<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مربی با من | حقانی (مربی افزایش درآمد)</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@morabibaman</link>
        <description>من یه مربی افزایش درآمدم.کمکت می کنم درآمدت رو افزایش بدی، کسب وکار خودتو پیدا کنی و راش بندازی!https://www.morabibaman.com</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:29:44</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1726264/avatar/jgBUfS.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مربی با من | حقانی (مربی افزایش درآمد)</title>
            <link>https://virgool.io/@morabibaman</link>
        </image>

                    <item>
                <title>راهکار طلایی برای درآمد میلیونی در روز-قسمت اول</title>
                <link>https://virgool.io/@morabibaman/%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-buapctsukxjl</link>
                <description>افزایش درآمد برای کارمندان و شاغلینسلام به شما دوست عزیزم که داری این پست رو میخونی.من یه مربی ام و حدود ۷ ساله که به افراد مشاوره میدم که چطور کسب وکار خودشون رو راه بندازن یا اگه کسب وکاری دارن، بتونن رشدش بدن. رسالت اصلی من اینه که به آدم‌ها کمک کنم که بتونن درآمدشون رو افزایش بدن.اگه در حال حاضر کارمندین یا کاری دارین اما درآمدتون کمه و جبران هزینه های زندگی تون رو نمیکنه، حتما این پست رو با دقت و تا انتها بخونید.رابرت کیوساکی در کتاب چهارراه کسب وکار، کسب وکارها رو در چهاردسته قرار میده که در این نوشته، روی صحبت من با دسته اول این چهار راست.دسته اول کارمندان هستن. این دسته افراد حاضر میشن به ازای فروش یکماه از زمانشون، در آخر ماه حقوق ناچیزی دریافت کنن.شاید درآمد این دسته از افراد تا حالا میتونسته جبران هزینه هاشونو بده، اما با تورم این سالهای کشور، دیگه کارمند با حقوق کارمندی، نمیتونه از پس هزینه هاش بربیاد.این افراد عموما ریسک پذیر نیستن و نمیتونن به خروج از دایره امنی که خودشون برای خودشون ساختن و در این دایره احساس امنیت دارن، فکر کنند.این دسته وقتی دخل و خرجشون با هم تناسبی نداره ، باز هم به انجام کار برای دیگران به عنوان شغل دوم و در زمان بعد از اتمام شغل اولشون فکر میکنن.این افراد تقریبا 14 تا 16 ساعت از زمانشون رو در روز برای دیگران کار میکنن و هیچ زمانی برای در کنار خونواده بودن ندارن.زندگی این افراد به یک زندگی فرسایشی تبدیل میشه.اما حاضر نیستن پا رو فراتر از دایره امنشون بذارن و کسب وکار کوچکی برای خودشون راه بندازن.پیشنهاد اول من برای این دسته اینه که با افزایش سطح مهارتشون به یک مهره حیاتی در سازمانشون تبدیل بشن که بتونه به افزایش درآمدشون کمک کنه البته اگر اون شرکت یا سازمان پتانسیل افزایش درآمد با بهره وری و تخصص بیشتر رو داشته باشه. پیشنهاد دومم اینه که پا روی ترس هاشون بذارن و از دایره امنشون خارج بشن و به دنیای کسب و کار شخصی سلام بگن و یه کسب وکار کوچک برای خودشون راه بندازن.این دسته چون درآمدی دارند، میتونن بخشی از درآمدشون رو برای کسب وکار جدید خودشون هزینه کنن و یا برای تامین سرمایه اولیه، وام دریافت کنند و قسطشو پرداخت کنند.البته پیشنهاد سوم و بهتری هم دارم که بهتر از دو گزینه قبلیه که در ادامه در موردش صحبت می کنم.شما میتونید 8 ساعت کار کنید و به ازای فروش این زمان ، درآمد کمی بدست بیارید. یا اینکه 2 ساعت وقت بذارید و به اندازه همون 8 ساعت یا حتی بیشتر درآمد کسب کنید.این کار شدنیه به شرطی که شما هوشمندانه رفتار کنید و البته انجام این کار، با سطح مهارت شما هم ارتباط مستقیمی داره. قطعا با افزایش میزان مهارتتون، میتونید این زمان رو کمتر کنید.مثلا بجای اینکه برای یک سازمان دیگه بعد از زمان شغل اولتون کار کنید، مهارتی رو یاد بگیرید که به عنوان فریلسنر، در منزل و در کنار خونواده تون، پروژه هایی رو انجام بدید و بابتش درآمد خوبی بدست بیارید.همینطور میتونید به یک راهکار فوق العاده ای که من براتون دارم، عمل کنید و مهارتی رو یاد بگیرید که روزانه در کنار خونواده تون، با چند ساعت زمان گذاشتن در طول روز، درآمد خوبی بدست بیارید. این کار پتانسیل درآمد چند صد هزار تا چند میلیون تومنی رو در روز داره که کاملا به سطح مهارت و تسلط شما بستگی داره.اگر شما یک کارمندین یا برای شخص یا سازمان دیگه‌ای کار می‌‌کنید، برای اینکه بتونید در ازای زمان کمتری، درآمد خوبی داشته باشید، به لینک زیر در سایتم نگاهی بندازید و اگر تمایل داشتید از طریق شماره ای که توی اون صفحه نوشته شده، با من در ارتباط باشید.برای افزایش درآمد شما راهکارهای خوبی دارم.پس توی سایتم منتظر شما هستم.برای رفتن به سایتم اینجا را کلیک کنید.حقانی | مربی افزایش درآمدآدرس صفحه مربی با من در اینستاگرام : آیدی اینستاگرام مربی با من</description>
                <category>مربی با من | حقانی (مربی افزایش درآمد)</category>
                <author>مربی با من | حقانی (مربی افزایش درآمد)</author>
                <pubDate>Sun, 23 Oct 2022 14:17:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهمترین راهنمای مسیر اهدافت رو می‌شناسی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@morabibaman/%D9%85%D9%87%D9%85%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81%D8%AA-%D8%B1%D9%88-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-vhutt198zbcl</link>
                <description>ارزش‌ها، تابلوهای هدایت‌گر مسیر رسیدن به اهدافارزش‌ها، تابلوهای هدایت‌گر مسیر رسیدن به اهدافافراد زیادی را می‌بینیم که بادی به هر جهت‌اند. آنها نمی‌دانند از زندگی چه می‌خواهند. در برابر پیشنهادهای مختلف نمی‌توانند تصمیمی بگیرند و غالبا بر سر دوراهی های زندگی‌شان دودل و مرددند.دلیل اصلی این امر آن است که آن‌ها ارزش‌های مشخص و بارزی ندارند تا بر اساس آن تصمیم بگیرند.سوالاتی که در این مقاله به پاسخ آنها خواهیم پرداخت:ارزش چیست؟چند نوع است؟چرا باید ارزش های‌مان را بشناسیم؟شناخت ارزشها چه مزیتی دارد؟چه‌طور باید ارزش‌های‌مان را پیدا کنیم؟ارزش چیست؟واژه ارزش به معنی ارزیدن و ارزشمند بودن است. یعنی هر چیزی که برای ما بسیار مهم است. ارزش‌ها ستون‌های شخصیت ما یا تکیه‌گاههای درونی ما هستند، در دشواریها و سختی ها . ستون‌های کار و زندگی ما هستند. مثل ستون‌های یک بنا. ما میتوانیم بدون ستون خانه بسازیم؛ در این صورت ما یک خانه سست بنا کرده‌ایم.کی ارزش ستون رو می فهمیم؟ وقتی که یک زلزله چند ریشتری خانه‌مان  را بلرزانذ. کی به ارزش ارزشهای‌مان پی می بریم؟ وقتی در شرایط سخت زندگی یا کارمان قرار بگیریم. زمانی که باید تصمیم و انتخاب مهمی بگیریم. هر چه ارزش‌ها بالاتر و پخته تر و شفاف تر و قوی‌تر باشد، شخصیت ما قوی تر و پخته تر خواهد بود. اگر کسی کارش و شخصیتش متزلزل است، این به ارزش‌های فرد برمیگردد.چرا باید ارزش‌های خود را مشخص کنیم؟ارزش‌ها مثل تابلوهای جاده، مسیر را برای ما مشخص می‌کنند و از انحراف و بیراهه روی جلوگیری می‌کنند. ارزش‌ها باعث می شوند هدف زندگی‌مان را گم نکنیم.انواع ارزش‌ها:ما دو نوع ارزش داریم. یک سری ارزشها شعاری و یک سری ، شعوری هستند. ارزشهای شعوری، ارزشهای واقعی ما هستند که ما به آن‌ها عمل میکنیم.با آنها زندگی میکنیم. اما ارزشهای شعاری، ارزشهایی هستند که ما فقط حرف‌شان را می‌زنیم، توهم داشتن‌شان را داریم، ولی به آنها عمل نمیکنیم. جزیی از عمل و رفتار ما نیستند. خیلی‌ها حرف از صداقت و ایمان میزنند اما مردم فریب‌اند.دو کاربرد بسیار مهم  ارزش‌ها:ارزش‌ها از دوجنبه اهمیت دارند.کاربرد اول: ارزش های ما شیوه رفتار و عمل ما را تعیین میکنند. رفتار ما بطور مستقیم تحت تاثیر ارزشهای ما هستند. ارزش های ضعیف رفتار ضعیف، ارزش‌های بد رفتار بد را به همراه دارند. ارزش آن چیزی است که شما به آن اهمیت می‌دهید.مثلا شخصی که ارزشش کسب ثروت است، می‌خواهد خودش به ثروت دست یابد. ولی شخصی که ارزشش خلق ثروت است، به دیگران کمک می‌کند که ثروتمند شوند و انواع فقر را از جامعه ریشه‌کن می‌کند. کسب ثروت یک ارزش حقیر، ولی خلق ثروت یک ارزش والاست. ارزش های ما از باورهای‌مان شکل می‌گیرند. ارزشهای شما نباید هدف و معنای زندگی را نقض کند، ارزشهای شما نباید باورهای‌تان را نقض کند. ضدباورها و معنای زندگی‌تان باشد.کاربرد دوم :ارزشها، ملاک تصمیم‌گیری و انتخابند‌.معیارند. تصمیم گیری عمل انتخاب یک گزینه از بین چند گزینه است. نباید تصمیمی بگیرید که با ارزش‌ای‌تان مغایرت داشته باشد‌. انسان موفق به ارزش هایش ایمان قلبی دارد. چون به درستی باورها و اعتقاداتش ایمان دارد. اگر کسی مطابق ارزش‌هایش تصمیم گرفت و مطابق ارزشهایش عمل کرد، زندگی یا زیست ارزشی دارد. به چنین کسی از هر جهت می ‌توان اعتماد کرد.ارزش‌ها، بنیادی‌ترین خواسته‌هاارزشها عمیق ترین و اساسی ترین و بنیادی ترین خواسته‌های ما هستند، البته بعد از هدف و معنای زندگی. ارزش ها خواسته‌هایی هستند که در طول زندگی تغییر نمی‌کنند. ممکن است اصلاح شوند، ممکن است اولویت‌شان بالا و پایین شود ؛ اما ثابت اند. ممکن است هدف و معنای زندگی‌مان تغییر کند.ارزش‌های عموم مردم چیست؟مردم معمولی چند چیز برای‌شان اهمیت دارد و ارزش است : ثروت، شغل، قدرت، شهرت، شهوت، محبوبیت و منزلت. اگر شما ارزشهای دیگری دارید، باید خلاف جهت آب شنا کنید. ارزشهای ما باید به تصمیمات، رفتارها یا اقدامات ما شکل دهند. اگر خیلی وقت‌ها در تصمیم‌گیری‌ها و انتخاب های‌مان مردد می‌مانیم، به این دلیل نیست که گزینه‌ها را به‌خوبی نمی‌شناسیم؛ حتی تبعات و نتایج هر گزینه را هم تا حدی می‌دانیم و می‌توانیم حدس بزنیم. علت واقعی بسیاری از تردید‌ها و ترس‌های ما از این است  که اولویت‌ها و ارزش‌های خودمان را آن‌چنان که باید نمی‌دانیم و نمی‌شناسیم.دو مساله مهم  در خصوص ارزش‌ها:اول: ارزشهای‌مان را بشناسیم.دوم: ارزش‌های‌مان را اولویت بندی ‌کنیم.وقتی می‌گوییم صداقت برای ما یک ارزش است، منظورمان این است که آن‌قدر برایم می‌ارزد که حاضرم چیزهای دیگر را به خاطر حفظ آن از دست بدهم. وقتی در وضعیتی قرار می‌گیرید که باید از بین چند گزینه، یکی را انتخاب کنید، اول گزینه‌هایی را کنار می‌گذارید که با ارزش‌های شما سازگار نیستند.و سپس از گزینه‌های باقی‌مانده، بهترین گزینه را که با ارزشهای ما سازگاری بیشتری دارد را انتخاب می‌کنیم. اما همیشه تصمیم و انتخاب به همین سادگی نیست، گاهی ناگزیریم یک گزینه را انتخاب کنیم که کمترین آسیب را با ارزش‌های ما وارد می‌زند. که به آن تضاد ارزشی می‌گویند.