<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ترجمان حجاب</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mosleh</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 11:39:08</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1385164/avatar/uR6SrI.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ترجمان حجاب</title>
            <link>https://virgool.io/@mosleh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>یک قلم از خسارت های بی حجابی (2) : 8/5 میلیارد دلار</title>
                <link>https://virgool.io/@mosleh/%DB%8C%DA%A9-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8%DB%8C-2-85-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D9%84%D8%A7%D8%B1-qbcub0vk12dg</link>
                <description>بین بی بند و باری جنسی و شیوع بیماری های مقاربتی ارتباط مستقیم وجود دارد.برای مثال نویسندگان مقاله زیر با انجام مطالعه ای روی دانشجویان دختر دانشگاه میشیگان به این نتیجه رسیدند که «آن دسته از زنانی که 5 شریک جنسی یا بیشتر داشتند، 8 برابر بیشتر از زنانی که تنها 1 شریک داشتند ابتلا به STD(مخفف بیماری های مقاربتی جنسی) را گزارش کردند» [منبع](https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/1411843/)هزینه های بی حجابی برای جامعهیا در تحقیق دیگری که از سوی دکتر وان واگنر  ( استاد بخش بیماری های عفونی دانشگاه آلاباما بیرمنگام ) و همکارانش در سال ۲۰۱۱ منتشر شد در بررسی از مراجعان مونث به مرکز درمانی شهرستان جفرسون ایالت تگزاس به این نتیجه رسیدند که در مقایسه زنان دارای یک شریک جنسی با زنان دارای ۴ شریک و بیشتر علائم و عوارض بیماری های مقاربتی  «بیشتر در زنان با بیش از 4 شریک جنسی گزارش شده است. زنانی که چندین شریک جنسی داشتند نیز احتمال بیشتری داشت که تا به حال بیش از 3 بیماری مقاربتی داشته باشند و احتمال بیشتری داشت که سابقه سوزاک یا سیفلیس را گزارش کنند. همچنین احتمال بیشتری داشت که در هنگام مراجعه با کلامیدیا، سوزاک یا سیفلیس تشخیص داده شوند.» (https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/20966829/)بر اساس آمار رتبه بندی کشورها از حیث تعداد ابتلا به HIV(ایدز) و STI (بیماری های مقاربتی) به نسبت جمعیت که در لینک زیر قابل مشاهده است:https://worldpopulationreview.com/country-rankings/std-rates-by-countryمشخص می گردد که غالباً کشورهای اسلامی که  زیست عفیفانه در آنها حاکم است در انتهای این لیست قراردارند و کشورهای غیراسلامی خصوصاً کشورهای ضعیف اقتصادی بیشترین آمار ابتلا را دارند.از سوی دیگر بر اساس مطالعه چسون (chesson) و‌همکارانش که طی مقاله ای در سال 2011 در مجله بیماری های مقاربتی منتشر شد با مقایسه سه تحقیق قبلی پیرامون هزینه سالانه بیماری های مقاربتی در جامعه آمریکا و نیز با بروزرسانی ارقام تحقیقات قبلی بر اساس نرخ تورم سال ۲۰۱۰ دلار آمریکا برآورد کرده که هزینه سالانه بیماریهای مقاربتی برای جامعه آمریکا ۱۶.۹ میلیارد دلار باشد.[لینک دسترسی به مقاله :  https://doi.org/10.1097/olq.0b013e318223be77 ]با این اوصاف اگر فرض کنیم «بی بندوباری جنسی» مقصر حداقل نیمی از آمار شیوع بیماری های مقاربتی باشد آنگاه می توان نتیجه گرفت «بی بندوباری جنسی عامل 8.45 میلیارد دلار هزینه بیماری های مقاربتی در جامعه آمریکاست»برنامه «کمک هزینه غذا» با نام اختصاری SNAP  بزرگترین برنامه کمک غذایی برای آمریکایی های کم درآمد است. هزینه های بودجه کل آمریکا برای این برنامه در سال مالی 2010 به 68.2 میلیارد دلار رسید در این سال هر ماه به طور متوسط ​​40.3 میلیون نفر در اسنپ شرکت کردند[منبع:  https://www.ers.usda.gov/data-products/chart-gallery/gallery/chart-detail/?chartId=75145].بنابراین برای درک بزرگی عدد هزینه های سالانه بیماری های مقاربتی در جامعه آمریکا باید گفت رقم این هزینه ها تقریباً معادل یک چهارم رقم کل کمک هزینه غذایی است که دولت آمریکا در طول یک سال به ۴۰ میلیون نفر شهروند این کشور پرداخت می کند و سهم بی بندوباری جنسی تقریباً معادل یک هشتم این رقم است.یعنی اگر بی بندوباری جنسی نبود علاوه بر اینکه از شکل گیری بسیاری از خانوارهای فقیر پیشگیری می کرد( به این مطلب مراجعه کنید  https://vrgl.ir/MyU4o ) ، می شد سفره غذایی ۴۰ میلیون‌ نیازمند آمریکایی را ۱۲.۵ درصد بزرگتر کرد. </description>
                <category>ترجمان حجاب</category>
                <author>ترجمان حجاب</author>
                <pubDate>Sun, 12 Jan 2025 15:58:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سوغات فرزندان نامشروع برای جامعه هلند: بزهکاری نوجوانان</title>
                <link>https://virgool.io/@mosleh/%D8%B3%D9%88%D8%BA%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D9%87%D9%84%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%B2%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-d6trukro6dyl</link>
                <description>سوغات فرزندان نامشروع برای جامعه هلندپس از شورش های تابستان ۱۴۰۲ در فرانسه که در اعتراض به قتل یک نوجوان به نام نایل توسط پلیس فرانسه ، به پا خواسته بود و  اکثریت شرکت کنندگان آن نوجوانان بودند مکرون رئیس جمهور فرانسه در یکی از سخنرانی های خود راجع به این نوجوانان گفت:«اکثریت قریب به اتفاق آن ها خانواده شکننده دارند، یا از یک خانواده تک والد می آیند یا خانواده آن ها تحت پوشش کمک هزینه فرزند هستند.[توضیح:معمولا خانواده های تک والد و فرزندان طلاق و امثال آن ها تحت پوشش این کمک هزینه ها هستند]»ماکرون و فرزندان نامشروع و بزهکاری نوجواناناین صحبت ها بهانه ای است تا از دریچه یکی از تحقیقات علمی با جامعه آماری بسیار گسترده(بیش از یک میلیون نفر) که در هلند انجام شده نگاهی دقیق تر به ارزیابی سخنان مکرون که پیشتر دغدغه ی اندیشمندان اجتماعی هم بوده بپردازیم که آیا تعهد و پایبندی به نهاد خانواده یا  بی اعتنایی به آن یک تصمیم صرفاً محدود به حیطه زندگی شخصی افراد جامعه است یا دود آن ممکن است به چشم همه آحاد جامعه برود؟نوشتار زیر تلخیص و ترجمه ماشینی (با اصلاحات مختصر) از مقاله ای است با عنوان«خانواده های تک والدی و جنایت نوجوانان: واکاوی نقش جدایی والدین، مرگ والدین و تولد در خانواده ای تک والدی» که با عنوان انگلیسی &quot;Single-Parent Families and Adolescent Crime: Unpacking the Role of Parental Separation, Parental Decease, and Being Born to a Single-Parent Family&quot;که در  تاریخ 17 ژانویه 2022  در مجله جرم شناسی رشد و زندگی منتشر شده و حاصل تحقیق تعدادی از محققان هلندی است.★مقدمه:اگرچه اکثر کودکان در کشورهای غربی توسط هر دو والدین بیولوژیکی خود بزرگ می شوند، اقلیت بزرگی بدون پدر یا مادر بیولوژیکی خود بزرگ می شوند(پاورقی1 . در هر زمان، این برای 15٪ از خانواده های دارای فرزند در اتحادیه اروپا (Eurostat، 2019 و برای 23٪ از خانواده ها در ایالات متحده آمریکا (مرکز تحقیقات پیو، 2019 ) صادق است.  )   به طور معمول، این به این دلیل است که والدین بیولوژیکی زندگی مشترک را متوقف کرده اند یا هرگز با هم زندگی نکرده اند، یا به این دلیل که یکی از آنها فوت کرده است. در اینجا ما به این موقعیت ها به عنوان خانواده های تک والدی اشاره می کنیم. یک محیط خانوادگی که شامل هر دو والدین بیولوژیکی است، اغلب به عنوان یک منبع مهم برای گذار موفق در دوران نوجوانی در نظر گرفته می شود (آماتو، 2001 ). بنابراین بررسی پیامدهای بزرگ شدن در خانواده های تک والدی حائز اهمیت است. یکی از پیامدهای منفی که به طور گسترده مورد مطالعه قرار گرفته است، دخالت در رفتار مجرمانه در نوجوانی است. این به خوبی در ادبیات تجربی تثبیت شده است (مانند آماتو، 2001 ؛ کروز و همکاران، 2021 ) و همچنین توسط چندین نظریه جرم شناسی فرضیه شده است (به عنوان مثال، نظریه فشار عمومی و نظریه کنترل اجتماعی ؛ اگنیو، 2006 ؛ هیرسچی، 1969 ). که رشد در خانواده تک والدی با بزهکاری نوجوانان مرتبط است. این موضوع تأثیرات اجتماعی بالایی دارد، نه تنها به این دلیل که قربانیان بزهکاری متحمل صدمات، تلفات و سایر آسیب‌ها می‌شوند (Campagna &amp; Zaykowski, 2020 )، بلکه به این دلیل که رفتار مجرمانه با پیامدهای منفی زندگی برای خود نوجوانی که مرتکب اعمال بزهکارانه می‌شود، مرتبط است، مانند درآمد کمتر (Apel &amp; Sweeten, 2010 )، مشکلات سلامتی (Massoglia, 2008 ) و رفاه کمتر و احتمال بیشتر درگیری مجرمانه در بزرگسالی (گیلمن و همکاران، 2015 ).در این مقاله، ما تلاش می‌کنیم تا با تمایز ویژگی‌های متفاوت خانواده‌های تک‌والدی در هلند، رابطه بین رفتار مجرمانه نوجوانان و رشد در یک خانواده تک‌والدی را باز کنیم. به طور خاص، ما بر اساس نوع خانواده تک والدی، سن فرزند(فرزندان) را که خانواده تک والدی شروع شد و جنسیت والدین بیولوژیکی که فرزندان با آن بزرگ شدند، متمایز می کنیم. دلیل بررسی ما در مورد این ویژگی‌ها تغییر در نگرش‌ها و هنجارهای رو به افزایش در مورد خانواده‌های تک والدی در کشورهای غربی (کریدل و همکاران، 2017 )، مانند هلند است. اول، جدایی والدین و مادران مجرد با انتخاب تبدیل به یک تجربه رایج تر می شود (CBS، 2018 ، 2019a ). ثانیاً، از سال 1995 به بعد، والدین طلاق می‌توانستند به جای حضانت انحصاری، حضانت قانونی مشترک فرزندان خود را درخواست کنند و در سال 1998، حضانت مشترک قانونی به گزینه پیش‌فرض تبدیل شد (Staatsblad, 1995 , 1997 ). با این حال، هنوز بهترین کار برای کودکان خردسال در نظر گرفته می شد که زمان زیادی را با مراقب اصلی خود بگذرانند (به عنوان مثال، فقط از سن 5 سالگی به بعد، به کودکان توصیه می شد یک شب را در خانه والدین دیگر بمانند). این امر در طول سال‌ها برای کودکان کوچک‌تر پس از ترویج والدین مشترک به‌طور قابل‌توجهی تغییر کرده است (Richtlijnen Jeugdhulp، 2020 ). سوم، برابری زن و مرد در جوامع غربی در حال افزایش است. به عنوان مثال، زنان هلندی از نظر مالی مستقل‌تر می‌شوند، که منجر به کاهش خطر فقر برای زنان پس از جدایی می‌شود (یعنی خطر فقر برای زنان پس از جدایی از 25 درصد در سال 2012 به 17 درصد در سال 2017 کاهش می‌یابد؛ CBS، 2020 ). . بنابراین، مطالعه حاضر با بررسی رابطه بین رفتار مجرمانه در دوران نوجوانی و (1) چگونگی تشکیل خانواده‌های تک والدی (از طریق جدایی والدین، فوت والدین یا تولد از یک والد) به ادبیات موجود می‌افزاید. سن فرزندان زمانی که انواع مختلف خانواده های تک والدی تشکیل شده است، و (3) تمایز بین کودکانی که با پدر بیولوژیکی یا مادر بیولوژیکی خود در انواع مختلف خانواده های تک والدی بزرگ می شوند. این سه جنبه به ندرت در تحقیقات قبلی به دلیل محدودیت داده ها مورد بررسی قرار گرفته اند (به عنوان مثال، به دلیل تعداد کم خانواده های تک پدر؛ دموت و براون، 2004 ). در این مطالعه، از داده‌های ثبت جمعیت طولی استفاده شد که شامل جمعیت کامل هلند متولد 1993-1999 است. بنابراین، این مجموعه داده به اندازه کافی بزرگ است تا پاسخ های معتبری را به سؤالات تحقیق ما بدهد.★شکل گیری خانواده های تک والدی:یک غفلت بالقوه مهم در اکثر مطالعات قبلی در مورد نقش خانواده های تک والدی در شروع بزهکاری نوجوانان این است که آنها رویداد تشکیل دهنده ای را که خانواده تک والدی ایجاد می کند در نظر نگرفته اند (Kroese et al., 2021 ). سه نوع خانواده تک والدی با فرزندانی که با یکی از والدین زندگی می کنند را می توان بر اساس این که آیا خانواده به دلیل (1) جدایی والدین، (2) مرگ والدین، یا (3) بزرگ شدن فرزند از بدو تولد توسط یک والدین ایجاد شده است، متمایز می شوند.[خوانندگان عزیز توجه داشته باشند که قسم سوم در واقع همان است که ما از آن به عنوان «ولدالزنا» یا فرزندان نامشروع یاد می کنیم و منظور این است که این فرزندان حاصل لذت جویی های موقت و گاه یک شبه زن و مردی هستند که طرفین وغالباً مردان حتی حداقل تعهد عرفی واخلاقی در حد همان جامعه خودشان ، برای پایبندی به یک زندگی مشترک  را گردن نگرفته اند ] .  اگرچه همه این تجربیات منجر به خانواده های تک والدی می شود، اما با فرآیندهای متفاوتی همراه است و ممکن است پیامدهای متفاوتی برای رفتار بزهکارانه داشته باشد.نظریه بحران خانواده بر فرآیندهای دخیل در اختلالات خانواده تمرکز دارد (نگاه کنید به Mack et al., 2007 ). این مدل نشان می دهد که پریشانی روانی، رنجش عاطفی و تنش اجتماعی بیشتر با جدایی والدین مرتبط است تا مرگ والدین. علاوه بر این، تجربه یک رویداد بحرانی اغلب احتمال بروز رفتار ضد اجتماعی را برای کودکان افزایش می‌دهد. بنابراین، کودکانی که جدایی والدین را تجربه می کنند ممکن است نسبت به والدین خود احساس رنجش کنند که در نتیجه، احتمال کاهش وابستگی خانوادگی و مشارکت بیشتر در بزهکاری نوجوانان را افزایش می دهد. در مقابل، مرگ والدین یک رویداد آسیب زا است که باعث ایجاد اضطراب، پریشانی عاطفی و افسردگی می شود، اما معمولاً شامل همان سطحی از رنجش عاطفی در خانواده های جدا شده نیست. از آنجایی که کودکانی که از یک والدین متولد می شوند، بحران اختلال خانواده را تجربه نکرده اند، انتظار می رود این کودکان رفتار مجرمانه کمتری نسبت به فرزندان دو نوع دیگر خانواده های تک والدی از خود نشان دهند. با این حال، از آنجایی که چندین نظریه جرم‌شناسی فرض می‌کردند که رشد در خانواده‌ای تک‌والدی و بزهکاری نوجوانان مرتبط است، ما انتظار داریم که احتمال بیشتری برای درگیر شدن در رفتار مجرمانه برای کودکان متولد شده از یک والدین مجرد نسبت به کودکانی که با هر دو والدین بیولوژیکی زندگی می‌کنند، پیدا کنیم. به عنوان مثال، نظریه کنترل اجتماعی (هیرشی، 1969 ) نشان می دهد که کودکان در خانواده های تک والدی ممکن است بزهکاری بیشتری نشان دهند، زیرا احتمالاً وابستگی کمتری به یک یا هر دو والدین دارند. بنابراین، بر اساس مدل بحران خانواده همراه با نظریه های دیگر در مورد پیامدهای خانواده های تک والدی، ما فرض می کنیم که (1) بزرگ شدن در یک خانواده تک والدی احتمال درگیر شدن در بزهکاری نوجوانان را در مقایسه با بزرگ شدن با دو نفر والدین بیولوژیکی افزایش می دهد. (H1a)، و به طور خاص، (2) از آن دسته از کودکانی که در یک خانواده تک والدی رشد می کنند، کودکانی که جدایی والدین را تجربه می کنند، بالاترین سطح بزهکاری نوجوانان را نشان می دهند، پس از آن کودکانی که مرگ والدین را تجربه می کنند،  در رتبه های بعدی قرار دارند. و فرزندان متولد شده با یکی از والدین کمترین سطح بزهکاری نوجوانان (H1b) را نشان می دهد.نظریه دلبستگی بالبی (Ainsworth &amp; Bowlby, 1991 ) پیشنهاد می کند که دلبستگی از آمادگی بیولوژیکی کودک و والدین برای پاسخ دادن به رفتارهای یکدیگر به گونه ای ناشی می شود که والدین از کودک مراقبت و محافظت می کنند. از دست دادن والدین بیولوژیکی می تواند به دلبستگی ضعیف تر و/یا ایجاد دلبستگی ناایمن منجر شود، زیرا یک رابطه کلیدی گسسته می شود. بالبی پیشنهاد می‌کند که اختلالات در سنین پایین‌تر (به ویژه در طول 5 سال اول زندگی) اثرات منفی بیشتری نسبت به اختلالات در سنین بالاتر دارند، زیرا دلبستگی در اوایل زندگی شکل می‌گیرد. تحقیقات در چندین حوزه نظری نشان داد که دلبستگی بین والدین و فرزندشان باعث ایجاد تفاوت در مشارکت نوجوان در بزهکاری می شود (سوگر، 2017 ). بر اساس نظریه دلبستگی بالبی، ما فرض می کنیم که سن پایین تر فرزندان در طول تشکیل خانواده تک والدی، احتمال درگیر شدن در بزهکاری نوجوانان (H2a) را افزایش می دهد. علاوه بر این، وقتی نظریه دلبستگی بالبی و مدل بحران خانواده را ترکیب می‌کنیم، فرض می‌کنیم که کودکانی که جدایی والدین را در سنین پایین‌تر تجربه می‌کنند، سطح بالاتری از بزهکاری نوجوانان را در مقایسه با کودکانی که مرگ والدین را در سنین پایین‌تر تجربه می‌کنند (H2b) نشان می‌دهند.★جنسیت والدین بیولوژیکی:تعدادی از ایده های متناقض در مورد اثرات جنسیت والدین بیولوژیکی بر بزهکاری نوجوانان ساخته شده است که ما را به فرمول سه فرضیه (تا حدی رقیب) هدایت می کند.نظریه دلبستگی بالبی (Ainsworth &amp; Bowlby, 1991 ) پیش بینی می کند که جدایی از مادر مضرتر از جدایی از پدر است. بالبی معتقد بود که بسیار مهم است که کودک رابطه گرم و محبت آمیزی را با یک شخصیت مادری تجربه کند. فرضیه مادری بسیار مشابه است، زیرا بیان می کند که باید انتظار داشت که زندگی با یک مادر مجرد نسبت به زندگی با یک پدر مجرد باعث سطح پایین تری از بزهکاری شود، زیرا مادر بهتر می تواند کنترل مؤثرتری بر کودک اعمال کند. Eitle، 2006 ). بر اساس تئوری دلبستگی بالبی و فرضیه مادری، ما فرض می‌کنیم که بزرگ شدن تنها با یک پدر بیولوژیکی در خانواده‌ای تک‌والدی، احتمال مشارکت در بزهکاری نوجوانان را در مقایسه با بزرگ شدن تنها با یک مادر بیولوژیکی افزایش می‌دهد (H3a). علاوه بر این، وقتی این ایده‌های نظری و مدل بحران خانواده را ترکیب می‌کنیم، فرض می‌کنیم که کودکانی که جدایی والدین را تجربه می‌کنند و تنها با یک پدر بیولوژیکی بزرگ می‌شوند، بالاترین سطح بزهکاری نوجوانان را نشان می‌دهند، و کودکانی که از یک والد متولد می‌شوند و تنها با یک مادر بیولوژیکی بزرگ می‌شوند کمترین میزان بزهکاری نوجوانان (H3b) را نشان می دهند.★روشداده ها و جمعیت مورد مطالعه:برای مطالعه حاضر، هفت گروه تولد کامل از افراد متولد شده در دوره 1993-1999 انتخاب شدند. این هفت گروه تولد برای به حداکثر رساندن تعداد نوجوانان مشاهده شده انتخاب شدند، زیرا همه مجموعه‌های ریز داده‌های مورد نیاز برای این گروه‌های تولد در دسترس بودند. به طور خاص، داده‌ها شامل داده‌های جرم برای هر فرد بین سنین 12 تا 18 سال می‌شود. افرادی که مرده به دنیا می‌آمدند، اگر قبل از 19 سالگی از دنیا می‌رفتند یا در خارج از هلند به دنیا می‌آمدند، از تجزیه و تحلیل حذف می‌شدند. اگر افراد قبل از 19 سالگی مهاجرت می کردند نیز از داده ها حذف می شدند ، این منجر به نمونه ای متشکل از 1.296.652 کودک شد.★معیارها :ساختار خانواده یک مفهوم کلیدی در تحلیل ما است. با دو متغیر، یعنی «خانواده تک‌والدی» و «نوع خانواده تک‌والدی» عملیاتی می‌شود.★خانواده ی تک سرپرست:اولین متغیری که ساختار خانواده را نشان می دهد این است که آیا فرد همیشه با هر دو والدین بیولوژیکی زندگی می کرده است یا خیر.اینکه آیا کودکی با هر دو والدین بیولوژیکی زندگی می‌کرده است یا خیر، در ابتدای هر سال تقویمی با تأیید اینکه آدرس ثبت‌شده کودک با آدرس ثبت‌شده هر دو والدین بیولوژیکی یکسان است، اندازه‌گیری شد. ما تفاوتی بین والدین متاهل و مشترک قائل نشدیم. خانواده های تک والدی شامل کودکانی هستند که تنها با یک والدین بیولوژیکی زندگی می کنند (احتمالاً در ترکیب با بزرگسالان دیگر، مانند پدر و مادر ناتنی یا پدربزرگ و مادربزرگ). کودکانی که بدون هیچ والدین بیولوژیکی زندگی می کردند از تجزیه و تحلیل حذف شدند.★نوع خانواده تک والدی: بین انواع خانواده های تک والدی نیز تمایز قائل می شویم، بر اساس رویدادی که منجر به تک والدی شدن خانواده شده است. اولین نوع خانواده تک والدی، فرزندانی هستند که پس از جدا شدن والدینشان تنها با یک والد بیولوژیکی با هم زندگی می کنند. دومین نوع خانواده تک والدی شامل کودکانی می شود که با یکی از والدین بیولوژیکی زندگی می کنند زیرا والدین بیولوژیکی دیگر فوت کرده اند. در سومین نوع خانواده تک والدی، کودکان در طول دوران کودکی تنها با یک والد بیولوژیکی زندگی می کنند، زیرا آنها از یک والد مجرد به دنیا آمده اند (مثلاً به این دلیل که یکی از والدین بیولوژیکی قبل از تولد کودک فوت کرده است یا به این دلیل که والدین بیولوژیکی اساساً با هم زندگی نکرده اند.(فرزند آوری ناشی از یک هوس جنسی موقت بوده نه در پی یک رابطه پایدار و مستمر ).★نتایجآمار توصیفی:در مجموع 1296652 کودک در آنالیزها وارد شدند. از این کودکان، 77.08٪ با هر دو والدین بیولوژیکی زندگی می کردند، 14.47٪ جدایی والدین را تجربه کردند، 1.11٪ مرگ والدین را تجربه کردند، و 7.33٪ از یک والدین مجرد به دنیا آمدند. نتایج نشان می دهد که زندگی با یکی از والدین قبل از 12 سالگی (در مقایسه با زندگی با دو والدین بیولوژیک قبل از 12 سالگی) به طور قابل توجهی این احتمال را افزایش می دهد که کودک در دوران نوجوانی مظنون به رفتارهای بزهکارانه شود (OR =1.70 این عدد که «نسبت شانس» می باشد رابطه بین دو متغیر را نشان می دهد بدین صورت که اگر این عدد ۲ باشد یعنی با وجود یک متغیر ، امکان تحقق متغیر دیگر دو برابر می شود و در مورد موضوع بحث ما این نسبت 1.7  است یعنی بزرگ شدن در یک خانواده تک والدی احتمال درگیر شدن در بزهکاری نوجوانان را در مقایسه با بزرگ شدن با دو والدین بیولوژیکی 70 درصد افزایش می دهد.)در مرحله بعد، مدلی را تخمین زدیم که در آن سه نوع دسته‌بندی خانواده تک‌والدی به‌طور جداگانه گنجانده شدند و با کودکانی که با هر دو والدین بیولوژیکی زندگی می‌کردند، مقایسه شد. نتایج نشان می دهد که تولد از یک والد مجرد ، بیشترین تأثیر را نشان می دهد ، (OR=1.91=نسبت شانس)، پس از آن داشتن والدین جدا شده (OR = 1.64=نسبت شانس) و داشتن یک والد بیولوژیکی متوفی قبل از 12 سالگی (OR = 1.62=نسبت شانس).★جنسیت والدین بیولوژیکی در خانواده های تک والدی:در رگرسیون لجستیک بعدی، ما رابطه بین جنسیت والدین بیولوژیکی در خانواده تک والدی و بزهکاری نوجوانان را بررسی کردیم و این رابطه را با کودکانی که با هر دو والدین بیولوژیکی زندگی می کردند مقایسه کردیم. بزرگ شدن با یک مادر بیولوژیک در مقایسه با بزرگ شدن با یک پدر بیولوژیک به طور قابل توجهی احتمال اینکه کودک مظنون به رفتار بزهکارانه شود را افزایش داد.رگرسیون لجستیک دیگری برای ایجاد رابطه بین جنسیت والدین بیولوژیکی در ترکیب با نوع خانواده تک والدی و بزهکاری نوجوانان انجام شد و مجدداً آن را با کودکانی که با هر دو والدین بیولوژیکی زندگی می کردند مقایسه کرد. بزرگ شدن تنها با یک مادر بیولوژیک در مقایسه با یک پدر بیولوژیک زمانی که کودک از یک والد مجرد به دنیا آمد  به طور قابل توجهی احتمال اینکه کودک مظنون به رفتار بزهکارانه شود را افزایش داد.   نتایج ما نشان داد که فرزندان متولد شده از یک والد تنها که تنها با یک مادر بیولوژیک بزرگ می‌شوند، بیشترین احتمال را در مظنون شدن به بزهکاری نوجوانان نشان می‌دهند، و کودکان متولد شده از یک والد تنها که تنها با یک پدر بیولوژیکی بزرگ می‌شوند، کمترین احتمال را در این زمینه نشان می‌دهند. ★مروری بر فرضیه ها و یافته های این پژوهشاول، بر اساس شواهد گسترده قبلی (به عنوان مثال، Kroese و همکاران، 2021 )، ما فرض کردیم که بزرگ شدن در یک خانواده تک والدی احتمال درگیر شدن در بزهکاری نوجوانان را در مقایسه با رشد با هر دو والدین بیولوژیکی افزایش می دهد (H1a). ). نتایج ما این فرضیه را تأیید کرد، و نشان داد که زندگی با یک والدین بیولوژیکی قبل از 12 سالگی، احتمال اینکه یک نوجوان در دوران نوجوانی درگیر جرم شود، افزایش می‌دهد.دوم، بر اساس مدل بحران خانواده، ما فرض کردیم که از سه دسته کودکانی که در یک خانواده تک‌والدی رشد می‌کنند، آن‌هایی که جدایی والدین را تجربه کرده‌اند بالاترین سطح بزهکاری نوجوانان را نشان می‌دهند و به دنبال آن‌ ،کودکانی که تجربه مرگ والدین را داشته‌اند. فرض بر این بود که کودکانی که از یک والدین تنها متولد می شوند، پایین ترین سطح  را نشان می دهند. با این حال، کودکانی که از یک والدین متولد شده بودند، بالاترین سطح بزهکاری را نشان دادند. کودکانی که جدایی والدین را تجربه کردند و فرزندانی که یکی از والدین بیولوژیکی فوت کرده بودند، هر دو سطح پایین‌تری از بزهکاری را نشان دادند. این در تضاد با مدل بحران خانواده است. توضیح احتمالی این یافته این است که سه دسته از خانواده های تک والدی با طول مدت مواجهه اشتباه گرفته می شوند: در حالی که کودکانی که از یک والدین تنها متولد می شوند، تمام زندگی خود را در معرض یک خانواده تک والدی قرار داده اند، اما کودکانی که جدایی یا فوت والدین را تجربه می کنند.  به طور متوسط ​​برای مدت زمان بسیار کوتاه تری در معرض این وضعیت قرار می گیرد . از آنجایی که کودکانی که از یک والدین متولد می شوند هرگز با دو والدین بیولوژیک زندگی نمی کردند، این ممکن است منجر به خطر بالاتر بزهکاری نوجوانان شود. علاوه بر این، تفاوت مورد انتظار را در بزهکاری بین کودکانی که جدایی والدین را تجربه کردند و کودکانی که یکی از والدین بیولوژیکی فوت کرده بودند، پیدا نکردیم.سوم، ما فرض کردیم که سن پایین تر از فرزندان در طول تشکیل خانواده تک والد، احتمال درگیر شدن در بزهکاری نوجوانان (H2a) را افزایش می دهد. نتایج ما تأیید کرد که سن پایین‌تر در زمان شروع یک خانواده تک‌والدی، احتمال اینکه کودک مظنون به یک عمل مجرمانه در دوران نوجوانی باشد را افزایش می‌دهد. چهارم ، ما فرض کردیم که بزرگ شدن تنها با یک پدر بیولوژیک در مقایسه با یک مادر بیولوژیکی در یک خانواده تک والدی، احتمال درگیر شدن در بزهکاری نوجوانان  را افزایش می دهد،  با این حال،  نتایج ما نشان داد که بزرگ شدن تنها با یک مادر بیولوژیک به طور قابل توجهی احتمال این که کودک مظنون به یک عمل مجرمانه بوده است را افزایش دهد.  پنجم، ما فرض کردیم که کودکانی که جدایی والدین را تجربه می‌کنند و تنها با یک پدر بیولوژیک بزرگ می‌شوند، بالاترین سطح بزهکاری نوجوانان را نشان می‌دهند، و کودکان متولد شده از یک والدین تنها که تنها با یک مادر بیولوژیکی بزرگ می‌شوند، پایین‌ترین سطح بزهکاری نوجوانان را نشان می‌دهند. با این حال، نتایج ما نشان داد که کودکان متولد شده از یک والد تنها با یک پدر بیولوژیک کمترین سطح بزهکاری نوجوانان را نشان می‌دهند و کودکانی که از یک والدین تنها با یک مادر بیولوژیک بزرگ می‌شوند، بالاترین سطح بزهکاری نوجوانان را نشان می‌دهند. عواملی که در غیر این صورت می‌توانست توضیحی احتمالی برای این یافته باشد، قبلاً در تجزیه و تحلیل کنترل شده‌اند (به عنوان مثال، درآمد خانوار، سن مادر، و والدین ناتنی).★نتیجهدر مقایسه با کودکانی که با هر دو والدین بیولوژیکی زندگی می‌کنند، یافته‌ها نشان می‌دهد که احتمال بزهکاری نوجوانان  زمانی که فرزندان از یک والد به دنیا می‌آیند افزایش می یابد، پس از آن کودکان با والدین جدا شده و کودکانی که مرگ والدین را تجربه می‌کنند.زمانی که تک‌والد شدن خانواده در سنین پایین‌تر شروع شد و زمانی که بچه‌ها فقط با یک مادر بیولوژیک بزرگ می‌شوند، هم برای پسر و هم برای دختر، در مقایسه با پدر بیولوژیکی احتمال بزهکاری افزایش می یابد . این نشان می دهد که رابطه بین رشد در خانواده های تک والدی و بزهکاری نوجوانان بسیار پیچیده تر از آن چیزی است که اغلب تصور می شود. تحقیقات آتی باید توجه بیشتری به تنوع در ترکیب خانواده های تک والدی داشته باشد.</description>
                <category>ترجمان حجاب</category>
                <author>ترجمان حجاب</author>
                <pubDate>Fri, 30 Aug 2024 22:05:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک قلم از خسارت های بی حجابی(۱): ۶ میلیارد دلار</title>
                <link>https://virgool.io/@mosleh/%DB%8C%DA%A9-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%DB%B6-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D9%84%D8%A7%D8%B1-ck9vf7d9jtq0</link>
                <description>آمار کودکان آمریکایی که فقط با مادرشان زندگی می کنند و از کوپن غذایی استفاده می کنند  در طول سال های اخیر حدود ۳ برابر کودکانی است که با پدر ومادرشان زندگی می کنند.(در سال ۲۰۲۱ حدود ۴۵.۵ درصد معادل 7,101,185 نفر از 15.607.000 نفر کودکان زیر ۱۸ سال که با مادرشان زندگی می کردند از کوپن غذایی استفاده می کردند در مقابل ۱۲.۶ درصد معادل 6,376,734 نفر  از 50.609.000 نفر کودکان زیر ۱۸ سالی که با پدر و مادرشان زندگی می کردند.منبع: سایت رسمی دفتر عدالت اطفال و پیشگیری از بزهکاری زیرمجموعه وزارت دادگستری آمریکا https://ojjdp.ojp.gov/statistical-briefing-book/population/faqs/qa01203#4-0 ) به طور میانگین در برنامه کوپن غذا در سال ۲۰۲۱  به هر نفر  2,594.4 دلار پرداخت شد.(منبع: https://usafacts.org/data/topics/people-society/poverty/poverty-programs/nutrition-assistance-snap-avg-monthly-benefit-per-person/ ) اگر تنها ۵۰ درصد یعنی نیمی از جمعیت کودکان تک والد(با مادر) کمتر می بود و‌ به جمعیت کودکان دارای پدر و مادر اضافه می شد (معادل 7,803,500 نفر) آنگاه با حفظ همین نسبت های فعلی ، به جای آنکه‌ 3,550,592 نفر از آن ها نیازمند کوپن غذایی باشند(معادل ۴۵.۵ درصد) ، کمتر از یک سوم آن یعنی 983,241نفر (معادل ۱۲.۶ درصد) نیازمند کوپن غذایی بودند.بدین ترتیب 2,567,351  کودک کمتری وابسته به کوپن غذایی بودند و به میزان 6,660,735,434 دلار معادل 386.322.655.172.000 تومان (386 هزار میلیارد تومان)  هزینه کمتر به بودجه عمومی جامعه آمریکا تحمیل می شد.این مبلغ معادل کل  یارانه معیشتی پرداختی به مردم ایران برای ۱۴ ماه (هر ماه ۲۷ هزارمیلیارد تومان)   و معادل یک پنجم درآمد کل صادرات نفت ایران در سال ۱۴۰۲ است ! (حدود ۳۵ میلیارد دلار -منبع: econews.ir/5x3660753) از سوی دیگر علت اصلی به وجود آمدن خانواده های تک والد ، زیست غیرعفیفانه در جامعه آمریکایی می باشد که زیربنای زیست غیرعفیفانه ،کشف حجاب و روابط ولنگارانه زن و مرد است بنابراین «بی حجابی» و روابط ولنگارانه ، سالانه 6,660,735,434 دلار هزینه به مردم آمریکا تحمیل می کند چه آن هایی که اهل بی حجابی هستند و چه آن هایی که اینکاره نیستند باید این هزینه را متقبل شوند! هرچند این هزینه ها در برابر هزینه های غیرمادی  بی حجابی که متلاشی شدن نهاد خانواده و محروم شدن انسان ها از پناهگاه و کانون گرم خانواده و محروم شدن کودکان از سایه پدر یا مادر است با هیچ دلار و ریالی قابل اندازه گیری و قیاس نیست.</description>
                <category>ترجمان حجاب</category>
                <author>ترجمان حجاب</author>
                <pubDate>Sat, 06 Jul 2024 17:44:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زن ، زندگی ، آزادی دسترسی مردان به زنان به روایت استاد دانشگاه فلوریدا</title>
                <link>https://virgool.io/@mosleh/%D8%B2%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%81%D9%84%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D8%A7-sqr1tcga7bwx</link>
