<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مورتی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mortie</link>
        <description>علاقه ‎مند به فرهنگ، سیاست، تاریخ، فلسفه و ایدئولوژی همچنین یک برنامه‎ نویس و مسافر و طبیعت گرد. کنجکاو نسبت به تمام موضوعات متفرقه‎ای که به نوعی با تکنولوژی در ارتباطن و همچنین تفاوت فرهنگ‎های مردم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 04:03:47</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/141512/avatar/SYOYu2.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مورتی</title>
            <link>https://virgool.io/@mortie</link>
        </image>

                    <item>
                <title>گرافیک‎های صنعتی با SVG ها (بخش اول از سوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@mortie/%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C%DA%A9%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-svg-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%88%D9%85-y36pbgdwxuph</link>
                <description>چطوری گرافیک‎های SVG به ما تو کنترل و مانیتورینگ کمک میکنن؟بعد از مدت‎ها کار مثلا عمیق در حوزه گرافیک های صنعتی و HMI (Human  Machine Interface یا رابط های بین ماشین و انسان!) که دست و دلم به نوشتن  نمیرفت دوباره تصمیم گرفتم یکم از کارهایی که کردم رو اینجا مستند کنم.  قراره خیلی ساده بنویسم ولی مشخصا نمیتونم و وسط کار احتمالا اوضاع از دستم  در میره و پیچیده میشه.اول اینکه داستان گرافیک صنعتی چیه؟خب داستان خاصی نداره و من از خودم دراوردم این اسم رو … ولی منظورم  المان‎‎هایی هستن که توی صفحات سیستم‎های کنترل و مانیتورینگ روبروی کاربر  (بخوانیم دیسپاچر) بالا میان.این المان‎ها وضعیت تجهیزات صنعتی‎ای که تحت نظر یک مجموعه‎ سخت افزاری و  نرم افزاری به نام اسکادا (SCADA سیستم گردآوری و کنترل داده‎ها یا  Supervisory Control And Data Accusation) قرار گرفتند رو به دیسپاچر نشون  میده و در واقع مجموعه‎ای از این المان‎ها میتونن وضعیت کلی سیستم رو به  اپراتور نشون بدن.حواسمون هست که این المان‎ها یک سری المان‎های ساده و ثابت گرافیکی  نیستن و درونشون یک مجموعه‎ای از قوانین و مقررات چیده شده که بتونن شکل یا  رنگ خودشون رو عوض کنن و حتی توی صفحه حرکت کنن (آره درسته انیمیشنی  بشن!).برای اینکه درک راحت‎تری ازین مجموعه‎ای که بالا توضیح دادم داشته باشیم  یه سری عکس ازین نوع صفحه‎ها ببینیم که بفهمیم تقریبا داریم راجع به چی  صحبت میکنیم.خب یکم جوگیر شدم و یکم تعداد عکس مثالها رفت بالا ولی خب همونطور که  میبینید کلی از فرآیند‎های که زندگی دنیای جدید رو دارن کنترل میکنن با  استفاده ازین سیستم‎ها کار میکنن که ظاهر خیلی ساده اما پیچیدگی بسیار  زیادی برای پیاده سازی و عملیات دارن.این سیستم‎ها تقریبا تو هر جایی که باید از راه دور چیزی رو کنترل یا  نظارت کنن استفاده میشه از زمین‎های فوتبال بزرگ تا تونل‎، مترو،  کارخانجات، سیستم‎های ترافیک شهری‎، شبکه‎های برق، نیروگاهها و کلی جاهای  دیگه ای که تابلو برق یک راه حل قدیمی و کلاسیک محسوب میشه براش.حتی توی بعضی از خونه‎های مدرن جدید هم ازین سیستم‎ها استفاده میکنن و  شرکت‎های خیلی غولی مثل Siemens پشت بسیاری از محصولات بزرگ تجاری تو این  زمینه هستن.من توی 4 سال اخیر درگیر توسعه اینجور سیستم‎ها بودم چه در بخش گرافیکی  ماجرا چه بعضا در بخش‎های پشت صحنه‎تر مثل ساختارهای دیتابیس و انتقال  اطلاعات و پروتکل‎ها. میخوام توی این پست یک مقدار وارد جزییات این ماجرا  بشم پس اگه دوست دارید باهام همراه شید. اینم بگم که اینها تجربیات شخصی من  هستن و لزوما استاندارد و راه درست و آیه نازله نیستن.از بین اکثر روش‎هایی که من بررسیشون کردم اون اوایل که در حال تحقیق و  آزمایش روش‎های مختلف بودم با روش‎های مختلفی برای پیاده سازی اینجور  سیستم‎ها مواجه شدم که در نهایت راحت‎ترین، شیرین‎ترین و در نهایت  مدرن‎ترین روشی که پیدا کردم استفاده از تکنولوژی‎های وب مثل HTML, CSS,  Javascript و قطعا SVG ها بود که من رو به دنیای برنامه نویسی جلویی (میگن  front end) کشوند. دنیایی رنگی رنگی و گرافیکی ای که حاصل تمام تلاش‎های  برنامه نویس‎های عقبی (back end ها) و کلی ساز و کار پیچیده رو قراره تو  خودش نشون بده.خب اکثرا کسایی که تا اینجای اینجور نوشته‎ها میخونن با HTML, CSS و Javascript و قدرتشون آشنایی دارن اما SVG ها  خیلی بیشتر تو این قضایا به ما کمک میکنن که بتونیم باهاشون المان‎های  گرافیکی ای رو طراحی کنیم که به داده ها واکنش نشون بدن و بر اساس داده‎ای  که بهشون میدیم یه شکل و شمایل خاصی داشته باشن.این SVGها چین؟خب تعریف سنتی گرافیک دیجیتال اینجوری بود که یک سری پیکسل توی صفحه  بودن و کامپیوتر بر اساس داده‎های گرافیکی (مثل داده‎های موجود در یک فایل  jpg) میدونست که کدوم پیکسل رو چه رنگی (در واقع چه کدی از RGB) قرار بده و  بزاره همه پیکسل‎ها رو کنار هم که در نهایت یه عکسی که شما بعد از باز  کردن اون فایل میبینید رو بهتون توی صفحه نشون بده.به این روش میگن Raster و گرافیک‎هایی که به صورت Rasterized توی  سیستم‎های کامپیوتری نشون داده میشن مشکل از دست دادن کیفیت در اثر زوم  کردن دارن. قطعا بین پیکسل‎ها رو کامپیوتر‎ها تا یه جایی میتونن حدس بزنن  که چه کد رنگی‎ای قرار بدن و از یه جایی به بعد کیفیت عکس شما کاهش پیدا  میکنه.