<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمدرضا آقاجانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mralgorithm</link>
        <description>برنامه نویس</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 02:50:07</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1630058/avatar/LwRMOb.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمدرضا آقاجانی</title>
            <link>https://virgool.io/@mralgorithm</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چرا داشتن انگیزه مهمه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mralgorithm/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%85%D9%87%D9%85%D9%87-srk2wxoc6yms</link>
                <description>امروز می‌خوام در مورد انگیزه صحبت کنم و اینکه چرا داشتن انگیزه برای موفقیت در زندگی و کسب‌وکار این‌قدر مهمه.انگیزه، همون دلیله که شما رو وادار می‌کنه کاری رو شروع کنید و برای ادامه دادن به مسیر تلاش کنید. بدون انگیزه، هر تلاشی بی‌نتیجه خواهد موند. در مورد کسب‌وکار، نکته‌ای که باید در نظر داشته باشید اینه که پول، انگیزه نیست! پول، نتیجه‌ی کار شماست. یه مثال بزنم: اون کسی که گوشی‌های اپل رو ساخت، از خود ساختن این گوشی لذت می‌برد. اون از اینکه این تکنولوژی جدید رو به مردم می‌رسوند خوشحال بود. در واقع، انگیزه‌ی اصلی اون فرد، علاقه به تکنولوژی و کمک به جامعه بود نه صرفا پول. مشتری‌ها هم در واقع همین انگیزه رو خریداری می‌کنند، نه فقط محصول.چرا این مهمه؟در کتاب «چرا با چرا شروع کنید؟» گفته می‌شه همیشه از خودتون بپرسید «چرا؟» چرا مشتری باید محصول شما رو بخره؟ جواب دادن به این سوال خیلی مهمه. نمی‌تونید بگید چون بهترینیم! یا چون ارزون‌ترینیم! همیشه کسانی هستند که بهتر از شما هستند یا قیمت‌شون کمتر. دلیل واقعی‌تون رو پیدا کنید، بعد می‌تونید مشتری‌های وفادار بسازید و افراد جدیدی رو جذب کنید.کانال تلگرام ما@SynapseWin_ir</description>
                <category>محمدرضا آقاجانی</category>
                <author>محمدرضا آقاجانی</author>
                <pubDate>Wed, 12 Mar 2025 01:01:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا انتخاب شغل از انتخاب همسر هم مهم‌تر است؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@mralgorithm/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D8%B4%D8%BA%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D9%87%D9%85-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-xbxmt7f8rh9n</link>
                <description>وقتی صحبت از انتخاب شغل می‌شود، اغلب فقط به درآمد فکر می‌کنیم، اما شغل فقط یک راه برای کسب درآمد نیست، بلکه بخش بزرگی از هویت ماست!✅ چرا شغل مهم‌تر از همسر است؟افراد معمولاً با شغل‌شان شناخته می‌شوند، پس شغل روی اعتبار اجتماعی شما تأثیر می‌گذارد.شغل روی عزت نفس و اعتماد به نفس شما تأثیر می‌گذارد.شما ۸ ساعت در روز، ۵ روز در هفته، یعنی ۱۶۰ ساعت در ماه را در محل کار می‌گذرانید.حالا یک مقایسه جالب:شما در یک ماه ۷۲۰ ساعت وقت دارید.حدود ۲۴۰ ساعت آن را در خواب هستید (۳۳٪ زمان ماهانه شما).حدود ۱۶۰ ساعت را کار می‌کنید (۲۲٪).زمان باقی‌مانده برای خانواده، تفریح و زندگی شخصی؟ کمتر از ۲۰٪!حالا فکر کنید اگر شغلی که انتخاب کرده‌اید را دوست نداشته باشید، چه اتفاقی می‌افتد؟ حداقل ۲۲٪ زندگی خودتان را با نارضایتی می‌گذرانید!پس پیدا کردن یک شغل مناسب، اگر مهم‌تر از انتخاب همسر نباشد، کمتر هم نیست!کانال تلگرام ما:@SynapseWin_ir</description>
                <category>محمدرضا آقاجانی</category>
                <author>محمدرضا آقاجانی</author>
                <pubDate>Thu, 06 Mar 2025 14:26:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خاطره پانسیون پسرانه تهران</title>
                <link>https://virgool.io/@mralgorithm/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-lhiiv3nnyxas</link>
                <description>چند وقتیه برای کار اومدم تهران(حدود سه ماه) و اینجا یه جورایی مهمون شرکتیم? در واقع یه جایی برای خواب و اینا برامون در نظر گرفتن.جای لوکسی نیست ولی قطعا از خیلی از پانسیون های تهران راحت تره...خلاصه دیروز منو و چند تا از دوستان هوای استقلال کردیم و راهی یافتن پانسیون شدیم.محل شرکت چون مرکز تهران هست و نزدیک دانشگاه تهران تعداد زیادی پانسیون اطرافش هست و به راحتی تونستیم ۴ پانسیون خالی پیدا کنیم...ما از سایت خواب اینجا استفاده میکردیم و خب عکسایی که از پانسیون ها داخل این سایت هست یک جای تمیز و منظم رو نشون میده. و ما هم عکسارو نگاه میکردیم و قیمت هارو هم میدیدیم و زنگ میزدیم اگر خالی داشت حضوری میرفتیماول یه جایی رفتیم تازه ساز بود! عع اشتباه شد. تازه رنگ شده بود... ظاهرا قبلا دانشگاه بود یه دانشگاه علمی کاربردی - از این دانشگاه ها که سر هر کوچه سبز میشن! و مثل اینکه تغییر کاربری داده بود تا در قالبی دیگر پذیرای بخشی از دانشجویان باشه! به هر حال مرد خیلی منصفی بود! چون خوابگاه نصفش در دست نو سازی بود و یه سری طبقات داشتن کمد و اینا نصب میکردن و... و مشکلات فشار آب و اینا هم اضافه کنیم به ما ۵۰۰ هزار تومان تخفیف دادن و ما می‌توانستیم با ماهی ۲ تومن یه خوابگاه چهار نفره اجاره کنیم و این یعنی اتاقی ۸ تومن! خب ما سه نفر بودیم و یک اتاق برای هر سه تایمون می‌خواستیم که غریبه راه ندیم تا صبح به صبح که میریم شرکت درو قفل کنیم و شب اومدیم درو باز کنیماینطوری خیالمون بابت وسایل راحت میشد ولی خب باید ۲ تومن اضافه تر پرداخت میکردیم که میشد حدود ۲,۶۷۰,۰۰۰ هزار تومان! و حالا به نظرم امنیت خوبی داشت! درسته دوربین مدار بسته نداشت! ولی یه مسئول داشت که به ما قول داد هر چی از شما بردن من پولشو میدم! حالا بگذریم از اینرفتیم یه جا که انصافا نزدیک شرکت بود و شلوغ اونجا رو میگفت ۱۷۰۰ و جای خالی هم نداشت البته ولی گفت ماه دیگه خالی میشه و میتونید بیاید ما هم رفتیم برای بازدید...یکی از مشکلاتش سرو صدای زیاد و بوی تند سیگار بود! اگر از سوسک و... هم که میگذشتیم که البته به گفته سرایدار ماهی یک بار سم میزدن! نبود کمد و یخچال اشتراکی و دریچه کولر اشتراکی را نمیشد گذشت!میدونید دریچه کولر اشتراکی با یک همسایه سیگاری و پر سر و صدا برای یک کارمندی که صبح تا شبش را سر کار بوده و شب میخواد آرامش داشته باشه اهمیت داره شاید نکته جزئی باشه ولی به نظرم مهمه!اینم نشد و رفتیم سراغ سومی. اینجا یک اتاق بدون تخت داشت با یه موکت ماهی ۵ اجاره میداد. وضعیت داخل ساختمان اصلا جالب نبود و بهداشت معنایی اونجا پیدا نمیکرد! البته پانسیون های تمیز و خوب هم هست ولی پارامتر های زیادی به نظرم روی یه پانسیون اثرگذاره به نظرمیکیش و مهم ترین کسایی هستن که اونجا هستن و البته چون هیچ وقت اون تعداد نفرات ثابت نیستن به نظرم خوب بودن و بد بودن یک پانسون وضعیت نسبی داره یعنی ممکنه الان خوب باشه و بعدا بد بشه و....به هر حال برای مدت کوتاهی موندن پانسون اوکیه ولی مدت طولانی و بیشتر از ۱ سال من به شخصه نمیتونم بمونمپ.ن: الان داشتم تو ویرگول می‌چرخیدم دیدم ععع اینجا چقدر پیش نویس منتشر نشده دارم! اینو خوندم دیدم منتشرش نکردم و تصمیم گرفتم الان منتشرش کنماین اتفاقات مربوط به بهمن سال ۱۴۰۱ هست و خب الان خونه با دو نفر از همکارا خونه اجاره کردیم که اگه خواستین داستان اونم تو یه پست دیگه میگم.</description>
                <category>محمدرضا آقاجانی</category>
                <author>محمدرضا آقاجانی</author>
                <pubDate>Sun, 18 Jun 2023 22:06:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سنت های بد (بیت کوین)</title>
                <link>https://virgool.io/@mralgorithm/%D8%B3%D9%86%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%AF-yrwxozxyhowa</link>
