<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مصطفی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mosi34</link>
        <description>مصطفی کارشناسی ارشد معماری داره و خیلی به برنامه نویسی اونم تحت وب علاقه داره بیشتر وقتشو برای یاد گیری میذاره و تا حالا به صورت خود آموز خیلی چیزارو یاد گرفته کارآفرینه و کار آفرینها رو دوست داره .</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 07:46:11</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2028/avatar/XDLadK.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مصطفی</title>
            <link>https://virgool.io/@mosi34</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ماهی در تنگ</title>
                <link>https://virgool.io/@mosi34/mahimaede-cpgvjlpksqu0</link>
                <description>حدود یکی دوماه پیش (سیم اردیبهشت ۹۷)  که توی اینستا میچرخیدم تو صفحه هوم دو تا عکس زرد تکراری پشت سر هم نظرمو جلب کرده بود که میگفت این صفحه حسب دستور مقام محترم قضایی به علت انتشار محتوای مجرمانه مسدود گردید.تا چند وقت پیش که خبر رسید این دو نفر دستگیر شدن .بنده اینجا نمیخوام ضد مقام قضایی محترم حرف بزنم چون بالاخره اینجا ایرانه و دیوارای کوتاه زود تر خراب میشن منم ک دیواری کوتاه تر از خودم نمیبینم . ولی نکته ریزی که نظرمو به خودش جلب کرد همین داستان دیوار کوتاهه ببینید دوستان جرم این دو نفر انتشار محتوای مجرمانه بوده و از اونجایی که ما هممون میدونیم تو پیج این تو نفر چی انتشار داده میشده میتونیم بفهمیم ک منظور از محتوای مجرمانه در اینجا تهییج های سیاسی یا صحبت های ضد دین یا اعمال خشونت آمیز و آموزش ساخت بمب نبوده توی این سیستم رقص میشه اشاعه فحشا .خوب تا اینجاش میگیم کارتون خیلیم درسته جلوی گمراه شدن جوون های مملکت رو با دیدن چند تا رقص از یک دختر ۱۷ ساله گرفتین (اون همه کانال پورن هم جوون هارو گمراه نمیکنه فقط رقص بده) . ولی سوال من اینجاس چرا رقص این دو نفر فحشا حساب میشه و به صورت گاز انبری دستگیرشون میکنید ولی افرادی مثل : ملیکا تهامی / سحر تبر / ممد لمینت و قشنگش / اون پسر لب پروتزیه / نامدار / امیر سام / هانیتا و...که واقعا و در نهایت حد ممکن دارن فحشا رو ترویج میکنن میرن پارتی ویدئو میذارن مشروب خواری میکنن فیلمشو پخش میکنن با ثروتشون فخر فروشی میکنن (یکی از منفور ترین کار ها توی قرآن در داستان حضرت موسی و قارون ) و اینقدر این وضع فاجعه شده که حتی فالور هاشونم دیگه به فساد اینا اقرار کردن رو نمیگیرین ؟؟؟؟واقعا شرم آوره چند وقت پیش کلیپی دیدم از چند تا از همین شاخ های مجازی که کاری ک داشتن میکردن با فیلم پورن و اعمال جنسی تفاوتی نداشت .به نظر شما یه دختر ۱۷ ساله یتیم که میرقصه فسادش بیشتره یا همچین حیوون هایی ک توی اینستا دارن جولان میدن . نکته جذاب دیگه اینه که توی همین گیر و دار وزیر اطلاعات کشور نطق میکنن که با مفسدان اقتصادی برخورد قهری نکنیم . چه کاریه ؟ نازشون کنیم بوسشون کنیم پول مردم و مفت مفت بدیم اینا ببرن خارج از کشور عشق و حال کنن اختلاس کنن . اصلا چرا باید با مفسد اقتصادی برخورد کرد؟ گناه دارن بخدا زحمت کشیدن اختلاس کردن حقشونه این پولا .حالا اینجا من یه سوال دارم از حضور مقام قضایی محترم جناب مقام قضایی ! آیا برخورد به این شدت (دستگیری و پخش تلوزیونی ) با یک دختر ۱۷ ساله که فقط میرقصید واجب تره . یا نون و آب مردممقام قضایی محترم عاجزانه ازتون تقاضا دارم توی این برهه حساس که کمر همه مردم از نظر اقتصادی زیر بار چرخ ایستاده اقتصاد داره خورد میشه وقت با ارزش مردم رو (چون وقت قضاوت مال قاضی نیست حق مردمه ) برای دستگیری یک دختر ۱۷ ساله ی یتیم که میشد با چند تا تشر و ترسوندن یا حتی فرهنگ سازی کردن براش جهت کاراشو عوض کرد رو هدر ندید و بجاش وقتتونو بذارین روی دستگیری &quot;ب ز&quot; ها و &quot;جیم دال&quot; ها .پی نوشت : امثال بابک زنجانی ها برای حفظ آبروشون همه کار کردن از مخفف کردن اسمشون تا شطرنجی کردن چهرشون ولی یه بچه رو بردن توی صدا سیما ازش مصاحبه گرفتن تو پیجش بنر زدن و ... پی نوشت دوم : شما رو به خدا قسم میدم اولویت بندی کنین کاراتون  مملکت شده شبیه کاریکاتور ...</description>
                <category>مصطفی</category>
                <author>مصطفی</author>
                <pubDate>Mon, 09 Jul 2018 01:28:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سوریه رو رها کن فکری به حال ما کن</title>
                <link>https://virgool.io/@mosi34/%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%87-kwafjlzqy1b5</link>
                <description>سردار قاسم سلیمانیسوریه رو رها کن فکری به حال ما کن .این شعاریه که چند وقته توی تظاهرات شنیده میشه . به نظرم شعار واقعا قشنگیه . حالا میگم چرا قبل از همه اینا بیاین از دید اونایی که شعار مذکور و میشنون به این شعار نگا کنیم  . یه عده از افراد جامعه فکر میکنن جمهوری اسلامی همه پولاشو داره خرج جاهایی مثل سوریه و لبنان میکنه و فقر و بیکاری داخل کشور اثر همچین خرج کردنیه .بیاید یکم منطقی به این مساله نگاه کنیم . بودجه کل کشور هرسال توسط شخص رئیس جمهور به مجلس ارائه میشه و بعد از تصویب مجلس به شورای نگهبان ارسال میشه و بعد از تصویب شورای نگهبان قابلیت اجرایی پیدا میکنه اما نکته مهم این وسط اینه که بودجه تصویبی روی کاغذ معمولا با مقدار پول پرداختی به اون نهاد مغایرت داره ینی بودجه تصویبی سقف مبلغ قابل پرداخت به اون نهاده و همیشه کل بودجه به نهاد ها تخصیص داده نمیشه . امسال سال ۹۷ بودجه تخصیص داده شده به سپاه چیزی حدود ۲۶ هزار ملیارد تومنه که رقم بسیار بزرگیه (ولی برای من و شما) در صورتی که بودجه عمومی دولت (کل بودجه) چیزی حدود ۴۲۵ هزار ملیارد تومنه . با یه تناسب ساده میشه فهمید که کل بودجه سپاه + بسیج + دانشگاه جامع امام حسین + دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله + بسیج سازندگی + قرار گاه خاتم الانبیا + ستاد مرکزی راهین نور و ..... که حدود ۱۱ واحد تابعه از سپاه هستن میشه چیزی حدود ۳۰ هزار ملیارد تومن که چیزی حدود فقط ۷% بودجه عمومی که ازین ۷ درصد  بودجه سپاه مقدار خیلی زیادی از این رقم به پرداختی های حقوق کادری ها و افراد داخل این نهاده . از باقیمونده این پول سپاه داره برای توسعه موشکی ، هسته ای ، خرید و تولید تسلیحات و ادوات نظامی ، تحقیق و توسعه توی صنایع فضایی و غیره استفاده میکنه و تا جایی ک میبینیم توی همه این زمینه ها موفق و پیشرو بوده و باعث افتخار ایران شده . و یه مقدار خیلی کمی از بودجه سپاه برای کمک به مردم مظلوم کشور هاییه که دارن به خاطر کشور ما با دشمنای ایران میجنگن و جون و مالشونو از دست میدن . ینی حتی خیلی کمتر از ۷ درصد بودجه کشور داره ب خارج از کشور کمک میشه . حالا دو تا سوالی ک پیش میاد اینه که  چرا با پرداخت این مبلغ کم نسبت به بودجه کل کشور وضع اقتصاد ما داره اینجوری دگرگون میشه ۹۴ درصد بقیه بودجه کشور کجاست ؟جواب سوال اول اینکه که وضع اقتصاد ما هیچ ربطی به سپاه نداره و ۷ درصد به هیچ عنوان نمیتونه بالای ۲۰۰ درصد اقتصاد کشورمونو خراب کنه اما جواب سوال دوم چیزیه ک ما هم میخوایم بدونیم دولت با اینهمه پول داره چیکار میکنه و چرا وزارت هایی که وظیفه اشون برقراری رفاه مردم و ایجاد اشتغال و امنیت اقتصادی مردممونه هیچ کاری نمیکنن و برعکس دولت های قبل کشور داره با سرعت به سمت دره نابودی پیش میره؟ پس بیاین مطالباتمون و بجای نهادی که داره کارشو درست انجام میده از نهادی که وظیفه اصلیشو انجام نمیده و زندگیمونو سیاه کرده بخوایم . البته شعار بالا خیلی جذابه چون اگه دولت رو هم بسپاریم ب دست امثال سردار سلیمانی ها مطمئنن کشور بهترین روزای خودشو میبینه بیاین برای یک بار هم ک شده به تفکر انقلابی بیشتر از لیبرال ها بها بدیم. </description>
                <category>مصطفی</category>
                <author>مصطفی</author>
                <pubDate>Thu, 28 Jun 2018 20:07:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رمان &quot;معمار&quot; | فصل اول : کوچ باور ها | قسمت 2</title>
                <link>https://virgool.io/@mosi34/s01e1-kxbbsdk27o72</link>
                <description>قسمت دوم : جا مانده دیگه عادتم شده انگار شستن سرم تو دسشویی بجای حموم کردن .همون جلوی آینه حوله ی کوچیکمو برمیدارم سرمو خشک میکنم به موهام یه حالت ساده میدم ، سشوار و میزنم از خونه بیرون.توی خیابون انگار همه انرژی دارن بجز من همه کار میکنن درآمد دارن مردم دارن شاد و خوش و خرم توی مغازه هاشون کاسبی میکنن اونی ک بیشتر از همه میناله از اوضاع کسادی مملکت خوب ک دقت کنی میبینی از همین مغازش دو ساله هم  ماشین خریده هم خونه.ای خدا . من کجای راهو دارم اشتباه میرم ؟ چی تو کاسبی این دنیاس ک من هنوز نفهمیدمش؟قدم میزنم و باز قدم میزنم ...