<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رسول</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mr_taremi</link>
        <description>برنامه‌نویس،علاقمند‌حوزه‌هوش‌مصنوعی‌وهزاران‌چیز‌دیگه</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:30:54</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/18666/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>رسول</title>
            <link>https://virgool.io/@mr_taremi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آموزش گیت (قسمت صفر: سورس کنترل یا ورژن کنترل چیست؟)</title>
                <link>https://virgool.io/CodeLovers/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%DA%AF%DB%8C%D8%AA-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B5%D9%81%D8%B1-%D8%B3%D9%88%D8%B1%D8%B3-%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%84-%DB%8C%D8%A7-%D9%88%D8%B1%DA%98%D9%86-%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%84-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-nfo45y0ety5o</link>
                <description>سلام و درود به همه دوستانآهای با تو هستمبله با خودتم!!! اره اره خود خودت منظورمهتویی که ادعات میشه به قول خارجیا computer engineer هستی یا به قول داخلی ها سی دی رایت کنی با شمام!تا حالا ۲ تا پوزیشن شغلی تو جابینجا، ایران تلنت یا سایت های مشابه دیدی که ادعات میشه کار برای مهندسین کامپیوتر کمه و این رشته اشباع شده؟؟؟اصلا دیدی چه مهارت هایی ازت میخوان؟بله یکیش مسلط بودن به git هستش که اگه اتفاق ‍‌قریب الوقوعی نیوفته تا انتها ادامه‌ش میدیم و سعی میکنم به زبون خودمونی یاد بدم بهتون.سوال اولی که پیش میاد و باید جزو اطلاعات زیرساختی یک مهندس کامپیوتر باشه اینکه سورس کنترل یا ورژن کنترل چیه؟خوب همون جور که بزرگترین دارایی یک نقاش نقاشی هایش هست، بزرگترین دارای یک مهندس کامپیوتر هم کد های نوشته شده اش هستند.بیاید با چند تا سناریو کوچیک شروع کنیم:سناریو شماره ۱: فک کنید یک سری فانکشن دارید که یه سری مقادیر خاص و با دیتا تایپ های خاص براتون return میکنه، به هر دلیل تصمیم میگیرید تغییرش بدید( حالا چه یه تغییر خیلی کوچیک یا کلا تغییر ساختار) مهم اینکه تغییرش دادین; فردا دوباره میشینید پای کد هاتون و با خودتون میگید این چه کاری بود من کردم و میخواید برگردید حالت قبلیمشکل شماره ۱: من چه تغییراتی دادم؟؟؟مشکل شماره ۲: کد های قبلی چی بودن اصلا؟؟؟سناریو شماره ۲: با همکارا نشستین پای یک پروژه، هر شخص یا تیم مسئولیت یک کاری رو داره عده تیم فرانت، عده ای تیم بک و... و حالا زمان اون رسیده که …مشکل شماره ۱: چجور قیمه ها رو بریزم تو ماست ها؟؟؟مشکل شماره ۲: اگه باگی تو محصول بود خِر کیو بگیریم بگیم این کد برای کیه؟؟؟اینجاس که واجبه یه خاطره ریز رو بگم تقریبا اولین فرصت شغلی بود که به واسطه امیر حسین به دست اورده بودم(پیشنهاد میکنم حتما پست هاشو بخونید حرف های دل خیلی از دانشجو هارو زده) و تنها تخصصی که داشتم طراحی صفحات وب بود و اصلا با اصول و دانش های پایه آشنا نبودم و کد هایی که مینوشتم پر از آزمون و خطا بود و مسلما پر از خراب کاری، برای اینکه خراب هامو برگردونم حالت قبلی ام امیر حسین طفلی برام کد هارو ایمیل میکرد چون نه خودش و نه من مسلط به git نبودیم  :))))) اینجاس که سورس کنترل یا ورژن کنترل ها سر در میارن و مشکلات مارو مثل سوپر من حل میکنن و این قابلیت رو به ما میده تغییرات به وجود اومده رو با صطلاح track کنیم به این شکل که بفهمیم چه تغییری رو چه کسی؟ چه زمانی؟ و برای چی داده، عین یه ماشین زمان برگردیم به عقب و تغییرات خودمونو ببنیم یا اصلا انتقالشون بدیم به زمان حالیا مثلا تو سناریو ۲ منو همکارم نشستیم پای فرانت یک صفحه html و جفتمون تغییرات لازم رو میدیم سوالی که اینجا پیش میاد تغییرات کی اعمال بشه؟ شاید اصلا لازم باشه تغییرات جفتمون اعمال بشه اون موقع چیکار کنیم؟جواب همش استفاده از سورس کنترل هاست :)اگه موافق به ادامه این آموزش هستید خوشحال میشم با لایک و کامنت های سازنده تون منو تو این راه همراهی کنید. اگه حس میکنی این مطلب برای دوستان مفیده براشون بفرست که تعداد بازدید بیشترین امید رو به من میده :)قربااااان شما خدافظ </description>
