<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مسلم</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mparsaraddev</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 13:02:40</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3378365/avatar/IZra1q.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مسلم</title>
            <link>https://virgool.io/@mparsaraddev</link>
        </image>

                    <item>
                <title>طنز مرد و ما هستیم قاتلان بی ادب!</title>
                <link>https://virgool.io/@mparsaraddev/%D8%B7%D9%86%D8%B2-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%A7-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D9%82%D8%A7%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%86-%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8-ggivy6aaklir</link>
                <description>شاید شما هم مثل من احساس کرده اید که در سال اخیر، محتوا های اینترنت و فضا مجازی به شدت جنسی شده. منظورم از جنسی شدن در همه چیز است: میم های اینترنتی، ریلز های اینستاگرام، پست های تلگرام، ویدیو های یوتوب و حتی برنامه طنز تلویزیون ! همشون از چاشنی شهوت استفاده می کنند البته بدون مرز. (گوه توشون)مثلا: ( امیدوارم در خوانش مثال های زیر حالتان بهم نخورد و هدف این مثال ها شرح اوج کثافت در جریان است !)مثال اول: یادش بخیر یه زمانی خندوانه، چقدر شوخی های جناب خان خلاقانه بود ولی الان ؟ این ویدیو پایین رو برای شروع مثال ها، تماشا کنید تا به مزخرف شدن طنز امروزه جامعه پی ببرید:https://www.aparat.com/v/gcwq2uuمثال دوم: یارو میاد از سختی امتحانی که معلم/استاد ریاضی گرفته، میناله و به جای اینکه مسئولیت باسن گشادیشو قبول کنه میاد میگه من می خواهم بروم و با دخترِ/مادرِ/خواهرِ/زنِ استاد رابطه جنسی برقرار کنم. هزاران نفر نیز لایک می کنند. [گویی که آفرین داداش موافقم! اخه پدر مرده این شد طنز؟! ]مثال سوم: دختره میاد تصویر برهنه ش در توییتر منتشر می کنه و به آن افتخار می کند و کسی مخالفت کند را جهان سومی می نامد. نه یکی، نه دو تا بلکه هزاران تا! ( البته اینا دختر نیستن و نظریه داروین اینجا اثبات میشه ! میگین جچوری؟ میمونی تکامل یافته است مونث. که گوشی دستش گرفته فکر کرده عن خاصیه )مثال چهارم: دختر و پسر جوان ( که خود را عاشقان ابدی می نامند ) از یکدیگر خواستار تصویر قدی، برهنه و جنسی اند و اگر کسی نفرستد شاکی می شوند که تو مرا دوست نداری و فلان. سرانجام برای یکدیگر ارسال می کنند! [خب احمق فک نمی کنی کثافت کاریت افشا بشه، ابروت رو ولش کن، ارزش ات چه؟ وجدانت چه؟ ]مثال پنجم: همه به دنبال دوست دختر/پسر هستند! و گویی یک ارزش در اینترنت ( حتی جامعه ) شده و اگه کسی جفتی نداشته باشه، برچسب حماقت، ساده لوحی و حوصله سر بر بودن می زنند. ( گاهی نیز معتاد به خودارضایی !)مثال ششم: اگر هم دوست دختر/پسر پیدا کنند شاید قلبشان متعهد باشد ولی ارزشی به وجود آمده در مغز نخودیشان که تعهد و وفاداری به یک نفر ماله سگه. ما جاست فرند، فابریک، دوست اجتماعی جنس مخالف نیز می خواهیم! ( البته من و شما می دانیم که در این شرایط پایین تنه شان بر مغزشان غلبه کرده و قلب فاسد شده، گویی یک ارزش زیبا شده ! )مثال هفتم: امکان نداره میم یا جوکی در اینترنت ببینید یا بخوانید ولی در آن مطلب جنسی نباشد. اگر دقت گرده باشید فحش ناموسی خیلی ورد زبان ها شده. (بگذارید یک خاطره تعریف کنم! از پارکی رد میشدم و چند بچه دهه نودی اونجا بودند. شنیدم یکی از بچه ها به دیگری فحش خواهر داد! بهش گفتم که &quot;چرا هیچ کاری نمی کنی؟! برو بزنش !