<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علی‌آقا</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mrali</link>
        <description>بیشتر مطالب این صفحه بازنشرند چون به نظرم ارزشش را دارند. علی حسین‌زاده هستم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-24 17:26:09</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/12039/avatar/kvUwS7.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علی‌آقا</title>
            <link>https://virgool.io/@mrali</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فاجعه خاموش تعطیلی مدارس و آینده تاریک ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@mrali/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%82%D8%A7-bp7t76qarcqn</link>
                <description>بمب ساعتی در کلاس‌های خالی: تعطیلی مداوم مدارس، آینده ایران را ویران خواهد کرد.پیش از شروع جنگ ۳۹ روزه، دانش‌آموزان بیشتر از یک ماه از مدرسه دور بودند و بعد از جنگ هم به مدرسه بازنگشتنداین روزها اگر به رسانه‌ها نگاه کنید، صحبت از جنگ، تنش‌های سیاسی، تورم و ناترازی انرژی است؛ اما در سکوت حکمرانان، بزرگ‌ترین و هولناک‌ترین بحران زیرپوستی کشور در کلاس‌های درسِ تعطیل و نیمه‌تعطیل در حال شکل‌گیری است. دانش‌آموزانی که امروز نیمی از سال تحصیلی را پشت صفحه‌های تلفن همراه یا در قرنطینه‌های پیاپی می‌گذرانند، قرار است چرخ‌های اقتصادی، علمی و مدیریتی فردا را بچرخانند. اما با کدام سطح از آموزش؟مرکز پژوهش‌های مجلس هشدار داده: اگر سیاست‌های متناسب با این «شرایط جنگی» مهیا نشود، «آثار جبران‌ناپذیری برای نظام آموزشی کشور به دنبال خواهد داشت.» اما واقعیت از این هم تلخ‌تر است؛ ما نه با یک بحران آموزشی، که با خاموش‌شدن موتور محرکه یک نسل روبه‌رو هستیم.فاجعه اعداد: وقتی «شاد» طعم تلخ بی‌سوادی می‌دهدبر اساس قانون، سال تحصیلی باید بستری برای هزار ساعت آموزش حضوری باشد؛ اما بگذارید نگاهی به ریاضیاتِ تلخ این روزهای آموزش و پرورش بیندازیم:طبق سند برنامه درسی ملی، یک دانش‌آموز ابتدایی باید سالانه ۹۲۵ ساعت، متوسطه اول ۱۱۱۰ ساعت و متوسطه دوم ۱۲۹۵ ساعت در کلاس حاضر باشد. حالا با سهمیه‌بندی دو تا سه ساعته آموزش آنلاین در روز، مرکز پژوهش‌های مجلس از کاهش ۱۳۵ تا ۱۸۰ ساعت آموزش رسمی برای هر مقطع خبر می‌دهد ( آن هم در کلاس‌های آنلاینی که فقط اسم آموزش را یدک می‌کشد). وقتی تعطیلی‌های قبل از جنگ را هم حساب کنیم، عملاً دانش‌آموزان ایرانی چیزی حدود نیمی از سال تحصیلی را از دست داده‌اند.نکته دردناک‌تر اینجاست که حداقل دو میلیون دانش‌آموز، بنا به گزارش همان مرکز پژوهش‌های مجلس، اساساً به ابزار دیجیتال یا اینترنت مناسب دسترسی ندارند و از همان دو ساعت آموزش آنلاین هم محروم‌اند. در خوش‌بینانه‌ترین حالت، بعضی‌شان پای تلویزیون مدرسه می‌نشینند. این یعنی شکاف آموزشی نه‌تنها پر نمی‌شود، که عمیق‌تر می‌شود.کارنامه پیش از بحران: سقوط از چاله به چاهبه عقیده یک معلم، ظاهرا کسی در این کشور به فکر آموزش فرزندان این مملکت نیست، معلم که به دلیل حقوق پایین ناچاراست چند جا درس بدهد و کار کند، پدر و مادر هم همینطور، بچه‌ها هم که دارند به مدارس نیمه‌تعطیل عادت می‌کنندحتی پیش از آلودگی هوا، بحران گاز و شرایط جنگی اخیر، ساختار آموزشی ایران بیمار بود. نگاهی به جدول نمرات و رتبه‌های بین‌المللی، عمق فاجعه را بهتر نشان می‌دهد:بر پایه آمارهای رسمی میانگین نمرات نهایی دانش‌آموزان در خرداد سال گذشته ۹/۹۴ بوده است. بهترین وضعیت را استان یزد با میانگین ۱۲/۰۴ داشت و پس از آن خراسان جنوبی، سمنان و اصفهان نمره‌ای بالاتر از ۱۱ داشتند و سیستان بلوچستان با ۷/۷۳ کمترین نمره را در کشور داشت.نمونه دیگر از کیفیت پایین مدارس ایران، نتایج آزمون بین‌المللی «تیمز و پرلز» است که برای سنجش کیفیت آموزشی در ایران هم انجام می‌شود. در آزمون تیمز روند آموزش ریاضی و علوم و در آزمون پرلز مهارت و سواد خواندن سنجیده می‌شود. میانگین نمره در این آزمون‌ها ۵۰۰ است و ایران هیچ‌گاه نتوانسته است نمره میانگین را کسب کند. در سال ۲۰۲۳ نمره دانش‌آموزان ایرانی در درس ریاضی ۴۲۰ بوده و در درس علوم هم وضعیتش بهتر نبوده است.در آخرین آزمون پرلز نیز دانش‌آموزان ایرانی نمره ۴۱۳ گرفتند که جزو پایین‌ترین سطوح بر اساس معیار بین‌المللی است. ایران در فهرست ۵۷ کشور شرکت‌کننده در انتهای جدول قرار داشت.وقتی کیفیت آموزش حضوری ما این بوده، تصور کنید خروجیِ آموزش مجازیِ دو ساعته با اینترنت فیلترشده و بی‌کیفیت چه خواهد بود.عواقب ناگوار فردایی که تعارف ندارد: ایران در چنگال «بزرگسالان توسعه‌نیافته»اما زمانی که این ۱۶ میلیون دانش‌آموز به سن ۲۰ تا ۳۰ سالگی برسند و قرار باشد مقدرات کشور را در دست بگیرند، با چه جامعه‌ای روبه‌رو خواهیم شد؟ این بخش، همان آینده تاریکی است که کمتر کسی جرات مواجهه با آن را دارد:۱. ارتش «بیسوادان عملکردی» (Functional Illiteracy): ما با نسلی روبه‌رو خواهیم شد که مدرک تحصیلی دارند، اما توانایی درک یک متن پیچیده، نگارش یک گزارش اداری بدون غلط، یا حل مسائل ساده منطقی را ندارند. نیروی کار آینده، فاقد مهارت‌های تخصصی عمیق خواهد بود.۲. تعمیق شکاف طبقاتی کهکشانی: مدارس غیردولتی خاص با سامانه‌های اختصاصی و معلمان گران‌قیمت، آموزش را به شکل باکیفیت ادامه می‌دهند، در حالی که فرزندان طبقات ضعیف و مناطق محروم (مانند دو میلیون دانش‌آموزی که اصلاً به شاد دسترسی ندارند) کاملاً حذف می‌شوند. این یعنی بازتولید فقر ساختاری و مسدود شدن راه تحرک اجتماعی.۳. سقوط آزاد بهره‌وری اقتصادی و فرار سرمایه: وقتی بدنه کارشناسی و مدیریتی کشور از دانشی سطحی برخوردار باشد، صنایع، سیستم بهداشت و درمان، و بخش‌های مهندسی با افت شدید کیفیت روبه‌رو می‌شوند. این امر ایران را در رقابت منطقه‌ای به انزوا می‌کشاند و معدود نخبگان باقی‌مانده را نیز ترغیب به مهاجرت می‌کند.۴. فروپاشی روانی و بحران مهارت‌های نرم: نسلی که دوران رشد اجتماعی خود را زیر پتو، با گوشی و در انزوای خانگی گذرانده، در بزرگسالی توانایی کار تیمی، حل مسئله، کنترل خشم و برقراری ارتباط موثر را نخواهد داشت. نتیجه، جامعه‌ای پرخاشگر، منزوی و مستعد آسیب‌های اجتماعی شدیدتر است.تنها برنده این وضعیتاز منظر اجتماعی، تعطیلی مدارس یک دستاورد پنهان برای حکومت دارد: کنترل راحت‌تر. محمدرضا نیک‌نژاد، کارشناس آموزشی، به خبرآنلاین می‌گوید: «وقتی مدارس و دانشگاه‌ها تعطیل می‌شوند، فضاهای جمعی از بین می‌روند و کنترل جامعه ساده‌تر می‌شود. دانش‌آموز و دانشجو در خانه هستند و آن فضای تعامل و جمع‌شدن دیگر وجود ندارد.» اما این کنترل کوتاه‌مدت چه بهای بلندمدتی دارد؟ جامعه‌ای که تعامل اجتماعی را نیاموخته، یا منفعل و مطیعِ صِرف می‌شود یا در انفجارهای پراکنده خشم، ناآگاهانه ویرانگری می‌کند. در هر دو حالت، شیرازه جامعه از هم می‌گسلد.سخن پایانیتعطیلی مداوم مدارس یک تصمیم ساده بهداشتی، امنیتی یا زیست‌محیطی نیست؛ این یک «سرقت ملی» از آینده فرزندان این مرز و بوم است. جامعه‌ای که امروز در سبد هزینه‌های خود، آموزش را به عنوان یک امر لوکس یا فرعی می‌بیند، فردا باید هزینه‌های گزافی برای اداره زندان‌ها، جبران خسارت‌های مهندسی و پزشکی، و عقب‌ماندگی اقتصادی از رقبای منطقه‌ای و جهانی بپردازد. کلاس‌های خالی امروز، آینه تمام‌نمای فردای تاریک ایران است؛ مگر آنکه تفکر مدیریت بحران در این کشور، ریل خود را تغییر دهد.ما در آستانه تحویل یک «نسل سوخته» به جامعه‌ای هستیم که خودش بر لبه پرتگاه ایستاده. وقتی این کودکان امروز، ده سال بعد بخواهند چرخ اقتصاد و فرهنگ و سیاست را بگردانند، تنها مهارتشان «حاضری آنلاین زدن زیر پتو» خواهد بود. آن روز، دیگر نه آلودگی هوا بهانه است، نه کمبود گاز، نه جنگ. آن روز، سکوت یک ملت بی‌آموزش، بلندترین صدای فروپاشی خواهد بود.منبع: بی‌بی‌سی با تغییرات و خلاصه‌سازیسایر مطالب:بازخوانی نامه تاریخی مصطفی رحیمی به روح الله خمینیآینده بلندمدت اقتصاد ایران چگونه است؟آیا ما در امانیم؟ امنیت به زبان آدمیزاداثر انقلاب ۵۷ در اقتصاد ایراناز هر آنچه گفتم گذشتمنصف شدن سهم ایران از اقتصاد جهانیاز سند چشم‌انداز بیست ساله ایران چه خبر؟افسانه «ایرانیانِ باهوش» از کجا آمده است؟فرهنگ پاسخگو نبودن و دور باطل حکمرانی بدسرنوشت مذاکرات وین و آینده اقتصاد ایران بدون ویناگر انقلاب و جنگ رخ نداده بود اقتصاد ایران به کجا می‌رسید؟این استقلال نیست که عطسه ترامپ ارزش پول ما را تغییر دهد</description>