                <category>رسول</category>
                <author>رسول</author>
                <pubDate>Tue, 19 Jan 2021 22:20:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه فلان چیز رو یاد بگیرم؟</title>
                <link>https://virgool.io/CodeLovers/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%81%D9%84%D8%A7%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%B1%D9%88-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%85-k5bxkviknbik</link>
                <description>داشتم کتاب لینوکس و زندگی رو از مجموعه پروژه های جادی میخوندم که به بخش جذاب &quot;چگونه فلان چیز رو یاد بگیرم&quot; رسیدم، بسیار برام جذاب بود و از خوندنش لذت بردم. تصمیم گرفتم عین متنشو براتون کپی کنم و در اینجا بزارم، تا کسی که وقت خوندن کامل کتاب رو نداره بتونه حداقل این یه بخش رو بخونه.خوندن کل کتاب برای گیک ها و دوست داران یادگیری پیشنهاد میکنم و اگر دوس داشتید میتونید از طریق این لینک به این پروژه آزاد کمک کنید.«چطوری پایتون یاد بگیرم؟»، «چطوری توسعه کرنل رو یاد بگیرم؟»،‌ «چطوری هک کنم؟ منظورم چگونه هکر شویم اریک ریموند نیست،‌ منظورم کشف حفره‌های امنیتی در کرنل است»، «چطوری دانشمند داده بشم؟» و ... این‌‌ها سوال‌هایی هستن که همیشه تکرار می‌شن و واقعا هم جواب ثابتی ندارن، یا بهتره بگم جوابشون بنا به شرایط هر فرد تغییر می کنه.به زودی به این «حالت های مختلف یادگیری» نگاه خواهیم کرد ولی قبلش لازمه به یک نکته اشاره کنم: خیلی وقت ها سوال اصلی این نیست که «چگونه X رو یاد بگیرم»‌ بلکه اینه که «من می خوام X باشم». وقتی کسی می پرسه «چطوری می تونم کرنل رو توسعه بدم» واقعا منظورش این نیست که «من می خوام چند سال برنامه نویسی یاد بگیرم و ساعت‌های طولانی در روز لیست پستی کرنل رو بخونم و سوادم رو بالا ببرم و یک بخش حوصله سر بر ولی مفید (مثلا مهندسی معکوس پروتکل یک کارت شبکه بی سیم غیرمرسوم و پیاده سازی اون به زبان سی) رو انجام بدم و بعد سعی کنم یک نفر دیگه رو قانع کنم که این بخش رو قبول کنه و به توروالدز پیشنهاد بده»‌ بلکه منظورش اینه که «من می خوام خفن باشم، راه ساده ای داره؟». همین مساله در مورد دنیای هک هم هست. یک هکر کلاه سفید به شکل طبیعی کسی است که ساعت ها و روزها و ماه‌ها وقت می ذاره و می گه فلان لوپ در فلان روتین خاص شاید فلان مشکل رو داشته باشه یا کلی وقت می ذاره یک قرارداد تست نفوذ می بنده و بعد از روی یک لیست بلند بالا یکی یکی حالت های مختلف نفوذ رو روی یک نرم افزار تست می کنه و گزارشی تایپ می کنه که توش می گه چه مشکلات امنیتی در این نرم افزار هست و طبق قرارداد پولش رو می گیره یا شغلش اینه که کلی فر‌م‌ور کلی روتر رو آپدیت کنه و این چیزها ولی خیلی ها دنبال تصویری غیر واقعی هستن که توش نصفه شب ها بیدارن و کار می کنن (و خوابشون هم نمی یاد و خسته هم نیستن) و می تونن به ایمیل همه مردم دنیا دسترسی داشته باشن و هر حساب بانکی که خواستن رو هک کنن و غافلن از اینکه اصولا در دنیا چنین آدمی وجود نداره.خلاصه اینکه نکته اول اینه که بدونیم اصولا آیا سوال اینه که «چطور فلان چیز رو یاد بگیرم» یا سوال اینه که «می خوام فلان چیز باشم، راه ساده ای هست؟».