<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علی علی‌مرادی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@moradiali67</link>
        <description>جایی برای چیزهایی که دوست دارم به دوستانم بگویم.من تنها در کره زمین،  هفت میلیارد دوست دارم!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-27 21:08:16</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/7073/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علی علی‌مرادی</title>
            <link>https://virgool.io/@moradiali67</link>
        </image>

                    <item>
                <title>صابر میرزایی؛ حرفه‌ای‌ها چگونه‌اند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@moradiali67/%D8%B5%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%9B-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%87%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86%D8%AF-tgtrkdyubmvc</link>
                <description>تصویری از جلد کتاب در چاپ نخستینامشب به مناسبتی کتاب یا کتابچه «حرفه‌ای‌ها چگونه‌اند؟» نوشته آقای صابر میرزایی در «آسیب‌شناسی اشتغال و کارآفرینی دانش‌آموختگان دانشگاهی» با قید «آنچه در دانشگاه نمی‌آموزند» را خواندم.در اینجا چند نکته فرمی و محتوایی را که به نظرم مفید برای اشتراک‌گذاری است را با شما در میان می‌گذارم.گوگل کردن عنوان کتاب تقریباً بی‌فایده است، گویا قرار نیست آن را در مجازی ببینید! این میزان فروتنی یا تواضع را  را واقعاً درک نمی‌کنم! و تنها حمل بر همین خضوع می‌کنم نه چیز دیگر!اما از این حواشی بگذریم و به متن برسیم، متن بسیار روان و به‌دور از مفاهیم غیرملموس و انتزاعی است. آنقدر که خواننده باورش می‌شود که این نوشته،  نه یک تولید محتوای تجاری و شبه‌علمی بلکه جستاری  عالمانه و پدرانه برای فرزندان وطن است.حرف دلم در مورد این قسمت از متن؛ آخرین دستاورد‌ها در حوزه مدیریت منابع انسانی تمرکز  استفاده از های‌تک برای کنترل نیروی انسانی نیست، بلکه تکیه بر استفاده‌ از نیرویِ انسانیِ دارایِ خودکنترلی  است. باور کنیم دوران مدیریت علمی [1] تمام‌شده و به انسان‌ها باید به‌عنوان انسان نگاه کرد و نه چیز دیگر، شمای شاگرد و کارگر و ... هم دنبال چوب و تنبیه و تشویق نباشید، این نگاه حتی برای خود شما سخیف است.هم‌وطن عزیز، جوان عزیز، اینقدر عجله برای کارآفرینی خطر دارد.این هم یک قسمت دلچسب دیگر؛ هم‌وطن عزیز، همشهری، جوان عزیز، اینقدر عجله برای کارآفرینی[2] یا استارتاپ و شرکت نوظهور و .... خطر دارد.- تجربه‌اندوزی، پیش‌شرطِ غیرقابل حذفِ کارآفرین شدن -  تجربه‌اندوزی، پیش شرطِ غیرقابل‌حذف شدنِ کارآفرین! این عبارت را باید با آب طلا ننوشت، بله فهم کرد.در مجموع به  همه کسانی که در فکر کارآفرینی هستند پیشنهاد می‌کنم این کتاب رو ببینند.  خیلی از بخش‌های کتاب به شکل گزاره‌های کوتاه (بولت پینتی) نوشته شده که واقعاً  مطالب مهمی هستند و امکان انتخاب چند برش نیست . مشخصات فنی: ناشر، «تعالی اندیشه» و حدود ۶۰ صفحه و قیمت پشت جلد ۱۰ هزار تومان.همیشه موفق باشید.[1]  اشاره به یکی از اولین مکتب‌های مدیریتی کلاسیک که عَلمدار آن آقای فردریک تیلور بود. برای مطالعه می‌توانید اینجا را ببینید.[2] البته نگارنده تفاوت استارتاپ و دانش‌بنیان و ... را می‌دانم و شما هم اگر نمی‌دانید ببینید که چقدر فرق دارند و چقدر کسی که به کافه‌بازار امروز می‌گوید استارتاپ، از فضا پرت است.</description>
                <category>علی علی‌مرادی</category>
                <author>علی علی‌مرادی</author>
                <pubDate>Tue, 17 Sep 2019 18:21:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سید مهدی شجاعی؛ دین به چه درد می‌خورد!؟</title>
                <link>https://virgool.io/@moradiali67/%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%AC%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D8%9B-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-d0ilpiauvby7</link>
                <description>بین قفسه‌ی کتاب‌ها کتابچه «دین به چه درد می‌خورد!؟» توجهم را جلب کرد.اصولاً در مورد دین کتاب تک‌جلدی هم جواب نیست، چه برسد به کتابچه‌ای پنجاه‌صفحه‌ای؛ آقای سید مهدی شجاعی در هشت بخش چندصفحه‌ای مجموعه‌ای از سؤالات را طرح و جواب‌هایی را هم بررسی کرده‌اند.گویا قرار بوده متنی باشد در حد پست‌های چندقسمتی تلگرامی اما حضرت نویسنده قالب کتاب را ترجیح داده. غیر از حجم کتاب، می‌توان به دلایل ساده و بسیار عامه‌فهمی که در کتاب اشاره شده کرد که الحق‌والانصاف جایش توی همان تلگرام و امثال آن بود تا چالش «دین به چه درد می‌خورد» را برای همان عزیزانی که در اتوبوس مشغول مباحثه هستند و بعضاً دکل‌های ایرانسل را هم یادگار رضاشاه می‌دانند، را حل کند.خلاصه اینکه محتوای کتابچه اگر در قالب و مدیوم مناسبش منتشر می‌شد امید بود که منشأ خیری باشد اما با درنظرگرفتن مشتریان کتاب‌فروشی‌ها و مخاطبان این‌جنس کتب به نظر نگارنده خیلی به هدف نزدند.جمع‌بندی نویسنده در پاراگراف آخر...</description>
                <category>علی علی‌مرادی</category>
                <author>علی علی‌مرادی</author>
                <pubDate>Sun, 15 Sep 2019 14:13:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گاندو یا بوی باران</title>
                <link>https://virgool.io/@moradiali67/%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-dwbr6y77r5tu</link>
                <description>گاندو نماینده وضعیت مطلوبِ مردم و قابل دسترس برای جوانانبوی باران نماینده وضعیت موجود و ثمره ماسیدنِ پیرمردهای زنگ‌زدهروایت آقای وحید جلیلی از «بوی باران» و آنچه او نفوذ و سیاه‌نمایی در صدا و سیما خوانده بود، مجبورم کرد تا چند خطی را به پَرت بودن تحلیل ایشان –نوع نگاه و نه شخص ایشان- بپردازم.جدای از انتقاداتم به تاریک بودن فضای کلی بوی باران -که البته گوشه‌ای از واقعیت می‌دانم و نه سیاه‌نمایی- و البته قپی‌آمدن و گرافیک بازی‌های بچه‌گانه‌ی گاندو دارم این چند خط را در مورد اصل وجود فساد سیستمی یا با اغماز عدم ضدیت سیستمی با فساد اقتصادی می‌نویسم. موارد فنی و تکنولوژیک این متن کاملاً بررسی شده (حدود دو سال و بیشتر روی آن کار کردم) و اینجا بحث را تکنولوژیک جلو نمی‌برم.در گاندو نشان داده شد که اگر اراده‌ای برای یافتن یک جاسوس تراز اول باشد می‌شود و می‌توانیم و بوی باران نشان داد اگر مفسد اقتصادی اشتباه فاحشی نکند (سر زدن فرشته به مادرش در بیمارستان) می‌تواند فِلِنگ را ببندد که البته تجربه یکی مثل خاوری نشان داد که علی‌رغم تذکر رسمی برخی دلسوزان حتی بلیط فرارش را نیز از بیت‌المال می‌خرد می‌رود و خاوری هم دلار از کشور خارج می‌شود!تفاوت استفاده از فناوری دیجیتال در هر کدام از این سریال‌ها به خوبی نمایش داده شد، یکی دنبال مصاحبه نفر به نفر و پرینت و خودکار و کاغذ و نهایتاً ماشین حساب! برای شناخت فساد و مفسد و راه‌های شبکه فساد و یکی هم با انبوهی اغراق‌آمیز از مانیتور و گراف و سخت‌افزار و نرم‌افزار جاسوسی و غیره، حتی تعداد سیگار‌هایی که مظنون در آپارتمانش می‌کشد را می‌شمارد!اما واقعیت جامعه و حکومت‌داری ما کدام‌ است یا به عبارت بهتر قسم حضرت عباس گاندو را سیستمی و غالب بدانیم یا دم خروس بوی باران را نماد واقعیت غالب و سیستمی و نه تک و توک حرفه‌ای عمل کردن‌های گاندویی ببینیم؟برای مثال طرحی را در همین راستا از دو سه سال قبل پیگیرم که در نهایت تلاش فعلاً توانستم محل خاک خودنش را بجای میز فلان مسئول رده چندمی منتقل کنم به دفتر رئیس قوه قضا با این مشخصات که مبارزه سیستمی و پیوسته و نه گسسته و جزیره‌ای بشود و مبارزه با توده فساد محور باشد نه تک مهره و حلقه فساد و عمدتاً آفتابه‌دزدها و البته این دو خط از ۷۰ صفحه است و طرح مفصل‌تر از این حرف‌ها اما برای ملموس شدن چند تا نشانه و مثال از همین سریال بوی باران می‌آورم تا بفهمیم ما به صورت سیستمی نهایتاً از تکنولوژی در حد نوشت افزار و پرینت گرفتن استفاده می‌کنیم و خبری از پایگاه داده و داده‌کاوی و غیره در این کشور نیست!