مثلا یکی از ارزش‌‌های‌مان استقلال مالی است و یک مشکل مالی برای‌مان پیش می‌آید و مجبور می‌شویم تصمیمی بگیریم که کمترین آسیب را به ارزش‌های‌مان وارد کند. مثلا وام می‌گیریم یا از کسی قرض می‌گیریم که با او راحت‌تریم. ما همیشه انتخاب‌ها، تصمیمات و اقدامات خود را در حوزه‌های مختلف زندگی‌مان بر اساس ارزش‌هایمان تعیین می‌کنیم.انواع ارزش‌هاارزش‌ها می‌توانند مثبت و سازنده و یا برعکس، منفی و مخرب باشند. مثلا کارمندی که برایش درستکاری ارزش است، وقتی به او پیشنهاد رشوه با مبلغ هنگفت شود، کارمند به ارزش‌هایش رجوع می‌کند.داشتن پول برای او مهم است اما ارزش درستکاری نسبت به ارزش پول در اولویت قرار دارد. کسی که ارزشهای مشخص و شفافی دارد، راحت‌تر تصمیم‌ می‌گیرد و بر سر دوراهی‌های مهم، توانایی انتخاب دارد.بعضی از ارزش‌های مثبت و سازنده:صداقت، درستکاری، امانت داری، احترام به انسانها، مودب بودن و …‌هابعضی از ارزشهای منفی و مخرب:گناه کردن دروغ ریاکاری فریب دیگران تکبر و خودخواهی حسادت خیانتضد ارزش چیست؟ضد ارزش، درست نقطه مقابل ارزش است. برای کسی که ارزش‌های مثبت، ارزش واقعی محسوب می‌شوند که بر اساس آن تصمیم گرفته و رفتار یا بهتر است بگویم زندگی می‌کنند، ارزش‌های مخرب و منفی، یک ضد ارزش محسوب می‌شوند‌. ارزش‌های زندگی ما تعیین می‌کند که زندگی ما به چه سمت و سویی حرکت کند.اولویت بندی ارزشها:دو نفر را در نظر بگیرید. اولویت های نفر اول : خانواده – سلامتی – کار ، و اولویت‌های نفر دوم ، کار – سلامتی – خانواده. مثلا وقتی به فرد اول پیشنهاد اضافه کاری می‌شود، قبول نمی‌کند چون اولویت اولش خانواده است. فرد اول حاضر است سلامتی و کارش را فدای خانواده اش کند و فرد دوم، خانواده و سلامتی اش را فدای کارش می‌کند. این فرد حاضر است خانواده اش از هم پاشیده شود یا سلامتی‌اش به خطر بیفتد، اما کارش حفظ شود. هر دو نفر ارزش‌های یکسان اما با اولویت‌های متفاوتی دارند. و مسیر زندگی‌شان می‌تواند بسیار دور از هم باشد.انتخاب ارزش‌ها:لیستی از ارزش ها و ویژگی ها در انتهای مقاله قرار داده شده است.سعی کرده‌ام ارزش های شبیه هم را کنار هم قرار دهم  تا انتخاب و اولویت‌بندی آسانتر شود. فقط در انتخاب ارزش‌ها دقت کنید که این ارزش‌ها ناشی از کمبودهای موقت زندگی شما نباشد. مثلا اگر الان پول کمی دارید ، بخاطر این ثروت را انتخاب نکنید. اول از بین ارزشها ۲۰ ارزش را پیدا کنید که بیشتر برای شما مهم‌اند. هم شعاری ها و هم شعوری ها و واقعی. و بعد از بین ۲۰ تا، ۱۰ تا را انتخاب کنید و دوباره از ۱۰ تا، ۵ ارزش را  انتخاب کنید. اینها بعنوان ارزش های واقعی و شعوری شما هستند.ممکن است ارزش های منفی و مخربی داشته باشید. فهمیدیم که ارزش ها نباید مخرب و منفی باشند پس باید اصلاحشان کنیم. مثلا کسی که ریاکار است و دیگران  را فریب می ‌دهد یا حسادت می‌کند یا متکبر و خودخواه است، باید این ارزش ها را  اصلاح کند و با ارزش های مثبت و سازنده جایگزین کند.وقتی ارزش‌های‌تان مشخص باشد ، هم نمود رفتاری پیدا می‌کند و به شخصیت‌تان قوام و استحکام می‌دهد، چون هم ستون دارید و  هیچ وقت در انتخاب ها و تصمیم گیری های‌تان مردد نمی‌مانید؛ چون بر اساس ارزش های‌تان انتخاب می کنید، و هم  بر اساس ارزش ها ، هدف‌گذاری  راحت تر خواهد بود.یک نکته بسیار مهم:به ارزش‌های معمولی که در خودتان پیدا کرده‌اید، بسنده نکنید، ارزش‎‌های‌تان را رشد دهید. ارزش‌ها را نمی‌توان با شعار رشد داد، بلکه باید حین رشد ارزش‌ها، رفتارتان را نیز رشد دهید.برای خوندن این مقاله و دانلود لیست ارزش ها در سایت من ، می‌تونید اینجا رو کلیک کنید.حقانی | مربی افزایش درآمدآدرس صفحه مربی با من در اینستاگرام : آیدی اینستاگرام مربی با من</description>
                <category>مربی با من | حقانی (مربی افزایش درآمد)</category>
                <author>مربی با من | حقانی (مربی افزایش درآمد)</author>
                <pubDate>Mon, 26 Sep 2022 16:32:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارآفرین شو با ریسک صفر</title>
                <link>https://virgool.io/@morabibaman/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%B1%DB%8C%D8%B3%DA%A9-%D8%B5%D9%81%D8%B1-w8b2n9lzxrwt</link>
                <description>کارآفرینی با ریسک صفرکارآفرین محتاط، کارآفرینی معقولانهاغلب مردم تا اسم کار آفرینی را می‌شنوند، یاد مفاهیمی مثل ریسک‌پذیری و خط شکنی می‌افتند؛ یاد شخصی می‌افتند که  از بقیه متفاوت است. دلیل این طرز فکر این است که رسانه‌ها تا مدت مدیدی کارآفرین را به عنوان یک رویاپرداز شجاع نشان می دادند که حاضر است تقریباً همه چیزش را قربانی رسیدن به هدفش کند. « ری کراک» موسس مک دونالد ضرب‌المثل معروفی دارد که «اگر ریسک پذیر نیستید، خودتان را از کسب و کار بکشید بیرون»ولی رویکرد همه کارآفرین‌ها به کسب‌و‌کار انقدر بی‌پروا نیست. بعضی های‌شان راه‌های محافظه‌کارانه‌تری را انتخاب می‌کنند. مطمئن‌ترین و بی‌خطرترین راه برای ایجاد یک کسب و کار موفق این نیست که ایده جدیدی پرورش دهید و کل سرمایه تان را بگذارید روی آن؛ بلکه باید یواش یواش شروع کنید. اول منابع ، آشنا ها و طرح کسب و کارتان را معلوم کنید و شغل فعلی تان را تا وقتی حفظ کنید که درآمد کسب و کارتان به حدی برسد که دیگر احتیاجی به حقوق نداشته باشید.معنی کارآفرین محتاط چیست؟کارآفرین محتاط کسی است که شغل روزانه اش را حفظ می کند و کاری را که دوست دارد بعد از ساعت کاری و تعطیلات آخر هفته دنبال می‌کند. مایل است برای شروع کسب و کار خودش پیش قدم شود ولی علاقه‌ای ندارد شغل فعلی اش را ترک کنند و درآمد فعلی اش را از دست بدهد. یا قبول دارد که برای چندین سال باید ۶۰ تا ۹۰ ساعت در هفته کار کند تا به جایی برسد که یا بیخیال ایده بزرگش شود یا از شغل فعلی اش استعفا دهد و دنبال همان ایده بزرگش برود.چطور میشود هم یک کسب و کار شخصی را اداره کرد هم در شغل روزانه ماند؟این کار انضباط شخصی باور صداقت کار سخت و خانواده دلسوز می‌خواهد کار راحتی نیست که بعد از یک روز کاری از شرکت بروید خانه و تازه وقت بگذارید روی پروژه خودتان با این حال اگر برنامه درست کنید و به صورت منظم از آن پیروی کنید موفق می شوید.چه چیزی باعث میشود که کسب و کار جانبی موفق شود ؟کسب و کاری را شروع کنید که می دانید چگونه است.کسب و کاری که بر اساس علاقه تان باشد و برای شناخت کامل آن کسب و کار وقت کافی بگذارید. مثلا می‌توانید یک کار نیمه وقت مربوط به همان حوزه را تجربه کنید. برای موفق شدن در هر کسب و کاری باید فهمید بازار، چه محصولی می‌خواهد و اینکه چه قیمتی مناسب است. باید بفهمید اولین فروش ها چگونه اتفاق می افتند؛ چه تکنیک های به خصوصی  برای فروش به کار می روند، بدون آنکه برای به دست آوردن مشتری هزینه‌ای ‌شود. باید با پشت صحنه کسب و کارتان آشنا شوید، اینکه چطور یک مشتری جدید را تبدیل کنیم به خریدار محصولات با حاشیه سود بیشتر. و باید مهارت‌های اصلی کسب و کار یعنی بازاریابی، فروش و مذاکره را خیلی خوب یاد بگیرید.باید مواظب چه دام‌هایی بود؟دام‌ها که زیاد هستند.مهم‌ترینش تحمیل به بازار است به جای اینکه ببینید بازار چه می‌خواهد. کارآفرینان جدید معمولاً وقت و هزینه زیادی صرف می کنند تا محصول جدید و جذابی به بازار معرفی کنند. حتما دلیل خوبی برای نبودن یک کالا در بازار وجود دارد. پس بهتر است در مسیر توسعه و بهبود یک محصول محتاطانه جلو برویم. با نمونه های ارزانتر یا مرغوب تر از محصول شروع کنید که الان در بازار برایش تقاضا هست.یکی دیگر از اشتباهات کارآفرین های تازه کار سرمایه و زمان زیادی است که روی موارد غیرضروری می‌گذارند.  اساسی ترین فعالیت در هر کسب و کار، تراکنش های تجاری است. کارآفرین های حرفه‌ای می‌دانند بزرگترین شانس‌شان برای موفقیت وقتی به دست می آید که حداقل ۸۰ درصد سرمایه اولیه شان را  روی ایجاد اولین فروش می‌گذارند. خرید پرینتر و کارت ویزیت را فراموش کنید، دنبال راهکاری برای فروش باشید.چه کسانی برای این روش کار آفرینی مناسب‌اند؟هرکس با مقدار کمی استعداد و انگیزه، سرسختی و صداقت می‌تواند موفق باشد. زیبایی‌اش در همین است. به شجاعت فوق العاده نیازی نیست.چه موقع باید از بین دو حرفه‌مان یکی را انتخاب کرد؟ اصلا این تصمیم لازم است؟جوابش خیلی ساده است. وقتی کسب و کارتان رو به رشد و برقرار است و درآمدی بیشتر از کار قبلی تان برایتان دارد، از خودتان بپرسید: این کسب و کار را دوست دارید؟ اگر جواب مثبت بود، به  دفتر رئیس تان بروید و  بگویید می‌خواهید این شغل را کنار بگذارید. با اینکه ول کردن ناگهانی کار، وسوسه‌انگیز  است، ولی باید حرفه‌ای عمل کنید.برای خواندن این مقاله در سایت من ، می تونید اینجا رو کلیک کنید.حقانی | مربی افزایش درآمدآدرس صفحه مربی با من در اینستاگرام : آیدی اینستاگرام مربی با من</description>
                <category>مربی با من | حقانی (مربی افزایش درآمد)</category>
                <author>مربی با من | حقانی (مربی افزایش درآمد)</author>
                <pubDate>Sun, 04 Sep 2022 13:16:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تصمیمی بزرگ به نام کارآفرینی</title>
                <link>https://virgool.io/@morabibaman/%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-mcr56tlvsz0u</link>
