<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مصطفی حسن بیگی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mostafahasanbeygi</link>
        <description>مدیر روابط عمومی، پژوهشگر علوم انسانی، مستندساز</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 05:38:03</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/58797/avatar/ihQa4I.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مصطفی حسن بیگی</title>
            <link>https://virgool.io/@mostafahasanbeygi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مدیریت کسب و کار قسمت دوم؛خودت را دوست بدار!</title>
                <link>https://virgool.io/@mostafahasanbeygi/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%B1-indrqtj1q0td</link>
                <description>در متن قبلی از هفت مرحله شروع یک کسب و کار برایتان نوشتم.باید حال  دید اوضاع پس از این هفت مرحله چگونه است.آینده نگری یا هدف؟باید انتخاب کنیدر شروع هر کاری باید نیت کنید.یعنی باید بدانید که دقیقا چکار قرار است بکنید.می توانید سوال ها یا بهتر بگویم آرزوهای خود رمواجهها در‌  با کسب و کاری که دارید روی کاغذ بنویسید و شروع به پاسخگویی به آن‌ها کنید.این همان استراکچر مفیدی خواهد بود که نقشه راه را در آینده به شما نشان خواهد داد. دغدغه یا دقدقه؛مسئله این است.دغدغه های اصلی ذهن خود را روی کاغذ یا تخته بنویسید.چه چیزهایی برایتان مهم است؟اصلا چرا باید مهم باشد؟حتی میتوانید آن‌ها را درجه بندی یا اولویت بندی نمایید.چرایی اهمیت یک دغدغه برای خودتان مشخص است ولی باید آن را روی کاغذ بنویسید.به طور مثال:اگر من همیشه می خواستم که یک مجموعه تلویزیونی بسازم باید بدانم که چه چیزی میخواهم در آن به طور مشخص به مردم بگویم.جامعه هدفم چه کسانی خواهند بود.آیا &quot;سرگرمی&quot; که به عنوان ترجیع بند اساس یک برنامه تلویزیونی است را باید به عنوان یک اصل مهم برای محصول خودم قرار دهم؟یا باید بخاطر جامعه هدف خیلی فرهیخته و متخصص برنامه خودم؛عطایش را به لقایش ببخشم و یک محصول خشک و تخصصی و سنگین و وزین بسازم؟این ها همگی به اجرای هدفمند دغدغه های شخص شما باز می‌گردد. پس نباید آن را کمرنگ کرده و در حاشیه بگذارید.این دغدغه باید از جنس درخواست های درونی از اعماق وجود انسان باشد که بعضا به طور عمیق روی‌اش فکر شده؛وقت صرف شده و اصطلاحا پخته شده.ولی همه این ها کافی نیست و باید نوشته شده باشد.در دیدرس روزانه باشد و به طور مداوم فکر شده باشدچند عقل بهتر از یکی کار میکند!مشورت همیشه بهترین راه برای رسیدن بهترین نتیجه ممکن است.طوفان فکر یا همان&quot;brainstorm&quot; در همین مشورت ها و جلسات گروهی شکل میگیرد هم همانطور که از اسمش پیداست طوفانی به پا می‌کند.وقتی صحبت از کیفیت پیش می‌آید ممکن است آدمی به یاد فولاد آب دیده بیوفتد.فولادی که با ضربات متعدد چکش اصطلاحا چکش کاری شده است.این طوفان فکری دقیقا همین چکش کاری ذهن و دغدغه ذهنی شماست که آن را قوام می‌دهد.مهم نیست چقدر سخت باشد.مهم نیست چقدر دور باشد؛اگر دغدغه مهمی دارید؛اگر عملی شدن و نتیجه آن برایتان مهم است باید سختی کشید و گاهی لازم است راه دوری راطی کنید تا یک متخصص را ببینید و از او مشورت بگیرید.هرچقدر کسانی که با آن‌ها مشورت می‌کنید ؛تجربه آن‌ها متناسب با همان موضوع بیشتر باشد،هرچقدر از نظر فضای فکری به شما نزدیک تر باشند:شما به هدف خود نزدیک‌تر شده‌اید از در این کار کم نگذارید.