<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مصطفی مرشدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@morshedi</link>
        <description>استراتژیست تحول دیجیتال، محقق و مدرس تحول دیجیتال</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 18:13:24</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/71062/avatar/WjaFR3.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مصطفی مرشدی</title>
            <link>https://virgool.io/@morshedi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فرق سکه و توکن چیست؟ Coin Vs Token</title>
                <link>https://virgool.io/@morshedi/%D9%81%D8%B1%D9%82-%D8%B3%DA%A9%D9%87-%D9%88-%D8%AA%D9%88%DA%A9%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-coin-vs-token-hqsfjqab7z1f</link>
                <description>سکه ها رمز ارز مستقل هستند و معامله می شوند مانند بیت کوین، لایت کوین و … اما توکن ها در واقع سوخت پلتفرم هایی هستند که عموما تراکنش هایی (نظیر قراردادهای هوشمند smart contract) روی آنها انجام می شود. مثلا erc20 توکن پلتفرم اتریوم است.برای دیدن همه سکه  ها و توکن ها می توانید به سایت https://coinmarketcap.com/ مراجعه کنید.مطلب مرتبط: اگر می خواهید درباره بیت کوین و بلاکچین و راه اندازی سرور فارم ها بیشتر بدانید این نوشته را بخوانید.</description>
                <category>مصطفی مرشدی</category>
                <author>مصطفی مرشدی</author>
                <pubDate>Mon, 30 Mar 2020 14:46:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>واژه نامه رمزارز ها</title>
                <link>https://virgool.io/@morshedi/%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B2-%D9%87%D8%A7-licxikvis0ri</link>
                <description>واژه نامه #رمز ارز هاقبل از شروع باید ذکر کنیم که واژه ارز دیجیتال برای رمز ارزها درست و دقیق نیست. ارز دیجیتال همانند پولهایی با واحدهای مختلف (مثل ریال) که در شبکه بانکی بصورت دیجیتال جابجا می شود گفته می شود، در حالی که رمز ارزها عموما به سکه/توکن هایی اطلاق می شود که از تکنولوژی بلاکچین استفاده می کند.مطلب مرتبط: اگر می خواهید درباره بیت کوین و بلاکچین و راه اندازی سرور فارم ها بیشتر بدانید این نوشته را بخوانید.در بازار رمز ارزها یک سری اصلاحات مخصوص وجود دارد که قبل از ورود بهتر است با آنها آشنا شویم.HODL: Hold on for Dear Lifeاین واژه اکثرا با HOLD به معنای گرفتن اشتباه خوانده می شود. ولی منظور از این مخفف پرکاربرد، اشاره به کسانی است که تعداد معینی سکه یا توکن (بعدا فرق بین سکه و توکن را شرح می دهیم) چه در دوره سعود و چه در دوره سقوط حفظ می کنند و معامله نمی کنند.FOMO: fearing of missing outترس از دست دادن: این واژه به زمانی اشاره می کند که هیجان پیرامون یک رمزارز در بازار زیاد هست و سرمایه گذاران از ترس از دست دادن سود (یا طمع زیاد) ریسک های پیش رو را درست ارزیابی نمی کنند و ممکن است با حباب رمزارز را خریداری کنند.FUD: Fear, Uncertainty, Doubtکلا در همه بازارها ما با این موارد مواجه هستیم ولی در مورد ارزهای دیجیتال و بیت کوین، شخصیت های برجسته ای کلا آن را زیر سوال برده اند، بخاطر همین ترس و عدم قطعیت در مورد رمز ارزها بخصوص بیت کوین خیلی بالاست و معامله گران ریسک زیادی را باید تحمل کنند.(مثلا چند روز پیش (حدودا 15 ماس 2020) یکی از متخصصین برجسته تحلیل تکنیکال پیش بینی کرده است ارزش بیت کویت به سمت صفر میل خواهد کرد)ATH: All Time Highبه بالاترین ارزشی که یک رمزارز در طول عمرش رسیده اطلاع می شود.Shill a coinبه بازارسازی و شایعه پراکنی برای بالا/پایین آوردن ارزش سکه ها توسط اهالی بازار گفته می شود. توییتر و یوتیوب ابزارهای اصلی برای بازارسازی رمزارزها هستند.Short-LongShort به معنای پوزیشن خرید و long به معنای پوزیشن فروش است و در همه بازارهای سرمایه این تعریف وجود دارد.ICO: Initial coin offerبه عرضه اولیه سکه یا توکن در بازار گفته می شود. مشابه IPO که برای بازارهای سهام است.Buy wall-sell wallمشابه صف های خرید یا فروش در بورس ایران است، البته در بازار رمزارزها صف تشکیل نمی شود ولی اینجا منظور حجم فروش بالا به نسبت فروش یا حالت برعکس است. اصطلاحا می گویند دست برتر در دست خریدار است (وقتی دیوار فروش شکل می گیرد) و خریدار می تواند با قیمت کمتر بخرد و بالعکس.نهنگ ها: به افراد حقیقی یا حقوقی بازار که سکه های زیادی در دست دارند و با عرضه/تقاضای یک مرتبه بازار را جابه جا می کنند.Pump-Dumpعملی است که عمدتا نهنگ ها در بازار انجام می دهند و یک مرتبه قیمت را خیلی بالا می برند (pump) و پس از آن سکه های خود را عرضه کرده و بازار را پایین (dump) می کشند.آلت کوین Altcoinبه سایر سکه ها به جز بیت کوین گفته می شود. (alt:alternative)AltSeasonآلت های فصلی به زمانهایی از سال که یک سکه خیلی مورد معامله قرار می گیرد اطلاق می شود.Dumb Moneyپول احمق: به پولها (افرادی) اطلاق می شود که تخصص و تحلیل بنیادی و تکنیکال بلد نیستند و در حباب قیمت ها خرید می کنند اطلاق می شود. عکس آن هم صادق است (در دره های قیمت می فروشند، قبل از بالا رفتن قیمت)Satoshi: satکوچک ترین واحد بیت کوین است که معادل 0.00000001 (یک صد میلیونیوم) یا 10 به توان منفی 8 بیت کوین است.Rektرکت شدن یعنی شما سکه ای را خریدید ولی اینقدر در ضرر هستید که زندگی بر شما تیره و تار شده است.Shitcoinشت کوین رمزارزی است که ارزش ذاتی ندارد و فقط برای مدتی سفته بازی و در کوتاه مدت ممکن است سود دهد.مطلب مرتبط: اگر می خواهید درباره اصول معامله گری بیت کوین و بازارهای رمز ارز بیشتر بدانید این نوشته را بخوانید.</description>
                <category>مصطفی مرشدی</category>
                <author>مصطفی مرشدی</author>
                <pubDate>Mon, 30 Mar 2020 14:44:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت تغییر و تحول دیجیتال</title>
                <link>https://virgool.io/DigitalTransformation/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-s4brszdoaicy</link>
                <description>آیا شرکت شما آماده تحول دیجیتال است؟ اگر کسب و کار شما می خواهد در یک محیط کاملاً رقابتی زنده بماند و در درازمدت رونق بگیرد ، باید با انتظارات روز افزون مشتریان و تحولات تکنولوژیکی در جامعه تغییر کند و همواره سازگار شود.تحول دیجیتالی شرکتها را ترغیب می کند تکنولوژی دیجیتال جدید را بکار گیرند در حالی که  آنها را وادار می کنند روش های کسب و کار را بازنگری کنند و ببینند چه چیزی دیگر کار نمی کند و باید جایگزین یا به روز شود. این بازنگری، کاری عظیم و سنگین است با هدف بالا بردن بهره وری و کسب نتایج چشمگیر در حوزه عملیات کاری.شروع هر پروژه ای همیشه چالش برانگیز است. البته تحول دیجیتال پروژه نیست، بلکه فرآیندی دایمی است، ولی به هر صورت تحول دیجیتال نیز از این قاعده مستثنی نیست و چالش های خودش را دارد. ماهیتا فرآیند تحول دیجیتال به معنی تغییرات مهم و ژرف در سازمان است که اگر درست انجام شود، اساساً نحوه کار سازمان شما، مدل کسب و کار، و نحوه مواجه با چالش ها را اصلاح می کند. نحول دیجیتال تنها مربوط به نصب نرم افزار جدید نیست. اول از همه، دیجیتالی سازی سازماندهی مجدد نحوه انجام کارها و نحوه همکاری کارکنان با یکدیگر و البته با شرکا کاری است.