                <description> آنچه در ادامه می آید ترجمه ای است از مقالهSexual Economics, Culture, Men, and Modern Sexual Trendsبا عنوان «اقتصاد جنسی، فرهنگ، مردان و گرایش های جنسی مدرن» که توسط آقای روی اف. باومیستر [استاد دانشگاه فلوریدای آمریکا صاحب آثار پژوهشی متعدد که  در سال ۲۰۰۳ به عنوان یکی از پرارجاع‌ترین پژوهشگران آی اس آی شناخته شد.چندکتاب از آثار او به فارسی هم ترجمه شده است] و خانم کاتلین ووس از دانشگاه مینه سوتای آمریکا نوشته شده است.متن مقاله:در اواخر قرن بیستم، ایده‌های جنسی از دو منبع اصلی سرچشمه می‌گرفت. یکی از آنها نظریه تکاملی بود که مبتنی بر رشته زیست شناسی بود. نظریه دیگر فمینیستی و برساخت گرایی اجتماعی بود که در حوزه علوم سیاسی پایه گذاری شده بود. اگرچه بینش های مهمی از هر دو منبع به دست آمده است، شواهد رو به رشدی وجود دارد که به راحتی با هیچ یک از آنها مطابقت نداشت. از این رو ما برای توسعه یک نظریه جدید به حوزه دیگری روی آوردیم. رشته اقتصاد بود، و ما نظریه خود را &quot;اقتصاد جنسی&quot; نامگذاری کردیم (Baumeister and Vohs 2004 ). در ابتدا، نظریه ما برای تطبیق با آنچه قبلا شناخته شده بود ساخته شد، و آن را به تمرینی در آینده نگری تبدیل کرد. بنابراین بسیار آشکار است که ببینیم این نظریه در مطالعات پیشگام Regnerus و Uecker ( 2011 ) در مورد تغییرات اخیر و مداوم در رفتار جنسی در جامعه آمریکا چگونه عمل کرده است.ارزش چشم انداز اقتصادی در آثار رگنروس کاملاً مشخص است. او نه تنها رفتار را بر حسب بازار تحلیل می کند. در یک دموکراسی سیاسی، اکثریت قواعد و اصول سیاسی از این دست اغلب در رفتار انسان عمل کرده است. اما در رابطه جنسی نه. در واقع، رگنروس بارها و بارها نشان می دهد که وقتی صحبت از رابطه جنسی به میان می آید، اقلیت حکومت می کند. این همان چیزی است که در اقتصاد به ویژه در پویایی عرضه و تقاضا اتفاق می افتد. وقتی عرضه از تقاضا بیشتر است، عرضه‌کنندگان (اکثریت) در موقعیت ضعیفی قرار می‌گیرند و باید زمین را تسلیم کنند، مثلاً با کاهش قیمت‌شان. در مقابل، زمانی که تقاضا از عرضه بیشتر باشد، تامین کنندگان (اکنون اقلیت) از مزیت برخوردارند و می توانند شرایط را به دلخواه خود دیکته کنند، مثلاً با افزایش قیمت.به زبان ساده، ما پیشنهاد کردیم که در رابطه جنسی، زنان تامین‌کننده هستند و مردان تقاضا را تشکیل می‌دهند (Baumeister and Vohs 2004 ). از این رو، یافته های ضد دموکراتیک و به ظاهر متناقض نسبت جنسیتی که رگنروس توصیف می کند. وقتی زنان در اقلیت هستند، بازار جنسی با ترجیحات آنها مطابقت دارد: روابط متعهد، باکرگی گسترده، شرکای وفادار، و ازدواج زودهنگام. به عنوان مثال، کالج های آمریکایی در دهه 1950 با این الگو مطابقت داشتند. در تحلیل ما، زنان در چنین شرایطی سود می برند زیرا تقاضا برای تمایلات جنسی آنها از عرضه بیشتر است. در مقابل، زمانی که زنان اکثریت را تشکیل می‌دهند، مانند دانشگاه‌های امروزی و همچنین در برخی از جوامع اقلیت قومی، همه چیز به سمت آنچه مردان ترجیح می‌دهند تغییر می‌کند: رابطه جنسی زیاد بدون تعهد، تأخیر در ازدواج، ازدواج‌های خارج از خانواده و مواردی از این دست.این مد است که همه روابط جنسیتی را منعکس کننده ستم و قربانی شدن زنان توصیف کنیم. هنگامی که زنان در اقلیت دانشجویان بودند، این به عنوان نشان دهنده این بود که زنان قربانی تبعیض ظالمانه بودند. اکنون که زنان اکثریت هستند، قربانی می شوند زیرا نمی توانند شرایط رفتار عاشقانه و جنسی را دیکته کنند. بسیاری از بحث های رگنروس به این سنت غالب احترام می گذارد. ما همچنین به آن مد احترام می گذاریم، اما به عنوان دانشمندان علوم اجتماعی که به هر دو جنس علاقه مند هستند، از این اظهار نظر کوتاه برای اصلاح عدم تعادل استاندارد با بحث در مورد برخی مفاهیم برای مردان استفاده خواهیم کرد (ر.ک. Baumeister and Vohs 2004 ).بازارهای جنسی همان شکلی را به خود می گیرند که طبیعت از نظر بیولوژیکی برای مردان یک نقطه ضعف ایجاد کرده است: میل شدید به رابطه جنسی که مردان را به زنان وابسته می کند. میل بیشتر مردان آنها را در معرض ضرر قرار می دهد، درست مانند زمانی که دو طرف در حال مذاکره در مورد فروش یا معامله احتمالی هستند، کسی که مشتاق تر به انجام معامله است در موقعیت ضعیف تری نسبت به کسی است که حاضر است بدون معامله کنار رود. مطمئناً زنان نیز تمایل به سکس دارند - اما تا زمانی که بیشتر زنان نسبت به بیشتر مردان تمایل کمتری به آن دارند، زنان دارای مزیت جمعی هستند و نقش‌ها و تعاملات اجتماعی آن ها از سناریوهایی پیروی می‌کند که به زنان قدرت بیشتری نسبت به مردان می‌دهد (Baumeister et al. 2001 ). ما حتی به این نتیجه رسیده‌ایم که سرکوب فرهنگی تمایلات جنسی زنان در طول بیشتر تاریخ و در بسیاری از فرهنگ‌های مختلف، عمدتاً ریشه در تلاش برای کسب مزیت در بازار داشته است (به Baumeister and Twenge 2002 مراجعه کنید ). زنان اغلب با اعمال فشار بر یکدیگر برای محدود کردن عرضه جنسی در دسترس مردان، برتری خود را نسبت به مردان حفظ کرده‌اند. مانند هر انحصار یا کارتل، محدود کردن عرضه منجر به افزایش قیمت می شود.شایان ذکر است که سرکوب فرهنگی تمایلات جنسی زنان پیروزی خاصی برای نظریه اقتصاد جنسی است. دو دیدگاه نظری غالب در مورد جنسیت، روانشناسی تکاملی و نظریه فمینیستی/سازه انگاری، هر دو به شدت خلاف آن را پیش بینی کردند. در توافق نادری بین این دو، هر دو دیدگاه پیشنهاد کردند که فرهنگ‌ها تمایلات جنسی زنانه را سرکوب می‌کنند تا به منافع مردان خدمت کنند، و بنابراین تأثیر مردان بسیار مهم بوده است. تئوری تکاملی می‌گوید که سرکوب فرهنگی تمایلات جنسی زنان به این دلیل به وجود آمد که مردان می‌خواستند تمایلات جنسی زنان را مهار کنند تا مطمئن شوند که شریک زندگی‌شان وفادار خواهند بود (بنابراین مردان می‌توانند از پدری بودنشان مطمئن باشند) . تئوری فمینیستی تقریباً همیشه به ظلم و ستم مردانه بازمی گردد، و بنابراین سرکوب فرهنگی تمایلات جنسی زنان منعکس کننده تمایلات مردان برای تسلط بر زنان، تصاحب آنها و/یا جلوگیری از دستیابی آنها به رضایت جنسی بود[  [پی نوشت: برخلاف نظریه این دو گروه تأکید بر مهار تمایلات جنسی در بسیاری از فرهنگ هایی که بر وفاداری جنسی تأکید می شود «دوطرفه» و ناظربه هردو جنس است نه مختص به جنس زن]  در هر دو مورد، سرکوب فرهنگی تمایلات جنسی زنانه باید از سوی مردان نشات بگیرد. با این حال، شواهد به طور قاطع نشان داد که سرکوب فرهنگی جنسیت زنانه توسط زنان ترویج و حمایت می شود (Baumeister and Twenge 2002 ). فقط نظریه اقتصاد جنسی این نتیجه را پیش بینی کرد. مشابه آنچه اوپک به دنبال حفظ قیمت بالای نفت در بازار جهانی از طریق محدود کردن عرضه است، زنان نیز اغلب به دنبال حفظ قیمت بالا برای رابطه جنسی با محدود کردن تمایل یکدیگر برای عرضه آنچه مردان می‌خواهند هستند، بوده‌اند.گاهی اوقات مردان به دنبال بهبود شانس خود برای رابطه جنسی با قرار دادن زنان در موقعیت‌های ضعیف اقتصادی، آموزشی، سیاسی و سایر فرصت‌ها بوده‌اند (Baumeister and Vohs 2004 ). برای مثال، محققان دریافته‌اند که در نیویورک در دهه 1800، تعداد بسیار زیادی از زنان شاغل برای تکمیل دستمزد ناچیز خود به تن فروشی متوسل می‌شوند (الیاس و همکاران 1998 ). اما به طور کلی این استراتژی مردانه نتیجه معکوس داشت. به نظر می‌رسد که زنان به طور جمعی دریافته‌اند که سکس اصلی‌ترین چیزی است که برای به دست آوردن بخشی از ثروت جامعه باید به مردان ارائه می‌کردند، و بنابراین دسترسی جنسی را تا آنجا که می‌توانستند برای حفظ قیمت بالا محدود کردند. کار اخیر نشان داده است که در نمونه بزرگی از کشورهای امروزی، آزادی اقتصادی و سیاسی زنان با دسترسی بیشتر به رابطه جنسی ارتباط مثبتی دارد (باومیستر و مندوزا 2011 ). بنابراین، معلوم شده است که دسترسی مردان به رابطه جنسی نه با نگه داشتن زنان در شرایطی از نظر اقتصادی نامطلوب و وابسته، بلکه با دادن فرصت و دسترسی فراوان به آنها به حداکثر می رسد. انقلاب جنسی دهه 1970 به معنایی مهم، خود یک اصلاح بازار بود. هنگامی که زنان فرصت های گسترده ای برای تحصیل و ثروت یافتند، دیگر مجبور به گروگان گرفتن رابطه جنسی نبودند (Baumeister and Twenge 2002 ).همه اینها برای مردان چه معنایی دارد؟ روندهای اجتماعی حاکی از تأثیر مستمر یک واقعیت پایدار است، یعنی تمایل شدید مردان جوان برای فعالیت جنسی. با تغییر محیط، مردان به سادگی رفتار خود را تنظیم کرده اند تا بهترین ابزار را برای رسیدن به همین هدف بیابند. در سال 1960، برقراری رابطه جنسی بدون ازدواج یا حداقل نامزدی دشوار بود، بنابراین مردان زود ازدواج کردند. مطمئناً، این نیاز به چیزی بیش از خم کردن زانو، ابراز عشق و تقدیم حلقه داشت. برای واجد شرایط شدن به عنوان گزینه ازدواج، یک مرد باید یک شغل یا حداقل چشم انداز قوی برای یک شغل (مثلا بر اساس یک مدرک دانشگاهی قریب الوقوع) داشته باشد. بنابراین، هدف اصلی مرد از داشتن رابطه جنسی، او را تشویق کرد تا به یک سهامدار محترم تبدیل شود و به جامعه کمک کند.این واقعیت که مردان در نتیجه تلاش‌هایشان برای به دست آوردن رابطه جنسی به اعضای مفید جامعه تبدیل شدند، بی‌اهمیت نیست، و ممکن است حاوی سرنخ‌های مهمی در مورد رابطه اساسی بین مردان و فرهنگ باشد (به باومیستر 2010 مراجعه کنید ). اگرچه ممکن است این یک شخصیت نامطلوب در نظر گرفته شود، و در حال حاضر نمی توان آن را یک واقعیت اثبات شده در نظر گرفت، اما ما هیچ مدرکی پیدا نکردیم که با این اصل کلی اصلی که مردان هر کاری را که برای برقراری رابطه جنسی لازم است انجام می دهند، تناقض داشته باشد . بیشتر. (یکی از ما این را در کار قبلی اینطور توصیف کرد: &quot;اگر زنان از خوابیدن با آدم های عوضی و آشغال دست بردارند، مردها نیز از عوضی وآشغال بودن دست بر می دارند.&quot;) اگر برای به دست آوردن رابطه جنسی مردان باید ستون های جامعه شوند، یا دروغ بگویند، یا از طریق منصفانه یا از طریق حیله و‌تقلب ثروت اندوزی کنند.، یا عاشقانه یا خنده دار باشند، پس بسیاری از مردان دقیقاً این کار را انجام می دهند. این امر، آزادی جنسی کنونی را در پردیس‌های کالج امروزی، کمتر از آنچه در ابتدا به نظر می‌رسد، جذاب می‌کند. دسترسی آسان مردان جوان به رضایت جنسی فراوان، جامعه را از یکی از راه های خود برای ایجاد انگیزه در آنها برای کمک به دستاوردهای ارزشمند در فرهنگ محروم می کند.تغییرات در سیاست جنسیتی از سال 1960 می‌تواند به‌عنوان یک تجارت عظیم در نظر گرفته شود، که در آن هر دو جنس چیزی کم‌اهمیت تر را تسلیم می کنند تا به چیزی که بیشتر می‌خواستند برسند (Baumeister and Vohs 2004 ). همانطور که Regnerus بیان می کند، تا حدی بر اساس بررسی گسترده خود ما از یافته های تحقیقاتی، مردان خواهان رابطه جنسی هستند، در واقع بیشتر از زنان آن را می خواهند (Baumeister et al. 2001 ). در این میان، زنان نه تنها خواستار ازدواج، بلکه دسترسی به مشاغل و رفتار ترجیحی در محل کار هستند.بنابراین، تجارت غول‌پیکر اساساً شامل مردان می‌شود که نه تنها به زنان دسترسی آسان، بلکه حتی رفتار ترجیحی در مؤسسات عظیمی که جامعه را تشکیل می‌دهند، که مردان ایجاد می‌کنند، می‌دهند. امروزه اکثر مدارس، دانشگاه ها، شرکت ها، سازمان های علمی، دولت ها و بسیاری از مؤسسات دیگر سیاست های صریحی برای حمایت و ارتقای زنان دارند. این یک روش استاندارد است که یک زن را قبل از یک مرد با شرایط مساوی استخدام کنید یا ارتقا دهید. بیشتر سازمان‌های بزرگ سیاست‌ها و ناظرانی دارند که از منافع زنان محافظت می‌کنند و تضمین می‌کنند که زنان نسبت به مردان رفتار ترجیحی پیدا می‌کنند. سیاست ها یا ساختارهای موازی برای حمایت از منافع مردان تا حد زیادی وجود ندارد و در بسیاری از موارد صراحتاً ممنوع است. به عنوان مثال، محققان حقوقی خاطرنشان می‌کنند که هر قانون جدید مهمی توسط محققان حقوقی فمینیست که به سرعت هر جنبه‌ای را که می‌تواند برای زنان مشکل‌ساز یا زیان‌آور باشد، مورد بررسی دقیق قرار می‌دهد، و بنابراین همه قوانین جدید برای زنان مناسب هستند. هیچ کس به دنبال مردان نیست، و بنابراین تغییرات ساختاری در حمایت از زنان و به  زیان مردان شتاب گرفته است. (Baumeister and Vohs 2004 ).همه اینها در زمینه تاریخی کمی متناقض و عجیب و غریب است. موسسات بزرگ تقریباً همه توسط مردان ایجاد شده اند. این تصور که زنان با طرد شدن از این نهادها به عمد تحت ستم قرار گرفتند، نیازمند نگاهی هنرمندانه، انتخابی و با انگیزه به آنهاست. حتی امروز، جنبش زنان داستان زنانی است که خواستار مکان و رفتار ترجیحی در ساختارهای سازمانی و نهادی که مردان ایجاد می‌کنند، بوده است، نه اینکه زنان خودشان سازمان‌ها و نهادهایی را ایجاد کنند. تقریباً به طور قطع، این یکی از تفاوت‌های انگیزشی اساسی بین مردان و زنان را منعکس می‌کند، و آن این است که اجتماعی بودن زنان به شدت بر روابط یک به یک متمرکز است، در حالی که جامعه‌پذیری مردان به شبکه‌های گروه‌های بزرگ‌تر از روابط سطحی‌تر گسترش می‌یابد (به عنوان مثال، باومیستر و سامر 1997). باومایستر 2010 ). به بیانی خام، زنان به ندرت سازمان‌ها یا سیستم‌های اجتماعی بزرگی را ایجاد می‌کنند. این واقعیت می تواند بیشتر تاریخ روابط جنسیتی را توضیح دهد که در آن جنسیت تقریباً برابری در جوامع ماقبل تاریخ به تدریج با نابرابری مترقی جایگزین شد - نه به این دلیل که مردان برای سرکوب زنان با هم متحد شدند، بلکه به این دلیل که پیشرفت فرهنگی از حوزه مردان با شبکه های بزرگ آن نشات گرفت. از روابط سطحی، در حالی که حوزه زنان راکد ماند، زیرا ساختار اجتماعی آن بر روابط شدید یک به یک تأکید می کرد و تقریباً همه چیز را حذف می کرد (به Baumeister 2010 مراجعه کنید ). در سرتاسر جهان و در طول تاریخ (و پیش از تاریخ)، سهم گروه‌های بزرگی از زنان در پیشرفت فرهنگی بسیار ناچیز بوده است.برای مقاصد کنونی، طنز ماجرا این است که مردان در سازمان‌هایی که مردان ایجاد کرده‌اند، در مجموع خود را در آسیب‌های ساختاری قرار داده‌اند. (دانشمندان علوم اجتماعی مانند ما به طور طبیعی به دنبال آزمایش فرضیه ها با در نظر گرفتن موارد مخالف هستند، مانند نحوه عملکرد مردان در سازمان های بزرگی که توسط زنان ساخته شده اند، اما تعداد کمی از این سازمان ها برای نتیجه گیری کلی وجود دارد. عدم وجود چنین سازمان هایی مهم و آشکار است. ساختارهای اجتماعی بزرگی که شامل دنیای تجارت، دولت و سیاست، روابط اقتصادی، علم و نوآوری های تکنولوژیکی و مواردی از این دست هستند، ساخته های مردانه هستند، و با این حال، مردان جوانی که وارد هر یک از آنها می شوند، ملزم به پذیرش سیاست های رسمی زنان هستند. در هر مرحله ترجیحاً رفتار خواهد شد. چگونه می توانیم این پیچیدگی  قابل توجه و متناقض تاریخ را توضیح دهیم؟در واقع، دنیای کار امروز مکانی دلهره آور برای یک مرد جوان است. فمینیست ها به سرعت به تداوم تسلط مردان در رأس اکثر سازمان ها اشاره می کنند، اما این گمراه کننده است اگر کاملاً غیر صادقانه نباشد. مردان اکثر سازمان ها را ایجاد می کنند و برای موفقیت در آنها سخت تلاش می کنند. در واقع، یک محقق با نگرش باز می‌تواند در طول تاریخ بیهوده جست‌وجو کند تا سازمان‌های بزرگی را بیابد که توسط زنان ایجاد و اداره می‌شوند که چیزی فراتر از شکایت از مردان و تقاضای سهم بیشتری از کیک مردانه داشته‌اند.چرا مردان تا این حد با برتری دادن زنان در نهادهای جامعه موافقت کرده اند؟ ایجاد جامعه بر عهده مردان است (زیرا زنان تقریبا هرگز سازمان های بزرگ یا سیستم های فرهنگی ایجاد نمی کنند). برای مردان احمقانه و خودباختگی به نظر می رسد که با ملایمت رفتار سودمند را در همه این مؤسسات به زنان واگذار کنند. علاوه بر این، علیرغم بسیاری از استثنائات فردی، به طور کلی و به طور متوسط ​​مردان در مشاغل خود در این مؤسسات بیشتر از زنان کار می کنند و از این طریق مردان را قادر می سازند تا به رتبه های برتر صعود کنند. در نتیجه، زنان همچنان به درآمد کمتر و وضعیت پایین‌تری نسبت به مردان ادامه می‌دهند، که به طور متناقضی به این معنا تفسیر می‌شود که رفتار ترجیحی زنان باید ادامه یابد و احتمالاً افزایش یابد (به بررسی شواهد زیادی در باومایستر 2010 مراجعه کنید ). جامعه مدرن از پذیرش سیاست‌های صریح «دستمزد برابر برای کار کمتر» دور نیست، همانطور که یکی از ما اخیراً پیشنهاد کرده است. صرف نظر از این چشم انداز، به نظر می رسد که رفتار ترجیحی با زنان در سراسر نیروی کار احتمالاً دائمی خواهد بود. به دلیل انگیزه و جاه طلبی کمتر زنان، آنها احتمالاً هرگز از نظر موفقیت با مردان برابری نخواهند کرد، و موفقیت کمتر آنها از نظر سیاسی به عنوان مدرکی بر لزوم ادامه و احتمالاً افزایش رفتار ترجیحی با آنها در نظر گرفته می شود.اما اگر در نظر داشته باشیم که داشتن رابطه جنسی برای مردان، به ویژه مردان جوان، اولویت بالایی دارد، این الگوی رفتار مردانه منطقی تر است. قرار گرفتن در یک نقطه ضعف دائمی در چشم انداز اشتغال و ارتقاء، در نتیجه سیاست های اقدام مثبت به نفع زنان، مطمئناً هزینه ای برای مردان جوان است، اما شاید نه چندان برجسته. آنچه برجسته است این است که رابطه جنسی کاملاً در دسترس است. همانطور که Regnerus گزارش می دهد، حتی مردی با چشم انداز شغلی بد (مثلاً ترک تحصیل در دبیرستان) می تواند مجموعه خوبی از زنان جوان را پیدا کند تا با هم ارتباط جنسی برقرار کنند.همچنین به یاد داشته باشید که انگیزه ظاهری شغلی بسیاری از مردان تا حدودی ناشی از تمایل به رابطه جنسی بود. یعنی یکی از اهداف اصلی کار این بود که خود را برای زنان به عنوان یک شریک جنسی بالقوه جذاب جلوه دهد، از جمله تا زمانی که ازدواج راه اصلی سکس باشد. امروزه مردان جوان می توانند از مسیر خسته کننده تحصیل و آینده شغلی برای واجد شرایط بودن برای سکس صرف نظر کنند. او همچنین مجبور نیست ازدواج کند و تمام آن هزینه ها را بپذیرد، از جمله قول دادن به تقسیم درآمدهای زندگی و کنار گذاشتن سایر زنان برای همیشه. شرکای جنسی زن بدون این همه در دسترس هستند.بنابراین شاید مردان جوان چندان اهمیتی به این ندارند که چگونه نهادهای اجتماعی اصلی در دنیای کار به طور فزاینده ای برای حمایت از زنان دستکاری شده اند. رابطه جنسی رایگان و آسان شده است. این نسخه امروزی مواد افیونی توده های (مرد) است. مردی که با چند زن  می خوابد، از زندگی بسیار لذت می برد، و بنابراین ممکن است متوجه این واقعیت نباشد که پیشرفت تحصیلی و شغلی او به طور مبهم توسط همه قوانین و سیاست هایی که زنان را جلوتر از او می کند، مختل می شود. به هر حال، یکی از دلایل کلیدی که او این پیشرفت را می‌خواست این بود که رابطه جنسی داشته باشد، و او اکنون این را دارد. بالا رفتن از نردبان شرکت به خاطر خود ممکن است هنوز هم جذابیت داشته باشد، اما بدون شک زمانی که برای داشتن رابطه جنسی حیاتی بود، قانع‌کننده‌تر بود. موفقیت به اندازه گذشته مهم نیست، زمانی که پیش نیاز رابطه جنسی بود.اگر مردان برای داشتن رابطه جنسی به موفقیت شغلی نیاز ندارند، پس اگر برای هر چیزی به موفقیت نیاز دارند چه؟ برخی تحقیقات نشان می دهد که انگیزه شغلی در مردان زمانی که پدر می شوند واقعاً تشدید می شود. در واقع، مدت‌هاست که مشخص شده است که گذار به پدر و مادر شدن بسته به جنسیت اثرات معکوس دارد. تازه مادران از کار و حرفه خود کناره گیری می کنند. پدران جدید کار و حرفه را با جدیت و انگیزه بیشتر پذیرفته اند (برای بررسی نگاه کنید به Baumeister 1991 ).بسیاری از این تغییرات خارج از کنترل هر کسی است، و بنابراین نظرات ما در اینجا به معنای تجویز تغییر اساسی در سیاست ها نیست. با این حال، آموزنده است که در نظر بگیریم که این تغییرات چگونه ممکن است بر آینده جامعه تأثیر بگذارد.با توجه به کار، تغییرات اجتماعی سهم کمتری توسط مردان و بیشتر توسط زنان ایجاد می‌کند. اینها ممکن است با هزینه کم یا بدون هزینه برای جامعه جبران شود. با این حال، جایگزینی کارگران مرد با کارگران زن ممکن است تغییراتی را به همراه داشته باشد، تا جایی که رویکرد دو جنسیت متفاوت است. در مقایسه با مردان، میزان غیبت زنان بیشتر است، بیشتر از جوایز مالی به دنبال پاداش‌های اجتماعی هستند، جاه‌طلبی کمتری دارند، در مجموع ساعت‌های کمتری کار می‌کنند، بیشتر مستعد وقفه‌های طولانی‌مدت شغلی هستند و کمتر هویت سازمانی پیدا می کنند. آنها ریسک گریزتر هستند و در نتیجه کارآفرینان و اختراعات کمتری ایجاد می شود. (Baumeister 2010 ، به عدم تعادل جنسیتی وحشتناک در ثبت اختراعات جدید اشاره کرد؛ هیچ کس به طور جدی پیشنهاد نمی کند که اداره ثبت اختراعات ایالات متحده به طور سیستماتیک علیه زنان تبعیض قائل شود، اما زنان به سادگی برای ثبت اختراع  نزدیک به نرخی که مردان انجام می دهند درخواست نمی کنند.) زنان در زمینه های علم و فناوری کمتر علاقه مند هستند و   ثروت کمتری (برای خود و دیگران) ایجاد می کنند.در همین حال، پیامدهای تغییرات اجتماعی اخیر برای ازدواج می تواند یک کتاب را پر کند. نظریه اقتصاد جنسی به انبوهی از داده ها اشاره کرده است که ازدواج را به عنوان معامله ای نشان می دهد که در آن مرد به موقعیت و منابع کمک می کند در حالی که زن به رابطه جنسی کمک می کند (Baumeister and Vohs 2004 ). در دهه‌های آینده چگونه خواهد بود؟ سهم زنان از رابطه جنسی در ازدواج در حال محو شدن است: با بالا رفتن سن، زنان بسیار سریعتر از آنچه که مردان منابع و موقعیت خویش را از دست می دهند ، جذابیت جنسی خود را از دست می دهند، و برخی شواهد نگران کننده حتی نشان می دهد که زنان به سرعت میل خود را برای رابطه جنسی از دست می دهند (Arndt 2009 ). برای تداوم یک ازدواج در طول چندین دهه، بسیاری از شوهران باید با این واقعیت کنار بیایند که باید کار و منابع دیگر را با همسری شریک کنند که میزان سهم او از رابطه جنسی از نظر کمی و کیفی به شدت کاهش می‌یابد  و همچنین  به شدت ممکن است او(شوهرش) را به دنبال دست یافتن یه ارضای جنسی از راه های جایگزین مانند فحشا، پورنوگرافی، و رابطه نامشروع ، رد کند.(یعنی به جای آنکه به رابطه جنسی با شوهرش پایبند باشد ، دنبال راه های جایگزین مانند فحشا و پورن و رابطه نامشروع باشد)ما حدس می زنیم که مردان جوان امروزی ممکن است به طور استثنایی برای یک عمر گرسنگی جنسی که درد بسیاری از شوهران مدرن است، آماده نباشند. این دیدگاه سنتی که زن باید شوهرش را بدون توجه به عدم تمایل خود از نظر جنسی ارضا کند، توسط ایدئولوژی فمینیستی که زنان را تشویق می‌کند از شوهران انتظار داشته باشند که صبورانه منتظر بمانند تا زن واقعاً تمایل جنسی داشته باشد، از بین رفته است. یک دوره طولانی مدت گرسنگی جنسی برای شوهر. (حکایتی به یاد ماندنی از مطالعه دفتر خاطرات آرنت در سال 2009 در مورد تمایلات جنسی زناشویی شامل زوجی بود که در آن زن به قدری از رابطه جنسی امتناع می‌کرد که در نهایت شوهر گفت تا زمانی که زن آن را شروع نکند دیگر رابطه جنسی برقرار نمی‌کند. وقتی آرنت 9 سال بعد با آنها مصاحبه کرد، او هنوز منتظر بود.) مردان جوان امروزی دوران جوانی خود را با داشتن رابطه جنسی فراوان با چندین شریک زندگی می گذرانند، و به نظر ما این یک آمادگی استثنایی ضعیف برای یک عمر گرسنگی جنسی است.قصد ما کم اهمیت جلوه دادن مبارزات و چالش هایی نیست که امروز زنان جوان (و زنان مسن تر) را در بر می گیرد. تمرکز ما بر مردان صرفاً به‌عنوان موازنه‌ای در برابر مقاله Regnerus بود که پیامدهای اصلی آن را از نظر شرایط فعلی برای زنان بیان می‌کرد. به عنوان مبتکران نظریه اقتصاد جنسی، ما به دنبال این هستیم که دیدگاهی را اتخاذ کنیم که چه چیزی برای سیستم بهترین است، نه افراد درگیر. در طول تاریخ، مردان و زنان به یکدیگر نیاز داشته اند و موفق به ایجاد مشارکت های سودمند متقابل شده اند (Baumeister 2010 ). زمین همچنان در حال تغییر است، و با این حال این دو جنس به نوعی موفق می شوند یکدیگر را پیدا کنند، رابطه جنسی داشته باشند، خانواده بسازند و نسلی دیگر بسازند. ما از مشارکت‌های مختلف رگنروس (این شماره؛ 2011) برای توضیح چگونگی تغییر شرایط و تغییر شرایط مبادله قدردانی می‌کنیم. این نظر به دنبال روشن کردن راه‌های دیگری است که تغییرات اجتماعی و فرهنگی زمینه جدیدی را ایجاد می‌کند که در آن باید مشکلات دیرینه پیوند زن و مرد را حل کرد.اگرچه ما علائم و مشکلات هشدار دهنده را ذکر کرده ایم، اما همچنان خوش بین هستیم. با وجود موانع و تغییرات احتمالی، مردان و زنان همیشه موفق شده‌اند همدیگر را بیابند و با هم کار کنند تا اندکی از شادی را برای هر دو ایجاد کنند و حوزه‌ای را ایجاد کنند که در آن کودکان بتوانند رشد کنند، رشد کنند و فرهنگ را برای چند دهه دیگر حفظ کنند. نسل آینده با چالش‌های جدیدی روبرو خواهد شد، اما به نوعی ما فکر می‌کنیم که آن‌ها در هم می‌آیند و می‌توانند دوباره زندگی خانوادگی را ابداع کنند.[تذکر: ترجمه مقاله با گوگل ترنسلیت با مختصری اصلاحات انجام شده است]منتشر شده18 اکتبر 2012منبع:https://doi.org/10.1007/s12115-012-9596-y</description>
                <category>ترجمان حجاب</category>
                <author>ترجمان حجاب</author>
                <pubDate>Fri, 31 May 2024 19:36:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پوشش من چه ارتباطی با دیگران دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mosleh/%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%B4-%D9%85%D9%86-%DA%86%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-umrv54c6uasv</link>
                <description>از گزاره های رایج حامیان بی قیدی پوشش(کلمه آزادی بار معنایی مثبتی دارد و به نظرم مناسب این مفهوم نیست) آن است که «پوشش هر کسی به خودش مربوط است و به دیگران ارتباطی ندارد»! در این نوشتار که ترجمه ای از مقاله با عنوان &quot;Witnessing Sexual Harassment and Associated Substance Use and Poor Mental Health Outcomes among Adolescent Girls in the US&quot;به معنای «مشاهده آزار جنسی و استفاده از مواد مرتبط و پیامدهای ضعف سلامت روان در میان دختران نوجوان در ایالات متحده»به این موضوع پرداخته می شود که چگونه مشاهده صحنه های آزار و اذیت جنسی دیگران می تواند روی سلامت روانی کسی که شاهد این صحنه ها بوده خصوصاً دختران نوجوان تأثیر منفی بگذارد.از سوی دیگر می دانیم نوع پوشش و آرایش زنان مهمترین عامل موثر در جلب توجه مردان به اندام زنان و سبب برانگیختن نگاه شئ انگارانه به زن و رفتارهای جنسی کلامی و فیزیکی مردان نسبت به زنان است پس زنی که پوشش تحریک کننده دارد صرف نظر از اینکه خودش چه قصدی از آن پوشش داشته باشد خوراک متلک گویی و رفتارهای جنسی زننده دسته ای از مردان مریض را فراهم می کند و از اینجاست که باید به بانوان یادآور شد در قبال ارزش زیبایی و جذابیت موقتی که دارند مسئولانه تر رفتار کنندتا آسیبی به دیگران نرسد  .در ادامه خلاصه ی مفیدی از مقاله و ترجمه آن می آید:Direct experiences of sexual harassment have been found to be associated with substance use and poor mental health among girlsتجارب مستقیم آزار جنسی با مصرف مواد و سلامت روان ضعیف در بین دختران مرتبط است.The current study sought to assess reports of witnessing sexual harassment and associations with substance use and mental heath outcomes among adolescent girlsمطالعه حاضر به دنبال ارزیابی گزارش های مشاهده آزار جنسی و ارتباط با مصرف مواد و پیامدهای سلامت روان در بین دختران نوجوان بود.The data were from questionnaires among girls (n = 152) ages 15–19 recruited from a health clinic serving a low-resource community in San Diego Countyداده‌ها از پرسشنامه‌هایی در میان دختران (152 نفر) 15 تا 19 ساله که از یک کلینیک بهداشتی که به مردم کم برخوردار در شهرستان سن دیگو خدمت می‌کند، استخراج شده‌اند.Using crude and adjusted regression models, we assessed witnessing the sexual harassment of girls (past year) as well as the frequency of witnessing such acts in relation to substance use, anxiety, depression, and suicidal ideationبا استفاده از مدل‌های رگرسیون خام و تعدیل‌شده، مشاهده آزار جنسی دختران (سال گذشته) و همچنین فراوانی مشاهده چنین اعمالی در رابطه با مصرف مواد، اضطراب، افسردگی و افکار خودکشی را ارزیابی کردیم.The adjusted models included demographics and direct experiences of sexual harassment (past 6 months) as covariatesمدل های تعدیل شده شامل اطلاعات جمعیت شناختی و تجربیات مستقیم آزار جنسی (6 ماه گذشته) به عنوان متغیرهای کمکی بود.The participants had an average age of 17, and 76% were Latina. The majority (70%) reported witnessing sexual harassment (past year); 65% reported directly experiencing sexual harassment (past 6 months)میانگین سنی شرکت کنندگان 17 سال بود و 76 درصد آنها لاتین بودند.  اکثریت (70%) شاهد آزار جنسی (سال گذشته) بوده اند.  65 درصد گزارش کردند که مستقیماً آزار جنسی را تجربه کرده اند (6 ماه گذشته).Among those reporting witnessing, most witnessed sexual harassment at school (69%), at a party (45%), in their neighborhood (34%), or on public transport (33%)در میان کسانی که گزارش دادند که شاهد آزار جنسی بودند، بیشتر شاهد آزار جنسی در مدرسه (69٪)، در یک مهمانی (45٪)، در محله خود (34٪)، یا در وسایل نقلیه عمومی (33٪) بوده اند.In adjusted logistic regression models, witnessing sexual harassment was significantly associated with past 30-day alcohol use, ever using drugs, feeling depressed (past 30 days), feeling anxious (past 30 days), and past-year suicidal ideation.در مدل‌های رگرسیون لجستیک تعدیل‌شده، مشاهده آزار جنسی به طور قابل‌توجهی با مصرف 30 روز گذشته الکل، استفاده از مواد مخدر، احساس افسردگی (30 روز گذشته)، احساس اضطراب (30 روز گذشته) و افکار خودکشی در سال گذشته مرتبط بود. The findings suggest that, in addition to direct experiences of sexual harassment, indirect experiences of witnessing the sexual harassment of others may also be associated with negative outcomes regarding girls’ health and well-being.یافته‌ها نشان می‌دهد که علاوه بر تجربیات مستقیم آزار جنسی، تجربیات غیرمستقیم مشاهده آزار جنسی دیگران نیز ممکن است با پیامدهای منفی در رابطه با سلامت و رفاه دختران همراه باشد.1. Introduction     معرفیMillions of women in the US and abroad experience sexual violence in their lifetimesمیلیون ها زن در ایالات متحده و خارج از کشور در طول زندگی خود خشونت جنسی را تجربه می کنند.Sexual harassment, which is also a form of sexual violence, can take either verbal (i.e., sexual remarks or gestures), physical (e.g., touching, grabbing, or pinching), or electronic (i.e., sharing of sexual imagery without consent) forms.آزار جنسی، که نوعی خشونت جنسی نیز هست، می‌تواند به صورت کلامی (به عنوان مثال، اظهارات یا حرکات جنسی)، فیزیکی (مثلاً لمس کردن، چنگ زدن، یا نیشگون گرفتن) یا الکترونیکی (یعنی اشتراک‌گذاری تصاویر جنسی بدون رضایت) باشد.Studies indicate that the majority of women in the US have been victims of sexual harassment, most commonly in public spaces.مطالعات نشان می دهد که اکثریت زنان در ایالات متحده قربانی آزار و اذیت جنسی بوده اند که بیشتر در مکان های عمومی است.The vast majority of women report their first victimization in adolescence.اکثریت قریب به اتفاق زنان اولین قربانی شدن خود را در نوجوانی گزارش می کنند.Sexual harassment is not only common, it is also a chronic concern for adolescent girls.آزار و اذیت جنسی نه تنها رایج است، بلکه یک نگرانی مزمن برای دختران نوجوان است.For example, one study found that approximately 14% of girls between the ages of 14 and 17 years reported experiencing harassment within the last year, whereas only 5% of same-aged boys reported such abuseبه عنوان مثال، یک مطالعه نشان داد که تقریباً 14 درصد از دختران بین 14 تا 17 سال گزارش داده اند که در سال گذشته مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند، در حالی که تنها 5 درصد از پسران همسن چنین آزاری را گزارش کرده اند.In the United States (US), girls belonging to racial and ethnic minority groups appear to report higher levels of sexual harassment when compared to their White counterparts در ایالات متحده (ایالات متحده) به نظر می رسد که دختران متعلق به گروه های اقلیت نژادی و قومی در مقایسه با همتایان سفیدپوست خود سطوح بالاتری از آزار جنسی را گزارش می کنند.Of concern, there has been increasing evidence from US-based neighborhood studies indicating that prevalence estimates are even greater and the frequency of exposure is higher among young women living in low-resource neighborhoods, where other forms of sexual violence and community violence are high and often intersectنگران کننده، شواهد فزاینده ای از مطالعات محله ای مستقر در ایالات متحده وجود دارد که نشان می دهد تخمین های شیوع حتی بیشتر است و فراوانی مواجهه در میان زنان جوانی که در محله های کم برخوردار زندگی می کنند، بیشتر است، جایی که سایر اشکال خشونت جنسی و خشونت اجتماعی بالا است.  اغلب تلاقی می کنند.The disproportionate burden of all forms of violence, including sexual harassment, in low-income communities may likely create a climate where sexual harassment may be reported as the norm in such contexts.