من باید دست پر برگردم خونه. اینو قول دادم ، مادرم امید بسته. دیگه اینقدر به خونه دروغ گفتم ک دارم خفه میشم . باید یه کاری کنم ،باید همه این دروغ هام راست بشه .نباید دیگه دستم خالی بمونهگوشیو در میارم یه زنگ به محمد بزنم . بهترین دوست دوران کارشناسیم کسی که رفت خودش دفتر زد و من رفتم استخدام دفتر مهندسیای بزرگتر شدم حالا اون کارش گرفته و چرخ زندگیش داره میچرخه منم چرخ زندگیم ....        بگذریم!بعد از دوتا بوق جواب میده-الو سلام بفرمایید +سلام داداش منم مصطفی - به به آقا مصطفی گل چطوری رفیق یادی از ما نمیکنی + نوکرتم تو عزیزی بخدا من یکم بیمعرفت شدم ببخشید. مثلا داشتم سخت کار میکردم ک خودمو ثابت کنم آخر سر از دفتر دکتر ضیاییم انداختنم بیرون .در گیر اینجور داستانا بودم که از رفیقام بیخبر موندم تو ببخش باز - فدای سرت عزیز ارزشت بیشتر ازین حرفاس ، دکتر ضیایی هم گذاشتت کنار؟ اون دیگه چرا ؟ جایی گند زدی ؟ دیر تحویل دادی کارو؟ + نه بابا میگه پروژه ها کم شده مجبوریم کارمندا رو کم کنیم که کمتر حقوق بدیم . برگشته میگه ایشالله باز نیرو خواستیم اولین نفری که بهش زنگ میزنیم خودتی ، آخرم سر تصویه حساب نصف حقوقمو هاپولی کردن رفت.- نه بابا ! جدی میگی ؟ از دکتر بعیده اینکارا +رفیق با این بازار از هیچکی هیچی بعید نیست -اره والا+تو چیکار میکنی کار و کاسبی میچرخه؟ - اِی شکر خدا دوتا شریکیم داریم در میاریم خرج زندگیو . ماه پیش ما هم فقط مگس میپروندیم فکر کن یه ماه کامل هیچ پروژه ای نیومد فقط چک هام بود که دونه دونه داشت برگه میشد . با یه بدبختی ماه قبلو تموم کردیم  یعنی تا مرز ورشکستگی رفتیما  ولی باز خدا نجاتمون داد.+ بازم خدا رو شکر داداش توکل کن ب خدا ک توکل کلید خوشبختیه ......  ینی من توکل ندارم؟ یا این حرفا همش کشکه؟ ، اینم ک میگه کار نداریم و این حرفا دیگه به ‌کی رو بندازم کاری واسم دست و پا کنه؟ + داداش حالا جاییو سراغ داری نیر بخوان منو ازین وضعیت درارن؟- نه والا ضیائی آخرین کسی بود ک میشناختم ک اونم میگی اینجوری کرده + اره اونم دیگه کم آورده تو این وضعیت بازار.- حالا غصه نخور توکل کن ایشالله درست میشه + ایشالله ؛ واقعا با توکل درست میشه؟+ دادا دمت گرم خیلی خوشحال شدم صداتو شنیدم بابت بیمعرفتی ما هم گذشت کن -نه بابا این حرفا چیه رفیق ؟ دیگه نگیا+مرسی دادا بهترینی من دیگه مزاحمت نمیشم سرت شلوغه -مراحمی مهندس هاهاهاها+ فدات بشم‌ من خدافظ-خدافظباز صدای ذوق زده مامانم که میگفت دست پر برگرد مثل زنگ میپیچه تو گوشم .به قدم زدنم‌ادامه میدم و فکر میکنم . ساعت حدودای ۲-۳ میرسم خونه سریع از یخچال یه بطری آب برمیدارم با یه بسته بیسکوییت ساقه طلایی میشینم میخورم و لبتابم و باز میکنم میرم تو نت یه فیلم دانلود میکنم تا یکم فکر و خیالم آروم تر شه دیگه سردرد گرفتم، بخدا از روزی که اخراجم کردن فکر و خیال داره مثل خوره روح و مغزمو میخوره.