انجام درست تحول دیجیتال بسیار مهم است. تحقیقات شرکت مک کنزی نشان می دهد که شرکت هایی که تحول دیجیتالی را به شیوه ای مناسب انجام می دهند سهم بازار خوبی به دست می آورند، در حالی که دیگران سرمایه خود را هدر داده اند.برای اجرای موفقیت آمیز تحول دیجیتال ، لازم است که از اصول یک رشته مدیریتی بنام مدیریت تغییر تبعیت کنید.(10 اصل مدیریت تغییر را می توانید از اینجا مطالعه کنید)مدیریت تغییر باید متحول شودروند تحول مدیریت تغییر به عنوان یک مهارت مدیریتی، به میزان پیشرفت و تحولات تکنولوژی های جدید در سازمانهای بزرگ گره خورده است. امروزه هرچه بیشتر و بیشتر شرکتها از دیجیتال سازی (برای درک تفاوت دیجیتالی سازی و تحول دیجیتال اینجا را بخوانید) بیشترین استفاده را می کنند، برای رفع چالش های جدید ، نقش مدیریت تغییر نیز باید توسعه یابد. این موضوعات شامل تأثیر عمیق تر و وسیع تر انسان در ارتباط با دیجیتالی شدن ، و استفاده از روش های پیاده سازی مانند تجربه کاربری(user experience) و تفکر در طراحی (design thinking) است.وقتی در حوزه مدیریت تغییر به تحول دیجیتال می پردازیم، یک مشکل اساسی نمایان می شود: تجربیات و نمونه های موفق مدیریت تغییر در تحول دیجیتال زیادی یافت نمی شود. در حقیقت، یک طرح استاندارد برای مدیریت تغییر وجود دارد که از مدیریت ارشد سازمان شروع می شود و سپس به پایین سازمان می رسد.اما تحول دیجیتالی نیاز به الگوریتم های دیگری نیز دارد. همچنین تغییرات آن می تواند بسیار عظیم باشد.بنابراین چگونه می توانید یک استراتژی تحول دیجیتالی را در شرکت خود پیاده سازی کنید؟ در این نوشته لیستی از بهترین شیوه های مدیریت تغییر ایجاد عنوان شده است تا در هنگام سفر تحول دیجیتالی از آنها استفاده کنید.اول، موارد مهم را در اولویت اول قرار دهیددر ادبیات مدیریت تغییر کلاسیک، استفاده از تکنولوژی در آخرین مرحله استفاده عنوان می شد. به عبارت دیگر، تمرکز بیشتر بر فرآیند پیاده سازی تکنولوژی و سپس تأثیر این فرآیندها بر کارکنان و ارتباطات سازمانی بود.در عصر دیجیتالی سازی، مدیریت تغییر به موضوعات مهم سازمانی بدل شده است. امروزه، در میان گذاردن موارد با کارکنان و ذی نفعان سازمان در مورد تغییرات آینده یک به روش (best practice) قبل از انجام هر جنبه ای از تحول دیجیتال است.ایده اصلی آن افزایش وفاداری پیرامون هر چیزی است که ممکن است اتفاق بیافتد و باعث می شود ذی نفعان و کارکنان از برنامه تحول دیجیتالی شما هیجان زده شوند.از همان ابتدا پشتیبانی مدیریت ارشد را ایجاد کنیددر مقاله ها و تحقیق ها می نویسند که دریافت پشتیبانی از مدیریت ارشد برای تغییراتی که در این مسیر انجام شود قابل توجه است. ولی به نظر اینجانب، اگر شما در سازمانی کارمی کنید یا مشاور سازمانی هستید که قرار است تحول دیجیتال انجام دهد و مدریت ارشد آن (در سطح مدیر عامل و هیات مدیره) حاضر نیستند نقش اجرایی در طرح تحول داشته باشند، کار را رها کنید چون به نظر می رسد این تحول در چنین سازمانی انجام نخواهد شد.برای مشاغلی که در دنیای جدید دیجیتال با مشکل روبرو هستند، یعنی ممکن است مختل شوند (disruption) ممکن است دریافت این حمایت آسان تر باشد. در حقیقت، این شرکت ها فضای پذیرش را از قبل دارند.اما سازمانهایی که هنوز خطر را درک نکرده اند، ممکن است نسبت به تغییرات جدید مقاومت بیشتری نشان دهند، حتی در سطوح بالای سازمان.برای به دست آوردن حمایت مدیریت، راهبران تغییر باید نقاط درد و چالش های کسب و کار را درک کنند و راه حل های عملی برای آن ارائه دهند. تحول را می توان گام به گام پیاده سازی کرد. نیازی به ایجاد یک تغییر دراماتیک نیست که یک شرکت را کلا بهم بریزید. این به کارکنان فرصتی می دهد که به جای مواجه با یک چالش خطرناک، تغییرات ملایمی را ببینند و فرصت تطبیق با آن را داشته باشند و این امر به آنها حس تجربه یک تحول خوب را می دهد.تکنولوژی های دیجیتال را عمیقا درک کنیدیکی از مهمترین مراحل پیاده سازی تکنولوژی دیجیتال، توضیح آن برای کارمندان است و این که چگونه این تحول، روش کارشان را تغییر می دهد در حالی که به ایشان اطمینان می دهد بهتر از قبل قادر به انجام عملیات های کاری خود هستند.در این شرایط استفاده از مشاوران تکنولوژی مفید است. آنها می توانند برنامه های آموزشی مختلفی را در اختیار اعضای تیم قرار دهند تا به آنها در درک بهتر از فرآیندهای جدید کمک کند.یک برنامه تحول منعطف ایجاد کنیدبرنامه ریزی یک گام اساسی برای تحول دیجیتال است. با این وجود، باید برنامه های شما چابک باشند.این ریسک وجود دارد که در مورد برنامه ریزی بسیار سختگیرانه عمل کنید، به خصوص وقتی که ساعت ها برای ایجاد یک برنامه مفصل کار می کنید. اما برنامه های تحول دیجیتال باید متعطف باشند. به عبارت دیگر اگر پس از زمان کمی از اجرا دیدید لازم است برنامه را تغییر دهید، حتما این کار را بصورت چابک انجام دهید. در غیر این صورت ، ممکن است مدت زمان قابل توجهی برای کاری که دیگر قابل استفاده نیست، هدر دهید.البته اینکه انعطاف چقدر باشد، بحث های زیادی وجود دارد. نهایتا معیار ما برای میزان انعطاف در برنامه های تحول دیجیتال، نتایج پیمایش های حاصل از تجربیات مشتری، ارزش های ارایه شده توسط رقبا و روندهای تکنولوژی خواهد بود.تغییر فرهنگ، سنگ بنای تحول دیجیتالاین مطالعه نشان می دهد که فرهنگ شرکت معمولا از روندهای پیاده سازی تکنولوژی های دیجیتال عقب می ماند. اما برنامه های تحول دیجیتال همیشه باید تاثیر تغییرات را بر نحوه عملیات سازمان در سطح فرهنگی بررسی و در نظر بگیرد.به عبارت دیگر، بدون تغییر فرهنگ می توان گفت تحول دیجتالی صورت نگرفته است.اگر درست انجام شود، دیجیتالی سازی شفافیت و انگیزه هایی را برای کارکنان در فضای همکاری ایجاد می کند و البته دستیابی به این فضای کاری همیشه آسان نیست. بنابراین، مدیریت تغییر برای تحول دیجیتالی شامل ایجاد گفت و گو در مورد نه تنها تکنولوژی بلکه اصلاح فرآیندها در تیم های مختلف و همچنین بین دپارتمان ها (cross-functional) نیز می باشد.اگر نمی خواهید کارکنان تان آیه یاس نخوانند و در مورد تحول دیجیتال منفی بافی نکنند، فضای گفتگوهای صادقانه راجع به آینده ای که در انتظار صنعت، کسب و کار و خود کارکنان است مطرح کنید و برایشان روشن کنید عدم تغییر  به معنای نابودی شرکت و شغلشان است، و به کارکنان فرصتی دهید تا نگرانی های خود را صادقانه بیان کنند. این وظیفه راهبران تغییر است که به همه ذی نفعان اطمینان خاطر دهند که همه تغییرات پیش رو، یک محیط عالی برای نوآوری و توسعه برایشان فراهم می آورد.حرف آخربدون شک، تحول دیجیتال یک کار پیچیده برای راهبران مدیران و کارمندان همه سطوح سازمان است. طرح تحول دیجیتال باید پس از برنامه ریزی استراتژیک و بصورت تدریجی پیاده سازی شود. شما باید برای مرحله نهایی تحول دیجیتال یک چشم انداز واضح داشته باشید تا همه اعضای تیم شما در همان جهت حرکت کنند. با این وجود، همیشه باید جایی برای انعطاف و تغییر در برنامه وجود داشته باشد.یکی از نقاط مهم برنامه استراتیک تحول، در نظر گرفتن تغییرات در فرهنگ سازمان و توجه به آموزش فرآیند تحول است مه باید مد نظر قرار دهید. حصول اطمینان از بکارگیری و استفاده از کلیه کارکنان در برنامه تحول قابل توجه است. برای درک تحول دیجیتال به عنوان یک اتفاق خوب، کارکنان باید از تمام تغییراتی که به وجود می آورد آگاه باشند. البته لازم است در این اطلاع رسانی هم جوانب اختیاط رعایت شود. برخی مطالب مربوط به سازمانهای آمریکایی و اروپایی است و لزوما در ایران ممکن است درست نباشد، مثل همین مورد. بسته به نوع سازمان و فرهنگ قبلی و تاریخچه تغییرات قبلی، شاید در برخی سازمانهای ایرانی لازم باشد اطلاع رسانی بصورت مورد و برای ذی نفعان خاصی باشد. هنوز در این مورد موارد عملیاتی که مطالعه شده باشد در ایران وجود ندارد.</description>
