<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد رضا نصرالهی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mr.nasrollahi</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 12:55:16</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/109513/avatar/FCSVpi.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد رضا نصرالهی</title>
            <link>https://virgool.io/@mr.nasrollahi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>برخی از دغدغه‌های حقوقی استارتاپ‌های در حال راه‌اندازی</title>
                <link>https://virgool.io/@mr.nasrollahi/%D8%A8%D8%B1%D8%AE%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%BA%D8%AF%D8%BA%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-wtazxgbftogp</link>
                <description>دغدغه‌های حقوقی استارتاپ‌های در حال راه‌اندازیمعمولا دغدغه‌های استارتاپ‌های حاضر در این مرحله به ثبت شرکت، اخذ مجوز، قرارداد تیم‌سازی، قرارداد محرمانگی داده‌ها، قرارداد طراحی سایت و برنامه‌نویسی و شرایط و ضوابط اولیه سایت مربوط می‌شود.- ثبت شرکت: معمولا استارتاپ‌ها در ابتدای فعالیت و آغاز به کار درباره ثبت شرکت یا عدم انجام آن مردد هستند. توصیه ما در این مورد این است که ثبت شرکت را تا زمان شناسایی دقیق حوزه فعالیت و شناخت اعضای تیم به تاخیر بیندازند. در این زمان تیم ها می‌توانند قرارداد هم‌بنیانگذاری با یکدیگر ثبت کنند  و بعد از مدتی بسته به رشد کار بهترین تصمیم را برای ثبت شرکت بگیرند. البته توصیه دیگر ما این است که وقتی تصمیم به ثبت شرکت گرفته شد، با توجه به احتمال فروش سهام در آینده و شرکت در مناقصات، شرکت سهامی خاص ثبت کنند.- اخذ مجوز: در سال‌های گذشته الزام و ضرورتی برای اخذ مجوز در زمان شروع فعالیت حس نمی‌شد. اما در حال حاضر و با توجه به رصد زیاد این حوزه از طرف سازمان‌های مختلف، نیازهای مجوزی نباید نادیده گرفته‌شوند.- قرارداد تیم‌سازی: ممکن است در ابتدای فعالیت استارتاپ‌ها با توجه به محیط دوستانه و فضای موجود، قراردادی بین اعضای تیم ثبت نشود. اما توصیه ما به صاحبان استارتاپ‌ها این است که بین خودشان به عنوان متولیان استارتاپ، قراردادی داشته‌باشند و وضعیت و سهم هر فرد طبق قرارداد مشخص شود تا در زمان رشد استارتاپ و سود ده شدن آن مشکلی پیش نیاید.- قرارداد محرمانگی داده‌ها: یکی از مهم‌ترین قراردادهایی که اکثر کسب و کارهای اینترنتی به آن نیاز دارند، قرارداد محرمانگی داده‌ها می‌باشد. متاسفانه خیلی از افراد نمونه هایی از اینترنت دانلود و همان را اجرا می‌کنند. در صورتی که در این نوع قراردادها بخش اجرایی دیده نشده است و آنها را با مشکل مواجه می‌کند. در قرارداد محرمانگی داده‌ها حتما بند ضمانت و ضرر و زیان باید لحاظ‌شود.- قرارداد طراحی سایت و برنامه نویسی: متاسفانه یک معضل خیلی بزرگ ما در دعاوی بین صاحبان ایده و کسب و کار با طراحان سایت و برنامه‌نویسان است. مساله اول به خود صاحبان ایده بازمی‌گردد که تصویر ذهنی کاملی از ایده خود ندارند و نمی‌توانند به خوبی برنامه‌نویسان را توجیه‌کنند. مساله دوم مربوط به برنامه‌نویسان می‌شود که به دلیل وضعیت بازار و کمبود پروژه به هر پروژه‌ای بدون درنظر گرفتن شرایط موافقت می‌کنند و مشکلاتی به وجود می‌آید. توصیه ما این است که برنامه‌نویسان برای قبول پروژه‌ها، فرم های نیازسنجی داشته باشند و تصویر ذهنی صاحب ایده را به درستی تشخیص دهند و تمام آن‌ها را در بندهای قراداد لحاظ‌کنند.- شرایط و ضوابط اولیه سایت: اگر قرار است که سایتی راه‌اندازی‌کنیم باید فرایند‌ها را در قالب شرایط و ضوابط  خود بگنجانیم. بعضی از دوستان یک سایت خارجی را بومی کرده‌اند و شرایط و ضوابط حاکم بر ایران را در نظر نمی‌گیرند. برخی از دوستان هم هستند که هر بخش کسب و کارشان را از یک کسب و کار بزرگ الگو برداری کرده‌اند و بدون در نظر گرفتن شرایط به مشکل برخورده‌اند.</description>
