<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مشاوره باما</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@moshaverebama</link>
        <description>سایت مشاوره باما با هدف حل مشکلات در روابط زناشویی، حل اختلافات خانوادگی، رفع اختلاف با همسر، نحوه برقراری ارتباط موثر با همسر خدمات مشاوره خانواده و ازدواج اراده می دهد</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 14:26:47</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/19553/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مشاوره باما</title>
            <link>https://virgool.io/@moshaverebama</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تقویت هوش هیجانی یا هوش عاطفی</title>
                <link>https://virgool.io/@moshaverebama/%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D8%B9%D8%A7%D8%B7%D9%81%DB%8C-rj2jtbnd6gks</link>
                <description>ارتباط هوش هیجانی با بهره هوشی؟شاید شنیده باشید مردم هنگام صحبت درباره هوش و اینکه یک فرد چقدر باهوش است به IQ یا بهره هوشی اشاره می‌کنند. برای مثال “برادرم به اندازه  من نیازی به مطالعه ندارد زیرا بهره هوشی بالایی دارد”. IQ مخفف بهره هوشی است و می‌تواند توانایی فرد در حل مسائل فکری را پیش‌بینی کند. البته IQ یا همان بهره هوشی تنها یکی از معیارهای ارزیابی استعداد و توانایی‌های انسان را شامل می‌شود.  علاوه بر هوش فکری انواع مختلفی از هوش وجود دارد. به‌عنوان‌مثال هوش فضایی توانایی تجسم فرد در فضای سه‌بعدی را نشان می‌دهد. یا هوش موسیقی توانایی تشخیص ریتم ، وزن و لحن صدا را در یک فرد مشخص می‌کند. توانایی‌های ورزشی ، استعداد هنری و توان جسمانی از انواع دیگر هوش هستند. یکی از انواع مهم هوش که اهمیت بالایی در زندگی اجتماعی ما دارد، هوش هیجانی یا هوش عاطفی است.هوش هیجانی یا هوش عاطفی چیست؟هوش هیجانی توانایی فرد در درک, بکارگیری و مدیریت عواطف و احساسات خود است. هوش هیجانی یا هوش عاطفی گاهی به‌اختصار EQ نیز گفته می‌شود. همان‌طور که بهره هوشی یا IQ بالا می‌تواند نمرات بالای درسی شما در دانشگاه و مدرسه را پیش‌بینی کند، هوش هیجانی بالا نیز حاکی از موفقیت در موقعیت‌های اجتماعی، مهارت همسرداری و تربیت فرزند و مهارت شغلی فرد است. هوش هیجانی به فرد کمک می‌کند ارتباط مؤثری با دیگران  (مثل ارتباط صحیح با همسر یا همکار ) برقرار کند, تصمیمات خوبی بگیرد و مهارت حل مسئله بالایی داشته باشد.درک و برقراری ارتباط با مردم به ما کمک می‌کند در هر زمینه‌ای از زندگی موفق باشیم. همچنین تحقیقات روانشناسی نشان می‌دهد هوش هیجانی درزمینه موفقیت شغلی نقش بالاتری نسبت به بهره هوشی ایفا می‌کند. برخی افراد به‌طور ذاتی مهارت هوش هیجانی بالایی دارند. بقیه افراد برای تقویت هوش هیجانی خود باید تلاش بیشتری کنند. خبر خوب این‌که برخلاف بهره هوشی یا IQ همه افراد در صورت آموزش و تمرین می‌توانند مهارت هوش هیجانی خود را تقویت کنند.راههای تقویت هوش هیجانیهوش هیجانی ترکیبی از چند مهارت مختلف است  ازجمله:مهارت خود آگاهیما انسان ها در طول فعالیت های روزانه خود احساسات مختلفی را تجربه می کنیم. بعضی از احساسات ( مثل غافلگیری ) فقط چند ثانیه طول می‌کشد. برخی دیگر از احساسات ممکن است مدت‌زمان بیشتری در ما باقی بماند و موجب احساس شادی یا غم در ما شود. توانایی در شناسایی و توجه به این احساسات از مهم‌ترین و اساسی‌ترین اصول تقویت هوش هیجانی هستند.توجه به احساسات و عواطف به همان سادگی که آن‌ها را حس می‌کنیم، به ما کمک می‌کند تا آن‌ها را مدیریت کنیم. مهارت خودآگاهی همچنین به ما کمک می‌کند بفهمیم دیگران چه احساساسی از دارند. اما برخی افراد ممکن است تمام‌روز را بدون توجه به احساسات خود سپری کنند. تمرین کنید احساسات خود را همان‌گونه که هستند تشخیص دهید. آن‌ها را در ذهن خود برچسب بزنید ( به‌عنوان‌مثال: من هم‌اکنون احساس افسردگی می‌کنم، احساس تنهایی می‌کنم، احساس شادی و هیجان می‌کنم). تمرین کنید این مهارت خودآگاهی را به یک عادت روزانه تبدیل کنید به طوری که همیشه از احساسات خودآگاه باشید.تقویت هوش هیجانی با احساس همدلیذهن انسان به‌طور ذاتی طوری آفریده‌شده که برای درک و شناخت احساسات دیگران کنجکاو است. بخشی از هوش هیجانی انسان قادر به تشخیص احساسات افراد در شرایط مختلف است. همچنین هوش هیجانی دلیل احساسات دیگران را برای شما آشکار می‌کند. توانایی درک احساسات دیگران ( حتی زمانی که نمی‌دانید چه اتفاقی برای آنها افتاده است) در علوم مشاوره روانشناسی ” احساس همدلی ” نامیده می‌شود.احساس همدلی به ما در توجه و ایجاد روابط عاطفی و دوستانه با دیگران کمک می‌کند. مهارت هوش هیجانی به ما می‌آموزد چگونه با فردی که در شرایط احساسی خاصی قرار دارد رفتار کنیم.مهارت کنترل احساساتهمه ما در زندگی گاهی نا امید یا عصبانی می‌شویم. همچنین به‌عنوان یک انسان برای همه ما مهم است تا احساسات خود را بروز دهیم یا با دیگران احساس همدلی کنیم. مدیریت احساسات به معنی مهارت دانستن زمان ، مکان و نحوه بیان احساسات است.وقتی احساسات خود را درک کردید و یاد گرفتید چگونه این احساسات را مدیریت کنید، آنگاه قادر خواهید بود در موقعیت و شرایط مناسب از طریق خویشتن داری احساسات خود را کنترل کنید. فرد با هوش هیجانی بالا به‌خوبی می‌داند اگر در هنگام بروز احساسات خود عجله کند ممکن است یا در هنگام احساس هیجان یا خشم به دیگران بی احترامی‌کند یا سخنی تحریک آمیز از روی احساس عصبانیت بزند، به رابطه خود با دیگران آسیب زده است.تقویت هوش هیجانی با انتخاب خلق و خوبخشی از مدیریت احساسات مربوط به انتخاب خلق است. خلق ( mood) یک حالت احساسی و عاطفی است که مدتی در درون ما باقی می‌ماند. به‌عنوان یک انسان این توانایی در درون ما نهفته است تا خلق و خوی خود را برحسب نیاز و شرایطی که در آن قرار داریم انتخاب کنیم و سپس خود را در آن حالت احساسی قرار دهیم. انتخاب یک خلق و خوی مناسب به شخص در دستیابی به هدفی مشخص انگیزه می دهد تا بر روی کار خود متمرکز شود یا به‌جای تسلیم و پذیرش شکست دوباره تلاش کند.افراد با هوش هیجانی بالا خوب می‌دانند که خلق و خو یک حالت انتخابی است نه اکتسابی. ما به عنوان یک انسان قادریم بر خلق و خوی خود کنترل داشته باشیم به‌طوری‌که تصمیم بگیریم و انتخاب کنیم که چه خلق و خویی برای یک شرایط و موقعیت خاص مناسب است و چطور این حس و حال را در خود ایجاد کنیم.هوش هیجانی در دست‌ساخت!هوش هیجانی اصولاً مهارتی است که با افزایش سن و سال ما بهبود می‌یابد. اگر چنین نبود، همه بزرگ‌سالان مثل یک کودک احساسات خود را از طریق لگدزدن، گریه کردن، جیغ کشیدن و از دست دادن کنترل خود ابراز می‌کردند.البته آموزش مهارت های ارتباطی موجب تقویت هوش هیجانی در زمان کوتاه‌تری می‌شود. به‌کارگیری این مهارت ها در نگاه اول ساده به نظر می‌رسد. به‌عنوان‌مثال، تشخیص و شناسایی احساسات خود، وقتی می‌دانیم به چه چیزی باید توجه کنیم به نظر ساده است. اما مهارت هوش هیجانی مانند مدیریت واکنش‌های احساسی و انتخاب خلق و خو به نظر سخت‌تر می‌آیند. زیرا بخشی از مغز ما که مسئول خود مدیریتی است فراتر از سن بلوغ به رشد خود ادامه می‌دهد و تمرین در تقویت هوش هیجانی به ما کمک می‌کند مسیرهای ذهن خود را رشد دهیم.همه ما می‌توانیم با شناسایی صحیح احساسات، درک علل بروز احساسات ، شناخت احساسات و عواطف دیگران و چگونگی قرار دادن احساسات به کلمات دل‌نشین به تقویت هوش هیجانی خود کمک کنیم.</description>
                <category>مشاوره باما</category>
                <author>مشاوره باما</author>
                <pubDate>Tue, 20 Aug 2019 16:23:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقش رفتار والدین در تربیت کودکان</title>
                <link>https://virgool.io/@moshaverebama/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-udzcfnslhecu</link>
                <description>این چشم‌ها و گوش‌های کوچک کودک شما همه‌چیز را متوجه می‌شوند. آیا از نقش رفتار والدین در تربیت کودکان خود آگاهی دارید؟ من و شوهرم تقریباً هر شب باهم شام درست می‌کنیم. من هیچ‌وقت زیاد به این موضوع فکر نکرده بودم (به‌جز همکاری و همراهی که در این کار جریان داشت و من واقعاً بابت آن خوشحال بودم) تا اینکه روزی دختران ۴ و ۶ ساله ما با دوستانشان خانه بازی می‌کردند, تصادفاً چیزهایی شنیدم.دخترهای من در نقش پدر و مادر و دو دوستشان در نقش کودک، بازی می‌کردند. همه‌چیز به‌خوبی پیش می‌رفت تا اینکه نوبت به آماده کردن غذا در بازی رسید. یکی از دوستانشان درحالی‌که به دختر بزرگ‌تر من اشاره می‌کرد و یک ماهی‌تابه پلاستیکی را به‌سرعت درون فر می‌گذاشت گفت: ” پدر که آشپزی نمی کنه!” دوست دیگرشان گفت: ” آره, تو درست میگی”.دختران من درحالی‌که به‌سوی من می‌دویدند و از من می‌خواستند که به آن‌ها بگویم اصلاً هم این‌طور نیست, در پاسخ به او هم‌زمان فریاد زدند: ” بله, پدر هم می تونه آشپزی کنه!”من و شوهرم به دخترانمان کمک می‌کنیم تا مفاهیمی چون “انتخاب‌ها” و “پیامدها” را درک کنند و از این طریق رفتارهای مثبت را در آن‌ها تقویت می‌کنیم. اما در آن لحظه, من متوجه شدم که روابط و رفتار والدین عیناً نشان‌دهنده مجموعه‌ای از ارزش‌ها و عقایدی است که فرزندان ما به “درست بودن” آن‌ها باور پیدا می‌کنند, حال چه این رفتارها خوب باشد (مثل این مورد) و چه بد.برای تربیت کودکان  الگوسازی رفتاری کنیدظاهراً مقالات متعددی در حوزه روانشناسی کودک وجود دارد که به شما می‌آموزد، الگوی رفتار والدین یک جزء اصلی اما فراموش‌شده در مراحل رشد و تربیت کودکان است. خانم الیزابث لومباردو , دکتر روانشناس در وکس فورد, پنسیلوانیا و نویسنده کتاب تو خوشحال هستی معتقد است که الگوسازی رفتار والدین حتی قبل از درک ارتباط کلامی کودکان رخ می‌دهد”. ما به‌عنوان پدر و مادر اغلب سعی می‌کنیم بر آموزش کلامی کودک متمرکز شویم, درحالی‌که از اهمیت رفتار والدین در تربیت کودکان غافل هستیم”.برای کودک هیچ شاهدی موثر تر از رفتار والدین او نیست. تنها آموزش تقسیم وظایف یا تربیت جنسی کودکان نیست که باید در تربیت کودک و فرزندان موردتوجه قرار گیرد؛ یک مطالعه روانشناسی که توسط وزارت بهداشت و خدمات انسانی ایالات‌متحده آمریکا در سال ۲۰۰۹ انجام شد نشان می‌دهد، میزان رضایت والدین از ازدواج و روابط زناشویی به همان اندازه کیفیت رابطه کودک با هر یک از والدین, بر تندرستی و سلامت روانی و جسمی آینده کودک تأثیرگذار است.دنیل بوسینو, دکتر روانشناس بالینی و یکی از مؤسسین مرکز روان درمانی بالتیمور می‌گوید: “مهم‌ترین موضوع در هر خانواده بهبود روابط زن و شوهر در ازدواج است, و بزرگ‌ترین کمکی که والدین می‌توانند برای تربیت کودک خود انجام دهند این است که زن و شوهر یکدیگر را دوست بدارند”.والدین با تلاش در جهت قدردانی و تشکر از زحمات یکدیگر, می‌توانند درس‌های مهمی درباره روابط عاطفی ,  شیوه حل اختلاف با همسر و ایجاد تعادل میان محیط کار و منزل به کودکان آموزش دهند.او در ادامه می‌گوید, والدین طلاق ( در شرایطی که پدر یا مادر به‌تنهایی مسئول نگهداری و تربیت فرزندان است ) می‌توانند برخی از مهارت های زندگی لازم درزمینهٔ برقراری ارتباط موثر را با نشان دادن شیوه ارتباط صحیح با دوستان و اعضای خانواده به کودک خود یاد دهند.رفتار والدین به کودک می آموزند چگونه عادلانه رفتار کندحقیقت این است، کودکان آن‌قدر به فکر بازی گوشی هستند که به‌ندرت به حرف ما گوش می‌دهند. آن‌ها مشغول تماشای آخرین فیلم‌هایی هستند که ما در آن ایفای نقش کرده‌ایم. فیلم‌هایی با موضوعاتی چون روش حل‌ اختلافات یا اوقات مشترکی که ما به عنوان والدین و الگوی کودک به آنها اختصاص می‌دهیم. به‌این‌ترتیب می‌توانیم از شیوه صحیح ارتباط با همسر خود تنها به عنوان یک الگوی رفتار سالم در تربیت کودک خود استفاده کنیم.اهمیت ابراز علاقه و صمیمیت زن و شوهر در تربیت کودکدرحالی‌که اکثریت والدین به‌صورت غریزی از اهمیت مهر و محبت در تربیت کودک و فرزند خود آگاه هستند, برخی این واقعیت را نادیده می‌گیرند. برای کودکان مشاهده ابراز عشق و محبت پدر به مادر به همدیگر بسیار مهم است.ملودی بروک, زوج درمانگر و مشاوره خانواده از ریچاردسون, تگزاس, می‌گوید” برقراری رابطه زناشویی همراه با عشق و محبت والدین یک الگوسازی رفتاری مناسب در تربیت کودک با عاطفه و محبت محسوب می‌شود. او در ادامه می‌گوید کودکانی که در خانواده هایی پرورش می‌یابند که والدین شان در مقابل آن‌ها نسبت به یکدیگر ابراز عشق و علاقه نمی‌کنند, کودک در برقراری ارتباط صمیمانه با دوستان و نزدیکان خود دچار مشکل می‌شود.همان‌طور کودکانی که همواره شاهد پرخاش و خشونت خانوادگی والدین هستند مستعد ادامه چرخه خشونت هستند, کودکانی که شاهد ارتباط عاشقانه باشند نیز آنچه را آموخته‌اند به خانواده آینده خود منتقل خواهند کرد. کارول لیبرمن دکتر روانشناس و درمانگر می‌گوید: “با نشان دادن شیوه‌های مناسب ابراز علاقه و محبت والدین می‌توانیم در سنین پائین به فرزندان خود بیاموزیم چه چیزی خوب و چه چیزی بد است—موضوعی که مخصوصاً هنگامی‌که ما دیگر در کنار فرزندان خود نیستیم اهمیت دارد”.نکته حائز اهمیت این است که محبت کردن به همسر نباید تنها محدود به زمانی باشد که همسرتان با انجام کاری سعی در خوشحال کردن شما دارد. در عوض, ممکن است بخواهید کاری کنید که کودکان شما را درحالی‌که در راهرو از کنار همسرتان رد می‌شوید و او را در آغوش می‌گیرید ببینند؛ یا از او بخواهید هنگام تماشای فیلم خانوادگی کنار شما روی مبل بنشیند.دکتر بارلو ویرجینیا, مشاور خانواده در پست دام, نیویورک می‌گوید ” کودکان باید این پیام را دریافت کنند که برای دوست داشته شدن الزاماً نباید افرادی کامل و بی‌عیب و نقص باشند”. به‌عبارت‌دیگر, اگرچه پدر برای تعمیر مشکل نشتی ظرف‌شویی آشپزخانه مستحق یک تشویق صمیمانه است, اما این در آغوش گرفتن‌های بی‌دلیل است که بیشترین ارزش را دارد (البته, این مورد درباره مهر و محبتی که شما به فرزندان خود نشان می‌دهید نیز صدق می‌کند).نقش رابطه نزدیک زن و شوهر در تربیت کودکبدون شک زمانی که همسر تان اولویت اصلی زندگی شما بود را به خاطر می‌آورید. آن زمان برای باهم بودن برنامه‌های خود را تغییر می‌دادید, خوابتان را فدای یک ساعت روابط جنسی بیشتر می‌کردید و تمام تلاش خود را به کار می‌گرفتید تا به خاطر او کارهای معقولی انجام دهید.سپس بچه دار شدید. ازآنجاکه فرزندان بسیار دوست‌داشتنی و جادوئی هستند, خواسته‌های بی‌پایان کودکان موجب می‌شود توجه به همسر تان را از یاد برده باشید. شریل کاین, برگزارکننده کارگاه های آموزش مهارت های زندگی به کودکان در وست پورت می‌گوید: “این حقیقت در مورد بسیاری از والدین ، به‌ویژه مادران ،وجود دارد که مراقبت از فرزندان هیچ انرژی, زمان و حتی تمایلی برایشان باقی نمی‌گذارد تا وقتی را صرف رابطه زناشویی و توجه به همسر خود کنند”.باوجود اشتغال به کار هم‌زمان پدر و مادر, فهرست بی‌پایان فعالیت‌های فوق‌برنامه, و تعداد بی‌شماری عوامل حواس پرتی (شبکه های اجتماعی مانند اینستاگرام , برنامه تلویزیونی), زمان کنار همسر بودن اغلب به‌روزهای بعد موکول می‌شود.همه‌چیز تکراری است؟ یاد قرارهای شبانه قدیم به خیر. این دکتر روانشناس که معتقد است ترتیب دادن قرار گفتگو با همسر ( حداقل به مدت یک‌بار در هفته) ضروری است، بر این نکته تأکید می‌کند که والدین باید تلاش بسیاری برای حفظ رابطه صمیمی و عاطفی با همسر خود انجام دهند.کیفیت رفتار والدین با هم، اساس و بنیان خانواده را شکل می دهد, پس طبیعی است بخواهید بنیان قوی‌تری داشته باشید. ممکن است فکر کنید کودکان از اینکه دور از آن‌ها با همسر خود وقت بگذرانیدرنجیده‌خاطر می‌شوند, اما بزرگ شدن کودکان با آگاهی از اینکه والدین آن‌ها یکدیگر را دوست دارند و برای هم وقت می‌گذارند, یک حس امنیت در کودک ایجاد می‌کند که هیچ‌چیز دیگری قادر به ایجاد آن نیست”.واضح است که وجود برنامه‌ها و مشغله های زندگی, هماهنگ کردن زمانی برای باهم بودن زن و شوهر را غیرممکن می‌سازد, اما اینکه به کودکان نشان دهید که می‌خواهید با همسر خود وقت بگذرانید(حتی برای پنج دقیقه لابه‌لای کارهای روزمره) رفتار مؤثری در تربیت فرزندان تلقی می شود.نقش تقسیم وظایف در خانواده در تربیت کودکهمه می‌دانیم مدیریت و تقسیم وظایف خانواده در کارهای خانه مانند مدیریت یک کسب‌وکار است. همیشه فهرست بی‌پایانی از مسئولیت‌ها وجود دارد که فعالیت همیشگی شما را می‌طلبد؛ از آشپزی و نظافت تا تن دادن به تمرین فوتبال،کلاس نقاشی، آموزش زبان و غیره.