                <description>شاید فکر کنیم سنت ها چیزهای بدی هستن و همیشه نیاز به تغییر دارن! در بیشتر مواقع این حرف درسته ولی چیزی که مهمه اینه که تغییرات از دل سنت ها بیرون میان و چیزی جدای از اونا نیستن!میدونین دارم راجع به چی حرف میزنم؟ مثلا ممکنه سنتی عجیب تو یه جزیره دور افتاده بزرگترین تغییر مالی قرن اخیر را رقم بزنه!میخوام در رابطه با یه جزیره صحبت کنم که وقتی اروپایی ها برای اولین بار به اون راه پیدا کردن اولین چیزی که متوجه اون شدن سیاست پولی عجیب اون جزیره بود!مگه سیاستشون چی بود؟ اونا به جای طلا و و پول و... که همه جای دنیا ارزش داشتن یه نوع سنگ آهک را به عنوان پول انتخاب کرده بودن(چون به دست اوردنش تو اون منطقه سخت بود و...) ولی جابه جایی این سنگ ها خیلی سخت بود بنابراین اونا را تو یه جایی نگه می‌داشتند و نکته جالب این یود که نه سندی در کار بود نه کاغذی! اینکه این سنگ برای کیه را نظر اکثریت مشخص میکرد! یعنی اگر اکثریت میگفتن سنگ برای فلانیه پس سنگ برای فلانی میشداگر در یک رد و بدل پولی اکثریت افراد تایید میکردن که این مبلغ از شخص اول به شخص دوم رفته transaction صورت میگرفت و شخص دوم صاحب سنگ میشد!یه بار یه سنگی هنگام انتقال قل خورد افتاد تو دریا! مردم اومدن پیش روسای قبیله و شرح موقعیت کردن و روسا هم گفتن که اون شخص همچنان صاحب اون سنگمگه فرقی میکنه که تو دریا باشه یا تو غار؟ ما همه میدونیم یه همچین سنگی تو دریا هست! پس اعتبار داره....این سیستم شما را یاد چی انداخت؟منو که یاد ارز دیجیتال انداختهمه میدونیم که اعتبار اینکه یه رمزارز برای کسی هست یا نه اینه که چند تا نود تو شکبه اونو تایید کنناگر تو شبکه قراره transaction صورت بگیره باید چند تا نود تایید کنن تا مبلغ مورد از از فرد الف به فرد ب منتقل بشهولی خب سوال اینجاستآیا واقعا رمزارز انقلاب مالی قرن اخیر بوده؟ منظورم اینه آیا میتونیم اونو به عنوان یه انقلاب در نظر بگیریم؟</description>
                <category>محمدرضا آقاجانی</category>
                <author>محمدرضا آقاجانی</author>
                <pubDate>Sun, 18 Jun 2023 21:13:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تراژدی حزب اللهی بودن!</title>
                <link>https://virgool.io/@mralgorithm/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%98%D8%AF%DB%8C-%D8%AD%D8%B2%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-p53bu2q9xkon</link>
                <description>فحش اگر بدهند آزادی بیان استجواب اگر بدهی بی فرهنگی!سوالی اگر بکنند آزاد اندیشند،سوال اگر بکنی تفتیش عقاید!مسخره ات بکنند انتقاد است...جواب اگر بدهی بی جنبه ای!!اگر تهدیدت کنند دفاع کرده اند.اگر از عقایدت دفاع کنی خشونت طلبی!حزب اللهی بودن را با همه تراژدی هایش دوست دارم....شهید آوینی.</description>
                <category>محمدرضا آقاجانی</category>
                <author>محمدرضا آقاجانی</author>
                <pubDate>Tue, 08 Nov 2022 15:14:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انواع حکومت از نگاه ارسطو</title>
                <link>https://virgool.io/@mralgorithm/%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%B7%D9%88-aslokhqi3ifc</link>
                <description>حکومت ها انواع مختلفی دارن از پادشاهی تا دموکراسی و... تو این مطلب به زبان ساده تفاوت آنها را خواهیم گفتاز دیدگاه ارسطو جکومت ها انواع زیر را دارنحکومتی که صلاح عموم را در نظر داشته باشد،اگر به دست یک تن اعمال شود،حکومت پادشاهی نام دارد.اگر به دست گروهی از مردم اعمال شود، آریستوکراسی خوانده میشود و اما حکومتی که پروای خیر و صلاح همگان را دارد و به دست اکثریت اداره میشود، دارای همان نامی است که عنوان مشترک همه انواع حکومت است یعنی پولیتی(جمهوری)ارسطو متقابلا به بیان سه نوع نادرست حکومت، یعنی حکومت استبدادی،الیگارشی و دموکراسی میپردازید و میگوید این سه نوع حکومت از انحراف سه نوع حکومت درست(پادشاهی،آریستوکراسی و جمهوری) به وجود آمدند.در این صورت است که حکومت پادشاهی به حکومت استبدادی،حکومت اریستوکراسی به حکومت الیگارشی و حکومت جمهوری به حکومت دموکراسی مبدل میگردد.حکومت جمهوری اسلامی یعنی چه؟با توجه به تعریف بالا حکومت جمهوری اسلامی یعنی حکومتی که صلاح عموم مردم را در نظر دارد و توسط اکثریت مردم اداره میشود + قوانین آن طبق قوانین اسلامی نگاشته شده است.چرا جمهوری «اسلامی»؟تو اینجا سوالم بیشتر در رابطه با اسلامی بوددن است تا جمهوری بودن! ما معتقد هستیم خداوند جهان را در نظم افرید به طوری که از ریز ترین چیز عالم مثل اتم تا بزگرگترین چیز عالم مثل کیهان در نظم است. شما اگر به طبیعت و شبانه روز نگاه کنید چیزی جز نظم نمیبینید! و جالب این جاست هر جایی در این نظم انسان وارد شده نظم را بهم ریخته و طبیعت را آلوده کرده که هم خود و هم دیگر موجودات را در این آلودگی اسیر کرده است.در واقع خدایی که برای طبیعت نظم قرار داده برای انسان و جامعه هم نظم قرار داده! این نظم در قالب احکام به شکل دین برای انسان فرستاده شده ولی از آنجایی که انسان مختار به انتخاب است معمولا پی حوس ها و طمع های خود رفته تا نظم جهانی! از این رو در نظام جمهوری اسلامی «احام اسلام» را نیز در قانون گذاری مد نظر قرار دادند تا انسان به آن نظمی که انتظارش را میکشید نزدیک شود.آیا الان در نظم جهانی به سر میبریم؟اگر یک نگاهی به اطراف و به آرمان های وسیع جمهوری اسلامی بندازیم میبینیم که هنوز بسیار راه دارد تا به آن ارمان برسد. اگر به عقب و گذشته نگاه کنیم میبنیم راه زیادی را هم پیموده! شاید گاهی تند و گاهی آهسته پیش رفتیم ولی برخلاف بقیه انقاب ها از مسیر خود منحرف نشدیم! جان دادیم،آرمان ندادیم. سختی کشیدیم ولی رها نکردیم. رسیدن به قله اصلا ساده نیست اگه بود الان همه ام یکبار اورست را فتح کرده بودیم! ولی نشدنی هم نیست همونطور که عده به قبلا به قله رسیدن...پس با هم پیش به سوی آزادی! آزادی از بند جهالت انسان که هم خودش را و هم طبیعت را به نابودی کشانده...</description>
                <category>محمدرضا آقاجانی</category>
                <author>محمدرضا آقاجانی</author>
                <pubDate>Thu, 03 Nov 2022 15:59:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بی‌کارآفرین</title>
                <link>https://virgool.io/@mralgorithm/%D8%A8%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-yv2tuyrwcgz6</link>
                <description>کتابی میخوندم به اسم نفحات نفت در رابطه با اقتصاد نفتی ایران! به شدت کتاب انتقادی هست و گرچه قسمت های طنزی هم داره که مثال این شعر «خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است» هست!یه قسمتی از کتاب «قانان» نام گذاری شده و به بحث قانون میپردازه. قانون وظیفه اش سهولت در کار است و اگر قانونی درست وضع شده باشه باید نتیجش سهولت در کار باشه! مثلا قانون کار... کسانی که قانون کار را تصویب کردن شامل هیتی از حقوقدانان،حزب کارگر و... بودن و مورد مشترک همه اینها این بود که هیچ کدوم سابقه تولیدی نداشتن!و قانونی که نوشتن اینقدر به حقوق کارگر پرداخت که عملا از حقوق کارفرما زد و فرهنگی ساخته شده که در آن کارفرما یعنی ظالم! کارفرما یعنی مال مردم خور! و همین امر باعث شد بخش خصوصی نسبت به سرمایه گذاری در کارهای مولد به علت مشکلاتی که قانون براش ایجاد میکرد منصرف شد و یه عده پولاشون را مملکت خارج کردن و یه عده هم که پولاشون مونده بود روی زمین و ساختمان سرمایه گذاری کردن!و همین امر باعث افزایش بیکاری و کم شدن کارخانه ها و افزایش کارهای از زیر قانون در رو شد! مثلا کارگاه های خانگی راه اتفاد به صورتی که شامل قانون کار نباشه و قرارداد های ۹۰ روزه که باز هم شامل قانون کار نباشه!اینجاست که نویسنده میگه قانون کار به جای اینکه کارآفرین باشه بیکار آفرینه! نویسنده در جایی دیگه تعریف میکرد:یک رفیقی داشتم که ذاتش صنعتگر بود. چیزهایی میساخت که کلا تو کشور نبود . از سیب زمینی پوست کن گرفته تا شمارنده دیجیتال ماهی های پرورشی!این اواخر یک کارگاهی راه انداخته بود یک قراردادی حقوقی سفت سختی هم بسته بود که سر زمان مشخص کار را تحویل بده و هر روز دیکرد فلان قدر جریمه و...زمان تحویل را گذاشته بودند ۱۰ روز بعد از عید فطر. هنگان عید دیدمش شاید و خندان و قدح باده به دست! خون میگریست از شدت بیچارگی!فهمیدم کارگاهی اجاره کرده بود و طبق یک زمانبندی بسیار منظم برنامه ریخته بود. تا دقیقا روز دهم بعد از عید کار را تمام کند.عید فطر هم آن سال یا دوشنبه می افتاد یا سه شنبه! پس متغیر دوشنبه  سه شنبه را هم در برنامه حساب کرده بود ولی شب عید بالاترین مقام اجرایی کشور به مردم عیدی داده بود و تا آخر هفته را تعطیل کرده بود!خب که چه؟ اینکه اتفاق عجیبی نیست! اصلا بد نیست! دست بالا دستگاه های خودپرداز بانک ها پول کم می آورند- که آوردند- مردم هم که اهل برنامه ریزی طولانی مدت نیستند! تهرانی باشند دست زن و بچه را میگیرند میروند شاه عبدالعظیم. شهرستانی ها هم دور و بر امام زاده ای پیدا میشود دیگر! تن کارمندان دولت هم بادی میخورد و سبک میشوند! اصلا به کسی چه ربطی دارد؟ دولت نفت دارد دلش می خواهد به کارمندانش مرخصی بدهد!واقعا اتفاق بدی نبود. بگذارید این اتفاق را از نگاه کارآفرین ببینیم.این کارآفرین برای اجاره این پروژه سوله ای را اجاره کرده است از یک مالک. آیا مالک ضرر میکند؟ بهه هیچ عنوان! همه روزها هم تعطیل شوند. در نگاه خرد مالک ضرر نمیکند!رفیق کارآفرین من مهندسی است اهل ذوق و ابداع! بنابراین وسایل سنگین کارگاهی هم ندارد! بنابراین لوازم را هم اجاره کرده! این تعطیلی به صاحب این دستگاه ها آیا ضرری رسانده؟ خیر حتی باعث سودش هم هست. چون دستگاه ها بدون استفاده آنجا مانده و ایشون هم کرایه اش را میگیره... البته در نگاه خردرفیق کارآفرین من، چند دسیار فنی و چند کارگر فنی هم دارد. کارگر فنی حاضر نیست روزمزد کارکند و در طول پروژه حقوق ماهیانه میگیرد. رفیق من با موبایل اعتباری برو بچ تماس میگیردو میگوید: سه روز کارگاه را باز بزاریم تا قرارداد به تاخ.... ریاد میکشند که مهندس رئیس جمهور مرخصی داده. تو کوتاه نمیای؟یک تصمیم دولتی یا به عبارت بهتر سه لتی! فقط باعث سه روز تاخیر در قرارداد نمیشود! باعث میشود رفیق من، رنگ اولیه قبل از سیلر و کیلر بدنه ی چوبی دستگاه ها را تجدید کند.و اینگونه دو روز دیگر هم برای رنگ نهایی عقب بیفتد. کوره حرارتی را خاموش کند که روشن کردنش و به دما رساندنش ۱ روز زمان ببرد. خط را متوقف کند و استارت دوباره خط دو روز زمان بگیرد....اما از همه اینها حتی سفارش دهنده هم ضرر نمیکند. او هم یک قرار سفت و سخت دارد که دیرکرد را به ازای هر روز خواهد گرفت!هیچ کس در این تعطیلی ها ضرر نمیکند! نه کارمندان دولت، نه سفارش دهندگان بخش خصوصی، نه بسیاری از دست اندرکاران تولید. فقط یک نفر ضرر میکند آن هم کسی نیست جز کارآفرین... رفیق مهندس اهل ابداع من!تنها مولد این چرخه!و چقدر تلخ است این داستان...اگر از این پست خوشتون اومد پیشنهاد میکنم پست های زیر را هم مطالعه کنید: https://vrgl.ir/9eflj  https://vrgl.ir/Lfcr9 </description>
                <category>محمدرضا آقاجانی</category>
                <author>محمدرضا آقاجانی</author>
                <pubDate>Wed, 02 Nov 2022 00:09:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برو بالا</title>
                <link>https://virgool.io/@mralgorithm/%D8%A8%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7-hh4y8rf7trqq</link>
                <description>یک شعر طنز از مسلم حسن شاهی نسبت به برخی مسئولین....ملایم، دنده سنگین، با همین سرعت برو بالابگیر از دیگران انگیزه سبقت، برو بالابرای آنکه با ما فرق های عمده ای داریهمیشه طبق قانون، خارج از نوبت برو بالابیا و مثل آدم از خر شیطان بیا پایینبدون نردبان از خانه ملت برو بالازمانش را نپرس از من، نمی دانم دقیقا کی!فقط آماده شو، در اولین فرصت برو بالامهم این است رای اکثریت را بقاپانیولو با زور و با قدرت، به هر قیمت برو بالاحریفت را همان اول به کلی ضربه فنی کنشبیه مار و پله، با دوتا حرکت برو بالاتوجه کن که با دقت خیانت را بیاموزینخستین پله را با وعده خدمت برو بالااز این پایین نشستن ها بخاری برنمی خیزددگر افتادگی کافی ست، یک مدت برو بالاچرا این آخر پیری جهان را سخت می گیری؟سوار پله برقی شو و راحت برو بالاشما که آخر مجلس نشستی! با شما هستم!جسارت می شود، برخیز بی زحمت برو بالاتعهدها، تخصص ها، برای دیگران شرط استتو تا عرش خدا با مدرک نهضت برو بالابرای رفع بیماری مردم نسخه می پیچی؟اگر مردی فقط یک بار از این شربت برو بالابرو بالا... برو بالا... برو بالا و بالاتربه هرحال از تو حرکت از خدا برکت، برو بالا</description>
                <category>محمدرضا آقاجانی</category>
                <author>محمدرضا آقاجانی</author>
                <pubDate>Tue, 01 Nov 2022 23:30:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میخواهند ما فقیر باشیم.</title>
                <link>https://virgool.io/@mralgorithm/%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%AF-%D9%85%D8%A7-%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-vztu7cpnozg9</link>
                <description>یک سری داستان ها در رباطه با پول و ثروت وجود دارن که حتما یکیش را شما هم شنیدید! قصد دارم تو این مطلب یکی از اونا را مطرح کنم اخرم نظراتی در رابطه با داستان بدم! داستان از این قراره:یک تاجر آمریکایی نزدیک یک روستای مکزیکی ایستاده بود.در همان موقع یک قایق کوچک ماهی گیی رد میشد که داخلش چند ماهی بود.تاجر از ماهی گیر پرسید چقدر طول کشید این چند ماهی را بگیریماهیگیر گفت: مدت کمی!+: چرا بیشتر صبر نکردی تا ماهی بیشتری بگیری؟−: چون همین تعداد برای سیر کردن خانواده ام کافی است!+: اما بقیه وقتت را چکار میکنی؟−:تا دیر وقت میخوابم، کمی ماهیگیری میکنم، با بچه ها بازی میکنم و بعد میرم توی دهکده با دوستانم گیر میزنیم و خوش میگذرانیم! +من تو هاروارد درس خودنم اگه بیشتر ماهیگیری کنی میتونم کمک کنم بیشتر پول در بیاری و این قایق کوچیک را تبدیل به یه قایق بزرگ کنی و بعد چند تا قایق بخری و بعد ماهی بیشتری بگیری و پول بیشتر در بیاری!−خب! بعدش چی؟+به جای اینکه ماهی را به واسطه بفروشی مستقیم به مشتری و مفروشی و برای خودت کاروبار درست میکنی و بعدش هم میتونی حتی یک کارخانه راه بندازی و فقط نظارت کنی و این دهکده کوچیک را رها میکنی میری مکزیکوسیتی خانه میگیری و بعدش هم لس آنجلس و بعد هم نیویورک! اونجاست که دست به کارهای مهمتری میزنی! −: اینکار چقدر طول میکشه؟+:۲۰ تا ۲۵ سال−: اما بعدش چی آقا؟+: بهترین قسمت همینه. در یک فرصت منسا سهام شرکت را به قیمت بالایی میفروشی و بعد با اینکار میلیون ها دلار گیرت میاد!−:میلیون ها دلار؟ خب بعدش چی؟+اون وقت بازنشسته میشی و میری یک دهکده ساحلی کوچیک! جایی که میتونی تا دیر وقت بخوابی! یکم ماهیگیری کنی و با بچه ها بازی کنی و بعد هم بری توی دهکده با دوستات گیتار بزنی!−:من همین الان هم دارم اینکار را میکنم!این داستان میخواد چی بگه؟ایا میخواد بگه که مسیر پول دراوردن طولانی و سخته؟ یا مثلا ثروتمندان ادمای طمعکاری هستن و اخرش میرسن به جایی که یه ادم معمولی هست؟در واقع ان تاجر تا الان هم داشت ادرس اشتباه به ماهیگیر میداد! با معیار هایی که تاجر گفت اون فرد با معیار های زندگی خودش میتواند ثروتمند باشد و این تاجر با میلیون ها دلار پول ثروتمند نباشد! در واقع اگر کسی کسب و کاری را راه بندازه که اخر عمری کمی خوش بگذرونه هم هدفش اشتباهه و هم راهش! از قدیم گفتن از مسیر لذت ببر! یعنی در مسیر کارآفرینی تا اخر عمر هیچ لذتی نیست؟اما ماجرا از این هم پیچیده تر میشود! آیا ماهیگیری مکزیکی میخواهد تا اخر عمرش تا دیروقت بخوابد و ماهی بگیرد و خوش باشد و گیتار بزند؟ یک سفر نمیخواهد برود؟ عروسی برای فرزندانش ندارد؟ یک لباسی چیز نمیخواهد بخرد؟ ماشینی که بخواهد سوارش شود؟ قایقش تعمیرات ندارد؟ اصلا ایا همیشه ماهی هست؟ اگر زلزله یا طوفان بیاید؟ اگر اب دریاچه خشک شود؟ و اگر های دیگر!!جهان مدام در حال تغییر است. یا خودمان، خودمان را با شرایط وفق میدهیم یا دنیا یه جوری وفقمان میدهد که نمیفهمیم چطور وفق دنیا شدیم!شما فکر میکنید طوفان های مالی گریبان مدیران و روسا و اعضای هیئت مدیره شرکت را میگیرند؟ اغلب خیر! ولی قطعا گریبان گیر کارمندان و کارگران زحمتکش خواهد شد!نشان به آن نشان که آیا تا حالا یک اعتراض به وضعیت بد اقتصادی توسط مدیران شرکت ها و موسسان شرکت ها در دنیا دیده اید که از وضعیت بد معیشتیشان به خیابان امده باشند؟اگر بخواهیم طبق تئوری توطئه بگیم، اصلا همه این داستانا کار خودشونه! کسانی که در دنیا نبض بازهای مالی را در دست دارن و این داستان هار را سر هم میکنن که من و شما به فکر پولدار شدن نباشیم کلا! بگیم اره اون بدبختو نگاه! این همه زحمت میکشه اخرش برسه به من! اگر از این مطلب خوشتون اومد پیشنهاد میکنم مطالب زیر را هم بخونید: https://vrgl.ir/nLgsx  https://vrgl.ir/9eflj  https://vrgl.ir/a0eul  https://vrgl.ir/hZBgw  https://vrgl.ir/f3HNi برداشت هایی از کتاب «زندگینامه جذاب ۲۱ + ۵ کارآفرین ایرانی»</description>
                <category>محمدرضا آقاجانی</category>
                <author>محمدرضا آقاجانی</author>