مثال‌ها:- پول کلان را به حساب افراد مستضعف و حاشیه نشین و کارتن‌خواب و غیره می‌ریزند و کسی نمی‌فهمد مگر کارآگاه داستان برود با تعداد زیادی از قربانیان مصاحبه حضوری کند و بفهمد که طرف مسکین است و درمانده و بی شناسنامه! و حتی مُرده! خوب عقب‌مانده‌ها، یکی که کل تراکنش‌های بانکی‌اش در سقف یارانه چهل و پنج هزار تومانیِ یادگار سلطان محمود بوده و یا حتی آن میزان هم نبوده و با شیب تندی تراکنش وام‌های میلیاردی از بانک و خرید‌های کلان اموال در تایم‌لاینش! می‌بینید نباید شک کنید! آن هم طرفی که کل زندگی اش در روستایی در آزربایجان است و کل تراکنش‌ها در تجریش تهران ثبت شده! (در این خصوص مشروح دادگاه آ. حسین هدایتی و دوستان قابل توجه است. شناسایی پس از ۱۰ سال)- در ده صفحه ابتدایی حسابداری یک، برای جوانک دانشجو این بدیهی مجدد بررسی می‌شود که سرمایه و دارایی شامل پول نقد و اموال سرمایه‌ای و ... می‌شود. حالا چرا یک مفسد فکر می‌کند می‌تواند با پخش (گسسته‌داشتن) سرمایه‌هایش فرایند فسادش را جاودانه نگهدارد!؟ بله؛ مفسد به درستی می‌داند که حکومت به صورت سیستمی فلج و عقیم است که این بدیهی را به صورت یکپارچه بفهمد و بپاید و این طنز تلخ تبدیل پذیری برای فرار مفسدان را بی معنا کند. در این سیستم شما می‌توانید بخشی از پولتان را پاساژ بخرید (رسمی) بخشی را در حساب بانکی نگهدارید[1](رسمی) بخش اعظم این کوه یخ را در بسترها و اموال غیر رسمی  مثل اموال قولنامه‌ای و طلا و ارزِخارجی و مواد مخدر و غیره نگهداری کنید. حکومت هم از جزایرمالی شما حراست خواهد کرد، شک نکنید.مثال زدن را ادامه دهم باید یک کتاب ۷۰۰ صفحه‌ای خودآموز روش‌های استتار مال نامشروع چاپ کنم، که واقعاً هدفم این نیست، لذا همین دو مورد را بعلاوه اطلاعاتی که پلیس گذرنامه (عسلِ بوی باران)، سازمان ثبت اسناد، سازمان سبت شرکت‌ها، سازمان بورس، پلیس راه‌ور، نفت وگمرکات و N تا سازمان دیگر که دارای اطلاعات مالی افراد حقیقی و حقوقی اند و بایستی دیتابیسی استاندارد داشته باشند را از ذهنتان بگذرانید و ببینید که با پیشرفت فناوری امروز بجای کارهای عمدتاً ابلهانه و یا نهایتاً کم فایده[2]، پایگاه داده کلان و یکپارچه و داده‌کاوی چقدر می‌تواند برای اقتصاد سالم مفید و برای مفسدین هزینه‌ساز باشد.والله با همین امکانات امروزی مردم ما باید از دیدن گاندو کسل شوند و از دیدن بوی باران جامه‌بدرند ولی مجبورند اولی را معجزه بدانند و دومی را ۷۰ قسمت خیره بمانند.در خانه اگر کس‌است یک حرف بس است. چه رسد به این ۸۷۰ کلمه بالا![1] اینکه یک‌فرد ۹۹۹ حساب قرض‌الحسنه  و ۹۹۹ حساب پس‌انداز مدت‌دار فقط در یک شعبه داشته باشد را حکمتش را نفهمیدم، حتی برای پول‌شویی هم خیرش را نفهمیدم.[2] ساختن پوسته برای تلگرام و مسنجر بومی که در بهترین حالت مستحب است (که نیست)</description>
                <category>علی علی‌مرادی</category>
                <author>علی علی‌مرادی</author>
                <pubDate>Thu, 05 Sep 2019 13:03:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به بهانه شنیدن یک ترانه</title>
                <link>https://virgool.io/@moradiali67/%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B4%D9%86%DB%8C%D8%AF%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-uplc8guv5nye</link>
                <description>به بهانه شنیدن ترانه ای با عنوان “Man in the Mirror” و حواشی آن که برایم مهم نیستند؛ این متن را شبانگاه می‌نویسم (گردآوری می‌کنم بهتر است).متن:I&#x27;m gonna make a changeFor once in my lifeGonna feel real goodGonna make a differenceGonna make it rightAs I turn up the collar on my favorite winter coatThis wind is blowin&#x27; my mindSee the kids in the street, with not enough to eatWho am I to be blind, pretending not to see their needsA summer&#x27;s disregard, a broken bottle topAnd one man&#x27;s soulThey follow each other on the wind, ya know&#x27;Cause they got nowhere to goThat&#x27;s why I want you to knowI&#x27;m starting with the man in the mirrorI&#x27;m asking him to change his waysAnd no message could have been any clearerIf you wanna make the world a better placeTake a look at yourself and then make a changeI&#x27;ve been a victim of a selfish kinda loveIt&#x27;s time that I realizeThere are some with no homeNot a nickel to loanCould it be really me pretending that they&#x27;re not aloneA willow deeply scarred, somebody&#x27;s broken heartAnd a washed-out dreamThey follow the pattern of the wind, ya see&#x27;Cause they got no place to beThat&#x27;s why I&#x27;m starting with meبدون تعارف برایم فرق ندارد این را چه کسی گفته و خواندهاز صمیم قلب به این مطلب اعتقاد دارم، مخصوصاً قسمت‌هایی که برجسته کردم؛ چه این‌ها را به زبان انگلیسی آقای جکسون خوانده باشد، چه آقای جامی در هفت اورنگ آورده باشد:هم به هر قبه ای تو را روییستهم به هر جانبیت پهلوییستپهلوی راست سوی گلشن غیبپهلوی چپ درین نشیمن ریبدر میان دو پهلویت پیوستنفس دشمن نهاد کرده نشستاز چپ و راست جنس وهب و عملهر چه آید بری ز نقص و خللیا براندازش به حرص و هوایا بپالایدش به عجب و ریاهر که باشد جز او چه جن و چه انسچه ز جنس بشر چه دیگر جنسیا گریزان شود به لاحولییا موافق به فعلی و قولیلیک این نفس شوم بدکارهکه هم آغوش توست هموارهنه به تدبیر ازآن توان رستننه به تزویر ازآن توان جستندر نگیرد بدو نه مهر و نه کینسر اعدا عدوک اینست اینو چه آقای مولوی در غزلیاتش فرموده‌ باشد:بمیرید بمیرید در این عشق بمیریددر این عشق چو مردید همه روح پذیریدبمیرید بمیرید و زین مرگ مترسیدکز این خاک برآیید سماوات بگیریدبمیرید بمیرید و زین نفس ببریدکه این نفس چو بندست و شما همچو اسیریدیکی تیشه بگیرید پی حفره زندانچو زندان بشکستید همه شاه و امیریدبمیرید بمیرید به پیش شه زیبابر شاه چو مردید همه شاه و شهیریدبمیرید بمیرید و زین ابر برآییدچو زین ابر برآیید همه بدر منیریداینکه این‌ها را بزرگان دینی هم گفته‌باشند کاملاً منطقی‌ست، مثلاً در اینجا یا اینجا آقای خمینی (امام ره) و آقای مطهری (ره) در مورد روایت «اعدی‌ عدوّک نفسک التی بین جَنبَیک‌» از پیامبر اسلام صلوات‌الله آورده‌اند یا سایر بزرگان دیگر.بله، به نظر مهم نیست «اوزوم، عنب، انگور!» مهم اینست با خودمان مواجه شویم -خودِ خودمان- و با او گلاویز شویم و زمین بزنیم و تغییر را نه در دنیای بیرون که در دنیای درون خود و در خودمان رقم بزنیم.پ‌ن: کلیپ زندان از آقای چاوشی هم تقدیم شما: https://www.aparat.com/v/39oUT/%D9%85%D9%88%D8%B2%DB%8C%DA%A9_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88_%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86_%DA%86%D8%A7%D9%88%D8%B4%DB%8C </description>
                <category>علی علی‌مرادی</category>
                <author>علی علی‌مرادی</author>
                <pubDate>Wed, 04 Sep 2019 04:25:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیامبر رسمی و انحصاری و چگونگی شیوع آن</title>
                <link>https://virgool.io/@moradiali67/1-k2wdl5j4pttz</link>