تقاوت بین Raster و Vectorاما Vectorها نوع دیگه ای از گرافیک در سیستم‎های  کامپیوتر هستن که بر اساس یک سری کدهایی کامپیوتر توی یک فایل قسمت‎هایی که  باید چه رنگی داشته باشن و جای اشکال و مسیرها تعریف میشن و در نهایت این  کدها توسط موتورهایی که قابلیت تفسیر اونها رو دارن تبدیل به کدهای رنگ RGB  در صفحه و در نهایت با توجه به مقداری که شما رو اون گرافیک‎ها زوم کردید  در پیکسل‎های روی صفحه میشینن و شما یک شکل گرافیکی رو میبینید که هر چقدر  که زوم کنید کیفیت پیکسل‎ها و در نهایت کل شکل هیچ تغییری نمیکنه و به خاطر  همین بهشون میگن SVG یا Scalable Vector Graphics (وکتورهای قابل کشیده شدن؟!)این خاصیت به علاوه به ما اجازه میده که علاوه کیفیت بالای یک صفحه  کنترل که میتونه المان‎های خیلی زیاد گرافیکی رو تو خودش داشته باشه و بشه  روی هر قسمت بدون تغییر کیفیت زوم کرد قابلیت تغییر رنگ یک بخش از عکس یا  ایجاد انیمیشن برای قسمت‎های مختلف اون رو داشته باشیم. تازه خبر خوب اینه  که بین تمام تکنولوژی‎های وب و وسط صفحات سایت‎ها میتونیم ازشون استفاده  کنیم.خب حرف زدن بسه یه چند تا نمونه svg و کدهاشون رو ببینیم که ببینیم داریم در مورد چی حرف میزنیم: https://virgool.io/p/y36pbgdwxuph/edit برای مثال کد بالا رو اگه تو یه فایل با پسوند .svg ذخیره کنید بهتون یه خروجی شبیه این میده:تفسیر کد بالا اینه: یه دایره با سایز 50 پیکسل که دورش رو با سایز 3 با رنگ مشکی و داخلش رو با رنگ قرمز کشیدی و کامپیوتر به جای اینکه مختصات رنگی تک تک پیکسل‎ها رو برداره براش همین کافیه و این املا خیلی به زبان انسان نزدیک تره قطعاحالا فرض کنید شما میخواید این دایره داخلش زرد باشه فقط کافیه به جای  fill توی کد بالا که مقدارش red هست بنویسید yellow تا داخل دایره زرد بشه.این تغییر خیلی ساده رو میتونید به راحتی با کدهای جاوا اسکریپت تو صفحه  اعمال کنید و انواع و از اقسام کتابخونه‎های وب برای ایجاد تغییراتی که  دوست دارید روی svg تون بهره ببرید. من قرار نیست اینجا SVG یاد بدم و قطعا  خودم از سایت خوب W3Schools یاد گرفتم کار باهاشون رو که خیلی هم ساده ست و  اگه میبینید علاقه دارید بیشتر در مورد این موضوع بدونید فعلا یه سر به  لینک آموزش SVG شون بزنیدراستی برای درست کردن SVG ها میتونید از نرم افزارهایی که Vector درست میکنن مثل Illustrator (پولی) و Inkscape (متن باز و رایگان) هم استفاده کنید تا بدون کد نوشتن بتونید SVG بسازید.</description>
                <category>مورتی</category>
                <author>مورتی</author>
                <pubDate>Wed, 17 Nov 2021 16:46:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا واجب است CMake یاد بگیریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/coderlife/why-even-learn-cmake-tlxcsjowyjdv</link>
                <description>اگر به زبانهای برنامه نویسی C یا C++ برنامه نویسی میکنید و برحسب اتفاق نیاز بوده که از کتابخانه ای دیگری در برنامه تان استفاده کنید احتمال خیلی زیاد با CMake روبرو بوده اید. اما خب بزارید از یکم بعدش شروع کنم.اینکه CMake چیه؟ خب میشه گفت مدیر اجرایی برای کمپایلر هست که شما میتونید باهاش به کامپایلر بگید پشت سر هم چیکار کنه و چه فایلهایی رو با چه فایلهای دیگه ترکیب کنه تا در نهایت شما برنامه خروجی اجراییتون رو داشته باشید اما نکته جالب و خوب ماجرا اینه که برای CMake فرقی نمیکنه که شما دارید با چه کمپایلری صحبت میکنید... ازین بهتر میشه؟ چه MSVC باشه چه GCC باشه چه هر کمپایلر مرسوم دیگه ای شما میتونید یه سری دستورات خاص رو که به زبان CMake مشخص کردید براش بفرستید و آدرس فایلهای کدهاتون و کتابخونه هایی که نیازه رو هم بهش بدید و در نهایت خروجی مربوط به سیستم عاملی که دوست دارید رو ازش بگیرید.در واقع به زبان فنی تر اگر شما قرار باشه کدهایی که به زبان C++ نوشتید رو کامپایل کنید و تبدیل به فایل اجرایی کنید مثلا نیازه مستقیم به کامپایلر (فرضا gcc) دستور بدید که آهای بیا این فایل من رو بگیر کامپایل کن، خروجی اون رو هم بریز توی این فایل اجرایی تا من بتونم اجراش کنم، این شکلی:g++ main.cpp -o mainاما خب میدونید همیشه شما توی پروژه تون یه دونه فایل کد main.cpp ندارید و کدهای پروژه شما شامل کلی فایل سورس و هدر هستن که باید بزنیدشون سر هم و دوتا کتابخونه دیگه هم بیارید از بیرون (مثلا گیت هاب) با اینا همه رو با هم کامپایل کنید و در نهایت کلی کتابخونه دیگه بسازید و یه فایل خروجی اجرایی رو با اینا لینک کنید و چک کنید که آیا فلان پکیج رو سیستم نصب شده و اگر نصب نیست خودش بره دانلود کنه یا هزارتا کار دیگه خیلی پیچیده تر از یه دستور ساده کامپایل مثل دستور بالاست. چاره چیه؟ خب بزرگترهامون برای این مشکل یک چیزی داشتن که همچین تو دل نرو بود و خیلی چغر بود به اسم Makefile، اون عزیزان دستورات پیچیده ای که میخواستن رو تا جای ممکن توی Makefile وارد میکردن و در نهایت یک برنامه ای مثل make یا nmake بود که اون دستورات رو میدونست و کامپایلرش هم براش مشخص میشد و میرفت دنبال پروسه کامپایل کردن و ساختن برنامه شما، اما مشکل چیه هنوز؟ گفتم که Makefile خیلی چیز چغریه و چیزهای چغر تو دنیای سانتی مانتال الان آنچنان جایی ندارن پس در نتیجه باید یک زبان راحت الحلقوم تری بیاد مثل CMake که فی الواقع میدونه چطوری Makefile بسازه و بشه باهاش کارهای خفن تری کرد و دستورات خفن تری به کامپایلر داد و در نهایت برامون یه فایل Makefile خوشکل و تمیز درست کنه که خودمون عمرا میتونستیم درست کنیم.تا اینجا رو اگه دنبال کرده باشین خب متوجه میشیم که CMake در واقع یک Make Makefile هست یعنی بلده چطوری واسمون Makefile درست کنه و ما در نهایت این Makefile رو میدیم به make و اونم بلده چطوری رو دستورات Makefile به کامپایلر دستور بده و واسمون پروژه مون رو بسازه.تا اینجاش خیلی ساده گفتم که CMake چرا خوبه اما واقعا از بزرگترین خوبیهاش که نباید غافل باشید اینه که:به شما اجازه میده که پروژه تون رو توی هر IDE ببرین و اونجا توسعه بدین و خب طبیعتا میتونین از تمام امکانات اون محیط توسعه بهره ببرید. میدونید چی میگم؟  