                <pubDate>Tue, 01 Nov 2022 17:55:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما آزاد هستیم</title>
                <link>https://virgool.io/@mralgorithm/%D9%85%D8%A7-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%85-vhpds83h9gta</link>
                <description>خداوند انسان را با اراده آزاد آفرید... ما مختار به انتخابیم و در واقع دائما در حال انتخاب هستیم.انسان در تنهایی چند قانون ساده دارد:به خودت صدمه نزنتلاش کن زنده بمونی!همیشه به پیشرفت فکر کنو نیاز های خودت را رفع کن... آزادی به هر شکلی که میخوای زندگی کنی! هر طور میخوای زنده بمونی و هر طور میخوای و نیاز داری نیازهاتو رفع کنی! چون خودتی و خودت....ولی صبر کن! وقتی انسان های دیگه هم به میان اومدن اوضاع یکم فرق کرد! بحث حقوق اینجا به میون اومد. و چند قانون به قوانین بالا اضافه شد و قوانین هم یک تغییر کوچک کردبه خودت و «دیگران» صدمه نزنسعی کن زنده بمونی و به «دیگران» هم اگر در توان داشتی کمک کن زنده بموننهمیشه به پیشرفت خودت و به پیشرفت دیگران فکر کننیاز های خودت را رفع کن بدون اینکه باعث ایجاد دردسر برای دیگران بشی!همه جوامع در پی آرامش هستن و این قوانین یه جورایی ساده شده تمام قوانین دنیا میشن! حالا چند تا کمتر یا بیشتر! موضوع مهم اینه که وقتی وارد جامعه میشی و پای جامعه و افراد دیگه وسط میاد یکم اوضاع قوانین فرق میکنه! اینجاست که تو اگه تو خونه خودت هم اقدام به کاری کنه که به جامعه صدمه بزنه، جامعه تو رو محکوم میکنه! مثلا من تو خونه خودم اقدام به تهیه و پخش مواد مخدر کنم! بگم خونه خودمه اینم مال خودمه هر کاری بخوام باهاش میکنم! ولی این نیست! این مواد مخدر باعث افزایش اعتیاد در جامعه میشه و جامعه را به خطر میندازه.بدن خودمه دوست دارم مشروب بخورم. ماشین خودمه دوست دارم برونم! این حتی تو کشورهایی که مشروبات آزاده هم قفله! چرا؟ چون به جامعه صدمه میزنه.بدون هوشیاری رانندگی کردن ممکنه کسی را به کشتن بده! به فرض بدن خودته(که تازه همین هم طبق قوانین ساده اولیه نباید به خودت صدمه بزنی!) ولی وقتی میای تو جامعه با عقلی که تحت تاثیر مواد هوشیاری نداره و ممکن کاری کنه که افراد دیگه به خطر بیفتن اگر در اون حال دستگیر بشی محکومی!جالب اینه صدمه زدن به خود هم یه جورایی بار اضافی برای جامعه هست! کسی که سلامتی خودش را با کارهایی که انجام میده به خطر میندازه و دیگه نمیتونه از پس خودش بر بیاد به نوعی به جامعه ضربه زده! ولی خب جامعه هم موظفه به این افراد کمک کنه(طبق قوانین نیاز های خودتو رفع کن و سعی کن نیازهای بقیه هم رفع کنی!)اینجاست که هر کاری که خودمون میخوایم انجام بدیم را نباید حق خودمون بدونیم و باید ببینیم که این خواسته ای که ما اسمش را حق گذاشتیم آیا به کسی ضربه میزنه؟و حقیقت اینه که گاهی این زنجیره اونقدر بزرگه که از توان ما خارجه بخوام بررسی کنیم کدوم خواسته ما به جامعه و دیگران صدمه میزنه و کدوم نه! چه حکمی برای کجا خوبه که هم بازدارنده باشه و هم بیش از حق طرف نباشه(یعنی حتی به مجرم هم ظلم نشه!) و اینجاست که به این سوال اساسی میرسیم.آیا بهتر نیست تمام این بررسی ها را به یک نفر دیگه بسپریم و خودمون طبق این قوانین راحت زندگی کنیم؟ کسی که همه چیز را میدونه. کسی که من و شما و تمام جهان را میشناسه چون تمامش را خودش آفریده و از تمام روابط آگاهه؟ کسی که اونقدر مهربان هست که حکمی که میده حواسش باشه به کسی ظلم نشه؟ کسی که وقتی قانونی میزاره به نفع گروه خاصی نباشه و همه در نظرش برابر باشن!آیا انسان میتونه این وظیفه خطیر را انجام بده؟ اگر میتونست تو این چند میلیون سالی که روی زمین بود انجام میداد! حتی وقتی حکم خدا را میدید، عده ای پیدا میشدند که خواسته خودشون را بالاتر از حکم خدا ببینن و برای رسیدن به خواسته ناحقشون جنگ های بیشماری را راه انداختن! اگه انسان میتونست تا الان یه راهی پیدا میکرد و به جای اینکه هر روز یک «ایست» جدید مثل مارکسیست، کمونیست، و... به وجود بیاره الان باید همگی تو صلح و آرامش به سر میبردیم و هر روز نگران یه جنگ جدید نبودیم!خیلی حرفا میشد گفت که جاش تو این مطلب نیست و خیلی طولانی تر حوصله شما میشه! پس بهتره همینجا متنو تموم کنیم:(تشکر میکنم تا آخر مطلب را مطالعه کردین و ممنون از وقتی که برای این پست گذاشتیداگر از این مطلب خوشتون اومد پیشنهاد میکنم مطالب دیگه را هم مطالعه کنید: https://vrgl.ir/Lfcr9  https://vrgl.ir/FmLp0  https://vrgl.ir/2iuZB  https://vrgl.ir/nKAAi  https://vrgl.ir/f3HNi </description>
                <category>محمدرضا آقاجانی</category>
                <author>محمدرضا آقاجانی</author>
                <pubDate>Mon, 31 Oct 2022 18:30:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از کجا سرور بخریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mralgorithm/%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%B3%D8%B1%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%AE%DB%8C%D8%B1%D9%85-ualfdu8cvari</link>
                <description>الان که دارم این نوشته را مینویسم در حال تجربه بدترین تجربه کار با یک هاستینگ و سرور مجازی هستم! تا حالا با هاستینگ های زیادی کار کردم و از بد ماجرا گیر این هاست افتادم که مشتری بدون هماهنگی با برنامه نویس اقدام به تهیه سرور کرده!بزارید اول از هاستینگ های خوب شروع کنیم.پارس پک: نظرات متفاوتی در رابطه با پارس پک وجود داره ولی من به شخصه با رابط کاربری و خدمات سرور مجازی پارس پک راضی بودم. به علاوه کیفیت و سرعت پشتیبانی بسیار عالی بود!وب داده: برای تهیه هاست لاراول از وب داده استفاده کنم. هاست اشتراکی مقرون به صرفه که قابلیت نصب لاراول هم داره! چون لاراول به دسترسی های خاصی نیاز داره همه هاستینگ ها در پلن هاست اشتراکی خودشون این دسترسی ها را نمیدن. پشتیبانی زیر ۶ ساعت جواب میدن.ایران سرور: یکم قیمت بالایی دارن ولی از نظرکیفیت و پشتیبانی عالی هستن.و اما اونی که الان خودم دارم باهاش کار میکنم!بربید سرور: چزی که الان دارم باهاش کار میکنم! اولین مشکل با بخش پشتیبانی سایت هست. شما که درخواست پشتیبانی میدید یک متن بلد بالا میفرسته که هیچ ربطی به جواب نداره و دو ساعت باید داخل متن دنبال جواب باشی(در واقع به خاطر اینکه کار خودشون را راحت کنن یک متن پیشفرض اماده کردن و همراه هر جواب میفرستن! مثلا سیستم عامل را دوباره نصب کنید! و...) و حالا شانس بیاری جواب داده باشن. اغلب میگن برو واتساپ پیام بده پشتبانی! بعد با این مشکل قطعی واستاپ نبود vpn دو ساعت کانکت میشیم به واستاپ یه پیام میدیم. سه ساعت بعدش پشتیبانی جواب میده تازه!علاوه بر این سرعت سرورهاشون به شدت پایین اومده به شکلی که حتی سایت خودشون هم چند دقیقه زمان میبره لود بشه! و نمیدونم چرا دسترسی ssh مدام قطع میشه! داری تایپ میکنی یه دفعه میبینی دسترسی ssh قطع شد باید از دوباره لاگین کنی.علاوه بر این پنل کاربری خود سایت هم بالا نمیاد! از دیروز در تلاشم برم پنل با خطای this site can&#x27;t be reached مواجه میشم و کلا پنل را هم بالا نمیارهخلاصه که گیر افتادیم جایی که نباید یک پکیج میخوام نصب کنم ۱۰ بار ssh قطع میشه و از دوباره لاگین میکنم و روز از نو روزی از نو!شما از چه هاستینگی استفاده میکنید؟ کدوم خوبه؟ کدوم اذیت میکنه؟ ممنون میشم نظرات خودتون را هم بگین تا بقیه هم استفاده کنن.اگر از این مطلب خوشتون اومد پیشنهاد میکنم مطالب زیر را هم مطالعه کنید: https://vrgl.ir/Lfcr9  https://vrgl.ir/a0eul  https://vrgl.ir/nLgsx  https://vrgl.ir/aLH2W  https://vrgl.ir/9eflj  https://vrgl.ir/hZBgw  https://vrgl.ir/f3HNi </description>
                <category>محمدرضا آقاجانی</category>
                <author>محمدرضا آقاجانی</author>
                <pubDate>Mon, 31 Oct 2022 13:02:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان جالب از تغییر نام یک شرکت</title>
                <link>https://virgool.io/@mralgorithm/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D9%85-%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-mxuod5h8f8jy</link>