                <category>علی‌آقا</category>
                <author>علی‌آقا</author>
                <pubDate>Tue, 02 Jun 2026 18:33:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازخوانی نامه تاریخی مصطفی رحیمی به روح الله خمینی</title>
                <link>https://virgool.io/@mrali/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-y77hw2dw6u2m</link>
                <description>«چرا با جمهوری اسلامی مخالفم؟»، عنوان نامه‌ای تاریخی به روح‌الله خمینی بود که ۲۵ دی ۱۳۵۷ در روزنامه آیندگان منتشر شد. نویسنده نامه مصطفی رحیمی، حقوق‌دان، نویسنده و مترجم ایرانی بود. نامه سرگشاده رحیمی نخستین نقد افکار خمینی بود که برخلاف جو غالب مردم و جریان روشن‌فکری آن زمان بود.مصطفی رحیمیمهرک کمالی، جامعه شناس | از مستان ۵۷ عده کمی فهمیده بودند ایران به راحتی میتواند از دام یک دیکتاتوری سکولار برهد و به دام یک استبداد دینی بیفتد. مصطفی رحیمی، حقوقدان و نویسنده و مترجم نام آشنای ایرانی یکی از آنان بود. بیست و پنج دی ماه ۱۳۵۷ یک روز پیش از خروج شاه از ایران و دو هفته پیش از ورود آیت الله خمینی، مصطفی رحیمی در نامه «چرا با جمهوری اسلامی مخالفم؟» به خمینی از دموکراسی و جمهوریت دفاع جانانه ای کرد.سرگذشت انقلاب های پیشین قرن بیستم به رحیمی نشان داده بود که عدول از دموکراسی و مقید کردنش به هر صفتی جز خودش، سرانجام انقلاب را به شکست میکشاند و یک گروه خاص را حاکم می کند.در روزهای آخر رژیم شاه خیلی ها صدای پای استبداد مذهبی را می شنیدند و از آن سخن می گفتندمصطفی رحیمی در نامه اش به آیت الله خمینی دنبال امید و اعتماد است. می ترسد و از ترسش حرف می زند. از همانندی ها شروع می کند و در تمام نامه می کوشد بین دموکراسی و روحانیت پلی بزند.جوهر نامه تشویق آیت الله خمینی است به کنار ماندن از قدرت سیاسی و استقرار یک نظام جمهوری به قول رحیمی &quot;مطلق&quot;، بدون هیچ پسوندی. بخصوص گاندی را مثال می زند و به نقش معنوی او در ساختن دموکراسی هندوستان اشاره می کند: «شما تنها کسی هستید که اگر به جای جمهوری اسلامی اعلام جمهوری مطلق کنید؛ یعنی به جای حکومت عده ای از مردم حکومت و حاکمیت جمهور آنان را بپذیرید، نه تنها در ایران انقلاب معنوی عظیمی ایجاد کرده اید بلکه در قرن مادیگرای ما (نه به معنای فلسفی، بلکه به معنای نفی معنویت) به روحانیت و معنویت بعد عظیمی بخشیده‌اید و تاریخ مقام شما را در ردیف گاندی و شاید بالاتر از او ثبت خواهدکرد.»این تاکید بر نقش معنوی روحانیت و آیت‌الله خمینی بارها در نامه تکرار می شود. این که آیا رحیمی واقعا در آن آشفته بازار نبرد برای کسب قدرت سیاسی به دنبال معنویت می گشته یا این عبارات تنها مشوقی بوده‌اند تا حاکمان آینده به جدایی دین از دولت گردن نهند آشکار نیست.نامه میراث‌بر سیاست نامه هاست که راه پیش پای پادشاهان می‌نهادند؛ نوشته هایی مشحون از ابراز وفاداری به شاه و دلسوزی برای او. او هم به پیروی سیاست‌نامه‌ها، اصل نامه را اینگونه آغاز می‌کند: «اکنون سفره دل را به پیروی از سنتهای گرانبهای اسلام در حضرت شما می‌گسترم و می‌گویم که به چه دلائلی با جمهوری اسلامی مخالفم.» و بلافاصله به اصل موضوع می‌پردازد: «آن چنان که من می‌فهمم جمهوری اسلامی یعنی آن که حاکمیت متعلق به روحانیون باشد.» و در دفاع از اصل حاکمیت ملی در قانون اساسی مشروطه آن را «برگشت‌ناپذیر» می‌خواند و می‌نویسد: «بدین گونه قانون اساسی ما با قبول اصل مترقی حاکمیت ملی به بحث &quot;ولایت شاه&quot; و &quot;ولایت فقیه&quot; پایان داده‌است.» اما خود انگار می‌داند چنین نیست و هر برگشتی ممکن است. وقتی با عبارت «جمهوری اسلامی» مواجه می‌شود، از منافات آن با موازین دموکراسی سخن می گوید با علم به این که خطر بازگشت بسیار نزدیک است: «دموکراسی به معنای حکومت همه مردم، مطلق است و هرچه این اطلاق را مقید کند به اساس دموکراسی (جمهوری) گزند رسانده است.» اینجا قید اسلامی می ‌تواند معانی گوناگونی بیابد از جمله بازگشت به صدر اسلام.رحیمی تلویحا آیت‌الله خمینی را بری از خطا و مسلط به زمانه می‌نماید و می‌گوید مسلما شما می‌خواهید به مسائل روز بر اساس تحولات زمانه پاسخ دهید اما این هیچ تضمینی نمی‌دهد که جانشینان شما هم راه شما را ادامه دهند.او رهبر انقلاب را در برابر یک دوراهی می‌گذارد که مجبور به موضع‌گیری شود: «اگر پس از صدو بیست سال عمر شما، جانشین شما گفت که می‌خواهد این مسائل را صرفا با قواعد و ضوابط قرن‌ها پیش حل کند (چنان که هم اکنون بیشتر افراد ساده دل و عده ای از طرفداران صاحب‌نام طرفدار جمهوری اسلامی چنین می گویند) تکلیف چیست و با استناد به کدام اصلی می توان بدیشان پاسخ گفت؟» همه می دانیم که رحیمی در نهادن رهبر انقلاب بر سر دوراهی شکست خورد.رحیمی رهبر انقلاب را در برابر یک دوراهی می‌گذارد که مجبور به موضع‌گیری شودبخش بعدی نامه بحث جامعی است درباره رابطه قدرت و دموکراسی. رحیمی می گوید حسن نیت رهبران مانع از سقوط آن ها در دام قدرت مطلقه نمی شود. قدرت نیاز به مکانیزم های کنترل کننده دارد که یکی از آنها دموکراسی نمایندگی و رجوع به رای مردم است. این رجوع نباید مقید به هیچ قیدی از قبیل اسلامی، دیکتاتوری صالح، دموکراسی بورژوایی، و آزادی در کادر حزب باشد: «چنین است تا به امروز سرنوشت تمام ایدئولوژی های انقلابی، که تا زمانی که در جبهه مخالف دولت جنبه اعتراضی داشته اند، انقلابی بوده اند و همین که به حکومت رسیده اند، دچار تباهی شده اند. اشکال کار در کجاست؟ در آنجا که فراموش کرده اند که قدرت سیاسی فقط در صورتی تباه کننده و فسادانگیز نیست که واقعا در دست تمام مردم باشد. در حقیقت قدرت سیاسی توده سمی است که اگر به شماره افراد کشور تقسیم شد و میان همه آنان تقسیم گردید خصوصیت داروئی شفابخش دارد. هر گروهی که سهم دیگران را به خود اختصاص داد، هم دیگران را از دارو محروم کرده و خود را مسموم ساخته است.»رحیمی دوباره به مفهوم &quot;جمهوری اسلامی&quot; برمی گردد و به تفسیری از آن می پردازد که روحانیون را نه زمامدار که ناظر بر وضع قوانین و اجرای عدالت می داند. سوال او از چگونگی این نظارت است و مطلقا حق انحصاری روحانیون بر بعضی مواضع را رد می کند: «اگر نظارت بیرون از داشتن حق خاص در مجلس و دادگستری باشد (مانند نظارت نویسندگان در کشورهای دمکراسی در کار دولت، البته با اعمال نظر روحانی) این کار به بهترین صورت خود در جمهوری مطلق میسر است پس چنین کسانی منطقا باید حاکمیت بی قیدوشرط ملت را بپذیرند و در راه تحقق آن بکوشند... و اگر منظور از نظارت داشتن، حق وتو در قوه قانون گذاری یا اعمال اختصاصی قضاوت است این امر با موازین جمهوری مغایرت آشکار دارد... باید گفت کسانی در قوای مملکتی (قانون گذاری- قضائی- اجرائی) حق شرکت اختصاصی می خواهند که مطمئن اند از راه های دموکراتیک به این قوا دسترسی نخواهند یافت.»