رقیب همکار است یا هم‌سفره؟آگاهی داشتن از رغبا و سهم بازار آن‌ها بسیار نکته مهمی‌است.اینکه چند گروه یا موسسه یا شخص همسو با شما و همزمان با کسب و کار شما به خصوص در شهر شما دارند همان کار را می‌کنند می‌تواند زنگ خطری برای شما باشد.درست است که شما هم گوشه ای از سهم بازار را دارا هستید ولی با قوت کار رقبا، در آن زمینه شما به مرور ضعیف خواهید شد تا جایی که ممکن از مجبور به تعطیلی کار خود شوید.لذا همواره باید تمامی جوانب رقبای اصلی خود را در شهر خود و حتی رقبای قوی در شهرستان ها را رصد کنید.گاهی ممکن است یک نوآوری و ایده جذاب را در رقیب خود ببینید.مطمئن باشید انجام همان کار برای شما ضرری ندارد.البته با اندکی تغییر.مثلا ما شاهد نوآوری های گوناگون از طرف شرکت تب سی در حمل و نقل عمومی بودیم.صرف صبحانه در راه.استفاده از خودروهای لوکس و تب سی لاین که مسافر بین راهی سوار می‌کرد.بعد از گذشت مدتی شرکت اسنپ که هیچ یک از این خدمات جانبی بعضا جذاب را نداشت چیزی شبیه تب سی لاین را به سرویس های خود اضافه کرد تا از رقیب خود در این عرصه عقب نماند.کارِ خودت قسمتی از توست؛خودت را دوست بدار!تجربه افراد خیلی زیادی نشان داده است که وقتی خودت را وقف کاری کنی به موفقیت می‌رسی وگرنه کارهای پاره وقت و نیمه کاره به خوبی انسان را به مقصد اصلی نمی‌رساند‌.اگر درست انتخاب کرده باشی و کاری که انتخاب کردی را از صمیم قلب خود برای خود بدانی می‌توانی ساعت ها بدون خستگی وقت صرف آن کنی.وگرنه هرکاری که انجام می‌دهی اگر احساس کنی از سر اجبار داری انجام ‌می‌دهی یعنی آن کار برای تو نیست!باید کار خود را مانند خودت دوست داشته باشی تا بتوانی خود را وقف آن کنی که در این صورت قطعا طبق تجربه مسلم به نتیجه شگرفی می‌رسی.</description>
                <category>مصطفی حسن بیگی</category>
                <author>مصطفی حسن بیگی</author>
                <pubDate>Thu, 12 Mar 2020 22:24:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت کسب و کار؛خدا هم شریک ندارد!</title>
                <link>https://virgool.io/@mostafahasanbeygi/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%9B%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-rp4p1giyuqh8</link>
                <description>اگر شریک خوب بود خدا شریک می داشت. این جمله ای‌ست که در جواب جمله «شریک فلانی پولشو خورد و فرار کرد» می‌شنویم.ولی در زندگی وقتی می بینیم که با راه اندازی یک کسب‌وکار خوب فقط یک قدم فاصله داریم و اون بودجه است و یک دوست پولدار هم داریم که مایل به شراکت هست این جمله بالا را فراموش می‌کنیم و نهایتا با گفتن جمله: «نه این با اونا فرق داره» شراکت را با او شروع می‌کنیم.با این خلاصه می‌خواهم تجربیات اندک ولی مهمی که در زمینه کسب‌وکارهایی که راه‌اندازی کردم و چه بسا ضررهایی که متحمل شده‌ام را با شما درمیان بگذارم تا در شروع کسب و کار خود قدم‌های درست و موثری بردارید.اول اینکه هیچ کس چک سفید امضا به شما نداده که حق شما را نخواهد خوردچه دوستان بسیار نزدیکی که بر سر رقم‌های مالی بزرگ حق و حقوق یکدیگر را پایمال کرده و متواری شده‌اند. دادگاه‌ها و دادسراها پر شده از پرونده‌های کلاهبرداری شرکا. پس در انتخاب شریکی که قرار است انتخاب کنید خیلی باید احتیاط کنید.