<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد سجاد کوشکستانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mosako</link>
        <description>Product Manager @Takhfifan</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 00:16:41</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/18151/avatar/FcPWvQ.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد سجاد کوشکستانی</title>
            <link>https://virgool.io/@mosako</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نقطه چرخش استراتژیک - بخش دوم</title>
                <link>https://virgool.io/@mosako/%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%87-%DA%86%D8%B1%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85-lc7htc7clxox</link>
                <description>نيروي دگرگون ساز &quot; 10 برابر&quot;مایكل پورتر استاد دانشگاه هاروارد نيروهایی که بر توان رقابتی کسب و کارها تاثير می گذارند را به گروه هاي زیر تقسيم کرده است:نیروی پرتوان و شايسته رقیبان کنونی شرکت: براساس تعداد رقبا، تامين مالی آنها و توجهشان بر کسب و کار شما نیروی پرتوان و شايسته تامین کنندگان: براساس عواملی نظير تعداد تامين کنندگان و مهاجم یا محافظه کار بودن آنها و تمایلشان به حفظ مشتریاننیروی پرتوان و شايسته مشتريان شرکت: تعداد و وفاداري مشتریاننیروی پرتوان و شايسته رقیبان پنهان يا بالقوه: در حال حاضر نيستند، ولی ممكن است وضع تغيير کند و بزرگتر و مهاجم تر از رقيبان کنونی باشند. جانشین سازی: جانشين قدرتمند جاي روش هاي فعلی را بگيرد؛ مانند ترابري جاده اي و هوایی به جاي راه آهن، فروشگاه هاي بزرگ به جاي دکان هاي کوچك یا رسانه ها و ابزار سرگرمی دیجيتالی نیروی تکمیل کنندگان: هنگامی که فراورده هاي دو شرکت پشتيبان یكدیگرند مانند صنعت خودرو و بنزین، نرم افزارها و کامپيوتر. ممكن است روش ها یا فناوري هاي جدید نظم موجود را بهم بزند و راه آنها را از هم جدا کند. هنگامی که یكی از عامل هاي کسب و کار به صورت بی سابقه اي دگرگون و بزرگ شود، سازمان تحمل آن را ندارد و نظم موجود در همه بخش ها بهم می خورد. گرو معتقد است که تاثير این نيروي دگرگون ساز 10 برابر است، زیرا کسب و کار با رخدادهاي بی سابقه مواجه می شود و اقدام هاي جاري دیگر کارساز نيست.برخی کسب و کارها، تواناتر و برخی ناتوان تر می شوند، این دوره انتقال تدریجی و آشفته است و تنها آغاز و پایان، چشمگير و آشكار است. چگونگی اداره دوره انتقال، آینده شرکت را می سازد که اندرو گرو به آن نقطه چرخش می گوید و زمانی است که سياست ها و راهبردهاي اداره شرکت تغيير می کند.راه هاي شناخت نقطه چرخش: ابتدا احساسی ناراحت کننده گسترش می یابد و کارها آنگونه که در گذشته انجام می شد، پيش نمی روند. پس از آن، دوگانگی بين آنچه شرکت گمان می کند که انجام می دهد با آنچه به واقع درون سازمان رخ می دهد،گسترش می یابد و اختلاف بيش از ميزانی است که به آن خو گرفته ایم. در مرحله بعد، شناختی نو و چارچوبی تازه شكل می گيرد. در آخر، راهبردي تازه انتخاب می شود و بيشتر وقت ها به دست هيات مدیره اي تازه انجام می شود.به عبارتی رخدادهایی در دره مرگ انجام می شود و انتقال مخاطره آميز از وضعيت موجود به روش جدید انجام کاراست. زمان بندي بسيار بااهميت است و تنها ابزار یاري دهنده براي تصميم گيري، غریزه و داوري شخص است ورسيدن به نقطه چرخش راهبردي، هنگام بيدار شدن و اقدام استشكل گيري صنعت رایانهدشوارترین مبارزه با نيروهاي موثر بر رقابت، رویارویی با نيروي توانمندي است که کسب و کار را دگرگون می کند.مثال اندرو گرو: ساخت ریزپردازنده ها، هزینه ساخت کامپيوتر را 10 برابر پایين آورد و در کمتر از 5 سال بعد، 90درصد هزینه ها کاسته شد که تاثير شگرفی بر ميزان دسترسی مردم به کامپيوتر و تغيير صنایع و کسب و کارهاداشت.نظام عمودی و افقی صنعت رايانه اندی گرودر گذشته فروش کامپيوتر، سيستم عامل، پردازنده و نرم افزار به صورت یك پكيج کامل و توسط شرکت رایانه اي به صورت یكجا به مشتري فروخته می شد. در نتيجه مشتري ناچار بود، مشتري همان شرکت براي خریدهاي بعدي و تعمير و نگهداري رایانه اش باشد. اینروند یك دهه ادامه داشت.اما با ساخت ریزپردازنده ها هزینه ها به طور قابل توجهی کاهش یافت و رایانه هاي شخصی روانه بازار شدند.با گذشت زمان و دگرگونی تكنولوژي نظام افقی شكل گرفت و مشتریان حق انتخاب گسترده براي همه قطعات و نرم افزارهاي موردنيازشان را دارا شدند و حالا می توانستند با خرید قطعات موردنظرشان، رایانه خود را سرهم کنند.در این صنعت گرو ادعا می کند که نمی توان نقطه چرخش را به درستی تشخيص داد چرا که روند پيوسته و تدریجی است که غول هاي قدیمی از بين رفتند و غول هاي جدید جاي آنها را گرفتند. رمز پيروزي در این رقابت توليد انبوه و پخش گسترده بود. آی بی ام که بزرگ ترین شرکت توليد کننده کامپوتر آن زمان بود شرکت اینتل را براي تامين ریزپردازنده هایش انتخاب کرد و چون از محبوب ترین سيستم عامل روز یعنی ویندوز استفاده می کرد، باعث شد اینتل، رهبري بازار ریزپردازنده ها و مایكروسافت، رهبري بازار نظام هاي عامل را بدست بگيرند.مایکل دل بنیان گذار شرکت دلبرندگان و بازندگاندر نقطه چرخش راهبردي یك صنعت، وابستگان به هنر کهن به دشواري می افتند و در عين حال رقباي جدید هم اضافه می شوند.بنيانگذار شرکت دل DELL ، مایكل دل، دانشجوي دانشگاه تگزاس، دهه 198٠ ، ابتدا در خوابگاه دانشجویی از همكلاسی هایش سفارش ساخت رایانه می گرفت و کامپيوتر موردنظرشان را سرهم می کرد. به تدریج کارش رونق گرفت و سفارش هاي تلفنی می گرفت و با پست برایشان ارسال می کرد و بعد آن را توسعه داد.