<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های منا گنجیان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@monagnj</link>
        <description>پزشک ،کارآفرین و هم بنیان گذار لینیفای</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 01:02:50</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/185363/avatar/YR2sVA.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>منا گنجیان</title>
            <link>https://virgool.io/@monagnj</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فرصت‌های رشد همیشه با چشم غیر مسلح دیده نمیشن!</title>
                <link>https://virgool.io/@monagnj/%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%DA%86%D8%B4%D9%85-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%B3%D9%84%D8%AD-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%86-mjungsgga0k1</link>
                <description>تعریف من از فرصت رشد، هر موقعیتیه که میشه از طریقش تجربه و یادگیری جدیدی در راستای اهداف کوتاه‌مدت، میان‌مدت یا بلندمدتمون به دست بیاریم. اما نکته مهم در مورد فرصت‌های رشد اینه که همیشه صاف و مستقیم جلوی چشممون نیستن، همیشه کسی نیست که بهمون پیشنهادشو بده، یه وقت‌هایی باید کشف بشن و یه وقت‌هایی هم باید خلق بشن.فرصت رشدفرصت‌های 《کشف‌کردنی》فرض کنیم من یه دیجیتال‌مارکترم. من دلم می‌خواد طی ۲ تا ۳ سال آینده یه دیجیتال مارکتر فریلنسر باشم و دیگه بصورت کارمندی فعالیت نکنم. الان دارم تو یه آژانس دیجیتال مارکتینگ کار می‌کنم و مسئولیتم تو این شرکت طراحی استراتژی اینستاگرام مارکتینگ کلاینت‌هاست. امروز متوجه شدم مدیر عامل شرکتمون دنبال یه نیروی فروش پاره‌وقت می‌گرده و آگهی استخدام منتشر کرده. کسی رو می‌خواد که جلسات مذاکره با کارفرماها رو بره و خدمات آژانس ما رو بهشون معرفی کنه و متقاعدشون کنه باهامون کار کنن و در نهایت قرارداد ببنده باهاشون. این شخص هم نیاز نیست تجربه خاصی تو حوزه فروش داشته باشه و مدیر فروشمون گفته خودم همه چیزو بهش یاد میدم، فقط آدم مسئولیت‌پذیری باشه.من اینجا می‌دونم می‌خوام در آینده بعنوان یه فریلنسر کار کنم و مهارت مذاکره، فروش، ارتباط با کارفرماها، بستن قرارداد و… رو نیاز دارم که یاد بگیرم.اینجا می‌تونم درخواست بدم این مسئولیت رو به من بسپارن!درسته که با پذیرفتن این مسئولیت ممکنه ساعت کاریم بیشتر بشه، درسته که خود مدیرمون نگفته منا تو بیا این کارو بکن، اما درخواست دادن برای پذیرش این کار هم نشون میده آدم پرتلاش و باانگیزه‌ای هستم، هم درآمدم بیشتر میشه، هم در راستای هدف بلندمدتم برام تجربه و یادگیری می‌سازه، هم تو خود شرکتمون اعتبار بیشتری به دست میارم، هم فرصت دارم جایی آزمون و خطا کنم که یه آدم باتجربه کنارمه و کمکم می‌کنه و تنها نیستم تو تجربه‌های اولم.اما خب ترسناک هم هست. اگه از پسش بر نیام؟ اگه گند بزنم؟ اگه خیلی کارم زیاد شه و خسته شم؟