<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امیرحسین اکبری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mrakbary_ir</link>
        <description>مدیر جذب استعداد یکتانت • مدیر سابق جذب علی‌بابا • مدیر اسبق منابع انسانی پینکت</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 12:24:52</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/102678/avatar/wbrjIJ.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امیرحسین اکبری</title>
            <link>https://virgool.io/@mrakbary_ir</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تو را چه به منابع انسانی!</title>
                <link>https://virgool.io/humanresource/how-about-human-resources-xrvq7oi0w6th</link>
                <description>بعد از نزدیک ۲ سال ایمان را می‌دیدم. آمده بود تهران برای باقی‌مانده‌ی کلاس‌های حضوریش در دانشگاه که تمام کند و پروژه‌ها را تحویل دهد و مجدد برگردد علی‌آباد. دورکار است؛ در بخش بازارپژوهی (یا به قول خودشان مارکت‌ریسرچ) اسنپ مشغول است. بعد از خوش‌وبش‌های معمول دوستانه، نوبت رسید به سوال: «چه خبر؟ چه کار می‌کنی؟ کجا مشغولی؟»...ایمان را از زمان لیسانس و خوابگاه می‌شناسم. او هم مثل من همیشه یک پایش در سالن ورزشی خوابگاه و دانشگاه بود برای والیبال! همین والیبال بازی کردن باب آشنایی و دوستی و بعدها هم‌اتاقی شدن ما شد. انصافا هم پسر بسیار خوش‌اخلاق و باصفایی است.برگردیم به سوال؛ «چه خبر؟ چه کار می‌کنی؟ کجا مشغولی؟»قدم‌زنان در حال پیمودن خیابان کارگر شمالی بودیم. به پیشنهاد من قرار شده بود نیم‌ساعتی قدم بزنیم و صحبت کنیم و بعد برگردیم برای تماشای فیلمی در سینما. گفتم: «چند روزی است که در پینکت مشغول شدم.» گفت: «عه، به سلامتی. کدام بخش؟» گفتم: «منابع انسانی.» درخت خزان‌زده شد! با نگاه، لحن و صدایی که اوج تعجب در آن هویدا بود، پرسید: «منابع انسانی؟! تو چه ربطی به منابع انسانی داری؟» از شدت تعجبش من هم یک لحظه وا ماندم که آیا واقعا تغییر شغل داده‌ام یا نه! این سوال را در جلسه مصاحبه پینکت هم از من پرسیده بودند. آخر، من تا قبل از آن هیچ کجا به صورت رسمی مسئول منابع انسانی نبودم.گفتم درست است که من تا حالا عنوان شغلی منابع انسانی نداشته‌ام اما در ۳ سال گذشته، تمام کارهایی که در مؤسسه دانش‌بنیان هدایت تخصصی رضوان شریف (یک تریلی اسم!) انجام داده‌ایم، مربوط به منابع انسانی بوده است؛ چه کاروژه که پلتفرم کارآموزی دانشگاهی بود، چه بعد از آن کارینو که پلتفرم استخدام بر مدل کارورزی بود (و به فراخور نیاز مسئول تعدادی از جلسات مصاحبه‌اش بودم) و چه ره‌نشان که مسابقه‌ای مساله‌محور بوده با هدف توانمندسازی و جذب نخبگان، دانشجویان و فارغ‌التحصیلان به شرکت‌های فناور و هدایت آنان به سمت حل مسائل کشور. اصلا فلسفه وجودی مؤسسه، آموزش و  توانمندسازی منابع انسانی در کشور بوده است. تجربه‌های منتورینگ و فعالیت در شتابدهنده که بماند. من بسیار بیشتر از چیزی که از ظاهرش پیداست، در حوزه منابع انسانی فعال بوده‌ام، ادبیات آن را درک می‌کنم و از چالش‌های آن به خصوص در جذب و استخدام آگاهم.ضمن اینکه در دوران دانشجویی، بارها تیم‌های دانشجویی را هدایت کردم، دبیر انجمن بودم، در بسیاری از انجمن‌ها، کانون‌ها و تشکل‌های دانشجویی در سطح کشور فعال بودم و مسئولیت بسیاری از رویدادها با من بوده است. علاوه‎ بر این، ۴تا از استارتاپ‌هایی که تاکنون داشته‌ام فقط و فقط به دلیل مشکلات مربوط به منابع انسانی شکست خورده‌اند و اهمیت این حوزه را نه به صورت تئوری، که در عمل با پوست و گوشت و خونم (توجه: نویسنده اینجا از آرایه اغراق استفاده کرده است) لمس کرده‌ام!