<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های mostafa eftekhari</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mostafaeftekhari</link>
        <description>فعال نمایشگاهی، برگزار کننده رویداد</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:27:19</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/147277/avatar/Guvitw.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>mostafa eftekhari</title>
            <link>https://virgool.io/@mostafaeftekhari</link>
        </image>

                    <item>
                <title>The 1st Dedicated Eurasian Exhibition, January 2021 in Tehran</title>
                <link>https://virgool.io/@mostafaeftekhari/the-1st-dedicated-eurasian-exhibition-january-2021-in-tehran-xhufavuawwwh</link>
                <description>According to Bahman Hosseinzade, the managing director of Iran International Exhibition Company, the 1st dedicated Eurasian Exhibition will be held in January 2021 in Tehran,  with participation of the Eurasian Economic Union.Speaking to Shatanews, Hosseinzade stated that, “we have planned this exhibition in order to showcase Iranian trade and export potentials, and also to increase the volume of trade between Iran and Eurasian Economic Union member states.”“Our industrial capabilities is not introduced well to the other countries, and holding such exhibitions can promote Iranian trade capabilities, and increase mutual collaborations,” he added.Although Mr. Hosseinzade did not provide many details about the event, I believe it is the most important economy news of the week, because this exhibition could be a starting point to a vast economic change.The Eurasian Economic Union (EAEU) is an international organization for regional economic integration. This union is located in Eastern Europe, Central Asia and Western Asia. The Member-States of the Eurasian Economic Union are the Republic of Armenia, the Republic of Belarus, the Republic of Kazakhstan, the Kyrgyz Republic and the Russian Federation. The EAEU provides for free movement of goods, services, capital and labor, pursues coordinated, harmonized and single policy in the sectors determined by the Treaty and international agreements within the Union.This treaty which was signed in 2014, made an integrated market of five countries in an area of more than 20 million kilometers, and over 190 million population.Iran have been accepted as a temporary member of this Union around a year ago. Needless to say that being accepted in the Eurasian Economic Union means that members are willing to establish and expand their economic ties with Iran. And this is a golden opportunity for Iranian economy in this hard time of sanctions.The EAEU has a 753.8 Billion US Dollar trade in 2018, which means 3% of the global export, and 1.7 of the global import.I have found a statement from Gholamhossein Shafei, head of