<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مرتضی براتی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@moribarati</link>
        <description>علاقه مند و دوست دار کسب و کار، خوشحال میشم بتونم از تجربیاتم بگم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 08:54:44</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/23841/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مرتضی براتی</title>
            <link>https://virgool.io/@moribarati</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تبدیل کاربر به زمزمه کننده !!!</title>
                <link>https://virgool.io/@moribarati/%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D9%85%D8%B2%D9%85%D9%87-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-u5t90zh68aqq</link>
                <description>چند وقت پیش با توجه به مطالعه کتاب هایی مثل گاو بنفش و از خوب به عالی و حرکت به سمت اقیانوس آبی به این نتیجه رسیدم که ما باید قطع به یقین مشتری های زمزمه کننده یا مشتری که محصول و خدمات مارو با اشتیاق برای دوستش تعریف کنه و از ما دفاع کنه داشته باشیم. تا اینجای کار عالی اما یک نکته اساسی وجود داشت که چطور اینکارو انجام بدیم. ساعت ها تبدیل به هفته ها بحث در خصوص این موضوع بود و بلاخره متوجه شدیم چیزی نیست جز حس خوبی که مشتری میگیره انقدر باید با ارزش باشه تا تبدیل به مشتری زمزمه کننده بشه نکته همینجا بود نیازی نبود دنبال زمزمه کننده ها توی گروه های مشتری ها بگردیم یا سعی کنیم یک جامعه هدف خیلی دقیق از کسانی که این ویژگی بارز رو داشته باشند پیدا کنیم کافی بود انقدر حس خوب به مشتری هایی که داریم بدیم تا تبدیل به مبلغ یا همون زمزمه کننده ها بشن.من یک مبلغ برای ویرگولم!ویرگول یک تجربه خوب و زیبا برای من ایجاد کرد که باعث شد این پست رو منتشر کنم.امروز بعد از مدت ها لاگین کردم و دیدم که یک ویدئوی اختصاصی برای مطالبی که من منتشر کردم قرار داده شده خیلی لذت بردم و از این بابت از تیم ویرگول تشکر میکنم امیدوارم همیشه سلامت و خوشحال باشند.اگه دوست داشتین ویدئو رو تماشا کنید اینجا کلیک کنید.</description>
                <category>مرتضی براتی</category>
                <author>مرتضی براتی</author>
                <pubDate>Wed, 28 Jul 2021 13:15:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موانع کار تیمی در ایران یا دلایل عدم موفقیت کار گروهی در ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@moribarati/%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-s60xkorjd2fq</link>
                <description>سلام میکنم خدمت شما دوست عزیز که قصد مطالعه این مطلب رو داری در ابتدا باید بگم که مهم ترین مسئله برای رشد و ترقی یک شرکت یا استارت آپ بجز بحث مالی و ... موضوع تیم اون شرکت هست که می بایست به این موضوع پر اهمیت نگاه عمیق تری بکنیم برای همین چند مشکل که باعث شده توی کار تیمی دچار دردسر بشیم که گاه باعث نابودی یک تیم و در نتیجه کسب و کار میش باهم بررسی میکنیم و بعد راه حل هایی رو با توجه به مشکلات بیان میکنیم، امیدوارم که باب میلتون باش و باعث بشه تا کار تیمی منسجم و هدفمندی داشته باشید، من رو هم از نظرات ارزشمندتون دریغ نکنید و تجربیات خودتون رو در کار تیمی بیان کنید. دوست عزیزمون آقای فرید قطبی طی یک مطلبی در