<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های منیره شفیقی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@monirehshafighi</link>
        <description>در تلاشم رویاها رو به واقعیت تبدیل کنم؛ با خلق یک محصول یا خلق یک داستان_ اینجا از تجربیات و کتاب‌ها می‌نویسم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 13:15:03</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/23383/avatar/OQa5FR.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>منیره شفیقی</title>
            <link>https://virgool.io/@monirehshafighi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>معرفی کتاب در فاصله دو نقطه</title>
                <link>https://virgool.io/@monirehshafighi/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%A7%D8%B5%D9%84%D9%87-%D8%AF%D9%88%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%87-dbdbzvl8uolp</link>
                <description>نخستین نگاه من با چشمان لوچی بود که زوایای دید آن هرگز مساوی نخواهند شد! ولی امروز میدانم که انسان‌ها آنچه را مه است از مسیر منشور دیدگان نمی‌نگرند بلکه با چشم دل لمس می‌کنند. من سه شنبه 11 شهریور ماه سال 1315 شب هنگام در خانه‌ی بزرگ آبا و اجدادی در شهر مشهد به دنیا آمدم...   کتاب با این جملات آغاز می‌شود. جملاتی صریح و روشن. به قلم بانویی که خود و هنرش افتخار این سرزمین هستند چرا که نمی‌شود استاد ایران درودی را شخصیتی جدا از نقاشی های بی حد و اندازه زیبایش دانست طرح های روی بوم ایران هستند و ایران طرح های روی بومی هستند که در نمایشگاه‌های بزرگ دنیا مورد تحسین نقاشانی چون سالوادور دالی قرار گرفته است.در ادامه کتاب وصفی از روزهای کودکی و رفاه خانوادگی در سال‌های پیش از جنگ جهانی دوم و تجربه های زندگی استاد ایران درودی را با همه‌ی خاطرات دبستان و دبیرستان در مشهد و تهران و سپس سال‌های دانشجویی و هنرآموزی ایشان در پاریس خواهید خواند. نویسنده خاطرات را چنان با جزییات و توصیفات زیبا نگاشته که هنگام خوانش می‌توانید لحظه به لحظه کتاب را در ذهن زندگی کنید.برشی از کتاب در سال 1969 شرکت آی تی تی که لوله کشی نفت آبادان به ماهشهر را انجام داده بود، گروهی را به ایران گسیل داشت تا هنرمندی را برای اجرای تابلویی از این لوله کشی ها انتخاب کنند. این گروه پس از دیدن آثاری چند از نقاشان ایران، به سراغ آتلیه کوچکم که در آن مشغول انجام مراحل نهایی اثر بزرگ &quot;رستاخیز&quot; بودم آمدند. آنجا مهم ترین قرارداد سرتاسر زندگیم را امضاء کردم. چند ماه بعد این اثر که بعدها احمد شاملو آن را &quot;رگ های زمین رگ های ما &quot; نامید.با تیراژ چند میلیونی در دو صفحه ی رنگی همراه با نوشته ای از من در مطبوعات مهم و معتبر دنیا انتشار یافت. این اثر یک سال بعد از آن، در همان نشریات تجدید چاپ شد و من از اطراف و اکناف جهان نامه‌های بسیاری دریافت کردم.روزی که این تابلو در مطبوعات دنیا چاپ شد یکی از بزرگترین روزهای زندگی من بود. سی و دو سالم بود که به شهرت جهانی رسیده بودم و درهای زیادی برایم باز شده بود، ولی صبح روز بعد مثل روزهای دیگر ساعت ۸صبح سرکارم در تلویزیون حاضر شدم و دفتر ورود و خروج را امضا کردم. انگار هیچ اتفاقی پیش نیامده چون در قلبم می‌دانستم، من در خاک وطنم ماندنی هستم و این خاک است که منبع الهام من است بعد از انتشار این اثر بود که شاملو یکی از زیباترین اشعارش را به من هدیه کرد. . .برشی دیگر از کتاب در فاصله دو نقطه با عنوان دیدار با تاریخچند لحظه بعد، به نظرم آمد که سربازان جاودان، نگهبانان دروازه های این نيايشگاه، از قالب های سنگی چند هزار ساله ى خود بیرون آمدند. ستون ها سر بلند كردند تا از ظلم فراموشی به عرش شکایت برند. تجرها و سایه های بی حرکت شان عظيم تَر شدند. آنگاه سردارانی را دیدم که در پناه بالهای زرین اهورامزدا بر ابرها اسب می‌رانند... و خورشید را در گردونه اى که از لابه لای ابرهای ضخیم به این نيایشگاه، ذرات نور می پاشاند!و طنین صدایى به گوشم رسید که مرا به نام می‌خواند: ایران.در هیچ لحظه از زندگیم از داشتن نام &quot;ایران&quot; بدین گونه احساس افتخار نکرده بودم.در فاصله چند لحظه بر همه جا نوشته شد، &quot;ایران&quot;. بی اختیار فریاد زدم:تو جاوید خواهی ماند.فریادم در فضای خالی پیچید و به صورت طنين به من بازگشت. . .</description>
                <category>منیره شفیقی</category>
                <author>منیره شفیقی</author>
                <pubDate>Wed, 28 Oct 2020 13:05:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقش پرسونا در مدیریت محصول</title>
                <link>https://virgool.io/@monirehshafighi/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-h4vuljtpvjwe</link>