شرکت AT&amp;T هم براي سازگاري با تغييرات، در یك اقدام به موقع، نرم افزارهاي خود را به گونه اي تغيير داد که با همه رایانه ها سازگار باشد. زندگی و مرگ صنايع افقی، در گرو تولید انبوه و بازاريابی انبوه است قانون های تازه صنعت افقی:پيشرفت و بهبودي فراورده شما نسبت به رقبا، باید براي مشتریانتان هم امتيازي داشته باشد. نخستين شرکتی که در هنگام دودلی دیگران، به موقع دست به اقدام می زند، برنده است. قيمت را براساس توليد انبوه و کشش بازار بگذارید. قيمت را برگزینيد و بی رحمانه از هزینه ها بكاهيد، با دستيابی به بازار بزرگ، سرمایه و سود شما تامين می شود.همه جا حضور دارنددگرگونی&quot; 10 برابر&quot; در: رقابت تفاوت ابررقابت و رقابت: ابررقابت هنگامی که وارد ميدان می شود کسب و کار را دگرگون می کند، اما در زمان رقابت تغييرات کم کم خود را نشان می دهند و سليقه مشتریان به تدریج تغيير می کند. وال مارت، نیروی درهم شکننده در شهرها هنگامی که وال مارت در یك شهر کوچك افتتاح می شود رقيب بسيار بزرگی براي فروشگاه هاي محلی استکه راه چاره براي آنها، عرضه خدمات و کالاهاي ویژه به بخشویژه اي از بازار است.شرکت نرم افزاری نکست شرکت نرم افزاری نکستاستيو جابز بعد از ترک اپل در سال 1985، در نظر داشت تا نسل دیگري از سخت افزار با مهندسی بسيار پيشرفته و بهتر از اپل را بسازد. اما هنگامی که جابز و همكارانش مشغول ساخت کامپيوتر نكست بودند، مایكروسافت ویندوز را به طور انبوه به بازار عرضه کرد که هم ارزان بود و هم متناسب با رایانه هاي شخصیجابز زیر بار توليد انبوه و ساخت برنامه اي براي همه کامپيوترها نمی رفت تا اینكه به سختی با مشكلات مالی روبرو شد و مجبور شد  &quot;نقطه چرخش&quot; ساخت سخت افزار را کنار بگذارد و به شرکت سازنده نرم افزار تبدیل شود.صدا بر سینمای صامت چیره شدبا ورود صدا به سينما در 1927 ، کار و زندگی بسياري از هنرپيشگان و کارگردانان زیر و رو شد. حتی چارلی چاپلينکه با وارد شدن صدا به سينما مخالفت می کرد، هم در سال 1940با ساخت دیكتاتور بزرگ تسليم صدا در سينماشد.دگرگونی &quot; 10 برابر&quot; در: مقرراتدر آغاز سده بيستم در آمریكا، سازندگان داروهاي حاوي الكل یا مواد مخدر هيچگونه اعلام یا اخطاري در مورد تاثير جانبی دارو به خریداران نمی دادند. اما در سال 1906و اجراي قانون &quot;مواد خوراکی و دارویی&quot; این صنعت دگرگون شد. مشخص شد تا قبل این قانون همه گونه مواد روان گردان و خطرناک در داروها استفاده می شده است. از آن پس یا شرکت ها مهارت هاي داروسازي خود را افزایش و به کارشان ادامه دادند یا نابود شدند.خصوصی سازی مادر همه دگرگونی ها در مقرراتیكی از بزرگترین نقطه هاي چرخش است که بر نظام سياسی، هنجارهاي اجتماعی و روش زندگی مردم اثر ژرف می گذارد.چرا خودمان انجامش ندهیم؟تشخیص نقطه چرخش: شرکت اینتل از پيشگامان توليد تراشه هاي حافظه کامپيوتر است که با وجود رقبا همچنان تا دهه 80ميلادي پيشتاز بود، اما پس از آن با ورود ژاپنی ها به این بازار و توليد حافظه هاي با کيفيت و حجم بالاتر و سرمایه و تامين مالی بالا، در طول یك دهه رتبه اول جهان را به دست آوردند. رقابت قيمتی بين دو شرکت باعث افزایش کيفيت و حجم حافظه ها شد، پس از مدتی از تب بازار کاسته و روند تقاضاي آن کاسته شد.در کنار تراشه حافظه، شرکت اینتل ریزپردازنده ها که به عنوان مغز کامپيوتر و مرکز تحليل آن است، را به بازار عرضه کردند که با خرید آن توسط IBM سيل عظيمی از تقاضا براي اینتل داشت. اما چون اینتل بر توليد تراشه حافظه که خود از مخترعان آن بود، تعصب داشت باعث شد در این محصول شروع به زیان کردن کند.اندي گرو و رئيس هيات مدیره به این نتيجه رسيدند که باید توليد تراشه هاي حافظه را متوقف کنند، اما با مقاومت شدیدي از سوي همه کارکنان، مدیران و سهامداران مواجه شدند، چراکه هویت شرکت را در توليد تراشه هاي حافظه می دانستند و تصور عدم توليد آن هم برایشان آزاردهنده بود. براي انجام این کار مدیران قبلی را کنار گذاشتند و حتی مدیرانی از بيرون سازمان استخدام کردند. اما برخلاف تصورشان، مشتریان با شنيدن این تصميم اصلا تعجب نكردند و حتی آن را دیر هم می دانستند.وي عقيده دارد تعصب و نگاه سنتی مدیران، خود باعث عقب ماندگی سازمان است و یكی از نقطه هاي چرخش بنيادین &quot;جایگزینی مدیران جدید&quot; است که آسان تر و منطقی تر به تغييرات نگاه می کنند و نگاه شان به وضعيت واقعی تر از پيشينيان استسیگنال یا نویز ؟کارکنان ارشد فنی IBM به همتایان خود در اینتل خبر دادند که ژاپنی ها در حال سرمایه گذاري و ساخت تجهيزاتی هستند که براي بررسی تراشه ها به جاي نور از اشعه ایكس استفاده می کند، بنابراین IBM تصميم گرفت در این زمينه سرمایه گذاري کند، ولی اینتل با بررسی هایش به این نتيجه رسيد که فناوري کار با اشعه ایكس پردردسر است و ارزش پيگيري ندارد، پس روي آن سرمایه گذاري نكرد؛ ده سال بعد مشخص شد که حق با اینتل بوده است.به دگرگونی هاي اطراف محيط کسب و کار خود با دقت نگاه و آنها را بررسی کنيد و همواره آنها را مدنظر داشته باشيد، چون ناگهان ممكن است به &quot;نيروي 10برابر&quot; تبدیل شوند. تشخيص سیگنال یا نویز کار سختی است که با گذر زمان باید دوباره بررسی شود.پرسشهايی برای شناسايی سیگنال یا نویز :آیا وضعيت رقيب عمده شما روآیا وضعيت رقيب عمده شما رو به دگرگونی است؟آیا وضعيت تكميل کننده عمده شما رو به دگرگونی است؟آیا اطرافيان شما، آغاز به احساس ناکامی یا بی تفاوتی در کار کرده اند؟ به دگرگونی است؟