البته تا این حد با جزئیات نگفتم اما ایمان به نشانه تایید سری تکان داد. این گفت‌وگو، نقطه شروعی شد برای من که فکرم متمرکز به این مساله شود؛ چرا منابع انسانی در کشور ما انقدر ضعف دارد؟ چرا در بسیاری از سازمان‌ها منابع انسانی جایگاهی ندارد یا جایگاه آن فقط در اسم است؟ چرا در بسیاری از سازمان‌ها کماکان منابع انسانی با واحد اداری یکی است؟ بدتر از آن، چرا بسیاری از سازمان‌ها واحد منابع انسانی ندارند؟ چرا منابع انسانی در ذهن بسیاری از افراد معادل واژه استخدام است؟اما جدا از ضعف‌ها و سوالات بی‌پاسخ، دلیل دیگری که به سمت منابع انسانی آمدم، چالش آن بود. من عاشق مواجهه با چالشم و شاید پرچالش‌ترین حوزه در سازمان، منابع انسانی باشد؛ می‌پرسید چگونه؟ باید بگویم در بقیه واحدهای سازمانی اهداف مشخص است و مسیر رسیدن به آنها نیز تاحدی واضح (با محقق شدن یا نشدن اهداف کاری ندارم)؛ همین باعث می‌شود که خلاقیتت چارچوب بگیرد. اما در منابع انسانی تو با انسان طرفی؛ با کامل‌ترین و پیچیده‌ترین پدیده این جهان؛ و به قول پرویز پرستویی اینجا برای هر فرد یک راه هست برای رسیدن به خدا؛ نسخه ثابت و واحدی وجود ندارد. پس حد توان و خلاقیت تو هم به همان اندازه بزرگ می‌شود.نکته جالب پایانی؛ چندماه قبل در انتهای آبان ۱۴۰۰ توئیتی زده بودم با این عبارت:وقتی خودم در چنین جایگاهی قرار گرفتم، آن هم به صورت کاملا اتفاقی، مطمئن شدم که هیچ چیز در این جهان اتفاقی نیست :)به تاریخ ۱۷ تیرماه ۱۴۰۱ هجری خورشیدی</description>
                <category>امیرحسین اکبری</category>
                <author>امیرحسین اکبری</author>
                <pubDate>Sun, 10 Jul 2022 23:31:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من امیرحسین اکبری هستم!</title>
                <link>https://virgool.io/businessvillage/i-am-amirhossein-akbari-eijbl1gjoqgg</link>
                <description>گریزی به خودشناسیاز شلوغی و ازدحام خسته شده بودم. از چند روز قبل مدام مراجعه می‌کردم اما هر بار مشکلی پیش می‌آمد و کارم انجام نمی‌شد. یکبار نوبت پر شده بود و مسئول مربوطه می‌گفت باید از هفت صبح بیایی و در صف بایستی؛ بار دیگر درخواست خروج از کشورم تایید نشده بود و بار دیگر ودیعه آن. این بار اما تمام مدارکم حاضر بود و با این وجود، وقتی رسیدم ۵۰ نفر جلوتر از من بودند. باید مدتی منتظر می‌ماندم تا نوبتم می‌شد. این بار دیگر مصمم بودم هر طور شده کار را تمام کنم. مدتی گذشت. چندین بار دعوا و جدل پیش آمد که چرا کار ما را زودتر راه نمی‌اندازی و هر بار مسئول دفتر که پیرمردی بداخلاق بود، مراجعین را تهدید می‌کرد. بالاخره بعد از نزدیک به ۳ ساعت انتظار، نوبتم شد. ابتدا به باجه عکاسی رفتم و پس از چند دقیقه باجه گذرنامه. فرم را به کارشناس مربوطه تحویل دادم. بعد از این که فرم را گرفت بدون اینکه سرش را بلند کند پرسید: «نام؟» گفتم: «امیرحسین اکبری هستم» مثل اینکه نشنید. مجددا پرسید. و من باز تکرار کردم اما متوجه نشد. دفعه سوم که از دست این همهمه و انتظار و شیشه یکسره جلوی باجه و پایین بودن محل نشستن کارشناس و عدم توجه او کلافه شده بودم، بلند گفتم: «امیرحسین اکبری هستم!»