بار نامتناسب همه اشکال خشونت، از جمله آزار و اذیت جنسی، در جوامع کم درآمد ممکن است فضایی ایجاد کند که آزار جنسی ممکن است به عنوان یک هنجار در چنین زمینه‌هایی گزارش شود.The evidence on the negative effects of direct victimization from sexual harassment is substantialشواهد در مورد اثرات منفی قربانی شدن مستقیم از آزار جنسی قابل توجه است.Sexual harassment among adolescents is a significant public health concern, as it is linked to a number of poor health-related outcomes for adolescent girls who are victimized, including mental health issues and substance useآزار جنسی در میان نوجوانان یک نگرانی قابل توجه برای سلامت عمومی است، زیرا با تعدادی از پیامدهای مرتبط با سلامتی ضعیف برای دختران نوجوانی که قربانی می شوند، از جمله مسائل مربوط به سلامت روان و مصرف مواد مرتبط است.Indirect experiences of sexual harassment (i.e., witnessing the victimization of others) may also elicit fear as well as other stressors that result in similar poor health outcomes among girlsتجارب غیرمستقیم آزار جنسی (یعنی شاهد قربانی شدن دیگران) همچنین ممکن است ترس و همچنین سایر عوامل استرس زا را برانگیزد که منجر به پیامدهای مشابه سلامتی در بین دختران می شود.Environments that support the normalcy and acceptability of the sexual harassment of girls in public spaces may increase a girl’s sense of her own personal risk for sexual harassment and violenceمحیط‌هایی که از عادی بودن و قابل قبول بودن آزار جنسی دختران در مکان‌های عمومی حمایت می‌کنند، ممکن است احساس خطر شخصی دختر برای آزار و خشونت جنسی را افزایش دهند.Numerous studies have documented adverse health effects as a consequence of witnessing other forms of violence, such as partner violence and community violence مطالعات متعدد اثرات نامطلوب سلامتی را در نتیجه مشاهده سایر اشکال خشونت، مانند خشونت شریک زندگی و خشونت اجتماعی، ثبت کرده‌اند.Additionally, studies on racial discrimination have shown that indirect or vicarious experiences of discrimination, including witnessing events of racial discrimination against others, is associated with increased stress and poor health outcomes similar to those associated with direct experiences of racial discriminationعلاوه بر این، مطالعات بر روی تبعیض نژادی نشان داده است که تجربیات غیرمستقیم یا نیابتی از تبعیض، از جمله مشاهده وقایع تبعیض نژادی علیه دیگران، با افزایش استرس و نتایج بد سلامتی مشابه با تجربیات مستقیم تبعیض نژادی مرتبط است.Yet, little is known regarding whether witnessing the sexual harassment of other women/girls may have a similar impact as those caused by direct experiencesبا این حال، در مورد اینکه آیا مشاهده آزار و اذیت جنسی زنان/دختران دیگر ممکن است تأثیری مشابه آزار جنسی ناشی از تجربیات مستقیم داشته باشد، اطلاعات کمی در دست است.Understanding whether a climate of sexual harassment can have implications on poor health is particularly important given the high frequency of sexual harassment exposures, particularly within low-resource communities.درک اینکه آیا جو آزار جنسی می تواند پیامدهایی بر سلامت ضعیف داشته باشد، با توجه به فراوانی زیاد در معرض آزار و اذیت جنسی، به ویژه در میان اقشار کم برخودار، بسیار مهم است.The most common types of sexual harassment experienced by adolescent girls are verbal forms of sexual harassment, such as negative comments about their body or their physical appearance, as well as unsolicited sexual touching, pinching, or grabbingرایج‌ترین انواع آزار جنسی که توسط دختران نوجوان تجربه می‌شود، اشکال کلامی آزار جنسی است، مانند نظرات منفی در مورد بدن یا ظاهر فیزیکی آن‌ها و همچنین لمس کردن، نیشگون گرفتن یا دست زدن ناخواسته جنسی.Much of the literature on sexual harassment among adolescents has focused on incidents that occur in schoolsبسیاری از ادبیات مربوط به آزار جنسی در میان نوجوانان بر حوادثی که در مدارس رخ می دهد متمرکز شده است.Although these school-based studies show that adolescent girls (ages 10–19 years) experience a substantial amount of sexual harassment at school , sexual harassment can occur in a variety of places within a girl’s environment, including social gatherings/parties [27] and in other public spaces, such as transportationاگرچه این مطالعات مبتنی بر مدرسه نشان می دهد که دختران نوجوان (سن 10 تا 19 سال) میزان قابل توجهی از آزار جنسی را در مدرسه تجربه می کنند , آزار جنسی می تواند در مکان های مختلف در محیط یک دختر، از جمله اجتماعات / مهمانی ها [27] و در سایر مکان های عمومی، مانند حمل و نقل رخ دهد.The frequency with which girls witness sexual harassment across all of these various places may be a critical concern.دفعاتی که دختران شاهد آزار و اذیت جنسی در تمام این مکان‌های مختلف هستند ممکن است یک نگرانی حیاتی باشد.In order to understand the climate of sexual harassment, more research is needed to understand the various settings where girls are witnessing sexual harassment, as well as how often they are reporting these incidents.برای درک فضای آزار جنسی، تحقیقات بیشتری برای درک موقعیت‌های مختلف که در آن دختران شاهد آزار جنسی هستند، و همچنین اینکه چقدر این حوادث را گزارش می‌کنند، مورد نیاز است.Overall, little is known regarding the prevalence of witnessing sexual harassment among adolescent girls across diverse contexts, the frequency in which girls report witnessing sexual harassment, and associations with substance use and mental health outcomes among girlsبه طور کلی،  در مورد شیوع آزار و اذیت جنسی در بین دختران نوجوان در زمینه های مختلف، فراوانی گزارش دختران در مورد آزار جنسی، و ارتباط با مصرف مواد و پیامدهای سلامت روان در میان دختران اطلاعات کمی وجود دارد.بنابراین، مطالعه حاضر به دنبال این بود: (1) شیوع مشاهده شایع ترین اشکال آزار جنسی در زمینه های مختلف در میان دختران را گزارش کند.  (2) برای توصیف فراوانی وقوع این رویدادها؛  و (3) ارزیابی مصرف مواد و پیامدهای سلامت روان مرتبط با مشاهده آزار جنسی.  برای شروع درک اینکه چگونه جو آزار جنسی ممکن است پیامدهایی بر سلامت ضعیف داشته باشد،ما ورای هرگونه تأثیر تجربیات مستقیم آزار جنسی رابطه بین مشاهده آزار جنسی و این پیامدهای سلامتی را  ارزیابی کردیم.*2. مواد و روشها 2.1.  نمونه مطالعه و استخدام(به کارگیری)مطالعه حاضر بخشی از یک مطالعه مقطعی است که عوامل خطرزای STI(عفونت های مقاربتی) و بارداری را در میان دختران نوجوان فعال جنسی که از یک کلینیک سلامت نوجوانان در شهرستان سن دیگو در نزدیکی مرز ایالات متحده و مکزیک استخدام شده‌اند، ارزیابی می‌کند.  زنان (N = 159) بین سنین 15 تا 19 سال از طریق ارجاع ارائه دهنده و/یا توسط دستیاران پژوهشی در اتاق انتظار کلینیک از یک کلینیک سلامت نوجوانان به کار گرفته شدند.  معیارهای واجد شرایط بودن عبارت بودند از: (الف) از نظر بیولوژیکی زن، (ب) سنین 15 تا 19 سال، (ج) فعالیت جنسی در 6 ماه گذشته (با توجه به اینکه مطالعه بزرگتر بر عفونت های مقاربتی و خطر بارداری متمرکز بود)، (د) انگلیسی-  صحبت کردن، (ه) مایل به ارائه نمونه ادرار برای غربالگری، و (و) داشتن توانایی ارائه رضایت آگاهانه (مثلاً پس از بررسی فرم رضایت، شرکت‌کنندگان باید به چندین سؤال پاسخ می‌دادند تا اطمینان حاصل کنند که متوجه می‌شوند چه چیزی در این زمینه وجود دارد.  شرکت در مطالعه تحقیقاتی و همچنین هرگونه خطر مرتبط با مطالعه).معیارها شاهد آزار و اذیت جنسی  مشاهده انواع آزار جنسی در سال گذشته با چهار گویه سنجیده شد.  از شرکت‌کنندگان پرسیده شد (با استفاده از گزینه‌های پاسخ مقیاس پنج درجه‌ای لیکرت از «بسیار مکرر» تا «اغلب اصلاً») چقدر پسران/مردان را دیده‌اند یا شنیده‌اند: (الف) نظرات جنسی بی‌ادب یا بی‌احترامی درباره بدن یا لباس دختران ارائه کنند.(به عنوان مثال، صدای گربه درآوردن) و (ب) لمس کردن، چنگ زدن یا نیشگون گرفتن دختری به روشی جنسی در ملاء عام که ناخواسته(بدون رضایت) بود.این تجربیات غیرمستقیم مشاهده آزار جنسی از یک نظرسنجی معتبر که تجربیات مستقیم آزار جنسی را اندازه‌گیری می‌کند (نظرسنجی انجمن آمریکایی زنان دانشگاه)، با استفاده از رایج‌ترین اشکال تجارب آزار جنسی گزارش‌شده توسط دختران/زنان، اقتباس شده است.  با توجه به تمرکز ما بر آزار و اذیت جنسی به عنوان نوعی از خشونت مبتنی بر جنسیت علیه دختران/زنان، با توجه به اینکه اکثر این خشونت‌های حضوری توسط مردان انجام می‌شود [3]، ما بر مردان به‌عنوان مرتکبان این شکل از خشونت تمرکز کردیم.  سپس از شرکت کنندگان خواسته شد مکان(هایی) را که شاهد آزار و اذیت جنسی بوده اند (مثلاً در مدرسه، خانه، منطقه اطراف خانه، محله، محله دیگر، در یک مهمانی یا رشادت یا حمل و نقل عمومی) شناسایی کنند.  متغیری برای مقایسه شرکت‌کنندگانی که در سال گذشته شاهد هرگونه آزار جنسی بوده‌اند، ساخته شد. تجربه آزار جنسی: تجربه قربانی آزار جنسی با چهار مورد اقتباس شده از نظرسنجی معتبر انجمن آمریکایی زنان دانشگاهی ارزیابی شد.  آیتم های نظرسنجی از شرکت کنندگان خواسته شد (بله/خیر) گزارش دهند که آیا فرد یا گروهی از مردان/پسرها در 6 ماه گذشته هر یک از موارد زیر را انجام داده اند یا خیر: (الف) نظرات جنسی ناخواسته، شوخی ها یا حرکات جنسی نسبت به آنها در ملاء عام، (ب)  خود را در معرض عموم قرار دادند، (ج) آنها را لمس کردند، گرفتند یا نیشگون گرفتند به روشی که نمی خواستند، و/یا (د) آنها را با هر قسمتی از بدنشان لمس کردند (از جمله نزدیک شدن بیش از حد یا مالیدن به آنها)  زمانی که آنها نمی خواستند.استفاده مواد مخدر:موارد نظرسنجی شامل ارزیابی مصرف ماری جوانا در طول عمر و 30 روز گذشته و سایر مصرف مواد مخدر بود.  علاوه بر مصرف ماری جوانا، ما استفاده از 11 ماده اضافی از جمله کوکائین، محرک‌ها و داروهای تجویزی را بدون نسخه ارزیابی کردیم.  سپس از شرکت‌کنندگانی که ماری‌جوانا یا سایر مواد مخدر ماری‌جوانا را در طول عمر گزارش کرده بودند، پرسیده شد که آیا آنها در 30 روز گذشته از این مواد استفاده کرده‌اند یا خیر (بله/خیر).مصرف الکل: ما طول عمر و مصرف الکل 30 روزه گذشته (بله/خیر) را ارزیابی کردیم.  در میان شرکت‌کنندگانی که مصرف 30 روزه الکل را در گذشته گزارش کرده‌اند، ما در مورد نوشیدن بیش از حد الکل نیز سؤال کردیم، که به عنوان مصرف 5 یا بیشتر نوشیدنی الکلی در یک موقعیت (بله/خیر) تعریف شد.سلامت روان: از سه آیتم برای ارزیابی افسردگی، اضطراب و افکار خودکشی (به عنوان مثال، افکار در مورد اقدام به خودکشی) استفاده شد.از معیارهای یک موردی برای پرسیدن از شرکت کنندگان استفاده شد که آیا در 30 روز گذشته احساس اضطراب (الف) و/یا (ب) افسردگی در 30 روز گذشته با استفاده از یک (اصلاً) - چهار (تقریباً هر روز)- داشتند یا خیر.  جمعیت شناسی:  متغیرهای جمعیت شناختی (به عنوان مثال، سن، نژاد، منشاء لاتین) و وضعیت زندگی برای توصیف نمونه استفاده شد.  *نتایج *ویژگی های نمونه: در مجموع 152 دختر نوجوان بین سنین 15 تا 19 سال در تجزیه و تحلیل مطالعه وارد شدند.  اکثریت دختران لاتین (76%) و متولد ایالات متحده (77%) بودند.  اکثریت (70%) شاهد حداقل یک نوع آزار جنسی در سال گذشته بوده اند.  (قابل توجه، 65٪ گزارش کردند که در 6 ماه گذشته مستقیماً آزار جنسی را تجربه کرده اند.) بیش از 66٪ از دختران پسران/مردانی را دیدند که از نظر جنسی بی ادبانه یا اظهارنظرهای توهین آمیز به دختران درباره بدن خود می کردند، و 22٪ گزارش دادند که پسران/مردانی را در حال چنگ زدن، لمس کردن،  یا نیشگون گرفتن یک دختر در ملاء عام به روشی جنسی که ناخواسته بود.  اکثر آزار جنسی که دختران گزارش کردند در مدرسه (69.1٪)، در یک مهمانی (45.4٪)، در محله آنها (34.5٪) و در حمل و نقل عمومی (32.8٪)  رخ داده است.*مشاهده آزار و اذیت جنسی و ارتباط با مصرف مواد و سلامت روان:4. DiscussionThe findings from this study document that, beyond direct experiences of sexual harassment, witnessing sexual harassment is associated with an increased risk for substance use, anxiety, depression, and suicide ideation among this sexually active group of adolescent girls recruited from a clinic serving a low-income, predominantly Hispanic community in Southern California. These findings extend prior research documenting the increased risk for substance use and poor mental health outcomes among adolescent girls experiencing sexual harassment by demonstrating that witnessing sexual harassment may also afford similar poor health outcomes [1,2]. The findings suggest that living in an environment where the sexual harassment of girls is normative may compromise girls’ mental health and well-being, even after accounting for direct experiences of harassment. Further, 70% of girls witnessed sexual harassment in the past year, mostly in proximal environments that they cannot avoid without compromising their education and mobility, such as school, the neighborhood, and public transportation.The study findings highlight that witnessing sexual harassment is associated with adverse health outcomes above and beyond direct experiences of sexual harassment. These findings are aligned with studies that have reported the health impact of witnessing other forms of violence, such as racial discrimination, bullying and intimate partner violence. Studies on racial discrimination have also shown the effects of vicarious experiences of discrimination; witnessing or hearing about acts of discrimination have been found to be associated with psychosocial stress, poor mental health outcomes, as well as other diseases associated with chronically elevated cortisol levels (e.g., cardiovascular disorders and diseases) [23,30,31]. Furthermore, studies have shown that children who witness peer victimization or bullying in their schools and communities also have poor physical and mental health outcomes [16,17,32,33]. In previous studies on partner violence, compared to those not witnessing intimate partner violence, adolescents witnessing intimate partner violence were more likely to report anxiety, PTSD, depressive symptoms, and suicide ideations [34,35]. Additional health implications of witnessing intimate partner violence have included heightened stress responses, increased risk for obesity and asthma, and gastrointestinal problems [34,36,37]. Thus, our findings expand the literature and begin to highlight how indirect exposures to sexual harassment against women/girls may have a detrimental effect on health and well-being.بحث: یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد که، فراتر از تجربیات مستقیم آزار جنسی، شاهد آزار جنسی با افزایش خطر مصرف مواد، اضطراب، افسردگی و افکار خودکشی در میان این گروه از دختران نوجوان فعال جنسی که از کلینیک‌هایی، به جامعه عمدتا اسپانیایی تبار کم درآمد در کالیفرنیای جنوبی خدمات می دهد، مرتبط است.  این یافته‌ها تحقیقات قبلی را در مورد افزایش خطر مصرف مواد و پیامدهای بهداشت روانی ضعیف در میان دختران نوجوانی که آزار جنسی را تجربه می‌کنند، گسترش می‌دهد و نشان می‌دهد که شاهد آزار جنسی نیز ممکن است نتایج مشابهی را برای سلامتی ضعیف داشته باشد [1،2].  یافته‌ها حاکی از آن است که زندگی در محیطی که آزار جنسی دختران در آن هنجاری است، ممکن است سلامت روان و رفاه دختران را به خطر بیندازد، حتی پس از محاسبه تجربیات مستقیم آزار و اذیت.  علاوه بر این، 70 درصد از دختران در سال گذشته شاهد آزار جنسی بوده‌اند، عمدتاً در محیط‌های نزدیک که نمی‌توانند بدون به خطر انداختن تحصیلات و پویایی خود از آنها اجتناب کنند، مانند مدرسه، محله، و وسایل نقلیه عمومی.یافته‌های مطالعه نشان می‌دهد که مشاهده آزار جنسی با پیامدهای نامطلوب سلامتی بالاتر و فراتر از تجربیات مستقیم آزار جنسی مرتبط است.  این یافته‌ها با مطالعاتی مطابقت دارد که تأثیر مشاهده سایر اشکال خشونت مانند تبعیض نژادی، قلدری و خشونت شریک جنسی را گزارش کرده‌اند.  مطالعات بر روی تبعیض نژادی نیز اثرات تجارب نیابتی تبعیض را نشان داده است.  مشاهده یا شنیدن اعمال تبعیض آمیز با استرس روانی-اجتماعی، پیامدهای بهداشت روانی ضعیف، و همچنین سایر بیماری های مرتبط با سطح کورتیزول به طور مزمن (مانند اختلالات و بیماری های قلبی عروقی) مرتبط است. علاوه بر این، مطالعات نشان داده است که کودکانی که شاهد قربانی شدن یا قلدری همسالان در مدارس و جوامع خود هستند، نتایج سلامت جسمی و روانی ضعیفی نیز دارند.  در مطالعات قبلی در مورد خشونت شریک زندگی، در مقایسه با آنهایی که شاهد خشونت شریک صمیمی نبودند، نوجوانانی که شاهد خشونت شریک صمیمی بودند، بیشتر احتمال داشت که اضطراب، علائم افسردگی و افکار خودکشی را گزارش کنند .  پیامدهای بهداشتی اضافی مشاهده خشونت شریک جنسی شامل پاسخ های استرس شدید، افزایش خطر ابتلا به چاقی و آسم و مشکلات گوارشی است.  بنابراین، یافته‌های ما ادبیات تحقیق را گسترش می‌دهد و شروع می‌کند به نشان دادن اینکه چگونه قرار گرفتن غیرمستقیم در معرض آزار جنسی علیه زنان/دختران ممکن است تأثیر مخربی بر سلامت و رفاه داشته باشد.علاوه بر این، با توجه به اینکه اکثر دختران گزارش دادند که در محیط های نزدیک خود شاهد آزار جنسی بوده اند، مشاهده آزار جنسی ممکن است با تحرک و درک دختران از ایمنی تداخل داشته باشد.  بسیاری از زنان از اجتناب به عنوان مکانیزم مقابله ای برای مقابله با آزار جنسی استفاده می کنند.  مطالعات نشان می دهد که زنان ممکن است داوطلبانه تحرک خود را در مکان های عمومی به عنوان یک اقدام محافظتی به دلیل ترس از تجاوز و شیء شدن خود محدود کنند. این تصور که محله‌ها یا مناطق خاصی خطر خشونت جنسی را بالا می‌برند، مشارکت اجتماعی در محله‌ها را کاهش می‌دهد، به‌ویژه زنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد، جایی که زنان کمتر در مناطقی قدم می‌زنند که کمتر امن هستند . مشاهده آزار جنسی احتمالاً درک دختران را از سطح ایمنی منطقه ای که حادثه در آن رخ داده است، آگاه می کند، و بنابراین، تحقیقات بیشتری برای درک بهتر اینکه چگونه مشاهده آزار جنسی می تواند آزادی حرکت دختران را نقض کند، مورد نیاز است، به ویژه با توجه به اینکه  ما دریافتیم که بیشتر این رویدادها در مکان‌هایی در محیط‌های نزدیک دختران رخ می‌دهد.  Given the increasing extent to which girls are also exposed to cyber sexual harassment, future studies may also be needed to assess the climate of cyber-related experiences of sexual harassment and effects on adolescent girls. Finally, and as mentioned . As these are correlational analyses, it may be that girls in environments where adolescents are engaging in substance use, or those contending with other issues that increase their depression and anxiety, may be more likely to be in more vulnerable social environments where sexual harassment behaviors are more normative. Future longitudinal study is warrantedنکته مهم این است که یافته‌های این مطالعه همچنین نشان می‌دهد که دخترانی که تجربیات مستقیم آزار جنسی را در شش ماه گذشته گزارش می‌کنند نیز به طور قابل‌توجهی بیشتر احتمال دارد که شاهد آزار جنسی در سال گذشته باشند.  این یافته‌ها نشان می‌دهند که تجربیات مستقیم و غیرمستقیم آزار جنسی در کنار هم وجود دارند، که ممکن است به دلیل سطوح بالای پذیرش اجتماعی آزار جنسی باشد  اغلب، راه حلی که به زنان جوان برای پرداختن به تجربیات خود در مورد آزار جنسی ارائه می شود، محدود کردن تحرک دختران به عنوان وسیله ای برای محافظت است، اما این یافته ها نشان می دهد که خطرات در محیط های زندگی روزمره رخ می دهد.  یافته‌ها نشان می‌دهد که این موضوع فقط تغییر رفتارهای محافظتی دختران نیست، بلکه به جوی هم می‌پردازد که آزار جنسی در آن رایج است.  تحقیقات بیشتری برای درک انگیزه‌های آزاردهنده‌ها و سایر عوامل در محیط (به عنوان مثال، رفتار تماشاگران) مورد نیاز است که ممکن است در حمایت از فضایی که در آن آزار و اذیت جنسی بسیار رایج و مکرر توسط زنان جوان تجربه می‌شود، نقش داشته باشد.  چنین تحقیقاتی برای هدایت رویکردهای تغییر برنامه و سیاست که آگاهی از پیامدهای منفی بالقوه آزار جنسی را ایجاد می کند و برای کسانی که رفتارهای آزاردهنده را مرتکب می شوند، ایجاد می کند، مورد نیاز است.  چنین کارهایی ممکن است از تحقیقات در ادبیات دوستیابی/خشونت جنسی، که هم مرتکبین و هم اطرافیان را برای پیشگیری از خشونت هدف قرار می دهد، بهره مند شود.   در عین حال نویسندگان مقاله اذعان دارند که یکی از محدودیت تحقیق این بوده که با توجه به میزان فزاینده ای که دختران  در معرض آزار جنسی سایبری قرار می گیرند، ممکن است مطالعات آینده برای ارزیابی جو تجربیات سایبری مرتبط با آزار جنسی و اثرات آن بر دختران نوجوان مورد نیاز باشد.  از آنجایی که اینها تحلیل‌های همبستگی هستند، ممکن است دختران در محیط‌هایی که نوجوانان در آن مواد مصرف می‌کنند، یا آن‌هایی که با مسائل دیگری که افسردگی و اضطراب آنها را افزایش می‌دهد درگیر هستند، ممکن است در محیط‌های اجتماعی آسیب‌پذیرتر قرار بگیرند که در آن رفتارهای آزار جنسی  هنجاری تر است.  مطالعه طولی آینده ضروری است.[لینک مقاله:  https://doi.org/10.1177/0886260520985485    ]</description>
                <category>ترجمان حجاب</category>
                <author>ترجمان حجاب</author>
                <pubDate>Mon, 25 Mar 2024 22:30:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشاهده شیء انگاری جنسی دیگران هم مانند تجربه آن ، زنان را به سمت خودشیء انگاری جنسی سوق می دهد</title>
                <link>https://virgool.io/@mosleh/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%AF%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D8%A1-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85-%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D8%A1-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D9%82-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D8%AF-ljeoyjsbugt3</link>
                <description>مقدمه ﺷﯽﮔﺮﺍﯾﯽ ﺟﻨﺴﯽ، ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺯﻧﺎﻥ ﺟﻮﺍﻥ، ﺩﺭ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺻﻨﻌﺘﯽ ﻣﺪﺭﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺭﺍﯾﺞ ﺍﺳﺖ. ﺍﮔﺮﭼﻪ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕﺗﺠﺮﺑﯽ ﻭ ﻣﻘﻄﻌﯽ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﯿﻨﯿﺖ ﺳﺎﺯﯼ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ، ﺍﻣﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻧﮕﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﺭﺳﯽﺷﯿﻮﻉ ﻭ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺭﻭﺍﻥ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﺭﻭﯾﺪﺍﺩﻫﺎﯼ ﻋﯿﻨﯽ ﺳﺎﺯﯼ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﻭﺯﻣﺮﻩ ﮐﻤﯿﺎﺏ ﺍﺳﺖ. ﻣﺎ ﺍﺯ ﺍﺭﺯﯾﺎﺑﯽﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺍﮐﻮﻟﻮﮊﯾﮑﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺩﯾﺎﺑﯽ ﻭﻗﻮﻉ ﺭﻭﯾﺪﺍﺩﻫﺎﯼ ﻋﯿﻨﯽ ﺳﺎﺯﯼ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﯾﮏ ﻫﻔﺘﻪ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﻭﺯﻣﺮﻩﺯﻧﺎﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩﯾﻢ=. .(81N ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﻫﺮ 2 ﺭﻭﺯ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﻣﻮﺭﺩﻫﺪﻑ ﯾﮏ ﺭﻭﯾﺪﺍﺩ ﺟﻨﺴﯽ - (ﺍﻏﻠﺐ ﻧﮕﺎﻩ شیءانگارانه= نگاه جنسی ) ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ 1.35 ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﺷﺎﻫﺪ شیءانگاری ﺟﻨﺴﯽ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ.ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ، ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻫﺎﯼ ﺭﮔﺮﺳﯿﻮﻥ ﺧﻄﯽ ﭼﻨﺪﺳﻄﺤﯽ ﻧﺸﺎﻥﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﻫﺪﻑ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺗﻮﺳﻂ ﻋﯿﻨﯿﺖ ﺳﺎﺯﯼ ﺟﻨﺴﯽ ﺑﺎ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﺩﺭ حالت ﺧﻮﺩ ﺷﯽء ﺳﺎﺯﯼﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﺳﺖ. ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﮐﻠﯽ، ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﺩﯼ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﮐﻤﯽ ﺩﺭ ﺗﻌﺪﯾﻞ ﺍﯾﻦ ﺍﺛﺮﺍﺕ ﺩﺍﺷﺖ.ﺩﺭﺍﮐﺘﺒﺮ 2014، ﮔﺮﻭﻩ ﻓﻌﺎﻝ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺧﺎﻧﮕﯽ &#x27;!Hallaback&#x27; ﻭﯾﺪﺉﻮﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﯾﻮﺗﯿﻮﺏ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺑﺮ ﺷﯿﻮﻉ ﺁﺯﺍﺭﻭ ﺍﺫﯾﺖ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﻭ ﺷﯽ ﮔﺮﺍﯾﯽ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺯﻧﺎﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺗﺎﮐﯿﺪ ﮐﻨﺪ. ﺍﯾﻦ ﻭﯾﺪﺉﻮ ﺗﺼﺎﻭﯾﺮ ﺩﻭﺭﺑﯿﻦ ﻣﺨﻔﯽ ﺯﻧﯽ ﺭﺍﺑﺎ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﺟﯿﻦ ﻭ ﺗﯽ ﺷﺮﺕ ﻣﺸﮑﯽ ﯾﻘﻪ گرد ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻗﺪﻡ ﺯﺩﻥ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺷﻬﺮ ﻧﯿﻮﯾﻮﺭﮎ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ ﺩﻩ ﺳﺎﻋﺖﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ. ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺭﻭﺯ، ﺩﻭﺭﺑﯿﻦ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ 100 ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﯼ ﻋﯿﻨﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺍﻭ ﺛﺒﺖ ﮐﺮﺩ،ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺁﺯﺍﺭ ﮐﻼﻣﯽ، ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻥ،ﭼﺸﻤﮏ ﺯﺩﻥ، ﺳﻮﺕﺯﺩﻥ، ﻭ ﺣﺮﮐﺎﺕ ﺭﮐﯿﮏ. ﺍﯾﻦ ﻭﯾﺪﯾﻮ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺩﺭ ﻓﻀﺎﯼﻣﺠﺎﺯﯼ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﺷﺪ ﻭ ﺗﺎ ﻣﺎﺭﺱ 2016 ﺑﯿﺶ ﺍﺯ 42 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺑﺎﺯﺩﯾﺪ ﺩﺭ ﯾﻮﺗﯿﻮﺏ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩ.[ این ویدئو را در این لینک می توانید ببینیدhttps://www.businessinsider.com/hollaback-new-york-city-street-harassment-2014-10[ﻣﺎﻫﻨﻮﺯ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺷﯿﻮﻉ ﻭ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺧﺘﯽ ﻋﯿﻨﯿﺖ ﺟﻨﺴﯽ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﻭﺯﻣﺮﻩ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﻤﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ. ﺑﯿﺸﺘﺮﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺷﯿﻮﻉ ﻭﻗﺎﯾﻊ ﻋﯿﻨﯽ ﺳﺎﺯﯼ (شیء انگاری)ﺟﻨﺴﯽ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻧﮕﺮی به صورت تک موردی ﺗﮑﯿﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪﭘﮋﻭﻫﺶﺣﺎﺿﺮ ﺑﺎ ﻫﺪﻑ ﺭﺩﯾﺎﺑﯽ ﺷﯿﻮﻉ ﻭ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻣﺪﺕ ﺭﻭﯾﺪﺍﺩﻫﺎﯼ ﻋﯿﻨﯽ ﺳﺎﺯﯼ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﻭﺯﻣﺮﻩ ﺯﻧﺎﻥﺟﻮﺍﻥ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺍﺭﺯﯾﺎﺑﯽ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺑﻮﻡ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ (EMA) ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪ. ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺧﺎﺹ، ﻣﺎ ﺍﺯ EMA ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺭﺯﯾﺎﺑﯽ میزان شیوع مواجهه با شیء انگاری شدن خود یا مشاهده شیء انگاری شدن دیگران، ﻭ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﭼﻨﯿﻦ ﺗﺠﺮﺑﯿﺎﺗﯽ ﺑﺮ ﺍﺷﺘﻐﺎﻝ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮﺷﺎﻥ )ﯾﻌﻨﯽ ﺧﻮﺩﺷﯽء ﺷﺪﻥ( ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺯﻣﺎﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩﯾﻢ.ﺷﯿﻮﻉﺷﯽء ﺍﻧﮕﺎﺭﯼ ﺟﻨﺴﯽ ﺩﺭ ﺯﻧﺎﻥﺑﺮﺭﺳﯽ ﻫﺎﯼﮔﺬﺷﺘﻪ ﻧﮕﺮ ﺩﺭ ﻣﻘﯿﺎﺱ ﺑﺰﺭﮒ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺷﯽ ﮔﺮﺍﯾﯽ ﺟﻨﺴﯽ ﺍﻏﻠﺐ ﺗﻮﺳﻂ ﺯﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﺳﻨﯿﻦ ﺟﻮﺍﻧﯽﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﯾﮏ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﯿﻦ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺩﺭ 22 ﮐﺸﻮﺭ ﻭ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ 16000 ﺯﻥ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ 84ﺩﺭﺻﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ 17 ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺁﺯﺍﺭ ﻭ ﺍﺫﯾﺖ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ . ﺑﻪﻃﻮﺭ ﻣﺸﺎﺑﻪ، ﯾﮏ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺍﺧﯿﺮ ﺍﺳﺘﺮﺍﻟﯿﺎﯾﯽ ﺷﯿﻮﻉ ﺁﺯﺍﺭ ﻭ ﺍﺫﯾﺖ ﺟﻨﺴﯽ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﺯﻧﺎﻥ 87 ﺩﺭﺻﺪﺗﺨﻤﯿﻦ ﺯﺩﻩﺍﺳﺖ.ﺁﺯﺍﺭ ﻭ ﺍﺫﯾﺖ ﺷﺎﻣﻞ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ، ﺍﺯ ﺳﻮﺕ ﮔﺮﮒ ﻭ ﺻﺪﺍ ﺯﺩﻥ ﮔﺮﺑﻪ ﺗﺎ ﺍﺷﮑﺎﻝ ﺷﺪﯾﺪﺗﺮ،ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺩﺳﺖ ﺯﺩﻥ ﻭﺗﻌﻘﯿﺐ ﮐﺮﺩﻥ . این مطالعاتﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻧﺸﺎﻥ ﻧﻤﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﺯﻧﺎﻥﭼﻘﺪﺭ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺗﺮﯼ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﻭﺯﻣﺮﻩ ﺧﻮﺩ )ﻣﺜﻼ ًﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﯾﺎ ﯾﮏ ﻫﻔﺘﻪ( ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽﻋﯿﻨﯿﺖ ﺳﺎﺯﯼﺟﻨﺴﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ.ﺣﺎﻓﻈﻪﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺯ ﮐﺎﻣﻞ ﺑﻮﺩﻥ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺩﺍﺭﺩ وﺗﺨﻤﯿﻦ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻧﮕﺮ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﯽ ﺭﻭﯾﺪﺍﺩﻫﺎﯼ ﺭﺍﯾﺞ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩﻣﺴﺘﻌﺪ ﺗﺤﺮﯾﻒ است.ﺗﺄﺛﯿﺮﻋﯿﻨﯿﺖ ﺑﺨﺸﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺭﻭﯾﺪﺍﺩﻫﺎ ﺑﺮ ﺧﻮﺩ ﺷﯿﺉﯽ ﺷﺪﻥ ﺯﻧﺎﻥﯾﮑﯽﺍﺯ ﺍﺻﻮﻝ ﺍﺻﻠﯽ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﻋﯿﻨﯿﺖ ﺳﺎﺯﯼ ﻓﺮﺩﺭﯾﮑﺴﻮﻥ ﻭ ﺭﺍﺑﺮﺗﺰ (1997) ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﺠﺎﺭﺏ ﻋﯿﻨﯽ ﺳﺎﺯﯼ ﺑﯿﻦﻓﺮﺩﯼ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺁﯾﻨﺪﯼ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺷﯽء ﺳﺎﺯﯼ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﺎ ﻇﺎﻫﺮﺧﻮﺩ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﺳﻮﻡ ﺷﺨﺺ ﺭﺍ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺩﺭﻭﻧﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ،ﺗﻌﺪﺍﺩﯼ ﺍﺯ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﺗﺠﺮﺑﯽ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﻣﺤﯿﻂ ﻫﺎﯼ ﻋﯿﻨﯽ ﺳﺎﺯﯼ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺧﻮﺩ ﺷﯿﺉﯽ ﺳﺎﺯﯼ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ )ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺜﺎﻝ، ﻓﺮﺩﺭﯾﮑﺴﻮﻥ، ﺭﺍﺑﺮﺗﺰ، ﻧﻮﻝ، ﮐﻮﯾﻦ، ﻭ ﺗﻮﻧﮓ،1998؛ ﺗﯿﮕﻤﺎﻥ ﻭ ﺑﺎﻧﺪﯼ، .