<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های erfan</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mr.arad1397</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 22:01:31</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1990457/avatar/MjQ29J.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>erfan</title>
            <link>https://virgool.io/@mr.arad1397</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اتفاقات روزانه</title>
                <link>https://virgool.io/@mr.arad1397/%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-geb2yhwo4ray</link>
                <description>دارم به هدف اولم برای این سال میرسم و باید دو نفر دیگه رو بیارم توی تیمم تا هدف امسالم کامل بشه.امروز باید با تیم سه نفره ای که جمع کردم جلسه میزاشتم که بچه ها جمع نشدن و بیایم صحبت کنیم.این بار اومدم همه ایده هام رو حذف کردم و اومدم به خودم گفتم عرفان بیا به حرف تیمت هم گوش بده ببین چی میگن همیشه که تو نباید ایده بگی.حالا شنبه که توی مدرسه میبینمشون میرم بهشون میگم و 1شنبه باهاشون جلسه میزارم که این هفته هر چی ایده داریم بگیم و در صورتی که از فیلتر هایی که خودمون قراره بزاریم رد بشه میتونیم توی لیست ایده ها مون بزاریم و بعد میریم در موردش تحقیق میکنیم تا ببینیم همچین چیزی وجود داره یا نه.نمیدونم چرا ولی خیلی وقتا خیلی  ایده به ذهنم میرسه و سریع میرم روی اون تمرکز میکنم و قبلی و مذارم کنار این داره منو دیوونه میکنه باید یه کاری کنم تا ایده دیگه ای به ذهنم نرسه.خب بیایم روی امروز تمرکز کنیم که باید ببینیم چیکار کنیم امروز طبق معمول خواستم سر ساعت بلند بشم و نشدم و نمیدونم این رو هم چیکار کنم هر سری همینطوری میشه.حالا اینو ولش کن پا شدم رفتم یه دوش سرد گرفتم بعدش یه ناهارم خوردم الان هم باید برم 50 صفحه کتاب بخونم بعدش 100 تا شنا برم علاوه بر این ها باید اتاق رو هم مرتب کنم چون اگه نتونم دفتر خودم رو مرتب نگه دارم پس نمیتونم تیمم رو هم کنترل کنم.راستی دیروز میخواستم برم قاب گوشی که 200 بود رو 150 بخرم و 250 بفروشم از دیوار و شانس اوردم که رفتم تحقیق کردم و فهمیدم هیچ کسی قاب گوشی دست دوم ازم نمیخره و شانس اوردم قبل از اینکه برم بخرم تحقیق کردم البته خوشحالم چون تجربه بدست آوردم که همیشه قبل از انجام کاری تحقیق کن شاید چیزی که تو فکر میکنی نیست.خیلی خب دیگه وقت تلف کردن بسه بریم دنیا رو بگیریم تو دستمون.</description>
                <category>erfan</category>
                <author>erfan</author>
                <pubDate>Thu, 19 Jan 2023 14:57:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اتفاقات روزانه</title>
                <link>https://virgool.io/@mr.arad1397/%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-svqippo6ekfe</link>
                <description>امروز به طرز عجیبی ذهنم درگیره نمیدونم چیکار کنم از یه طرف باید تیمی که ریخته به هم رو جمع کنم و دوباره بسازمش و اپلیکیشن درست کنیم از یه طرف دیگه هم باید با مدیر یه کسب و کار بزرگ داخل شهر صحبت کنم و از یه طرف دیگه هم باید یه کاری کنم تا بتونم درآمد غیر فعال داشته باشم.میدونم که باید روی یه چیزی تمرکز کنم و اول اون کارو انجام ولی با اینکه اولویت بندی هم کردمه ولی بازم ذهنم درگیره احساس میکنم باید مشاوره بگیرم از یه نفر که میتونه کمک کنه ولی کسی نیست باید خودم هندل کنم با اینکه همه چیز مرتبه ولی بازم حس خوبی ندارم و فقط باید چیزایی که اولویت بندی کردم طبق اونا پیش برم.الان قبل اینکه بیام اینجا یه سری حرف ها زدم به خودم که دیگه تنبلی نکنم امیدوارم مفید باشه بعد اومدم فیلمای وردپرس رو دانلود کردم و الان به جای اینکه نگاشون کنم و یاد بگیرم اومدم به خودم گفتم عرفان اول بیا اینجا خودتو خالی کن ذهنت آروم بشه بعد فیلمی که میخوای ببینی با کیفیت بهتر آموزش ببینی.فکر کنم به چیزی که الان دارم بهش میگن استرس و بعد از مدتها دارم دچار استرس میشم.احتمالا بعد اینکه این رو نوشتم و پستش کردم میرم یه مدیتیشن میکنم و بعدش میرم هوا میخورم.نه ولش کن نمیخواد بشینم روی کارم تمرکز کنم شنبه بعد امتحان تاریخ میرم هوا میخورم.ای وای!تازه یادم اومد شنبه امتحان تاریخ دارم اونم امتحانی که اصلا هیچی ازش نمیفهمم ازش هم خوشم نمیاد.