداینکه زندگیت چقدر میتونست متفاوت باشه کمی بهش فکر می‌کنیو وقتی یکبار دیگه میبینی که با هیچ حساب و کتابی، راهی برای تغییر سرنوشتت نداریبرمی‌گردی به همون حال و هوای عید و می‌شینی پای سریال عید و دوباره خودت رو جوری از حال و هوای زندگی پر می‌کنی که دیگه فرصتی برای فکر کردن نمونه</description>
                <category>mojtaba rezaee</category>
                <author>mojtaba rezaee</author>
                <pubDate>Tue, 19 Mar 2024 21:11:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گزارش پایانی سال ۱۴۰۲</title>
                <link>https://virgool.io/@mojtabarezaee049/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B2-ftpqeneggoh6</link>
                <description>خیلی وقته چیزی ننوشتم. اوضاع مملکت و حال خراب همه و دفاع تز دکتری و سربازی و هزارتا چیز دیگه باعث شد برای مدت زیادی ننویسم. الآنم این متن برای خوانندگان محترم نیست و فقط برای ثبت خاطرات خودم نوشته شده.باید بگم کسب و کار نسبتا ثبات داره. تمام شواهد نشون میده که احتمالا سال دیگه برای اولین بار چیزی بیشتر از حق الزحمه کارگری کردن خودمون به دست می‌آوریم. احتمالا سال دیگه با ظرفیت ۱۰۰ درصد فعال هستیم و همین. نکته جالبی که می‌خوام بهش اشاره کنم اینه که بعد از ۴ سال تازه میتونم بگم هدف و رسالت کسب و کار من واقعا چیه و این هدف رو صراحتا در برنامه کاری سال آینده مدنظر قرار میدم. البته پول هم مهمه ولی نه زیاد. همینقدر که بقای ما رو تضمین کنه.</description>
                <category>mojtaba rezaee</category>
                <author>mojtaba rezaee</author>
                <pubDate>Mon, 11 Mar 2024 13:59:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خسته تر از همیشه</title>
                <link>https://virgool.io/@mojtabarezaee049/%D8%AE%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-ffh1yq69mqqv</link>
                <description>خیلی وقته که چیزی ننوشتم. الانم حرف خاصی برای گفتن ندارم. ولی وقتی کسی نیست که به فکر حالم باشه. شاید نوشتن کمی کمک کنه که خالی بشم.اوضاع مملکت و سیاست و اقتصاد برای هیچکس دل و دماغ نذاشته. حالا فکر کن مشکلات شخصی هم بهش اضافه بشه. چه آشی بشه!اوضاع کار؟ بد نیست. دستاورد بزرگی نداشتیم ولی هنوز کسب و کار زنده است و حتی میشه گفت تقریبا رونق داره. از پارسال خیلی جلوتر هستیم ولی چون هنوز به دوره سودآوری نرسیدیم (و احتمالا سال دیگه هم نمیرسیم)، هنوز 8 مون گرو 9 مون هست. بخصوص با این اوضاع اقتصادی که هزینه ها داره سر به فلک میکشه.دیشب بودجه 1402 رو نوشتم. تا حالا بودجه ننوشته بودم. چند ماه پیش یاد گرفتم. بنظرم کار مفیدی هست. نتیجه اینکه احتمالا سال 1402 هم دووم بیاریم. نتیجه نهایی بودجه مون این شد که:دیجیتال مارکتینگ رو که چند ماه پیش بخاطر وضعیت اینترنت تعطیل کرده بودیم با شیب خیلی خیلی کم راه بندازیم.بازاریابی مستقیم رو فعلا فعال نکنیم.جذب نیرو نداشته باشیم.برنامه توسعه نداشته باشیم.فعلا سعی کنیم سطح خدمات به مشتریان موجود رو افزایش بدیم.باشد که رستگار شویم. </description>
                <category>mojtaba rezaee</category>
                <author>mojtaba rezaee</author>
                <pubDate>Sat, 28 Jan 2023 10:08:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عشق یکسره که مایه دردسره</title>
                <link>https://virgool.io/@mojtabarezaee049/%D8%B9%D8%B4%D9%82-%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%B1%D9%87-ntt3cgs9my5w</link>