این بار گویا صدایم خیلی بلند بود. چون خانم کارشناس سرش را بلند کرد و به من زل زد و برای چند ثانیه سکوت حاکم شد؛ خیال من اما پر کشید به این جمله؛ امیرحسین اکبری هستم. به راستی من کیستم؟!پسری که در آذر ۱۳۷۵ در اصفهان متولد شد، در دو سالگی از پله دوم راه‌پله خانه مادربزرگ افتاد و دست چپش شکست و هنوز این صحنه را به یاد دارد؟ یا کسی که از کلاس اول بیزار بود و دو ماه طول کشید تا قبول کند مدرسه چیز خوبی است و به درد می‌خورد و باید از خانواده برای ساعاتی دل برید؟ یا همان که سال چهارم دبستان برای اینکه به اصرار معلم و والدین به مدرسه جدید برای آمادگی آزمون تیزهوشان نرود و از صمیمی‌ترین دوستش جدا نشود، در آزمون ورودی آن دبستان، همه سوالات به غیر از ۶ مورد را عمدا غلط زد تا رد شود؟ یا کسی که در دوران راهنمایی افتاده بود به درس خواندن و رتبه آوردن اما در دوران دبیرستان از درس خسته شد و مشغول کارهای فوق برنامه شد؟ یا دانشجویی که از همان بدو ورود به دانشگاه در کنار درس، به عضویت نهادهای دانشجویی درآمد و بعد درکنارش ورزش و کار می‌کرد تا شاید خود را برای زندگی آینده آماده کند؟ من کدام بودم؟سمپوزیوم بین‌المللی بیونا (Biona)اختتامیه ره‌نشان ۱۴۰۰بخشی از تیم مدیریتی ره‌نشان ۱۴۰۰ در کنار دکتر ستاری، معاون علمی ریاست جمهوریشاید اگر همین الان از من بپرسید تو کیستی؟ خودت را معرفی کن. اول از اسمم شروع کنم «امیرحسین اکبری هستم»؛ بعد تحصیلاتم «فارغ‌التحصیل رشته مهندسی مواد از دانشگاه صنعتی شریف و eMBA از دانشگاه تهران»، و بعد شغلم «مدیر منابع انسانی پینکت» و «مدرس تراز ب ستاد توسعه فناوری نانو»، و بعد به فراخور نیاز محل تولد و سکونت و تعدادی عنوان و سابقه و علاقه را قطار کنم که سوال‌کننده مجاب شود با انسان به اصطلاح خفنی رو‌به‌رو است!! اما با همه این تفاسیر ته دلم می‌دانم که این همه، من هستم و من این همه نیستم. چیزی بسیار فراتر از این ظواهر باید پشت این اسم باشد...اسم افراد در ذهن ما به مرور پیوند می‌خورد با مجموعه‌ای از صفات و خاطرات و برداشت‌ها. حتما تجربه کرده‌اید که وقتی برای اولین بار با کسی آشنا می‌شوید، اسم آن فرد در ذهن شما تنها با ظاهرش گره می‌خورد. زمانی که هم‌کلام شدید، تن صدایش هم به این مجموعه اضافه می‌شود و به مرور اخلاق، علایق، خاطرات و هرآنچه مربوط به آن شخص است همراه اسمش در ذهن شما خواهد نشست. اینجاست که اگر بعد از مدتی دقت کنید شاید دیگر ظاهر و صدای آن شخص از کانون توجه شما رفته باشد و با شنیدن اسمش، اخلاق و خاطرات و برداشت‌های شما از آن شخص به ذهنتان بیاید.اما درباره خودمان چه؟ اسم خود ما برایمان با چه چیز پیوند می‌خورد؟ اگر از هر فرد بپرسی تو کیستی چه جواب می‌دهد؟ چه مجموعه صفات و علایق و عقاید و برداشت‌هایی از خودش دارد؟ این برداشت‌ها چقدر با برداشت سایرین از آن شخص مطابقت دارد؟ مثلا اگر تو خودت را شخص مهربانی ببینی، بقیه هم همین نظر را نسبت به تو دارند یا این فقط ذهنیت توست؟ مطلبی که چند ماه پیش حین جلسه آسیب‌شناسی تیم‌سازی مسابقه ره‌نشان به آن پی بردم، این بود که انواع تست‌های شخصیت‌شناسی تنها از دیدگاه خود شخص و با اطلاعاتی که خود او ارائه می‌دهد به شناخت او می‌رسند اما تا چه حد این مدل جواب درست است؟ در بسیاری از اوقات ممکن است برداشت شخص از خودش با واقعیت متفاوت باشد و دچار خطای شناختی شده باشد. در مواردی نظری که اطرافیان یک فرد درباره او دارند به واقعیت نزدیک است و قابل اتکا؛ نه دیدگاه خود فرد درباره خودش.