خداترسی واقعی و نه از سر ادا و ریا، خانواده، مقدار سعه صدر و شناخت درونی نسبت به دوستی که قرار است با شما شریک شود بسیار مهم است.دوم؛ قیمت خودتان را بدانید!هر کسی باید بداند که بابت هر کاری که انجام می‌دهد چقدر ارزش مالی در فعل او مستتر است. ارزش زمانی که قرار است بگذارید تا کاری را انجام دهید بدانید. حتی اگر کار کوچکی باشد. اینگونه می‌توانید در راه‌اندازی کسب‌وکار بدانید که چقدر حق و حقوق دارید و اگر قرار است خودتان درآمد خودتان را تامین کنید خواهید فهمید که این حقوق مناسب شان شما خواهد بود یا خیر. در شراکت هم همینگونه است. یعنی اگر به طور مثال مدیریت راهبردی شما خوب است و قرار است مجموعه را مدیریت کنید این ارزش افزوده‌ای است که باعث می‌شود برند شما رشد کند پس سهم شما باید بیشتر باشد. از طرفی هستند کسانی که هیچ چیز از مدیریت کسب و کار نمی‌دانند و هیچ تخصصی ندارند ولی چون پول مجموعه را تامین کرده‌اند توقع درصد مالی دارند. اینجاست که ارزش تخصص شما پیش کشیده خواهدشد.سوم اینکه سهم کار و یا پول خود را مشخص کنیدیعنی سازوکارهای شراکت و مدل‌های کار گروهی را مطالعه کنید و کامل بدانید که این کسب‌وکاری که در ذهنتان است کدام مدل شراکت را می‌طلبد. مضاربه یا اجاره یا شراکت یا حتی قرض‌الحسنه است نسبت به رابطه شما و دوستانتان. اگر قرار است کسی کار کند و دیگری نقدینگی را به کار شما تزریق کند درصد شراکت 50درصد است یا کمتر یا بیشتر!چهارم، سند چشم‌انداز و بازه زمانی عملیات اجرایی تعیین کنید؛ روی کاغذ!هر کسی مجزا از اینکه با دیگران برای انجام معاملات چه نسبتی خواهد داشت باید روی کاغذ به صورت منظم و زمان‌بندی‌شده بنویسد. به طور مثال اگر سرمایه اول آن‌ 10 میلیون تومان است به صورت حساب‌شده و تقریبا دقیق پیش‌بینی خود را به صورت سالانه یا فصلی طی پنج سال بنویسد که هرسال چقدر ارزش افزوده پیدا خواهدکرد.حواشی را نباید فراموش کرد. جوانب افزایش سرمایه مانند افزایش نیروی انسانی یا وسایل مورد نیاز یا حتی گسترش دفتر کار در سند چشم انداز باید دیده شود.پنجم،اساسنامه مدون تنظیم کنیدنوشتن اساسنامه درست و دقیق مطابق استاندارد ها حتی اگر قصد ثبت شرکت را هم نداشته باشد بسیار ضروری است. اگر به ساختار اساسنامه دسترسی ندارید به سایت شرکت ها و ارگان های هم‌ساختار شرکت خودتان رجوع کنید و مطابق آن اساسنامه خود را بنویسد و اگر بتوانید پس از آن با یک مشاور حوقوقی اصطلاحاً آن را چکش کاری کنید بهتر است. شرح وظایف بخش ها، ضمانت‌های اجرایی بسیار در این بخش مهم خواهندبود.ششم،با برادر یا اقوام درجه یک خود نیز قرارداد رسمی بنویسید؛ دوستی جای خود دارد!انسان‌ها متناسب با عادات خود ممکن است حرف های قشنگ و خوبی بزنند، ولی حرف تا عمل فرسنگ‌ها فاصله دارد. هرکسی که قرار است شریک کاری شما شود در گذر زمان و در حوادث مختلف ممکن است احوالاتش تغییر کند. ولی چیزی که نمی‌تواند نظرش را تغییر دهد قرارداد کتبی و رسمی و به ویژه محضری است که اصطلاحاً مو لای درزش نخواهد رفت. پس نوشتن یک قرارداد دقیق و آینده‌نگر بسیار مهم است.هفتم، با اهل فن حتما مشورت کنیدقبل از شروع کار حتما با چند نفر که در ایجاد یک برند می‌توانند کمک کنند مشورت کنید حتی اگر برای مشورت مجبور به پرداخت هزینه باشید. شنیدن تجربیات موفق قطعا از هزینه‌های اضافه آتی جلوگیری خواهد کرد و این خود جبران هزینه محسوب خواهد شد. پس واقعا ارزش خواهد داشت و به چشم یک سرمایه گذاری به آن نگاه کنید.این هفت مرحله به نظر من و بنا به تجربه من بسیار مهم هستند. این‌ها همگی قبل از شروع یک کسب‌وکار و برند موفق باید به صورت دقیق انجام شود. نگاره بعدی درباره برندینگ و ایجاد یک نام تجاری خوب خواهد بود. ان شاءالله</description>
