<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مرتضی ابیلی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mortezaabili87l</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 13:10:58</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>مرتضی ابیلی</title>
            <link>https://virgool.io/@mortezaabili87l</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تصور عبور ازیک دنیا.</title>
                <link>https://virgool.io/@mortezaabili87l/%D8%AA%D8%B5%D9%88%D8%B1-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B2%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-q4wfwitexqvr</link>
                <description>چقدر دنیای من قشنگه هیشکی مثل من عاشق دنیاش نیست من توی برف و باران راه‌میروم ولی شما چند سالی هست که برف و باران ندیدید پس فهمیدی که چرا دنیای من قشنگ هستهرکسی تصوری از دنیای خود داره دنیای یکی به عشق ختم میشه دنیای یکی با عشق شروع میشه دنیای یکی کوه داره دنیای یکی تپه.دنیای بچه ها بازی هست دنیای بزرگتر ها کارو پول همه ی ما ادم ها دوست داریم به دنیای گذشته برگردیم؛دنیایی که پدر و مادر داشت گذشته ای که شادی داشت ،دنیایی که همه عاشق هم بودیم  وای این یک تصور نیست این یک زندگی هست دنیای من مر از چیزهای نامحدود هست هرچی بخوای بینهایت نیتونی ازش استفاده کنی  شرط ورود به دنیا داشتن قدرت شکر گذاری هست قدرتی که هرکسی تصوری از اون نداردوای فکر کن اومدی توی دنیای من جلوی در ورودی رودخانه ی عسل هست دیگه لازم نیست برای دیدن رودخانه ی عسل به بهشت بری کافیه شکر گذار باشی  اون رودخانه برای تو میشه فکر کن حالا توی این رودخانه اب تنی کنیتوی دنیای من از هر چیزی یک رودخانه هست مثل رودخانه ی طلا  که توی دنیای من بی ارزش ترین چیز طلا هست  دنیای من پول و مادیات اصلا ارزش نداره چون همه چی بینهایت هست پس فهمیدید که دنیای من چقدر زیباست.#دنده عقب با اتو ابزار</description>
                <category>مرتضی ابیلی</category>
                <author>مرتضی ابیلی</author>
                <pubDate>Thu, 27 Nov 2025 14:17:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جاده‌ی زیبای اسالم</title>
                <link>https://virgool.io/@mortezaabili87l/%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%85-hd96azpfyir4</link>
                <description>#دنده عقب‌با‌‌‌‌‌اتوابزاروای که چقدر خوش گذشت.داستان از این قراره که توی جاده های پر پیچ وخم و‌‌ زیبای ومه الود اسالم بودیم، که ناگهان ماشین خاموش شد،من و خانواده ام تنها و بی کس وسط جاده بسیار خطرناک اسالم گیر افتادیم اصلا انگار وارد فیلم ترسناک شده بودیم،جاده لغزان ومه‌الودبود ،درختان‌ترسناک‌ بودند انگار میخواستند مارا در خود بکشند،صدای حیوانات وحشی و درنده هم از بالای جنگل می امد‌‌ و هوا درحال تاریک شدن بود،گوشی ها انتن نداشتند و ما بسیار ترسیده بودیم که ناگهان ماشین امدادکه درحال عبور از ان سمت جاده بودرا دیدیم،ما اورا میدیدیم ولی اواصلا هواسش به ما نبود و ما با چراغ های گوشی برای اون دست تکان دادیم او متوجه این کار شد و سریع خود رابه ما رساند ما برای او داستان رو تعریف کردیم و او بسیار ناراحت شد که چرا زودتر به داد ما نرسیده بود،او با ماشین خود مارا با خود برد وماشین را هم با خود میکشاند و بعد از عبور از از اونجا ما به شهر خلخال، شهری که به مهمان نوازی معروف هست رسیدیم.ما از ماشین امداد تشکر کردیم و او رفت ماهم در خلخال که شهر خودمان هست ماندیم ما اهل روستای خمس هستیم روستایی که در شهر خلخال هست ما هرسال برای مسافرت به روستای خودمان میرویم ولی اون سال یه خاطره‌ی بسیار جذاب ترسناک برای ما اتفاق افتاد.(ممنون از شما که وقت خود را صرف خواندن خاطره‌ی من کردید.)باتشکر مرتضی ابیلی.رسیدیم شهری که به مهمان نوازی معروف هسترسیدیم</description>
                <category>مرتضی ابیلی</category>
                <author>مرتضی ابیلی</author>
                <pubDate>Thu, 27 Nov 2025 12:56:18 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>