                <category>مصطفی مرشدی</category>
                <author>مصطفی مرشدی</author>
                <pubDate>Mon, 30 Mar 2020 14:41:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مک کنزی: نقش رهبران در بکارگیری داده و تحلیل در سازمان</title>
                <link>https://virgool.io/@morshedi/%D9%85%DA%A9-%DA%A9%D9%86%D8%B2%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-xm4bgzwch2zt</link>
                <description>اخیرا شرکت مشاوره ای مک کنزی پیمایشی را انجام داده که در آن شرکتهای پیشرو در داده و تحلیل را با سایرین مقایسه کرده و عوامل موفقیت آنها را بررسی کرده است. این مقاله ترجمه ای از مقاله اصلی در این آدرس است.اگر می توانید آنها را بگیرید: چگونه رهبران از داده و تحلیل برای پیشرو بودن استفاده می کنندترجمه: مصطفی مرشدیدر حالی که داده و تحلیل با نرخی سریعتر از همیشه در حال دگرگون کردن صنایع هستند، استراتژی ها و فرهنگ سازمانهای پیشرو می تواند نقشه راهی برای موفقیت سایر شرکتها باشد.با اینکه داده و تحلیل آن در حال تغییر رقابت و هسته اصلی کسب و کارها در همه صنایع هستند، جای تعجب است که سازمانها اصرار بی رمقی برای پاسخ به این پدیده از خود نشان می دهند. در آخرین پیمایش جهانی ما روی این موضوع، پاسخ دهندگان اذعان داشتند که از آخرین پیمایش ما در سال 2017، تغییراتی که داده و تحلیل روی صنعت آنها داشته است چه به لحاظ دامنه و چه به لحاظ میزان تاثیر، همواره در حال افزایش است. با این وجود پاسخ دهندگان گفته اند بسیاری از واکنش های شرکت شان به این تغییرات، به جای در نظر گرفتن بهبودهای استراتژیک بلند مدت که برای دستیابی به موفقیت پایدار در یم محیط متلاطم لازم است، بیشتر موردی و فاقد عمومیت بوده است. (لینک: جدول تعاملی نحوه استفاده سازمانها از داده و تحلیل)پیمایش نشان می دهد که فاصله بین پیشروها و جامانده ها در حال افزایش است چرا که سازمانها اشتیاق کمی برای پر کردن این فاصله دارند. بر اساس نتایج پیمایش، شرکتهایی با بیشترین رشد درآمدی و دریافتی ها، بخش عمده ای از این افزایش را از داده و تحلیل آن بدست آورده اند. پاسخ دهندگان از این شرکتهای موفق احتمالا سه برابر سایر پاسخ دهندگان می گویند که استفاده از داده و تحلیل به آنها کمک کرده است حداقل 20% درآمدها قبل از مالیات و بهره (EBIT) در سه سال اخیر افزایش یابد.چگونه این شرکتهای پیشرو داده های خود را تبدیل به سرمایه می کنند و چگونه سازمانهایشان می توانند این فاصله را پر کنند؟ در راس همه دلایل، پاسخ دهندگان از شرکتهای پیشرو اجماع دارند که رهبرانشان هم برای داده و هم برای تحلیل، استراتژی های بلند مدت دارند. همچنین، این سازمانها، داده را هسته اصلی فعالیت های جریان کاری و تفکرات کارکنان قرار داده اند و آموزش کارکنان را بعنوان یک پیش نیاز برای ایجاد  فرهنگ داده-محور در نظر گرفته اند. با همه اینها، این سازمانها اطمینان حاصل کرده اند که داده با کیفیت بالا و همچنین زیر ساخت های تکنولوژی های جدید برای دستیابی و رشد به مقیاس در شرکت نیز مهیا شده باشد.تهدید های رقابتی، متنوع تر و پر شتاب می شوندپاسخ دهندگان در تمامی صنایع داده و تحلیل را به عنوان عاملی که زمین رقابت را زیر و رو کرده است، شناسایی کرده اند. 47 درصد پاسخ دهندگان گفته اند در سه سال گذشته داده و تحلیل، رقابت را بصورت قابل توجه یا اساسا از زیشه در صنعت شان متحول کرده است. هر چند که این درصد نشان می دهد ما در میانه تغییر هستیم، باید توجه داشت که  نسبت به پیمایش قبلی 38 درصد اقزایش داشته است. وقتی سوال شد آنها چه تغییر رقابتی را مشاهده می کنند، غالبا پاسخ دادند تازه واردان جدید که کسب و کارشان بر اساس تحلیل داده است- همانطور که در پیمایش قبلی هم گفته بودند- اما باید توجه کرد سایر تغییرات نیز به سرعت در حال فراگیر شدن هستند (شکل 1). برای مثال شرکت کنندگان تقریبا 2.5 برابر بیشتر احتمال می دهند رقبای سنتی شان کسب و کار کاملا جدید داده-محور را شروع کنند و  داده هایشان را با سایر شرکا تجمیع کنند. 40 درصد شرکت کنندگان گفته اند که شرکتها در حال ایجاد شراکت های داده ای در زنجیره تامین حود هستند که نسبت به سال قبل، 91 درصد افزایش داشته است.در قیاس با پیمایش قبلی، برخی تغییرات رقابتی که با داده و تحلیل مرتبط بوده اند، فراگیر تر شده اند.علیرغم افزایش تهدید های رقابتی، نتایج نشان می دهد که شرکتها در حال دست و پا زدن برای پیدا کردن مسیر خود هستند. چهار نفر از هر ده نفر پاسخ دهنده گفته اند شرکت هایشان در مواجه با این تهدید ها تصمیمات موردی و غیر جامع گرفته است.رهبران با تدوین یک استراتژی با دوام آماده سازی می کنندداشتن یک استراتژی دقیق برای موفق شدن در همه ارکان کسب و کار حیاتی است و داده و تحلیل نیز از این قانون مسنثنا نیستند. اما نتایج مخاطرات ویژه ای که از پاسخ ناگهانی به تغییرات رقابتی حاصل از داده و تحلیل را برجسته می کند. در بین پاسخ دهندگانی که شرکت هایشان هنوز به اهداف داده و تحلیل نرسیده اند، دانش مشترکی از نداشتن استراتژی به عنوان اصلی ترین مانع موفقیت در حال گسترش است. و با تغییر زیاد نسبت به پیمایش قبل، پاسخ دهندگان غالبا مشکل خلق استراتژی را بعنوان بحرانی ترین جز در دستیابی به اهداف شرکت شناسایی کرده اند (شکل2). در بین شرکتهایی که موفق شده بودند به اهدافشان دست یابند، 21 درصد پاسخ دهندگان عامل اول موفقیت را داشتن استراتژی داده و تحلیل عنوان کردند که نسبت به پیمایش قبلی 14 درصد رشد داشته است.در حال حاضر، خلق استراتژی رتبه اول چالش و دلیل موفقیا شرکت ها در داده و تحلیل ارزیابی شده است.با یک نگاه سریع به فعالیت های شرکت های با عملکرد بالا می توان به اهمیت استراتژی پی برد. پاسخ دهندگان در این شرکتها با احتمال بالا استراتژی را عامل اصلی موفقیت شرکت خود می دانند، از هر 10 شرکت کننده سه پاسخ دهنده پاسخ مثبت دادند که البته در پیمایش قبل 15 درصد بوده است (نتیجه دو برابر شده است). در واقع پاسخ دهندگان از شرکتهای پیشرو 57درصد بیشتر نسبت به سایر هم رتبه های خود در سایر شرکتها گفته اند که استراتژی هایشان را بخاطر داده و تحلیل تغییر داده اند، در حالی که در پیمایش قبلی بین شرکتهای پیشرو و معمولی تفاوتی در این بخش دیده نشد. همچنین شرکتهای پیشرو ارزش پیاده سازی یک استراژی رسمی که تمامی فعالیت های داده و تحلیل را همسو سازد را درک کرده اند: 60 درصد آنها گفته اند این استراتژی ها کاملا/غالبا همسو شده است، در مقایسه با 44% در سایر شرکت ها.رهبران با فرهنگ داده-محور قوی، مزیت می سازندهر چند تمرکز بر استراتژی مهم است، نتایج نشان می دهند یکی دیگر از کلیدهای موفقیت، ایجاد فرهنگ داده محور یا ایجاد یک سری عاداتی است که استعدادها، ابزارها و تصمیم گیری بر مبنای داده را تجمیع می کنند تا داده را بعنوان پشتیبان پیش فرض فعالیت های سازمان جانمایی کند. ما درباره ده تا از بهترین عاداتی که می توانند به ایجاد فرهنگ مبتنی بر داده در سازمان کمک کنند، سوال کردیم و شرکتهای پیشرو در قبول و اجرای تنها یکی از این ده مورد نسبت به سایر شرکتها خیلی جلوتر بودند.در بین این ده عادت، پاسخ دهندگان در همه شرکتها ادعا کردند که کلیدی ترین عامل استفاده مداوم کارکنان از داده ها برای تصمیم گیری ها است. افرادی که موفق به اجرای این عادت در شرکتهای خود شده بودند حدودا دو برابر در رسیدن به اهداف داده ای و تحلیلی موفق بوده اند و 1.5 برابر از سایر شرکتها رشد 10درصدی در سه سال گذشته را گزارش کرده اند.