محیطهای توسعه مثل Visual Studio، Jetbrains CLion, Eclipse, Qt Creator و یا هر محیط دیگه مرسوم که از CMake پشتیبانی میکنه و خب این چیز کمی نیست.شما میتونید باهاش به صورت Cross Platform واسه هر سیستم عاملی که بخواید عملیات کامپایل رو انجام بدید و فایل خروجی مربوط به اون سیستم عامل رو بگیرید. یعنی مثلا شما روی ویندوز میتونید خروجی اجرایی مربوط به لینوکس رو ازش بخواید بدون اینکه روی اون سیستم عامل باشید. این قابلیت خیلی توی توسعه نرم افزارهای embedded کمکتون میکنه. بسیاری از کتابخانه های open source از جمله تمام برنامه های KDE به زبان C/C++ از CMake به عنوان build system خودشون استفاده میکنن و وقتی شما بخواید ازشون استفاده کنید دیگه نیازی نیست لزوما ساختار اون کتابخونه رو بشناسید. شما با یه دستور ساده مثلا کتابخونه اصغرآقا رو برنامه تون اضافه میکنید و مستقیم میرید تو کار استفاده ازش تو کدهاتون. چی ازین راحت تر؟add_subdirectory(asgharLib)۴. شما میتونید باهاش تمام environment variable های سیستم رو چک کنید و حتی تشخیص بدید که آیا پکیج خاصی که شما برای کامپایل برنامه تون نیاز دارید روی سیستم نصب هست یا نه؟ اگر نصب نبود چی؟ میتونید با دستورات CMake اون پکیج رو از اینترنت دانلود کنید و در جای مخصوص خودش قرار بدید و بعد پروسه کامپایل رو جلو برید. این ویژگی واسه پروژه های بزرگی که وابستگی های زیادی به دیگر برنامه ها دارن خیلی چیز خفن و بدرد بخوریه۵. تازه Qt که یکی از فریمورک های خفن C++ هست قراره روی نسخه 6 خودش کلا از QMake سوییچ کنه روی CMake و به صورت native این build system رو پشتیبانی کنه.۶. هنوز قانع نشدید که یادگیری CMake خیلی برای یه برنامه نویس C/C++ واجبه؟ بهتون بگم که آخه یادگیریش کاری هم نداره علاوه بر کلی داکیومنت خیلی خوب که برای خود CMake هست و کلی سوالات متداولی که توی فروم ها جواب داده شده میتونید به گذاشتن دو ساعت از وقت گرانبهاتون از آموزش های تصویری فارسی خوبی که دوستمون گذاشته توی آپارات استفاده کنید و این مهارت رو هم توی رزومه تون داشته باشید. مطمئن باشید بدردتون میخوره.منم اینجا هر سوالی داشتید خوشحال میشم بهتون کمک کنم توی build کردن پروژه هاتون یا حتی ایمیل بدید : sherafati.morteza@gmail.com</description>
                <category>مورتی</category>
                <author>مورتی</author>
                <pubDate>Tue, 03 Nov 2020 13:38:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در نفی کمالگرایی اول کارها</title>
                <link>https://virgool.io/@mortie/%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-evfyiggng1ym</link>
                <description>خیلی وقتا خیلی از ماها توی انتخاب بهترین گزینه و راه برای شروع یک کار میمونیم،  چه بسا کارهایی که تو ذهنمون، تو همین مرحله تجزیه و تحلیل ذهنی موندن و اینقدر کمالگرایی ذهنمون براش موانع ایجاد کرده که هیچ وقت در ساده ترین حالت ممکنش انجامش ندادیم.متاسفانه خودم و خیلی از دوستای اطرافم و خیلی آدمهایی که اینور اونور میبینم توی زندگی به نحوی درگیر کمالگرایی مزمن هستن به نحوی که برای شروع یک کار جدید یا رفتن توی یک مسیر اکثر انرژی و زمانشون رو صرف ایجاد آمادگی فکری و ذهنی و راست و درست کردن همه چیز براساس بهترین اصول و قواعد میکنن و اکثرا تو همین مرحله میمونن. بزارید این شکلی بگم اینجوری هیچ وقت جلو نمیرید یا اگه برید سریع توش بی انگیزه و ناامید میشید چون که اونجوری که از خودتون انتظار بهترین بودن داشتید در عمل اول هر کاری واقعا تازه کارید و ممکنه همون اوایل باز بیخیال شید. بزارید یه فرضهای ذهنی رو عوض کنیم که به خودم خیلی کمک کرد در طول زندگیم.یه خاطره واسه سه سال پیشه وقتی تازه وارد شغل برنامه نویسی شده بودم و بدون اینکه هیچ پیش زمینه ای داشته باشم به صورت کارآموز شروع کرده بودم به برنامه نویسی و سعی میکردم از روی سرچ ها و خوندن داکیومنت ها برنامه درستی بنویسم، ولی خب همیشه با بدترین شکل ممکن (با این دید الانم) از برنامه خودم مواجه میشدم و یکمی ناامید میشدم از ادامه دادن. یکبار رییسم که آدم خیلی پخته و جاافتاده و فنی ای بود بهم حرفی زد که از سه سال پیش تاحالا زندگیم رو متحول کرد. کمالگرایی واسه اول کار نیست واسه وسط کاره؛ اینو مازیار گفت وقتی که بعدش داشت توضیح میداد که فرهنگ ورژنینگ (versioning) خیلی مهمه و خیلی خوبه که کار رو شروع کنی (حالا شروع کردنش میتونه مرحله طراحی باشه یا مرحله مطالعاتی و یا مرحله آزمایشی اولیه باشه یا هر چی) و بعد به تدریج هی ورژن بزنی و هی نسخه های بهتر و بهتر از کارت ایجاد کنی، اینطوری همیشه در حال بهبود خودت هستی و این بهبود مستمر بهت انرژی و انگیزه و امید میده واسه ادامه کار البته طوری باید کار رو شروع کنی که قابل بهبود مستمر هم باشه‌ :)بعدا ها هر چی بیشتر تو زندگی جلو رفتم بیشتر به نفع این طرز تفکر و روش تو زندگی پی بردم، چه تو کار چه تو هر چیزی که فکرش رو بکنید. شاید خیلی جاها شنیده باشید که اگه میخواید کاری رو انجام بدید پس برید انجامش بدی،٬ ولی نکته داستان اینه که از خودتون انتظار نداشته باشید تو همون اول هر کاری بهترین اون کار باشید بپذیرید که شما تازه کارید و تماااام آدمهای حرفه ای دنیا هم روزی تازه کار بودن و از صفر شروع کردن و ضایع ترین کارها رو داشتن، ولی با تمرین و تمرین و بهبود پیوسته تو کارهاشون و روشهاشون تبدیل به بهترین ها شدن. آدمهای زیادی دیدم که برای خوندن زبان توی روشش خیلی موندن و یا توی انتخاب بهترین کتاب زبان سالها متوقف شدنآدمهایی که برای انتخاب دوره های آموزشی یا موسسه خوب سالها فکر کردن و شاید یکمی هم تحقیق کردن اما در نهایت یا هیچ کاری نکردن و یا دو سه جلسه کلاس رفتن و ناامید شدنآدمهایی که برای شروع یک کار حرفه ای که دوست دارن میخوان همون اول بهترین اون کار باشن اما همیشه سر چندراهی کارهای مختلف میمونن چون وارد هیچ کدوم نمیشنو در نهایت کسایی که برای تولید هر چیزی در اول هر کار بهترین کیفیت رو از خودشون انتظار دارنبزارید دیگه مثال نزنم فقط بهتون بگم که این آدما تنبل نیستن اما به شدت کمال گران و در اول هر کاری از خودشون انتظار بهترین بودن دارن... یادتون باشه بهترین بودن با بهبود پیوسته میاد ولاغیردر نهایت جمله ای که همیشه تکرارش میکنم اینه:&quot;یه کاری رو شروع کن و به تدریج بهبودش بده&quot;</description>