اینجا باید یه مقدار ریسک منیجمنت انجام بدم و احتمالا یه ماتریس swot می‌تونه کمکم کنه تو این تصمیم. در نهایت هم یه برآیند بگیرم که اینکارو بکنم یا نه.(اگه درباره swot نمی‌دونید یه سرچ ساده تو گوگل کارِتون رو راه می‌اندازه)حواسمون باشه فرصتها یه وقت‌هایی به وضوح دیده میشن، یه وقتایی از نظر پنهانن اما با دقت کردن میشه دیدشون و کشفشون کرد.یه وقت‌هایی هم هست که فرصت‌های رشد رو کاغذ وجود ندارن اما می‌تونن خلق بشن. برای خلق این فرصت‌ها باید بتونیم منابع و امکاناتمون رو به دقت ببینیم و ارزیابی کنیم. چیزهایی که بلدیم، آدمایی که میشناسیم، منابع مالیمون و...فرصت‌های 《خلق‌کردنی》حالا فرض کنیم من همون دیجیتال مارکتره‌ام که تخصص اصلیم سوشال مدیا مارکتینگه. من یه خواهری دارم که خیاطه و کارش خیلی خوبه اما اونقدرها که باید مشتری نداره و خیلی دوست داره کارشو گسترش بده. من می‌تونم بهش پیشنهاد بدم با هم شراکت کنیم‌. من یه پیج براش راه بندازم و محتوا تولید کنم و سفارش بگیرم، اون هم خیاطی کنه و سفارش‌ها رو آماده کنه.این فرصت رو کسی پیشنهاد نداد، ما خودمون منابع و امکاناتمون رو آنالیز کردیم و با ترکیب منابع در دسترسمون یه فرصت خلق کردیم.🌱🌱امیدوارم همیشه تو کشف و خلق فرصت‌های رشد موفق باشید و هیچ فرصتی از چشم‌های تیزبینتون پنهان نمونه.با من در ارتباط باشید:لینکدین منایمیل منکانال تلگرام رشد شغلی با منا گنجیان</description>
                <category>منا گنجیان</category>
                <author>منا گنجیان</author>
                <pubDate>Fri, 19 Jan 2024 03:09:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا وقتی هوا سرد میشه دست و پاهامون یخ می‌کنه و بدنمون می‌لرزه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@monagnj/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%A7-%D8%B3%D8%B1%D8%AF-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%86-%DB%8C%D8%AE-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%87-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D9%84%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D9%85-%D8%AA%D8%B1%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%AF%D9%86%D9%85%D9%88%D9%86-%DA%A9%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D8%AC%D9%88%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%87-ad747zrr0wcr</link>
                <description>سرد شدن دست و پا در هنگام سرماتو این مقاله می‌خوایم در مورد نحوه تنظیم دمای بدن در زمان سرما صحبت کنیم؛ ببینیم چرا دست و پاهامون موقع سرما بیشتر از بقیه اعضای بدن یخ می‌کنن، چرا وقتی سردمون میشه می‌لرزیم و اصلا ترموستات بدنمون کجاست و چطوری کار می‌کنه.بدن انسان یه سیستم تنظیم دمای خیلی هوشمندانه و پیچیده داره. در حالت عادی دمای بدن ما بین ۳۶.