                <description>بعد از مدت ها در تعطیلات سال نو فرصتی دست داد که هم کارمون تقریبا تعطیله و کسی باهام کاری نداره و هم مملکت تعطیل نیست و میتونم بیام دفتر و فارغ از هیاهوی سر و همسر و پسر با آرامش بشینم و به رفع ایرادات پایان نامه فکر کنم. دیروز که خیلی خوب پییش رفت ولی امروز یک سری از فایل هایی که لازم داشتم رو خونه جا گذاشتم. بنابراین بجای اصلاحات پایان نامه دارم اینجا قصه مینویسم.امروز میخوام از عشق یکسره بنویسم. سال 1399 یک مشتری داشتیم که خیلی باهامون حال میکرد. آدم روشنی هم بود. با اینکه شرکت کوچکی بود، سیستم اتوماسیون حرفه ای و کلی دم و دستگاه داشت. به ما پیشنهاد داد که یک خدمت جدید بهش بدیم: مشاوره مستمر. داستان از این قرار بود که گفت ما داریم یک پروژه دولتی میگیریم که به زور بهمون دادن و میدونیم آخرش دعوا میشه و کار به دادگاه میکشه. از ما خواست از الان که همه چیز صلح و صفاست، مستندات پروژه رو جوری تهیه کنیم که وقتی دعوا شد همه چیز نشون دهنده حقانیت این شرکت باشه. خیلی ایده قشنگی بود. اینکه برای یک پروژه داستان بنویسیم. تکه های پازل رو بسازیم و وقتش که برسه هر قاضی و داوری این تکه ها رو کنار هم بذاره و به حرفی برسه که ما میخواستیم. خوب سال 1400 کار شروع شد. تا الانم نسبتا خوب پیش رفته و از 1401 هم قراره کم کم شکوفه های نهالی که کاشتیم رو ببینیم. ما که به خیال خودمون زرنگ بودیم گفتیم چرا این کار رو ادامه ندیم؟ بازاریابی میکنیم و کارهای بیشتری از این نوع میگیریم. خوبی این نوع کار اینه که جریان درآمدی مستمر (در حد چند سال) ایجاد میکنه و دیگه پروژه ای و موقتی نیست. بعلاوه هر سال که میگذره، ما به کار اون شرکت مسلط تر میشیم و دادن اون کار به افراد دیگه برای کارفرما سخت تر میشه.اما اینجاست که جریان عشق یکسره پیش میاد. خدمتی که کسی بهش احساس نیاز نمیکنه و اصلا نمیدونن وجود داره رو چجوری بفروشیم؟ قبلا ما پول مارکتینگ کار میکردیم. یک خدمت مشخص داشتیم. درباره اش کلی بازاریابی محتوایی کرده بودیم. وقتی کسی بهش نیاز پیدا میکرد، توی گوگل سرچ میکرد. سایت ما رو میدید. بهمون زنگ میزد و قانعش میکردیم با ما کار کنه. اما برای این خدمت جدید قرار نیست کسی بهمون زنگ بزنه. پس رفتیم سراغ پوش مارکتینگ. 12 تا شرکت رو پیدا کردیم که از همین قراردادهای زوری بسته بودن، اطلاعاتشون رو جمع کردیم و در سال 1400 به یکیشون زنگ زدیم. خیلی استقبال کرد و جلسه گذاشتیم و پروپوزال و قیمت دادیم. انتظار داشتیم چون یک کار مشابه داشتیم و با پروژه هم کاملا آشنا بودیم به راحتی کار جدید رو بگیریم. ولی بدون هیچ توضیحی، بهمون کار ندادند. نمیدونم سر قیمت بود یا ترسیدند که اطلاعاتشون به کارفرمای اول ما داده بشه. به هر حال امسال 11 تا شرکت دیگه داریم که باید بریم سراغشون.</description>
                <category>mojtaba rezaee</category>
                <author>mojtaba rezaee</author>
                <pubDate>Sun, 27 Mar 2022 11:49:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گزارش سه ماهه دوم 1400</title>
                <link>https://virgool.io/@mojtabarezaee049/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%B3%D9%87-%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%87-%D8%AF%D9%88%D9%85-1400-nolugxdwuh5p</link>
                <description> امروز که دارم این گزارش رو مینویسم در برزخی گیر کردم از اینکه اصلا چرا دارم کار میکنم. دچار ملال شدیدی شدم و درمانش رو فقط در نوشتن یافتم.بگذریم.1- با شرکت پ تا آخر سال قرارداد داریم و همه چیز طبق روال داره پیش میره.2- با شرکت ت هم تا آخر سال قرارداد داریم. اونم طبق روال داره پیش میره. البته بخش اعظم کارش انجام شده و بزودی سطح حضورمون رو اونجا به شدت کمرنگ میکنیم.3- شرکت ک امروز یک جلسه دیگه داشت. دیگه به حدی مطمئنم سرکاریه که توی تلفنم بلاکش کردم.4- شرکت الف در اقدامی حیرت انگیز با ما برای کار به توافق رسیده و منتظریم قرارداد امضا بشه. رقمش کمه ولی کار خوبیه.5- برای کار با شرکت واو خیلی دست و پا زدیم. هنوزم نامید نشدم ولی تا الان که چیزی ازش در نیومده. البته اگر به نتیجه برسه کلا بیزینس مدل ما رو متحول میکنه.6- این مدت دوتا کار دیگه هم گرفتیم که چون تقریبا تموم شده بهش نمی پردازم.7- کار شرکت سین رو قبول کردیم و کاملا توی ضرر هستیم ولی امیدوارم که رابطه خوبی برامون ایجاد کنه.8- یه چیز جالب اینکه شرکت تک توی صفه که کارشو انجام بدیم. اولین باره که صف فروش داریم.9- بازاریابی به سبب مشغله زیاد کلا رها شده و فقط تولید محتوا داریم.10- با بیمه و دارایی و اجاره دفتر به شدت درگیر هستیم.11- برای دکترا هم که هیچ کاری نکردم و به زودی دچار دردسر میشم.</description>