دکتر اسکات کلترین, جامعه شناس دانشگاه اوریگون و نویسنده کتاب مرد خانواده می‌گوید: حتی هنگامی‌که پدر تنها نان‌آور خانواده است, والدین هر دو باید برای انجام مسئولیت‌ها و کارهای خانه تلاش کنند. “بررسی‌ها نشان می‌دهد نسل به نسل انتظارات زن و شوهر در تقسیم وظایف خانه و مسایل مالی بیشتر می‌شود.برای اینکه همسرتان را درباره مزیت‌های تقسیم وظایف منزل مانند شست و شوی لباس‌ها متقاعد کنید به چیزی دیگری نیاز دارید؟ دکتر کلترین که نتایج یک نظرسنجی را موردمطالعه قرار داده متوجه شد کودکان مدرسه‌ای که کارهای خانه را با پدر خود انجام می‌دهند بیشتر احتمال دارد با هم سن و سالان خود هماهنگ شوند.علاوه بر این، احتمال سرپیچی از آموزگار و ابتلا به افسردگی یا انزوا در میان این کودکان کمتر است. دکتر کالترین می‌گوید: “مشاهده پدر درحالی‌که مشغول انجام کارهای منزل است به فرزندان ارزش‌هایی مانند اهمیت همکاری و مزیت یک خانواده آزاد را  می‌آموزد”.در منزل ما, من و شوهرم با آشپزی در کنار یکدیگر- تقریباً به‌صورت غیرمستقیم- به دختران مان یاد داده‌ایم که مردان و زنان می‌توانند با کمال میل و خوشحالی کارهای خانه را تقسیم کنند. هرچند که من هرگز چنین تصور جسورانه‌ای درباره پدرم نداشته‌ام (شاید به این دلیل که هیچ‌وقت ندیدم او حتی برای جوشاندن آب تلاش کند), اما دختران ما با این انتظار  تربیت و وارد دنیای پیرامون و ارتباطات خود خواهند شد.رفتار والدین در اختلافات با همسر در حضور کودکانجالب است بدانید بر اساس تحقیقات روانشناسی صورت گرفته، حتی هنگامی‌که زن و شوهر در حل اختلافات با همسر خود تفاهم ندارند, هنوز فرصت مهم دیگری برای بهبود زندگی و تربیت فرزندان  وجود دارد. یک مطالعه جدید که در مجله روانشناسی کودک به چاپ رسیده نشان می‌دهد مادامی‌که دعوا با همسر عادلانه باشد, لازم نیست آن را پشت درهای بسته ( دور از دیدگان فرزندان ) انجام دهید.دکتر پاتریک دیویس, همکار پژوهشی و دکتر روانشناس در دانشگاه روچستر می‌گوید:کودکان تحت شرایطی خاص از مشاهده رفتار والدین حین جنگ و دعوا سود می‌برند. اگر والدین در حل‌ مشکلات و اختلافات خانوادگی عادلانه و اصولی عمل کنند، به کودکان خود می‌آموزند چگونه می‌توانند از طریق توافق و سازش به راه حل صحیحی در برخورد با مشکلات زندگی دست پیدا کنند”.دکتر لیبرمن این مسئله را بسط داده و تأکید می‌کند: “اینکه به کودکان نشان دهیم چگونه می‌توانند اختلافات خانوادگی و مشکلات زندگی را به روشی صحیح حل‌وفصل کنند، این در واقع یکی از بزرگ‌ترین هدایایی است که در تربیت فرزندان خود  به آنها بخشیده ایم”.من در مرکز مشاوره روانشناسی خود با افراد متعددی سروکار داشته‌ام که در خانواده هایی بزرگ‌شده‌اند که والدین آن‌ها در مواجه با اختلافات زناشویی خود هیچ‌گاه ارتباط مؤثری برقرار نکرده‌اند. این کودکان به‌اشتباه از رفتار والدین خود الگوسازی کرده اند. این کودکان گمان می کردند که همواره باید باکسانی که دوستشان دارید موافق باشید. این کودکان هنگامی‌که بعدها در زندگی خود دچار اختلاف می‌شوند, تصور می‌کنند که رابطه شان ویران‌شده و یا اینکه مشکل از آن‌هاست”.هنگامی‌که قوانین بازی عادلانه در زمین را مقرر می‌کنید (فریاد زدن بر سر همسر ممنوع, فرار کردن از کارهای منزل ممنوع, فحاشی به همسر ممنوع), پایبندی .الدین به این قوانین ضروری است.تسلط به مهارت گوش دادن همدلانه به‌ همسر کمک می‌کند تا بتوانیم به همسر خود آرامش داده و از او به خاطر زحماتش تشکر و قدردانی کنیم. هنگامی‌که شما این کار را به‌درستی انجام می‌دهید, مفهوم عشق بی قید و شرط را به فرزندان خود آموزش داده اید.من به‌تازگی دریافتم که وجود یک تماشاگر بی‌اطلاع در یک بحث داغ نیز می‌تواند مزیت نهفته‌ای داشته باشد. یک روز من مشغول دعوا با همسر خود در موردحق با من است! خیر, حق با من است!  بودیم که ظاهراً هیچ پایانی نداشت. ناگهان دختر بزرگ‌تر ما بحث را با این نصیحت کوچک قطع کرد: ” پدر, اگر عاشق مادر هستی, چرا اجازه نمی‌دهی این بار او برنده شود؟ او هم دفعه بعد اجازه می‌دهد که تو برنده شوی”. ایده فوق‌العاده‌ای بود و ما این را به او گفتیم. خوشبختانه در مورد ما, الگوسازی رفتاری فرزند از سوی من و همسرم انجام می‌شود.</description>
                <category>مشاوره باما</category>
                <author>مشاوره باما</author>
                <pubDate>Sat, 10 Aug 2019 00:00:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۸ راهکار برای بهبود روابط زن و شوهر در ازدواج</title>
                <link>https://virgool.io/@moshaverebama/%DB%B8-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B2%D9%86-%D9%88-%D8%B4%D9%88%D9%87%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-bojsv0hizfld</link>
                <description> یکی از مهم ترین مسائلی که بعد از ازدواج همسر شما انتظار دارد، مهارت برقراری ارتباط موثر در زندگی مشترک است. زن و شوهر بعد از ازدواج خواهان همسری صادق و راستگو حتی در زمینه ی مسائل بسیار پیش پا افتاده و کم اهمیت هستند. با وجود اینکه بعد از ازدواج ما متعهد به صداقت و راستگویی با همسر خود هستیم اما در عمل نمی توانیم یک ارتباط موثر با همسر خود در زندگی مشترک برقرار کنیم که این موضوع باعث بدتر شدن روابط زن و شوهر بعد از ازدواج و حتی منجر بهتصمیم به طلاق از طرف همسر  شما می شود.اما چگونه باید با مشکل برقراری ارتباط موثر با همسر خود بعد از ازدواج  مقابله کنیم؟ در اینجا به ۸ مرحله ی کوتاه و مختصر در مورد شیوه بهبود برقراری ارتباط موثر با همسر اشاره می کنیم:بهتر شدن روابط زن و شوهر با احترام به نظر یکدیگرهنگامی که بعد از ازدواج زندگی مشترک با همسر خود را آغاز کردید، شما و همسرتان باید در مورد انتظارات و توقعات خود از دیگری و اینکه چگونه نظرات و عقاید خود را در هنگام مواجه با مشکلات زندگی مطرح کنید ، گفتگو کنید.  در  ظاهر این یک اقدام غیر عملی است، اما در هنگام رویارویی بامشکلات زندگی، کمک شایانی به شما می کند. زمانی که در مورد مجموعه قوانین زندگی مشترک خود صحبت می کنید ، با تفکرات و عقاید یکدیگر در نقش یک همسر و انسان بیشتر آشنا می شوید و اگر به یکدیگر علاقمند باشید احترام را چاشنی این قوانین کرده و درنهایت با همسر خود به تفاهم و اتفاق نظر می رسید.زمانی که در مورد توقعات خود صحبت می کنید آن را  به صورت یک آرزو مطرح کنیدشاید بیان انتظارات و توقعات خود از زندگی به همسر خویش برایتان سخت باشد و یک حس اجبار و الزام را برای همسر شما به همراه داشته باشد. درست است که برای بهبود روابط زن و شوهر بعد از ازدواج باید احساس مسئولیت کرد و انتظارات همسر خود را تا حد ممکن برآورده ساخت، اما شاید بهتر است در طرح خواسته ها و انتظارات خود از همسر تان کمی نرم و ملایم تر باشید. مثلا شما می توانید در هنگام گفتگو با همسر خود، انتظارات و خواسته های خود را به شکل یک آرزو و علاقه بیان کنید.  بیان انتظارات خود به این شکل سبب می شود همسر شما نیز نسبت به این خواسته ها به اندازه شما احساس تعلق خاطر کند. به همین دلیل، سهیم شدن انتظارات خود به شکل آرزو، باعث می شود همسر شما علاقمند به مشارکت در برآوردن این خواسته ها در زندگی مشترک شود.برای بهتر شدن روابط زن و شوهر از فضای مجازی استفاده نکنیدبیشتر افراد فکر می کنند زمانی که در پشت تلفن یا در سایت فیس بوک با همسر خود گفتگو می کنند ، رابطه خوبی با همسر خود  برقرار می کنند. این فکر کاملا غلط است و به عقیده یک مشاور خانواده در بیشتر موارد درست عمل نمی کند.  تحقیقات روانشناسی نشان داده زن و شوهر های زیادی وجود دارند  که علی رغم ارتباط زیاد در فضای مجازی یا تلفنی ، نتوانسته اند ارتباط موثری با همسر خود برقرار کنند و زندگی آنها به جدایی و طلاق ختم شده است. برقراری ارتباط موثر از طریق این دست وسایل ارتباطی و فناوری بسیار راحت هستند اما در عین حال کارایی و تاثیر یک گفتگوی چهره به چهره و حضوری را ندارند. بنابراین به منظور حل مشکلات زناشویی و خانوادگی خود سعی کنید از روش ارتباطی  دوستانه ، فردی و چهره به چهره بهره ببرید.بهبود روابط زن و شوهر با بالا بردن صبر و تحمل خودزمانی که در یک رابطه هستید بدین معنا نیست که شما و همسرتان مالک دیگری هستید. شما باید توجه داشته باشید که اگر تازه ازدواج کرده اید، اختلافات اوایل زندگی امری طبیعی است زیرا هم اکنون از لحاظ فکری با همسرتان فاصله دارید. افزایش میزان صبر و تحمل در رابطه زناشویی بدین معناست که شما به همسرتان اجازه انجام هرکاری به عنوان یک فرد مستقل بدهید. وابستگی عاطفی میزان اعتماد و سازش  طرفین را می سنجد و اگر شما به همسرتان ( و بالعکس ) اعتماد داشته باشید  ، به سطح بالایی از سازش و شکیبایی در زندگی خواهید رسید.برای بهبود روابط زن و شوهر قرار بگذارید مدتی از فضای مجازی دور بمانیدیک راهکار ساده در بهبود روابط زن و شوهر   دوری از فضای مجازی و گذاشتن وقت بیشتر در کنار همسر خود است . این امر بدین معناست که فارغ از هرگونه وسیله ارتباطات جمعی زمانی را در پارک قدم بزنید یا در هنگامی که تلفن همراه خود را در داخل صندوق عقب ماشین گذاشته اید در ساحل شنا کنید. امروزه وسایل ارتباطی به دلیل ویژگی های  منحصربه فرد خود ، مقدار زیادی از وقتی را که زوج باید برای گفتگو و در کنار هم  صرف کنند می گیرد و به همسر شما اجازه برقراری ارتباط با شما و طرحمشکلات زناشویی خود را نمی دهد.برای بهبود روابط هیچ گاه گفتگو با همسر خود را با  گله و شکایت آغاز نکنیدهمه ما دوست داریم مورد مهر و محبت همسر خود  قرار بگیریم. به خصوص زمانیکه در زندگی مشترکبا مشکل مواجه می شوید، دوست دارید از طرف همسر حمایت عاطفی شوید. زمانی که با مشکلات و مسائل جدی زندگی مشترک روبه رو می شوید ، با نگرش منفی به مشکل نگاه می کنید و همسر خود را عامل اصلی مشکلات زندگی تلقی می کنید تا حس ناراحتی و نگرانی تان را القا کنید . اما  این رویکرد اصلا درست و اصولی نیست زیرا با این رفتار همسرتان  را خار و حقیر کرده و همچنین حس بی ارزشی را در او ایجاد می کنید. همسر شما ممکن است برای حفظ رضایت شما سکوت کند یا به این  نتیجه برسد که بهتر است تصمیم به طلاق بگیرد.برای بهبود روابط زن و شوهر همیشه به احساسات همدیگر اهمیت دهیدبر طبق تحقیقات روانشناسی، درخواست طلاق  اغلب در خانواده هایی رخ می دهد که به احساسات یکدیگر اصلا اهمیت نمی دهند. آنها اول به رفاه و آسایش خود فکر می کنند و بیشتر به مسائل  شخصی به جای مشکلات زندگی مشترک اهمیت می دهند. آنها مسائل را از یکدیگر مخفی کرده و همه ی مسائل را با ظاهری بهتر و موجه تر نسبت به واقعیت ماجرا به همسر خود نشان می دهند. اگر شما به احساسات همسر خویش اهمیت می دهید،  بدین معناست که  قادر به تشخیص عواطف ، عقاید، انتظارات همسر خود خواهید بود . اگر در این زمینه حساس تر باشید ، بهتر می توانید در زمینه ی  مشکلات زندگی با همسر خود صحبت کنید ، با تصمیمات هم کنار بیاید و مسائل مرتبط به زندگی زناشویی خود را حل کنید.عدم برقراری ارتباط موثر مشکلات زندگی زناشویی را بدتر می کنند و اگر  مهارت ارتباط موثر با همسرخود را تقویت نکنید ، نمی توانید تجربه دستیابی به یک ازدواج موفق ، سالم و پایدار را داشته باشید و در برابر مشکلات زندگی زناشویی مجبور به تسلیم می شوید. </description>
                <category>مشاوره باما</category>
                <author>مشاوره باما</author>
                <pubDate>Sat, 15 Jun 2019 14:35:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۲ نشانه‌ ترس از ازدواج یا عدم آمادگی برای ازدواج</title>
                <link>https://virgool.io/@moshaverebama/%DB%B1%DB%B2-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D8%AF%D9%85-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-f70lbdvygc1b</link>
                <description>پیدا کردن همسر مناسب و دستیابی به یک ازدواج موفق همیشه کاری دشوار بوده است. البته سختگیری در انتخاب همسر مناسب و داشتن آمادگی قبل از ازدواج همیشه خوب است. شاید دوستیابی اینترنتی یا همسریابی آنلاین مناسب نباشد. شاید هنوز آمادگی لازم برای ازدواج را نداشته باشید، درحالی‌که مادر یا دوستان شما دغدغه ازدواج و خوشبختی شما را در سر دارند. در این مقاله از سایت مشاوره باما به ۱۲ دلیلی که شاید شما هنوز برای شروع یک زندگی مشترک آمادگی لازم را نداشته باشید یا ترس از ازدواج دارید اشاره می‌کنیم:هنوز رابطه‌ یا ازدواج قبلی خود را قطع نکرده ایدگاهی قطع رابطه و ترک شریک زندگی کاری واقعاً سخت است. شاید احساس دلتنگی و شکست عشقیدردناک‌تر ازآنچه تصور می‌کردید باشد. ازدواج مجدد یا شروع رابطه جدید وقتی‌که شما در حال بازیابی روحی و عاطفی خود هستید اغلب می‌تواند منجر به شکست عشقی دیگری شود.باید یادآور شد هیچ زمان‌بندی دقیقی برای قطع رابطه‌ یا تصمیم به طلاق وجود ندارد. پس صبور باشید و به خود عشق بورزید. با دیگران در ارتباط باشید تا شما را حمایت کنند. انجام این کارها برای رهایی از غم و آمادگی شما برای شروع یک رابطه یا ازدواج مجدد کمک می‌کند.از خلوت و تنهایی خود لذت می بریدبرخی تیپ های شخصیتی انزوا و تنهایی را دوست دارند. سکوت یک هدیه است و شاید آن چیزی باشد که سلامت روانی شما را حفظ می‌کند. پس چرا آن را خراب ‌کنید؟شاید هنوز دوست ندارید آرامش ، خلوت و مزایای زندگی خصوصی خود را به خاطر ازدواج از دست دهید یا وارد یک زندگی مشترک شوید. اگر هنوز حس خوبی به قرار گذاشتن و برقراری شروع رابطه ندارید، پس این کار را نکنید. به ندای درونی خود گوش کنید. مجبور نیستید وقتی‌که نمی‌خواهید وارد یک رابطه دوستی یا تعهد به ازدواج شوید این کار را انجام دهید.شاید هم با کسی در رابطه هستید اما هم‌اکنون از عمیق‌تر شدن رابطه یا برقراری رابطه صمیمی و خیلی نزدیک اجتناب می‌کنید درحالی‌که شریک شما مایل است این رابطه را به مرحله‌ بعدی برساند. اگر شما ۱۰۰% نمی‌توانید به رابطه متعهد شوید، پس این کار را نکنید. این یک موضوع شخصی است و کسی نمی‌تواند وارد عمق آن شود.از دوران مجردی خود لذت می بریداگر قرار می‌گذارید و به شما خوش می‌گذرد، پس این کار را بکنید! هیچ نیازی نیست که به خاطر فشارهای خانواده یا دوستان همین‌الان وارد یک رابطه جدی یا ازدواج شوید. هیچ زمان‌بندی مشخص یا قانونی برای ازدواج و شروع زندگی مشترک وجود ندارد. اگر احساس نیاز به ازدواج و شروع زندگی مشترک نمی‌کنید هرگز به‌اجبار یا به خاطر شرایط و فشار جامعه تصمیم به ازدواج نگیرید.اگر هدف شما از برقراری رابطه ، تفریح و سرگرمی است و ملاقات با افراد مختلف به‌دوراز رابطه عاشقانه و صمیمی چیزی است که در حال حاضر به آن فکر می‌کنید، هیچ مشکلی ندارد.از طرف دیگر، اگر این تنها کاری است که تابه‌حال انجام داده‌اید، شاید باید از خودتان بپرسید آیا چیزی وجود دارد که شما از آن اجتناب می‌کنید یا آیا احتمالاً ترس از ازدواج یا ترس از تعهد در رابطه دارید؟ اگر این قبیل سؤالات ذهن شما را درگیر می‌کند، احتمالاً باید زمانی را برای مطرح کردن این سؤالات با یک فرد با تجربه یا مشاور ازدواج مطرح کنید.چیزهایی در زندگی هستند که می‌خواهید روی آن کار کنیدشاید اهداف و برنامه‌های مهمی در زندگی وجود دارد که می‌خواهید آن‌ها را انجام دهید. مثل مواجهه با ترس ها یا نقاطی از گذشته که هم‌اکنون برای شما لذت‌بخش و نشاط‌آور است. بابت اولیتی که برای خود قائل می‌شوید تبریک می‌گوییم.کمکی که نیاز دارید را به دست آورید. حمایتی را که نیاز دارید تا اضطراب، افسردگی یا قلب شکسته‌تان گذشته را پشت سر بگذارید را پیدا کنید.برای توسعه فردی و رشد شخصیت خود تا حد ممکن وقت بگذارید. رشد فردی به شما کمک می‌کند تا درانتخاب همسر آینده خود موفق باشید و فردی مناسب با معیارهای ازدواج خود را برای شروع یک زندگی مشترکانتخاب کنید.در حال حاضر می‌خواهید روی بخش دیگری از زندگی‌تان تمرکز کنیداگر زمان بیشتری را برای اختصاص دادن به سلامتی، شغل، خانواده ، آموزش و توسعه فردی خود نیاز دارید و واقعاً زمانی را برای تمرکز روی این کارها صرف می‌کنید، پس این کار را بکنید.قرار گذاشتن، برقراری رابطه و تصمیم به ازدواج همگی اقداماتی زمان‌بری هستند و شاید هم‌اکنون فرصت کافی برای پرداختن به این امور را نداشته باشید. زیرا شما تصمیم گرفته‌اید در حال حاضر اولویت‌های خود را به کارهای مهمتری تغییر دهید و آفرین بر شما! زمانی که وقت کافی برای تمرکز و توجه به همسر آینده و ازدواج فراهم شد، در آن صورت است که زندگی مشترک موفق و پایداری را تجربه خواهید کرد.ازآنچه واقعاً از رابطه می‌خواهید مطمئن نیستیداین یکی از رایج‌ترین موضوعاتی است که افراد بسیاری در مورد آن مشکل دارند. شاید شما هرگز در رابطه‌ای‌ نبوده‌اید و واقعاً چیزی در مورد آن نمی‌دانید. یا خلاف آن درست باشد. شما در چندین رابطه بوده‌اید و آن‌ها به دلایل معلوم و نامعلومی تمام شده باشند. درهرصورت، اساساً احساس سردرگمی دارید.