<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های amir hosein</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@monsef80</link>
        <description>#مِسکیْن امــیــرحــســیــن | دانشجوی فقه و حقوق شاهد | علاقه‌مند به فلسفه-منطق |⁦دوستدار رسانه‌ |?| کمی گیمر | ⁦⚖️⁩⁦⛏️⁩اما‌گرفتار‌حقوق...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 02:01:13</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/259843/avatar/lgMc2o.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>amir hosein</title>
            <link>https://virgool.io/@monsef80</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نقدی بر مستند دیوانگی</title>
                <link>https://virgool.io/@monsef80/%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-rcybraonmtkd</link>
                <description>چند هفته است که کارشناسی ارشد خود را در رشته مورد علاقه‌ام شروع کرده ام. به گذشته نگاه می‌کنم از آن خرسند ام و به آینده امیدوار. این یادداشت نکاتی از مستند «دیوانگی» است که در تابستان ۱۴۰۲ در ایام انتخاب رشته کنکور سراسری تماشا شد.اسم مستند دقیق انتخاب شده. مصاحبه ها و سیر اتفاقات و تدوین و ریتم و روایت خوب است. با وجود اینکه مستند توسط چند نو دانشجو ساخته شده اما با حمایت هایی که از آن اتفاق افتاده، در قد و قواره مستند حرفه‌ای درآمده. گرچه ⅓ پایانی مستند، خوب جا نیوفتاده است و همین دستمایه نقد به مستند است. هرچه از ابتدای مستند پیش می‌رویم، سوالات و زوایایی که مستند به آن نپرداخته بود بیشتر نمایان می‌شوند.مستند دیوانگی گرچه از یک یا بهتر است بگوییم چند دانشجوی ریاضی است و در دنیای آنها می‌چرخد اما موضوع مورد بحثش برای رشته های علوم انسانی بسیار حاد تر است. در سمپاد ها به ریاضی و تجربی بها داده میشود. در دانشگاه ما با تعدد دانشگاه های خاص علوم فنی روبه‌رو هستیم. حمایت های مادی و معنوی متعدد این دانش‌آموزان و دانشجویان در کنار فرصت برای اپلای کردن و مهاجرت به دانشگاه های خارجی. پس بیراه نیست که بگوییم برای چنین محصل‌هایی «دیوانگی» خیلی معنا نداشته باشد.«دیوانگی» در متن مستند چند حرف مهم و خوب دارد. اینکه در هدایت تحصیلی نباید خانواده ها، محصل را مجبور کنند. آنها باید در پرورش فرزند خود بکوشند تا فرزندشان در موعد هدایت تحصیلی بتواند خودش انتخاب درستی انجام دهد. مطلبی که به خوبی در مستند بیان شده. اینکه کنکور همه چیز نیست. اینکه در دانشگاه، حتی دانشگاه‌های برتر کشور، فرش قرمز برای کسی پهن نشده و فرد باید خودش فکری برای خودش بکند. اینکه برای نودانشجوها، چراغ راهی می‌شود.اما «دیوانگی» در زیرمتن خود به مقصود خود نمی‌رسد. عبارت “دیوانگی” در ادبیات و عرفان جایگاه خاصی دارد که این مستند در وام گرفتن از این مفهوم ناکام مانده. سر و ته مستند را که بزنیم، این مسئله می ماند: دیوانه چه شرایطی دارد و چگونه دیوانگی کنیم؟ گرچه دیوانگی آنقدر مفهوم بلندیست که من هم در مقام نقد نمی‌توانم قلم به نوشتن آن تکان دهم. اما در مستندی که لااقل اکثر سوژه‌هایی که ما در قاب آن میبینیم افرادی با امکانات و استعداد های مادی فراوان هستند، صحبت از دیوانگی، شوخی قشنگی نیست. شرح حال دیوانه ها، شرح بی‌رنگی و عدم تعقل و آزادگی است. نهایتا با تسامح میتوان دیوانگی را تلاش یک بدبخت بیچاره دانست که با تلاش توانسته به موقعیت اجتماعی خوبی برسد. یا حتی روایت بدبخت بیچاره‌ای که با وجود تلاش، موانع او را از رسیدن به موقعیت خوب بازداشته است. اما متاسفانه مصاحبه های مستند محدود به دایره سمپاد و دانشگاه صنعتیِ شریف شده و همین اتفاق باعث شده تا عیار مصاحبه های مستند بالاتر نرود. مستند می‌توانست با رفتن سراغ سوژه های بکرتری به مفهوم واقعی عنوان خودش نزدیک‌تر شود.گواه این مدعا در آخرین بخش مستند است. در مصاحبه با اقای روح الله رحمانی ایشان به تصریح می‌گوید من زمانی به ایران مهاجرت کردم که همه چیز را داشتم. در چنین وضعیتی که مستند ترسیم کرده، نمی‌شود نسخه درستی برای اقشار معمولی کشور که عموما در سطح متوسط و ضعیف مالی هستند و بسیاری در شهرستان های دور از پایتخت زندگی میکنند نوشت و مخاطب مستند به همان جامعه آفتاب‌مهتاب ندیده محدود می‌شود که زمانی خیال دیوانگی به کله‌اش میزند که از همه چیز سیر شده باشد!غلام همّت آنم که زیر چرخ کبودز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد استدر یک کلام «دیوانگی» مستند خوش‌فرمی است که نتوانسته به عمق دیوانگی پی ببرد.</description>