                <category>mojtaba rezaee</category>
                <author>mojtaba rezaee</author>
                <pubDate>Tue, 14 Sep 2021 16:37:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از دو به سه: توسعه</title>
                <link>https://virgool.io/@mojtabarezaee049/%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-yt4jwuagoamp</link>
                <description>اینجا دارم بعنوان دفترچه خاطرات کاری خودم مینویسم. پس برای مطالعه خواننده محترم بهینه نشده. بنابراین ممکنه نتونید به راحتی مقالات از صفر به یک و از یک به دو رو پیدا کنید یا اینکه نتونید ارتباط بین مقاله ها رو دقیقا درک کنید.بگذریم.باید بگم من در فاز صفر، برای چند سالی کارمندی کردم و تجربه کسب کردم و در اواخر اون دوره هم حدود 2 سال یک سایت رو راه انداختم که خودم هم نمیدونستم قراره به چه دردی بخوره.در فاز 1(فریلنسری)، از سیستم کارمندی خارج شدم. کار فریلنسری رو شروع کردم و در کنارش به سایتم هم سر و سامون دادم. این مرحله حدود 1 سال طول کشید.در فاز 2 (شروع کسب و کار)، یک نفر رو استخدام کردم. یک شرکت ثبت کردم. یک دفتر کار اشتراکی گرفتم و سایتم رو از قالب مجله به قالب شرکتی بردم. این مرحله هم حدود 1 سال طول کشید.و حالا احساس میکنم وقتش رسیده که فاز 3 رو شروع کنم.در فاز 3 (توسعه) باید در چهار مسیر حرکت کنم.1- برای فعالیت های کاری شرکت یک قالب استاندارد ایجاد کنم که هم سرعت ارائه خدماتمون بیشتر بشه و هم به یک کیفیت یکنواخت برسم.2- برای اسکان شرکت تصمیم گیری کنم. گزینه ها شامل دفتر شخصی، شتابدهنده دانشگاهی و فضای کار اشتراکی هستند.3- در پلان مارکتینگ در کنار تولید محتوا، گزینه ایمیل مارکتینگ رو هم اضافه کنم.4- یک نفر برای بخش حقوقی و یک نفر برای بخش مهندسی شرکت استخدام کنم.</description>
                <category>mojtaba rezaee</category>
                <author>mojtaba rezaee</author>
                <pubDate>Sun, 15 Aug 2021 11:00:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حوصله ندارم</title>
                <link>https://virgool.io/@mojtabarezaee049/%D8%AD%D9%88%D8%B5%D9%84%D9%87-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-gjpfjnfxvxr3</link>
                <description>مدت هاست که گزارش عملکرد کسب و کارم رو ننوشتم.نه بخاطر اینکه کار رونق نداره و داره جمع میشه.اتفاقا کارمون حسابی گرفته و سرمون شلوغ شده و برای اولین بار صف مشتریان تشکیل شده.مشکل اینه که حوصله ندارم.روحیه ندارم.هر شبکه اجتماعی رو که باز میکنی، یه خبر بد داره. کرونا، واکسن، بی کفایتی مسئولین، بی آبی، صیانت از اینترنت، فساد، جنگ و ...توی پیام رسان ها هم که هر هفته توی یکی از گروه ها میبینی دارند به یکی از اعضا، فوت عزیزانشون رو تسلیت میگن.خیلی خسته ام. حتی شنبه صبح. اصلا دلم نمیخواد امروز کاری بکنم.</description>
                <category>mojtaba rezaee</category>
                <author>mojtaba rezaee</author>
                <pubDate>Sat, 14 Aug 2021 09:14:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیوار باعث شد</title>
                <link>https://virgool.io/@mojtabarezaee049/%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B9%D8%AB-%D8%B4%D8%AF-vb1ldvgrhpvv</link>
                <description>تا حالا دیوار باعث هیچ رویدادی در زندگی من نشده بودولی دیگه داره باعث میشه که ویرگول رو ترک کنمبسه دیگه بسه دیگه بسه دیگه بسه دیگه بسه دیگه بسه دیگهبسه دیگه بسه دیگه بسه دیگه بسه دیگه بسه دیگه بسه دیگهبسه دیگه بسه دیگه بسه دیگه بسه دیگه بسه دیگه بسه دیگه</description>
                <category>mojtaba rezaee</category>
                <author>mojtaba rezaee</author>
                <pubDate>Tue, 03 Aug 2021 13:19:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از بانک ملی تا هواپیمایی وارش</title>