                <category>مصطفی حسن بیگی</category>
                <author>مصطفی حسن بیگی</author>
                <pubDate>Sun, 18 Aug 2019 19:50:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بسیار کاربردی،اندرویدی یا اپلی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mostafahasanbeygi/%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D9%BE%D9%84%DB%8C-zzacielyyqsr</link>
                <description>آیفون که دوربینش خیلی بهتره؟رم گوشی اندرویدی من خیلی بیشتر از آیفون شماست!گوشی من رم میخوره ولی آیفون تو اصلا رم نمیخوره؟ میشه این فایل رو بلوتوث کنی؟نه چون آیفون دارم نمی تونم!این ها جملاتی هستند که معمولا می شنویم.حالا واقعا گوشی های اندرویدی بهتر هستند یا آیفون هایی که اپل با قیمت فضایی خودش تولید میکنه؟حقیقت اینجاست واقعا مقایسه این دو از اساس اشتباه هست.به این دلایل:اول اینکه پلتفرم سیستم عامل این دو کاملا متفاوت هست.یعنی اینکه اپل از سیستم IOS استفاده می کنه که این مزایا رو داره:1-سیستم عامل بسیار سبک تر از اندروید هسش و با پردازنده و رم بسیار کمتر از گوشی های اندرویدی بازدهی بسیار بالاتری نسبت به آنها داره.برنامه ها باز نمی مانند و حافظه رم مدام درحال خالی شدن است.2-استفاده بهینه از پردازشگر گرافیکی در استفاده از صفحه نمایش هم باعث میشه که باتری بهتر عمل کنه و ماندگاری بیشتری داشته باشد.3- امنیت بسیار زیادی که به واسطه خصوصی سازی نرم افزار ها داره.اصطلاحا اوپن سورس نیست و به راحتی کسی نمی تواند نرم افزار ها و سیستم عامل رو مطابق سلیقه خودش خصوصی سازی کنه.4-به دلیل نوع برنامه نویسی خاص و یونیک موجود در IOS گسترش دهندگان این سیستم عامل می توانند نرم افزارهایی با قابلیت های بسیار خاص تولید کنند.از تدوین فیلم و عکس حرفه ای تا نرم افزار های واقعیت افزوده که مشابه این ها در اندروید یافت نمی شود.البته تقریبا تمام این نرم افزار های خاص رایگان نیستند ولی به طور مثال با خرید نرم افزار های طراحی حرفه ای یا نقشه کشی می توان از کامپیوتر بی نیاز شد و با آیپد پرو و قلم طرح ها را کشید و کسب درآمد کرد.از طرفی سیستم عامل اندروید هم به واسطه اوپن سورس بودن مزایای خودش رو دارد و این امکان را به گسترش دهندگان نرم افزار ها می دهد تا مطابق به هدف خود نرم افزار را بهینه طراحی کنند و حتی اگر لازم شد یک نرم افزار اورجینال را بومی سازی و ترجمه کنند.این امر باعث گسترش بیش از پیش نرم افزارها در پلتفرم اندروید شده است.از روزی که اندروید پس از Ios پا به این عرصه گذاشت 9 ورژن منتشر شده که روز به روز پیشرفت های چشمگیری می کند.ولی حقیقت اینجاست تمام تلاش سازندگان اندروید یعنی گوگل  این است که خود را به امکاناتی که اپل به کاربران خود می دهد نزدیک تر کند.و در این میان شرکت های گوشی سازی هستند که با نوآوری و ارزش افزوده به این سیستم عامل می توانند توجه خریداران و کاربران به گوشی های خود جلب کنند.مثلا امکاناتی که سامسونگ در خوانش متن یا دیافراگر متغیر و همچنین ادیت عکس که در گوشی های خود اضافه کرده.گوشی های ال جی که دوربین گوشی های خود را حرفه ای تر و دستی تر کرده است.یا امکان انتقال شارژ که هواوی معرفی کرد.