نکته جالب‌تر در این موضوع این است که این خودشناسی وابسته به زمان است؛ یعنی پاسخی که شما به «خودت را معرفی کن» در هر مقطعی از عمرت می‌دهی متفاوت است. جواب تو در کودکی با جواب تو در نوجوانی، جوانی، میانسالی و پیری باهم متفاوت است. حتی پاسخ امروز تو ممکن است با پاسخ فردای تو متفاوت باشد. تو در حقیقت یک شخص هستی اما در طول زمان همان شخص نیستی! به این نکته فکر کنید.شاید این همه چالش و پیچیدگی مسیر خودشناسی باشد که آنرا تا حدی ارزشمند کرده که درباره‌اش می‌گویند از راه خودشناسی می‌توانی به خداشناسی و نهایت حکمت برسی...</description>
                <category>امیرحسین اکبری</category>
                <author>امیرحسین اکبری</author>
                <pubDate>Sun, 10 Jul 2022 23:22:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قرارداد کار خوب، چه ویژگی هایی دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/humanresource/%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%A8%D8%8C-%DA%86%D9%87-%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F-krzprlq58ddj</link>
                <description>&quot;تا زمانی که قرارداد امضا نشود، هیچ چیز واقعی نیست&quot; گلن دانزیگ یکی از ضروریاتی که امروزه در حوزه اشتغال مطرح می‌شود قرارداد کار است؛ موضوعی که در ماده 1 قانون کار ایران، کلیه کارفرمایان، مدیران، کارمندان، کارجویان، کارگران، کارگاه‌ها و موسسات تولیدی، صنعتی، خدماتی و کشاورزی به صورت ضمنی ملزم به رعایت آن هستند. اما این قرارداد چیست، دانستن چه نکاتی درباره آن ضروری است، چند مدل قرارداد کاری وجود دارد و اساسا چرا تا این اندازه اهمیت دارد؟ در ادامه به دنبال یافتن جواب این سوالات خواهیم بود.قرارداد کارقرارداد کار چیست؟ در ماده 7 قانون کار جمهوری اسلامی ایران، این قرارداد به این صورت تعریف می‌شود: «قرارداد کار عبارت است از قرارداد کتبی یا شفاهی که به موجب آن کارگر در قبال دریافت حق‌السعی، کاری را برای مدت موقت یا مدت غیرموقت برای کارفرما انجام می‌دهد». در این تعریف، از کلمه کارگر استفاده شده که به معنی «شخص یا فردی حقیقی است که به هر عنوان در مقابل دریافت حق‌السعی اعم از مزد، حقوق، سهم سود و سایر مزایا به درخواست کارفرما کار می‌کند». در فرهنگ عمومی به اشخاصی که در شرکت‌های خصوصی و دولتی کار می‌کنند، کارمند گفته می‌شود اما از نظر حقوقی، کارمند «شخصی است که در استخدام دولت باشد»؛ در نتیجه سایر افراد، تحت پوشش قانون کار قرار خواهند گرفت و کارگر محسوب می‌شوند. در طرف مقابل، کارفرما قرار دارد که هم می‌تواند شخصیتی حقیقی باشد و هم شخصیتی حقوقی. از آنجایی که اعتبار و استنادپذیری قرارداد کتبی بسیار بیشتر از قرارداد شفاهی است، امروزه منظور از قرارداد کار، همان قرارداد کتبی کار است.انواع قرارداد کار به طور کلی قراردادهای کار را می‌توان از چند جهت دسته‌بندی کرد اما مهم‌ترین دسته‌بندی بر اساس مدت زمان انجام کار است. بر این اساس، قراردادها به دو نوع قرارداد موقت و غیرموقت تقسیم می‌شوند که در اینجا به آن اشاره می‌کنیم:1. قرارداد کاری موقت قراردادهای کاری موقت، دارای زمان خاتمه هستند و با سررسیدن این تاریخ، به پایان می‌رسند. این مدل قراردادها قابل تمدید می‌باشند اما تمدید کردن آنها باید پیش از اتمام موعد آن باشد؛ در غیر این صورت، در تمام مدتی که کارگر پس از تاریخ سررسید کار کند، قرارداد حمایتی از حقوق او نخواهد داشت.