                <description>اگر در حوزه‌بازاریابی محتوا و دیجیتال‌مارکتینگ فعالیت کرده باشین بارها عبارت پرسونا رو شنیدین و با اون قطعا کار کردین. اگر این طور هست که بهتون تبریک میگم شما به خوبی میتونید پرسونا محصولتون رو  بنویسید اما اگر به عنوان مدیر محصول از پرسونا و دلیل آشنایی با اون درکی ندارین بهتون پیشنهاد میدم دقایقی با من همراه بشین.پرسونا چیست؟شخصیت‌های داستانی هستند که به مدیر محصول کمک می‌کنه تا نیازها و خواسته‌ها مشتری درک کنه و بدونه که کاربرانش چه کسانی هستن و چه چیزی رو می‌خوان از طریق محصول به دست بیارن  درنتیجه مدیر محصول و تیمش میتونن راه حل‌هایی ارائه بدن که واقعاً مشتریان رو خوشحال کنه.دو نوع اصلی پرسونا وجود داره؛ خریداران و کاربران.پرسونا خریدار نمایه‌ ایده‌آل یک خریدار بالقوه است و به شما بینشی از افرادی رو میده که تصمیم به خرید محصول یا خدماتتون دارند.پرسونا کاربر نماینده افرادی که به طور مستقیم از محصول شما استفاده می‌کنند. شاید در نگاه اول خریدار و کاربر یکسان بنظر بیایند اما براساس شخصیت کاربر و خریدار اون‌ها اولویت های متفاوتی میتونند داشته باشند. منظور از پرسونا کاربر چیست؟هدف اصلی پرسونا کاربر ایجاد همدلی برای مشتریان است. درک و ارتباط با اون چیزی که برای مشتریان ارزشمند، بخش مهمی از مدیریت محصول رو تشکیل میده که نیازمند تحقیقات مداوم در زمینه کاربر هدف است، شما با در نظر گرفتن مهمترین ویژگی‌های افرادی که از محصولتون استفاده می‌کنند مثل اهداف، چالش‌ها، لایک‌ها و ... میتونید کل تیم محصول رو در ایجاد تجربه مشتری بهتر متمرکزتر کنید.خب حالا بریم سراغ مزایای مهم پرسونا کاربر: می‌تونید با جزییات بیشتری در مورد تصمیمات محصول توضیح بدینبه شما کمک میکنه روی نیازهای مهمترین گروه‌های کاربری متمرکز بشینبه شما کمک میکنه تا  ویژگی‌هایی که مشکلات واقعی کاربر رو حل می‌کنن اولویت بندی کنیدبهتون کمک میکنه تا عملکردهای جدید رو مطابق با نحوه استفاده مشتریان از اون پیاده‌سازی کنیدحواستون باشه که انواع زیادی از personas های کاربر وجود دارد. به عنوان مثال ، اگر محصول فناوری دارید ، ممکن است برای مشتریانی که هر روز از محصول شما استفاده می‌کنند و دیگری برای افرادی که محصول شما را اداره می‌کنند ، نیاز به یک شخصیت داشته باشید.نحوه ایجاد پرسونادر این راهنما سعی کردم مراحل ایجاد personas رو توضیح بدم اگر نیاز به درک و بررسی بیشتر داشتین میتونید از سایت‌هایی نظیرکانتنت برگر استفاده کنید.1. درک کنید که چه کسی از محصول شما استفاده می‌کندافراد باید تا حد ممکن صادق باشند ، بنابراین مهم است که برای یادگیری هرچه بیشتر در مورد کاربران هدف خود  زمان صرف کنید. نقش آنها چیست؟ چه مدت در صنعت خود بوده اند؟ دلیل دوست نداشتن یا لایک اون‌ چی میتونه باشه؟ این اطلاعات به شما کمک می کنه تا یک کاربر معمولی را بشناسین و محصولتون رو از دید اون‌ها ببینید. توجه داشته باشین که جزئیات خاص شما  با توجه به نیاز صنعت، بازار و نوع محصول شما متفاوت خواهد بود. در ادامه انواع مختلفی از اطلاعات که می‌تونه جمع آوری مفید باشه واستون نوشتم:پیشینه شخصی: سن ، تحصیلات و موقعیت مکانیپیشینه حرفه ای: عنوان شغلی ، سطح درآمد ، مهارت ها ، مسئولیت ها و تجربهاطلاعات روانشناختی: اهداف ، چالش ها ، لایک و دوست نداشتنبرای اطلاع از تحقیقات خود می‌تونید از داده های کیفی و کمی استفاده کنید - مانند مصاحبه مستقیم با کاربران ، خواندن گزارشات تیم پشتیبانی ، صحبت با تیم هایی که در تعامل با کاربران هستند و تجزیه و تحلیل کاربری محصول.2. کاربران معمولی خود را گروه بندی کنیدشما به احتمال زیاد به نمایندگی از گروه های مختلف کاربران ، نیاز به ایجاد چندین شخصیت دارید. پس از جمع آوری داده های کافی ، به دنبال ویژگی های مشخص و الگوهای رفتاری باشید. به عنوان مثال دوچرخه سواری فردوین یک برنامه تناسب اندام اجتماعی است که ورزشکاران را به هم وصل می کند و باعث ایجاد رقابت دوستانه می شود. گروه های اصلی کاربران ممکن است شامل دوچرخه سواران حرفه ای ، سواران گاه به گاه ، فروشندگان دوچرخه سواری باشد.هر گروه از پرسوناهای کاربر مجموعه ای از اهداف ، نیازها و خواسته های منحصر به فرد را دارند. درک تفاوت‌های بین این گروه ها برای هدایت چگونگی اولویت بندی ، طراحی و توسعه ویژگی های محصول جدید ضروری است .3. یک الگوی شخصیت کاربر را بسازیداکنون شما آماده ساختن شخصیت های خود هستید. به هرکدام یک نام بدهید و تصویری را برای نمایش و انتخاب شخصیت خود انتخاب کنید. سپس ، یک مرور کلی بنویسید که عناصر اصلی پیشینه و ترجیحات آنها را تقطیر کند.4. پرسونا کاربر را با تیم به اشتراک بگذاریدپس از ایجاد ، personas  را با اعضای اصلی سازمان خود به اشتراک بگذارید از راهنمایی‌ها و نظرات اون‌ها استفاده کنید تا نتایج بطلوب‌تری به دست بیارین. </description>
                <category>منیره شفیقی</category>
                <author>منیره شفیقی</author>
                <pubDate>Mon, 01 Jun 2020 22:46:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اولین گام‌های یک مدیر محصول</title>
                <link>https://virgool.io/@monirehshafighi/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%DA%AF%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-aki232psj2md</link>
                <description>مدیریت محصول شغل آسون و با کلاس و پردرآمدی نیست.نمیخوام کسی بترسونم از انتخاب شغل مدیریت محصول یا این که قصد بالا بردن بیش از حد ارزش و اهمیت این شغل رو داشته باشم فقط جمله رو نوشتم تا بهتون بگم مسیری که انتخاب کردین مسیر آسونی نیست شما با این شغل کار نمی کنید شما با سمت مدیریت محصول باید زندگی کنید باید از درد محصول دردتون بگیره، با شادی‌های محصول شاد بشین، با رشد و پیشرفت و به روز شدنش به روز بشین، به عبارت بهتر باید برای محصول یک مادر همه چی تموم باشید اون لحظه است که میتونید اسم خودتون مدیر محصول بذارین.اگر هنوز هم قصد دارید زمان و انرژی‌تون نه به عنوان مدیر محصول بلکه مادر محصول برای رشد و پیشرفت بچه‌تون بذارید شما رو به مطالعه بخشی از تجربیات و گام‌های اولم به عنوان مدیر محصول دعوت می‌کنم.اهداف رئیس خود را بدانیداولین مشتری شما مدیر شماست پس نیازها، خواسته ها و اهدافش رو به خوبی بررسی کنید و سعی کنید تمام ابهامات موجود را برطرف کنید. یادتون باشه شما نه تنها از نظر موفقیت محصول بلکه در تراز کردن اهداف شرکت زیر ذره بین هستین.