                <category>amir hosein</category>
                <author>amir hosein</author>
                <pubDate>Sat, 07 Oct 2023 00:25:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حاشیهٔ من | کتاب #سفر_به_قبله نوشته هدایت‌الله بهبودی</title>
                <link>https://virgool.io/@monsef80/%D8%AD%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%87%D9%94-%D9%85%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%81%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%82%D8%A8%D9%84%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A8%D9%88%D8%AF%DB%8C-begosnowgamn</link>
                <description>چند ماهی کمتر از یک‌سال از سفر اربعینم می‌گذرد و ایوان نجف ... همان جایی که دل، هوای سفر حج به سرش خورد و در تب عشق به طواف خانه خدا و مشعر و منی ...ذی‌الحجه شد. نماز دهه اول ذی‌الحجه که در استحباب آن، ثواب زیارت آمده را هرشب در نمازخانه خوابگاه می‌خواندیم.صفحه اینستاگرام ... ، یادداشت رهبری را درباره کتاب #سفر_به_قبله منتشر کرد. یادداشتی که از سوز دل رهبرمان، در فراق زیارت خانه خدا را خبر می‌داد ...غم می‌خورم به حال دل رهبرم که هستتنها طلایه‌دار زیارت نرفته‌ها ...فوراً به #طاقچه سر زدم و با دیدن تعداد صفحات کم کتاب و قیمت ناچیز آن، کتاب را خریدم. سفرنامه‌ای روان و خوش فهم با توصیف روشن از سفر که با لطایف ادبی لذت خواندنش را دوچندان کرده.وقتی با روایت همراه می‌شدم، بکلی از جغرافیایی که در آن بودم فاصله می‌گرفتم. آدم های عجق‌وجقی در مترو که هرکدام دنبال داستانی از زندگی خودشان هستند و هرکدام رنگ و لعابی دارند. و دلسپردن به داستان‌های مدینه در سال ۱۳۷۰. روایت از حکومت شجره خبیثه سعودی بر اماکن مقدس و تاریخی حجاز‌. از مسجد قبا و معماری مشمئز کننده مسجدالنبی تا و بی‌نظمی های منا و کثیفی های غار حراء. تا برسیم به بلدالامین. شهر مکه. از طواف خانه خدا و سعی بین دو کوه سنگی. از اعمال تمتع. مشعر و منا و میقات. از  قربانی و تقصیر. خلاصه بگویم که دلمان، بیشتر از پیش لک زد برای حج.و حج ...””اگر حاجی شدن برای تو هدف باشد، فقط یک قدم دیگر باقی مانده؛ و اگر آدم شدن، می‌توانی امروز اولین قدم را برداری““*بریده ای از کتاب*و حیف است اگر از مدینه نگویم؛ این کتاب دید جدیدتری از مدینه به من داد. شاید تا قبل از این کتاب، دلم فقط برای طواف و مشعر قند می‌رفت. اما بعد از این، دلم برای مدینه هم قند می‌رود. مدینه، شهر پیغمبر. شهر اسلام. مدینه شهر مادر. شهر خاک و بقیع. شهری که کوچه کوچه آن، روایت تاریخ اسلام است. اما چه بنالیم از اثرات مخرب #آل_سقوط بر این میراث ابدی ...وقتی با روایت همراه می‌شدم، بکلی از جغرافیایی که در آن بودم فاصله می‌گرفتم. آدم های عجق‌وجقی در مترو که هرکدام دنبال داستانی از زندگی خودشان هستند و هرکدام رنگ و لعابی دارند. و دلسپردن به داستان‌های مدینه در سال ۱۳۷۰. روایت از حکومت شجره خبیثه سعودی بر اماکن مقدس و تاریخی حجاز‌. از مسجد قبا و معماری مشمئز کننده مسجدالنبی تا و بی‌نظمی های منا و کثیفی های غار حراء. تا برسیم به بلدالامین. شهر مکه. از طواف خانه خدا و سعی بین دو کوه سنگی. از اعمال تمتع. مشعر و منا و میقات. از  قربانی و تقصیر. خلاصه بگویم که دلمان، بیشتر از پیش لک زد برای حج.و حج ...””