این کاملاً درست است. همچنین زمان مناسبی است تا واقعاً به آنچه از یک رابطه نمی‌خواهید فکر کنید. بسیار بهتر است تا حد امکان خود را ازلحاظ آنچه می‌خواهید و نیاز دارید پیش از آنکه وارد یک رابطه جدید شوید، بشناسید. البته، نیازی نیست پاسخ همه‌ آنچه را که می‌خواهید یا نمی‌خواهید را بدانید اما مطمئناً خوب است که معیارهای ازدواج خود را بشناسید.شما از ” سندروم چشم سرگردان” رنج می‌بریداگر با کسی در رابطه هستید اما دائماً به دیگران نگاه می‌کنید، این شاید به این دلیل است که شما در رابطه با کسی که با او هستید جدی نیستید.اینکه کسی را تصادفاً ببینید و جذابیت آن‌ها را تحسین کنید یک چیز است. این کاملاً عادی است. اینکه همیشه در حال چشم چرانی هستید و مرتب مجذوب افراد می‌شوید نشانه این است که در حال حاضر یک رابطه سالم را تجربه نمی‌کنید. به‌علاوه چشم چرانی یک نوع بی‌ادبی است.آن‌ها مورد مناسب شما نیستندقرار گذاشتن، خوش‌گذرانی و عاشق شدن در رابطه آسان است. اما آیا واقعاً این همان کسی است که می‌خواهید با او رابطه پایدار برقرار کنید یا ازدواج پایدار داشته باشید؟می‌خواهم به‌عنوان یک مشاوره ازدواج به شما بگویم: این تفکر که هر فردی در دنیا یک همزاد دارد و فقط همان یک نفر است که می‌تواند او را در ازدواج خوشبخت کند از دیدگاه روانشناسی اساسا اشتباه است. به این نکته توجه کنید که در حال حاضر بیش از ۷ میلیارد انسان در سیاره زمین وجود دارد، می‌خواهم بگویم که تنها تعداد کمی از افراد هستند که در مسیر زندگی شما قرار می‌گیرند که هرکدام از آن‌ها بی تردید می‌توانند مورد مناسبی برای ازدواج با شما باشند.شما دچار خود شیفتگی افراطی هستیددر یک رابطه عاشقانه به سر بردن یعنی نه‌تنها علاقه‌مند به برآوردن نیازهای خود هستیم بلکه به لحاظ عاطفی برای مراقبت از طرف مقابلمان سرمایه‌گذاری می‌کنیم و انگیزه داریم.اگر همواره مشغول رسیدگی به امور شخصی خود هستید فرصت کافی برای احساس همدلی و توجه به دیگران را از دست می‌دهید. شاید شما از احساس خودشیفتگی رنج می‌برید. دلایل متعددی برای ابتلا به احساس خودشیفتگی وجود دارد.شاید شما در زندگی رها باشید یا افراد خوش‌نیتی به شما گفته‌اند که” مهم‌ترین فرد زندگی” هستید. و حالا، همه‌چیز درباره‌ شماست. اگر این مورد است، شما احتمالاً واقعاً برای شروع رابطه با شخص دیگری آماده نیستید.شما از سوءمصرف مواد یا اعتیاد به داروی خاصی رنج می‌بریدیک راه مطمئن برای دانستن اینکه شما هنوز آمادگی لازم برای ازدواج یا شروع یک رابطه جدی را ندارید اعتیاد شما به مواد مخدر ، اعتیاد به الکل یا وابستگی به دارو است.اگر بر این باوردید که میزان مصرف و اعتیاد شما به مواد فقط در حدی است که توانایی شما در عملکردتان در خانه، محل کار، در موقعیت‌های اجتماعی، یا در مدرسه را افزایش دهد، احتمالاً شما به دلایلی در حال خوددرمانی هستید و هر چه زودتر بتید از یک مشاور ترک اعتیاد کمک بگیرید.تلاش در حفظ رابطه یا تصمیم به ازدواج در زمان وابستگی به مواد و اعتیاد به مواد مخدر  مانند این است که در تلاشید تا به‌سرعت برخلاف جریان آب شنا کنید . این کار شما ا را بیشتر در دریا غرق می‌کند.شما ترس از ازدواج یا رابطه داریدوقتی صحبت از ازدواج موفق و شروع یک رابطه پایدار است، همه ما امید، آرزو و رؤیاهای روشنی در سر داریم. از طرفی احساس ترس از ازدواج و رابطه داریم که اساساً احساسات عادی هستند.از دلایل ترس از ازدواج می‌توان به ترس از شکست عشقی ، ترس از دست دادن خواسته ها و یا ترس از نداشتن احساس خوبی از رابطه اشاره نمود. گاهی ترس از ازدواج و شروع رابطه، ما را مضطرب و نگران می‌کند و توانایی ما در ایجاد رابطه ، حفظ رابطه و پیشرفت در رابطه را سلب می‌کند.اگر چنین است، زمان را صرف انتقاد از خود نکنید زیرا این فقط یک احساس ترس است و در واقعیت چیزی وجود ندارد. در عوض، وقت بگذارید و از خانواده و دوستان خود برای کمک به فهمیدن اینکه چرا ترس شما مانع ازدواج و شروع رابطه جدی می‌شود، کمک بگیرید.احساس اجبار برای ازدواجاگر دریافتید که شما آخرین نفر در بین اعضای خانواده یا گروه دوستان خود هستید که ازدواج نکرده‌اید ممکن است احساس فشار برای ازدواج اجباری کنید. فشار همسالان و اقوام برای تصمیم به ازدواج هرگز ایده‌ خوبی نیست و مطمئناً کمکی در بهبود روابط یا دستیابی به یک ازدواج موفق نمی‌کند.به‌عنوان یک مشاور ازدواج همواره به مراجعین خود توصیه می کنم هیچ جدول زمانی برای شروع رابطه و تصمیم به ازدواج وجود ندارد. بزرگ‌ترین درس این است که در هنگام برقراری رابطه دوستی قبل از ازدواج راحت باشید و خیلی به خودتان سخت نگیرید.البته این بدین معنا نیست که شما در دوران آشنایی قبل از ازدواج یا دوران نامزدی به کشف شخصیت نامزد خود نپردازید یا انتظارات ، اهداف ، ارزش‌ها و معیارهای ازدواج خود را نادیده بگیرید.گاهی اوقات ما در رابطه عاشق می‌شویم، خود را گرفتار احساسات ، عشق بازی ، دلبستگی و وابستگی عشقی می‌کنیم به حدی که فراموش می‌کنیم هدف ما از شروع رابطه چیست. در بدترین حالت، داشتن رابطه جنسی قبل از ازدواج است که چنان احساسات شما را درگیر و وابسته می‌کند که بدون شناخت و آگاهی تصمیم به ازدواج با فردی که همسر مناسبی برای شما نیست می‌گیرید.اینجاست که بسیاری از افرادی که بعد از ازدواج با همسر خود به اختلاف برمی‌خوردند و برای کمک به مرکز مشاوره مراجعه می‌کنند این جمله را با خود تکرار می‌کنند: ای‌کاش این پندها را قبل از ازدواج می‌دانستم.در پایان به‌عنوان فردی با بیست سال سابقه در امر مشاوره خانواده و ازدواج به شما جوانان توصیه می‌کنم اگر هنوز آمادگی برای ازدواج ندارید در این تصمیم عجله نکنید تا زمانی که شرایط ازدواج ( به‌ویژه آمادگی ذهنی و فکری ) برای شما فراهم گردد. مطمئناً در آن زمان پاداش صبر و امید خود را در کنار همسر ایده آل خود جشن خواهید گرفت.</description>
                <category>مشاوره باما</category>
                <author>مشاوره باما</author>
                <pubDate>Thu, 06 Jun 2019 22:47:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از چه سنی تربیت کودکان را آغاز کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@moshaverebama/%D8%A7%D8%B2-%DA%86%D9%87-%D8%B3%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-gi4hzdlt0a7t</link>
                <description>نوزاد شما گریه می‌کند, او را بلند می‌کنید. گرسنه است, به او غذا می‌دهید. پوشک او خیس شده, آن را عوض می‌کنید. بدون شک شما به همه نیازهای کودک رسیدگی می‌کنید. مراقبت از کودک به‌اندازه کافی سخت هست؛ مطمئناً, شما والدین فکر می‌کنید نیازی نیست نگران تربیت فرزند کوچک خود باشید, درست است؟اما به‌زودی کودک شما کمی عاقل‌تر شده, نیازهای او تبدیل به خواسته‌های او می‌شود و شما درمی‌یابید که باید محدودیت هایی برای کودک خود در نظر بگیرید. واقعاً چند بار پستانک رهاشده کودک خود را از روی زمین برمی‌دارید یا لبخندی بر لب، کاسه غذای واژگون شده کودک را نادیده می گیرید؟ما می‌دانیم شما به چه چیزی فکر می‌کنید: یک یا دو سالگی برای تنبیه کودک خیلی زود است. بله, مشکل همین‌جا است. هدف از تربیت کودکان تنبیه آنها نیست. هدف از تربیت کودک آموزش و هدایت است, که می‌تواند و باید از سال های اولیه نوزادی شروع شود.کلر لرنر, مدیر سازمان تربیت کودکان تا سه ساله می‌گوید: ” اعمال محدودیت بخش مهمی از مسئولیت شما در تربیت فرزند به‌عنوان والدین است”. شما به کودکان خود کمک می‌کنید تا درست و غلط را بشناسند, از مقررات پیروی کرده، مهارت تصمیم گیری صحیحی داشته و با ناامیدی و درماندگی مقابله کنند.البته, همه والدین می‌دانند کودکی که “بدرفتاری” می‌کند, این کار را عمداً انجام نمی‌دهد. هنگامی‌که کودک سعی می‌کند عینک شمارا از روی چشمتان بکشد, او قصد بی‌ادبی ندارد بلکه تنها می‌خواهد جهان پیرامون خود را کشف کند.هاروی کارپ, دکترای پزشکی و نویسنده کتاب خوشحال‌ترین کودک نوپا می‌گوید: ” نوزاد همواره در حال مشاهده دنیای پیرامون خود است”. ” او غذای خود را با دست فشار می‌دهد تا ببیند چه حسی دارد. چیزی را از بالای صندلی پرتاب می‌کند تا صدای خرد شدن آن را بشنود”. پس چگونه می‌توانیم بدون اینکه به دنیای اکتشافات کودک پایان دهیم مانع شکستن یک جفت عینک دیگر شویم؟ در این مقاله از سایت مشاوره باما به برخی از راهکارهای نظم و انضباط تربیت کودک در سنین نوزادی تا دو سالگی اشاره می کنیم:تربیت کودکان در سنین نوزادیمسائل اصلی: خوردن, خوابیدن و دستشویی کردن کودکدکتر لرنر ( متخصص و مشاور کودک ) معتقد است”به‌طورکلی, شما نمی‌توانید در ماه‌های اولیه به شخصیت کودک خود آسیب بزنید. نوزادان نیاز به احساس امنیت و ایمنی دارند و تأمین تمامی نیازهای کودک درواقع به آن‌ها کمک می‌کند تا در آینده مستقل زندگی کنند.هنگامی‌ کودکان در دنیای کوچک خود احساس امنیت را تجربه کنند قادر خواهند بود پا به دنیای بیرون از آن بگذارند, چراکه می‌دانند قرار نیست آسیبی به آن‌ها وارد شود. دکتر کارپ یک مقایسه عینی مطرح می‌کند: ” ۱۸ ساعت در آغوش گرفتن نوزاد در طول روز ممکن است از دید شما بسیار زیاد به نظر برسد, اما برای کودکی که ۲۴ ساعت و ۷ روز هفته در رحم مادر بوده, این زمان حتی ۲۵ درصد از زمان قبلی کم‌تر است”.تربیت کودکان در سن ۴ تا ۷ ماهگیمسائل اصلی: چنگ زدن و تکان خوردن کودکدر این مرحله, شما می‌توانید شروع به ایجاد تمایز میان نیازها و خواسته‌های کودک کنید. جین نلسن, نویسنده مشترک کتاب تربیت صحیح کودک (در سه سال اول ذوران کودکی ) می‌گوید: ” ممکن است کودک شما بخواهد روی شانه‌هایتان خواب برود, اما او درواقع نیازی به این کار ندارد”. ” کودک باید یاد بگیرد چگونه به تنهایی و بدون کمک دیگران بخوابد”.علاوه بر این, نوزادان در این سن شروع به چنگ زدن به چیزهای اطراف می‌کنند. این شیوه راهی برای کشف و آموختن کارهایی است که آن‌ها می‌توانند با دست‌های خود انجام دهند. یک واکنش مضطرب مثل گفتن یک “نه” یا ” آخ” سخت گیرانه ( هنگامی‌که او به گوشواره شما چنگ زده ) تنها باعث جذابیت بیشتر موضوع برای کودک خواهد شد.در مقابل, صورت آرام و خونسرد خود را به کودکان نشان دهید. هنگامی‌که نوه نلسون دست خود را به‌سوی عینک مادربزرگ دراز می‌کند او بدون اینکه چیزی بگوید عینک را برای چند ثانیه بر زمین می‌گذارد. در این لحظه نوزاد دیگر نمی‌تواند اشتیاق خود را کنترل کند, اما شما می‌توانید شرایط را برای زمان دیگری آماده کنید.دندان در آوردن نوزاد نیز می‌تواند بر رفتار او تأثیر بگذارد. هنگامی‌که پسر سارا شروع به گاز گرفتن سینه مادر موقع شیر خوردن کرد, اولین رفتار غریزی مادر جیغ زدن بود. اما در عوض, او بینی نوزاد ۶ ماهه را به بدن خود نزدیک کرد و اجازه داد او به کارش ادامه داد. اندکی طول کشید تا نوزاد گاز گرفتن را متوقف کند, اما درنهایت کودک یاد گرفت اگر می‌خواهد از سینه مادر شیر بخورد, گاز گرفتن ممنوع است.تربیت کودکان از ۷ تا ۱۲ ماهگیمسائل اصلی: حرکت کردن و به دردسر افتادناگر هنوز محیط خانه را برای کودک خود امن نکرده‌اید(مثلاً خارج کردن چیزهای مضر و آسیب‌زا از دسترس کودک, نصب موانع در محیط خانه و پوشاندن پریزهای برق) سریع‌تر این کار را انجام دهید. اما درعین‌حال, مقدار زیادی فضای امن را برای فرزند خود مهیا کنید تا کودک پر جنب‌وجوش شما بتواند به کشف محیط اطراف خود بپردازد. اگر پدر و مادر دائماً در حال نه گفتن باشند, این پیام را به کودک منتقل خواهند کرد که جهان پیرامون کودک نامحدود است.یک کابینت بدون دستگیره را با انبوهی از قاشق‌های چوبی و کاسه‌های پلاستیکی رها کنید و چند کتاب مقوائی و پازل روی قفسه‌های اسباب بازی پائین بگذارید. اگر کودک شما با انجام کاری به دردسر می‌افتد, او را منحرف کرده و دوباره او را به مسیر قبلی هدایت کنید. به کودک بگوئید: ” من می دونم که دوست داری سیم لامپ رو بکشی, اما اگر لامپ بیفته به تو آسیب میزنه. بیا به‌جای اون با قطار بازی کنیم”. هنگامی‌که نوزاد ۸ ماهه ماریا به چیزی دست می‌زند که نباید دست بزند, مادر ماریا آهنگ صدای خود را تغییر می‌دهد. پریولیج می‌گوید: ” این کار همیشه مؤثر نیست, اما کودک درنهایت متوجه منظور من خواهد شد”.اضطراب جدایی نیز اغلب در این سن بروز پیدا کرده و باعث ایجاد وابستگی عاطفی در کودکان می‌شود. در این سن کودک را تشویق کنید تا به مشغول کردن خود بپردازد. مثلا هنگامی‌که برای شستن لباس‌ها از جلوی چشم‌های کودک ناپدید می‌شوید, او شروع به جیغ زدن می‌کند, بلافاصله نزد او باز نگردید, زیرا این پیام را به کودک منتقل می‌کنید که واقعاً چیزی هست که باید نگران آن باشید. در عوض, با صدای خود، او را مطمئن کنید. به او بگوئید: ” مامان در اتاق لباس‌شوئی است: مشکلی نیست”.تربیت کودکان از ۱۲ تا ۱۸ ماهگیمسائل اصلی: کشف توانایی‌های آوایی کودک مانند جیغ زدن و ناله کردناگر فکر می‌کنید نوزاد شما با صدای بسیار بلندی گریه می‌کند, پس تا وقتی‌که شروع به راه رفتن کند منتظر بمانید. شاید جیغ زدن او در خانه بامزه باشد, اما در مسجد یا یک رستوران شلوغ کار چندان مناسبی نیست. برای حفظ آرامش اعصاب خود, به خاطر داشته باشید که کودک قصد ندارد برنامه شام شمارا خراب کند, او تنها در حال آزمایش تارهای صوتی خود است.در مقابل اشتیاق کودک به فریاد کشیدن یا خندیدن مقاومت کنید, چراکه گاهی جیغ زدن او در رستوران سرگرم‌کننده است. این کار تنها او را مشتاق‌تر می‌کند. در مقابل, به زبان ساده به کودک بگوئید که چه انتظاری دارید: ” وقتی در رستوران هستیم باید با صدای آرام صحبت کنیم”. برای جلب‌توجه و مشغول کردن او کتاب و اسباب بازی های بی‌صدا با خود همراه داشته باشید.اگر کودک نتوانست جلوی جیغ زدن خود را بگیرد, به او بگوئید که باید آنجا را ترک کنید. لرنر می‌گوید: ” کودکان در این سن فاقد خویشتن‌داری هستند و نمی‌توانند مانع بروز چنین رفتارهایی شوند”. ” بهترین کار این است که به توضیح دادن قوانین ادامه دهید, چراکه کودکان تا سنین ۲ تا ۳ سالگی, معانی این قوانین را بهتر متوجه شده و قادر خواهد بود که بر اساس آن‌ها عمل کند”.تربیت کودکان از ۱۸ تا ۲۴ ماهگیمسائل اصلی: استقلال و سرکشی کودکآدیتی نارایان, دکترای پزشکی, استاد بهداشت عمومی و متخصص اطفال در مرکز مشاوره کودک دانشگاه دوک، در دورام، کارولینای شمالی می‌گوید: “در این سن دامنه لغات کودکان به طرز قابل‌توجهی افزایش می‌یابد, اما ازآنجاکه آن‌ها هنوز قادر به بیان احساسات خود نیستند, اغلب دچار احساس ناامیدی می‌شوند”. به او در بیان کلمات کمک کنید. اگر او به این دلیل که دستش به پتوی المو نمی‌رسد کج خلقی می‌کند, کلمات را جایگزین احساساتش کنید: ” تو از اینکه دستت به پتوی المو نمی رسه ناامیدی شده‌ای, بگذار ببینم می تونیم اون رو بهت بدیم”.رفتارهای کودک مانند کتک زدن و گاز گرفتن درنتیجه ناامیدی نیز می‌تواند در این سن بروز پیدا کند. اگر کودک شما کسی را گاز بگیرد, سریعاً او را از  محل دور کنید و به او بگوئید: ” گاز گرفتن ممنوع است, این کار به دیگران صدمه می‌زند”. برای جلوگیری از حوادث دیگر در آینده, به دنبال الگوها باشید: آیا کودک تان ساعت خاصی از روز دست به این کار می‌زند؟ آیا این کار را وقتی‌که احساس درماندگی می‌کند انجام می‌دهد؟هنگامی‌که کودک شما سرکشی می‌کند, حواس پرتی چاره کار است. دختر دو ساله من همیشه دوست داشت کمربند ایمنی را خودش ببندد، کاری که به نظر من بی‌فایده بود. راه‌حل هوشمندانه برای تربیت کودکان من این بود: آواز خواندن! ” ما این‌طوری کمربند خود را می‌بندیم, کمربند خود را می‌بندیم, کمربند خود را می‌بندیم”. کودک آن‌قدر مجذوب صدای آهنگین من ( آهام ) می‌شد که حتی هنوز هم هر وقت سوار ماشین می‌شویم از من می‌خواهد که آواز بخوانم – و به من اجازه می‌دهد که کمربند او را ببندم.اگر بی محلی در تربیت کودکان مؤثر واقع نشد, از عشق و علاقه کودک نوپا به تظاهر کردن استفاده کنید. هنگامی‌که کودک شما اسباب بازی های خود را از روی زمین جمع نمی‌کند, با یک صدای بامزه‌ خرسی به او بگوئید: ” خوب, تامی, تو به خرسی کمک می‌کنی که تکه‌های قطار رو جمع کنه؟ او نمی دونه که جاش کجاست!”.هر کاری که انجام می‌دهید, آن را ادامه دهید. یک موضوع در مورد بچه ها صدق می‌کند: آن‌ها همواره در حال تغییر هستند.آیا تنبیه بدنی در تربیت کودکان مؤثر است؟یک تنبیه بدنی کوچک چه مشکلی دارد؟برخی از والدین فکر می‌کنند ضربه زدن پشت دست کودک یا روی باسن او ایرادی ندارد. به‌هرحال, بسیاری از ما در کودکی تنبیه بدنی شده‌ایم, و درنهایت هم حالمان خوب شده, درست است؟ اما از نظر این مشاوره کودک موضوع به این سادگی نیست. اولاً, وقتی کودک بزرگ‌تر می‌شود, یک ضربه کوچک پشت دست او دیگر کاری از پیش نمی‌برد, و شما مجبورید خشونت بیشتری اعمال کنید.علاوه بر این, کودکان همه‌چیز را با تقلید از الگوی رفتاری والدین می‌آموزند, پس اگر شما در تربیت کودکان از تنبیه بدنی استفاده کنید، او یاد می‌گیرد که زدن راه مناسبی برای غلبه بر ناامیدی است. همچنین کتک زدن هیچ‌چیزی را به کودک نمی‌آموزد. مطمئن باشید که حتی اگر او به حرف شما گوش دهد, این کار را از روی ترس انجام می‌دهد. هرچند شما می‌خواهید که او به یک درک درونی از کار درست و غلط دست پیدا کند, اما کتک زدن نمی‌تواند این کار را به او یاد دهد.تمامی مطالب موجود در سایت مشاوره باما ازجمله توصیه‌های پزشکی و هرگونه اطلاعات مرتبط با سلامتی, تنها برای اطلاع‌رسانی است و در هیچ موردی نباید نوعی تشخیص پزشکی یا برنامه درمانی تلقی شود. استفاده از این سایت و اطلاعات موجود در آن ارتباط بیمار- پزشک ایجاد نمی‌کند. در خصوص هرگونه پرسش یا مطلب مرتبط با تربیت کودکان خود  همواره از متخصص یا یک  مشاور کودک  کمک بگیرید.</description>