از دانش مدیران بازار به خوبی استفاده کنیدمدیران بازار  بیش از هر شخص دیگه‌ای با مشتریان ارتباط دارند و ضعف و قوت‌های بازار رو به خوبی میشناسند و می‌تونند درک عمیقی از فعالیت محصول و همچنین بازخورد مشتریان نسبت به محصول در اختیار شما قرار دهند.با مشتری صحبت کنیداز تعامل مستقیم با مشتریان نترسید. در بیشتر موارد، مشتریانی که به طور فعال از محصول شما استفاده می‌کنند دوست دارند از تجربیات خوب و بد هنگام استفاده از محصول با شما صحبت کنند که این گفت‌وگو به شما بینش و قدرت تصمیم گیری و معاملات بهتر رو میده. یکی از راه‌های برقراری ارتباط با مشتری شبکه‌های اجتماعی محصول شما نظیر توییتر، به نظرم مدیر و موسس ایسمینار این ارتباط به خوبی برقرار میکنه. یادتون باشه تنها راه برای درک ارزش محصول شما صحبت کردن با افرادی که بیشترین استفاده را به عنوان مشتری از محصول دارند.از محصول استفاده کنیداگر مدیر محصول شرکت تولید کننده کالاهای مصرفی هستین، استفاده از محصول کار بی فایده ای است چون شما باید روزانه از این محصول استفاده کنید بنابراین گرفتن فیدبک از مشتریان برای شما کارآمدتر خواهد بود. اما اگر در یک شرکت فناوری‌های پیشرفته مشغول توسعه برنامه‌های کاربردی کسب و کار هستین، از مهندسان خود بخواهید که به شما اجازه بدن تا به یک نسخه آزمایشی دسترسی پیدا کنید که بتونین خودتون با محصول ارتباط برقرار کنید. یادتون باشه هیچ تجربه‌ای به اندازه استفاده از محصول و نقش مشتری محصول رو بازی کردن نمیتونه درک خوبی از شرایط محصول و مشتری به شما بده.حداقل پای ده تماس پشتیبانی مشتری بنشینیدهمونطور که اول مقاله بهتون گفتم مدیریت محصول شغلی نیست که پشت میز بشینید و صرفا مدیریت کنید بلکه باید کفش آهنی بپوشید و به میدون برین. یکی از این میدون‎‌ها بخش پشتیبانی شرکت است. تیم پشتیبانی مشتری مدام در حال پاسخ به سوالات مختلف مشتریان هستند. افراد این تیم کسانی هستند که مهارت حل سوالات سخت و مشکلی که از سوی مشتریان پرسیده می‌شود رو دارند. بنابراین مهم  که شما به عنوان مادر محصول به نظرات و سوالاتی که مشتریان از تیم دارند گوش بدین و درک کنید تیم پشتیبانی چطور با مشتری ارتباط برقرار می‌کنه و از این دانش برای پیشرفت بیشتر درک مشتری و محصول میتونین استفاده کنید. توجه داشته باشین اگر امکان برقراری تماس با مشتری ندارین با مدیر پشتیبانی جلسات هفتگی داشته باشین و ازش بخواین سوالات برتر و پاسخ‌های پشتیبان را در اختیارتون قرار بده. اما باز هم تاکید میکنم تا جایی که واستون مقدور خودتون اینکار رو انجام بدین و وابسته به گزارشات مدیر تیم پشتیبانی نباشید.</description>
                <category>منیره شفیقی</category>
                <author>منیره شفیقی</author>
                <pubDate>Wed, 29 Apr 2020 17:04:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برندبوک چیست و چطور طراحی میشه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@monirehshafighi/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D8%A8%D9%88%DA%A9-%DA%86%DB%8C%D9%87-%D9%88-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-kln3bmhvr5ai</link>
                <description>داستان آشنایی من با برند بوک برمیگرده به چالش هر روزه‌ای که با تیم بازار و گرافیست شرکت بر سر طراحی، رنگ، فونت‌های کم‌وبیش سلیقه‌ای داشتم. روزی نبود که بشینم پشت میزم و تیم بازار از گرافیست شاکی نشه یا گرافیست از تصمیمات و اصلاحیه‌های تیم بازار شکایت نکنه، حالا به تموم این شکایت‌ها، گوشزدها و نارضایتی‌های باقی ذینفعان که در راس اون‌ها هیات مدیره قرار داشت اضافه کنید. راه حلی که برای حل این مسئله پیدا کردم برندبوک بود سندی که بسیاری از شرکت‌های بین‌المللی دارند این درحالی که ما در ایران مدیرانی داریم که هنوز اسم برندبوک به گوششون نخورده یا گمون می‌کنند امری بی اهمیت است و برای طراحی اون وقت و هزینه صرف نمی‌کنند. در حالی که تدوین این سند در ابتدای راه باعث هماهنگی و یکپارچگی در تمام فعالیت‌های برندینگ و مارکتینگ (از قبیل تبلیغات، روابط عمومی و ارتباط با مشتریان) میشه و حس انسجام در شخصیت و تصویر برند برای مشتریان تقویت میکنه.برندبوک چطور طراحی کنیم؟1- تاریخچه برندتون بنویسید؛ در این بخش تاریخ‌های مهم و اتفاقات یا تغییرات شگرف در طول سالهای فعالیت برند مثل تاریخ ثبت برند، مالکیت حقیقی یا حقوقی برند، زمینه فعالیت تعریف شده، تاریخ ورود به بازار، و… قرار میگیره. در این خصوص می‌تونین عکس‌ها و تصاویر مربوطه (از قبیل تصویر روزنامه رسمی یا نامه نمایندگی برند و مانند اون) رو در این بخش یا در پیوست کتابچه قراربدین.2- واژه‌شناسی برند؛ در این بخش در مورد معانی لغوی، ریشه کلمات به کار رفته در برند، دلیل انتخاب برند و مواردی از این قبیل باید توضیح بدین. به عنوان مثال برند کوکاکولا اسمش رو از دو ماده تشکیل دهنده این نوشیدنی یعنی کوکائین و کافئین گرفته. کوکائین از برگ کوکا (Coca) گرفته می‌شد و کافئین اون از دانه‌ی کولا (Kola) تهیه میشده. درواقع نام این نوشیدنی یعنی Coca-Cola هم از ترکیب نام دو ماده‌ی اصلی اون گرفته شده که حرف K در کلمه‌ی Kola برای مقاصد تجاری به حرف C تغییر کرد یا مثلا پوشاک ایکات در وب سایتش بیان کرده که برند ایکات برگرفته از هنری کهن در ایران زمین به نام ایکات بافی یا دارایی بافی است.3- حواست به ویژگی های گرافیکی و بصری برندت باشه؛ منظورم از ویژگی های گرافیکی طرح، رنگ، Typeface، ابعاد و سایر ویژگی‌های بصری مربوط به برند است. حواستون باشه که اگر لوگوی برند به دو زبان فارسی و انگلیسی طراحی میشه بهتره طراحی طوری باشه که دو طرح از نظر ابعاد، رنگ، و … در یک راستا باشند و یک مفهوم برسونن. توجه داشته باشین که ویژگی‌های گرافیکی و بصری برندتون در همه جا (بر روی محصول، بیلبورد، یا هر جای دیگر) باید رعایت بشه مثلا وقتی که قصد نمایش لوگوی برند در ابعاد بزرگ تر مانند صفحه نمایش یک بیلبورد رو دارین نباید نسبت طول و عرض و ارتفاع تعریف شده به هم بخوره گاهی اوقات دیده شده که به عنوان مثال لوگوی یک برند در تبلیغات روزنامه‌ای با تایپ فیسِ B Nazanin و بر روی بیلبورد با تایپ فیسِ B Titr نمایش داده شده است که این نشون دهنده عدم انسجام در شخصیت برند است.راهنمای اجرای لوگو آمازون</description>