بزرگترین تفاوت ها بین شرکتهای پیشرو و سایر شرکتها سرنخ های بیشتری را برای یافتن عادات موثر بعدی فراهم می آورند. برای مثال پاسخ دهندگان در شرکتهای با عملکرد بالا گفته اند با احتمال بیشتری یکی از رهبران آنها در سطح مدیران ارشد روی بحث داده مسلط بوده و ابزارهای سلف سرویس داده ای در اختیار کارکنان اجرایی قرار داده شده است و فرهنگ سازمانی که تکرارهای سریع (چرخه های نوآوری) و تحمل شکست را پشتیبانی می کند، ایجاد شده است (شکل 3)عواملی که شرکتهای پیشرو در حوزه داده و تحلیل را ازدسایرین متمایز میکند عبارتند از رهبری داده در سطح ارشد، دسترسی فراگیر به داده، و فرهنگی که تحمل سکشت را داردآموزش نیز بعنوان یک عامل متمایز کننده در بین 5 چالش اول برای رسیدن به اهداف شرکت و داشتن نیروی کار با دانش داده و تحلیل رتبه بندی شده است. در حالی که شرکت کنندگان گفته اند آنها روزانه در پی تشویق و تحریک کارکنان برای استفاده از داده هستند، شرکتهایی که عملکرد بالا ندارند دو برابر نسبت به شرکتهایی که عمکلرد بالا دارند، این چالش را (عدم کار کردن کارکنان با داده) به فقدان آموزش درست در حوزه های داده مرتبط می دانند. آنها کمتر از شرکتهایی که عملکرد بالا دارند می گویند که همه سطوح کارکنان –مدیران ارشد، مدیران، یا کارکنان اجرایی- در مورد مباحث داده آموزش دیده اند. (شکل 4).در شرکتهایی که در حوزه تحلیل و داده پیشرو هستند، کارکنان شان در تمامی سطوح بهتر از سایر شرکتها مفاهیم داده را آموزش دیده اند.یکی دیگر از جنبه های ایجاد فرهنگ داده محور جذب و نگهداری افراد مستعد این حوزه است که هم شرکتهای پیشرو و هم سایر شرکتها به آن اشاره کرده اند. همانند پیمایش قبلی، بزرگترین نیاز شرکتها مهارتهای تحلیل داده است، در حالی که پاسخ دهندگانی که از مدیران ارشد نبوده اند نیز  نیاز به مترجمان داده و دانشمندان داده را مطرح کرده اند. اگر چه اتوماسیون در همه جنبه های زندگی دیجیتال در حال فراگیر شدن است، مدیریت داده ها با همه این تغییرات هنوز کار انسانی است و این امر اهمیت بیشتر استعدادهای داده ای خوب را پر رنگ تر می کند. نیمی از شرکت کنندگان گزارش داده اند که فرآیندهای کلیدی مدیریت داده شرکت هایشان- از مصرف و تمیز کردن داده ها برای ردیابی کیفیت داده ها ، گزارش گیری و تصویرسازی در داده ها- تا حدی خودکار شده اند.یکی دیگر از خصیصه های فرهنگ داده محور حصول اطمینان از وجود تکنولوژی های لازم برای پشتیبانی فعالیتها و بهر برداری از داده و تحلیل است. بر مبنای نتایج، شرکتهای پیشرو نسبت به سایرین با احتمال بیشتری معماری داده ای مدرن را پیاده سازی کرده اند (شکل 5). در واقع، معماری داده دومین-مهمترین چالش (بعد از استراتژی) برای رسیدن به اهداف داده ای سازمان رتبه بندی شده است.شکل 5ما به تجربه می دانیم که یک معماری داده قوی، به سازمانها امکان می دهد که داده ها را به سرعت جمع آوری کنند و به اشتراک بگذارند. با این امر کارمندان عملیاتی به داده هایی که می خواهند دسترسی دارند و می توانند از آنها بهره لازم را ببرند. همچنین به ایجاد و حفظ سطح بالایی از کیفیت داده های مورد نیاز برای پشتیبانی از تصمیم گیری مؤثر بر پایه داده کمک می کند. نتایج ما نقش مهم داده با کیفیت در استفاده از تحلیل را خاطر نشان می کند: شرکتهای پیشرو از داشتن داده های با کیفیت در قیاس با سایر خبر داده اند. در بین پاسخ دهندگان داده بی کیفیت مهمترین مانع برای استفاده کارکنان از داده برای تصمیم گیری برشمرده شده است.نگاه به آیندهنتایج پیمایش نشان می دهد سازمانهایی که عملکرد بالا دارند بهتر از سایر شرکتها با بکارگیری استراتژی و فرهنگ داده محور قوی به اهداف داده و تحلیل خود دست پیدا می کنند و از رقبا فاصله می گیرند. مراحل زیر اقداماتی است که مدیران ارشد شرکتها می توانند در حوزه داده و تحلیل اتخاذ کنند تا به شرکتهای پیشرو بازار قبل از اینکه خیلی دیر شود، برسند.داده ها را در دسترس قرار دهید. پیمایش به اهیمت خارج کردن داده ها از سیلوهای ذخیره سازی و بکارگیری ابزارهای پیشرفته تحلیل محور و همچنین در اختیار قراردادن داده برای افراد تصمیم گیر و حتی شرکا خارجی زنجیره تامین اشاره دارد. برای انجام این کار معمولا نیاز به تغییر فرآیندهای سازمانی برای مجوز دادن سریع به اشتراک داده ها است. برای مثال با بکارگیری یه مارکت پلیس داده: ساختن زیرساخت فنی، استفاده از اتوماسیون برای شناسایی، فهرست کردن، و مدیریت داده در حجم بالا، و استفاده از ابزارهای جستجو وتصویرسازی در سازمان برای پشتیبانی از استفاده فراگیر از داده.با داده مانند یک محصول با بازگشت سرمایه واقعی رفتار کنید. رهبران کسب و کارها اغلب داده را به مانند یک ماده خام که برای تحلیل و تصمیم گیری لازم است، در نظر می گیرند. در حالی که آنها باید با داده بعنوان یک محصول داخلی که باید بسته بندی شود و بین واحدهای سازمانی توزیع و مدیریت شود، رفتار کنند. درست همانطور که وظیفه یک مدیر مصرف کننده محصول ایجاد چندین جریان درآمد در کانال ها، بخش ها و بازارها است ، صاحب هر دامنه داده باید به عنوان مدیر محصول داده ها عمل کند، در حالی که عملکردش در گرو درآمد، رضایت، کیفیت و سایر شاخص هاست.رویکرد چابک برای تحول داده داشته باشید. در حالی که شرکتهای پیشرو عادات فرهنگی داده ای را بیش از سایر شرکتها اتخاذ کرده اند، مهم است که توجه کنید کمتر از نصف پاسخ دهندگان گفته اند همه ده عادات برتر را انجام داده اند. حتی شرکتهای پیشرو برای بهبود جا دارند. در حالی که نزدیک دوسوم شرکت کنندگان در شرکتهای پیشرو گفتند در تشویق کارکنان برای استفاده از داده در تصمیم گیری های روزانه کارآمد عمل کرده اند، تنها 13 درصد گفتند خیلی کارآمد بودند. به جای پر کردن یکباره این شکاف و ایجاد ریسک اختلال در حجم وسیع، شرکتها باید روی تکامل فرهنگ و شایستگی های داده ای خود بصورت تدریجی تمرکز کنند. برای انجام این کار شرکتها باید اطمینان حاصل کنند استخدام های فعلی و جدید آنها برای استفاده از داده و تحلیل آموزش داده شده اند، همچنین با ارتباطات مداوم از سمت مدیریت ارشد، اهمیت بکارگیری این ابزارها هر روز یادآوری شود.</description>
                <category>مصطفی مرشدی</category>
                <author>مصطفی مرشدی</author>
                <pubDate>Mon, 30 Mar 2020 14:39:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفاوت بین رقومی سازی، دیجیتالی کردن و تحول دیجیتال چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@morshedi/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%82%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-j9g8nfll3174</link>