                <category>مشاوره باما</category>
                <author>مشاوره باما</author>
                <pubDate>Wed, 05 Jun 2019 21:36:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نظر روانشناس ها درباره دلایل خیانت به همسر</title>
                <link>https://virgool.io/@moshaverebama/%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-msbsiv7aiahe</link>
                <description> odمورد خیانت قرار گرفتن توسط فردی که خیلی دوستش دارید بسیار دردناک و عذاب آور است. تصور اینکه فردی که فکر می کردی تا همیشه در کنار شما عاشقانه زندگی خواهد کرد به شما خیانت می کند و به شما دروغ می گوید ملال آور است. این احساس خشم باعث احساس رنجش و ناامیدی شما به همسر خود و حتی تصمیم به طلاق می شود. اولین فکری که به ذهنتان خطور می کند این است چرا همسرم به من خیانت کرد. من کجای زندگی کوتاهی کردم که همسرم به من خیانت کرد؟اگرچه خیانت به همسر هم در مردان و هم در زنان اتفاق می افتد، با این حال آمارها نشان می دهد مردان بیشتر از زنان به خیانت به همسر خود بعد از ازدواج اعتراف کرده اند. زنان مخلوقات بسیار حساسی هستند و بعد از مواجه با خیانت شوهر از لحاظ عاطفی و روحی بسیار آسیب می بینند. همچنین زنان بعد از خیانت شوهر دچار عذاب و شکنجه روحی می شوند و مدام از خود می پرسند چرا این اتفاق افتاد؟ چرا یک مرد متاهل به همسر خود خیانت می کند؟ برای پاسخ به این سوالات و بررسی علت خیانت همسر با مشاوره باما همراه باشید:خیانت به همسر به دلیل عدم رشد و بلوغ فکریدکتر هیل، روانشناس: مرد ها به طور کلی، هزاران دلیل برای خیانت به همسر خود دارند. بر اساس تجربه مرکز مشاوره خودم، متوجه یک نوع از عدم بلوغ عاطفی و روحی در افرادی که به همسر خود خیانت کرده بودند شدم. نبود رشد فکری و عاطفی برای زمان گذاشتن، متعهد بودن به همسر، و انرژی گذاشتن برای کار کردن از طریق موضوعات اصلی در روابط زناشویی با همسر خود را اغلب در اولویت این مردان نبوده است. در عوض، چنین مرد هایی اغلب به فعالیت هایی که هم به خود و هم به همسر و خانواده خویش آسیب می رساند دست می زنند که خیانت یکی از چنین فعالیت هاست. پیامدهای سوزان و دردناکی که اغلب با عواقب بعدی خیانت به همسر همراه است تا بعد از فاش شدن حقیقت در نظر گرفته نمی شود. مردان خیانت کار معمولا یک تمایل آشکاری به بی ملاحظه و بی فکر نشان دادن خود دارند.خیانت به همسر به خاطر احساس ناکافی بودندکتر دنیل، درمانگر اختلالات جنسی: چرا مردها به همسر خود خیانت می کنند؟ یک احساس گناه از ناکافی بودن در زندگی مهمترین دلیل برای احساس تمایل خیانت به همسر محسوب می شود. وقتی به یک مرد در زندگی مشترک مکررا این احساس حقارت و بی اهمیت بودن در نقش یک مرد القاء شود، آنها به دنبال زنی می گردند تا این احساس عزت نفس را به آنها برگرداند. در حقیقت مردها به دنبال پر کردن این خلاء عاطفی که همسر شان ایجاد کرده با فرد جدیدی روابط نامشروع برقرار می کنند. جستجوی حمایت عاطفی و مورد توجه قرار گرفتن توسط فردی غیر از همسر، دلیل روشنی ازخیانت به همسر می باشد.خیانت به همسر به خاطر اختلالات جنسیدکتر گرید، مشاور اختلالات جنسی: چه چیزی باید در مورد خیانت مرد به زن خود در نظر گرفته شود؟ هر نشانه ای از مشکلات برقراری رابطه جنسی و عشق بازی با همسر می تواند یک هشدار باشد. مرد ها به دلیل داشتن اختلال جنسی خیانت می کنند، حال این خیانت آنلاین باشد یا در فضای واقعی.مرد خیانت کار احتمالا نمی داند چگونه برقراری رابطه عشقانه و یا رابطه جنسی با همسر خود را درخواست کنند و یا حتی اگر درخواست کنند، نمی دانند طوری درخواست کنند تا ارتباط عاطفی با همسر خود برقرار کنند. بنابراین چنین مردهایی به دنبال یک رابطه نامشروع می گردند تا خواسته ومیل جنسی خود را بدانوسیله ارضاء کنند.مرها خیانت به همسر را خود انتخاب می کننددکتر لاواند، مشاور خانواده : هیچ چیزی عاملی مرد را باعث به خیانت به زن خود نمی کند، مردهاخیانت به همسر را انتخاب می کنند. خیانت یک انتخاب است. او می تواند این کار را با اختیار خود انتخاب کند یا انتخاب نکند. خیانت مظهری از مشکلات زناشویی حل نشده و یا نشانه خلاء برآورده نشده می باشد. خیانت در حقیقت حاکی از ناتوانی مرد در تعهد کامل به همسر، خانواده و ازدواج خود می باشد.خیانت به همسر به خاطر خودخواهی مرددکتر سن، روانشناس: در ظاهر، دلایل مختلفی برای خیانت شوهر به همسر خود وجود دارد. مانند تنوع طلبی و هوس رانی مرد، عقده حقارت در جلب توجه زنان، احساس ضعف، عدم احساس خوشبختی در زندگی و غیره. در واقعع ریشه تمام دلایل بالا را می توان در خودخواهی و خودپسندیمرد خیانت کار یافت. خودخواهی که یک مرد را از تعهد به زن و زندگی زناشویی خود و فداکاری برای خانواده باز می دارد.خیانت به همسر به دلیل عدم قدردانیدکتر تابی، مددکار اجتماعی بالینی: در حالی که دلایل متعددی برای خیانت به همسر وجود دارد اما یکی از علل اصلی خیانت شوهر به زن خود عدم قدردانی و تشکر از مرد از طرف زن است. خیلی از مرد ها باور دارند که برای زن و زندگی خود بسیار تلاش می کنند و احساسات خود را در درون نگه می دارند. اما وقتی چنین زحماتی توسط همسر ایشان نادیده گرفته می شود و از در واقع زن به شوهر خود بی توجهی می کند، مرد سعی می کند تا تعریف و تمجید و قدردانی را در جای دیگری جستجو کند و در نتیجه با شخص دیگری که قدر او را می داند ارتباط برقرار می کند.خیانت به همسر به دنبال عشق و محبتدکتر دانا، درمانگر اختلالات جنسی: در دنیای پر مشغله امروزی بسیاری از زوجین بعد از ازدواجفراموش می کنند تا به همسر خود محبت و توجه کنند. در ازدواجی که عشق فراموش شده و گفتگوی زن و شوهر معمولا بر پایه منافع و منطق شده تا عشق و عاطفه، در صورت عدم ارضاء نیازهای عاطفی و احساسات شان از طرف همسر، مرد به دنبال فردی می گردد تا به احساسات او پاسخ دهد و به آنها توجه بیشتری شود.خیانت به همسر به خاطر تصور اشتباه از ازدواجدکتر دیبای، مشاور ازدواج : اغلب مرد ها به زن خود خیانت می کنند زیرا آنها انتظارات و تصورات اشتباهی از ازدواج و زندگی مشترک دارند. این مردها گمان می کردند وقتی ازدواج کردند زندگی درست خواهد شد. آنها فکر می کردند همیشه در کنار هم بدون مشکلات زندگی به راحتی زندگی خواهند کرد و همیشه رابطه جنسی و رابطه زناشویی آنها فوق العاده خواهد بود.با این حال، با شروع زندگی مشترک بعد از ازدواج، پذیرش مسئولیت های زندگی، تربیت فرزند و تحمل فشارهای مالی زندگی نیز آغاز می شود. در این موقع، مرد متوجه می شود به اندازه کافی وقت و انرژی برای خوش گذرانی با همسر خود را ندارد و گاهی همسر او به خاطر چنین فشارهایی وقت و انرژی کافی برای توجه به شوهر خود را ندارد. اینجاست که مرد به دنبال فرد دیگری برای ارضای میل جنسی و عاطفی خود می کند. او تصور می کند مشکل از زن اوست و ربطی به او و مشکلاتش ندارد. به همین دلیل به دنبال فرد دیگری برای خوش گذرانی و شاد بودن می گردد. البته که این تصور اشتباه سرانجام موجبات طلاق و جدایی چنین ازدواجی را به دنبال دارد.خیانت به همسر به خاطر اعتیاد به سکسدکتر ادی: مشاور خانواده و ازدواج: دلایل زیادی برای خیانت مرد به زن وجود دارد. یک روندی که در طول ۲۰ سال سابقه در حوزه روانشناسی و مشاوره خانواده شاهدش بودم افزایش تعداد مرد هایی است که به سکس اعتیاد دارند. این افراد در واقع از سکس سوء استفاده می کنند تا بدینوسیله خود را از پریشانی احساس که اغلب به خاطر آسیب های روحی گذشته و بی توجهی هایی که به شده رها کند. آنها برای جلب اعتماد و احساس رضایت و لذت، تلاش می کنند. آنها اغلب احساس حقارت و ضعیف بودن می کنند و تقریبا اکثر آنها در برقراری ارتباط عاطفی با دیگران ناتوان هستند. مرد هایی که تحت مشاوره قرار می گیرند یاد می گیرند چرا از یک رابطه جنسی سوء استفاده می کنند و چرا بههمسر خود خیانت می کنند. همچنین با تغییر نگرش خود نسبت به آسیب های روانی که در گذشته بر آنها وارد شده و آموزش راه های صحیح برقرای ارتباط عاطفی با همسر در یک رابطه سالم، احتمالخیانت به همسر در آنها به شدت کاهش می یابد.خیانت به همسر به خاطر حس ماجراجوییدکتر اواسادوسکی، مشاور خانواده: میل به ماجراجویی و هیجان و کنجکاوی یکی از دلایل خیانت شوهر به زن می باشد. در واقع این یک بازی و سرگرمی برای رهایی از زندگی روزمره، آخر هفته های کسل کننده و نبود انگیزه در زندگی می باشد. همچنین مردها برای رهایی از فشارهای زندگی، فرار از مسئولیت ها و وظایف محول شده به آنها اقدام به برقراری رابطه زناشویی نامشروع با جنس مخالف می کنند. این ارتباط می تواند به صورت دوستی آنلاین و یا حضوری باشد.خیانت به همسر به بهانه های مختلفدکتر دیوید، روانشناس: اول از همه باید بدانیم که تفاوت بین دلایل خیانت مرد به همسر خود وجود دارد:تنوع طلبی، احساس خستگی از زندگی، حس کنجکاوی و ماجراجویی، نداشتن تعهد اخلاقی به ازدواج، کمبود محبت.دلایلی که مردها برای خیانت به همسر خود بیان می کنند شامل این موارد است: میل جنسی همسر من پایین است و نمی تواند نیاز جنسی من را تامین کند، ازدواج ما در حال فروپاشی و شکست است، از همسر خود راضی نیست و خوشنود نیستم، همسرم عوض شده و رفتارش مثل گذشته خوب نیست، همسرم اضافه وزن دارد، همسرم خیلی غر می زند و مدام می خواهد من را تغییر دهد، دعوا با همسر، احساس رضایت از رابطه جنسی و عاطفی با شخص دیگر غیر از همسر.</description>
                <category>مشاوره باما</category>
                <author>مشاوره باما</author>
                <pubDate>Sat, 01 Jun 2019 17:22:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طلاق عاطفی و نشانه های آن در زندگی مشترک</title>
                <link>https://virgool.io/@moshaverebama/%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%B9%D8%A7%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9-orizpfqqnqi0</link>
                <description> طلاق عاطفی یک واکنش و مکانیسم روانشناسی است که برخی از همسران بعد از احساس عدمموفقیت در ازدواج خود و مورد تهدید جسمی یا روحی قرار گرفتن از طرف همسر خود بروز می دهند. وقتی شما از همسر خود طلاق عاطفی می گیرید، در واقع شما احساسات و عواطف خود را از او دریغ می کنید. برای برخی از زوجین، طلاق عاطفی معمولا قبل از اقدام به طلاق اتفاق می افتد. در برخی از زوجین نیز ممکن است تا بعد از تقاضای طلاق این احساس دریغ عاطفی اتفاق نیفتد. بنابر آمار منتشره از مراکز مشاوره خانواده و طلاق، اکثر طلاق ها یک طرفه می باشند به این معنی که یا طلاق از طرف مرد اتفاق می افتد و یا از طرف زن و به ندرت دیده می شود زن و مرد برای تصمیم به طلاق توافقی مشترک داشته باشند.نشانه های طلاق عاطفی چیست؟به طور طبیعی، زن یا مردی که احساسات و عواطف خود را از همسرش دریغ کرده  تصمیم به طلاق می گیرد. در واقع او در زندگی از همسرش طلاق عاطفی گرفته و حالا قصد دارد از طریق قانونی اقدام به طلاق کند. برخی از زوجین قبل از رسیدن به این نتیجه که طلاق آخرین راهکار برای پایان دادن بهمشکلات زناشویی خود است، شاید برای چند سال درگیر احساس دلتنگی حاصل از طلاق عاطفی شوند.زن یا شوهر ممکن است به دلایل مختلفی از همسر خود فاصله عاطفی بگیرد و به اصطلاح تصمیم بهطلاق عاطفی کند. اغلب، تصمیم به طلاق عاطفی یک روش روحی و روانی قاطعانه است که به زن یا شوهر اجازه می دهد حریم خود را در مواقعی که احساس می کنند از طرف همسر خود آسیب دیده و یا محیط خانواده بعد از ازدواج دیگر برای او امن نیست مورد استفاده قرار می گیرد.طلاق عاطفی به فرد کمک می کند تا وقتی بعد از ازدواج  با شرایط عاطفی طاقت فرسا مواجه شد، از لحاظ روانشناسی و روحی احساس امنیت کند. اصولا برای برخی، طلاق عاطفی قبل ازاقدام به طلاق قانونی اتفاق می افتد زیرا زن یا شوهر احساس می کنند برای حفظ سلامت روانی و جسمی خود در برابر مشکلات بعد از ازدواج می بایست از لحاظ عاطفی از همسر خود فاصله بگیرند.در روانشناسی به فردی که همسرش او را طلاق داده و بعد از طلاق از  لحاظ عاطفی و روحی احساس به هم ریختگی می کند، همسر متروکه نامیده می شود. فارغ از نوع برخورد شما با این احساسات، شما باید این واقعیت را بپذیرید که هم اکنون یک فرد مطلقه هستید و مثل سابق متاهل نیستید. اگرچه طلاق عاطفی در هر دو جنس زن و مرد بعد از ازدواج مشاهده شده اما این اتفاق معمولا اغلب در زنان شایع است.یک مشاور خانواده، خصوصیات رفتاری زن یا شوهر خواستار طلاق را بدین شرح توصیف می کند:بعد از صرف سالها تلاش برای برقراری ارتباط مناسب با همسر هم اکنون نا امید و دلسرد است و دیگر علاقه ای به ادامه گفتگو با همسر برای حل مشکلات زناشویی خود را ندارد.مدت زمان زیادی را دور از خانه سپری می کند تا با همسر و تجربه تلخ حاصل از عدم دستیابی بهازدواج موفق کمتر روبرو شود.خشمگین و بی قرار است.از تلاش همسرش برای نجات زندگی مشترک و ازدواج خود اظهار رنجش و تنفر می کند.می خواهد فرایند درخواست طلاق او هرچه سریع تر پیش رود.این مشاور خانواده همچنین خصوصیات رفتاری فردی که از طرف همسر خود ترک شده را بدین صورت توصیف می کند:در حالیکه بسیار از تجربه درخواست طلاق همسرش شوکه شده، باور ندارد در ازدواج آنها مشکلی وجود داشته است.به دنبال راهی برای حفظ ازدواج و نجات زندگی مشترک است.از لحاظ عاطفی احساس دلبستگی شدیدی می کند و اغلب با التماس از همسر خود فرصت دیگری را می طلبد.رفتارهای عجیب و غریب مانند اذیت و آزار از خود نشان می دهد.احساس اضطراب و ترس از تنها ماندن در زندگی آینده را می کند.از هر تلاشی برای توقف روند طلاق و بازگشت به همسر و حفظ ازدواج خود دریغ نمی کند.اعمال کنترل بر احساسات خودبه گفته یک متخصص روانشناس بالینی ، میل ذاتی فردی که توسط همسرش ترک شده، در دست گرفتن و کنترل شرایط زندگی خود است. این مشاور خانواده معتقد است افراد مطلقه معمولا قادر به مشاهده علائم هشدار دهنده در زندگی مشترک نیستند. علامت هایی که نشان می دهد ازدواج و زندگی او در معرض خطر است و نمی داند چگونه به این تهدید پاسخ موثر و مناسبی بدهد. در نتیجه، به گونه ای رفتار می کند که همسر خود را بیشتر از خود می رنجاند و دور می کند.افرادی که از لحاظ عاطفی از طرف همسر خود ترک شده اند می خواهند چیزی بگویند یا کاری بکنند تا همسر خود را به ازدواج برگردانند. به دلیل ترس و غم حاصل از دست دادن کسی که دوستش دارید ، ممکن است در طول دوره طلاق عاطفی شروع به مشاجره و دعوا با همسر خود کنید که به عقیده این روانشناس ، چنین رفتاری اصلا ضروری نیست.مهم است بدانید تصمیم به طلاق عاطفی همسر شما به این معنا نیست که او فردی ناسازگار است. در حقیقت همسر شما به دنبال فرصتی برای فرار از شرایط سخت زندگی حاصل ازتجربه تلخ زندگی مشترک با شما است و همین دلیل باعث می شود تا بدرفتاری های شما را با سردی و بی مهری پاسخ دهند.میل و نیاز فردی که تصمیم به طلاق عاطفی گرفته را نمی توان با رفتارهای عجیب و غریب و غیر منطقی پاسخ داد. بهترین کاری که شما می توانید انجام دهید پذیرفتن این حقیقت است که همسر شما احساسات و عواطف خود را تحت کنترل دارد و در واقع از شما طلاق عاطفی گرفته است.تمرکز بر روی کنترل احساسات خود به آنها کمک خواهد کرد تا به سادگی فرایند جدایی عاطفی از همسر خود را طی کنند. در عوض، آنها قادر خواهند بود تا راه خود را برای فرایند طلاق قانونی آسان تر طی کنند. همچین توصیه می شود به منظور آگاهی بیشتر از نشانه های طلاق عاطفی ، ریشه یابی، درمان  و راهکارها حتما از یک مشاوره ازدواج  یا روانشناس راهنمایی و کمک بگیرید.</description>
                <category>مشاوره باما</category>
