<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مبین</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mowbish</link>
        <description>دانشجوی کامپیوتر - علاقه مند به برنامه نویسی و توسعه وب - چیزه خاصی تو ذهنم نمیاد!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-11 14:14:59</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>مبین</title>
            <link>https://virgool.io/@mowbish</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فلسفه و برنامه نویسی!!</title>
                <link>https://virgool.io/@mowbish/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-abr64rquphf0</link>
                <description>
فلسفه و برنامه نویسی با همدیگه غریبه نیستند. واسه جواب به سوال برنامه نویسی چه ربطی به فلسفه داره؟ به این شکل فکر کنید: به عنوان یک توسعه دهنده، کد شما نحوه درک شما از مشکل و راه حل اونو منعکس می کنه. قبل از دست به کد شدن، اولین قدم این هستش که یکمی زمان بذارید و در مورد مشکل فکر کنید. شما چیزای موجود رو در نظر می گیرید، و با وصل کردن ایده‌های مختلف تست می کنید و سعی می کنید بهترین سولوشن خودتون برای یک موضوع خاص رو پیدا کنین. به همین ترتیب، فیلسوفا هم وقتی میخوان فرضیه‌ای رو تعریف کنن، مراحل مشابهی دارن.سقراط رحمه‌الله؛اصل بعدی اصل پرسشگری هستش که برادر سقراط تو این زمینه نقش مهمی رو بعد از فیلسوفای طبیعی (دموکریتوس و اینا) ایفا کرده و خیلی خوب بوده تو این کار*البته تهش همین باعث شد با نوشیدن جرعه‌ای تلخی دعوت حق رو لبیک بگه؛ اما جای ترس نداره! شرکت و فرهنگ سازمانی اگه تو آفساید نباشن نه تنها سرنوشتتون مثل سقراط نیست، بلکم شاید raise هم بگیرین.سقراط هوشمندانه سوال میپرسید؛و این مسئله خیلی توی کار بچه‌های توسعه دهنده مهم هستشسرچ ای که توی گوگل میزنین، پرامپتی که به AI میدین، سوالی که از فرد با تجربه‌تر توی سازمانتون میپرسید؛ همه اینا شمارو تعریف میکنه (بوووم چی گفتم!)و واسه همینا لازمه که درست بپرسینو خط فکری درست خودتون رو داشته باشین.یا مثلا بگم از آلن تورینگ؛آلن تورینگ، پیشگام هوش مصنوعی، هم دانشمند کامپیوتر و هم فیلسوف بود (یک سری چیزهای دیگه‌هم بود که if u know, u know). او در حین تلاش واسه یافتن پاسخ این سوال که «آیا ماشین‌ها میتونن خودشون فکر کنند؟»، تست تورینگ رو توسعه داد. ایده پشتش خیلی خیاری ساده هستش - اگه بنی بشری (که نقش قاضی را بر عهده می گیرد) نتونه در حین خوندن مکالمه بین دو طرف تشخیص بده که انسان کیست و کی ماشین هستش، آنگاه ماشین برنده می‌شه. این ماشین واسه تولید پاسخ‌های انسان‌مانند طراحی شده و در طول کل فرآیند، همه شرکت‌کنندگان از همدیگه جدا می‌شن. هدف این نیستش که دقت پاسخ‌های ماشین رو آزمایش کنیم، بلکه اینه که چقدر جواباش شبیه جوابایی هست که یک انسان می‌ده.  این تست به عنوان &quot;the imitation game&quot; یا همون &quot;بازی تقلید&quot; هم شناخته می شه. و این یک مفهوم مهم توی فلسفه هوش مصنوعی هست.در حالی که دنیای برنامه نویسی AI بدون دستاوردهای آلن تورینگ تو دهه 50 احتمالا امروز نبود.میبینین که فلسفه چقدر میتونه کمک کنه؛هم برای یادگیریتونهم out of box فکر کردنتون!هم خییییلی چیزای دیگه!شما با یادگیری مسائل تکنیکال پیشرفت میکنین و این طبیعیهامااون پیشرفت اصلیه و تغییر رو وقتی با پوست، گوشت و استخون احساس میکنین که ناخنک هایی به فلسفه بزنین و شروع کنین در موردش یکم بخونین اگر هم دوست داشتین واسه شروع &quot;دنیای سوفی&quot; پرفکته.تا مطالبی دیگر بدرود.</description>
                <category>مبین</category>
                <author>مبین</author>
                <pubDate>Thu, 11 Jan 2024 23:45:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>و در نهایت مهندسی کامپیوتر :)</title>
                <link>https://virgool.io/@mowbish/%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%88%D8%AA%D8%B1-hbbjbtpp8rs8</link>