                <category>محمد رضا نصرالهی</category>
                <author>محمد رضا نصرالهی</author>
                <pubDate>Thu, 02 Jan 2020 10:15:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>الزامات حقوقی کسب و کارهای اینترنتی در مراحل مختلف چرخه عمر</title>
                <link>https://virgool.io/@mr.nasrollahi/%D8%A7%D9%84%D8%B2%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D9%84-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D9%84%D9%81-%DA%86%D8%B1%D8%AE%D9%87-%D8%B9%D9%85%D8%B1-uncdlygtcqzg</link>
                <description> الزامات حقوقی کسب و کارهای اینترنتی در مراحل مختلف چرخه عمراکوسیستم استارتاپی در چند سال اخیر رشد قابل توجهی را در کشور ما تجربه کرده‌است و استارتاپ‌های زیادی در این مدت ایجاد شده‌اند. همسو با نرخ صعودی تعداد استارتاپ‌ها، پرونده‌های حقوقی در این حوزه هم رو به افزایش هستند و دعاوی زیادی را در حوزه کسب و کارهای اینترنتی در سطح کشور داریم. به همین جهت توجه به مسائل حقوقی در این حوزه و شناخت از آن‌ها می تواند مانع بسیاری از پرونده‌های استارتاپی در کشور شود. محمدرضا نصراللهی مشاور حقوقی انجمن صنفی کسب و کارهای اینترنتی و موسس پلتفرم حقوقی کسب و کارهای اینترنتی یسرا در گفتگوی خود با هفته‌نامه شنبه، ضمن تاکید بر توجه به دو بعد فنی و حقوقی برای موفقیت کسب و کارهای اینترنتی، درباره مسائل حقوقی استارتاپ‌ها در مراحل مختلف چرخه عمر صحبت کرده‌است که در ادامه می‌خوانید.همان‌طور که قانون در زندگی روزمره ما جریان دارد، کسب و کارهای ما هم باید در راستای قوانین کشور فعالیت‌کنند. اما اکثر مدیران و موسسان کسب و کارهای اینترنتی در ایران پایه فنی دارند و از مسائل حقوقی آگاهی لازم را ندارند. از طرفی قوانین گسترده حوزه کسب و کارهای اینترنتی در کشور و تنوع دستورالعمل‎‌هایی که سازمان‌های مختلف در حال صادر کردن هستند، کار را سخت تر کرده‌است و مشکلاتی برای کسب و کارهای این حوزه به وجود آمده‌است. به همین دلیل بررسی مسائل و نیازهای حقوقی کسب و کارهای اینترنتی جز الزامات قرار می‌گیرد و می تواند به رشد و توسعه اکوسیستم استارتاپی کشور کمک کند. البته باید توجه داشت که نیازهای حقوقی آن‌ها بسته به مرحله‌ای که در آن قرار دارند به 4دسته زیر تقسیم می‌شوند و هر استارتاپ بسته به مرحله‌ای که در آن قرار‌دارد، نیازهای حقوقی متفاوتی دارد.1- نیازهای حقوقی استارتاپ‌های در حال راه‌اندازی2- نیازهای حقوقی استارتاپ‌های راه‌اندازی شده و در حال فعالیت3- ملزومات حقوقی استارتاپ‌های راه‌اندازی شده که به بلوغ و ثبات رسیده‌اند.4- الزامات حقوقی استارتاپ‌های بزرگ یا توسعه‌یافته</description>
                <category>محمد رضا نصرالهی</category>
                <author>محمد رضا نصرالهی</author>