اگر حاجی شدن برای تو هدف باشد، فقط یک قدم دیگر باقی مانده؛ و اگر آدم شدن، می‌توانی امروز اولین قدم را برداری““*بریده ای از کتاب*و حیف است اگر از مدینه نگویم؛ این کتاب دید جدیدتری از مدینه به من داد. شاید تا قبل از این کتاب، دلم فقط برای طواف و مشعر قند می‌رفت. اما بعد از این، دلم برای مدینه هم قند می‌رود. مدینه، شهر پیغمبر. شهر اسلام. مدینه شهر مادر. شهر خاک و بقیع. شهری که کوچه کوچه آن، روایت تاریخ اسلام است. اما چه بنالیم از اثرات مخرب #آل_سقوط بر این میراث ابدی ...غم می‌خورم به حال دل رهبرم که هستتنها طلایه‌دار زیارت نرفته‌ها ...فوراً به #طاقچه سر زدم و با دیدن تعداد صفحات کم کتاب و قیمت ناچیز آن، کتاب را خریدم. سفرنامه‌ای روان و خوش فهم با توصیف روشن از سفر که با لطایف ادبی لذت خواندنش را دوچندان کرده.وقتی با روایت همراه می‌شدم، بکلی از جغرافیایی که در آن بودم فاصله می‌گرفتم. آدم های عجق‌وجقی در مترو که هرکدام دنبال داستانی از زندگی خودشان هستند و هرکدام رنگ و لعابی دارند. و دلسپردن به داستان‌های مدینه در سال ۱۳۷۰. روایت از حکومت شجره خبیثه سعودی بر اماکن مقدس و تاریخی حجاز‌. از مسجد قبا و معماری مشمئز کننده مسجدالنبی تا و بی‌نظمی های منا و کثیفی های غار حراء. تا برسیم به بلدالامین. شهر مکه. از طواف خانه خدا و سعی بین دو کوه سنگی. از اعمال تمتع. مشعر و منا و میقات. از  قربانی و تقصیر. خلاصه بگویم که دلمان، بیشتر از پیش لک زد برای حج.و حج ...””اگر حاجی شدن برای تو هدف باشد، فقط یک قدم دیگر باقی مانده؛ و اگر آدم شدن، می‌توانی امروز اولین قدم را برداری““*بریده ای از کتاب*و حیف است اگر از مدینه نگویم؛ این کتاب دید جدیدتری از مدینه به من داد. شاید تا قبل از این کتاب، دلم فقط برای طواف و مشعر قند می‌رفت. اما بعد از این، دلم برای مدینه هم قند می‌رود. مدینه، شهر پیغمبر. شهر اسلام. مدینه شهر مادر. شهر خاک و بقیع. شهری که کوچه کوچه آن، روایت تاریخ اسلام است. اما چه بنالیم از اثرات مخرب #آل_سقوط بر این میراث ابدی ...وقتی با روایت همراه می‌شدم، بکلی از جغرافیایی که در آن بودم فاصله می‌گرفتم. آدم های عجق‌وجقی در مترو که هرکدام دنبال داستانی از زندگی خودشان هستند و هرکدام رنگ و لعابی دارند. و دلسپردن به داستان‌های مدینه در سال ۱۳۷۰. روایت از حکومت شجره خبیثه سعودی بر اماکن مقدس و تاریخی حجاز‌. از مسجد قبا و معماری مشمئز کننده مسجدالنبی تا و بی‌نظمی های منا و کثیفی های غار حراء. تا برسیم به بلدالامین. شهر مکه. از طواف خانه خدا و سعی بین دو کوه سنگی. از اعمال تمتع. مشعر و منا و میقات. از  قربانی و تقصیر. خلاصه بگویم که دلمان، بیشتر از پیش لک زد برای حج.و حج ...””اگر حاجی شدن برای تو هدف باشد، فقط یک قدم دیگر باقی مانده؛ و اگر آدم شدن، می‌توانی امروز اولین قدم را برداری““*بریده ای از کتاب*و حیف است اگر از مدینه نگویم؛ این کتاب دید جدیدتری از مدینه به من داد. شاید تا قبل از این کتاب، دلم فقط برای طواف و مشعر قند می‌رفت. اما بعد از این، دلم برای مدینه هم قند می‌رود. مدینه، شهر پیغمبر. شهر اسلام. مدینه شهر مادر. شهر خاک و بقیع. شهری که کوچه کوچه آن، روایت تاریخ اسلام است. اما چه بنالیم از اثرات مخرب #آل_سقوط بر این میراث ابدی ...</description>
                <category>amir hosein</category>
                <author>amir hosein</author>
                <pubDate>Thu, 14 Jul 2022 09:32:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دروغ جنسی</title>
                <link>https://virgool.io/@monsef80/%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-solvfdclq2md</link>
