<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های morteza khosravi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@morteza.khosravi</link>
        <description>فیزیک میخونمو یکمی تحقیق...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 09:20:00</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/53754/avatar/WkeMf4.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>morteza khosravi</title>
            <link>https://virgool.io/@morteza.khosravi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سیاه چاله هم سفید است!</title>
                <link>https://virgool.io/@morteza.khosravi/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87-%DA%86%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%87%D9%85-%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-xyrf3hfd6aho</link>
                <description>حتما در رابطه با سیاه چاله ها زیاد شنیده اید. اخیرا هم تصویری از اون بدست اومده که اکثرا در فضای مجازی دیده اید. اگر هم ندیده اید10ام ماه آپریل سال 2019 میلادی حالا دیگر دیده اید...اگر نمیدونید که سیاه چاله چیه، باید بگم که اصلا جای نگرانی نیست چون همین الان قراره بفهمیم.فرض کنید که یک موشک داشته باشیم که قرار است پرتاب شود و به خارج از مدار زمین برود. برای پرتاب این موشک نیاز به یک سرعت اولیه داریم که به آن سرعت فرار می گوییم. حال فرض میکنیم که جرم زمین همواره در حال زیاد و زیاد شدن است. طبیعتا با زیاد شدن جرم زمین، سرعت فرار هم باید بیشتر و بیشتر شود تا حدی که جرم زمین بسیار بسیار زیاد می شود و سرعت فرار موشک هم به سرعت نور میل میکند(بالاترین سرعتی که میشناسیم). در این صورتی ما جسمی داریم که سرعت نور هم از آن عبور نمیکند، در اینجا ما یک سیاه چاله داریم. در واقع اگر جرم بسیار بسیار زیادی را در یک نقطه متمرکز کنیم، به شکل قسمتی تاریک خود را نشان می دهد و از جذب شدن اجسام به سمت آن نتیجه می گیریم که سیاه چاله در آن قسمت وجود دارد.سیاه چاله ها همیشه جزو سرگرمی های دنیای فیزیک به حساب می آمدند، بطوری که انیشتین هم آن ها را جدی نمی گرفت. اما با گذشت زمان جلوه ای مهم تر به خود گرفت تا در سال 2019 تصویری از آن گرفته شد تا به همگان بگوید که تنها در دنیای فیزیک است که خیال ها را می توانیم به واقعیت محض تبدیل کنیم.اگر شما هم جزو کسانی هستید که از تاریخچه خواندن لذت می برین، تاریخچه کشف سیاه چاله ها رو واستون لینک کردم.نابودی سیاه چالهبعد از کلی محاسبه و فرضیه های گوناگون در رابطه با اینکه سیاه چاله وجود دارد یا نه، کسی در کمبریج بود که برایش موضوع سیاه چاله ها جذاب بود و اینکه خود باور قلبی به وجود سیاه چاله ها داشت و دیگر بر سر عدم وجود آن فکری نمیکرد.هاوکینگ ناگهان فرضیه ای ارائه داد که جامعه علمی را شوکه کرد. هاوکینگ اذعان داشت که سیاه چاله ها از خود ارتعاشات کوانتومی ساطع می کنند و همین ساطع کردن ارتعاشات کوانتومی در طی سالیان(67^10) موجب ذوب شدن سیاه چاله می شود.اگر بخواهیم این موضوع را بیشتر بررسی کنیم، باید بگوییم که بنابر نظریه کوانتومی، ذرات مجازی که توسط افت و خیز های خلاء بوجود آمده اند و همواره نیز وجود دارند، دارای جفت های ماده-پادماده هستند که به سرعت همدیگر را خنثی می کنند. اما در افق رویداد(قسمتی از فضا-زمان که در آن فضا کاملا تحت تاثیر سیاه چاله است و هر جسمی به آن وارد شود، به درون سیاه چاله سقوط می کند) سیاه چاله اتفاق عجیبی رخ می دهد! جای اینکه ذرات مجازی به یکدیگر برخورد کنند و یکدیگر را خنثی کنند، به درون سیاه چاله سقوط می کنن و از آن طرف ذرات دیگری به بیرون پرتاب می شوند. به این ترتیب است که سیاه چاله ها طی مدت زمانی ( البته بسیار طولانی و نه بی نهایت) نابود می شوند.