در دنیای گوشی ها جنگ زیادی بر سر کیفیت دوربین های این گجت ها جریان دارد که بعضی ابتدا مگاپیکسل یا سایز دوربین را بالا بردند و بعدا مگاپیکسل را کاهش دادند و با استفاده از باز کردن دهانه دیافراگم کیفیت عکس ها را ارتقا دادند.شروع کننده این پتنت ها هم اپل بود.اپل اساسا معتقد بر کیفیت است.این شرکت با کیفیت ساخت بالایی که ارائه داد حتی رقبای اصلی خود مثل سامسونگ که همیشه گوشی های پلاستیکی تولید می کرد را وادار به طراحی با کیفیت و ساخت مطلوب کرد.کیفیت دوربین های اپل همیشه بسیار خوب بوده است.البته امکانات آن همیشه ساده و اینترفیس جذابی ندارند.در مقابل گوشی های اندرویدی هر روز یک قابلیت به دوربین های خود اضافه می کردند.ال جی ابتدا با فوکوس لیزری توانست عمق میدان های لایف داشته باشد.یا گوشی های سامسونگ سیستم فوکوس سریع دوفاز بدون نیاز به فوکوس لیزری را عرضه کرد.گوشی های سونی هم فیلمبرداری هزار فریم در ثانیه را با خود آوردند.ولی اخیرا هواوی توانست با جهشی شگفت انگیز کیفیت دوربین گوشی های پرچمدار خود را طوری ارتقا دهد که طبق گفته سایت Dxomark که به بررسی تخصصی دوربین های حرفه ای و گوشی ها می پردازد و بسیار معتبر است سه گوشی اول در دنیا از لحاظ کیفیت دوربین از خانواده هواوی هستند.بیان این نکته ضروری است که تمامی این تغییرات جزو سیاست های سرگرم کننده هستند وگرنه تولید یک محصول با کیفیت و سایز تصویر بسیار بالا به یکباره کاری برای این شرکت ها ندارد منتهی مایل هستند که این تغییرات به تدریج راه را طی کند تا خریداران مایل به ارتقای گوشی خود و خرید از این شرکت ها باشند.نگاه کلی به آمار فروش اپل نسبت به گوشی های اندرویدی در دنیا می گوید که اپل سهم بسیار کمی نسبت به گوشی های دیگر در بازار را دارد.ولی نکته اینجاست که تنوع گوشی های مختلف از انواع برند ها بسیار زیاد است و به ده ها نوع گوشی می رسد.ولی اپل هر سال دو نوع گوشی به بازار عرضه می کند.به نوعی اگر هر برند گوشی سازی یک یا بعضا دو گوشی پرچمدار دارد ولی اپل تمامی تولیداتش پرچمدار محسوب می شوند و تنها به تغییر ظرفیت و گاهی اندکی تعغییر در دوربین اکتفا می کند.ولی با همه این تفاسیر شاهد این هستیم که ارزش کمپانی اپل بسیار بیشتر از ارزش کمپانی های مانند سامسونگ یا هواوی با این همه تولیدات دیگر است که پارامتر های مشخص و مفصلی دارد.خود من به عنوان کسی که معمولا از برندهای مختلف گوشی های مختلفی را تست کرده ام و تعصب خاصی هم به برندی ندارم این مقاله را در خدمت شما نوشته ام و هم اکنون هم گوشی پرچمدار شیاومی یعنی می9 را دارد که نسبت به امکانات و کیفیت دوربین قیمت پایینی دارد و ارزش خرید بسیاری دارد.این نکته توصیه من به دوستداران گوشی های هوشمند و خریداران این محصولات است که فقط نسبت به نیاز و کارایی مورد نظر باید گوشی انتخاب کنند به طور مثال برای کسی که کیفیت دوربین برایش اهمیت ویژه ای دارد خرید همین گوشی شیاومی کفایت می کند و با تفاوت قیمت حدود 4میلیون تومانی با پرچمدار فعلی سامسونگ یعنی گلکسی اس ده کیفیت دوربین  آن طبق گفته سایت معتبر جهانی از سامسونگ  و پرچمداران اپل بالاتر است.البته بعید نیست خوانندگان این مطلب پس از سال ها به یاد این گوشی های عتیقه ای که نام بردم بیوفتند ولی باید به یاد آورد این ها هم روزی مانند گوشی های سمبین نوکیا پرچمدار بودند و این سرعت بالاتر پیشرفت تکنولوژی است که ما را سرگرم می کند.</description>
                <category>مصطفی حسن بیگی</category>