                <category>مورتی</category>
                <author>مورتی</author>
                <pubDate>Tue, 20 Oct 2020 15:57:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فراماسونری واقعا چیست؟ (تعاریف، لژها، دین، سیاست و …)</title>
                <link>https://virgool.io/@mortie/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%B1%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%84%DA%98%D9%87%D8%A7-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%88-djo9c4eukikm</link>
                <description>ولتر، موتزارت، جورج واشنگتن، وینستون چرچیل، ۹ نفر از امضا کنندگان  بیانیه استقلال آمریکا و ۱۴ رییس جمهور آمریکا از فراماسون‌های معروف  بوده‌اند. دیکتاتورهایی مانند آدولف هیتلر، صدام حسین و جوزف استالین از  مخالفین فراماسونری شناخته می‌شوند و تشکیلات آنها را غیر قانونی اعلام  کرده‌اند. بسیاری از دین‌ها تشکیلات فراماسونری را ممنوع اعلام کرده‌اند و  آنها را مقصر بسیاری از اتهام‌ها نظیر ترورها، توطئه‌ها و تلاش‌های بسیار  برای تسلط بر جهان و اعمال شیطانی می‌دانند، با وجود اینکه در حال حاضر در  برخی کشورهای دنیا ماسون‌ها تهدید به جریمه، زندان و حتی مرگ می‌شوند در  عین حال میلیون‌ها نفر از انسان‌های سراسر دنیا در حال حاضر عضو این انجمن  برادری (Fraternity) هستند و در بسیاری از کشورها هر هفته صدها نفر از آنها  با لباس‌های مخصوصشان در لژهای بدون پنجره دور هم جمع شده تا چند ساعتی را  بدون دغدغه دنیای خارج از لژ در کنار دیگر دوستانشان بگذرانند و مراسماتی  را که قرن‌ها انجام می‌شود را با یکدیگر برگزار کنند.اما واقعا فراماسون‌ها چه کسانی هستند که این همه تناقضات و داستان‌ها  در طول تاریخ در مقابل آن‌ها نوشته شده است؟ آیا آنها واقعا گروهی هستند که  به دنبال شستشوی جادویی ذهن اکثریت مردم، جادو جنبل و تعاریف رازآلود خود  هستند و یا یک سازمان شیطانی با اهداف اجتماعی-اقتصادی شیطانی تر؟فراماسونری چیست؟فراماسونری (یا به اختصاری ماسونری) یک جامعه از انسان‌ها با ارزش‌های  اخلاقی و روحانی ست که یکی از قدیمی‌ترین و محبوب‌ترین سازمان‌های برادری  دنیا را تشکیل داده‌اند. البته یکی از بزرگترین انجمن‌های مخفی‌ای نیز هست  که اطلاعات بسیار غلطی از آن‌ها در سراسر دنیا وجود دارد، این در حالیست که  این انجمن یکی از ٬انجمن‌های مخفی٬ دنیاست که بسیار هم آشکارا فعالیت  می‌کند.  تمام ایالت‌های آمریکا و تقریبا تمام کشورهای جهان لژهای  فراماسونری دارند که وب سایت تمام‌ آنها با آدرس لژشان و شماره تلفن‌های  آن‌ها در دسترس همگان است. همچنین ماسون‌ها خود را پنهان نمیکنند و  حلقه‌های با آرم فراماسونری، لباسهای مخصوص و همچنین کلاه‌هایی با نشان‌های  ماسونی میپوشند. حتی برخی از لژها بیلبوردهای تبلیغاتی در سطح شهرها نصب  میکنند بنابراین اگر فراماسونری بخواهد مخفی باشد بایستی فکر یک تغییر  اساسی در شیوه اختفای خودشان باشند.اینجا یک سری از تعاریف کلی فراماسونری رو مینویسم:فراماسونری گروهی از مردان قسم خورده هستند که بر اساس اتحادیه  بنایان قدیمی (stonemason guilds) با یکدیگر پیوند برادری برقرار کرده‌اند.ماسون‌ها مجبورند که مفاهیمی همچون برادری، مساوات، کمک به یکدیگر و اعتماد را میان خودشان تمرین کنند.ماسون‌ها از روش‌های خاصی مثل نوعی دست دادن خاص یا نشانه‌ها و رمزهای عبوربرای آنکه یکدیگر را بشناسند استفاده میکنند.فراماسونری  دین نیست و هیچ خصومتی هم با دین نداره و از اعضاش نمیخواد که مفاهیم دینی  خاصی رو قبول کنن. ماسون‌ها باالجبار تنها باید به یک موجود برتر اعتقاد  داشته باشند و مهم نیست که توی ذهنشون از تعریف این موجود برتر چی هست  اعتقادات شخصیشون دقیقا شخصیه، ماسون‌ها خدا رو به عنوان ٬معمار برتر جهان  هستی٬ نام میبرنسه شعار ماسون‌ها که مفاهیم آن‌ را تمرین میکنند:برادری: عشق به یکدیگر و به تمام ابنا بشرتسکین: انجام کار خیر برای دیگران و کمک رسانی به دیگر ماسون‌هاحقیقت:  جستجو برای یافتن جواب سوالات اساسی جهان در مورد اخلاقیات و تسکین روح  تنها از راه ایمان هر کس نسبت به خدای خودش برآورده میشود.در ادامه چندی از متونی رو که توی کتاب خوندم که ممکنه جالب باشه راجع به فراماسونری رو مینویسم:فراماسونری مخصوص مردان است و در طول سه قرن گذشته تنها مردان  میتوانستند عضو فراماسونری شوند. (البته جدیدا چند لژ فراماسونری زنان نیز  تشکیل شده اما هیچ کدام توسط لژهای فراماسونری قدیمی به رسمیت شناخته  نمیشوند)کی از قوانین سخت گیرانه لژهای فراماسونری ممنوعیت  بحث‌های سیاسی و مذهبی درون لژ هست به خاطر اینکه ماسون‌ها معتقدند که  بحث‌های دینی و سیاسی اغلب باعث دور شدن اعضا از هم و کدورت میان آن‌ها  میشود. همچنین اصول فرماسونری آنها را از دخالت سازمانی در امور سیاسی منع  میکند و هر ماسونی میتواند تمایلات سیاسی و مذهبی خود را داشته باشد.ماسون‌ها همه با یکدیگر برابرند و هیچ ماسونی بر اساس میزان ثروت،  نفوذ و قدرت یا ظاهر بر دیگر اعضا برتری ندارد. اعضای فراماسونری متشکل از  پادشاهان، سلاطین، دکترها، وکیل‌ها، کاپیتانها، تجار، هنرپیشه ها، هنرمندها  و همچنین کارگران شهرداری، روزنامه رسان، کارگران کارخانجات و کارگران فست  فودها میشود که همه با یکدیگر برابرند.