                <description>میخواهم مثل فیلم های دیوید فینچر با شما حرف بزنم. اینکه اسمش را گذاشته اند یادداشت دانشجویی با موضوع ازدواج، همه فکر می‌کنید که باید حرفهای جدی و کلان بزنیم و اندک‌ترم ها هستند که موضوع شهوت را مطرح میکنند. ولی این موضوع نه زشتی پنهانی دارد و نه من بی ادبم. پس بگذارید همه چیز را به قلم بکشم. گمراه تان هم نمی‌کنم. اگر یک وقتی هوای گمراه شدن به سرتان زد، به خیابان بروید یا در گوشی‌های همراه تان شبکه اجتماعی توییتر نصب کنید؛ البته همراه با فیلترشکن! شهوت یکی از ارکان انسان است؛ انسان بدون شهوت تعریف نمی‌شود همانطور که بدون گرسنگی و اشتیاق به دین تعریف نمی‌شود. دختران و پسران امروز، از دانش‌آموز کلاس هشتمی تا دانشجوی ترم سوم کارشناسی ارشد، نیاز جنسی دارند. این شهوت برای آنها جذاب است. ولی نمیخواهم بگویم که شهوت، کمترین نیاز انسان است و کمال و لذت اصلی انسان در عرفان و جهاد است و این شهوات، خار راه خلیفة‌اللهی اند.همه جوانان در ازدواج به فکر تامین نیاز جنسی هستند؛ اگر کسی را دیدید در موضوع ازدواج، پای مسائل اقتصادی را پیش کشید و بلوغ عقلی را مطرح کرد، بدانید چرت می‌گوید و افق دید بالایی را اصلاً نشانه نگرفته. فقط خواسته جلوی دیگران، حجابی بر شهوت خود بیندازد. میگویید نه!؟ پس بروید نگاهی به روابط دختران و پسران کوچه و خیابان بکنید؛ آنهایی هم که در خانه اند، دست کمی از خیابانی ها ندارند.(｡♡‿♡｡) better To getter (｡♡‿♡｡)  مسلم است که در کشورهای آمریکایی و اروپایی، افراد از آنچه که مسیر دینی است منحرف شده اند. اما با این حال، پسر اروپایی در بهبوههٔ بلوغ، هیچ گونه دغدغه جنسی ای ندارد. چون می‌داند طبق آنچه که دیده، شرایطش فراهم است. او می‌داند که شهوت جنسی دارد و به راحتی میتواند نیازش را برطرف کند و با یک دختر دوست شود. حالا سوال این است که اگر یک قیدِ «عقد» به قضیه اضافه کنیم، چه منافاتی با معیارهای انسانی و اسلامی پیدا می‌کند؟ در عوض خودتان را تصور کنید. به بلوغ رسیده اید و هیچ تصوری از پاسخ‌گویی به این شهوت جنسی جذاب‌تان ندارید. از کودکی به شما گفته شده ازدواج و غیر ازدواج نه! اما تا ازدواج و پاسخ به شهوت جنسی چقدر راه دارید؟ شما باید دوره راهنمایی و دبیرستان را طی کنید. کنکور بدهید. وارد دانشگاه شوید. مدرک بگید. سربازی بروید. پارتی پیدا کنید و سر کار بروید. آنگاه تازه اقدام به خواستگاری کنید تا شاید پدرِ آن دختری که سالهاست منتظر یک پسر است با شما موافقت کند. بعد هم درگیر قسط و وام و هزار بدبختی شوید... ولی مگر چه گناهی دارد که شما هم، نه فقط مثل پسر اروپایی، بلکه بالاتر از او، در سنین پایین اقدام به ازدواج با یک دختر کنید و تمام این مراحلی که گفته شد را همراه با او طی کنید؟ چه فرقی بین شما و آنها هست؟ پسر اروپایی هم تا زمانی که درامد نداشته باشد، امکان زندگی مستقل ندارد؛ اما در طی زندگی، پاسخ جنسی خود را می‌دهد. بماند که شما مسلمان هستید و سبک زندگی بهتری از او دارید! مشکلات اقتصادی تان هم هیچ ربطی به این قضیه ندارد. شما که چه مجرد باشید و چه متأهل، جور تنگناهای اقتصادی را می‌کشید؛ پس دیگر این چه حرف بیخودی است که ما به خاطر مشکل اقتصادی نمی‌توانیم ازدواج کنیم!؟ حالا بماند که دین و تجربه ثابت می‌کند که ازدواج، اثر مثبت اقتصادی دارد! تازه ادعای بی‌میلی به دنیا و نگاه فرامادی به جهان هم دارید!و از جمله آیات او این است که برای شما از نوع خودتان، همسرانی آفرید که با آنان آرام گیرید، و در میان شما دوستی و مهربانی افکند، و در این امر برای اندیشه‌وران مایه‌های عبرت است‌. مگر ما ایرانی‌ها چه چیزی از اروپایی‌ها کم داریم که با وجود عقد شرعی و همچنین سبک زندگی اسلامی، از همان نوجوانی دست به کار نمی‌شویم؟ این کار با کدام معیار دینی مغایرت دارد؟ ما ایرانی ها چرا این فکر غلط را پیش گرفته‌ایم؟ چه کسی گفته که پاسخ نیاز جنسی اینقدر دور از دسترس باشد!؟ چرا ازدواج آسان را از آخر معنا کرده ایم و گفته ایم که ازدواج آسان، یعنی در ۲۸ سالگی زندگی را با حداقلیات شروع کردن؟ ازدواج آسان ازدواج از ۱۷ سالگی است نه از آخر! این روال هم چیز شاخ و دم داری نیست و تا همین یکی دو دهه پیش کاملاً مرسوم بود. اگر قبول ندارید، چند دقیقه با مو سفیدها هم‌کلام شوید تا با تشر به شما نهیب بزنند که چرا تا به حال، نکاح نگرده اید!!! بگذریم که با همه این سخن‌درازی ها، اکثر ایرانی ها هم بیخیال ننشسته اند و گول دروغ های ایرانی را نخورده اند و با پیوستن به همسن‌ و سال‌های اروپایی، از همان ابتدا کار خود را با خودارضایی و رل زدن و آن کار های دیگر شروع کرده‌اند؛شما گول خورده‌اید. دین آنقدر بدبخت نیست که با یک شهوت جنسی، نصف آن بیوفتد؛ بلکه از این جهت این را گفته اند که با برداشته شدن مانع شهوت، شما توانایی کسب همه استعدادهایتان را پیدا می‌کنید؛ دروغ ها شمارا از حقیقت دور کرده و دیگر نتوانستید با پاسخ دادن شهوت جنسی، دین خود را کامل کنید و یا حداقل یک زندگی روال داشته باشید.دروغ ...گول دروغ ها را خوردید و غافل شدید که با پول کم هم میتوان پاسخ نیاز جنسی را داد و نهاد اجتماعی تشکیل داد و به سبک زندگی درست تر فکر کرد. دروغی که جلوی این حقیقت را گرفت که متأهل بودن، وضع اقتصادی را بهتر می‌کند! خلاصه که گول دروغ ها را نخورید... شما چیز های بیشتری از پسر اروپایی دارید.</description>
                <category>amir hosein</category>
                <author>amir hosein</author>
                <pubDate>Tue, 26 Apr 2022 14:36:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مراقب باشید رسانه‌هایتان سقوط نکند!</title>
                <link>https://virgool.io/@monsef80/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%82%D8%A8-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%82%D9%88%D8%B7-%D9%86%DA%A9%D9%86%D8%AF-ww5nzvnhvmm3</link>
                <description>دنیا محل بازیست. بازی با هر چیزی، حتی کلمات، گرداگرد حقیقت‌. روزی محمد جهان‌آرا گفت: «بچه ها، اگر شهر سقوط کرد آن را دوباره فتح خواهيم کرد؛ مواظب باشيد که ايمانتان سقوط نکند!» حرف عجیبی است. شهری سقوط کرد، خرمشهر با آن همه جلال و شوکت ویران شد. مردم که نبض تپنده شهر اند ویلان  شده‌اند. چیزی نمانده جز خرابی و حسرت از دست دادن. حالا در بحبوحه خون و خرابی، یک فرمانده روشن‌بین می گوید هیچ کدام اینها عیبی ندارد! نهیبی می‌زند که مهم‌تر این است که مراقب ایمان‌تان باشید!اما نهیب جهان آرا به وسعت یک تاریخ تکرار می شود! حرفی که اگر به تناسب امروز بخواهیم تکرارش کنیم شاید بشود: «بچها اگر #اقتصاد سقوط کرد، فکری به حالش می کنیم؛ مراقب باشید #رسانه سقوط نکند.»در نظریات رسانه‌ای، یکی از موارد بسیار مهم چارچوب سازی برای مخاطب است. در این نظریه، به جای اینکه رسانه به مخاطب سوژه ای را نشان دهد، یک چارچوب برای فکر کردن به او می‌دهد.حقیقت این است که دشمنان در این سال‌ها، چارچوب فکری ما را کاملاً عوض کرده اند. زمانی که جهان‌آرا آن حرف تاریخی را می زد، چارچوب فکری مردم ایران این بود که ما برای اعتلای اسلام، انقلاب کردیم و خود آماده هرگونه از خود گذشتگی هستیم. ولی چارچوب ذهنی امروز ما این است که انقلاب تمام شده و ما یک کشور ممتاز با تمام شئون تمدنی و رفاهی داریم. ولی حقیقت این است که نظام فکری ما درگیر یک خطای روشی است! چارچوب رسانه‌ای ذهنمان تغییر کرده و خودمان متوجه این نکته نیستیم. آن روز که شهر سقوط کرد، مردم دیدند به واسطه انقلاب کردن، امنیت انقلابشان به خطر افتاده؛ برای دفع خطر حرکت کردند. اما این روزها دیدگاه ما این شده که اقتصاد خیلی بی‌جا کرده که به واسطه انقلاب دچار چالش شده و وظیفه ما نیست که آن را حل کنیم‌...حقیقت این روزها این است که دشمنان به کمک رسانه، این تغییر نگرش را در ما به وجود آورده اند؛ این مسئله هم شبیه همان مسئله و راه‌حل های آنها همانند اند. ایمان و رسانه بازو هایی برای هویت اند. مع الاسف ما به‌خاطر ضعف در رسانه و اقناع افکار توسط دشمن، هویت ما ایرانیان تضعیف شده و درگیر باتلاقی شده ایم که راه پیشروی را برای ما ناهموار کرده است. شهر سقوط کرد، آن را پس گرفتیم؛پول سقوط کرد، راه رشدش پیدا خواهد شد...اما ابتدا بیایید فکری به حال رسانه‌های سقوط کرده و ایمان مردم بکنیم!</description>
                <category>amir hosein</category>
                <author>amir hosein</author>
                <pubDate>Sun, 13 Feb 2022 21:18:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من راضی : تو راضی :گورپدر ناراضی</title>