                <description>امروز داشتم کتاب «زندگی نامه جذاب ۲۱ + ۵ کارآفرین» که در رابطه با میلیادر های خود ساخته ایرانی هست را میخوندم سیدم به زندگی نامه آقای شهرام فخار موسس رستوران های زنجیره ای پدر خوبداستان نامگذاری رستوران به نظرم جالب بود و گفتم برای شما هم تعریف کنمآقای فخار بسیار به فیلم پدرخوانده (god father)علاقه داشتند و بخاطر این علاقه اول اسم رستوران ها را god father میزارن. چند سالی با این اسم فعالیت کردند تا اینکه مشتری ها زیاد شدن و شش شعبه دیگه با این اسم راه انداختن. ولی یک روز یک نامه میاد روی میزشون! یک شکایت نامه از طرف شرکت «پارمونت پیکچرز».این شرکت در کل دنیا اسم god father را ثبت کرده بود تنها چند کشور باقی مونده بود که ایران هم یکی از آن کشور ها بود!به محض اینکه متوجه شده بودند در ایران یک نفر این نام را ثبت کرده از ایشان شکایت کرده بودن تا ثبت را باطل کنن.در روز دادگاه ۳ نفر از فرانسه، سه نفر از آمریکا و ۱ نفر وکیل ایرانی حضور داشت و آقای فخار گفتن کسب و کار من مربوط به رستوران و با سینما کاری نداره و... ولی در نهایت تصمیم به تغییر نام میگیرند و نام رستوران را از «god father» با اضافه کردن یک «o» به «good father» یا همان پدر خوب تغییر میدهند!این کسب و کار الان جزو رستوران های بین المللی با شعبه هایی در ترکیه،آلمان و هلند و... است و چند صد شعبه هم داخل ایران دارند. اگر از این مطلب خوشتان امد پیشنهاد میکنم مطالب زیر را هم مطالعه کنید https://vrgl.ir/Lfcr9  https://vrgl.ir/aLH2W  https://vrgl.ir/hZBgw  https://vrgl.ir/f3HNi  https://vrgl.ir/9eflj </description>
                <category>محمدرضا آقاجانی</category>
                <author>محمدرضا آقاجانی</author>
                <pubDate>Sun, 30 Oct 2022 23:04:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جمهوری اسلامی چه دفاعی در مورد مسئله زنان دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mralgorithm/%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%DA%86%D9%87-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-f0p8xey98e9b</link>
                <description>حالا که بحث حقوق زنان داغ و این روز ها زیاد میشنویم گفتم یک کیبورد آزاد بزاریم و نظراتمون رو بگیم«در سال های اوایل انقلاب مرتب به دانشگاه ها میرفتم و سخنرانی میکردم و دانشجوها سوال میپرسیدند جواب میدادیم. یکی از دانشجو ها پرسید که شما در مورد مسئله زن چه دفاعی دارید؟ جهموری اسلامی چه دفاعی دارد؟ بنده گفتم ما هیچ دفاعی نداریم! ما حمله داریم! ما مدعی هستیم! اونا باید جواب بدن...»حقیقتا این جمله منو به فکر فرو برد! کسانی که پایمال کنندگان حقوق زنان هستند حالا مدعی حقوق نان هم شدند! تا حالا به تاریخ حقوق زنان در اروپا دقت کردید؟ تا قبل از انقلاب صنعتی در اروپا زنان نقش اجتماعی چندانی نداشتن و از حقوق بالایی برخوردار نبودند در اصل تحقیر کردن زنان در اروپا تا همین ۲۰۰ سال پیش هم امری طبیعی بود.نمونه هایی از این رفتار ها وجود دارند که حتی امکان نوشتن در اینجا را هم ندارند و جالب این است که در همان زمان در ایران زنان از حقوق اجتماعی عالی برخوردار بودند. نمونه هایی از رفتار های دور از انسانیت ان زمان با زنان:برای زنان پر حرف یک «دهان بند» به نام «افسار زن بد دهان» ساخته بودن که جلوی دهان زن بسته میشد و یک تیغه فلزی به داخل دهان میرفت و زبان را نگه میداشت تا زبان تکان نخورد و حتی بعضی از تیغه را تیز طراحی میکردند که اگر زن تلاش برای حرف زدن کرد زبانش بریده شود!اگر قرار گرفتن این دهان بند بر روی سر به اندازه کافی تحقیر آمیز نبود مرد یک بند به آن متصل کرده و زن را به پیاده روهای شرمساری میفرستاد و دیگران را تشویق میکرد تا به همسرش توهین کنند و یا آب دهان به وی بیندازند!ولی از همان اول در ایران حرمت زنان بسیار بالا بود! مثلا در دوران جنگ تا همین الان شعار مردان ایران هست« صد پسر در خون بغلتد، گم نگردد دختری»داستان از اینجا شروع شد که فردای سقوط خرمشهر بعثی ها جسد عریان و بی جان دختری را بر تیرکی کنار کارون بستند. سه شهید دادیم تا فقط جسد پایین بیاید و با احترام دفن شود. این رفتار تو ایران به نام غیرت شناخته شده و همین اخلاق عمرا به یک مرد ایرانی اجاره بدهد تا همسر خود را در خیابان ها بگرداند و بقیه را تشویق کند که بهش توهین کنن!این دهان بندها و این رفتار ها تا ۱۸۰۰ میلادی در المان رواج داشته!همین الان هم این ابزار در موزه های اروپا قابل مشاهده هست.این رفتار ها با اومدن انقلاب صنعتی کم شد و به زنان حقوق اجتماعی بیشتری تعلق گرفت مثلا اینکه زنان تونستن در کنار مردان برن سر کار! بعد از انقلاب صنعتی کارخانه ها به شدت رشد کردن و نیروی کار کم اومد به علاوه با تولید اون همه محصول تو زمینه فروش هم به مشکل خوردند و راه حل را در استفاده از نیمی دیگر از جمعیت(بانوان) دیدن!در واقع اینجا بود که به خاطر کسب درامد بیشتر اجازه فعالیت به زنان داده شدعلاوه بر این حجاب را از سر زنان برداشتند و از انان برای فروش وسایل استفاده کردند! چونکه مردان حرف زنان بخصوص زنان بی حجاب را بهتر گوش میدادن و محصولات این کارخانه ها هم بهتر فروش میرفت!ولی در ایران به این صورت نیست( حداقل نبوده!) زن را وسیله ای برای تبلیغ کالا یا تولید بیشتر با هزینه کمتر نمیدیدن. البته الان با روی کار اومدن همون ترفند ها در ایران شاهد این رفتار ها هستیم که برای خود من ناراحت کننده هست.در اسلام از حقوق زنان بسیار گفته شده. مثلا اینکه بهشت زیر پای مادران است و نگه داشتن احترام پدر و مادر حتی اگر بی احترامی هم بکنند از واجبات است ولی همین الان طبق تفکرات غربی که در یک برنامه در شبکه منو تو پخش میکرد کی گفته مادر مقدسه؟/را به مادرت جواب دادی؟ چرا به حرفش گوش نکردی و... کانون خانواده چیزی که در اروپا و غرب داره متزلزل میشه و ایا این جزو حقوق زنان یا حتی حقوق مردان نیست که خانواده ای مستحکم داشته باشن؟لینک این کلیپ را در اخر مطلب قرار دادم تا اگر خواستید مشاهده کنید.حالا که بحث بنیان خانواده در امریکا افتاد یاد این خاطره از جکی چان افتادم. یک کلیپی از جکی چان دیدم که تعریف میکرد از چین رفته بود امریکا خونه پسرش و میگفت قشنگ با احترام دستامو گذاشتم روی هم به شیوه چینی(که احتمالا همه دیدیم دستارو به نشانه احترام به هم میچسبونن و کمی خم میشن و ادای احترام میکنن) به پسرم سلام کردم و ازش پرسیدم اوضاع اینجا خوب است اونم دستاشو به صورت شلنگ تخته ای اینور اونور پرتاب کرد(تو بازی gta و فیلم های امریکایی ه احتمالا با این نوع صحبت با دست اشنایی داشته باشید.) این نوع پرتاب ها هم سلام بود هم جواب سوال من. و میگفت که پسرم اینجا کلا از فرهنگ چینی فاصله گرفته بود.خوشحالم که تا اینجا مطلب را دنبال کردید. امیدوارم خوشتون اومده باشهپیوست:شبکه من و تو و تفکرش درباره مادر: https://www.aparat.com/v/iEkIY/%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87_%D9%85%D9%86%D9%88_%D8%AA%D9%88_%D9%88_%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1%D8%B4_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1 اگر از این مطلب خوشتان اومد پیشنهاد میکنم مطالب زیر را هم مطالعه کنید: https://vrgl.ir/FmLp0  https://vrgl.ir/ruvQH </description>
                <category>محمدرضا آقاجانی</category>
                <author>محمدرضا آقاجانی</author>
                <pubDate>Sun, 30 Oct 2022 16:25:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قدرت رسانه</title>
                <link>https://virgool.io/@mralgorithm/%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-cm5b89q0yinu</link>