پیشگويان سازمانیافرادي هستند که دگرگونی هاي آینده را پيش از دیگران حس می کنند و بيشتر از مدیران ميانی به ویژه در بخش فروش هستند. با شكيبایی سخنانشان را بشنوید و آنچه می دانند را بياموزید. با اینكار اطلاعات واقعی از عملكرد سازمان تان به دست می آورید. البته هميشه نشانه هایی که می دهند راهنما نيست و تشخيص راهنما یا گمراه کننده بودن آن با شماست.دام نخستین برداشت:با برداشت نخست نمی توان درباره برجستگی یا اهميت یك &quot;نقطه چرخش راهبردي&quot; درست داوري کرد.مثال: برداشت هاي اوليه اشتباه درباره رایانه هاي شخصی و اینترنتدر شناخت نقطه چرخش و انتخاب راهبردهاي مناسب با آن، به راه انداختن توفان مغزها و انجام بحث هاي چالشی رده هاي گوناگون سازمان و مشتریان، اگرچه زمان بر و طاقت فرساست، ولی بسيار موثر است.اگر تجربه یا داوري شما نشان می دهد که پدیده اي کوچك و ناآشكار، توان بالقوه تبدیل شدن به یك دگرگونی بزرگ دارد، به کمك داده ها و آمار به گفتگو بپردازید. اما در مورد مسایل جاري، می توانيد از تجربه ها و برداشت هاي غریزي خود استفاده کنيد.به آشفتگی میدان بدهیدمدیران بخش بزرگی از وقت، زندگی و دانش خود را براي کسب و کارشان گذاشته اند و بنابراین از لحاظ احساسی از دگرگونی بيزارند.چرخه بروز احساسات در نقطه چرخش راهبردی:انكار/دام پيروزي، گریز و انحراف از مسير، پذیرش و دست به کاري شایسته زدن در هنگام جایگزینی مدیران در زمان تغيير راهبردها، به جاي مدیري شایسته تر فردي از بيرون که دلبستگی ویژه اي نداشته باشد، انتخاب کنيد.مهار آشفتگی هادر زمان نقطه چرخش، مسير آینده خود را به روشنی ترسيم و مشخص کنيد از این به بعد چه کارهاي جدیدي باید انجام شوند و چه کارهایی باید متوقف شوند. در تصميم هاي جدید قاطعيت داشته باشيد تا کارمندان و مشتریان به شما اعتماد کنند. تا آنجا که می توانيد پيام خود را مستقيم به کارکنان برسانيد و نظرهاي آنان را جویا شوید. تخصيص منابع به برنامه ها و آموزش هاي جدید حياتی است.برنامه هاي راهبردي نشان دهنده خواست و هدف درازمدت ماست، اما کنش هاي راهبردي در زمان حال و قابل دیدن و درک شدن توسط همه است.زمان اقدام پیش هنگام: زمانی که به خوبی آینده را ترسيم کرده اید و براي مقابله با چالش هاي احتمالی آماده هستيد.اقدام به هنگام: از روش هاي قبلی نهایت نتيجه را گرفته اید و زمان تغيير به رویكرد جدید است.اقدام دير هنگام: زمانه و شرایط شما را مجبور به انجام اقدام جدید می کند.خلاصه استراتژی ها اندرو گرودر زمان رقابت شدید و کم شدن سهم بازار، محصول خود را تغيير دهيد و روي به توليد محصول جدید آورید. در زمان بروز اشكال در محصول، برقراري تماس مستقيم با مصرف کنندگان نهایی و رفع عيب و تعویض محصولات عرضه شده براي برگرداندن اعتبار شرکت نزد مخاطبان اعتماد سازي بين مشتري ها حتی با صرف هزینه زیاد، علاوه بر حفظ بازار، تبليغ خوبی هم براي شرکت محسوب می شود و هم بر ميزان مشتریان می افزاید. برقراري تماس بيشتر و به طور مستقيم با کارکنان و بيان اهداف و راهكارهاي جدید با آنها، موجب شفاف سازي وضعيت و همراهی بيشتر آنها براي گذر از بحران می شود.فعاليت هاي داوطلبانه کارکنان براي انجام وظایف جدید، عامل بسيار مهمی براي رسيدن به موفقيت و فائق آمدن بر مشكلات است. هنگامی که چند محصول توليد می کنيد، اگر براي محصول اصلی شما مشكلی پيش آمد، تمرکز خود را بر روي رفع آن بگذارید و توليدات فرعی را به طور موقت، متوقف کنيد. توان تشخيص تغيير جهت باد و انتخاب مسير درست را داشته باشند. به انتقادها و نظرهاي مخالف رقيبان، کارشناسان و رسانه و مخاطبان خود توجه کنيد و آنها را نادیده نگيرید چرا که عيب هاي کار شما یا ایده هایی براي پيشرفت تان را به همراه دارند و باعث می شوند اطلاعات خام ما، پخته تر و عميق تر شوند.براي آگاه شدن از وضعيت واقعی شرکت تان در بازار، به گزارشات بخش فروش و بازاریابی توجه کنيد. هميشه بخشی از زمان خود را براي برقراري تماس مستقيم با کارکنان و مشتریان خود اختصاص دهيد تا بتوانيد به آنچه در واقعيت در جریان است، آگاه شوید.به غریزه و داوري شخصی خود در زمان تصميم گيري در نقطه چرخش توجه کنيد. در بازار و صنعت که رقابت افقی و تعداد رقبا زیاد است و مشتریان حق انتخاب دارند، رمز موفقيت توليد انبوه و گسترده با حداقل قيمت است. پيشرفت و بهبودي فراورده شما نسبت به رقبا، باید براي مشتریانتان هم امتيازي داشته باشد.نخستين شرکتی که در هنگام دودلی دیگران، به موقع دست به اقدام می زند، برنده است. قيمت را براساس توليد انبوه و کشش بازار بگذارید. قيمت را برگزینيد و بی رحمانه از هزینه ها بكاهيد، با دستيابی به بازار بزرگ، سرمایه و سود شما تامين می شود. هنگام وارد شدن یك ابررقابت به بازار که توانایی برابري با آن را ندارید، راه چاره، عرضه خدمات و کالاهاي ویژه، به بخش ویژه اي از بازار است. تعصب و نگاه سنتی مدیران، خود باعث عقب ماندگی سازمان است و یكی از نقطه هاي چرخش بنيادین &quot;جایگزینی مدیران جدید&quot; است که آسان تر و منطقی تر به تغييرات نگاه می کنند و نگاه شان به وضعيت واقعی تر از پيشينيان است.به دگرگونی هاي اطراف محيط کسب و کار خود با دقت نگاه و آنها را بررسی کنيد و همواره آنها را مدنظر داشته باشيد، چون ناگهان ممكن است به &quot;نيروي 10 برابر&quot; تبدیل شوند. اگر تجربه یا داوري شما نشان می دهد که پدیده اي کوچك و ناآشكار، توان بالقوه تبدیل شدن به یك دگرگونی بزرگ دارد، به کمك داده ها و آمار به گفتگو بپردازید. در زمان نقطه چرخش، مسير آینده خود را به روشنی ترسيم و مشخص کنيد از این به بعد چه کارهاي جدیدي باید انجام شوند و چه کارهایی باید متوقف شوند. در تصميم هاي جدید قاطعيت داشته باشيد تا کارمندان و مشتریان به شما اعتماد کنند. تخصيص منابع به برنامه ها و آموزش هاي جدید حياتی است.</description>