the Chamber of the Commerce, that the infrastructure is not ready for us to take the maximum advantage from the mutual agreement between Iran and EAEU.Frankly speaking, we suffer much more from ourselves than the sanctions. It is not the only economic golden chance for us in recent years that we failed take. The political dispute between Russia and Turkey a couple of years ago, which led to temporary trade halt between two countries was another golden gate which was opened in front of us. We could easily replace Turkey on supplying Russia’s food import needs, but we failed, and they made friendship again!Now the gate is open again for us, we can take it or leave it!You can find below the links of Mr. Hosseinzade interview on Shatanews:https://rb.gy/rqcq7lThe official website of the EAEU:http://www.eaeunion.org/?lang=en#aboutAnd their Wikipedia page:https://en.wikipedia.org/wiki/Eurasian_Customs_UnionAnd finally the Eurasian Comission website:http://www.eurasiancommission.org/en/Pages/default.aspxTehran Times’s report on Iran-EAEU agreement:https://rb.gy/rqcq7l </description>
                <category>mostafa eftekhari</category>
                <author>mostafa eftekhari</author>
                <pubDate>Sun, 20 Sep 2020 12:42:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>محاسبه ی وزن گاو، خرد جمعی، کووید 19 و یک پرسش پایه ای یا آیا می توانیم دسته جمعی بپریم توی دره؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mostafaeftekhari/%D9%85%D8%AD%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D9%87-%DB%8C-%D9%88%D8%B2%D9%86-%DA%AF%D8%A7%D9%88-%D8%AE%D8%B1%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D9%88%DB%8C%D8%AF-19-%D9%88-%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D9%BE%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%87-ca6brhe0zsi1</link>
                <description>https://pulseradio.fm/بع عکس: این روز ها مطلبی در شبکه های مجازی می چرخد با عنوانی مشابه تخمین وزن گاو، یا خرد جمعی یا همچین چیزی.جریان از این قرار بوده که صد و اندی سال پیش دانشمند همه چیز دان انگلیسی، فرانسیس گالتون، به نمایشگاهی محلی می رود که در آن گاوی به نمایش گذاشته شده، و مسابقه ای برگزار شده است با این مضمون که شرکت کنندگان باید وزن گاو را همینطور چشمی حدس بزنند، و نزدیک ترین گمانه زنی به وزن واقعی گاو برنده ی مسابقه است.مسابقه برگزار می شود و یکی برنده می شود، ولی گالتون کنج کاو از برگزار کننده برگه های پاسخ شرکت کنندگان را می گیرد و معدل گمانه زنی ها را می گیرد و در کمال شگفتی متوجه می شود که معدل گمانه زنی 787 شرکت کننده 1197 پوند بوده، و وزن واقعی گاو 1198 پوند. یعنی نظر جمعی شرکت کننده ها فقط نیم کیلو با وزن واقعی گاو فرق می کرده.و او از این داستان نتیجه گرفته که – برخلاف باور قبلی اش – خرد جمعی بهترین روش برای تصمیم گیری هاست.و این قصه را در سال 2004 کسی به نام جیمز سورو ویکی در کتابش به نام خرد توده ها (The Wisdom of Crowds) آورده است.