اینجا رحیمی باز هم گاندی را مثال می آورد که ملت را در نجات از سلطه انگلستان رهبری کرد اما خواهان شرکت مستقیم یا غیرمستقیم در قدرت سیاسی نبود و از آیت الله خمینی می خواهد به گاندی تاسی کند: «شما چون گاندی در آزادی ایران سهم بزرگی دارید. دنباله منطقی این خدمت آن است که خانه از دزد نجات داده را به صاحبان اصلیش بسپارید...»مصطفی رحیمی در نامه خود از منافات عبارت «جمهوری اسلامی» با موازین دموکراسی سخن گفتاگرچه لحن نامه مصطفی رحیمی فروتنانه است اما او دارد اصول اولیه دموکراسی که بسیاری از رهبران انقلاب بخت آموختنش را نداشته اند تدریس میکند. از مفهوم جمهوری و دموکراسی شروع می کند، به طرد انحصارگرایی می رسد، و سرانجام بر ضرورت وجود نهادهایی برای محدود کردن قدرت مطلقه تاکید می کند؛ حسن نیت رهبران مهم نیست، وجود نهادهای دموکراتیک مهم است: «در صحنه اجتماع تضمین های نهادی لازم است نه شخصی»آگاهی ملی دیگر عرصه ای است که رحیمی بر آن تاکید می کند. او می گوید نتیجه سه هزار سال استبداد مدام و بیست و پنج سال اختناق پهلوی ملتی ساخته است که به راحتی می تواند مفهوم مبهم جمهوری اسلامی را به صرف تایید آیت‌الله خمینی بپذیرد.چاره، مهلت دادن به ملت و فرزانگان است تا با آگاهی بیشتری تصمیم بگیرند: «در سال های سیاهی که گذشت رابطه فرزانگان (متفکران، روشنفکران، نویسندگان، هنرمندان) با ملت کاملا قطع بود. فرزانگان را یا کشتند یا تبعید کردند یا به ترک اجباری خانمان واداشتند یا در سیاهچال محبوس کردند یا مجبور به سکوتشان کردند... تنها در این اواخر یکی دو تن متفکرانی که ایدئولوژی مذهبی داشتند امکان یافتند که سکوت دهشتناک ایران را از زاویه سیاسی بشکنند... آیا این سخن کم در جوار آن همه یاوه بافی‌های دستگاه و در زمینه آن سکوت مرگبار، برای آمادگی سیاسی و اجتماعی ملت کافی است؟»رحیمی اصرار می‌کند که ما باید تدریج را به جای انقلاب بنشانیم و گام به گام به سوی آزادی برویم؛ از نظر او احساسات انقلابی حتما برای جنگ با دشمن مفید و بی‌گمان برای ساختن آینده مضر است. پس از پیروزی بر دشمن مشترک، ما به آزادی و آگاهی نیاز داریم؛ انتخاب مردمِ احساساتی و ناآگاه می‌تواند عواقبی وخیم داشته‌باشد: «... آزادی اگر با آگاهی همراه نباشد به ضد خود تبدیل می گردد. در زمینه آگاهی باید به مردم چیزی داد و چیزی گرفت. و چیزی که می‌گیریم متناسب است با چیزی که به آنان داده‌ایم.»در آخر نامه، مصطفی رحیمی به رهبر انقلاب پیشنهاد می کند در افتتاح «جلسه های گفتگو در کلیه مواردی که مربوط به سرنوشت کشور باشد» پیشقدم شود زیرا «انقلاب بدون جدل و گفتگو ممکن است پیروز شود. اما محال است که بدون آن قوام و ادامه یابد.» این اتاق های گفتگو ضامن شرکت تمامی نیروهای اجتماعی و سیاسی، با حفظ استقلال خود، در روند استقرار حکومت بعد از انقلاب است بدون این که «همه اعضا در یک ایدئولوژی حل شوند.» امری که هیچ گاه صورت نپذیرفت.نامه مصطفی رحیمی به آیت الله خمینی در روزنامه آیندگاننامه مصطفی رحیمی به آیت الله خمینی هم درسنامه ای است برای انقلابیونی که خواستار دموکراسی اند، هم شیوه نامه ای است برای انقلابیون ضد دموکراسی تا بدانند از چه باید اجتناب کنند. برخلاف آنچه رحیمی می پنداشت، رهبری انقلاب به دست گروه دوم بود.در روزهای آخر رژیم شاه خیلی ها صدای پای استبداد مذهبی را می شنیدند و از آن سخن می گفتند؛ بعضی با ناامیدی و بعضی با امید. صدای غالب البته صدای انقلاب بود و تغییر بنیادی. بسیاری سال ها رویای رفتن شاه را در سر پرورانده بودند و حالا ناگهان رویایشان را در دسترس می دیدند اما در انقلابی به رهبری بلامنازع آیت الله خمینی. انگار همه تصمیم گرفته بودند به آیت الله خمینی اعتماد کنند.مصطفی رحیمی یکی از آنها بود، اما به شیوه روشنفکر صاحب اصولی که آگاهی و آزادی را برتر از هر چیز دیگری می نشاند.منبع: بی بی سی فارسیسایر مطالب:چرا دارایی‌های کشور را تنها به «خاک» تقلیل می‌دهید؟یک پیشنهاد برای تنظیم روابط با کشور بی‌چشم و روی لبنانآیا اعراب پیش از اسلام در جاهلیت به سر می‌بردند؟کلوپ ترور، مازیار ابراهیمی و مستندسازی ارزشی‌هاهر چیزی به این خبر اضافه کنیم به آن لطمه زدیمآیا ایران امکان «چین اسلامی» شدن را دارد؟سیل دارد همه چیز را می‌برد، دانشگاه را هممیرزا حسن رشدیه و کربلایی کاظم ساروقیاز میان کامنتهام (۱): حرام‌زاده یعنی چه؟!من خطا کردم، معذرت می‌خواهمچه &quot;نمی‌خواهی&quot; کافی نیستوعده‌ها و امیدهاسخنگویی عقل</description>
                <category>علی‌آقا</category>
                <author>علی‌آقا</author>
                <pubDate>Sun, 15 Feb 2026 21:16:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا دارایی‌های کشور را تنها به «خاک» تقلیل می‌دهید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mrali/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%DA%A9-%D8%AA%D9%82%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF-jobe8xigrbdb</link>
                <description>به همراه نتیجه‌گیری در انتهابسم الله.از نظر من دارایی‌های یک کشور شامل موارد زیر است:۱- خاک (سرزمین):این شامل تمام قلمرو زمینی و دریایی یک کشور میشه، از جمله کوهستان‌ها، دشت‌ها، جنگل‌ها، و هر چیز دیگه. همچنین آب‌های داخلی مثل رودخانه‌ها و دریاچه‌ها رو هم در بر می‌گیره.۲- منابع طبیعی:شامل منابعی مثل نفت، گاز، مواد معدنی (طلا، مس، آهن و...)، آب شیرین، جنگل‌ها و زمین‌های کشاورزی.۳- موقعیت (جغرافیا):یعنی داشتن موقعیت استراتژیک مثل دسترسی به دریا، همسایگی با کشورهای مهم، قرار گرفتن در مسیرهای تجاری بین‌المللی. و همچنین آب و هوا و شرایط اقلیمی مناسب که روی کشاورزی، گردشگری و زندگی مردم تاثیر میذاره.۴- جمعیت:شامل تعداد و تراکم جمعیت: که نشون‌دهنده پتانسیل نیروی کار و بازار مصرف هست. و ویژگی‌های جمعیتی مثل سن، تحصیلات، مهارت‌ها، سلامت و توزیع جغرافیایی جمعیت.۵- زیرساخت‌ها:این شامل راه‌ها، پل‌ها، فرودگاه‌ها، بنادر، شبکه‌های برق، آب و فاضلاب، مخابرات و اینترنت میشه. زیرساخت‌های قوی، حرکت کالا و خدمات رو راحت‌تر و اقتصاد رو قوی‌تر می‌کنه.۶- سرمایه و دارایی‌های مالی:ذخایر ارزی و طلا: مقداری ارز خارجی و فلزات گران‌بها که بانک مرکزی داره.دارایی‌های داخلی: مثل سرمایه‌گذاری در کارخانه‌ها، شرکت‌ها، املاک و مستغلات.بدهی‌های خارجی: که البته جزو بدهی‌ها محسوب میشه ولی تاثیر مستقیمی روی وضعیت مالی کشور داره.۷- فناوری و دانش:سطح پیشرفت علمی و فناوری: توانایی کشور در تحقیق و توسعه، نوآوری و استفاده از تکنولوژی‌های روز.حقوق مالکیت معنوی: مثل پتنت‌ها و کپی‌رایت که از خلاقیت‌ها محافظت می‌کنه.۸- نهادها و ساختارهای حکومتی:ثبات سیاسی و حکومتی: داشتن یک سیستم حکومتی پایدار و کارآمد.قوانین و مقررات: مثل قوانین کسب‌وکار، سرمایه‌گذاری و حفاظت از محیط زیست که فضای امنی برای فعالیت اقتصادی ایجاد می‌کنه.کیفیت حکمرانی: سطح شفافیت، مبارزه با فساد و کارایی دستگاه‌های دولتی.۹- فرهنگ و هویت ملی:این هم می‌تونه به عنوان یک دارایی نامشهود در نظر گرفته بشه که روی همبستگی اجتماعی و جذابیت گردشگری تاثیر داره.۱۰- امنیت:شامل امنیت اقتصادی و امنیت اجتماعی و امنیت مرزی و... (آیا ما در امانیم؟ امنیت به زبان آدمیزاد)و...برویم سراغ نتیجه‌گیری:همه اینها را نوشتم تا پاسخ کسانی را بدهم که به محض انتقاد از حکومت فعلی یا بمحض تمجید از حکومت دیگری، به سرعت پاسخ می‌دهند این حکومت حتی یک وجب از خاک کشور را به بیگانه نداده.