(2008 ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﻗﺒﻼ ﺫﮐﺮ ﺷﺪ، ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ، ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﺯﯾﺴﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ ﭼﻨﯿﻦﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﺁﺯﻣﺎﯾﺸﮕﺎﻩ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﻣﺸﮑﻮﮎ ﺑﺎﺷﺪ. ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ ﻣﻘﻄﻌﯽ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﺍﺩﻋﺎﯼﻓﺮﺩﺭﯾﮑﺴﻮﻥ ﻭ ﺭﺍﺑﺮﺗﺰ (1997) ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺯﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﻭﺯﻣﺮﻩ ﺧﻮﺩﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﺭﻭﯾﺪﺍﺩﻫﺎﯼ شیء انگارانه ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ، ﺩﺭ ﻣﻌﯿﺎﺭﻫﺎﯼ ﻭﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎﯼ ﻋﯿﻨﯽ ﺳﺎﺯﯼ ﺧﻮﺩ ﻧﯿﺰﺍﻣﺘﯿﺎﺯ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﮐﺴﺐ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ.ﻧﻘﺶﺗﻔﺎﻭﺕ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﺩﯼﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕﺍﻧﺪﮎ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﭼﻪ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﺩﯼ ﺯﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﮐﻢ ﻭ ﺑﯿﺶﻣﺴﺘﻌﺪ ﻣﻮﺍﺟﻬﻪ ﺑﺎ ﺭﻭﯾﺪﺍﺩﻫﺎﯼ ﻋﯿﻨﯽ ﺳﺎﺯﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﭼﻪ ﻋﻮﺍﻣﻠﯽ ﺯﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺷﯽء ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪﭼﻨﯿﻦ ﺭﻭﯾﺪﺍﺩﻫﺎﯾﯽ ﺑﺎﺯﻣﯽ ﺩﺍﺭﺩ.ﻣﻄﺎﻟﻌﻪﺣﺎﺿﺮﭘﮋﻭﻫﺶﺣﺎﺿﺮ ﺍﺯ EMA (روش ارزیابی زیست محیطی ) ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺭﺯﯾﺎﺑﯽ ﺷﯿﻮﻉ ﺭﻭﯾﺪﺍﺩﻫﺎﯼ ﻋﯿﻨﯽ ﺳﺎﺯﯼ، ﺳﻄﻮﺡ ﺧﻮﺩ ﺷﯽء ﺳﺎﺯﯼ ﻭ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺭﻭﯾﺪﺍﺩﻫﺎﯼﻋﯿﻨﯽ ﺳﺎﺯﯼ ﺑﺮ ﺧﻮﺩ ﺷﯽء ﺳﺎﺯﯼ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﻭﺯﻣﺮﻩ ﺯﻧﺎﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻓﺮﺩﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥﺗﻌﺪﯾﻞ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﻟﻘﻮﻩ ﺍﯾﻦ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﮐﺮﺩ. ﺩﺭ ﺍﺭﺯﯾﺎﺑﯽ ﺭﻭﯾﺪﺍﺩﻫﺎﯼﻋﯿﻨﯽ ﺳﺎﺯﯼ، ﺍﺯ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺧﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺭﻭﯾﺪﺍﺩﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺴﺘﻘﯿﻤﺎ ًﻫﺪﻑ ﺷﯽء ﺳﺎﺯﯼ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ، ﺑﻠﮑﻪ ﺭﻭﯾﺪﺍﺩﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺷﺎﻫﺪ ﻋﯿﻨﯽ ﺳﺎﺯﯼ ﺯﻧﺎﻥ ﺩﯾﮕﺮﺑﻮﺩﻧﺪ، ﮔﺰﺍﺭﺵ ﮐﻨﻨﺪ. ﺍﯾﻦ ﻋﯿﻨﯿﺖ ﺳﺎﺯﯼ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﯿﻦ ﻓﺮﺩﯼ ﺑﺎﺷﺪ – ﺻﺮﻓﺎ ًﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﯾﮏﺯﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﺧﻮﺩ. ﯾﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎ )ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺜﺎﻝ، ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﺑﯿﻠﺒﻮﺭﺩﻫﺎﯼ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺗﯽ، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎﯼ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻧﯽ، ﯾﺎ ﻣﺠﻼﺕ( ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﺷﻮﺩ. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺍﺩﻋﺎﯼ ﻓﺮﺩﺭﯾﮑﺴﻮﻥ ﻭ ﺭﺍﺑﺮﺗﺰ (1997) ﻣﺒﻨﯽ ﺑﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪﻋﯿﻨﯿﺖ ﺑﺨﺸﯽ ﺩﺭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﻋﯿﻨﯿﺖ ﺑﺨﺸﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﺴﻬﯿﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﻣﺎ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﻋﯿﻨﯽ ﺳﺎﺯﯼ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽﺭﻭﺯﻣﺮﻩ ﺯﻧﺎﻥ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺮ حالت ﺧﻮﺩ ﺷﯿﺉﯽ ﺷﺪﻥ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ.ﻓﺮﺍﺗﺮﺍﺯ ﺍﯾﻦ، ﻣﺎ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﺷﻨﺎ ﺑﻮﺩﯾﻢﻭ ﻫﻤﮑﺎﺭﺍﻥ (2001) ﻭ ﺑﺮﯾﻨﮑﻤﻦ ﻭ ﺭﯾﮑﺎﺭﺩ (2009) ﺑﺎ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﺷﯿﻮﻉﺍﺷﮑﺎﻝ ﻣﺘﻤﺎﯾﺰ ﺷﯽء ﺳﺎﺯﯼ، ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﻋﯿﻨﯽ ﺳﺎﺯ، ﺻﺪﺍ ﺯﺩﻥ/ﺳﻮﺕ گرگی، ﺩﺳﺖ ﺯﺩﻥ، ﮊﺳﺖﻫﺎﯼ ﺟﻨﺴﯽ، ﻭ ﺍﻇﻬﺎﺭﺍﺕ ﺟﻨﺴﯽ. ﺟﺎﻧﺴﻮﻥ ﻭ ﺑﻨﺖ (2015) ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺍﺷﮑﺎﻝ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺷﯽء ﺳﺎﺯﯼ،ﻧﮕﺎﻩ ﻭ ﺳﻮﺕ ﮔﺮﮒی ﺑﯿﺸﺘﺮ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ًﯾﮏ ﺳﻮﻡ ﺍﺯ ﺯﻧﺎﻥ ﺍﺳﺘﺮﺍﻟﯿﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺩﻭﺭﻩ 12 ﻣﺎﻫﻪﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪﺭﻭﺵﺷﺮﻛﺖﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥﺷﺮﮐﺖﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ 81 ﺯﻥ، 18 ﺗﺎ 46 ﺳﺎﻟﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ.، ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﺁﮔﻬﯽ ﻫﺎﯼ ﺍﺭﺳﺎﻝﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻭ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ )ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺜﺎﻝ، ﻓﯿﺲ ﺑﻮﮎ،(Gumtree ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.روشﺷﺮﮐﺖﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺟﻠﺴﻪ ﺁﺯﻣﺎﯾﺸﮕﺎﻫﯽ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﭘﺎﯾﻪ ﺭﺍ ﺗﮑﻤﯿﻞ ﮐﺮﺩﻧﺪ. ﺳﭙﺲﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ SEMA2 ﺭﺍ ﺩﺍﻧﻠﻮﺩ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﯾﮏ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﮐﺎﺭﺑﺮﺩﯼ ﺳﻔﺎﺭﺷﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺭﺍﺉﻪ📷2ﻧﻈﺮﺳﻨﺠﯽ EMA ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺷﺎﻣﻞ 9 ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺭﺯﯾﺎﺑﯽ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺗﺠﺰﯾﻪ ﻭ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻧﺸﺪﻧﺪ.ﻧﻈﺮﺳﻨﺠﯽﻫﺎﯼ ﺑﻼﺩﺭﻧﮓ ﺩﺭ ﺗﻠﻔﻦ ﻫﺎﯼ ﻫﻮﺷﻤﻨﺪ ﺍﻧﺪﺭﻭﯾﺪ ﻭ iOS ﻭ ﺩﺳﺘﻮﺭﺍﻟﻌﻤﻞ ﻫﺎﯼ ﺩﻗﯿﻖ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﮑﻤﯿﻞ ﻧﻈﺮﺳﻨﺠﯽﻫﺎﯼ EMA ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﮐﺮﺩ. ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺍﺷﮑﺎﻝ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺷﯽء ﺳﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺭﺍﺉﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﮔﻔﺘﻪﺷﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺁﯾﺎﺭﻓﺘﺎﺭ ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻨﺪﯼ ﺷﺪﻩ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻋﯿﻨﯿﺖ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺷﺨﺼﯽ ﺍﻧﺠﺎﻡﺩﻫﻨﺪ. ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺗﮑﻤﯿﻞ ﻧﻈﺮﺳﻨﺠﯽ EMA ﺭﺍ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺗﺮﮎﺁﺯﻣﺎﯾﺸﮕﺎﻩ ﺳﺆﺍﻻﺕ ﺷﻔﺎﻑ ﺳﺎﺯﯼ ﺑﭙﺮﺳﻨﺪ. ﺩﺭ ﻃﯽ 7 ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ، ﺍﺯ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺷﺪ ﺗﺎ ﯾﮏﻧﻈﺮﺳﻨﺠﯽEMA ﺭﺍ ﺩﺭ ﻓﻮﺍﺻﻞ ﺗﺼﺎﺩﻓﯽ ﺑﯿﻦ 54 ﺗﺎ 114 ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﯿﻦ ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺎﯼ 10 ﺻﺒﺢ ﺗﺎ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺗﮑﻤﯿﻞﮐﻨﻨﺪ )ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺘﻮﺳﻂ، ﺍﺯ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺷﺪ ﻫﺮ 84 ﺩﻗﯿﻘﻪ ﯾﮏ ﻧﻈﺮﺳﻨﺠﯽ EMA ﺭﺍﺗﮑﻤﯿﻞﮐﻨﻨﺪ یعنی 10 ﻧﻈﺮﺳﻨﺠﯽ EMA ﺩﺭ ﺭﻭﺯ.( ﻧﻈﺮﺳﻨﺠﯽ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﭘﺎﺳﺦ ﭘﺲ ﺍﺯ 15 ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻣﻨﻘﻀﯽ ﺷﺪﻧﺪﺗﺎ ﺍﺯ ﭘﺮ ﺷﺪﻥ ﻣﺠﺪﺩ ﺟﻠﻮﮔﯿﺮﯼ ﺷﻮﺩ. ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺘﻮﺳﻂ، ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺑﻪ 83٪ ﺍﺯ ﻧﻈﺮﺳﻨﺠﯽ ﻫﺎﯼ EMA  ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩﻧﺪ.ﻧﺘﺎﯾﺞﺁﻣﺎﺭﺷﯿﻮﻉ:  هدف شیء انگاری جنسی قرارگرفتنﺯﻧﺎﻥﺩﺭ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﺎ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ 299 ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺯ 4777 ﻧﻈﺮﺳﻨﺠﯽ ﺗﮑﻤﯿﻞ ﺷﺪﻩ EMA )رخدادها( ﻫﺪﻑ ﺷﯿﺊﺳﺎﺯﯼ ﺟﻨﺴﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ. ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺘﻮﺳﻂ، ﺯﻧﺎﻥ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ 3.69 ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﻫﻔﺘﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﻫﺪﻑ ﻗﺮﺍﺭﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ. 75٪ ﺍﺯ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ )ﯾﻌﻨﯽ 61 ﺯﻥ( ﺣﺪﺍﻗﻞ ﯾﮏﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﻫﻔﺘﻪ ﻫﺪﻑ ﺷﯿﺉﯽ ﺳﺎﺯﯼ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ. ﺩﺭ ﻣﺠﻤﻮﻉ 380 ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻋﯿﻨﯽ ﺳﺎﺯﯼ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ 299 ﻣﻮﺭﺩﮔﺰﺍﺭﺵ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺷﮑﻞ 1a ﺷﯿﻮﻉ ﺍﺷﮑﺎﻝ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺷﯽء ﺳﺎﺯﯼ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ، ﮐﻪ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﻮﺭﺩ ﻫﺪﻑ ﻧﮕﺎﻩ ﻋﯿﻨﯽ ﺳﺎﺯﯼ 55)٪ ﺍﺯ ﺭﻭﯾﺪﺍﺩﻫﺎ(، ﻭ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺁﻥ ﺍﺷﮑﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮ ﺷﯽء ﺳﺎﺯﯼ18)٪(، ﻭ ﺳﻮﺕ ﮔﺮﺑﻪ / ﮔﺮﮒ 11)٪( ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ.ﺁﻣﺎﺭﺷﯿﻮﻉ: شاهد شیء انگاری جنسی بودنﺯﻧﺎﻥﮔﺰﺍﺭﺵ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ 763 ﻧﻈﺮﺳﻨﺠﯽ EMA )رخداد( ﺷﺎﻫﺪ ﻋﯿﻨﯿﺖ ﺳﺎﺯﯼ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺘﻮﺳﻂ، ﺯﻧﺎﻥﮔﺰﺍﺭﺵ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ 9.42 ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﻫﻔﺘﻪ ﺷﺎﻫﺪ ﺷﯽ ﮔﺮﺍﯾﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ.88٪ ﺍﺯ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ )ﯾﻌﻨﯽ 71 ﺯﻥ( ﺣﺪﺍﻗﻞ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺷﺎﻫﺪ ﻋﯿﻨﯽ ﺳﺎﺯﯼﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺩﺭ ﻣﺠﻤﻮﻉ 943 ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻋﯿﻨﯽ ﺳﺎﺯﯼ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ 763 ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. در این میان ﺷﯽ انگاری ﺩﺭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺷﯿﻮﻉ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ 64)٪ ﺍﺯ ﺭﻭﯾﺪﺍﺩﻫﺎ(، ﻭ ﭘﺲﺍﺯ ﺁﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﻋﯿﻨﯽ 13)٪( ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ.ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻫﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﻫﻢ ﻣﻮﺭﺩ ﻫﺪﻑ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻭ ﻫﻢﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻭﻗﺎﯾﻊ ﻋﯿﻨﯽ ﺳﺎﺯﯼ ﺟﻨﺴﯽ ﺑﺎ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺧﻮﺩ ﺷﯿﺊ ﺳﺎﺯﯼ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺍﺳﺖ. ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ، ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺩﺭ ﻋﯿﻨﯿﺖﺑﺨﺸﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﺪﻑ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺖ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺷﺎﻫﺪ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻋﯿﻨﯽ ﺳﺎﺯﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﻮﺩ.ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺧﺎﺹ، ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﻣﺘﻮﺳﻂ، ﻫﺪﻑ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻦ 11.95  ﺍﻣﺘﯿﺎﺯ ﺩﺭ ﻋﯿﻨﯿﺖ ﺑﺨﺸﯿﺪﻥﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﮐﺮﺩ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺷﺎﻫﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ 3.29 ﺍﻣﺘﯿﺎﺯ ﺩﺭ ﻣﻘﯿﺎﺱ ﻫﻤﺮﺍﻩﺑﻮﺩ.ﺑﺤﺚﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭﮐﻪ ﺷﻮﺍﻫﺪ غیررسمی )ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺜﺎﻝ، ﺑﯿﺘﺲ، (2014 ﻭ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ )ﻣﺎﻧﻨﺪ، 2014 ،(Hollaback! ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ، ﺭﻭﯾﺪﺍﺩﻫﺎﯼ ﻋﯿﻨﯽ ﺍﻏﻠﺐ ﺗﻮﺳﻂ ﺯﻧﺎﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺻﻨﻌﺘﯽ ﻏﺮﺑﯽ ﺗﺠﺮﺑﻪﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﯾﻦ، ﮐﺎﺭ ﮐﻤﯽ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺗﺠﺮﺑﯽ ﺷﯿﻮﻉ ﻭ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﭼﻨﯿﻦ ﺭﻭﯾﺪﺍﺩﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﻭﺯﻣﺮﻩ ﺯﻧﺎﻥﺑﺮﺭﺳﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﻫﺪﻑ ﺍﺯ ﺗﺤﻘﯿﻖﻣﺎ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻦ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻣﻬﻢﺑﻮﺩ. ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ EMA ﺑﺎ ﯾﮏﻧﻤﻮﻧﻪﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺍﺳﺘﺮﺍﻟﯿﺎﯾﯽ، ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﯾﻢ ﮐﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺘﻮﺳﻂ 3.69 ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﻫﻔﺘﻪ )ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ًﻫﺮ 2ﺭﻭﺯﯾﮏ ﺑﺎﺭ(هدف ﺭﻭﯾﺪﺍﺩﻫﺎ عینی ساز ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺘﻮﺳﻂ 9.42 ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﻫﻔﺘﻪ ﺷﺎﻫﺪﺷﯽءﺳﺎﺯﯼ ﺟﻨﺴﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ )ﯾﻌﻨﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ.( ﻣﺎ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﻋﯿﻨﯿﺖ ﺳﺎﺯﯼ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺷﺪﻩﻭ مشاهده شده ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺩﺭ حالت ﺧﻮﺩ ﺷﯽء ﺳﺎﺯﯼ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.ﺍﺯ حیث شاهد شیء انگاری بودن، ﺷﯽ ﮔﺮﺍﯾﯽﺩﺭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺷﯿﻮﻉ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ًﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﺪ. این  ﺗﻌﺠﺐ ﺁﻭﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻫﺎﯼ ﻣﺤﺘﻮﺍﯼ ﺍﺧﯿﺮ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺳﻮﻡ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪﺍﻥ ﺯﻥ ﺩﺭ ﻧﻤﺎﻫﻨﮓ ﻫﺎ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻫﺎﯼﺗﺤﺮﯾﮏ ﺁﻣﯿﺰ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ 2011) Frisby, &amp; (Aubrey ﻭ 83٪ ﺍﺯ ﺯﻧﺎﻥ ﺭﻭﯼ ﺟﻠﺪ ﻧﻤﺎﯾﺶ ﺩﺍﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ در ﺩﻫﻪ 2000 ﺑﻪ ﺷﯿﻮﻩ ﺍﯼ ﺟﻨﺴﯽ ﺑﻪ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺷﺪ)ﻫﺎﺗﻮﻥ ﻭ ﺗﺮﺍﺗﻨﺮ، .(2011 ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ، ﺣﺘﯽ ﻋﻠﯽ ﺭﻏﻢ ﺗﻼﺵ ﻫﺎﯼ ﺍﺧﯿﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺎﻫﺶ ﺗﺼﺎﻭﯾﺮ ﻋﯿﻨﯽ ﺳﺎﺯﯼ ﺯﻧﺎﻥﺩﺭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎ )ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺜﺎﻝ، ﻭﺭﺍﻧﯿﮑﺎ، (2016، ﭼﻨﯿﻦ ﺗﺼﺎﻭﯾﺮﯼ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺭﺍﯾﺞ ﻫﺴﺘﻨﺪ.ﺯﻧﺎﻥ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﺭﻭﯾﺪﺍﺩﻫﺎﯼ ﻋﯿﻨﯽ ﺳﺎﺯﯼ ﺳﻄﻮﺡ ﺑﺎﻻﺗﺮﯼﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺷﯽء ﺳﺎﺯﯼ ﺭﺍ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﮐﺮﺩﻧﺪ. ﺍﮔﺮﭼﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﯿﻨﯿﺖ ﺑﺨﺸﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺭﻭﯾﺪﺍﺩﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥﺯﻧﺎﻥ ﺷﺨﺼﺎ ًﻫﺪﻑ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻗﻮﯼ ﺗﺮ ﺑﻮﺩ، ﺍﻣﺎ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺗﺄﺛﯿﺮﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﯿﻨﯿﺖ ﺳﺎﺯﯼ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﭘﺪﯾﺪﺍﺭﺷﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ، ﺻﺮﻓﺎ ًﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻋﯿﻨﯿﺖ ﺑﺨﺸﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺳﺎﯾﺮ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺩﻏﺪﻏﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﺧﻮﺩﮐﺎﻓﯽ ﺑﻮﺩ.ﯾﮑﯽﺍﺯ ﻣﺤﺪﻭﺩﯾﺖ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺣﺴﺎﺳﯿﺖ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﺩﯼ ﺑﻪ ﻋﯿﻨﯿﺖ ﺳﺎﺯﯼ ﺭﺍﮐﻨﺘﺮﻝ ﻧﮑﺮﺩﯾﻢ، ﻭ ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﻢ ﺗﻀﻤﯿﻦ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺭﻭﯾﺪﺍﺩﻫﺎﯼ ﺩﻗﯿﻘﺎ ًﻣﺸﺎﺑﻪ ﺭﺍ ﺑﻪﻋﻨﻮﺍﻥ ﻋﯿﻨﯿﺖ ﺑﺨﺶ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﺩﺭ ﺟﻠﺴﻪ ﺁﺯﻣﺎﯾﺸﮕﺎﻫﯽ ﺍﻭﻟﯿﻪ، ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﻔﺼﻠﯽ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒﻋﯿﻨﯽ ﺳﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺍﺭﺍﺉﻪ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺭﺍ ﻧﺎﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﯾﺎ ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ، ﭘﺎﺳﺦ ﺩﻫﻨﺪ. ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ، ﺍﯾﻦ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﯾﮏ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺫﻫﻨﯽ ﺍﺳﺖ. ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﺯﻥ، ﺗﺠﺮﺑﻪﻧﮕﺎﻩ ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺷﺨﺼﺎ ًﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﭼﺎﭘﻠﻮﺳﯽ ﺗﻌﺒﯿﺮ ﺷﻮﺩ، ﻭ ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻋﯿﻨﯿﺖ ﺛﺒﺖ ﻧﺸﻮﺩ.ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺩﯾﮕﺮ، ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﯾﮏ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻋﯿﻨﯽ ﺗﻌﺒﯿﺮ ﺷﻮﺩ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ، ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺑﺎﯾﺪﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺣﺴﺎﺳﯿﺖ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﺩﯼ ﺑﻪ ﻋﯿﻨﯿﺖ ﺳﺎﺯﯼ، ﻫﻢ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﯽ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﭼﻨﯿﻦﺭﻭﯾﺪﺍﺩﻫﺎﯾﯽ ﻭ ﻫﻢ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺁﻥ ﺑﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺷﮑﻞ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ. ﯾﮑﯽ ﺍﺯﻣﺘﻐﯿﺮﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺣﺴﺎﺳﯿﺖﯾﮏ ﺯﻥ ﺑﻪ ﻋﯿﻨﯿﺖ ﺳﺎﺯﯼ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ، ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﺩﯼ ﺩﺭ ﻟﺬﺕ ﺟﻨﺴﯽ ﺍﺳﺖ )ﻟﯿﺲ، ﺍﺭﭼﻮﻝ ﻭﺭﻣﺰﯼ، .(2011 ﺯﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺟﻨﺴﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﻋﻼﻗﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﯼ ﮐﻤﺘﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻋﯿﻨﯽﺗﻠﻘﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﻧﺎﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﯾﺎ ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ ﺗﻠﻘﯽ ﻧﮑﻨﻨﺪ.ﺩﺭﻣﺠﻤﻮﻉ، ﯾﺎﻓﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺭﻭﯾﺪﺍﺩﻫﺎﯼ ﻋﯿﻨﯽ ﺳﺎﺯﯼ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﻭﺯﻣﺮﻩ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺭﺍﯾﺞ ﺍﺳﺖﻭ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻫﻢ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻭ ﻫﻢ ﺷﺎﻫﺪ ﺭﻭﯾﺪﺍﺩﻫﺎﯼ ﻋﯿﻨﯽ ﺳﺎﺯﯼ، ﺯﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺷﯿﺉﯽ ﺳﺎﺯﯼ ﺳﻮﻕ ﻣﯽ دهد.***************در این نوشتار خلاصه مفیدی از مقاله انگلیسی با عنوان Sexual objectification in women&#x27;s daily lives: A smartphone ecological momentary assessment study به معنای «شیء سازی جنسی در زندگی روزمره زنان: مطالعه ارزیابی لحظه ای اکولوژیکی از طریق گوشی های هوشمند» که در سال 2016 در مجله روانشناسی اجتماعی انگلیس منتشر شده  با استفاده از موتور ترجمه گوگل با اندکی اصلاحات ترجمه شده است و تقدیم گردید.لینک مقاله به زبان اصلی :https://www.researchgate.net/publication/305795523_Sexual_objectification_in_women&#x27;s_daily_lives_A_smartphone_ecological_momentary_assessment_study</description>
                <category>ترجمان حجاب</category>
                <author>ترجمان حجاب</author>
                <pubDate>Fri, 15 Mar 2024 00:03:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه چیزی باعث می شود مردان به زنان به عنوان اشیاء نگاه کنند؟ (این زن ستیزی نیست ، این علم است)</title>
                <link>https://virgool.io/@mosleh/%DA%86%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B9%D8%AB-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D8%A1-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B2%D9%86-%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-rmrb624r8s8u</link>
                <description>متن زیر گزارشی از یافته های مقاله ای است با عنوان &quot; Seeing women as objects: The sexual body part recognition bias&quot; به معنای «دیدن زنان به عنوان اشیاء: سوگیری شناختی نسبت به قسمت های جنسی اعضای بدن» در سال ۲۰۱۲ در «مجله اروپایی روانشناسی اجتماعی» منتشر شده و‌ با استفاده از موتور گوگل (با ویرایش جزئی) ترجمه شده است.] بدون شک زن و مرد با هم متفاوت برنامه ریزی  شده اند. ما در درجه اول از نظر ظاهری، ذهنی و احساسی متنوع هستیم. هنگام تجزیه و تحلیل مغز مردان، مطالعات نشان داد که بسته به ظاهر بصری یک زن تعیین می کند که مرد چگونه او را به عنوان یک انسان درک می کند. آیا این لزوماً به این معنی است که برخی از زنان باید کمتر دیده شوند؟ قطعا نه. اما علم از عقلانیت پشت این استدلال که چرا مغز انسان به این شکل عمل می کند، حمایت می کند.مغزمغز ما اکثراً مردان را به عنوان یک موجود کامل و زنان را به عنوان جزئی می بیند . بله، این ناعادلانه به نظر می رسد، اما دلیلی پشت آن وجود دارد. علم هنوز کشف نکرده که آیا این طرز نگاه ، تکاملی(تکوینی= مربوط به خلقت انسان) است یا توسط منبع دیگری - مانند رسانه ها - ایجاد شده است. از آنجایی که کشف این موضوع که برخی از زنان نیز به زنان دیگر به این شیوه نگاه می کنند، می توان گفت که رسانه ها می توانند مقصر باشند. زنان در درجه اول منبع تبلیغات و سایر ابزارهای نمایش محتوا در رسانه ها هستند.مردان، چه دگرجنس گرا و چه همجنسگرا، تمایل دارند به طور خودکار به قسمت های جذاب بدن پاسخ دهند. تمایل زنان بیشتر به زمینه وابسته است. هنگامی که در آزمایشگاه ارزیابی می شود، تفاوت های آماری به خوبی تثبیت شده در الگوهای پاسخ شهوانی جمعیت مردان و زنان وجود دارد.عینی سازی(شئ سازی).وقتی صحبت از عینیت بخشیدن به زنان به میان می آید، به جرات می توان گفت که بیشتر ما احساس می کنیم که تکه تکه بر اساس ویژگی های فیزیکی مان به جای کلیتمان جدا می شویم. عینی شدن بد است، و با افسردگی، مهارت های اجتماعی ضعیف، نمرات بد در آزمون و مشکلات اضافی مرتبط است. ناگفته نماند که باعث می شود احساس کنیم اشیا هستیم. نمی توانم شمارش کنم که چند بار احساس کردم که چشمان پشت لباسم را می سوزد یا احساس می کنم که یواشکی تعقیب می شوم. این برای مردان نیز اتفاق می‌افتد، اما زنان مطمئناً مورد چشم چرانی قرار می گیرند.اشیاء؟پردازش جزءنگر اساس طرز تفکر ما در مورد اشیاء است: خانه ها، اتومبیل ها و غیره. اما در مورد مردم، پردازش کل نگر باید ما را از این امر باز دارد. ما مردم را به اعضای بدنشان تقسیم نمی‌کنیم - مگر زمانی که صحبت از زنان باشد که واقعاً قابل توجه است. زنان به همان شیوه ای که به اشیاء نگاه می شود درک می شدند.» - سارا جرویس، استادیار روانشناسی در دانشگاه نبراسکا-لینکلن.در طول این مطالعه ، آن‌ها دریافتند که هنگام نمایش عکس‌های زنان با لباس کم یا بدون لباس، آنها را به‌عنوان اشیایی در نظر می‌گرفتند – چیزی برای استفاده، در مقابل یک انسان متفکر. اسکن‌های مغزی نشان داد که وقتی عکس‌هایی از زنان کم‌پوشش ارائه می‌شود، همان قسمتی از مغز که وقتی ابزاری را می‌بینید روشن می‌شود. نه تنها آنها به عنوان اشیا در نظر گرفته می شدند، بلکه مردان آن عکس ها را با افعال عمل اول شخص مانند فشار می دهم، می گیرم و غیره مرتبط می کردند. به این معنی که این مردان آن زن را به عنوان چیزی بیشتر از یک وسیله فاقدادراک  یا یک حیوان مرتبط نمی دانستند. .در طول این مطالعه، اکثر مردان قادر به یادآوری زنان بیکینی بدون سر بودند. فقط با دیدن یک عکس برای یک ثانیه یا کمتر، آنها توانستند بعداً عکس را بر اساس اعضای بدن او شناسایی کنند. سوزان فیسک، محقق اصلی، روانشناس دانشگاه پرینستون، گفت که نمی‌توان تعیین کرد که آیا نقش‌ها تغییر می‌کردند که زنان به مردان نیز به همان شیوه نگاه می‌کردند. اکثر روانشناسان تکاملی نشان دادند که زنان تمایل دارند مردان را وسیله ای برای قدرت، حمایت و ثروت بدانند. مردان، تمرکز بیشتر روی ظاهر. ، اما فیسک گفت فکر نمی‌کند که چنین آزمایشی به همین شکل عمل کند، زیرا زنان معمولاً با «تفسیر ذهنشان، فکر کردن به آنچه به آن علاقه‌مند هستند و سپس تلاش برای راضی کردن آنها» به مردانی که می‌خواهند واکنش نشان می‌دهند.نقطه عطفطبق علم، چه از طریق جامعه شرط شده باشد و چه از طریق بیولوژیک، مغز ما افراد کم لباس را کمتر از انسان درک می کند. به طور معمول زنان. آنها کم و بیش به عنوان یک شی برای استفاده در نظر گرفته می شوند. از سوی دیگر به زنانی که کاملاً لباس پوشیده بودند نگاه متفاوتی داشتند. همان قسمتی از مغز که با دیدن مادر، معلم یا شخصی که مورد احترام است روشن می شود، با دیدن زنان کاملاً لباس پوشیده روشن می شود.آیا این به این معنی است که شیئ انگاری قابل قبول است؟ نه هرگز! این فقط به این معنی است که مغز ما ارزش یک فرد را بر اساس ظاهر او تعیین می کند. هرچقدر هم که ناپسند به نظر می رسد، ما روزانه به شکل غیرتهاجمی ،  شیء انگاری می کنیم. ما موجودات بصری هستیم و وقتی چیزی ما را از نظر بصری خوشنود کند، مطابق آن فکر می کنیم. از زمانی که هر یک از ما به یاد داریم، زنان تنها بر اساس ظاهرشان قضاوت می‌شوند. این امر هر روز از طریق رسانه ها، سبک زندگی، و عادی بودن جامعه ما سوق داده می شود. عینیت بخشیدن ناخودآگاه آنقدر عادی شده است که اکثر ما حتی متوجه انجام آن نمی شویم.منبع: https://medium.com/sexography/what-makes-men-view-women-as-objects-the-science-behind-objectification-7552744b00b6</description>
                <category>ترجمان حجاب</category>
                <author>ترجمان حجاب</author>
                <pubDate>Mon, 11 Mar 2024 18:15:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حالت های بدنی (ژست) موجب شئ سازی زنان می شود نه میزان برهنگی</title>
                <link>https://virgool.io/@mosleh/%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%AF%D9%86%DB%8C-%DA%98%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%88%D8%AC%D8%A8-%D8%B4%D8%A6-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-jmq9odrki4xa</link>
                <description>مطالعه نشان می‌دهد که وضعیت بدنی – نه آشکار کردن لباس‌ها – چیزی است که باعث عینیت‌یابی (شئ سازی انسان)در سطح شناختی اولیه می‌شود.تحقیقات جدید نشان می‌دهد که مغز افرادی را که لباس‌های آشکار می‌پوشند، در صورتی که به شیوه‌ای تحریک‌آمیز ژست نگیرند، شیئی نمی‌کند. این یافته ها که در بولتن شخصیت و روانشناسی اجتماعی آمده است ، نشان می دهد که عینیت بخشی بیشتر به حالت های بدنی عشوه گرانه مربوط می شود.«جنسی سازی به طور گسترده در رسانه های جمعی با زنان (و تا حدی مردان) که اغلب به شیوه های جنسی نشان داده می شوند، وجود دارد. فیلیپ برنارد نویسنده این مطالعه از دانشگاه گفت : نظریه عینیت‌سازی ( فردریکسون و رابرتز، 1997 ) بر این باور است که جنسی‌سازی در رسانه‌های جمعی یکی از ابزارهای اصلی عینی‌سازی(شئ سازی) دیگران است: جنسی‌سازی ممکن است باعث شود که افراد به جای مردم، دیگران را به‌گونه‌ای ببینند که گویی آنها شیء هستند. اما منظور ما از دیگران را شبیه اشیا دیدن چیست؟ فیلسوفان پیشنهاد کردند که شیئی شدن زمانی اتفاق می افتد که فرد به اعضای بدن خود تقلیل یابد (به عنوان مثال، بارتکی، 1990 ). علاوه بر این، تحقیقات در روان‌شناسی شناختی و علوم اعصاب ثابت کرده است که محرک‌های انسانی مانند چهره‌ها و بدن‌ها به صورت یکپارچه پردازش می‌شوند، به مثابه تمرکز بر جنگل (پردازش پیکربندی‌شده یا ترکیبی) است، در حالی که بیشتر اشیا به صورت مجموعه‌ای از ویژگی‌ها  پردازش می‌شوند، گویی که کانون تمرکز روی درختان است .(پردازش تجزیه ای ).برنارد توضیح داد: «تحقیق من مستقیماً آزمایش می‌کند که آیا افراد جنسی شده احتمالاً به روشی مشابه پردازش بصری بیشتر اشیاء پردازش بصری می‌شوند یا خیر».علاوه بر این، جنسیت یک مفهوم چند وجهی است که تعریف آن آسان نیست. بنابراین من نقش دو عامل کلیدی جنسی را در شیئی‌سازی بررسی کردم که عبارتند از نسبت پوست به لباس (مقدار پوستی که در یک تصویر معین قابل مشاهده است) و اشاره گری وضعیت بدن (که آیا یک وضعیت بدنی دارای معنای جنسی می باشد یا نه).در این مطالعه، شرکت کنندگان تصاویری از بدن مرد و زن را مشاهده کردند که در وضعیت بدنی و نسبت پوست به لباس متفاوت بود در حالی که محققان فعالیت الکتریکی مغز آنها را ثبت می کردند. محققان به‌ویژه به الگوی فعالیت الکتریکی مغز، معروف به پاسخ N170 علاقه‌مند بودند، که نشان داده شده است در هنگام مشاهده چهره‌ها و بدن ها نسبت به مشاهده سایر اجسام بزرگ‌تر است.پاسخ‌های مغزی نشان داد که بدن‌هایی با لباس‌های کمتر و حالت‌های بدنی عشوه گر بیشتر به طور کلی تحریک‌کننده‌تر هستند - به‌ویژه برای بدن‌های زنانه. اما فقط بدن هایی که حالت های عشوه گرانه را نشان می دهند بیشتر شبیه به اشیا پردازش می شوند.آزمایش‌های ما نشان داد که وضعیت های بدنی عشوه گرانه باعث عینیت‌سازی شناختی می‌شود، یعنی کاهش پردازش ترکیبی و افزایش پردازش تجزیه ای و تکه‌ای اندام در سطح عصبی. برنارد به PsyPost گفت: با این حال، برهنگی باعث شیئ‌سازی شناختی نمی‌شود: مردم بر اساس میزان پوستی که قابل مشاهده است، دیگران را شیئی نمی‌کنند.«به طور کلی، یافته‌های ما نشان می‌دهد که حالت های بدنی عشوه گرانه عامل اصلی عینیت‌سازی شناختی است. این تحقیق نشان می‌دهد که تصاویر در رسانه‌های جمعی که در آن افراد در حالت‌های بدنی عشوه گرانه به تصویر کشیده می‌شوند، به معنای واقعی کلمه در سطح شناختی اولیه عینیت‌بخش هستند.مطالعه - مانند همه تحقیقات - شامل برخی محدودیت‌ها است. برای مثال، بدن هایی که در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفتند، همگی نسبتاً جوان، سفیدپوست و متناسب بودند. همچنین  نویسندگان مقاله نوشتند مشخص نیست که چرا حالت‌های بدنی عشوه گرانه  با عینیت‌سازی شناختی مرتبط هستند، اما می‌تواند به این دلیل باشد که چنین وضعیت‌هایی «اعضای جنسی بدن  را از نظر بصری برجسته‌تر می‌کنند» یا به این دلیل که «به عنوان نشانه ای از کنشگری و قصد جنسی طرف مقابل  تلقی می‌شوند».این مطالعه همچنین دارای برخی مفاهیم کاربردی است. «اگرچه حالت‌های بدنی عشوه گرانه و لباس‌های آشکار اغلب دست به دست هم می‌دهند، ممکن است بتوان این عناصر را در رسانه‌ها و تعاملات بین‌فردی جدا کرد. به عنوان مثال، تبلیغ‌کنندگان لباس زیر و لباس شنا می‌توانند محصولات خود را به روش‌هایی تبلیغ کنند که با ارائه مدل‌هایی در لباس‌های آشکار، اما وضعیت بدنی غیرعشوه گرانه، خطر شیئ‌سازی را کاهش دهد.»این مطالعه با عنوان انگلیسی &quot;Revealing Clothing Does Not Make the Object: ERP Evidences That Cognitive Objectification is Driven by Posture Suggestiveness, Not by Revealing Clothing &quot; «آشکار کردن لباس شیءساز(عینیت بخش) نیست: شواهد مبنی بر اینکه عینیت بخشی شناختی توسط حالت های بدنی هدایت می شود، نه با آشکارسازی لباس » در سال ۲۰۱۸ در مجله «بولتن شخصیت و‌ روانشناسی اجتماعی» منتشر شده است.لینک مقاله : https://journals.sagepub.com/doi/10.1177/0146167218775690 [این مطلب ترجمه ای از نوشتار منتشر شده در سایت psypost است .سایت PsyPost یک وب سایت خبری روانشناسی و علوم اعصاب است.ترجمه با ماشین ترجمه گوگل بوده و در حد جزئی ویرایش انسانی دارد.]</description>