۱ تا ۳۷ درجه سلسیوس متغیره. ممکنه آدم‌های مختلف دمای پایه بدنشون کمی با هم متفاوت باشه اما معمولا این تفاوت دمای پایه، تو همین رِنجیه که بهتون گفتم.در صورتی که به هر دلیلی دمای بدن بالاتر از ۳۸.۵ درجه بشه بهش می‌گیم هایپرترمیا (hyperthermia) و در صورتی که به هر دلیلی این دما به زیر ۳۵ درجه برسه بهش می‌گیم هایپوترمیا (hypothermia). اینجا بیشتر می‌خوایم فقط در مورد واکنش بدن در زمان سرما صحبت کنیم، اگه موضوع تنظیم دما براتون جذاب بود تو کامنتها بگید تا در مورد رفتار بدن در مقابل گرما هم بنویسم.هیپوتالاموس بخشی از مغزه که یکی از مهمترین فعالیت‌هاش، اینه که بعنوان ترموستات بدن عمل کنه. سیستم تنظیم دمای بدن در مواجهه با تغییرات دمایی داخلی و خارجی واکنش‌هایی نشون میده. تغییرات دمایی داخل بدن از طریق عصب‌هایی که تو قسمت هیپوتالاموس مغز قرار گرفتن، احساس میشه و به این تغییرات واکنش میدن. به این گیرنده‌های عصبی می‌گیم ترمورسپتورها (thermoreceptors) یا گیرنده‌های دمایی که البته فقط تو هیپوتالاموس نیست که این گیرنده‌ها رو داریم.تغییرات دمایی خارج بدن هم نیاز به ارزیابی و واکنش مناسب دارن، مثل سرد یا گرم شدن محیط.برای این منظور، ما ترمورسپتورهای دیگه‌ای داریم که تو پوستمون قرار دارن. رسپتورهایی که یه سریاشون برای سنجش گرما و یه سریاشون هم برای سنجش سرما اند.وقتی هوا سرد میشه، گیرنده‌های سرما که تو پوست قرار گرفتن، پیام سرما رو دریافت می‌کنن و به هیپوتالاموس می‌فرستن. هیپوتالاموس متوجه میشه الان وقتشه که گرمای بیشتری تولید کنه تا بتونه با سرمای محیط مقابله کنه و دمای بدنمون رو تو بازه مطلوب نگه داره. بعد از اینکه هیپوتالاموس پیام سرما رو دریافت کرد، مکانیسم‌های فیزیولوژیک متعددی اجرا میشن تا دمای بدن به اون نقطه ایده‌آل برسه و تو اون نقطه باقی بمونه.۱. هیپوتالاموس با دستور به تیرویید، باعث افزایش فرم فعال هورمون تیرویید میشه و فرم فعال هورمون تیرویید باعث افزایش انرژی در دسترس سلولها میشه و گرمای مورد نیاز بدن تامین میشه.۲. هیپوتالاموس به اعصاب سمپاتیک هم پیام‌هایی می‌فرسته تا با ترشح موادی به اسم کاتکولامین‌ها، به چربی‌های قهوه‌ای این پیام رو برسونن که وقتشه کالری بسوزونی و از متابولیسم این چربی‌ها هم انرژی در دسترس بیشتری برای سلول‌ها تولید میشه و در نتیجه گرمای مورد نیاز بدن تامین میشه.۳. تحریک اعصاب سمپاتیک و ترشح کاتکولامین‌ها، همچنین باعث تحریک گیدنده‌های عصبی دیگه‌ای به اسم آلفا رسپتورها میشن که تو سیستم عروقی بدن قرار دارن. تمام رگ‌های بدنمون این گیرنده رو دارن که با تحریکش، پدیده‌ای به اسم vasoconstriction یا تنگ شدن رگ‌ها رخ میده. وقتی عروق بدن تنگ‌تر میشن، میزان خون‌رسانی به سطح پوست و مخصوصا انتهاهای بدن (دست‌ها و پاها) کمتر میشه تا گرمای کمتری رو از طریق سطح پوستمون از دست بدیم. حواستون باشه 《خون》مهمترین چیزیه که به ارگانهای بدن گرما رو منتقل می‌کنه. مثل لوله‌کشی آب گرمیه که تو ساختمونها داریم. حالا چرا دست و پا بیشتر از بقیه بدن سرد میشن؟