در واقع هاوکینگ دو کار بسیار مهم انجام داد، که یکی آشتی دادن مکانیک کوانتومی با نسبیت عام و یکی ربط دادن خواص ترمودینامیکی به سیاه چاله ها بود.پارادوکس اطلاعاتبر اساس پارادوکس اطلاعات، هر جسمی که وارد سیاه چاله شود دیگر نمی تواند بیرون آید و کلیه اطلاعات ما از بین می رود. این موضوع مشکلی است که هاوکینگ با آن مواجه شده بود که البته دانشمندانی که بر سر نظریه ریسمان ها کار می کنن معتقد اند که می توانند این مشکل را حل کنند.حال چرا مشکل محسوب می شود؟ مگر از بین رفتن اطلاعات چه مشکلی دارد؟در دنیای کوانتومی امکان این وجود ندارد که چیزی از بین برود بدون آنکه در جایی دیگر و به شکلی دیگر پدید آید!هاوکینگ نوشته است: «اغلب فیزیک‌دانان تمایل دارند باور کنند که اطلاعات از بین نرفته‌اند. زیرا این باور جهان را امن و قابل پیش‌بینی می‌کند. اما من عقیده دارم اگر نسبیت عام اینشتین را جدی بگیریم، باید این احتمال را در نظر بگیریم که فضا-زمان خود را در گره‌هایی مقید کرده و اینکه اطلاعات در پیچ و تاب‌ها گم می‌شوند. امروزه تعیین اینکه آیا اطلاعات واقعاً گم می‌شوند یا نه، یکی از پرسش‌های اصلی فیزیک نظری است».حال این سوال برای شما پیش می آید که اگر سیاه چاله ها اجرام را در خود در نوردند پس چگونه جهان همواره در حال انبساط است؟ با توجه به این نکته که در مرکز هر کهکشان یک سیاه چاله عظیم وجود دارد! آیا اینگونه توازن کیهان برهم نمیخورد؟!سفید چالهقبل از اینکه بخواهیم در رابطه با سفید چاله ها وارد بحث شویم باید یک نکته مربوط را دریابیم و آن تکینگی است.در سیاه چاله ها وقتی که به نقطه تکینگی برسیم، از ان به بعد دیگر هیچ اطلاعاتی در اختیار نداریم. حال این تکینگی سیاه چاله ها کدام قسمت از آن ها قرار دارد؟ از دید نسبیت عام ، تکینگی درست در مرکز سیاه چاله قرار دارد. در واقع تکینگی نقطه ای است که در آن چگالی و گرانش بی نهایت است و گرانش به قدری در آن نقطه قوی است که فضا-زمان در آن جا معنایی پیدا نمی کند.از دید کوانتومی، نقطه تکینگی در مرکز سیاه چاله نیست بلکه ناحیه ای بی نهایت چگال است با حجم صفر(طول، عرض، ارتفاع آن صفر است) که تمام جرم سیاه چاله از آن جا نشات میگیرد.در رابطه با سفید چاله باید بگوییم که همانطور که سیاه چاله نیز خیالی بیش نبود و در عصر خودش اهمیت چندانی نداشت، سفید چاله نیز به همین نوع است.به اینگونه که در مقابل نقطه تکینگی سیاه چاله، نقطه تکینگی ای معکوس، تکینگی سفید چاله است. در سفید چاله بر خلاف سیاه چاله اجسام در ربوده شده توسط سیاه چاله به بیرون پرتاب می شوند.برخی از دانشمندان بر این باوراند که ممکن است بیگ بنگ نیز از همین سفید چاله ها ناشی شده باشد و کیهان ما از سفید چاله بوجود آمده باشد! یعنی در آن طرف سفید چاله که جهان ما را بوجود آورده، سیاه چاله ای عظیم وجود داشته!اما چگونگی اتصال سیاه چاله به سفید چاله از طریق کرم چاله به انجام میرسد؛ کرم چاله ها تنها از طریق تئوری و ریاضیات قابل درک و تا به الان دیده نشده اند. ساز و کار کرم چاله ها اینگونه است که که بٌعد فضا-زمان را شکسته و تونلی ایجاد می کند که سرعت درون تونل از سرعت نور نیز بیشتر است و تکینگی سیاه چاله را به تکینگی سفید چاله متصل می کند.