&quot; گفت &quot; گوه خوریش به تو نیومده و من که اصلا خواهرم ندارم! &quot;)حال باید چیکار کرد؟با وجود زوال جامعه و شکسته شدن مرز ها ما باید چه کنیم؟ صادقانه بگویم نمی دانم. ( زیرا خودم نیز متاسفانه آلوده به این طنز احمقانه شده ام!) ولی من یک سری پیشنهاد ها دارم:اولا که از این موجودات که این ارزش ها در خود نهادینه کردند فاصله بگیرید ! زیرا اونا می خوان دیگران نیز مثل خودشون بشن. ( و با کسانی که مخالفت بکنند که شدت مبارزه خواهند کرد! در این مبارزه استوار باشید !)دوما شبکه های اجتماعی رو پاک کنید ! خواهش می کنیم جون مادرتون ! جون پدرتون ! پاک کنید خوب نیس آقا.سوما خواهشا با صادق باشید. البته با دیگران نه زیرا همه دروغگو شدند. با خودتون صادق باشید و از طنزی استفاده کنید که واقعا جالب باشه و قصدش لبخند به لب آوردن باشه . چهار تا الفاظ جنسی و فحش در صحبت و جوک ها اصلا خنده نیست و بلکه خیلی شخمیه.تمام. بوس بوس بای بای.تصویری لو رفته از ادمین های تلگرام و اینستاگرام و الخصوص بلاگر ها در حال شروع برای پوسیده کردن طنز !</description>
                <category>مسلم</category>
                <author>مسلم</author>
                <pubDate>Mon, 02 Jun 2025 13:53:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لیست ترک اعتیاد تضمینی 👌</title>
                <link>https://virgool.io/@mparsaraddev/%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%B6%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-aheaue1hkvxz</link>
                <description>برخلاف پست، این پست درباب اعتیاد واقعی می باشد پس خوب گوش فرا دهید.اگر شما بنا به دلایل دوستان ناباب یا فضای مجازی و یا کنجکاوی، معتاد به چیزی شده اید، نگران نباشد! بنده راه حل آن ها را پیدا کرده و لیست کرده ام!لیست ذیل تمرکزش فقط بر حداکثر بهره وری و قطع اعتیاد در سریع ترین حالت ممکنه و تضمین می کنم هیچ جا ندیده اید و نخواهید دید!هشدار: بنده نه روانشناسم و نه دکتر پس قبل انجام موارد زیر با پزشک خود مشورت بگیرید!💀بخش اول: اعتیاد به مواداعتیاد به سیگار: سیگار رو لای نون بزار بخور سیر بشی.اعتیاد به الکل: بده نیازمندان دل یه فقیری رو شادکنی خدا خیره.اعتیاد به شیشه: با سنگ شیشه رو بشکن.اعتیاد به ویپ: برو سیگاری شو بعد با روش بالا ترکش کن.اعتیاد به هروئین: سر کیسه خلیفه اس مگه، مصرف نکن با پولش برو سفر.بخش دوم: اعتیاد رفتاریاعتیاد به قمار: تمام سرمایه تو قمار کن، یا میلیونر میشی یا پولی باقی نمی مونه که قمار کنی.اعتیاد به شبکه های اجتماعی (مخصوصا اینستا): برو دایرکت تمام دوستان و آشنایان ناسزا بگو، بعدش گوشیتو از ساختمون پرت کن پایین، دیگه از گوشی خلاص شدی و جرئت نداری برگردی اینستا.اعتیاد به بازی کامپیوتری: کارت گرافیکتو بردار با آب بشور تمیز بشه بعد میبینی عه !اعتیاد به پورن و خودارضایی: دستتو قطع کن.اعتیاد به غذای پرچرب و شیرین: یه ترازو بزار جلو در یخچال، همیشه وزنتو چک کن.اعتیاد به تخریب کردن عزت نفس دیگران (این جدیدا مد شده!): خودتو بکش یا بفهم گوهی نیستی.اعتیاد به فحش: متاسفانه نمی دانم.بقیه شو شما بگین!این قرصا رو یادم رفت اسمش چیه ؟ </description>
                <category>مسلم</category>
                <author>مسلم</author>
                <pubDate>Sat, 24 May 2025 23:51:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رمان هاشم و اصغر. خفنه حتما بخونید🔥</title>
                <link>https://virgool.io/@mparsaraddev/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85-%D9%88-%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1-%D8%AE%D9%81%D9%86%D9%87-%D8%AD%D8%AA%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AF-v8fuocseb7tb</link>