                <description>تصمیمی بزرگ به نام کارآفرینیامروزه افراد زیادی را می‌بینیم که بدلیل نبود فرصت شغلی مناسب به کارآفرینی روی می‌آورند یا افرادی که در حال حاضر شغلی دارند، اما به دلیل تناسب نداشتن هزینه‌ها و درآمد، به کارآفرینی پناه می‌آورند؛ چرا که تصور آن‌ها از کارآفرین، کسی است که پول و ثروت زیادی دارد اما از ریسک‌ها، چالش‌ها، شکست‌های مسیر آگاهی ندارد.یک افسانه همیشگیهمیشه این را شنیده‌ایم که برای رسیدن به موفقیت بزرگ، باید از پول و آبرو و نزدیکانت مایه بگذاری و ریسک کنی. ولی واقعیت این است که خیلی از کارآفرینان موفق، با روش‌های محتاطانه و محافظه‌کارانه موفق شده‌اند.سخت‌ترین تصمیم برای کارمندانبرای کارمندان سخت‌ترین و مهم‌ترین کار خروج از منطقه امن است. مادامی‌که در منطقه امن خود بمانید، هیچ رشد و پیشرفتی وجود ندارد، اما گاهی باید از این منطقه خارج شد و کمی ریسک کرد.اما فراموش نشود که بهترین ریسک برای کارمندان، ریسک منطقی است.کسی که قصد راه اندازی کسب  وکاری را دارد، نباید با تاثیرپذیری از زندگی کنونی کارآفرینان موفق، عمل کند.واقعیت ریسک حساب شده بیل‌گیتسمثلا در مورد بیل گیتس این‌طور تعریف می‌شود که تا تب کارآفرینی به جانش افتاد، ذانشگاه هاروارد را ترک کرد تا برود مایکروسافت را زاه بیندازد. یعنی حاضر شد قمار کند که «ریک اسمیت» در کتاب «جهش» به ما می‌گوید «بیل گیتس» برای همیشه دانشگاه را ترک نکرد. فقط مرخصی ترمی گرفت تا با حمایت‌های مالی خانواده‌اش مهارت‌های برنامه‌نویسی‌اش را توسعه دهد‌ و ارتباطاتی در این کار برای خودش دست‌وپا کند. «اسمیت» می‌گوید اگر نقشه «بیل گیتس» جواب نمی‌داد، برمی‌گشت هاروارد، مدرکش را می‌گرفت و مدیر یک شرکت می‌شد و زندگی خوبی برای خودش می‌ساخت. پس می‌بینیم که « گیتس » پل‌های پشت سرش را خراب نکرد.کار درست، راه درست،نتیجه درستپس برای اینکه شما هم یک کارآفرین باشید، نیازی نیست به یک باره از شغل خود استعفا دهید و کار جدید خود را با کلی اما و اگر شروع کنید.از طرفی شروع هر کسب و کاری به سرمایه اولیه حتی خیلی کم نیاز دارد. حتی برای زمانی که قصد راه‌اندازی کسب وکار خودتان را دارید، باید بتوانید از پس هزینه‌های خود و خانواده‌تان برآیید.رسیدن از امنیت به امنیتپیشنهاد اکید می‌شود از امنیت به امنیت برسید. یعنی قبل از اینکه کار فعلی خود را رها کنید، همه موارد را در نظر بگیرید، مانند سرمایه اولیه مورد نیاز برای راه‌اندازی کسب وکار خودتان و با خودتان عهد ببندید تا زمانی ‌که درآمدتان دو یا سه برابر یا حتی در کمترین حال برابر شغل فعلی‌تان نشد، کار فعلی‌تان را رها نکنید.مزیت اصلی کار فعلی‌تانوجود کار فعلی‌تان می‌تواند کمک زیادی به کسب وکار جدیدتان کند. چه بسیار خانواده‌هایی که بخاطر همین موضوع، یعنی نداشتن درآمد در شروع کسب وکار از هم پاشیده شدند. وجود درآمدی در زندگی‌تان، به حفظ شرایط کنونی زندگی‌تان کمک زیادی می‌کند.انگیزه در شروعراه‌اندازی کسب‌وکار موفق به چیزی بیشتر از انگیزه احتیاج دارد. کارآفرینی یک علم است اما علم موشک نیست که سخت باشد. همه کسب وکارهای موفق با یک ایده خوب شروع می‌شوند.نتیجه بیشتر از انتظار شروعشروع یک کسب وکار احتیاج به سرمایه‌گذاری روی زمان و پول‌تان دارد و این کار را به این خاطر می‌کنید که امیدوارید در نهایت از نظر مالی برای‌تان اتفاق خوبی بیفتد. ولی نتایج خوب آن ممکن است خیلی بیشتر از انتظار شما باشد. مثلا یکی این است که رضایت فوق‌العاده‌ای بدست می‌آورید از این که اصول خودتان را ترسیم می‌کنید و می‌بینید که به‎ آن می‌رسید. و وقتی برای بقیه شغل ایجاد می‌کنید ، نه تنها برای خودتان ثروت به وجود آورده‌اید، بلکه به آن‌ها خیر هم رسانده‌اید.کارآفرینان با کسب و کارهای کوچک‌شان شغل ایجاد می‌کنند و تاثیر بسزایی روی رشد اقتصادی کل جهان می‌گذارند. کارآفرینان تفاوت خلق می‌کنند و روی زندگی مردم اثر می‌گذارند.شروع با یک انتخابپس تصمیم خودتان را بگیرید. همچنان می‌خواهید کارمند بمانید و رویای مدیر یا رییس‌تان را به حقیقت تبدیل کنید یا رویای خودتان را به هدف تحقق یافته برسانید.همه چیز از همین  انتخاب شروع می‌شود.برای خواندن این مقاله در سایت من ، می تونید اینجا رو کلیک کنید.حقانی | مربی افزایش درآمدآدرس صفحه مربی با من در اینستاگرام : آیدی اینستاگرام مربی با من</description>
                <category>مربی با من | حقانی (مربی افزایش درآمد)</category>
                <author>مربی با من | حقانی (مربی افزایش درآمد)</author>
                <pubDate>Sun, 21 Aug 2022 13:19:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با دونستن این اصل، به همه برنامه‌هات برس!!!</title>
                <link>https://virgool.io/@morabibaman/%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D9%86%D8%B3%D8%AA%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%B3-lb8v2pmongtz</link>
                <description>اولویت، مهمترین اصل موفقیت در برنامه‌ریزیاولویت، مهمترین اصل موفقیت در برنامه‌ریزیهیچ کسی دوست ندارد شکست بخورد و بازنده باشد. همه انسانهای روی این کره خاکی میل به موفقیت و ثروت دارند، پس چرا عده کمی از آنها به موفقیت دست پیدا می کنند؟برای یافتن دلیل اصلی این سوال،ادامه مقاله را بخوانید.دلیل اصلی نرسیدن به موفقیت چیست؟یک دلیل اصلی این است که این افراد از اهدافشان دست می‌کشند، چون از شیوه رسیدن به اهداف و برنامه ریزی دقیق برای رسیدن به آن آگاهی ندارند. برنامه ریزی دقیق هم با اولویت بندی کارها معنا پیدا می‌کند. شما انتخاب می‌کنید کارهای کوچک‌تان در روز چه باشند؟ کارهای غیرمهم که شما را به وضعیت عادی یا ضعیف جامعه سوق دهد یا کارهای کوچک و مهمی که شما را به اهداف و نتایح بزرگ‌تان برساند.حقیقت این است که کسی برای شکست برنامه ریزی نمیکند ولی در برنامه ریزی شکست میخوریم.۹۷ درصدی‌ها و ۳درصدی‌هاحتما زیاد این جمله را شنیدید که ۹۷ درصد جامعه عموم مردم هستند که ۳ درصد ثروت دست‌شان است و ۳ درصد افراد موفق و ثروتمند جامعه، ۹۷ درصد ثروت را در اختیار دارند.سوال : آن ۳ درصد چه کارهایی انجام می‌دهند که ۹۷ درصد انجام ‌نمی‌دهند؟آن‌ها زمان‍شان را در روز چگونه می‌گذرانند؟ شاید باورش برای‌تان سخت باشد که یک اصل ساده ای که آنها رعایت می‌کنند، اولویت بندی انجام کارهاست. معمولا آن ۹۷ درصد یا عموم مردم جامعه ، کارهایی در اولویت‌شان قرار دارد که برای بقیه افراد این دسته هم همینطور است.مثلا خرید وسایل مایحتاج خانه ، پرداخت قبوص ، مهمانی‌های زیاد، دیدن فیلم و سریال‌های تکراری تلویزیون، دیدن مسابقات، با تلفن طولانی صحبت کردن، وقت گذرانی بی هدف در شبکه های اجتماعی و از این قبیل کارها.کاری که عموم مردم انجام می‌دهندعموم مردم اول روی این مسائل غیر مهم وقت می‌گذارند و اگر وقت شد، کتابی نیز می‌خوانند ، اگر وقت شد کمی یادگیری را هم در برنامه‌هاشان می‌گنجانند. و نتیجه این شد که مطالعه و یادگیری از زندگی مردم ما حذف شده؛ تازه این برای قشر متوسط جامعه است. الان که هر روز از قشر متوسط جامعه ما کمتر می‌شود و قشر اکثریت جامعه ما را قشر ضعیف تشکیل داده‌اند، چه؟ قشر ضعیف جامعه، تهیه مایحتاج و نیازهای اولیه، جزو اولویت‌هایش قرار دارد، نه رشد و یادگیری.حقیقت این است تا وقتی اولویتهای زندگی شما تغییر نکند، شرایط وکیفیت زندگی شما تغییر نخواهد کرد!اولویت بندی چیست و چرا اینقدر مهم است؟اولویت بندی یعنی آگاهانه انجام بعضی از کارها را به تعویق بندازیم یا به دیگران واگذار کنیم یا اصلا انجامشان ندهیم و بعضی از کارها را در اول لیست برنامه‌هایمان قرار دهیم و همه توجه و تمرکزمان را برای انجام آنها بگذاریم. یک دلیلی که برنامه ریزی‌ و مدیریت زمان ما جواب نمی‌دهد این است که ما لیستی بلند بالا داریم و در آخر هم اکثر کارهای‌مان انجام نشده تلنبار می‌شوند و نگاه به آنها به ما استرس وارد می‌کند.نوشتن لیست طولانیوقتی به لیست بلند بالای‌مان نگاه می کنیم که انجام نشده، ضمیر ناخوداگاه‌مان باور می‌کند که در مدیریت زمان‌مان ضعیفیم، باورش می‌شود که ما همیشه از زمان‌مان عقبیم. باورش می‌شود که همیشه باید کلی کار عقب افتاده داشته باشیم و این باعث بوجود آمدن احساس منفی و نارضایتی از خودمان می‌شود و با این افکار و احساس منفی و سرخوردگی از خودمان، نمی‌توانیم نتیجه و دستاورد خوبی داشته باشیم.روش‌های اولویت‌بندی یا ذهن اولویت‌گرا؟در این مقاله قصد ندارم در مورد روش اولویت بندی ABCD ، ماتریس آیزنهاور یا ماتریس استفان کاوی صحبت کنم. چیزی که اینجا فراموش شده روش نیست، داشتن طرز فکر اولویت است. اینکه چه کاری را باید در اولویت زندگی‌مان قرار دهیم .عمری را با اولویت قرار دادن کارهای بی ارزش سپری کردیم، آخرش این شده ، اگه از این به بعد هم بخواهیم با همان روش کارهای‌مان را اولویت‌بندی کنیم ، آینده اسفبارتر از امروز خواهد شد.چون شرایط زندگی هر روز سخت‌تر خواهد شد.داشتن طرز فکر اولویت‌گرا یعنی چه؟داشتن طرز فکر اولویت یعنی اینکه مدام از خودتان بپرسید کاری که در ابتدای لیست برنامه‌های‌تان نوشتید، کمکی برای رسیدن به اهدافتان می‌کند یا خیر؟ اگر کمکی نمی‌کند، یا حذفش کنید یا به دیگران واگذار کنید یا به عقب بندازید. شاید یک سوالی در ذهن‌تان بوجود آمده که یک سری از کارها هستند که فقط باید خودتان انجام‌شان دهید و به کسی هم نمی‌توانید واگذار کنید، نمی‌توانید حذف هم کنید، به این کارها مهم وفوری می‌گویند مثل پرداخت قسط یا قبض یا خرید وسایل مایحتاج خانه، اگرچه این کارها را هم می‌توانید شیوه انجامش را تغییر دهید. مثلا پرداخت قبوض یا انتقال وجه با همراه بانک یا اپلیکیشن‌های پرداخت. یا خرید آنلاین از فروشگاههای فروش اینترنتی. بعد می‌بینید که چقدر زمان‌تان آزاد می‌شود!ساعت‌های طلایی روزقطعا می دانید که بازدهی در ساعات اولیه روز، بیشتر از ساعات پایانی روز است.پس چرا ساعت‌های طلایی روزتان را با کارهای کم‌ارزش هدر می‌کنید؟ کارهای کم‌ارزش‌تان را در زمانی که انرژی و توان کافی ندارید، انجام دهید . با رعایت همین اصل ساده و انجام کارهای مهم در ساعات طلایی بازدهی، زندگی‌تان متحول می‌شود.برنده‌ها اولویت اولشان را بر کارهای مهمی می‌گذارند که خیلی فوری نیستند. مثل یادگیری و مطالعه و تمرین برای رشد یک مهارت ، ولی افراد بازنده دائما در حال انجام مسائل فوری زندگی‌شان هستند.یک محاسبه باورنکردنی اما مهمیک سوال: یک هفته ۱۶۸ ساعت است. چند ساعت در روز سرکار هستید؟ چند ساعت در شبانه‌ روز می‌خوابید؟ چند ساعت صرف غذا خوردن و خانواده می‌شود؟ چند ساعت صرف مشاهده تلویزیون و … همه این زمان‌ها را بنویسید. بعد ببینید در هر روز چند ساعت به انجام فعالیتهایتان اختصاص می‌یابد و در هفته چند ساعت می شود؟ بعد عدد را از ۱۶۸ ساعتی که در یک هفته دارید، کسر کنید. ببیند چند ساعت دیگر باقی می‌ماند؟ قول می‌دهم شوکه شوید ! این ساعت‌ها چگونه هدر می‌شوند؟! شاید جمع همین ساعات هدر شده برای متخصص شدن در یک مهارت در سال کافی باشد.واحد زمان‌تان چیست؟در مدارس کشورهای پیشرفته، ارزش یک ثانیه را به دانش‌آموزان آموزش می‌دهند. مثلا آنها باید سر ساعت ۹و۲۰ دقیقه و ۳۰ ثانیه کاری رو شروع و سر ساعت ۹و۵۰ دقیقه و ۴۵ ثانیه آن را تمام کنند. حال در مدارس ما چگونه است؟ از همان دوران ابتدایی، به ما گفتند یک ساعت برای امتحان‌تان وقت دارید. از همان روزها، واحد زمان مارا ساعت تعریف کردند نه دقیقه و ثانیه. برای همین است که هواپیماها‌ی‌مان چند ساعت تاخیر دارند و این طبیعی است! سر جلسات‌مان چند ساعت دیر می‌رسیم و این طبیعی است! و چند ساعت هم در روز یا هفته هدر می‌کنیم و این طبیعی است! چون دیگر واحد زمان ما ثانیه و دقیقه نیست، واحد زمان ما ساعت است.انتظاری بی‌فایدهما انتظار داریم به یک زندگی و شرایط عالی دست پیدا کنیم؟ تا وقتی اولویت‌های‌تان را تغییر ندهید، چیزی تغییر پیدا نمی‌کند. اگر می‌خواهید به آزادی مالی و رفاه برسید، ولی کارهای غیرمهم‌تان یا مهم و فوری در اولویت باشد، خواسته شما صرفا یک خواسته باقی می‌ماند و بس.