                <category>ترجمان حجاب</category>
                <author>ترجمان حجاب</author>
                <pubDate>Wed, 06 Mar 2024 20:26:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاه هیز به اندام  زنان به جای صورت ، نشانه ای از شیء انگاری جنسی</title>
                <link>https://virgool.io/@mosleh/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%87%DB%8C%D8%B2-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%DB%8C%D8%A1-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-dblddukofd7g</link>
                <description>در این پست متن ترجمه شده ای از مقاله انگلیسی  Body Gaze as a Marker of Sexual Objectification: A New Scale for Pervasive Gaze and Gaze Provocation Behaviors in Heterosexual Women and Men با عنوان «توجه بصری به اندام به عنوان نشانه ی شی انگاری جنسی: معیاری جدید برای «نگاه هیز» و رفتارهای تحریک کننده نگاه در زنان و مردان دگرجنسگرا» در در سال 2022 در مجله Archives of Sexual Behavior  منتشر شده است. مطابق یافته های نویسندگان مقاله ، نگاه هیز به اندام زنان ، نشانه ای از نگرش شیء انگاری جنسی به جنس مخالف است و فردی که این نگاه را داشته باشد بیشتر ممکن است تصور کند زنی که جلب توجه می کند به تجاوز جنسی دعوت می کند یا آن را پذیراست.[ قابل توجه است که این ارتباط و همبستگی در مورد چشم دوختن به صورت زن صدق نمی کند و این امر می تواند تأییدی بر حکم حجاب در اسلام باشد که نمایان کردن صورت را آزاد گذاشته و بر پوشاندن سایر اندام ها تأکید کرده است.] در ادامه متن کامل این مقاله با ترجمه ماشینی گوگل به همراه مختصری ویرایش انسانی (کمتر از 5 درصد) منتشر می گردد.-------------------------------------------📷 Translated from English to Persian - www.onlinedoctranslator.com📷https://doi.org/10.1007/s10508-022-02290-y📷     📷توجه بصری به اندام به عنوان نشانه ی شی انگاری جنسی: معیاری جدیدبرای «نگاه هیز» و رفتارهای تحریک کننده نگاه در زنان و مردان دگرجنسگرا📷راس سی. هولت 1 · Shane L. Rogers1 · Prudence Florido1 · Belinda Mosdell1دریافت: 11 فوریه 2021 / تجدید نظر: 9 ژانویه 2022 / پذیرش: 10 ژانویه 2022 / انتشار آنلاین: 29 مارس 2022© نویسنده(های) 2022خلاصهطرز نگاه به بدن یکی از ویژگی‌های کلیدی شی‌سازی جنسی فرض می‌شود.با این حال، معیارهای نگرش خود گزارش‌دهی کمی وجود دارد و هیچ‌یک از رفتارهایی که به دنبال جذب توجه بصری به اندام از سوی دیگران هستند، وجود ندارد. در دو مطالعه، ما از ابزارهای خودگزارش‌دهی موجود و اندازه‌گیری حرکات چشم برای اعتبارسنجی معیار خودگزارشی جدید برای اندازه‌گیری رفتار «نگاه هیز» به بدن و رفتار تحریک‌کننده توجه بصری به اندام در زنان و مردان دگرجنس‌گرا استفاده کردیم. در مطالعه 1، شرکت کنندگان (N = 1021) یک نظرسنجی را با موارد جدید ایجاد شده مرتبط با «نگاه هیز» و رفتار تحریک کننده توجه بصری به اندام تکمیل کردند. شرکت کنندگان همچنین معیارهای قبلی نگرش بدن، نگرش تجاوز جنسی، استفاده از پورنوگرافی و وضعیت رابطه را تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی در بین نمونه‌های مستقل، یک معیار 12 ماده‌ای را برای مردان و زنان پیشنهاد کرد تا به طور جداگانه «نگاه هیز» (5 مورد) و جلب توجه بصری به اندام (7 مورد) را نسبت به جنس مخالف اندازه‌گیری کنند. این دو معیار برآوردهای سازگاری درونی عالی (86/0-89/0) و اعتبار همگرای امیدوارکننده از طریق همبستگی مثبت با بدن و نگرش‌های جنسی را به همراه داشتند. در مطالعه 2، یک نمونه فرعی (N = 167) از شرکت کنندگان از مطالعه 1 یک کار ردیابی چشم را برای ثبت طرز نگاه آنها نسبت به تصاویر همسان از افراد زن و مرد نیمه و تمام لباس پوشیده انجام دادند. مردان طرز نگاه معطوف به اندام نسبت به تمام تصاویر زنانه از خود نشان دادند، در حالی که زنان طرز نگاه معطوف به اندام سر نسبت به تصاویر مردانه کاملاً پوشیده از خود نشان دادند. نکته مهم این است که نگاه خود گزارش شده به بدن با برخی از جنبه های رفتار خیره بدن که به طور عینی اندازه گیری شده است، ارتباط مثبت دارد. هر دو معیار پایایی آزمون-بازآزمایی خوب را نشان دادند و با نگرش‌های تجاوز جنسی همبستگی مثبت داشتند.کلید واژه هاشیئ سازی جنسی · بدن · نگاه · ردیابی چشممعرفینگاه معطوف به اندام بدن مدتهاست که به عنوان یکی از ویژگی های مهم شیء انگاری جنسی شناخته شده است (بارتکی،1990; فردریکسون و رابرتز،1997). نگاه معطوف به اندام بدن، توجه بصری ترجیحی به اعضای بدن (در مقایسه با صورت) است که اغلب به عنوان نامطلوب، پیش درآمد احتمالی انحرافات اجتماعی (مانند آزار و اذیت جنسی یا تجاوز)، و معمولاً در مردان نسبت به زنان مشخص می شود (بارکت). و همکاران،2018; جروایس و همکاران،2013،2018; هولت و همکاران،2019; کوزی و همکاران،2007). اخیراً ارتباط بین نگرش‌های عینی‌سازی خود گزارش‌شده و حرکات چشم با شواهد اولیه بررسی شده است.نشان می دهد که نگاه معطوف به اندام بدن یکی از مظاهر رفتاری است-نگرش های شی‌ء‌ انگارانه جنسی (بارکت و همکاران،2018; هولت و همکاران،2019). بنابراین، تمایل به نشان دادن نگاه معطوف به اندام بدن ممکن است نشانه ی ارزشمندی برای نگرش ها، نیات و رفتارهای جنسی در زنان و مردان باشد. علاوه بر این، ما استدلال می کنیم که تمایل به دعوت به توجه بصری به اندام از سوی دیگران نیز ممکن است نشانه یی برای نگرش ها، نیات و رفتارهای جنسی در زنان و مردان باشد. با این حال، گزینه های اندازه گیری کمی وجود داردبرای رفتارهای خیره کننده نسبت به بدن دیگران وجود دارد، که به آن «نگاه هیز» می گوییم، و رفتارهایی که دیگران را تشویق می کند به خود خیره شوند، که ما آن را جلب توجه به بدن می نامیم. در نتیجه، هدف ما توسعه و اعتبارسنجی یک ابزار خودگزارشی جدید برای اندازه‌گیری نگرش‌ها و رفتارهای مرتبط با«نگاه هیز» و جلب توجه بصری به اندام است تا درک ما از شیء انگاری جنسی گسترش یابد. راس سی. هولتr.hollett@ecu.edu.au1گروه تحقیقاتی شناخت، روانشناسی و جرم شناسی، دانشگاه ادیت کوان، 270 Joondalup Drive، Joondalup، WA 6027، استرالیاشیء انگاری جنسی و طرز نگاهشی انگاری جنسی را می توان به عنوان جدایی یک فرد از بدن یا اعضای بدن خود و اولویت دادن به این ویژگی ها هنگام تعیین ارزش آنها، معمولاً به قیمت ارزش عاطفی، اجتماعی یا فکری آنها درک کرد (بارکت و همکاران. ،2018; بارتکی،1990; هلند و هاسلم،2013). این درک از آن زمان برای درگیر کردن مکانیسم های زیربنایی گسترده تر مانند کاهش نگرانی اخلاقی و شایستگی گسترش یافته است (فاصلی و همکاران،2018; Loughnan و همکاران،2010; اسمیت و همکاران،2018انسانیت زدایی (رودمن و مسچر،2012و نگرش آرام نسبت به تجاوز جنسی زنان (برنارد و همکاران،2015; Loughnan و همکاران،2013; وگا و مالاموت،2007). این مکانیسم‌ها می‌توانند برای توضیح شاخص‌های ظریف عینیت‌سازی جنسی، مانند سوگیری‌های شناختی قابل اندازه‌گیری (مانند رودمن و مسچر،2012; یائو و همکاران،2010از طریق نیات یا رفتارهای افراطی تر، مانند ارتکاب تجاوز جنسی (Gervais et al.,2018; کوزی و همکاران،2007).پیامدهای این نگرش ها و رفتارهای شی‌ء‌ انگارانهiors بسیار بزرگ هستند، زیرا برای درک اینکه چگونه زنان، به ویژه، می توانند مورد کم ارزش گذاری قرار گیرند و مورد بدرفتاری قرار گیرند، بسیار مهم هستند. با این حال، چارچوبی برای توضیح و پیش‌بینی عینیت‌سازی جنسی باید اذعان کند که زنان می‌توانند از طریق رفتارهای مشابه مردان را از نظر جنسی عینیت بخشند (برنارد و همکاران،2018). مهم است که بدانیم مکانیسم های اساسی که این رفتارها را هدایت می کنند ممکن است اساساً برای زنان و مردان متفاوت باشد. برای مثال، تغییرات جنسیتی در غیرانسانی‌سازی، ارزیابی شکل بدن و استراتژی‌های تأثیرگذاری بر قدرت اجتماعی ممکن است به‌طور متفاوتی تظاهرات مشابهی از رفتارهای عینی‌سازی جنسی را توضیح دهند (Gervais et al.,2020; اوهلهوف و همکاران،2009; وائس و همکاران،2011). ایجاد ابزارهایی برای مقایسه بین زنان و مردان دگرجنسگرا برای درک مکانیسم های نهفته در نگرش ها، نیات و رفتارهای شی‌ء‌ انگارانه جنسی ضروری است.یکی از رفتارهای شی‌ء‌ انگارانه جنسی که توسط مردان و زنان دگرجنس‌گرا از خود نشان می‌دهد، نگاه معطوف به اندام است (برنارد و همکاران،2018;هولت و همکاران،2019; لیکینز و همکاران،2008، اگرچه بیشتر در مردان نسبت به زنان مشاهده می شود (به عنوان مثال، Bareket و همکاران،2018; فردریکسون و رابرتز،1997). دریافت نگاه معطوف به اندام بدن به طور بالقوه مضر است، به ویژه برای زنان، با پیوندهایی با کاهش عملکرد شناختی، افزایش خود شیء انگاری، و پیشرفت های جنسی ناخواسته (Calogero,2004; جروایسو همکاران،2011; هالند و همکاران،2017; کوزی و همکاران،2007). نکته مهم این است که رفتار توجه بصری به اندام می تواند تحت تأثیر ظاهر گیرنده قرار گیرد (دیکسون و همکاران،2009; جروایس و همکاران،2013; هولت و همکاران،2019; اسمیت و همکاران،2018)، نشان می دهد که نیات، نگرش ها و رفتارهای دریافت کنندگان نگاه باید در هنگام توصیف الگوهای نگاه دگرجنس گرا زن و مرد اندازه گیری شود. به تصویر کشیدن زنان در رسانه های اصلی مفید استنمونه هایی از یک پدیده تحریک مداوم تبلیغات،موزیک ویدیوها، بازی های ویدیویی و پورنوگرافی از استراتژی های رایج برای دستکاری استفاده می کنندتوجه بصری مصرف کنندگان (به عنوان مثال، بهم-موراویتز،2017; برگس و همکاران،2007; داونز و اسمیت،2010; جانس و مارتیس،2007; کارسای و متس،2020;کارسای و همکاران،2018; مک کنزی-مور و زنا،1990; Stank-iewicz &amp; Rosselli،2008; تایلکا و کرون ون دیست،2014). این استراتژی‌ها شامل لباس‌های تنگ، نمایان شدن پوست، و تمرکز محدود روی ویژگی‌های بدن مانند پاها، سینه‌ها/سینه‌ها و باسن است. از آنجایی که این مشاهدات عمدتاً از تحلیل‌های رسانه‌ای که زنان را مورد بررسی قرار می‌دهند نشأت می‌گیرد، تحقیقات بیشتری نیز برای درک بهتر تأثیر رفتار و لباس پوشیدن مردان به شیوه‌های تحریک‌آمیز مورد نیاز است.تصاویر جنسی زنان و مردان مسلماً می‌توانند الگوهای رفتاری تعصب‌آمیز بدن را از طریق حداقل دو مکانیسم تسهیل کنند. در مرحله اول، قرار گرفتن مکرر در معرض تصاویر جنسی افراد ممکن است مصرف کنندگان را به سمت طرز نگاه معطوف به اندام برانگیزد، که ممکن است سپس به افراد واقعی گسترش یابد (هولت و همکاران،2019; کارسای و همکاران،2018; تایلر و همکاران،2017). ثانیا، تصاویر جنسی زنان و مردان ممکن است سبک های ارائه فیزیکی را عادی کند و افراد را تشویق کند که لباس بپوشند و رفتار کنند که جلب توجه کند.به بدن آنها (Calogero و Tylka،2014; اسمولاک و همکاران،2014). از طریق پذیرش عمدی یا درونی سازی ضمنی این هنجارها، اتخاذ لباس و رفتاری که نگاه دیگران را به سمت بدن خود جلب می کند، به ویژه از جنس مخالف، می تواند تحریک آمیز توصیف شود. در حالی که تحریک عمدی یا غیرعمدی توجه بصری به اندام برای تأثیرگذاری بر طرز نگاه انسان مهم است، اما هنوز به خوبی درک نشده است، احتمالاً به دلیل فقدان گزینه‌های اندازه‌گیری برای تخمین تمایل زنان و مردان به جلب توجه بصری به اندام. بنابراین، هر دستور کار اندازه گیری برای درک بیشتر نگاه شی‌ء‌ انگارانه جنسی، باید نگاه به دیگران و نگاه به خود را در نظر بگیرد.به سوی درک متعادل تر از نگاه شی‌ء‌ انگارانه جنسیبرای پیشبرد درک ما از طرز نگاه به عنوان یکی از ویژگی های شی انگاری جنسی، شناسایی عواملی که این رفتار را تسهیل می کنند، مهم است. یک عامل شامل تلاش برای جلب نگاه به سمت بدن خود یا عدم تلاش برای جلوگیری از نگاه کردن به بدن است. به این معنا که ظاهر نگاه شونده می تواند احتمال دریافت توجه بصری به اندام را از سوی دیگران افزایش دهد (دیکسون و همکاران،2009; جروایس و همکاران،2013; هیویگ و همکاران،2008; هولت و همکاران،2019; لیکینز و همکاران،2008). مهمتر از همه، ما تشخیص می دهیم که پذیرش ضمنی هنجارهای اجتماعی-فرهنگی و مطالبات زمینه ای در مورد ظاهر و رفتار ممکن است به عمدی یا اتفاقی بودن جلب توجه بصری به اندام کمک کند. به این معنا که، در حالی که اقدامات خود گزارش شده برای جلب توجه به بدن به احتمال زیاد تلاش های عمدی را به تصویر می کشد، پاسخ ها نیز ممکن است به طور قابل قبولی منعکس کننده تحریک اتفاقی توجه بصری به اندام باشد.مانند جلب توجه بصری به اندام، تمایل به خیره شدن به بدن دیگران می تواند شامل تلاش عمدی و همچنین عدم تلاش برای جلوگیری از طرز نگاه باشد. در حالی که اندازه گیری های خود گزارش شده از توجه بصری به اندام به بهترین وجه می توانند تلاش های عمدی را به تصویر بکشند، پاسخ ها نیز ممکن است به طور معقولی منعکس کننده درگیری تصادفی یا خودکار در توجه بصری به اندام باشد. با این حال، نگاه تصادفی و خودکار بهتر است با استفاده از فناوری ردیابی چشم ثبت شود (Ricciardelli et al.,2013). در حالی که اندازه گیری توجه بصری به اندام همچنان یک هدف تحقیقاتی ارزشمند است، مطالعات کمی برای تأیید ابزارهایی برای ثبت این رفتار تلاش کرده اند. این تعجب آور است با توجه به اینکه چگونه نگاه جنسی به طور گسترده در ادبیات موجود توصیف شده است (به عنوان مثال، Bareket و همکاران،2018; کالوژرو،2004; فردریکسون و رابرتز،1997; جروایس و همکاران،2011،2013; کارسای و همکاران،2018; لوفنان و پاسیلی،2014). برای تعیین جهت مناسب برای اندازه گیری توجه بصری به اندام، خلاصه و نقد روش های موجود در حال حاضر برای اندازه گیری توجه بصری به اندام مفید است.اندازه گیری طرز نگاه به مردان و زنانردیابی چشم مستقیم ترین روش برای ثبت رفتار توجه بصری به اندام است، زیرا می تواند به طور دقیق طرز نگاه عادتی، خود به خودی و همچنین عمدی و تلاشی را اندازه گیری کند (به عنوان مثال، ریکاردلی و همکاران،2013). چندین مطالعه قبلی از فناوری ردیابی چشم برای توصیف طرز نگاه زن و مرد استفاده کرده اند. به طور خاص، نشان داده شده است که زنان و مردان وقتی با تصاویری از زنان و مردان غیرجنسی ارائه می‌شوند، طرز نگاه معطوف به اندام سر مشابهی از خود نشان می‌دهند (هویگ و همکاران،2008; هولت و همکاران،2019; نومنما و همکاران،2012). با این حال، استفاده از تصاویر جذاب ترتفاوت های جنسیتی را آشکار می کند. به ویژه، مردان نسبت به زنان نسبت به زنانی که به طور فزاینده ای جنسی، ایده آل یا جذاب رفتار می کنند، رفتار توجه بصری به اندام قوی تری از خود نشان می دهند (Gervais et al.,2013; لیکینز و همکاران،2008; Nummen-maa و همکاران،2012). اگرچه شواهدی نیز وجود دارد مبنی بر اینکه زنان در رفتارهای نگاه معطوف به بدن نسبت به سوژه های زن تمایل دارند (هولت و همکاران،2019; لیکینز و همکاران،2008; نومنما و همکاران،2012مطالعات کمتری طرز نگاه نسبت به مردان جنسی را بررسی کرده است (برنارد و همکاران،2018; لیکینز و همکاران،2008; تعداد-منما و همکاران،2012) و نشان می دهد که هم زنان و هم مردان در رفتارهای نگاه معطوف به بدن نسبت به مردان برهنه، وابسته به عشق شهوانی یا ایده آل، با برخی شواهد از تأثیرات قوی تر در زنان دگرجنسگرا رفتار می کنند.مهمتر از همه، پشتیبانی قوی برای نگاه صورت وجود داردبه عنوان یک الگوی طبیعی تر از توجه اجتماعی، زیرا برای تشخیص سیگنال های عاطفی و تمایلی از یک فرد ضروری است (Castelhano et al.,2007; امری،2000; فوولشمو همکاران،2010; گوبل و همکاران،2015). این مفروضات توسط چندین مطالعه پشتیبانی می‌شوند که نشان می‌دهد چهره توجه بصری بیشتری نسبت به بدن در افراد غیرجنسی به خود جلب می‌کند (هویگ و همکاران،2008; هولت و همکاران،2019; نومنما و همکاران،2012). بنابراین، هنگامی که توجه بصری به اندام به طور مداوم بیشتر از صورت استنگاه کنید، ممکن است فرض کنیم که از نظر اجتماعی ناسازگار یا جنسی استعینیت بخشیدن در واقع، تحقیقات اخیر از کاربرد طرز نگاه معطوف به اندام به عنوان نشانه یی برای عینیت بخشیدن به جنسی حمایت کرده است (بارکت و همکاران،2018; هولت و همکاران،2019; ریمر و همکاران،2018). به طور خاص، طرز نگاه در مردان نسبت به زنسوژه ها با نگرش های شی‌ء‌ انگارانه جنسی نسبت به زنان و نگرش های پذیرش باور غلط تجاوز مرتبط است (بارکت و همکاران،2018; سوزنباخ و همکاران،2015).با توجه به اینکه مطالعات بسیار کمی طرز نگاه زنان و مردان را نسبت به افراد زن و مرد بررسی کرده اند (هولت و همکاران،2019; لیکینزو همکاران،2008; نومنما و همکاران،2012) یا ارتباط بین نگاه و نگرش های شی‌ء‌ انگارانه جنسی را بررسی کرد (بارکت و همکاران،2018; هولت و همکاران،2019) درک ما از نگاه دگرجنسگرارفتار هنوز محدود است در حالی که فناوری ردیابی چشم ابزار مهمی برای گسترش دانش ما در مورد طرز نگاه و نیات، نگرش ها و رفتارهای جنسی است، اما برای همه محققان شیء انگاری جنسی قابل دسترسی نیست. بنابراین، توسعه ابزارهای خودگزارش دهی با برخی کاربردها برای تخمین رفتارهای نگاه، یک هدف ارزشمند است.تلاش برای ایجاد یک ابزار گزارش خود که یک روش ردیابی چشم را شبیه سازی یا جایگزین می کند، بیش از حد جاه طلبانه خواهد بود. با این حال، در موجودی خودگزارش‌دهی ابزاری وجود دارداگر به عنوان یک نشانه ی معتبر برای نگرش‌ها و رفتارهای عینی‌سازی جنسی گسترده‌تر عمل کند، نگاهی سوگیرانه به بدن را جذب کند. تا جایی که ما می دانیم، در حال حاضر یک معیار نگاه معطوف به اندام گزارش شده وجود دارد. در انطباق آنها با معیار شی‌ء‌ انگارانه جنسی بین فردی قربانی مدار (ISOS؛ Kozee et al.,2007، جروایس و همکاران. (2018)آیتم‌ها را به گونه‌ای اصلاح کرد که درعوض ارتکاب عینیت‌سازی جنسی (ISOS-P) را منعکس کند که شامل یک معیار فرعی 6 ماده‌ای بود که تعداد دفعاتی را که پاسخ‌دهنده به یاد می‌آورد «زل زدن»، «ارزیابی»، «زیر چشمی نگاه کردن» یا «خیره شدن» به بدن شخص دیگر را اندازه‌گیری می‌کند. یا اعضای بدن این خرده معیار سازگاری درونی خوبی را در مردان (86/0) و زنان (80/0) به همراه داشت، اما Gervais et al. همبستگی های خرده معیار را با اندازه گیری های همگرا گزارش نکرد، بنابراین مشخص نیست که چگونه توجه بصری به اندام خود گزارش شده به عنوان نشانه یی برای سایر نگرش های بدن و جنسیت عمل می کند.همچنین متذکر می شویم که ISOS-P دارای چندین محدودیت است. اولا،بیشتر موارد تکراری هستند و از مترادف‌ها (مانند خیره شدن، خیره شدن) استفاده می‌کنند، به جای تلاش برای به تصویر کشیدن جامع‌تر وسعت رفتارهایی که منعکس کننده ساختار علاقه هستند. ثانیاً، دو مورد از موارد توجه بصری به اندام آنها (2 و 10) بارهای نسبتاً کمی (0.13-0.35) داشتند که در معرض تجزیه و تحلیل عامل تأییدی قرار گرفتند (به ویژه برای زنان). در نهایت، با توجه به اینکه اقلام آن‌ها از معیاری که قبلاً تقطیر شده بود، به‌جای انتخاب از یک فهرست بزرگ و تولید شده، برای اندازه‌گیری ادراکات دریافت‌کننده از توجه بصری به اندام طراحی شده بود، ممکن است کاربرد نظری و عملی نداشته باشد. عینیت‌سازی جنسی به‌طور تجربی و نظری در 10 سال پس از انتشار Kozee و همکاران گسترش یافته است. (2007) معیار، بنابراین مناسب است اقلام جدید به منظور توسعه معیار تولید شود. به طور خاص، هدف ما ایجاد معیار توجه بصری به اندام است که به نگرش‌ها و رفتارهای گسترده‌تر با ویژگی‌های فراگیر (مثلاً تلاش‌گر و بدون بازدارنده) اشاره دارد تا بازتاب کند.شیوه مضر درکه نگاه شی‌ء‌ انگارانه جنسی اغلب در ادبیات توصیف شده است (به عنوان مثال، Bareket و همکاران،2018; فردریکسون و رابرتز،1997; جروایس و همکاران،2013; هالند و همکاران،2017; مایلز مک لین و همکاران،2014). یکی از مزایای احتمالی یک معیار کهدستیابی به این هدف، افزایش احتمال همپوشانی آن با سایر مؤلفه‌های شناخته شده و احتمالاً ناسازگار، عینیت‌سازی جنسی، مانند کاهش نگرانی اخلاقی برای زنان، غیرانسانی‌سازی، و همچنین نگرش‌ها و رفتارهای تجاوز جنسی آرام است (برنارد و همکاران،2015; Loughnan و همکاران،2010،2013; رودمن و مسشر،2012).تجزیه و تحلیل عاملی توسط Gervais و همکاران. (2018) و کوزی و همکاران. (2007) شواهد ارزشمندی ارائه کرده اند که نشان می دهد درگیر شدن و دریافت توجه بصری به اندام از ویژگی های کلیدی شیء انگاری جنسی است. با این حال، طبق دانش ما، این ابزارهای قبلی در برابر ردیابی چشم تایید نشده اند یا در معرض قابلیت اطمینان تست-آزمایش مجدد قرار نگرفته اند. علاوه بر این،در حالی که کوزی و همکاران. (2007) معیار از شرکت کنندگان می خواهد که دفعات دریافت توجه بصری به اندام را به خاطر بیاورند، لذت، تحمل یا تلاش آنها برای دعوت به این رفتار از سوی دیگران را اندازه گیری نمی کند. یعنی نیات و ترجیحات نگاه شونده نامشخص است. در مقابل، معیار لذت جنسی برای زنان (لیس و همکاران،2011) تا حدی میزان لذت زنان از نگاه شدن توسط مردان را اندازه گیری می کند، اما تلاش های رفتاری یا قصد آنها برای جلب این نگاه را نشان نمی دهد. در حالی که جلب توجه به بدن می تواند یکی از مظاهر «خود شیء سازی» باشد (مرادی و وارنس،2017افرادی که نگرش‌های خود شیئی‌سازی را درونی می‌کنند، ممکن است به دلیل تشدید شرم و اضطراب بدن خود نخواهند بدن خود را به دیگران معرفی کنند (مرادی،2010; مرادی و هوانگ،2008). با این حال، ما همچنان انتظار داریم که رفتارهای تحریک‌آمیز توجه بصری به اندام ممکن است با نگرش‌های خود شیء‌سازی مرتبط باشد.مطالعه حاضربا توجه به اینکه ارزش نظریه های روان‌شناختی به کیفیت اندازه‌گیری آن‌ها بستگی دارد، ما مطالعه‌ای را برای ارزیابی اعتبار و پایایی ابزاری برای تخمین گرایش‌های نگاه هیز به اندام دیگران، و تمایلات تحریک کننده که دیگران را به توجه بصری به اندام خود دعوت می‌کند، طراحی کردیم. هر دو مجموعه گرایش های رفتاری محصول یک نوع فرآیند اجتماعی-شناختی در نظر گرفته می‌شوند که شامل تمایل به مشاهده بدن یک فرد به‌عنوان موجودی قابل مصرف با ارزش است (فردریکسون و رابرتز،1997; Loughnan &amp; Pacilli، 2014)، ما آنها را به عنوان عوامل فرعی در تحلیل های روانسنجی خود در نظر گرفتیم. یعنی، ما فرض کردیم که فرآیند شی انگاری جنسی در پذیرش مجموعه‌ای از رفتارهای متمایل به بدن که هم خود و هم دیگران را شامل می‌شود، تجلی می یابد. و ما انتظار داشتیم شواهدی برای حمایت از این فرض ارائه کنیم (مناسب مدل قابل قبول و همبستگی‌های مثبت متوسط ​​یا زیاد). طرح چندمطالعه‌ای ما از مدیریت آنلاین آیتم‌های معیار برای تجزیه و تحلیل عاملی، و به دنبال آن جلسات آزمایشگاهی برای اندازه‌گیری طرز نگاه استفاده کرد.در مطالعه 1، مواردی را که برای ثبت تمایلات «نگاه هیز» و تحریک‌آمیز بدن در کنار چندین معیار همگرا طراحی شده بودند، اجرا کردیم. مطابق با روان سنجی اخیرتحقیق (گروایس و همکاران،2018خود شیئی سازی (مرادی و وارنس،2017، و تحقیقات ردیابی چشم (هولت و همکاران،2019)ما معیار های معتبری را برای تخمین نگرش نسبت به بدن خود (مانند شرم، نظارت، عزت نفس ظاهری)، تجارب شی‌ء‌ انگارانه جنسی بین فردی، و همچنین تجاوز جنسی به زنان (سرزنش قربانی و مجرم) وارد کردیم. از آنجا که پورنوگرافی تا حد زیادی برای برجسته کردن رفتار توجه بصری به اندام طراحی شده است (کلاسن و پیتر،2015ما همچنین میزان استفاده از پورنوگرافی را اندازه گیری کردیم. ما همچنین فرض کردیم که عرضه بدن خود به دیگران ممکن است یک استراتژی برای تأمین شرکای جنسی باشد و با توجه به اینکه تعداد شرکای جنسی به طور مثبتی با هیجان طلبی مرتبط است (چارنیگو و همکاران،2013ما حسی را اندازه گیری کردیم که به دنبال کمک به اعتبارسنجی جلب توجه بصری به اندام است. معیار لذت جنسی (لیس و همکاران،2011)، که برای زنان معتبر است، همچنین در مطالعه 1 گنجانده شد و با مفهوم سازی ما از جلب توجه بصری به اندام همپوشانی نظری دارد. در نهایت، در مطالعه 1، ما وضعیت رابطه را اندازه‌گیری کردیم تا این امکان را بررسی کنیم که شرکت‌کنندگان مجرد ممکن است در مقایسه با شرکت‌کنندگان شریک به احتمال بیشتری درگیر «نگاه هیز» و جلب توجه بصری به اندام باشند. آیا رفتارهای مرتبط با نگاه سیگنال در دسترس بودن جنسی یا رابطه را می دهند هنوز مورد بررسی قرار نگرفته است و می تواند برای محققان تکاملی جالب باشد. مطالعه 2 اساساً برای بررسی همبستگی بین معیار های جدید و طرز نگاه اندازه گیری شده عینی از طریق ردیابی چشم طراحی شده است، در حالی که قابلیت اطمینان آزمون-آزمون مجدد را نیز تخمین می زند. با این حال، چندین فرضیه دیگر به دنبال نتایج مطالعه 1 ارائه خواهد شد. فرضیه های مطالعه 1 به شرح زیر بود:H1با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی (EFA)، حداقل دو عامل با همبستگی متوسط ​​انتظار می‌رفت که تمایلات برانگیختگی «نگاه هیز» و توجه بصری به اندام را در زنان و مردان اندازه‌گیری می‌کنند.H2با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی (CFA)، انتظار می‌رفت که معیار‌های عاملی پیشنهاد شده توسط تحلیل عاملی اکتشافی مدل قابل قبولی را برای زنان و مردان به دست آورند.H3انتظار می‌رفت که نمرات «نگاه هیز» به بدن با معیار توجه بصری به اندام ISOS-P، نگرش‌های پذیرش باور غلط تجاوز جنسی و استفاده از پورنوگرافی در زنان و مردان همبستگی مثبت داشته باشد.H4انتظار می رفت که نمرات جلب توجه بصری به اندام با هم مرتبط باشدبه طور مثبت با نگرش به بدن خود، اغراق جنسی درک شده توسط دیگران نسبت به خود، عزت نفس ظاهری، هیجان طلبی، استفاده از پورنوگرافی و لذت بردن از جنسیت (در زنان).H5در حالی که تجزیه و تحلیل وضعیت رابطه تا حد زیادی اکتشافی بود، ما انتظار داشتیم که نمرات برانگیختگی «نگاه هیز» به بدن و توجه بصری به اندام ممکن است به گونه ای متفاوت باشد که برای کسانی که مجرد شناخته می شوند در مقایسه با کسانی که شریک جنسی دارند  بالاتر باشد.با این حال، ما همچنین انتظار داشتیم که چنین اثراتی ممکن است برای زنان و مردان به عنوان بازتابی از اهداف جفت گیری متمایز آنها سازگار نباشد.مطالعه 1 روش شرکت کنندگانشرکت کنندگان دگرجنسگرای خود گزارش شده (1113 = n) از دانشگاه و جامعه اطراف انتخاب شدند. پس از حذف شرکت‌کنندگانی که تمام موارد جدید را به‌طور کامل تکمیل کردند، 1021 مورد برای تجزیه و تحلیل عاملی، 299 (29.3%) مرد و 722 (70.7%) زن بودند. سن شرکت کنندگان از 18 تا 71 سال بود (M = 29.31، SD = 10.00). تفاوتی در سن (46/0 = p) بین زنان (16/29 = M، 15/10 = انحراف معیار) و مردان (67/29 = M، 65/9 = SD) وجود نداشت. نمونه های زن و مرد هر کدام به طور تصادفی به دو نیمه تقریبی تقسیم شدند تا EFA (Nwomen = 357؛ Nmen = 157) و CFA (Nwomen = 365؛ Nmen = 142) بر اساس داده های مستقل برای مردان و زنان به طور جداگانه انجام شود.معیارهایتولید آیتم برای «نگاه هیز» و جلب توجه بصری به انداممجموعه ای از 48 بیانیه توسط دو نویسنده اول ایجاد شد تا تأیید/تحمل/لذت بردن/ترجیح شرکت در «نگاه هیز» به بدن و رفتارهای تحریک کننده نگاه به بدن را به تصویر بکشد. اقلام «نگاه هیز» بر اساس این تصور هدایت می شدند که تلاش برای خیره شدن به بدن جنس مخالف اغلب پر تلاش، مهارناپذیر، ناآگاهانه و گاهی پنهان است. آیتم‌های تحریک‌کننده توجه بصری به اندام با این مفهوم هدایت می‌شوند که تلاش برای جذب نگاه به بدن از جنس مخالف نیز اغلب پر تلاش، مهارناپذیر، ناآگاهانه و در برخی موارد برنامه ریزی شده (مثلاً سبک لباس پوشیدن) است. تلاشی برای داشتن جملاتی انجام شد که راهبردهای مختلفی را توصیف کند (مانند لباس، ژست) اما همچنان ماهیت منفعلانه داشته باشد (ممکن است بدون تعامل مستقیم بین افراد رخ دهد). بیشتر موارد به گونه ای بیان می شد که از مردان خواسته می شد به نگاه خود به زنان و تلاش آنها برای جلب نگاه زنان امتیاز دهند و از زنان خواسته می شد به نگاه خود به مردان و تلاش آنها برای جلب نگاه مردان امتیاز دهند. به این معنا که به شرکت‌کنندگان آیتم‌های کمی متفاوت ارائه شد تا شرکت‌کنندگان به طور خاص طرز نگاه خود را نسبت به جنس مخالف در نظر بگیرند. بنابراین، این معیار برای استفاده با شرکت کنندگان دگرجنسگرا طراحی شده است. از شرکت‌کنندگان خواسته شد تا موارد را در معیار لیکرت 5 درجه‌ای که با (1) کاملاً مخالف، (2) مخالف، (3) نه موافق و نه مخالف، (4) موافق، رتبه‌بندی کنند،و (5) کاملا موافقم. نمرات ترکیبی قرار بود با استفاده از میانگین مجموعه آیتم های نهایی ایجاد شود.توجه بصری به اندام (Gervais et al.,2018)توجه بصری به اندام (غیر خاص جنسیت) با استفاده از خرده معیار 6 ماده ای که اخیراً اقتباس شده است از نسخه مرتکب معیار شی‌ء‌ انگارانه جنسی بین فردی (کوزی و همکاران،2007). این معیار فرکانس‌هایی را اندازه‌گیری می‌کرد که در آن پاسخ‌دهندگان خیره شدن، چشم دوختن یا خیره شدن به بدن یا اعضای بدن دیگران را به خاطر می‌آورند. از شرکت‌کنندگان خواسته شد که به موارد در معیار لیکرت 5 درجه‌ای که از 1 (هرگز) تا 5 (تقریباً همیشه) تثبیت شده بود، امتیاز دهند. نمرات ترکیبی با استفاده از میانگین رتبه بندی آیتم ها ایجاد شد. رابرآورد سازگاری داخلی در نمونه فعلی 0.84 بود. توجه داشته باشید که، چون این معیار پس از شروع جمع‌آوری داده‌های ما منتشر شد، بعداً به باتری نظرسنجی اضافه شد و توسط زیرنمونه کوچک‌تری از شرکت‌کنندگان تکمیل شد (N = 153).نگرش نسبت به ظاهر (شفر و همکاران،2015)ما از دو خرده معیار درونی سازی (10 گویه) از پرسشنامه نگرش های اجتماعی-فرهنگی نسبت به ظاهر 4 (SATAQ-4) برای اندازه گیری دو مؤلفه ظاهر استفاده کردیم. به طور خاص، از شرکت کنندگان خواسته شد که ترجیح خود را لاغر بودن ارزیابی کنندبا چربی بدن کم و همچنین ترجیح آنها به عضلانی/ورزشی بودن. از شرکت کنندگان خواسته شد که به موارد در معیار لیکرت 5 درجه ای که از 1 (قطعاً مخالفم) تا 5 (قطعاً موافقم) تثبیت شده بود، رتبه بندی کنند. نمرات ترکیبی با استفاده از میانگین رتبه بندی آیتم ها برای هر خرده معیار ایجاد شد. برآورد سازگاری داخلی در نمونه فعلی برای لاغر/کم چربی 0.81 و .89 برای عضلانی/ورزشی بود.