                <link>https://virgool.io/@monsef80/collegeclosed-nub1mkdn1vq2</link>
                <description>«یادداشتی به مناسبت روز دانشجو»سال ۹۸ کرونا آمد. کسی نمی‌دانست این دقیقاً چه کوفتی است، از کجا آمده، چطور آمده، علائمش چیست، راه پیشگیری و درمانش چطور است؟ به یک‌باره تعطیلی های پشت سر یک‌دیگر شروع شدند؛ ابتدا دانشگاه ها، و سپس، ادارات و مراکز دولتی و بعد هم کسب‌وکارهای آزاد؛ در برخی هفته ها، بکلی کشور تعطیل شده بود! همه متحیر و ترسیده بودند و زمین و زمان را با الکل می‌شستند. دوران آشفته‌ای بود... اما این دوران، شیرینیِ زیبایِ تلخی داشت. آن دانش‌آموز و دانشجویی که دربه‌در به دنبال فرار از کلاس و درس بود، از سوم اسفند ماه نودوهشت، با استقبال به او گفتند، تعطیلی!!! او هم از خدا خواسته، در پوست خود نمی‌گنجید؛ بالاخره عمری از کله سحر بیدار شدن ناله می‌کرد؛ خداخدا می‌کرد برف ببارد تا بلکه به این بهانه مدرسه تعطیل شود! دانش‌آموزان غیرتهرانی هم که همیشه ناراحت بودند که چرا آنهاهم در تهران نیستند تا دم‌به‌دیقه برای آلودگی هوا تعطیل شوند نیز، دیگر این حسرت را نداشتند؛ خلاصه بگویم که شب غمشان سحر شد و نورِ جان‌فزای تعطیلی و کیف و حال، روزهای پیش‌روشان را منور کرد! از آن طرف هم باقی مملکت، وضع خیلی متفاوتی نداشت. آنها هم سرخوش از لذتِ ابتدای تعطیلی بودند. بالاخره اصولاً تعطیلی و فراغت کیف دارد دیگر... با چنین وضعی جلو آمدیم. اما کم‌کم، گند تعطیلی ها بالا آمد. داد معیشت مردم بلند شد. ⟨اما کک هیچکس برای علم و آموزش نگزید⟩ مملکت، به مرور دوباره فعالیت خودرا شروع کرد. مشاغل به ترتیب ضرورت، شروع به فعالیت کردند. ⟨اما کک هیچکس برای علم و آموزش نگزید⟩ رفته‌رفته که از سرخوشی ابتدای تعطیلیها گذشت، نفس سرکش هم به وضع به وجود آمده عادت کرد و همه آنهایی که از خدا خواسته، دنبال تعطیلی بودند، حالا وارد مسیر جدیدی شدند؛ یکی دنبال مدرک گرفتن بود. دیگری پی پول دراوردن بود. آن یکی، لنگِ تقبلی بود تا معدلش را بالا بیاورد. دانشجومعلم هم از خداخواسته شندرغاز می‌گرفت، در اضای اینکه کاری نکند. ⟨اما کک هیچکس برای علم و آموزش نگزید⟩طبیعی هم هست دیگر... بالاخره شکم که خب خیلی مهم تر از مُخ است. کسی که گرسنه است که نه ایمان سرَش می‌شود و نه علم حالیَش! خندق بلای مان را بچسبیم، بیخیال عقل... اینکه کسی علم می‌آموزد یانه مهم نیست. فردای کشور مهندس و وکیل و حسابدار و آبدارچی چگونه ایران را اداره می‌کنند مهم نیست. اینجا کسی ککش نمی‌گزد! کک کسی برای آن کنکوری بدبخت نمیگزد. برای آن اندک‌ترمِ نودوهشتی که با هزار امید وارد دانشگاه شده نمیگزد. برای آن کلاس اولیِ بخت‌برگشته نمیگزد! برای آن دانش‌آموز محروم که تنها راه سلطانی‌اش علم است، نمیگزد! برای آن دانش‌آموز فقیر که به خاطر تبلت نداشتن، ترک‌زندگی کرد نمیگزد! خلاصه بگویم، کسی دلش به حال علم و انسانیت و آینده مملکتش نمیگزد!دانشجو راضی، استاد راضی، آموزش دانشگاه هم راضی؛ گــورپــدرنــاراضــی!</description>
                <category>amir hosein</category>
                <author>amir hosein</author>
                <pubDate>Tue, 07 Dec 2021 08:28:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دوربین ... صدا ... ?️تــــیغ!</title>
                <link>https://virgool.io/@monsef80/13reasons-why-nw0na2e1et2i</link>