                <category>منیره شفیقی</category>
                <author>منیره شفیقی</author>
                <pubDate>Sat, 11 Apr 2020 00:20:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب در خدمت و خیانت زنان</title>
                <link>https://virgool.io/@monirehshafighi/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%AA-%D9%88-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-nquiuf1awf47</link>
                <description>امروزه هزاران کتاب درباره مساله زنان نوشته شده است، سنت‌های زنانه باور نیز در مقابله با جهان مردسالار دست به تلاش‌های بسیار زده و آرزوهای فراوان داشته است.کتاب در خدمت و خیانت زنان، نوشته شهلا زرلکی که نشر چشمه آن را به زیور طبع آراسته است، با نقل قولی از ویر‌جینیا وولف در کتاب سه‌گینی آغاز می‌شود. وولف شاید از نخستین زنانی باشد که تاکید را بر فاصله گرفتن خواسته‌های زنان، از زبان و جهان مردسالار گذاشته است. شهلا زرلکی نیز در کتابش این اصل را رعایت و سعی کرده که زنان را در باب زنان بیندیشد و بنویسد. او در این کتاب از پرداختن به فرهنگ و تاریخ مردسالار و نقش آن در فروکاستن نقش های زنانه، سخن از ستم تاریخی مردان، مظلومیت زنانه وتکرار این قصه مکرر پرهیز کرده است.از نکات مثبت کار شهلا زرلکی ارجاع به متون تاریخی، ادبی، دینی، و اسطوره‌ای است، چرا که هیچ پدیده‌ای را نمی‌توان بدون بررسی روند تاریخی آن به درستی دریافت.سودای ازدواج، عشق و رابطه‌ی جنسی شروع زنانگی است وکتاب نیز با همین فصل آغاز می‌شود. در ادامه به زن متاهل می‌پردازد و نقش ازدواج را در جهان زنان بررسی می کند. جنون ماهانه، زیبایی، رابطه با فرزند وشوهراز موضوعاتی است که در این فصل بررسی می شود.وقتی از زن سخن می گوییم نمی‌توانیم از فمنیسم و آثار و عواقب آن سخن به میان نیاوریم، لذا در فصل سوم این کتاب نقش زنان را در جهان مشاهده خواهیم کرد. از تلاش برای گریز از خانه و زندگی سنتی، تا آرزوها و تلاش‌هایی که برای زدودن جنسیت یا افراط در آن توسط زنان پیشرو مطرح شده است، نقش جریان‌های اصلی فمنیستی نیز در این بخش مطرح می شود.در نهایت با زنان تنها مانده، پیر، شاید زشت وشاید شکست خورده مواجه خواهیم شد وتلاش نویسنده را برای زدودن این انگ‌ها از زن پا به سن گذاشته خواهیم خواند. کتاب بسیار ارزنده‌ای است؛ خواندن آن را از دست ندهید.</description>
                <category>منیره شفیقی</category>
                <author>منیره شفیقی</author>
                <pubDate>Sat, 04 Apr 2020 23:34:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب بلندی‌های بادگیر؛ روایت عشقی آتشین</title>
                <link>https://virgool.io/@monirehshafighi/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D9%84%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B9%D8%B4%D9%82%DB%8C-%D8%A2%D8%AA%D8%B4%DB%8C%D9%86-qywrcykgqu65</link>
                <description>رمان بلندی های بادگیر از اولین رمان هایی است که در غرب در نقطه تلاقی دو فرماسیون غربی( فئودالیسم و بورژوازی) در اروپا نوشته شده و به خوبی نمایانگر کشمکش درونی طبقات اجتماعی اون دوره است. رمان روایت دو خانواده به نام هایِ وادرینگ هایتس و گرینج است که در آستانه صنعتی شدن جامعه انگلستان به نگارش در اومده و هدفش بازنمایی کشمکش‌های درونی این خانواده که نمادی از جامعه آن روزگار انگلیس است. داستان عمدتا از دوگانه‌سازی شخصیت‌ها صحبت میکنه و در این دوگانگی دو عنصر گفتگومندی و رویارویی نقش اساسی رو بازی می‌کنند. دوگانه انگاری از نظر امیلی برونته نمادی است از نزاعی که بین فرهنگ و طبیعت بعد از پدیدار شدن مدرنیته بوجود اومده. این کتاب که شرح دلدادگی کاترین و هتکلیف را بیان میکنه و تصویری واضح، دلنشین و در عین حال تلخی از این دلباختگی و سنگ‌هایی‌ که بر سر راه آن دو افتاده است. طرح کلی رمان دعوای دو خانواده رو روایت میکنه که عشق هم از جهتی پیوند دهنده این دو خانواده به یکدیگر هست و هم بستری رو فراهم میکنه برای منازعه بین این دو خانواده. هتکلیف عاشق دختر خانواده است و در تقابلی که بین عشق و شان اجتماعی سر راه او قرار داره، شکست میخوره و از اون به بعد تلاش میکنه که از طریق پول بر خانواده تسلط پیدا کنه. و این اتفاقا تا پایان رمان اتفاق می‌افته ولی در پایان رمان ما شاهد اون هستیم که هرچند که سلطه او بر دو خانواده مسلط میشه ولی در نهایت این دو خانواده با رسیدن به یک نقطه تعادل دوباره بهم پیوند می‌خورند. چند نکته اساسی در رابطه با رمان و پیوندش با روزگار خودش که نمایانگر اوضاع جامعه است واسم جالب بود. امیلی برونته سعی داره اشرافیت رو به زوالی که در دوران فئودالی شکل گرفته بود رو نشان بده و زیست جهان دو خانواده در واقع بازتابی از اون روزگار. به نظر من نویسنده در ترسیم موقعیت اجتماعی این دو خانواده موفق بوده. نکته اساسی و کلیدی که رمان رو به اوج فصاحت رسونده، منازعه‌ای که بین عشق اشرافیت و پول بورژوازی شکل میگیره و این همون دوگانگی‌های که مدنظر این نوشته است. در فصلی از کتاب که کاترین عشق خود به لینتن رو به فصل و عشق به هتکلیف را به صخره تشبیه می کند. فصل نمادی  از فرهنگ و صخره نمادی از طبیعت و این یعنی نویسنده رمان امیلی برونته، ادگار را در برابر هیث کلیف قرار میده تا تقابل میان عشق رمانتیک و پول بورژوازی را برجسته کند. دگردیسی بعدی که پیش میاد بخشی که هتکلیف وقتی متوجه میشه کاترین عشق ازلی رو فدای موقعیت اجتماعی کرده به جست‌و‌جوی پول میره به فردی پول پرشت تبدیل میشه.  