کار موقت، نیازمند قرارداد کاری موقت2. قرارداد کاری غیرموقت تبصره 2 ماده 7 قانون کار می‌گوید: «در کارهایی که طبیعت آنها جنبه‌ مستمر دارد، چنانچه مدتی در قرارداد ذکر نشود، قرارداد دائمی تلقی می‌شود». در این مدل قراردادها، تنها تاریخ شروع مشخص می‌شود و تاریخ پایانی برای آن در نظر گرفته نخواهد شد؛ بنابراین در این قراردادها یا مستقیما در متن به نامحدود بودن مدت آن اشاره می‌شود و یا به استناد قانون کار برای کارهایی که ماهیت ادامه‌دار دارند، این مدل قرارداد اعمال خواهد شد. به عنوان مثال شخصی که در یک بنگاه تولیدی کار می‌کند، چنانچه انجام وظایفش محدود به مدت خاصی نباشد و مقرر شود که روزانه مبلغ مشخصی مزد دریافت کند، چنین شخصی از نظر قانون کار، کارگر دائم شناخته می‌شود و قراردادش از نوع غیرموقت است.کار غیرموقت، نیازمند قرارداد کاری غیرموقت3. قرارداد کاری برای انجام کار معین در این قراردادها، کارگر برای انجام دادن کاری معین تعهد کرده و با انجام دادن تعهد خود، حق‌الزحمه دریافت می‌کند. نکته قابل توجه آنکه تا زمانی که دو طرف قرارداد به تعهدات خود عمل نکنند، قانونا امکان فسخ یک‌طرفه وجود ندارد.مثلا قراردادی که برای طراحی یک سایت با یک شخص بسته می‌شود، از نوع قرارداد کاری برای انجام کار معین است.طراحی سایت؛ نمونه‌ای از کار معین، نیازمند قرارداد کاری معینمدل‌های قرارداد کاری متداول1. قرارداد تمام‌وقت در این مدل قرارداد، کارگر متعهد می‌شود که به میزان ساعات مقرر در قانون مشغول به کار باشد؛ این میزان برابر با 8 ساعت در روز و 44 ساعت در هفته است. در این صورت، کارگر از مزایا کامل قانونی برخوردار خواهد بود.2. قرارداد پاره‌قت اگر میزان ساعاتی که کارگر مشغول به کار شود، کمتر از میزان ساعات تمام‌وقت باشد، این قرارداد از نوع پاره‌وقت تلقی می‌شود. با توجه به ماده 39 قانون کار، این کارگران نیز به طور کامل از حمایت قانون کار برخوردار هستند و مزد و مزایای آنها به نسبت ساعات کار انجام‌شده، پرداخت خواهد شد.3. قرارداد مشاوره‌ای این مدل قرارداد برای بهره‌مندی از تخصص، دانش و مهارت افراد منعقد می‌شود. از منظر حقوقی، دو نوع قرارداد مشاوره‌ای وجود دارد: یکی قرارداد کار ساعتی که در آن حقوق کارگر بر اساس میزان ساعات کار تعیین و پرداخت می‌شود. دیگری قرارداد پیمانکاری است که در آن کارگر در ازای انجام کاری که در قرارداد ذکر می‌شود، حقوق دریافت می‌کند.مشاوره و پیمانکاری، نیازمند قرارداد کار مشاوره ایبرای چه مدل کاری به قرارداد نیاز داریم؟ برای انجام هر کار اقتصادی و تجاری به قرارداد نیاز است. تدوین قرارداد باعث ایجاد تعهد نسبت به موضوع آن برای دو طرف شده و مسئولیت‌های طرفین به صورت شفاف مشخص خواهد شد. همچنین به موجب قرارداد، یک عقد حقوقی بین کارگر و کارفرما بسته شده و در صورتی که یکی از طرفین، مسئولیت‌های خود را انجام ندهد، طرف دیگر می‌تواند با راهکارهای حقوقی شخص خاطی را به اجرای تعهدات خود ملزم سازد.نکته مهم اینکه در زمان تنظیم قرارداد و نوشتن متن قرارداد کاری، باید تمام پیش‌بینی‌های لازم در نظر گرفته شود تا در صورت بروز اختلاف، منافع طرفین محفوظ بماند.ویژگی‌های یک قرارداد کار خوب چیست؟ درست است که بستن قرارداد در زمینه کار، حیاتی است اما نباید فراموش کرد که بستن یک قرارداد ناقص، بد و یا مبهم از نداشتن قرارداد بدتر است! در نتیجه دانستن ویژگی‌های یک قرارداد خوب به اندازه تدوین قرارداد اهمیت دارد. در اینجا مهم‌ترین ویژگی‌های یک قرارداد خوب را بررسی می‌کنیم:- داشتن 4 شرط اساسی هنگام بستن قرارداد، باید 4 شرط اساسی رعایت شود؛ در غیر این صورت صحت قرارداد زیر سوال می‌رود. این 4 شرط عبارتند از:قصد و رضایت کامل طرفین دو طرف قرارداد باید با اراده کامل خود، قصد انعقاد قرارداد را داشته باشند و اکراه و اجباری در این زمینه وجود نداشته باشد.