                <description>Digitization vs Digitalization vs Digital Transformationتفاوت بین رقومی سازی، دیجیتالی کردن و تحول دیجیتال چیست؟این سه واژه در ادبیات دیجیتال بعضا اشتباه و به جای یکدیگر استفاده می شوند در حالی که تفاوت زیادی باهم دارند.رقومی سازی Digitizationچندین تعریف مختلف از «رقومی سازی» وجود دارد که نسبت به شرایط و زمینه باهم فرق دارند. یکی از رایج‌ترین معانی رقومی سازی، تحول از آنالوگ به دیجیتال است. محققان در زمینه‌های مختلف رقومی سازی را تبدیل مصنوعات آنالوگ یا فیزیکی به مصنوعات دیجیتالی می دانند. برای مثال، کارتکس انبار یک دارایی فیزیکی است و وقتی شما آن را تبدیل به یک فایل اکسل می کنید، رقومی سازی یا digitization انجام داده اید.رقومی سازی به معنی توانا کردن مصنوعات فیزیکی یا آنالوگ بصورت دیجیتالی با هدف تعبیه کردن این مصنوعات به عنوان بخشی از فرآیندهای کسب‌وکار است  که هدف نهایی این کار نیز، دستیابی به شکل جدیدی از دانش و ایجاد ارزشی جدید برای ذی‌نفعان است.دیجیتالی سازی Digitalizationدیجیتالی سازی به معنای استفاده از فناوری‌های دیجیتال و داده­های آن (رقومی سازی شده و یا اصالتا دیجیتال) به منظور خلق درآمد، بهبود کسب‌وکار، جایگزینی/تحول فرآیندهای کسب‌وکار (نه صرفا رقومی سازی ساده‌ آن‌ها) و ایجاد محیطی برای کسب‌وکارهای دیجیتال است که هسته اصلی آنها نیز اطلاعات دیجیتال است.به عبارت دیگر، دیجیتالی سازی به معنی  تغییرات بنیادین در حوزه های عملیات­ها و مدل‌های کسب‌وکار است که این تغییرات بر اساس دانش جدید به دست آمده از اجرای طرح های رقومی سازی ارزش افزوده و تحلیل داده­های آنها حاصل می­شوند.در مثال انبار، اگر کالاها را به سنسور یا RFID مجهز کنیم و بتوانیم تمامی انتقالات را بصورت دیجیتالی در کارخانه مدیریت کنیم، دیجیتالی سازی انجام داده ایم.Digitalization according to Gartner end 2013 – more or less a synonym of digital transformation – source Gartner (PDF opens)تحول دیجیتال Digital Transformationتحول دیجیتال در واقع مختصر شده عبارت “تحول دیجیتال مدلهای کسب و کار” است. فرض کنید در 2 مرحله قبل داده هایی از فرآیندهای عملیاتی بدست آورده ایم که به ما کمک می کنند روی آنها تحلیل و آنالیز دقیق تری انجام دهیم و به بینش هایی (insights) از کسب و کار خودمان دست پیدا کنیم که تا کنون برایمان مخفی بوده است. این بینش ها به ما درک بهتری از مشتری و تجربه وی، همچنین تجربه کارکنان و شرکا تجاری دست پیدا کنیم که نهایتا منجر به تغییر مدل کسب و کار شود. برای مثال همان انبار دیجیتالی سازی شده را در صنعت خودرو سازی تصور کنید که حالا مشتری میتواند ببیند خودروی سفارشی و اختصاصی سازی شده وی در چه مرحله ای است.توافقی عمومی بین متخصصان صنعت وجود دارد که تحول دیجیتال باید یکپارچه تر و پیوسته تر از هر استراتژی کلان کسب‌وکار باشد. بسیاری از شرکت‌ها بخش‌های دیجیتال جدیدی (همچون مدیریت ارشد دیجیتال یا دفتر تحول دیجیتال) را ایجاد کرده و متخصصان دیجیتال را در قسمت‌های مختلف با هدف راه‌اندازی استراتژی تحول دیجیتالی شان استخدام کرده‌اند.مطالب بیشتر در مورد تحول دیجیتال را از اینجا بخوانید.</description>
                <category>مصطفی مرشدی</category>
                <author>مصطفی مرشدی</author>
                <pubDate>Mon, 30 Mar 2020 14:35:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحول دیجیتال را دوست دارم؟</title>
                <link>https://virgool.io/DigitalTransformation/%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-pdq4nhoxvrhu</link>
                <description>در دورانی که مشکلات کسب و کار در ایران به خاطر عواملی نظیر تحریم ها، زیر ساخت های ناکارآمد اقتصادی، سیاست های اشتباه مدیریتی و … به طور فزاینده ای افزایش داشته است و ماهیت بقاء بسیاری از کسب و کارها را در سال 99 در هاله ای از ابهام است، حالا تحول دیجیتال و تغییر پارادایم کسب و کار را کجای دلمان بزاریم؟ اصلا صحبت کردن و فکر کردن در این فضا کمکی می کند یا موضوعیتی ندارد؟ این نوشته به جنبه دیگری از تحول دیجیتال در سازمان اشاره می کند که شاید، شاید باب میل بعضی مدیران و کارآفرینان باشد. آیا می توان تحول دیجیتال را دوست داشت؟وقتی صحبت از تحول دیجیتال و تغییر مدل کسب و کار می شود، در ابتدا ما با تعاریف و مدلهای پیچیده ای مواجه می شویم که بیشتر بدرد کسب و کارهای خارجی می خورد و برای ما بیشتر دست نیافتنی به نظر می آید تا واقعیت. و یا داستانهای غول های تکنولوژی را می شنویم که چه ها کرده اند و چه خروجی داشته اند.واقعیت این است که بنظر من جایی که گوگل و آمازون و مایکروسافت و اپل و … امروز ایستاده اند ربطی به تحول دیجیتال ندارد. در واقع موقعیت کنونی آنها مربوط به انقلاب صنعتی سوم و اینترنت بوده است، اکثر آنها دهه 90 میلادی با مدل کسب و کار مبتنی بر اینترنت شروع کرده اند. ما ولی اکنون در دوران انقلاب صنعتی چهارم به سر می بریم. بنابراین مثال هایی از این شرکت ها، هر چند برای ما همچنان جدید و تازه است، ولی هنوز به انقلاب صنعتی چهارم و تحول دیجیتال مربوط نیست. ما کمی فراتر از این باید نگاه کنیم. اما اول بپردازیم به اینکه آیا اصلا می شود تحول دیجیتال را دوست داشت و به آن به چشم مثبتی نکاه کرد؟ یا اینکه از ترس اختلال و برهم زنندگی (disruption) باید به آن نزدیک شد؟به نمودار زیر نگاه کنید: خوشبختانه یا شوربختانه ما در عصری به دنیا آمده ایم و داریم کار می کنیم که رشد تکنولوژی نمایی شده است. اگر ما از 20 هزار سال قبل از میلاد تا ابتدای قرن 20 بدنیا می آمدیم، تقریبا لازم نبود هیچ علم خاصی را افزون بر آنچه نیاکان مان می دانستند یاد بگیریم (خط اختراعات بشر تقریبا در نمودار افق است).اگر دقت کنید ادبیات حوزه علوم انسانی به ویژه مدیریت و اقتصاد تقریبا از قرن بیستم به بعد به پیچیدگی و تعدد سوغ پیدا کرده است و قبلش تقریبا خیلی پیشرفتی نداشته ایم. اصلا شکاف نسل ها و اینکه ما با پدرانمان و نسل های قبلی تفاوت داریم هم از روی این نمودار مشخص است.با توجه به این نمودار، ما می توانیم یک فرصت تاریخی را شناسایی کنیم. فرض کنید شما به دنبال ماجراجویی و هیجان در حوزه کسب و کارتان باشید. نکته اینجاست که اگر در اعصار قبل می زیستید، این آرزو را به گور می بردید ولی اکنون فرصت ماجراجویی در کسب و کار بی شمار است. پس شوربختانه برای مدیران و کارآفرینانی که ثبات و سکون را دوست دارند، ما در عصر بدی هستیم ولی خوشبختانه برای دوستانی که دنبال ماجراجویی در کسب و کارشان هستند، تقریبا در بهترین عصر (تاکنون) حضور دارید: لذت ببرید، هر ایده و خلاقیتی را می توانید بیازمایید! حداقل فرصت و شانس این کار را بیشتر از هر زمانی در تاریخ دارید، ابزارهای بیشماری دارید که زودتر و ارزان تر شکست بخورید و یاد بگیرید و سراغ ایده های بعدی بروید.در انتها اشاره می کنم که شرکت های غول تکنولوژی، حاصل پاردایم انقلاب صنعتی سوم هستند، در انقلاب صنعتی چهارم ما اکوسیستم های قدرتمند به جای شرکتهای بزرگ خواهیم داشت. گوگل و فیسبوک و اپل و … را فراموش کنید و اکو سیستم کسب و کارتان را شکل دهید. شاید نام شرکت شما در اکوسیستم های قدرتمند حاصل از انقلاب صنعتی چهارم دیده شود. هرچند ما با همه جای دنیا متفاوت هستیم و مشکلات خود را داریم، ولی در فضای خودمان هم هنوز خیلی جای پیشرفت داریم، به شرطی که امید داشته باشیم و هوشمندانه تلاش کنیم.موفق باشید.</description>
                <category>مصطفی مرشدی</category>
                <author>مصطفی مرشدی</author>
                <pubDate>Mon, 30 Mar 2020 14:30:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب مدل های کسب و کار و تحول دیجیتال</title>
                <link>https://virgool.io/@morshedi/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AF%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-uwpsg3xq3xr3</link>