همیشه نقل می کنم از استاد پیران که می گفت آسانسور پیشرفت هنوز اختراع نشده و هر کس می خواد پیشرفت کنه باید قدم به قدم از پله‌های ترقی بالا بره.اما اگر سوال واقعا اینه که «چطور می تونم فلان چیز رو یاد بگیرم؟» جواب اصلی اینه: به چهار طریق.چهار شیوه یادگیریدر علم یادگیری نظریات بسیار متنوعی است که من معمولا به یکی از سر راست ترین هاش ارجاع می دم؛ نظریه پیتر هانی و آلن مامفورد. این دو نفر در نوشته‌هاشون می‌گن که آدم‌ها در چهار مرحله / روش یاد می‌گیرن:فعالانعکاسیتئوریعملگرایانهاین چهار روش می تونن در یک چرخه با هم ترکیب بشن. بنا به این نظریه بعضی افراد با نگاه کردن به رفتار دیگه یاد می گیرن (خوندن کد یا نگاه کردن به برنامه نویسی دیگران)، بعضی‌ها با یادگیری تئوری و بعد اجرا (مثلا خوندن یک کتاب پایتون)، بعضی ها با روش فعال (یادگیری و اجرای چیزهایی که یاد گرفتن) و در نهایت گروهی با روش عملگرا (پریدن توی استخر! شروع کردن به برنامه نویسی و یادگرفتن هر چیزی که لازمه). من خودم رو بیشتر جزو گروه آخر می دونم. در سیستم من اگر قراره چیزی رو یاد بگیرم اول یک مساله براش پیدا می کنم (مثلا قراره بشمرم که در هر قوطی کبریت به طور متوسط چند تا کبریت هست) و بعد شروع به کار می کنم و اجزای لازم برای کارم رو حین کار سرچ می کنم و می خونم و یاد می گیرم. مثلا حتی ممکنه در شروع به کار با یک زبان جدید مثل جولیا لازم باشه سرچ کنم «for loop in julia» و برنامه رو پیش ببرم.نکته مهم اینه که شما کشف کنین روش یادگیری شما چیه و بر اساس اون پیش برین. مثلا کسی که به یکی از شیوه‌های انعکاسی (دیدن کار دیگران و تئوریزه کردن اون) یا تئوری یاد می گیره ممکنه کلاس براش بهترین روش ممکن باشه و در مقابل برای من که روشم عملگرایانه است، تقریبا کلاس بی معناترین چیز ممکن است و می تونم قسم بخورم که تا حالا هیچ چیز فنی رو از کلاسی یاد نگرفته ام.در ضمن لازمه شما بعد از شناخت خودتون، به روش های دیگه هم دقت کنین. مثلا اگر من تونستم با یادگرفتن چند کتابخونه و سرچ برنامه ام رو بنویسم، باید حواسم باشه که حتما وقت کافی برای مطالعه یک کتاب در مورد پایتون یا آر یا جولیا یا هر چیزی که دارم یاد می گیرم هم بخونم تا سوادم منحصر نشه به چیزهایی که در مسیرم بوده یا پیش اومده یا اگر کسی از طریق تئوری یاد می گیره لازمه به کدهای بقیه هم نگاه کنه و خودش هم برنامه بنویسه تا چرخه یادگیری رو کامل کرده باشه.پس اگر سوال واقعا این است که «چطوری ایکس رو یاد بگیریم» جواب من اینه که اول کشف کنین که چجور روش یادگیری برای شما مفیدتره، بعد با حوصله و قدم به قدم توش پیش برین. یادتون باشه که تقریبا هر چیزی نیاز به تلاش داره و عملا هیچ چیزی نیست که بدون گذروندن چندین روز و بعد چندین ماه بشه توش حرفه ای بود. اگر در زمانی خیلی سریع دارین یاد میگرین بدونین که احتمالا دارین اشتباه می کنین یا اصولا اون چیز ارزش یاد گیری نداره چون بدیهی است (:از اونطرف قرار نیست رنج بکشین. از نظر من اگر یاد گرفتن چیزی برام لذت بخش نیست، یعنی بهتره یادش نگیرم چون یاد گرفتن چیزی که لذت بخش نیست به معنی استفاده از چیزی است که لذت بخش نیست و شاغل شدن در چیزی که لذت بخش نیست. خب چه کاریه! اگر من از پایتون خوشم نمی یاد یا آر دوست ندارم یا اصولا کامپیوتر اذیتم می کنه،‌ خب می رم مربی تنیس می شم!این رو هم اضافه کنم که من شخصا برای یاد گرفتن هر چیزی اول یک مساله تعریف می‌کنم، بعد با عبارت هایی مثل X tutorial در اینترنت جستجو می کنم و چند راهنمای انگلیسی رو باز می کنم و همه رو یک نگاه می کنم و انتخاب می کنم که کدوم رو می خوام بخونم و تا آخر می خونمش و بعد شروع به کار با X می کنم تا کارم تا حدی پیش بره. اگر در این مرحله مطمئن شدم که می خوام X رو ادامه بدم، یک کتاب می گیرم و می خونم و بعد اگر برام جذاب بود پروژه های جدید بر می دارم و کتاب های جدید. این روزها دیدن ویدئوهای آموزشی هم بسیار مفیده و مثلا برای بیگ دیتا یا یادگیری ماشینی من حجم زیادی ویدئو دارم که وقتی بیکارم توی خونه می ذارم پخش بشه و زیر چشمی نگاهشون می کنم و هر جا لازم بشه دقتم رو بیشتر می کنم.