اهلیت طرفین دو طرف قرارداد باید عاقل، رشید و بالغ بوده و به سن قانونی رسیده باشند؛ چنانچه به جای فرد، شخصیتی حقوقی در طرفین قرارداد باشد، می‌بایست تمامی الزامات و مدارک قانونی موردنیاز آن تکمیل و بدون مشکل باشد.مشروعیت موضوع عمل موضوع قرارداد باید مطابق شرع و قانون باشد؛ بنابراین اگر فردی برای انجام کاری غیرمشروع و یا غیرقانونی به کار گرفته شود، قرارداد منعقدشده باطل است.معین موضوع در موضوع قرارداد، باید عمل انجام‌شده، حق‌السعی آن و تعهدات دو طرف کاملا معین و معلوم باشد.- رعایت بندها و تبصره‌های قرارداد در بندهای قرارداد علاوه بر مشخصات کامل طرفین، باید موارد زیر آورده و مشخص شوند:عنوان کاری و شرح وظایف به صورت کلیتاریخ استخدام و انعقاد قراردادمدت قراردادمیزان، نحوه محاسبه و نحوه پرداخت حقوق و مزایاساعات کار، تعطیلات و مرخصی‌هاشرایط محرمانگی و عدم افشای اطلاعاتمحل انجام کارتمدید قراردادقوانین شرکتسایر مواردی که عرف و محل شغل ایجاب می‌کند.بندها و تبصره ها قرارداد کار باید شفاف و کامل باشند. موقع بستن قرارداد به چه نکاتی باید دقت کرد؟+ مطالعه کامل متن قرارداد هنگام نوشتن فرم قرارداد کار، مطالعه تمامی بند‌های آن ضروری است؛ زیرا این قرارداد، قراردادی حقوقی است و انعقاد آن، مسئولیت و بار حقوقی به همراه دارد. ضمن آنکه مشابه سایر قراردادهای حقوقی، ممکن است ابهاماتی در متن این نوع قرارداد وجود داشته باشد که قبل از امضای آن باید مشخص شود.+ نسخ قرارداد کاری در حالت ایده‌آل قراردادها باید در 4 نسخه تهیه شوند و تمام نسخه‌ها به همراه پیوست‌ها، به مهر و امضای طرفین و 2 شاهد برسند. اما نکته مهم اینکه حتما یک نسخه از قرارداد باید نزد کارگر بماند و کارفرما حق نگهداری نسخه کارگر را ندارد.+ مدت زمان قرارداد یکی دیگر از نکات مهم، توجه به بند مدت قرارداد است. پیشنهاد می‌شود حتما مدت زمان، چه به صورت موقت باشد و چه غیرموقت، در قرارداد قید شود.+ سفته؛ ضمانت حسن انجام کار در بعضی از بنگاه‌های اقتصادی، کارفرما از کارگر برای ضمانت حسن انجام کار، سفته دریافت می‌کند. با این وجود، در صدور سفته باید به چند نکته توجه کرد. اولین و مهم‌ترین نکته اینکه در تاریخ پرداخت سفته، حتما عبارت «سفته بابت حسن انجام کار» قید شود و اصلا تاریخ پرداخت ذکر نشود. نکته بعدی اینکه از کارفرما بخواهید حتما شماره سفته را در قرارداد با ذکر توضیحات کامل، درج کند. و در نهایت پس از صدور سفته و بستن قرارداد، حتما یک کپی از سفته را پیش خود نگه دارید.سفته قرارداد، ضمانت حسن انجام کار قرارداد کار، مهم‌ترین قرارداد موجود در فضای کسب‌وکار بین کارفرما و کارگر است تا حقوق طرفین را به بهترین شکل حفظ کند. موضوعی که قانون رسمی کار به آن پرداخته و بندهای متعددی را به ارائه توضیحات آن اختصاص داده است. در این مقاله سعی شد تا اطلاعات کلی مورد نیاز هنگام بستن قرارداد بررسی شده و ویژگی‌ها و نکات یک قرارداد خوب، بیان شود.</description>
                <category>امیرحسین اکبری</category>
                <author>امیرحسین اکبری</author>