                <author>مشاوره باما</author>
                <pubDate>Tue, 28 May 2019 16:54:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ریشه روابط جنسی در مشکلات زناشویی</title>
                <link>https://virgool.io/@moshaverebama/%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%88%DB%8C%DB%8C-xyh6dxcotifm</link>
                <description> آیا تابه‌حال به این موضوع فکر کرده‌اید چند درصد از اختلافات خانوادگی ریشه در مشکلات روابط جنسی بین زن و شوهر دارند؟آیا تابه‌حال به این موضوع فکر کرده‌اید اگر تمایلات جنسی بین زن و شوهر وجود نداشت چند درصد از زوجین به ازدواج اقدام می‌کردند؟ و از همه مهم‌تر اینکه آیا تابه‌حال به این موضوع فکر کرده‌اید که علی‌رغم تمامی پیشرفت‌های جامعه فعلی هنوز هم بسیاری از افراد درباره مسایل جنسی احساس شرم و حیا می‌کنند و به‌هیچ‌وجه حاضر نیستند درباره این مسائل با دیگران صحبت کنند؟به عقیده روانشناسان مشاوره خانواده ،ریشه بسیاری از مسائل و مشکلات زناشویی به‌صورت مستقیم و یا غیرمستقیم به مسایل جنسی مربوط می‌شود. اما به علت حجب و حیای بسیار زیادی که درباره روابط جنسی و زناشویی وجود دارد اکثر افراد موضوع را به نحو دیگری بیان می‌کنند. حال با توجه به اهمیت مسایل جنسی در کاهش اختلافات خانوادگی لازم است در این زمینه دقت نظر بیشتری داشته باشیم. ارضای نیازهای جنسی انسان با بقیه موجودات فرق می‌کندیعنی اینکه روابط جنسی در انسان دارای دو جنبه جسمی و روانی می‌باشد. انسان همانند بقیه موجودات به هر فردی تمایلات جنسی ندارد بلکه این تمایلات در صورتی به وجود می‌آید که بین زن و مرد عشق و علاقه وجود داشته باشد. درواقع ارتباط بین عشق و علاقه و روابط زناشویی یک ارتباط دوطرفه است. ازیک‌طرف عشق و علاقه باعث روابط زناشویی می‌شود و از سوی دیگر روابط زناشویی باعث ایجاد عشق و علاقه می‌گردد. از همه مهم‌تر اینکه برقراری روابط جنسی بین زوج باعث افزایش آرامش روانی آن‌ها می‌شود.ازنظر روانشناسی ، وقتی شوهرتان درگیر مسئله و بحران شدیدی می‌باشد نیاز بیشتری به برقراری رابطه جنسی با شما دارد و این موضوع نشان‌دهنده آن است که یکی از کارکردهای مهم رابطه جنسی ایجاد آرامش می‌باشد. حال با توجه به نقش و اهمیت بهبود رابطه جنسی در ادامه زندگی مشترک ، لازم است به راهکارهای افزایش کمیت و کیفیت آن توجه داشته باشیم.خانم ها در دوران نامزدی به ظاهر خود توجه بیشتری دارندمتأسفانه در اینجا انتقاد و شکایتی که به همه زوج های جوان به‌ویژه خانم ها وارد است این است که خانم ها در دوران آشنایی ، دوران نامزدی و دوران عقد به آرایش و ظاهر خود توجه بسیار زیادی دارند اما بعد از ازدواج و تشکیل زندگی مشترک نسبت به این موضوع بی‌توجه می‌شوند. این موضوع گله و شکایت همه آقایان هنگام مراجعه به مرکز مشاوره خانواده است که بیان می‌کنند همسر ما مانند گذشته آرایش و به ظاهر خود رسیدگی نمی‌کند و درواقع با انجام این کار این حس برای مردها به وجود می‌آید که گویی همسرشان برای آن‌ها ارزش قائل نیست و به آن‌ها علاقه‌ای ندارد. همه مردها تمایل دارند وقتی وارد منزل می‌شوند همسر آن‌ها با چهره‌ای خندان و ظاهری مرتب به استقبال آن‌ها بروند. درواقع شما با آرایش کردن و توجه به خود این حس را در شوهر خود تقویت می‌کنید که او  مردی دوست‌داشتنی و شوهر خوبی است.به عقیده روانشناسان آنچه مردها از زن‌ ها انتظار دارند و بیشتر به آن‌ها علاقه‌مند هستند صفات زنانگی خانم‌هاست و زینت و زیبایی یکی از این صفات زنانه خانم ها محسوب می‌شود. زنانه به نظر رسیدن و زنانه رفتار کردن هدیه‌ای است که زن‌ به شوهر نشان می‌دهند و به این روش عشق و علاقه خود را به شوهر خود نشان می‌دهند.اما در مقابل زن‌ ها نیز برای این کار خود دلایلی دارند. همه زن‌ ها هنگام مراجعه به مشاور خانواده گله‌مند هستند که شوهرشان درگذشته به زیبایی و آرایش آن‌ها توجه زیادی داشته است اما بعد از ازدواج و با شروع زندگی مشترک نسبت به این موضوع کم‌توجه شده است سؤال اینجاست که آیا مردها بعد از ازدواج به زیبایی و آرایش همسرشان نیاز ندارند؟ آیا از آرایش همسرشان ناراحت می‌شوند؟ و یا اینکه توجه خود را به نحو دیگری نشان می‌دهند؟مردها بعد از ازدواج توجه و رضایت خود را به نحو دیگری بیان می‌کنندبله همه مردها از زیبایی همسرشان لذت می‌برند و به آن نیاز دارند اما مردها بعد از ازدواج توجه و رضایت خود را به نحو دیگری بیان می‌کنند مردها موجوداتی عمل‌گرا هستند و وقتی به همسر خود علاقه دارند این عشق و علاقه را از طریق کار و تلاش بیشتر و نهایتاً تأمین رفاه و آسایش بیشتر برای همسر خود بیان می‌کنند . اما موضوع دیگری که به عقیده روانشناسی باید درزمینهٔ روابط زناشویی به آن توجه داشته داشت این است که روابط زناشویی تحت تأثیر عشق و علاقه طرفین می‌باشد. انتقاد کردن ، غر زدن و شکایت‌های بی جا و بدون دلیل، عشق و علاقه را کمتر نموده و نهایتاً باعث کاهش و قطع کامل رابطه جنسی در زندگی زناشویی می‌شود. پس سعی کنید از این صفات حتی‌الامکان دوری‌کنید و به‌ویژه هنگامی‌که احساس می‌کنید شوهرتان تمایل به برقراری روابط جنسی با شما دارد از نقص‌ها و کم‌وکاستی‌های زندگی سخنی به میان نیاورید.زوج های جوان باید در نظر داشته که برای انجام هر کاری و صحبت از هر موضوع زمان و مکان مشخصی وجود دارد. روابط جنسی بین زن و شوهر بخشی از زندگی مشترک است و در هنگام روابط جنسی باید فقط گفت‌وگوهای عاشقانه و دوستانه مطرح شود. کوچک‌ترین انتقاد ، شکایت ، و گله‌مندی باعث کاهش تمایلات همسر شما می‌شود و سردی روابط زوجین را به وجود می‌آورد. در مورد روابط جنسی و نقش آن در تداوم عشق و علاقه سؤالات و ابهامات بسیار زیادی وجود دارد. موسسه کینز که درزمینهٔ تحقیقات روابط جنسی شهرت جهانی می‌باشد ریشه اکثر اختلافات خانوادگی را مشکل جنسی می‌داند. نظر به اینکه درزمینهٔ بهبود روابط  زن و شوهر ( روابط زناشویی ) کتاب های علمی زیادی به زبان فارسی در ایران منتشر شده است لازم است که زن و شوهری که تصمیم به ازدواج دارند در این زمینه مطالعه کافی و مشاوره پیش از ازدواج داشته باشند.عوامل روانی اثرگذار بر روابط جنسی زن و شوهراکثر مردها هنگامی‌که احساسات و عواطف ناراحت‌کننده را در خود احساس می‌کنند، برای رهایی از این استرس به روابط جنسی روی می‌آورند. شاید نگران پروژه‌های محل کارشان هستند و یا اختلاف نظری بین او و رئیسش وجود داشته باشد. شاید از پیر شدن و ضعف جسمانی پدر و مادرشان ناراحت و غمگین هستند. شاید به خاطر برخوردی که چند وقت قبل با خود شما داشته‌ احساس گناه می‌کنند.از دیدگاه روانشناسی ، مردها نمی‌توانند احساساتی نظیر آسیب‌پذیری ، ترس ، رنجش ، عجز ، ناتوانی ، سردرگمی و سرخوردگی خود را نشان دهند، چون برای انجام آن آموزش ندیده‌اند. بنابراین به این دلیل که ابراز نیاز عاطفی مردان دشوار است در مقابل برای جبران آن، مرد ها میل زیادی برای برقراری رابطه جنسی از خود نشان می‌دهند.اما این موضوع در خانم ها کاملاً برعکس است و زن‌ ها به‌گونه‌ای کاملاً متفاوت احساس نیاز جنسی می‌کنند. زن‌ ها وقتی ازلحاظ احساسی و عاطفی امنیت نداشته باشند به‌راحتی نمی‌توانند احساسات جنسی را تجربه کنند. همه زن‌ ها باید به این موضوع توجه داشته باشند که مردها از قوای جنسی خود به‌عنوان زبانی برای بروز و بیان احساسات ابراز نشده خود استفاده می‌کنند.چگونه به درخواست رابطه جنسی همسر خود جواب منفی بدهید؟نکته دوم اینکه آیا تابه‌حال برایتان اتفاق افتاده است که همسرتان از شما درخواست رابطه جنسی داشته باشد اما شما تمایلی به انجام این کار نداشته باشید؟ آیا می‌دانید در چنین شرایطی چگونه به همسر خود جواب منفی بدهید که از شما آزرده‌خاطر نشود؟ نحوه پاسخ دادن به این سؤال یکی از موضوعات مهمی است که خانم‌ ها باید نسبت به آن آگاهی کامل داشته باشند. اهمیت این پاسخ به این دلیل است که روابط جنسی یکی از اصلی‌ترین و اساسی‌ترین راه‌های بخشش و عشق ورزیدن برای مردان است. مردان در رابطه جنسی هم می‌خواهند وجود خودشان را ابراز کنند و هم اینکه ازنظر جسمانی و ازنظر روحی به همسر خود نزدیک شوند. وقتی‌که مرد به همسر خود نزدیک می‌شود هدف او صرفاً معاشقه ( عشق بازی ) نیست. درواقع او به همسر خود می‌گوید: لطفاً مرا بپذیر و مرا دوست داشته باش.اگر در چنین مواردی نیاز مرد از طرف زن نادیده گرفته شود، به‌شدت ناراحت می‌شود و تصور می‌کند که شخصیت و موجودیت او را دفع کرده‌اید. در چنین مواردی او متوجه نمی‌شود که شما تمایل به انجام این کار ندارید بلکه تصور می‌کند که او را دوست ندارید و درواقع شوهر مناسب و خوبی برای همسر خود نیستید.درزمینهٔ روابط جنسی با همسرتان راحت باشیدبسیاری از زن‌ ها از فاش کردن نیازهای جنسی خود و یا تقاضا برای روابط جنسی و شروع کردن آن قبل از شوهرشان می‌ترسند.  اما از دیدگاه مشاوره روانشناسی این رفتار کاملاً اشتباه است و باید درزمینهٔ روابط جنسی با همسرتان راحت باشید. وقتی با ابراز تمایل جنسی خود به شوهر خود راحت هستید، به او احساس امنیت می‌دهید تا او نیز بتواند نشان دهد که چقدر دوستتان دارد.به خاطر داشته باشید مردها از اینکه “نه” بشنوند و دفع شوند متنفرند. این موضوع که مردها همواره شروع‌کننده باشند آن‌ها را به طرز طبیعی در موضوع آسیب‌پذیری قرار می‌دهد. مطمئن باشید همسر شما از اینکه بعضی‌اوقات شما نیز شروع‌کننده  رابطه جنسی باشید متشکر و ممنون خواهد بود.البته توجه داشته باشید منظور این نیست هر بار که همسرتان تمایل به برقراری رابطه جنسی دارد می‌بایست از جانب همسر پاسخ مثبت داده شود د بلکه پیشنهاد من به‌عنوان یک مشاور خانواده این است که چون مردها در این زمینه حساسیت زیادی دارند ، پاسخ خود را به نحو دیگری بیان کنید. مثلاً به شوهر خود بگوید الآن کمی خسته‌ام اما دوست دارم تو را در آغوش خود بگیرم بهتر نیست کمی کنار هم دراز بکشیم و ببینیم که احساس بعدی‌مان چیست؟به او بگویید دوستت دارم و مایلم که بعداً باهم هم‌بستر شویم اما حالا کمی به خاطر کارهای زیاد احساس تنش می‌کنم، می‌ترسم آن‌جور که دوست دارم نتوانم به تو عشق بورزم، بیا فقط یکدیگر را در آغوش بگیریم و منتظر شویم تا بچه‌ها بخوابند.شما می‌توانید این کار را تنها با بغل کردن او و گفتن اینکه تا چه حد دوستش دارید عشق و محبت خود به همسرتان را نشان دهید.چنانچه در مواقعی حوصله برقراری روابط جنسی را ندارید به رابطه جنسی “نه” بگویید نه به دوست داشتن و عشق ورزیدن به همسرتان. در این حالت احساس همسرتان به‌مراتب بهتر خواهد بود چراکه می‌داند بعد از اندکی نوازش این امکان وجود دارد که به خواسته خود برسد.</description>
                <category>مشاوره باما</category>
                <author>مشاوره باما</author>
                <pubDate>Sat, 25 May 2019 22:52:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا در یک رابطه زناشویی سالم قرار دارید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@moshaverebama/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%85-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-rb7faoza80fz</link>
                <description>رابطه زناشویی سالمبه غیر از موارد استثنایی، طلاق یک روند و واقعه تدریجی است و به طور ناگهانی رخ نمی دهد.  اگر میزان رابطه زناشویی سالم را به بنزین ماشین تشبیه کنیم هرچه رابطه زناشویی ضعیف تر شود بنزین با کاهش می یابد تا اینکه چراغ بنزین ذخیره روشن می شود و آن علامت هشداردهنده خالی شدن کامل باک در آینده نزدیک خواهد بود .به عقیده مشاوران روانشناسی، اگر شما در زندگی مشترک و رابطه با همسر خود  به چنین نشانه و علایمی روبرو هستید حتما از تجربه یک رابطه زناشویی سالم بی بهره اید و این یک زنگ خطری برایدرخواست طلاق و اتمام زندگی مشترک شما محسوب می شود:همیشه به فکر طلاق هستیددر زندگی زناشویی اکثر افراد در مواقع مشاجرات جدی و دعوا با همسر خود،  تحت استرس شدید ممکن است تصمیم به طلاق بگیرند که مسئله ای نسبتاً طبیعی تلقی می‌شود ولی اگر بدون مشکل جدی و خاصی و هرازگاهی به فکر طلاق می افتید و با خود می گویید که چقدر خوب میشد تنها بودید و از بودن در کنار همسر خود احساس خوشایندی ندارید به گفته مشاوران روانشناسی، باید در رابطه زناشویی سالم خود شک کنید.زمان های خوش و مثبت در زندگی مشترک شما کمتر از مواقع منفی و ناراحتی استبر اساس نظر دکتر گاتمن ، محقق روانشناسی و مشاوره ازدواج ،  در یک ازدواج موفق ، مواقع و زمان هایی که زوج با هم خوب و خوش هستند پنج برابر مواقع ناخوشایند و ناراحتی بین آنهاست و زمانی که این نسبت  کاهش یابد و یا برعکس شود بایستی به فکر بهبود رابطه زن و شوهری بود.اختلافات زناشویی مخرب داریداگر زوج در برخورد با اختلافات زناشویی و در مواقع دعوا با همسر  از روش‌های غیر سازنده استفاده کنند،  به گفته این مشاور ازدواج ،  کار زوج به احتمال زیاد به طلاق  ( حداقل به طلاق عاطفی ) خواهد انجامید.همسر خود را مدام کنترل می کنیداگر ناخواسته و مرتب در حال انتقاد ، تحقیر ، سرزنش و پیدا کردن اشتباهات همسر خود هستید باید بدانید که از یک رابطه زناشویی سالم بی بهره اید.موضوع مشترکی برای صحبت با همسر خود نداریددر اکثر مواقعی که با همسر خود هستید چیزی برای گفتن ندارید و یا اگر صحبت و حرفی هم در بینزن و شوهر رد و بدل می شود در حد یک هم اتاقی و یا غریبه است و زن و مرد ترجیح می‌دهد مشغول کار خود باشند.البته این بدان معنا نیست که زوج بایستی بیشتر مواقع در حال گفت و گو و گپ زدن با هم باشند بلکه منظور این است که فرد میل و رغبتی برای گفتگو با همسر خود ندارد در حالی که اگر دوستان صمیمی و قدیمی هر یک از زوجین در همان موقعیت حضور داشتند موضوعی برای گفتگو و حرف زدن با هم پیدا می کردند.احساس بدبینی و شک به همسر خود داریدیکی از ویژگی های افراد با حرمت نفس پایین احساس عدم امنیت است. این افراد نگرانند که رها شوند و دیگر همسرشان آنها را دوست نداشته باشد و برای اثبات چنین حسی دائماً به دنبال شواهد و مدارک هستند  و چون فقط از این دریچه به مشکلات زندگی مشترک نگاه می‌کنند تقریباً همیشه چیزی به نفع افکارشان پیدا خواهند کرد.  صحبت ها و افکار ذیل نمونه هایی از ویژگی همسر شکاک و بدبین است:توی میهمانی همش چشمات به دنبال خانم های دیگه بود. زنگ زدم تلفن تماس اشغال بود با کی صحبت می کردی؟ ما نیاز به دوست نداریم ما همدیگه رو داریم. نیاز به درس خوندن و کار نداریم. چیمهمتر از اینکه وقت بگذاریم و فرزندان را درست تربیت کنیم.توجه کنید بدبین بودن به معنای کور بودن نیست.  به طور کلی هرگاه در زندگی مشترک با تغییرات و شواهدی شک برانگیز قوی و غیرقابل توجیه همسرتان مواجه شدید بایستی بدون اینکه همسرتان متوجه شود هر آنچه را که در توان دارید به خدمت بگیرید و فقط یکبار برای همیشه خیال خود را ازشک به همسر خود راحت کنید . خبرهای مربوط به همسرتان را از دیگران می شنویداگر خبر هایی در مورد همسرتان مانند موفقیت ها، برنامه ها، اهداف، مشکلات و غیره را شما از دوستان خانوادگی می‌شنوید و نه از خود همسرتان و یا آخرین نفری هستید که باخبر می‌شوید،  رابطه زناشویی شما شدیداً مشکل دارد. نسبت به همسر خود بی تفاوت شده ایداگر دیگر به نظافت و آراستگی و زیبایی خود برای همسرتان اهمیتی نمی دهید ولی در سایر مسایل خارج از زندگی مشترک ، سنگ تمام میگذارید و یا اینکه تمایل چندانی به پیگیری برنامه ها و موقعیت و فعالیت‌های همسرتان ندارید به دنبال راه و چاره در بهبود رابطه زناشویی خود با همسرتان باشید.رابطه جنسی شما کاهش یافته استاگر روابط جنسی شما به شدت کاهش یافته یا دیگر چندان از آن لذت نمی برید و دلیل مشخصی برای کاهش میل جنسی وجود ندارد، بدانید که از یک رابطه زناشویی سالم فاصله دارید. حرمت ها در زندگی زناشویی شما شکسته شده استحرمت نفس با ارزش‌ترین دارایی افراد است و هر نوع تجاوز به آن اعم از توهین به همسر ، حرف ناسزا ، کتک کاری همسر و خشونت خانگی و همسر آزاری باعث بروز خشم و نفرت می شود ( حتی اگر فرد خشم و عصبانیت و از دست دادن کنترل خود را بهانه کند و معذرت خواهی کند ). برای اصلاح چنین آسیب های خانوادگی بایستی تلاش بسیار زیادی به عمل آید و هرگز دیگر تکرار نشود در غیر اینصورت انتظار رابطه زناشویی سالم و صمیمی با همسر خود را باید فراموش کرد.لازم به ذکر است خانواده شوهر یا زن نیز جزئی از حریم و حرمت شخصی بوده و توهین و ناسزا گفتن به خانواده همسر نیز همان معنی و اثر را خواهد داشت. </description>
                <category>مشاوره باما</category>
                <author>مشاوره باما</author>
                <pubDate>Sat, 18 May 2019 14:26:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه در درمان افسردگی همسر خود موثر باشید</title>