                <description>همگی ما از قدرت رسانه و توانایی که رسانه ها دارن شنیدیم امروز میخوایم این قدرت را یکمی با هم بررسی کنیم.رسانه ها امروزه تاثیر زیادی در زندگی ما دارن که هیچ کس نمیتونه این تاثیر را انکار کنه از تلویزیون گرفته تا رادیو و اینترنت و... همگی سعی دارن که توجه ما را به خودشون جلب کنن و وقتی توجه جلب بشه اون چیزی که میخوان را به ما القا کننیک آزمایشی تو فیسبوک انجام شده بود که یک دو گروه چند هزار نفری رو به صورت اتفاقی و بدون اطلاع کاربران جدا کردن و برای یک گروه دائما اخبار خوب میرفت(هوش مصنوعی فقط اخبار خوب را پیشنهاد میداد) و برای یک گروه فقط اخبار بد. بعد از چند ماه اکثر اون افرادی که فقط اخبار خوب را دریافت کرده بودن پست های شاد و امیدوارانه میزاشتن و اون دسته که اخبار منفی دریافت میکردن پست های منفی و ناامیدانه میزاشتن!این دقیقا تاثیری هست که یک رسانه میتونه رو ما بزاره. وقتی هی از چپ و راست بگن تو شرایط بدی داری و فقط شرایط بد را بهت نشون بدن ناخودآگاه تو هم میگی واو پس دنیا اینقدر خراب بود ما خبر نداشتیم؟ و کم کم این «بد بودن» میشه باوری که جدا شدن ازش به این سادگی ها هم نیست . همین باعث میشه تو خوبی ها را نبینی و نا امیدی به سراغت بیاد.اونطرف داستان هم درسته بعضی رسانه ها هم فقط میخوان انگیزه درست کنن و بگن مشکلی نیست، همچی اوکیه و اینقدر میگن که این میشه باورت و بعد با کوچکترین مشکل این باور میشکنه و باور که شکست خود فرد هم میشکنه!تو همه چی باید راه به میانه برد! باید واقعیت را دید و نباید بزاریم رسانه برای ما تصمیم بگیره که ما به چی باور داشته باشیم! به چی باور نداشته باشیم! باید این قدرت را در خودمون ایجاد کنیم که خودمون برای خودمون تصمیم بگیریم باید اونقدر قوی بشیم تا خوب را از بد و راست را از دروغ تشخیص بدیم.میدونم اینکار اصلا ساده نیست و ماه ها بلکه سال ها زمان میخواد ولی ارزشش را دارهتو اغلب رسانه ها مهم نیست کی راست میگه، مهم اینه که چیزی که میگه باور پذیر باشه! اکثر اوقات  راوی اول داستان حقیقت را گفته! حالا آیا واقعا واقعیت رو گفته؟کل حرف من اینه اول درست و غلط رسانه را تشخیص بدیم و بعدش خوب و بد را کنار هم ببینیم. این نباشه که فقط به یکی تکیه کنیم. دنیای ما همیشه پستی و بلندی داشته باشه هیچ جا هیچ وقت اونقدر خوب نبوده که هیچ بدی نداشته باشه و هیچ وقت هیچ جا اونقدر بد نبوده که هیچ خوبی توش نباشه!امیدوارم روزی رو ببینیم که رسانه های عمومی(فعلا با تجاری ها هم کاری نداریم!) بی طرفانه برای آگاهی مردم تلاش کنن نه برای رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده.خوشحال میشم شما هم نظرات خودمون را در رباطه با رسانه بگینممنون که تا آخر پست را مطالعه کردید</description>
                <category>محمدرضا آقاجانی</category>
                <author>محمدرضا آقاجانی</author>
                <pubDate>Sun, 30 Oct 2022 09:23:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مزایای فریلنسری + معرفی سایت ها</title>
                <link>https://virgool.io/@mralgorithm/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%84%D9%86%D8%B3%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85-eeigofzxblia</link>
                <description>چندین سال به عنوان فریلسنر چه در ایران و چه در خارج از ایران کار کردم. الان که خواستم درباره فریلنسری بنویسم گفتم اصلا فریلسنر یعنی چی؟ و افتادم که اول جواب این سوال را پیدا کنم که تو این مطلب میخوام اول به این مطلب بپردازم و بعد هم یک سری از تجربیاتی که تو این مدت به دست ارودم را بگم و در اخر تعدادی سایت فریلسنسری معرفی کنم تا شاید کمکی به کسانی که دنبال اینکار هستند کرده باشم.فریلنسر(freelancer) یعنی چی؟فریلنسر که از ترکیب دو کلمه (free) و (lancer) تشکیل شده free به معنای ازاد هست و lancer چندین معنا داره مثلا در گذشته به سربازهای سوارنظام که به نیزه مسلح شده بودند lancer میگفتن و خب خود lance هم به معنی نیزه هست و در نتیجه به کسی که نیزه حمل میکنه هم lancer میگن.ولی مفهومی که کلمه فریلنسر الان داره یعنی کسی که به صورت ازاد برای خودش کار میکنه یا به اصطلاح (self-employed) هست.تجربه من از فریلنسری:اول پیش پرداخت: مطمين بشید که کارفرما حقوق شما را کامل پرداخت خواهد کرد و اخر پروژه نمیگه من دیگه پروژه را نمیخوام یا بهونه های دیگه بیاره! میتونید با درخواست پیش پرداخت حداقل این مشکل را حل کنید! اگر از سایت های واسط استفاده میکنید که این پیش پرداخت به حساب سایت واسط ریخته میشه ولی اگر هم از راه های دیگه مثل شبکه های اجتماعی مشتری پیدا کردید هیچ وقت بدون پیش پرداخت کار را شروع نکنید! اینو بگم با اینکار ممکن تعدادی از مشتریان را از دست بدید ولی حداقل مطمین میشید که اخر کار دستتون تو پوست گردو نمیرهدوم قرارداد: برای شروع کار عجله نکنید! اول تمام پروژه را با جزيیات با کارفرما طی کنید تا بعدا مشکلی پیش نیاد! مورد داشتیم برنامه نویس پروژه را بالا اورده ولی کلا یه چیز دیگه شده و مشتری منظورش چیز دیگه ای بود! تو این شرایط هم مجبور شده هم خسارت دیرکرد(طبق قرارداد) بده هم پروژه را از اول بالا بیارهسوم ضمانت: مشتری از شما کیفیت و زمانبندی دقیق را انتظار داره و همونظور که شما درخواست پیش پرداخت دارید باید تضمینی بدید که خیال کارفرما هم از طرف شما راحت بشه. ضمانت متونه دیکر یا خسارت در صورت خرابی باشه و پیشنهاد این امر از طرف شما میتونه حس اعتماد را در کارفرما ایجاد کنه(گرچه اغلب خودشون هم این ضمانت را حتی اگر شما مطرح نکنید میخوان)چهارم زمانبندی: همونطور که بالا گفتیم تو پروژه ها رسم بر اینه که به مقدار دیرکرد خسارت میگیرن(خسارت را از حقوقتون کم میکنن) مثلا روی ۱۰۰ هزار تومان! بنابراین نه برای اینکه بتونید پروژه را بگیرید زمان کمتر از میزان مورد نیاز و بدون سنجش کار ارائه بدید که آخر کار کم بیارید و نه از ترس خسارت زمان زیادی پیشنهاد بدید که کلا پروژه را ار دست بدید! پنجم دستمزد: این بحث هم مثل زمانبندی نباید به گونه ای قیمت بدید که کمتر از حق الزحمه شما باشه بالاخره شما دارید زحمت میکشید و چندین ساعت قراره روی پروژه کار کنید و کلی باگ و کلی رفع مشکل و... علاوه بر این کلی هم زمان گذاشتید تا این مهارت را یاد گرفتید طوری قیمت ندید که به خودتون و کارتون و کار بقیه توهین باشه? قیمت پایین لزوما به معنی گرفتن پروژه نیست چه بسا خیلی از کارفرما ها از یه قیمتی پایین تر را اصلا نگاه نمیکنن و حق هم دارن! چون با اون قیمت عملا برای شما بحث پشتیبانی و...  صرفی نداره و احتمال ارائه کار ضعیف بیشتر میشه. از طرفی اونقدر بالا نگید که کارفرما کلا پیشنهاد شما را باز نکنه! بهتره یک اصولی برای خودتون بچینید و بر حسب اون قیمت بدید‌(و اگر پروژه هایی را هم از دست دادید نگران نباشید) مثلا بر حسب ساعت مثلا بگید این پروژه ۳۰ روز زمان میخواد روزی ۸ ساعت پس میشه میشه ۲۴۰ ساعت، ساعتی ۵۰ هزار تومان هم حساب کنید میشه ۱۲ میلیونیا برحسب فیچر حساب کنید مثلا یک فرم با این تعداد فیلد ۵۰ هزار تومان، یک لیست با صفحه بندی مثلا ۱۰۰ هزار تومان و...ششم کیفیت: کار را اصولی تحویل بدید و هیچ وقت کار را از سر باز نکنید یاتون باشه سرمایه شما همین مشتری ها هستن و این مشتری هست که مشتری میاره و اینکه این مشتری شما را به دیگران معرفی کنه یا خودش اگه دوباره پروژه داشت به شما مراجعه کنه به همین کیفیت بستگی داره البته کیفیت مفهوم گسترده ای داره از شامل تمام موارد بالا به همراه رفتار مناسب و صداقت و منظم و مسئولیت پذیر بودن و داشتن مهارت کافی و ارائه مشاوره و... میشههفتم اصول کد نویسی: کدتون رو اصولی بنویسید. این مورد را به صورت مختصر بالا گفتم ولی اینقدر مهم بود که باید اینجا هم میگفتم! کد اصولی یعنی کدی با شرایط زیر:کدی که Stable باشه یعنی باگ نداره و یه دفعه وسط کار انواع خطا هار را نمیده! پس کدی که مینوسید تست کنید. یاتون باشه کاربر شما نیستید که با احترام کامل با برنامه رفتار کنید که یه موقع خطا نده! کاربر کاربره! یه جاهایی میره که یک دردصد هم احتمال نمدید اونجا هم رفتنی باشه?? این عکسا فکر کنم بهتر منظورم رو برسونن?کدی که reusable باشه یعنی قابلیت استفاده مجدد رو داشته باشه و منظورم از استاده مجدد یعنی کپی و پیست کن و استفاده کن! نه اینکه کد بنویس بعد دو ماه بیا چند ساعت وقت بزار تا بببینی فقط چیکار کردی تا بتونی دوباره استفادش کنی که اگه دوباره بنویسیش سریعتر میشه? این برای خودتون هم خوبه. یکبار مینویسی و تو پروژه های بعدی زمان را کم میکنی در نتیجه هم پروژه های بیشتری میگیری هم حقوقت بالاتر میره هم زمان کمتری روی یک پروژه میمونی. این همه فایده داره چرا استفاده نکنیم؟؟و نکته اخر اینکه اگر به طرف مقابل اطمینان ندارید پروژه را روی هاست خودتون اجرا کنید و کد را تحویل ندید و در صورت تایید و دریافت ما بقی وجه پروژه روی هاست فرد بالا بیارید ولی اگر اعتماد دارید که این مورد نیاز نیست(و در اکثر مواقع هم نیاز نمیشه!)چند سایت فریلنسری ایرانی: https://ponisha.ir/  https://www.karlancer.com/  https://parscoders.com/  https://khedmatazma.com/ چند سایت فریلنسری خارجی(تحریم) https://www.freelancer.com/  https://upwork.com/  https://fiverr.com/ در صورت استفاده از این سایت ها دقت کنید که با ایپی ایران وارد نشید(حتی اگه خودشون ایپی ایران نبسته بودن!) پول به یک حساب بین المللی ریخته میشه اگه خودتون یا یک اشنای معتمد تو خارج ایران حساب بانکی ندارید کلا بیخیال این روش بشید! و اگه فامیلتون حساب داره بهتره خودش هم حساب رو بار کنه و بعد از اینکه حساب ساخته شد و اگه شما خواستید از اون حساب استفاده کنید با وی پی ان اون کشور وارد سایت بشید مثلا اگه فامیل شما حساب را برزیل باز کرده با وی پی ان برزیل (ایپی برزیل) وارد سایت بشید که بعدا مشکلی پیش نیادچند سایت فریلنسری خارجی با پرداخت رمز ارز(درو زدن تحریم ها!و البته من تست نکردم که جواب میده یا نه!) https://laborx.com/  https://ethlance.com/  https://coingigs.net/  https://cryptogigs.co/  https://www.coinbase.com/ باز هم نکاتی هست که بخوام بگم ولی فکر کنم از حوصله جمع دوره اگر به نظرتون نیاز که مطلب را کامل تر کنم لطفا مطرح کنید. اگر تجربه مشابه هم دارید یا نکاتی جا انداختم که میدونید مطرح کنید تا دیگران هم استفاده کننممنون از اینکه تا پایان مطلب را مطالعه کردید امیدوارم مفید بوده باشه</description>