                <description>به طور کلی رشد دیجیتالی شدن[1] کسب و کارها و جامعه، پیشران انفجاری عظیم در حجم اَبر داده­[2] بوده است که سبب دسترس پذیری و همچنین استفاده از داده ها در توسعه کسب و کارها شده است. به گفته آرتور (2011)، دیجیتالی شدن سبب خلق یک اقتصاد ثانویه می­ شود که گسترده، خودکار و نامشهود است. و به این ترتیب بزرگترین تحولات اجتماعی از زمان انقلاب صنعتی را به همراه خواهد داشت. داده ­ها بسیار عظیم شده ­اند و با توجه به تعداد بالای تراکنش ­های انجام شده توسط میلیون­ها مشتری و شرکت در سراسر اکوسیستم­ های سازمانی، از ماهانه، به هفتگی، به روزانه و ساعتی تغییر کرده ­اند. بر اساس برآورد مطالعات انجام شده، داده ­هایی که به صورت سالانه ایجاد، تکثیر و مصرف می­ شوند از حدود 1200 اگزابایت در سال 2010 به 40،000 اگزابایت در سال 2020 افزایش می­ یابند (Gantz و 2012 Reinsel). ابر داده بر اساس حجم داده تعریف می ­شود (Manyika et al 2011) یعنی به عنوان دارایی ­های اطلاعاتی با حجم، سرعت و تنوع بالا که نیازمند روش ­های مقرون به صرفه و مبتکرانه برای پردازش اطلاعات جهت بهبود بینش و تصمیم­ گیری هستند. محدودیت این دیدگاه، روز به روز بیشتر مشخص می­ شود. با این حال، چون عوامل دیگر از جمله عدم اطمینان داده نیز در این بحث مهم هستند، صحت[3] آن معطوف به پایایی یک نوع داده معین است (Schroeck et al. 2012). چنین داده ­هایی می­توانند توسط شرکت­ها برای هدف­ گذاری موثرتر مشتریان، بهبود قیمت­ گذاری و پیش ­بینی تقاضا و بهینه­ سازی طبقه ­بندی، تولید و لجستیک استفاده شوند. بنابراین ابر داده، برای توسعه محصول کاربر محور و دانش محور بکار می­ رود (Johanson et al. 2014).کاربرد فنآوری­های دیجیتال و دیجیتالی شدن در نوآوری، برای نوآوری مدل کسب و کار دیجیتال [4]و گرایشات برهم­زننده نوآوری کسب و کار[5] در این دهه (2010) و احتمالاً دهه­ های آتی بسیار مهم است. در نتیجه نامبیسان و همکارانش (2017 ، ص 224) مفهوم نوآوری دیجیتال را به عنوان «خلق (و درنتیجه تغییر) پیشنهادات بازار، فرآیندهای کسب و کار یا مدل­هایی که برخاسته از کاربرد فنآوری­های دیجیتال هستند» تعریف می­ کنند. در نتیجه مدیریت نوآوری دیجیتال به «شیوه ­ها، فرایندها و اصولی که زمینه ساز اجرای هماهنگ و مؤثر نوآوری دیجیتال است» اشاره می­ کند. دیجیتالی شدن بر کل اکوسیستم­ها، مدل­های کسب و کارشان و کارکردهای اصولی زنجیره ارزش شرکت تأثیر می­گذارد. با دیجیتالی شدن کارکردهای کسب و کار، می­توان داده لازم برای بهبود و توسعه هر یک از این کارکردها و در نتیجه کل زنجیره ارزش را بدست آورد.در عمل، این موضوع را می­توان در افزایش تمرکز بر بازاریابی آنلاین، رسانه­ های اجتماعی و بازاریابی موبایلی و کاهش تمرکز بر تبلیغات سنتی مشاهده کرد. تعاملات، قوی­تر شده ­اند و داده ­ها به طور پیوسته بواسطه شبکه­ های اجتماعی از مشتریان موجود و بالقوه جمع­ آوری می­شوند. طبقه­ بندی و قیمت­ گذاری بواسطه محیط آنلاین، ساده ­تر و منعطف ­تر شده است. لجستیک و جریان­های لجستیکی در تحویل رقابتی و ارائه خدمات مهم هستند. بنابراین کارکردهای بازاریابی و لجستیکی برای ارائه ارزش کم هزینه ­تر و رقابتی ­تر به مشتری، نیازمند همکاری موثرتری هستند. استانداردها برای نمایش شکل­های مختلف داده (متون، اعداد، تصاویر و ویدئو) و تسهیل ارتباط از طریق بلوتوث و اینترنت توسعه یافته ­اند که سبب تکامل محصولات و خدمات جدید شده است. همه این موارد سهم بسیاری در کالایی شدن داده[6] داشته­ اند.تحولات جدید ناشی از اتصال دستگاه­ های هوشمند به یکدیگر در «اینترنت اشیا[7]» ، سبب خلق زیرساخت­های مرتبط و یک پایگاه دانش در حال گسترش شده­ است. بازتاب این ترکیبات نوآورانه را می­توان در مدل­های کسب و کار دیجیتال شرکت­ها مشاهده کرد (Kiel et al. 2016). هولر و همکارانش (2014)، یک زنجیره ارزش مبتنی بر اطلاعات را برای اینترنت اشیا پیشنهاد کرده ­اند که متشکل از چهار ورودی (دستگاه/ حسگر، داده باز[8]، سیستم پشتیبانی عملیات/ سیستم پشتیبانی کسب و کار[9] و پایگاه داده شرکت) است که در شکل 1.1 نشان داده شده است.هر یک از این چهار ورودی از طریق تولید/ ساخت، پردازش، بسته ­بندی و همچنین از طریق توزیع و بازاریابی به عنوان محصول نهایی، ارزش افزوده کسب می­ کنند. شکل 1.1 نشان می­ دهد که چگونه داده­ های خام از طریق انواع مختلف حسگرها، پیشران­ها، داده باز، سیستم­های عملیاتی/ کسب و کار و پایگاه داده شرکت جمع ­آوری می­ شوند و همچنین نحوه پردازش و بسته ­بندی داده از طریق یک شبکه ثابت بی­سیم قبل از تبدیل شدن به اطلاعات مفید را نیز به تصویر می­ کشد. به بیان چان (2015)، این کار نیازمند تنوع، سرعت و حجم توانمندسازهای زیرساخت ابر داده­های کسب شده و یکپارچه­ ساز سیستم در مقیاس بزرگ است.شکل 1.1- زنجیره ارزش مبتنی بر اطلاعات برای اینترنت اشیا (منبع: Holler et al. (2014))در نتیجه، برای داشتن زنجیره ارزش مبتنی بر اطلاعات، باید مشکلات همکاری و هماهنگی بین بازیکنان مختلف در این زنجیره را برطرف نمود تا از خلق بهینه ارزش و عملکرد در سراسر زنجیره ارزش اطمینان حاصل کرد.نوآوری مدل کسب و کار دیجیتال به بررسی نحوه اتخاذ و استقرار فناوری­های دیجیتال و هماهنگی آن با مدل کسب و کار در شرکت­ها جهت دستیابی به عملکرد کمّی شده، می­ پردازد. بنابراین نوآوری مدل کسب و کار دیجیتال در حوزه صنعت عمودی و افقی همانند یک موتور رشد است. اینترنت اشیا در دیجیتالی شدن و فراهم کردن داده برای توسعه مدل کسب و کار دیجیتال، نقش موثری دارد. تعریف اینترنت اشیا بسیار وابسته به مخاطب هدف است و انواع مختلف کاربردهای اینترنت اشیا را منعکس می­ کند. با این حال به گفته لی و همکارانش (2017) در متون علمی، چهار دسته تعریف اصلی برای اینترنت اشیا یافت می ­شود: (1) اینترنت اشیا به عنوان شیء هوشمند، (2) اینترنت اشیا به عنوان بسط اینترنت[10]، (3) اینترنت اشیا به عنوان زیرساخت شبکه جهانی و (4) اینترنت اشیا به عنوان تعامل اطلاعات. در این فصل، اینترنت اشیا به عنوان یک زیرساخت جهانی تعریف می­ شود که اشیاء فیزیکی و مجازی را بواسطه بهره­ برداری از ثبت داده و ارتباطات، به یکدیگر مرتبط می­کند (EU FP7 Project CASAGRAS 2009). این نشان می ­دهد هنگامی­ که اشیاء به یکدیگر متصل می­ شوند، چگونه اینترنت اشیا چیزی فراتر از فناوری­های شامل آن و همچنین شامل تمام اکوسیستمی خواهد بود که اینترنت اشیا در آن حضور دارد. در این فصل، ما کمتر به مشخصات فنی اینترنت اشیا و بیشتر به معنای آن­ در بستر مدل کسب و کار می­پردازیم.برای مطالعه فصل اول کتاب به این لینک مراجعه کنید. [1] Digitalization[2] Big data[3] Veracity[4]  DBMI: Digital business model innovation[5] Disruptive business innovation[6] Commodification of data[7] IOT: internet of things[8] Open data[9] OSS/BSS: operating support system/business support system[10] Extension of the Internet</description>
                <category>مصطفی مرشدی</category>
                <author>مصطفی مرشدی</author>
                <pubDate>Mon, 30 Mar 2020 14:27:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تنگل: بلاکچینی برای اینترنت اشیا</title>
                <link>https://virgool.io/@morshedi/%D8%AA%D9%86%DA%AF%D9%84-%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%A9%DA%86%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%A7-bchnfse87tjk</link>
                <description>با رشد استفاده شبکه های اینترنت اشیا IOT، نیاز به توسعه شبکه های بلاکچینی برای پشتیبانی اینترنت اشیا حس شد. شبکه های تنگل Tangle جایگزینی برای بلاکچین در حوزه اینترنت اشیا می باشد. تنگل (Tangle) اسم تراکنش های مبتنی بر گراف جهت دار غیرمدور و لایه یکپارچه سازی متمرکز بر اینترنت اشیا (IoT) آیوتا می‌باشد. تنگل اساسا رشته ای از تراکنش ها می‌باشد که به یکدیگر متصل اند و از طریق شبکه غیرمتمرکزی از نودها ذخیره شده اند.مطلب مرتبط: واژه نامه رمز ارزهانکته مهم این است که تنگل دارای ماینر نمی‌باشد زیرا کاربران شبکه با اجرای گواه های اثبات کار محاسباتی کوچک توسط بررسی تراکنش های ثبت شده در شبکه، عملکردی همانند ماینرهای بلاک چین دارند. تنگل با تمرکز بر امکان پذیر ساختن مقیاس پذیری شبکه برای ایجاد شبکه ای جهانی از دستگاه های متصل به یکدیگر IoT، طوری توسعه یافته است که راهکاری برای ماهیت ناهمگون سیستم های فعلی بلاک چین باشد.مطلب مرتبط: اگر می خواهید درباره بیت کوین و بلاکچین و راه اندازی سرور فارم ها بیشتر بدانید این نوشته را بخوانید.</description>