الف. دست و پا سطح پوستی نسبتا زیادی دارن که می‌تونه به شدت باعث از دست رفتن گرما بشه.ب. در مواقع سرما، بدن اولویت اصلیش اینه که از ارگان‌های حیاتی‌تر در مقابل سرما محافظت کنه. یعنی ترجیح میده حتی دست و پاهات از سرما خشک شن و نکروز شن، اما قلب و کبد و… گرم و زنده بمونن. خیلی ساده است؛ چون بدون دست و پا نمی‌میری اما بدون قلب چرا!۴. در نهایت هیپوتالاموس به عضلات بدن پیامی می‌فرسته مبنی بر اینکه باید شروع کنین به انقباضات ریتمیک! یعنی چی؟ پا شن برقصن؟ نه، به این انقباضات ریتمیک می‌گیم لرز یا shivering.حالا فایده لرز چیه؟ وقتی عضلات بصورت ریتمیک حرکت می‌کنن، باعث تولید انرژی و در نتیجه ایجاد گرما میشه. همون جوری که وقتی ورزش می‌کنیم گرممون میشه. اینجا بدن یه جورایی داره چیزی مثل ورزش مصنوعی برای عضلات می‌سازه تا انرژی و گرما تولید کنن برامون.اگه کنجکاوی‌هایی در مورد بدن انسان دارید، برام تو کامنتها بنویسید تا در موردشون تو پست‌های بعدی صحبت کنیم و با لایک کردن این پست ازم حمایت کنید تا بتونم بیشتر در مورد بدن انسان بنویسم و در کنار هم به کنجکاوی‌های بیشتری در مورد بدنمون پاسخ بدیم.</description>
                <category>منا گنجیان</category>
                <author>منا گنجیان</author>
                <pubDate>Fri, 27 Oct 2023 12:23:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>6 نشونه مهم که داد می‌زنن وقتشه شغلت رو ترک کنی!</title>
                <link>https://virgool.io/@monagnj/6-%D9%86%D8%B4%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%D9%87%D9%85-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D9%85%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D9%86-%D9%88%D9%82%D8%AA%D8%B4%D9%87-%D8%B4%D8%BA%D9%84%D8%AA-%D8%B1%D9%88-%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%DA%A9%D9%86%DB%8C-mpqex1efbis2</link>
                <description>طی دو سال گذشته، بعد از تغییرات اجتماعی و فرهنگی ای که پاندمی کووید_۱۹ به دنبال داشت، تعداد بی‌سابقه‌ای از افراد در دنیا تصمیم به ترک شغل فعلیشون و داشتن یه بازنگری عمیق در شغلشون گرفتن. این جنبش انقدر بزرگ و گسترده بوده که بهش یه اسم دادن؛ استعفای بزرگ یا The Great Resignationاگه شما هم تو نقطه‌ای از مسیر شغلیتون قرار دارید که دارید به ادامه دادن در شغل فعلیتون شک می‌کنید، خلاصه این مقاله از John Coleman که در HBR منتشر شده شاید بتونه کمک‌کننده باشه.همه ما تو زندگی لحظاتی رو تجربه می‌کنیم که باید تصمیمات سخت بگیریم. مثل لحظاتی که شغلمون، همون کاری که یه روزی بهمون هدف و انگیزه ادامه دادن می‌داد، دیگه کارکردش رو از دست داده. تو این شرایط بهتره سنجیده عمل کنیم، تمام جوانب رو بسنجیم و بعد تصمیم بگیریم. گاهی اوقات شرایط طوریه که تصمیم درست اینه که پا تو مسیر جدیدی بذاریم.