اگر روزی ماسونی متوجه شود که فراماسونری بر خلاف وظایفش نسبت به  خدا، کشورش، خانواده‌اش، همسایه‌اش و یا اخلاق باشد میتواند به راحتی  فراماسونری را ترک کند و فراماسونری هیچ تلاشی برای نگهداشتن وی نمیکند.  ماسون‌ها ماسون میمانند چون میخواهند که ماسون باشند.فراماسونری سعی دارد که مفاهیم مورد نظرش را با استفاده از  داستان‌ها و حکایت‌ها و سمبل‌ها برای اعضایش مجسم و مصور سازد تا بتوانند  راحت‌تر آنها را تمرین کنند.خدا یا شیطان ماسونی وجود ندارد.  ماسون‌ها خدای خورشید یا بافومت (baphomet) یا Osiris یا بقیه خدایان را  نمیپرستند. برای فراماسون بودن تنها شرط اساسی این است اعضا که وجود خدای  یگانه به عنوان معمار بزرگ جهان هستی را قبول داشته باشند. ماسون‌ها برنامه  ای برای آرامش روحانی اعضا ندارند.فراماسونری فرقه شیطانی نیست و  درگیر جادو و جنبل و پرستش بت ها و بت پرستی و شرک نیست. اعضا بایستی  یگانه پرست باشند و خدای یگانه را به عنوان وجود برتر قبول داشته باشند.  کفار نمیتوانند فراماسون باشند.فراماسونری هیچ وقت ادعای حقانیت آسمانی و الهی نداشته و قبول دارد که فراماسونری به عنوان یک انجمن برادری نوآوری بشریت است.در مراسمات لژهای فراماسونری بسته به ترکیب اعضای لژ، یک کتاب دینی  مانند انجیل، تورات و یا قرآن و یا چند کتاب مقدس به صورت باز در صحن اصلی  لژ قرار میگیرد که بعضا برای قسم خوردن اعضا از آنها استفاده میشود.فراماسونری  اعضای خود را تشویق میکنند که به دین خود پایبند باشند و اعمال و مناسک  مذهبی دین خود را انجام دهند و یا در راستای کشوفات و توسعه روحانی خود  تلاش کنند. اینکه چگونه خدای خود را بپرستند و به اعتقادتشان از مسائل شخصی  آنهاستماسون‌ها بایستی تابع قوانین کشور متبوع خود باشند و از قوانین  جامعه خود سرپیچی نکنند و به عنوان شهروندی مفید و کمک کننده برای جامعه  خود تلاش کنند.در طول سه قرن گذشته بسیاری از راهبان، مردان  مذهبی، کشیش ها، خداشاسان و آخوندها عضو فراماسونری بوده‌اند و اکثریت غریب  به اتفاق آنها ارزش‌های فراماسونری را منافی ارزش‌های مذهبی خود تلقی  نکردند. فراماسونری اعضایش را تشویق میکند که شهروندان بهتری باشند و جواب  سوالات مذهبی خود را از طریق مسجد و یا کلیسای خود پیدا کنند.امیدوارم تا اینجا چیزهایی رو که شاید امثال آقای رائفی پور و  پروپاگاندهای مختلف تعاریف متفاوتی از فراماسونری برامون ایجاد کرده بودن  رو تا حدودی از زاویه دیگه ای نگاه کرده باشیم. این گوشه ای از زاویه  متفاوت کتاب نسبت به مسئله رازآلود فراماسونری هست. خودم در حال مطالعه  کتاب دیگه‌ای هستم اما سعی میکنم تاجایی که جالب هست این مطلب رو از روی  این کتاب ادامه بدم.مطالب بالا هیچ کدوم حرف من نیست و همه ترجمه کتاب Freemasons for Dummies هست که لینک دانلودش رو توی مطلب قبلی گذاشتم.فراماسونری واقعا چیست (پیش گفتار)</description>
                <category>مورتی</category>
                <author>مورتی</author>
                <pubDate>Tue, 11 Aug 2020 14:35:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه و نقدی بر کتاب «جامعه‌شناسی نخبه‌کشی» و راهکار مرکانتیلیسم برای ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@mortie/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%A8%D9%87%DA%A9%D8%B4%DB%8C-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%AA%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-wygja6qem6lf</link>
                <description>آیا تغییر و اصلاح در ساخت و بافت جوامع به دست نخبگان و از بالا انجام می‌شود یا بر اثر تحول در زمینه و بستر اجتماعی و از پایین؟قسمتی از پشت‌نویس کتاباین مدت اخیر در حال خوندن کتابی بودم که بعد از مدت‌ها به عنوان یک  کتابی بود که از خوندنش لذت می‌بردم و ذهنم رو زمان‌هایی هم که کتاب رو  نمی‌خوندم با خودش درگیر میکرد که اسمش هست جامعه‌شناسی نخبه‌کشی اثر علی رضا قلی. به نظرم کتاب جالبی اومد چون که سوال‌هایی مثل اینکه چرا جامعه ایران (و  به صورت کل جوامع خاورمیانه) در طول چند قرن اخیر دچار عقب ماندگی از  پیشرفت جوامع دنیا به خصوص جوامع اروپایی شد و همیشه ازین عقب بودن امتیازش  در طول زمان رنج می‌برد و چرا انسان‌های بزرگ و نخبه که دلشون برای مملکت  میسوزه یا میخوان تغییرات مثبت در ساختار جامعه ایران ایجاد کنن اغلب از  طرف اجتماع مورد کم لطفی و حتی تنقر قرار می‌گیرند و حذف میشن برررسی  میکنه، درعوض جامعه اغلب خروجی شخصیت‌های سیاسیش انسان‌های خودباخته‌ای  هستن که همیشه چشمشون به بقیه ملل و حاصل تلاش اونها بوده و جامعه با این  شخصیت‌ها هم مشکلی نداشته.در اوایل خوندن کتاب یک حس نسبتا بدی از نویسنده بهم دست داد چرا که بی  مهابا و بدون هیچ تعارفی از اول کتاب از سرمایه‌داری کشورهای اروپایی و  غربی تعریف و از تمام کشتارها و قتل‌ها و برده داری‌ها و تمام رنج‌هایی که  خواه ناخواه بر جامعه بشری روا داشته بودن و انسان‌های زیادی از ثمره این  طرز تفکر سرمایه‌داری بی قید و بند به کام مرگ کشیده شده بودن دفاع میکرد و  من شخصا که یک پس زمینه ذهنی چپ گرا تر دارم ازین همه دفاع تمام قد از اون  نظام‌ها جا خوردم اما یک حقیقتی رو هم در متن کتاب میدیدم که من رو ترغیب  میکرد بیشتر و بیشتر بخونمش و اوایل خوندنش رهاش نکنم، اون حقیقت واقعیتی  بود که نویسنده داشت میگفت از دنیای ساده (رقابت و بقا) و البته این وسط سهم جامعه ایران از  این دنیای پر رقابت هیچ چیز قابل ذکری نبود.