                <link>https://virgool.io/@mojtabarezaee049/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B5-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AA%D8%A7%D8%AD-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D9%85%D9%84%DB%8C-pbvgda9rke4s</link>
                <description>در ادامه مشکلات مالی شرکت، دو ماه پیش با همسر اومدیم بانک کارگشایی تا روی طلاهای همسر وام بگیریم. خوب به ما نوبت دادند و گفتند باید در بانک ملی حساب باز کنم که امروز انجام دادم. در این مقاله از فرایند جالب افتتاح حساب صحبت میکنم. بانک ملی یک دستگاه خیلی جالب بیرون شعبه گذاشته که شما میتونید بدون ورود به شعبه و بسیار سریع حساب باز کنید. خودش مدارک رو اسکن میکنه، از شما عکس میگیره و نمونه امضا رو ثبت میکنه. در کل خیلی بهتر از روش سنتی هست. اما چند نکته جالب داره1_ به هیچکس نگفتن چنین امکانی رو ایجاد کردن2_ روی دستگاه هم ننوشتن این دستگاه چیکار میکنه3_ در داخل شعبه هم کسی به شما توضیح نمیده که میتونید از این دستگاه استفاده کنیددر نتیجه من حدود 45 دقیقه داخل شعبه دور خودم چرخیدم تا اینکه مسئول دستگاه (جالبه که سیستم اتوماسیون شده ولی یک مسئول دستگاه داره که کار همون مسئول باجه افتتاح حساب رو میکنه) اومد توی شعبه و دست منو گرفت برد بیرون شعبه و برام حساب باز کرد. البته ایشان بسیار مودب و محترم بودن. ولی به شعور مدیران بانک باید شک کرد. ضمنا این موضوع برای من که دانشجوی دکترا و 32 ساله هستم کلی آزار دهنده بود. وای به حال پدربزرگ ها و مادربزرگ ها. دارم فکر میکنم سازمان های ما پر شده از کارمندان قابل قبول و مدیریت های غیر قابل قبول. مثال دیگه اش دیشب پیش اومد. هواپیمای ما از شیراز با 3 ساعت تاخیر پرواز کرد (جهت اطلاع، شرکت هواپیمایی وارش بود). هیچ کس به ما توضیحی نداد و مسافرا بسیار ناراحت بودند. تیم پرواز خیلی عذرخواهی کردند ولی در جواب یکی از مسافران که گفت عذرخواهی کافی نیست و یکی باید پاسخگو باشه، جواب این بود که کسی که باید پاسخگو باشه این موقع شب احتمالا خوابه. </description>
                <category>mojtaba rezaee</category>
                <author>mojtaba rezaee</author>
                <pubDate>Wed, 30 Jun 2021 09:04:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گزارش سه ماهه اول 1400</title>
                <link>https://virgool.io/@mojtabarezaee049/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%B3%D9%87-%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84-1400-e0ofcufc5yt5</link>
                <description>چند وقتی بود گزارش نداده بودمامروز طبق معمول حال مساعدی ندارم و در نتیجه دارم مینویسم تا حالم بهتر بشهاول از همه گزارش فروردین رو مرور کنیم:1- شرکت &quot;پ&quot; اوضاعش عالیه. یک کار جدید هم گرفتیم.2- شرکت &quot;ت&quot; بخشی از کارش رو به کس دیگه ای برون سپاری کرد و شکست خورد و احتمالا بازم باهاشون قرارداد جدید ببندیم.این دوتا شرکت هستند که فعلا ما رو سرپا نگه داشتن.3- شرکت &quot;ک&quot; مارو سر کار گذاشته بود. منم دیگه ولش کردم.4- شرکت &quot;الف&quot; هنوز هم معلوم نیست قراره چی بشه.5- شرکت &quot;و&quot; هم هنوز بلاتکلیفه!6- شرکت &quot;پ ر&quot; هم کلا سرکاری بود و دیگه ازش گزارشی نخواهید دید.7- شرکت &quot;س&quot; هم اضافه شده که هم آشنا و خوش حسابه و هم پروژه خیلی خوبی داره ولی قیمتش خیلی پایینه و از نظر اقتصادی به ما ضرر میزنه. نمیدونم چیکارش کنم.8- بازاریابی پروژه های کوچک رو یه استارت کوچولو زدیم. بد نشد ولی فعلا سرمون گرم کارهای جاری هست و باید یک وقت واسش بذارم.9- امروز رفتم پایان نامه رو به استاد راهنما ارائه کردم. ایرادات اساسی گرفت که حق هم داشت. باید در اسرع وقت اصلاحش کنم.10- کلی پول اجاره دفتر دادیم ولی الان که سرمون شلوغ شده دایم سر پروژه هستیم و دفتر هیچ ارزش افزوده ای واسمون نداشته.</description>
                <category>mojtaba rezaee</category>