                <description> تلگرام پیامبری بود مقبول بین ۴۰ میلیون ایرانی با سرانه مصرف و مخاطب قرار گرفتن روزانه حداقل ۱ ساعت. در ۱۰ خرداد سال ۹۷ از شبکه داخل ایران مسدود شد و تنها با استفاده از وی‌پی‌ان و ابزار‌های دور زدن تحریم امکان استفاده یافت. در این زمان حکومت ایران سعی در حمایت و ترویج پیامبران داخلی مانند سروش را داشت و به‌صورت رسمی ۵ پیامبر توسط حاکمیت برای پیروی پیشنهاد شد.در متن زیر نقد‌هایی به فیلترینگ تلگرام، فلسفه و چگونگی آن می‌پردازم، همچنین نقد‌هایی در حمایت و ترویج پیام‌رسان‌های داخلی طرح می‌کنم. امیدوارم که در این نوشتار دِینِ خود را به وظیفه انتقاد از حکومت در راستای منافع فردی، اجتماعی و ملی ایران عزیز ادا کرده باشم.فلسفه مسدودسازی؛اول: مبالغه در تأثیر یک کانال تلگرامی که ضدیت با حکومت کشور دارد و ضریب دادن به تأثیرات آن در هماهنگی نیرو‌های برانداز در تلگرام. «آمدنیوز» با جامعه کاربری ۱.۲ میلیونی دستاویز زشتی شد برای انسداد تلگرام.دوم: عدم امکان پیگیری قضایی و وجود پرونده‌های قضایی متعدد که کلاه‌بردار در آن‌‌ها بدون امکان شناسایی توسط دیگران به طعمه عمدتاً ناآگاه خود آسیب رسانده و سپس به علت عدم تمکین مدیریت این پیام‌رسان از ایجاد امکان برای پیگیری قضایی در کشور، پرونده‌ها بدون نتیجه خواهند بود.سوم: بهانه قرار دادن استفاده تروریست‌های جانی از این پلتفرم جهت اقدام به عملیات تروریستی ازجمله حرم بنیان‌گذار انقلاب اسلامی ایران و مجلس شورای اسلامی و حوادثی این‌چنینی. گویی در صورت استفاده ایشان از بستر دیگر برای این اقدامات، نتیجه متفاوت می‌بود!اصل فیلترینگ؛اول: در سراسر جهان موارد مشخصی هست که حکومت‌ها و یا شرکت‌های تابعه آن‌ها، طبق قرارداد‌های عرفی و قانونی آن منطقه و در راستای صیانت از حقوق شهروندان و همچنین جلوگیری از فراهم آمدن بستر جرم مواردی را فیلتر می‌کنند، فیلتر سایت‌های فروش مواد مخدر، قاچاق انسان و تولیدات مستهجن برای کودکان و نوجوانان ازجمله آن‌هاست.دوم: مسدودسازی به علت عدم امکان پیگیری جرائم در بخشِ خاصی از فضای مجازی (مانند پیام‌رسان تلگرام) و تبعیت نکردن این پیام‌رسان از قوانین و حقوق شهروندان و بسترسازی جرم بدون امکان پیگیری یک حکومت نیز در ابتدا کاملاً موجه بوده لیکن این اتفاق می‌بایستی در ابتدای تشخیص رخ دهد نه آنکه بعد از سال‌ها عضوگیری و آمیزش مردم با چنین فضایی و نیز ایجاد وابستگی روابط کاری و مالی (مانند مشاغل خانگی یا برخط) میان بخش زیادی از مرم یک کشور و بدون وجود نمونه مقبول و مشروع دیگر و حتی نداشتن سناریویی برای حل این فقدان!سوم: در صورت مسدودسازی تلگرام چه توجیهی برای ایجاد بستر برای پوسته‌های فرعی نظیر تلگرام طلایی و هاتگرام و غیره می‌ماند؟ مخصوصاً که این نسخه‌ها برای مردم مجهول‌الهویه نیز هستند؟ ونیز مشاهده‌کننده این وضعیت به‌وضوح دست زمخت حاکمیت از این سرویس‌ها را شاهد است!چهارم: با این توضیحات آیا حاکمیت می‌تواند خود را حامی پیامبران داخلی بداند؟نقد حمایت (شما بخوانید نقد خیانت)اول: مسئولین این‌قدر احمق هستند یا خائن که برای رقابت با یک پیام‌رسان خیلی خوب (ازنظر کاربران)، ۵ پیامبر را علم می‌کنند. خوب حضرات آیا فکر نمی‌کنند که برفرض محال و مسلّم اینکه عین ۴۰ میلیون کاربر تلگرام رفتند سمت این پیامبران مجهول‌الهویه و هرکدام از این ۵ پیامبر (بیسفون، سروش، ویسپی، گپ و آی گپ) توانستند ۸ میلیون پیرو به دست بیاورند و آن‌ها را جذب خود کردند. علمای ارتباطات برسید به داد این کشور، داور برای برنامه عصر جدید هست! آخر مسئول سؤال نشوندِ ، آن ۸ میلیون سروش ی‌ها چطور با ۳۲ میلیون پیرو آن ۴ پیامبر دیگر ارتباط بگیرند؟ مگر از مهم‌ترین مزایای یک پیام‌رسان وسعت جامعه مخاطبین آن نیست؟ مگر همین حالا وقتی متوجه بشویم که کسی به پیامبر ما دسترسی ندارد، نمی‌رویم روی بستر کاملاً ابتدایی و از رده خارج‌شده‌ای مانند پیامک یا همان اس‌ام‌اس؟ آیا این خبط را می‌توان تنها به نفهمی مسئولین ربط داد یا واقعاً دستی در کار است که ایران و ایرانی را خوار کند؟ (شمای خواننده شاید بگویی توهم توطئه دارم، نمی‌دانم شاید داشته باشم ولی نمی‌توانم این میزان خریت را بر انسان دوپا عادی بدانم)دوم: از سؤال‌های ابتدایی نگاه منتقدانه این است که انگیزه این خدمتِ رایگان به ما چیست؟ عزیزانی که می‌فرمایند از گوگل تا تلگرام برای جاسوسی شماست که رایگان هستند (البته درستش استخراج اطلاعات است که واقعاً وجود دارد) غیر از پیامبر «بله» کدام‌یک از آن ۵ پیامبر برگزیده حاکمیت چرخه کسب‌وکار دارد؟ بیزنس‌پلان شما چیست که این‌قدر برایش به اسم خصوصی بودن خرج می‌کنید یا از جیب ما بر ما فرومی‌کنید؟ مگر همین شما نبودید که می‌گفتید هر ساختن اکانت در تلگرام ۱۴۰ دلار می‌ریزد به‌حساب اسرائیل!سوم: همین‌الان ده‌ها و ده‌ها ایده برای فراگیر کردن استفاده از پیامبرهای داخلی وجود دارد اما ما کدام را عمل کردیم یا اراده‌ای برای عمل به آن داریم؟و اصلاً چرا هر چیزی از تکنولوژی و دنیای غرب به ما می‌رسد از ته‌لنجی‌های آن است؟ از آن سینمای فاخرمان تا صداوسیمای قماربازمان و آن اینستاگرام خودنما و غذا نما و بدن‌نما و….هم اینجا چند تا مورد رو مثال می‌زنم.برای مثال ایده‌ای برای پلیس راهور کشور که رسماً به‌جای خدمت به مردم و قانون، خدمت به خزانه را در دستور کار قرار داده؛ ما که هر دفعه میریم خلافی می‌گیریم، تعداد خلافی در برگه ما هست که روح ما هم از آن‌ها اطلاع ندارِ. مثلاً منزل من در جنوب غرب تهران است و جریمه‌شده‌ام در بزرگراه امام علی ساعت ۵ صبح آن‌هم دو فقره یکی کلاه ایمنی و یکی عبور از محل غیرمجاز، ۳۰ تومان خرج کردم و اعتراض که ۱۶۰ ت جریمه ناحق است و زیر پتو بودم در این‌طرف شهر، فرمودند که حق است و گرفتند! خوب چرا در عصر جدیدی که از آن تنها جفنگیاتش را گرفتیم، تصویر خودروی ما هنگام تخلف را با پیامبران داخلی برای ما ارسال نمی‌کنید؟ چون دفترچه‌ها رو می‌دید دست افسران وظیفه که باید پر کنند؟ در مورد قبض‌های آب و برق و گاز همین‌طور. مگر این‌ها را نمی‌شود با پیام‌رسان‌های انحصاریِ و رانتی داخلی اطلاع‌رسانی کنید و کشور رو می‌برید زیر بار این میزان هزینه‌های ابلهانه آبرویی و مالی و ….در آخرین مورد رانتی و انحصاری شما، عوارض آزادراه‌ها را آمدید الکترونیکی کردید! این چه الکترونیکی کردن هست که انحصاری باید با یک برنامه خاص نصب کنیم و کیف پولش را صرفاً شارژ کنیم برای تنها این مورد؟ مگر ما نمی‌توانیم یک کیف پول داشته باشیم که هم کارت مترو باشِ هم عوارض رو پرداخت کنیم هم پول بستنی بچه را حساب کنیم که طرف آدامس بجای پول خرد تحویلمان ندهد. نکند این کشور چند ده تا حاکمیت دارد! حاکمیت یکپارچه که این میزان …. نمی‌کند.در سال ۹۸ (۲۰۱۹) چرا باید جریمه‌های کاغذی توزیع شود و چرا تر باید تنها در پیشخوان‌های بانک ملی پرداخت بشود؟ این مقدار خودخواهیِ شما هزینه دارد برای کشور، میلیون‌ها نفر ساعت که بایستی در صف‌های بانک ملی فنا بشود.این مطالب را و هم این‌ها و این‌ها را از باب کمک به اصلاح و بیدار کردن مسئولین نوشتم، البته اگر واقعاً خواب باشند که بعید است.</description>
                <category>علی علی‌مرادی</category>
                <author>علی علی‌مرادی</author>
                <pubDate>Sat, 11 May 2019 13:15:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مصلی راه را بند آورده!</title>
                <link>https://virgool.io/@moradiali67/55-rqqwcansqnvr</link>
                <description>دیروز توفیق شد بروم به عزاداری شب اول محرم در امام زاده علی‌اکبر، لااقل زنده بشوم از این مردگی، این دل مردگی، خیلی بدتر است از بدن مردگی، هرچند برای دومی نگرانم ولی از اولی لرزان و حیرانم....از قسمت پایین میدان با فاصله چند ده متر راه را بسته بودند و تا چند صد متر شعاع امام‌زاده ترافیک تحت تاثیر قرار گرفته بود، با توجه به برگزاری اولین شب عزاداری سید مظلومان و بی خبر بودن تعداد زیادی از عزیزان بومی و کسانی که در آن محدود کار می‌کردند حسابی کلافه بودند از این ترافیک و بعضی از کلافگی حرف‌هایی می‌زدند که در غیر آن نمی‌زنند!!!!نقل آبروی یک نفر مداح یا یک هیئت عزاداری نیست، نقل آبروی اسلام است. حب و بغض که دیگر اصلا. اینکه در همه مراسم های  این امام‌زاده و آقای محمود کریمی محل رسماً مسدود می‌شود و حتی تا شعاع زیادی آمد‌و‌شد را محدود می‌کند واقعاً باید دانست که دانسته یا نادانسته اثری غیر از اثری را که حضرت سیدالشهداء مدنظر داشت را روی مردم می‌گذارد!داشتم فکر می‌کردم که آن مصلی کذایی که نام امام مستضعفان را یدک می‌کشد اگر جای این عزاداری‌ها و سایر مراسم‌های دینی و ملی نیست، پس جای چیست؟چرا همه عزیزانی که تعداد مستمع آن‌ها بالاست در این محل برنامه خود را برگزار نمی‌کنند؟چرا آقایان کریمی و پناهیان و انصاریان و هاشمی‌نژاد و ... - این چند مورد را حقیر دیدم، جای این عزیزان نام هر که را بگذارید فرقی نمی‌کند.- در این مکان یا اماکنی از این دست که تاثیر سوئی بر آمد‌و‌شد ندارند و برایشان وسایل حمل و نقل عمومی مثل مترو پیش‌بینی شده مراسم نمی‌گزارند؟آخر مگر حکم شرعی داریم برای این کار! خواستم ببینم شاید حکم شرعی برای این مورد از راه‌بندان باشد و بنده نمی‌دانستم که در جستجوی خود نقضی در حکم حرمت بستن راه مسلمین پیدا نکردم.