از جذابیت های کرم چاله ها، سفر در زمان است؛ اینگونه که سوار بر آن شده و از کیهانی دیگر سر در می آورید البته در صورتی که هنوز جوان هستید! میلیارد ها سال نوری فقط در کم ترین زمان ممکن. همچنان که شما هم تصور می کنید، کرم چاله ها مانند تونلی صاف یا با پیچیده هستند. اما باید بگویم که تصویر ذهنی شما همین الان نابود شد، چراکه کرم چاله ها بسیار ناپایدارند و برای پایداری باید از انرژی منفی پر باشند و همچنین تمام چیز درون آن نابود می شود!اگر فکر کرده اید که سفید چاله هیچ گرانشی ندارد، باید بگویم که اشتباه کردید؛ چرا که سفید چاله هم گرانش دارد اما تا افق رویدادش! یعنی اجرام با نزدیک شدن به افق رویداد سفید چاله با انرژی بی نهایت قوی ای پس زده می شوند(مجموع تمام انرژی های جهان برای رفتن به درون سیاه چاله کافی نیست). اما این انرژی از کجا ناشی می شود؟ احتمالا سفید چاله ها از انفجار پرتو های گاما از ستاره های نوترونی، اختر های تپنده با سرعت بالا و سیاه چاله هایی که به آخر عمر خود رسیده اند بوجود می آیند.سفید چاله ها دلیل بسیار خوبی برای پایداری این هستی هستند و امیدواریم مانند تمام فرضیه هایی که یک روزی خیال بودند به واقعیت بپیوندد و درک همه ی بشر از این که در طبیعت و کیهان چه اتفاقی در حال روی دادن است تکمیل شود چرا که به شخصه معتقدم همگی انسان ها باید تلاش کنند تا راهی برای آرامش خود دریابند و آن راه چه راهی بهتر از دانش و درک طبیعت که موجب آرامش می شود.در آخر باید بگویم که این روز ها که در حال گرد آوری این مطلب بودم، ویروس کرونا جهان را در بر گرفته و موجب نگرانی بسیاری از مردم جهان از جمله کشورم شده که واقعا وضعیت نابسامان و اسفناکی را در حال گذراندن هستیم. امیدوارم که هر چه زودتر این ویروس از بین برود و پس از آن دنیایی فعال تر و پویا تر و همچنین با نگرشی بهتر داشته باشیم. </description>
                <category>morteza khosravi</category>
                <author>morteza khosravi</author>
                <pubDate>Fri, 06 Mar 2020 18:43:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماه از کجا اومده؟؟؟</title>
                <link>https://virgool.io/eastcloudmedia/%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AF%D9%87-nvgxvilokzyw</link>
                <description>خیلی از ماها هر شب یا البته غروب ها چه از قصد یا چه بصورت دیفالت به ماه نگاه میکنیم...غروب های جمعه...شب های یلدا...بشر خیلی درباره ماه و چگونه بودنش تحقیق کرده...از همون اولین پرتاب به فضا مشخص بوده که چقدر درگیر و مشغولشون کرده...اوون همه ذوقی که بشر تونسته بود اون بالا وایسته تو دید همه هویدا بود...پس طبیعتا خیلی زمان گذاشته بودن که وقتی نتیجه داده احساس غرور میکردن..البته حقم داشتن:))اینجا سعی داریم بدونیم ماه از کجا بوجود اوومده و یک نظریه محکم راجب این موضوع رو بررسی کنیم... نظریه های زیادی راجب این موضوع وجود داره که بترتیب 3تا از مهم ترین اونارو میگیم:اولی:ماه همراه با زمین در سحابی بزرگی که منظومه شمسی و دیگر سیارات از آن ساخته شده است بوجود آمده است.دومی:یک نوع نظریه وجود دارد که ماه را جسمی سرگردان در فضا در نظر میگیرد که بطور ناگهانی هنگام عبور از کنار زمین توسط گرانش آن به دام افتاده است و اکنون به دور زمین میچرخد.سومی:هنگامی که زمین تشکیل شد صخره ای سرگردان در فضا با آن برخورد کرده و آن را به دو تکه بزرگ و کوچک تقسیم کرد.قسمت بزرگتر زمین است و تکه کوچکتر ماه.اما هر سه این نظریات علاوه بر توجیهات زیادی که از منشاء ماه و زمین دارند دارای ابهاماتی نیز هستند.در این نوشته ما سعی در مفهوم و توضیح بیشتر مورد سوم داریم که یک نظریه محکم به دنبال اثبات آن استسارا تی.