تقسیم‌بندی کارهاکارها به دو دسته کلی مهم و فوری یا بصورت دقیق‌تر ۴ نوعند. کارهای مهم و غیر مهم و کارهای فوری و غیرفوری. فوری‌ها مهم نیستند و مهم ها هم هیچ وقت فوری نیستند. چیزی که شرایط متفاوت را برای شما رقم‌ می‌زند، کارهای مهم و غیر فوری است. ولی متاسفانه همه آن ۹۷ درصد درگیر انجام کارهای فوری‌اند و کارهای مهم چون فوری نیستند، از انجام‌شان غافل می‌شوند.آیا مدیریت زمان به تنهایی کافی است؟البته باید بدانید مدیریت زمانی صحیح فقط به معنی انجام همه کارهای لیست نیست، بلکه به معنی انجام موثر کارهاست. عموم مردم جامعه زمانی که به هر کاری اختصاص می‌دهند،برای‌شان مهم است ؛ اما افراد موفق دستاوردی که بعد از انجام آن کار دارند، برای‌شان مهم‌تر است. انجام کارهای مهم، ما را به هدفمان ولی کارهای فوری، دیگران را به اهدافشان می‌رساند. برای چه کسی دارید کار می‌کنید؟ خودتان یا دیگران؟ چه کسی را به اهدافش نزدیکتر می‌کنید؟ خودتان یا دیگران؟باید زندگی‌تان را با اهدافتان همسو کنید نه اهداف‌تان را با زندگی‌تان.سخن پایانی:کسی که نتواند اولویت بندی درستی داشته باشد، مدیریت زمان درستی هم نخواهد داشت، پس طبیعی است که وقت کم بیاورد. اگر می‌خواهید شرایط متفاوتی را در زندگی‌تان بوجود آورید ، ذهن‌تان را اولویت‌گرا کنید. اولویت برای انجام چه کاری؟ همیشه اولویت با کاری است که حتی یک قدم، شما را به هدف‌تان نزدیک‌تر می‌کند نه دیگران را.یک راهکار:در یک دفترچه ، کارهایی که در هر روز انجام می‌دهید و زمانی را که به آن‌ها اختصاص می‌دهید را بنویسید. از صبح که بیدار می‌شوید تا شب که می‌خوابید. شاید اولش سخت باشد ولی زود عادت می‌کنید. این دفترچه همه جا باید همراه‌تان باشد. هر شب کارهایی که در روز انجام دادید و زمانی که به آن اختصاص دادید را بنویسید .ببینید چه کارهایی را و چه زمانهایی را موثر گذرانده و چه کارها و زمان‌هایی را بیهوده هدر کردید.سعی کنید هر روزتان را از روز قبل موثرتر کنید. مطمین باشید وقتی روزتان را موثر می‌گذرانید، حالتان هم بهتر می‌شود.برای خواندن این مقاله در سایت من ، می تونید اینجا رو کلیک کنید.حقانی | مربی افزایش درآمدآدرس صفحه مربی با من در اینستاگرام : آیدی اینستاگرام مربی با من</description>
                <category>مربی با من | حقانی (مربی افزایش درآمد)</category>
                <author>مربی با من | حقانی (مربی افزایش درآمد)</author>
                <pubDate>Mon, 15 Aug 2022 09:58:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داشته‌ها، بزرگترین سرمایه برای رسیدن به خواسته‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@morabibaman/%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7-e6t6wgd0zubo</link>
                <description>داشته‌ها، بزرگترین سرمایه برای رسیدن به خواسته‌هاما عادت کرده‌ایم که داشته‌هایمان را نبینیم.عادت کرده‌ایم نداشته‌های خودمان را با داشته‌های دیگران مقایسه کنیم. به نداشته‌های خودمان فکر می‌کنیم و احساس ناامیدی به ما دست میدهد.دلیل بازنده بودن:همیشه خودمان را یک بازنده میدانیم. به گذشته ناموفق‌مان فکر می‌کنیم.زندگی‌مان پراست از حسرت گذشته، همیشه درگیر گذشته‌ایم.– کاش این کار را شروع نمی‌کردم!– کاش آن اشتباه را مرتکب نمی‌شدم!– کاش قبل آن تصمیم بیشتر فکر میکردم!کاش ،کاش ،کاش.. زندگی‌مان پر است از این کاش‌ها و حسرت‌ها. اما چه فایده؟ مگه می‌شود جای این کاش‌ها را با کارهای موفق دیگری پر کرد؟شروع با یک اشتباهشما تصمیم اشتباه گرفتید، نتیجه‌اش رو هم دارید می‌بینید. اشتباه اکثر آدم‌ها این است وقتی اشتباه می‌کنند، خودشان را سرزش میکنند و دائما در این حالشان باقی می مانند. همیشه اشتباهشان را جلوی چشمان‌شان تداعی میکنند و می‌گویند: کاش می‌شد به گذشته برمی‌گشتم و آن اشتباه را نمی‌کردم.تکرار فیلم زندگیشما وقتی فیلمی را می‌بینید که قسمتی از آن ، سکانسی را نشان می‌دهد که حالتان را بد می‌کند، آیا باز هم آن را عقب می‌زنید تا دوباره همان سکانس را مشاهده کنید؟ پس چرا با فیلم زندگی‌تان این کار را انجام می‌دهید؟ چرا دائم فیلم زندگی‌تان را عقب می‌زنید؟ میخواهید فیلم را عقب بزنید تا چه چیزی ببینید؟ آیا انتظار دیدن چیز متفاوتی را دارید؟ همیشه یک فیلم تکرار می‌شود، اینکه شما اشتباه کردید.مقصر اصلی کیست؟شاید همین الان هم دارید به اشتباهات گذشته خود فکر می‌کنید! این را بدانید که هیچ کسی در تصمیمات و اشتباهات شما نقشی نداشته، ندارد و نخواهد داشت.شما خودتان عقل دارید، احساس دارید، کسی که در نهایت کاری را انجام می‌دهد، خود شمایید.پذیرش اشتباهات برای رشدفقط و فقط خودتان را مقصر بدانید. هیچ‌کسی مقصر اشتباهات گذشته‌تان نیست. این را قبول کنید. اصلا وقتی این را قبول کنید، یک پله رشد خواهید کرد. از این به بعد هم فقط و فقط خودتان را مقصر همه ‌اتفاقات خوب و بد زندگی‌تان بدانید.با خودتان صادق باشید– چه کارهایی را می‌توانستید انجام بدهید ، اما با فکر اینکه تنهایید ، ترسیدید و رهایش کردید؟– چه کارهایی را بارها خواستید انجامش دهید، ولی دست و دلتان لرزید و فراموشش کردید؟– چرا داشته‌های‌تان را نمی‌بیینید؟کسی که یه عمر لکنت زبان داشته، شده بهترین سخنران انگیزشی دنیا!!!کسی که نابینا و ناشنوا بوده، شده بهترین نویسنده دنیا!!!کسی که دست و پا ندارد ، شده بزرگترین سخنران موفقیت در دنیا!!!تا کی می‌خواهیم تماشاچی موفقیت دیگران باشیم؟تا کی می‌خواهیم کلی وقت بگذاریم و برای عکس میز غذای فلان بازیکن فوتبال یا فلان هنرپیشه سینما لایک و کامنت بگذاریم؟!اشتباه بزرگ اغلب افراد بازندهافرادی می‌گویند که از بچگی دوست داشتم فلان کار را انجام دهم و به فلان جایگاه برسم، اما نشد؟ حیف که نشد؛ دیگر هم نمی‌شود! مگر امروز روز آخر زندگی شماست که می‌گویید دیگر هم نمی‌شود؟! مگر آینده را از شما گرفته‌اند؟! چرا این‌قدر خودتان را دست کم می‌گیرید؟! باور کنید افرادی که به موفقیت رسیدند، باهوش تر از شما نیستند؟ بعضی از افراد موفق الان، از دانشگاه اخراج شده بودند.برگ برنده افراد موفقافراد موفق یک چیز را خوب بلدند؛ آن‌ها می‌دانند چه‌طور با همه وجودشان از داشته‌های‌شان استفاده کنند.تبدیل نداشته‌ها به داشته‌هاوقتی از داشته‌های‌تان درست استفاده می‌کنید، نداشته‌های‌تان هم تبدیل به داشته می‌شوند. ممنون اشتباهات گذشته‌تان باشید که شما را به اینجا رساندند.شاید شما اشتباهات گذشته‌تان را ببخشید، اما اشتباهات‌تان شما را نمی‌بخشند. بخاطر اینکه هدفشان این بود که شما درس بگیرید و با تجربه گذشته‌، مصمم‌تر به سمت هدفتان پیش بروید، نه اینکه خودتان را ببازید و درجا بزنید. نه اینکه دوباره تکرارشان کنید.امروز شما نتیجه اشتباهات گذشته‌تان است.اشتباهات امروز شما هم آینده‌تان را می‌سازد.رسیدن به خواسته‌ها با داشته‌هاوقتی داشته‌های‌تان را می‌بینید واز آن‌ها استفاده می‌کنید، به خواسته‌های‌تان می‌رسید. ببینید برای انجام کاری که واقعا عاشقش هستید، چه چیزهایی نیاز است؟اولین کارتان باید این باشد که داشته‌های‌تان را بنویسید.استفاده تمام قدر از داشته‌هاتوانایی‌ها و داشته‌های ما مانند یک هواپیمای شخصی است، اما بجای استفاده تمام قدر از آن و پرواز در آسمان بیکران، به پرواز در محدوده خیلی نزدیک قانع شده‌ایم! این‌قدر به داشته‌های دیگران حسرت نخورید ، باور کنید داشته‌‌های شما، آرزوی نداشته خیلی‌های دیگر است.هدایت با شور و اشتیاق درونیاجازه بدهید شور و اشتیاق درونی‌تان هدایت‌تان کند، از اشتباهات گذشته‌تان درس بگیرید، تجربه‌ای که الان دارید، نتیجه آن اشتباهات است. اگر آنها نبودند که شما تجربه امروزتان را نداشتید.رنج، موثر در موفقیتخیلی‌ از افراد هم ، در گذشته یا حال، درگیر رنجی بوده یا هستند. از افراد موفق و ثروتمند پرسیدند: شادی‌های شما بیشتر در موفقیت‌تان نقش داشته یا رنج‌های‌تان؟ آن‌ها پاسخ دادند: رنج‌هایمان. برای همین است که زندگی اکثر کارآفرینان موفق را که میخوانیم، می‌بینیم گذشته دردناکی داشته‌اند. مورد تمسخر قرار گرفتند، تحقیر شدند، اما باز تسلیم نشدند وادامه دادند. آنها فقط به یک چیز فک می‌کردند و آن، هدف‌شان بود. شرینی و لذت زندگی الان‌شان، مدیون رنج گذشته‌شان است.دلیل نداشته‌های الاننداشته‌های الان شما، بخاطر این است که داشته‌های خودتان را ندیده‌اید. وقتی داشته‌های‌تان را نمی‌بینید، آنها ضعیف و ضعیف تر می‌شوند و در نهایت میمیرند. میمیرند و به نداشته‌ها می‌پیوندند. هنوز هم دیر نشده، قدر داشته‌های‌تان را بدانید.یافتن پاسخ برای چند سوالبرای اینکه بتوانید داشته‌های خود را بیابید، به سوالات زیر پاسخ دهید:– داشته‌های من چه هستند؟– من چقدر از داشته‌هایم استفاده کرده‌ام؟– در کار الانم ، چقدر از داشته‌هایم استفاده می‌شود؟– چرا تا حالا از داشته‌هایم استفاده نکرده‌ام؟– چه کاری است که میتوانم از داشته‌هایم به بهترین شکل ممکن استفاده کنم؟برای رسیدن به نهایت موفقیت و ثروت، باید از داشته‌های خود آگاه بوده و از آنها بطور تمام و کمال بهره ببرید.تنها در این صورت است که می‌توانید به همه خواسته‌های واقعی خود برسید.برای خواندن این مقاله در سایت من ، می تونید اینجا رو کلیک کنید.حقانی | مربی افزایش درآمدآدرس صفحه مربی با من در اینستاگرام : آیدی اینستاگرام مربی با من</description>
                <category>مربی با من | حقانی (مربی افزایش درآمد)</category>
                <author>مربی با من | حقانی (مربی افزایش درآمد)</author>
                <pubDate>Thu, 11 Aug 2022 23:16:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شروع قدرتمند کسب‌وکار با انتخاب نیچ یا گوشه بازار</title>
                <link>https://virgool.io/@morabibaman/%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA%D9%85%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%86%DB%8C%DA%86-%DB%8C%D8%A7-%DA%AF%D9%88%D8%B4%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-lcmoujvdasq1</link>