اگه شما هم تو نقطه‌ای از مسیر شغلیتون قرار گرفتید که تو فکر پیوستن به موج استعفای بزرگ هستید، بهتره به این نشونه‌ها توجه کنید. اینها علائمی هستن که نشون میدن وقتش رسیده تصمیمتون رو جدی‌تر بگیرید:۱. وقتی شغلتون دیگه شما رو به سمت رشد و پیشرفت هدایت نمی‌کنه.ورزشکاران بزرگ دنیا مدام در حال تنوع بخشیدن به تمرینات بدنیشون یا تغییر روال روتین ورزش کردنشونن. این مساله به این دلیله که یه وقتایی دیگه تکرار اون کاری که همیشه انجام می‌دادیم مایه رشد و پیشرفتمون نمیشه.وقتی متوجه شدیم یه هدف قدیمی و یه روتین همیشگی دیگه به رشدمون کمک نمی‌کنه وقتشه به فکر یه راه تازه و یه تغییر باشیم.از اونجایی که ترک یه شغل تصمیم بزرگیه، قبل از اینکه تصمیم به ترک کردنش بگیریم بهتره اینو در نظر بگیریم که آیا اعمال این تغییراتی که مد نظرمونه تو همین محیط کار ممکنه یا هیچ راهی براش وجود نداره؟شاید خیلی وقت‌ها یه سری اصلاحات و تغییرات ساده و کوچیک تو همین محل کار فعلی هم بتونه این تغییر رو ایجاد بکنه اما اگه این گزینه رو امتحان کردید و به نتیجه نرسیدید، شاید وقت حرکت به جلو و تصمیم برای ایجاد تغییرات بزرگتر باشه.۲. وقتی به اون تارگت‌های اولیه‌ای که موقع ورود به این شغل ست کرده بودید، رسیدید.گاهی اوقات، ممکنه تو موقعیت شغلی فعلیتون رشدی نداشته باشید صرفا به این دلیل که چیزی برای آرزو کردن وجود نداره!ما خیلی وقت‌ها برای رسیدن به یه هدف، آرزو یا نقطه مشخصی تو مسیر رشد شغلیمون وارد یه کاری شدیم، چیزهایی که برای رسیدن بهشون برنامه ریزی کرده بودیم رو انجام دادیم، به اون اهداف رسیدیم و حالا دیگه داریم درجا می‌زنیم و رویایی برای رسیدن و قله‌ای برای فتح کردن جلو رومون نیست. اینجاست که باید آماده شروع یه چالش جدید بشیم.۳. وقتی فعالانه بدنبال راه‌هایی برای فرار از کارمون می‌گردیم و از انجام دادن وظایفمون فراری‌ایم.جان کولمن میگه دوستی داشتم که عاشق نوشتن بود. اما تو یه مقطعی، از این کار خسته شده بود و مدام دنبال راه‌هایی برای به تعویق انداختن، اهمال‌کاری و اجتناب از کاری که همیشه عاشقش بود می‌گشت. تو این مدت هر کاری که فکرشو بکنی رو انجام می‌داد تا مجبور نشه بنویسه. از سرگرم کردن خودش با شستن لباس‌ها بگیر تا رسیدگی به حیاط خونه. عملا کار با هر ابزاری بجز کلمات!اون در نهایت متوجه شد که اگه قراره دوباره عاشق نوشتن بشه به یه استراحت طولانی از نوشتن نیاز داره.گاهی اوقات، برای ایجاد یه عادت مثبت نیاز داریم که از طریق چیزی قدرت بگیریم تا بتونیم شروعش کنیم اما یه وقت‌های دیگه هم هست که بحث در مورد شروع دوباره است و برای شروع دوباره گاهی نیاز به یه استراحت موقت کوتاه یا حتی طولانی داریم. حرفه‌ی ما باید چیزی باشه که با کنجکاوی و اشتیاق بهش نزدیک شیم نه اینکه ازش فرار کنیم. این حس فراری بودن و اجتناب یه نشونه است که شاید یه جای کار می‌لنگه!۴. وقتی مرتباً با احساس خستگی، فرسودگی (burn out) یا ترس به کار نزدیک می‌شیم.