                <category>محمد سجاد کوشکستانی</category>
                <author>محمد سجاد کوشکستانی</author>
                <pubDate>Thu, 10 Feb 2022 11:29:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقطه چرخش استراتژیک - بخش اول</title>
                <link>https://virgool.io/@mosako/%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%87-%DA%86%D8%B1%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84-o0re2ybi88k3</link>
                <description>كتاب تنها بی پروایان پایدارند اثر اندرو گرو٬ برگزيده مجله تايمز بعنوان مرد سال 1997 و مدير عامل سابق شركت نامدار اينتل مي‏باشد.به گفته پيتر دراكر اين اثر برجسته كتابي است خطرناك كه خواننده را به انديشه وا مي‏دارد.كليدي ترين فعاليتي كه هر سازمان براي دگرگون سازي خود نياز دارد٬ جابجايي كامل منابع از كسب و كارهاي پيشين به كسب و كارها و انديشه هاي تازه مي‏باشد. و اينكه كجا٬  چه‏ موقع٬چگونه و چرا سازمان ها نيازمند يك دگرگوني اساسي مي باشند.موفقیت باعث ایجاد رضایت می شود، رضایت باعث شکست می شود، فقط پارانوئیدها زنده می مانند- اندی گروشرکت اینتل با رهبري اندرو گرو به بزرگ ترین سازنده تراشه هاي رایانه اي در جهان سال 1998  درآمده بود و پنجمين شرکت مورد ستایش آمریكا و هفتمين شرکت پر سود در فهرست &quot;فورچون ٥٠٠ &quot; بوده است.در فرآیند مدیریت، لحظه هایی می رسند که دگرگونی هاي گسترده رخ می دهند و بر همه بخش ها اثر می گذارند. پيروزي هاي دیروز، بر باد می روند و با پيدایش یك دگرگونی پيش بينی نشده، همه چيز با شتاب نابود می گردد؛گرو این گونه لحظه ها را نقطه چرخش استراتژيك  نام نهاده است. در برخورد با نقطه چرخش استراتژیك، همه قانون ها براي هميشه دگرگون می شوند&quot;دير يا زود چیزی بنیانی در دنیای کسب و کار شما دگرگون خواهد شد&quot;اندرو گرو همواره به ارزش و توانمندي هاي &quot;هوشياري بدگمانانه&quot;یا دام پيروزي آگاه بوده و اعتقاد داشته است که پيروزي در کار، بذر نابودسازي خود را هم به همراه دارد. هرچه پيروزمندتر باشی، از رقيبان بيشتر برانگيخته می شود. ابتدا تكه اي از نان تو را می خواهند، بعد تكه اي دیگر تا اینكه هيچ نماند. آغاز نقطه چرخش می تواند ناشی از دگرگون شدن فناوري یا رقابت باشد و در عين حال هم تهدید است و هم فرصت.مثال مدیر شرکت اینتل ساخت حافظه کامپيوتر توسط ژاپنی ها در سال 1980 بود که نقطه چرخشی براي شرکت اینتل شد تا از ساخت &quot;تراشه حافظه&quot; دست بردارند و به ساخت &quot;ریزپردازنده ها&quot; روي آورند که سرآغازي براي ساخت کامپيوترهاي کوچك شد. براي رویارویی با نقطه هاي چرخش باید مانند واحدهاي آتش نشانی عمل کرد؛ مدیر ارشد مسئول همخوان کردن سازمان با نظم جدید است. کارکنان هم همواره باید خود را با تغييرات و پيشرفت هاي جدید به روز کنند. امروز هرکس واقعا کارفرماي خودش است و افراد هم مانند کسب و کارها با ميليون ها رقيب در جهان روبه رو هستند. اندرو گرو براي مقابله با تغييرات، خود را شاگرد نقطه هاي چرخش می دانست و به طور مداوم به کار آموزش می پرداخت و آنچه را که خود یافته با دیگران در ميان می گذاشت.&quot;چيزي دگرگون شده است&quot;شرکت اینتل ریزپردازنده کامپيوتري معروف پنتيوم را توليد می کرد. پنتيوم تنها داراي یك عيب بود و آن اینكه در هنگام گرد کردن حاصل تقسيم، در هر نه ميليارد مرتبه، یكبار، اشتباه می کرد و به عبارتی کاربران معمولی ممكن بود هر 27000 سال یكبار چنين مشكلی برایشان پيش بياید. باوجود این مشكل که شرکت اینتل می دانست ضمن کوشش براي رفع آن، به توليد انبوه پرداختند. شرکت فروش خيلی خوبی داشت و سالی 30 درصد سود می کردند و پنتيوم خط توليد شماره 1 شرکت بود و برندهاي معتبر کامپيوتر، آن را براي دستگاه هاي خود خریداري می کردند تا اینكه سال 1994 یك استاد ریاضيات در اینترنت پيامی با این مضمون منتشر کرد که &quot; در واحد نماد علمی پنتيوم کاستی هایی وجود دارد.&quot; این پيام مورد توجه رسانه ها قرار گرفت و گروه تلویزیونی CNN به سراغ شرکت اینتل آمدند و برنامه کوتاه نامناسبی به زیان این شرکت تهيه کرد که به دنبال آن خيل عظيم تبليغات منفی عليه این شرکت در سراسر دنيا شروع شد.کاربران بسياري درخواست تعویض تراشه دادند. ابتدا شرکت فقط تراشه افرادي که با عمليات گسترده ریاضی سروکار داشتند را تعویض و دیگران را توجيه و نسخه اي از گزارش هاي فنی برایشان می فرستاد.این راهكار یكی دو هفته مشكل را مهار کرد تا اینكه IBM ، از غول هاي توليد رایانه شخصی، اعلام کرد کار حمل و ارسال رایانه هایی که برپایه پنتيوم ساخته بود را متوقف کرده است.این خبر ضربه مهلكی براي اینتل بود و دوباره اعتراض ها با شدت بيشتري شروع شدند. ابتدا شرکت به لاک دفاعی فرو رفت و کارکنانی که زیر 10سال سابقه کار داشتند، آشفته شدند. کارکنان که هميشه عادت داشتند به پيشرفت ها و موفقيت هاي شرکت افتخار کنند، حالا هرجا که می رفتند با برخوردهاي سرزنش آميز بقيه روبرو می شدند. در مواجه با این بحران اینتل متوجه شد باید سياست خود را به کلی تغيير دهد و تصميم گرفت تراشه همه درخواست کنندگان را عوض کند. با وجود اینكه این شرکت کار خرده فروشی انجام نمی داد و مشتریانش سازندگان کامپيوتر بودند و تجربه گفتگو با مصرف کنندگان فراورده ها را نداشتند، در عرض چند روز تیم داوطلبی از بخشهای مختلف شرکت مثل طراحان و مهندسان و بازارياب ها برای پاسخگويی به تلفن ها و گرفتن آدرس درخواست کنندگان، تشكيل شد.یك نظام تدارکاتی براي پيگيري ارسال تراشه ها هم تشكيل دادند و در عين حال شبكه خدماتی به وجود آوردند تا براي کسانی که خودشان مایل به تعویض قطعه نبودند، این کار را انجام دهند.