                <description>«۱۳ دلیل برای اینکه» بمیریم!زندگی سخت می‌شود؛ مهر و محبت بجز یک صورت، دیگر هیچ چیزی ندارد. خودخواهی و کامیابی حرف اول و آخر را می‌زند. سرشت پاک از بین رفته. پس من هم تصمیم به خودکشی می‌گیرم!!!توجه: این سریال، برای افراد ۱۸+ مناسب است و سنین پایین‌تر، می‌توانند فیلم و سریال‌های مخصوص رده سنی خود را تماشا کنند.‌من اصلاً فیلم‌باز نبوده‌ام و چند ماهی‌ست شروع به دیدن فیلم و سریال کرده‌ام؛ تصمیم گرفتم «۱۳دلیل‌برای‌اینکه» را تماشا کنم. فیلمی که توسط نتفلیکس، در سال ۲۰۱۷ ساخته شد و اقتباسی از یک رمان، با همین نام است.توجه: توصیه می‌شود ابتدا سریال را تماشا کرده و سپس این یادداشت را مطالعه کنید؛ چون در برخی موارد، داستان لو می‌رود!فیلم بسیار خوش‌ساخت است و کاملاً مخاطب را جذب خود می‌کند، بطوریکه کاملاً غرق در داستان شده و به اتمام اپیزود، اصلا فکر نمی‌کند! داستان در مورد دختری است که به ۱۳ دلیل، تصمیم به خودکشی می‌گیرد و قبل از اقدام به خودکشی، دلایل خود را در نوارکاست ضبط می‌کند. شخصیت پردازی های عمیق و بازیگری های خوب، داستان چرب و پرپیمانی می‌سازد. نحوه روایت آن بشدت جذاب و درگیر کننده است و کارگردانی آن نیز، خیلی ماهرانه، بین زمان حال و فلش‌بک ها، پیوند برقرار می‌کند؛فیلم بسیار خوش‌ساخت است و کاملاً مخاطب را جذب خود می‌کند، بطوریکه کاملاً غرق در داستان شده و به اتمام اپیزود، اصلا فکر نمی‌کند!این سریال، به خوبی، حق مطلبِ عاشقانهٔ‌تراژدیک را ادا می‌کند؛ وقتی که با نور و رنگ، احساس شادی را القا می‌کند و در زمان اوج، پتک تراژدی را بر سر بیننده می‌کوبد؛ و بیننده را به برزخِ عشق و غم می‌برد؛ دقیقاً همان وضعیتی که کاراکتر فیلم (هانا) در آن قرار دارد.#لو_رفتن_داستان در کنار دلایل کاراکتر، چند سوال برایم پیش آمد. اینکه چرا این دلایل، سبب خودکشی هستند!؟ چرا خیانت، کامیابی و دوبه‌هم‌زنی، کامیابی و نقض حریم خصوصی، شهوت‌جویی، ناتوانی در ایجاد ارتباط صحیح، کلک زدن و آبرو بردن، تجاوز، عذاب وجدان، ناتوانی در ابزار علاقه، و باز هم تجاوز، دلیلی برای پایان دادن به زندگی هستند...؟اینجا بود که پای موضوعات مورد علاقه ام، یعنی اخلاق و حقوق، به میان آمد... در کنار دلایل کاراکتر، چند سوال برایم پیش آمد. اینکه چرا این دلایل، سبب خودکشی هستند!؟ چرا خیانت، کامیابی و دوبه‌هم‌زنی، کامیابی و نقض حریم خصوصی، شهوت‌جویی، ناتوانی در ایجاد ارتباط صحیح، کلک زدن و آبرو بردن، تجاوز، عذاب وجدان، ناتوانی در ابزار علاقه، و باز هم تجاوز، دلیلی برای پایان دادن به زندگی هستند...؟نکته‌ای که برایم جای سوال دارد این است که چرا نتفیلکس، که زاده لیبرالیسم است، از دید من، به نقد خودش پرداخته! البته هرچند که تلویحاً همجنسگرایی و فمنیسم را تایید می‌کند. در دبیرستان لیبرتی، جایی که فیلم در آن جریان دارد، مفهوم محرم و نامحرم و حجاب، هیچ جایگاهی ندارند. فیلم نشان می‌دهد که در دبیرستان لیبرتی، هیچ حدی برای غرائز وجودنیست و حتی غیرت بر ناموس هم هیچ ارزشی ندارد! #لو_رفتن_داستان اگر عقد و قرارداد، تنها راه ارضاء جنسی بود، آبروی هانا حفظ می‌شد. همچنین حرص جنسی به وجود نمی‌آمد. یا اگر حجاب وجود داشت، آن لقب رکیک را به هانا داده نمی‌شد. اگر ارتباط با نامحرم حرام بود، هانا، در ولنتاین ۱دلاری مورد جسارت قرار نمی‌گرفت. اگر شرب خمر حرام بود، کسی کشته نمی‌شد و هانا عذاب وجدان نمی‌گرفت. اگر منع شب‌بیرون رفتن دختران توسط والدین وجود داشت، کسی به هانا جسارت نمی‌کرد. و از همه مهم‌تر... اگر حدّ سنگینی وجود داشت، تجاوزی صورت نمی‌گرفت! اگـــــــر ... آنگــــــاه ...البته سریال جنبه های دیگری هم دارد. عشق، عاطفه، ابراز علاقه، توانایی ایجاد صحیح ارتباطات اجتماعی، خانواده و همبستگی، توجه و رسیدگی به امور اطرافیان و... .یکی از کلیدی ترین نکات فیلم، ضرورت ابراز علاقه به همدیگر است. اگر هانا و کِلِی، خجالت ها را کنار گذاشته بودند، هانا دیگر نیازی به توجه دیگران نداشت و قطعاً این همه ناکامی را تجربه نمی‌کرد!!! اما پای ثابت تمام ۱۳دلیل، موضوع «عزّت‌‌نفس» است. در لایه زیرین دلایل، میتوان گفت مهم ترینِ دلایل را، خودِ هانا است که قبل از همه کسانی که به او بدی کردند، او خود، به خودش بدی کرده و عزّت و ارزش خود را نادیده گرفته؛ ساده ترین نمونه، این است که هانا، گاهانه شعر خصوصی‌اش را در مجله عمومی منتشر می‌کرد! قطعا هانا، مهم ترین دلیل خودکشی است! قطعا هانا، مهم ترین دلیل خودکشی است!  در پایان پیشنهاد می‌شود اگر سریال را ندیده اید، حتماً آن را تماشا کنید. این سریال بسیار آموزنده است و اگر آن را تماشا کرده اید، دعوت می‌کنم حتماً نظرتان را با من در میان بگذارید...</description>