                <author>mojtaba rezaee</author>
                <pubDate>Sun, 13 Jun 2021 13:33:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فریلنسر vs کارآفرین</title>
                <link>https://virgool.io/@mojtabarezaee049/%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%84%D9%86%D8%B3%D8%B1-vs-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-xh8ac0gtzgjz</link>
                <description>در این مقاله قراره از تفاوت های میان فریلنسر بودن و کارآفرین بودن حرف بزنم. البته چون خودم از فریلنسری به کارآفرینی روی آوردم و الان هم طبق معمول توی فاز غر زدن هستم احتمالا نتیجه بحث از اول مشخص هست.پیش از هر چیزی باید به این بپردازیم که چطور یک فریلنسر تصمیم میگیره کارآفرین بشه.اولا میشه به طور قطع گفت که این فرد در زمان فریلنسری بسیار موفق بوده چون اگر در همون زمان فریلنسری سرش به سنگ میخورد، الان به کارمندی برگشته بود.موفقیت برای یک فریلنسر یعنی چی؟ یعنی بیشتر از توانش کار بهش ارجاع میشه، بطوری که ناچاره بعضی کارها رو رد کنه و همچنین از همون کارهایی که انجام میده هم بیشتر از نیازش/انتظارش درآمد داره.اینجاست که یک فکر طلایی به ذهن فریلنسر میرسه. اینکه میتونه با ایجاد یک کسب و کار، تعداد بیشتری کار بگیره و پول بیشتری در بیاره چون کارمندها از فریلنسرها ارزون تر هستند و اگر بتونه جریان ورودی کارها رو حفظ کنه، رشد قابل توجهی در درآمد خواهد داشت. تازه کارآفرین بودن هم (برخلاف فریلنسر بودن) کلی کلاس داره.پس شروع میکنه به راه اندازی کسب و کار، ثبت شرکت، استخدام نیرو و اجاره دفتر کار و اینجاست که تفاوت های کارآفرینی و فریلنسری خودش رو نشون میده.تفاوت اول در هزینه هاست. هزینه های فریلنسری مثل زخم شدن سر انگشت هست. هزینه های کارآفرینی مثل قطع شدن رگ دست هست. به شدت خونریزی (هزینه) میکنی و اگر زودتر کاری نکنی به سرعت میمیری. این رو با تمام وجودم درک کردم.تفاوت دوم در نیازمند شدن به نیروی کار هست. در فریلنسری با افرادی همکاری میکنی که اون ها هم اغلب فریلنسر هستن ولی در کارآفرینی کم کم کارمندها وارد بازی میشن. کارمندهایی که حقوق ثابت و کار مستمر نیاز دارند و تامین کردنشون فشار زیادی به کارآفرین وارد میکنه.تفاوت سوم در موفقیت و رضایت هست. تبریک میگم! شما در اولین قدم از مسیر، از یک فریلنسر موفق با جیب پر پول و کارهای فراوان به یک کارآفرین ناموفق با کسری بودجه و در جستجوی کار تبدیل شدید. یه چیزی مثل وزن کشی مسابقات کشتی که همه سعی میکنن سنگین ترین ورزشکار دسته سبک وزن باشند نه سبک ترین ورزشکار دسته سنگین وزن!تفاوت چهارم در مهارت های شخصی هست. شما قبلا زمان و پول کافی داشتید که در دوره های تخصصی شرکت کنید ولی حالا هم وقتش رو ندارید و هم پولش رو. پس شروع به ضعیف شدن در بحث فنی می کنید.تفاوت پنجم در زندگی شخصی هست. شما قبلا وقت و بخصوص پول اضافه داشتید که به زندگی خودتون اختصاص می دادید ولی حالا جفتش رو کم دارید. پس باید دور خوش گذرونی رو خط بکشید.تفاوت ششم بحث بیمه و مالیات هست. قبلا مالیات شما مستقیما توسط کارفرما از قرارداد کسر می شد. کل کاری هم که با اداره بیمه داشتید احتمالا بیمه کردن خودتون بوده. اما الان بیمه و مالیات مثل نکیر و منکر میان سراغتون.تفاوت هفتم بازاریابی هست. قبلا کار شما رو پیدا می کرد. الان که هزینه های زیاد شده و به کارهای بیشتری نیاز دارید، این شما هستید که باید دنبال کار بگردید پس بخش بازاریابی کار به شدت پر رنگ میشه.فعلا همین ها به ذهنم رسید. ببخشید اگر مطالب پراکنده بیان شد. در آینده این پست را تکمیل خواهم کرد.</description>
                <category>mojtaba rezaee</category>
                <author>mojtaba rezaee</author>
                <pubDate>Sat, 29 May 2021 15:35:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کمی هم غر بزنیم</title>
                <link>https://virgool.io/@mojtabarezaee049/%DA%A9%D9%85%DB%8C-%D9%87%D9%85-%D8%BA%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D9%86%DB%8C%D9%85-rixel5tkqrtd</link>