کولمن یه خاطره از خودش میگه؛ قبلاً شغلی داشتم که زمانی ازش واقعا لذت می‌بردم، اما به تدریج اوضاع برام تغییر کرد، به طوری که بیرون رفتن از خونه برای رفتن به محل کار برام عذاب‌آور بود. این مساله به این دلیل نبود که شرکت یا همکارانم بد بودن، نه، فقط شرایط کاریم دیگه با من فیت نبود.اگه مرتباً از نزدیک شدن به کارِتون هراس و اضطراب دارید، وقتش رسیده که یه تغییر جدی ایجاد کنید یا این احساسات رو به یه شکلی پشت سر بذارید.زندگی کوتاه و ارزشمنده و ما نیاز داریم غنی نگهش داریم و حالمون باهاش خوب باشه.۵. وقتی شغلتون داره باعث ایجاد عادت‌های بد در شما میشه.جان کولمن یه داستان از یکی از دوستانش تعریف می‌کنه که در شرکتی کار می‌کرد که فرهنگ سازمانی سمی‌ای داشت و یهو به خودش اومد و دید حتی زمانی که از کار دوره داره به گونه‌ای رفتار می کنه که قبلاً اون رو غیر اخلاقی یا نامناسب می‌دونست. مثلا متوجه شد که داره دروغ میگه و همکاران و مشتریان رو گمراه می‌کنه. وقتی متوجه این موضوع شد بلافاصله شرکت رو ترک کرد تا به نظام اخلاقی خودش برگرده.وقتی فضایی که توش کار می‌کنید شروع می کنه به دور کردن شما از ارزش‌های فردیتون، شاید وقتش رسیده که رهاش کنید.هرگز اجازه ندید یه شغل یا یه محیط کاری شما رو به سمت و سویی ببره که از لحاظ شخصیتی و اخلاقی نزول کنید.۶. وقتی محل کارِتون به یه فضای ناسالم تبدیل شده.فضاهای کاری با همکارانی که به عنوان مثال سرِتون فریاد می‌زنن یا شخصاً به شما توهین می‌کنن، یا جایی که شما تا حد فروپاشی روانی و فیزیکی کار می‌کنید، در صورتی که این کار سنگین از روی علاقه و انگیزه نیست، وقتشه به دنبال یه اقدام و تصمیم‌گیری جدی باشید.این ۶ مورد مهمترین نشانه‌هایی بودن که می‌تونن بعنوان یه زنگ خطر برای ایجاد یه تغییر عمل کنن. قطعا نشانه‌های دیگه‌ای هم وجود دارن که می‌تونن برای شما همینقدر زنگ خطر باشن اما تو این مقاله نیومدن.کنار گذاشتن شغل و محیط کاری که بهش وابستگی و احساس تعلق دارید همیشه سخته اما به صورت کلی کنار گذاشتن روتین‌ها و وابستگی‌های قدیمی بخشی از زنده نگه داشتن خودمون و تازگی بخشیدن به زندگیه و در شرایطی که موندن داره بهمون آسیب می‌زنه، یه تغییر بزرگ و اساسی برامون حیاتیه.امیدوارم همیشه بهترین تصمیمات رو تو مسیر شغلیتون بگیرید و حسابی موفق باشید.منبع: لینک مقاله اصلی در HBR</description>
                <category>منا گنجیان</category>
                <author>منا گنجیان</author>
                <pubDate>Sun, 23 Apr 2023 05:48:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افسردگی پیش از جذب سرمایه</title>
                <link>https://virgool.io/@monagnj/%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-vlano3helwzd</link>