                <author>مصطفی حسن بیگی</author>
                <pubDate>Sun, 11 Aug 2019 19:44:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دانشگاه یا حوزه؟مساله در دبیرستان است!</title>
                <link>https://virgool.io/@mostafahasanbeygi/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-q0f32nikztrv</link>
                <description>سلام و درود.باید گفت فضای علوم انسانی در ایران بسیار محدود است.و همین محدودیت در اعلاء ترین حالت خود در فضایی مانند حوزه های علمیه نمود می‌کند.رشد علمی در حوزه علمیه بسیار می‌تواند سریع اتفاق بی‌افتد.این فضا به دلیل غنای علمی و چالش‌های فراوان علمی مملو از زد و خورد های علوم انسانی است که چندبرابر بیشتر از دانشگاه های الهیات و علوم معارفی‌ست.منتهی مشکل اصلی خروجی با دبی پایین متفکران علوم الهی در سطح کشور یا دانشگاه‌ها یا حتی مدارس است.بماند که هم‌اکنون اوضاع به لطف برخی موسسات تخصصی و طلاب دلسوز خیلی بهتر از چندسال قبل است و هر روز هم بهتر خواهد شد.ولی به نظر نگارنده به نوعی بازیافت شدن متخصصین فارغ التحصیل شده از حوزه علمیه در خود حوزه های علمیه وجود دارد به این معنی که بیشتر طلاب و حتی فضلای آن‌ ها پس پایان سطح مشغول به تدریس در پایه های پایین تر حوزه ها می شوند و بعد از آن هم آمال آن ها تدریس در پایه های عالی حوزه و تدریس رسائل و مکاسب است.ورود این افراد به سطح جامعه مانند تدریس در مدارس و دبیرستان ها و دانشگاه ها کمتر صورت می گیرد.اغلب برای مشغله خود به دلیل کمبود زمان جهت درس و بحث به نماز خواندن در اداره ای یا ارگان و سازمانی اکتفا می کنند و آن هایی که متاهل هستند (در بهترین حالت)زمان مازاد خود را به درس خواندن و یا نوشتن مقالات تخصصی در همان فقه و عقاید می گزارنند. این ها همه بد نیست! منتهی مگر جمعیت کل طلاب حوزه های علمیه چند درصد کل جمعیت ایران است؟اعتقاد جمعیت نوجوان و جوان محصل در مدارس و دانشگاه ها را چه کسی باید به آن ها یاد بدهد؟فقط معلمان پرورشی و دینی؟این لباس همچون یک پزشک که روپوش سفید به تن دارد یا مکانیک که لباس خاص خود را می پوشد نمایانگر دکتر دین و مکانیک اعتقاد افراد است که متاسفانه به تعداد کافی وجود هم ندارد.این تعداد هم همه صلاحیت این لباس را ندارند چون خیلی مشاهده شده که خودشان هم دین را یا کج فهمیده اند یا استاد ندیده اند.حال ممکن است بپرسید این مطالب چگونه به ذهن بنده رسیده که اینجا بنویسم؟ اگر سر و کار شما بیشتر در خیابان باشد حتما دیده اید که در ساعات ظهر به خصوص در مرکز شهر به یکباره تعداد معممین و روحانیون بسیار زیاد می شود. این طنزی است که مرا وادار به نوشتن این متن کرد.بماند که نماز خواندن جهت درآمد خود دچار مشکل است ولی با تغییر نیت می توان آن را به درآمدی جهت گذران زندگی تبدیل کرد.اینجا حوزه های دانشجویی مطرح می شود که چند سالی است خوب جای خود را در بین دانشجویان باز کرده اند.بسیار هم خوب است.ولی سوال اینجاست آیا درست است که نوجوانان را هرگونه خواستیم در جامعه رها کنیم و آن ها پس از پر شدن از انواع شهوات و درخواست ها به محیط باز تری به اسم دانشگاه ورود کنند و هرکسی که طالب بود برای اغنای دل خود به حوزه های دانشجویی پناه بیاورد؟بله پناه آوردن کلمه ای درست است که وقتی با اکثر شرکت کنندگان در حوزه های دانشجویی صحبت می کنید به معنای آن پی می برید.