                <pubDate>Fri, 27 Dec 2019 21:28:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد متری شیش و نیم از نگاه محمد رضا نصرالهی منتقد تخصصی ژانرهای پلیسی</title>
                <link>https://virgool.io/@mr.nasrollahi/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%85%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B4-%D9%88-%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D9%86%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D9%84%D9%87%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%AF-%D8%AA%D8%AE%D8%B5%D8%B5%DB%8C-%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-wmg7oejkf6my</link>
                <description>نقد متری شیش و نیم از نگاه محمد رضا نصرالهیدر ابتدا باید به دست اندرکاران تولید فیلم هایی همچون متری شیش و نیم دستمریزاد و خدا قوت گفت . زیرا در وضعیت کنونی سینمای ایران که بیشتر فیلم ها ، طعم بی مایگی و بی محتوایی دارد و در برخی موارد ناخواسته منجر به توهین و تمسخر فرهنگ ایران و ایرانی می شوند، پرداختن به چنین سوژه هایی بدون سانسورهای مصلحتی و عدم توجه به فشارهای برخی نهادهای متولی ، با محتوای عمیق بسیار ارزشمند است. و علاوه بر پرداختن به یک معضل اجتماعی ، اشاره ای ریز به مشکلات و سختی های کار مامورین پلیس در مواد مخدر نیز دارد .متری شیش و نیم متری شیش و نیم علاوه بر ژانر اجتماعی در ژانر پلیسی و کارآگاهی هم هستعلیرغم اینکه اکثر افراد ، متری شیش و نیم را در ژانر اجتماعی دسته بندی میکنند ، من این فیلم را در سه ژانر کارآگاهی و پلیسی و اجتماعی می دانم چون علیرغم پرداختن به یک معضل اجتماعی ، سراسر فیلم سرشار از ماموریت های پلیسی بود و از ابتدای فیلم صمد ( کاراکتر مامور داستان ) به دنبال سرشاخه ی اصلی توزیع مواد مخدر در تهران ( ناصر خاکزاد ) بود و با اقدامات کارآگاهی به دنبال حل مساله یعنی پیدا کردن روش شناسایی و دستگیری ناصر بود.یکی از اهرم های قدرت فیلم این بود که صمد با حدس و گمان و تخیل های کارآگاهی کاذب مرسوم در برخی فیلم های پلیسی به کشف جرم نرسید بلکه با قدرتی که در بازجویی ها با فن بیان قوی و قدرت مجاب کردن طرف مقابل و بازی با احساسات آنها داشت ، طرف مقابل را مجبور به حرف زدن و بیان واقعیت می کرد . تا مرحله به مرحله با اعتراف افراد مختلف به موقعیت مجرم اصلی نزدیک و با چیدن پازل ارتباط افراد ( احتمالا الهام گرفته از نرم افزار تخصصی کشف جرم آی تو I2  که بر اساس کشف رابطه ی بین داده های پرونده و چینش مهرهای موجود در کنار هم به کشف جرم می رسد ) وی را شناسایی و دستگیر نماید. که هم ژانر پلیسی به خوبی می تواند در این فیلم دیده شود و هم ژانر کارآگاهی ، که البته یک توازن بسیار حرفه ای در این فیلم به چشم میخورد و موضوع را چنان متوازن چیدمان می کند که چندین ژانر در هم درآمیخته و هیچ کدام نسبت به دیگری برتری چشم گیری ندارند و در عین حال همه ی موارد در جای خود به خوبی دیده می شوند.در متری شیش و نیم فیلم ساز مسیر حرکت کاراکتر اصلی فیلم را به عنوان یک افسر پلیس مبارزه با مواد مخدر از منظر ساختار پلیسی کاملا مشخص و در مسیر واقعی خود حرکت می دهد و به دنبال نشان دادن تکنولوژی های پلیسی در صحنه های بی ربط نیست بلکه در مسیر داستان در سه پلان توانمندی های خاص و فنی پلیس مواد مخدر را بدون هیچ اغراقی به نمایش می گذارد و هم سگ مواد یاب ،کارخود را به خوبی نشان میدهد و هم دستگاه ایکس ری که اسکن مواد مخدر را در بدن مجرم به خوبی تشخیص میدهد را در جای مناسب به کار میگیرد و از روی اثر انگشت ناصر خاکزاد هویت اصلی و کلیه ی سوابق وی را پیدا می کند. و در یک دیالوگ بین رییس پلیس ، صمد و حمید به صورت خیلی ریز اشاره به روش های کشف جرم از طریق بانک های اطلاعاتی اشاره می کند و از کنار آن رد می شود. که شاید علت رد شدن از کنار آن توجه به ملاحظات امنیتی و انتظامی باشد.