چک کردم همه ی این ماجراهایی که بالا گفتم درست بود. این لینک صفحه ی سورو ویکی توی ویکی پدیا این هم لینک کتابشاین هم لینک ترجمه اش که کتابسرای تندیس با عنوان خرد جمعی، و ترجمه ی سید مصطفی رضیئی چاپ کردهگالتون را هم خودتان سرچ کنید اگر حوصله کردید. آدم بزرگی بود.سورو ویکی در کتابش می گوید گروه های بزرگ مردم، از گروه های کوچک نخبگان هوشمند تر عمل می کنند. و اینکه جمعیت، در حل کردن مسایل، ابداع، اخذ تصمیمات خردمندانه و پیش بینی آینده عملکرد بهتری دارند.این تا اینجا. از جستجو در اینترنت چیز های دیگری هم دیدم که جالب بود. یعنی یک گروه پادکستر هم در سال 2015 برنامه ی گالتون را در امریکا تکرار کردند. یعنی مسابقه یا نظر سنجی مشابهی برگزار کرده اند. یعنی به نمایشگاه مشابهی رفتند و از گاوی عکس گرفتند و آنلاین منتشر کردند و از مردم خواستند وزن گاو را حدس بزنند. 17205 نفر شرکت کرده اند و نتیجه مشابه است. معدل نظرات 1288 پوند بوده و وزن گاوه 1355 پوند. یعنی مجموع کسایی که شرکت کرده بودند 67 پوند ناقابل اوت زده بودند.اسنادشم موجود است:نمودار حدس کل شرکت کنندگان درباره ی وزن گاو و وزن واقعی آنوزن واقعی گاو در برابر حدس گروه شرکت کنندهاینم آدرس صفحه اش. حوصله کنید پادکستش را هم گوش کنید جالبه.اینها یک نتیجه ی جالب دیگر هم گرفتند. نتیجه ی آزمایش شامل همه ی آدم هایی می شد که در آزمون شرکت کرده بودند. حالا اگر پاسخ کسانی را که تخصصی در حوزه ی دامداری داشتند معدل گیری کنیم چه می شود؟ نتیجه شگفت انگیز شد. 1272 پوند. یعنی 16 پوند بیشتر از مجموعه ی جماعت اوت زده بودند. یعنی چی؟معدل نظر کارشناسان نسبت به معدل نظر همه ی جماعت غلط تر بود!!نمودار حدس کارشناسان درباره ی وزن گاو و وزن واقعی آنخیلی هم خوب! تا اینجا هایپوتز اپروو، و دستاورد های علامه همه چیز دان انگلیسی تایید شده بود.رفتند جریان را با نویسنده ی کتاب خرد توده ها، همان سور ویکی، در میان نهادند. و نظر ایشان جالب تر هم کرد قضیه را: &quot;دنبال کردن کارشناسان اشتباه است. باید از نظر جمعیت پیروی کنیم.&quot;در نظر سور ویکی حدس هر کدام از آدم ها شامل مقدار اندکی اطلاعات است و از آنجایی که همه ی آدم ها با هم متفاوت اند و هر کسی یک مقدار متفاوت فکر می کند، همان جریان فیل در اتاق تاریک اتفاق می افتد، با این تفاوت که هر کسی گمانش از فیل را می کشد، و در صورت تطبیق این نظر ها، نظر جماعت تصویر فیل را می سازد.و خوشمزگی این جور جمع شدن نظر ها این است که چون بر اساس تجربه های چندین ساله ی زندگی آدم ها شکل می گیرند، و منعکس کننده ی دیدگاه هایی هستند که هر کدام از آنها در طول زندگی شان به آنها رسیده اند، کم و زیادشان هم پوشانی دارد. یعنی یکی ممکن است خیلی کمتر از واقعیت حدس بزند، و بدون شک یکی هم هست که خیلی بیشتر از واقعیت حدس می زند تا نظر ها تراز شوند.نویسنده می گوید این مقیاس را برای سنجش چیز های مختلف به کار برده است، و هر بار هم فکر می کرده که این دفعه دیگر کار جور در نمی آید. ولی هر بار به او ثابت شده که اشتباه می کرده است!یک نکته ی دیگر، روش فکر کردن و تصمیم گرفتن ما آدم ها این طور است که وقتی برای مساله ای پاسخ روشنی نداشته باشیم، ترجیح می دهیم کسی را دنبال کنیم که فکر می کنیم تصمیم درستی می گیرد، یا به طور کلی تصمیمی گرفته است.پس در این گونه موقعیت ها ما دنباله رو کسی می شویم که زود تر تصمیم گرفته است. حتی اگر به نظر برسد معلوم نیست خود آن فرد دنبال چیست!