                <link>https://virgool.io/@moshaverebama/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF-z14a8usmunga</link>
                <description> وقتی همسر شما دارای علائم افسردگی است، ممکن است خیلی نگران شوید و برای درمان افسردگی همسر خود احساس درماندگی کنید. از این گذشته، افسردگی یک بیماری سرسخت است. همسر شما بی عاطفه و بی تفاوت به نظر می‌رسد و عمیقاً غمگین است. از نشانه های افسردگی همسر شما می‌تواند احساس نا امیدی ، خستگی و بی حوصلگی باشد. همسر شما ممکن است نسبت به هر چیزی خسته و منفی نگر شده باشد.احتمالا شما نتوانید علایم افسردگی همسر خود را به‌خوبی تشخیص دهید. به‌عنوان‌مثال ممکن است بی عاطفگی ، سردی و زودرنجی همسر خود را اشتباهی به خستگی همسر و موضوعات دیگری ارتباط دهید. به گفته روانشناسان ، اگر شما قبلاً تجربه افسردگی را نداشته‌اید، احتمالاً تشخیص علایم و نشانه های افسردگی همسر برای شما کاری آسانی نیست.علائم افسردگی در یک طیف گسترده خفیف تا شدیدی قرار دارد. طبیعی است که شما نسبت به افسردگی همسر خود احساس نگرانی کنید. در این بخش توصیه‌های یک مشاور خانواده در مورد راه‌های کمک به درمان افسردگی همسر را با شما به اشتراک می‌گذاریم:در درمان افسردگی همسر ، نقش یک رهبر را بازی نکنیدبزرگ‌ترین اشتباهی که سهواً ممکن است در قبال درمان افسردگی همسر خود انجام دهیم گفتن چیزهایی شبیه این است: زندگی مشترک ما خوب است، دلیلی برای افسردگی در زندگی ما وجود ندارد، امروز یک روز خیلی خوب برای ماست. البته درست است که شما با این گفته‌ها می‌خواهید مثبت باشید و این انرژی مثبت را به همسر افسرده خود منتقل کنید اما این بیانات به گفته مشاوران روانشناسی احساسات و بیماری همسر شما را کوچک می‌شمارد، زیرا مثبت بودن، درمان افسردگی نیست.به گفته این مشاور خانواده ، افسردگی هیچ ارتباطی با تجربه یک روز بد، یا نداشتن چیزهای کافی در زندگی ندارد. قرار نیست که حتماً دلیلی برای ابتلا به افسردگی وجود داشته باشد. افسردگی یک بیماری پیچیده است که توسط عوامل متعددی شامل آسیب های ژنتیکی، استرس، آسیب های روحی و جسمی بعد از ازدواج یا قبل از ازدواج رخ‌داده است.از منفی نگری همسر خود برداشت شخصی نکنیدحتی اگر همسر افسرده شما هر نوع نظر منفی نسبت به شما اظهار کرد، او خود چنین نگاه منفی را انتخاب نکرده است. در حقیقت، این منفی نگری یکی از علایم افسردگی هست. پس واقع بین و صبور باشید تا دوران درمان افسردگی همسر شما زودتر به پایان برسد و به روزهای خوب زندگی مشترک گذشته برگردید.شرایط روحی همسر خود را درک کنیدبه گفته روانشناسان ، تلاش در درک شرایط روحی از اهمیت بالایی در درمان افسردگی همسر شما برخوردار است. از همسر خود بپرسید چه احساسی دارند و هم‌اکنون به چه چیزی فکر می‌کنند ( بدون اینکه در پاسخ او مداخله ایجاد کنید و سعی نکنید تظاهر به عادی بودن شرایط زندگی مشترک کنید). مثلاً به همسر خود بگوید: من دوست دارم بدانم الآن چه احساسی داری؟ یا لطفاً به من بگو چگونه افسردگی شرایط روحی و عاطفی تو را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟در درمان افسردگی بر روی قدم‌های کوچک تمرکز کنیدبه همسر خود کمک کنید قدم‌های کوچکی مثل مراجعه به یک مشاور روانشناس ، مطالعه کتاب در مورد راه‌های درمان افسردگی ، یا گوش دادن به فایل‌های صوتی روانشناسی و یا مطالعه مطالب سایت مشاوره روانشناسی بردارد. درواقع با این اقدام شما به همسر خود کمک می‌کنید با افزایش دانش و آگاهی ، نگرش خود را نسبت به زندگی را تغییر دهد.مشاوران روانشناسی معتقدند پیروی از سبک زندگی سالم و تغییر عادات و رفتار های ناسالم به کاهش علایم افسردگی کمک فراوانی می‌کند. مثلاً پیاده‌روی کردن یا همسرتان، رفتن به خرید، مسافرت، تماشای فیلم و هر کاری که همسر شما احساس درگیر بودن در زندگی و مهم بودن او برای شما در زندگی مشترک می‌کند می‌تواند کمک زیادی به درمان افسردگی همسر شما کند.از همسر خود درخواست حمایت عاطفی کنیدبه عقیده روانشناسان در درمان افسردگی همسر ، شما نیز می‌توانید از او درخواست کمک و حمایت عاطفی کنید. به‌عنوان‌مثال، اگر برای شما هم چالشی در زندگی به وجود آمده آن را در خود نریزید و با همسر افسرده خود در این مورد صحبت کنید. مثلاً به او بگویید، می‌دانم که شرایط سختی را به خاطر افسردگی سپری می‌کنید اما من در کار برایم مشکلی پیش‌آمده و می‌خواهم وقتی را برای گفتگو در این مورد با شما داشته باشم تا از حمایت عاطفی شما بهره مند شوم.به‌طور مشابه ، همسر شما نیز بهتر است در فعالیت‌های اجتماعی مانند دیدوبازدید با اقوام و دوستان مشارکت داشته باشد. اگر همسر شما نمی‌تواند با خانواده و دوستان ارتباط برقرار کند، شاید یکی از نشانه های افسردگی او باشد و نیاز به درمان افسردگی همسر شما ضرورت دارد و لازم است از مشاوره خانواده کمک بگیرید.در درمان افسردگی همسر ، به او عشق ورزی کنیدیکی از علایم افسردگی همسر شما این است که نسبت به شما و نزدیکان احساس عذاب وجدان و یا احساس اضافی بودن می‌کند. به گفته مشاور روانشناس، افراد افسرده نسبت به خود احساس بسیار بدی دارند و از خود و شرایط زندگی‌شان رضایتی ندارند و احساس پوچی و درماندگی می‌کنند. به همین دلیل روانشناسان توصیه می‌کنند در درمان افسردگی همسر به‌طور مرتب از او قدردانی کنید و به او نشان دهید دوستش دارید. به گفته این مشاور خانواده ، شما می‌توانید با انجام کارهایی مانند به رسمیت شناختن احساسات همسر خود ، پرسیدن حال و احوال همسر و گوش دادن به صحبت های همسر خود از او حمایت عاطفی کنید. مثلاً به همسر خود بگویید من امروز کارهای منزل را انجام می‌دهم و یا به همسر خود بگویید هر وقت نیاز به صحبت کردن داشتی من آماده شنیدن حرف‌های شما هستم.در پایان این مشاور خانواده اشاره می‌کند، شما به‌عنوان شریک زندگی همسر خود، مسئول سلامتی و حال همسر خود نیستید. مثل‌اینکه همسر شما دیابت داشته و شما مسئول قند خون بالای او نیستید. به همین دلیل شما مسئول افسردگی همسر خود نیستید و شما با تغییر رفتار خود قادر به درمان افسردگی همسر خود نخواهید شد. درواقع همسر شما به بیماری افسردگی دچار شده و نیازمند درمان است.مراقبت از فردی که به افسردگی مبتلا شده است چالش‌برانگیز است اما این اتفاق می‌تواند به بهبود رابطه زن و شوهر کمک کند. به گفته این مشاور خانواده ، ما می‌توانیم در درمان افسردگی همسر خود ، اعتماد او را نسبت به خود بالا ببریم و با کمک به او در دوران افسردگی نشان دهیم که در شرایط سخت زندگی ، همسر باوفا و قابل اعتماد برای او هستید و می‌توانید در بحران های زندگی مشترک روی هم تکیه کنید.</description>
                <category>مشاوره باما</category>
                <author>مشاوره باما</author>
                <pubDate>Wed, 27 Mar 2019 23:18:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معیارهای ازدواج از دیدگاه یک مشاور روانشناس</title>
                <link>https://virgool.io/@moshaverebama/%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-pzjsl2lm0izi</link>
                <description> انتخاب   فردی مناسب كه قرار است ادامه زندگي را با او بگذرانيم يكي از مهم ترين  تصميماتي است كه دختر و پسر باید برای تشکیل زندگی مشترک اخذ کنند. انتخاب  فرد مناسب برای ازدواج بايد عاقلانه باشد و تحت تاثير تب و تاب عاشقي قرار  نگیرد. هرگز در دوران نامزدی هشدار ها و موارد حل نشده را ناديده نگيريد.  در ادامه توصیه های یک روانشناس در مورد معیارهای ازدواج مناسب در دوران  نامزدی بیان شده است. سوالات زير را از خودتان بپرسيد، پاسخ اين سوالات مي تواند برای شما راهنمای خوبی باشد:در معیارهای ازدواج خود به دنبال چه خصوصیات رفتاری باشید؟شما  بايد در تعیین معیارهای ازدواج  فهرستي تهيه كنيد كه تنها به خصوصيات  ظاهري مانند قد و بالا و يا رنگ مو خلاصه نشود. به مواردي مانند شخصيت ،  ويژگي هاي شخصیتی ، خصوصیات رفتاری و نقاط مشترك مهم مانند زمينه هاي  فرهنگي و مذهبي فكر كنيد. در دوران نامزدی معیارهای ازدواج مانند خصوصيات  مطلوب مشترک شامل هوش، اصول اخلاقي كاري، صداقت، شوخ طبعي، ثبات، و توانايي  برقراري روابط اجتماعي را در نظر بگیرید. به عقیده روانشناسان ، داشتن  حداقل چند علاقه مشترك با همسر آینده براي انجام فعاليت هاي مشترك مانند  سرگرمي يا علاقه به مسافرت امري ضروری است. از نظر روانشناسی ، توصیه می  شود در زمینه های بسیاری با نامزدی که قصد ازدواج با او را دارید بتوانید  به راحتی ارتباط برقرار کنید.آيا در نامزد خود ضعف شخصيتي يا رفتاری جدّي كه بر رابطه زناشویی شما اثر منفی بگذارد دیده اید؟ منظور  روانشناسان رفتارهايي است كه مي توانند يك ازدواج را به جدايي بكشانند.  مثلاً اعتياد، سوء استفاده جسمي و احساسي، عدم تعهد احساسي، ناديده گرفته  شدن يا سوء استفاده شديد در دوران كودكي(كه ممكن است ناگفته مانده باشد)،  عدم بلوغ و وجود بيماري رواني مزمن و درمان نشده در نامزد شما. البته مقصود  اين نيست كه فرد با چنین مشکلاتی شايستگي عشق ورزي را ندارند اما ممكن است  اين موارد براي يك رابطه زناشویی سالم و موفق چالش هاي جدي به همراه داشته  باشد. بايد در معیارهای ازدواج خود به  خوشبختی خود و فرزندان تان و  برقراری رابطه زناشویی با چنین فردی بیشتر فکر کنید. آیا فارغ از معیارهای ازدواج در رابطه ، زندگی برایتان لذت بخش است؟ شما  باید از چیزهای زیادی در زندگی لذت ببرید. داشتن روابط دوستی، شغل،  تفریحات و سرگرمی ها و یک احساس رفاه و رضایت کلی در زندگی، شما را به  بهترین شکل برای برقراری یک رابطه عاطفی آماده می کند. وقتی که شما در  موقعیت مناسبی قرار داشته باشید و خودتان را دوست داشته باشید، آسان تر در انتخاب همسر مناسب  تصمیم می گیرید. به علاوه، بار سنگین مسئولیت “خوشحال کردن” خود را بر دوش  کسی نمی گذارید. بسیاری از افراد دوست ندارند تنها باشند، اما باید به طور  کلی با تنهایی مشکلی نداشته باشید چون اگر اینگونه باشد برای اجتناب از  احساس تنهایی دست به انتخاب های غیر عقلانی خواهید زد. آيا در انتخاب همسر برای ازدواج زياد قرار ملاقات مي گذاريد؟هدف  از قرار هاي دوستي و دوران نامزدی اين است كه ببينيد مي خواهيد با فرد  مورد نظر بيشتر وقت بگذرانيد يا خير. اين امر همچنین به شما كمك مي كند  نگرش بهتری از معیارهای ازدواج خود پیدا کنید. اگر اين قرار های دوستی و  نامزدی كم كم باعث بروز تشويش در شما شدند چرا كه با فردي كه دوست نداريد  وقت مي گذرانيد، بهتر است آنها را خاتمه دهيد. بهتر است در رابطه با كسي كه  مناسب ازدواج با شما نيست پايان بدهيد چون فرآيند قرار گذاشتن برايتان  ملال آور و كسل كننده است. به عقیده این مشاور ازدواج  ، تنها ماندن بهتر از برقراری یک رابطه ناسالم و ناخوشايند است زیرا در  صورت ازدواج با چنین شخصی خوشبخت نخواهید شد و ممکن است زندگی شما به جدایی  و طلاق ختم شود.آيا در معیارهای ازدواج خود اهل آشتي و مصالحه هستيد؟سازش و مصالحه یکی از مهمترین معیارهای ازدواج موفق  است. آماده باشيد تا در قالب “ما” فكر كنيد و نه “من”. بايد حس كنيد آماده  اينگونه انديشيدن هستيد و نامزد شما هم مثل شما آماده است. شما نبايد  اينطور فكر كنيد كه انگار داريد چيزهايي كه برايتان مهم است را فدا مي  كنيد. بايد نسبت به شروع رابطه و زندگي مشترك احساس خوبي داشته باشيد، حتي  در مواقعي دست از اختلافتی که ممكن است ارزش دعوا با همسر را نداشته باشد بکشید. مهم  تر از همه در تعیین معیارهای ازدواج بايد بفهمید كه نامزد شما فرد قابل  اعتمادی است یا نه. شما نبايد با كسي رابطه داشته باشيد كه پشتيبان و حامي  شما نیست و يا حتي از آن بدتر، باعث پسرفت و شكست شما می شود. اگر از صمیم  قلب باور داريد كه نامزد شما موقعی که به او نياز دارید كنار شما خواهد بود  و می توانید به او تکیه کنید، آنگاه شخص درستي را در انتخاب همسر برگزیده  اید. از دید این روانشناس و  مشاور خانواده ، اگر نامزد شما معیارهای ازدواج بیان شده را دارد و از  احساس خوبی نسبت به این موضوع دارید در انتخاب همسر مناسب موفق بوده اید و  زندگی زناشویی خوبی در آینده خواهید داشت.</description>
                <category>مشاوره باما</category>
                <author>مشاوره باما</author>
                <pubDate>Fri, 22 Mar 2019 12:28:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معیارهای انتخاب همسر مناسب از دیدگاه روانشناسی</title>
                <link>https://virgool.io/@moshaverebama/%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-dqnl5il9towf</link>
                <description> همه  ما به‌عنوان موجودات اجتماعی، میل ذاتی و عمیقی به پیدا کردن یک فرد مناسب  برای ازدواج داریم تا مابقی زندگی‌مان را با او سپری کنیم. همان‌طور که  می‌دانید فیلم‌ها و زنجیره‌های تلویزیونی به‌طور یکسان این پدیده را به شکل  خیالی و آرمانی نمایش می‌دهند. اما ما در مورد انتخاب همسر مناسب و یا  شریک زندگی ایده آل واقعاً چه چیزی می‌دانیم؟ امروزه روانشناسی رمز و رازی  که بسیاری از قلب‌ها و ذهن‌ها را در سراسر دنیا برای فهم اینکه واقعاً چه  چیزی عامل تفاهم دو نفر در یک رابطه می‌شود را آشکار کرده است که در مشاوره باما به آن می‌پردازیم:مشکلات تفاهم و سازش در انتخاب همسربه‌عنوان‌ مثال یک سایت همسریابی در مورد تست‌ شخصیت شناسی خود طوری اغراق و ادعا می‌کند افرادی که پاسخ‌های مشابهی به این تست شخصیت شناسی بدهند، می‌توانند همسر مناسب خود را پیدا کنند. این ادعای سایت همسریابی  به دلایل مختلف، بسیار جذاب به نظر می‌رسد. نخست، به‌طور طبیعی شما  می‌خواهید باکسی باشید که دارای ارزش‌های مشترک با شماست و حتی کسی که از  فعالیت‌های مشابه شما مانند کوه‌نوردی لذت می‌برد. ثانیاً، منطقی است دنبال  کسی هستیم که می‌خواهد خانواده تشکیل بدهد و بچه‌دار بشود. درنهایت ما  به‌عنوان موجودات اجتماعی به عشق کشش و تمایل ذاتی داریم که خودمان را  متقاعد کنیم و خلاء هایی را که در قلبمان احساس می‌کنیم را پر کنیم. همه این دلایل برای افرادی که به یک سایت همسریابی مراجعه می‌کنند، کاملاً قانع‌کننده هستند، اما سؤال اینجاست افرادی که در انتخاب همسر معیارهای مشترک و تفاهم دارند چه مدت ازدواج آنها دوام می‌آورد؟ دکتر  تد هادسون از دانشگاه تگزاس زوج‌هایی را که سال‌ها قبل ازدواج کرده بودند  را بررسی کرد و در تحقیقات خود چیزی عجیب و شگفت‌آور را کشف کرد. دکتر  هادسون توضیح داد: “تحقیقات من نشان می‌دهد که در ظاهر بین زوجین ناراضی و  راضی تفاوتی وجود ندارد.” دکتر  هادسون می‌گوید زوج‌هایی که در روابط خود احساس رضایت و خوشنودی می‌کنند،  تفاهم را مشکل و مسئله خودشان نمی‌دانند. در حقیقت، آن‌ها گفتند که  توانسته‌اند ارتباط بهتری به همسر خود برقرار کنند، نه اینکه شخصیت‌هایشان  را اصلاح و تغییر داده باشند. اما هنگامی‌که از زوج‌های ناراضی خواسته شد  که درباره تفاهم نظر بدهند، همه آن‌ها پاسخ دادند که تفاهم برای ازدواج  بسیار مهم است. متأسفانه، آن‌ها فکر می‌کردند که باهمسر خود سازگار و جور  نیستند. دکتر هادسون توضیح داد که وقتی زوج‌های ناراضی گفتند “ما ناسازگار  هستیم”، واقعاً به این معنا بود که “ما نمی‌توانیم به‌خوبی باهم کنار  بیاییم”. در اینجاست که موضوع  تفاهم مطرح می‌شود: کسانی که از ازدواج خود ناراضی هستند به‌طور طبیعی در  ظاهر مشکل را در تفاهم می‌بینند. آن‌ها این نکته را درک نمی‌کنند که یک  رابطه و ازدواج موفق وابسته به این نیست که چقدر اخلاق شما در ظاهر شبیه به  هم باشد، بلکه به این بستگی دارد که چقدر شما اراده به خرج دهید و بخواهید  در یک رابطه زناشویی باقی بمانید. این امر می‌تواند در ازدواج‌های سنتی ( نوعی پیوند زناشویی  است که عروس و داماد توسط افراد غیر از خودشان، به‌ویژه اعضای خانواده،  مانند والدین، انتخاب می‌شوند و اجازه درخواست طلاق را ندارند)، مشاهده شود  که در آن تمایل به رابطه‌ای بادوام و طولانی‌تر دارند و بر اساس آمارهای  شادی بین‌المللی، در روابط خود شادتر هستند. آیا در یک ازدواج سنتی به دلیل  اینکه اجازه درخواست طلاق را ندارند، شادند؟ البته که نه، بلکه به این دلیل است که آن‌ها به زندگی خود متعهد هستند و در هنگام مواجه با مشکلات زندگی سعی می‌کنند به‌جای فکر کردن به طلاق، تحمل خود را بالا ببرند و با فداکاری و ازخودگذشتگی نسبت به همسر از بحران عبور کنند. استاد جامعه‌شناسی دانشگاه استنفورد مایکل روزنفلد می‌گوید که ازدواج سنتی  تفاوتی بین روابط عاشقانه و به‌اصطلاح روابط رمانتیک وجود ندارد.  