متری شیش و نیم که نشان دهنده ی یک اثر بسیار عالی در ژانر پلیسی و کارآگاهی ایران محسوب می شود سرشار از هنرنمایی های تخصصی پلیسی مخصوصا در بازجویی های موثر و نتیجه دار می باشد . که در آن اصول مصاحبه و بازجویی را با بالاترین کیفیت به نمایش گذاشته است . صمد به عنوان یک پلیس خیلی رسا ، قاطع و مسلط صحبت میکند و حتی اجازه ی فکر کردن و تجسم دروغگویی را از فرد مقابل می گیرد و چنان فرد مقابل را با حرف های مستند تحت تاثیر روانی قرار می دهد که طرف مقابل چاره ای جز ارایه حرف حق و اعتراف و همکاری با پلیس را ندارد. این فن در چند مورد به درستی پیاده شده و پیمان معادی نیز بسیار مسلط و زیبا این نقش را اجرا نموده است. و به نظر بنده یک نمونه ی بسیار عملی و جذاب برای کارآگاهان بازجو در تشکیلات پلیس جنایی کشور می باشد.بکارگیری اصول تخصصی کشف جرموقتی به عنوان فردی که تمامی اصول تخصصی کشف جرم را در دانشکده ی پلیس جنایی فراگرفته و یک دهه از عمرم را در این مسیرگذراندم به تماشای این فیلم نشستم دریافتم که نویسنده اصول و تکنینک های جنایی را که در فیلم استفاده کرده است بسیار عالی فرا گرفته است ، چه از دیالوگ های فنی در بازجویی ها و چه در کشاندن دست ناصر به دیوار سیمانی به منظور مخدوش نمودن اثر انگشت و یا کاربرد تجهیزات الکترونیکی برای اسکن بدن و نمایش مواد بلعیده شده در بدن مظنونین ، همه ی این موارد نشان از شناخت خوب نویسنده از اصول فنی کشف جرم بوده است.همیشه اینگونه کشف جرم های واقعی که مبتنی بر توانمندی های خاص و دراماتیک کارآگاه ، بدون اغراق و عاری از حس های منفی است بسیار جذاب است و باعث جذب ببیننده می شود و همین مساله باعث تمایز فیلم متری شیش و نیم با سایر تولیدات پلیسی ایران است که دبر خلاف امثال کارآگاه کاوه در سریال پلیسی نوارد زرد که با حدس و گمان های غیر واقعی و عاری از هرگونه مدرک و مستند مستدل به کشف پرونده می رسید و یا غلو بازی و سیاه نمایی ها در سریال هوش سیاه برای بزرگ کردن کاراکتر اصلی سریال ، در این فیلم کشف پرونده بسیار واقعی و جذاب به انجام رسید.یکی دیگر از عواملی که این فیلم را بسیار دلنشین و پر بیننده کرد این بود که به دور از همه ی کلیشه های تکراری فیلم های پلیسی جلو می رود ، نه در این فیلم احترام گذاشتن های مصنوعی به کاراکتر اصلی فیلم به چشم میخورد و نه ماشین بازی های پلیسی با آژیرهای نابجا ، نه شخصیت پردازی های مثبت کذایی برای پلیس و نه بدی های بی مورد برای بد نشان دادن مجرم ، بلکه بسیار هنرمندانه هم کاراکتر اصلی پلیس را فردی با روحیات منفی و قدرت طلب نشان میدهد و هم مجرم را فردی خانواده دوست و دل رحم ، که این تضادها باعث واقعی تر شدن و افزایش جذابیت فیلم شده است.