هدف برونته از این دگردیسی ها برملا ساختن فردگرایی منفی که عواطف انسانی رو زیر پا گذاشته و در معرض شکست قرار میده.برشی از کتاب بلندی‌های بادگیر(عشق هرگز نمی‌میرد)اما چیزی که من دلم می‌خواست، تاب‌خوردن از درختی سبز بود که برگ‌هایش خش‌خش کنند؛ باد غرب بوزد و ابرهای سفیدِ سفید به‌سرعت از بالای سر ما بگذرند. تازه، نه فقط چکاوک‌ها، بلکه باسترک‌ها و توکاهای سیاه و سِهره‌های سینه‌سرخ و فاخته‌ها هم از چهار سو نغمه‌سرایی کنند. بوته‌زار از دوردست پیدا باشد؛ با فرورفتگی‌های سایه‌دار و خنک؛ اما نزدیک ما موج‌های بلند علفزار در نسیم تاب بخورند؛ همین‌طور جنگل و صدای آب؛ و کل دنیا بیدار و سرشار از شادی.گفتم: «پسرم، اگر سیاهِ سیاه هم بودی، دلِ پاک بالاتر از قیافه‌ی قشنگ بود. دل اگر پاک نباشد، قشنگ‌ترین قیافه‌ها هم زشت به‌نظر می‌رسند.»</description>
                <category>منیره شفیقی</category>
                <author>منیره شفیقی</author>
                <pubDate>Sun, 15 Mar 2020 18:49:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب بهترین قصه‌گو برنده است</title>
                <link>https://virgool.io/Thebest/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%82%D8%B5%D9%87%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-xvwkzoxdnbcb</link>
                <description>اولین داستانی که خوندی یا واست تعریف کردن رو خاطر هست؟ یادت هس چه کسی و کجا واست اون قصه رو گفت؟بزرگتر که شدی باز هم واست قصه گفتن؟ زندگی همه ما پر از قصه هایی که مادربزرگ، پدربزرگ، مامان، بابا یا خواهر و برادر بزرگترمون واسمون تعریف کردن قصه هایی که حتما آخر ماجرا یه پند یا هشداری داشت بابت کاری که در گذشته انجام داده بودیم یا خطر یا تصمیمی که در آینده ممکن بود انتظارمون رو بکشه واضح ترین داستان فریب نخوردن شاید داستان شنگول و منگول بود اولین بار خوب یادم مادربزرگم این داستان رو واسم تعریف کرد چون یه جورایی زیادی نترس بودم. بچه که بودیم از داستان ها تاثیر میگرفتیم  و اطرافیانمون با روایت قصه‌های مختلف در شرایط مختلف بر ما تاثیر میذاشتن بدون اینکه دلیلش رو بدونیم. دلیل تموم این تاثیر پذیری‌ها و تاثیرگذاری‌ها در واقع عطش انسان به توجه است. قصه ها کمک می کنند ادم ها حس کنند به اونا توجه شده و کسی با اونا ارتباط برقرار کرده، قصه ها به ما کمک میکنه تا بیشتر احساس وجود و زنده بودن داشته باشیم چون به دور از هر قاعده و قانون سخت و پیچیده ای بهمون ثابت میکنه یه جایی انسان زنده دیگه ای هست که واسمون پیغام میذاره و همین تصور باعث میشه تا قصه ها بیشترین تاثیر رو در روابط انسان ها داشته باشن و به افرادی که به دلیل بلد نبودن انتقال مفاهیم منظورشون رو سخت به اطرافیان میرسونن کمک میکنه هم تاثیرگذار باشند هم میزان درک دیگران از حرف ها رو بالا ببرند.چرا باید کتاب بهترین قصه‌گو برنده است را خواند؟کتاب بهترین قصه گو برنده است نوشته آنت سیمونز تمرینی است برای تبدیل شدن به قصه‌گوی خوبی که در تموم لحظه های زندگیمون میتونیم ارتباط خوبی با انسان های دیگر برقرار کنیم و قدرت متقاعد کردن رو داشته باشیم. این کتاب 224صفحه‌ای با جمله &quot;بیشتر آدم‌ها می‌دانند قصه چیست تا لحظه‌ای که برای نوشتن قلم به دست بگیرند&quot;شروع میشه، پیشگفتار فوق‌العاده‌ای داره که خودش به خوبی گویای کیفیت بالا کتاب و خلاقیت خوب نویسنده است. کتاب بهترین قصه‌گو برنده است بخش های جذاب زیادی داره من دوتا بخش‌هایی که خیلی دوست داشتم رو به اجمال واستون آوردم. اولی داستان وکیلی که با قصه گفتن از موکل خودش دفاع میکنه و ماجرا به نفع موکلش به پایان میرسونه، این داستان رو دوست داشتم چون بهمون ثابت میکنه کتاب برخلاف تصور و توصیه دوستان صرفا کتابی برای کپی‌رایترها نیست بلکه ابزاری است برای تمام افراد در تمام مشاغل و خودم هر وقت به مشکل متقاعد کردن میرسم مخصوصا در جلسات هیئت مدیره سعی میکنم از گزینه قصه‌گویی و مزاح استفاده کنم و جلسه رو به نفع محصول به پایان برسونم.و دومی داستان فروشنده فروشگاهی که برای ایجاد حال خوب مشتری کم حوصله اش که تحمل مشکلات پیش آمده در فروشگاه رو نداره از گردنبند زیبای او تعریف می‌کند و لحظات انتظار را به لحظات ارزشمند و رضایت بخش برای مشتری تبدیل می کند.چیزی واستون نوشتم بخش کوچکی از زیبایی ها و خوبی های کتاب بهترین قصه‌گو برنده است شما با خوندن هر فصل از این کتاب میتونین با داستان ها و تمرینات خوبی آشنا بشین که در زندگی و کارتون تاثیرات به سزایی داشته باشد.</description>
                <category>منیره شفیقی</category>
                <author>منیره شفیقی</author>
                <pubDate>Mon, 02 Mar 2020 11:31:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب قدرت بانکداری همراه</title>
                <link>https://virgool.io/@monirehshafighi/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87-tlvui7frzwxk</link>