این حکومت حتی چند سانتی متر خاک را به فنا ندادهبسیار خوب. بیایید فرض بگیریم واقعا چنان کاری کرده و حتی یک وجب یا چند سانتیمتر از خاک کشور را به فنا نداده.سوال: آیا مگر تنها دارایی یک کشور خاک آن کشور است؟آیا حکومت یک جرعه از آب و یک وجب از دریا را هم به بیگانه نداده؟آیا تاکنون هیچ قرارداد زیان باری برای کشور امضا نکرده؟ (مثال: قرارداد کرسنت)آیا تاکنون موقعیت استراتژیک کشور را تضعیف نکرده؟آیا منابع طبیعی کشور مثل نفت و مواد معدنی را به ارزش واقعی به بیگانه فروخته؟آیا درآمدهای ارزی را به درستی مدیریت کرده؟آیا از جمعیت کشور به خوبی حفاظت کرده؟آیا نخبگان را در کشور نگه داشته یا آنها را راهی کشورهای بیگانه کرده؟آیا از فرهنگ و هویت منحصر به فرد کشور حمایت کرده؟ یا با سیاستهایش در جهت تضعیف آن گام برداشته؟و...پس فرضا بپذیریم یک وجب از خاک کشور از دست نرفته، آیا می‌توانید در مورد سایر دارایی‌های کشور هم همین ادعا را مطرح کنید؟ آیا حاضر هستید ادعا کنید درآمدهای کشور را هم به درستی مدیریت کرده و حیف و میل نکرده؟سایر مطالب:شما هم امتحان کنیداز هر آنچه گفتم گذشتمسهم ایرانیان فقط حسرت استآینده پرتنش جمهوری اسلامی (۱)ایران؛ زمانی که جور دیگری بودیمیکی از معتبرترین منابع تاریخ معاصر ایرانسیل دارد همه چیز را می‌برد، دانشگاه را هم.هر چیزی به این خبر اضافه کنیم به آن لطمه زدیمآیا ایران امکان «چین اسلامی» شدن را دارد؟سنگاپور آفریقا و درس‌های آن برای ایرانگاه امیدآفرینی کاری‌ست غیر اخلاقیمقایسه فقر در ایران و آمریکا</description>
                <category>علی‌آقا</category>
                <author>علی‌آقا</author>
                <pubDate>Sat, 31 Jan 2026 16:16:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شما هم امتحان کنید</title>
                <link>https://virgool.io/@mrali/%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-ja5fycbrr3ku</link>
                <description>برای کامپیورتان چه تصویر زمینه‌ای گذاشته‌اید؟طبیعت بکر زیبا؟تصویر یک عزیز؟شاید هم همان تصویر از پیش تنظیم شده ویندوز؟اما من یک پوشه ساختم با تعدادی تصویر از صحنه های فقر در ایران، تصاویر این پوشه هر چند ساعت بطور خودکار به نوبت تصویر زمینه کامپیوتر من می‌شوند.شاید از نگاه همکاران (اگر دیده باشند) این نوعی ریا باشد. یا تقدس مآبی یا حتی شعاری.اما هدف من اینها نیست. این تصاویر را برای خوشایند کسی نگذاشته‌ام جز خودم.وقتی ترفیعی را انتظار دارم و نمی‌گیرموقتی پاداشی که انتظارش دارم را نمی‌گیرموقتی پایین‌تر از کسی قرار داده می‌شوم که احساس می‌کنم از من پایین‌تر استتنها نگاه به این صحنه‌ها است که خاطرم را آسوده میکند.دیدن تصاویر رنج سایر مردمان در چنان لحظاتی معجزه می‌کند. انگار آبی روی آتش است.این صحنه‌ها را که می‌بینم به خود می‌آیم.اینها به یادم می‌آورند در کشوری که مردمان زیادی به نان شب محتاجند، من هنوز علی‌رغم تمام بی‌عدالتی‌ها (به زعم خودم) وضعم خوب است. من شغلی امن با درآمد متوسط دارم. خانه و ماشین دارم و فعلا گرچه اصلا ثروتمند نیستم اما سایه فقر را هم نزدیک خود و خانواده‌ام نمی‌بینم. همین برایم کافیست که در حسرت آن پاداش و مقام و سِمَت و ترفیع نمانم و بگذرم.شما هم اگر مسائل مشابهی دارید این را امتحان کنید. ببینید آیا همین حس را پیدا می‌کنید یا نه. اصلا به نظرتان این کار صحیح است؟ نیست؟ خودفریبی است؟ چیست؟سایر مطالب:روسیه‌جون ناراحت شده!هنر خوار شد، جادویی ارجمندآینده پرتنش جمهوری اسلامیسهم ایرانیان فقط حسرت استآینده بلندمدت اقتصاد ایران چگونه است؟گاه امیدآفرینی کاری‌ست غیر اخلاقیاز دیدن این مستند دلم گرفتمقایسه فقر در ایران و آمریکااز هر آنچه گفتم گذشتممصائب مرد بودنمن و ناتاشا</description>
                <category>علی‌آقا</category>
                <author>علی‌آقا</author>
                <pubDate>Tue, 06 Jan 2026 16:24:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روسیه‌جون ناراحت شده!</title>
                <link>https://virgool.io/@mrali/%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87-%D8%AC%D9%88%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D8%AA-%D8%B4%D8%AF%D9%87-btiscwxzdiyi</link>
                <description>عه.عه. روسیه جون دلش نازکه. نکنید، نگویید. نکنید این کارها را. نگویید این حرفها را.به گزارش جماران؛ «مجتبی زارعی» عضو کمیسیون امنیت ملی در واکنش به سخنان اخیر ظریف که پاسخ اتهامات لاوروف وزیر خارجه روسیه درباره موضوع اسنپ‌بک را داده و از کارشکنی‌های این کشور در جریان مذاکرات و اجرای برجام گفته بود، در شبکه اجتماعی اکس نوشت: به عنوان رئیس کمیته قدرت نرم و تهدیدات شناختی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی به دکتر ظریف و رفقایش هشدار می‌دهم حالا که تمام تیرهای در کمان آمریکا و اروپا و اسرائیل در اسنپ بک و برجام تمام شد؛ و حالا که قطعنامه ۲۲۳۱ هم منقضی و باطل شد؛ و حالا که روسیه به عنوان رئیس دوره‌ای شورای امنیت و شریک راهبردی ایران هم پایان ننگین اسنپ را اعلام کرد و حالا که بیش از ۱۰۰ کشور مستقل و غیر متعهد جهان در نشست اوگاندا هم‌ می‌گویند اسنپ بک‌ تمام‌ شد و حالا که دبیر شعام پیام جامع امام خامنه‌ای حکیم را به آقای پوتین برای این موقعیت خطیر تقدیم کرد؛ شما سکوت را رعایت کنید و به روند ملّی در ایران و اجماع جهانی بپیوندید.آقای ظریف! شما را فردی وطن‌خواه می‌شناسم اما اگر اینک در چارچوب مناسبات امنیت ملّی سکوت نکنید و باز هم گویا عیان شدن خسارتِ محض برجام را نخواهید ببینید و دفاع شخصی را بر دفاع ملّی ترجیح دهید دادستانی کل موظف است شما را بخاطر اخلال در امنیت ملی فورا احضار و ارشاد کند؛ لطفا وسط جنگ با آدمخوارانِ ضد ایرانی به سود دشمن کوچه‌ای جدید باز نکنید!روسیه‌جون ناراحت شده!محمدباقر قالیباف با انتقاد از سخنان جواد ظریف و حسن روحانی در مورد روسیه، گفت وزیر خارجه و رئیس‌جمهور پیشین با مواضع خود به مسیر «همکاری‌های راهبردی ایران با روسیه» لطمه زده‌اند.مجتبی زارعی عضو کمیسیون امنیت ملی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: اگر دکتر ظریف بخواهد این موقعیت حساس را درک نکند دادستانی کل باید در مراقبت از امنیت ملی فورا او را احضار کند! محمود صادقی، نماینده ادوار مجلس، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «اینکه وزیر خارجه روس وارد رقابت‌های سیاسی داخلی ایران شود و با تحریف حقایق، درباره‌ی وزیر خارجه اسبق اظهارنظر کند و بعضی خوش‌خوشانشان شود، یادآور چه دوره‌ای از تاریخ ما است؟»سایر مطالب: چرا در دل بحران‌ها جوک می‌سازیم؟فراخوان حزب توده ایران برای کمک به شورویروسیه‌پرستی و پروژه نفوذاز میان اتفاقات و اخبار کشورمانیک پیشنهاد برای تنظیم روابط با کشور بی‌چشم و روی لبنانپوتین خیلی خیلی استرس داشتیک پیشنهاد برای حل مساله فلسطیناز رابطه با غرب به رشد و توسعه می‌رسیم یا از گرایش به شرق؟چرا «تبلیغ علیه نظام» جرم است؟این سرعت در تباهی، محشر استبزرگترین نسل‌کشی تاریخ معاصر دنیا (معرفی کتاب قحطی بزرگ)بیایید تاریخ ایران را بخوانیمالناس علی دین ملوکهماین استقلال نیست که عطسه ترامپ ارزش پول ما را تغییر دهد</description>
                <category>علی‌آقا</category>
                <author>علی‌آقا</author>
                <pubDate>Sun, 26 Oct 2025 15:37:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا در دل بحران‌ها جوک می‌سازیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mrali/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%84-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D9%88%DA%A9-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D9%85-jcjro3bopbdg</link>