همچنین از ساخت فراورده های ديگر به طور موقت دست کشیدند و به تولید تراشه های اصلاح شده تمرکز کردند. در آخر حجم بسيار بزرگی تراشه برگشت داده شد و کار جانشين سازي 475 ميليون دلار هزینه در برداشت که معادل نصف بودجه سالانه تحقیق و توسعه شرکت و 5 برابر تبليغات سالانه پنتيوم بود.در تحليل این اتفاق مدیرعامل اینتل اعتقاد دارد که شهرت و موفقيت شرکت همان قدر که محبوب است باعث تخریب و ضربه خوردن بيشتر هم می شود و به سرعت تصور منفی هم بين مردم شكل می گيرد. هرچند شرکت اینتل هزینه هاي زیادي براي تبليغ پنتیوم و نقش تاثيرگذار آن بر زندگی مردم کرده بود، اما احتمال خطاي 1 در 9 ميليارد مرتبه اي پنتيوم، نزدیك نيم ميليارد دلار خسارت به شرکت زد.نكته قابل توجه این است که چرخش سياست به موقع شرکت اینتل باعث شد تا نگاه مردم را به فراورده هایشان دگرگون کند و به آنها بفهماند که بخش عمده رایانه، تراشه پردازنده آن است.این دگرگونی ممكن است براي هر سازمانی پيش بياید و بنابراین باید توان تشخيص تغيير جهت باد و انتخاب مسير درست را داشته باشند.اندي گرو معتقد است مدیران ميانی در بخش فروش و بازاریابی پيش از دیگران تغييرات جدید را متوجه می شوند، اما به قدري گرفتارند که فرصت انتقال یافته هاي خود را به مدیریت ارشد ندارند.بنابراین مدیران باید خود را در دسترس تمام مشتریان وفادار و ناراضی و کارکنان همه بخش ها قرار دهند تا اطلاعات واقعی را دریافت کنند. گوش سپردن به انتقادکنندگان و رسانه هاي گروهی و خبرگان مالی و رقبا باعث می شود اطلاعات خام ما، پخته تر و عميق تر شوند.ادامه در بخش دوم ...</description>
                <category>محمد سجاد کوشکستانی</category>
                <author>محمد سجاد کوشکستانی</author>
                <pubDate>Mon, 07 Feb 2022 01:16:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاب‌آوری در کار</title>
                <link>https://virgool.io/@mosako/%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-coesdytu3a23</link>
                <description>استراتژی‌هایی با پشتوانه علمی برای تاب‌آوری و انعطاف‌پذیری
استراتژی‌هایی با پشتوانه علمی برای تاب‌آوری و انعطاف‌پذیریامروزه تاب‌آوری در کار مشخصه افرادیست که در محیط مدرن، با استرس و فشار‌ به خوبی کنار می‌آیند. تاب‌آوری نشان‌دهنده ظرفیت یک فرد برای واکنش به فشار و نیازهای زندگی روزانه است. معنای لغوی تاب‌آوری شامل مفاهیمی چون انعطاف‌پذیری، دوام و پایداری، قدرت، سرعت بازیابی و خوش‌بینی می‌شود. به‌طور خلاصه، تاب‌آوری بر توانایی ما برای بازگشتن به حالت عادی تاثیر می‌گذارد.در کار، افراد تاب‌آور با خواسته‌هایی که بر عهده آنها گذاشته شده بهترکنار می‌آیند، به خصوص زمانی که وظایف برعهده آنها مدام با تغییر اولویت‌ها روبه‌رو می‌شود یا حجم کار سنگینی دارند. تاب‌آوری مشخصه‌ای نیست که فقط افراد خاصی آن را داشته باشند. نکته اساسی این است که تاب‌آوری صفتی منفعل نیست، بلکه فرایندی کنش‌گر است. رویکرد ما نسبت به زندگی و اتفاقاتی که سر راه ما قرار می‌گیرند، تاثیر به‌سزایی روی تجربه ما می‌گذارند.افراد تاب‌آور بیشتر اعمالی را انجام می‌دهند که باعث حفظ و ابقای واکنش‌پذیری می‌شود (واکنش مناسب از خود نشان می‌دهند). به‌طور نسبی برای اشخاصی چون ما که کمتر انعطاف‌پذیر هستیم آسان‌تر است عاداتی را که باعث افزایش کارایی‌مان در شرایط تحت فشار می‌شوند گسترش دهیم و از همه مهم‌تر، بتوانیم با وجود شرایطی که ما را به آستانه تحمل‌مان می‌رساند بهتر زندگی کنیم.«چرا بعضی از افراد در محل کار زمانی‌که با چالش و سختی روبرو می‌شوند شکوفا شده، در حالی که دیگران وحشت‌زده می‌شوند و عقب‌نشینی می‌کنند؟ چرا همین افراد در حالی که دیگران در حال دست و پا زدن هستند یا به آرامی در دریای مواج زندگی غرق می‌شوند از آنها پیشی می‌گیرند؟ بیشتر مردم فکر می‌کنند که ترکیبی از هوش، ساعات طولانی کار کردن و تجربه‌ی بسیار، باعث می‌شود افرادی که در محیط‌های کاری پر تنش کار می‌کنند، شکوفا شوند. در واقع این افراد تاب‌آور یا انعطاف‌پذیر هستند که با چالش‌هایی چون تغییرات مدام سازمانی، تحول، کاهش قریب‌الوقوع کارکنان، ضرب‌الاجل‌های متغیر، جلسات همراه با بحث و رقابت مداوم با رقبای تجاری بهتر از دیگران کنار می‌آیند. خبر خوب این است که کسانی که تاب‌آوری یا انعطاف کمتری دارند می‌توانند یاد بگیرند چطور این توانایی را در خود تقویت کنند و زمانی که شرایط دشوار می‌شود، چگونه برخورد کنند و شکوفا شوند.» نقل قول از  (Centre for Confidence and Well-Being, 2006)چگونه تاب‌آوری را در خود گسترش دهیم؟تاب‌آوری توانایی مقابله با فشار، سختی و عدم قطعیت وابسته به توسعه‌ی رفتار، افکار و اعمال است. هرکسی می‌تواند این عادات را فرا بگیرد و استراتژی‌هایی برای کمک به افزایش تاب‌آوری و سرسختی ایجاد کند. متخصصان تاب‌آوری می‌گویند که این‌کار با الگویی خاص از نگرش و مهارت به افراد کمک می‌کند تا تحت استرس دوام بیاورند و حتی به شکوفایی برسند. «به زبان ساده، این نگرش شامل تعهد، کنترل و چالش است. زمانی که اوضاع دشوار می‌شود، اگر شما به این نگرش پایبند باشید، به نتیجه بهتری می‌رسید. بهترین راه این است که با افراد و اتفاقات اطراف‌تان کنش داشته باشید (تعهد) به جای اینکه کنار بکشید یا همواره سعی کنید بر نتایجی که در آن نقش دارید اثرگذار باشید (کنترل) به جای اینکه تسلیم شوید و سعی کنید بفهمید چگونه می‌توانید تحت استرس رشد کنید (چالش) تا اینکه برای بخت و اقبال‌تان افسوس بخورید.» نقل قول از  (Maddi and Khoshaba, 2006)ساخت و نگهداشت تاب‌آوری شخصیتاب‌آوری خارق‌العاده نیست بلکه امری معمول است. مردم به‌صورت عادی تاب‌آوری از خود نشان می‌دهند. برای مثال پس از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر در آمریکا بیشتر مردم به زندگی کردن ادامه دادند و مجدد زندگی‌شان را برپا کردند و هیچ‌گاه گسترشی در میزان اختلال استرسی پس از آسیب روانی یا اختلال استرسي پس از حادثه (PTSD) که پیش‌بینی شده بود، رخ نداد. توسعه تاب‌آوری، فرایندی شخصی شامل افکار، رفتار و اعمال است که هرکسی قادر به انجام آن است.