پارسال عنوان میکنه که چرا ما توی ایران کار تیمی نمیتونیم انجام بدیم اگر دوست دارید مطالعه کنید اینجا کلیک کنید. کار تیمی در ایرانمسئله ای که هست اینه که ما منابع بومی کمی در رابطه با کار تیمی داریم برای مثال چند نمونه ای هم که هستند عمدتا ترجمه شدن و به صورت بومی به کار تیمی پرداخته نشده خب اینجا باید این موضوع رو عنوان کرد که زمانی که یک مبحث فرهنگی اجتماعی ترجمه میشه ما نباید انتظار نتیجه گرفتن ازش داشته باشیم چرا که اون راهنما و منبع در واقع داره برای فرهنگ و اجتماع دیگه ای موضوعات بیان میکنه پس یک نکته ای که توی ایران باهاش مواجه هستیم نبود منابع بومی در رابطه با کار تیمی هست.مسئله بعدی که توی تیم ها وجود داره اینه که همه تیم میخوان همه کار رو باهم انجام بدن یعنی اینکه من فکر میکنم میبایست در بحث مارکتینگ شرکت کنم در بحث برنامه نویسی شرکت کنم و در هر مسئله ای اینکار انجام میدم، این درست که ما به همدیگ کمک میکنیم اما حتما باید یک نفر به عنوان مسئول اون بخش از تیم که عواقب هم گریبان گیر خودش باش چه موفقیت یا شکست اون کار قرار داده بشه.در اینجا من مشکلات رو تیتر وار بهش اشاره میکنم بعد میریم سراغ راه حل و راهکار هایی که وجود داره و در آخر هم کتابی رو برای اینکه بتونیم بهتر درک کنیم این وضعیت رو معرفی میکنم.مسائل و مشکلات در کار تیمی مسئولیت پذیر نیستم / نیستیمظاهرسازی و ریاکاری ما زحمتش میکشیم فلانی داره استفاده اش میبره / حسادتچشم انداز و دیدگاه روشن و واضح نداریم از هدف تیممن خیلی حرفه ای هستم، من همه کارها رو انجام میدم، این نظر منه که درست هستش/ خود محوریماین پنج موردی که در بالا مطرح کردم از مهم ترین مشکلات کار تیمی هست که اکثرا باهاش دست و پنجه نرم کردیم، مسئولیت پذیر نیستم یعنی طی زمان کودکی و مدرسه و ... کلا اهل پذیرش هیچ مسئولیتی نبودم و نمیخوام زیر بار مسئولیتی برم خود شما هم شاهد این قضیه بودید کمتر کسایی پیدا میشد که توی مدرسه برای کاری مسئولیتش رو قبول کنه و انجامش بده اگر خوب یا بد شد عواقبش رو بپذیره.من استاد ظاهرسازی هستم یعنی اگه توی کار تیمی مشکلاتی باش یا طی پروژه ای مشکل وجود داشته باش من اون رو به هم تیمی هام نمیگم و زمانی که قرار بود کارمون لانچ بشه خب مشکل وجود داشت که قطعا زیر بار مسئولیتشم هم کسی نمیرفت.توی تیم ما حسین شفیعی خیلی مورد توجه بقیست و صد البته که منافع بیشتری هم توی دستش هست خب من همیشه این برام مسئله است که چرا زحمت تیم گردن منه یا کلا ما داریم کار میکنیم که حسین شفیعی نفعش رو میبره.موضوع بعدی اینه که آقا جان من نگاهم اینجوری اگه ماهی 5 میلیون تومن درآمد داشته باشیم یعنی موفق شدیم و اینکه کلا هر کاری که میکنیم باید با پول باش یعنی برای انجام هر کاری از مشتری پول بگیریم حتی پشتیبانی دادن و ... خب به نظر من که عالی اما حسین میگه موفقیت یعنی اینکه تعداد کاربرانمون به 1 میلیون برسه، قبول اما من نمیدونم دقیقا با این همه کاربر چه کار کنیم ؟ بازم حسین عقیده داره که بخشی از خدمات سایتمون به کاربرا رایگان باش.بین خودمون بمونه، من بشدت آدم حرفه ای هستم توی برنامه نویسی اصلا حسین و بچه ها چیزی بلد نیستن که بیشتر کارهارو هم خودم انجام میدم، از طرفی حتی کار روی محتوی رو هم خودم انجام میدم، به نظرم بودن یا نبودن بچه ها توی این شرایط چندان فرقی هم نمیکنه !