                <description>هیچ وقت اولین روزهایی که خرید انلاین انجام دادم رو فراموش نمی‌کنم استرس این رو داشتم که نکنه محصول به  دستم نرسه اما به مرور که مشغله های کاریم زیاد شد مجبور شدم در زمان صرفه جویی کنم یا کمتر خرید برم.خب دومی که باید حذف کرد چون من عاشق خریدم پس برای صرفه جویی در زمانم پرداخت های آنلاین و حذف پول نقد از سیستم زندیگم رو در برنامه‌ام قرار دادم البته که اعتماد و اعتبار  فروشگاه ها و خدمات بانک‌ها در افزایش این علاقه تاثیر به سزایی داشت.اما همه چی که با پرداخت آنلاین حل نمیشه کلی خدمات هست که باید به صورت حضوری در بانک انجام بشه مثل افتتاح حساب. من سال هاست که افتتاح حساب انجام ندادم چون چندتا بانکی که در دوره قاجاریه ایجاد کردم کار رو راه مینداخت اما امان از شرکت های جدید و سیستم های پرداخت متفاوت که ادم رو برای دریافت حقوق مجبور می کنند یه روز مرخصی بگیری بری بانک در صف‌های طولانی منتظر بمونی و افتتاح حساب انجام بدی و هیچ وقت فراموش نمی کنم چقدر سر متصدی بانک غر زدم که چرا انقدر از بانکداری نوین حرف میزنین و مردم باید برای یک افتتاح حساب ساده زمان از دست بدن.همون روزها بود که کتاب قدرت بانکداری همراه در سایت راه پرداخت به چشمم خورد و کتاب رو خریدم و شروع کردم به مطالعه هر خط کتاب مثل آبی روی آتیش بود. حالم رو عجیب خوب کرد. انگار سانکار کریشنان میدونست دقیقا چه روزی کتابش در اختیار من قرار بده و حالم رو خوب کنه.بریم سراغ کتاب که ابتداش نویسنده از قدرت و پتانسیل بانکداری همراه میگه و معتقد در بازارهای توسعه یافته، بانکداری همراه به بانک‌ها فرصت خوبی برای کاهش هزینه‌ها، ارائه خدمات بهتر و دست‌یافتن به نسل جدیدی از مشتریان میده و در بازارهای کمتر توسعه یافته تلفن همراه دلیلی برای رشد اقتصادی اون کشورهاست. در ادامه از  خدمات همراه در کشورهای هند چین آفریقا و آمریکای لاتین مینویسه که چطور باعث حذف زیرساخت های فیزیکی شده و در واقع به این کشور ها اجازه داده چالشهای زیرساختی رو دور بزنند. یکی از بخش هایی این کتاب که باعث شد به عنوان یک بازاریاب محتوا و مدیر محصول نگاه عمیق تری به کاربران و مشتریان داشته باشم مقایسه نسل ها بود. کریشنان در این بخش از نسل هزاره یا نسل تلفن همراه صحبت می کنه و برخلاف باقی نویسنده ها از خوبی ها و بدی ها یا شکاف نسل ها نمیگه اون فقط دید ما رو نسبت به مشتریانمون شفاف‌تر میکنه و از روند تغییر عادت‌های نسل قدیم نوشته نسلی که معتقد بودنند برای خرید و هر موضوعی در زندگی حتما باید لمس کنی و ببویی این در حالی که ما نسل تلفن‌های همراه عبارت ببین و بشنو رو می‌پسندیم و نمونه اون رو هر روز در تبلیغات پیج‌های مختلف اینستاگرام میشه دید. در ادامه استاد کریشنان سیستم‌های بانکداری رو  به همراه شدن با نسل جدید دعوت میکنه و از مزایای پرداخت همراه و سودآوری اونها  برای بانک ها میگه و حرف دل ما عاشق تلفن همراه رو میزنه.بخش های پایانی کتاب هم به بانک ها هشدار میده که سود آوری جوگیرشون نکنه و بدونند و آگاه باشند که   همان اندازه که بانکداری همراه میتونه  رشد بالقوه‌ای داشته باشه خطرات زیادی هم واسشون داره و بیان میکنه که برای حل این مشکلات بانک‌ها باید تیم خوبی برای اجرای استراتژی داشته باشن و تاکید میکنه که این تیم باید متشکل از توسعه‌دهندگان اپلیکیشن، تامین‌کنندگان فناوری اطلاعات و مشاوران حرفه ای باشه.حرف باحال دیگه ای هم که در انتهای کتاب میزنه با تاکید فراوون میگه بانک ها باید خدماتی رو  ارائه بدن که برای مشتری ارزشمند باشه این دقیقا همون ایرادی که بسیاری از کیف پول‌ها نظیر اپ وسکه دارن اونا به سودآوری فکر کردند اما خدمات خوبی رو در اختیار  کاربران قرار نمیدن و در بخش طراحی و دیزاین کیف پول ضعفشون به وضوح قابل رویت.در نهایت این کتاب واسه همه اونایی که کنجکاوند که بدونن آخر ماجرای کیف پول ها به کجا میرسه و عاشقان خرید و پرداخت‌های آنلاین اقتصاددان‌ها و افرادی که دغدغه به‌روز کردن سیستم بانکداری رو دارند به شدت توصیه میشه.</description>
                <category>منیره شفیقی</category>
                <author>منیره شفیقی</author>
                <pubDate>Tue, 11 Feb 2020 22:35:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایراندخت دو ساله شد</title>
                <link>https://virgool.io/Irandokht/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%AE%D8%AA-%D8%AF%D9%88-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%B4%D8%AF-byplc6dmam4x</link>
                <description>دو سال از انتشار اولین شماره نشریه ایراندخت گذشت. در این دو سال تلاش کردیم تا نگاهی به دور از جنسیت و کلیشه‌های جنسیتی و آگاهی‌رسانی در زمینه مطالعات زنان و تجربه‌های زیستی زنان در سایر نقاط جهان داشته باشیم. امروز که این جملات می‌نویسم ایراندخت از ماهنامه به فصلنامه تبدیل شده اما این امر دلیلی بر کاهش کیفیت این نشریه تخصصی نشد بلکه خانواده بزرگ ایراندخت با همکاری کمیته‌ی زنان انجمن علوم سیاسی خراسان، برنامه‌هایی تحت عنوان &quot;سلسله نشست‌های ایراندخت&quot;، در سال اول و &quot;نشست به وقت زن&quot; در سال دوم فعالیت خود موفق به ایجاد فضاهایی برای تعامل زنان جامعه و بیان و بررسی مشکلات زنان شد. نشریه ایراندخت تا به امروز موفق به چاپ هفت شماره شده که در هر شماره افتخار تهیه گزارش از سلسله جلسات و معرفی کتاب در حوزه زنان به عنوان عضو کوچکی از این خانواده بزرگ را داشتم. خانواده‌ای متشکل از دانشجویان دختر و پسری که به بررسی مسئله زنان پرداختند و توانستند مصاحبه با مدیران و بنیانگذاران شرکت ها و اکوسیستم استارتاپی مشهد را در کارنامه دو ساله ایراندخت ثبت کردند. باید اعتراف کنم بهترین تجربه‌ها و لحظه‌های زندگی من در کنار ایراندختی‌ها گذشت. تیمی که سکون و یکنواختی برای آن معنایی نداشت و برای بهبود نشریه ایراندخت بی وقفه تلاش کردند. شماره هشتم این نشریه تحت عنوان &quot;کلیشه‌های جنسیتی&quot; به زودی منتشر خواهد شد.</description>
