<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های درونیات یک درونگرا</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mostafayeaziz</link>
        <description>من یک درونگرا هستم که در دنیای واقعی خودم کسی رو پیدا نکردم که درد دل ها مو بگم، حالا اونا رو اینجا میذارم ... هر چی که شد ...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-20 10:31:03</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/121014/avatar/YLa5qs.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>درونیات یک درونگرا</title>
            <link>https://virgool.io/@mostafayeaziz</link>
        </image>

                    <item>
                <title>افکار خودکشی دارم</title>
                <link>https://virgool.io/@mostafayeaziz/%D8%A7%D9%81%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-jbrhz744qisx</link>
                <description>سلام من 4 سال پیش در مورد تنهایی خودم اینجا مطلب نوشتم و کامنتایی که گرفتم واقعا برام جالب بوداما من بعد از 4 سال چه کارهایی کردم: اول پیش یه مشاوره رفتم که سبکش CBT بود (یعنی خیلی متکی بر تکنیک های مختلف مثلا اینکه افکارمو بنویسم و ...) اما حالم خوب نشدبعدش رفتم سراغ یه درمانگر (تراپیست) که الان دو ساله باهش هفته ای یک جلسه داشتم، با وجود هزینه بسیار زیادشبعد پیش روانپزشک رفتم و حدود 1 ماه ونیم دارو مصرف کردماما متاسفانه باید بگم حال من تغییری نکرد و الان افکار خودکشی هم دارمدیگه واقعا خسته شدم از زندگی، تنها چیزی که خودمو نمیکشم اینه که میدونم کسایی که خودکشی میکنن اون دنیا بدبخت تر میشن و دائم در عذابن. یعنی واقعا اگر این مسئله نبود خودمو راحت میکردم، الان از 17 سالگی تا 27 سالگی یعنی 10 ساله دارم زجر میکشم. همه چیز از احساس تنهایی شروع شد و به افسردگی رسید و ...تنهایی و افسردگی </description>
                <category>درونیات یک درونگرا</category>
                <author>درونیات یک درونگرا</author>
                <pubDate>Wed, 23 Aug 2023 12:05:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا کسی منو دوست نداره</title>
                <link>https://virgool.io/@mostafayeaziz/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%86%D9%88-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-ecsqmpe4gllr</link>
                <description>خیلی خیلی وقت ها این سوال تو ذهنم میاد: چرا ، واقعا چرا کسی منو دوست نداره؟ و شاید باورتون نشه اما این سوال رو عمیقا از خودم میپرسم که چرا کسی منو دوست نداره؟ مگه فرق من با بقیه چیه،آهالبته این سوال تازه اول کاره ، کار وقتی زجر آور میشه که میبینی افرادی در ابتدا میل دارن با تو ارتباط داشته باشن ولی بعد از مدت خیلی کمی نسبت بهت بی میل می شن و احساس این مسئله خیلی برام زجر آوره انگار میشنوی که تو ذهن خودش میگه: نه این اونی که فکر می کردم نیستلعنت بهش...بخدا دلم میخوام بزنم زیر گریه البته که گریه هم می کنم.ولی باز ادامه داره این اتفاقات و این احساسات لعنتی</description>
                <category>درونیات یک درونگرا</category>
                <author>درونیات یک درونگرا</author>
                <pubDate>Mon, 13 Jan 2020 20:20:42 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>