استوارت(sarah T.stewart) که یک دانشمند آمریکایی-تایوانی است که در حوزه سیاره شناسی تحقیق و تفحص میکند به همراه دانشجویانش مهر محکمی بر نظریه سوم زد که خود یک نظریه نو و جالب و البته قابل تاءمل بود.(کوبیدن سیاره ها به هم:نظریه برخورد بزرگ)زمین و ماه چگونه ساخته شده اند؟                                       چه تشابهی بین آنها است؟                                                                     چرا زمین با سیارات دیگر فرق دارد؟نظریه برخورد بزرگ:این نظریه بیان میکند که جسمی به اندازه ی مریخ با زمین برخورد کرده و ماه از دایره باقی مانده های دور سیاره ایجاد شده است.این نظریه بسیار سودمند است اما یک خلل اینجا وجود دارد...و این است که ماه بطور عمده از سیاره ای به اندازه مریخ ساخته شده است و زمین و ماه از مواد متفاوتی هستند.اما این چیزی نیست که تنها دیده میشود.زمین و ماه در واقع دوقلو های همسان هستند. رمز ژنتیکی سیاره ها در ایزوتوپ های عناصر وجود دارند.زمین و ماه از ایزوتوپ های یکسانی تشکیل شده اند و این به این معنی است که از مواد یکسانی نیز ساخته شده اند.این موضوع خیلی عجیب است که فقط ماه و زمین چنین تشابهی دارند در صورتی که تمام سیارات از مواد مختلفی تشکیل شده اند. پس همگی ایزوتوپ های متفاوت و رمز ژننتیکی خاص خود را دارند(مانند اثر انگشت که هیچ بشری در این کره خاکی اثرانگشت یکسانی ندارد و اگر دو اثر انگشت مشابه از آب درآیند جای شگفتی بسیاری است)و نیز دارای رابطه ژنیتیکی یکسانی نیز نیستند. فقط زمین و ماه:)) برای اثبات این نظریه ایده های زیادی مطرح شد که ناگهان شاگردان تصمیم گرفتند که چرخش را در برخورد نظریه بزرگ تغییر دهند و سرعت این چرخش را سریع تر کنند تا در این برخورد ماده بیشتری را مخلوط کند.برخورد کننده به اندازه مریخ انتخاب شده بود (نه لزوما برخورد کننده ای که چیزی مشخص یا نامی مشخص از قبل داشته باشد صرفا به اندازه مریخ باشد) چون بتوانند ماه را بسازند و همچنین طول روز زمین را نیز مشخص کنند.اما اگر چیز دیگری طول روز زمین را معرفی میکرد؟آنگاه امکان وجود برخورد های بزرگ بسیار بیشتری خواهد بود که بتواند ماه را بسازد.برای انجام این کار دکتر استوارت شروع به شبیه سازی این پدیده کرد.(برخورد های بزرگ با چرخش تندتر)فهمیدند که ممکن است حلقه ای از مخلوط مواد یکسان با مواد سیاره ایجاد کرد.اما دریافتند که این موضوع خیلی هم امکان ندارد...بیشتر وقت ها حلقه با سیاره متفاوت است و اینطور بنظر میرسد که این موضوع یک اتفاق نجومی بیش نبوده...و همچنین این موضوع که ساخته شدن ماه و زمین چیزی بس اتفاقی بوده،چیز غیر قابل درک برای مردم بیرون است. بنابراین در این وحله به مشکل فهم مطلب از  نظر چگونگی برخورد و نیز حادثه ای که که در آن قسمت میتواند رخ دهد برخوردند...یک روز که در حال سریع تر چرخیدن و دریافت این اطلاعات بر اثر برخورد بودند و هیچ توجهی به ماه نمیکردند و مرکز توجه آنها تنها زمین بود. و به این گونه بود که سیاره بر اثر انرژی برخورد بسیار داغ و تا اندازه ای بخار میشود.اما این باور نکردنی بود که داده ها اصلا به یک سیاره شبیه نبود براثر برخوردسیاره بطور عجیبی به یک صفحه دایره ای متصل بود .مشکل از آن جا بود که فرض کرده بودند یک سیاره داریم با یک دیسک مجزا دور آن و محاسبه آنچه درون دیسک بود روش آزمایش ما برای تشخیص این بود که آیا یک برخورد قادر به ساختن ماه است یا نه؟؟مشکل ذهن انها این بود که فکر میکردند یک سیاره همیشه مثل یک سیاره باقی میماند.وقتی با یک موضوی ناشناخته روبرو میشوید چه میکنید؟چطور فکر میکنید؟اصلا فکر میکنید؟؟موضوع را رها میکنید؟؟؟یا شبانه روز فکر میکنید؟