این هم جواب آقای فلاح‌زاده بود به پرسشی از حکم این پدیده:سوال:  در برخی هیئت‌ها به علت استقبال پرشور جوانان و تراکم جمعیت و کمبود جا در حسینیه‌ها، خیابان‌های اطراف بسته شده یا تردد در آنها با مشکل مواجه می‌شود. آیا این کار اشکال دارد؟ یا اینکه صدای عزاداری خیلی بلند باشد، اگر موجب آزار و اذیت نشود چطور؟ و اگر اشکال دارد، آیا شرکت در این مجالس با علم به اینکه داخل حسینیه نمی‌توان حضور پیدا کرد اشکال دارد؟  جواب:  اولا بدانیم که عزاداری حضرت اباعبدالله حسین علیه‌السلام از افضل قربات است. تاثیر بسیار زیاد و آثار و برکات بسیار زیادی دارد و همچنان باید مراسم عزاداری اباعبدالله حسین علیه‌السلام زنده بماند و تاکید بر آن است. خود سیره مقام معظم رهبری هم بر این است که در برخی از ایام سال مجلس عزا برپا می‌کنند، ذکر مصیبت و نوحه‌خوانی انجام می‌شود در محضر ایشان. اما در برخی از ایام، بیرون آمدن هیئت‌های عزاداری و دسته‌ها جزء شعائر دینی است مثل تاسوعا و عاشورا. خب به طور طبیعی برخی از خیابان‌ها بسته می‌شود برخی از راه‌ها بسته می‌شود گرچه همان جاها هم اگر بشود مراعات کنند که بسته نشود بهتر است. اما مثل راهپیمایی روز قدس، راهپیمایی 22 بهمن، تاسوعا، عاشورا و امثال اینها طبیعی است ، اکثر مردم هم در این مراسم حضور دارند. اما در غیر این مواقع که شخصی در حسینیه‌ای یا در منزل خودش مجلس عزایی برپا کرده است ولو اینکه عزاداری سید و سالار شهیدان باشد، نباید خلاف مقررات نظام باشد یعنی بستن راه‌ها، به خاطر مجلس عزاداری شخصی - گرچه عرض کردم حساب تاسوعا و عاشورا جداست و اصلا خروج این هیئت‌ها و دسته‌ها جز شعائر دینی محسوب می‌شود و به طور طبیعی خیلی راه‌ها بسته می‌شود مردم هم مطلع هستند و قالب مردم هم در این مراسم شرکت دارند - اما در غیر این مواقع مومنین باید مراعات کنند، راه بر مردم بسته نشود و صدای بلندگوها آزاردهنده نباشد و مردم را اذیت نکند، همچنین صدای طبل و امثال اینها و کارهای دیگری که جانبی است - مثل ایستگاه‌های صلواتی که برپا می‌کنند- و خوب هم هست؛ ولی یک جایی باشد که هم راه مردم بسته نشود، ایجاد مزاحمت نشود و نظافت خیابان‌ها حفظ بماند. اما پرسیدند آیا شرکت در چنین مجلسی اشکال دارد؟ نه، شرکت در آن مجلس ولو جا هم نباشد اشکالی ندارد، ولی شما مزاحمت ایجاد نکنید و راه را نبندید. صفحه پاسخ به سوالات شرعی مخاطبان درباره احکام عزاداری مطابق با فتوای آیت‌الله خامنه‌ای را اینجا ببینید.چند خط هم راجع موضوع بحث در اسلامِ امام حسین :نبی اکرم:  شخصی به بهشت وارد شد بخاطر اینکه شاخه خاری را که در راه مسلمین بود، برداشت.   امام صادق:  امام سجاد علیه السلام هرگاه بر مرکب سوار بودند و از راهی گذر می کردند اگر پاره گِل خشکی را در راه می دید از مرکب پایین می آمدند تا آن را از سر راه مردم بردارد. امام سجاد: از گناهانی که نابودی سریع آدمی را درپی دارد ، سد کردن راه مسلمانان است. نبی اکرم: کسی که سدّ معبر کند و مانع عبور رهگذران شود از رحمت خدا دور است امام سجاد: در مسیر راه عبور و مرور وضو نگیرید .حالا این طرف بحث:این وضع مصلی است!من فقط نگاه! من هیچ!احتمالاً شیرخوارگان تو دانشگاه تهران و گاج تو مصلی!
این عزیز اگه درکی نداره به کنار، عزیز دست‌اندرکار! چی! چرا سوء تفاهم ایجاد می‌کنید؟!
</description>
                <category>علی علی‌مرادی</category>
                <author>علی علی‌مرادی</author>
                <pubDate>Tue, 11 Sep 2018 18:00:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگر فرهنگ بازی نداریم، عوضش خوب با فرهنگ، بازی می‌کنیم!</title>
                <link>https://virgool.io/GameWorld/27-ul1vgnqk7dqy</link>
                <description> کاش همون مقداری که فهمی از بازی‌های ویدئویی نداریم (سواد بازی و فهمی حداقلی از قالب و مقتضیات بازی)، به همون مقدار هم سمت موضوعات فرهنگی در بازی‌های ویدئویی نریم! و همون بازی‌های پول دربیار، همون پرفروش‌ها و غیره رو بچسبیم و برای رضای خدا و خلقش برای مسائل الهی و انسانی بازی نسازیم!بله، نسازیم!بهترین حمله به یک مفهوم، دفاع جاهلانه از اونه و البته بدتر از این هم هست، تخریب عالمانه در فضایی که جاهلان تهیه کردن.مفاهیم بلند انسانی و ارزشی رو ابتدا همین مدافعین غیرمتخصص به قهقرا و مذبح می‌برند و بعد مهاجمین متخصص تیر آخر رو می‌زنن.یعنی مثلاً ما تو یه بازی دفاع از مظلومین منطقه چنان خونی رو باکیفیت اچ‌دی می‌پاشیم تو صورت مخاطب و چنان فرایندی برای کسب درآمد از بازی داریم (شما بخون دوشیدن مخاطب) که گیمر از همه‌جا بی‌خبر فشارش می‌‌افته و پناه می‌بره به بازی‌های خشن غربی برای شستن خشونت بازی داخلی!اینکه یه ایرانی اونجا چکار می‌کنه و چه هدفی داره؟ طرف مقابل کی‌هست؟ (اسمش رو منظورم نیست، نشون دادن سیرتش  مقصودمه) چرا اینقدر خشونت؟ چرا من باید با تاپ صورتی سوار تانک بشم برای جنگ؟ چرا هر جا رو کلیک می‌کنم می‌گه ویدئو ببین و سکه بخر  و خیلی سوالای دیگه، خیلی برای طراح مهم نبوده، مهم این بوده که کاردو همون اول بازی پرت کنن طرفت و تو هم تو هوا بگیری و طرف روبه‌رویی رو پاره کنی! اگه نتونستی هم چند تا سکه بدی سلاح بهتر بخری که بتونی خوب پاره‌کنی طرف رو!این بازی‌هایی که مثال زدم، جاده باز کن هستند واسه بازی‌های فاجری مثل این بازی که تصویر‌هایی ازش پایین آوردم! خیلی هم عالی، نظرم در مورد دفاع مقدس که هیچ، راجع کل جنگ‌های دنیا عوض شد. شهید‌های خودمون که هیچ، الان می‌خوام سرم رو بزارم رو شونه‌های فرمانده کوتوزوف و شاهزاده آندره و های‌های گریه کنم.تصویری از سربازان یگان ضد تروریست ایران! اگه خوشت نیومد یکی دیگر و بخر!  شباهت احتمالاً تصادفی سرلشگر سلیمانی!اینکه آقای سلیمانی اینجا چه می‌کنه رو حقیر نفهمیدم، اما احتمالاً چون مردم دوستش دارن و بازی می‌فروشه!کاراکتر رو هم می‌تونی انتخاب کنی بین این دو عزیز برای نبرد با تروریست‌هانیروی سمت راست رفیق نیروی سمت چپ و البته  رقیبش در شرط‌بندی‌ها اینکه شخصیت خانم یا آقا رو برای مبارزه برداری خیلی فرقی نمی‌کنه، چون طراح بازی دلش نمیاد هیچ مبارزی بی جفت بمونه، جفت رو خودش در کنارت قرار می‌ده! جایزه هم داریم چه جایزه‌ایاین نوع استفاده از تصویر یک خانم خیلی برام آشناس، کجا دیدم؟ آها سر میز‌های قمار!این بازی مگه ربطی به قمار و شرط بندی داره؟برای جهاد در راه خدا 1.000 تا ورودیته، اگه بردی 2.000 تا بهت می‌دن! اگه باختی هم که از دبیر میز قمار سکه تهیه می‌کنی!سربازای دشمن چقدر ترسو هستن! ما که با لباس ورزشی رفتیم جدالاز این عکس ‌ها زیاده، و مشکلات دیگه‌ای هم هست اما گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله منآنچه البته به جایی نرسد فریاد است.اگه شمام دلتون برای فرهنگ جهاد و شهادت که دارن دوباره شهیدش می‌کنن سوخت، شادی روح شهدا صلواتی هدیه کنید. ع‌ع‌م</description>
                <category>علی علی‌مرادی</category>
                <author>علی علی‌مرادی</author>
                <pubDate>Sat, 30 Jun 2018 12:05:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چمران نماد یک جهادگر انقلابی و اسلامی</title>
                <link>https://virgool.io/@moradiali67/5-vjua0epxv3wh</link>