                <category>مصطفی مرشدی</category>
                <author>مصطفی مرشدی</author>
                <pubDate>Sun, 29 Mar 2020 21:27:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مایکروسافت از تکنولوژی هولولنز خود رونمایی کرد</title>
                <link>https://virgool.io/@morshedi/%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%A7%D9%81%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%88%D9%84%D9%86%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-phg2etqtbjdn</link>
                <description>مایکروسافت با تلفیق تکنولوژی های هوش مصنوعی و هولو لنز (Hololenz) می تواند سخنرانی شما را بصورت هولوگرام در سایز واقعی خودتان به هر زبانی با صدای خودتان پخش کند.این تکنولوژی که 2 هفته پیش در لاس وگاس آمریکا در کنفرانس شرکا تجاری مایکروسافت رونمایی شد، با استفاده از هوش مصنوعی Azure AI و تکنولوژی HoloLenz، هولوگرام شما را در سایز واقعی در جای دیگر جهان و به زبان دیگری، با صدای خودتان شبیه سازی کند! ویدیو را ببینید!http://www.morshedi.co/1398/05/31/6139/microsoft-hololens-ai/</description>
                <category>مصطفی مرشدی</category>
                <author>مصطفی مرشدی</author>
                <pubDate>Tue, 31 Dec 2019 20:24:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشاغل برتر جهان در سال ۲۰۴۰ چه خواهد بود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@morshedi/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%BA%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B2%DB%B0%DB%B4%DB%B0-%DA%86%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%A8%D9%88%D8%AF-ydelrkyc5dgl</link>
                <description>مشاغل برتر در سال 2040 شامل واقعیت مجازی ، هوش مصنوعی و روباتیک خواهد بود.براساس تحقیقات جدید از سیستم های BAE ، فن آوری های نوظهور مانند واقعیت مجازی (VR) ، هوش مصنوعی (AI) و رباتیک به شدت بر حرفه های ما در آینده تأثیر می گذارد. هوش مصنوعی ، واقعیت مجازی VR و رباتیک همه فن آوری های نوظهور هستند که به عنوان زمینه ای برای برخی از حرفه های برتر آینده شناخته شده اند. در اینجا به 6 شغل خاص و جدید اشاره می کنیم.مشاغل برتر در سال 2040 شامل واقعیت مجازی ، هوش مصنوعی و روباتیک خواهد بود.براساس تحقیقات جدید از سیستم های BAE ، فن آوری های نوظهور مانند واقعیت مجازی (VR) ، هوش مصنوعی (AI) و رباتیک به شدت بر حرفه های ما در آینده تأثیر می گذارد. هوش مصنوعی ، واقعیت مجازی VR و رباتیک همه فن آوری های نوظهور هستند که به عنوان زمینه ای برای برخی از حرفه های برتر آینده شناخته شده اند. در اینجا به 6 شغل خاص و جدید اشاره می کنیم.سیستم های کشاورز Systems Farmerفن آوری ها در آستانه یک انقلاب در زیست شناسی مصنوعی و مهندسی شیمی در تولید هستند که می توانیم توقع داشته باشیم قطعات هواپیمای بزرگ چند منظوره را “در حال رشد” را با ویژگی های مطلوب نانو که برایش تعریف کردیم، مشاهده کنیم. این قطعات به عنوان ” chemputing ” شناخته می شوند (تلفیق Chemical و Cumputing) ، می توانند انرژی را حس کنند ، پردازش و برداشت کنند و در عین حال بسیار قوی باشند – و شاید حتی بتوانند خود ترمیم شوند.حوزه مطالعه: شیمی ، زیست شناسی و مهندسی شیمی2. مشاور خودکار    Auto-Advisorاز آنجا که سازمانها به طور فزاینده ای به سمت اتوماسیون روباتیک روی می آورند ، روباتهای چندین منظوره که از آنها را برای انجام چندین کار مختلف استفاده می شود، ظهور خواهد کرد. با آمیخته تر شدن همکاری بین  انسان و روبات، یک مشاور خودکار، مشاوره ای را به شرکتهایی ارائه می دهد که چگونه می توانند اتوماسیون روباتیک را به کار گیرند و اطمینان حاصل کنند که نیروی کار خودکار با دستورالعمل های سازمانی مطابقت داشته و فرصت های ارتقاء یافته برای فراتر از محدودیت های موجود را به همان میزان مؤثر نشان می دهد. تا آنجا که ممکن است در کنار انسان کار کنید.زمینه های مطالعه: روباتیک ، مهندسی مکانیک و فیزیک3. مترجم هوش مصنوعی    AI Translatorهرچه کار انسانی یا روباتیک یا « cobotics » بهم پیوسته تر شوند ، مترجم هوش مصنوعی مسئولیت آموزش همیار انسانی و همیار هوش مصنوعی را بر عهده خواهد داشت و به آنها کمک می کند تا یک رابطه «همکاری مشترک» داشته باشند. این امر شامل تنظیم دستیار هوش مصنوعی ، متناسب با نیازهای شخصی کارگر انسانی است – ضمن اینکه پایش می کند هم خطاهای انسانی و هم خطاهای رباتیک را اصلاح و تصحیح کند.زمینه های مطالعه: امنیت سایبری ، فناوری اطلاعات و مهندسی مکانیک4. معمار واقعیت مجازی                 VR Architectاز آنجا که سیستم عامل های مورد استفاده برای حمل و نقل هوایی ، در سطح زمین یا دریا پیچیده تر می شوند ، می توان “دوقلوهای دیجیتال” ایجاد کرد تا از مدل سازی AI استفاده شود تا با دقت بیشتری پیش بینی شود که کدام یک از قطعات نیاز به نگهداری از راه دور دارند. معماران VR مسئولیت استفاده از واقعیت مجازی و افزودنی را برای نقشه برداری و نظارت بر طول عمر قطعات در داخل وسیله نقلیه بر عهده دارند ، بنابراین می توان تا حد امکان به طور مؤثر و ایمن اداره شود.زمینه های مطالعه: طراحی گرافیک و فناوری اطلاعات (IT)5. مدیر منابع الکترونیکی انسانی                 Human e-Sources Managerیک مدیر منابع الکترونیکی انسانی می تواند از پوشیدنی های مبتنی بر عملکرد یا منسوجات الکترونیکی  (performance-based wearables or e-textiles)  برای اندازه گیری داده هایی از قبیل فشار کاری ، سلامت کاری و ارگونومی و خروجی کار بر اساس اندازه گیری پیوسته استفاده کند. این مدیران الکترونیکی اولین کسانی هستند که متوجه می شوند یک کارمند دارد بیمار می شود یا به حمایت شغلی یا آموزش های دیگری برای مقابله با شرایط استرس زا نیاز دارد.زمینه های مطالعه: روانشناسی ، زیست شناسی ، علوم پزشکی6. اخلاق شناس هوش مصنوعی       AI Ethicistاز آنجا که به AI در تصمیم گیری های پیچیده تری اعتماد می شود ، ضروری می شود که اطمینان حاصل شود هوش مصنوعی درست برنامه ریزی و پیاده سازی می شود و همچنین با مسئولیت پذیری و پاسخگویی متناسب با اهداف اولیه نگهداری شود. نقش اخلاق گرای هوش مصنوعی این است که اطمینان حاصل شود که هوش مصنوعی زیربنای اخلاق مستحکمی دارد ، در ارایه راه کار ها تعصب به خرج نمی دهد و مصرف کنندگان را منحرف نمی کند.زمینه های مطالعه: فلسفه ، تاریخ و ریاضیات</description>
                <category>مصطفی مرشدی</category>
                <author>مصطفی مرشدی</author>
                <pubDate>Tue, 31 Dec 2019 20:01:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اقتصاد دیجیتال چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@morshedi/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-coxmwunrsbxk</link>