بعد از کمی مطالعه متوجه شدم که نویسنده از کوبیدن کل ساحت و قاموس  تاریخ جامعه ایران و متن و بافت فرهنگی مردم ایران هیچ ابایی نداره و توی  این موضوع به هیچ وجه اجازه نداده حس ملی‌گرایی باعث بوجود اومدن عَرَق  غیرت و وطن پرستی رو پیشونیش وقتی که داره از تلخی‌ها و مهنت‌ها و مشکلات  عدیده ناشی از فرهنگ غلط و اشتباه جامعه ایران میگه بشه و همینکه برای فرار  از واقعیت خودش رو به دی ان ای کوروش و داریوش هخامنشی نچسبونده برام لذت  بخش بود. در اوایل کتاب با اینکه نویسنده هیچ سهمی برای جامعه ایران و  شاهان و شاهزادگان و حتی درباریان و نخبگان سیاسی فرهنگی کشور در مقابل غول  بزرگ و بی شاخ و دم پیشرفت یعنی اروپا باقی نگذاشته و کل ایران و هر گونه  مشتقی از کلمه ایران و ایرانی رو به عنوان مفت خوران و مردمی که برای کار  کردن در فرهنگ خودشان هیچ ارزشی باقی نگذاشتند نام میبره اما باز بنظر میاد  که نویسنده به احوال جامعه ایران و کتابها و منابع تاریخی سیاسی اجتماعی  ایران بسیار آگاه هست و ترجیح داده متنی تازه با یک ادبیات خشک و رک و  مستقیم بدون هیچ رودرواسی و اغماضی به انتشارات ایران اضافه کنه که کمتر  جایی دیده میشه. متنی که مشکل جامعه ایران رو نه پادشاهان و نخبگان، بلکه  اونها رو زاییده دل جامعه ایران میدونه و انگشت اتهام رو مستقیما به سمت  خود مردم میگیره که هیچ وقت در هیچ داستان، شعر، کتاب و فرهنگی، ارزشی برای  کار کردن و زحمت کشیدن و تولید کردن و رقابت کردن و جنگیدن ایجاد نکردند و  همواره یک ملت دلال صفت بوده و هستند.مسائل گفته شده در بالا ابتدا هضمشان کمی سخت بود اما هنگامی که با  تاریخ مقایسه میکردم حقیقتی عریان رو میدیدم که باعث میشد ادامه متن رو  بدون تعصب بیشتری بخونم و دنبال هدف و منظور نویسنده از درج این همه ناکامی  ملت ایران چی بوده و دنبال نشون دادن چه چیزی به مخاطب هست. نویسنده در  جاهای بسیاری از کتاب تاکید میکنه که تا وقتی که بافت و فرهنگی کلی جامعه و  قوانین برآمده از روابط اجتماعی (نویسنده صراحتا میگه که با قوانین سیاسی  فرق داره) در جامعه ایران به سمت فایده گرایی و نتیجه گرایی پیش نره هیچ  وقت و با روی کار آمدن هیچ دولت و حکومتی وضعشون تغییری نخواهد کرد و تغییر  اصلی باید در بافت جامعه ایجاد شه و نشانه آن صرفا بالا رفتن تولید و  ایجاد ثروت اقتصادی برای جامعه به عنوان نتیجه میدونه.نویسنده از متفکران غربی به خصوص شخصیت‎هایی از مکاتب نتیجه گرایی و سوداگرایی (مرکانتیلیسم)  دفاع میکنه و پیشرفت جوامع غربی و بخصوص اروپا رو در قرن 16 و 17 میلادی  نتیجه وجود این افراد و به وجود اومدن این افراد رو نتیجه بافت فرهنگی و  تاریخی و سیر تغییر تحول اندیشه در بطن جامعه اروپایی میدونه و معتقده  اروپای اون قرون به طور کلی آبستن چنین تغییر و تحولاتی بوده که این  اتفاقات افتاده است.این تفکر مستقیم که نویسنده بارها توی جای جای کتاب بر اون تاکید داشته  رو میشه توی یکی از آیه های قرآن  هم پیدا کرد که “خداوند سرنوشت هیچ قومی  را تغییر نمیدهد مگر آنکه آنها خودشان را تغییر دهند” رعد 11بعد از مثالها و تحلیل های بسیاری که نویسنده در اوایل کتاب تلاش میکنه  انگشت اتهام رو مستقیما به سمت مردم و فرهنگ درونی جامعه ایران بگیره (که  به نظرم پربیراه هم نیست) شروع میکنه چند نقطه روشن امید رو در تاریخ تاریک  ایران در قاموس سه نخست وزیر مورد علاقه خودش ترسیم کنه: قائم مقام فراهانی، امیرکبیر و مصدقمحمد مصدققائم مقام فراهانیامیرکبیرنویسنده (که یکی از شاگردان علی شریعتی هست و به وضوح تحت نظریه شیعه  علوی شیعه صفوی قرار داره) جدا ازینکه ریشه مشکلات جامعه ایران رو عمقی تر و  در طول تاریخ هزاران ساله اون میدونه شروع مشکلات فرهنگی اصلی و عقب  ماندگی کشور رو از زمان صفویه میدونه که مقارن هست با شروع دوره رنسانس  اروپا و دوره پیشرفت های نامحدود اروپایی ها در تمام زمینه ها که البته  لازمه اون کشیدن کلی رنج و کار کردن فراوان هست.در واقع در همین زمانها قائم مقام فراهانی به عنوان اولین معجزه  برخواسته از فرهنگ مردم ایران (کاملا اتفاقی شاید) میدونه که شخصیت فساد  ناپذیر و دلسوز این مملکت بوده و کارهای فراوانی برای جلوگیری از سیطره بی  قید و شرط اربابان اروپایی داشته و سپس امیرکبیر که شاگرد قائم مقام بوده و  مصدق رو هم شخصیت هایی بسیار شبیه به همدیگه از نظر فساد ناپذیری و دلسوزی  برای مملکت و تلاشگر و دقیق و طاهر و پاک میشناسه و تلاش داره به مخاطب  بگه که این سه شخصیت از هر نظر بهترین شخصیت های بشری برخواسته از فرهنگ  معیوب ایران و بدون هیچ اشتباه و خطایی بودن که از جمله ویژگی مشترک هر سه  تنفر از بیگانگان (فضایی ها نه ها، ساکنین کشورهای خارجی) بوده و در نهایت  با تعریف کردن وقایعی که در دوره هر سه نخست وزیر رخ داده اونها رو  مظلومانی در مقابل پادشاهان، مردم و قدرت های خارجی میدونه که هر سه قربانی  شدن و اینطوری کتاب رو به پایان میبره.اول از همه نقدی که به این کتاب به نظرم اومد اینه که نویسنده به نظرم مخصوصا توی زمینه نخست وزیرهای ایران کمی متعصبانه به صورت صفر و یکی یا همون سیاه و سفیدی فکر  کرده و تمام 137 نخست وزیر ایران رو فاسد، خیانتکار، وطن فروش و لاابالی و  بی سواد میدونه و تنها از میان اونها سه نخست وزیر (که از قضا معروف ترین  هستن و همین الان هم توی جامعه ایران آدمهای محبوبی هستن) رو بهترین و پاک  ترین و کارآمد ترین نخست وزیران ایران میدونه که تمام خدمات و پیشرفت های  حال حاضر ایران مدیون این سه بزرگوار هست. بحث من این نیست که این سه عزیز  تاریخ ایران انسانهای بدی هستن اما بحثم اینه که اینها که محبوب هستن حس  کردم یکم کتاب به حالت پوپولیستی نوشته شده که تمام سایر شخصیتهای تاریخی  (که اگر اهل مطالعه تاریخ معاصر باشید) بعضا بسیار دلسوز ایران و این مملکت  بودن رو در جبهه جنگجویان تاریکی قرار داده که این سه نخست وزیر رو بالای  چوبه دار بردن. نویسنده حتی جامعه ایران رو متهم میکنه که باعث قربانی شدن  این سه نخست وزیر شدن و از این سه متنفرم در حالی که شاید اینطور نباشه. به  هر صورت کتاب با مثالهایی تاریخی به نظرم سعی در سیاه و سفید جلوه دادن  اشخاص و کشورها داره که روش درستی نیست، به خصوص در مورد آقای مصدق که یکی  از شخصیت های سیاسی مورد علاقه خودم هم هست میدونم که در طول زندگی سیاسیش  اشتباهاتی داشته و یک جاهای به اعتراف خیلی از نزدیکانش خطاهای محاسباتی  انجام داده که باعث شده دست بالا رو از دست بده و یا برخورد امیرکبیر با  اقلیت های مذهبی رو اصلا در شان ذکر توی متن کتابش نمیدونه و این خب یک  مقدار از بی طرفی کتاب رو کاهش میده.