                <description>چرا در دل بحران‌ها جوک می‌سازیم؟ و چرا هگل این نوع شوخی را خطرناک می‌دانست؟و چرا هگل این نوع شوخی را خطرناک می‌دانست؟یک پدیده‌ی آشنا در روانشناسی جمعی ما مردم ایران اینست که معمولا در میانه‌ی بحران‌های بزرگی مانند جنگ، سرکوب شدید، یا بحران‌های سیاسی، (بخصوص وقتی اوضاع را از کنترل خود خارج می‌پنداریم)، شروع به شوخی‌ و جوک ساختن و جوک گفتن در مورد وضعیت موجود ‌می‌کنیم.پدیده‌ای که بارها دیده‌ایماز ویدیوهای بامزه گرفته تا طعنه‌ها، طنزها، و بازی‌های زبانی با وحشتناک‌ترین رخدادها. این شوخی‌ها در نگاه اول کمک می‌کنند که فشار روانی کمتر شود. اما آیا کارکردشان (در ذهن پیچیده‌ی انسانی و در روانشناسی اجتماعی) فقط همین است؟در بسیاری از موارد، این شوخی‌ها نمونه‌ای از irony به معنای دقیق کلمه‌اند: ذهن با خلق موقعیتی طنزآمیز، خود را از واقعیت تلخ جدا می‌کند. نوعی فاصله‌گذاری میان «سوژه» و «امر واقع» شکل می‌گیرد؛ گویی فرد می‌گوید: «این همه فاجعه، اما من هنوز می‌توانم به آن بخندم.»این فاصله‌گذاری، احساسی کاذب از تسلط ایجاد می‌کند؛ انگار با نگاهی از بالا، بحران کوچک‌تر شده است. اما فریب، درست همین‌جا آغاز می‌شود.هگل و نقد «آیرونی رمانتیک»هگل در نقد (romantic irony) دقیقا همین نقطه را هدف می‌گیرد. از نظر او، irony وقتی خطرناک می‌شود که فرد، با آفرینش ذهنی یا شوخی، از واقعیت فاصله بگیرد و وانمود کند که بر آن مسلط است؛ بی‌آن‌که واقعا تغییری در موقعیت پدید آمده باشد.این نوع خنده، به‌جای مشارکت واقعی در امر حقیقی، و تلاش برای کنترل و نجات، آن را به یک بازی ذهنی تقلیل می‌دهد، و به انسان در معرض خطر، توهم آزادی و قدرت می‌دهد. و نتیجه چیزی نیست جز نوعی خلسه، نشئگی ذهنی لحظه‌ای، و در نهایت خودفریبی زیبایی‌شناسانه!در نگاه هگل، آزادی نه در فرار از واقعیت، بلکه در روبه‌رو شدن با آن و پذیرش تعهد نسبت به آن معنا می‌یابد. اما irony از این مسئولیت فرار می‌کند. شوخی جای عمل را می‌گیرد و خنده جای مواجهه را. و همین به تدریج ما را از اخلاق، از حقیقت، و از امکان تغییر دور می‌کند.جوک ساختن در بحران و شوخی با آن، اگرچه به لحاظ روانی و در کوتاه مدت نجات‌بخش است اما وقتی بدل به ابزار فاصله‌گیری و فریب ذهنی شود، نه فقط کمکی نمی‌کند بلکه ما را به تماشاگران/قربانیان بی‌تفاوت بدل می‌سازد. تماشاگرانی قربانی که می‌خندند تا فراموش کنند که هیچ کاری نمی‌کنند.آیا این خنده، نشانه‌ی تاب‌آوری ماست؟یا فقط روشی‌ست برای پنهان کردن ناتوانی‌مان؟منبع: کانال سید مصطفی تاجزادهبرخی از نظرات مردم در این مورد:@rd.yh1976طنزهای ۹۰ قسمتی مهران مدیری کشور مارو نابود کرد@mirjaberi38درواقع بدترین شرایط را عادی سازی میگند@nabeghe313روان شناسی میگه تاب آوری@susan_sarsharچون دیگه تحمل واقعیات دردناک را نداریم@sabah_mayahi_maneshاین جپکهایی که مربوط به مصائب و مشکلات روزمره‌مان است بار مصیبت را کم نمی‌کند. ما میخندیم و در عین حال مشکل را بازگو می‌کنیم، تا حدی هم بد نیست مثل چاشنی برای مزه‌ای تلخ و گزنده است .@toolani.sara4در تاریخ و در خیلی از کشورها در موقعیت های دیکتاتوری و فاشیستی خیلی از نویسنده ها با زبان طنز مسائل اجتماعی و سیاسی رو مطرح کردند. مثل نمایشنامه های برتولت برشت که همه با زمینه ی طنز به نقد فاشیست پرداخته و همچنین عزیز نسین در ترکیه.سایر مطالب:سپاس و قدردانیپلیس داریم تا پلیسجعفر خان از فرنگ آمدن!عادی کردن فساد عادی نیستگاه امیدآفرینی کاری‌ست غیر اخلاقییک پیشنهاد برای حل مساله فلسطینچرا «تبلیغ علیه نظام» جرم است؟من خطا کردم معذرت می‌خواهممن صدای شما هستممشتی غلوم لعنتیمصائب مرد بودن</description>
                <category>علی‌آقا</category>
                <author>علی‌آقا</author>
                <pubDate>Mon, 06 Oct 2025 14:41:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سپاس و قدردانی</title>
                <link>https://virgool.io/@mrali/%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D8%B3-%D9%88-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-oyk1k2kns6mt</link>
                <description>از چه کسی؟احمدرضااز احمدرضای عزیز (که نمیدونم چرا یوزرنیمش mohammadmoeenalimardani هست!) که به تنهایی با تلاشی بی‌وقفه و همتی والا بار همه هواداران و طرفداران پرشمار (!) مرا به دوش می‌کشد و تقریبا روزی نیست که چند ده عدد از نظرات گوهربار مرا در ویرگول لایک نکند!«مرسی احمدرضا، دست مریزاد»احمدرضای عزیز، مهمان هر روز صفحه مناحمدرضای عزیز، مهمان هر روز صفحه منو روی سخنم با شماستشمایی که بی‌تفاوت رد می‌شی و لایک نمیکنیبرو خجالت بکش.برو...ما اینجا داریم زحمت میکشیم!ما اینجا داریم زحمت میکشیمیه لایک بکن، انگشتت قطع نمیشه! :)پی‌نوشت: احمدرضا از زمانیکه این پست رو منتشر کردم منو آنفالو کرد. بعدش هم کلا پیجش رو بست رفت! از اون مردان خدا بود که دوست داشت تو گمنامی زندگی کنه :) آخه چرا احمدرضا؟! یه چیزی بگو...سایر مطالب:صفر تا صد مکانیسم ماشه (اسنپ‌بک)چرا مطالب دیگران را بازنشر می‌کنم؟اثبات سرقت علمی از مقاله منرمزگشایی از نام گوگوشاز میان کامنتهامدرد بین‌المللی!چرا وبلاگ من فیلتر شد؟!از میان اتفاقات و اخبار کشورمانیک ویرگولی معاون رئیس جمهوری شدآیا غربی‌ها لاشی هستن؟ بیایید برویم یوتیوبمنطقشان خیلی قوی بود و برای همین بلاکم کردند!!!تمام نوشته‌های من از آغاز تاکنون (پایان فروردین ۱۴۰۲)</description>
                <category>علی‌آقا</category>
                <author>علی‌آقا</author>
                <pubDate>Mon, 08 Sep 2025 19:25:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صفر تا صد مکانیسم ماشه (اسنپ‌بک)</title>
                <link>https://virgool.io/@mrali/%D8%B5%D9%81%D8%B1-%D8%AA%D8%A7-%D8%B5%D8%AF-%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D9%85%D8%A7%D8%B4%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D9%86%D9%BE-%D8%A8%DA%A9-qafgbrrm04wu</link>
                <description>تحلیل پیامدهای فعالسازی یا تمدید مکانیسم ماشه برای ایرانپادکست پریسکوپآرمین منتظری در پادکست پریسکوپ، به بررسی دقیق ریشه‌ها، نحوه عملکرد و پیامدهای اقتصادی و امنیتی فعالسازی یا تمدید &quot;اسنپبک (Snapback Mechanism)&quot; (بازگشت خودکار تحریم‌ها) برای ایران پرداخته است. این تحلیل، تصویر جامعی از چالشهای پیش روی ایران در صورت تحقق هر یک از این سناریوها ارائه میدهد.اسنپبک یا مکانیسم ماشه از کجا آغاز شد؟ایجاد اسنپبک یا مکانیسم ماشه به این پرسش برمیگشت که اگر یکی از طرفین برجام به تعهدات خود عمل نکند، طرف مقابل چه باید بکند؟برای ایران، بازگشت به وضعیت پیش از برجام (مانند تزریق گاز به سانتریفیوژها یا افزایش غنی‌سازی) از نظر فنی بسیار آسان و در کوتاه‌مدت قابل انجام بود اما برای طرف غربی (آمریکا و اروپا) اقدام متقابل پیچیده‌تر و طولانی‌تر بود. زیرا برجام با قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل تایید شد و تمامی قطعنامه‌های تحریمی قبلی علیه ایران (حدود ۵-۶ قطعنامه) را لغو کرد. پس اگر غرب میخواست در برابر عهدشکنی احتمالی ایران این قطعنامه‌ها را بازگرداند، نیاز به طی فرآیندهای بوروکراتیک طولانی در سازمان ملل داشت.