شی‌ء‌ انگاری جنسی بین فردی (دیویدسون و همکاران،2013; کوزی و همکاران،2007)معیار عینی‌سازی جنسی بین‌فردی (ISOS) فرکانس‌هایی را نشان می‌دهد که پاسخ‌دهنده به خاطر می‌آورد که شیء‌انگاری جنسی توسط دیگران را از طریق نگاه کردن به بدن، اظهارنظرهای بدن و پیشرفت های جنسی ناخواسته تجربه کرده است. ما تصمیم گرفتیم از دو نمره از ISOS استفاده کنیم که به طور معتبر برای زنان و مردان قابل مقایسه است برای ارزیابی دفعاتی که شرکت‌کنندگان در آن درک می‌کنند که از نظر جنسی توسط دیگران عینیت می‌یابند (غیر جنسیتی). به طور خاص، و مطابق با پیشنهادات Gervais و همکاران. (2018ما تصمیم گرفتیم که زیرمعیار ارزیابی بدن اصلی را امتیاز ندهیم، زیرا ویژگی های روانسنجی ثابتی را هم برای زنان و هم برای مردان نشان نداده است. به این ترتیب، ما از میانگین کل نمره و همچنین زیر امتیاز پیشرفت های جنسی ناخواسته برای اندازه گیری ادراک از عینیت یافتن جنسی استفاده کردیم. از آنجا که معیار پیشرفت های جنسی ناخواسته شامل موارد مربوط به لمس و آزار و اذیت بدون رضایت است، اساساً معیاری برای قربانی تجاوز جنسی است، طبق تعریف در ایالات متحده آمریکا و استرالیا (اداره آمار استرالیا،2018; دفتر خشونت علیه زنان،2020). یک مورد در جمله بندی آن متفاوت بود (سینه/سینه ها) برای مردان و زنان. از شرکت‌کنندگان خواسته شد که به موارد در معیار لیکرت 5 درجه‌ای که از 1 (هرگز) تا 5 (تقریباً همیشه) تثبیت شده بود، امتیاز دهند. نمرات ترکیبی با استفاده از میانگین رتبه بندی آیتم ها ایجاد شد. برآورد سازگاری داخلی در نمونه فعلی برای زیرمعیار پیشرفت های ناخواسته بود0.86/0.84 (زنان/مردان) و 94/0.90 (زنان/مردان) برای میانگین کل نمره.عزت نفس ظاهری (هیترتون و پولیوی،1991)عزت نفس ظاهری با استفاده از یک خرده معیار 6 ماده ای از معیار عزت نفس دولتی (SESS) اندازه گیری شد. این معیار درک پاسخ دهندگان از ظاهر خود را به عنوان وزن، جذابیت ورضایت بدن از شرکت‌کنندگان خواسته شد که به موارد در معیار لیکرت 5 درجه‌ای که از 1 (اصلاً) تا 5 (بسیار عالی) تثبیت شده بود، امتیاز دهند. نمرات ترکیبی با استفاده از مجموع رتبه بندی آیتم ها ایجاد شد. برآورد سازگاری داخلی در نمونه فعلی 0.88 بود.هیجان طلبی (هول و همکاران،2002)معیار هیجان طلبی مختصر (BSSS) تفاوت‌های فردی در تمایل به هیجان طلبی را نشان می‌دهد. این 8 مورداندازه گیری خود گزارشی از فرم V معیار 40 ماده ای احساس جستجو اقتباس شده است. کسانی که در این معیار امتیاز بالایی کسب می کنند، به احتمال زیاد درگیر رفتارهای پرخطر هستند. از شرکت‌کنندگان خواسته شد تا موارد را در معیار لیکرت 5 درجه‌ای که از 1 (کاملاً مخالفم) تا 5 (کاملاً موافقم) تثبیت شده بود، رتبه‌بندی کنند. یک امتیاز ترکیبی با استفاده از میانگین رتبه بندی آیتم ها ایجاد شد. برآورد سازگاری داخلی در نمونه فعلی 0.81 بود.استفاده از پورنوگرافیاز شرکت کنندگان خواسته شد تا چند روز در هفته را گزارش دهندبه طور متوسط ​​آنها در ماه گذشته از پورنوگرافی استفاده کردند. همچنین از آنها خواسته شد (در دقیقه) تخمین بزنند که به طور متوسط ​​در آن روزها چقدر زمان صرف استفاده از پورنوگرافی کرده اند. ضرب کردن پاسخ‌های این دو سؤال، تخمین هفتگی استفاده از پورنوگرافی را در چند دقیقه به دست آورد. پورنوگرافی برای شرکت کنندگان به عنوان «هر نوع ماده ای که با هدف ایجاد یا تقویت احساسات یا افکار جنسی شما به طور همزمان انجام می شود، تعریف شد. این مطالب ممکن است شامل قرار گرفتن در معرض صریح و/یا توصیف اندام تناسلی انسان و/یا اعمال جنسی واضح و صریح انسان مانند آمیزش واژینال، آمیزش مقعدی، رابطه جنسی دهانی، خودارضایی، اسارت، سادومازوخیسم و/یا تجاوز جنسی باشد.نگرش های نسبت دادن تقصیر تجاوز جنسیما سه خرده معیار را از معیار پذیرش باورغلط تجاوز جنسی ایلینوی انتخاب کردیم (پین و همکاران،1999) اندازه گیری تمایل به سرزنش قربانیان زن (مثلاً بسیاری از زنان پنهانی تمایل به تجاوز جنسی دارند) و تبرئه مجرمان مرد (مثلاً تجاوز به عنف اتفاق می افتد)وقتی میل جنسی مرد از کنترل خارج می شود) تجاوز جنسی.به طور خاص، آیتم‌هایی از خرده معیار‌های سرزنش قربانی «او آن را خواست» (SA) و «او آن را می‌خواست» (WI)، و همچنین زیر معیار تبرئه مرتکب «او قصد نداشت» (MT) توسط رتبه‌بندی شد. شرکت کنندگان از 1 (اصلا موافق نیستم) تا 7 (بسیار موافقم). نمرات ترکیبی با استفاده از میانگین رتبه بندی آیتم ها در هر خرده معیار ایجاد شد. همه خرده معیار ها سازگاری درونی قابل قبولی را نشان دادند (SA-.88؛ WI-.85؛ MT-.80). مطابق با تایید اخلاقی ما، به شرکت کنندگان پیشنهاد شد که از این موارد انصراف دهند (25 شرکت کننده).ارتباطوضعیتاز شرکت‌کنندگان خواسته شد تا وضعیت رابطه خود را از میان طیف وسیعی از گزینه‌ها (مثلاً بلندمدت، کوتاه‌مدت، متاهل، رابطه واقعی یا ازدواج‌مانند، مجرد) انتخاب کنند، اینها به یک نمره دوگانه تبدیل شدند تا دو دسته را نشان دهند(دارای رابطه با جنس مخالف یا مجرد). توجه داشته باشید که ما افرادی را که «دیگر» را برای وضعیت خود انتخاب کرده بودند، از تجزیه و تحلیل روابط حذف کردیم (N = 22).لذت از رابطه جنسی (لیس و همکاران،2011)شرکت کنندگان زن 8 مورد لذت جنسی را تکمیل کردند.معیار alization (ESS) برای تعیین میزان لذت بردن آنها از &quot;احساس سکسی&quot; و ارتقای بدن خود به مردان برای توجه آنها. از شرکت‌کنندگان خواسته شد به موارد در معیار لیکرت 5 درجه‌ای که از 1 (کاملاً مخالفم) تا 5 (کاملاً موافقم) تثبیت شده بود، امتیاز دهند. یک امتیاز ترکیبی با استفاده از میانگین رتبه بندی آیتم ها ایجاد شد. برآورد سازگاری داخلی در نمونه فعلی 90/0 بود. از آنجایی که این موارد فقط برای استفاده در زنان تأیید شده است، فقط داده‌های شرکت‌کنندگان زن گزارش شده است. این معیار همچنین به جمع‌آوری داده‌ها در قسمتی از طریق (N = 134) اضافه شد.بدن شرم و مراقبت (مرادی و وارنس،2017)شرکت‌کنندگان زن دو زیرمعیار اصلاح‌شده (13 مورد) را از معیار آگاهی بدن عینیت‌یافته (OBCS؛ McKinley &amp; Hyde) تکمیل کردند.1996) که میزان مشارکت پاسخ دهندگان در نظارت بر بدن و بدن خود را ارزیابی می کندشرمندگی که در رابطه با بدن خود تجربه می کنند. از شرکت کنندگان خواسته شد که به موارد در معیار لیکرت 7 درجه ای که از 1 (کاملاً مخالفم) تا 7 (کاملاً موافقم) تثبیت شده بود، امتیاز دهند. نمرات ترکیبی با استفاده از میانگین رتبه بندی آیتم ها برای هر خرده معیار ایجاد شد. همسانی درونی در نمونه فعلی برای شرم بدن 84/0 و برای نظارت 84/0 بود. از آنجایی که این موارد فقط برای استفاده در زنان تأیید شده است، فقط داده‌های شرکت‌کنندگان زن گزارش شده است.روشتراکت و تبلیغات دیجیتالبرای مجموعه آزمون  نظرسنجی بر روی تابلوهای اطلاع رسانی دانشگاه و جامعه قرار داده شدمطالعه نیز گنجانده شدبه عنوان بخشی از طرح اعتباری تحقیقات روانشناسی در مقطع کارشناسی. شرکت‌کنندگان مستقیماً به پیوند نظرسنجی در صفحات وب دسترسی داشتند، از یک کد QR در آگهی‌های چاپی استفاده کردند، یا برای نویسنده اصلی پیوند نظرسنجی را ایمیل کردند. پس از دسترسی به نظرسنجی، شرکت کنندگان رضایت آگاهانه ارائه کردند و سپس یک بلوک اولیه حاوی سؤالاتی را برای ثبت اطلاعات جمعیتی (به عنوان مثال، سن، جنسیت، گرایش جنسی)، وضعیت روابط، و استفاده از پورنوگرافی تکمیل کردند. پس از این بلوک اولیه، تمام اقدامات دیگر به ترتیب تصادفی متوازن ارائه شدند تا هرگونه اثرات احتمالی نظم را کاهش دهند. میانگین زمان تکمیل 27 دقیقه بود. شرکت‌کنندگان پس از اتمام دوره اعتبار دوره یا ورود به قرعه‌کشی جایزه کارت هدیه را دریافت کردند.تحلیل داده هاتمام تجزیه و تحلیل های توصیف شده به طور جداگانه برای شرکت کنندگان زن و مرد انجام شد. در نیمی از هر نمونه جنسیتی، یک EFA با استفاده از تخمین حداکثر احتمال و چرخش مورب (مصرف مستقیم) برای بررسی ساختار عامل و تعیین حفظ آیتم انجام شد. چندین معیار برای راهنمایی تعداد فاکتورهای استخراج شده در هر تکرار EFA استفاده شد. اینها شامل بررسی یک طرح داستانی (کاتل،1966; فلوید و ویدامن،1995قانون قیصر-گاتمن (مقدارهای ویژهمساوی یا بزرگتر از 1) (گاتمن،1954; قیصر،1960، و تجزیه و تحلیل موازی (مقایسه مقادیر ویژهبه آنهایی که از مجموعه داده های تولید شده به طور تصادفی به دست می آیند) (Horn,1965). قبل از EFA، اقلام بدون حداقل یک همبستگی بین آیتمی 0.3 یا بیشتر ابتدا حذف شدند. پس از هر بار تکرار EFA، موارد با بارگذاری اولیه کمتر از 0.3 حذف شدند (Floyd &amp; Widaman،1995). موارد با بارگذاری متقاطع نیز حذف شدند (به عنوان مثال، بارگذاری عامل ثانویه 0.3 یا بالاتر یا اختلاف بارگذاری 0.2 یا کمتر) (Schaefer et al.,2015). علاوه بر این، عوامل بارگذاری شده توسط دو یا کمتر از آیتم‌ها حذف شدند تا اطمینان حاصل شود که عوامل نهایی ثبات کافی را ارائه می‌دهند (یعنی 3 یا بیشتر در هر عامل) (Floyd &amp; Widaman,1995). در طول فرآیند حذف آیتم، ما همچنین قصد داشتیم آن را حفظ کنیمموارد سازگار برای زنان و مردان، اگر با حداقل حذف قابل دستیابی باشد.در نیمه باقی مانده از هر نمونه جنسیتی، CFA بودبا استفاده از برآورد حداکثر احتمال برای تایید ساختار عاملی پیشنهاد شده توسط EFA انجام شد. طبق توصیه شوماکر و لومکس (2010برای ارزیابی مدل از چندین شاخص برازش مدل استفاده شد. اینها RMSEA، SRMR بودند،و CFI. RMSEA ≤ 0.08، SRMR ≤ 0.05 و CFI ≥ 0.90 برای نشان دادن تناسب قابل قبول تفسیر شدند (Byrne,2013; هو و بنتلر،1999; شوماکر و لومکس،2010).همسانی درونی خرده معیار های حاصل با استفاده از آلفای کرونباخ ارزیابی شد. مقادیر آلفای 70/0 یا بالاتر قابل قبول در نظر گرفته شد (Nunnally &amp; Bernstein,1994). هم زمانو روایی همگرا با استفاده از همبستگی های پیرسون بین معیار های توجه بصری به اندام و معیارهای نگرش ها، ترجیحات و رفتارهای بدن (ISOS-P، ISOS، SATAQ-4،SESS)، هیجان طلبی (BSSS)، استفاده از پورنوگرافی، و نگرش های تجاوز جنسی (IRMAS). ما از آزمون‌های t نمونه مستقل برای تعیین کمیت تفاوت‌های وضعیت رابطه در تحریک «نگاه هیز» و بدن به طور جداگانه برای زنان و مردان استفاده کردیم. همه همبستگی-ضرایب عملکرد برای ناقص تصحیح شد (تضعیف شد).قابلیت اطمینان با استفاده از روش توصیف شده توسط کراکر و آلژینا (1986) که از آن زمان با استفاده از مدل سازی پنهان (فن،2003). در راستای توصیه‌هایی که محققان برای تفاوت‌های فردی که از متاآنالیز به دست آمده بودند، تفسیر کردیم.rمقادیر 0.10، 0.20، و 0.30 به ترتیب نسبتاً کوچک، معمولی و نسبتاً بزرگ هستند (Gignac &amp; Szodorai،2016).نتایج و بحثتحلیل عاملی اکتشافی: زنانقبل از انجام EFA، دو مورد برای موقعیت حذف شدبررسی همبستگی بین آیتم های کم (&lt;.30). EFA اولیه چهار مقدار ویژه بالاتر از یک با تجزیه و تحلیل موازی نشان می دهد که هفت عامل را پیشنهاد می کند و نمودار اسکری دو عامل را پیشنهاد می کند. استخراج 7 عاملی بسیار نامشخص بود، بنابراین یک EFA استخراج چهار عاملی انجام شد. پس از حذف هفت مورد با بارگذاری اولیه یا متقاطع کم، چهار عامل کمی واضح تر به دست آمد. چهار آیتم در فاکتور چهارم حذف شدند زیرا این عامل دارای یک آیتم با بار اولیه نسبتا کم (.33) بود و حذف این آیتم باعث شد فاکتور با مقدار ویژه کمتر از یک باشد. EFA بعدی با محلول سه عاملی به دست آمد اما هنوز شفافیت نداشت. برای کمک به بهبود راه حل، و به نفع افزایش قوام نظری، موارد را به دقت بررسی کردیم تا 11 مورد را با جمله بندی نامطلوب حذف کنیم یا کمتر مستقیماً با اقدامات تشویق کننده نگاه به خود یا خیره شدن به دیگران مرتبط بودند. . به دنبال این استثنائات، تجزیه و تحلیل موازی و بازرسی اسکری هر دو راه حل دو عاملی واضح تری را تولید کردند که با حذف دو مورد بارگذاری متقاطع، بیشتر بهبود یافت. در نهایت، ما هشت مورد را که بارهای عاملی کمتر از . معیار جلب توجه بصری به اندام 32.3 درصد از واریانس و معیار نافذ توجه بصری به اندام 21.2 درصد از واریانس را به خود اختصاص دادند.تحلیل عاملی اکتشافی: مردانقبل از انجام EFA، دو مورد برای موقعیت حذف شدبررسی همبستگی بین آیتم های کم (&lt;.30). EFA اولیه چهار مقدار ویژه بالاتر از یک را با تجزیه و تحلیل موازی که پنج عامل را پیشنهاد می کند و نمودار اسکری چهار عامل را پیشنهاد می کند. استخراج پنج عاملی بسیار نامشخص بود، و تنها دو موردی که به اندازه کافی روی عامل پنجم بارگذاری می‌شدند نیز حذف شدند، زیرا این برای تشکیل یک معیار فرعی کافی نبود. EFA چهار عاملی انجام شد و به دنبال حذف 9 مورد با پایینبارگذاری اولیه یا متقاطع، چهار عامل کمی واضح تر به دست آمد. در راستای هدف یافتن عواملی با آیتم های معادل زنان، همان چهار گویه در عامل چهارم حذف شد. EFA با یک راه حل سه عاملی شفاف تر به دست آمد. به منظور افزایش قوام، ما همان موارد (هشت) را حذف کردیم که برای زنان با عبارت‌های نامطلوب یا کمتر ارتباط مستقیمی با اقدامات تشویقی نگاه کردن به خود یا خیره شدن به دیگران داشت. به دنبال این استثنائات، تجزیه و تحلیل موازی و بازرسی اسکری هر دو راه حل سه عاملی واضح تری را تولید کردند که با حذف دو مورد بارگذاری متقاطع، بیشتر بهبود یافت. در نهایت، ما سه مورد را که بارهای عاملی کمتر از 0.50 داشتند که 18 مورد را در سه عامل به جا گذاشت، کنار گذاشتیم. علاوه بر دو عامل مشابه یافت شده برای زنان، ما شواهدی برای عامل سوم در مردان یافتیم که مربوط به تحمل یا لذت بردن از توجه بصری به اندام دیگران است. قوی ترین دو عامل تحت عنوان «جلب توجه بصری به اندام» (8 مورد) و «نگاه هیز» (6 مورد) و عامل سوم با عنوان «تحمل توجه بصری به اندام» (4 مورد) بود. معیار جلب توجه بصری به اندام 73/25 درصد از واریانس، معیار «نگاه هیز» 12/19 درصد از واریانس و معیار تحمل توجه بصری به اندام 05/11 درصد از واریانس را به خود اختصاص دادند.در راستای اهداف پژوهش، موارد را مورد بررسی قرار دادیمتوسط EFA برای زنان و مردان پیشنهاد شده است تا تعیین کنند که آیا استثناهای بیشتر به موارد ثابت در Body Gaze Provocation و Pervasive Body Gaze اجازه می دهد یا خیر.خرده معیار ها برای هر جنسیت از آنجایی که در این دو معیار تنها دو گویه منحصر به فرد برای هر جنسیت وجود داشت، و برای افزایش کاربرد معیار ها برای امکان مقایسه معنادار بین زنان و مردان، دو مورد را از زیر معیار تحریک برای زنان حذف کردیم.و یک مورد از هر یک از این خرده معیار ها برای مردان. این باعث شد که پنج ماده در معیار فراگیر و هفت مورد در معیار تحریک باقی بماند. این تعدیل جزئی تأثیر معکوس بر واریانسی که در هنگام تجزیه و تحلیل مجدد راه حل دو عاملی از طریق EFA برای زنان (53.5٪ به 54.3٪) و مردان (52.9٪ افزایش به 55.3٪) اختصاص داده شد، نداشت. به دنبال این تعدیل ها، اقلام رایج (راه حل های دو عاملی) بین زنان و مردان و بارهای عاملی و مقادیر ویژه آنها در جدول ارائه شده است.1. این عوامل دارای همبستگی متوسط ​​تا زیاد بودند(rmen = 0.29، rwomen = 0.55). اقلام و بارهای محلول سه عاملی در مردان در مواد تکمیلی عرضه شده است. این نتایج از این فرضیه (H1) حمایت می کند که دو عامل معادل همبسته برای اندازه گیری «نگاه هیز» و جلب توجه به بدن در زنان و مردان ظاهر می شوند.تحلیل عاملی تاییدی: زنانموارد شناسایی شده برای زنان در معرض تحلیل عاملی تأییدی برآورد حداکثر احتمال در نمونه مستقل زنان قرار گرفتند. مدل دو عاملی قابل قبول بود، اما پایین تر از استانداردهای عالی و مناسب، χ2(53) = 186.44، p &lt;.001،RMSEA = 0.08، SRMR = 0.05، و CFI = 0.93. مقایسه راه‌حل تک عاملی با موارد مشابه در زنان، تناسب بسیار ضعیف‌تری را نشان داد، χ2(53) = 342.16، p &lt;.001، RMSEA = 0.12، SRMR = 0.07، و CFI = 0.84. مقادیر AIC همچنین نشان داد که مدل دو عاملی (AIC = 9576) نسبت به مدل تک عاملی (AIC = 9765) برتری دارد.📷📷میز 1بارهای عاملی و مقادیر ویژه به دست آمده با استفاده از تخمین حداکثر درستنمایی با چرخش مستقیمItemFactor  بارگیری هاجلب توجه بصری به اندام بدن فراگیرخیره شدنزنانمردانزنانمردان1. حتی اگر لباس هایم نمایان نباشد، باز هم سعی می کنم توجه را   به بدنم جلب کنم.87.86– .12.012. سعی می کنم طوری رفتار کنم که توجه به بدنم جلب شود.73.70– 0.01.013. اگر متوجه شدم مرد/زنی جذاب به بدن من نگاه می کند، سعی می   کنم توجه او را در آنجا حفظ کنم.71.62.12.144. مهم نیست کجا هستم، معمولاً لباس های آشکار می پوشم.68.77– 0.07– .155. من عمداً خودم را در موقعیتی قرار می دهم تا به مردان/زنان   دید بهتری نسبت به بدنم بدهم66.77.14.046. اگر من لباس آشکار می پوشم به این دلیل است که می خواهم توجه   مردان/زنان را به خود جلب کنم.61.54.11.127. گاهی اوقات قسمت هایی از بدنم را لمس می کنم تا توجه   مردان/زنان را جلب کنم.58.72.09.008. حتی اگر لباس مرد/زن آشکار نباشد، باز هم سعی می کنم به بدن   او نگاه کنم.– 0.05– 0.07.85.859. مهم نیست کجا هستم، معمولاً متوجه می شوم که به بدن   مردان/زنان نگاه می کنم.01.08.85.8410. هنگامی که متوجه بدن یک مرد/زن جذاب می شوم، مشکل نگاه نکردن   به آن را دارم0.03.10.706611. من عمداً خودم را در موقعیت قرار می دهم تا دید بهتری از بدن   مردان/زنان داشته باشم.08.18.67.6512. من اغلب به بدن مردان/زنان نگاه می کنم در حالی که آنها نمی   دانند من به آنها نگاه می کنم..04– .12.65.82مقادیر   ویژه5.084.791.172.18آلفای   کرونباخ.88.88.87.88بارگذاری   عاملی ≥ 0.50 با خط پررنگ.تحلیل عاملی تاییدی: مردانآیتم های شناسایی شده برای مردان در معرض تحلیل عاملی تأییدی برآورد احتمال حداکثری در نمونه مستقل مردان قرار گرفتند. مدل سه عاملی برای مردان به حد قابل قبولی دست یافت، اما زیر استانداردهای عالی و مناسب بود χ2(101) = 165.05، p &lt;.001، RMSEA = 0.07، SRMR = 0.06، وCFI = 0.95. مقایسه راه حل تک عاملی با موارد مشابه با راه حل سه عاملی یافت شده برای مردان، تناسب بسیار ضعیف تری را نشان داد، χ2(77) = 390.85، p &lt;.001، RMSEA = 0.17، SRMR = 0.12، و CFI = .70. با توجه به مقادیر AIC، مدل سه عاملی برازش نسبتاً بهتری (5671) با یک جایگزین تک عاملی (6070) نشان داد. با استفاده از موارد مشابه به عنوان راه حل دو عاملی یافت شده در زنان نیز تناسب قابل قبولی بدست آورد، χ2(53) = 91.17، p &lt;.001، RMSEA = 0.07، SRMR = 0.05، وCFI = 0.96. مقایسه راه حل تک عاملی با موارد مشابه راه حل دو عاملی در زنان و مردان نشان دادتناسب بسیار ضعیف تر، χ2(54) = 327.51، p &lt;.001، RMSEA = 0.19،ورزشی) و همچنین میانگین کلی ISOS. هیجان طلبی، همبستگی های مثبت معمولی تا نسبتاً بزرگ را با جلب توجه در زنان و مردان به همراه داشت. استفاده از پورنوگرافی همبستگی مثبت معمولی تا نسبتاً بزرگی را با جلب توجه بصری به اندام در میان زنان و مردان به همراه داشت. خرده معیار‌های IRMAS مقصر قربانی («او آن را می‌خواست»؛ «او آن را درخواست کرد») همبستگی‌های مثبت معمولی تا نسبتاً بزرگ را با هر دو زیرمعیار تحریک و فراگیر نشان داد. عزت نفس ظاهری با هیچ یک از خرده معیار های توجه بصری به اندام در زنان یا مردان ارتباط نداشت.الگوی همبستگی‌هایی که در بالا توضیح داده شد، تا حد زیادی از این فرضیه (H3) حمایت می‌کند که در زنان و مردان بین «نگاه هیز»، معیار توجه بصری به اندام ISOS(P) و باور غلط تجاوز جنسی ارتباط مثبت وجود دارد.جدول 2آمار توصیفی، برآورد سازگاری داخلی وهمبستگی اعتبار همگرا📷📷SRMR = 0.13 و CFI = 0.72. با توجه به مقادیر AIC،مدل دو عاملی (4202) نسبتاً بهتر نشان داده استتوجه بصری به اندامتحریک«نگاه هیز»📷متناسب با یک جایگزین تک عاملی (4436). به این ترتیب، مدل مناسب استنتایج نشان می دهد که یک مدل دوعاملی قابل قبول وجود دارداقلام قابل مقایسه برای زنان و مردان، و همچنین یک مدل سه عاملی قابل قبول فقط برای مردان وجود دارد. از آنجایی که تحلیل‌های باقی‌مانده ما عمدتاً بر تفاوت‌های جنسیتی متضاد در آمار توصیفی و همبستگی متمرکز بود، ما بر روی خرده معیار‌های مشتق‌شده از مدل‌های دو عاملی در زنان و مردان تمرکز کرده‌ایم زیرا این مدل‌ها از نظر آماری به بهترین وجه پشتیبانی می‌شوند و بیشترین کاربرد را برای محققان علاقه‌مند به مقایسه جنسیتی ارائه می‌دهند. . این نتایج از این فرضیه (H2) حمایت می کند که برازش مدل قابل قبول هم برای زنان و هم برای مردان به دست می آید.سازگاری داخلی، روایی همزمان و همگرانمونه های EFA و CFA برای هر جنس دوباره ترکیب شدندبرای برآورد آمار توصیفی، سازگاری های درونی و همبستگی های پیرسون با معیارهای همگرا. این مقادیر به طور جداگانه برای زنان و مردان در جدول گزارش شده است2. همانطور که در جدول مشاهده می شود2مردان برای جلب توجه بصری به اندام و «نگاه هیز» به بدن امتیاز بالاتری نسبت به زنان کسب کردند. چه زمانیدر مقایسه آماری (واریانس‌های برابر فرض نشده است)، هر دو تفاوت معنی‌دار بود (001/0p&lt;)، اما اندازه اثر برای معیار «نگاه هیز» (81/0=d) بزرگ‌تر از معیار جلب توجه بصری به اندام (d) بود. = 0.46). تخمین آلفا عالی بودبرای هر دو خرده معیار در بین جنسیت ها.پیشرفت ها📷 Translated from English to Persian - www.onlinedoctranslator.comآلیزاسیونحجابزنان مردانه زنان مردانهعلاوه بر این، در جدول2برای هر دو جنس، همبستگی مثبت نسبتا زیادی بین معیار توجه بصری به اندام ISOS-P و معیار توجه بصری به اندام فراگیر وجود داشت. در زنان، همبستگی نسبتاً زیادی بین خرده معیار‌های توجه بصری به اندام و لذت جنسی مشاهده شد. در مردان، همبستگی مثبت نسبتا زیادی بین جلب توجه بصری به اندام و SATAC (عضله/📷ISOS-Pمعیار عینی‌سازی جنسی بین‌فردی (تعین)، پرسش‌نامه نگرش‌های اجتماعی فرهنگی SATAQ4 نسبت به ظاهر، معیار پذیرش باور غلط تجاوز جنسی IRMAS ایلینوی، معیار آگاهی بدن عینیت‌یافته OBCS. استفاده از پورنوگرافی بر حسب دقیقه در هفته اندازه گیری می شود. اندازه افکت های معمولی (20/0 تا نسبتاً بزرگ (30+) به صورت پررنگ. همبستگی ها برای قابلیت اطمینان ناقص تصحیح شد (به جز برای استفاده از پورنوگرافی). به دلیل انحراف مثبت، همبستگی با پورنوگرافی با استفاده از اسپیرمن رو تخمین زده شدنگرش های. با این حال، استفاده از پورنوگرافی با «نگاه هیز» ارتباطی نداشت. فرضیه 4 تنها تا حدی مورد حمایت قرار گرفت زیرا هیچ ارتباطی بین جلب توجه بصری به اندام و عزت نفس ظاهری برای زنان یا مردان وجود نداشت. با این حال، جلب توجه به بدن با نگرش‌های بدن (عضلانی/ورزشی)، ادراکات عینی شدن جنسی (ISOS)، استفاده از پورنوگرافی، و هیجان طلبی برای مردان همبستگی مثبت داشت. برای زنان، ارتباط مثبت مشابهی بین جلب توجه بصری به اندام، استفاده از پورنوگرافی، هیجان طلبی، نگرش بدن (نظارت) و لذت بردن از جنسیت وجود داشت. در نهایت و همانطور که در شکل 1 مشاهده می شود.1، فرضیه 5 فقط برای زنان پشتیبانی شد زیرا زنان مجرد بیشتر از زنان شریک زندگی درگیر رفتارهای «نگاه هیز» (0.001, d = 0.60) و جلب توجه بصری به اندام (001/0 &gt; p, 40/0 d) بودند. . هنگام مقایسه مردان مجرد و مردان شریک زندگی، هیچ تفاوتی در «نگاه هیز» آنها (0.09 = 0.45، d = 0.09) و رفتارهای تحریک کننده توجه بصری به اندام آنها (0.30 = p، 0.12 = d) وجود نداشت. تفسیر بیشتر این یافته ها در بحث کلی ارائه خواهد شد.گام بعدی در تأیید ترازوهای جدید توجه بصری به اندام بودبرای تعیین ارتباط آنها با حرکات چشم با استفاده از فناوری ردیابی چشم، و همچنین قابلیت اطمینان تست-آزمون مجدد آنها. در حالی که مطالعه 2 اساساً برای اعتبارسنجی بیشتر معیار های فراگیر و تحریک آمیز طراحی شده بود، همچنین فرصتی را برای بررسی الگوهای کلی طرز نگاه زن و مرد ارائه داد و در عین حال به بررسی ارتباط بین استفاده از پورنوگرافی، نگرش پذیرش باور غلط تجاوز جنسی با خود ادامه داد. -طرز نگاه گزارش شده و به طور عینی اندازه گیری شده است. پیش‌بینی می‌شد که ارتباط میان این اقدامات برای ادامه توسعه یک چارچوب نظری برای عینیت‌سازی جنسی ارزشمند باشد. توجه داشته باشید که ما برای تخمین ترجیحات نگاه به بدن از دو معیار نگاه عینی استفاده کردیم، یکی معیار مطلق (زمان نگاه کردن به بدن) و دیگری یک معیار نسبی (زمانی که صرف نگاه کردن به بدن نسبت به سر یا سر می شود). نگاه معطوف به اندام بدن). در مطالعات قبلی از معیارهای مطلق و نسبی استفاده شده است (به عنوان مثال، Bareket و همکاران،2018; جروایس و همکاران،2013; هولت و همکاران،2019; کارسای و همکاران،2018)، و ماامیدوار بود که بتواند بر کاربرد نسبی آنها برای همبستگی با نگرش های شی‌ء‌ انگارانه جنسی روشن شود. به این ترتیب، فرضیه های زیر برای مطالعه 2 ارائه شد:H1مطابق با تحقیقات قبلی (لیکینز و همکاران،2008; تعداد-منما و همکاران،2012انتظار می‌رفت که مردان وقتی با تصاویری از (الف) سوژه‌های زن نیمه‌پوشیده ارائه می‌شوند، نگاهی سوگیرانه (نسبت به سر) از خود نشان دهند. در مقابل، از مردان انتظار می‌رفت که هنگام ارائه تصاویری از (ب) سوژه‌های زن یا مرد کاملاً لباس پوشیده، نگاهی سوگیرانه از خود نشان دهند.H2مطابق با تحقیقات قبلی (لیکینز و همکاران،2008; تعداد-منما و همکاران،2012انتظار می‌رفت که زنان وقتی با (الف) زنان نیمه‌پوشیده روبرو می‌شوند، نگاهی سوگیرانه (نسبت به سر) نشان دهند. در مقابل، از زنان انتظار می‌رفت که هنگام ارائه تصاویری از سر، نگاهی سوگیرانه از خود نشان دهندب) زنان یا مردان با لباس کامل.H3انتظار می رفت که نگاه مطلق به بدن برای شرایط نیمه لباس به طور کلی بیشتر باشد، اما این تأثیر برای مردان زمانی که با سوژه های زن نیمه پوشیده (در مقایسه با زنان و شرایط کاملاً پوشیده در مقایسه با زنان) قوی تر است. یعنی یک اثر متقابل بین نوع لباس، جنسیت شرکت کننده و جنسیت موضوع مورد انتظار بود.H4انتظار می رفت رفتار «نگاه هیز» با هم ارتباط داشته باشدبه طور مثبت با رفتار نگرش بدنی سوگیرانه و مطلقدر (الف) مردان نسبت به افراد زن و در (ب) زنان نسبت به افراد مرد.H5انتظار می رفت رفتار «نگاه هیز» با هم ارتباط داشته باشدبا نگرش پذیرش باور غلط تجاوز و استفاده از پورنوگرافی در زنان و مردان.H6نگاه مطلق بدن و نگاه معطوف به اندام بدن انتظار می رفتبرای ارتباط با نگرش های پذیرش باور غلط تجاوز و استفاده از پورنوگرافی در زنان و مردان.📷عکس. 1 منظور داشتنفراگیرو 5نمرات تحریک آمیز گزارش شده استبه طور جداگانه برای وضعیت رابطهوجنسیت شرکت کننده خطا 4میله ها 95 درصد اطمینان را نشان می دهندفواصل 321H7انتظار می‌رفت که خرده معیار‌های نگاه تحریک‌آمیز و فراگیر، پایایی آزمون-آزمون مجدد قابل قبولی را نشان دهند (&gt;.50).مطالعه2روششركت كنندگانشرکت‌کنندگان دگرجنس‌گرای خود گزارش‌دهنده (N = 172) از نمونه مطالعه 1 انتخاب شدند. از این شرکت کنندگان، 167 نفر (96 زن، 71 مرد) برای تجزیه و تحلیل نگاه نگهداری شدند و در محدوده سنی 18 تا 61 سال قرار گرفتند (M = 29.83، SD = 9.39). تفاوتی در سن (31/0 = p) بین مردان (97/28 = M، 25/9 = انحراف معیار) و زنان (47/30 = M، 49/9 = SD) وجود نداشت.موادردیابی چشم تصویرسازیعکس‌های استودیویی با وضوح بالا از افراد زن و مرد از کتابخانه Shutterstock خریداری شد. (شناسه‌های تصویر در مواد تکمیلی، shutter-stock.com ارائه شده‌اند.) سوژه‌ها تنها در صورتی انتخاب شدند که در دو عکس مطابقت مناسب ظاهر شوند (نمایه تمام جلوی بدن، ویژگی‌های قابل مشاهده صورت، وضعیت بدنی مشابه، و عدم وجود تکیه‌گاه) اما متفاوت بودند. - در لباس خود (تا حدی و به طور کامل لباس پوشیده شده). به طور خاص، عکس‌های نیمه‌پوشیده، سوژه‌ها را با لباس شنا، لباس زیر یا بدون پیراهن (مردان) و عکس‌های کاملاً لباس پوشیده، سوژه‌ها را در لباس‌های غیررسمی یا رسمی به تصویر می‌کشند. با استفاده از این معیارها، پنج آزمودنی زن و پنج آزمودنی مرد برای هر شرایط تصویر به دست آمد که در مجموع 20 تصویر در ابعاد 6.6 × 25 سانتی متر نمایش داده شد (زاویه دید (VA) 5.90 ○ افقی و 22.10 ○ عمودی). حالات چهره در صورت لزوم با استفاده از فتوشاپ همگن می‌شوند تا اطمینان حاصل شود که هر سوژه در تصاویر کاملاً پوشیده و جزئی مربوطه قابل مقایسه است (مثلاً به شکل 2 مراجعه کنید).2). با توجه به نسبت‌های بدنی متفاوت بین شخصیت‌ها، اندازه‌های تصویر با توجه به ابعاد سر (2.4 × 3.4 سانتی‌متر یا 2.15 ○ افقی و 3.04 ○ VA عمودی) استاندارد شد. دو حوزه مورد علاقه (AOI) برای هر موضوع (سر و بدن) تعریف شد. سر AOI شامل قسمت بالای سر، مو و صورت تا چانه است. بدن AOI کل ناحیه زیر چانه را شامل می شود.ردیابی چشمداده های نگاه در فرکانس 30 هرتز با استفاده از ردیاب چشمی Tobii مبتنی بر صفحه نمایش (X2-30) با دقت 0.4 درجه و وضوح فضایی 0.32 درجه نمونه برداری شد و در پایه یک صفحه LCD 20 اینچی نصب شد. سوژه های زن و مرد با استفاده از نرم افزار Tobii Pro Studio بر روی سیستم عامل ویندوز 7 نمایش داده شدند. تثبیت هابا استفاده از سرعت Tobii به عنوان نمونه های نگاه متوالی زیر سرعت 30○/s برای حداقل مدت زمان 100 میلی ثانیه تعریف شد.فیلتر شناسایی آستانه (I-VT). به منظور بررسیدرجه پردازش توجه به سر و بدن به صورت جداگانه، مدت زمان تثبیت کل (بر حسب میلی ثانیه) برای هر یک از این AOI ها محاسبه شد. برای مقایسه با ادبیات قبلی، و برای تعیین ارزش نسبی آنها، از دو تغییر اندازه گیری رفتار توجه بصری به اندام استفاده کردیم. یکی کل زمان صرف شده بودخیره شدن به بدن (نگاه مطلق به بدن)، و دیگری نمره نسبی بود که با کم کردن زمان خیره شدن به سر از زمان خیره شدن به بدن برای ایجاد یک نمره نگاه سوگیرانهبه بدن محاسبه می شد. به این معنا که نمرات سوگیری بدنی مثبت نشان دهنده ترجیح خیره شدن به بدن سوژه است، در حالی که نمرات سوگیری بدنی منفی نشان دهنده ترجیح خیره شدن به سر سوژه است.اقدامات خود گزارش دهیعلاوه بر گزارش خودخرده معیار‌های نگاه تحریک‌آمیز و فراگیر که از طریق EFA و CFA در مطالعه 1 شناسایی شدند، استفاده از پورنوگرافی و سه معیار پذیرش باور غلط تجاوز جنسی را در مطالعه 2 نیز تحلیل کردیم (به بخش مواد مطالعه 1 مراجعه کنید).روششرکت کنندگانی که مطالعه 1 را تکمیل کردند بلافاصله پس از تکمیل نظرسنجی آنلاین در مطالعه 1 برای داوطلب شدن در مطالعه 2 دعوت شدند. یعنی فقط شرکت کنندگان دگرجنسگرا برای تکمیل جلسه ردیابی چشم دعوت شدند. شرکت کنندگانی که برای مطالعه 2 داوطلب شدند، متعاقباً در آزمایشگاهی در محوطه دانشگاه حضور یافتند. میانگین زمان بین شرکت در مطالعه 1 و مطالعه 2 19 روز (SD = 18) بود.قبل از انجام کار ردیابی چشم، شرکت کنندگان تقریباً در فاصله 64 سانتی متری از مانیتور کامپیوتر قرار گرفتند و نگاه چشم آنها کالیبره شد. سپس به آنها اطلاع داده شد که چندین تصویر از زنان و مردان را خواهند دید و به آنها دستور داده شد که به هر تصویر همانطور که معمولاً به یک شخص نگاه می کنند نگاه کنند. برای ارائه حس هدف، به شرکت کنندگان توصیه شد که از آنها خواسته می شود تا در مورد تصاویر پس از کار ردیابی چشم، &quot;رتبه بندی&quot; ارائه کنند. سپس هر تصویر در یک مکان جانبی تصادفی ارائه شد12.70 سانتی متر (11.33○ VA افقی) در سمت چپ یا راستمرکز نمایشگر به مدت 4 ثانیه توالی تصویر تصادفی شد و سپس با ترتیب معکوس برای هر شرکت‌کننده دیگر ثابت شد. هر تصویر دو بار (یک بار در سمت چپ و یک بار در سمت راست صفحه) با تثبیت‌های AOI به طور میانگین در ارائه‌ها ارائه شد. یک استراحت در نیمه راه ارائه ارائه شد. برای جهت دهی نگاه به مرکز نمایشگر قبل از هر نوردهی تصویر، یک ضربدر ثابت مرکزی در محل مرز عمودی بین AOI های سر و بدن به مدت 1 ثانیه ظاهر می شود. شکل را ببینید.2 برای تصویری از ارائه محرک. پس از تکلیف ردیابی چشم، شرکت‌کنندگان رتبه‌بندی جذابیت خود را در معیار ۶ درجه‌ای از ۱ (بسیار غیرجذاب) تا6 (بسیار جذاب) از هر یک از شخصیت ها تصویر و برای بار دوم آیتم های فراگیر توجه بصری به اندام و توجه بصری به اندام را تحریک کرد. در نهایت، شرکت کنندگان با یک کارت هدیه (20 دلار استرالیا) یا اعتبار دوره پاداش گرفتند. کل جلسه تقریباً 20 دقیقه به طول انجامید.تحلیل داده هامطالعه حاضر از یک طرح عوامل ترکیبی استفاده کرد که شامل دو عامل درون آزمودنی (نوع لباس [نیمه و کاملاً پوشیده] و جنسیت موضوع [مرد و زن]) و یک عامل بین آزمودنی (جنسیت شرکت‌کننده) بود. متغیرهای وابسته برای تحلیل‌های نگاه، دو معیار طرز نگاه اندازه‌گیری‌شده عینی بودند: نگاه مطلق بدن و نگاه سوگیرانه به بدن (در بالا توضیح داده شد). از d کوهن برای تعیین کمیت همه اثرات زوجی استفاده شد. برای ارزیابی انتظاراتی که شرکت‌کنندگان زن و مرد معمولاً برای تصاویر زنانه با لباس نیمه‌پوش، نگاهی سوگیرانه به بدن و برای لباس‌های کامل نگاهی سوگیرانه به سر نشان می‌دهند.در تصاویر، یک سری آزمون t تک نمونه انجام شد.