                <description>شروع قدرتمند کسب‌وکار با انتخاب نیچ یا گوشه بازارامروزه افراد زیادی بدلیل نبود فرصت‌های شغلی متناسب به رشته دانشگاهی شان یا علاقه نداشتن به کارمندی، به کارآفرینی و راه‌اندازی کسب وکارهای کوچک روی آورده‌اند.اما اشتباه بزرگی که اکثر آن‌ها مرتکب می‌شوند این است که در ابتدا بجای انتخاب گوشه بازار و تمرکز بر آن بخش بازار و مشتری، عموم جامعه را مورد هدف قرار داده و پس از مدتی که نمی‌توانند جایگاهی برای خود به وجود بیاورند، با ناامیدی و یا ضرر مالی بازار را ترک می‌کنند. بهتر است افراد برای شروع کسب وکار خود از گوشه و نیچ بازار شروع کنند تا زودتر بتوانند جایگاهی برای خود بوجودآورند.موفقیت امروز دیجی‌کالا ، ابتدا بر اساس نیچ یا گوشه بازار شکل گرفت و رفته رفته تنوع محصولات خود را تا این حد گسترش داده است.نیچ و نیچ مارکتنیگ به چه معناست؟نیچ به معنای گوشه و نیچ مارکتینگ به معنای بازاریابی گوشه ای است.گوشه یا نیچ بازار چیست؟نیچ یا گوشه بازار، بخش کوچک و ویژه‌ای از بازار است که محصول یا خدماتمان را بر تامین نیازهای مشتریان آن بخش متمرکز می‌کنیم.چرا نیچ مارکتنیگ؟معمولا بخش‌های کوچکی از بازار وجود دارد که شرکت‌های بزرگ آن‌ها را ندیده‌اند؛یا نخواسته‌اند یا نتوانستند محصول یا خدمت مناسبی برای آن بخش ارائه دهند. تامین نیاز این بخش از بازار و ارائه محصول یا خدماتی برای آن، فرصت خوبی برای کسب‌وکارهای کوچک محسوب می‌شود.مزایای نیچ مارکتنیگ یا بازاریابی گوشه‌ای؟• نداشتن رقیب یا داشتن رقیبان کمتر• بخاطر کوچک بودن کسب‌وکار و تمرکز بیشتر بر خدمات و محصول، رضایت بیشتری از سمت مخاطبین هدف خود دریافت می‌کنید.• صمیمیت و وفاداری مشتریان شما بیشتر می‌شود.• یافتن مشتریان بالقوه جدید برای ما آسان‌تر می‌شود.• بخاطر محدود و تخصصی بودن آن‌گوشه بازار، سرعت رشد بیشتر خواهد شد• زودتر در آن حوزه شناخته خواهیم شد.• زودتر در ذهن مخاطبان خود، به عنوان یک برند قابل اعتماد ثبت خواهیم شد.• هزینه تبلیغات کمتری خواهیم پرداخت، چون مشتریان وفادار ما ، رسانه اصلی تبلیغات ما هستند.معایب نیچ مارکتنیگ یا بازاریابی گوشه ای:• خیلی از افرادی که یه گوشه مناسب بازار را بر اساس نیازها و شرایط خاص مخاطبان هدف پیدا می‌کنند، خیلی زود کپی می‌شوند.البته با داشتن استراتژی‌های درست و متمایز‌کننده، می‌توانید از این مورد رهایی یابید.• بعضی از استراتژی‌های نیچ‌مارکتینگ برای طولانی مدت متاسب نیست.• ممکن است برخی شرکت‌های بزرگ که از آن نیچ بازار خود عافل شده بودند، دوباره آن محصول یا خدمت را به محصولات یا هدمات خود اضافه کنند. که در این صورت رقابت بسیار سخت خواهد شد و برخی کسب‌کارهای کوچک مجبور به ترک بازار خواهند شد.• بخاطر رشد سریع برند در شرکت‌های رقیب شما، برندهای متعددی در ذهن مخاطب ثبت شده و این انتخاب را برای مخاطب هدف‌تان کمی سخت می‌کند که البته با تمایز از رقیبان می‌توان شکل بهتری از برند خود در ذهن مخاطب بوجود آورد.چند نکته مهم در نیچ مارکتینگ:اندازه مخاطبین هدف را باید طوری انتخاب کنید که خیلی محدود هم نشوید، باید این اندازه به حدی باشد که کار کردن در آن سود آور باشد.این گوشه از بازار پتانسیل رشد داشته باشد.درست است که شما برای شروع از این گوشه بازار شروع کرده‌اید، اما به مرور زمان بعد از این‌که جایگاهی پیدا کرده‌اید، نیاز است کمی آن‌را رشد دهید.باید کسب و‌کار شما این ویژگی را نیز داشته باشد.توان مالی جامعه و مخاطبان هدف شما با قیمت محصول یا خدمت شما هم‌خوانی داشته باشد.رقیب واقعی قدرتمندی در این بخش وجود نداشته باشد با اگر وجود دارد، شما مطمئن باشید که می‌توانید استراتژی تمایز را به بهترین شکل ممکن اجرا کنید.راهنمایی‌هایی برای انتخاب نیچ:اگر هنوز نمی‌دانید از چه گوشه‌ای برای شروع کسب و کار خود استفاده کنید، می‌توانید از روش‌های زیر برای دسته بندی مخاطبان هدف خود استفاده کنید:انتخاب نیچ بر اساس موقعیت مکانی و جغرافیایی:مثال: آرایش عروس برای منطقه غرب تهرانانتخاب نیچ بر اساس سن‌و سال:آموزش کامپیوتر برای سالمنداندوره فن بیان برای کودکان زیر ۱۲ سالانتخاب نیچ بر اساس شرایط افراد مانند میزان درآمد:تورهای تفریحی قیمت مناسب برای افراد با درآمد کمتر از  ۶ میلیون تومان در ماهدادن خدمات به افراد علاقه‌مند به چیزی، با در نظر گرفتن مشکل خاص:مثلا خدمات نگهداری حیوانات خانگی یا گل و گیاه برای افرادی که دائما در سفر به سر می‌برند.یافتن خلا از بین خدمات یا محصولات رقیبان بزرگدر این مدل باید خدمات و محصولات دقیق رقیبان را رصد و بررسی کنیم و قسمتی که از چشم آن‌ها جامانده پیدا کرده و بعنوان نیج انتخاب کنیم.یافتن نیچ بر اساس قیمت محصول و قدرت خرید مخاطبان هدف:مثلا در حال حاضر محصول یا خدمتی وجود دارد ولی شما با اضافه کردن یا حذف امکانات یا ویژگی‌هایی، قیمت آن‌ را بیشتر یا کمتر می‌کنید.مراحل اجرای نیچ مارکتنیگ به زبان ساده:۱. یافتن نیچ و گوشه بازار۲. بنچ مارک یا تحقیقات بازار برای مشخص شدن اندازه بازار و امکان سنجی ایده۳.اطمینان از برندسازی در این‌نیچ بازار۴.شناخت کانال‌های توریع۵.برنامه ریزی دقیق و اصولی برای دسترسی در بازار۶.تولید محصول و یا ارائه خدمت۷‌.پایش و رصد دقیق بازار۸.داشتن استراتژی‌های درست و متمایز کننده۹.شناخت فرصت‌ها و تهدیدات بازار و ایجاد آمادگی کامل از قبل۱۰.دریافت بازخورد و بهبود تدریجی محصول یا خدمتلقمه آماده:برای تمایز و بهتر دیده شدن و بوجودآوردن کسب و کاری پرسود، بهتر است خوب بگردید و گوشه و نیچ بازار خودتان را پیدا کنید.با نیچ مارکتنیگ می‌توانید سریع‌تر رشد کرده و دیده شوید.از خلاها و یا موقعیت‌ مکانی یا شرایط خاص افراد استفاده کنید و هر چه زودتر با راه‌اندازی کسب وکارتان در گوشه بازار، مشتریان خود را یافته و به تدریج بر کیفیت محصول یا خدمات خود بیافزایید.برای خواندن این مقاله در سایت من ، می تونید اینجا رو کلیک کنید.حقانی | مربی افزایش درآمدآدرس صفحه مربی با من در اینستاگرام : آیدی اینستاگرام مربی با من</description>
                <category>مربی با من | حقانی (مربی افزایش درآمد)</category>
                <author>مربی با من | حقانی (مربی افزایش درآمد)</author>
                <pubDate>Tue, 09 Aug 2022 16:13:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یافتن معنا و هدف اصلی زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@morabibaman/%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%86-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7-%D9%88-%D9%87%D8%AF%D9%81-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-kxau2enzklil</link>
                <description>یافتن معنا و هدف اصلی زندگیزندگی این روزهای ماخیلی از ما انسان‌ها هنوز انگیزه و دلیل اصلی برای زندگی‌مان نداریم. فقط با مشغول کردن خودمان، روزهای‌مان را می‌گذرانیم و هر روز مانند روز قبل میگذرد.این جمله را بارها و بارها شنیده‌ایم : اگه کسی دو روز عمرش مثل هم باشد، ضرر کرده و عمرش را هدر داده است. ولی باز خیلی بی‌تفاوت اجازه می‌دهیم روز و روزگار بگذرد. این تکرار و روزمرگی ، این روزمُردگی، مارا تبدیل به ربات‌هایی کرده که فاقد احساس و شوق زندگی است.یک جواب تعجب برانگیزسوالی را از تعداد زیادی از افراد در فضای مجازی پرسیدم. سوال این بود : حلقه گم شده زندگی این روزهای آدم‌ها چیست؟ اکثرا پاسخ دادند : پول.؛ پول باشد همه چیز هست. درست است که پول میتواند جواب خیلی از خواسته‌های شمارا بدهد اما همه چیز، پول نیست.همه عمرمان را نباید فقط برای بدست اوردن پول هدر کنیم. واقعا اگر حلقه گم شده زندگی‌‌تان پول باشد، شما باختید. زمانی می‌بینید که کلی پول دارید اما هیچ چیزی دیگری ندارید.صرف همه زندگی برای پولوقتی همه زندگی‌تان را برای پول صرف کنید، داشته‌هایتان را از دست میدهید و همین‌طور سلامتی‌ و روابط‌تان را.کسی که همیشه دنبال جاه و مقام باشد، تبدیل به یک انسان خودخواه میشود که دیگران ازاو فراری می‌شوند.حلقه گمشده زندگی امروزحلقه زندگی امروز زندگی ما چیزی نیست به نام معنا. تنها چیزی که ما را به حرکت وامی‌دارد، معناست. معنای زندگی ماست که به ما انگیزه میدهد. انگیزه معناست که باعث میشود صبح ها زودتر از بقیه بیدار شویم. انگیزه معناست که در کل روز به ما انرژی می‌دهد. این معناست که اجازه نمیدهد با هر مشکلی، با هر شکستی، تسلیم شویم و به عقب برگردیم.معنا از نظر دکتر فرانکل نویسنده کتاب انسان در جستجوی معنادکتر فرانکل در کتاب انسان در جستجوی معنا می‌گوید: ” اگر زندگی کردن فقط رنج بردن است، یعنی اگر قرار است زندگی کنیم که فقط رنج بکشیم، شما ناگزیرید برای زنده ماندن، در رنج بردن هم ‌معنایی پیدا کنید.”واجب‌تر از نان شبیافتن معنا و هدفی در زندگی واجب تر از نان شب است. با نان شب می‌توانید جسم‌تان را موقتا زنده نگه دارید اما با معنا، شما می‌توانید جسم، روح و روان‌تان را زنده نگه دارید. برای همین آدم‌های زیادی در دهه تفکرشان، یعنی در دهه سی زندگی‌شان ، معنا و هدف اصلی زندگی‌شون را پیدا نمی‌کنند، میمیرند. آن‌ها می‌میرند فقط در ۷۰ یا ۸۰ سالگی دفن می‌شوند.وقتی بدون معنایی در زندگی، لحظاتتان رو سپری کنید، شما مُردید. خودتان را فریب ندهید. بهانه‌های‌تان جلوی چشمانتان علم نکنید. آن‌قدر بهانه‌ها‌تان را منطقی میدانید که توان حرکت را از شما گرفتند.دلیل اصلی سردرگمی و افسردگی انسانهازندگی بدون هدف و معنا و تنها به‌دنبال رفاه مادی بودن ، باعث خلا وجودی انسان می‌شود. دلی اصلی سردرگمی و افسردگی انسانها، زندگی بدون هدف و معناست.مگر می‌شود در زندگی هدفی ارزشمند داشت و افسرده شد.اصلا وقتی هدفی بزرگ داشته باشید، مجالی به افسردگی و سردرگمی نمی‌دهید که بر شما غالب شوند.ماموریت مهم ما انسانهافرصت محدود است و تنها رسالت و ماموریت شما این است که قهرمان زندگی خودتان باشید. ارزش وجودی شما خیلی بیشتر از مارک کفش یا لباسی است که می‌پوشید. ما برای خرید یک لباس برند، تمام شهر را زیرورو میکنیم اما به کیفیت و اصالت وجودی‌مان اهمیتی نمی‌دهیم.سوال اکثر افرادافراد زیادی در مشاوره‌هایم ازمن میپرسند: “معنا و ماموریت زندگی من چیست؟” من میتوانم کمکتان کنم معنای زندگی‌تان را پیدا کنید. اما هیچ معنای کلی و مشترکی از زندگی وجود ندارد که بخواهیم برای همه تحویزش کنیم. معنای زندگی شما ، گنجینه زندگی شماست. معنا و مفهوم یا همان رسالت و ماموریت هر فرد هم منحصر به فرد است. اصلا، هر کسی منحصر به فرد است. کسی تجربه ، دانش و بینش شما را ندارد. کسی درد و رنج های شما رو تجربه نکرده است. این فقط خود شمایید که باید نقش خودتان رو درست بازی کنید.تحقق رویاها با اقداماگه هزاران ایده در ذهنتان داشتید ولی جسارت تحقق هیچ‌کدام رو نداشتید، نشان می‌دهد که ترس‌هایتان شما را فلج کرده یا این‌قدر در چرایی ماندید که توان فکر کردن روی چگونگی را از خودتان سلب کرده‌اید. اگر ایده‌هایتان را به مرحله عمل درنیاوردید که هیچ ارزشی ندارد. بلند شوید و برای نجات ادامه زندگی خودتان کاری کنید.راهکارخوب شاید بپرسید من الان چه کاری باید انجام دهم ؟ کافیست که این تمرین را درست انجام دهید تا بتوانید قدم اول را برای شروع این سفر بردارید. سفری که قدم اولش با پیدا کردن معنا و هدف اصلی زندگی شروع می‌شود. با خودتان خلوت کنید.تمرکز ۱۰۰ درصد داشته باشید. جلوی آینه بروید. به چشمان خود در آینه زل بزنید. از خودتان بپرسید:معنای زندگی من چیست؟چه کاری است که من باید انجامش بدهم؟چه کاری است که بخاطر انجام آن کار آفریده شده‌ام؟هر خلقت خدا هدفی دارد، هیچ موجودی بی هدف و حکمت آفریده نشده است. مگر می‌شود تنها موجود بی‌هدف خدا من باشم؟؟؟؟به گذشته‌تان بروید، به کودکی. از وقتی که یادتان می‌آید. از انجام چه کاری حس خوبی دارید؟وقتی انجامش می‌دهید ، لذت می‌برید؟متوجه گذر زمان نمی‌شوید؟متوجه هزینه‌ای که می‌کنید ، نمی‌شوید؟برای همه این سوالها پاسخی درست و دقیق بیابید. شما در درونتان گنجینه ای دارید. اگه هنوز آن را باز نکرده‌اید،زود باید بازش کنید. اگه آن را باز کرده‌اید و از گنج درونتان استفاده نکرده‌اید ، باید تمام و کمال از آن بهره ببرید.زندگی کوتاه تر از آن است که شما فقط با بخشی از توانایی‌هایتان زندگی کنید.برای خواندن این مقاله در سایت من ، می تونید اینجا رو کلیک کنید.حقانی | مربی افزایش درآمدآدرس صفحه مربی با من در اینستاگرام : آیدی اینستاگرام مربی با من</description>