راه کار هامشکلات بالا رو باهم دیدیدم و مثال هایی رو هم از جانب خودم براتون زدم که اگه از انصاف دور نشیم شاید سالهای اول این مدلی فکر میکردم اما خب این مشکلاتی هست که استارت آپ ها رو میترکونه یعنی تیم استارت آپ ها رو، برای اینکه اینجور مشکلات رو نداشته باشیم چندتا راهکار وجود داره که در ادامه بیان میکنم و قبل از اینکه بریم سراغ راه کار حتما با تیمتون این راه کار هارو بررسی کنید. اولین چیزی که به نظرم باید از همین الان یادش بگیریم اینه که تمامی جلساتمون رو مکتوب کنیم یعنی صورتجلسه کنیم که طی این جلسه با حضور این نفرات در ساعت فلان و تاریخ فلان و موضوع فلان مقرر شد که کار های زیر انجام گیرد و دستورات به این شکل می باشد، حالا این یه مثال بود اما شما میتونید برای اینکه بهتر متوجه بشید اینجا کلیک کنید، حالا این صورتجلسه خیلی رسمی میتونید تغییرشم بدید اما خب اگه همینطوری باش خوبه، زمانی که ما میایم جلسه هامون مکتوب میکنیم چند تا اتفاق می افته مثلا دیگ کسی من من نمیکنه که من فلان کارو کردم یا اینو من گفته بودم و ... وقتی که مکتوب میکنیم اینم باید توجه داشت که حتما براش تاریخ تحویل و مسئول تعیین کنید که این کار طی صورتجلسه فلان قرار شد تا تاریخ فلان توسط مرتضی براتی انجام بشه،دو: استارت آپ ها زمان شروع میان و شروع میکن به کار کردن و همه هم سعی میکنن کارهارو باهم جلو ببرن این خیلی عالی این روحیه که همه مسئول بدونن خودشون و حمیت تیمی داشته باشند فوق العادست، اما مسئله اینجاست که ما حتما باید یک نفر رو مسئول اون کار قرار بدیم تا هم موفقیت یا شکست اون کارم متوجه مسئولش باش برای مثال حسین مسئول UI و UX و من مسئول پشتیبانی، وقتی که میایم مسئولیت هارو به یک نفر مشخص میدیم اون زمان دیگ اگر کسی به بهترین شکل کار کنه این توی ناخودآگاهش نیست که من که دارم همه کارهارو میکنم منافع دست من نیست و ... میدونه مسئولیتش چی بوده و تا چه حد خوب بوده تیم هم در مقابل اگر به خوبی کار کرد و موفق شد تشویقش میکنه و اگر هم ن زمان میده یا هر تصمیم دیگه ای اونم با صورتجلسه.موضوع سوم شفاف سازی تعریف موفقیت یعنی بیایم طی جلسه ای دیدگاهمون راجع به موفقیت بیان کنیم تو مثال های بالا از مشکلات گفتم من فکر میکنم به 5 میلیون تومن برسیم و حسین فکر میکنه به 1 میلیون کاربر برسیم موفق میشیم، الان من احساس میکنم موفقم چون چیزی که مد نظر داشتم رو دارم و از کارم بشدت راضی ام اما حسین فکر میکنه شکست خورده یا هنوز موفق نیست چون که هنوز یک میلیون کاربر نداریم، در اینجا ما باید برای همدیگه توضیح بدیم هدفمون رو دیدگاهمون رو بعد تصمیم بگیریم و شفاف کنیم که هدف تیم توی چه راستایی قرار داده و دقیقا ما چه نقشی در اجرایی کردن راه و رسیدن به هدف داریم . موضوع چهارم اینه که ما ایرانی ها کلا اهل تعارف هستیم یعنی رک و پوست کنده نمیایم حرفمون بزنیم، حالا حسین ناراحت نشه ؟ و... یه وقتی هست توی تیم من از مسئله ای ناراحتم ولی تعارف دارم با بقیه نمیگمش هی روی هم جمع میشه دست آخرم میزارم میرم، یا کلی مشکل دیگ ایجاد میکنم خب پس مسئله بعدی اینه که ما حتما روش های گله گذاری رو در تیم پیاده کنیم و اجازه بدیم بقیه بدون تعارف با ما و خودشون حرفشون بزنن و این فرهنگ باش که اگر ناراحتی پیش آمد بیان کنن.5 مهم  یعنی مهم ترین مسئله خودشناسی هست یعنی من بدونم کی هستم؟ چه توانایی هایی دارم ؟ آیا من میتونم اینکار رو انجام بدم یا نه ؟ آیا من میتونم مثل حسین شفیعی باشم ؟ وقتی تمامی این موارد رو که حالا توی بحث خودشناسی کلی منبع هم هست، اگر ما خودمون رو بهتر و بیشتر بشناسیم دیگ حسادت نمیکنیم در نتیجه کشمکش های توی گروه و تیم کمرنگ تر میشه، وقتی که من خودم رو بهتر بشناسم میدونم تعریف من از موفقیت چیه و میدونم که چه دیدگاهی دارم پس راحت بیانش میکنم بدون ترس و حسادت بنابراین مشکلات تیم کم تر و کمتر میش و یک نکته ای که در خودشناسی وجود داره اینه که ما متوجه میشیم چه نقاط ضعف و قدرتی داریم و میریم خودمون رو قوی تر میکنیم با مطالعه و ... .دوتا مسئله آخر رو چندان استارت آپ ها بهش توجهی ندارن و همیشه سعی میکنن بزارن وقتی که خواستن با سرمایه گذار صحبت کنن یا بعدا بهش میرسیم و از اینجور حرفا اما این دو مسئله واقعا تیم رو میپوکونه پس حتما توجه خواصی رو بهش داشته باشید. نکته ششم : سهم - درصد از ابتدای کار میبایست درصد و سهم هر کسی مشخص باش و شرایط خروج رو تعریف کنی یک قواعد و قراردادی تنظیم بشه که مثلا اگر کسی موازی کاری کرد تکلیف چیه یا اگر کسی مهاجرت کرد چه بلایی سر تیم بیاد خیلی ها بهش توجه نمیکنن و دچار مشکل میشن خب پس از ابتدا به درصد و سهم و کلا شرایط و ضوابط بپردازید و حتما صورتجلسه کنید. ره کار هفتم مرامنامه، یعنی اینکه یک کاغذ a4 بردارید و طی یک ماه که گذشت چیزهایی مثل اینکه ساعت حضور همه 8 صبح کسی دیر نیاد چون هر روز ساعت 8 و نیم جلسه داریم، یا مثلا آخرین نفری که در رو میبنده مسئول خالی کردن سطل زبالست و ... که این هارو باید گروهی و تیم تصمیم بگیره نه که یک نفر بیاد دیکته کنه و بره .خیلی ممنون که تا اینجای کار وقت گذاشتید و در ادامه باید بگم که حتما با تیمتون جلسات مختلفی بزارید و سعی کنید بیشتر و بیشتر و بهتر همدیگه رو بشناسید حتی اگر شما توی ساختار هرمی شکل میخواین کار کنید یعنی بگید من مدیرم بقیه زیر دست الان حقوق نمیدم بهشون بعدا میدم نمیدونم چیزی که یاد میگیرن ارزشش بیشتره و این حرفا. باید بگم که لطفا دیدگاهتون عوض کنید و با تیمتون صحبت کنید بیشتر وقتا مشکلات از یک سوء تفهام به وجود میاد .در آخر هم پیشنهاد میدم کتاب کلید در وضعیت روشن به تحریر آقای سید مهدی عراقی حتما مطالعه کنید تا از تجربیات اداره شرکت کنتور سازی ایران بهرهمند بشید . با تشکرمرتضی براتی</description>
                <category>مرتضی براتی</category>
                <author>مرتضی براتی</author>
                <pubDate>Mon, 08 Jul 2019 11:38:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه ام رو میگم از یک قدمی ورشکستگی</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D9%88-%D9%85%DB%8C%DA%AF%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%82%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D9%88%D8%B1%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-pgttx69s8rma</link>
                <description>چندروز پیش بود که طبق برآورد ها و شاخص های اعتبار سنجیمون داشتیم توی کسب و کار خوب پیش میرفتیم و این برای اولین بار بود بعد از سالیان متوالی که به معنی واقعی درآمد خوبی حاصل شده بود و نتیجه زحماتمون روی سایت های مبنای وردپرس و مبنا استور داشتیم میگرفتیم اما ناگهان با ارور اتصال به دیتابیس در کلیه سایت های میزبانی شده روی سرور ایران برخورد کردیم.