این کار با مقایسه امتیاز نگاه سوگیرانهبه بدن با صفر برای هر لباس و شرایط جنسی انجام شد تا مشخص شود که آیا زنان و مردان سوگیری بدن (نمره مثبت)، سوگیری سر (نمره منفی)، یا نیمرخ نگاه متعادل (نمره نزدیک) را نشان می‌دهند. به صفر). سپس از آنالیز واریانس برای تشخیص اثرات اصلی و تعامل بین متغیرهای مستقل نوع لباس، جنسیت موضوع و جنسیت شرکت کننده بر طرز نگاه مطلق به بدن استفاده شد. به این معنا که از آنالیز واریانس برای آزمایش این فرضیه استفاده شد که توجه بصری به اندام برای مردانی که با سوژه‌های زن ارائه می‌شوند قوی‌ترین است و نگاه مطلق به بدن به عنوان متغیر وابسته است. برای آزمودن این فرضیه که رفتار خیره گزارش‌شده و عینی اندازه‌گیری شده با همبستگی مثبت دارند، همبستگی‌های پیرسون به طور جداگانه برای مردان و زنان انجام شد. برای آزمون فرضیه‌هایی مبنی بر اینکه طرز نگاه خود گزارش‌شده و اندازه‌گیری شده به‌طور عینی با پذیرش باور غلط تجاوز جنسی و استفاده از پورنوگرافی ارتباط مثبت دارد، ما همبستگی‌های پیرسون را بین دو معیار نگاه (توجه بصری به اندام مطلق و سوگیرانهبه بدن) انجام دادیم.و معیار های تحریک (زمان 1 و زمان 2)، و همچنین امتیاز پذیرش باور غلط تجاوز جنسی، و استفاده از پورنوگرافی، به طور جداگانه، برای زنان و مردان. برای ارزیابی قابلیت اطمینان آزمون-آزمون مجدد، ما از یک مدل تصادفی دو طرفه ضریب درون کلاسی، علاوه بر گزارش پیرسون r بین زمان 1 (نظرسنجی آنلاین) و زمان 2 (جلسه آزمایشگاهی) اندازه گیری طرز نگاه تحریک آمیز و فراگیر استفاده کردیم. ما معیارهایی را برای تفسیر ضریب درون طبقاتی به شرح زیر اتخاذ کردیم: 50/0 تا 75/0 به عنوان متوسط،75/0 تا 90/0 به عنوان خوب و 90/0 یا بیشتر به عنوان عالی (کو و لی،2016).نتایجغربالگری داده هاقبل از گزارش آمار توصیفی و آزمون فرضیه ها، داده های نگاه با استفاده از معیارهای نگاه ارائه شده توسط استودیو توبی غربالگری شدند. با استفاده از میانگین مدت زمان تثبیت بدون نگاه کردن به هیچ AOI، شرکت‌کنندگانی را شناسایی کردیم که به طور مداوم با تصاویر درگیر نبودند. به طور خاص، پنج قسمتشرکت‌کنندگان به دلیل صرف زمان زیادی که از محرک‌ها دور می‌کردند (بیش از 3 واحد SD از میانگین) کنار گذاشته شدند و 167 مورد برای انجام تحلیل‌های نگاه باقی ماندند. این استثناها به کاهش تأثیر مشکلات کالیبراسیون، توجه ناسازگار، و از دست دادن داده ها کمک می کند، که می تواند به چندین عامل، احتمالاً سیستماتیک، نسبت داده شود (مانند نگاه کردن به دور از صفحه، فیزیولوژی چشم، انسداد ردیاب چشم با دست).در شکل3. آزمون t تک نمونه ای (در مقایسه با 0) نشان داد که مردان هنگام نگاه کردن به زنان کاملاً لباس (027/0 = p، 27/0 = d)، زنان نیمه لباس (001/0 &gt; p، 54/0 = d) نگاهی سوگیرانه از خود نشان دادند. اما نیمرخ های نگاه متعادل تر برای مردان کاملاً (001/0 = 0.501، d = 0.08) و تا حدی (0.115 = p، 0.19 d). این یافته تا حدی از فرضیه‌های (H1a و H1b) حمایت می‌کرد که مردان در هنگام نگاه کردن به سوژه‌های مونث نیمه‌ پوشیده، رفتار خیره‌نگر نسبت به بدن نشان می‌دهند، اما نه زنان یا مردان کاملاً لباس پوشیده. آزمون t تک نمونه ای (مقایسه با 0) نشان داد که زنان در هنگام نگاه کردن به مردان کاملاً پوشیده، نگاهی سوگیرانه به سر از خود نشان می دهند (001/0 &gt; p, d = 0.45) اما نیمرخ نگاه متعادل تر برای زنان کاملاً پوشیده (p = p 0.202، d = - 0.13)، زنان نیمه لباس (p = 0.499، d = 0.07) و مردان نیمه لباس (p = 0.167، d = 0.14). این یافته از این فرضیه (H2a) حمایت نمی‌کند که زنان در هنگام نگاه کردن به سوژه‌های زن نیمه‌لباس، رفتاری با نگاه سوگیرانه از خود نشان می‌دهند. با این حال، این فرضیه (H2b) مبنی بر اینکه زنان برای زنان یا مردان کاملاً لباس پوشیده نگاهی سوگیرانه به سر نشان می‌دهند تا حدی تأیید شد.طرز نگاه مطلق بدنبرای تعیین اینکه کدام جنسیت و شرایط تصویر قوی‌ترین تأثیرات مقایسه‌ای توجه بصری به اندام را دارند، یک ANOVA با مدل ترکیبی 2 (جنسیت شرکت‌کننده: مردان؛ زنان) × 2 (جنسیت موضوع: مرد؛ زن) × 2 (نوع لباس: کاملاً؛ جزئی) انجام شد. انجام. یک اثر اصلی جنسیت شرکت‌کننده، F(1، 165) = 5.3، p = 0.023، η2 = 0.03، اثر اصلی جنسیت موضوع،توجه داشته باشید که چهار مورد را نمی توان از مطالعه 1 تا مطالعه مطابقت دادپاف(1، 165) = 61.20،پ 22 و از همبستگی بین معیارهای نگاه حذف شدندو نمرات خود گزارش 1 را مطالعه کنید. دو مورد دیگر موارد فراگیر و تحریک‌آمیز صحیح را برای جنسیت خود در مطالعه 1 تکمیل نکردند و از همبستگی‌های مربوط به این امتیازات حذف شدند.آمار توصیفیآمار توصیفی مدت زمان تثبیت کل برای هر حوزه مورد علاقه و رتبه بندی جذابیت برای هر نوع لباس و جنسیت موضوع در جدول ارائه شده است.3(جدا از همبر اساس جنسیت شرکت کننده). همانطور که در جدول مشاهده می شود3حداقل از نظر عددی، سر مردان کاملاً پوشیده بیشترین توجه را به خود جلب می کرد و بدن مردان کاملاً پوشیده کمترین توجه را برای زنان جلب می کرد. با این حال، برای مردان، بدن تا حدی پوشیده استآزمودنی‌های زن بیشترین و سر زنان نیمه‌لباس کمترین توجه را به خود جلب کردند.طرز نگاه معطوف به اندامبرای نشان دادن ترجیحات نسبی نگاه (بدن در مقابل سر) نسبت به سوژه های مرد و زن، طرحی از تفاوتامتیازات (یعنی محاسبه شده به عنوان میانگین زمان صرف شده برای تثبیت روی بدن از میانگین زمان صرف شده برای تثبیت روی سر) نشان داده شده است.&lt; 0.001، ηp = 0.27، و اثر اصلی پارچهنوع ing، F(1، 165) = 34.90، p &lt;.001، η 2 = 0.17. با این حال، یک تعامل سه طرفه بین نوع لباس، جنس شرکت‌کننده وجود داشت.der، و جنسیت موضوع، F(1، 165) = 4.90، p = 0.028، η 2 = 0.03. برای تجزیه تعامل سه طرفه، ما دو ANOVA پیگیری 2 (نوع لباس: به طور کامل؛ جزئی) × 2 (جنسیت شرکت کننده: مردان؛ زنان) - یکی برای افراد زن و دیگری برای افراد مرد انجام دادیم.برای آزمودنی‌های زن، یک تعامل دو طرفه وجود داشت،اف(1، 165) = 4.40، p = 0.037، η 2 = 0.03. به طور خاص، مردان به طور قابل توجهی توجه بصری به اندام را برای شرایط نیمه لباس نشان دادند (M = 1841.13، SD = 816.20) در مقایسه با شرایط کاملاً پوشیده، (M = 1645.31، SD = 759.02؛ p &lt;d = 0.0. .25)در حالی که زنان تفاوت قابل توجهی در توجه بصری به اندام بین افراد نیمه لباس (79/1387 = M، 69/781 = SD) و شرایط کاملاً پوشیده (24/1428 = M، 24/1272 = SD، 408/0 = p، 05/0 = d) نداشتند. مردان همچنین نگاه بیشتری به بدن نشان می دهند (M = 1841.13، SD = 816.20) در مقایسه با زنان برای شرایط نیمه لباس (M = 1428.24، SD = 833.54؛ 0.002 = p، 0.50 = d) و شرایط کاملاً لباس (Mmen = 316.54). ، SDmen = 759.02؛ Mwomen = 1387.79، SDwomen = 781.69؛ p = 0.035، d = 0.33). بنابراین، این نتایج با این فرضیه (H3) مطابقت دارد که مردان در شرایط نیمه لباس در مقایسه با زنان و شرایط کاملاً لباس، توجه بصری به اندام بیشتری را به سوژه های زن نشان می دهند، همانطور که توسط تعامل نشان داده می شود.جدول 3 آمار توصیفی برای تثبیت و جذابیت کلی بر اساس نوع لباس و مناطق مورد علاقه برای افراد زن و مرد(n = 167)AOIمنطقه مورد علاقه مدت زمان تثبیت بر حسب میلی ثانیه است. جذابیت (نیست) در یک معیار 6 درجه ای رتبه بندی می شودشکل 3منظور داشتنامتیازات تفاوتبین مدت زمان تثبیت سر و بدن در شرایط لباس پوشیدن برای مردان و زنان.نمرات مثبت نشان دهنده ارجحیت برای بدن و نمرات منفی نشان دهنده ترجیح برای سر است. نوارهای خطا نشان دهنده فاصله اطمینان 95٪ است📷📷10009008007006005004003002001000-100-200-300-400-500-600-700-800-900-1000زنان مردان📷برای آزمودنی‌های مرد، تأثیر اصلی نوع لباس وجود داشت،اف(1، 165) = 44.73، p &lt;.001، ηp2 = 0.21، اما هیچ تأثیر اصلی جنسیت شرکت‌کننده، F(1، 165) = 2.70، p = 0.102، η2 = 0.02، یاشرایط کاملاً پوشیده (M = 1214.48، SD = 752.43؛ p &lt;.001،د= 0.30).پتعامل، F(1، 165) = 0.117،پ 2= .732، ηp = .00. به طور مشخص،شرکت کنندگان، به طور کلی، توجه بصری به اندام بیشتری را برای شرایط نیمه لباس نشان دادند (M = 1447.41، SD = 810.78) در مقایسه باهمبستگی بین حرکات چشم و گزارش خودبرای بررسی ارتباط بین نگرش های خود گزارش شده و طرز نگاه، همبستگی بین دو معیار نگاه (نگاه مطلق به بدن و توجه بصری به اندام نسبت به نگاه سر)، نمرات فراگیر و تحریک آمیز، نگرش های پذیرش باور غلط تجاوز جنسی، و استفاده از پورنوگرافی در جدول گزارش شده است.4. برای مردان، معیار «نگاه هیز» به اندام عملکرد نسبتاً خوبی داشتهمبستگی مثبت بزرگ (0.33-0.44) با نگاه مطلق و نسبی بدن، اما فقط برای زنان نیمه لباس. برای زنان، «نگاه هیز» نیز با نگاه مطلق و نسبی به بدن همبستگی مثبت (0.20-.24) داشت، اما فقط برای مردان نیمه پوشیده، و تنها با قدرت کوچک تا معمولی. بنابراین، این فرضیه (H4) مبنی بر اینکه «نگاه هیز» به بدن با طرز نگاه اندازه‌گیری شده به طور عینی ارتباط دارد، تنها تا حدی پشتیبانی می‌شود، زیرا توجه بصری به اندام و نگاه نسبی بدن در زنان (به سمت مردان) و مردان (به سمت زنان) با «نگاه هیز» فقط برای افراد نیمه‌لباس مرتبط است. فاعل، موضوع.«نگاه هیز» در مردان نیز مثبت بودبا هر سه خرده معیار IRMAS (25/0-25/0) اما با استفاده از پورنوگرافی مرتبط نیست. به همین ترتیب، در زنان، «نگاه هیز» با همه خرده معیار‌های پذیرش باور غلط تجاوز (40/27 تا 40/0) و استفاده از پورنوگرافی (36/0) همبستگی مثبت داشت. به این ترتیب، و مطابق با مطالعه 1 و فرضیه مطالعه 2 ما (H5)، «نگاه هیز» به طور مثبت با نگرش های باور غلط تجاوز جنسی و به طور انتخابی با استفاده از پورنوگرافی در مردان و زنان همبستگی مثبت داشت. در مردان، تمام معیارهای نگاه مطلق و نسبی بدن نسبت به افراد زن با خرده معیار‌های پذیرش باور غلط تجاوز به عنف قربانی همبستگی مثبت داشت (33/0-29). در زنان، تنها نگاه مطلق و نسبی بدن به سوژه‌های مرد نیمه‌پوشیده با یکی از خرده‌معیار‌های باور غلط سرزنش تجاوز جنسی قربانی همبستگی مثبت داشت (22/0-37/0). به این ترتیب، این نتایج تنها تا حدی از فرضیه ما (H6) حمایت می‌کند، زیرا نگاه به بدن اندازه‌گیری شده به طور عینی با نگرش‌های پذیرش باور غلط تجاوز جنسی مرتبط بود، اما نه استفاده از پورنوگرافی در مردان و زنان.پایایی آزمون-آزمون مجدد برای هر دو خرده معیار فراگیر و تحریک کننده در مردان و زنان با استفاده از ضرایب همبستگی درون کلاسی ارزیابی شد. برای مردان، خرده‌معیار‌های فراگیر (84/0) و زیرمعیار‌های تحریک‌آمیز (83/0) پایایی آزمون-بازآزمایی خوبی از زمان 1 تا زمان 2 به دست آوردند. به طور مشابه، برای زنان، زیرمعیار‌های فراگیر (76/0) و زیرمعیار‌های تحریک‌آمیز (82/0) نتیجه دادند. پایایی آزمون-بازآزمایی خوب از زمان 1 تا زمان 2. شواهد پایایی آزمون مجدد-آزمون خوب با فرضیه ما مطابقت داشت (H7).در مورد جلب توجه بصری به اندام نیز، یک مورد متشکل ازالگوی همبستگی مثبت نسبتاً بزرگ با نگرش پذیرش باور غلط تجاوز، به ویژه برای زنان (.39-.66). به این معنا که زنانی که درگیر جلب توجه بصری به اندام می‌شوند، بیشتر از نگرش‌هایی حمایت می‌کنند که تقصیر را به قربانیان زن نسبت می‌دهند. به طور مشابه، برای مردانی که درگیر جلب توجه بصری به اندام می‌شوند، احتمال بیشتری وجود داشت که نگرش‌های پذیرش باور غلط تجاوز را که مقصر دانستن قربانیان زن و نیز نگرش‌هایی که عاملان آن را تبرئه می‌کنند، تأیید کنند.بحث عمومیهدف از مطالعه حاضر ایجاد یک ابزار اندازه گیری جدید برای اجرا و برانگیختن نگاه های جنسی شیء انگارانه است. این هدف ناشی از فقدان ابزارهای موجود در ادبیات و این فرض است که گیرندگان رفتار توجه بصری به اندام تأثیری بر دریافت توجه بصری به اندام دارند یا ترجیح می دهند. این امر نشان می‌دهد که برخی از دریافت‌کنندگان توجه بصری به اندام ممکن است عمداً به دنبال جلب توجه بصری دیگران باشند، یا حداقل دیگران را از خیره شدن به بدن خود بازنمی دارند. ما همچنین سعی کردیم عناصر فراگیر (پوشانی، ناآگاهی از نظر زمینه، مشکلات بازداری) را در معیار‌های خود جاسازی کنیم تا روش مضری را که نگاه عینی‌سازی جنسی در ادبیات توصیف شده است منعکس کنیم. مطابق با اهداف مطالعه، ما شواهدی برای دو معیار معادل در مردان و زنان یافتیم که تمایل به درگیر شدن و تلاش برای دریافت توجه بصری به اندام را تخمین می‌زند. هر دو معیار از طریق همبستگی های معمولی تا بزرگ با معیارهای شی‌ء‌ انگارانه جنسی همزمان و همگرا، سازگاری درونی خوب و پایایی آزمون-آزمون مجدد تأیید شدند.رفتار «نگاه هیز»معیار رفتار «نگاه هیز» بر معیار توجه بصری به اندام توسعه یافته توسط Gervais و همکاران گسترش می یابد. (2018) با اشاره به مجموعه گسترده تری از رفتارها که شامل تمایل فراگیر به خیره شدن به بدن جنس مخالف است. مطابق با تحقیقاتی که فرض می‌کند مردان به احتمال زیاد درگیر شیء‌سازی جنسی هستندالگوهای نگاه (بارکت و همکاران،2018; جروایس و همکاران،2018; هولت و همکاران،2019مردان از نظر «نگاه هیز» به طور قابل توجهی بالاتر از زنان امتیاز گرفتند.ما همچنین شواهدی پیدا کردیم مبنی بر اینکه «نگاه هیز» گزارش شده توسط خود به شدت با Gervais و همکاران مرتبط است. (2018) معیار توجه بصری به اندام برای زنان (0.62) و مردان (0.86). در حالی که این تداعی ها نشان دهنده قابل توجه استتنوع مشترک (به ترتیب 38 و 74 درصد)، همچنین پیشنهاد می کندکه معیار جدید تفاوت هایی را ارائه می دهد،به خصوص برای زنان یعنی می توان فرض کرد که طرز نگاه زنانه نسبت به مردان کمتر همگن است. در واقع، Gervais و همکاران. (2018) در سؤالات بعدی خود گزارش کردندکه 51 درصد از مردان گزارش کرده اند که این نوع رفتارها را فقط به سمت «زنان» هدایت می کنند، در حالی که تنها 26 درصد از زنان گزارش کرده اند که این نوع رفتارها را به سمت «فقط مردان» هدایت می کنند. این امر بر اهمیت تمایز واضح تر جهت گیری جنسی و جنسیت هنگام اندازه گیری نگاه تأکید می کند، در غیر این صورت انگیزه های انجام رفتار مبهم تر است. درک بهتر گرایش جنسی تماشاگر و جنسیت گیرنده، نتیجه گیری مطمئن تری را در مورد ارتباط بین نگاه و نگرش های جنسیتی امکان پذیر می کند.در هر دو مطالعه ما، رفتار «نگاه هیز» تصحیح می کندبه ویژه با نگرش های تجاوز جنسی به تعویق افتاده استافزایش سرزنش قربانی در زنان و مردان در حالی که با توجه به ماهیت دگرجنس‌گرایانه جنسیت، ممکن است این ارتباطات برای مردان قابل تفسیرتر باشد📷📷    📷           📷جدول 4 همبستگی برای معیارهای نگاه عینی و خودگزارشی بدن، معیار پذیرش باور غلط تجاوز جنسی در ایلینوی، و استفاده از پورنوگرافی، به طور جداگانه برای مردان و زنان گزارش شده است.(جزئي)(جزئي)به این معنی است کهبه این معنی است کهIRMASمعیار پذیرش اسطوره تجاوز جنسی در ایلینوی،به طور کاملکاملاً پوشیده، جزئی لباس پوشیده، T1 Time 1، T2 Time 2. اندازه‌های افکت معمولی (0.20) تا نسبتاً بزرگ (.30+) در خط پررنگ همبستگی‌ها برای قابلیت اطمینان ناقص تصحیح شده‌اند (به جز استفاده از پورنوگرافی). به دلیل انحراف مثبت، همبستگی با پورنوگرافی با استفاده از اسپیرمن رو تخمین زده شدموارد تجاوز (به عنوان مثال، جنایتکار مرد و قربانیان زن)، آن استجالب است که آنها برای زنان نیز وجود دارند. به طور خاص، مردانی که نگاه هیز به بدن زنان دارند، ممکن است بیشتر تصور کنند که زنان رفتار جنسی خشن را نسبت به آنها دعوت می کنند یا تحمل می کنند. برای زنان، رفتار «نگاه هیز» آنها نسبت به مردان نیز با نگرش های سرزنش قربانی مرتبط است. به این معنا که زنان در مطالعه ما که نگاه هیز به بدن مردان دارند، به احتمال بیشتری مسئولیت نقش زنان در تجاوز جنسی را نسبت می‌دهند.این احتمال که «نگاه هیز» به بدن نشانه ای از علاقه جنسی یا رابطه است با نمرات «نگاه هیز» بدن به طور قابل توجهی بالاتر در زنان مجرد در مقایسه با به زنان دارای شریک پشتیبانی می شود.یعنی «نگاه هیز» زنان به مردان ممکن است نشان دهنده رفتار جفت جویی باشد. در مقابل، در مردان، رفتار «نگاه هیز» به نظر نمی رسد که نشانه ی وضعیت رابطه باشد. به این معنا که مردان مجرد در مطالعه ما به اندازه مردان دارای شریک احتمال داشت که در رفتار توجه بصری به اندام شرکت کنند.مهمتر از همه، نگاه هیز به اندام خودگزارش شده با طرز نگاه به بدن اندازه گیری شده در زنان و مردان همبستگی مثبت داشت اما فقط برای افراد نیمه پوشیده. این تا حدودی غیرمنتظره است زیرا تصور می شد «نگاه هیز» در شرایطی که ظاهر گیرنده لزوماً توجه بصری به اندام را تشویق نمی کند (مثلاً با لباس کامل) ادامه دارد. در حالی که مردان در حین کار ردیابی چشم با زنان کاملاً لباس پوشیده رفتار نگاه معطوف به اندام  از خود نشان دادند، این با نگاه خود گزارش شده بدن مطابقت نداشت. در حالی که این را می توان تا حدی با تطابق ضعیف مستند بین روش های خودگزارشی و رفتاری توضیح داد (دانگ و همکاران،2020) چند احتمال دیگر نیز وجود دارد. به عنوان مثال، مطابقت بین رفتار توجه بصری به اندام و گزارش خود، به ویژه برای مردان، ممکن است برای شرایط نیمه لباس بیشتر باشد، زیرا مهار توجه بصری به اندام دشوارتر است. تحت شرایطی که بدن پنهان است، شرکت کنندگان می توانند این رفتارها را راحت تر مهار کنند، حتی اگر مستعد نشان دادن آنها در دنیای واقعی باشند.ما همچنین گمان می کنیم که ماهیت تصویر ممکن است ارتباط بین توجه بصری به اندام را که به طور عینی و ذهنی اندازه گیری شده است محدود کرده باشد. به طور خاص، سوژه‌های موجود در تصاویر، تماس چشمی درک شده را نشان می‌دهند و تنها از یک زاویه تمام جلو مشاهده می‌شوند که نشان‌دهنده بخش کمی از فرصت‌های توجه بصری به اندام در دنیای واقعی است. به این معنا که وقتی به یک سوژه از زوایای مختلف نگاه می‌شود (مثلاً از پشت) و زمانی که تماس چشمی وجود ندارد،  نگاه به بدن ممکن است بیشتر باشد. تحقیقات نشان می دهد که تماس چشمی درک شده می تواند نگاه متقابل چشمی را تشویق کند (Senju &amp; Hasegawa,2005; استریک و همکاران،2008) بنابراین طرزنگاه خیره به سر، به جای رفتار خیره کننده به بدن تسهیل می شود  . داده‌های ما تأیید می‌کنند که، حتی اگر شرکت‌کنندگان رفتار خیره‌نگر بدن در دنیای واقعی خود را به‌طور دقیق گزارش کنند، ممکن است همچنان با طرز نگاه آزمایشگاهی مطابقت نداشته باشد زیرا محرک‌های بینایی معمولاً فاقد اعتبار خارجی هستند. محققان به زودی قادر خواهند بود با استفاده از شبیه سازی های واقعیت مجازی برای افزایش وفاداری و اعتبار خارجی بر این مسائل غلبه کنند. در حین ردیابی چشم درواقعیت مجازی هنوز در حال ظهور است (به عنوان مثال، کلی و همکاران،2019; مایسنر و همکاران،2019، انتظار داریم به زودی شاهد مطالعاتی با استفاده از این فناوری باشیمبرای کشف شی انگاری جنسیرفتار تحریک آمیز توجه بصری به انداممعیار جلب توجه بصری به اندام طراحی شده سنجش اینکه افراد چه میزان توجه بصری دیگران را به اندام خود دعوت می کنند، که استدلال می شود که برای درک شیوع نگاه شی‌ء‌ انگارانه جنسی در مردان و زنان اساسی است. ما دریافتیم که زنان نسبتاً کم (M = 1.59) رفتار تحریک کننده توجه بصری به اندام را گزارش کردند، و این به طور قابل توجهی کمتر از مردان بود (M = 1.89). به این ترتیب، هر استدلالی که ادعا می کند زنان بیشتر از مردان به توجه بصری به اندام دعوت می کنند، توسط داده های ما پشتیبانی نمی شود. جالب توجه است که جلب توجه بصری به اندام در زنان مجرد به طور قابل توجهی بیشتر از زنان شریک زندگی است، که نشان می دهد زنان مجرد ممکن است از جلب توجه بصری به اندام به عنوان یک استراتژی جفت جویی استفاده کنند. در مقابل، وضعیت رابطه، تایید مردان از رفتارهای تحریک آمیز توجه بصری به اندام را متمایز نمی کند. این با تحقیقاتی مطابقت دارد که نشان می‌دهد زنان در مقایسه با مردان، بیشتر به خودجنس‌گرایی به‌عنوان یک استراتژی ارتقای خود برای جفت‌جویی متکی هستند (Bendixen &amp; Kennair,2015; اشمیت و اتوبوس،1996). محققان تکاملی خاطرنشان می‌کنند که خودنمایی از طریق بهبود ظاهر می‌تواند شامل طیف وسیعی از استراتژی‌ها (به عنوان مثال، لوازم آرایشی، لباس، مدل‌دهی/حذف مو، رژیم غذایی، و ورزش) باشد که بسیاری از آنها مستقیماً بر ظاهر بدن تأثیر می‌گذارند و انگیزه‌های مشابهی با اهداف جفت یابی دارند. (دیویس و آرنوکی،2022). با این حال، معیار جلب توجه بصری به اندام ما فقط طیف باریکی از این استراتژی‌ها (آشکار کردن لباس) را نشان می‌دهد و ممکن است لزوماً با این تلاش‌های گسترده‌تر برای بهبود ظاهر که احتمالاً به اهداف دیگری مانند رقابت بین‌جنسی خدمت می‌کنند، مطابقت نداشته باشد (داروین،1871).مطالعه ما اولین تلاش را برای تایید یک معیار تحریک توجه بصری به اندام در زنان و مردان ارائه کرده است. برای مردان، با تمام معیارهای نگرش بدن، عینیت بخشی بین فردی، استفاده از پورنوگرافی، و هیجان طلبی همبستگی مثبت داشت. این یافته که رفتار تحریک‌ کننده توجه بصری به اندام به طور مثبت با پیشرفت‌های جنسی ناخواسته در مردان مرتبط است، به‌ویژه از آنجایی که این ارتباط برای زنان وجود نداشت، قابل توجه است. به این معنا که مردانی که درگیر تحریکات بیشتر به بدن هستند، در معرض خطر بیشتری برای دریافت پیشرفت‌های جنسی ناخواسته قرار دارند. یکی از محدودیت‌های زیرمعیار پیشرفت‌های ناخواسته این است که جنسیت خاص ندارد، بنابراین مشخص نیست که آیا این پیشرفت‌ها از سوی زنان است یا مردان. با این حال، برای زنان مورد مطالعه ما، به نظر نمی رسد که درگیر شدن در جلب توجه به بدن، آنها را در معرض خطر بیشتری برای دریافت پیشرفت های جنسی ناخواسته قرار دهد. این همچنین نشان می دهد که زنانی که از جلب توجه بصری به اندام به عنوان یک استراتژی برای جلب توجه جنسی مردان استفاده می کنند، بعید است که پیشرفت های جنسی بعدی را &quot;ناخواسته&quot; درک کنند. این الگوی نتایج گمانه‌زنی‌هایی را در مورد اینکه چگونه پیشرفت‌های جنسی ممکن است توسط مردان و زنان به‌طور متفاوتی درک شود، ایجاد می‌کند و سزاوار کاوش بیشتر است. زنان و مردان همچنین رابطه مثبتی بین جلب توجه بصری به اندام و استفاده از پورنوگرافی نشان دادنددر هر دو مطالعه، نشان می دهد کهقرار گرفتن در معرض مصرف پورنوگرافی ممکن است به اتخاذ رفتارهای نمایشی کمک کند. این ارتباط برای زنان در دو مطالعه سازگارتر بود. از آنجایی که پورنوگرافی جریان اصلی اغلب زنان را به عنوان محرک جنسی نشان می دهد (فریتز و پل،2017; کلاسن و پیتر،2015مدل‌سازی رفتار تحریک‌آمیز توسط مردان در پورنوگرافی، در مقایسه با زنان، ممکن است کمتر رایج باشد، و بنابراین احتمال کمتری برای تشویق رفتارهای تحریک‌آمیز در مصرف‌کنندگان مرد وجود دارد.هم برای زنان و هم برای مردان، جلب توجه به بدن رابطه مثبتی با نگرش‌های تجاوز جنسی داشت. از همه مهمتر، دردر مطالعه 2، زنانی که گزارش کردند درگیر جلب توجه بالاتر بدن بودند، احتمال بیشتری داشت که موارد را در زیر معیار «او آن را می‌خواست» (rs = 0.60-.66) تأیید کنند. این موارد عمدتاً به زنانی اشاره دارد که از رابطه جنسی اجباری و تجاوز جنسی لذت می برند یا تحمل می کنند. ارتباط مثبت قوی (0.38-0.40) بین جلب توجه بصری به اندام و خرده معیار &quot;او آن را خواست&quot; در زنان همچنین نشان می دهد که زنانی که درگیر جلب توجه بالاتر بدن هستند، تشخیص می دهند که جلب توجه بصری به اندام، از سوی مردان به عنوان یک دعوت درک می شود. برای رابطه جنسی یافته‌هایی که ارتباط بین رفتارهای تحریک‌آمیز و افزایش نگرش‌های سرزنش‌کننده قربانی را در زنان برجسته می‌کنند، برای توضیح گزارش کمتر تجاوز جنسی مفید هستند (کلی و استرمک،2008; تیلور و گسنر،2010) زیرا برخی از زنان ممکن است مسئولیت قربانی شدن را بپذیرند و کمتر احتمال دارد تخلفی را گزارش کنند.ما همچنین شواهدی پیدا کردیم که نشان می‌دهد هیجان طلبی با جلب توجه بصری به اندام در زنان و مردان همبستگی مثبت دارد. این نشان می‌دهد که افرادی که ویژگی‌های تازه‌طلبی دارند، بیشتر بدن خود را در معرض دید دیگران قرار می‌دهند، و با توجه به اینکه احساس جویی با تعداد شرکای جنسی همبستگی مثبت دارد (چارنیگو و همکاران،2013چنین افرادی ممکن است از این به عنوان یک استراتژی برای تامین امنیت شریک جنسی استفاده کنند. در زنان، لذت جنسیهمچنین به طور قوی با جلب توجه به بدن مرتبط بود، که بیشتر نشان دهنده ارتباط بین خود جنسی سازی و نمایش بدن فرد بود (لیس و همکاران،2011).با توجه به همپوشانی بین نگرش های خود شیء سازیو جلب توجه بصری به اندام، شواهد بیشتری از این امر در مردان نسبت به زنان پیدا کردیم. در حالی که نظارت بر بدن رابطه مثبتی با جلب توجه به بدن در زنان داشت، شرم از بدن، تمایل به لاغری یا ورزشکار بودن رابطه مثبتی نداشت. در مقابل، برای مردان، ارتباط مثبت بین جلب توجه به بدن و میل به لاغری و ورزشی بودن نشان می دهد که جلب توجه بصری به اندام ممکن است یکی از مظاهر نگرش های خود شیئی درونی شده باشد. در واقع، این با تحقیقاتی مطابقت دارد که نشان می‌دهد نگرش‌های خود شیئی‌سازی در مردان با تمایل به عضلانی بودن و انگیزه آنها برای ورزش کردن برای ظاهر مرتبط است (Oehlhof et al.,2009; استرلان و هارگریوز،2005). به طور کلی، ارتباط بین جلب توجه بصری به اندام و نگرش به بدن، نگرش به تجاوز، استفاده از پورنوگرافی، و لذت بردن از جنسیتتأیید می کند که معیار جلب توجه بصری به اندام یکی از ویژگی های مهم شیء انگاری جنسی است.مفاهیمبا توجه به اینکه «نگاه هیز» به بدن و رفتارهای تحریک کننده نگاه به بدن هر دو پدیده های اجتماعی قابل مشاهده هستند، نتایج مطالعه حاضر چندین پیامد را مطرح می کند. به طور خاص، این رفتارها ممکن است نشانه یهای اجتماعی مفیدی برای نگرش ها و نیات جنسی ناسازگار برای زنان و مردان باشد. عینیت‌سازی جنسی و مکانیسم‌های مرتبط با آن برای توضیح اینکه چگونه می‌توان بهزیستی اجتماعی و عاطفی افراد را به دلیل ارزش ویژگی‌ها و عملکردهای جنسی آن‌ها، به ویژه در زمینه تجاوز جنسی، مغلوب کرد یا نادیده گرفت، مفید است (برنارد و همکاران،2015; Loughnan و همکاران،2013). با نشان دادن اینکه نگاه با نگرش‌های تجاوز جنسی مرتبط است، شواهد بیشتری ارائه کرده‌ایم که نشان می‌دهد طرز نگاه ممکن است به عنوان یک نشانه ی برای افرادی باشد که ممکن است در معرض خطر تبدیل شدن به شکارچیان یا قربانیان جنسی باشند. همچنین مهم است که بدانیم، تحت برخی شرایط، دریافت توجه بصری به اندام به خودی خود ممکن است به اندازه کافی مضر باشد، زیرا زنان قربانی افزایش جنسیت‌گرایی خیرخواهانه و نگرش‌های خود شیئی‌سازی را گزارش می‌کنند (هلند).و همکاران،2017; کوزی و همکاران،2007; سائز و همکاران،2016). بنابراین، گسترش ظرفیت ما برای اندازه گیری توجه بصری به اندام برای درک بیشتر ما از عواقب شی انگاری جنسی بر این گیرندگان مهم است.یک مفهوم نظری کلیدی که توسط مطالعه حاضر مطرح شده استدرک اهمیت جلب توجه بصری به اندام به عنوان یکی از اجزای شی انگاری جنسی. شواهد ارائه شده در اینجا نشان می دهد که رفتار تحریک آمیز دارای ارزش نظری استبرای تقویت درک ما از شیئی سازی جنسی در زنان و مردان، به ویژه در مورد خود شیئی سازی در مردان و تأیید نگرش های تجاوز جنسی در هر دو جنس. بنابراین، ما امیدواریم که مفهوم‌سازی و ابزار اندازه‌گیری متناظر ما، محققان آینده را تشویق کند تا تحریکات توجه بصری به اندام را در تحقیقات نظری و تجربی خود بگنجانند.محدودیت ها و مسیرهای آیندهدر حالی که مطالعه ما کمک ارزشمندی به ادبیات شی‌ء‌ انگارانه جنسی می کند، ما اذعان می کنیم که چندین محدودیت وجود دارد که نتیجه گیری ما را محدود می کند. به طور خاص، نظرسنجی طولانی خود گزارشی ما احتمالاً خطای اندازه گیری را معرفی کرده است و ما مطلوبیت اجتماعی را کنترل نمی کنیم. ما همچنین متذکر می شویم که دریافت داده های بیشتری در مورد فعالیت های جنسی شرکت کنندگان (به عنوان مثال، تعداد شرکای جنسی، ریسک جنسی، ارتکاب تجاوز جنسی)، از جمله معیار کامل ISOS-P (که بخشی از آن منتشر شد) مطلوب بود. از طریق جمع آوری داده های ما)، و همچنین تلاش های جفت گیری (به عنوان مثال، آلبرت و همکاران،2021). در واقع، ما تشخیص می‌دهیم که دستور کار مهمی برای بررسی ارتباط بین رفتارهای توجه بصری به اندام با تلاش‌های جفت‌گیری سازگار و ناسازگار وجود دارد.با توجه به محرک های ردیابی چشم، ما همچنین به چندین محدودیت اشاره می کنیم. اولاً، استفاده از تصاویر استودیویی از یک پایگاه داده حرفه ای به این معنی است که در حالی که کیفیت تصاویر بالا بود،مدل ها از نظر جذابیت، سن و قومیت تا حدودی همگن بودند. در حالی که نمونه‌های شرکت‌کننده ما از نظر سنی متنوع بودند، آنها همچنین عمدتاً از نظر قومی همگن بودند (بیشتر سفیدپوست). این امر تعمیم داده های ما را به رفتار خیره کننده شرکت کنندگان سفیدپوست نسبت به سوژه های سفید نسبتا جذاب محدود می کند. با توجه به اینکه جذابیت بصری و قومیت یک سوژه، تعدیل کننده های شناخته شده نگاه شی‌ء‌ انگارانه جنسی هستند (اندرسون و همکاران،2018; جروایس و همکاران،2013; هولت و همکاران،2019، ما محققان آینده را تشویق می کنیم که از نمونه های متنوع تری استفاده کنندو به سوژه هایی با دامنه قومیت، سن و جذابیت بیشتری نگاه کنید.ثانیاً، استفاده از تصاویر ثابت تمام جلویی اعتبار خارجی را محدود می‌کند، زیرا انسان‌های واقعی پویا هستند و از زوایای مختلف به آنها نگاه می‌شود. در نهایت، تماس چشمی درک شده از سوژه ها با ناظر نیز ممکن است بر نگاه تأثیر بگذاردرفتار - اخلاق. ما گمان می کنیم که تمایل به درگیر شدن در «نگاه هیز» به بدن ممکن است با مشاهده سوژه از پشت و/یا تماس چشمی درک شده افزایش یابد. ما پیشنهاد می کنیم که این عوامل (زاویه دید، تماس چشمی) به صورت تجربی آزمایش شوند تا شرایطی را که تحت آن یک فرد ممکن است در برابر دریافت توجه بصری به اندام آسیب پذیرتر باشد، مورد آزمایش قرار گیرد. ما همچنین محققان آینده را تشویق می‌کنیم که از روش‌های تجربی و/یا طولی برای تعیین اینکه چه عواملی در سبک زندگی ممکن است «نگاه هیز» را تسهیل کنند، استفاده کنند. به عنوان مثال، ما شواهد محدودی را در زنان یافتیم که نشان می‌دهد استفاده از پورنوگرافی با نگاهی که خود گزارش شده است، اما نه با نگاهی که به طور عینی اندازه‌گیری شده است، مرتبط است. با توجه به اینکه پورنوگرافی شاید پرکارترین نمونه از رسانه های تصویری جانبدارانه بدن باشد (فریتز و پل،2017; کلاسن و پیتر،2015انجام آزمایش‌هایی برای تعیین اینکه آیا می‌تواند به بدن نگاه کند یا خیر، ارزشمند استرفتار در زنان و مردانعلیرغم محدودیت ها، مطالعات ما نیز دارای چندین مورد استنقاط قوت. در ابتدا، ما از یک طرح دو مطالعه استفاده کردیم که در آن امواج چندگانه داده جمع‌آوری شد.ثانیا، ما همچنین از ترکیبی از روش‌های خودگزارش‌دهی و رفتاری برای تخمین و اعتبار طرز نگاه استفاده کردیم. نمونه ما همچنین یکی از بزرگترین مطالعات ردیابی چشم در مورد شیء انگاری جنسی تا به امروز است و یکی از معدود مطالعاتی است که طرز نگاه زنان و مردان را نسبت به زنان و مردان اندازه گیری کرده است. در نهایت، محرک های ردیابی چشم ما، در مقایسه با مطالعات قبلی، با توجه به وضوح تصویر و تطابق سوژه در شرایط جزئی و کاملاً پوشیده از کیفیت بالایی برخوردار بودند. مطالعات قبلی در مورد مقایسه نگاه برای افراد دارای جنسی و غیرجنسی، به طور قابل توجهی سختگیری کمتری در ثبات محرک های آنها در شرایط مختلف داشتند (به عنوان مثال، Numenmaa و همکاران،2012). ما تشخیص می دهیم، با این حال،چالش در ایمن سازی تصاویر با کیفیت بالا و منطبق در زمانی که به دنبال تعمیم فراتر از آزمایشگاه هستید.نتیجه گیریدر مطالعه خود، ما درک توجه بصری به اندام را با استفاده از خود گزارش دهی و اقدامات رفتاری و همراهی گسترش داده ایم.آنها با ویژگی های شی انگاری جنسی. ما ابزارهای اندازه گیری جدیدی ایجاد کرده ایم و توضیح داده ایمروش‌هایی برای ثبت رفتارهای خیره‌کننده جنسی که ممکن است برای محققان آینده مفید باشد. مهمتر از همه، معیار‌های جدیدی که ما ایجاد کرده‌ایم ممکن است به برخی از محققان بدون دسترسی به ردیابی چشم کمک کند تا به طور معنی‌داری در مطالعه طرز نگاه جنسی عینی‌ساز کمک کنند. نتایج ما تداعی‌های قابل‌توجهی را ارائه می‌دهد که بیشتر چارچوب نظری پیرامون شی‌سازی جنسی را نشان می‌دهد. نتایج کلیدی به شرح زیر است.رفتار «نگاه هیز» در زنان نسبت به مردان ممکن است نشانه ی مجرد بودن یک زن، استفاده از پورنوگرافی، بیشتر مقصر دانستن قربانیان تجاوز جنسی زنان باشد، و تصور می کند که زنان رفتار جنسی خشن را تحمل می کنند. جلب توجه بالا در زنان به مردان ممکن است نشانه ی این باشد که یک زن مجرد است، از پورنوگرافی استفاده می کند، در هیجان طلبی زیاد است، از جنسی شدن لذت می برد، احتمال بیشتری دارد که قربانیان تجاوز جنسی زن را مقصر بداند، و فرض می کند که زنان رفتار جنسی خشن را تحمل می کنند.نگاه هیز زیاد به اندام زنان ممکن است نشانه ی این باشد که مرد بیشتر قربانیان تجاوز جنسی را مقصر می‌داند و تصور می‌کند که زنان رفتار جنسی خشن را تحمل می‌کنند. جلب توجه بالا به بدن در مردان نسبت به زنان ممکن است نشانه ی این باشد که مرد خود شیئی می کند، در هیجان طلبی زیاد است، بیشتر احتمال دارد قربانیان تجاوز جنسی زن را مقصر بداند، و فرض می کند که زنان رفتار جنسی خشن را تحمل می کنند. یک یافته کلیدی این بود که مردانی که درگیر تحریکات توجه بصری به اندام به زنان بودند نیز گزارش دادند که در معرض خطر بیشتری برای تجاوز جنسی قرار دارند، اما این مورد برای زنانی که رفتار تحریک آمیز توجه بصری به اندام انجام می دهند صدق نمی کند.</description>