انتخاب یک شخصیت عالی با ویژگی های کاملا دراماتیک یک پلیسشخصیت صمد با بازی پیمان ابدی و رفتارهای خاص ، سن و سال ، تندخو بودن ، تمام تمرکز بر کار و هدف اصلی یعنی گرفتن مجرم به هر روش و هر قیمتی و رفتارهای هیجانی در دیالوگ ها نشان از یک پلیس بسیار باهوش اما تندخو را به تصویر کشیده است. وقتی فیلم را دیدم دقیقا رفتارهای برخی از همکاران در دوران خدمتم در تشکیلات پلیسی برایم تداعی شد که چه جسورانه به دنبال شناسایی و دستگیری سرشاخه های اصلی بودند نه صرفا حل پرونده های خرد و سیاه نمایی های مرسوم و ارایه ی درصد آمارهای کشف بی کیفیت و نه حل یک معضل بزرگنمایش حرکت پلیس بر لبه ی تیغیکی از زیباترین موضوعاتی که فیلم ساز در متن و در اجرا به خوبی به آن پرداخت ، حرکت پلیس ( مخصوصا ) کارآگاهان کشف جرم بر روی تیغ دولبه است که علاوه بر تلاش برای کشف جرم و جمع آوری ادله و مستندات و ارایه ی مدارک به مقام محترم قضایی ، باید برای حفظ خود از تهمت ها و انگ های خطرناک نیز تلاش کند که در حل پرونده خودش متهم نشود. که این مهم در این فیلم در دو مورد به زیبایی به تصویر کشیده شد.و حتی در صحنه ای که در دادسرا به دست صمد فقط به خاطر تهمت یک مجرم دستبند زده شد ، اوج مظلومیت یک پلیس جسور و زحمتکش و سالم را به نمایش کشیدکه حتی پیشنهاد رشوی 4 میلیاردی ناصر خاکزاد ( متهم اصلی فیلم ) را رد کرده بود و فقط به دلیل رد رشوه ، توسط همان متهم سابقه دار ، در حضور بازپرس پرونده مورد اتهام قرار گرفت و مقام محترم قضایی بدون هیچ مدرکی درحضور چندین متهم دستگیر شده توسط صمد ، مامور پلیس را متهم نمود و دستور بازداشت ایشان را صادر کرد و تحت الحفظ در دادسرا چرخاند. و بعد در راهروی دادسرا به وی دستبند زدند که این صحنه بسیار دردناک بود اما نمایش یک صحنه ی دراماتیک بود.پرهیز از کلیشه های شخصیتی پلیس و مجرمفیلمساز در متری شیش و نیم تمام تلاش خود را بکار گرفته است تا دو شخصیت اصلی‌ داستانش را با شخصیت های نه بسیار مثبت و نه بسیار منفی ، بلکه خاکستری نشان دهد و هر دوی آنها را سرشار از هوشی خاص طراحی نموده است .  و تا حد زیادی هم در طراحی شخصیت پلیس موفق بوده است. به‌گونه‌ای که پلیسی را که به ما نشان می‌دهد شبیه پلیس‌هایی که در طول تاریخ سینمای ایران دیده‌ایم الکی مثبت نشان نمی دهد و از سوی دیگر مجرم که یک فرد تولید کننده و توزیع کننده ی مواد مخدر صنعتی شیشه است را فردی دل رحم و خانواده دوست نشان میدهد .پاسخ به انتقاد دستگیری راحت ناصر خاکزادیکی از نقدهایی که به ظاهر به دستگیری ناصر در متری شیش و نیم است ، دستگیری راحت او توسط صمد بود که ممکن است سوالی در ذهن ایجاد کند که چرا مجرم به این حرفه ای و بزرگی در این فیلم به این راحتی دستگیر شد . در پاسخ به این شبهه باید گفت که در خیلی از پرونده های کلان وقتی به تحلیل و بررسی موضوع بپردازیم میبینیم که پای یک زن در میان است و تنها کسی که می تواند خیلی از اصرار خصوصی یا محل زندگی افراد را بداند زنی است که با او ارتباط داشته است . در این فیلم نیز فیلمساز به درستی ازین اهرم استفاده نموده و در بازجویی از نامزد اسبق ناصر که خانم پریناز ایزدپناه این نقش را بازی کرده است ، پلیس با به خطر انداختن دارایی های نامشروع وی ، او را وادار به اعتراف نمود و آن زن نیز با دو انگیزه حاضر به اعتراف شد . اول رهایی از توقیف اموال ، ماشین و ... که ناصر برایش خریده بود و دوم احتمالا رهایی از مزاحمت های احتمالی ناصر در زندگی آینده ی او که همین مساله در کلی از پرونده های واقعی و بسیاری از فیلم های پلیسی به چشم می خورد حتی در سریال مانکن که سراسر ایراد و عیب است (قسمت 17 ) نیز برای شکستن اخگر به عنوان یک خلافکار بزرگ از حربه ی زن صیغه ای او استفاده شد و همه ی آدرس های زندگی خصوصی او توسط یک زن لو رفت.