در ابتدای امر به لحاظ تجربه سعی کردیم مشکل رو رفع کنیم اما از دسترس ما خارج و MySql اجرا نمیشد با پشتیبان سخت افزاری شرکت تماس گرفتیم و مورد رو اطلاع دادیم فرمودند که بله هارد های سرور دچار ایراد شده و امکان تهیه بک آپ در حال حاضر نیست و ماجرا انقدر پیچیده شد که تمامی کاربران و مشتریان با من تماس میگرفتن و همکاران که سایت ما و خودتون باز نمیشه و ما هم بارها توضیحات و لحظه به لحظه گزارش میدادیم که در حال حاضر این مشکل و این راه حل وجود داره . مسئولیت این اتفاق کاملا با خود ما می بوده و به خاطر اینکه بک آپ هایی که به صورت اتوماتیک بر روی گوگل درایو ذخیره میشدند رو از چندماه قبل این امکان رو حذف کرده بودیم و در لیست کار برای بازسازی این امر چیزی وجود نداشت به دست فراموشی سپرده شده بود خلاصه و مفقد عرض کنم خدمت شما که در حال فروپاشی و در مرض یک ورشکستگی بزرگ قرار گرفتیم که با همت دوستان و همکاران عزیزمن آقایان مردانیان و جناب شفیعی این مشکل رفع شد و اگر نمیشد سالیان درازی که زحمت کشیدیم از بین میرفت و تمامی پروژه های آنلاین ما هم دچار ایراد و باعث دوباره کاری های بسیار زیاد و بعلاوه از بین رفتن اعتماد میان کاربران و مشتریان میشد، بازهم از دوستانی که مارا یاری کردند تشکر میکنم .اما چه درس هایی من گرفتم که باعث شد با شما در میان بزارم؟اینکه همیشه باید از اطلاعاتم یک نسخه پشتیبان تهیه کنماینکه همیش لیست کارها رو منظم و در یک سیستم مدیریتی یکپارچه تری داشته باشم مطالعه بیشتر کنم ( حقیقتش زمانی که کاری از دستم برنمی اومد به مطالعه یک کتاب به اسم دستهای طلایی پرداختم و بیشتر مقالاتی مربوط به شکست و موفقیت رو هم خوندم و از دل این شکست، زمان مجال داد تا کمی مطالعه کنم و یک کار جدیدی رو در کنار کارهای قبلی ایجاد کنیم، که البته بعدا مفصل راجع بهش صحبت میکنم  )شکست معنیش این نیست که همه چیز تموم میشهچقدر چالش های مختلفی تو کسب و کار هست و باید درس بگیرمدرباره اینکه مطالعه بیشتر کنم :یکی از دوستان جناب امیری توی یک صحبت دوستانه گفتش برای اینکه بتونی بزرگ بشی باید شکست بخوری و هی شکست بخوری اما نکته اینجاست که فکر میکنی داری یاد میگیری شاید شکست هایی که میخوری هر دلیلی داشته باشند اما اگر یک شکست تکرار بشه هیچی یاد نگرفتی این رو هم اشاره کرد که ممکن شکست رنگ و بوی دیگه ای داشته باش اما جنسش همون پس مراقب باش درست شکست بخوری باید انقدر شکست های مختلف و چالش های زیادی رو پشت سر بزاری که بتونی موفق بشی و تاکید کرد که تو چند سال عمر داری که اینهمه شکست بخوری اینهمه تجربه کنی یا چندبار زندگی میکنی پس لزوما شاید نباید شکست بخوری و تجربه های تلخ و شیرین رو خودت داشته باشی کتاب بخون بیشتر راه رو رفتی من هم به این نتیجه واقعا رسیدم .همین کار به ظاهر کوچیک نزدیک بود کار و زندگیمون رو نابود کنه ولی خب بخیر گذشت و درس بزرگی شد .پیشنهاد میکنم حتما کتاب دستهای طلایی اثر رابرت کیوساکی و دونالد ترامپ رو بخونید. و هزار بار بک آپ بگیرید از اطلاعاتتون...ممنون که وقت گذاشتید و همراه بودید. مرتضی براتی</description>
                <category>مرتضی براتی</category>
                <author>مرتضی براتی</author>
                <pubDate>Tue, 25 Jun 2019 18:53:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هر چی دوست داری بنویس ...</title>
                <link>https://virgool.io/@moribarati/%D9%87%D8%B1-%DA%86%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-uewo7c4j9olx</link>