                <pubDate>Thu, 31 Dec 2020 12:43:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا اکثر مردم هیچ‌گاه از اشتباهاتشان نمی‌آموزند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mrakbary_ir/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%DA%A9%D8%AB%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D9%87%DB%8C%DA%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%AF-kz4nhgfdxhnp</link>
                <description>&quot;صرف وقت برای ایجاد تمایز منطقی بین مشکلات فردی و سیستماتیک، رمز رسیدن به عملکرد بالا در انجام امور است&quot;    متیو سایدتا به حال برای شما هم اتفاق افتاده که کار اشتباهی انجام دهید، از کرده خود پشیمان شوید و به خود بگویید دیگر مرتکب چنین خطایی نمی‌شوم؛ اما باز هم آن کار اشتباه را انجام دهید؟ مسلما اکثر ما چنین تجربه‌ای داشته‌ایم. برای مثال، خود من بارها مطالعه برای امتحانات دانشگاه را با وجود داشتن فرصت کافی، تا روز آخر به تعویق می‌انداختم و بعد مجبور می‌شدم طی چندین ساعت پرفشار و خسته‌کننده مطالب را مطالعه کنم. کاری که علاوه بر بازدهی کم و یادگیری ناقص کوتاه‌مدت، خستگی، بی‌خوابی و فشار زیادی را به من وارد می‌کرد و گاهی نتیجه مطلوبی هم نداشت. هر دفعه که چنین می‌کردم، با خودم می‌گفتم این، بار آخر است و از این به بعد دیگر مطالعه برای امتحان را تا لحظات آخر به تعویق نمی‌اندازم. اما این اتفاق بارها و بارهای دیگر نیز تکرار شد.به راستی چرا این اتفاق می‌افتد؟ چرا با وجود آگاهی از ضررهایی که از اشتباهمان به ما وارد شده، باز هم آن را تکرار می‌کنیم؟تفکر جعبه سیاهیتفکر جعبه سیاهی، نام کتابی است که توسط متیو ساید، قهرمان تنیس روی میز و نویسنده و روزنامه‌نگار بریتانیایی پاکستانی‌الاصل، در سال 2015 میلادی منتشر شده است.متیو سایدکتاب تفکر جعبه سیاهی یا تفکر به سبک جعبه سیاه: حقایقی شگفت‌انگیز درباره موفقیتپیش از شرح این تفکر، می‌خواهم کمی از داستان جعبه سیاه بگویم.سرگذشت جعبه سیاهنمونه اولیه جعبه سیاه امروزی -که بر خلاف اسمش نارنجی است- در سال 1957 توسط دکتر دیوید وارن، دانشمند آزمایشگاه‌های تحقیقات هوانوردی استرالیا (ARL) ساخته شد. ایده ساخت آن زمانی به ذهن او خطور کرد که خبر سقوط اولین هواپیمای مسافربری جت را شنید و با خود اندیشید که اگر صدای ضبط‌شده‌ای از کابین موجود بود، علت سقوط مشخص و از تکرار آن جلوگیری می‌شد.پس از ساخت نمونه اولیه، سازمان‌های هوایی دنیا اقبال چندانی به این ساخته نشان ندادند تا اینکه یکسال بعد، هنگام بازدید دبیر سازمان نظارت و ارزیابی خطوط هواپیمایی بریتانیا، رابرت هاردینگهام، از ARL این اختراع را دید و توجهش به آن جلب شد. با دعوت او وارن به بریتانیا رفت و به کمک تیمی نسخه کاملی از جعبه سیاه را ساخت. جالب است بدانید استرالیا زمانی استفاده از جعبه سیاه را در هواپیماها اجباری کرد که هواپیمای دیگری در کویینزلند در سال 1960 سقوط کرد.جعبه سیاه هواپیمای مسافربریتفکر جعبه سیاهی چیست؟اما تفکر جعبه سیاهی چیست و چرا ساید چنین نامی را برای آن انتخاب کرد؟ اگر بخواهیم در یک جمله آن را بیان کنیم، داریم: «کلید موفقیت، داشتن نگاهی نو و مثبت به اشتباهات است».ما انسان‌ها دارای حافظه بلندمدت و کوتاه‌مدت هستیم. حافظه کوتاه‌مدت ما دقیقا شبیه رم رایانه و حافظه بلند‌مدت ما شبیه هارد دیسک آن عمل می‌کند (البته با این تفاوت که برقی نیست و حجم و توان پردازشی بسیار بیشتری را تا این لحظه نسبت به رایانه دارد). مغز ما تنها اطلاعاتی را از حافظه کوتاه‌مدت به بلندمدت منتقل می‌کند که ارزش زیادی برایمان داشته و توجه خاصی به آن داشته‌ایم. ضمن اینکه فرآیند تثبیت اطلاعات در حافظه بلندمدت نیازمند زمان و تکرار است و به همین دلیل بسیاری از اتفاقاتی را که تنها یکبار آن ها را تجربه کرده‌ایم، به یاد نمی‌آوریم.