شناور شدن در فضا بسیار مفیده. اگر می خواین زبان یاد بگیرین، اخبار رو فقط به اون زبان بخونین. اگر R یاد می گیرین، وبلاگ‌ها و سایت‌هایی که جواب سرچ‌هاتون هستن رو به فیدخون اضافه کنین و همیشه نگاهش کنین. عضو جامعه باشین تا ببینین بقیه چیکار می کنن تا ایده‌ها و کارهای جدید و جنبه‌هایی که باهاش برخورد نداشتین رو هم ببینین. با اینکار جلوی ایزوله شدن خودتون - و در نتیجه حس اشتباه خود خفن پنداری - رو می‌گیرین.آخرین توصیه هم ساخت صحیح زیرساخت‌ها است. اگر قراره من آمار استدلالی یاد بگیرم لازمه زیرش (مثلا آمار توصیفی یا ریاضیات پایه)‌ رو به خوبی بلد باشم و اگر قراره داده‌های بزرگ یاد بگیرم لازمه مثلا با HDFS آشنا باشم و کوچکترین نفهمیدن زیرساخت باعث می شه چیزهایی که بعدا یاد می گیرم قرص و محکم نباشن و شکسته بسته بشن. جالبه که یاد گرفتن درست لینوکس به نظر من بیشتر از دو ماه طول نمی کشه ولی خیلی ها هستن که سال‌ها با لینوکس کار می کنن بدون اینکه این دو ماه رو وقت بذارن و ابزارشون رو دقیق بشناسن. در یاد گرفتن یک چیز باید واقعا حواسمون باشه که اون چیز رو یاد بگیرم و فقط دنبال راه انداختن کار با یک چیز نباشیم. معمولا یک حرفه ای و یک غیرحرفه‌ای هر دو می تونن کارهای روتین رو راه بندازن ولی کسی سینیور / حرفه ای می شه که درک می کنه اون پایین چی می گذره.از یادگرفتن لذت ببرین و سعی کنین هیچ کاری رو بدون اینکه درک کنین دارین چیکار می کنین نکنین. با این روش خیلی زود در چیزی که دارین انجامش می دین حرفه ای می شین.</description>
                <category>رسول</category>
                <author>رسول</author>
                <pubDate>Thu, 14 Jan 2021 13:26:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>How to become a data scientist?</title>
                <link>https://virgool.io/@mr_taremi/how-to-become-a-data-scientist-a8dcf8rl0hh9</link>
                <description>Below are three of the most important steps in becoming a data engineer.If you are interested in data science, artificial intelligence, machine learning, big data, data mining and all the fields that are the main tools of data, the way to reach the things I have written belowAll the said cases are the result of my own research for several months and I am on the way to reaching each one of them, so the said cases may be incomplete, but the whole path is not different from the said cases.Of course, there are more steps to reach a professional data scientist, which I will discuss in detail in the next post.STEP 1:Probability and Statisticsconditional and Probability and Bayes rulethe concept of random variableExpected value, variance, covariance, and correlation coefficientDistribution and their usage and propertiesweak and strong law of large numbercentral limit theoremsampling distributionssimple linear regression and the ordinary least square methodAnalysis of varianceEstimation and the concept of bias MLEConfidence intervals and hypothesis testsSTEP 2:ProgrammingPython or RVectors, matrices, list and data framesProficient in working with data framesConcepts of libraries in R or packages in pythonLearn to work with dplyr