                <description>شهید دکتر مصطفی چمران  خیلی وقت‌ها ابتدای سخن را با نام خدا شروع می‌کنم اما وقتی می‌خواهم از چمران بنویسم نمی‌توانم بدون نام خدا شروع کنم؛ پس، بسم‌الله الرحمن الرحیمنمی‌خواهم از چمران و معرفی او برای شناساندنش بنویسم، که این فراوان است در صفحات مکتوب و  دیجیتال فضای مجازی، اینکه این بچه بازار آهنگرها کجا درس خوانده و مثلاً پایان نامه‌اش در مورد چه بوده و در آزمایشگاه کجا استخدام بوده و از این دست اطلاعات، حرف ویژه‌ای ندارم.در مورد احوالش در زندگی شخصی با خانواده‌اش، همچنین خانم غاده جابر همسر لبنانی ایشان هم با اینکه دوست دارم، باز اینجا نخواهم نوشت.فعالیت‌های سیاسی او هم مد نظرم نیست چه دوران دانشجویی در ایران و آمریکا و آموزش‌های نظامی در مصر و رفاقت با امام موسی صدر و پایه‌گذاری شاخه نظامی «سازمان امل» لبنان و جنگ‌های چریکی ضد رژیم صهیونیستی، بازگشت به وطن به توصیه آقا روح‌الله خمینی و پذیرفتن نقش وزیر دفاع و نمایندگی امام در شورای عالی دفاع ملی و در کنار آقای خامنه‌ای هم هدفم نیست!شکایت از ظلم‌هایی هم که به او رفت کار من نیست، چه آنجا که انقلابی نما‌ها پشت در اتاقش در اهواز می‌نوشتند «دکتر آمریکایی به خانه‌ات برگرد» یا آن جمله معرفی که فرمانده سپاه وقت خوزستان داشت «ما یک دشمن داشتیم به نام عراق، یک مخالف داشتیم به نام ارتش و یک رقیب داشتیم به نام گروه چمران» را هم در اینجا پیگیر نمی‌شوم!بخشی از پیام امام خمینی (ره) به مناسبت شهادت آقای چمرانخوب چه می‌خواهی بگویی؟ همان را بگو!می‌خواهم از یک واقعیت حرف بزنم و آن تفاوت مبنایی یک جنگاور غربی (از گلادیاتور و شوالیه تا همین مثلاً فرمانده نیروهای  ناتو ) و مدل انقلابی و اسلامی آن (از علی بن ابی طالب (ع) تا چمران و متوسلیان و همت)!اما قبل از آن این چند خط را از او بخوانید تا قفل از زبانم باز شود!    شهید چمران در ۲۶ آبان ۱۳۵۹ در جریان عملیات آزادسازی سوسنگرد زخمی شد. وی از 2 نقطه پا به شدت مجروح بود و تازه پس از یک و نیم ماه به سختی با چوب زیر بغل راه رفتن آغاز کرد. فاصله‌هایی کوتاه را در درون ساختمان محل اقامتش طی می نمود ولی هنوز پا به محوطه خارج از ساختمان نگذاشته بود. او در این مدت فقط یک شب در بیمارستان مانده بود و بعد از چند روز اقامت در منزل یکی از دوستانش در اهواز، به محل ستاد جنگهای نامنظم (مهمانسرای استانداری اهواز) آمده بود و در کنار رزمندگان ستاد در اطاقی بستری شده بود. بعد از این مدت طولانی، تصمیم گرفت برای اولین بار بعد از زخمی شدن، پا از ساختمان بیرون نهد و از خطوط مقدم جبهه بازدید نماید. دوستانش نیز تصمیم گرفتند به شکرانه این سلامتی، گوسفندی را برای او قربانی نمایند و به همین خاطر جلوی پلکان ورودی و داخل حیاط، گوسفندی را آماده کردند و به محض آنکه او با چوب زیر بغل از ساختمان خارج شد و از چند پله گذشت و وارد حیاط مقابل ساختمان شد، گوسفند را بر زمین زدند و قربانی نمودند و با صلوات از چمران استقبال کردند.دکتر چمران بی خبر از همه جا بر جای خود میخکوب شده بود و به این صحنه می نگریست و کسی نمی دانست که در درون او چه می گذرد، مات و مبهوت بود و در دنیای خود سیر می کرد و در حالیکه همه در شوق و شعف غوطه ور بودند، در مغز او افکار دیگری موج می زد و همان روز بعد از بازگشت از جبهه، این سطور را در بیان آن حالت عجیب هنگام قربانی گوسفند نگاشت و از گوشت آن گوسفند هم چیزی نخورد:  امروز گوسفندی را برای من قربانی كردند. چقدر زجر كشيدم. هنگامی که خون از گردنش فوران مي‏‌كرد، گويی كه اين خون من است كه بر خاك مي‏ريزد. مي‏ديدم كه حيوان زبان‏‌بسته، برای حيات خود تلاش مي‏كند. دست و پا مي‏زند، مي‏خواهد ضجه كند، فرياد كند، از دنيا و از همه‏‌چيز استمداد كند، و از زير كارد برّاق بگريزد. اما افسوس! كه مظلوم است و اسير و دست و پا بسته است؛ و زير پنجه‏‌های توانای دو جوان بر خاك افتاد، قدرت هيچ كاری ندارد.كارد به گردنش نزديك مي‏شود. چشمان گوسفند برق مي‏زند. به همه اطراف مي‏چرخد. برق كارد را مي‏بيند. اولين فشارِ تيزی كارد را بر گردن خود حس مي‏كند. با همه قدرت خود، برای آخرين‌‏بار، تلاش مي‏نمايد. اميد به حيات، آرزوی زندگی و حبّ ذات در همه وجودش شعله مي‏كشد. مي‏خواهد زنده بماند، مي‏خواهد از آب اين عالم بنوشد؛ از هوای دنيا استنشاق كند. به آسمان بلند، به كوه‏‌های سر به فلك كشيده، به درخت‏ها، به گل‏ها، به سبزه‏ها، به جويبارها، به صحراها، به دشت‏ها، به درياها، به ستاره‏ها، به ماه، به خورشيد، به سپيده صبح، به غروب آفتاب نگاه ‏كند و از زيبايی آنها لذت ببرد. او احساس مي‏‌كند كه مورد ظلم و ستم قرار گرفته، همه دنيا به او ظلم مي‏كنند، همه دشمن او هستند، همه در مرگ او شادی مي‏كنند، همه منتظرند كه دست و پا زدن او را در خون ببينند و كف بزنند. او استغاثه مي‏كند، التماس مي‏كند، لااقل يك نفر منصف مي‏طلبد، مي‏خواهد كسی را به شفاعت بطلبد… آخر اِی انسان‏ها! وجدان شما كجا رفته است؟ تمدّن شما، انسانيت شما، خدا و پيغمبر شما كجاست؟ مگر قرار نيست از مظلومين دفاع كنيد؟ چرا به دادخواهی بي‏گناهان توجهی نمي‏نمائيد؟ چرا نمي‌‏گذاريد فرياد كنم؟ چرا فرصت ضجّه به من نمي‏دهيد؟ چرا اجازه اشك ريختن نمي‏دهيد؟ چرا نمي‏گذاريد صدای استغاثه من به ديگران برسد؟آه خدايا! من فرياد اين حيوان بي‌‏گناه را مي‏شنوم؛ من درد او را احساس مي‏كنم؛ من اشكی را كه در چشمانش مي‏غلتد مي‏بينم؛ من بي‏گناهی او را مي‏دانم، من مي‏بينم كه او مرا به دادخواهی طلبيده است؛ و من نيز با همه وجودم آماده‌‏ام كه به بي‏گناهی او شهادت دهم؛ او را شفاعت كنم؛ و از مردم بخواهم كه به خاطر خدا و به خاطر من از اين حيوان زبان‌‏بسته بگذرند، و به خاك و خونش نكشند. حيوان بي‏گناه از من استمداد مي‏كند، و با زبان بي‏زبانی استغاثه؛ و من هم با همه وجودم مي‏‌خواهم بدوم و كارد را از دست آن مرد بگيرم. مي‏خواهم فرياد كنم دست نگه داريد، اين حيوان زبان‏‌بسته را برای من نَكُشيد، اما گويی صدای حيوان خفه شده است و حركت من همه منجمد. در عالم خواب، گاهی آدم مي‏خواهد فرياد كند، ولی صدايش درنمي‏آيد؛ مي‏خواهد بدود، فرار كند، ولی نمي‏تواند؛ اينجا هم چنين حالتی برای من پيش آمده است. حيوان بي‏گناه مي‏خواهد فرياد بكشد ولی صدايش درنمي‏آيد؛ و من مي‏خواهم بدوم و دستش را بگيرم؛ ولی طلسم شده‏ام، در جايم خشك شده‏ام، گويا خواب مي‏بينم، اراده من حاكم بر اعمال من نيست.كارد تيز بر گردن گوسفند نزديك مي‏شود، و من تيزی آن را بر گردنم احساس مي‏كنم. حيوان اسير، دست و پا مي‏زند؛ گويی كه من دست و پا مي‏زنم؛ و همه فشارهای حيات و مرگ را كه در آن لحظه بر گوسفند مي‏‌گذرد، گويی كه بر من گذشته است. لحظاتی كه سال‏ها طول دارد، و با همه عمر و زندگی برابری مي‏كند. همه لذات، همه درد‌ها و بیم‌ها و فشار‌های زندگی، در این لحظه کوتاه جمع شده و بر اعصاب آدمی فشار می‌آورد. بله این‌ها را چمران نوشته، این حال همان چریکی است که در لبنان صهیونیست‌ها را بسان برگ به زمین می‌ریخت، این همان است که متن روایت نبردِ سوسنگردش شبیه افسانه‌هاست تا واقعیاتی که دیدیم! حتا از افسانه‌ها هم باورنکردنی‌تر است! این حال همانی است که همه او را یک سرهنگ، یک نظامی، یک آدم سخت بی روح می‌دانند! اما او که عاطفه دارد به گیاه و حیوان، ببین چه عشقی دارد به انسان!جنگاور انقلابی و اسلامی این است، دلش نرم‌تر از برگ گل‌های لطیف است  و قَسمش «به خدای شکافنده دانه»! عطشی برای خون ریزی ندارد، نمی‌خواهد که خون از دماغ موجودی بریزد یا مورچه‌ای راهش سد شود، اما در حمایت از ضعیفان و پابرهنگان و خلاصه همان‌هایی که جز خدا پناهی ندارند سخت‌تر از فولاد می‌شود و محکم‌تر از کوه‌های استوار.اما جنگ آوری غیر از این را چه با پرچم «لا اله الا الله» داعشی و چه با پرچم ستاره داوود صهیونی، نصیبی نیست از این اخلاص، از این لطافت ذاتی و غضب برای خدا و پشتیبانی از بندگان او.این‌ها را اما اصلاً دارم می‌نویسم که برسد به دست اهل رسانه از انیمیشن و بازی‌های ویدئویی تا فیلم‌های سینمایی و ...این را بفهمیم که نظامی‌گری حججی‌ها فرق ماهوی دارد با فلان تفنگدار آمریکایی!این را بفهمیم که طهرانی مقدم‌ها و سازنده آن «موشک‌های زیبا»ی غربی نیتشان و عملشان و اثرشان و قبله‌شان فرق دارد. این موشک می‌سازد که متجاوز را هدف قرار دهد و او می‌سازد که تجاوز کند.این را ابتدا خود بفهمیم و بعد در رسانه‌مان به کار ببندیم!اگر بفهمیم آن وقت دیگر سعی نمی‌کنیم که سربازان ارتش اسلام را با لباس پلنگی و ادوات جنگی «زیبا و بزرگ» به نمایش بکشیم و تنها تمایز جنگاوران را به سربندی محدود کنیم.به مناسبت 31 خرداد سالروز شهادت شهید والامقام دکتر مصطفی چمران سلام‌الله</description>
                <category>علی علی‌مرادی</category>
                <author>علی علی‌مرادی</author>
                <pubDate>Sun, 24 Jun 2018 12:05:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند سفارش برای ماه مبارک رمضان</title>
                <link>https://virgool.io/@moradiali67/5-fbuukathzjp4</link>