                <description>سلام. این یک رمان فاخر است! البته نمی دونم یک رمان باید چه ویژگی هایی داشته باشه ولی دیدم کلمه باحالیه گفتم استفاده کنم. به هر حال شما را با هاشم و اصغر تنها می گذارم. به علت کمبود وقت از اختصار اصی و هاش استفاده می شود. (همینی که هست!)من در حال هک ناسا با وقت اضافه ام که از اختصاری بدست آوردم!اصی که در حال مطالعه عقاید ژرف اگزیستانسیالیسمی و نهیلیسمی بود و غرق در تفکر، که شاید تمام وجودش یک نوع شوخی باشد ... اگر بمیرم چی؟ اگر آن پس از دنیا جهانی نباشد چی؟ اگر سرطان بگیرم چی؟ بر لبانش ندای مرگ جاری بود همچون کلاغی که بر قبرستان خود ساخته اش می تاخت که ناگهان ...هاش اومد! (البته مثل خر با اشتیاق به در حمله کرد. )رسید به اصی، با شور سلام کرد : سلام ! ( شور رو احساس کردید؟ )اصی که چشمانش تاریک تر از عمق بود، گویی آتش سوزان رخنه کرده است و تار و پود افکار گرانبها اش را سوزانده، نیمه ایی از فرط خشم می خواست غرش کند و واکنشی حیوان مانند نشان دهد که خودش را جمع و جور کرد واصی گفت : سلام. ( همین قدر بی روح! )هاش کمی ناناحت شد ولی به تخمش گرفت و یادش اومد که همینجاس باید لبخندش رو حفظ کنه و با اشتیاق بیشتر گفت: چه خبر اصغی؟اصی که همیشه اصی صدا زده می شد، متلک را فهمید.می خواست که جواب بدهد ولی با خود گفت این ریقو ارزششو نداره و یک نگاهی کرد، نگاهش گویا بود که مزاحم نشو. ( منظورش بیشتر &quot; خفه شو شامپانزه &quot; بود )هاش که حالش گرفته شد رفت سراغ یخچال و بستنی برداشت و گفت : بستنی نمی خوای؟اصی چیزی نگفت (با خودش فکر کرد که شکر چاق کننده و سرطان زاست و این دوپای مغرور چقدر کند ذهن است)هاش گفت: فردا گفتی میای با بچه ها بریم کوه درسته؟اصی یادش اومد و فوراً از حرفی که زده بود پشیمان شد. گویی خنجری حاوی سم &quot;بودن&quot; بر جسم خاکستری &quot;نبودنش&quot; زدند.اصی گفت: نه.هاش گفت : برخیز! این کتابا نون و آب نمیشه، بیا بریم! نگاه کن! من پاهام پرانتزیه ولی سوسول نیستم و کاری که باید انجام بدم رو انجام می دهم بر خلاف شنگولی مثل تو.اصی کنترلش را دست داد و گفت: میشه خفه شی ؟ میشه بگی فلسفه ات از زندگی کردن چیه؟ اصلا درباب زندگی فکر کردی؟ اصلا چند تا کتاب تو زندگیت خوندی؟ این بستنی می کشتت! میمیری! تن و مغز نحیفت توسط کرم ها روزی خورده میشه ! هر که و هر چه دوست داشتی از بین میره! متعفن رقت انگیز فانی! یه سنگ بزرگه کوه نامیدن و مثل بز کوهی میرن بالا، کتابام بیشتر می صرفه ! ( می دونست که دروغ میگه. می دونست که نیاز داره به تحرک ولی غرورش نذاشت و خودشو گول زد.)هاش گفت : فلسفه ام از زندگی؟ اممممممممم ... آها! زندگی، زندگی می کنم چون حال میده! نمی دونم چطوری ولی وقتی از کوه میام پایین اون درد تو ساق پام خیلی شیرین تره تا بشینم با کصخلا نا امیدی مثل تو صحبت کنم و منم کتاب می خونم، آلیس در سرزمین عجایب! اوه بستنی! وای مثلا من ورزش کارم ! ( بستی رو بدون پشیمانی و درنگ با دقت جان ویک انداخت تو سینک ) . تنم وقتی از بین بره که دیگه تن من نیست، یه جنازه اس، نمی دونم بعدش چیه ولی هر چه آید خوش آید. یه جوری میگی فانی انگار خدا هستی! چوخ چوخ، پیشته ( خودمم نمی دونم چی نوشتم )اصی که از شدت خشم قرمز خالص شده بود، مثل اتشفشانی درحال فوران گفت: من ... من ... یک فیلسوفم! نیچه رو می شناسی؟ شوپنهاور چی؟ چیزی از هگل و سارتر شنیدی و ...