                <category>محمدرضا آقاجانی</category>
                <author>محمدرضا آقاجانی</author>
                <pubDate>Sat, 29 Oct 2022 21:37:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارآفرینی یا کارمندی؟؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mralgorithm/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%DB%8C-ryyjle2rkkzf</link>
                <description>من یک کارآفرینم! البته بودم? دو تا استارتاپ راه انداختم که هر دوی اونا فیل شدن ولی اونا رو شکست نمیبینم! تجربه میبینم و تو این پست میخوام تجربمو در رابطه با این سوال که «کارآفرین باشیم یا کارمند؟» جواب بدم لطفا تا اخر همراه ما باشید?حقیقت اینه نمیشه یک فرمول برای همه گفت! هر کس باید متناسب با شخصیتی که داره تصمیم بگیره! نمیشه گفت همه برن کارمند یا کارآفرین بشن اصلا همچین چیزی غیر ممکن ،ولی از کجا بفهمیم شخصیت کارمندی داریم یا کارآفرین یا حتی شغل آزاد؟کارمندی(employee):اگر به دنبال یک حقوق ثابت از تجربه و مهارت خود هستید. اگر ریسک پذیری بالایی ندارید. اگر از چالش های هر روز و هر شبی لذت نمی‌برید. اگر از مباحث مالی(پیش بینی و مدیریت مالی) خوشتان نمی آید. اگر منابع مالی یا انسانی برای راه اندازی کسب و کار ندارید. و از همه مهتر اگر تجربه «کار کردن» در محیط واقعی را ندارید بهتر است کارمند باشید.فکر نکنید کارمندی یعنی کسی که نتوانسته کاری راه بندازه! ما کارمندانی داریم که تعدادشون هم کم نیست که از خیلی از کارآفرینان زندگی بهتر چه از لحاظ مادی و چه از لحاظ موقعیت اجتماعی دارن پس فکر نکنید کارمندی کلا چیز بدیه و کارآفرینی حتما خوبه! در حقیقت کارمندی برای افرادی خوب است که عاشق روزمرگی هستند و نمیخوان تغییرات چندانی تو برنامه روزانه خودشون داشته باشن دوست دارن به جای اینکه برنامه بچینن طبق برنامه عمل کنن و از اینکه عضو یک سازمان جا افتاده باشن لذت میبرن تا اینکه یک سازمان نوپا برای خودشون راه بندازن اینجا هم نکته ای هست که به نظرم باید بگم حتما و حتما قبل از راه اندازی کسب و کار و یا حتی شغل آزاد برید تو همون حوزه کارمند بشید!مطمئنا در این کارمندی تجربیاتی نهفته که هیچ کلاس و هیچ استادی نمیتونن بهتون یاد بدن و یه جورایی بدون کارمند شدن نمیتونید یا خیلی سخت تر میتونید کارآفرین بشید...شغل آزاد(self employed):شغل آزاد هم یکی از انواع کار و برای افرادی خوبه که نه به روزمرگی کارمندی علاقه دارن نه علاقه ای به مدیریت ها و چالش های کارآفرینی دارن! از مزایای شغل آزاد میتوان به موارد زیر اشاره کرد: ساعت کاری منعطف روز های کاری دست خودتونه. میتونید یک روز ۱۲ ساعت کار کنید و یک روز کار کلا نکنید! خودتان هستید و خودتان! هم رئیس خودتان هستید هم کارمند خودتان.حقوقتون بستگی به کارتان بیشتر میشه و هر روز میتونید مشتری های بیشتری جذب کنید(با ارائه کار با کیفیت و قیمت رقابتی و البته از همه مهمتر برخورد عالی)از بدی اینکار هم همین بس که همیشه ممکن کار نباشه! این نوع شغل برای افرادی خوب هست که میتوانن خودشان را مدیریت کنن تا بتونن کار را به موقع و با کیفیت تحویل مشتری بدن. اگر تو اینکار با بدقولی یا بی کیفیت کار کنید آینده در این کار وجود ندارد! علاوه بر این تجربه ای که کارمندی(در یک شرکت خوب) به شما میده را شغل آزاد نمیده. چون معمولا تو شرکت ها(ی خوب!) یک منتور بالای سر کار هست. افراد با تجربه (یا شاید حتی بی تجربه) داخل تیم هستند که شما یا از اونا یاد میگیرید یا چیزی بهشون یاد میدید که حتی اگر هم چیزی را یاد بدید به یادگیری خودتون کمک میکنه!کارآفرین(entrepreneur):میرسیم به مبحث شیرین کارآفرینی. از اول بحث یه جورایی گفتیم کارآفرینی سخته و پر از مشکله با این اوضاع چرا باید کارآفرین شد؟یه دوستی داشتیم میگفت تو وقتی کارمندی فقط یه ريیس داری و فقط به همون جواب پس میدی ولی وقتی کارآفرین شدی باید به عالم و ادم جواب پس بدی! از یه طرف با مشتری ها رو به رو میشی. از یه طرف با ادارات دولتی و غیر دولتی من جمله اداره مالیات و بانک ها. از یه طرف با شرکا و سرمایه گذارها و.... و از طرف دیگه باید حواست به تیمت هم باشه و بتونی محصولات را به موقع اماده کنی! گاهی اونقدر مشکلات زیاد میشن که واقعا اشکت را در میاره! چالش های پی در پی خواب را ازت میگیره و گاهی برای اینکه بتونی محصول را به موقع لانج/تولید کنی مجبور میشی چند شب را با بی خوابی سر کنی. حالا سوال اینه واقعا چرا یک نفر همه اینارو باید به جون بخره تا کارافرین بشه؟انگیزه خیلی از افراد امکان پیشرفت تا بینهایت! تنها محدودیت اینکار قدرت اراده هست! اینکه زیر مشکلات کمر خم نکنی و با همه مشکلات به راهت ادامه بدیانگیزه دیگه موقعیت اجتماعی یک کارآفرین هست. با ایجاد یک کسب کار(به احتمال زیاد) شما مدیر عامل آن هستید و همین هم به نوعی برای شما اعتبار اجتماعی را به همراه داردرفع یک مشکل! برای خود به شخصه این یکی مهمترین عوامل بود! وقتی فیلم سوشال نترورک(فیلمی از زندگی نامه مارک زاکربرگ موسس فیسبوک) را میدیم بهترین لحظه این فیلم به نظر من لحظه رفرش صفحه و بالا رفتن تعداد کاربرانی بود که از سیستم استفاده میکردند! نمیدونید چه حس خوبی داره وقتی افراد از سرویسی که شما ساختید استفاده میکنن. یا برای یکی از استارتاپ های خودم و یکی از اپ هایی که برای این استارتاپ ساختم کاربرانی از کشور های مختلف داشتم و داشتن از این سرویس استفاده میکردن باعث حس رضایت من بود! وقتی هر روز نگاه میکردم تعدادی کاربر از مالزی و کنیا و برزیل و نیجریه و... به اپ ما اضافه میشدند حس واقعا خوبی داشت!گسترش روابط اجتماعی: خب هر جایی که حضور داشته باشید مسلما ارتباطات اجتماعی تو همون حوزه شکل میگیره! و وقتی مدیر عامل یک شرکت باشید میتونید با مدیران شرکت های دیگه در ارتباط باشید. یک اصطلاح داریم به اسم پیر گروپ(peer group). این اصطلاح اشاره داره به افرادی که هر روز باهاشون ارتباط داریم و یک جورایی با راه اندازی یک کسب و کار (و اگه در راه درست حرکت کنید) میتونید ارتباط خیلی مهمی را ایجاد کنید که مطمينا در اینده به شما کمک خواهد کرد.(البته زیاد رو این روابط حساب باز نکنید?)حضور در نمایشگاه های ملی و بین المللی: امروزه حمایت های مختلفی از استارتاپ ها میشه و یکی از این حمایت ها برگزاری استارتاپ های ملی و بین المللی هست. البته به نظر من(و شاید هم از نظر شما!) این نباید یک انگیزه برای راه اندازی کسب و کار باشه! ولی برای عده ای که قصد رزومه سازی و درنهایت خروج از کشور دارن این یک فرصت!خروج از کشور: و در اخر عده ای صرفا قصد رزومه سازی دارن که در نهایت بتوانن از کشور خارج شوند و راه اندازی یک کسب و کار میتواند یک رزومه خوب برای آنها باشدبرای منی که تجربه کار در هر سه شرایط را داشتم بهترین وشیرین ترین لحظات را توی کارآفرینی دیدیم ولی به هر حال در حال حاضر قصدم اینه چند سالی به کارمندی تو یک شرکت معتبر رو بیارم تا بتونم تجربه کافی برای اداره یک کسب و کار را به دست بیارم و تو این مدت ایده های مختلف را ارزیابی کنم و تیمم را جمع کنم تا در زمانی مناسب دوباره به کارآفرینی برگردم!امیدوارم از این مطلب خوشتون اومده باشه خوشحال میشم نظرات گرانبهای خودتون رو برام بفرستین تا منم از نظرات شما استفاده کنم. ممنون از اینکه تا اخر این متن همراه ما بودید.</description>
                <category>محمدرضا آقاجانی</category>
                <author>محمدرضا آقاجانی</author>
                <pubDate>Sat, 29 Oct 2022 19:16:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مفید بود ولی...</title>