                <description>قرار بر این شد که تصمیم نهایی رو تو یه پست دیگه منتشر کنم که متاسفانه یادم رفت اینو تو پست قبلی قید کنم :)اگه پست قبلی رو نخوندید از اینجا میتونید بخونیداگه پست قبلیو خوندید احتمالا از عنوان پست فهمیدید که تغییر رشته دادمو بله تغییر رشته دادماتفاقای زیادی تو این 2 ماه افتاد...از بدو بدو بین اتاقا برای گرفتن امضا و تسویه حسابتااا آدمایه مختلفی که خیلی میتونستن راهنماییم کنن و کاملا اتفاقی سر راهم قرار میگرفتنکه بخوام همشونو توضیح بدم باید 2 تا پست دیگه ام بزارم...واسه همین ignore it and enjoy itو در نهایت چندتا تجربه:یکی از عزیزایی که ترم بالایی بود و کارشناسی کامپیوتر تموم کرده بود گفت که مرسومه تغییر رشته بین برق و کامپیوترپس اگه یه روزی شماام تو همین دوراهی که من گیر کرده بودم گیر کردید و داشتید این پست رو میخوندید خونسرد باشید چون یه مسئله کاملا عادیه و زیاد بهش فکر نکنید چون بهتره تو جریانش قرار بگیرید و جریانا جلو ببرنتون(یکم کلیشه شد و خونسردی با بیخیالی فرق داره!)مراحل تغییر رشته تو دانشگاه و امضا گرفتن از فلان اتاق و فلان رئیس به طور میانگین 3 سال از عمره آدمو کم میکنه اما دارن هاردی تو کتاب &quot;بهترین سال زندگی تو&quot; میگه:داشتن چرایی قوی خیلی مهمتر از داشتن چگونگیهو اینام روالی هستن که باید طی بشن...تو برق بچه ها با اینکه از بدو ورود هیچ کدوم همو ندیده بودن اما اکثرا باهم اوکی بودن جوری که یبار با چن نفر از ترم بالاییای برق(تو گروه خودشون) حرفمون شد و فهمیدن که دهه هشتادی جماعت یعنی چی :)تو برق علاقه دانشجوا به آیه &quot;و امرهم شوری بینهم&quot; ملموس تر بوداما تو کامپیوتر فضا کمی خشکه و اکثرا سرشون تو درس و مشقه(شایدم چون من تازه اومدم نتونستم هنوز ارتباط برقرار کنم که این احتمالش به صفر میل پیدا میکنه)گویا بین ورودیای 99 بچه هایی که رتبه شون بهتر بوده رفتن سمت کامپیوتر(من بین ورودیایه برق99 دانشگاهمون رتبم خوب بود و جزو چند نفر اول بودم اما تو کامپیوتر این مسئله صادق نبود!!(جوری که رتبم به روزانه کامپیوتر نرسید و رفتم شبانه))تشکر از هرکسی که به نوعی راهنمایی کردخصوصا از همه اونایی که واسه پست قبل کامنت گذاشتن و با نظراتشون راهنماییم کردن؛ دمتون گرم :)تشکر از اون دوستی که دانشجوعه فردوسی مشهد بود و تقریبا تو شرایط من بود و با آیدی ویرگولم آیدی تلگراممو حدس زده بود و پیام داده بود تا بیشتر نظراتمونو باهم به اشتراک بزاریم(اگه الان داری اینو میخونی امیدوارم به همه چیزایی که گفتی میخوایی برسی، برسی)و دم بچه های برق گرم از بچه های برق که خیلی خون گرم و باهم رفیق بودن( اگه جایی اذیتتون کردم حلال کنید :)و تمام :)راستی از امشب رمضان شروع میشه و فردا اولین روزه رمضانه؛ مارم تو این ماه دعا کنین :)و در نهایت یه استارت برای یه دنیای جدید ؛)</description>
                <category>مبین</category>
                <author>مبین</author>
                <pubDate>Tue, 13 Apr 2021 23:10:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهندسی برق یا مهندسی کامپیوتر؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mowbish/%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%82-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%88%D8%AA%D8%B1-mty5nqt8pjma</link>
                <description>سلاماول  باید بگم چرا اینا رو اینجا میخوام بگم! خب معلومه چون شما ها آدمای  باهوش و باسوادی هستین و خیلی خوب میتونین من رو راهنمایی کنین!با رتبه کنکوری که امسال آوردم میتونستم هر رشته دانشگاهی از ریاضی رو انتخاب کنم!تا قبل از انتخاب رشته اگه کسی ازم میپرسید چی میخوای بخونی میگفتم برق یا کامپیوترانتخاب رشته تموم شد و من برق قبول شدم اما هنوزم بین برق و کامپیوتر موندم...چرا برق؟چون گفتن که دید کلی تری بهت میده!دست و بالت تو برق باز تره!دروسی که واسه کامپیوتر تو دانشگاه یادت میدن خیلی قدیمیه و اگه بیرون دوره ورداری خیلی بهتر از دانشگاهه!اما برق یه رشته آکادمیکه و نمیشه بیرون از فضای دانشگاه یادش گرفت!اونی که برق خونده میتونه از کامپیوتر سر در بیاره اما عکسش درست نیست!در نهایت خودمم به فیزیک11 ام خیلی علاقه داشتم!