                <category>amir hosein</category>
                <author>amir hosein</author>
                <pubDate>Tue, 02 Feb 2021 22:35:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نـدای وظیـفه : جنـگاوری رســانـه‌ای</title>
                <link>https://virgool.io/@monsef80/%D9%86%D9%80%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%B8%DB%8C%D9%80%D9%81%D9%87-%D8%AC%D9%86%D9%80%DA%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D9%80%D9%80%D8%A7%D9%86%D9%80%D9%87%D8%A7%DB%8C-ufphlpfmaktb</link>
                <description>نـدای وظیـفه : جنـگاوری رســانـه‌اینـدای وظیـفه : جنـگاوری رســانـه‌ایـ call of duty : media warfare ـبعد از چندین سال، بالاخره شرکت اکتیویژن به سری جنگاوری نوین برگشت و یک شوتر نظامی خوب ساخت! بازگشت به جنگ واقع‌گرایانه؛ داستان نظامی-سیاسی؛ و این کافی بود تا طرفداران شوتر نظامی، به وجد بیایند. گان‌پلی عالی و لذت بخش بازی، هر گیمری را از تیرشلیک کردن به وجد می‌آورد! گرافیک و صداگذاری هم بالاترین حد... در بین این موارد هم یک داستان زیبا و درگیر کننده روایت میشود تا بسته‌ی بازی، تکمیل شود.جاده و اسب محیا بود و من هم خوب جنگیدم اما...در بازی ۴ دسته اصلی وجود دارد:۱. آمریکایی۲. گروه های آزادی‌خواه۳. تروریست۴. روسیه‌ایاما بعد از بازی کمی به فکر فرو رفتم...آن قسمت بازی در را باز نکردم و ضدقهرمان بازی(تروریست)، پدر را در مقابل فرزندش کشت و سپس کودک را... البته حق داشتم! چون اگر در را باز می‌کردم، کشته می‌شدم!برای دستگیری دیگر ضدقهرمان بازی(تروریست)، یک ساختمان مسکونی با کلی زن و بچه را باید پاکسازی می‌کردم. زنی که برای دفاع از خود و بچه‌اش با کلت به سمت من شلیک میکرد را کشتم! آخر چاره‌ای نداشتم! اگر اورا نمیکشتم، او مرا می‌کشت!! زن دیگری را کشتم درحالی که صدای گریه نوزادش در گهواره بلند بود!ابتدا با خودم گفتم که چه بازی خوبی است و چه خوب وقایع جنگ را به تصویر کشیده! طبیعت جنگ این است که بکشی تا کشته نشوی!به قسمت دیگری از بازی برویم. به دوران کودکی یکی از قهرمانان بازی(آزادی‌خواه) درحالی که خودش و مادرش زیر آوار جنگ گیر کرده‌اند. مادر مرده و کودک تلاش می‌کند تا از زیر آوار بیرون بیاید ... کمی بعد به همراه پدرش با خانه شان می‌روند. برادرش هم در خانه است ... ناگهان، هنگام خروج یک سرباز (روسی) وارد خانه میشود و آنجا هم شاهد خشونت جنگ هستیم. آن قسمت بازی واقعاً متأثرم کرد و بغض کردم!در این چند روایتی که خواندید، همیشه حق با ما بود و ماکه همیشه دست بالاتر بودیم، علیرغم آدم کشتن‌هایمان کار درستی انجام می‌دادیم! بازی می‌گوید تصمیماتی که می‌توان از لحاظ اخلاقی زیر سوال‌شان برد، در میدان نبرد  ضروری هستند چون از وقوع اتفاقات شرورانه‌تر جلوگیری می‌کنند.نیروی های روسی که حمله نظامی و بمب‌باران دسته جمعی می‌کنند را باید کشت. تروریستی که حمله انتحاری خودرویی می‌کند را باید کشت. و اگر برای دستگیری سرکرده این گروهک، زن و بچه‌ای هم کشته شدند، ایرادی ندارد... در مدرن وارفر، ایالات متحده هیچوقت کشورهای خاورمیانه‌ای را اشغال نمی‌کند. هرچه نباشد، آن‎ها آدم‌خوب‌های داستان هستند.مهم نیست چه اتفاق اشتباهی بیفتد، تو همیشه در جبهه درست هستی!و این‌گونه جنگاوری رسانه‌ای ایالات متحده انجام می‌شود در حالی که بمباران دسته جمعی می‌کند. گروهک تروریستی ایجاد می‌کند و به بهانه از بین بردن آدم بدها، باعث ویرانی و آوارگی زن‌ها و بچه‌ها می‌شود.آری؛ جنگ، جنگ روایت هاست...این است نـدای وظیـفه : جنـگاوری رســانـه‌ایـ call of duty : media warfare نـدای وظیـفه : جنـگاوری رســانـه‌ای</description>
                <category>amir hosein</category>
                <author>amir hosein</author>
                <pubDate>Sun, 06 Sep 2020 11:43:35 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>