                <category>مربی با من | حقانی (مربی افزایش درآمد)</category>
                <author>مربی با من | حقانی (مربی افزایش درآمد)</author>
                <pubDate>Sun, 07 Aug 2022 11:47:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از سه دلیل اصلیِ حالِ بدِ ما تا نرسیدن به ثروت!!!</title>
                <link>https://virgool.io/@morabibaman/%D8%B3%D9%87-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C%D9%90-%D8%AD%D8%A7%D9%84%D9%90-%D8%A8%D8%AF%D9%90-%D9%85%D8%A7-ihuphcetnucg</link>
                <description>سه دلیل اصلی حال بد ماحال بد چیست؟ و با چه احساسی در ما پدیدار می شود؟حال بد، حالتی است که معمولا ما را از انجام هر کاری متوقف ساخته و احساس خوبی نسبت به شرایط فعلی خود نداریم.این بدحالی با احساس بی‌حوصلگی و سردرگمی همراست.نمیدانیم جه باید بکنیم و حتی چگونه از این حالت رهایی یابیم؟!خیلی از افراد با سرگرم کردن خود با تلویزیون یا معاشرت و صحبت با یک دوست و رفتن به یک سفر تفریحی و غیره ، این حال را مقطعی تسکین می‌دهند اما خیلی زود با اولین خلوت با خود، دوباره این حس به سراغشان آمده و  بجای حل این مشکل، به فکر فرار از این وضعیت می افتند.چرا باید دلایل حال بدمان را بشناسیم؟تا وقتی که از دلایل حال بدمان آگاهی کسب نکنیم ، نمی‌توانیم آن را رفع کنیم.پس شناخت دلایل حال بد بسیار مهم بوده و تنها با شناخت این دلایل است که می‌توانیم راهکاری برای این حالمان بیابیم و از تکرار این حال و احساسات منفی پس از آن جلوگیری کنیم.دلایل حال بد چه مواردی هستند؟سه دلیل اصلی حال بد این موارد هستند: نمی‌دانیم، نمی‌توانیم، نداریم.البته نکته بسیار جالب آن است که این سه مورد مانند حلقه های تودرتوی زنجیر به هم متصل شده  و هریک علت دیگری است.دلیل اصلی ندانستن چیست؟در مرحله اول باید بدانیم که نمی‌دانیم و این خود بسیار مهم می باشد. چه زیبا گفت شاعر:آن کس که نداند و نداند که نداند            در جهل مرکب ابدالدهر بماندپس در مرحله اول باید بدانیم که نمیدانیم.ما نمی‌دانیم چون علم و آگاهی کافی نداریم.مطالعه نمی‌کنیم و یاد نمی‌گیریم.اکثر انسانها با همان علم و اطلاعاتی که از دوران مدرسه یا دانشگاه یاد گرفته‌اند، زندگی امروز خود را می‌گذرانند.آیا همین حد دانش برای دنیای مدرن امروزی که هر چند ثانیه یک تکنولوژی جدید بوجود می‌آید ، کافیست؟! دنیا با سرعت فزاینده‌ای در حال رشد است، پس نمی‌توان نسبت به علم روز بی‌تفاوت بود.بلکه باید در جهت این موج حرکت کرد تا از غرق شدن در زیر آن جلوگیری کرد.امروزه دلیل اصلی ورشکستگی اکثر کسب و کارها، همین دیدگاه سنتی و کسب نکردن اطلاعات جدید و به اصطلاح بروز نبودن مهارت های صاحبان آن کسب و کارها می باشد.دلیل اصلی نتوانستن چیست؟ما نمیتوانیم بخاطر اینکه اصلا نمیدانیم.تا وقتی ندانیم، توان انجامش را هم نداریم.وقتی که یاد می‌گیریم، حال نوبت عمل به دانسته‌هاست.تا زمانی که دانسته‌های خود را عملی نکرده، تکرار و تمرین نکنیم، دانش جدید ما، صرفا یک دانسته به دانسته‌های قبلی  ما اضافه می‌کند؛ همین و بس. اما دنیای  نتیجه‌گرا، بابت دانسته‌های ما به ما پاداشی نمی‌دهد.این عمل به دانسته‌هاست که نتایج مطلوبی را برایمان ارمغان می‌آورد. یادگیری دانسته‌های جدید  همانند کاشت است، و عمل کردن به دانسته ها و تکرار و تمرین، مانند داشت.تا داشتی نباشد ، کاشت به نتیجه  و برداشتی نمی‌رسد.پس نباید انتظار محصولی را داشت در حالیکه داشت مناسبی انجام نشده است.البته افرادی هم هستند که بعد از اینکه می‌دانند که نمیدانند، به دنبال یادگیری و کسب دانش میروند اما باز هم نمی‌توانند. نتوانستن دلایل دیگری هم دارد مانند کمبود عزت نفس و اعتماد به نفس، کمبود خورباوری، عملگرا نبودن، نداشتن تعهد کافی برای عمل به دانسته‌ها، دست کشیدن به دلیل نداشتن صبر و انتظار نتیجه فوری  و …دلیل اصلی نداشتن چیست؟همانطور که در بالا اشاره شد، زنجیر نتوانستن به ندانستن ربط دارد و زنجیر نداشتن هم به ندانستن ربط پیدا می‌کند.ما وقتی ندانیم، نمی‌توانیم و وقتی نتوانیم، کاری انجام نمی‌دهیم و در نهایت درآمدی کسب نخواهیم کرد، پس در نتیجه نداریم. وقتی هم که نداشته باشیم، نمی‌توانیم از پس حداقل نیازهای خود برآییم؛پس طبیعی است که دچار چنین حال بدی و احساس افسردگی و بی‌حوصلگی شویم.این سه دلیل ، دلایل اصلی حال بد این روزهای آدم‌های کره زمین می‌باشد.برای رهایی از حال بد چه باید بکنیم؟باید هر کدام از این موارد – دانستن، توانستن، داشتن- را در خودمان تقویت کنیم.یعنی بیشتر مطالعه کنیم، بیشتر یاد بگیریم و در یک جمله بیشتر بدانیم.البته موضوع به همین حا ختم نمی‌شود و در مرحله بعد باید به دانسته‌های خود جامه عمل بپوشانیم و انجام دهیم، با تمرین و تکرار، دانسته خود را به مهارت تبدیل کنیم به یک متخصص در حوزه خودمان تبدیل شویم.و وقتی این دوکار را انجام دادیم، قطعا داشتن حداقل چیزی است که نصیبمان خواهد شد.امیدوارم توانسته باشم با این نوشته، به شما دوست عزیزی که گاها دچار این حال بد و احساسات منفی پس از آن می‌شوید، کمکی هرچند کوچک کرده باشم.لقمه آماده:سه دلیل اصلی حال بد ما : نمیدانیم، نمی‌توانیم و در نهایت نداریم.اول باید قبول کنیم که نمی دانیم و خود را آماده کسب دانش روز کنیم.بعد از کسب دانش، باید دانسته های خود را عملی کرده و با تمرین و تکرار، متخصص شویم.با رسیدن به چنین جایگاهی، قطعا درآمد عالی، حداقل پاداش ماست.برای خواندن مقاله در سایت من ، می تونید اینجا رو کلیک کنید!حقانی | مربی افزایش درآمدآدرس صفحه مربی با من در اینستاگرام : آیدی اینستاگرام مربی با من</description>
                <category>مربی با من | حقانی (مربی افزایش درآمد)</category>
                <author>مربی با من | حقانی (مربی افزایش درآمد)</author>
                <pubDate>Fri, 05 Aug 2022 13:36:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موثرترین راهکار خروج از منطقه امن ذهنی</title>
                <link>https://virgool.io/@morabibaman/%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D8%A7%D9%85%D9%86-%D8%B0%D9%87%D9%86%DB%8C-vw1q0u2wqemn</link>
                <description>راهکار خروج از منطقه امن ذهنیمنطقه امن یا منطقه امن ذهنی چیست؟فضایی است که ما خودمان در ذهن‌مان ایجاد کرده‌ایم و در آن احساس امنیت و آرامش داریم و حاضر نیستیم ریسک کنیم و از این منطقه خارج شویم؛ فرصت‌های جدیدی که در انتظارمان هستند را تجربه کرده و شخصیت محکم، قوی و مستقلی برای خود بسازیم. موفقیت ما در آن‌سوی منطقه امن ذهنی در دسترس خواهد بود.معایب ماندن و مزایای خروج  از منطقه امن ذهنی:ماندن در منطقه امن ذهنی، سبب عقب‌رفت و ضعیف شدن ما می‌شود. چون تجربه شرایط و اتفاقات جدید، به ما هزاران نکته جدید می‌آموزد و ما می‌توانیم با به‌کارگیری این تجارت، درجهت رشد شخصی خودمان حرکت کنیم. پس برای پیشرفت، موفقیت و حتی کسب ثروت باید از منطقه امن خود فراتر رفته و تجارب جدیدی، خارج از این منطقه کسب کنیم.از نظر روانشناسی، خارج شدن از منطقه امن مستلزم انجام کاری است که شما را ناراحت می‌کند؛ این به معنای انجام کارهایی است که شما در مقابل آن مقاومت می‌کنید، از آن تنفر دارید و یا حتی از آنها می‌ترسید. اما این را بدانید:اگر در زندگی چیزی می‌خواهید که هیچوقت نداشته‌اید، باید کاری کنید که هیچ وقت نکرده‌اید.موفقیت همیشه در انتظار کسی است که از منطقه امن خود بیرون بیاید.چرا شناخت منطقه امن ذهنی بسیار مهمه؟یکی از دلایل اصلی و مهم ترس، همین خارج شدن از منطقه امن است. وقتی به انجام کاری خارج از این منطقه فکر می‌کنیم، ترس سراسر وجودمان را در برگرفته و استرس بر وجودمان حاکم می‌شود.در چنین وضعیتی اولین و راحت‌ترین کاری که به ذهنمان می‌رسد، فراموشی آن کار و برگشت دوباره به منطقه امن است. کسی که می‌خواهد از منطقه امن خود خارج شود، باید قدرت تحمل عدم اطمینان ، چالش‌ها، نه شنیدن را در خود تقویت کند.چه کسی باید این کار را برای‌ ما انجام دهد؟خودمان این منطقه را در ذهن خود بوجود آورده‌ایم؛ پس تنها کسی که می‌تواند ما را از این منطقه خارج کند، خود ما هستیم. از طرفی چون خودمان این راه را رفته‌ایم، راحت‌تر می‌توانیم دوباره آنرا بررسی و اصلاح کنیم.چگونه از منطقه امن ذهنی خود خارج شویم؟کسی که می‌خواهد از منطقه امن خود خارج شود، باید قدرت تحمل عدم اطمینان ، چالش‌ها، نه شنیدن را در خود تقویت کند. شما می‌توانید از راهکارهای زیر برای رهایی  از منطقه امن استفاده کنید:۱: فکر کردن به خواسته‌هابرای چند ساعت در مکانی خلوت فکر کنید به اینکه دقیقا از زندگی‌ و از خودتان چه می‌خواهید.تا خواسته های مشخصی نداشته باشید، به مقصد مشخصی هم نخواهید رسید.خواسته‌هایتان را مشخص و مکتوب کنید.زندگی به شما همان چیزهایی را می‌دهد که شما انتظارش را دارید.۲: هدف اصلی خودتان را مشخص کنید.ممکن است چندین هدف داشته باشید اما باید چندین هدف را فدای یک هدف کنید تا با تمرکز بر آن بتوانید زودتر به هدف اصلی زندگی‌تان دست یابید.۳: یافتن نقاط ضعف و قوتنقاط قوت و ضعف خود را دقیقا مشخص کنید. بجای نگرانیِ داشتنِ ضعف‌ها، با تمرکز بر نقاط قوت و بهبود جزئی اما مستمر نقاط ضعف، به بهترین نتایج خواهید رسید.۴:ترس‌های خود را بیابید.ترس دلیل اصلی نرسیدن به موفقیت‌های بزرگ است. شما باید دقیقا از جایی شروع کنید که ترس‌هایتان در آن‌جا هستند. بهترین راهکار برای غلبه بر ترس، آگاهی ، پذیرش و موجهه با آن است. همانند رفتن درون یک استخر، یا می‌توانید به یک باره دورن آن بپرید یا آرام آرام با خیس کردن بدنتان خود را برای رفتن درون آب آماده کنید.اگر توانایی رویارویی ناگهانی با ترس را ندارید، راهکار قدم‌های کوچک برای غلبه بر ترس برای شما بسیار کاربردی و مفید خواهد بود.۵: بالابردن انگیزهبا مرورِ هر روزِ خواسته‌ها و تمرکز بر هدف اصلی و یادگیری مداوم، انگیزه خود را بالا ببرید.این انگیزه است که به روح و جسم شما، نیرویی عظیم می‌بخشد.۶: در نظر گرفتن ریسک‌ها و چالش‌های احتمالی مسیرقرار نیست این مسیر بدون هیچ چالش و ریسکی طی شود.با این کار  می‌توانید توانایی مدیریت و کنترل خود را در مواجهه با آن‌ها بالا ببرید.۷: از اشتباه و شکست نترسید.باید اقدام کنید، انجام دهید، اشتباه کنید، اصلاح کنید و دوباره انجام دهید تا در نهایت بتوانید به موفقیت برسید.این شیوه انجام کار افراد موفق است.پس شما هم از آن مستثنی نیستید.اشتباه کردن اشتباه نیست؛ در اشتباه ماندن اشتباه است.۸: بدون بهانه شروع کنیدبهانه‌ها را کنار بگذارید. شروع کردن یک کار حتی با نواقص زیاد، بهتر از شروع نکردن است.لازم نیست بهترین باشید تا شروع کنید، بلکه باید شروع کنید تا بهترین شوید.ماندن در منطقه امن ذهنی از شما یک فرد ناتوان می‌سازد. پس انتخاب کنید: ‌می‌خواهید یک فرد ناتوان باقی بمانید یا از منطقه امن خود خارج شوید؟!!!برای خواندن این مقاله در سایت من، اینجا را کلیک کنید.حقانی | مربی افزایش درآمدآدرس صفحه مربی با من در اینستاگرام : آیدی اینستاگرام مربی با من</description>