library in R or pandas in python to manipulate data framesFunctions, for and while loops and logical expressionsFor linear algebraic operations you can use numpy in python or basic R libraryLearn to work with regular expressionsSTEP 3:Machine learningLinear algebraMultivariate normal distributionRegressiongeneralized linear modelsStepwise regressionLDA, QDA and Naïve Bayes methodsKNN, decision tree, bagging, boosting random forest, and gradient boostingSupport vector MachinesRegularized regressionDeep learningK-means, hierarchical and database scan clustering techniquesPrincipal component analysis</description>
                <category>رسول</category>
                <author>رسول</author>
                <pubDate>Tue, 05 Jan 2021 17:33:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه به با برنامه ریزی جلو برم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mr_taremi/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D9%85-ncwjmhsil4pv</link>
                <description>این اولین نوشته منه و قبلش باید بگم من نه نویسندم نه ویراستار، صرفا فقط تجربیات خودمو میگم.همیشه از سر بیکاری خسته میشدم تا اینکه به خاطر اتفاقی مهم تو زندگیم تلاش کردم به هدف برسم، هدف داشتم، تو انگیزه هم داشتم خفه میشدم ولی نقشه راه رو بلد نبودم نمیدونم این جمله رو کی گفته قشنگ گفتهبرای رسیدن به هدف باید ۳ چیز داشت هدف، انگیزه و نقشه راهنمیدونستم از کجا شروع کنم، تصمیم گرفتم کارای عقب افتاده رو انجام بدم همون کارایی که سعی میکردم دقیقه نود انجامش بدم، از درس و تکلیف های دانشگاه شروع کردم تمرین اول pل کردم فرستادم یه دفعه یاد ارائه دو روز بعد افتاد رفتم برای اونم تحقیق کردم، به جای رسیدم که ۲۴ ساعت شبانه روز برام کم بودشاید گفتن این جمله برام سخت باشه ولی من همونی بودم که ۲۴ ساعته در حالت خوابیده روز رو سپری میکردم ولی الان توجایگاهی هستمم که میگم ۲۴ ساعت شبانه روز برام کمه. کار ها و فعالیت های روزانه ام روز به روز بیشتر شد یه دفعه با خودم دیدم چند تاشو فراموش کردم و اصلا از خاطرم رفته بود، تصمیم گرفتم کار هامو به صورت هفتگی بنویسم و سعی کنم تا اخرین ساعت جمعه همشو تموم کنم این روند هفته های اول یه کار ساده برام بود چون اونقدر سعی نمیکردم کار های خارج از برنامه انجام بدم ولی بخاطر انگیزه ای که داشتم هی سعی میکرم این برنامه رو شلوغ تر کنم، هی سعی میکردم کار های مثبت بیشتری بکنم مثلا گوش کردن به ۳ پادکست در هفته، مثلا خوندن ۲۵ صفحه از کتاب در روز و...به حدی رسیده بودم که کاغذ برام کم میومد و فعالیت های خودمم دچار پیچیدگی بالایی شده بود مثلا چند نوع کار داشتم فعالیت های دانشگاه، فعالیت های که برای پیشرفت خودم هستن و فعالیت هایی که درامد زا بودن و این پیچیدگی رو نمیشد خیلی راحت روی کاغذ مدیریت کرد تصمیم گرفتم از ابزار های اینترنتی استفاده کنم تو اول فرصت سرچ کردم best to do list apps و با سایت www.todoist.com آشنا شدم.البته سایت و اپ های دیگه ای هم بود که گوگل و مایکروسافت سازنده آن هاست ولی واقعا هیچ کدومشون به پرکاربردی این سایت نمیرسن، البته که بیشتر قابلیت هایش پولیه ولی در سطح کاربرد خود من نیازی به این قابلیت های پولی نمیبینم.گفتم این اولین نوشته منه و با اصول نگراشی آشنایی ندارم، خوشحال میشم اگه تجربه ای دارید برام بگید یا اگه اپ و وبسایت بهتری میشناسید بهم بگیدقربببان شما خداافط :)))</description>
                <category>رسول</category>
                <author>رسول</author>
                <pubDate>Mon, 04 Jan 2021 18:12:47 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>