حالا در نظر بگیرید که اگر اکثریت گروه بدون داشتن اطلاعات جامع در باره ی موضوعی تصمیم گیری کنند، و هر کدام بر اساس همین اطلاعات ناقص روش کار خودشان را ابداع کنند، یا از روش ابداعی هم تقلید کنند، نتیجه افتضاح می شود.به بیان دیگر معدل نتایج یعنی حاصل جمع همه ی نتایج. تصمیم های خیلی خوب و خیلی بد و میانه. در این شرایط تصمیم ها در بهترین حالت متوسط، و نه هوشمندانه هستند، و وقتی تصمیم زرنگ های اجتماع متوسط باشد، نتیجه ی معدل شان معلوم است.مثال خیلی بدوی این اتفاق، گیر کردن جمعی مردم در ترافیک است. همه فکر می کنند مثلا 4 و نیم صبح که راه بیفتند بی دردسر می روند تا شمال، غافل از اینکه دو میلیون نفر دیگر هم توی همین فکرند. و نتیجه این می شود که 15 ساعت ناقابل از 4 و نیم صبح حرکت از تهران تا 7 و نیم شب رسیدن به مقصد در شمال ترافیک نوردی می کنیم! تجربه ی بالا را خودم با گوشت و پوست داشته ام!خبر خوب البته این است که با این آزمون و خطای دشوار، و تجربه ای که به دست آمد، دیگر هیچ وقت بیشتر از 8 ساعت توی ترافیک گیر نکردم. و این نه به دلیل هوشمندی خودم است، بلکه بقیه ی آدم هایی که توی ترافیک گیر کرده بودند و پلیس راهور و راهداری و بقیه ی دست اندر کاران برای اجتناب از این حادثه قدم هایی برداشته اند، و این نتیجه ی جمعی اش است.خیلی هم خوب!حالا پرسش اصلی پیش می آید. این روش همیشه و همه جا درست است؟ یعنی همیشه نظر جماعت درست ترین نظر است؟سورو ویکی بعد از توضیح مفصل موضوع با ذکر مثال های زیاد، در کتابش می پرسد پس چرا جماعت اشتباهات گروهی می کنند؟و پاسخش به این پرسش این است: اطلاعات ناقص.مثلا چرا یک رستوران بسیار پر مشتری می شود؟ چرا مردم برای اینکه در رستوران خاله خاور یک پرس کباب ترش بخورند حاضرند یک ساعت توی ترافیک سرولات بایستند، بعد دو ساعت توی صف تا میزی خالی شود و بنشینند؟ توی گیلان رستوران دیگری نیست که کباب ترش خوب بدهد؟نویسنده دلیل اصلی این اتفاق را این می داند که یک سری آدم به صورت اتفاقی به این رستوران خاص می روند و از آن تعریف می کنند، و دیگران بدون اطلاع از بقیه ی رستوران ها توی این رستوران خاص می ریزند.و این به نظرش یکی از دلایل اهمیت ویژه ی بازاریابی است. چندان ربطی به بحث مان ندارد ولی باعث می شود بفهمیم چرا صاحبان برند ها، تحت نظر آژانس های تبلیغات چی، و با استفاده از همه ی رسانه های ممکن، اینطوری بمباران تبلیغاتی مان می کنند.پس گروه های بزرگ توده ها برای گرفتن تصمیم درست نیازمند دسترسی برابر و کافی به تمام اطلاعات هستند. اتفاقی که در اکثر مواقع نمی افتد.اتفاقی که موقع خریدن سهام در بازار بورس، یا خریدن ارز خارجی با هر چی که به آن حمله ور می شویم می افتد همین است. پدیده ای که به آن آبشار اطلاعاتی یا (information cascade) می گویند.آبشار اطلاعاتی چیست؟ یعنی شرایطی که در آن افراد بدون در نظر گرفتن نظر و تجربه و تخصص شان، تنها بر اساس نظر دیگران تصمیم گیری می کنند.یعنی مثلا شخص ب بر اساس گفته های شخص الف تصمیمی می گیرد. آن را به اطلاع شخص ج هم می رساند و او هم می پذیرد همان تصمیم را بگیرد. بعد شخص د و همینطور این روال جلو تر می رود، در حالی که شاید خودشان چیز متفاوتی فکر کنند، همان تصمیمی را می گیرند که به نظرشان یک آدم خیلی کار بلد و خبره گرفته است.در مورد آبشار اطلاعاتی (information cascade) بیشتر بخوانید. به نتایج هیجان انگیزی می رسید.