به همین دلیل برای ایجاد تعادل، پیشنهاد شد که غرب نیز مکانیسم &quot;اسنپبک&quot; را داشته باشد. این پیشنهاد که گفته میشود از سوی روسیه مطرح شده بود، به این معناست که اگر ایران به تعهدات خود عمل نکند، طرف مقابل میتواند با تشکیل جلسه شورای امنیت و درخواست فعالسازی مکانیسم ماشه، ظرف حداکثر ۳۰ روز، قطعنامه‌ای را صادر کند که به صورت خودکار تمامی تحریم‌های قبلی را بازگرداند. ویژگی مهم این قطعنامه این است که هیچ کشوری، حتی روسیه و چین، حق وتو در آن را ندارد. بنابراین، اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها میتوانند در صورت نیاز، اسنپبک را فعال کنند.پیامدهای فعالسازی اسنپبک:فعال شدن اسنپبک، عواقب بسیار جدی برای ایران خواهد داشت:۱- بازگشت قطعنامه ۱۹۲۹ و قرار گرفتن ایران ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد:این قطعنامه ایران را به وضعیت &quot;تهدید علیه صلح و امنیت بین‌المللی&quot; بازمیگرداند. زمانی که کشوری ذیل فصل هفتم قرار میگیرد، شورای امنیت میتواند از همه اعضا بخواهد تا &quot;با استفاده از هر ابزاری&quot; برای خنثی کردن این تهدید اقدام کنند. این بدان معناست که اقدامات نظامی علیه ایران مشروعیت بین‌المللی پیدا میکند و حمله به ایران را آسانتر و تسهیل میسازد. به تعبیری، وضعیت به &quot;اوپن سیزن&quot; (فصل باز) تبدیل میشود، جایی که دنیا و به خصوص قدرتهای بزرگ دیگر میتوانند هر کاری بخواهند با آن کشور بکنند.۲- بازگشت تحریمها و فروپاشی شاهرگهای حیاتیبازگشت تحریمها، شاهرگهای اصلی اقتصاد ایران را به شدت تحت تاثیر قرار خواهد داد:-|- در زمینه صادرات نفتتحریم بانک مرکزی، قطع ارتباط با بانکهای جهانی و تحریم بیمه کشتیها بازخواهد گشت؛ کشتیهای بدون بیمه نمیتوانند از بندر خارج شوند و حتی &quot;ناوگان سایه&quot; ایران نیز به دلیل تهدید بودن کشور، در هر کجای دنیا (آبهای آزاد یا بنادر) توسط هر کشوری توقیف محموله خواهند شد.خرید نفت از ایران دیگر صرفا تخطی از تحریمهای آمریکا نخواهد بود، بلکه &quot;تخطی از قوانین بین‌المللی&quot; سازمان ملل محسوب میشود. این امر باعث ریزش خریداران نفت ایران، حتی کشورهایی مانند چین که خود عضو دائم شورای امنیت هستند، خواهد شد.-|- در زمینه صادرات غیرنفتی و اقتصاد داخلیمبادی ورود مواد خام برای تولید داخلی به شدت کاهش مییابد. کاهش تولید منجر به کاهش صادرات غیرنفتی و درآمد ارزی کمتر میشود. کاهش تولید به معنای تعدیل نیرو و افزایش نرخ بیکاری نیز هست. کمبود کالا در داخل، تورم را افزایش میدهد. همچنین کاهش ورود ارز به کشور، به &quot;کاهش بسیار زیاد ارزش ریال ایران در مقابل دلار&quot; منجر خواهد شد.سناریوی تمدید اسنپبک: شمشیر بالای سر ایران با شروطی دشوارسوال: اگر اسنپبک فعال نشود و برای ۶ ماه تمدید گردد، آیا باید امیدوار بود؟پاسخ این است که &quot;خیر، نمیتوان خیلی امیدوار بود&quot;. زیرا اروپایی‌ها (آمریکا قادر به فعالسازی اسنپ‌بک نیست زیرا از برجام خارج شده است) برای تمدید ۶ ماهه، شرطهایی (که در واقع دستور هستند) تعیین کردهاند که پذیرش آنها برای ایران &quot;بسیار دشوار&quot; است:-|- ایران باید &quot;در اسرع وقت&quot; به مذاکرات هستهای با آمریکا بازگردد. این به معنای مذاکره برای توافق و پذیرش خواستهها، نه صرفاً بحث و جدل است.-|- ایران باید تکلیف اورانیوم ۶۰ درصدی خود را مشخص کند.-|- ایران باید &quot;به سرعت&quot; به سایتهای مورد نظر بازرسان آژانس (حتی سایتهای بمباران شده) دسترسی کامل دهد و اختلافات خود را با آژانس حل کند.پیامدهای تمدید اسنپبک (مکانیسم ماشه):تمدید به معنای رفع خطر نیست، بلکه فقط &quot;شمشیر اسنپبک را از ۲۰ سانتیمتری سر ایران به ۱ متر دورتر میبرد&quot;. ایران باید در ازای این تمدید، هر سه شرط را انجام دهد و پذیرش ضمنی این شروط، از فردای روز تمدید فشارها را برای عملیاتی شدن آنها افزایش خواهد داد. اگر ایران این شروط را در ۶ ماه انجام ندهد، &quot;کار به جاهای باریک خواهد رسید&quot;.چرا پذیرش این شروط برای ایران دشوار است؟چرا ایران در این همه جنگ و مناقشه درگیر است؟وضعیت کنونی ایران با سال ۱۳۹۲ (زمان تصمیم‌گیری برای برجام) قابل مقایسه نیست و به مراتب بدتر است:-|- کاهش مشارکت عمومی در انتخابات و بحرانها و اعتراضات اجتماعی گسترده (از سال ۹۶ به بعد، از جمله اعتراضات بنزینی و ۱۴۰۱) نشاندهنده نارضایتی عمیق در جامعه است.-|- بحرانهای اقتصادی شدیدتر: تورم بسیار بالا، کاهش ارزش پول ملی، بحرانهای بیبرقی، بیآبی و ناترازیهای بانکی و انرژی.-|- تضعیف بازوهای منطقه‌ای ایران: سوریه، حزبالله، حماس و گروههای عراقی، دیگر مانند گذشته قدرتمند نیستند.-|- عدم اجماع داخلی: ایران نیاز به &quot;تصمیمات سخت و بزرگ&quot; دارد، اما در حال حاضر اجماعی در ساختار قدرت برای این تصمیمات (که باب میل محافظهکاران تندرو نخواهد بود) دیده نمیشود.اظهارات مبهم مقامات مانند آقای لاریجانی (دبیر شورای عالی امنیت ملی) و آقای عراقچی، نشاندهنده نبود یک تصمیم مشخص یا تلاش برای ایجاد فضای ابهام و خرید زمان برای ایران است. ایران به زمان نیاز دارد تا آسیبهای امنیتی و اطلاعاتی خود را ترمیم کند با این حال، این زمان نامحدود نیست و نه اروپاییها و نه آمریکاییها آن را نمیپذیرند. اگر ایران در این ۶ ماه بتواند مشکل داخلی خود را حل کند و از موانع داخلی عبور کرده و به آن &quot;تصمیم خیلی بزرگ&quot; دست یابد، این زمان میتواند مفید باشد و به سمت &quot;حل مرحله به مرحله و تدریجی&quot; مسئله حرکت کند. در غیر این صورت، تمدید نیز فقط بلاتکلیفی و ریسک اقتصادی را ادامه خواهد داد.سایر مطالب:رمزگشایی از نام گوگوشاین سرعت در تباهی، محشر استآیا چین میتواند جایگزین آمریکا شود؟سنگاپور آفریقا و درسهای آن برای ایرانفرار از آینده پرتنش؛ راهکارهای نجات ایراناز رابطه با غرب به رشد و توسعه میرسیم یا از گرایش به شرق؟دکتر پویا ناظران: دستورالعمل تضمینی برای نابودی ایران عزیزمانآیا ایران امکان «چین اسلامی» شدن را دارد؟آیا جایگاه آمریکا در جهان رو به افول است؟یک پیشنهاد برای حل مساله فلسطینایران؛ زمانی که جور دیگری بودیماز هر آنچه گفتم گذشتم</description>
                <category>علی‌آقا</category>
                <author>علی‌آقا</author>
                <pubDate>Wed, 03 Sep 2025 16:57:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رمزگشایی از نام گوگوش</title>
                <link>https://virgool.io/@mrali/%D8%B1%D9%85%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%A7%D9%85-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%88%D8%B4-d9lhzvhipuc7</link>