چند لکه ی خاکستری در پرده ی سفید فیلم1- در ابتدای فیلم یک تعقیب و گریز بد و طولانی به نمایش در آمد که باعث دفن یک فروشنده یا حامل مواد مخدر شد و به نظر بنده دفن ناخواسته ی این فرد می تواند باعث ایجاد حس منفی در ذهن ببیننده شود که تعقیب و گریز پلیس منجر به دفن یک انسان شد. و این نکته شاید یک لکه ی خاکستری بر روی پرده ی سفید این فیلم باشد. و البته با نمایش مواخذه ی مامور پلیس ، به دلیل کشف مواد پیدا شده و عدم وجود حامل مواد ، یک معضل جدی مامورین را به نمایش می کشد که مامور اگر مواد برای ارایه کند مواخذه می شود و اگر ارایه نکند چه خواهد شد ؟؟؟2- فیلم ساز انگیزه ی ناصر خاکزاد را برای توجیه همه ی جرایم و اقدامات مجرمانه به سامان رساندن آینده ی اعضای خانواده ی خود بیان می کند که ممکن است حسی دلسوزانه و همزاد پنداری برای مخاطب ایجاد کند و از قبح رفتارهای مجرمانه ی ناصر که از هم پاشاندن هزاران خانواده و به ذلت کشاندن صدها جوان است فقط به خاطر سامان دادن خانواده ی خود بکاهد. و با نمایش صحنه ی دیدار پایانی ناصر با خانواده اش این احساس را به اوج می رساند.3- یکی دیگر از لکه های خاکستری که در فیلم به چشم میخورد در بخش پایانی فیلم و همان صحنه های قبل از اجرای مراسم اعدام بود که محکومین به اعدام را با چشم باز و شرایطی نامطلوب و نامتعارف وارد محوطه ی اجرای حکم نمودند . زیرا یکی از متعارف ترین رفتارها در واقعیت این است که محکومین به اعدام را تا پای چوبه ی دار با چشم بسته می آورند تا شرایط نامناسبی ایجاد نشود اما در این صحنه با ورود متهمین به محوطه و از این صحنه بدتر حضور سربازان و یگان پیاده ایی بود که وارد محوطه شدند. تا با محدود کردن حلقه ی حضور ، راه رویی را تشکیل دهند و محکومین به اعدام را به سمت سکوی اعدام هدایت کنند که اصلا با صحنه های قوی فیلم همخوانی نداشت.</description>
                <category>محمد رضا نصرالهی</category>
                <author>محمد رضا نصرالهی</author>
                <pubDate>Thu, 26 Dec 2019 13:59:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلایل کم­ مایگی و عدم استقبال مخاطب از ژانر کارآگاهی و پلیسی در سینمای ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@mr.nasrollahi/%D8%AF%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%84-%DA%A9%D9%85%C2%AD-%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%B9%D8%AF%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%88-%D9%BE%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-djoekwbmbqaf</link>
                <description>دلایل کم­ مایگی و عدم استقبال مخاطب از ژانر پلیسی در سینمای ایرانمحمد رضا نصرالهی - پژوهشگر امور کارآگاهی و جنایی ( منتقد فیلم های ژانر کارآگاهی ، پلیسی ، معمایی و جنایی )ژانر پلیسی یکی از جذاب ترین و پر طرفدارترین ژانرهای سینمای دنیا محسوب می شود و در همه جای دنیا هنوز طرف داران و هواداران متعصب خود را دارد. هیچ وقت در هیچ جای دنیا فیلم های پلیسی، معمایی کارآگاهی کهنه نمی شوند و هنوز پس از گذشت سالها، شخصیت هایی همچون پوآرو ، شرلوک هلمز ، ناوارو ، خانم مارپل ، جیمزباند ، کاستر ، دریک و حتی نویسندگان این داستانها همچمون آگاتاکریستی ، سر آرتور کانن دویل ، یان فلمینگ ، گریشام و ... در خاطره ی جمعی جهانیان ثبت است که بخشی از هویت فرهنگی جوامع مختلف را ساخته است.