اما بحث اصلی کتاب مبنی براینکه جامعه ایران همواره یک جامعه دلال صفت و مصرف گرا بوده و صادرات ایران از 3 الی 4 قرن گذشته هیچ تغییری تا به امروز (به جز  اضافه شدن اقلام نفتی و گازی) نکرده به نظر من حرف بسیار درستیه. این که  بافت فرهنگی جامعه طوری در هم تنیده شده که به دست آوردن پول زیاد بدون  زحمت یک ارزش به حساب میاد و در واقع پولهای زیاد در این جامعه غالبا بدون  زحمت و تولید آنچنان خاصی و با دلالی به دست میان و این خورده فرهنگ در  طولانی مدت غالب مردم رو آماده خور و مصرف گرا و بدور از ارزشهای کار بار  میاره یک واقعیت غیر قابل اجتناب در طول متن کتاب هست که باعث میشه مخاطب  در حال حاضر هم نشونه های خیلی زیادی اطرافش ازین خورده فرهنگ دلال صفت  ببینه که باعث و بانی بسیاری از مشکلات اقتصادی حال حاضر جامعه ایران هست.  گرچه نویسنده از سیاست موازنه منفی مصدق و سایر نخست وزیرهای مطبوعش به عنوان سیاست بسیار خوبی در مقابل قدرت  های دنیا در اون روز دفاع میکنه در این دوره زمونه به نظر نمیاد که توی  دنیای در هم تنیده اقتصاد دنیا، کشوری به تنهایی و با رعایت موازین مکتب جوچه بتونه کاری از پیش ببره.برای رهایی ازین فرهنگ هم نویسنده به طور غیر مستقیم پیشنهاد یک فرهنگ سوداگری و تلاش بسیار زیاد مطابق با اصول مکتب مرکانتیلیسم رو پیشنهاد میده که شاید یک روزی بتونه ایران رو از زمره کشورهای مشابه جمهوری‎های موزفروش خارج کنه.در هر صورت خوندن این کتاب رو برای علاقه مندان به تاریخ و سیاست و اقتصاد پیشنهاد میکنم.نوشته های بیشتری رو توی این زمینه ها میتونید توی وبلاگم بخونید</description>
                <category>مورتی</category>
                <author>مورتی</author>
                <pubDate>Tue, 11 Aug 2020 10:21:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقدمه‎ای بر برنامه نویسی هنری</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%87%D9%86%D8%B1%DB%8C-p6anoohbnqyx</link>
                <description>توی این مدت کرونا که همه مون قرنطینه بودیم و منم مدت یک الی دو ماهی  به صورت دورکاری کار میکردم یه جورایی وقت کردم که یه مقداری خودم رو با  مسائلی که دوست داشتم سرگرم کنم و وقت بیشتری رو براشون بزارم. یکی از این  کارها برنامه نویسی گرافیکی برای ایجاد تصاویر و مفاهیم بصری و هنری بود که  علاقه داشتم بهش و باهاش وقت گذروندم و خب سرگرمی خیلی خوبی برای تو خونه  بود.در طول سرچ کردن‎هام به چندتا ابزار و زبان برنامه نویسی و چهارچوب  رسیدم که خیلی توی منابع فارسی ازشون چیزی ننوشته بود ولی در دنیا استفاده  خیلی زیادی از این ابزارها میشه که دیدم اینجا جای خوبیه که اینا رو تا  جایی که باهاشون کار کردم معرفی کنم.اول یک مقدمه ساده از برنامه نویسی هنری بگم و اینکه چطور دوتا مسئله  مختلف تو دوتا دنیای کاملا متفاوت به هم مرتبط میشن و چطور دنیای امروز و  آینده داره متاثر میشه ازین قضایا.تعریف هنرتعریف هنر به نظر من تمام مدیایی میتونه باشه که احساسات شما رو درگیر  کنه، هر چیزی مثل آهنگ، فیلم، کتاب، نقاشی، سازه، شکل، عکس، مجسمه و هر  چیزی که در تعریف رسانه میگنجه که با احساسات آدمها در یک سطح عمیق‎تری از  اخبار روزانه درگیره رو میتونیم تو طبقه‎‏بندی هنر بیاریم. البته که من  خودم رو آدم هنرمندی نمیدونم و قطعا کلی تعاریف دیگه میشه ازش ارائه داد  اما تو ذهن من در همین حد ساده‎ست.برنامه‎نویسی هنریمنظور من از برنامه‎نویسی هنری یک قسمتی از هنر هست که به صورت بصری و  با حس‎هایی مثل شنوایی و دیداری و بعضا لامسه در ارتباط هست و شکلها و  مفاهیمی که ایجاد میشن با سطح عمیق‎تری از هوشیاری انسان نسبت به خودش و  جهان اطرافش و خیلی زیاد با پارامترهای هندسی رندوم و اعداد در ارتباط هست.  یکم ممکنه این جمله گیج کننده به نظر بیاد واسه همین ترجیح میدم سریعتر  مثالهایی ملموس بیارم ازین قضیه.در واقع در این نوع از هنر که به نوعی به هنر تعاملی یا Interactive Art  معروف هست در واقع استفاده از برنامه‎های اتوماتیک و کامپیوتری برای دیدن  رفتار آدمها و یا داده‎های ورودی از طبیعت یا محیط اطراف و سپس وارد کردن  آن به صورت پارامترهای مرتبط با ایجاد اشکال و خروجی بصری به صورت یک هنر  مولد (Generative Art) میباشد. به بیان دیگه اینجا هنرمند هنر رو مستقیما  ایجاد نمیکنه و فقط طراحی الگوریتم ایجاد هنر رو بر عهده داره و خود محصول  کار به صورت یک اثر هنری مستقل و کاملا اتوماتیک بر اساس خروجی الگوریتم  خلق میشه که میتونه شامل یک نقاشی، یک صفحه گرافیکی زنده و یا حتی موتورهای  کوچکی که حرکت میکنن و باعث تغییر ماهیت یک اثر هنری در طول زمان بر اساس  داده‎های ورودی میشن.قبول دارم این مفاهیم وقتی قراره وارد زبان فارسی شن به نظرم خیلی  پیچیده و دور از ذهن میشن چون شاید خیلی باهاشون دم خور نیستیم تو محاوره  روزانه. من به خاطر علاقه خودم و کار و حرفه‎م که برنامه‎نویسی هست و با  گرافیک کامپیوتری خیلی در تماس مستقیم بودم وارد این حوزه شدم و با یه سری  ابزارها و فریمورک‎ها آشنا شدم که میخوام به صورت کلی و اجمالی اینجا  اسماشون رو بیارم و یه سری منابع برای یادگیریشون معرفی کنم.Processingبرخلاف اسمش که ممکنه خیلی اسم عمومی و معمولی‎ای باشه یک فریمورک  گرافیکی هست که با کمک زبان برنامه‎نویسی Java نوشته شده و خیلی راحت میشه  باهاش اشکال گرافیکی خروجی از کامپیوتر رو ایجاد و کنترل کرد و میشه باهاش  اشکال خیلی زیبا و جالبی به وجود آورد که کاملا هندسه‎شون و مکانیزم  ایجادشون دست ماست اما خب خیلی وقتا برای ایجاد یک بی‎نظمی زیبا داخل این  اشکال از پارامترهای random توی ایجاد و تغییر مداوم توشون استفاده میشه.