                <description>  اختلالات خلقی در روانپزشکی انواع گوناگونی دارن. یکی از بزرگترین دسته‌های اختلالات خلقی افسردگیه که قطعا همه‌مون در موردش کم و بیش شنیدیم، خودمون یا اطرافیانمون بهش دچار شدیم و تا حدودی می‌شناسیمش.   فکر می‌کنم تجربه اپیزودهای افسردگی بین کارآفرین‌ها تجربه شایعیه و اغلب کارآفرین‌ها در بالا و پایین‌های مسیر کارآفرینی در بازه‌های خاصی تجربه‌ش می‌کنن. طبق تجربه محدود و مشاهداتی که در این سالها داشتم، یکی دو ماه منتهی به هر راند جذب سرمایه، یکی از بزنگاه‌های بروز اپیزودهای افسردگی برای کارآفرین‌هاست. لحظات سخت و دشواری که خودم چند بار تجربه‌‌ش کردم و با پوست و گوشت و استخونم دردش رو کشیدم. می‌خوام تو این پست در مورد دو موضوع بنویسم؛ اول اینکه چرا این بازه‌های زمانی احتمال بروز اپیزود افسردگی برای کارآفرین بالاتره و مورد دوم اینکه چطور میشه افسردگی پیش از جذب سرمایه رو مدیریت کرد و مانع از اثر منفیش بر عملکرد کارآفرین در پروسه جذب سرمایه شد.  ضمنا تمام مطالبی که تو این پست می‌خونید تحلیل و نظر شخصی منه، از دل مطالعات و تجربه‌های شخصیم بیرون اومده و الزاما برای همه درست نیست.  هر کسی که برای یک بار سر و کارش به پروسه‌های جذب سرمایه افتاده باشه حتما خوب می‌تونه بگه که چرا در این بازه‌های زمانی احتمال بروز اپیزودهای افسردگی در کارآفرین‌ها بالاتره. کفگیر شرکت داره به ته دیگ می‌خوره، کارآفرین تخمین دقیقی از اینکه چه مدت قراره تو این پروسه معلق بمونه نداره، فرآیندهای جذب سرمایه گاها بسیار زمانبر و فرساینده‌ اند، سرمایه‌گذارها گاها بدشون نمیاد کارآفرین رو در موضع &quot;مجبور&quot; قرار بدن و از این موضع به نفع بستن یه ترکمانچای پر و پیمون استفاده کنن، حفظ روند رشد شاخص‌ها تو این شرایط سخته چون به علت نداشتن تخمین دقیق از زمان به سرانجام رسیدن پروسه ممکنه برای مدتی مجبور به کاهش هزینه‌های مارکتینگ بشین، تو این روزها تمام عملکرد تیم، اشتباه‌ها، شکست‌ها و رشدی که می‌تونست محقق بشه اما نشد، بارها مثل یه فیلم ترسناک از جلوی چشم کارآفرین رد میشه و عذابش میده، اضطراب مرگ مثل خوره به جونش میفته؛ ترس از دست دادن چیزی که سالها برای ساختنش جنگیده و ممکنه با عملکرد ضعیفش همه چیز رو به باد بده، مسئولیت بزرگی که روی شونه‌هاش سنگینی می‌کنه و نگرانیش از بابت اینکه نتونه از پس این مسئولیت بر بیاد و ده‌ها عامل دیگه که این بازه زمانی رو برای کارآفرین تبدیل به روزهای سختی می‌کنه و ازش آدم شکننده‌ای می‌سازه که مستعد تجربه یه اپیزود افسردگیه.  اما چطور میشه با وجود اینهمه چالش، همچنان روحیه‌مون رو حفظ کنیم و تو روزهای حساسی مثل این که بیشتر از همیشه به جسارت و جرات و شجاعت نیاز داریم از چنگال سگ سیاه افسردگی خودمون رو بیرون بکشیم؟  تجربه من در این چند سال این بوده که دارایی‌های واقعی کارآفرین در این لحظات می‌تونن به کمکش بیان و براش نجات‌بخش باشن. دارایی‌هایی که میشه در این روزهای چالشی بهشون چنگ بزنی و دوباره خودت رو بالا بکشی؛  ۱. مرور دستاوردهای کسب و کار از راند قبل جذب سرمایه تا به امروز؛ رشدی که در KPIها داشتین، مشتریان راضی و خوشحال، میزان اورنس برند و هر گونه دستاوردی که در این مدت داشتین. این کمک می‌کنه تخمین درست‌تری از جایگاه بیزینس داشته باشی و خودتون رو دست کم نگیری.   ۲. به تیمی که ساختی فکر کن و روی کمکشون حساب کن؛ اگه واقعا تیم خوبی ساختی، اگه به عنوان مدیر تو روزهای سخت حامی تیمت بودی و اگه تیمت تعلق خاطر خوبی نسبت به بیزینس داره، وقتشه روشون حساب کنی و بهشون اتکا کنی. ممکنه نیاز باشه شرایط رو برای تعدادی از اعضای تیم که باهاشون روابط نزدیکتری داری توضیح بدی و برای مثال ازشون بخوای تا حدی که براشون ممکنه دریافت بخشی از حقوقشون رو کمی به تعویق بندازن و برای خودت کمی زمان بخری تا از موضع مجبور بیرون بیای و با ذهن بازتری به قراردادها و گزینه‌های روی میز فکر کنی. البته حواست باشه به عنوان یه رهبر قرار نیست اضطراب‌های خودت رو به تیم تحمیل کنی و از طرفی نباید بابت این لطف روی هیچکدوم از اعضای تیم فشاری باشه. این گزینه فقط در مورد اعضای خاصی از تیم و اون هم در شرایط اضطراری صدق می‌کنه.۳. از اعتبارت استفاده کن؛ برای بیرون اومدن از موضع مجبور و فکر کردن و تصمیم گرفتن با ذهن باز، می‌تونی روی دوستان، خانواده و نزدیکانت حساب کنی. یه قرض کوچیک که بتونه برات یه حاشیه امن مالی به اندازه هزینه‌های یک الی دو ماه بیزینس تامین کنه هم تو این شرایط نجات‌بخشه. این حاشیه امن کمک می‌کنه زمان بیشتری برای مذاکره و بررسی گزینه‌های مختلف در اختیار داشته باشی و بی‌گدار به آب نزنی. مطالعات نشون داده در شرایط فقر و کمیابی، آدم‌ها تصمیم‌های پرریسک‌تر و هیجانی‌تری می گیرن و این نوع از تصمیم‌ها برای یه کارآفرین در چنین بزنگاه مهمی عین سمه. پس تا حد ممکن از اعتبارت استفاده کن تا خودت رو از موضع مجبور و کسب و کارت رو از دره مرگ نجات بدی.۴. حتما از حمایت کوچ، منتور و تراپیست استفاده کن. قرار نیست تو این مسیر تنها بمونی و همه چالش‌ها رو تنهایی پشت سر بذاری. عناصر حمایتی در چنین شرایطی مثل معجزه عمل می‌کنن. برای خودم بارها پیش اومده یه جمله از منتور یا کوچم در سخت‌ترین لحظات نوری به افکارم تابونده که تمام پیچیدگی‌های اون شرایط رو در یه لحظه برام حل کرده. حتما از کمک آدم‌های امن و آگاه زندگیت استفاده کن و اجازه نده سختی‌ها تو رو در خودشون غرق کنن.۵. از کارآفرین‌هایی که قبلا مسیر امروز تو رو رفتن مشورت بگیر. اون‌هایی که از VC مورد نظرت قبلا فاند گرفتن، اون‌هایی که چالش‌های مشابه کسب و کار تو رو قبلا تجربه کردن و...خیلی وقت‌ها از دل این مشورت گرفتن‌ها ارتباطاتی ساخته میشه که نجات‌بخشن و تجربه‌هایی منتقل میشه که راهگشان.مواردی که نوشتم صرفا تجربه‌ها و تحلیل‌های شخصی من بودن. قطعا در جایگاهی نیستم که بخوام برای کسی نسخه بپیچم اما امیدوارم تجربه اندک من بتونه برای کارآفرین‌های جوانی که دارن روزهای چالش‌برانگیز جذب سرمایه و افسردگی طاقت‌فرسای حینش رو تجربه می‌کنن کمی امیدبخش باشه.</description>
                <category>منا گنجیان</category>
                <author>منا گنجیان</author>
                <pubDate>Sat, 21 May 2022 02:07:09 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>