شنبه در کل روز سنگینیه واسم باید اول امتحان بدم بعدش برم با مدیر مدرسه در مورد طراحی سایت صحبت کنم بعدش باید برم با افرادی که میخوام بیارم داخل تیمم صحبت کنم ببینم کدوماشون رو میتونم بیارم تو تیم و در نهایت با مدیر یه نوشت افزار بزرگ صحبت کنم و بهش بگم مسؤلیت تبلیغات و سوشال مدیات رو بر عهده میگیرم به جز پنجشنبه و جمعه 4 ساعت در روز هم واست کار میکنم چون میخوام بعد مدرسه مستقیم برم سر کار و مدرسه و نوشت افزاره نزدیک همن و خونه منم دوره و نمیتونم هزینه رفت و برگشت رو بدم.بعدش بهش بگم یه ماه هم به عنوان کار آموز واست کار میکنم بعدش سر حقوق بحث میکنیم.ممنون که خوندی 3&gt;</description>
                <category>erfan</category>
                <author>erfan</author>
                <pubDate>Thu, 12 Jan 2023 14:49:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اتفاقات روزانه</title>
                <link>https://virgool.io/@mr.arad1397/%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-hdzfnayab8q0</link>
                <description>خب من امروز این سایت رو از داییم شنیدم همچین چیزی وجود داره و تصمیم گرفتم بیا م به جای اینکه اتفاقات روزانه رو داخل دفترم بنویسم بیام اینجا توی سایت بنویسم تا بتونم همزمان دو تا کار رو انجام بدم یعنی همزمان اینکه چجوری سریع تایپ کنم هم بتونم ذهنم رو نوشتن اتفاقات روزانه خالی کنم شاید هم واسه یه نفر چیز جالبی اتفاقات روزانه من و یه درسی هم ازش بگیره که بعید میدونم.امروز میخواستم صبح ساعت 5 بلند که بیدار شدم و آلارم و خاموش کردم و یکم فکر کردم و دیدم که 4 ساعت خوابیدم و با خودم گفتم که عرفان بگیر بخواب که ظهر خوابت نره سر کارت تمرکز کنی.تا ساعت 7 خوابیدم و و بلند شدم یه ابمیوه زدم بر بدن و رفتم دیدم اتاق کثیفه برای همین سریع تمیزش کردم بعدش رفتم سر کارم یعنی آموزش دیدن پایتون.البته که کارم پایتون و برنامه نویسی نیست من بیشتر به خودم میگم کار آفرین ولی چون هر کار آفرینی مثل ایلان ماسک و مارک زاکربرگ خودشون تلاش کردند و بیزنسشون رو ساختن تنهایی برای همین منم مجبورم همینطوری ادامه بدم و برنامه نویسی رو یاد بگیرم البته تنبلی کردم کمتر از چیزی که خودم انتظار داشتم رو یاد گرفتم.بعدش ساعت 12 یا 1 ظهر رفتم با خانواده وقت گذروندم و تفریح کردم که یکی از اهداف سال 2023 من این یکم بیشتر با خانواده وقت بگذرونم و یکمی هم موفق شدم.بعدش هم با کلی بدبختی تونستم وی پی ان رو وصل کنم یکم ارز دیجیتال کار کنم.برای این ارز دیجیتال کار میکنم تا یکم پیش زمینه و تجربه در مورد بازار گیرم بیاد که موفق شدم و بعد یه مدت فهمیدم حس شیشم و احساسات اصلا داخل بیزنس جایی ندارن که خوشحالم این تجربه رو گرفتم و تونستم زودتر بفهمم.بعد اومدم یکم استراحت کنم رفتم یوتیوب و مصاحبه andrew tate رو دیدم و بعد نیم ساعت یه سری ایده برای اپلیکیشن سازی به ذهنم رسید.البته باید یکم تحقیق کنم ببینم همچین  چیزایی وجود داره یا نه وبعد به تیمم بگم با هم روی این کار کنیم.امروز هم باید میرفتم باشگاه بدنسازی تمرین میکردم که یادم رفت و با داییم حرف زدم و مشورت گرفتمو رفتم خونه مادربزرگم(:البته مشکلی نیست چون بیشتر سر زدن به یکی دیگه از اهداف هم بود ولی باید میرفتم باشگاه و اینکارو نمیکردم ولی گذشت دیگه تموم شد پشیمونی فایده نداره.بعدش هم اومدم خونه و یکم پا لب تاب نشستم و الان دارم اتفاقات روزانم رو مینویسم.ساعت 10 هم باید اماده شم واسه خواب.یکم هم برنامم رو تغییر دادمه به جای اینکه صبح بعد بیدار شدن مدیتیشن کنم بجاش قبلش مدیتیشن کنم که کیفیت خوابم هم بهتر بشه.بعدش باید یه مسواک بزنم و اگه شیر داشتیم یه لیوان شیر بخورم و بگیرم بخوابم.نمیدونم شاید واستون جالبه یا نه ولی یه راه پیدا کردم که مغز راحت تر بخوابه.اینجوریه که وقتی میری توی راخت خواب تصور کن کنارت کسی گه دوسش داری کنارت خوابیده و دارین به هم دیگه نگاه میکنین(به صورت اول شخص تصور کنین تاثیر گذار تر هست).نمیدونم شاید هم فقط واسه من تاثیر گذاره و مغزم رو آروم میکنه.اینم از امروز ممنون که خوندی.</description>
                <category>erfan</category>
                <author>erfan</author>
                <pubDate>Tue, 27 Dec 2022 21:17:30 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>