                <category>مربی با من | حقانی (مربی افزایش درآمد)</category>
                <author>مربی با من | حقانی (مربی افزایش درآمد)</author>
                <pubDate>Wed, 03 Aug 2022 09:43:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راز قدم اول رسیدن به موفقیت‌های بزرگ</title>
                <link>https://virgool.io/@morabibaman/%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%82%D8%AF%D9%85-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-hxiqmjee5jh4</link>
                <description>راز قدم اول رسیدن به موفقیت‌های بزرگ« زندگی همچون قفلی پیچیده است، تنها کاری که باید بکنیم این است که اعداد درست و ترتیب صحیح آن ها را پیدا کنیم تا بتوانیم هر آنچه می‌خواهیم بدست آوریم.» برایان تریسیآیا افراد موفق‌تر از شما باهوش‌ترند؟نگاهی به خودتان بیندازید، خودتان را با موفق‌ترین فردی که میشناسید مقایسه کنید و بگویید او چه خصوصیاتی دارد که شما ندارید ؟ آیا ۵ برابر از شما باهوش تر است؟ هرگز!  اگر او توانسته پس شما هم می توانید.فقط باید یاد بگیرید و آنها را عملی کنید. این موضوع را هم حتماً مد نظر قرار دهید که کسی قرار نیست کاری برای شما انجام دهد؛ فقط و فقط خودتان هستید.« نمی توانید کسی را اجیر کنید تا کارهایی برایتان انجام دهد که شما را به جلو سوق دهد.»  جیم رانچه کسی باید انجام دهد؟اگر می‌خواهید از انجام کاری ارزش کسب کنید باید خودتان آن را انجام دهید. فرقی نمی‌کند آن کار چه باشد. ورزش کردن، مطالعه ، درس خواندن ، یادگیری زبان خارجی ، یادگیری مهارت جدید  و …   شما باید خودتان کار را انجام دهید. هیچ کس دیگر نمی‌تواند این کارها را برای شما انجام دهد.هر چقدر هم مربی آموزش رانندگی به شما بگوید چگونه رانندگی کنید،  اگر خودتان اتومبیل را نرانید، نمی توانید رانندگی را یاد بگیرید. باید خودتان آنها را به کار ببندید.اگر  تصمیم بگیرید که تلاش کنید، به شما قول می دهم پاداش هایی که از آن حاصل می شود ارزش این تلاش را داشته باشد.  هیچ چیز را باور نکنید ؛ مگر اینکه با منطق و احساس معمول شما مطابقت داشته باشد. مهم نیست آن را کجا می خوانید  یا چه کسی آن را گفته است. برای اینکه بتوانید موفق شوید باید پایه و اساس موفقیت را یاد بگیرید و پای خود را جا پای افرادی بگذارید که به  موفقیت دست پیدا کرده اند. اصول اولیه بازی را بیاموزید و به آنها متعهد باشید.چسب زخم هرگز موجب درمان زخم نمی شود.در قدم اول چه باید کرد؟در قدم اول باید مسئولیت ۱۰۰ درصد از زندگی خود را بر عهده بگیرید. شما باید مسئولیت شخصی خود را به عهده بگیرید. شما نمی توانید فصول  یا جهت وزش باد را تغییر دهید اما می توانید خودتان را تغییر دهید. یک  نفر مسئول کیفیت زندگی شماست و آن شخص کسی نیست جز خود شما.   می خواهید موفق باشید باید مسئولیت صددرصد هر مسئله‌ای را که در زندگیتان با آن روبرو می شوید بر عهده بگیرید. این شامل سطح پیشرفت،  نتایجی که به دست می‌آورید ،کیفیت روابط، وضعیت سلامت و تناسب جسمانی، درآمد ، مقدار بدهی،  احساسات و هر چیز دیگر شما می شود.این کار ساده ای نیست. ما معمولا عادت کرده ایم همه را مقصر بدانیم؛ هیچ وقت نمی خواهیم ببینیم که مشکل واقعی خودمان هستیم.داستان زندگی خیلی از ما!شبی مردی در حال قدم زدن در خارج از منزل خود بود که به مردی دیگر که زیر تیر چراغ برق زانو زده بود به دنبال چیزی میگشت برخورد کرد مرد رهگذر از او پرسید که دنبال چه میگردی؟ او پاسخ داد: به دنبال کلید گم شده‌اش! رهگذر پیشنهاد کمک داد و او هم زانو زد و مثل مرد به دنبال کلید گشت. بعد از یک ساعت جستجوی بی‌حاصل گفت: « ما همه جا را گشتیم، اما آن را پیدا نکردیم،آیا مطمئنی آن را همین جا گم کرده ای؟ » مرد جواب داد : « نه ، آن را در خانه ام گم کردم اما اینجا زیر این تیر چراغ برق نور بیشتری وجود دارد.»مقصر اصلی کیست؟وقت  آن رسیده که جستجوی بیرون از خود را برای یافتن علت این که چرا در زندگی به اهدافی که میخواستید  بدست نیاورده اید متوقف کنید چون این شما هستید که کیفیت زندگی خود را خلق  می‌کنید و نتایج دلخواه خود را به وجود می آورید . بله شما ، نه هیچ کس دیگری!  شما باید  مسئولیت ۱۰۰ درصدی  همه چیز خوب یا بد زندگی خودتان را بپذیرید. اگر میخواهید واقعا موفق باشید، مقصر شمردن دیگران و گله و شکایت از دیگران را کنار بگذارید و مسئولیت کلی زندگی خودتان را به عهده بگیرید. این پیش نیاز خلق زندگی موفق است.دلیل اصلی شکست ما چیست؟اگر آدم بداند که وضعیت فعلی را خودش به وجود آورده،  پس می تواند همه چیز را آن طور که می خواهد دوباره به وجود آورد و خلق کند.  بهانه هایتان را کنار بگذارید. ۹۹ درصد  همه شکست ها از کسانی ناشی می‌شود که عادت دارند عذر و بهانه بیاورند.  باید در موقعیتی قرار بگیرید که همیشه قدرت تغییر دادن آن را داشته باشید. آن را درست کنید و نتیجه دلخواه را به وجود بیاورید. از خودتان بپرسید « چه شد که اینطوری شد؟ تفکر من چه بود ؟ باورهای من چه بودند؟ چه چیزی را باید می گفتم که نگفتم و یا بالعکس؟ برای به وجود آوردن نتیجه مورد نظر چه کارهایی باید انجام می دادم ولی ندادم؟ دفعه‌ی دیگر چه کاری را باید انجام دهم تا به نتیجه‌ای که می‌خواهم برسم؟نتایج متفاوت با تغییر!متاسفانه ما آنقدر به رفتارهای خودمان  عادت کرده ایم که هرگز به فکر تغییر آن‌ها نیستیم. اگر نتایج دلخواه تان نیست ، واکنش‌های خود را تغییر دهید. اگر به انجام کاری که همیشه می کردید ادامه دهید، همان نتایجی را به دست می آورید که همیشه به دست می‌آوردید. روزی که واکنش خود را تغییر دهید روزی است که زندگی شما شروع به بهتر شدن خواهد کرد.  اگر کاری که اکنون انجام می‌دهید موجب شده است زندگی شما پر حاصل‌تر و بهتر شود، آن را بهتر و بیشتر از این انجام دهید، نتیجه‌ی بهتری خواهید گرفت! اگر چیزی متفاوت می‌خواهید باید کاری متفاوت انجام دهید و قدمی متفاوت تر بردارید.تا وقتی کسی یا چیزی را مسئول و مقصر عدم موفقیت خود بدانید، هرگز موفق نخواهید شد.اگر قرار است برنده شوید، باید از این حقیقت آگاهی داشته باشید؛ این که این شما هستید که اقدام می کنید، افکار را در سر می پرورانید، احساسات را به وجود می آورید و انتخاب می کنید که الان به کجا بروید، این شما هستید ، هر اتفاقی که برایتان می‌افتد یا خودتان خالق آن هستید یا خودتان اجازه می دهید که آن اتفاق بیفتد.  توجه کنید نتایج به شما دروغ نمی گویند.مردم فقط در مورد مسائلی که می توانند کاری در مورد آن انجام دهند گله وشکایت می کنند.اول سراغ تغییر چه مواردی برویم؟ما در مورد مسائلی که هیچ قدرتی روی آن‌ها نداریم، شکایت نمی‌کنیم. ما هیچوقت نیروی جاذبه را مسبب افتادن ظرف از دستمان نمی دانیم و از آن گلایه و شکایت نمی کنیم، چون هیچ قدرتی برای تغییر نیروی جاذبه نداریم؛ بلکه خودمان را مقصر می دانیم و سعی می کنیم در دفعات بعد بیشتر مراقب باشیم. فکر کنید در زندگی خود از چه موارد و شرایطی بیشتر گلایه و شکایت دارید، همه‌ی آن‌ها را بنویسید. اینها دقیقا مواردی هستند که شما می توانید برای تغییرشان کاری انجام  دهید، اما هنوز تصمیم نگرفته اید. شما می توانید پول بیشتری بدست بیاورید، شغل بهتری پیدا کنید، در خانه بهتری زندگی کنید، غذای سالم‌تری بخورید و سالم‌تر و شادتر زندگی کنید.اما همه‌ی اینها مستلزم این است که تغییر کنید. و این را بدانید: تا تغییر نکنید، شرایط شما هم تغییر نخواهد کرد.برای خواندن این مقاله در سایت من، به اینجا مراجعه کنید.حقانی | مربی افزایش درآمدآدرس صفحه مربی با من در اینستاگرام : آیدی اینستاگرام مربی با من</description>
                <category>مربی با من | حقانی (مربی افزایش درآمد)</category>
                <author>مربی با من | حقانی (مربی افزایش درآمد)</author>
                <pubDate>Tue, 02 Aug 2022 18:09:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موثرترین راهکار مقابله با ترس</title>
                <link>https://virgool.io/@morabibaman/%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%B1%D8%B3-jroqy2ihk7ml</link>