و میگفتن سنگ رو ام که کنار بزنی از زیرش مهندس کامپیوتر در میاد -__-و اینا باعث شد که برق رو بالاتر از کامپیوتر بزنم.و اما چرا کامپیوتر؟کنکور که تموم شد پایتون رو شروع کردم و تا اونموقع از برنامه نویسی هیچی بلد نبودم و دیدم که خیلی بهش علاقه دارم و عاشق استارت آپ، الکام استارز، طراحی و توسعه وب، هوش مصنوعی و شبکه این داستانام :)خب الان که دارم برق میخونم علی رغم اینکه امتحان ترم دارم نشستم چالش های کوئرا رو حل میکنم!و به نظرم بهتره 4 سال تایممو بزارم رو چیزی که قراره تو آینده دنبالش کنم!نسبت به درساش حس مالکیت بیشتری دارم تا برق!(&quot; کلا حس میکنم درساش برای من نوشته شدن اما نسبت به برق نه تنها این حسو ندارم بلکه هیچ حسی ندارم! &quot;)تو برق نمیدونم خودم با خودم چند چند ام اما واسه کامپیوتر میدونم که میرم سمت نرم افزار!(&quot; یعنی اگه برقو ادامه دادم برم قدرت چون نظام مهندسی داره؟ برم کنترل چون به برنامه نویسی ربط داره و... &quot;)حس میکنم قراره به خواطر سختیه بیشتر برق بعده ترم3 یه داستانایی پیش بیاد اما نسبت به کامپیوتر این حس رو ندارم و میدونم که تا تهش با عشق و علاقه یاد میگیرمو یه جمله هست که هوتن شکیبا به نقل از پدرش میگه:هوتن شکیبا : از پدر و مادر و خانواده‌ام تشکر ویژه می‌کنم چون پدرم مخالف تئاتر بود و  می‌گفت از تئاتر و سینما پول در نمی‌آید، ولی سوم دبیرستان بودم که گفت  الان دکتر مهندسان هم بیکارند حالا برو و در رشته‌ای که دوست داری بیکار باش.برو در رشته‌ای که دوست داری بیکار باش.و بنده دوست دارم تا کامپیوتر بخوانم :)اما متاسفانه پدر بنده با این حرفا موافق نیست و نسبت با کامپیوتر خوندنم مخالفه :) (و اون جمله سنگو کنار بزنی از زیرش... توسط ایشون گفته شده بود!)و تو رشته‌های مهندسی ملاک مهارته نه مدرک! واسه همینه که خیلیا توش بیکار میشن!یعنی از دوستای دبیرستان هستن که داره کامپیوتر دانشگاه آزاد میخونه و امتحاناشو میده بچه ها مینویسن!!در نهایتیه مسئله ای هست اونم اینکه می ترسم تغییر رشته بدم بعد تا آخر عمر بگم وای نه ایکاش برقو ادامه میدادم برق فلان بود برق دیده کلی تری میداد و...یا نه تغییر رشته ندم و تا آخر عمر حسرت کامپیوتر رو بخورم...واسه همینه که از شما راهنمایی و کمک میخوام!الان که اینارو نوشتم ترم1 برق امو تا ترم 3 مهلت دارم برای تغییر رشتهفقط دو ترم مهلت دارم تا راهنمایی و کمکم کنید :))ممنون میشم تو کامنتا بگید که نظر شما چیه؟شما بودین چیکار میکردین؟برق و کامپیوتر با هم میخوندین؟فقط برق در کنارش برنامه نویسی؟کامپیوتر و برنامه نویسی؟اینم بگم از برق بدم نمیاد اما دنیای برنامه نویسی یه چیز دیگست! :))(این یه تیکه رم از یه عزیزی کپی کردم چون حرف دلم بود)</description>
                <category>مبین</category>
                <author>مبین</author>
                <pubDate>Fri, 12 Feb 2021 18:02:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اولین پست!</title>
                <link>https://virgool.io/@mowbish/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-juctq5wf8q4z</link>
                <description>حدودا ساعت ۸ شب بود ک اکانتو ساختم و با هزار تا ذوق و شوق اومدم پابلیک اعلام کنم که &quot;یگانه اختر تابناک فضای مزاجی هم اکنون به ویرگول پیوست&quot;اما گویا قرار نبود ک بخت، اینترنت و فایرفاکس(ویندوز) یار بشن باهام.میگه چی؟( رفقاتو باهم آشنا نکن تیم میشن خودتو میزنن )ربطی نداشت اما گفتم تا دایره واژگان سوسماستیتون بره بالا.به هر حالاز هرچه بگذریم سخن دوست خوش است؛تا اینجای کار چیزایی ک دیدم تو ویرگول بسی خفن بودن و خوشمان آمد( ابلفضی )یعنی نه مثل توییتر فضا جوریه ک هرچی از معده میاد بره تو فضای آنلاین.نه مثل اینستا ک هرچی از جاهای دیگه میاد...الانم خدا خدا میکنم که دیگه این پست منتشر شههههههساعت  2:46amاگر ام ساعت پابلیش شدنو خودش میزنه شما به بزرگی خودت ببخشید.</description>
                <category>مبین</category>
                <author>مبین</author>
                <pubDate>Sun, 10 Jan 2021 02:50:56 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>