معنویت جزو لاینفک فطرت جوان است که برخی با بیدار نگه داشتن آن ولو به اندازه یک روزنه نیاز به آن را کماکان حس می کنند و به این حوزه های دانشجویی پناه می برند.آن هم چون نیمه وقت است و خللی در درس آن ها ایجاد نمی کند.با ورد به این حوزه ها اتفاق دیگر برای دانشجو می افتد.برخی پی می برند که تمام انتخاب رشته آن ها اشتباهی بزرگ بوده و مراد آن ها در حوزه و علم دین است.فلذا پس از انصراف از دانشگاهی که چندین سال (مثلا شش یا هفت سال) در آن تحصیل کرده اند به حوزه علمیه ورود می کنند.برخی در اینجا خوش هستند تا اینکه پس از چند سال درس و بحث حوزه یا ازدواج کرده اند و جویای کار هستند یا قصد ازدواج دارند و باز دنبال کار.مدرکی هم که حوزه جهت استخدام یا کار در جایی به آن ها نمی دهد.نکته مهم دیگر بحث های مفصل فقهی است که جوانی با ذهن بسیار جوال معمولا از آن ها خسته می شود.مثلا در کتاب لمعه پایه چهارم تا ششم چقدر بحث هایی که خیلی این روزها کاربرد ندارند مطرح می شود.یا کتاب های ادبیات عرب.بله!اساتید خود ما هم ملا بودن را در تجزیه و ترکیب واو به واو کتب و شرح آن ها می دانستند.اما هدف چیست؟این چیزیست که در ذهن جوانان گم شده است.در کل بسیاری از جوانان در این دو دسته هستند:دسته اول نوجوانانی که پس از دیپلم وارد حوزه می شوند؟انگیزه؟وقتی در سال اول روند طولانی حوزه را می بینند که پس از شش سال معادل لیسانس را شاید بتوانند کسب کنند کمی شکه می شوند.پس از چهار سال وقتی مطالب زیاد از حد فقهی و ادبیات عرب آن ها را خسته کرده با چالش کار و درآمد روبرو می شوند و فکرش را نمی کردند.دسته دوم جوانانی هستند که وارد دانشگاه می شوند و پس از مدتی اگر در فضای غیر معنوی دانشگاه حل نشوند رو به حوزه دانشجویی می آورند و در آن جا به تحصیل علوم مختصر دینی می آورند.دسته سوم دانشجویانی هستند که پس از تلاش بسیار و تحصیل در فضای علمی مهندسی که بعضا در دانشگاه های مطرح دولتی هم هستند درس را رها کرده و به حوزه علمیه به صورت سنتی رو می آورند.البته حوزه ای به اسم حوزه علمیه مشکات هم وجود دارد که از میان دسته سوم دانشجویانی را می پذیرد و به صورت اصلاح شده کتب را در مدت کوتاه تری درس می دهد و خروجی های خوبی هم داشته.البته دانشجویان انقلابی و مذهبی و متعهدی هم هستند که در کنار درس و تحقیق به تهذیب هم پرداخته اند و در مقاطع بالاتر از کارشناسی ارشد مشغول تحصیل و تدریس هستند و حوزه دانشجویی هم حتی نرفته اند و در هیات های مذهبی و به طور شخصی به پرورش خود مشغول هستند.حال سوال اینجاست که نباید از دوران نوجوانی این ساز و کار و آینده درست تحصیلی برای دانش آموزان روشن باشد و یا در دانشگاه فضای بهتری ایجاد کرد که این درخواست ها در فضای علمی کشور که ناشی از عدم آگاهی به موقع برای جوانان است به وجود نیاید؟مدل درسی غلط در آموزش و پرورش که بدون یاد دادن مطالب مفید سالیان سال فقط بدتر و بدتر می شود و حتی یک فن برای آینده و کسب درآمد این نوجوانان یاد نمی دهد به همراه مشاوره غلط درباره ادامه تحصیل در دانشگاه و انتخاب رشته باعث شده برخی از این نوجوانان و جوانان در آینده ای نزدیک احساس بطلان اوقات خود کنند و باید از ریشه و از وزارت آموزش و پرورش این اصلاحات هرچه زودتر انجام گردد.</description>
                <category>مصطفی حسن بیگی</category>
                <author>مصطفی حسن بیگی</author>
                <pubDate>Sat, 10 Aug 2019 21:49:54 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>