                <category>منیره شفیقی</category>
                <author>منیره شفیقی</author>
                <pubDate>Fri, 29 Nov 2019 19:50:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب ما همه باید فمینیست باشیم</title>
                <link>https://virgool.io/@monirehshafighi/%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%87%D8%A7-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-y4k1xuo3iwyz</link>
                <description>کتابی که امروز قصد دارم بهتون معرفی کنم از جنس فمینیست خوب هست. برای فمینیست صفت خوب آوردم چون اغلب افراد جامعه فمینیسمت‌ها را مخالف وجود مردها می‌دانند یا به عبارت وحشتناک‌تر موجودات مردخوار می‌شناسند. این در حالی است که فمینیست معنایی متفاوت با آن چه ما از آن تصور می‌کنیم دارد. چیماماندا انگوزی آدیشی در کتاب &quot; ما همه باید فمینیست باشیم&quot; به خوبی این نگاه‌های اشتباه جامعه را با بیان تجربیات خودش در نیجریه نقض می‌کند. یکی از نکات جالب کتاب نگاه جامعه نیجریه به سن ازدواج زنان است آن‌ها هم مانند مردم ایران برای ازدواج زنان محدودیت سنی در نظر گرفته و به زنی که از سن ازدواجش گذشته القابی نظیر ترشیده، پیر دختر و… استفاده می‌کنند.کتاب ظاهر کم قطر و کوچیکی دارد و از آن کتاب‌هایی است که ممکن است میان کتاب دیگر قفسه ناپدید شود و اما نکاتش امکان ندارد از خاطرمان ناپدید شود جملات آخر نویسنده که با هدف اصابت آخرین تیر به ذهن ما پرتاب می کند گویای این ماجرا است:فمینیست، مرد یا زنی است که اعتقاد دارد درست است که در دنیای امروز ما مشکل جنسیتی وجود دارد اما ما باید آن را حل کنیم و بهتر عمل نماییم. همه ما چه مرد چه زن برای بهتر شدن شرایط باید کاری انجام دهیم.جملات پایانی چیماماندا انگوزی آدیشی دقیقا همان چیزی است که جامعه زنانه ایرانی به آن نیاز دارد. حمایت مردان و اشتراک گذاشتن تجربیات مردان در سیستم های کاری می تواند جامعه بهتری را برای ما رغم بزند. در کتاب زن بودن اثر تونی گرنت به زودی مفصل تر در این مورد مینویسم</description>
                <category>منیره شفیقی</category>
                <author>منیره شفیقی</author>
                <pubDate>Thu, 28 Nov 2019 21:40:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سخنرانی به سبک مهدی برهمند‌پور</title>
                <link>https://virgool.io/@monirehshafighi/%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%87%D9%85%D9%86%D8%AF%D9%BE%D9%88%D8%B1-mv6rh2crksxk</link>
                <description>من با وجود اینکه شخصیت برونگرایی دارم و معمولا در جمع‌ها آدم پرحرفی محسوب میشم و گاهی اعتماد به نفسم تا بیکران هست، اگر بهم بگن سخنرانی در یک جمع متخصص در حرفه خودت رو داشته باش میترسم و احتمالا پا پس بکشم. این احساس ترس رو خیلی هامون تجربه کردیم و  امر طبیعی هم هست اما این امر طبیعی نباید مانع رشدمون بشه و اجازه نده که انتقال تجربه رو از کارمون حذف کنیم و این دقیقا همون کاری که مهدی برهمندپور انجام داد؛ مقابله با ترس های احتمالی که هنگام سخنرانی سراغ حتی متخصص‌ترین افراد یک سیستم هم میتونه بیاد.اولین سخنرانی که از مهدی برهمندپور دیدم سخنرانی در رویداد فریلند بود. مهدی برخلاف عرف سخنرانی‌ها که معمولا پوشش رسمی و استفاده از کلمات تخصصی در اون‌ها اهمیت بسیاری داره، نه کت و شلوار پوشیده بود و نه از جملات و کلمات تخصصی و پیچیده صحبت کرد دوستانه و ساده و درست همون شخصیتی که در رویدادها برای عکاسی حاضر میشه این‌بار هم حضور پیدا کرد و سن رو تماما در اختیار خودش قرار داد درصد صمیمیت شکارچی به حدی بود که  روی سن نشست و اگر امکانش وجود داشت باشناختی که از مهدی برهمندپور دارم مطمئنم دلش می خواست بره میون جمع و کنار حضار بشن.  این در حالی که شکارچی یک عکاس حرفه ای و متخصص، این رو میتونی از عکسایی که در سایتش منتشر میکنه کاملا درک کنید اما برخلاف بسیاری از متخصصان بسیار متواضع، مهربون و خونگرم واسه درک بهتر حرفای من کافی توییترش دنبال کنید یا بهش پیام بدین یا اینکه در فتوواکهای این شکارچی فعال که هر هفته در تهران برگزار میشه حضور داشته باشین تا درک کنید چرا همچین سبک باحالی برای ارائه خودش انتخاب کرد.شکارچی در فریلند چه گفت؟برهمندپور علاوه بر سبک پوشش و لحن زیبایی که استفاده کرد تیر آخر جذب مخاطب با بیان خاطراتش زد. اگر به شما بگن به عنوان یک فریلنسر روی برندینگ خودتون کار کنید شاید اونقدرا واستون جذاب نباشه این در حالی که وقتی از گزینه قصه‌گویی برای انتقال اطلاعات و تجربه استفاده بشه شش دونگ حواسمون جمع سخنران میشه و شکارچی دقیقا از این گزینه استفاده کرد. اگر شما هم با دیدن این سبک سخنرانی کتاب بهترین قصه گو برنده است  در ذهنتون مرور میشه باید به خودتون حق بدین چون مهدی برای این که یه ارائه خوب داشته باشه از بچه‌های تولید‌محتوا مثل پارسا کاکویی کمک گرفته و این دقیقا همون رفتاری که به نظر من از یک آدم حرفه باید سر بزنه. جالب بدونید که مهدی واسه کارش بیشتر از دست گرفتن یک دوربین و انداختن چندتا شات ارزش قائل اون معمولا رویدادها رو آنالیز میکنه تا بدون از چه افرادی در چه چارچوبی عکاسی کنه. مهدی یه شکارچی حرفه ای که حواسش به همه چی هست. واسه اثباتش میتونین خاطرات نیلوفر که مدتی پیش در ویرگول منتشر کرد بخونید.</description>