                <category>ترجمان حجاب</category>
                <author>ترجمان حجاب</author>
                <pubDate>Thu, 29 Feb 2024 00:09:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زنانی که لباس تحریک‌آمیز می‌پوشند، به‌دلیل تلقی بندوباری، توسط سایر زنان مورد قضاوت منفی قرار می‌گیرند</title>
                <link>https://virgool.io/@mosleh/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D8%A2%D9%85%DB%8C%D8%B2-%D9%85%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%B4%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%AA%D9%84%D9%82%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%82%D8%B6%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%85%D9%86%D9%81%DB%8C-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%86%D8%AF-y56oga2vj7w1</link>
                <description>یک جفت مطالعه منتشر شده در مجله  Personality and Individual Differences  روشن می کند که چگونه رقابت بین جنسی ممکن است بر قضاوت زنان در مورد زنان دیگر تأثیر بگذارد. شرکت‌کنندگان زن وقتی یک زن را با لباس‌های فاش‌کننده تصویر می‌کردند، در مقایسه با لباس‌های غیر فاش‌کننده، منفی‌تر قضاوت می‌کردند - و این ناشی از این تصور بود که این زن که لباس تحریک‌آمیز به تن می‌کرد، احتمال بیشتری داشت که یک شب می‌نشیند.نویسندگان این مطالعات، جسیکا دی. آیرز و آرون تی. گوتز، در حال بررسی توضیح جدیدی برای اینکه چرا زنان اغلب به دلیل پوشیدن لباس های تحریک آمیز تحقیر می شوند، بودند. محققان پیشنهاد کردند که رقابت زنان برای جفت، زنان را به انتقاد دسته جمعی از زنانی که از نظر جنسی سهل‌انگیز می‌دانند، سوق می‌دهد. از آنجایی که آشکار کردن لباس به عنوان نشانه ای برای هرزگی عمل می کند، زنان انگیزه دارند تا از سایر زنانی که به شیوه های آشکار لباس می پوشند انتقاد کنند.فرضیه محققان تا حدی از نظریه اقتصاد جنسی الهام گرفته شده است، که معتقد است تعاملات جنسی را می توان با یک بازار مقایسه کرد. مردان خریدارانی هستند که به دنبال داشتن رابطه جنسی هستند و زنان تامین کنندگان آن هستند. مانند یک بازار، رقابت بین تامین کنندگان می تواند هزینه این منبع را کاهش یا افزایش دهد. برای حفظ قدرت چانه زنی خود، زنان ممکن است برای محکوم کردن سایر زنانی که هزینه رابطه جنسی را از طریق بی بند و باری کاهش می دهند، هماهنگ کنند.آیرز، استادیار دانشگاه ایالتی بویز، توضیح داد: «در پایان تحصیلاتم در مقطع لیسانس زمانی به این رشته از تحقیقات علاقه مند شدم که متوجه شدم بیشتر ادبیات رقابت بین جنسی بر رقابت بین جنسی مردان متمرکز شده است. زمانی که شروع به مطالعه بیشتر در مورد این موضوع کردم، متوجه شدم که این به این دلیل است که اکثر محققان با تفسیر نظریه داروین در مورد انتخاب جنسی موافقت کردند که در آن نرهای یک گونه به عنوان جنس رقیب و ماده یک گونه به عنوان یک جنس خجالتی و انتخابگر در نظر گرفته می شوند. ارتباط جنسی.&quot;«در حالی که مجموعه‌ای قوی از ادبیات به پیش‌بینی‌های حاصل از این چارچوب می‌پردازد، برای من عجیب است که تعداد کمی از محققان بررسی کرده‌اند که چگونه زنان ممکن است همچنان در حالی که جنس برگزیده‌ی نوع بشر باقی می‌مانند، رقابت کنند - به‌ویژه اگر زنان در حال رقابت/پرخاشگری باشند. بیش از اعمال و رفتارهایی که به نظر می رسد خارج از حوزه جفت گیری فوری هستند. شروع کردم به فکر کردن در مورد اینکه چگونه زنان اغلب توسط زنان دیگر (اما نه توسط مردان) به دلیل انتخاب لباسشان محکوم می شوند و فکر کردم که مطالعه این پدیده مکان جالبی برای شروع بررسی یک جنبه از رقابت زنان خواهد بود.آیرز و گوتز یک جفت مطالعه تجربی انجام دادند، اولین مورد شامل 712 شرکت کننده زن که از دانشگاهی در کالیفرنیای جنوبی استخدام شده بودند و میانگین سنی آنها 25 سال بود. بدون افشای ماهیت واقعی مطالعه، به شرکت کنندگان یکی از دو مورد نشان داده شد. عکس های یک زن ناشناس و از او خواسته شد که بر اساس هشت ویژگی به زن امتیاز دهد. تقریباً برای نیمی از شرکت‌کنندگان، این زن با شکاف آشکاری در تصویر دیده می‌شد. برای نیمه دیگر، همان تصویر نشان داده شده بود، اما با یک پانل متواضع روی هم قرار گرفته بود به طوری که هیچ شکافی نشان داده نشد.در مقایسه با زنی با لباس ساده، زنی که دکلره نشان می‌داد بیشتر به دوست پسرش خیانت می‌کرد، با دوست پسر شخص دیگری خیانت می‌کرد، یک شب می‌رفت، در آزمون تقلب می‌کرد و «بر اساس قوانین بازی نمی‌کرد». او همچنین به عنوان باهوش کمتر و احتمال کمتری برای قرار گرفتن در یک گروه مطالعه ارزیابی شد. تجزیه و تحلیل بیشتر نشان می دهد که این قضاوت های منفی ناشی از این تصور است که زنی که رخ می دهد احتمال بیشتری دارد که یک شب ایستاده باشد.آیرز به PsyPost گفت: «پیام اصلی این مطالعه این است که به نظر می رسد سوگیری در درک زنان از زنان دیگر وجود دارد. «به طور خاص، اگر زنی لباسی بپوشد که آشکارتر یا تحریک‌کننده‌تر باشد، زنان دیگر به احتمال زیاد صفات و رفتارهای منفی را به او نسبت می‌دهند، حتی اگر ویژگی‌هایی که از آنها خواسته می‌شود ربطی به انتخاب لباس یا سهل‌انگاری جنسی نداشته باشند. &quot;مطالعه دوم بر روی 346 زن با میانگین سنی 22 سال انجام شد که در آن زنی را در یک بار در حال صحبت و خندیدن با شریک مورد مطالعه توصیف می کرد. این تصویر با عکس زنی همراه بود که ظاهرش نشانه هایی از سهل انگاری جنسی (مانند خالکوبی، سوراخ کردن، لباس های تحریک آمیز) داشت. بسته به شرایط، وینیت زن را به عنوان دوست نزدیک سوژه، خواهر شریک زندگی سوژه یا یک زن ناشناس توصیف می‌کرد. پس از خواندن سناریو، شرکت کنندگان زن را بر اساس چندین ویژگی ارزیابی کردند و همچنین نشان دادند که فکر می کنند مردان و زنان دیگر چگونه به او امتیاز می دهند.به طور کلی، شرکت‌کنندگان احساس می‌کردند که نسبت به سایر مردان یا زنان به زن امتیاز بیشتری می‌دهند - صرف نظر از اینکه او به عنوان دوست، غریبه یا خواهر شریک زندگی‌شان توصیف می‌شود. به عبارت دیگر، شرکت‌کنندگان احساس می‌کردند که کمتر از دیگران درباره زن قضاوت می‌کنند، صرف نظر از اینکه آیا او به عنوان تهدیدی برای روابط عاشقانه آنها عمل می‌کند یا خیر.جالب توجه است که شرکت کنندگان گزارش دادند که زنان دیگر نسبت به مردان هدف را با شدت بیشتری قضاوت می کنند. نویسندگان مطالعه می گویند که این نشان می دهد که &quot;زنان به طور ذهنی قضاوت دیگران را نشان می دهند و امکان محکومیت هماهنگ رفتارهای نامطلوب را فراهم می کنند.&quot;آیرز و گوتز می نویسند: «نتایج ما از این مطالعات، پشتیبانی اولیه از این فرضیه را فراهم می کند که زنان برای محکوم کردن زنان بالقوه سهل گیر جنسی هماهنگ می شوند. &quot;نتایج ما همچنین نشان می دهد که به نظر می رسد زنان آگاه هستند و انگیزه دارند تا با تنبیه دیگرانی که به نظر می رسد از نظر جنسی سهل گیر هستند، قدرت چانه زنی خود را در روابط حفظ کنند.یافته‌ها ممکن است تحت‌تاثیر سوگیری ارائه خود قرار گرفته باشد، زیرا پاسخ‌دهندگان ممکن است تمایل نداشته باشند که در مقابل زنان دیگر رقابتی به نظر برسند. آیرز توضیح داد: «یکی از اخطارهای مهم این است که به نظر می رسد سوگیری در گزارش زنان از این برداشت ها وجود دارد. «در حالی که زنان این قضاوت‌های منفی را گزارش می‌کنند، احتمال بیشتری دارد که بگویند زنان دیگر هدف تحریک‌آمیز را منفی‌تر از خودشان درک می‌کنند. از آنجایی که ما فرض کردیم که محکومیت هماهنگ اتفاقاً به دیگران نشان می‌دهد که آنها (شرکت‌کننده) رفتار بالقوه سهل‌آمیز را تایید نمی‌کنند، زنان باید آگاه باشند و بتوانند به‌دقت ادراک و واکنش‌های زنان دیگر را در پاسخ به دیگری سهل‌گیر تشخیص دهند. ”«در نتیجه، این نیاز به تشخیص دقیق ممکن است راهی را برای زنان فراهم کند تا نشان دهند که انتخاب لباس یا رفتار ممکن است دلیل پرخاشگری احتمالی باشد بدون اینکه هرگز به خود رقیب بالقوه تهاجمی شود (به نظر من تاپ شما عالی به نظر می رسد، اما آن دختر آن طرف آن را دوست ندارد، زیرا او فکر می‌کند که دقّت بیش از حد را نشان می‌دهد - شاید باید تغییر کنی تا او به تو نگاه‌های کثیف نکند یا درباره تو شایعه‌ای شروع نکند.»آیرز افزود: «مطالعه رقابت بین جنسیتی زنان هنوز نسبتاً جدید است. مقاله Campbell (1999) Staying Alive در علوم رفتاری و مغزی یکی از اولین تحقیقات در مورد نحوه رقابت زنان با یکدیگر بود. در حالی که این تنها 23 سال پیش بود، حوزه مطالعه به سرعت در حال افزایش است زیرا محققان بیشتری به برخی از فرآیندهای روانشناختی اساسی که زمینه رقابت زنان را تشکیل می دهند علاقه مند می شوند. با این اوصاف، ما هنوز چیزهای زیادی در مورد نحوه رقابت زنان با رقبای همجنس گرا نمی دانیم.«می‌توانم بگویم بزرگترین سؤالات باز در این زمینه این است که موارد دیگری از محکومیت هماهنگ چیست؟ آیا راهبردهای خاصی برای نشان دادن عدم تایید رفتارها وجود دارد؟ زنان چقدر در تشخیص این سیگنال ها دقیق هستند؟»مطالعه، &quot; محکومیت هماهنگ در رقابت بین جنسی زنان &quot; توسط جسیکا دی. آیرز و آرون تی. گوتز نوشته شده است.[این مقاله از سایت psypost به آدرس زیر با گوگل ترنسلیت ترجمه شده است:https://www.psypost.org/2022/05/women-who-dress-provocatively-are-judged-negatively-by-other-women-due-to-perceptions-of-promiscuity-63188   ]</description>
                <category>ترجمان حجاب</category>
                <author>ترجمان حجاب</author>
                <pubDate>Tue, 13 Feb 2024 01:53:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا مردان نمی توانند برانگیختگی را کنترل کنند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mosleh/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%AE%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%84-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-mesjq7orklbw</link>
                <description>چرا مردان نمی توانند برانگیختگی را کنترل کنند؟[ترجمه از سایت nbcnews ]آیا رابطه جنسی یک حالت روحی است؟ یک مطالعه اخیر در دانشگاه بریتیش کلمبیا نشان می دهد که در حالی که اکثر مردان می توانند برانگیختگی جنسی جسمی و ذهنی خود را تا حدی تنظیم کنند، مردانی که بیشترین توانایی را دارند می توانند سایر احساسات خود را نیز کنترل کنند.جیسون وینترز، سرپرست تحقیقات این مطالعه، می‌گوید: «ما گمان می‌کنیم که اگر فردی در تنظیم یک نوع واکنش عاطفی خوب باشد، احتمالاً در تنظیم سایر واکنش‌های عاطفی نیز خوب است. &quot;این هرگز قبلا نشان داده نشده است.&quot;این مطالعه از 16 کلیپ ویدیویی که به طور تصادفی سفارش داده شده بودند استفاده کرد. هشت مورد وابسته به عشق شهوانی و هشت مورد خنده دار بودند (به طور خاص، کلیپ های ویدیویی خنده دار کمدینی را که محققان می توانستند پیدا کنند نشان می دادند: میچ هدبرگ). به شرکت کنندگان دستور داده شد که واکنش خود را نسبت به برخی ویدیوها کنترل کنند و به سادگی سایر ویدیوها را تماشا کنند. آنها سپس برانگیختگی خود را پس از هر کلیپ ارزیابی کردند و به دستگاه هایی متصل شدند که نعوظ آنها را اندازه گیری می کردند.محققان می خواستند بدانند: آیا مردان می توانند برانگیختگی جنسی را کنترل کنند؟وینترز به LiveScience می گوید: «من در روانشناسی قانونی آموزش دیده ام و برنامه اولیه این بود که این مطالعه را با مجرمان جنسی انجام دهم . با این حال، ابتدا باید ثابت کنم که طیفی از برانگیختگی جنسی وجود دارددر واقع، شرکت کنندگان به طور متوسط ​​قادر به تنظیم برانگیختگی جنسی فیزیولوژیکی خود بودند که این کار را انجام دهند. در واقع، آنها 25 درصد کاهش در پاسخ نعوظ نشان دادند. وینترز در مطالعه خود می نویسد: «این با میزان موفقیت مطالعات جعلی قبلی و به خوبی کنترل شده [دستگاه اندازه گیری] که در آن میزان موفقیت از 26 تا 38 درصد متغیر است، مطابقت دارد.دامنه توانایی های تنظیمی هیچ ارتباطی با سن، تجربه جنسی یا اجبار جنسی نداشت. با این حال، تحریک جنسی، بازداری، و میل با موفقیت تنظیم مرتبط بود: مردانی که راحت‌تر هیجان‌زده می‌شدند، بدون تعجب، کمتر قادر به تنظیم بودند. مردانی که به دلیل مشکلات عملکردی تمایل به مهار جنسی داشتند بهتر می توانستند از نعوظ جلوگیری کنند.علاوه بر این، این مطالعه نشان داد که مردانی که به بهترین نحو می‌توانستند واکنش خود را به فیلم‌های مستهجن کنترل کنند، می‌توانند پاسخ خود را به میچ هدبرگ نیز کنترل کنند. اما برای کسانی که در تنظیم مشکل داشتند، روانشناسی معکوس می تواند مقصر باشد.وینترز می‌گوید : «یافته‌ای که بسیار شگفت‌انگیز بود این بود که برخی از مردان زمانی که سعی می‌کردند برانگیختگی جنسی خود را تنظیم کنند، بیشتر از نظر جنسی تحریک می‌شدند. به عبارت دیگر، آن‌ها در طول آزمایش‌هایی که در آن سعی می‌کردند برانگیختگی خود را تنظیم کنند، قوی‌تر از آزمایش‌هایی که در طی آنها صرفاً محرک‌ها را تماشا می‌کردند، واکنش نشان دادند. ما این افزایش پاسخ را به اضطراب نسبت دادیم - در این مورد، اضطراب تقاضا. این مثل وقتی است که به کسی می گویید به یک فیل سفید فکر نکنید. آنهایی که در حین کار بیشتر مضطرب هستند، بیشترین مشکل را دارند که به فیل سفید فکر نکنند .»یافته های این مطالعه می تواند پیامدهای قابل توجهی داشته باشد.وینترز می گوید: «گام بعدی انجام یک مطالعه مشابه با مجرمان جنسی است. من گمان می‌کنم که مجرمان جنسی معمولاً تنظیم‌کننده‌های بسیار ضعیفی خواهند بود و مقررات ضعیف یکی از عواملی است که به توهین آنها کمک می‌کند.»[این مقاله در تاریخ اکتبر 22, 2009 در سایت nbcnews به نشانی زیر منتشر شده است. https://www.nbcnews.com/health/health-news/why-men-cant-control-arousal-flna1c9441807  ]</description>
                <category>ترجمان حجاب</category>
                <author>ترجمان حجاب</author>
                <pubDate>Mon, 12 Feb 2024 06:14:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگر وکیل از ما پول اضافه گرفت چه کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mosleh/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%A7-%D9%BE%D9%88%D9%84-%D8%A7%D8%B6%D8%A7%D9%81%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-zfb9kmu5wyfn</link>
                <description>   بسم الله الرحمن الرحیم _ از سال ۹۹ ، وکلا ملزم شده اند که قرارداد وکالت با موکل خود را در سامانه مخصوصی که از سوی قوه قضاییه برای این منظور ایجاد شده ثبت کنند .اگر اخیراً وکیل گرفته باشید شاید متوجه شده اید که وکیلتان از شما خواسته کد رمزی که برای تلفن همراه شما پیامک شده را دراختیار او قرار دهید این همان امضای شما پای قرارداد الکترونیک وکالت است!   هرچند غالب اشخاص عادی اصلاً خبرندارند که مفاد این قرارداد الکترونیک وکالت چیست ،اما خیلی جای نگرانی نیست چرا که این قرارداد که بندهای زیادی در آن گنجانده شده اغلب از یک فرم پیش فرض استانداردی تبعیت می کند که نفع هر دو طرف پرونده لحاظ شده و تکالیف و تعهداتی را برای شما و‌وکیلتان تعیین کرده است . بر اساس قانون‌ ، در رابطه بین وکیل و‌موکل همین قرارداد الکترونیک رسمیت دارد و اگر  اختلافی پیش بیاید ، مفاد همین قرارداد ملاک داوری بین شماست.اما آنچه در بحث ما اهمیت دارد یکی از بندهای این قرارداد است که در آن به مبلغ حق الوکاله اشاره شده است.در این قسمت وکیل مکلف است مبلغ کل حق الوکاله را درج کند و چنانچه برای پرداخت آن شرایط یا اقساطی تعیین شده باشد نیز در کادر مربوطه ثبت نماید.تخلفی که شایع است این است که وکلا برای فرار مالیاتی معمولاً مبالغ بسیار کمتر از مبلغ واقعی مورد توافق را در این قسمت درج می کنند(و شما هم با امضای خود آن را تأیید می کنید!) در حالی که با توافق شفاهی با موکل خود یا با تنظیم قرارداد جداگانه پنهانی با موکل خود مبالغ بیشتری را توافق می کنند.چنانچه در رابطه با وکیل خودتان با چنین اقدامی مواجه شدید و از عملکرد ضعیف یا خدای نکرده خیانت وکیلتان متضرر شده اید یا اصلاً به این نتیجه رسیده اید که کار پرونده ی شما آسان بوده و زحمت چندانی نداشته و  دستمزدی که وکیلتان از شما گرفته یا مبلغی که توافق کرده اید و بابت آن چک داده اید ، نامتعارف بوده و مستحق چنین دستمزد گزافی نبوده است یک راهکار قانونی برای مجاب کردن وکیل به اینکه دست از زیاده خواهی بردارد و با شما برای مصالحه و دریافت مبلغ منصفانه حق الوکاله و مسترد کردن مبلغ اضافه کنار بیاید این است شکایت «فرار مالیاتی» علیه او‌ مطرح کنید برای این منظور از متن شکوائیه به شرح زیر استفاده کنید:بسمه تعالیریاست محترم دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ....با سلاماینجانب به منظور دفاع از خود و پیگیری پرونده قضایی به کلاسه ..... که در شعبه ..... مطرح بوده ، به دفتر آقای / خانم ..... که وکیل دادگستری بودند مراجعه کردم و پس از مذاکرات اولیه توافق شد که در ازای دریافت ...... تومان حق الوکاله وکالت بنده در  این پرونده بر عهده بگیرد.اما در ادامه متوجه شدم نامبرده مبلغ گزافی را برای حق الوکاله از من گرفته و در عین حال کار چندانی هم برای بنده انجام نداده است  و جدای از این مسائل ، در قرارداد الکترونیک وکالت ، مبلغ حق الوکاله را به صورت غیرواقعی ، رقم ناچیزی قید نموده تا از پرداخت مالیات متعلقه فرار کند.در حالی که اینجانب مبلغ ..... ریال را به شماره حساب / شماره کارت ..... به نام .... به درخواست نامبرده واریز نمودم و بابت مابقی حق الوکاله چک / چک های شماره .... را به ایشان تحویل داده ام .لازم به ذکر است نامبرده طی قرارداد کتبی پنهانی با اینجانب مبلغ واقعی حق الوکاله را ....... تومان تعیین نموده است که تصویری از قرارداد مالی و پرینت حساب بانکی به پیوست تقدیم می گردد و به استناد بند «ل» تبصره ۶ قانون بودجه سال ۱۴۰۱ و بند ک تبصره ۶ قانون بودجه ۱۴۰۲ و  بند ۲ ماده ۷۶ و ماده ۸۴ و ماده ۱۲۹ آیین‌نامه اجرایی لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری مصوب ۱۴۰۰/۴/۲ ریاست محترم قوه قضاییه و ماده ۳۴ قانون وکالت مصوب 1315 و بندهای ۱ و ۲ و ۳ ماده ۲۷۴ و مواد ۱۰۳ و ۱۶۹مکرر قانون مالیات های مستقیم تقاضای تعقیب کیفری نامبرده را به اتهام فرار مالیاتی از طریق : ۱- تنظیم دفاتر، اسناد و مدارک خلاف واقع و استناد به آن۲- اختفای فعالیت اقتصادی و کتمان درآمد حاصل از آن۳- امتناع از انجام تکالیف قانونی مبنی‌بر ارسال اطلاعات مالی موضوع مواد (۱۶۹) و (۱۶۹ مکرر) به سازمان امور مالیاتی کشور و وارد کردن زیان به دولت با این اقدام دارم.توضیح اینکه در قوانین بودجه سال ۹۹ تا ۱۴۰۱ به طور مکرر به تکلیف قوه قضاییه برای فراهم کردن دسترسی سازمان امور مالیاتی به سامانه تنظیم قرارداد الکترونیک وکالت تصریح شده و نیز اشاره شده که این اقدام در راستای اجرای مواد ۱۰۳ و‌ ۱۶۹ مکرر قانون مالیات های مستقیم می باشد و یکی از بندهای ماده ۱۶۹ مکرر این است که اطلاعات معاملاتی اشخاص در اختیار سازمان امور مالیاتی قرارگیرد.از سوی دیگر بر اساس صراحت بند «ل» تبصره ۶ قانون بودجه سال ۱۴۰۱ و بند ک تبصره ۶ قانون بودجه ۱۴۰۲ و بند ۲ ماده ۷۶ آیین نامه اجرایی لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری ، نه فقط قرارداد وکالت بلکه قرارداد مالی وکلا با موکلین خود نیز باید در سامانه ثبت شود. حتی قانون گذار برای رفع این ابهام که آیا وکیل می تواند یک قرارداد مالی اولیه را در سامانه ثبت کند و در ادامه قراردادهای مالی دیگری بدون ثبت در سامانه با موکل خود تنظیم کند ، در قانون بودجه سال ۱۴۰۲ ،با افزودن کلمه «تمامی» در عبارت «تمامی قراردادهای مالی با موکلین خود» ، این ابهام را مرتفع کرده و بر اجرای تمام و کمال سیاست شفافیت اقتصادی و جلوگیری از فرار مالیاتی تأکید کرده است.لذا از دادستان محترم خواهشمندم به عنوان مدعی العموم نسبت به تعقیب کیفری بزه فرار مالیاتی که جنبه عمومی دارد اقدامات لازم را مبذول فرمایند.اینجانب حاضرم بنا به درخواست مرجع قضایی هرگونه توضیحات و همکاری لازم را برای جمع آوری دلایل و مدارک به عمل آورم.[پایان متن شکواییه]تذکر این نکته لازم است که متن فوق بنا بر نوع پرداختی و توافقات شما با وکیلتان قابل ویرایش و اصلاح است اما کلیت متن برای تمامی موارد با  موضوع مشابه قابل استفاده است.همچنین در صورتی که وکیلتان سعی دارد مبالغ اضافه دریافتی را به صورتی پنهان کاری کند یا ظاهرسازی نماید که بعداً منکر دریافت مال شود یا مدعی شود که این مبالغ بابت حق الوکاله نبوده بلکه مراوده مالی دیگری با هم داشته اید  توصیه می شود از طریق نگهداری پیامک ها یا پیام هایی که در پیام رسان های اینترنتی با وکیل خود رد و بدل نموده اید یا ضبط صدای تماس های ایشان یا صدای گفتگوهای خود با وکلیتان دلیل و‌مدرک جمع آوری کنید.</description>
                <category>ترجمان حجاب</category>
                <author>ترجمان حجاب</author>
                <pubDate>Tue, 08 Aug 2023 21:59:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشروبات الکلی در چه جرایمی نقش دارد؟ + آمارهای جهانی</title>
                <link>https://virgool.io/@mosleh/%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%86%D9%87-%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-p2xrx4w5d10i</link>
                <description>جرایم مرتبط با الکل    به فعالیت های مجرمانه ای اشاره دارد که شامل مصرف الکل و همچنین نقض مقررات مربوط به فروش یا استفاده از الکل می شود. به عبارت دیگر، فعالیت هایی که قوانین الکل را نقض می کنند . [1] [2] مصرف مشروبات الکلی و رانندگی در حالت مستی ، شایع ترین جرایم مربوط به الکل در ایالات متحده است [1] و یک مشکل بزرگ در بسیاری از کشورهای جهان، اگر نگوییم اکثر آنها. [3] [4] [5] به طور مشابه، دستگیری برای جرایم مرتبط با الکل نسبت بالایی از تمام دستگیری های انجام شده توسط پلیس در ایالات متحده و جاهای دیگر را تشکیل می دهد. [6] در اوایل دهه 2000، هزینه پولی جرایم مرتبط با الکل تنها در ایالات متحده بیش از 205 میلیارد دلار برآورد شده است که دو برابر هزینه اقتصادی سایر جرایم مرتبط با مواد مخدر است . [7] در دوره ای مشابه در انگلستان، هزینه جنایت و اثرات ضد اجتماعی آن 7.3 میلیارد پوند برآورد شد. [8] برآورد دیگری برای بریتانیا برای هزینه سالانه جرایم مرتبط با الکل، دو برابر این برآورد را بین 8 تا 13 میلیارد پوند نشان می‌دهد.دزدی و جرایم خشن اغلب شامل مصرف الکل می شود و رابطه مثبتی بین این گونه جرایم و مصرف الکل وجود دارد. [1] 15 درصد سرقت ها، 63 درصد از حوادث خشونت آمیز شریک جنسی، 37 درصد تجاوزات جنسی، 45 تا 46 درصد تجاوزات فیزیکی و 40 تا 45 درصد از قتل ها در ایالات متحده شامل مصرف الکل بوده است. [22] [7] یک مطالعه در سال 1983 برای ایالات متحده نشان داد که 54٪ از مرتکبین جنایات خشونت آمیز، که در آن کشور دستگیر شده اند، قبل از تخلفات خود الکل مصرف کرده اند. [6] در بریتانیا، در سال 2015/2016، 39 درصد از کسانی که در جنایات خشونت آمیز شرکت داشتند، تحت تأثیر الکل بودند. [23] مطالعات بین المللی مشابه است، با تخمینی که 63٪ از جنایات خشونت آمیز در سراسر جهان شامل استفاده از الکل است. [7]منبع: نسخه انگلیسی ویکی پدیا https://en.m.wikipedia.org/wiki/Alcohol-related_crime#</description>
                <category>ترجمان حجاب</category>
                <author>ترجمان حجاب</author>
                <pubDate>Thu, 29 Jun 2023 23:07:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تغییر پوشش برای در امان ماندن از آزارهای جنسی در نیوزلند</title>
                <link>https://virgool.io/@mosleh/%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D9%88%D8%B2%D9%84%D9%86%D8%AF-s7uxywuzekbm</link>
                <description>نگاهی به نتایج یک نظرسنجی در مورد آزار جنسی در دبیرستان دخترانه ای در نیوزلنداین تحقیق توسط دکتر لیز گوردون انجام شده است.در این نظرسنجی که در می 2021 انجام شد 725 دانش آموز دختر دبیرستان کرایس چرچ نیوزلند شرکت کردند.430 شرکت کننده (59 درصد) اعلام کردند مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند.  اکثر آنها اظهار داشتند که 2 تا 5 بار اتفاق افتاده است، اما یک چهارم اعلام کردندبیش از ده بار مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند.بیش از 60 درصد از کسانی که آزار جنسی را تجربه کرده اند، جنبه هایی از زندگی خود را برای اطمینان از عدم تکرار آن تغییر داده اند    رایج ترین تغییر در لباس پوشیدن است.با پوشیدن لباس های گشاد، ژاکت، شورت زیر دامن، شلوارو سایر لباس های اضافی سعی در منحرف کردن توجه از خود دارند.منبع : https://pukekoresearch.com/pages/9/sexual_harassment_final.pdf</description>
                <category>ترجمان حجاب</category>
                <author>ترجمان حجاب</author>
                <pubDate>Thu, 29 Jun 2023 16:26:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفاوت شاهد با مطلع</title>
                <link>https://virgool.io/@mosleh/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B7%D9%84%D8%B9-pool7dbeap4e</link>
                <description>ماده ۱۷۴ قانون مجازات اسلامی «إخبار شخصی غیراز طرفین دعوا  به هر امری نزد مقام قضایی » را شهادت محسوب نموده است بنابراین لازم نیست اظهارت گواه لزوماً در مورد اصل رفتاری باشد که جرم با آن محقق می شود یا در مورد اصل عمل یا واقعه ای باشد که حق مورد ادعای خواهان به واسطه آن ثابت می شود بلکه إخبار از جوانب قضیه که برای روشن موضوع موثر باشد هم ممکن است شهادت باشد مثل معرفی هویت یا مشخصات ظاهری قاتلی که در حال فرار بوده از سوی گواهی که صحنه قتل را ندیده است  .و  ماده ۱۸۳ همان قانون  نیز از روی یقین بودن و  مستند بودن به امور حسی را در شرایط شهادت ذکر نموده است و اگرچه در قوانین تعریفی از مطلع نیامده اما با توجه به ماده قانونی اخیرالذکر و آنچه در منابع فقهی راجع به شرایط شهادت آمده که شهادت می بایست بر مبنای حس یا قریب به حس باشد (عن حسٍ ) و شخصی که علم و اطلاع او از استنتاج و استنباط و کشفیات حاصل شده باشد(عن حدسٍ) ، شهادت نیست و شق اخیر را می توان مصداق مطلع محسوب نمود بنابراین اگر فرضاً در پرونده ای با موضوع مطالبه وجه ، سندی از سوی طرفین ابراز شود و دیگری ادعای جعل کند و کاتب سند به عنوان گواه حاضر و کتابت سند را انکار کند و پس از کارشناسی ، نگارش سند توسط گواه ثابت شود ، اظهارات او که راجع به امری محسوس بوده(کتابت یا عدم کتابت نوشته ای توسط خود) در مقام شهادت است نه اظهار اطلاع .همچنین ممکن است موضوع شهادت تماماً حسی نباشد اما قریب به حس باشد یعنی آثار و علائم حسی دارد که از درک آنها پی به امری نامحسوس برده می شود مانند اعسار که امری نامحسوس است اما آثار و علائمی مثل نحوه معیشت و خوراک و پوشاک و مسکن و معاملات فرد که از مشاهده آنها اعسار فردی مشخص می شود چنانکه ماده ۸ قانون نحوه‌ اجرای محکومیت های مالی نیز گواهان بر اعسار را به «شاهد» تعبیر نموده است.(توجه: باز نشر مطلب فقط با ذکر منبع آزاد است.)</description>
                <category>ترجمان حجاب</category>
                <author>ترجمان حجاب</author>
                <pubDate>Thu, 27 Jan 2022 00:54:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی به آمار پرونده های هر قاضی در آمریکا</title>
                <link>https://virgool.io/@mosleh/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-fzls8oiq3v0t</link>
                <description>آمار سالانه پرونده های قضات آمریکا در سال ۲۰۱۴= ۱۳۹۲ در مناطق مختلف آمریکا به شرح جدول ذیل:نکته قابل توجه این است که میانگین کل ایالت ها،  388 پرونده در سال برای هر قاضی است یعنی 32 پرونده در هر ماه! این درحالی است که در ایران آقای ذوالقدر معاون راهبردی قوه قضائیه در سال ۹۸  گفته بود:« اکنون هر قاضی به طور میانگین ١۵٠ تا ٢٠٠ پرونده در ماه رسیدگی می کند»! </description>
                <category>ترجمان حجاب</category>
                <author>ترجمان حجاب</author>
                <pubDate>Sun, 26 Dec 2021 20:24:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برشی از قانون فرانسه راجع به شرایط اشتغال به وکالت</title>
                <link>https://virgool.io/@mosleh/%D8%A8%D8%B1%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D8%B9-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%BA%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D9%88%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%AA-t1m9bsp6sqbl</link>
                <description>فرانسه از جمله کشورهایی است که در زمینه مبارزه با تعارض منافع و رانت پیشتاز است و این موضوع دهه ها پیش از کشور ما مورد توجه قانونگذار آن بوده است.با این حال در قانون فرانسه و به طور خاص قانون موسوم به فرمان ۲۷ نوامبر ۱۹۹۱ که راجع به ساماندهی حرفه وکالت می باشد، در کنار ذکر شرایط عمومی اشتغال به وکالت ،  معافیت های مختلفی برای اشخاص مختلف به حسب سابقه شغلی یا درجه علمی آنها لحاظ شده است از جمله در ماده ۹۷ فرمان مذکور آمده است: [ترجمه تحت اللفظی توسط گوگل ترنسلیت]«موارد زیر از شرط احراز شرایط مندرج در ماده 11 (2 درجه) قانون فوق الذکر 31 دسامبر 1971 ، آموزش نظری و عملی ، گواهی استعداد حرفه وکیل معاف هستند :1  اعضاء و اعضای سابق شورای دولتی و اعضاء و اعضای سابق بدنه دادگاه های اداری و دادگاه های تجدید نظر اداری ؛2  قضات و قضات سابق دیوان محاسبات ، اتاقهای حسابداری منطقه ای و اتاقهای حسابداری ارضی پولینزی فرانسه و کالدونیای جدید ؛3 قضات و قضات سابق نظم قضایی که بر اساس فرمان شماره 58-1270 22 دسامبر 1958 اداره می شود.4  اساتید دانشگاه مسئول آموزش حقوقی ؛5  وکلای شورای دولتی و دادگاه تجدید نظر ؛6  وکلای سابق در دادگاه های تجدید نظر ؛7  وکلای سابق در یک وکیل فرانسوی و مشاوران حقوقی سابق ثبت نام کرده اند»همانطور که ملاحظه می شود در بند۳  ماده فوق افراد دارای سابقه قضایی از سپری نمودن بخش عمده ای از تشریفات و ترتیبات اشتغال به وکالت معاف شده اند که نشان می دهد معافیت مزبور امری پذیرفته شده و عقلایی در میان سایر کشورهاست و جای تعجب است که چطور عده ای حذف آن را در قانون کشور ما اقدام انقلابی برای مبارزه با رانت تعبیر می کنند؟!</description>
                <category>ترجمان حجاب</category>
                <author>ترجمان حجاب</author>
                <pubDate>Thu, 09 Dec 2021 14:24:55 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>