                <description>آخه این چه وضعیه؟با چندتا شرکت واسه 1.5 میلیارد تومان کار صحبت کردیم ولی هیچ کدوم خبری نیست. همه هم میگن کار رو میخوان ولی بازم شروع نمیکنن.توی تامین مالی هم به مشکل خوردیم.پولمون موقتاً جایی خرج شده که فکرش رو هم نمیکردیم.از طرف دیگه:مدت اجاره مون سر رسیده و دوباره باید شارژش کنیم.حقوق بچه ها رو باید بدیم.از دوتا کارفرمایی که الان داریم باهاشون کار می کنیمیکی توی نوشتن چک تعلل میکنه، هرچند کارفرمای خوب و خوش حسابی هست اما نمیدونه که چند روز زودتر یا دیرتر گرفتن چک برای من چقدر اثرگذاره.کارفرمای دیگه هم توی نوشتن قرارداد تعلل میکنه. بدون قرارداد هم که نمیتونیم صورت وضعیت بدیم (هرچند داریم کار میکنیم)تنها قسمت مثبت ماجرا، خواهری هست که قرار شده یکمی پول بهم قرض بده تا بتونم فعلا چرخ رو بچرخونم.چون درآمد به هزینه کارم مثبته. ولی فعلا نقدینگی ندارم.ادامه نوشته: شش روز بعدهنوز از اون یک و نیم میلیارد کار هیچ خبری نیست.امروز میریم اجاره دفتر اشتراکی رو تمدید کنیم. از خواهرم پول قرض کردم. قرار شد آخر مرداد پس بدم. به اون تاریخ از یکی از کارفرمایان چک دارم و ان شا الله در نقد شدنش مشکلی پیش نمیاد.ان شا الله فردا میرم از یک کارفرما چکم رو میگیرم و حداقل بخشی از حقوق ها رو میدم تا فعلا آرامش حکم فرما بشه.اون یکی کارفرما که هنوزم قرارداد منو ابلاغ نکرده.براساس محاسبات من فعلا جریان نقدینگی خیلی مشکل نخواهد داشت ولی اگر زودتر کار نگیریم، اواسط مرداد دوباره دچار مشکل خواهیم شد.</description>
                <category>mojtaba rezaee</category>
                <author>mojtaba rezaee</author>
                <pubDate>Mon, 03 May 2021 10:49:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور اینقدر وقت دارید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mojtabarezaee049/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D9%82%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-kowdnquaikgt</link>
                <description>بعضی ها رو میبینم که هم استارتاپ دارن. هم دانشجو هستن. هم سرکار میرن. هم محتوا تولید میکنن. هم منتور هستن. هم مدیر شتابدهنده هستن. هم ...راستش من تقریبا دانشگاه رو دایورت کردم.صبح تا عصر به مشتریان خدمت رسانی میکنم.عصرها هم روی استراتژی و بازاریابی و پیشنهاد قیمت و شرکت در مناقصات و ... کار میکنم.بقیه وقتم هم که به خانواده میرسه.حتی گاهی از شرکت در جلسات سرمایه گذاری هم میگذرم چون وقتش رو ندارم!یا بعضی ها کارآفرین بودن رو بازی تصور میکنن.یا من توی مدیریت زمان خیلی ضعیف هستم.</description>
                <category>mojtaba rezaee</category>
                <author>mojtaba rezaee</author>
                <pubDate>Sat, 01 May 2021 15:13:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فروردین کسب و کار خود را چگونه گذراندیم</title>
                <link>https://virgool.io/@mojtabarezaee049/%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%85-yy7agk8hhtps</link>
                <description>اول از همه از معدود دوستانی که من رو دنبال میکنند و سایر عزیزانی که این پست رو میخوانند عذرخواهی میکنم، چون احتمالا به دردشون نمیخوره و بیشتر دارم برای خودم و کسب و کارم می نویسم.و اما بعددر پست دیگری دغدغه های 1400 رو نوشته بودماینجا میخوام از وضعیت این دغدغه ها در پایان فروردین بنویسم1- به شرکت &quot;پ&quot; گفتم دیگه نمیام. کلی باهام چونه زدن که بازم باهاشون همکاری کنم. نتیجه این شد که حق الزحمه من 26 درصد (مطابق قانون کار) افزایش یافت. ضمن اینکه تعهداتم هم 25 درصد کاهش پیدا کرد! کی فکرش رو می کرد که وقتی بگم دیگه باهاشون همکاری نمیکنم، این همه بهم امتیاز بدن؟