۹ تکنیک ساده برای بهبود تاب‌آوری:۱. قدر حمایت‌های اجتماعی را بدانید؛ رابطه خوب با خانواده، دوستان و دیگران حیاتی است.۲. با مشکلات به عنوان فرایندی برای یادگیری برخورد کنید؛ عادت استفاده از چالش‌ها به عنوان فرصتی برای بدست آوردن مهارت‌های حرفه‌ای‌تر و دستیابی به موفقیت را در خود گسترش دهید.۳. از یک بحران برای خود دراما نسازید (یک بحران را بیش از حد بزرگ جلوه ندهید)؛ استرس و تغییر بخشی از زندگی هستند. اینکه ما چطور با وقایع برخورد می‌کنیم تاثیر به‌سزایی بر اینکه چقدر به نظرمان این موقعیت‌ها استرس‌زا هستند، دارد.۴. موفقیت‌تان را جشن بگیرید؛ در پایان هر روز زمانی را برای بررسی اینکه چقدر کارها خوب پیش رفته‌اند در نظر بگیرید و به خودتان تبریک بگویید. این ذهن شما را آموزش می‌دهد که به جای تاکید بر منفی‌نگری و شکست به دنبال موفقیت باشد.۵. به منظور ایجاد انگیزه برای رسیدن به آینده‌ای رضایت‌بخش، اهداف زندگی واقع‌گرایانه‌ای ایجاد کنید؛ هر روز برای رسیدن به هدف‌هایتان کاری انجام دهید. نیاز به تاکید دوباره است؛ گام‌های کوچک بسیار خوب هستند و در بحبوحه‌ی یک روز شلوغ به شما کمک خواهد کرد تا احساس رضایت کنید.۶. اقدامی مثبت انجام دهید؛ وقتی در موقعیتی دشوار کاری انجام می‌دهید، حتی اگر این کارتان سختی‌ها را از بین نبرد، حس کنترل داشتن بر اوضاع را پیدا می‌کنید.۷. نظر مثبت نسبت به خودتان را پرورش دهید؛ بالا بردن اعتمادبه‌نفس در توانایی حل مشکلات و اعتماد کردن به غرایز به گسترش تاب‌‌آوری درون‌تان کمک می‌کند.۸. چشم‌اندازی واقع‌گرایانه داشته باشید؛ به وقایع پر چالش و دردناک به عنوان اتفاقاتی در زمینه‌ی گسترده‌ی‌ توسعه شخصی‌تان در طول زندگی نگاه کنید.۹. خوشی‌بینی را تمرین کنید، هیچ‌چیز بد یا خوب مطلق نیست؛ اگر به افکارمان اجازه دهیم به ما دیکته کند که از چه منظر چیزی را نگاه کنیم، در نهایت این افکار کنترل ما را در دست خواهد گرفت.مواردی که عنوان شد تنها راه قوی کردن تاب‌آوری در کار نیستند. برای مثال بعضی افراد ثبت وقایع روزانه و دعا کردن را مفید می‌دانند، برخی دیگر با تمرین خالی کردن ذهن و مراقبه با خودشان بیشتر ارتباط می‌گیرند.نکته اصلی این است که شما راه‌های مناسب برای خودتان را در یک استراتژی شخصی برای پرورش تاب‌آوری، شناسایی کنید.پنج راهبرد علمی برای ایجاد تاب‌آوری۱. نحو روایت را تغییر دهیدوقتی اتفاق بدی می‌افتد، ما بارها و بارها این اتفاق را با خودمان مرور و دردمان را مجدد تکرار می‌کنیم. از این فرایند به عنوان نشخوار ذهنی یاد می‌شود، انگار درون چرخه‌ای بی‌پایان گیر افتاده باشیم و هیچ‌گاه برای رشد و بهبود رو به جلو حرکت نکنیم.تمرین نوشتن شرح‌ حال (Expressive Writing) با تغییر نوع بینش ما در مقابل چالش‌های زندگی در نهایت می‌تواند به ما کمک کند تا رو به جلو حرکت کنیم. برای این تمرین باید بدون وقفه برای ۲۰ دقیقه درباره موضوعی که ذهن‌مان را مشغول کرده با عمیق‌ترین فکرها و احساس‌مان حول این پیشامد بنویسیم. قرار نیست نوشته‌هایمان مثل زندگی‌نامه‌ای فوق‌العاده باشد فقط کافی است افکارمان را روی کاغذ بیاوریم.تحقیقی که در سال ۱۹۸۸ انجام شد، نشان داد کسانی که برای چهار روز شرح‌‌ حال‌نویسی داشته‌ند در مقابل کسانی که فقط در مورد موضوعات سطحی نوشته بودند در طول شش هفته بعد سلامت‌تر و در طول سه ماه بعد خوشحال‌تر بودند. در مورد نوشتن محققان توصیه می‌کنند که با ایده‌ها تک به تک روبرو شویم و برای آنها ساختاری جداگانه در نظر بگیریم که این موضوع ممکن است باعث تغییر نگرش‌مان شود. با این تمرین خودمان نحوه بیان زندگی‌مان را می‌سازیم و حس کنترل داشتن را درون خودمان بالا می‌بریم. وقتی که در جنبه‌های تاریک تجربیاتمان کندوکاوش کردیم حالا می‌توانیم انتخاب کنیم که به مزایای اتفاقات نیز فکر کنیم.تکنیک «پیدا کردن نقاط امیدبخش»: تجربه‌ای ناامید‌کننده را به یاد بیاورید و سعی کنید سه نکته مثبت درباره آن اتفاق را لیست کنید. به‌طور مثال دعوا با یک دوست باعث شد مشکلات مهمی بیان شود و به شما یاد داد که به مسائل از دید دیگران نگاه کنید.تحقیقی در سال ۲۰۱۴ نشان داد که شرکت‌کنندگان با انجام این تمرین به‌صورت روزانه به مدت سه هفته در نهایت با زندگی به کنش بیشتری رسیدند و به مرور زمان باورهای بدبینانه‌شان کاهش یافت. هرچند این موضوع درباره افرادی که فقط درباره وقایع روزمره می‌نوشتند صدق نمی‌کرد، این تمرین مخصوصاً برای کسانی مفید است که همیشه دید منفی دارند، این تمرین همچنین باعث کاهش افسردگی نیز می‌شود. پیشنهاد می‌کنیم برای نگاه کردن به جنبه مثبت زندگی به صورت مداوم تمرین کنید.۲. با ترس‌هایتان روبرو شوید:تمرینی که در بخش قبل به آن اشاره کردیم برای کشمکش‌هایی که در گذشته داشتیم تا به اندازه کافی از آن فاصله بگیریم و بتوانیم دید دیگری داشته باشیم. اما تکلیف ترس‌های اضطراب‌آوری که حالا و همین‌جا با آنها درگیر هستیم، چه می‌شود؟ «غلبه بر ترس» تمرینی است برای کمک به روبرو شدن با ترس‌های روزمره که در راه زندگی به آنها برمی‌خوریم، مثل صحبت کردن در میان جمع، ترس از ارتفاع یا پرواز کردن. ما به خودی خود نمی‌توانیم ترس‌هایمان را از بین ببریم مگر اینکه با این احساسات به‌صورت مستقیم روبرو شویم. قدم اول این است که به آرامی و به‌صورت مکرر خودتان را در معرض مقدار کمی از چیزهایی که باعث وحشت‌تان می‌شود، قرار دهید. به‌طور مثال افرادی که از میان جمع صحبت کردن می‌ترسند، شاید بهتر باشد سعی کنند بیشتر در جلسات صحبت کنند. به مرور زمان چالش‌ها برای خودتان بیشتر کنید تا زمانی‌که آماده شوید در یک جمع بزرگ سخنرانی کنید و یا مصاحبه تلویزیونی انجام دهید.این نوع درمان از طریق «مواجه» (exposure therapy) به ما کمک می‌کند تا نحوه برخوردمان با پدیده‌هایی خاص را تغییر دهیم. برای مثال اگر صد بار سوار آسانسور شده‌اید و هیچ‌گاه اتفاق ناگواری نیوفتاده است، مغز و بدنمان یاد می‌گیرند که در امان هستیم. گرچه ممکن است این ترس هیچ‌گاه به‌صورت کامل از بین نرود، حالا می‌توانیم با شجاعت بیشتری با آن مواجه شویم.۳. خود دلسوزی (شفقت و دلسوزی نسبت به خودتان) را تمرین کنید:ترس و سختی‌ها می‌توانند باعث شوند که ما احساس تنهایی کنیم. اینکه ما چرا این‌طور احساس می‌کنیم یا اینکه چه بر سرمان آمده ما را به فکر فرو می‌برد. در چنین شرایطی یادگیری تمرین خود دلسوزی و فهم اینکه همه به نوعی در رنج هستند، راه شناخت را برای‌مان آسان‌تر و موثرتر می‌کند.خود دلسوزی شامل نشان دادن شفقت به خودمان، مقابله با رنج‌های‌مان با رفتاری گرم و مهربانانه و بدون قضاوت است. شرکت‌کنندگان در یک تحقیق هشت هفته‌ای «خود دلسوزی آگاهانه»، نسبت به کسانی که در این برنامه شرکت نداشتند از زندگی رضایت بیشتری داشتند و کمتر دچار افسردگی، اضطراب و استرس شده‌اند، نتایج این دوره نیز در افراد تا یک سال قابل مشاهده بوده‌ است.شما می‌توانید هر وقت که احساس غرق شدن در درد یا استرس داشتید، تمرین «وقفه خود دلسوزی» را انجام دهید. این تمرین سه مرحله دارد که با سه جنبه خود دلسوزی مطابقت می‎کندهوشیار و آگاه باشید: بدون قضاوت و یا کاوش متوجه احساس‌تان باشید، با خود بگویید «دارم رنج می‌کشم»، «آسیب می‌بینم» یا «استرس دارم»به‌ خاطر داشته باشید که شما تنها نیستید: اگرچه ممکن است دلایل مختلفی داشته باشد، اما همه‌ی این احساسات عمیق و دردناک انسانی را تجربه می‌کنند. به خودتان بگویید که «رنج بخشی از زندگیه» یا «همه ما همین احساس رو داریم» یا «همه‌ی ما در زندگی درگیری داریم»با خودتان مهربان باشید: دست‌تان را روی قلب‌تان بگذارید و بگویید «میشه برای خودم دلسوزی کنم؟» یا «میشه خودم رو به عنوان کسی که هستم بپذیرم» یا «میشه صبور باشم»اگر مهربان بودن با خودتان سخت است، تمرینی به اسم «چطور با یک دوست رفتار می‌کنید؟» می‌تواند به شما کمک کند. با این تمرین می‌توانید لحن و نحوه رفتارتان در مقابل مشکلات خودتان و دوستان‌تان را مقایسه کنید. معمولاً این مقایسه نتایج شگفت‌آوری را آشکار می‌کند: «چرا من با خودم خشنم، چی می‌شد اگه اینجوری نبودم؟»هنگامی‌که ما شروع به گسترش رفتار مهربانانه‌تر نسبت به خودمان می‌کنیم، می‌توانیم این صدای مهربان را در قالب یک نامه خود دلسوزی نشان دهیم. این تمرین از شما می‌خواهد که ۱۵ دقیقه زمان بگذارید و در مورد خاصی که از آن شرمنده هستید (مثلاً از اینکه زمان کافی برای فرزندان‌تان ندارید)، کلماتی با فهم، پذیرش و دلسوزی درباره خودتان بنویسید. در این نامه شما یادآور می‌شوید که تنها کسی نیستید که در کشمکش است وشما به‌تنهایی مسئول این کاستی‌ها نیستید. در صورت امکان، می‌توانید راه‌های سودمندی برای پیشرفت در آینده در نظر بگیرید۴. مراقبه (مدیتیشن)گوروها دوست دارند به ما یادآوری کنند که دردناک‌ترین افکار ما یا مربوط به گذشته هستند و یا آینده: ما در مورد چیزهایی که به خوبی پیش نرفته‌اند احساس پشیمانی داریم و چند باره به آنها فکر می‌کنیم یا در مورد چیزهایی که در آینده اتفاق خواهند افتاد، مضطرب می‌شویم. اما زمانی‌که توجه‌مان را معطوف به زمان حال می‌کنیم، معمولاً احساس می‌کنیم که شرایط عادی است. تمرین ذهن‌آگاهی یا حضور در لحظه، برای کنار آمدن با احساسات منفی راهکارهای مفیدی را به ما ارائه می‌کند. با این تمرین، به جای اینکه این احساسات منفی منجر به ترس، عصبانیت و یا ناامیدی شوند، می‌توانیم حساب شده با آنها روبرو شویم. یکی از مرسوم‌ترین تمرین‌ها، برنامه هشت هفته‌ای کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی (MBSR) است. این برنامه به شرکت‌کنندگان آموزش می‌دهد که برای مقابله با چالش‌ها از چند تمرین مختلف مراقبه استفاده کنند. تحقیقات مختلفی به این نتیجه رسیده‌اند که MBSR در مجموع تاثیرات مثبت بسیاری روی سلامت جسمی و روانی افراد داشته ‌است.اسکن بدن (Body Scan) تمرین مراقبه‌ای است که به خصوص روی آرام کردن افکار منفی تاثیر می‌گذارد. به نوبت روی هرکدام از اعضای بدن‌تان متمرکز می‌شوید (از سر تا انگشتان پا) و اگر در هر عضوی با تنش روبرو شدید می‌توانید این تنش‌ را رها کنید. احساسات قوی به‌صورت فیزیکی مثل تنگی نفس یا دل درد خودشان را نشان می‌دهند و آرام کردن بدن راهی برای از بین بردن این دردها است.تحقیقات نشان داده است زمانی‌که صرف اسکن بدن می‌شود، با بهتر شدن و کاهش استرس ارتباط دارد. شناخت نسبت به بدن‌مان و احساساتی که با آنها روبرو هستیم به ما کمک می‌کند که تصمیمات بهتری بگیریم، وقتی اوضاع خراب می‌شود به خودمان اطمینان و از تعهداتی که باعث فرسودگی‌مان می‌شود، دوری کنیم.وقتی استرس از یک در وارد می‌شود، عادت‌های خوب مثل سالم غذا خوردن از در دیگری خارج می‌شوند. خیلی از ما وقتی احساساتی می‌شویم شروع به خوردن شیرینی می‌کنیم، وقتی زمان کم داریم به سراغ فست‌فود می‌رویم. پس مراقبه کشمش (Raisin Meditation) می‌تواند رابطه ما را با غذا بهبود دهد.