                <description>تجربه نشون میده که وقتی هر چی دوست داری مینویسی آروم میگیری یا حداقل اینطور میشه بهش فکر و نگاه کرد از زمانی که یادم میاد مشغول نوشتن بودم و دست کم چند سررسید رو پر کردم تا افکار خودم رو درونش بنویسم اما هیچ وقت با کسی در رابطه با اون افکار صحبتی نکردم براستی فایده اش چیه اینکه ما آدم ها در رابطه با هر موضوعی که حتی اون موضوعات هم ساخته خودمون باش فکر کنیم و بعد به یک ایدئولوژی تبدیل بشه و بعد تعدادی طرفدار که فکر میکنن دارن افکار خودشون رو میبینن یا بازتابش؟یا مثلا زمانی که میخوای بحث سیاسی اجتماعی بکنی چه فایده ای داره ؟ البته خود این موضوع که فایده بحث یا کلا چه نوع بحثی چی هستش نظرات مختلفی رو داره اما واقعا همین موضوعاتی که ما به دنبال صحبت هستیم چی هستند و چطوری میشه که تعدادی قبول و یا نقض میکنن ؟من اگه هر چی دوست دارم بنویسم رو بنویسم، چه تعدادی از شمایی که دارید میخونید قبولش میکنید یا ردش میکنید و علت قبول کردن یا رد کردن این مسئله چیه ؟شاید این سوالات احمقانه یا خیلی جسورانه باش اما مهم نیست مسئله اصلی اینه که هر چی دوست داریم رو مینویسیم بر اساس تفکر خودمون که همین تفکر هم حاصل تحمیل عقاید دیگران هستش، احساس آزادی میکنیم وقتی مینویسم و باز هم این آزادی که بزرگترین دروغی که به خودمون میگیم حاصل تحمیل یک عقیده دیگست، یا همین که هر چی دوست داری بنویس... خب واقعا ما چی دوست داریم بنویسیم که این جمله ها مارو میرسونه به نوشتن و در نتیجه یک فکر منتقل میشه ؟چی بنویسم از کجا یا کی بنویسم ؟شاید نباید اینجوری پرسید ولی واقعا چی بنویسیم ؟ چه کسی از شما که در حال مطالعه این تراوشات ذهن من هست واقعا میدونه چی بنویسه ؟ چه کسی هست که ندونه ؟ یا حتی شما واقعا نمیدونید مشکل و موضوع اصلی چی یا میدونید ؟ پس نوشتن چه کمکی میتونه کنه ؟بحث سیاسی، یعنی اینکه بیام از طرف یک جبهه صحبت کنم و فکر کنم آزادی بیان دارم بعد یک عده کف بزنن و یک عده ناراحت اصلا همین بحث سیاسی دقیقا چی هست ؟بحث اجتماعی، کنم بگم این رفتار غلط و این رفتار صحیح! خب مگه ما همه آدم نیستیم؟ شاخصه های یک انسان چی هست ؟ چه چیزی ما رو از حیوانات تمایز میده ؟ جز شعور و فکر آیا همین خصلت انسانی نیست که باعث میشه من به عنوان مثلا کار بد کنم و شما کار خوب ! پس چرا باید مورد سرزنش قراربگیره ؟بحث انسانی کنیم بگیم مطابق قوانین و ... آیا همین قانون رو یک انسان دیگ خلق نکرده ؟ به نظر من یک قانون زمانی میتونه صحیح باش که خود قانون گذار در همون لحظه تصویب بمیره ! جسارت به کسی نشه لطفا  چون فقط با علم به اینکه بعد از تصویب هیچ منفعتی نمیبره میتونه قانون درستی رو تصویب کنه.همه این حرف ها یا ابتدایی هستند یا خیلی خوب بازم به خود شما برمیگرده که چطور ببینید و بخونید از سر موضوع اصلی هم خارج نشیم . عاشقانه بنویسم، میشه راج به عشق، کلی کتاب نوشت، خودش شد یه شعر، بگذریم عشق معقوله ای که هم پیچیدست هم ساده و هم دردناک و هم شاد اصلا کل زندگی همینجوریه بازم همین سوال میاد که چی بنویسم واقعا ؟چی بنویسیم یا چرا بنویسیم رو خودمون با شخصیتمون با هدفمون تعیین میکنیم . مثلا هدف من از اینکه این مطلب رو بنویسیم هیچ چیز جز اینکه بخام وقتی رو صرف یک کار دیگ کنم نبوده حالا شما بخاین قبول کنید یا به حاشیه مثل غلط املایی بپردازید اختیارش با شماست.در آخر هم تشکر میکنم از اینکه چند دقیقه ای رو صرف خوندن کردید.مرتضی براتی</description>
                <category>مرتضی براتی</category>
                <author>مرتضی براتی</author>
                <pubDate>Sun, 23 Jun 2019 14:46:00 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>