خوبی Processing اول از همه اینه که بسیار بسیار راحته و اصول اولیه اون رو میتونید از این سایت آموزشی عالی که Daniel Shiffman درست کرده تو یک ساعت به راحتی یاد بگیرید. همچنین Documentation خیلی خوبی روی سایت Processing هست که میتونید ازشون نحوه استفاده از توابع رو یاد بگیرید و مثال‎هاش رو  مطالعه کنید. یکی از خوبی‎های این فریمورک نزدیکی بسیار زیاد syntaxش به  کدهای Arduino هست که اگر اونو بلد باشید این رو سریع یاد میگیرید. (همچنین  میشه باهاش به بوردهای Arduino وصل شد و برخی پارامترهای شکلهامونو از اون  بگیریم و یا برای اون دستورات کنترلی بفرستیم مثلا یه سری servo motor رو  کنترل کنیم)از جمله امتیازات دیگه Processing اینه که علاوه بر اینکه syntax  (قوانین نوشتن یک زبان برنامه‎نویسی) Java رو داره در عین حال میتونید از  پورت‎های این فریمورک در زبانهای دیگه مثل Python یا Javascript هم استفاده  کنید. (گرچه سرعت اجرای برنامه‎شون پایین تره به تجربه) اما با این  میتونید خروجی کارتون رو روی صفحه وب هم اجرا کنید و باهاش سایت‎های  زیبا‎تری طراحی کنید. بعضی از Artwork هایی که پشت سایت‎ها کار میکنن (به  جای Canvas) از Processing استفاده میکنن (برای مثال صفحه اول سایت خودم)یک پلن خیلی ساده برای سرگرم کردن مخاطب تو سایتالبته خروجی‎های خیلی خیلی زیباتری با استفاده از Processing درست میکنن و  کدهاش به صورت Open Source هست که به راحتی میتونید خودتون اجراشون کنید یا  اینکه از کدهاش نحوه درست کردنشون رو یاد بگیرید و توشون تغییر ایجاد  کنید. یکی از سایت‎های خوبی که کلی نمونه کار Processing داره سایت OpenProcessing هست که دیدنش رو حتما پیشنهاد میکنم.نمونه کارها در سایت OpenProcessingسومین امتیاز بزرگی که Processing به نظرم داره اینه که  کتابخونه‎های خیلی زیادی برای کارهای پردازشی و گرافیکی از جمله کار با  دوربین‎های مختلف مثل Kinect رو در خودش داره و ابزارهای خیلی خوبی برای  پردازش فیلم و عکس و ایجاد تغییر بر روی تمامی پیکسل‎های صفحه رو به راحتی  در اختیار برنامه‎نویس و هنرمند قرار میده.به طور کلی Processing رو به عنوان پله اول وارد شدن به این دنیا توصیه  میکنم گرچه ابزارهای دیگه‎ای هم هستن که در ادامه بهشون میپردازیم.برای اینکه Processing رو خیلی خوب و کامل یاد بگیرید به نظرم یکی از  بهترین راهها دیدن فیلهای Daniel Shiffman روی یوتوب هست که خیلی از مسائل  پیچیده دنیای تکنولوژی و گرافکی کامپیوتری رو به ساده‎ترین شکل اینجا تو کانال یوتوبش توضیح میده. البته ممکنه این آدم بعدا بشه یکی از معلم‎های باحال و با انرژی واستون که کلی چیزای مختلف از تو کانالش یاد بگیرید.Open Frameworksاین ابزار هم یکی از قوی‎ترین ابزارهای و فریمورک‎هایی هست که توی زمینه  ایجاد و خلق آثار هنری دیجیتال و زنده با استفاده از زبان برنامه‎نویسی  C++ به کار میره و به همین دلیل سرعت خیلی بالایی در پردازش داره. در واقع  قضیه Open Frameworks مجموعه‎ای از فریمورک‎های Open Source هستن که برای  پردازش تصویر، خلق تصاویر گرافیکی و پردازش و ایجاد الگوریتم‎های مختلف و  دریافت و ارسال فرمان به کار میروند که میتونیم باهاشون کارهای مختلفی رو  توی حیطه‎های بسیار وسیعی خلق کنیم.خودم به شخصه خیلی با Open Frameworks کار نکردم اما چون زبان برنامه‎  نویسی اصلیم C++ هست و یکم باهاش ور رفتم که آشنا باشم باهاش و خب قاعدتا  این فریمورک هم از استاندارد برنامه نویسی مشابهی استفاده میکنه که در  Processing داشتیم (مثل Arduino) که یک تابع برای ایجاد وضعیت اولیه  (معمولا setup) و یک تابع برای پردازش مداوم و ایجاد تغییر و خروجی و …  استفاده میشه که در طول برنامه در حال اجراست (معمولا loop)این فریمورک هم تمام مزایای Processing رو داره بجز اینکه فقط زبان C++  رو پشتیبانی میکنه اما خوبیش اینه که میتونیم با تمام کتابخانه‎های C++ قوی  ای مثل OpenCV یا OpenGL و …برای کارهامون ازش استفاده کنیم.یک سایت بسیار خوبی هم کارها و پروژه‎های ایجاد شده به وسیله Open  Frameworks رو به معرض نمایش میذاره که میتونید آخرین کارهای انجام شده تو  دنیا در این زمینه رو ببینیم و برای کارهاتون الهام بگیرید ازشون که سایت Creative Applications هست.برو تست کن ببین خوشت میاد؟خیلی از تجربه‎های آدم‎ها قابل گفتن نیست توی این پست‎ها و نوشته‎ها و  اینکه اینها صرفا به جهت اینه که شما با مفاهیم جدیدی آشنا شید و همونطور  که من لذت بردم از تایم قرنطینه و خودم رو سرگرم کردم شما هم شاید خوشتون  بیاد و چیزهای خیلی خوبی توش یاد بگیرید. تاکید بر اینه که برای تست کردن  اینکه از این تلاقی دنیای هنر و تکنولوژی و رسانه خوشتون میاد یا نه بایستی  خودتون تصمیم بگیرید ولی مطمئن باشید خیلی طول نمیکشه که به نتیجه برسید  در مورد خیلی چیزها پس سعی کنید به جای تلف کردن وقت زیاد برید توش.امیدوارم یه خورده تونسته باشم ذوق و علاقه خودم رو به این مفاهیم توی این  نوشتار منتقل کنم و اینکه در آینده بیشتر در مورد این دنیا و آدمهای بزرگی  که توش کار میکنن بنویسم و پروژه‎های کوچیک خودم رو هم اینجا ارائه کنم.  اگر سوالی داشتید در این مورد خوشحال میشم بتونم کمک کنم.</description>
                <category>مورتی</category>
                <author>مورتی</author>
                <pubDate>Sun, 12 Jul 2020 16:17:58 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>