اشتباهات ما نیز از این قاعده مستثنا نیستند. اکثر ما اشتباهاتمان را تکرار می‌کنیم؛ زیرا یا از آنها درس نگرفته‌ایم یا اینکه درس گرفته‌ایم اما این اطلاعات وارد حافظه بلندمدت ما نشده و مبنای تصمیمات آتی ما نیستند.تفکر جعبه سیاهی شبیه جعبه سیاه برای انسان عمل می‌کند. وقتی ما اشتباهی را مرتکب می‌شویم تنها در صورتی می‌توان از سقوط مجدد در این اشتباه جلوگیری کرد که اطلاعات کاملی از تمامی شرایط و افکار و تصمیماتمان پیش از وقوع اشتباه و حین آن داشته باشیم. سپس همانند مهندسانی که علت سقوط هواپیما را از داده‌های موجود در جعبه سیاه تشخیص می‌دهند، ما نیز می‌توانیم علت انجام اشتباهمان را بفهمیم. و در گام بعد تمرین کنیم که این علل را رفع کنیم. اینگونه است که با هر اشتباه، تصمیم بعدی ما ایمن‌تر می‌شود.اما مشکل اصلی این است که انسان در مواجهه با مشکلاتش، در اکثر مواقع در جهت عکس عمل می‌کند! مثلا وقتی به مشکلی اقتصادی، اجتماعی یا خانوادگی برخورد می‌کند سعی می‌کند آن را انکار کند، نادیده بگیرد، امیدوار باشد که حل خواهد شد یا دفعه بعد چنین کاری نخواهد کرد و یا در مورد مشکلات بزرگتر حتی گزینه فرار از آن را هم در نظر می‌گیرد. اما راه حل صحیح چیست؟راه حلبرای مدیریت مشکلات و رسیدن از اشتباهات و شکست‌ها به موفقیت، سه گام پیشنهاد می‌شود. لازم به ذکر است باید در این مراحل مهارت کسب کرد و این خود مستلزم تکرار و تمرین است. پس اگر در دفعات اول در مواجهه با اشتباهات باز هم شکست خوردید تعجب نکنید.1. پذیرش بی‌قید و شرط اشتباه.اولین و مهم‌ترین گام، پذیرش اشتباه است. انکار، نادیده گرفتن، گریختن، جنگیدن بی‌مورد و... هیچ سودی نخواهد داشت؛ پس در شرایط نامطلوب، واقعیت را بی‌قید و شرط بپذیرید.2. جعبه سیاه خود را آماده کنید.قبل از گرفتن تصمیمات مهم در زندگی، یک کاغذ برداشته و تمامی افکاری را که در سر دارید بنویسید؛ فرضیات، دلایل و نتایج پیش‌بینی‌شده در قبال آن تصمیم را. پیشنهاد من تهیه دفترچه‌ای نارنجی رنگ! به نام جعبه سیاه افکار برای نوشتن تصمیمات مهم و تحلیل آنهاست.اگر تصمیمتان در نهایت اشتباه بود، به اطلاعاتی که درباره آن تصمیم نوشته بودید مراجعه و دقیقا تحلیل کنید که چه چیز باعث وقوع این اشتباه شده است.نوشتن درباره افکار و دلایل، پیش از تصمیم‌گیری حسن دیگری هم دارد و آن کمک به تحلیل منطقی و گرفتن تصمیمات بهتر است.3. اصلاح ریشه‌ای.گام بعدی، اقدام برای برطرف کردن علت انجام آن اشتباه یا همان اصلاح است؛ به نحوی که در آینده دوباره رخ ندهد.نکته آخر این که تفکر جعبه سیاهی را نه فقط در ابعاد فردی زندگی که در سایر ابعاد سیستماتیک زندگی خود نظیر ابعاد شغلی و اقتصادی نیز به کار بگیرید. تنها با استفاده از این تفکر است که می‌توان تجربه کردن را یک سرمایه دانست.اگر تجربه مشابهی داشته‌اید یا به راه حلی رسیده‌اید، زکات علم، نشر آن است :)منابع:اقتباس‌شده از کتاب هنر خوب زندگی کردن، نوشته رولف دوبلی، ترجمه عادل فردوسی‌پور</description>
                <category>امیرحسین اکبری</category>
                <author>امیرحسین اکبری</author>
                <pubDate>Sun, 10 May 2020 03:26:47 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>