                <description>موثرترین راهکار مقابله با ترسیک‌بار برای همیشه ترس را مهار کن!ترس چیست؟ترس نوعی واکنش طبیعی و  بخش جدایی ناپذیر مغز ما و همیشه همراه و همزاد ماست؛ چرا که ما را در برابر خطرات ایمن می کند. پس بیابید منطقی باشیم و ترس را دوست خود بدانیم نه دشمن خود؛ اما باید رفتار با آن را یاد بگیریم و این را بدانیم که قرار نیست ترس را بطور کامل بکُشیم؛ بلکه باید یاد بگیریم چطور ترس خود را کنترل و مهار کنیم. جالب است بدانید حتی شجاع ترین افراد هم ترس را احساس می کنند اما اجازه نمی دهند ترس آنها را از انجام کاری بازدارد. ترس بزرگترین مانع دستیابی به موفقیت های بزرگ است. ترس با نوعی درد و عذاب همراست. مانند ترس از دست دادن چیزی، ترس از تنهایی، ترس از انجام کاری یا ترس از شروع و یا ترس از شکست و… .ترس از کجا می آید؟ ریشه آن چیست؟بخشی از مغز ( سیستم لیمبیک ) مسئولیت ترس را بر عهده دارد.این سیستم در مغز قدیم ما وجود دارد. مغز قدیم نیز وظیفه بقا و حفظ حالت موجود ما را برعهده دارد. امکان ندارد کسی تا کنون ترس زا تجربه نکرده باشد. حتی یک کودک تازه متولد شده از حرکات و صدای ناگهانی می ترسد.گاهی ترس ها بی موردند و هیچ دلیل منطقی پشت آن وجود ندارد.گاهی ترس ها می توانند از کمبود عزت و  اعتماد به نفس نشأت بگیرند، کافیست یاد بگیریم چطور می توان عزت و اعتماد به نفسمان را تقویت کنیم.( بزودی مقاله ای در خصوص راهکارهای عملی و کاربردی بالابردن عزت و اعتماد به نفس در سایت خواهم نگاشت)گاهی کمبود اطلاعات می تواند منجر به ترس  شود. در این خصوص باید تا می توانیم اطلاعات کسب کنیم. وقتی دانش کافی در مورد چیزی داشته باشیم، قطعا راه نفوذ ترس را کم می کنیم.گاهی کمبود مهارت، عامل ترس می شود. هر چه آموزش ببینیم و مهارت خود را بالاتر ببریم و متخصص شویم ، قطعا ترس‌مان کاسته خواهد شد.گاهی در شروع انجام کاری ترس سراغمان می آید. باید این اتفاق را کاملا طبیعی بدانیم. ترس به ما می گوید باید اطلاعاتمان را بالاتر ببریم و بیشتر مشورت و تحقیق کنیم ولی اگر بعد از انجام این کارها باز هم ترس در وجودمان دیده می شود و از انجام کار ممانعت می کند ، باید قسمت کوچکی از آن کار را  بی‌درنگ شروع کنیم.انواع ترسدو نوع ترس وجود دارد: ترس خوب و ترس بد. ترس خوب مانند ترس از ارتفاع و … و ترس بد مانند ترس از شروع یا ترس از موفقیت یا شکست.رفتار ما با ترسدر سفر خود از جایی که هستید به جایی که می خواهید باشید، باید با ترس های زیادی مواجه شوید.ترس امری طبیعی است. متاسفانه اغلب افراد اجازه می دهند تا ترس آنها را از برداشتن گام های لازم برای رسیدن به رویاهاشان بازدارد. از طرف دیگر افراد موفق هم ترس را احساس می کنند اما اجازه نمی دهند آنها را از انجام کاری که باید انجامش دهند، بازدارد.آنها فهمیده اند که باید از ترس خود مطلع شده، آنرا تجربه و در نهایت بر آن غلبه کنند.سوزان جفر: ” انسانهای موفق یاد گرفته اند ترس را احساس کنند و هر طور شده آن را از سر بگذرانند.”ترس افراطیمیلیون‌ها سال قبل، ترس علامت خطر بدن بود که به ما نشان می داد خارج از ناحیه امن خود هستیم. وجود خطری احتمالی را به ما هشدار می داد. اما امروز ترس چیزی بیشتر از یک علامت است که می گوید باید هشیار و محتاط بمانیم. می‌توانیم ترس را احساس کنیم اما با وجود این همچنان می‌توانیم رو به جلو حرکت کنیم. ترس خود را مانند کودکی در نظر بگیرید که نمی خواهد کاری که به صلاحش است را انجام دهید. آیا اجازه می‌دهید این کودک شما را از انجام کارهای مهم بازدارد؟۵ مرحله برای غلبه و مهار ترس ها:مرحله اول: پذیرش ترسدر اولین مرحله باید ترس های خودتان را شناخته و آنها را بپذیرید. وقتی ترس‌های خود را می شناسیم، بهتر می توانیم با آنها مواجه شویم.در واقع از قبل یک نوع استراتژی و برنامه برای رویارویی با آن آماده می سازیم و این‌گونه می توانیم از غافلگیری ترس جلوگیری کنیم.مرحله دوم : کالبدشکافی ترسدر مرحله دوم باید در خلوت به ترس های خود فکر کنیم. اینکه چرا باید از این اتفاق بترسم؟ آیا ترس من دلیل خاصی دارد؟ آیا به نفع من است یا به ضررم؟ خیلی از ترس ها ریشه در گذشته ما دارد. گاهی می توانیم از پدر یا مادر خود دلیل ترس خود را جویا شویم.همچنین می‌توانید موقعیت‌هایی را که برای شما ترس به همراه دارد با جزئیات تمام تصویرسازی کنید. این روش به شما کمک می کند که دریابید واقعا از چه می‌ترسید.مرحله سوم: بیان ترس و نوشتن آندر مرحله سوم ، بعد از اینکه ترس های خود را شناخته و آنها را پذیرفتید و برای آن دلیل یا دلایلی یافتید، می توانید آنرا نوشته و روزی چند بار ، جمله مخالف آن را با صدای بلند بخوانید. با این کار ضمیر ناخودآگاه شما آرام آرام باور جدید را جایگزین باور ترس سابق می کند. مثلا اگر تا دیروز از صحبت در جمع می ترسیدیم، می توانیم روزی چند بار با صدای بلند بخوانیم: من براحتی  در جمع سخنرانی میکنم.دلیلی برای ترس وجود ندارد.مرحله چهارم: بیان برای دیگرانصحبت کردن با شخصی که مورد اعتماد ما باشد، تاثیر بسزایی در مدیریت ترس دارد. فردی را برای این کار انتخاب کنید که با شما همدلی کرده و شنونده خوبی باشد. پدر ، مادر ، همسر ، برادر یا خواهر یا یک دوست صمیمی گزینه های مناسبی برای این کار هستند. حتی گاهی به شما در مواجهه و غلبه بر آن ترس ، راهکار مناسبی ارائه می دهند. به او متعهد شوید تا هر بار رفتار بهتری در برابر آن ترس داشته باشید و  از او بخواهید بعنوان ناظر بیرونی پیشرفت شما را رصد کرده و برای شما بازگو کند. این کار می تواند تاثیر شگرفی بر غلبه و کنترل ترس شما داشته باشد.مرحله پنجم :مواجهه با ترسحتما این جمله را شنیده اید : برای اینکه بتوانید شنا یاد بگیرید باید درون استخر پریده و شروع به تمرین درون آب کنید. هرچه بیرون از آب حرکات را انجام دهید ، نمی توانید شنا را یاد بگیرید. شما راهکارهای مواجهه با ترس و غلبه و کنترل آن را یاد می گیرید اما تا زمانی که خود را در مواجهه با آن قرار ندهید، نمی توانید ار ترس های خود بکاهید. پس باید خودمان به استقبال ترس برویم و هر بار بترسیم ، ولی باز انجامش دهیم. مطمئن باشید هر بار ترس‌تان کمتر از قبل می شود؛ چون اعتماد به نفس شما رفته رفته بیشتر و کنترل‌تان در مهار ترس تقویت می شود.حرف آخر:پس ترس در درون همه انسانها وجود دارد، چه انسانهای معمولی و چه انسانهای موفق؛ فقط چیزی که در آنها متفاوت است نحوه پذیرش و مواجهه و کنترل آن است. حتی شجاع ترین افراد نیز می ترسند. ترس برای حفظ و بقای ما نیاز است اما توجه بیش از حد به آن می تواند آسیب های جبران ناپذیری به همراه آورد. برای مقابله با ترس، باید ترس هایمان را پذیرفته و آنها را تحلیل کنیم و بعد خودمان را در درونش اندازیم. وقتی دلیل ترس خود را بدانیم، رفتار بهتری در مواجهه با آن و کنترل و غلبه بر آن خواهیم داشت.مارک توآین نویسنده معروف و طنزپرداز شهیر آمریکایی می گوید: ” عمری از چیزهایی ترسیدم که هرگز اتفاق نیفتادند.”برای خواندن مقاله در سایت نویسنده مقاله و همینطور برای خواندن مقالات بیشتر در حوزه خودشناسی و کسب وکار، اینجا را کلیک کنید.مربی با من | مربی افزایش درآمد - حقانیآدرس صفحه مربی با من در اینستاگرام :  آیدی اینستاگرام مربی با من</description>
                <category>مربی با من | حقانی (مربی افزایش درآمد)</category>
                <author>مربی با من | حقانی (مربی افزایش درآمد)</author>
                <pubDate>Mon, 25 Jul 2022 22:07:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک انتخاب ثروت‌ساز : امنیت یا آزادی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@morabibaman/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%AA%D8%A7-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-ppgjuzkobusc</link>
                <description>کارمندی: امنیت یا آزادی؟ امنیت یا آزادی؟ کدام را انتخاب کنیم تا دیگری را از دست ندهیم؟هر روز افراد کارمند زیادی را می‌بینیم که از شغل و درآمد خود راضی نیستند. وقتی با این افراد صحبت می‌کنیم اکثرشان دوست دارند کسب‌وکار خودشان را راه اندازی کرده و برای خودشان کار کنند. ولی این فقط یک خواسته و آرزوی درونی باقی می‌ماند و هیچ کاری برای رهایی از این وضعیت انجام نمی‌دهند.فکر می‌کنید دلیل اصلی چیست؟وقتی شما کارمند هستید  و برای دیگران کار می‌کنید، بجای اینکه رویای خودتان را محقق سازید، آرزوی رئیس و مدیرتان را برآورده می‌کنید. افراد کارمند هر ماه ۳۰ روز برای مدیر خود کار می‌کنند و در انتهای ماه منتظر می‌مانند تا حقوق ناچیز خود را دریافت کنند.امنیت یا آزادی؟حتماً این جمله را شنیده‌اید: “حقوق کارمندی مانند رشوه‌ای است که به آنها داده می‌شود تا دست از رویای خود بکشند”. این جمله دقیقاً درست است. کارمند خود را اسیر دایره‌ای می‌کنند بنام دایره امنیت. کمتر کارمندی می‌تواند از این دایره بیرون بیاید. اما آنها نمی‌دانند که در زندگیشان دو انتخاب وجود دارد. انتخاب اول: “امنیت” انتخاب دوم: ” آزادی ” اگر سراغ امنیت بروند هر دو را از دست خواهند داد.کارمندان یا متوجه شده‌اند یا به‌زودی متوجه خواهند شد که دیگر حقوقشان جوابگوی هزینه‌های زندگیشان نیست. اکثر کارمندان  به دنبال کار دوم یا سوم می‌گردند. به خاطر تورم و عدم تعادل هزینه‌های زندگی  و درآمد، دیگر نمی‌توانند حتی مایحتاج اولیه زندگی‌شان را فراهم کنند. اما اگر سراغ آزادی روند، معنایش این نیست که احساس عدم امنیت نخواهند کرد؛ اما در نهایت به جایی خواهد رسید که نه تنها آزادی خواهند داشت، بلکه در دایره امنیت نیز قرار خواهند گرفت.زمان آزاد برای کارمندانجالب اینکه تعداد زیادی از افراد کارمند، بعد از ساعت کاری خود، وقت آزاد خود را با خواب، تماشای برنامه‌های تلویزیون، گشت و گذار در فضای مجازی یا گفتگو و گردش با دوستان هدر می‌کنند و از درآمد کم خود گلایه دارند.آن‌ها مدام به این فکر می‌کنند کاش کسب و کار پولسازی داشتیم یا می‌توانستیم درآمد بیشتری داشته باشیم. همه ما می دانیم، حداقل بهای رفتن به بهشت مرگ است، پس ما نمی‌توانیم هم آرامش داشته باشیم و هم به آزادی مالی فکر کنیم؛ حداقل برای چند سال اول شروع یک کسب وکار جدید.در نتیجه :شما دوست عزیز کارمندی که تا این‌جای این نوشته با من همراه بودید، تا تغییری در سبک زندگی خود  به وجود نیاورید  و تغییر نکنید، هیچ اتفاق جدیدی نخواهد افتاد و هر روز این بدهی‌ها هستند که از درآمد شما جلو زده و ذهن و روان شما را تحت تأثیر قرار داده و زندگی شما را با فرسایش همراه خواهد کرد.راهکار چیست؟پس تا دیر نشده دکمه توقف این ماشین در حال گذر زندگی با روزمرگی  را زده، از آن بیرون آیید و با خودتان خلوت کرده و از بیرون به خود، زندگی وفعالیت‌های خود نگاه کنید. درست است که سالها به این سبک زندگی عادت کرده‌اید، تغییر در عادات روزمره سخت است اما این باید اتفاق بیفتد تا نتایج متفاوتی رخ دهد.در نوشته‌های بعدی بیشتر در مورد راهکارهای راه اندازی کسب و کار خواهم نگاشت. پس با من همراه باشید.پیشنهاد کاربردی:تا با خودتان خلوت و به شرایط خود فکر نکنید و عادت‌ها و سبک زندگی خود را تغییر ندهید، تغییری اتفاق نخواهد افتاد.برای خواندن این مقاله و دانلود رایگان کتاب الکترونیکی &quot; 120 قانون اساسی برایان تریسی&quot; اینجا را کلیک کنید.آدرس صفحه مربی با من در اینستاگرام : آیدی اینستاگرام مربی با منمربی با من | حقانی  -  مربی افزایش درآمد</description>
                <category>مربی با من | حقانی (مربی افزایش درآمد)</category>
                <author>مربی با من | حقانی (مربی افزایش درآمد)</author>
                <pubDate>Sun, 24 Jul 2022 20:35:41 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>