                <category>منیره شفیقی</category>
                <author>منیره شفیقی</author>
                <pubDate>Thu, 14 Nov 2019 22:46:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ملت عشق الگویی برای تولید محتوای متنی</title>
                <link>https://virgool.io/@monirehshafighi/%D9%85%D9%84%D8%AA-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D9%86%DB%8C-icamfmgfulw3</link>
                <description>امروز که این جملات را می‌نویسم سفر به ملت عشق را به پایان رساندم و باید بگویم فارغ از کمبودها و گاه اغراق‌های بی حد و اندازه‌اش و توصیف‌هایی که آدم را یاد سریال‌های بدون محتوا ایرانی می‌انداخت، کتابی با نگارش متفاوت بود و در واقع همین نگارش متفاوتش مرا مجذوب خود کرد. نویسنده در این کتاب تلاش کرده است تا دو داستان متفاوت را باهم تلفیق کند و به نظر از عهده کار برآمده . تصور کنید اگر الیف شافاک داستان زندگی  زنی در سال 2008 در امریکا را روایت می‌کرد که تمام زندگی خود را صرف خانواده و روابط زناشویی کرده است و مراقبت از فرزندان را اولویت زندگی خود قرار داده، کدام یک از ما چنین داستان تکراری که خود بارها به چشم دیده بودیم را  مطالعه می‌کردیم؟! اما نویسنده کتاب ملت عشق با ادغام داستان زندگی الا و شمس و روایت آن در دو زمان متفاوت توانست بر زیبایی رمان و شهرت خودش بیافزاید و مخاطبان خودش را پیدا کند. آن‌چه تا کنون از سفر به ملت عشق گفتم دور نمای کار الیف شافاک در این کتاب بود، بیاید کمی جزئی‌تر به ماجرا نگاه کنیم که الیف چطور مخاطب را با خودش همراه می‌کند.نویسنده کتاب ملت عشق خود را  در نقش چیزی حدود 18 کارکتر که در زمان و مکان متفاوت زندگی می‌کردند و نگاهی متفاوت به زندگی داشتند قرار داده است و داستان را از زاویه دید سوم شخص و اول شخص روایت می‌کند. در واقع باید بگویم قلم الیف شافاک مثل یک دوربین عکاسی عمل کرده است، دوربین عکاسی که از دوره شمس و مولانا شروع به عکاسی می‌کند تا به زندگی عزیز و الا در دو نقطه متفاوت از دنیا  اما دریک دوره زمانی برسد و لحظات را ثبت کرده و در آلبومی به اسم &quot;ملت عشق&quot; کنار یکدیگر قرار دهد و این تصویرسازی دقیقا همان چیزی است که بسیاری از ما نویسندگان محتوا از آن غافل هستیم. به طور مثال اگر از ما بخواهند محتوایی هزار کلمه‌ای برای یک شهر توریستی بنویسیم اکثرا بدون معطلی جست‌و‌جویی در نتایج گوگل می‌کنیم و روایتی بدون روح و کسل کننده در اختیار کاربران قرار می‌دهیم در حالی که با تحقیقات بیشتر و تصویرسازی می‌توانیم محتوایی منحصر به فرد خلق کنیم.</description>
                <category>منیره شفیقی</category>
                <author>منیره شفیقی</author>
                <pubDate>Thu, 07 Nov 2019 23:58:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم</title>
                <link>https://virgool.io/Irandokht/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D9%85%D8%A7-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%85-%D9%88-%D8%AD%D8%AA%DB%8C-%D8%AE%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%85-nkok1wkpgpqg</link>
                <description>اگر از آن قبیل افرادی هستید که موضوع و درون مایه کتاب را از طریق جلد و نام آن مورد قضاوت قرار می‌دهید و برای مطالعه انتخاب می‌کنید باید بگویم کتاب پیش روی شما کتابی که صرفا به نقد کمونیسم پرداخته باشد نیست. این را ازجست‌و‌جو در  پیشینه اسلاونکا که عضو کمیته اجرایی اولین شبکه ی گروه‌های زنان اروپا شرقی بوده می توان دریافت و به وضوح ردپای زنان و فمینیسم در این کتاب دیده می شود.اسلاونکا دراکولیچ وضعیت کشورهای کمونیستی را در این کتاب با بیان داستان و خاطرات خود و دوستانش به تصویر کشیده است و از احساس فریبی که مردم اروپا شرقی تحمل می‌کردند و ادامه یافتن این احساس پس از پایان جنگ سرد و حکومت کمونیستی می‌نویسد و اینطور بیان می‌کند که زندگی زنان در این کشورها به هیچ وجه زندگی هیجان‌انگیزی نیست و در واقع خیلی هم معمولی و ملال‌آور است. او در بخش های اول کتاب &quot;کونیسیم رفت،ما ماندیم و حتی خندیدیم&quot; به خوبی نشان می دهد دولتی که توانایی بر طرف کردن حداقل نیازهای بهداشتی عده کثیری از افراد جامعه(زنان) را ندارد نمی تواند باعث پیشرفت آن جامعه شود. نویسنده به وضوح در این کتاب نشان می‌دهد که تغییر با سقوط یک حکومت حاصل نمی‌شود و با مقایسه وضعیت قبل و بعد زندگی کمونیستی نشان می‌دهد این کشور‌ها نه تنها پیشرفت نکردند بلکه بعد گذشت سال‌ها از نابودی آن‌ها همچنان درگیر کمبودها و خلاهایی هستند که ارمغان دولت‌های کمونیستی است. کتاب &quot;کمونیسم رفت ما ماندیم و حتی خندیدم&quot; مملو از تصویر سازی‌های زیباست اما آن‌چه  بر جذابیت کتاب افزوده، بخشی است که اسلاونکا به زیبایی فمینیست را به تصویر می‌کشد و بیان می‌کند فمینیست‌ها مرد‌خوار نیستند و این همان نکته‌ای است که &quot;چیماماندا انگوزی آدیشی&quot; نویسنده کتاب &quot;ما همه باید فمینیست باشیم&quot; از آن با نام فمینیست خوب یاد می کند.</description>
                <category>منیره شفیقی</category>
                <author>منیره شفیقی</author>
                <pubDate>Sun, 03 Nov 2019 10:10:14 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>