                <description>نام یکی از بلندآوازه‌ترین خوانندگان ایران، خانم گوگوش، به چه معناست؟به نقل از خود ‏ایشان بارها این‌جا و آن‌جا، و از جمله در مجموعه‌ی عکسی در سایت دویچه‌وله فارسی، ‏گفته شده که:«گوگوش نامی ارمنی برای پسران است. آن طور که گوگوش در گفت‌وگو با خانم ‏هما احسان توضیح داده، این اسم را پدرش به هنگام تولد در سال ۱۳۲۹ خورشیدی برای او انتخاب ‏کرد. اداره ثبت احوال اما به علت عجیب بودن از ثبت آن در شناسنامه نوزاد خودداری می‌کند و از ‏پدرش می‌خواهد که یک اسم ایرانی یا عربی برای وی انتخاب کند که در نهایت پدر نام فائقه را برای ‏نوزاد برمی‌گزیند.»‏گوگوش در سال ۱۳۲۹ در تهران زاده‌شد، اما پدر او آقای صابر آتشین زاده‌ی سراب، و مادر، خانم ‏فائزه، زاده‌ی باکو، و هر دو آذربایجانی بودند. خانواده‌های پدری و مادری گوگوش پیشتر به آذربایجان ‏شوروی سابق کوچیده‌بودند و در آستانه‌ی جنگ جهانی دوم به ایران بازگشتند و یا به دستور ‏استالین و به علت داشتن ریشه‌ی خارجی، از اتحاد شوروی اخراج شدند. قربانعلی (قلی) صبحی ‏نوری پدر بزرگ خانم گوگوش زاده‌ی تبریز بود، در حکومت ملی آذربایجان درجه سرهنگی داشت، و ‏پس از شکست جنبش ملی آذربایجان اعدامش کردند. بنابراین کمی دشوار است که بپذیریم که ‏آقای صابر آتشین خواسته‌باشند نام ارمنی، و تازه نامی پسرانه بر دختر خود بگذارند. ‏اما داستان خانم گوگوش شاخ‌وبرگ‌هایی هم دارد، از این دست که دایه‌ای ارمنی ایشان را به این ‏نام می‌خوانده، یا پای عشق به پسر ارمنی همسایه هم در میان بوده است.‏در منابع در دسترسم معنا و توضیحی برای واژه‌ای هم‌آوا با گوگوش در زبان ارمنی (‏Ղօղօջ‏ یا ‏Կօղօջ‏) نیافتم. اما معنایی زیبا برای این نام در زبان‌های ترکی می‌شناسم. بسیار ساده است: ‏فارسی‌زبانان نام پرنده‌ی قو را &quot;غو&quot; می‌خوانند [بجز یزدی‌ها و کرمانی‌ها و... البته!]. اما از یک آذربایجانی که هنوز لهجه‌ی خود را از یاد ‏نبرده بخواهید که واژه‌ی &quot;قو&quot; را برایتان بخواند. خواهد خواند &quot;گو&quot;. حال واژه‌ی &quot;قوش&quot; را جلویش ‏بگذارید که به‌ترکی یعنی پرنده. خواهد خواند &quot;گوش&quot;. &quot;قوش&quot; را، که به فارسی &quot;غوش&quot; خوانده می‌شود، در فرهنگ‌های ‏فارسی واژه‌ای ترکی و &quot;باز شکاری&quot; معنا کرده‌اند. حال از دوست آذربایجانی بخواهید که به ترکی ‏بگوید &quot;قوی من&quot;. اگر ترکی درستی بلد باشد، خواهد گفت &quot;گوگوشوم&quot; [قوقوشوم].در زبان ترکی آذربایجانی نام برخی از پرندگان به شکل اسم مرکب و با افزودن جزء &quot;قوشی&quot; [قوشو] ‏‏(پرنده‌ی...) ساخته می‌شود، مانند &quot;سئرچه قوشو&quot; (گنجشک)، &quot;طوطی قوشو&quot; (طوطی)، ‏‏&quot;هشترخان قوشو&quot; (بوقلمون) و... در ترکیبات ویژه‌ای &quot;قوشی – قوشو&quot; به &quot;قوش&quot; (پرنده) تبدیل ‏می‌شود، مانند &quot;بایقوش&quot; (جغد)، &quot;قارانقوش&quot; (پرستو)، و... &quot;قوقوش&quot; (قو). اگر بخواهیم نام این پرنده‌ی اخیر ‏را با آوانگاری فارسی بنویسیم، باید بنویسیم &quot;گوگوش&quot;. شاید داستان از این قرار بوده که ‏آقای صابر آتشین و شاید دایه‌ی سرخانه هم دختر را &quot;قوقوشوم&quot; (قوی من) صدا می‌زده‌اند و یا ‏خیلی ساده نام هنری &quot;قو&quot; را بر این دختر هنرمند و زیبا نهاده‌اند، که با تلفظ به لهجه‌ی آقای آتشین ‏و دیگر بستگان خانم فائقه، &quot;گوگوش&quot; گفته می‌شده. این احتمال وجود دارد که در گذشته از سوی ‏نزدیکان به خانم گوگوش توصیه شده‌باشد که برای پرهیز از ایجاد آشفتگی در تلفظ، سخنی از ‏ریشه‌ی حقیقی و درست نام زیبای خود به‌میان نیاورند، زیرا در این صورت نام ایشان را به فارسی ‏باید &quot;غوغوش&quot; خواند.با این همه، و هر چه هست، خانم گوگوش خود بهتر می‌دانند و حق و آزادی ‏به جانب ایشان است که معنا و دریافت دلخواه خود را در نامشان بجویند.‏ این معنا را ‏سال‌ها پیش، هنگامی که خانم گوگوش تازه به خارج آمده‌بودند در چند سطر نوشتم، طنزپرداز نامی ‏آقای هادی خرسندی طنزی در آن نوشته یافتند و در یکی از واپسین شماره‌های نشریه &quot;اصغرآقا&quot; ‏چاپش کردند. دریغا که هرگز نسخه‌ای از آن شماره‌ی &quot;اصغرآقا&quot; به دستم نرسید تا تصویری از بریده‌ی ‏آن را این‌جا بیاورم.‏در وجود ریشه‌ی فارسی برای نام پرنده‌ی &quot;قو&quot; جای تردید هست، زیرا نگاهی به فرهنگ ‏ریشه‌شناسی زبان‌های ترکی نشان می‌دهد که در همه‌ی خویشاوندان دور و نزدیک و کوچک و ‏بزرگ این زبان‌ها، و حتی در گروه بزرگ‌تر زبان‌های آلتائیک، این پرنده را چیزی شبیه به &quot;قو&quot;، یا &quot;کو&quot;، ‏یا &quot;گو&quot; یا ترکیبات آن می‌نامند. در آذربایجان نام آن، با آوانگاری فارسی، &quot;گو&quot; و &quot;گوغو&quot;ست و در ترکیه ‏‏&quot;کوغو&quot;، در ژاپنی (که از زیان‌های آلتائیک و خویشاوند دور ترکی‌ست) ‏‎*kùkùpí‏ (در لهجه‌ی توکیوی ‏باستان ‏kugui‏)، و در مغولی (که آن نیز از خویشاوندان دور ترکی‌ست) ‏qon‏. اما نام این مرغ در ‏هیچ‌یک از زبان‌های هندو – اروپایی، به‌جز زبان‌های خویشاوند نزدیک با فارسی، هیچ شباهتی به ‏‏&quot;قو&quot; ندارد (مانند ‏swan‏ در انگلیسی یا ‏cygnus‏ در لاتین). از این رو می‌توان حدس زد که نام قو از ‏ترکی وارد فارسی شده و جا دارد که زبان‌شناسان و واژه‌پژوهان در سرچشمه‌ی پیدایش این نام در ‏زبان فارسی پژوهشی انجام دهند.‏نتیجه آن‌که، واژه‌شناسی به یک سو، &quot;گوگوش&quot; همان قوی زیباست که با پوشیدن جامه‌ی آوانگاری ‏فارسی به این شکل در آمده. حال بگذریم از آن‌که قو، برعکس خانم گوگوش، آواز چندان دلپذیری ‏ندارد!‏در زیر فهرستی از نام قو در زبان‌های ترکی و آلتائیک آورده می‌شود. منبع این‌جاست.Proto-Altaic: kū̀gùMeaning: swanRussian meaning: лебедьTurkic: KuguOld Turkic: quɣu (Yen., OUygh.)Karakhanid: quɣu (MK)Turkish: koɣu, kuɣuTatar: qū, qu (Буд.); Sib. quɣɨ &#039;polar duck&#039;Middle Turkic: quɣu (Ettuhf.), qu (Pav. C., AH)Uzbek: quwUighur: quwAzerbaidzhan: Gu, GuɣuTurkmen: GuvKhakassian: xūShor: qūOyrat: qūYakut: kubaDolgan: kubaTuva: qūKirghiz: qūKazakh: quwNoghai: quwBalkar: quwKaraim: quɣu, qoɣu, quwKarakalpak: quwKumyk: quw, qūMongolian: kunaProto-Mongolian: kunaMeaning: swanRussian meaning: лебедьWritten Mongolian: quna, qun, quŋ (L 986)Middle Mongolian: qun (HY 14, SH)Khalkha: xunBuriat: xun(g)Kalmuck: xunǝOrdos: xunTungus-Manchu: kūkuProto-Tungus-Manchu: kūku (/*xūku)Meaning: swanRussian meaning: лебедьEvenki: ūk-siEven: ụ̄-sịNegidal: xūk-siUlcha: kukuOrok: kuku / kukkuNanai: kukuOroch: kūkuUdighe: kūxiKorean: kónProto-Korean: kónMeaning: swanRussian meaning: лебедьModern Korean: koniMiddle Korean: kónProto-Altaic: kū̀gùJapanese: kùkùpíProto-Japanese: *kùkùpíMeaning: swanRussian meaning: лебедьOld Japanese: kukupjiMiddle Japanese: kùkùfíTokyo: kugui (arch.)منبع: وبلاگ شیوا فرهمند راد (چه می‌دانم...)سایر مطالب:۷ محور کلیدی مدیریت امام ‌خامنه‌‌ای در جنگ ترکیبی با اسرائیلاصلاح یک اشتباه تاریخی درباره بیت معروف فردوسیدادگاه «سپیده رشنو» را علنی برگزار کنیدساسی مانکن و تهاجم فرهنگیبا ما شرافتمندانه بجنگیدجعفر خان از فرنگ آمدن!سفر به ایرانی‌ترین شهر ترکیهلذت شنیدن موسیقی باکیفیتخاطره‌ای تاثربرانگیز: آذریِ غریب...می‌بایست می‌گفتم... می‌بایست می‌گفتم!چگونه تتلو می‌تواند همزمان عشق و نفرت مردم را بر‌انگیزد؟بیانیه‌ صد زن هنرمند و روشنفکر فرانسوی در اعتراض به جنبش «من هم»</description>
                <category>علی‌آقا</category>
                <author>علی‌آقا</author>
                <pubDate>Sun, 10 Aug 2025 13:37:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۷ محور کلیدی مدیریت امام ‌خامنه‌‌ای در جنگ ترکیبی با اسرائیل</title>
                <link>https://virgool.io/@mrali/%DB%B7-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%84-yo5lzd14zjpf</link>