در این تمرین شما باید یک کشمش را با آگاهی بخورید. اول به شکل و رنگ آن دقت کنید و کشمش را بین انگشتان‌تان بگیرید و آن را بو کنید. به آرامی این کشمش را روی زبان‌تان بگذارید و آن را در دهان‌تان بچرخانید و هر دفعه یک بار بجویید و با قورت دادن متوجه حرکت آن از گلو تا شکم‌تان شوید. با این کار نه تنها ذهن‌آگاهی را تمرین می‌کنید بلکه احتمالاً هیچ‌وقت به غذا با دید قبلی نگاه نمی‌کنید.آخرین تمرین، تنفس ذهن‌آگاهانه (Mindful Breathing) را می‌توانیم در طول روز انجام و یا زمان به خصوصی را به آن اختصاص دهیم. در این تمرین به حالات فیزیکی تنفس مثل حرکت هوا در سوراخ‌های بینی، انبساط قفسه سینه و بالا و پایین رفتن شکم توجه می‌کنیم. این تمرین را می‌توانید به‌صورت یک مراقبه ۱۵ دقیقه‌ای یا وقتی که مضطرب می‌شوید برای چند لحظه انجام دهید. در یک تحقیق، شرکت‌کنندگانی که تمرین تنفس ذهن‌آگاهانه را انجام می‌دادند در مواجه با تصاویر پریشان‌کننده کم‌تر احساسات منفی را تجربه می‌کردند. افکار منفی می‌توانند ما را به جریانی آشفته بکشند اما تنفس مانند لنگریست که می‌توانیم هر دفعه به آن اتکا کنیم.۵. پرورش بخششاگر یک کینه سد راه شما شده، تحقیقات به شما «پرورش بخشش» را توصیه می‌کنند. این تمرین برای سلامت جسمی و روانی شما سودمند خواهد بود.برای رهایی از حس بد و نارضایتی فقط به خاطر خودتان گذشت ‌کنید. این بخشش به این معنی نیست که به آزارگر اجازه دهید قسر در برود و یا دوباره با آنها آشتی کنید. در نهایت از این تجربه درس می‌گیرید و فرصت رشد پیدا می‌کنید. مثلاً رنج دیگران را بهتر درک می‌کنید و یا متوجه نیازی جدیدی در خودتان می‌شوید که باید در جایی دیگر آن را برآورده کنید.اگر با بخشش مشکل دارید، «رهایی از خشم از راه دلسوزی» تمرینی پنج دقیقه‌ای است که می‌تواند به شما در راه رهایی کمک کند. در این تمرین، شما چند دقیقه وقت صرف می‌کنید تا نسبت به فرد آزارگر در خودتان احساس دلسوزی ایجاد کنید. آن فرد هم مثل هر آدم دیگری اشتباه می‌کند، او هم می‌تواند بهتر شود. در این فرایند به افکار و احساس‌تان و جاهایی که مقاومت نشان می‌دهید، توجه کنید.محققان پرورش بخشش و دیگر تمرین‌های مرسوم را با یکدیگر مقایسه کردند و متوجه شوند، شرکت‌کنندگان در این تمرین بیشتر از خود همدلی و احساسات مثبت نشان داده‌اند و بیشتر بر اوضاع مسلط بوده‌اند. مهم نیست قربانیان چه حسی نسبت به آزارگر دارند ولی آنها شایسته این دست از احساسات مثبت هستند.استرس و درگیری به شکل‌های مختلفی مثل مشقت و تروما، ترس و خجالت و خیانت و اطمینان در زندگی‌مان ظهور پیدا می‌کنند. تمرین‌هایی که به آنها اشاره کردیم به شما برای مقابله با مشکلات و روبرویی با چالش‌هایی که در آینده سر راهتان قرار می‌گیرند، کمک می‌کنند. با تمرین کافی شما به مجموعه‌ای از تکنیک‌ها مسلط می‌شوید که هنگام دشواری‌ها به شما کمک می‌کند به زندگی ادامه دهید. اینکه بدانید مهارت‌های تاب‌آوری باعث آسودگی خاطر شما می‌شود و حتی حس خوشبختی درون‌تان را تقویت می‌کند.آزمون تاب‌آوریال سیبرت، دارای مدرک دکترا و موسس مرکز تاب‌آوری پورتلند، آزمون تاب‌آوری سریعی تهیه کرده‌است. این آزمون از کتاب مزیت تا‌ب‌آوری استخراج شده‌است. به هر سوال از ۱ تا ۵ امتیاز دهید (۱= کاملاً مخالف، ۵= کاملاً موافق)من معمولاً خوشبین هستم. سختی‌ها را به عنوان شرایطی موقت می‌بینم و توقع دارم بر آنها غلبه کنماحساس عصبانیت، فقدان و دلسردی و یاس همیشگی نیستمن می‌توانم میزان بالایی از ابهام و عدم قطعیت در موقعیت‌های مختلف را تحمل کنمبا تحولات جدید سریع سازگار می‌شوم و کنجکاوم و سوال می‌پرسممن سرزنده هستم و در موقعیت‌های دشوار چیزهایی برای شوخی پیدا می‌کنم و می‌توانم به خودم بخندممن از تجربیات خودم و دیگران درس‌های ارزشمندی می‌گیرممن در حل مسائل خوب هستم و در پیشبرد کارها به خوبی عمل می‌کنممن قوی هستم و طاقت بالایی دارم و در شرایط سخت به‌خوبی سرپا می‌مانممن بدشانسی را به خوش‌اقبالی تبدیل کردم و از تجربیات بد درس گرفتم و نفع‌هایی در این تجربه‌ها پیدا کردمتمام امتیازاتی را که گرفته‌اید، با هم جمع کنید و امتیاز خود را با گزینه‌های زیر مقایسه کنید: کمتر از ۱۰: تاب‌آوری کم؛ شما احتمالاً با تحمل فشار و روبه‌رو شدن با موانع مشکل دارید و با هر انتقادی شدیداً احساس آزار می‌کنید. وقتی اوضاع خوب پیش نمی‌رود، احساس درماندگی و ناامیدی می‌کنید. برای پرورش مهارت‌های تاب‌آوری به یک مشاور حرفه‌ای یا یک حامی مراجعه کنید. با افرادی که اهداف توسعه شخصی مشابهی دارند، ارتباط برقرار کنید.۱۰-۳۰: مقداری تاب‌آور؛ شما دارای مهارت‌های ارزشمند و حرفه‌ای تاب‌آوری هستید، اما هنوز جای پیشرفت زیادی دارید. سعی کنید مشخصه‌هایی را که در حال حاضر دارید، قوی کنید و مشخصه‌هایی را که ندارید پرورش دهید. حمایت و هدایت بیرونی ممکن است برای شما مفید باشد.۳۰-۳۵: تاب‌آوری کافی؛ شما به‌صورت خودکار فردی باانگیزه هستید که از بیشتر چالش‌ها به‌خوبی عبور می‌کنید. درمورد تاب‌آوری بیشتر مطالعه کنید، ساختن آگاهانه مهارت‌های تاب‌آوری به شما قدرت می‌دهد که لذت‌های بیشتری در زندگی حتی در شرایط سخت پیدا کنید.۳۵-۴۵: بسیار تاب‌آور؛ شما به‌خوبی از پس موانع زندگی برمی‌آیید و می‌توانید تحت فشار به شکوفایی برسید. شما می‌توانید به دیگران کمک کنید تا بهتر با سختی‌های زندگی روبرو شوند.منبع:Dotin</description>
                <category>محمد سجاد کوشکستانی</category>
                <author>محمد سجاد کوشکستانی</author>
                <pubDate>Sat, 06 Jun 2020 15:33:54 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>