بگذریم، از بحث دور شدیم. به نظر سورو ویکی، برای اینکه توده ای خردمند عمل کند پنج عامل لازم است:1- گوناگونی نظراتیعنی افراد گوناگون از زمینه های گوناگون و با تجربیات گوناگون و متفاوت دور هم جمع شوند.2- استقلال نظراتیعنی نظر هر کدام از افراد جمع باید بر اساس اراده ی خودش بیان شود. خواه نظر خودش باشد خواه از دیگری گرفته باشد.3- پراکندگی نظر دهندگانهر قدر پراکندگی افراد گروه بیشتر باشد، با توجه به تجربیات و پس زمینه های بیشتری که در کار وارد می شود نتایج درست تری به دست می دهد.4- روش تجمیع آراپیش نیاز دیگر درستی خرد جمعی وجود سیستمی است که این آرا را با امانت داری و به درستی جمع آوری کرده و آن را تحلیل نماید.5- وجود اعتمادیعنی فرد فرد گروه باید به درستکاری هم، و به درست کاری سیستم تجمیع ایمان داشته باشند و مطمئن باشند در صورت تخطی فرد یا گروهی، آنان تنبیه می شوند.در پایان ببینیم می توانیم این مقدمه را به رفتار جمعی خودمان در برابر بروز بیماری همه گیر کرونا ربط دهیم؟به گفته ی مقامات مسئول، میزان رعایت مردم در برابر بیماری همه گیر و کشنده ی کووید 19 از 80 درصد در اول بهار به 20 درصد در اول تابستان کاهش یافته است. به بیان دیگر از هر صد نفرمان فقط بیست نفر کامل رعایت می کنیم که بیمار نشویم.همه با هم داریم به سمتی می رویم که بیماری از بین نرود. بهانه ی همه مان هم این است که از کار و کاسبی افتاده ایم، دیگر نمی توانیم دست روی دست بگذاریم و منتظر بمانیم که نهاد های عمومی وعده و وعید کمک بدهند، هزینه های زندگی با وجود این تورم و تحریم کمر شکن شده است، اگر فلان مسئول بهتر عمل می کرد الان وضع مان این نبود، کشور های خارجی چنین و چنان کرده اند، هوا گرم شده و بیماری کمتر شده، و غیره.با فرض اینکه این دلایل یا بهانه ها همه دربست قبول شود، و همه ی ما مجبور باشیم هر روز با استفاده از وسایل نقلیه عمومی به مرکز شهر برویم و کار کنیم و کسب کنیم، عصر برگردیم برویم بقالی و میوه فروشی و قصابی و لباس فروشی و تلویزیون فروشی و یخچال فروشی خرید کنیم، غروب برویم پارک تفریح کنیم، شب برویم رستوران تفریح مان را تکمیل کنیم، تعطیلات برویم سفر ....باید منتظر باشیم همان تجربه هایی را که قبلا کرده ایم و از آنها درس گرفته ایم، یا نگرفته ایم، تکرار کنیم؟آیا همه با هم توی جاده گیر می افتیم و زمان زیادی صرف این می شود که بتوانیم از آن بیرون بیاییم؟آیا در این زمانی که صرف بیرون آمدن از چاله ای می کنیم که می توانستیم در آن نیفتیم، فرصت ها و سرمایه ها و منابع زیادی را هدر می دهیم؟آیا از این چالش فرصتی برای پیشرفت بیشتر می سازیم؟نظر شما چیست؟</description>
                <category>mostafa eftekhari</category>
                <author>mostafa eftekhari</author>
                <pubDate>Tue, 23 Jun 2020 10:57:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توی تخفیف زودهنگام همایش بلیط بخرم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mostafaeftekhari/%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D8%AA%D8%AE%D9%81%DB%8C%D9%81-%D8%B2%D9%88%D8%AF%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%B7-%D8%A8%D8%AE%D8%B1%D9%85-jpugliyoleeq</link>