2- شرکت &quot;ت&quot; دوتا نیرو رو تعدیل کرد و قراره بخشی از خدماتشون رو من بصورت برون سپاری انجام بدم. بنظر که بد نیست! البته هنوز به توافق مالی قطعی و قرارداد نرسیده.3- شرکت &quot;ک&quot; هنوزم داره بررسی میکنه! دیگه خیلی پیگیرش نیستم چون اگر هم جور بشه، همونطور که گفته بودم با توجه به بعد مسافت، منابع انسانی کافی برای انجامش ندارم. فعلا پیگیرش نمیشم تا ببینم چی میشه.4- شرکت &quot;الف&quot; هم هنوز سر کار هستم و هنوز هم پیگیرش نمیشم.5- شرکت &quot;و&quot; یک کار داره که حالاحالاها وقتش نمیرسه ولی یک کار دیگرش قرار شده بره هیئت مدیره و احتمالا قطعی بشه.6- یک شرکت &quot;پ ر&quot; هم اضافه شده که مذاکرات خوبی کردیم و امیدوارم بتونیم سه تا قرارداد باهاش ببندیم.7- داریم برای بازاریابی پروژه های کوچک، مطالعات بازار انجام میدیم و فکر میکنم اواسط اردیبهشت بتونیم شروع کنیم. مسئله اینجاست که مطالعات بازار نشون میده که حجم بازار این پروژه ها خیلی کوچیکه و برای رشد ما کفایت نمیکنه. در نتیجه باید یک فکر دیگه بکنیم.8- تز دکتری هم که سرجاشه.</description>
                <category>mojtaba rezaee</category>
                <author>mojtaba rezaee</author>
                <pubDate>Sun, 18 Apr 2021 11:27:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تغییر مسیر از فریلنسری به تاسیس شرکت</title>
                <link>https://virgool.io/@mojtabarezaee049/%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%84%D9%86%D8%B3%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B3-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-ix5tl5rn5f2b</link>
                <description>اگر مقالات من رو خونده باشید میدونید چقدر دیدگاهم نسبت به ثبت شرکت منفی بوده و برای تاسیس نکردن شرکت میتونم هزار دلیل بیارم. همچنین در مقالات قبلی نوشته بودم که بخاطر گرفتن یک پروژه بزرگ با یک کارفرمای معتبر، ناچار شدم یک شرکت تاسیس کنم. البته باید بگم با گذشت سه ماه از تاسیس شرکت، هنوز موفق نشدم اون کار رو بگیرم.ولی توی این مقاله میخوام از مشکل جدیدی صحبت کنم که نظرم رو درباره تاسیس شرکت تغییر داده و باعث شده امسال سعی کنم اون شرکت کاغذی رو به یک شرکت واقعی با پروژه های جدید، حساب بانکی معتبر، پرداخت مالیات و ... تبدیل کنم. اما چرا؟باید بگم در سال گذشته، اوضاع کار خوب بود. کیفیت قابل قبولی ارائه کردیم و کارفرماهای راضی داشتیم. نتیجه این شد که قرار شد امسال دوتا از قراردادهای بزرگمون رو تمدید کنیم. مسئله اینجاست که کارفرماها هنوز من رو به چشم یک مشاور می بینند و حتی تمایل دارند که کارمندشون بشم. در نتیجه اصرار به حضور بلند مدت من در مجموعه شون دارن. درحالیکه من علاقمند هستم که به یک بیزینس تبدیل بشم و کلی دارم روی بازاریابی برای گرفتن کارهای جدید تلاش میکنم. دو رویکرد توسعه برای من وجود داره:1- گرفتن کارهای بزرگتر و معتبرتر و البته گران تر2- گرفتن کارهای بیشترمن قصد دارم اولویت رو روی گرفتن کارهای بیشتر بگذارم چون به نظرم سریعتر و ساده تر هست و اگرچه قیمت کمتری داره ولی نسبت زحمت کار به درآمدش بسیار پایینه. ولی اگر من در کارهای جدید هم به شکل مشاور وارد بشم، بازم کارفرما روی توان شخص من حساب میکنه و میگه باید خودم برای انجام کار حاضر باشم. درحالیکه اگر در قالب شرکت حاضر بشم، کارفرماهای جدید بیشتر از اونکه به شخص من نگاه کنند، به خروجی کارشون توجه می کنند و در نتیجه من میتونم کارهای بیشتری بگیرم و کارم رو توسعه بدم.پس من شرکت رو فعال میکنم چون در سطح مشاوره یا خدمات فریلنسری به سطحی رسیدم که دیگه قابلیت رشد کمی می بینم و نیازمند یک تغییر اساسی هستم.</description>
                <category>mojtaba rezaee</category>
                <author>mojtaba rezaee</author>
                <pubDate>Sat, 10 Apr 2021 10:05:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دغدغه های 1400</title>
                <link>https://virgool.io/@mojtabarezaee049/%D8%AF%D8%BA%D8%AF%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-1400-xkuew7s3wetp</link>