چالش جدیدی که در نظریه اتفاق افتاد تلنگری به ذهن همه ماست...که آن طور که واقعا فکر میکنیم نیستآن چیزی که صرفا میبینیم ، همه چیز نیست...شاید ساده تر باشد...شایدم سخت تر ...سیاره چیست؟ کی سیاره وجود دارد و کی وجود ندارد؟؟بازی کردن با ایده های جدید...بله،برای رهایی از فکر های پوسیده ای که وجود داشت تنها باید با ایده های جدید بازی کرد و فراموش کردن افکار قبلی که راحت شدن از شر آن کار آسانی نیستدکتر استوارت سپس برای خود فضایی ذهنی ایجاد کرد که بتواند در آن فضا حقایقی ناگسسته را دریابد.بگونه ای که کشف کرد در بیشتر برخورد های بزرگ زمین بسیار داغ است و هیچ سطح دیگری از این سیاره وجود ندارد.فقط یک لایه عمیق گاز است که با افزایش عمق، چگال و چگال تر میشود.سرانجام زمین شبیه به مشتری خواهد شد چیزی نیست که بتوانیم روی آن بایستیمعه بعنوع جدیدی از اجرام آسمانی کشف شد که سیاره نیست!! از سیاره ساخته شدهسیاره یک جسم است که چگالی آن به اندازه ای است که میتواند شکل کروی ان را بوجود بیاورد که بطور یکپارچه دوران میکند.آن را داغ کنید و سرعت چرخش را بالا ببرید استوا بزرگ و بزرگ تر میشود تا به یک نقطه قله برسد.از آن نقطه هم عبور کنید و مواد در استوا در یک سطح دایره ای پخش میشود.(تمام قوانین سیارات شکسته شد:)   )سرانجام دیگر نمیتواند یکپارچه حرکت کند.شکل آن تغییر میکند و بزرگ و بزرگتر میشود و سیاره بدل به چیزی نو شده است.نامی برای این کشف گذاشته شده بنام سینستیا(synestia) نام آن را از خدایی بنام هستیا گرفته شده که خدای یونانی آتشدان و خانه بوده است زیرا همه مان میدانیم که زمین خانه ماست.سینستیا(synestia)چیزی است که وقتی حرارت و چرخش سیاره را از مرز شکل کروی عبور می دهد و به آن تبدیل می شود.زمین در حال چرخش بعد از یک برخورد بزرگ است.شکل آن کاملا تغییر کرده اما سیاره ما بر اثر انرژی برخورد سطح آب و جو را بخار میکند و در چند ساعت تمام گازهارا با هم مخلوط میکند.اینگونه کشف شده است که بسیاری برخوردهای بزرگ به سینستیا منجر میشود اما این اشیاء سوزان و درخشان دوامی ندارند و سرد و منقبض می شوند و به شکل سیاره باز می گردد.زمانی که سیارات سنگی مانند زمین داشتند رشد می کردند احتمالا یک یا چند بار به سینستیا تبدیل شده اند.یک سینستیای بزرگ و پر از بخار شکل گرفته.ماه از باران ماگما رشد کرده که از متراکم شدن بخار سنگ ها شکل گرفته.ارتباط بسیار زیاد ماه با زمین این است که ماه ،زمانی که زمین سینستیا بوده درون زمین شکل گرفته است.ماه ممکن است برای سال ها درون سینستیا در حال چرخش بوده باشد در حالی که از نظرها پنهان بودهماه زمانی نمایان میشود که سینستیا در مدار خود در حال خنک شدن و جمع شدن است.سینستیا پس از صدها سال سرد شدن به سیاره زمین تبدیل شده است.این نظریه(برخورد بزرگ) یک سینستیا میسازد و سینستیا به دو جسم جدید تقسیم میشود و دوقلوهای همسان ایزوتوپی ،زمین و ماه را می سازد.سینستیا ها در تمام کائنات شکل میگیرند. و فقط این موضوع را با یافتن آن در تخیل متوجه شدیم.دفعه بعد که به ماه نگاه میکنید !! فکر کنید چیزهایی را که می دانید ممکن است.  موقعیتی برای کشف چیزی واقعا شگفت انگیز باشند.برگرفتم از:Sarah T. Stewart: Where did the Moon come from? A new theory | TED Talkhttps://www.ted.com/talks/sarah_t_stewart_where_did_the_moon_come_from_a_new_theory</description>
                <category>morteza khosravi</category>
                <author>morteza khosravi</author>
                <pubDate>Fri, 12 Jul 2019 20:30:39 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>