تاینی رو باز میکنم تو فیلمای برگزیدش یکی و دانلود میکنم و میشینم میبینم عجب فیلم قشنگیه قدیمیه ولی خیلی خوب مغز آدمو درگیر خودش میکنه فیلم تموم میشه و من آخر نمیفهمم صحنه ای که کات خورد فرفره هه میوفته یا اینکه با زن و بچه خیالیش تو یکی از خوابای عمیقش گرفتار شده؟آرووم چشمامو میبندم و به این فکر میکنم که ما ، این دنیایی ک میشناسیم ، این آدما ، زجر ها و خوشبختی ها ، ادیان و پیامبرا ، اعتقاداتمون ، اینا تا چه حد میتونه واقعیت داشته باشه؟ توی همین فکرام که پلکام کم کم سنگین میشه و توی یه خواب خیلی خیلی خیلی عمیق فرو میرم</description>
                <category>مصطفی</category>
                <author>مصطفی</author>
                <pubDate>Mon, 18 Jun 2018 23:23:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رمان &quot;معمار&quot; | فصل اول : کوچ باور ها | قسمت 1</title>
                <link>https://virgool.io/@mosi34/s01e01-i50kbarksxyb</link>
                <description>تق تق ...- کیه +پیکه غداتونو آوردمبلند میشم با تموم خستگی تو وجودم میرم در و باز میکنم و با آخرین اسکناسایی ک دارم پول غذا رو میدم. خیلی وقت بود هوس کرده بودم یه کباب مشتی بخورم ولی مگه این زندگی دانشجویی با اون خرج و مخارجش میذاشت؟ دیگه دلو زده بودم به دریا بعد از اینکه توی این وضعیت داغون اقتصادی از آخرین دفتر مهندسی هم‌ به خاطر کمبود پروژه اخراجم کرده بودن منم زده بودم به سیم آخر . دیگه گفتم هرچه بادا بادکاملا نا امید شدم نمیدونم باید چیکار کنم با همین فکرای تلخ غذا رو تموم میکنم و ساعتها همینجور به بشقاب خالیم خیره میشم ...ترم آخر ارشد معماری میخونم اونم تو دانشگاه آزاد . شهریه دانشگامو بابام داره میده با اینکه ۲۵ سالمه . هر ترم جلوش از خجالت آب میشم اون بدبختم نداره نمیدونم باید چیکار کنم . خانوادم با اینکه دستشون ب دهنشون میرسه ولی خوب شهریه دانشگاه من خیلی داره فشار میاره بهشون . باید یه کاری بکنم ، باید یه جوری خودمو از این مخمصه نجات بدمتوی همین فکرا بودم ک یهو تلفن همراهم شرو میکنه به زنگ زدن ...مادرمه ، گوشی رو جواب میدم :- الو مامان خوبی پسرم؟+قربونتون مامان خوبم شما خوبی ؟ حال مجتبی و بابا چطوره؟-خوبم عزیزم داداشتم حالش خوبه ، سلام میرسونه میگه کی میای ، باباتم ک طبق معمول تا ساعت ۱۰-۱۱ سر کاره هنوز نیومده+ ب داداش بگین زود میام ، فعلا ک حسابم دیگه خالی شده یکم‌ دیگه یه پروژه دارم اونو تموم کنم پول میاد دستم میام فک‌ر کنم حدود یکی دو ماهی بشه -مامان پول نداری بگم بابات برات بفرسه عزیزم . بدون پول تو شهر غریب میخوای چیکار کنی +مامان دورتون بگرم پول به اندازه این یکی دو ماه دارم خیالتون راحت باشه ولی مجبورم بمونم پروژه ارو تموم کنم - باشه مامان شام خوردی که؟+ اره اتفاقا جاتون خالی الان داشتم کباب میخوردم واقعا جاتون خالیه اینجا دارم تنهایی پادشاهی میکنم (بلند میخندم !)- الهی من قربون خودت و اون شیکم شلت برم نوش جونت مامان بخور که وقتی بر میگردی میخوام ۳-۴ کیلو چاق شده باشی + (باز بلند میخندم) چشم مامان خیالتون تخت تا برگردم یه فوک دریایی شدم-(اونم میخنده)+مامان من برم‌دیگه کاری ندارین؟ باید رو پروژه کار کنم - نه پسرم برو به کارات برس ایشالله برگردی با دست پر خودم برات آستین بالا بزنم دیگه وقت عروسیته پسر گلم + خخخخخخ ایشالله کی بدش میاد اخه ، چشم با دست پر بر میگردم امر دیگه ای باشه قربان (میخندم)- نه مامان قربونت . برو عزیزم خدافظ+ خدافظ مراقب خودتون باشین... گوشیو میندازم یه گوشه و میخزم تو تشک بغض داره خفم‌ میکنه ، تا کی باید دروغ بگم؟ آروووم میخوابم و به فردای بی فروغم فکر میکنمامروز عربستان با چندین فروند هواپیمای نظامی به یمن حمله کرد . خبر ها حاکی از آنست که ......با شنیدن خبر حمله دوتا از کشورای همسایه از تلوزیون بیدار میشم نور آفتاب افتاده تو صورتم اروم پامیشم تلوزیونو خاموش میکنم میرم ک دست و صورتمو بشورم . توراه گوشیمو برمیدارم تاریخو ساعت و چک کنم . امروز دقیقا ششم فروردین نود و چهار ساعت ۱۰ و نیمه صبحهمیرم تو تلگرام خبر حمله عربستان ب یمن همه کانالای خبریو پر کرده مثل اینکه یه مدت از دست اخبار برجام و پسا برجام راحتیم . یه دوری توی تلگرام میزنم و بجز لاس زدن دختر پسرا و تبلیغات مسخره چیز دیگه ای نمیبینم ، تلگرامم چیز بدرد بخوری نداشت . همینجوری ک رو توالت فرنگی جا بجا میشم  ، اینستا رو باز میکنم و از بالا تا آخرین پستی که دیروز دیدم همرو لایک میکنم . ببین بخدا مردم چ زندگیای رنگارنگی دارن ...صدای سیفون منو بر میگرونه به حال و روز خودم یاد دیشب و حرفام با مادرم میوفتم + میام ایشالله فعلا ک پولم تموم شده ولی این پروژه رو ک‌انجام بدم دست پر میام -مامان دست پر برگردی خودم برات آستین بالا بزنم +هاهاهاها چشم مامان دست پر برمیگردم ...خودمو تو آینه میبینم توی چشمای خودم خیره میشم . تو کی ای ؟ چرا اینقد قیافت داغون شده؟ موهای ژولیده و کم پشتمو نگاه میکنم و به خوم میگم قیافشو نگاه عین این مردای ۳۰-۴۰ ساله ی کچل و بد قیافه .با خودم فکر میکنم الان چی گفتم مردای ۳۰ ساله؟ تو ذهنم از بچگی از یه مرد ۳۰ ساله چ تصوری داشتم؟ کسی ک حتما چندین ساله بابا شده بچش حدودا باید آخرای دبستان باشه یه خونواده شاد داره یه کار خوب  دوران مجردیش تموم شده و حالا یه مرد پخته اس ...ولی الان منو نگا کن ۲۵ سالمه . ۵ سال ازون مرد رویام جوون ترم پس منطقیه قیافم مث ی مرد ۳۰ ساله شده باشه ولی من چقدر از تصورات بچگیام عقب افتادم؟ من هنوز یه پسر دانشجوی بیفکر و بی خیالم ...+ چشم مامان دست پر برمیگردم + پروژه امو باید تموم کنم پول بگیرم مثل یه پتک میخوره تو سرم . دیگه نه پولی دارم نه کاری نه پروژه ای...دست و صورتمو میشورم همونجا زیر شیر موهای چرب و کم پشتمو هم میشورم . واقعیتش تو این هوای سرد اصلا حال و حوصله خیس شدن و دوش گرفتن و ندارم .</description>
                <category>مصطفی</category>
                <author>مصطفی</author>
                <pubDate>Mon, 18 Jun 2018 23:11:13 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>