                <description>این دغدغه ها رو اول سال مینویسم تا بعدها نگاهی بهشون بندازم و با وضعیتم مقایسه کنم:1- شرکت کارفرمای &quot;پ&quot; گفته حاضر نیست قرارداد امسال رو نسبت به پارسال بیش از 20 درصد افزایش بده و من باید تصمیم بگیرم باهاش ادامه بدم یا نه (افزایش حقوق قانون کار امسال 26 درصد بوده).2- شرکت کارفرمای &quot;ت&quot; درحال تعدیل نیرو هست و باید زودتر باهاش برای تمدید قرارداد مذاکره کنم، چون اگر نتونم باهاشون کار کنم، مجبورم قرارداد شرکت &quot;پ&quot; رو بپذیرم.3- شرکت &quot;ک&quot; میتونه مهمترین قرارداد امسال من باشه ولی الان دو ماهه که داره بررسی میکنه. احتمالش زیاده که باهاش کار کنم ولی اگر با شرکت های &quot;پ&quot; و &quot;ت&quot; قرارداد ببندم، دیگه تقریبا منابعم تموم میشه و کار کردن با شرکت &quot;ک&quot; خیلی برام سخت میشه.4- شرکت &quot;الف&quot; که فعلا چند ماهه که منو برای پروژه جدید سر کار گذاشته و تا خودش پیگیر نشه منم دنبالش نمیرم.5- شرکت &quot;و&quot; هم که برای سه تا کار مذاکره کردیم ولی احتمالا حالاحالاها به نتیجه نمیرسه.6- بازاریابی پروژه های کوچک رو هم باید راه بیندازیم چون فقط برای شش ماه بودجه داریم.7- این ترم باید از تز دکتری هم دفاع کنم.فکر میکنم تمرکزم رو باید به ترتیب روی این کارها بذارم:1- از بین شرکت &quot;پ&quot; و &quot;ت&quot; فقط یکی رو قرارداد ببندم2- شرکت &quot;ک&quot; رو خیلی جدی پیگیری کنم.3- تا زمان تعیین تکلیف قرارداد شرکت &quot;ک&quot; وقت خالی رو روی بازاریابی و تز دکترا بذارم.</description>
                <category>mojtaba rezaee</category>
                <author>mojtaba rezaee</author>
                <pubDate>Sat, 27 Mar 2021 10:50:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقایسه خودم سر سفره عید پارسال</title>
                <link>https://virgool.io/@mojtabarezaee049/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85-%D8%B3%D8%B1-%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84-nxfybigg3sum</link>
                <description>زمستان امسال کمی در سراشیبی قرار گرفتم. از طرفی هم شب عیدی تبلیغات برخی دوستان در شبکه های اجتماعی رو دیدم که از رشد بی سابقه خودشون گفتن و حسادت من رو تحریک کردن. واسه همین تصمیم گرفتم یه دودوتا چهارتا بکنم و خودم رو با پارسال همین موقع مقایسه کنم. پارسال بهمن شغل کارمندی خودم رو از دست دادم. با چندتا قولی که گرفتم و همچنین دوتا قراردادی که بستم (که کلا 35 میلیون تومان می شد) تصمیم گرفتم بعنوان یک مشاور مستقل شروع به کار کنم. باید بگم بعنوان یک مشاور، سال پرباری داشتم. امسال 25 درصد بیش از تارگت رویایی که در نظر داشتم کار کردم. بعدش توی دی ماه یک پیشنهاد کار گرفتم که برای انجامش باید شرکت می داشتم، پس یک شرکت 3 نفره (با همسرم و بهترین کارمندم) تاسیس کردم. ولی متاسفانه تا الان که از اون کار خبری نشده (البته هنوز ازش نا امید نشدم)، بازاریابی های این دو ماه آخر سال هم خیلی موفق نبود (کلا 2 میلیون تومان کار جدید گرفتیم) و در نهایت اینکه یکی از کارفرماهای پارسال حتی حاضر نیست حق الزحمه مشاوره سال آینده رو به اندازه قانون کار (26 درصد) افزایش بده و درنتیجه تهدید به خاتمه کار کردیم. در مقام مقایسه، باید بگم بعنوان یک مشاور عالی عمل کردم و سال آینده میتونم با اعتماد به نفس بیشتری کار کنم ولی بلند پروازی باعث شده بخوام یک شرکت داشته باشم که تا الان بخشی از سرمایه اش خرج شده و احتمالا تا پایان نیمه اول سال آینده بودجه داشته باشه. در واقع اسفند امسال بعنوان یک شرکت همون اندازه آس و پاس هستم که اسفند پارسال بعنوان یک مشاور مستقل آس و پاس بودم. به فکرم رسیده که حجم قراردادهای مشاوره رو کم کنم. توی تعطیلات عید یک بیزینس پلان و همچنین پلان بازاریابی خوب بنویسم و شش ماه آینده تمام تلاشم رو بکنم که چرخ های شرکت رو به حرکت دربیارم. اگر ببازم نهایتا نیمه دوم سال رو به کارمندی برمیگردم و چند وقت دیگه از نو شروع میکنم. ضمنا قصد دارم تا اواسط اردیبهشت، از تز دکتری هم دفاع کنم. </description>
                <category>mojtaba rezaee</category>
                <author>mojtaba rezaee</author>
                <pubDate>Fri, 19 Mar 2021 17:22:28 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>