بزرگ‌ترین تفاوت در فرهنگ ماست. مثلاً در فرهنگ غربی مانند آمریکایی‌ها  بیشتر از هر چیز خودمختاری و استقلال را ارزش می‌دانند (آن‌ها می‌خواهند  خودشان آزادانه انتخاب کنند که با چه کسی ازدواج کنند). بااین‌حال، غالباً  زمانی که ارتباط ما با یکدیگر خوب نباشد، آگاهانه و ناخودآگاه طرف مقابل را  مقصر می‌دانیم. در اینجاست که توهم عدم تفاهم با همسر به ذهن می رسد.انتخاب همسر مناسب و دلخواه شمابنابراین  نتیجه می‌گیریم داشتن رابطه خوب در ازدواج یک تعهد متقابل بین زوجین است و  به‌هیچ‌وجه ارتباطی با سازش و تفاهم اخلاقی ندارد. اما اگر ما نمی‌توانیم  برای پیدا کردن همسر ایده آل به تست شخصیت و یا برخی تست‌های روانشناسی قبل از ازدواج تکیه کنیم پس چگونه در انتخاب همسر ایده آل و موردعلاقه خود اقدام کنیم؟ دکتر جان گاتمن ، بنیان‌گذار موسسه گاتمن معتقد است تست شخصیت شناسی  قادر به پیش‌بینی دوام و میزان موفقیت یک رابطه و ازدواج نیست. او کشف  کرد: زوج‌هایی که انرژی خود را به ساختن چیزهای معنی‌دار در زندگی (مانند  شروع کسب‌وکاری باهم) تمرکز می‌کنند، تمایل دارند که به مدتی طولانی تری  باهم زندگی کنند. شیوه تعامل و برخورد زن و شوهر باهم تنها معیار اصلی و اساسی برای ایجاد یک ازدواج موفق است. بنابراین اینکه شما چه کسی هستید و یا چه‌کاره هستید برای دستیابی به ازدواج موفق و انتخاب همسر مناسب به شما کمکی نمی‌کند. بلکه مهم این است که شما چگونه باهمسر خود صحبت و رفتار می‌کنید و با یکدیگر کنار می‌آیید. جان گاتمن در ادامه می‌گوید که شریک زندگی‌  تان باید از رؤیاهای شما در زندگی حمایت و پشتیبانی کند. همسرتان باید نظر  تحسین‌آمیز و ارزشمندی به شما داشته باشد و به شما احترام بگذارد. شاید  این خیلی ایده آل باشد، اما هنگامی‌که شما به شیوه‌ای که همیشه  می‌خواسته‌اید با شما آن‌گونه رفتار شود اهمیت می‌دهید، داشتن کسی که  واقعاً شأن و ارزش شما را بداند، بسیار مهم هست. بنابراین  وقتی به همدیگر نیاز دارید، باید بتوانید به یکدیگر کمک کنید و در کنار  همسر خود باشید. یا همان‌طور که جان گاتمن گفت: “آیا شریک زندگی‌تان شور و  شوق و اشتیاقی برای فداکاری در زندگی مشترک با شما  و به عبارتی تمایلی به بهبود روابط زن و شوهری دارد؟ شما باید چنین سوا لاتی را از هم بپرسید و همواره آگاهی خود را نسبت به یکدیگر به‌روز کنید.”نظر نهایی درباره معیار انتخاب همسر مناسباگر  واقعاً در جستجوی عشق هستید و در هنگام انتخاب همسر می‌خواهید فردی را  پیدا کنید که بتوانید بقیه زندگی خود را با او بگذرانید، به یاد داشته  باشید که این شما هستید که سازش و تفاهم را ایجاد می‌کنید. بنابراین هیچ  فرمول جادویی یا راز و رمزی برای دستیابی به ازدواج موفق  و ایجاد یک رابطه مثبت با همسر آینده وجود ندارد. بله، شما باید شخص دیگری  که برایتان جذاب باشد را پیدا کنید و در عین داشتن دیدی مثبت به او، یک حس  قوی آشنایی نسبت به او داشته باشید، اما بدانید که این‌ها فقط بخشی کوچک  برای دستیابی به ازدواج موفق و پایدار می باشند. بنابراین  اگر شخصی توجه شما را جلب کرد و از سر علاقه و شور و شوق مردمک چشمانتان  بزرگ شدند، توجه کنید که آیا او می‌تواند رؤیاهای شما را ببیند یا خیر. اگر  می‌توانید علایق و خوشی‌های مشترکی داشته باشید و او می‌تواند شما را  آن‌طور که هستید بپذیرد، پس شما در انتخاب همسر مناسب خود درست تصمیم  گرفته‌اید.برای کسب اطلاعات بیشتر و دریافت وقت مشاوره تلفنی یا مشاوره حضوری هم اکنون تماس بگیرید:02144804164  برای مشاهده مراکز مشاوره تهران و شهرهای ایران کلیک کنید </description>
                <category>مشاوره باما</category>
                <author>مشاوره باما</author>
                <pubDate>Thu, 14 Mar 2019 18:41:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۶ دلیل رایج ثبت درخواست طلاق از طرف زن</title>
                <link>https://virgool.io/@moshaverebama/%DB%B6-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AC-%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%A7%D8%B2-%D8%B7%D8%B1%D9%81-%D8%B2%D9%86-ikmuchxcavdm</link>
                <description>یک نسل پیش، زنان اگر یک ازدواج ناموفق یا خشونت آمیز با همسر خود داشتند، احتمال کمی وجود داشت که به درخواست طلاق فکر کنند. درگذشته اکثر زنان ازلحاظ مالی به همسر خود وابسته بودند و از مشکلات اجتماعی طلاق می‌ترسیدند.امروزه اکثر زنان شاغل هستند، ازلحاظ مالی به همسر خود وابسته نیستند و دیگر از تبعات اجتماعی طلاق نمی‌ترسند. زنان تحصیل‌کرده‌تر و توانمندتر هستند به‌گونه‌ای که مانع پذیرش سوءاستفاده شوهر یا ازدواجی که نیازهای عاطفی و روانی آن‌ها را برآورده نمی‌کند می‌شوند.در این مقاله از سایت مشاوره باما به ۶ دلیل درخواست طلاق از طرف زن می پردازیم:طلاق از طرف زن به خاطر  رهایی از یک ازدواج ناموفقدیگر خوشبختی یک زن به اینکه او ازدواج کرده است یا خیر بستگی ندارد. زمانی زن ها فکر می‌کردند برای این‌که خوشحال و خوشبخت باشند باید ازدواج کنند، چنین طرز تفکری باعث شد زنان به این باور برسند که یک ازدواج هرچقدر هم عذاب‌آور باشد قابل‌تحمل است. آن روزها دیگر به پایان رسیده است و اکثر زنان به‌جای مقابله با فشارهای ناشی از یک ازدواج ناموفق ، تصمیم به طلاق می‌گیرند.برخی زنان خیلی زود در برابر مشکلات زندگی تسلیم می‌شوند. برخی تلاش می‌کنند تا راه حل مشکلات زناشویی ازدواج خود را پیدا کنند و درنهایت اگر یک زن احساس کند دیگر نمی‌تواند با فشارهای ناشی از ازدواج ناموفق خود مقابله کند، برای درخواست طلاق و جدایی از شوهر دچار شک و تردید نخواهد شد.طلاق از طرف زن به خاطر گریز از خشونت خانگیامروزه کمتر احتمال دارد زنان در یک ازدواج همراه با خشونت خانگی صبوری کنند. درگذشته یک زن حق انتخاب دیگری جز ماندن و تحمل رفتار خشونت آمیز شوهر را نداشت. او ازلحاظ مالی به شوهر خود وابسته و کاملاً تحت کنترل او بود و هیچ اختیاری از خود برای متارکه نداشت.امروزه راه‌های زیادی برای مقابله با قربانیان خشونت خانگی همسر وجود دارد. همچنین قوانین طلاق توافقی گریز از ازدواجی که در آن خشونت علیه زن وجود دارد را برای کسانی که ازلحاظ مالی به شوهر خود وابسته اند را آسان‌تر می‌کند.طلاق از طرف زن به خاطر عدم وابستگی مالی به شوهردر جامعه امروزی، بسیاری از زنان دارای شغل و مهارتی برای کسب درآمد هستند. حتی مادران خانه‌دار نیز تحصیلات دانشگاهی و مهارت‌هایی دارند که قابل‌عرضه در بازار باشد تا اگر زمانی مجبور به طلاق شدند ازلحاظ مالی به خود متکی باشند. درنتیجه به علت استقلال مالی زن ، طلاق گرفتن برای زنان یک تصمیمی آسان است.یک زن شاغل در مورد اینکه چگونه بعد از طلاق می‌خواهد به خود متکی باشد نگرانی ندارد. با توجه به این موضوع، استرس و اضطراب بعد از طلاق نیز کاهش می‌یابد. امروزه زن به توانایی خود برای جدایی اطمینان دارد؛زیرا به دلیل داشتن استقلال مالی دارای قدرت است.همچنین پول به زن اعتماد به نفس لازم برای ترک همسر به دلیل رفتار خشونت آمیز را می‌دهد.طلاق از طرف زن به خاطر خیانت شوهربا توجه به استقلال مالی و افزایش مهارت و توانایی زنان امروزی، انتظارات آن‌ها از همسر و زندگی مشترک نسبت به گذشته افزایش‌یافته است. یکی از این انتظارات زن ، وفاداری شوهر است و امروزه زنان کمتر راضی به قبول خیانت شوهر می‌شوند.امروزه زنان به‌جای اینکه فقط خانه‌دار باشند، همراه با شوهر خود به کاری اشتغال دارند و در حل مشکلات مالی برای حفظ ازدواج و خانواده با شوهر خود شریک هستند. بیشتر زنان ، علاوه بر نگرانی درباره مشاغل حرفه‌ای خود، وظیفه پرورش و تربیت کودک و فرزندان را نیز بر عهده دارند.وقتی زن خیانت شوهر خود را می‌بینند،کمتر مایل‌ است چنین رفتارهایی از همسر خود را در دنیایی که برابری حقوق زن و مرد را به رسمیت می‌شمارد قبول کند. به چه دلیل آن‌ها باید به‌تنهایی تلاش زیادی جهت حفظ ازدواج و نجات زندگی مشترک انجام دهند درحالی‌که پاداش تمام تلاششان خیانت به همسر است؟؟؟انتظارات زن از شوهر به‌خوبی برآورده نمی‌شودیک نسل پیش، زنان برای اینکه همسری مشوق برای کار و زندگی شوهر خود و مادری دلسوز برای تربیت فرزندان باشند نیاز به حمایت و پشتیبانی شوهر داشتند.زنان درگذشته حاضر بودند برای حفظ ازدواج و نجات زندگی مشترک از نیازهای خود چشم‌پوشی کنند اما امروزه زنان برای رسیدن به خواسته‌های خود و حل اختلافات زناشویی و مشکلات زندگی تلاش می‌کنند. همچنین امروزه زنان در ازدواج به دنبال یک رابطه صمیمی و عاطفی با همسر خود هستند.آن‌ها در ازدواج انتظار رابطه زناشویی همراه با عشق و محبت را دارند و می‌خواهند همسر شان به همان اندازه‌ای که برای رسیدن به خواسته‌های خود تلاش می‌کند در رسیدن اهداف زندگی مشترک نیز تلاش کند. حال مشکل چیست؟ همچنان بعضی از مردان همسر خود را “یک زن ضعیف”می‌دانند درحالی‌که اکثر زنان از پذیرش چنین نقش‌هایی خوششان نمی‌آید.طلاق از طرف زن به خاطر از دست دادن هویت در زندگیبعضی از زنان زمان زیادی برای رشد و تربیت فرزندان و کمک به همسر خود در رسیدن به موقعیت شغلی‌ مناسب و علایق آنها صرف می‌کنند به‌گونه‌ای که از اهداف گذشته خود چشم‌پوشی و فراموش می‌کنند که چه کسی هستند و از زندگی چه می‌خواهند.برای یک زن غیرعادی نیست که به سمت بحران میان‌سالی برود. او شروع به پرسش درباره کیفیت زندگی گذشته خود می‌کند و با تعجب به خود می‌گوید”همه زندگی همین است؟” به عبارتی اگر زن بعد از ازدواج با همسر خود دچار بحران هویت شود ممکن است برای کشف حقیقت زندگی‌اش به امید اینکه بفهمد چه کسی است و از زندگی‌اش چه چیزی می‌خواهد درخواست طلاق دهد.دلایل زیادی برای درخواست طلاق از طرف زن وجود دارد. اینکه زن به دنبال خوشبختی خودش است یا می‌خواهد از ازدواج خشونت آمیز و یا از بحران میان‌سالی‌اش فرار کند اما به عقیده روانشناسی چیزی که دلیل مشترک بسیاری از طلاق ها است حس جدیدی از توانمندسازی و قدرت در زنان است.زنان خود را با مردان برابر می‌دانند و برخی از ازدواج ها به‌جای تقویت حس قدرت در زنان، این احساس را تضعیف می کنند.البته به خاطر داشته باشید اگرچه تصمیم به طلاق زن برای جدایی از شوهر آسان‌تر از گذشته شده است و زنان به احساس ترس از طلاق و عواقب حاصل از آن کمتر توجه می‌کنند. اما تحقیقات روانشناسی نشان داده، بسیاری از زنان بعد از طلاق احساس پشیمانی و افسردگی می کنند.شاید بهتر است قبل از اقدام به طلاق با یک مشاور خانواده خوب مشورت کنید. گاهی مشکلات زندگی زناشویی و اختلاف با شوهر با گفتگو و تقویت مهارت های ارتباطی زوج به آسانی قابل حل است.برای کسب اطلاعات بیشتر و دریافت وقت مشاوره تلفنی یا مشاوره حضوری هم اکنون تماس بگیرید:02144804164 برای مشاهده مراکز مشاوره تهران و شهرهای ایران کلیک کنید </description>
                <category>مشاوره باما</category>
                <author>مشاوره باما</author>
                <pubDate>Thu, 28 Feb 2019 11:22:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه یک زندگی مشترک موفق را تجربه کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@moshaverebama/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-w0lannmwqfkv</link>
                <description> زندگی مشترک موفقگرچه شروع  زندگی مشترک آسان است و همه‌چیز در سایه گذشت و گفتن عبارت‌های دل‌نشین به  همسر مانند: چشم عزیزم، باشه هرچی تو بگی، اشکالی نداره و غیره سپری  می‌شود اما این سبک زندگی مشترک برای مدت زیادی دوام نمی‌آورد .  به‌تدریج انجام دادن خواسته همسر جای خود را به انجام دادن خواسته خود می‌دهد. زن یا شوهر تمایل دارد حرف خودش را به کرسی بنشاند و دیگر از چشم گفتن‌ها خبری نیست. حالا  دیگر دوره چرا این کارو کردی و چرا این کار را نکردی است. زن می‌خواهد به  آرزو های دوران مجردی اش جامه عمل بپوشاند و مرد احتیاج دارد که همانند  دوران مجردی آزاد زندگی کند. اینجاست  که کار دشوار می‌شود دو نفر آدم با تو تربیت خانوادگی متفاوت با دو شخصیت و  رفتار جداگانه می‌خواهند کنار هم و زیر یک سقف به زندگی مشترک ادامه دهند و  تنها الگوی رفتاری آن‌ها هم پدر و  مادرشان هستند. اگر زن و شوهر کمی عمیق‌تر فکر کنند الگوی اطرافیان را هم  در اختیار دارند ولی این‌ها کافی نیست .  حالا  تصورش را بکنید یکی از زوجین در یک خانواده پدرسالار و دیگری در یک  خانواده مادر سالار پرورش و تربیت شده است. چه نمایشی برپا می‌شود مثلا زن  می‌خواهد در اول زندگی طرف را سر جایش بنشاند و در مقابل مرد می‌خواهد حرف  خود را ثابت کرده و آن را به کرسی بنشاند .  زن از چشم گفتن‌های خود خسته شده و نیاز دارد نه بگوید، مرد هم که برخلاف میل باطنی بدون رضایت و تنها برای جلوگیری از دعوا با همسر  همیشه چشم گفته، حالا فکر می‌کند که کوتاه آمدن درست نیست زیرا همسرش  بدعادت شده است به همین دلیل او نیز تصمیم می‌گیرد نه بگوید. آن‌وقت است که  همین نه گفتن‌ها می‌تواند یک زندگی مشترک موفق را با شکست روبرو کند. پس چه باید کرد ؟باید آموختن را سرلوحه برنامه‌ها در زندگی مشترک قرار داد برای  اداره زندگی مشترک خوب و شاداب باید بسیار مطالعه کرد. باید کوچک‌ترین  خصوصیات رفتاری همسر خود را دانست. خواسته‌ها و آرزوهای همسر را به خاطر  سپرد. به اهداف، مسئولیت‌ها و مشکلات همسر توجه کرد. به حساسیت‌ها و  نگرش‌های او دقت کرد و خلاصه باید موضوعات فراوان دیگری را آموخت وگرنه  هیچ‌چیز نمی‌تواند سیر طبیعی و معمول خود را در زندگی زناشویی بپیماید .  برای رسیدن به تفاهم با همسر  ، تنها راهکار آن است که مرتب در حال تمرین باشیم. دائم از خود بپرسید که  برای خشنودی همسرم و خودم باید چه‌کار کنم؟ مردی که یاد نگرفته بعد از ازدواج دور جلسات مجردی اش خط بکشد باید به یاد داشته باشد که اکنون شریکی در زندگی دارد که باید وقتش با او صرف شود .  خانمی که بعد از ازدواج می‌خواهد سرگرمی‌های دوران مجردی خود را حفظ کند باید به یاد بیاورد که فوت و فن شوهرداری راه و رسم جداگانه‌ای دارد. این‌گونه زنان و مردان باید به یادآورند که دوران مجردی با دوران متأهلی فرق دارد. زن و شوهر  باید در تلاش باشند که نکات جدیدی را درباره یکدیگر بیاموزند هرروز آن‌ها  را به کار ببرند و هرگاه که اختلافات زناشویی پیش آمد، با مطالعه و شرکت در  کلاس های آموزشی و یا راهنمایی گرفتن از یک فرد باتجربه یا مراجعه به مشاوره خانواده ، روابط با همسر خود را بهبود دهید.</description>
                <category>مشاوره باما</category>
                <author>مشاوره باما</author>
                <pubDate>Thu, 14 Feb 2019 00:59:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه یک زندگی مشترک موفق را تجربه کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@moshaverebama/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-o4e0ips9uxto</link>
                <description> گرچه شروع زندگی مشترک آسان است و همه‌چیز در سایه گذشت و گفتن عبارت‌های دل‌نشین به همسر مانند: چشم عزیزم، باشه هرچی تو بگی، اشکالی نداره و غیره سپری می‌شود اما این سبک زندگی مشترک برای مدت زیادی دوام نمی‌آورد . به‌تدریج انجام دادن خواسته همسر جای خود را به انجام دادن خواسته خود می‌دهد. زن یا شوهر تمایل دارد حرف خودش را به کرسی بنشاند و دیگر از چشم گفتن‌ها خبری نیست. حالا دیگر دوره چرا این کارو کردی و چرا این کار را نکردی است. زن می‌خواهد به آرزو های دوران مجردی اش جامه عمل بپوشاند و مرد احتیاج دارد که همانند دوران مجردی آزاد زندگی کند.اینجاست که کار دشوار می‌شود دو نفر آدم با تو تربیت خانوادگی متفاوت با دو شخصیت و رفتار جداگانه می‌خواهند کنار هم و زیر یک سقف به زندگی مشترک ادامه دهند و تنها الگوی رفتاری آن‌ها هم پدر و مادرشان هستند. اگر زن و شوهر کمی عمیق‌تر فکر کنند الگوی اطرافیان را هم در اختیار دارند ولی این‌ها کافی نیست . حالا تصورش را بکنید یکی از زوجین در یک خانواده پدرسالار و دیگری در یک خانواده مادر سالار پرورش و تربیت شده است. چه نمایشی برپا می‌شود مثلا زن می‌خواهد در اول زندگی طرف را سر جایش بنشاند و در مقابل مرد می‌خواهد حرف خود را ثابت کرده و آن را به کرسی بنشاند . زن از چشم گفتن‌های خود خسته شده و نیاز دارد نه بگوید، مرد هم که برخلاف میل باطنی بدون رضایت و تنها برای جلوگیری از دعوا با همسر همیشه چشم گفته، حالا فکر می‌کند که کوتاه آمدن درست نیست زیرا همسرش بدعادت شده است به همین دلیل او نیز تصمیم می‌گیرد نه بگوید. آن‌وقت است که همین نه گفتن‌ها می‌تواند یک زندگی مشترک موفق را با شکست روبرو کند. پس چه باید کرد ؟باید آموختن را سرلوحه برنامه‌ها در زندگی مشترک قرار دادبرای اداره زندگی مشترک خوب و شاداب باید بسیار مطالعه کرد. باید کوچک‌ترین خصوصیات رفتاری همسر خود را دانست. خواسته‌ها و آرزوهای همسر را به خاطر سپرد. به اهداف، مسئولیت‌ها و مشکلات همسر توجه کرد. به حساسیت‌ها و نگرش‌های او دقت کرد و خلاصه باید موضوعات فراوان دیگری را آموخت وگرنه هیچ‌چیز نمی‌تواند سیر طبیعی و معمول خود را در زندگی زناشویی بپیماید . برای رسیدن به تفاهم با همسر ، تنها راهکار آن است که مرتب در حال تمرین باشیم. دائم از خود بپرسید که برای خشنودی همسرم و خودم باید چه‌کار کنم؟ مردی که یاد نگرفته بعد از ازدواج دور جلسات مجردی اش خط بکشد باید به یاد داشته باشد که اکنون شریکی در زندگی دارد که باید وقتش با او صرف شود . خانمی که بعد از ازدواج می‌خواهد سرگرمی‌های دوران مجردی خود را حفظ کند باید به یاد بیاورد کهفوت و فن شوهرداری راه و رسم جداگانه‌ای دارد. این‌گونه زنان و مردان باید به یادآورند که دوران مجردی با دوران متأهلی فرق دارد. زن و شوهر باید در تلاش باشند که نکات جدیدی را درباره یکدیگر بیاموزند هرروز آن‌ها را به کار ببرند و هرگاه که اختلافات زناشویی پیش آمد، با مطالعه و شرکت در کلاس های آموزشی و یا راهنمایی گرفتن از یک فرد باتجربه یا مراجعه به مشاوره خانواده ، روابط با همسر خود را بهبود دهید.</description>