                <description>با زبان خودمان با خدا حرف بزنیمبرای آن‌هایی که روزه می‌گیرند و سختی تشنگی و گرسنگی را تحمل می‌کنند و هم آن‌هایی که...رمضان خیلی زود می‌گذرد و خیلی زود نغمه «اللهم اهل الکبریاء و العظمه» را خواهیم شنید.تا چند روز پیش با «حَرِّمْ شَیْبَتِی عَلَى النَّار» حالی داشتیم، بعد هم داشتیم با خدا چانه می‌زدیم که «إِنْ أَدْخَلْتَنِي النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّي أُحِبُّكَ» و امروز در ماه مبارک «اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى یُؤْمِنُ الْخآئِفینَ وَیُنَجِّى الصّالِحینَ وَیَرْفَعُ الْمُسْتَضْعَفینَ وَیَضَعُ الْمُسْتَکْبِرینَ» حال دیگری داریم. از حالا دغدغه داشته باشیم که ستاد استهلال هم اگر نباشد ماه شوال خواهد آمد.این رمضان هم می‌گذرد، باور کنیم که این فرصت طلایی برای مهار نفس از چریدن‌ها، زودگذر است.این هم از تفاوت‌های خداست با ماست؛او میهمانی می‌گیرد تا به تو بفهماند می‌توانی نخوری و نکنی...ما میهمانی می‌گیریم که بگوییم می‌توانی بخوری و بکنی...اینکه دم افطار ربنای شجریان بشنوی یا مناجات حاج منصور را خیلی فرقی نمی‌کند، از خودت سؤال کن آیا رابطه‌ات باخدا بهتر شده، آیا خدا را سر سفره حس می‌کنی یا نه. آیا خوشحال هستی که به حرفش گوش کردی، آیا مثل بنده‌ها حرف‌شنو احساس نزدیکی می‌کنی به اربابت. آن‌هم چه اربابی، رب‌الاربابچند سفارش برای استفاده بیشتر از این فرصت طلایی:اول همین دعایی که بعد از نماز‌ در ماه مبارک خوانده می‌شود:اینجاشاید جایی نوشته نشده این دعا ربطی به ظهور حضرت حجت داشته باشد، اما کمی فکر کن؛ این دعا در زمان ظهور او اجابت خواهد شد، بدون شک.می‌رسیم به «اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلامَ وَ أَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ» دعای افتتاح هم خیلی حال دارد.دعای افتتاحدعاهای 44 و 45 صحیفه سجادیه را هم یکبار همنوا با علی‌بن‌الحسین که درود خدا بر او باد، بخوانیم.در آخر برای افرادی مثل خودم که خسته‌تر و کوتاه‌تر از درک این معارف هستیم پیشنهاد می‌کنم خطبه حضرت رسول در آخرین جمعه ماه شعبان را ببینید یا همین قسمت را در اینجا بخوانید: حضرت امام رضا علیه السلام از پدر گرامی خود و او از پدران بزرگوارش، و آنان هم از امیرالمؤمنان امام علی علیه السلام نقل کرده اند که آن حضرت چنین فرمود: یکی از روزهای آخر ماه شعبان و در آستانه ی رمضان پیامبر خدا، خطاب به ما، خطبه‌ی مهمی خواند که مضمونش چنین است:1- ای مردم، ماه خدا، همراه برکت و رحمت و آمرزش گناهان به شما روی آورده است...... 51- امیرالمؤمنین گفت: از جا برخاستم و عرض کردم: ای رسول خدا، کدام عمل در این ماه ارزشمند تر است؟فرمود: ای ابوالحسن، ارجمندترین عمل در رمضان آن است که انسان از آن چه خدا حرام کرده است، دوری جوید. </description>
                <category>علی علی‌مرادی</category>
                <author>علی علی‌مرادی</author>
                <pubDate>Tue, 22 May 2018 12:03:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاه فنی و غیر سیاسی به پیامبران امروز! messengers</title>
                <link>https://virgool.io/@moradiali67/4-hkiugvyxtt3f</link>
                <description>تا قبل از آمده یاهو مسنجر وقتی صحبت از پیام‌رسان می‌شد، یاد افرادی مثل پستچی می‌افتادم یا انبیاء الهی که پیامرسان اختصاصی خداوند بودند برای صحبت با ما!اما پیام‌رسان امروز معنی دیگری دارد و البته در بسیاری از موارد حداقل برای ما ایرانی‌ها با شبکه اجتماعی هم قابل جمع بوده.در این نوشته سعی می‌کنم پیشنهاداتی که به ذهنم می‌رسد را از بعد فنی در خصوص پیام‌رسان‌ها یادداشت کنم. گذشت زمان نشان می‌دهد چه مقدار از آن‌ها درست و چه مقدار غلط و غیر قابل اجرا بودند.اگر دنبال نگاه سیاسی و امنیتی در این نوشتارید این صفحه را ترک کنید، اینجا عمدتاً ایده‌های فنی فرایند رسانش را نوشته‌ام.جدا کردن فایل سرور (File Server) از پیام رسان و استفاده نکردن از یک پیام‌رسان به عنوان فایل سرور برای فهم فایل‌سرور همین مقدار توضیح کافیست:فایل سرور در واقع یک سرور با ظرفیت ذخیره سازی بالا و اغلب با فرمت NTFS و سهمیه بندی شده برای مشترکین و دارای Permission های امنیتی بوده و جهت دسترسی کاربران از طریق شبکه جهانی اینترنت، اینترانت و یا در سطح شبکه مورد استفاده قرار می گیرد.اما اهمیت این جدا کردن در پیام‌رسان‌ها بسیار بیشتر است.فرض بفرمایید شما یک پایگاه خبری دارید و می‌خواهید خبری را با یک پیوست ویدئویی مثلاً 100 مگابایتی در فضای مجازی منتشر کنید، مثلاً در کانال‌های خود در پیام‌رسان ‌های تلگرام، سروش،بله، آی‌گپ و ... یا فیس‌بوک منتشر کنید. دو راه دارید، یکی آپلود و بارگذاری فایل ویدئویی خود در همه این رسانه‌هاست که شاید بیش از ده بار بایستی این کار را انجام دهید و حجمی 1000 مگابایتی را  بارگذاری کنید! و در آن طرف این فرایند هر کدام از این قالب‌ها و برنامه‌ها باید 100 مگابایت فضای خود را به اشغال فایل شما در آورند.راه دوم هم بارگذاری همان فایل 100 مگابایتی شما در یک سرویس اشتراک فایل که در مثال ویدئویی ما سرویس‌هایی چون آپارات و یوتیوب هستند و استفاده از لینک یا پیوند آن در همه آن برنامه‌ها و قالب‌هاست.در حال حاضر متاسفانه هم مردم و هم ارائه‌دهنده سرویس‌های پیام رسان به اشتباه راه اول را می‌روند که روندی غیر اقتصادی و غیر فنی و غیر قابل توسعه است.منظورم از غیر قابل توسعه بودن (مقیاس پذیری) این است که در فرایند بازنشر برای مردم و سرویس دهنده‌ها ایجاد اشکال و سختی می‌کند. فرض کنید بنده فایل ویدئویی‌ای را در پیام رسان سروش دریافت کردم و می‌خواهم این فایل را به شما برسانم، اما از آنجا که شما تنها از آی‌گپ استفاده می‌کنید من بایستی فایل را در این بستر بارگذاری مجدد کنم که این کار بسته به تعداد و تکرار این حالت و بسته به حجم و بزرگی فایل کاری وقت‌گیر و پرهزینه بوده و احتمال انصراف من از رسانش آن پیام بسیار بیشتر خواهد شد.اگر نگاه کلان به حجم و تعداد تراکنش رسانه‌ای داشته باشیم عمق این فاجعه بهتر مشخص خواهد شد.مثال: ایشون در ویرگول مطلبی نوشتن و یک فایل ویدئویی رو از آپارات به اون اضافه کردنایجاد بستر در پیام‌رسان‌ها برای مطالعه و توزیع درون برنامه‌ای محتوا (متن)این قسمت خیلی شبیه به قسمت قبلی‌ است اما اینجا دیگر از فایل (ویدئو، صدا و هر مورد حجیم) خبری نیست.در اینجا راجع چیزی حرف می‌زنیم که شما نمونه آن را در instant view یا نمایش سریع در تلگرام مشاهده کرده‌اید. این ویژگی قبلاً هم بود و خیلی جدید نیست؛ امکان فید‌ (خوراک!) و فیدخوان‌ها از این‌جمله‌اند.کاربر برای تمرکز نیاز دارد تا خبر شما را بدون هیچ سوئیچی از همان قالب و برنامه‌ای که دارد بخواند، حتی کلیک روی یک لینک و باز کردن آن در مرورگر هم برای بسیاری از کاربران ناخوشایند است.در این روش محتوا از روی یک قالب اولیه (مثلاً وب سایت خبرگزاری) فراخوانی شده و در قالب استاندارد برنامه مخاطب نمایش داده می‌شد. مثل همان نمایش سریع تلگرام که آشنا هستید.در این حالت هم کاربر محتوا را در قالب خوشایندی خواهد دید و هم در مثال ما خبرگزاری تنها نیاز دارد که لینک و پیوندی از صفحه خبر خود را در برنامه‌های مختلف ارسال کند. همین‌جا این مطلب را هم اضافه می‌کنم که ارسال متن‌های بلندی مثل مقالات در یک پیام‌رسان کار جالبی نیست و حس ناخوشایندی برای کاربر در هنگام بالا و پایین کردن صفحه برای رسیدن به مطلب بعدی به همراه دارد.برای مثال، من همین متون را در ویرگول منتشر کرده و بعد تنها لینک آن را در پیام رسان برای دوستان ارسال می‌کنم و آنها با استفاده از قابلیت نمایش سریع می‌توانند کل متن و تصاویر را مشاهده کنند. بله، به همین راحتیاین هم مثال برای instant viewتولید محتوا در قالب وب، نه یک بستر و اپلیکیشن خاص و محدود برای شفاف شدن منظورم کافیست این سوال را مطرح کنم، فرض کنید فردا صبح پیام‌رسان تلگرام، سروش یا هر عنوان دیگری به هر علتی تصمیم گرفت تا سرورهای خود را از برق بکشد، شما چگونه به محتواهایی که انحصاراً در بستر یکی از این برنامه‌ها داشتید (چه مال خودتان و چه سایرین) دسترسی خواهید داشت؟ جواب این سوال سخت و دردناک است. بله، شما دیگر به اطلاعاتی که در سروش داشتید دسترسی نخواهید داشت!پس سعی کنیم محتواهایمان را در یک بستر بسته و غیر پایدار محصور و محدود نکنیم.