نمی دانم چرا ما هنوز قادر به خلق یک اسطوره ی کارآگاهی در ایران نبوده ایم ، هر زمان عنوان واژه ی کارآگاه در ایران به کار می رود ، ناخودآگاه به دنبال آن، نام کارآگاه علوی به ذهن ما دهه ی شصتی ها متبادر می شود. کارآگاهی که هنوز نمی دانیم شخصیت واقعی او واقعیت داشته است یا خیر ؟؟ و اینکه آیا این شخصیت آنقدر تاثیرگذار، دراماتیک و به یادماندنی بوده است که مانند شرلوک هلمز پس از اتمام سریال و درگذشت خالق اثر هزاران نفر در مراسم خاکسپاری وی حاضر شوند؟این تفاوتِ میان آثارِ ژانر کاراگاهی میان سینمای کشورهای صاحب سبک و آثار ساخته شده در ایران از کجا می­آید؟ ما که مدعی غنای فرهنگی کهن­تر از آنها هستیم ، پس چرا در دنیای مدرن نباید صاحب اسطوره هایی همچون رستم و آرش و ... باشیم؟ چرا نباید آیندگان به اسطوره های هنری ما فخر بفروشند؟وقتی فیلم های پلیسی ایران را می بینم ساعت ها به از دست رفتن امکانی می­اندیشم که در این ژانر رخ داده است. پس از تماشای هر فیلمی در این حوزه دوست دارم دیداری با عوامل آن خصوصا نویسنده و کارگردان اثر داشته باشم و انتقادات خود را که همه از عدم درک صحیح و شناخت کافی و تحقیقات واقعی ست با آنها در میان بگذارم. این ژانر پا در واقعیت دارد. هر روزه دارد ابعاد مختلفی از این داستان ها به وقوع می­پیوندد. به همین خاطر چیزی نیست که نویسندگان بتوانند تنها با استمداد از تخیلات غیرواقعی و خودبسنده ی خود با آن مواجه شوند؟ جای تعجب بسیار است که چرا نویسندگان محترم در هنگام نوشتن فیلمنامه­ی اثر ، موضوع را با کارشناسان متعدد خبره در آن حوزه­ی تخصصی مطرح نمی کنند و از آنها نظر کارشناسی نمی طلبند­؟ این بی نیازی از مشاوران متخصص از چه چیز شکل می­گیرد؟....چرا باید تفکرات و تخیلات یک فرد غیر متخصص به موضوعات جنایی در ژانری تخصصی ، بدون تشکیل اتاق فکر به رشته ی تحریر در آید ؟به نظر من برخی از دلایل ضعف ژانر پلیسی در ایران می توانند موارد زیر باشند:1) یکی از مهمترین نواقص سینمای ایران در ژانر پلیسی ، استفاده از حضور متخصصین و کارشناسان انتظامی و پلیسی صرفا در زمان تولید و فیلمبرداری است. در حالی که بخش عظیمی از خطاها در زمان پیش از تولید و در زمان نگارش فیلمنامه به وقوع می­پیوندد. قاعده بر این است که وقتی نام یک کارشناس در فیلم ها قید می شود تمامی ارکان و عناصر قصه تا زمانی که به تصویر کشیده می­شود کارشناسی­شده و بدون ایراد باشد در حالی که در واقعیت این طور نبوده و صرفا کارشناسان انتظامی بیشتر در زمان تولید حضور دارند و فقط در حد معمول به مشاوره می پردازند. از طرفی فیلم سازان محترم نیز خیلی علاقه ای به درگیری کارشناسان به محتوای فیلم ندارند و همین مساله باعث ضعف های محتوایی و ایرادات فاحش تخصصی در فیلم های ایرانی خواهد شد.2) کمبود یا عدم وجود کارشناسان زبده ی بین رشته ای ، که هم کار کارآگاهی را خوب بدانند و هم هنر سینما را بشناسند.کارشناسان محترم منتخب انتظامی سینمای ایران فقط محدود به افرادی انگشت شمار شده است که البته علی رغم احترامی که بنده برای همه ی این پیشکسوتان عزیز قایل هستم اما بد نیست سوابق اجرایی ، تخصص ها و نقش این بزرگواران در فیلم ها ، میزان دخالت در تولید فیلم و نحوه ی گزینش و انتخاب ایشان برای کارشناسی مورد بررسی قرار گیرد. کما اینکه دیدگاه کارگردان محترم سریال کارآگاه علوی نیز بر همین گفته استوار است ، جناب استاد حسن هدایت در خصوص سریال پلیسی معتقد هستند: «سريال پليسي در تلويزيون ما نه تا به ‌حال خوب ساخته شده و نه ساخته خواهد شد؛ چون ما علاوه بر مسائل متعدد، با كمبود تكنيك و كارشناس مواجه هستيم. » بنده نیز بر این عقیده استوارم و صحت این گفته را می­توان در فیلم­ها و سریال­هایی که تا به امروز ساخته شده مورد قضاوت قرار داد.3) سوال بعدی این است که کارشناسان محترم انتظامی تا چه حدی با هنر سینما و ساز و کار آن آشنایی دارند و می­توانند به عنوان کارشناسی بین رشته ای در هر دو حوزه یعنی سینما و مسائل قانونی و انتظامی صاحب نظر باشند؟ متاسفانه در مواجهه با برخی از بزرگواران که با عنوان کارشناس در این زمینه فعالیت می­کنند دریافتم که حتی کمتر از افراد عادی جامعه مخاطب آثار پلیسی شاخص در حوزه ی سینمای خارجی بوده اند. آیا رسالت یک کارشناس انتظامی در فیلم های ایرانی فقط به درج عنوان و تشخیص نوع درجه و گرفتن اسلحه ختم می شود ؟؟؟ که گاهی آنهم به درستی واقع نمی شود و درجه ی گروهبان یا استوار را به صورت وارونه بر روی لباس بازیگر نصب می کنند و به راحتی از آن می گذرند.4) یکی دیگر از مشکلات سینمایی ما در ژانر پلیسی ناتوانی در خلق شخصیتی ست که با هوش کاراگاهی بتواند برای مخاطب ایجاد جذابیت کند. تعقیب و گریزهای پلیسی تنها یک عنصر از عناصری ست که می تواند مخاطب را پای قصه نگه دارد و برای مخاطب کشش و جذابیت ایجاد کند. تجربه ی آثار موفق در این حوزه ی پرطرفدار نشان می­دهد که پیچیدگی ها و کشف و شهودات شخصیت اصلی که عمدتا همان کارآگاه است و فن و ترفندهایی که شخصیت برای رسیدن به حقیقت به کار می برد بیشترین بار جذابیت قصه را به دوش می­کشد که متاسفانه بیشتر نویسندگان از زیر بار آن شانه خالی می کنند و کارگردان های وطنی نیز برای حفظ جذابیت به غیرحرفه ای ترین و کم خلاقانه ترین شکل ممکن که نسخه ای دست چندم از کارهای موفق غربی ست سعی می کند ضعف فیلمنامه را با صحنه های آویز و گریز جبران کنند. که البته آن هم به خاطر عدم امکانات تکنیکی به چالشی خطرناک که در مواردی به از دست رفتن جان کسی می انجامد مبدل می­گردد.5) یکی دیگر از مسایلی که نقش بسزایی در عدم کیفیت فیلم های پلیسی ایران دارد  تخصیص ساخت و تولید آثار پلیسی به یک موسسه ی خاص است که در ظاهر باید فرصتی برای این ژانر محسوب شود اما در عمل گاهی به یک فرصت سوزی تکراری مبدل شده است. حضور موسسه ناجی هنر به عقیده ی اینجانب علیرغم کمکی که دوست دارد به این ژانر و بالابردن سطح کیفی این ژانر بکند اما نگاه انحصاری، فرصت را از کسانی که به راستی در این حوزه استخوان خورد کرده اند گرفته و با عواملی که همواره عدم توفیق خود را در ساخت این ژانر اثبات کرده اند به نتایجی کماکان کم مایه، غیرشاخص با اشتباهات فراوان رسیده است. زیرا با کار کارمندی و استخدامی نمی شود کار جهادی و پر مغز هنری انجام داد.6) نکته ی دیگری که میتوان به دلایل فوق افزود آن است که ما در سینمای ایران متنقد تخصصی در خصوص فیلم های پلیسی و سریال های تلویزیونی نداریم ، که بنده واقعا دلیل عدم پرداختن به موارد مذکور و نقد آنها را می دانم اما ترجیح می دهم در سایر نوشته ها مفصل تر به این نکته بپردازم.در آخر آرزوی قلبی بنده این است که با همت همه ی هنر دوستان بتوانیم اقدامی موثر در احیاء این ژانر جذاب و هیجانی و در عین حال از دست رفته به انجام رسانیم.</description>
                <category>محمد رضا نصرالهی</category>
                <author>محمد رضا نصرالهی</author>
                <pubDate>Sun, 22 Dec 2019 13:40:30 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>