                <description>عوامل شکل گیری انقلاب دیجیتال و توسعه اقتصاد دیجیتالعوامل انقلاب دیجیتال تقریبا از 1960 ظهور کردند. پیشرفت هایی که در زمینه تولید تراشه ها از دهه 1960 میلادی شروع شد، بشر را قادر کرد محاسبات را سریعتر انجام دهد. به گونه ای که نخستین بار گوردون مور، از بنیانگذاران شرکت اینتل، در سال ۱۹۶۵ قاعده‌ای سرانگشتی به نام قانون مور را ارایه کرد که بیان می‌کند تعداد ترانزیستورهای روی یک تراشه با مساحت ثابت هر دو سال، به طور تقریبی دو برابر می‌شود. قانون باتر (Butter’s law) نیز می گوید سرعت انتقال داده ها بر روی فیبرها تقریبا هر 9 ماه دو برابر می شود. قانون ذخیره سازی نیز که توسط آقای کیدر (Kyrder’s law) بیان می کند که هر 13 ماه، توان ذخیره سازی بر هر 1 سانتی متر مربع از هارد دیسک ها، 2 برابر می شود.بنابراین این 3 عامل زمینه ساز انقلاب دیجیتال شد: افزایش توان محاسباتی، افزایش سرعت انتقال داده و توان ذخیره سازی بیشتر. آنچه که امروز به آن انقلاب دیجیتال می گوییم تقریبا از دهه 80 میلادی شروع شده است ولی این مدت زمان طول کشیده است تا اثرات آن را در زندگی مشاهده کنیم. جالب تر اینجاست که در آینده نزدیک شتاب این تغییرات بیشتر خواهد شد. شکل زیر بصورت خلاصه، اتفاقات و عوامل شکل گیری اقتصاد دیجیتال را تشریح می کند.پس از انقلاب دیجیتال، تکنولوژی هایی نظیر داده های بزرگ، هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، پرینتر های سه بعدی، ربات ها و پهبادها و … ظهور پیدا کردند که کسب و کارهای نوآور (منظور هم کسب و کارهای موجود و هم استارت آپ ها) بر پایه این تکنولوژی های نوظهور محصولات و خدمات را با ارزش بالا عرضه کرده اند که ضمن ایجاد تحولات شگرف، سهم بزرگی از بازار را نیز از آن خود کرده اند. نتیجه این عرضه، نابودی شرکت ها و موسسات قدیمی تر و دایناسورهای عرصه کسب و کار شد (پدیده disruption).اکو سیستم اقتصاد دیجیتالحال اکوسیستمی از مجموعه نهادها و سازمانها دولتی و خصوصی را در نظر بگیرید که هر یک بطور مجزا ولی هوشمندانه اقدام به ایجاد تحول دیجیتال در مجموعه خود شده اند. برآیند این اکوسیستم، اقتصادی را تشکیل می دهد که آن را اقتصاد دیجیتال می نامیم. بنابراین هرگاه دیدیم کارها و خدماتی انجام می‌شود و ارزش‌هایی ایجاد می‌شود که قبلاً وجود نداشته و عملاً به واسطه‌ی تکنولوژی خلق شده‌اند، خصوصاً هر گاه دیدیم ساختارهای سنتی در حال ضعیف شدن و نابود شدن هستند و ساختارهای دیجیتال جای آنها را می‌گیرد (نه اینکه ساختار دیجیتال، صرفاً ابزار آنها شود) اقتصاد دیجیتال را تجربه کرده‌ایم.  اینکه در شرکت خود، فرایند حسابداری یا مدیریت منابع انسانی را به صورت نرم افزاری انجام می‌دهیم، مصداقی از تحول دیجیتالی است. چون از دستاوردهای انقلاب دیجیتال برای تغییر و تحول سازمانی استفاده کرده‌ایم.به وجود آمدن فیس بوک،‌ اینستاگرام، شبکه های اجتماعی، پلتفرم های اجتماعی و نرم افزارهای پیام رسان، مصداق اقتصاد دیجیتال است. این‌ها با تکیه بر دستاوردهای دیجیتالی، فعالیتی جدید، صنعتی جدید و اقتصادی جدید ساختند و جایگزین برخی فعالیت‌های سنتی شدند. مکانیزم‌هایی برای کسب و کار و درآمدزایی‌ به وجود آمد که قبل از این وجود نداشت و قابل تصور هم نبود.به وجود آمدن پول دیجیتالی- مانند Bitcoin و Ethereum و Dogecoin- بخش مهمی از اقتصاد دیجیتالی است. چون قبلاً انقلاب دیجیتالی و ریاضیات، ابزار و مدلی به اسم بلاکچین را اختراع کرده بودند. گوگل، بینگ، یاهو و سایر موتورهای جستجو، بخشی از اقتصاد دیجیتال هستند. چون فعالیت جدید، لایه‌های عملیاتی جدید و کسب و کارها و مدل‌های درآمدی جدیدی ایجاد کرده‌اند که قبلاً وجود نداشته‌اند. آن‌ها بیش از آنکه ابزاری برای فرایند قدیمی باشند، یک پارادایم جدید ایجاد کرده‌اند.اقتصاد دیجیتال، در واقع فضای انتزاعی از برآیند خروجی های استارت آپ ها و  شرکت های قدیمی که تحول دیجیتال را انجام داده اند، می باشد. شاید بتوان اقتصاد دیجیتال را به اقتصاد کلان تشبیه کرد و اقتصاد خرد را به تحول دیجیتال. در مبحث اقتصاد کلان، هرگاه خروجی بنگاه های اقتصادی آن (اقتصاد خرد) خوب باشد، به عبارت دیگر کارآمد باشند، با اندیشیدن تمهیداتی می توان تضمین کرد که اقتصاد کلان نیز خوب عمل کند. در این فضا، نهادهای قانونگذار و دولت باید فرآیندهای چرخش اقتصادی و افزایش بهره وری در اقتصاد خرد را تضمین کنند، ضمن اینکه از اکو سیستم اقتصاد کلان حمایت و حفاظت کنند.در فضای دیجیتال نیز همین قوانین صادق است. به عبارت دیگر، چنانچه دولت و سایر نهادهای مرتبط اقدام به بسترسازی و حمایت کنند، آنگاه شرکتهای استارت آپ یا قدیمی می توانند با انجام تحول دیجیتال، این گذار را از اقتصاد سنتی به اقتصاد دیجیتال انجام دهند. اقتصاد دیجیتال، اقتصاد نوآوری بر پایه تکنولوژی است. دولت و سایر نهادها نمی¬توانند برای آنها  نوآوری یا درآمد حاصل از آنها برنامه ریزی از بالا به پایین و دستوری داشته باشند، کماکان که دولت ایالات متحده چنین هدف گذاری را برای گوگل و فیس بوک و … انجام نداده و اساسا نمی تواند چنین هدف گذاری کند. نقش دولت بسترسازی و حمایت است و در نهایت هدایت نامحسوس اکوسیستم اقتصاد دیجیتال.روندها و تاثیرات اقتصاد دیجیتال در جهانقیمت کالای دیجیتال سال به سال در حال کاهش است. قیمت شاخص کالاهای دیجیتال از سال ۱۹۷۵ تا سال ۱۹۹۹ از ۱۲۵۰۰۰ به ۱۰۰۰ رسیده است یعنی ظرف ۲۴ سال ۱۲۵ برابر کاهش یافته است. این پدیده موجب شده است که سایر کالاهایی که به نوعی دیجیتالی هستند یا با ابزارهای دیجیتالی تولید شده‌اند (مانند اتومبیل که به کمک روبات ها سریع‌تر و ارزانتر تولید می‌شود) دچار کاهش قیمت شده اند.گسترش اقتصاد دیجیتال فضای اقتصاد جهانی را رقابتی کرده است. اقتصاد دیجیتال موجب شده است که موانع ورود به بازار برداشته شود و هر کس براحتی از طریق شبکه وارد اقتصاد جهانی شود.دیجیتالی‌شدن اقتصاد موجب رشد سریع نوآوری و اختراعات شده است.با افزایش سرعت دیجیتالی شدن اقتصاد، انعطاف‌پذیری خط تولید و سازمان شرکت‌های تولیدی و خدماتی افزایش یافته است.اقتصاد دیجیتالی موجب هم‌سطح شدن بازارها و حذف اربیتراژ (سودهای دلالی) شده است.رشد اقتصاد دیجیتال نابرابری را در سطح ملی (بین گروههای درآمدی کشورهای توسعه یافته) و در سطح بین‌المللی (بین کشورهای مختلف) افزایش داده است. این پدیده تحت عنوان شکاف دیجیتالی (Digital Divide) در سطحی گسترده در محافل علمی و سیاسی مورد توجه قرار گرفته است.اقتصاد دیجیتال سرعت را چه در تولید و چه در تحولات خارج از حوزه تولید بشدت بالا برده است.تقسیم کار جدیدی در حوزه های اقتصاد جهانی در حال وقوع است. کشورهای توسعه یافته روز به روز با دیجیتالی‌تر شدن و با توسعه دانش و نوآوری‌های جدید، تولید کالاهای سنگین و غیردیجیتالی را به کشورهای در حال توسعه منتقل می‌کنند.گسترش اقتصاد دیجیتالی و شبکه‌ای در سطح جهان موجب شده است که مردم کشورهای در حال توسعه بطور مستمر و از طریق ارتباط On-Line با آخرین پدیده‌های جدید کالایی آشنا شوند و براحتی از طریق اینترنت به آنها دسترسی داشته باشند. گسترش اقتصاد دیجیتالی در کشورهای در حال توسعه، هر چند به صورت محدود،‌ منجر به ظهور دوگانگی دیجیتالی (Digital Duality) شده است. عده ای که در این حوزه از فعالیت‌های اقتصادی مشغول هستند دارای نرخ بازدهی بالاتری خواهند بود.برای دریافت خبرنامه و همچنین دانلود منابع و کتاب ها به زبان انگلیسی می توانید به سایت www.morshedi.co مراجعه کنید. </description>
                <category>مصطفی مرشدی</category>
                <author>مصطفی مرشدی</author>
                <pubDate>Fri, 13 Sep 2019 20:49:32 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>