به عقیده نگارنده از بزرگترین حفره‌های تولید محتوا در تلگرام یا سروش (به عنوان مثال) همین موضوع است. محدود به شبکه داخلی تلگرام، نه شبکه پهناور جهانی و اینترنت! مرور لینک در درون برنامه این مورد کاملاً در حوزه توسعه دهندگان پیامرسان‌هاست و جزو حداقلی ترین نکات و آپشن‌های! یک پیام رسان است. اینقدر ابتدایی که توضیحی ندارم.زمانبندی ارسال پیام‌هادر دنیای رسانه‌ای جدید تقریباً برای هر رسانه‌ای باعث افتخار هست  -البته به غلط- که بتواند سهم بیشتری از زمان استفاده مخاطبان از انواع رسانه را به خود تخصیص دهد. اما من این نگاه رو واقعاً متعهدانه نمی‌دانم. رسانه‌ها و همه فعالین رسانه و همینطور خود مخاطبان باید این دغدغه رو داشته باشند که در زمان‌های مدیریت شده و به میزان لازم از انواع قالب‌های رسانه‌ای استفاده کنن.و  اینکه صبح تا شب توی تلگرام یا سروش یا فیس‌بوک باشیم یا تلویزیون تماشا کنیم و از سایر تکالیف شخصی و اجتماعی یا تفریحات و سرگرمی‌هایی که به آن‌ها احتیاج داریم غفلت کنیم بسیار اشتباه.پیشنهادم این هست که از طرف توسعه دهنده‌های پیام‌رسان‌ها، ترتیبی اتخاذ بشه تا امکان ارسال (کانال‌ها) و دریافت(مخاطبین کانال‌ها) پیام‌ها در زمان‌های تنظیم شده توسط کاربران ایجاد بشه.مشخصه که پیشنهادم مربوط به پیام‌های عادی کانال‌ها هست و نه پیام‌های فوری کانال‌ها یا پیام‌های شخصی. مثلاً کاربر خودش تنظیم کنه که پیام‌های عادی یک کانال (از کانال ریاست جمهوری تا گیزمیز و توئیتر فارسی) تنها روزی دو بار در ساعت‌های 9 صبح و 6:30 بعد از ظهر نمایش داده بشه و از طرف کانال‌ها هم این امکان باشد تا  زمانبندی ارسال داشته باشند.در پست‌های بعدی نرم‌افزار‌های کاربردی برای کاربران رو معرفی می‌کنم تا امکان کنترل بیشتری بر میزان استفاده از برنامه‌های مختلف رو پیدا کنند.امکان استفاده برای کاربران وب:سعی کنیم در قالبی تولید محتوا کنیم که حتی‌الامکان برای انواع مخاطب امکان دسترسی داشته باشد. یکی دیگر از حفره‌های پیام‌رسان‌ها از نظر رسانه‌ای عدم امکان جستجوی و مشاهده محتوای (تلگرامی - سروشی) در اینترنت (وب) است. این روند باعث گم شدن یا با اغماض سخت شدن رسیدن به یک محتوای -متن یا هر قالبی- تولید شده در این پیام‌رسان‌ها می‌شود. اینجا منظورم کانال گیز‌میز نیست بلکه کانال فلان استاد دانشگاهی است که از مثلاً کانال تلگرامی‌اش به عنوان تنها سکوی رسانه‌ای استفاده می‌کند و کاربرانی که حتی در شبکه تلگرام عضو هستند هم نمی‌توانند به راحتی کانال یا مطلبش را بیابند چه رسد برای آن‌هایی که از این برنامه استفاده نمی‌کنند.ادامه دارد...</description>
                <category>علی علی‌مرادی</category>
                <author>علی علی‌مرادی</author>
                <pubDate>Sun, 29 Apr 2018 10:46:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی به بازی پروانه به بهانه دوم اردیبهشت و روز زمین پاک</title>
                <link>https://virgool.io/@moradiali67/3-zp0wmxv00pxy</link>
                <description>خطر رنگی‌شدن ناریا و نابودی گیتی‌ماتصور کنید که بخش بزرگی از زمین قابل سکونت نیست و فقط می‌توانید در سرزمینی دور که با کوه‌های بلند و رودخانه‌ها احاطه شده است زندگی کنید. هر طرف نگاه می‌کنید دیواری است که به شما اجازه کشف دنیای اطرافتان را نمی‌دهد و گستره دیدتان از چند کیلومتر فراتر نمی‌رود. تنها راه ارتباطی‌تان با دنیای بیرون خواندن کتاب‌هاست. نه اینکه کتاب بد باشد و خواندن آن باعث بروز عیب و ایراد شود اما همه‌چیز را نمی‌توان با کمک کتاب یاد گرفت. برخی تجربه‌ها را باید از سرگذراند که در شرایط توصیف شده، عملا امکانش وجود ندارد. زمین به ورطه نابودی کشیده شده است و تنها سرزمین‌هایی که به نوعی سپر حفاظتی داشته یا پیدا کرده‌ از گزند آسیب‌ها به دور مانده‌اند. «پروانه» بازی‌ای است که توسط بازی‌سازان ایرانی ساخته شده است و یک روی موضوع قدر زمین را دانستن و تلاش برای نجات آن تمرکز می‌کند، پیش از آنکه دیر شود و فرصت‌ها برای لذت بردن از جای جای آن از دست بروند. دوم اردیبهشت، روز زمین پاک است، به همین منظور به سراغ بازی پروانه رفته‌ و نگاهی به آن انداخته‌ایم. اگر دوست دارید بازی پروانه را تجربه کنید بهتر است سری به وب‌سایت هیولا بزنید و با جزئیات فنی و سایر ویژگی‌های آن آشنا شوید.بلندای کوه قاف و بیماری«خزدک»‌ها آن موجوداتی هستند که «گیتی‌ما» (همان زمین خودمان) را به ورطه نابودی کشانده‌اند و بشر از دستشان آسایش ندارد. مردمان «ناریا» توانسته‌اند با خرد «رائد» و سایر بزرگان سرزمین از مهلکه جان سالم به دربرند و در پناه کوه قاف زندگی را ادامه دهند. اما به نظر می‌رسد خزدک‌ها و پلیدی دست بردار نیستند و کمر به اذیت کردن مردم ناریا بسته‌اند. «فادیا» قهرمان داستان، یک روز وقتی مشغول خواندن کتاب پای درخت محبوبش است با صحنه‌ای عجیب مواجه می‌شود و لکه‌های رنگی در آب رودخانه مشاهده می‌کند. او به سرعت متوجه می‌شود که این لکه‌های رنگی بی‌شباهت به خزدک‌ها نیست. از پدر و دایی‌اش شنیده که چند وقتی است بیماری‌ عجیبی در بین شهرها رواج پیدا کرده بیماری‌ای که ربطی به خزدک‌ها دارد، چرا که هرجا بیماری پیدا می‌شود، بلافاصله خزدک‌ها نیز در آن‌جا ظاهر می‌شوند. با دیده شدن لکه‌های سبز رنگ در قسمت‌های مختلف شهر به نظر می‌رسد همانطور که در سایر شهرها اتفاق‌ افتاده بود سر و کله خزدک‌ها پیدا می‌شود. با حمله خزدک‌ها به شهر، فادیا وظیفه دارد که به کمک رائد مواد مورد نیاز را برای ساخت دارو و علاج این بیماری مهلک پیدا کند و پس از آن در شهر بگردد و بفهمد که چه کسی بیمار شده است تا او را مداوا کنند.پس از اطلاع پیداکردن از وضعیت آدم‌هایی که به عبادتگاه رسیده‌اند، سرانجام مشخص می‌شود که یکی از اهالی ناریا به نام «پُوبُور» بیمار شده است. به همین دلیل فادیا راهی منزل او می‌شود تا با کمک رائد، دارو را به او بدهند و پوبور و ناریا را از شر خزدک‌ها نجات دهند. پوبور با زاغی که در آغوش گرفته از فادیا و رائد فرار می‌کند اما در نهایت توسط این دو داروی نجات‌بخش را می‌خورد. اما چیزی که ماجراجویی‌هایی فادیا را آغاز می‌کند، فرار کردن زاغ است. زاغی که به گفته رائد یک زاغ معمولی نیست و داستان‌های شومی پشت ظاهر پلیدش پنهان شده است.ماجراجویی با دیدی متفاوتپروانه یک بازی با زاویه ایزومتریک است که در واقع سه محور مختصات با زاویه نسبت به هم قرار می‌گیرند که حس دیدن سه بعدی بازی برای کاربر به وجود می‌آید، درواقع این نوع بازی‌های به بازی‌های شبه سه‌بعدی یا ۲.۵ بعدی نیز مشهور هستند.سازندگان بازی سعی کرده‌اند از دموها و میان پرده‌هایی با کیفیت قابل قبول در طول بازی استفاده کنند که جذابیت بازی را برای بازی‌کنندگان دوچندان کند. موسیقی این بازی یک موسیقی ملایم با ضرب‌آهنگی آرام است که هم‌خوانی بسیار خوبی با صحنه‌های بازی‌ دارد و به همین دلیل به دل بازی‌کننده می‌نشیند و تجربه خوب را در ذهن او رقم می‌زند.ژانر این بازی ماجراجویی است و صحنه‌های اکشن و مبارزه‌ای فادیا با خزدک‌ها و دیگر موجودات پلید بازی باعث می‌شود تا بازی‌کننده سرعت‌عمل، دقت و سلاح‌‌های خود را به کار گیرد. در کنار این ژانر جذاب و صحنه‌های اکشن، معماهایی وجود دارد که ذهن بازی‌کننده را به خود معطوف می‌کند و باعث می‌شود که در کنار نیاز به سرعت عمل و دقت در درست کردن سلاح‌های متفاوت و ابزارهای موردنیاز در طول بازی به قدرت ذهنی و حل مسئله هم نیاز باشد. در واقع سازندگان بازی سعی کرده‌اند که با استفاده از تکنینک‌هایی ظریف سرعت‌عمل و قدرت حل مسئله بازی‌کننده را به چالش بکشند.اگر می‌خواهید یک بازی متفاوت را تجربه کنید و در روز دوم اردیبهشت قدر زمین را بیشتر و بهتر بدانید، می‌توانید بازی پروانه را با قیمت ۸،۹۰۰ تومان از وب‌سایت هیولا خریداری کنید و پس از نصب از بازی کردن آن لذت ببرید.آیا شما بازی پروانه را تجربه کرده‌اید؟ نظر شما در مورد این بازی چیست؟منبع: نوشته شده در: 7 ارديبهشت 1397 توسط  امیر قیومی انارکی در سایت پردیس گیم که با اندکی اصلاح اینجا گذاشتم.</description>
                <category>علی علی‌مرادی</category>
                <author>علی علی‌مرادی</author>
                <pubDate>Sat, 28 Apr 2018 13:14:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیام‌رسان بومی کار راه بینداز !</title>