هاش حرفشو قطع کرد. به یاد حرفای معلم فلسفه ی دبیرستانش افتاد، همیشه هم می نشست اخر کلاس و  چرت نسیه می زد، گفت: اره تا حدودایی، یه زمان زندگی نامه شون رو مطالعه کردم و فهمیدم تقریبا همشون ناراحت از دنیا رفتن! ولی من شادم البته این چیزیه که به خودم میگم و نمی دونم راسته یا نه. ولی شونه هام احساس گناه نداره که زندگی نکردم و با کسایی که دوستشون داشتم نبودم. شب میرم بخوابم غم ندارم و فقط می خوابم مث یه خرس گنده ! حرفی که همیشه ننه بزرگم می گفت. پس میشه گفت من ز آنان فرزانه ترم فقط آوازه ام در گوش جهانیان نا آگاه نشنیده است! ( هاش خودم هم پراش ریخت عجب چیزی گفت )  اصی که خشمش خیلی بیشتر مث اینکه میخواست بترکه ولی صدایی از درون شنید که می گفت: فقط خفه شو و باهاش برو.اصی برای اولین بار به باغبان باغ سرسبز ذهنش بله گفت ( نه اشتباه نکنید قضیه خواستگاری نیستش ) چی داشتم می گفتم؟ آره ... گفت بله و باهاش موافقت کرد که با هاشم بره کوه. کتاب از دستش افتاد و رفت بیرون قدم بزنه. اتمام رمان ( یه به قول فرنگی ها ناول (novel)! )  البته فراموش نکنید که باغ هر ذهنی پر از عن سگه و کرمه ! ولی زیباس و  واقعی.</description>
                <category>مسلم</category>
                <author>مسلم</author>
                <pubDate>Wed, 21 May 2025 13:10:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما معتاد به معجزه هستیم.</title>
                <link>https://virgool.io/@mparsaraddev/%D9%85%D8%A7-%D9%85%D8%B9%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B9%D8%AC%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%85-tuaadg9ti4ig</link>
                <description>هر چه که زمان می گذرد و از خامی کودکی بیرون می رویم، زندگی کسل کننده می شود. تقریبا تمام چیز هایی که یک زمانی باعث شور و خنده در ما می شد، تبدیل به امور بدیهی و حتی نکبت باری شده است.مثل معتادی که سیگار می کشد هستیم، اما اعتیادی به ظاهر فریبنده و جذاب، اعتیاد به معجزه!همیشه این عقیده در ذهن ما هست و تکرار می شود: &quot; حقیقت واقعی هنوز کشف نشده است! &quot; گاهی این غرور در ما ایجاد می شود که ما این را کشف کرده ایم و داریم از آن بهره می بریم. اما بگذارید برایتان اسپویل کنم! در واقع هر آنچه که نیاز داریم کشف شده و فیلسوفان، نویسندگان و حتی رمان نویسان از آرامش خود زدند و آن چیزی که نیاز داریم رو برملا کردند. ( خدا پدرشان را بیمرزد )عشق می خواهی؟ شاعران. حمکت و عمق ؟ فلاسفه. یاد گرفتن درس زندگی با جذابیت؟ رمان نویسان. تسلی بخش رنج ها ؟ قهرمان ها نه سلبریتی ها خودشیفته. ( البته در مورد آخری در آینده می نویسم ) پس ما باید چه کنیم؟ خیلی ساده و البته کسل کننده، زندگی کردن و گور بابای زمان.انسان بیش از نیاز به زمان فکر می کند زیرا زمان گریه دارد! و ما تقریبا سادیسمی هستیم ... پیشنهاد می کنم اکنون زندگی کنید، برای مثال یک لیوان آب بخورید و یک شکلات ( یا حبه قند ) در دهان خود قرار دهید و نزدیک ترین فرد که در منطقه امن یا نا امن هست، رو بغل کنید.بگذریم، فکر کردن و نشستن طولانی به بهانه کشف حقیقت یا لم دادن به مبل با اسکرول کردن ریلز های اینستاگرام ( به تعبیری دیگر غرق شدن در بهترین لحظات یک سری آدم نه چندان خوب ) که به نظر جالب و حتی کار دهشتناک و صعب می باشد ولی شخمی ترین کار ممکنه:) . آرامش، تسلی و پیشرفت در گرو انجام دادن و جاری بودن است. ما همیشه این حقیقت را می دانیم ولی خودمان را گول می زنیم زیرا برایمان جذاب است. ( گوربابا جذابیت لبخندت رو قربون!) .تمام .پ.ن: به خاطر پراکندگی این مطلب عذر می خواهم، زیرا اولین پست بنده است و احساس می کنم زیاد دارم فکر می کنم، پیاده روی جوابه! ( مواظب سگ ها باشید که خیلی زیاد شده، دیروز از دهان گنده یه پیت بول پدرسگ فرار کردم. :)نمی دونستم چه عکسی بزام و چون ارباب حلقه ها دوست دارم.</description>
                <category>مسلم</category>
                <author>مسلم</author>
                <pubDate>Mon, 19 May 2025 12:06:10 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>