                <description>مخاطب عزیز سلاممن برگزار کننده ی رویدادم. کنفرانس و نمایشگاه برگزار می کنم. می خوام باهات در باره ی رفتار و واکنش ت در رویارویی با یه رویدادی که به آگهی ش برمی خوری حرف بزنم.عرض کنم که، تو وقتی آگهی یه رویداد یا دوره ی آموزشی رو می بینی سه حالت ممکنه اتفاق بیفته. یا به نظرت بی اهمیت می آد، یا مقداری جالب، یا جذاب.با اون دوتای اول کاری نداریم. چون احتمال اینکه در اون موقعیت ها توی رویدادی اسم بنویسی از احتمال آوازخوندن کبوتر در مخالف سه گاه کمتره!می خوام در باره ی وقتی صحبت کنیم که رویدادی رو دیدی، و نظرت رو جلب کرد، و با خودت فکر کردی شرکت کردن توی اون برات فایده داره. اون موقع چه کار می کنی؟من بهت می گم.به هر حال ما این ور میزیم و رفتارای شما رو از روی صفحه هایی که توی سایت می بینید رصد می کنیم - راستش بیشتر با نگرانی منتظریم که شما بین اون همه صفحه و سوراخ سنبه ی سایت رویداد که سرک می کشین، کی دکمه ی خرید رو می زنین!کاری که بیشترتون می کنید اینه.حسابی توی سایت رویداد یا صفحه ی معرفی رویداد در پلتفرم های فروش جستجو و موشکافی می کنید که ببینید موضوعات سخنرانی ها چیه، مطالبش چیه، چه می دونم سخنران ها کیان، مدرس کیه، جاش کجاست... و از همه مهم تر قیمتش چنده، و اینکه آیا تخفیف خرید زودهنگام داره یا نه!می خوام در باره ی همین آخری باهات صحبت کنم. ثبت نام ارلی برد یا زود هنگام!واژه نامه ها و فرهنگ ها ارلی برد رو عبارت از &quot;فرد سحر خیز یا کسی که زودتر از دیگران می رسد&quot; دونسته اند. یه ضرب المثلی هم در زبان انگلیسی هست که میگه &quot; کرم نصیب مرغی میشه که زودتر می رسه&quot; یا &quot;مرغی که زود می رسه کرم رو نوش جان می کنه&quot;.البته ارلی برد اسم نخستین ماهواره از یک سری ماهواره های ارتباطی هم بوده که در سال 1965 به مدار فرستاده شده و ارتباط تلفنی ماهواره ای بین اروپا و امریکا رو ممکن کرده.پس توی صنعت رویداد، ارلی برد ها سحر خیز های زبلی هستن که زود تصمیم می گیرن و رویدادها رو با تخفیف میخرن.تا حال از خودتون پرسیدین که ما چرا تخفیف خرید زودهنگام می دیم؟ چند تا بلیت با تخفیف زود هنگام می فروشیم؟ اصلا محاسبه ی سود و زیان ما برای برگزاری رویداد چطوری یه؟ما – خودمونو می گم؛ نه همه ی برگزار کننده های محترم رویداد – اولین هدف مالی ( تکرار می کنم هدف مالی) که برای رویداد مون می ذاریم اینه که ضرر نکنیم!یعنی رویداد باید در جایگاه نخست انقدری پول در بیاره که هزینه ها پوشش داده بشه. یعنی هزینه هایی که برای تهیه محتوا، کارای دفتری، اجرایی، بازاریابی و غیره داریم، و بخش قابل توجهی از اونا باید ماه ها پیش از تاریخ برگزاری خرج بشه، باید در بیاد تا بعدش برسیم به کسب سود.دُرُس شد؟ پس ما باید برآورد دقیقی از تعداد مشارکت کننده ها داشته باشیم که بتونیم برآورد دقیقی از هزینه ها و درآمد ها به دست بیاریم.تعداد مشارکت کننده اندازه ی فضای برگزاری، هزینه های کسب مجوز، پذیرایی، مستند سازی، پکیج ها و غیره رو تعیین می کنه.هزینه های برگزاری حدودا از چهارماه پیش از تاریخ برگزاری شروع میشن. یعنی از وقتی که یه تیم به شکل اختصاصی یا پاره وقت پروژه رو دست می گیرن. به تدریج و با نزدیک تر شدن به تاریخ برگزاری رویداد تعداد اعضای تیم رویداد بیشتر میشن، و هزینه برای رزرو فضا و مجوز و سفارش اقلام مورد نیاز رویداد هم به فهرست هزینه ها اضافه میشه.راه حل برد برد برای تامین نقدینگی پیش از رویداد تخفیف ثبت نام زود هنگامه. ما قیمت بلیت تخفیف دار رو بر اساس قیمت تمام شده ی هر صندلی تعریف می کنیم. یعنی بسته به نوع رویداد و جنس اون، قیمت بلیت زود هنگام، همون قیمت تموم شده ی هر صندلی، یا عددی نزدیک به اونه.