                <link>https://virgool.io/@moradiali67/2-ffjdighxdwnh</link>
                <description>بسم‌الله الرحمن الرحیمچند روزی هست که بیش‌ازپیش نداشتن یک #پیام‌رسان_بومی_کار_راه_بینداز بیش از قبل آزارم می‌دهد، به حدی که برخی دوستان دعوت به آرامش و سعه‌صدر کردند.اما چند نکته و تجربه تأسف‌بار را خدمت شما ارائه می‌دهم. بیش از یک دهه از عمر بازی‌های ویدئویی (دیجیتال) در ایران می‌گذرد و تعداد عناوین بسیار بالایی در این زمینه تولید داشتیم. قلیلی آثار باکیفیت و متأسفانه اکثرهم بی‌کیفیت! اینجا نمی‌خواهم لعن و نفرین کنم بازی‌های بد را فقط چون بد هستند، اصلاً از بدی خودشان کاملاً رد می‌شوم، لیکن از این حیث که عصمت بازی‌های خوب را نیز لجن‌مال کرده‌اند بسیار آزرده‌ام. تحمل‌کن، چرایش را؛ چون کاری کرده‌اند که بازار بازی‌ها نه به دودسته خوب و مناسب یا بد و نامناسب تقسیم بشود بلکه به بازی ایرانی و خارجی و دوگانه مستتر بد و خوب تقسیم بشود. مخاطبی که به خاطر شیر تو شیر (انصافاً خرتوخر اینجا بهتر می‌نشست ولی ادبم کجاست) بازار و نبود کپی‌رایت جدیدترین و بهترین عناوین بازی خارجی را به قیمت بسیار پایینی (هزینه تمام‌شده بازی 120 دلاری آمریکایی در ایران تنها شامل: لوح خام + رایت + برچسب و پاکت + درصد بستن دهان دولتی‌ها= نهایتاً 10 هزار تومان) تهیه می‌کند و مقایسه می‌کند با بازی‌ ایرانی که 8 هزار تومان قیمت دارد که 4هزار آن سهم دلال گران‌قدر است و 4 باقی هم نهایتاً با کسر کسورات دولتی به دست صاحب اثر خواهد رسید، بگذریم که همین اثر ایرانی هم از رایتر رایت‌کنندگان مصون نمی‌ماند)):دلیل قبلی بد بود؟ خوب بدتر هم دارد؛ فرض را بگیریم که شعار #ایرانی_ایرانی_بخر و #باافتخار_ساخت_ایران هم کارگر افتاد و مخاطب رفت بازی ایرانی را خرید؛ اینجا حرف اصلی من تازه شروع می‌شود. بازی را با هزار شوق و حماسه #دوباره_می‌سازمت_وطن خریدی و رفتی خانه و می‌بینی بازی اجرا نمی‌شود! اجرا می‌شود ولی فرایند فعال‌سازی آن خودش یک بازی مسخره است، فعال شد و اجرا شد اما ای‌کاش نمی‌شد. نه خلاقیتی و نه هنری و برنامه‌نویسی‌ای! نهایتاً با مقوای همان بازی یک خط‌ونشان روی کف دستت می‌کشی که من‌بعد شاید #خر_بخرم اما ایرانی هرگز! بازی‌های بی‌کیفیت داخلی مهم‌ترین عامل بی‌توجهی مخاطب به بازی‌های باکیفیت  #ساخت‌ایران هستند. اصلاً دشمن اصلی همین‌ها هستند. فکر می‌کنید خیلی سیاه نمایی کردم! نه؛ خدا شاهد هست که سعی کردم نرم بنویسم. یک شاهد هم می‌آورم که فکر نکنید روی هوا هست این سطور!یکی از بازی‌سازان خوب ایرانی یک بازی می‌سازد، عالی، همه‌چیزتمام و اصلاً به قول دوستان پرفکت. بازی را هم‌زمان در فروشگاه‌های داخلی و خارجی عرضه می‌کند. امروز برای اینکه غیردقیق حرف نزنم، از او نسبت فروش داخلی و خارجی را گرفتم. خیلی کلی و بدون دلار به ریال و فارسی – انگلیسی و ...دوست عزیزم جواب داد تعداد فروش خارجی 40 برابر فروش داخلی بوده می‌بینی #برادرخوانده عزیز و #پسرخوانده گرامی! اثر فاخر ایرانی 1 چهلم خارج در اینجا فروش داشته.این فاجعه را به همه بازی‌سازان ایرانی! که نام ایرانی رو برای مخاطب ایرانی ننگ کرده‌اند تبریک می‌گویم و ...?حالا برویم سر قصه همین #پیام‌رسان‌های ایرانی: -  «#سروش» اثری فاخر از معاونت فضای مجازی صداوسیما: یک پیام می‌فرستی برای طرف، نمی‌رود یا می‌رود و او جواب نمی‌دهد. بهش زنگ می‌زنی و او نگرفته و مورد را تلفنی مطرح می‌کنی و خداحافظی، فردا ظهرش طرف زنگ می‌زند که اخوی چرا هر 5 دقیقه بحث دیروز را در سروش داری برایم می‌فرستی! و شما که همان دیروز بدردنخور بودن سروش برای ثابت‌شده بود و آن را پاک‌کرده بودی از گوشی‌ات، می‌فهمی که عجب #ساخت_ایرانی!-  مرحومان «انار»«گپ»«بیسفون» و ... هم هر یک به طریقی دل ما می‌شکستند! یعنی الان دیگر در مدار جامعه مطرح نیستند.-  اما تازه شکفته‌ای دارد این باغ به نام «#ایتا» دوست دارد فکر کنیم شرکت خصوصی است. باشد ما هم فکر می‌کنیم! تلگرام را که دیدی، همان است فقط نارنجی، این از رابط کاربری، اما صحبت از معماری و فن‌آوری اصلاً بحثش را مطرح نمی‌کنم. صداوسیما هم کلی تبلیغش را رفته که بله جایگزین تلگرام را خودمان درست کردیم، بیایید «ایتا» استفاده کنید. حالا اگه دنیا با میلی‌ثانیه‌ها همه‌چیز را می‌سنجد ما با کیلو ساعت! حالا دو روز هم قطع بود چیزی نیست که!حرف آخرما نیاز داریم به یک پیام‌رسان سریع، پایدار، سبک، کاربرپسند و بسنده کننده به دو تیک!از متولیان که دوست دارند از این کسب‌وکارها و تولیدات #ساخت_ایران حمایت کنند هم تقاضا داریم که حمایت کنند، پول هم بدهند، اما محصول را بیرون ندهند و آبرویمان را نبرند. نشود آنچه شد دربازی‌های ویدئویی و خودرو ملی و ...اگر شما هم این دغدغه‌ها را داشتید بازنشر کنید، شاید برسد به دست متولیان عزیز</description>
                <category>علی علی‌مرادی</category>
                <author>علی علی‌مرادی</author>
                <pubDate>Sat, 28 Apr 2018 11:46:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مفتخر به «مناجات شعبانیه» امامان...</title>
                <link>https://virgool.io/@moradiali67/1-wjg5me7nedqr</link>
                <description> ما مفتخریم که ادعیه حیات‌بخش که او را «قرآن صاعد» می‌خوانند از ائمه معصومین ما است. ما به «مناجات شعبانیه» امامان و «دعای عرفات» حسین بن علی ـ علیهما‌ السلام ـ و «صحیفه سجادیه» این زبور آل محمد و «صحیفه فاطمیه» که کتاب الهام شده از جانب خداوند تعالی  به زهرای مرضیه است از ما است. این سطور را از پاراگراف‌های ابتدایی وصیت‌نامه آقا روح‌الله آوردم. بعد از شهادت و شرح «ثقلین»، دارد به این‌ها افتخار می‌کند...کسی دیوانه تر از او در عشق و معاشقه با خدا در معاصرین ندیدم و برای این مطلب را از زبان او می‌آورم. سیدالشهدا ـ سلام‌اللّه‌‌علیه ـ از همان روز اول که قیام کردند برای این امر، انگیزه‌شان اقامۀ عدل بود. فرمودند که، می‌بینید که معروف، عمل بهش نمی‌شود و منکر، بهش عمل می‌شود. انگیزه این است که معروف را اقامه کند و منکر را از بین ببرد، انحرافات همه از منکرات است، جز خط مستقیم توحید هر چه هست منکرات است، اینها باید از بین برود و ما که تابع حضرت سیدالشهدا هستیم باید ببینیم که ایشان چه وضعی در زندگی داشت، قیامش، انگیزه‌اش نهی از منکر بود که هر منکری باید از بین برود. مِن جمله قضیۀ حکومت عدل، جور، حکومت جور باید از بین برود، از آن طرف وقتی که مناجاتشان را می‌بینیم، مناجاتی که در ماه شعبان هست و من در نظر ندارم که در هیچ یک از ادعیۀ گفته شده باشد که ادعیه مال همۀ ائمه است. این دعای شعبان، مناجات شعبان، مناجات همۀ ائمه است و در این، مسائل بسیار هست، معارف بسیار هست و ادب اینکه انسان چه جور باید با خدای تبارک و تعالی مناجات کند. ما غافلیم از این معانی که وضع چی است. شاید بعضی از جُهّال ما هم اینطور اعتقاد دارند که این ادعیۀ وارد شده و این چیزهایی که از ائمه وارد شده است اینها تشریفات است. می‌خواهند ما را یاد بدهند و حال اینکه مسئله این نیست، مسئله این است که در مقابل خدا ایستادند آنها، آنها می‌دانند که در مقابل چه عظمتی ایستادند، آنها معرفت دارند به خدای تبارک و تعالی و می‌دانند چه کنند و مناجات شعبانیه از مناجات‌هایی است که اگر یک نفر انسان دلسوخته، یک عارف دلسوخته ـ نه از این عارف‌های لفظی ـ بخواهد این را شرح کند و شرح کند از برای دیگران، بسیار ارزشمند است و محتاج به شرح است، چنانچه همۀ ادعیۀ ائمه ـ علیهم‌السلام. پی نوشت‌ها:اول. متن و ترجمه این مناجات هم اینجا آمده.دوم. زیاد فشار به خودتون نیارید که عربی بخونید(اگه می فهمید که خیلی عالیه) خدا به زبان فارسی هم نیایش شما را شنواست.سوم. اینجا هم می‌تونین این مناجات رو با صدای آسمانی آقای سماواتی بشنوید.چهارم. برای مطالعه بیشتر از بیانات امام در خصوص این مناجات اینجا را بخوانید و شرح اساتید مختلف رو هم اینجا آماده دریافت هست.</description>
                <category>علی علی‌مرادی</category>
                <author>علی علی‌مرادی</author>
                <pubDate>Sat, 28 Apr 2018 10:18:56 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>