                <link>https://virgool.io/@mralgorithm/%D9%85%D9%81%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%88%D9%84%DB%8C-uxbecbhmrvsf</link>
                <description>داشتم تو ویرگول میچرخیدم به ناگاه چشمم به جملات آماده قسمت کامنت افتاد و این جمله «مفید بود ولی...» ،«از مطلب شما لذت بردم اما...»یه رفیقی داشتیم میگفت جملاتی که «ولی» و «اما» دارن رو اگه شنیدید جملات قبل از ولی و اما تعارف و اصل جمله بعد از این دو کلمه نهفته?طرف میاد مثلا میگه شما کارتون خیلی خوبه اما... و در این نقطه کوبیدن ها شروع میشه البته اگر به حق بزنن باکی نیست ولی بعضی ها انگار عقده چندسالشون رو میخوان بعد این دو کلمه به ما بزنن? همه ما کم از انتقاد های بیجا و غلط و بیشترشون ریشه تو عقده ها بضعا دشمنی ها داشته نخوردیم. انتقادی که به قصد اصلاح باشه خیلی خوبه. انتقاد سازندس. انتقاد باعث پیشرفت ولی نه انتقاد کوبنده. انتقادی که اومده سر تا پاتو اب بکشه بشوره بپرتت زیر زمین. تنها هدفش اینه که یه جوری بزنتت که دیگه یادت بره چطوری پاشی!جملات دیگه ای هم هست مثلا شما درست میگین ولی... و باید از روزی بترسیم که هر دو کلمه در یک جمله قرار بگیرن?? مثلا شما آدم خوبی هستین اما ولی ...??یاد بگیریم درست و به جا و با «دلسوزی» انتقاد کنیم نه از روی خشم و غرور یا هر چیزی که در عمل به پیشرفت ختم نشه...البته اینا که فقط شوخی بود ولی....</description>
                <category>محمدرضا آقاجانی</category>
                <author>محمدرضا آقاجانی</author>
                <pubDate>Fri, 28 Oct 2022 22:47:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تله پول!</title>
                <link>https://virgool.io/@mralgorithm/%D8%AA%D9%84%D9%87-%D9%BE%D9%88%D9%84-mtwk3rqyshca</link>
                <description>گاهی اوقات به تغییر دنیا فکر میکنم جایی که آدمیت، خانواده و مهربانی و پیشرفت همگانی ملاک باشه نه پول! اشتباه نکنید پول به خودی خود بد نیست که خیلی هم خوبه ولی این روشی که الان داره استفاده میشه اصلا قابل توجیه نیست!گاهی فکر میکنم افرادی دنیای مارو کنترل میکنن، افرادی که هیچ کس اونارو نمیبینه، افرادی که بی اجازه نقش خدارو روی زمین بازی میکنن، افرادی به خودشون اجازه ورود به زندگی افراد را میدن. منظورم افراد ۱٪ برتر از ۱٪ برتره!تئوری های توطئه زیادی پیرو این افراد وجود داره و با اینکه من اصلا پیگیر این توطئه ها نیستم ولی این یکی دیگه از توطئه خارج شده و تقریبا به نظریه و بلکه به یقین رسیده!این افراد ابزارهای مختلفی برای کنترل افراد دارن و مهمترین ابزاری که در حال حاضر به دست این افراد افتاده «پول»بیاید اول تله پول را بررسی کنیم. مطلب زیر نگاشتی از کتاب «پدر پولدار،پدر فقیر» اثر رابرت کویساکی هست.عموما دو تا حس کنترل زندگی مارو در دست داره یکی ترس و یکی طمع. ترس باعث میشه به فکر آینده باشیم و اینکه اگه درامدی نباشه واقعا میخوایم چطور بگذرونیم؟ و همین باعث میشه(نه در همه موارد) که بریم دنبال پول در اوردن و وقتی پول درستمون میاد اون ترس برطرف میشه و وقتی ترس رفت طمع میاد! طمع میگه زندگی دو روزه همین حالا استفاده کن(که البته به خودی خود بد هم نیست!) و باعث میشه بریم کل پول و بعضا با چک و بدیهی چیزایی رو تهیه کنیم و در نتیجه دوباره دست خالی بشیم و دوباره ترس و دوباره دنبال پول. این دور باطل تا زمان مرگ ادامه داره! اینجا دقیقا جایی هست که این افراد میتونن با استفاده از قدرت پول دو تا از قویترین احساسات مارو در دست بگیرن و با کمک این احساسات زندگی مارو کنترل کنن. این دست نامرئی پول! و این نطقه هونجایی هست که ما به افسردگی افسارگسیخته این روزا افسون میشیم چون نمی‌تونیم هیچ وقت به تمام خواسته هامون برسیم!یه جایی باید از این تله بیرون بیایم. حالا که فهمیدیم این تله چطور کار میکنه اینکه هرچی بیشتر میریم طرفش ترس و طمعمون بیشتر میشه و اینکه یه دفعه چشممون رو باز میکنیم میبینیم نصف بیشتر عمرمون گذشته و از زندگی هیچی نفهمیدیم. یه جایی باید از این تله خارج بشیم.اینجاست که نظر من با نظر کتاب مخالف میشه!البته نه کاملا مخالف! طبق نظر کتاب راه حل خلاصی از این تله کنترل احساسات ترس و طمع هست و پس انداز کردن هست(که موافقم) ولی مجدد طبق نظر کتاب اگر بخوایم از این تله رها بشیم باید پول بیشتری در بیاریم که تا حدودی منطقیه ولی باز هم راه حل رهایی از تله پول را به خود پول گره زده!به نظرم راه حلش اینه در هر شرایطی اول به خودمون توجه کنیم(که البته خود کتاب هم اینو میگه ولی با این اصطلاح: pay for yourself first یعنی اول برای خودت پرداخت کن یعنی حتی اینجا هم باز مسئله پول!)اینکه میگم به خودت توجه کن منظورم این نیست که خودخواه باشیم منظورم اینه مهم از خودمون مگه چی هست؟ اینهمه کارو انجام میدیم برای کی؟ برای خودمون دیگه! پس باید «قناعت» را در خودمون رشد بدیم. قناعت میگه به همینی که داری راضی باش و برای بهترش تلاش کن(رضایت از شرایط حال حاضر کلید حل معماست)اصلا از قدیم گفتن شکر نعمت نعمتت افزون کند. کفر نعمت از کفت بیرون کند. راه حل بعدی(البته بعدی نمیشه گفت در واقع راه حل مکمل) رابط اجتماعی خودتون را گسترش بدید نمیگم صد تا رفیق داشته باشید نه یکی داشته باشید ولی یکی که بتونید روش حساب کنید. روابط خانوادگی را از یاد نبرید هیچ غریبه ای جای خانوادتون نمیاد. حتی بهترین دوستان و مهربان ترین افراد نمیتونن جای خانواده رو پر کنن. حواستون بهشون باشه.نمیدونم چقدر با این حرفا موافق هستین ولی خوشحال میشم نظرتون را برام کامنت کنید. ممنون که تا اخر مطلب را خوندید</description>
                <category>محمدرضا آقاجانی</category>
                <author>محمدرضا آقاجانی</author>
                <pubDate>Fri, 28 Oct 2022 22:15:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به بقیه برچسب بزنیم!</title>
                <link>https://virgool.io/@mralgorithm/%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%86%D8%B3%D8%A8-%D8%A8%D8%B2%D9%86%DB%8C%D9%85-l1zcb1odnuju</link>
                <description>برچسب زدن؟ خیلیا میگن به بقیه برچسب نزنیم! بقیه را قضاوت نکنیم! و از این دست حرفا. نمیدونم شما چقدر با این حرفا موافقین ولی دوست دارم تو این مطلب نظر خودمو بگم?اول اینو بگم عمل «برچسب زدن» عملی هست که ذهن به صورت پیشفرض بعد از برخورد با افراد(و جتی اشیا) انجام میده. به این عمل میگن تصور. از نظر علم منطق همه چیزایی که بیرون از ذهن ما هستن «تصویر» نام دارن و چیزایی که از این تصاویر تو ذهنمون می‌سازیم رو «تصور» میگن.مثلا وقتی میگیم درخت شما یک جسم با شاخ و برگ و... را تصور میکنید یا وقتی اسم یک نفر میاد شما این نفر را تو ذهنتون تصور میکنید.تصور شروع برچسب زدن هاست!یعنی اون فرد چیزی جز یک تصور در ذهن شما نیست! و شما بخواهید یا نخواهید ذهن شما بر حسب این تصوری که دارید برچسب سازی میکنه یعنی بر اساس شناختی که دارید یک سری ویژگی برای افراد در نظر میگیره مثلا فلانی با معرفت یا بدقول یا مهربان.جالبه بدونید تو هوش مصنوعی هم با این بحث برچسب زدن(data labeling) سر و کله میزنیم? چون از این بحث دوره توضیح نمیدم و رد میشم.یه عده هم میگن افراد را قضاوت نکنید! چطور میشه اینو توجیه کرد؟ اصلا یعنی چی که «قضاوت نکنید»؟ قسمت بد ماجرا اینجاست که ذهن نمیتونه این کار را انجام نده! بالاخره وقتی با یک فرد ملاقات میکنید یک قضاوتی ازش دارید؟ یک برداشتی از شخص به دست میارید نمیتونید بگین نه هیچی ازش نفهمیدم!پس چیکار کنیم؟ اینجا میرسیم به «حسن ظن» یعنی به ذهنتون عادت بدید که «همه خوبن مگر اینکه خلافش ثابت بشه» متأسفانه خیلیا برعکس این جمله عمل میکنن سعی کنید خوبی های مردمو ببینید. اگر میخواید در رابطه با کسی صحبت کنید خوبی هاشون بولد کنید. سعی کنید برچسب های بدی به افراد نزنید توجه داشته باشید شما بر اساس تصور خوتون از اون فرد دارید این برچسب هارو میسازید. تصوری که از اون شخص دارین فقط چند فریم کوتاه از زندگی اون شخصه!البته منظورم هم این نیست ساده لوح باشیم و بدی افراد را نبینیم فقط این دنیا به اندازه کافی سخت هست با برچسب زدن های «غلط» زندگی را در وهله اول برای خودمون بعد هم برای مردم سخت ترش نکنیم!</description>
                <category>محمدرضا آقاجانی</category>
                <author>محمدرضا آقاجانی</author>
                <pubDate>Fri, 28 Oct 2022 21:33:00 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>