اینطوری ما می تونیم نقدینگی لازم رو برای هزینه های اولیه که پیش از رویداد داریم تامین کنیم و خیالمون تا حدودی از تعهد ها راحت میشه. بعلاوه پیش فرضی که از تعداد فروش صندلی ها داریم دقیق تر میشه.ما به شما نمی گیم چند تا بلیت زود هنگام داریم. اینطوری اگه استقبال خیلی خوب باشه ما می تونیم ظرفیت پذیرش و کیفیت خدمات رو بالاتر ببریم. و البته برعکس!همچنین هرچی بیشتر به تعداد هدف فروش زود هنگام نزدیک بشیم اعتماد به نفس مون بالاتر میره و توی بازاریابی اسپانسری بهتر عمل می کنیم. این یکی هم خیلی مهمه. وقتی من می دونم که یه تعداد مشخصی مخاطب در رویدادم شرکت می کنن، بهتر می تونم اسپانسر ها رو مجاب کنم که ازمون حمایت کنن.یه چیز دیگه، من خودم اگه بتونم همه ی بلیت هام رو توی فروش زود هنگام بفروشم، حتی اگه ظرفیت پذیرش رو بالا نبرم خیلی هم خوشحال میشم. اینطوری اقل چیزی که به دست می آرم اینه که هم ضرر نکردم و هم یه رویداد خیلی پرشور برگزار کردم.البته توی بیشتر موارد چیزای خوبی همراه مشارکت بالای زود هنگام می آد. ما می تونیم وقتی رو که برای فروش صندلی ها میذاریم برای اسپانسر گرفتن بذاریم. وقتی به اسپانسر میگی این تعداد مشارکت کننده ی پر شور توی رویداد هستن اونا با دید بسیار مثبت تری به رویدادت نگاه می کنن.این امنیت مالی و ذهنی که از فروش زود هنگام بالا به دست می آد به ما امکان میده که کیفیت خدماتی رو که می خوایم ارائه کنیم ببریم بالاتر. سخنران/مدرس های بهتر، پکیج بهتر، پذیرایی بهتر، مستند سازی بهتر و ...یک نکته هم که باید در باره ی ثبت نام زودهنگام رویداد های آنلاین بگم. شاید براتون این پرسش پیش بیاد که اونا چرا زود هنگام می فروشن، اونا که نباید جا بگیرن و ناهار و بریک بدن.این مطلب درست نیست، چون رویداد های تحت وب هم درصد قابل توجهی از هزینه های برگزاری رویداد های واقعی رو دارن. یعنی هزینه ی تولید محتوا، هزینه ی بازایابی و دستمزد پلتفرم های برگزاری مجازی.بازم برگردیم به شما. درصد کمی از شما بعد از بررسی و نتیجه گیری در باره ی مفید بودن رویداد سریع ثبت نام می کنین. درصد بیشتری به خودتون وقت بیشتری برای تصمیم گیری می دین و بعد از چند روز ثبت نام می کنین.اما تعداد زیادی از شما ثبت نام رو تا آخرین لحظه های فروش زود هنگام پشت گوش میندازین. شاید براتون جالب باشه بدونین که بیشترین پیام هایی که ما از شما دریافت می کنیم موضوعش ایناست که دیر رسیدم، سقف خرید کارتم واسه امروز پر شد، یادم رفته بود امروز روز آخره، شرکت مون هنوز پول نداده و ... ثبت نام زود هنگام بسته شد، میشه بازش کنین؟!و پیامد این اتفاق هم اینه که وقتی متوجه میشین زود هنگام تموم شده توی ارزشمند بودن رویداد تردید می کنین و ثبت نام رو موکول می کنین به روزای آخر... و بعدش ما شما رو از دست می دیم و شما رویداد رو.اگه با بررسی یه رویداد مطمئن شدی محتواش به درد می خوره و ارزش داره توش حضور داشته باشی، تصمیمت رو هرچه سریع تر بگیر و ثبت نام کن. اینطوری هم تو می بری هم ما.</description>
                <category>mostafa eftekhari</category>
                <author>mostafa eftekhari</author>
                <pubDate>Wed, 08 Apr 2020 12:21:53 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>