                <category>مشاوره باما</category>
                <author>مشاوره باما</author>
                <pubDate>Thu, 14 Feb 2019 00:37:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سوالات قبل از ازدواج که باید از نامزد خود بپرسید</title>
                <link>https://virgool.io/@moshaverebama/%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%B2%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D9%BE%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF-opsxkqejpwfm</link>
                <description> مشاوران ازدواج اغلب به زوجین توصیه می کنند قبل از شروع زندگی مشترک یک سری سوالات قبل از ازدواج استاندارد را از نامزد خود بپرسید.  اما وقتی به عنوان مشاور ازدواج  نگاه عمیقی به این موضوع بیندازیم می بینیم که تعداد زیادی از سولات   آشنایی قبل از ازدواج وجود دارد که فرارتر از شخصیت شناسی و انتظارت زوجین  نسبت به هم می باشد و ما در این مقاله قصد داریم به مهمترین سوالات قبل از ازدواج بپردازیم:چه مقدار زمان برای خلوت کردن با خود و دور از همسر نیاز دارید؟در  شروع  ازدواج، زوج تمایل و علاقه زیادی به با هم بودن دارند. این موضوع  باعث می شود افراد وقت کافی برای خلوت کردن با خود را  نداشته باشند.  خواندن کتاب محبوب خود، بیرون رفتن با دوستان سابق، تماشای فیلم مورد  علاقه، رفتن به کلاس رقص همگی کارهایی است که ممکن است در اوایل زندگی مشترک  با همسر خود به فراموشی سپرده شود. بحث و گفتگو در مورد مدت زمانی که دوست  دارید به خود اختصاص دهید تا به کارها و سرگرمی های مورد علاقه و شخصی خود  بپردازید موجب شناخت و آگاهی بیشتر شما نسبت به همسر تان می گردد و وقتی  همسر شما بعد از ازدواج گاهی با خود خلوت کرد و تمایلی با بودن در کنار شما نداشت از همسر خود دلگیر نمی شوید.اگر بعد از ازدواج ثروتمند شدیم چکار می کنیم؟نامزد ها معمولا قبل از ازدواج راجع به پول و مسائل مالی گفتگو نمی کنند. در حالیکه مسائل مالی یکی از دلایل افزایش درخواست طلاق و بروز مشکلات خانوادگی بعد از ازدواج است. سوال از نامزد راجع به مشکلات مالی و اقتصادی موجب می شود بفهمید آیا دیدگاه و فهم مشترکی نسبت به پول و مسائل مالی بین شما و همسر آینده شما وجود دارد.چقدر نگران طرد شدن از طرف همسر خود هستید؟یکی از مهمترین سوالات قبل از ازدواج  ، شناخت میزان وابستگی عاطفی زوج نسبت به همدیگر است. هر چه بیشتر نسبت به  احساسات و عواطف همسر آینده خود بدانید، بعد از ازدواج شناخت بهتری نسبت  به نیازهای عاطفی همسرتان خواهید داشت.تصور همسر آینده شما در مورد حمایت از والدین تان در هنگام سالمندی چیست؟با افزایش سن ازدواج در میان جوانان، شمار خانواده هایی که به اصطلاح روانشناسی “نسل ساندویچ” نامیده می شوند در حال افزایش است. به این معنی که شما و همسرتان علاوه بر اینکه باید به تربیت فرزند و مراقبت از آنها بپردازید، مجبور به حمایت و مراقبت از پدر و مادر سالمند خود نیز هستید. آیا در مورد نحوه حمایت های عاطفی و مالی  پدر و مادر خود بعد از ازدواج با همسر تان تفاهم دارید؟ در دوران سالمندی  پدر و مادر خود یا همسر، چگونه از آنها حمایت خواهید کرد؟ آیا اجازه  نگهداری از پدر و مادر همسر خود را می دهید یا باید در خانه سالمندان  نگهداری شوند؟شناخت نظر همسر شما نسبت به جایگاه و منزلت والدین، انتظارت و نیازهای آنها از فرزند شان، تاثیر عمیقی بر روابط  زناشویی بعد از ازدواج شما خواهد گذاشت. اینکه یکی از معیارهای انتخاب همسر در ازدواج شما، حفظ ارزش و منزلت والدین تان می باشد، به شناخت شما نسبت به همسر خود در زندگی بعد از ازدواج کمک فراوانی می کند.هنگام دعوا با همسر بعد از ازدواج، چه عکس العملی نشان میدهید؟در طول چندین سال فعالیت به عنوان مشاور ازدواج، متوجه شیوه رفتارهای متفاوتی از زوجین در حین دعوا با همسر خود شده ام. برخی در هنگام دعوا با همسر آنقدر جر و بحث را ادامه می دهند تا بر روی یک نتیجه معقول به تفاهم برسند اما برخی دیگر در هنگام دعوا با همسر تمرکز خود را از دست داده و نمی توانند تصمیم مناسبی بگیرند و نیاز به زمان بیشتری برای حل مشکلات زناشویی خود دارند. موضوع شیوه حل مشکلات در حین دعوا یکی از سولات قبل از ازدواج برای بهبود زندگی بعد از ازدواج تان خواهد بود.سوال درمورد خیانت به همسرطبیعی است هیچ زوجی دوست ندارد قبل از ازدواج راجع به موضوع خیانت به همسر حرف بزند. به خصوص وقتی زوج نسبت به هم شناخت و اعتماد کافی دارند و وقوع چنین اتفاقی بعد از ازدواج را پیش بینی نمی کنند. به هر حال به عنوان یک مشاور ازدواج  توصیه می شود خطوط قرمز ها و همچنین تعریف شما و همسر آینده شما از خیانت  شفاف باشد زیرا سطح انتظارات دو طرف نسبت به این موضوع ممکن است متفاوت  باشد. آیا نامزد شما بعد از ازدواج می تواند با دیگران ارتباط داشته باشد؟  آیا او می تواند با دوست دختر یا دوست پسر سابقش حرف بزند؟ در مورد دوستان  همسر تان در شبکه های مجازی مثل اینستاگرام و فیسبوک چطور؟ هر سوالی که در این زمینه ذهن شما را قبل از ازدواج به خود مشغول کرده حتما با نامزد خود در میان بگذارید.واکنش همسر شما در صورت دعوا با اقوام او چگونه است؟فقط به این دلیل که همسر شما عاشق شماست دلیل نمی شود که حتما باید اقوام شما را هم دوست بدارد. بنابراین یکی از سوالات قبل از ازدواج،  واکنش و  انتظارات همسر شما در صورت دعوا با اقوام او است. این سوال به  شناخت شما نسبت به رابطه همسر تان با اقوام خود را نشان می دهد و آیا او  بروز اختلاف با اقوامش از جانب همسرش را تحمل می کند و آیا در حین دعوا از  شما حمایت می کند یا از اقوامش. با مقایسه جایگاه و ارزش شما به عنوان همسر آینده او با اقوامش، شما شناخت بیشتری نسبت به همسر خود و حساسیت های او پیدا خواهید کرد.نظر همسر شما درباره تقسیم وظایف منزل چیست؟آیا  شما اغلب ترجیح می دهید تمام کارهای منزل را انجام دهید سپس به استراحت  بپردازید یا اول به تفریح و خوشگذارنی بپردازید سپس کارهای خانه را انجام  دهید؟ همچنین زوج ها اغلب در مورد تقسیم وظایف منزل با هم اختلاف و دعوا  دارند. یکی از سوالات آشنایی قبل از ازدواج شناخت اصول خانه داری و تقسیم وظایف با همسر تان می باشد. </description>
                <category>مشاوره باما</category>
                <author>مشاوره باما</author>
                <pubDate>Thu, 17 Jan 2019 18:16:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نظر روانشناس ها درباره بهترین و بدترین سن ازدواج</title>
                <link>https://virgool.io/@moshaverebama/%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%A8%D8%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D9%86-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-uyh40c4oxiy6</link>
                <description> آیا  شما به ازدواج فکر می کنید؟ چگونه می توان فهمید که ازدواج شما چقدر دوام  می یابد؟ ممکن است شما فهرستی طولانی از معیارهای ازدواج را در نظر بگیرید  یا فقط سن برایتان ملاک ازدواج باشد. به گفته مشاوران خانواده، سن ازدواج  شما  به طور چشمگیری احتمال گرفتن طلاق را پیش بینی می کند. بر  اساس یک تصوری که از قدیم در میان مردم وجود داشته، افرادی که دیر ازدواج  می کنند، ازدواج های پایدارتری دارند. با توجه به این تفکر، ازدواج در سن  پایین و در نوجوانی، خطرناک ترین و پیش بینی کننده ترین معیار برای طلاق  است. آیا این تصور درست است؟ اگر شما نوجوان هستید، احتمالاً از لحاظ مالی  محدود و بی ثبات و در مورد آینده شغلی خود نا مطمئن هستید. شما احتمالاً  فشارهای مربوط به سن شامل خانواده، دوستان، کار و مدرسه را دارید و حتی ذهن  تان هنوز کامل نشده است. علاوه بر همه این‌ها، بسیاری از نوجوانان در  برخورد با چالش‌ها و مشکلات ارتباطی، بی‌تجربه هستند. بنابراین ازدواج در سن پائین دارای سختی هایی می باشدشاخص  های آماری نشان میدهد بهتر است برای ازدواج چند سال صبر کنید. فردی که در  ۲۵ سالگی ازدواج می کند در مقایسه با کسی که در سن ۲۰ سالگی ازدواج می کند،  ۵۰% کمتر طلاق را تجربه می کند و تا کنون نیز این کاهش چشمگیر دیده شده  است. تصور اینکه ازدواج در سن  بالاتر، موجب طلاق کمتری می شود احتمال دارد به این دلایل باشد که شاید زوج  ها از لحاظ مالی پایدار هستند، احساسات و درک واضح تری از خود و اهداف خود  دارند و وقت کافی برای دانستن آنچه واقعاً در زندگی و پس از ازدواج  می‌خواهند، صرف می¬کنند.امروزه شرایط سن ازدواج چگونه است؟نیکلاس ولفینگر، محقق جامعه شناسی، واقعیت جدیدی را کشف کرده است: تحلیل اخیر وی از داده های آماری  سال های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ در بررسی ملی رشد خانواده (NSFG) نشان می دهد که  احتمال طلاق در ازدواج پس از ۳۵ سالگی بیشتر از ازدواج در ۳۰ سالگی است و  بهترین سن برای ازدواج به نظر می رسد بین ۲۸ تا ۳۲ سالگی باشد. بنابراین و  بر اساس تحقیقات روانشناسی مشابه دیگر، نرخ طلاق با افزایش سن ازدواج زوجین  از نوجوانی تا ۲۸ سالگی کاهش می یابد. همچنین نرخ طلاق از ۳۲ سالگی تا  میان سالی با افزایش سن افزایش می یابد. مجله  اسلیت (Slate) این یافته های جدید را “نظریه کلیدهای طلایی ازدواج” می  نامد که عبارتند از: در ازدواج های زودهنگام نرخ طلاق بیشتر است. همچنین در  ازدواج های خیلی دیر هم میزان طلاق زیاد است با این تفاوت که شاید تا  حدودی کمتر احساسی و هیجانی هستند.چرا تقاضای طلاق در این سن زیاد است؟ هنگامی  که ولفینگر این تحقیقات را با استفاده از داده های سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴  مرکز ملی رشد خانواده(NSFG) تکرار کرد، همان روندهای قبل ظاهر شدند. زوج  هایی که در سن نوجوانی ازدواج کرده بودند، در پنج سال اول زندگی حدود ۳۸  درصد طلاق را تجربه کرده بودند؛ کسانی که در اوایل بیست سالگی ازدواج کرده  بودند نیز بسیار آسیب پذیر هستند که حدوداً ۲۷٪ طلاق گرفتند، اما تقاضای طلاق  برای زوج هایی که در بین ۲۵ و ۲۹ سالگی ازدواج کرده بودند (۱۴٪) و همچنین  طلاق برای سنین ۳۰ تا ۳۴ (۱۰٪) بود که کاهش چشمگیری را نشان می دهد. با این  حال، زوج هایی که در اواسط دهه ۳۰ سالگی ازدواج کرده اند، بار دیگر در  معرض خطر طلاق قرار گرفتند: زوج هایی که برای اولین بار در ۳۵ سالگی یا  بیشتر ازدواج کرده بودند، در طی پنج سال اول ازدواج خود، ۱۷ درصد طلاق را  تجربه کردند. ولفینگر انواع  متغیرهای جمعیت شناختی را کنترل کرد و شواهدی را یافت که در جهان امروز نیز  دارای مصداق می باشد. بر طبق این یافته ها ازدواج قبل از اواسط دهه ۲۰ یا  پس از اواسط دهه ۳۰ سالگی با میزان بالاتر طلاق همراه است. به عقیده او  خود-گزینی یکی از دلایل افزایش درخواست طلاق  در این رده سنی است: افرادی که تا اواسط ۳۰ سالگی سن ازدواج را به عقب می  اندازند، عموماً به دلیل ثبات مالی که معمولاً در اوایل ۳۰ سالگی ایجاد می  شود، اغلب به خاطر پول و مسائل مالی  ازدواج نمی کنند. و ممکن است به سادگی  برای موفقیت در ازدواج  کمتر مورد توجه قرار گیرد. و شاید گزینه هایی مانند ازدواج سفید و  رابطه  دختر و پسر بدون داشتن تعهد ازدواج به یکدیگر، موجب کاهش جمعیت افراد واجد  شرایط ازدواج بیش از ۳۰ سال می شود که در روابط متقابل موفق می شوند. نظر  ولفینگر بدون استثنا نیست، اما ممکن است یک روند در میان افرادی که پس از  ۳۵ سالگی ازدواج می کنند را منعکس کند. آمار تقاضای طلاق در ایران چگونه است؟در آماری که درباره سن ازدواج در ایران  مربوط به سال ۱۳۹۴ انجام شد میانگین رده سنی ازدواج پسران ۲۰ تا ۲۴ سال و  دختران ۱۵ تا ۱۹ سال را نشان می داد. بیشترین ازدواج‌ها یعنی حدود ۸۴ درصد  ازدواج‌ها برای مردان در سنین ۲۰ تا ۳۴ سالگی و حدود ۷۹ درصد برای زنان در  سنین ۱۵ تا ۲۹ سالگی ثبت شده، (۸۶ درصد مردان در سن ۲۰ تا ۳۴ سالگی ازدواج می‌کنند و ۸۵ درصد زنان در سنین ۱۵ تا ۲۹ سالگی در کشور ازدواج می‌کنند).</description>
                <category>مشاوره باما</category>
                <author>مشاوره باما</author>
                <pubDate>Sat, 29 Dec 2018 23:59:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ده راز دستیابی به یک ازدواج موفق</title>
                <link>https://virgool.io/@moshaverebama/httpmoshaverebamacom-sn3wsyqohwjo</link>
                <description> زوج‌های  موفق عاقل هستند. آن‌ها کتاب می‌خوانند، در سمینارها شرکت می‌کنند، سرگذشت  انسان‌های موفق را می‌خوانند و از همسران موفق الگو می‌گیرند. همچنین،  همسران موفق با درس گرفتن از زندگی، اشتباهات گذشته را دوباره تکرار  نمی‌کنند. در اینجا می‌خواهم به ده راز  بزرگ در دستیابی به یک ازدواج موفق که از  مصاحبه و مشاهده الگوهای رفتاری زوج‌های موفق حاصل‌ شده بپردازیم:خوشحالی مهم‌ترین هدف زندگی نیستدرست  است که هر شخصی می‌خواهد در زندگی شاد باشد اما شادی یک احساس زودگذر است  که همیشه دررفت و آمد است. همسرهای موفق یاد گرفته‌اند کارهایی انجام دهند  که شادی را به زندگی خود برگردانند وقتی زندگی شادی را از آن‌ها دور  می‌کند.همسران موفق ارزش ایستادگی در برابر مشکلات زندگی را دریافته‌اندوقتی  در زندگی کارها سخت می‌شود و زوج‌ها نمی‌دانند چه‌کاری انجام دهند، آن‌ها  ایستادگی می‌کنند و در کنار همسر خود می‌مانند. گذر زمان راهی برای کمک به  زوجین برای حل مشکلات است تا با فراهم آوردن فرصتی به کاهش استرس و غلبه بر  چالش بپردازد.اگر شما  در ازدواج کاری را که همیشه انجام می‌دهید ادامه دهید، نتیجه مشابهی خواهید گرفتهمسران  باهوش یاد گرفته‌اند که باید مشکلات را با روش‌های مختلفی حل کنند تا  نتایج متفاوتی دست یابند. اغلب، تغییرات کوچک در طرز فکر و طرز عمل  می‌تواند منجر به نتایج بزرگی در ازدواج شود.نگرش شما به زندگی مشترک مهم استتغییر رفتار مهم است اما تغییر نگرش هم از اهمیت بالایی در ازدواج موفق برخوردار است. طرز فکر منفی به زندگی اغلب احساسات و اعمال منفی به همراه دارد.ذهن خود را تغییر بده تا زندگی بعد ازدواج شما بهتر شود طرز  تفکر و باور افراد نسبت به همسر خود بر ادراک آن‌ها نسبت به دیگران هم اثر  می‌گذارد. نوع انتظارات و طرز برخورد شما به همسر خود بسیار مهم است.شما می‌توانید با تغییر خود، شرایط ازدواج خود را تغییر دهیدهمسران  باتجربه یاد گرفته‌اند که تلاش برای تغییر همسر خود کاری بیهوده است.  اغلب، تنها فردی که می‌توانیم در ازدواج تغییر دهیم خودمان هستیم.ازدواج یعنی جنگیدن درنبرد بین دو گوش خوددر یک ازدواج موفق،  زوجین  یاد گرفتند تا کینه‌ها را دور بریزند و اشتباهات گذشته همسر خود را  فراموش کنند. آن‌ها یاد گرفته‌اند که با یک فرد تمام‌عیار ازدواج  نکرده‌اند همان‌طور که خود یک فرد تمام‌عیار نیستند. بحران در زندگی زناشویی به معنی پایان ازدواج نیستبحران‌های  زندگی شبیه به طوفان هستند. ترسناک، پر صدا و خطرناک. اما برای اینکه از  طوفان عبور کنید می‌بایست مداوم به جلو برانید. بحران‌ها می‌تواند سرآغاز  یک زندگی بهتر باشند. این دردها هستند که زوج‌ها و ازدواج‌های موفق را پدید می‌آورند.منبع:http://moshaverebama.com/</description>
                <category>مشاوره باما</category>
                <author>مشاوره باما</author>
                <pubDate>Thu, 18 Oct 2018 23:11:48 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>