                <description>عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری با اشاره به نقش محوری رهبر معظم انقلاب اسلامی در مدیریت جنگ ترکیبی علیه ایران، از هفت محور کلیدی این فرماندهی هوشمندانه پرده برداشتند.حضرت آیت الله عباس کعبی عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در قم به بیان سبک‌های مدیریتی ولی‌فقیه در مدیریت جنگ با رژیم صهیونیستی پرداختند و گفتند:رهبر معظم انقلاب با تدابیر به‌موقع و مدبرانه در مواجهه با جنگ ترکیبی، پیچیده، ضدانسانی و شیطانی صهیونیستی، که با مشارکت شیطان بزرگ، یعنی آمریکا صورت گرفته بود، مدیریت هوشمندانه‌ای را از خود نشان دادند.عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری محورهای مختلف اقدامات کلیدی رهبر معظم انقلاب را بدین شکل تبیین نمودند:اولبازگرداندن آرامش و وحدت به ملت ایران؛ این اقدام، نخستین گام مهم در مسیر پایداری و انسجام ملی بود.دومانتصاب به‌موقع فرماندهان جایگزین؛ در مقاطع حساس، ایشان با انتخاب شایسته فرماندهان جدید، انسجام ساختاری نیروهای مسلح را حفظ کردند.سومصدور دستورات لازم به مدیران ارشد کشور برای خدمت بیشتر به ملت؛ این رهنمودها موجب هماهنگی بیشتر ارکان اجرایی با اهداف دفاع مقدس شد.چهارمپاسخ قاطع به تهدیدات رئیس‌جمهور آمریکا؛ در برابر تهدیدات وقیحانه ترامپ خبیث، رهبر انقلاب فرمودند: «کسی را تهدید کنید که از شما بترسد».پنچمپنهان ماندن توان واقعی دفاعی ایران از دید دشمنان؛ صهیونیست‌ها هنوز عمق توان تخریبی و دقت موشک‌های نقطه‌زن جمهوری اسلامی را درک نکرده‌اند.ششمصبر و یقین رهبری در مدار ایمان و آرامش باطنی؛ ایشان همواره با آرامش و اطمینان خاطر، این تحولات را تحلیل کرده‌اند و فرموده‌اند: «این‌ها حوادث طبیعی در مسیر دشواری است که قله آن در پیش است.»هفتمهشدار نسبت به عواقب هرگونه تجاوز نظامی آمریکا؛ در صورت اقدام نظامی آمریکا علیه ایران، طوفانی در منطقه به پا خواهد شد و تمامی پایگاه‌های آمریکا در تیررس جمهوری اسلامی قرار دارند. ملت ایران، با شعار عاشورایی «هیهات منّا الذله»، در برابر دنیای تاریک ترامپ و نتانیاهو خبیث ایستادگی خواهد کرد.منبع: جامعه خبری تحلیلی الف!پی‌نوشت: مجلس خبرگان رهبری که با عناوین مجلس خبرگان یا شورای خبرگان نیز نامیده می‌شود، مجلسی مشورتی متشکل از فقهای «واجد شرایط» است که بر اساس اصل ۱۰۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مسئولیت تعیین، عزل و نظارت بر رهبر جمهوری اسلامی ایران را بر عهده دارد.سایر مطالب:از هر آنچه گفتم گذشتمدشمن دانا بلندت می‌کند...از میان اتفاقات و اخبار کشورمانگرفتن بی‌حجابان واجب‌تر است یا دزدها؟کلوپ ترور، مازیار ابراهیمی و مستندسازی ارزشی‌هانمایش کمدی فتحعلی شاه پیش از تسلیم در برابر روسیهعلم و شبه‌علم؛ چرا اینها از علم سر در نمی‌آورند؟آیا ایران امکان «چین اسلامی» شدن را دارد؟آینده بلندمدت اقتصاد ایران چگونه است؟تیغ اوکام؛ اضافی‌ها را ببریدپلیس داریم تا پلیس</description>
                <category>علی‌آقا</category>
                <author>علی‌آقا</author>
                <pubDate>Thu, 03 Jul 2025 15:33:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از هر آنچه گفتم گذشتم</title>
                <link>https://virgool.io/@mrali/%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D8%B1-%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%85-dddlou7nxv1d</link>
                <description>آیا پایان غنی‌سازی چاره‌ساز خواهد بود؟جعفر شیرعلی‌نیا * | ۷ خرداد ۶۷ و کمتر از دو ماه مانده به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل، آیت‌الله خمینی در پیامی نوشته بود: «سرنوشت جنگ در جبهه‌ها رقم می‌خورد نه در میدان مذاکره‌ها.» (صحیفه، ج۲۱، ص۵۳)دوهفته مانده به پذیرش آن قطعنامه، در ۱۳ تير نیز نوشته بود: «امروز تردید به هر شکلی خیانت به اسلام است، غفلت از مسائل جنگ خیانت به رسول‌الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) است».و ناگهان در پیام پذیرش قطعنامه ۵۹۸، تلخ‌ترین جمله‌اش را نوشت:«از هر آن‌چه گفتم گذشتم.» (همان، ص۹۵)او این چرخش ناگهانی را چرخشی قهرمانانه جلوه نداد و با تلخ‌ترین واژه‌ها آن را به زبان آورد. این تغییر نظر اساسی از پی یک فروپاشی بسیار عجیب در جبهه‌های ایران ایجاد شده بود.پذیرش ناگهانی قطعنامه ۵۹۸ جهان را نیز غافلگیر کرد. مردم ایران هم سیاستمداری را دیدند که می‌گوید «از هر آنچه گفتم گذشتم؛ و اگر آبرویی داشته‌ام با خدا معامله کرده‌ام.»صدام هم غافلگیر شد و پذیرش قطعنامه از سوی ایران را فریب تاکتیکی معرفی کرد. با وجود این‌که عراق از یک سال قبل قطعنامه را پذیرفته بود، تن به آتش‌بس نداد و هجومی تازه را آغاز کرد.مردمی که به نظر می‌رسید از جنگ خسته بودند، دوباره برای دفع هجوم عراق به جبهه سرازیر شدند؛ هم صدام را عقب زدند و هم حمله‌ی ناجوانمردانه سازمان مجاهدین خلق (منافقین) را.این روزها ایران با یک هجوم غافلگیرانه در وسط معرکه‌ای افتاده که با دست فرمان دشمنانش پیش می‌رود. شاید ایران تنها با یک غافلگیری بتواند فرمان را برگرداند.شواهد نشان می‌دهد ایران از مسیر نظامی نمی‌تواند چنین غافلگیری بزرگی ایجاد کند؛ یا می‌تواند و ما مطلع نیستیم.شواهد همچنین نشان می‌دهد که موضوع جنگ، صرفا غنی‌سازی نیست؛ اما به هر حال این موضوع به گره رسانه‌ای جنگ تبدیل شده است.نمی‌دانم چرا برخی اصرار دارند که بگویند غنی‌سازی ایران آسیب جدی ندیده یا ذخایر اورانیوم منتقل شده است. حتی اگر این روایت کاملا منطبق بر واقعیت باشد، اصرار بر آن چه ضرورتی دارد؟در این وضعیت اگر ایران اعلام کند از غنی‌سازی دست خواهد کشید، احتمال غافلگیری مهاجمان وجود دارد.گاهی برای آن‌که ماشین‌تان ته دره نیفتد، مجبور هستید آن را محکم به دیواره‌ی کوه بکوبید. ماشین‌تان، و احتمالا خودتان و سرنشینان نیز آسیب زیادی خواهند دید اما نتیجه، بهتر از سقوط در ته دره خواهد بود.اگر دشمنان نپذیرفتند، این تصمیم قابل بازگشت خواهد بود اما نکته‌ی مهم‌تر این است که اگر مهاجمان به این چرخش روی خوش نشان ندهند، وضعیت صحنه روشن‌تر خواهد شد و همدلی میان مردم بیشتر.در حال حاضر نمی‌توان به طور قطع گفت که چه پیشنهادی ممکن است جواب دهد اما می‌‌توان به عنوان یک گزینه به آن فکر کرد.هرچه باشد، چیزی جز یک غافلگیری بزرگ از سوی ایران نمی‌تواند این مسیر خطرناک را با تغییری جدی مواجه کند.شواهد بسیاری نشان می‌دهد این جنگ حاصل یک طراحی و برنامه‌ریزی بسیار بلندمدت است که حتی تمام مراحلش، از حضور در میدان جنگ تا رسانه‌ و چینش فضای دیپلماتیک، از پیش تمرین شده است.در چنین شرایطی حتما برای پایان جنگ و حتی پالس‌های پایان دادن طراحی‌هایی انجام شده است. در این حالت، حتی پایان جنگ با ابتکارعمل دشمن نیز خطرناک است و چه بسا بخشی از طراحی ویرانگر برای ایران عزیزمان باشد. پس جنگ باید با ابتکارعمل ایران پایان یابد.در این شرایط حکومت ایران حتی این فرصت را دارد که مسئله‌ی ادامه یا توقف غنی‌سازی را به رفراندوم بگذارد.این پیشنهاد با این فرض مطرح می‌شود که دست ایران از اقدامات غافلگیرانه‌ی دیگر کوتاه باشد. اگر چنین است، شاید ارزشش را داشته باشد که برای ایران عزیز و مردم نازنینش بگوییم: «از هر آن‌چه گفتم گذشتم.»منبع: کانال تلگرامی جعفر شیرعلی‌نیا t.me/jafarshiralinia* درباره نویسنده:جعفر شیرعلی‌نیا پژوهشگر برجسته تاریخ، بویژه تاریخ دفاع مقدس، متولد سال ۱۳۵۷ است. او به خاطر فعالیت‌های پژوهشی و انتشار کتاب‌های متعددی در زمینه تاریخ جنگ ایران و عراق و موضوعات مرتبط شناخته شده است.سایر مطالب:سهم ایرانیان فقط حسرت استآیا سقوط لیبی تقصیر آمریکا بود؟آینده پرتنش جمهوری اسلامیاز سند چشم‌انداز بیست ساله ایران چه خبر؟ایران؛ زمانی که جور دیگری بودیماین سرعت در تباهی، محشر استکابوس تکراری پرده‌های سیاهآیا ما در امانیم؟ امنیت به زبان آدمیزادحکومت‌داری بیاموزیمبا ما شرافتمندانه بجنگیدسهم هر ایرانی از بودجه دین و مذهبعلم و شبه‌علم؛ چرا اینها از علم سر در نمی‌آورند؟</description>
                <category>علی‌آقا</category>
                <author>علی‌آقا</author>
                <pubDate>Tue, 24 Jun 2025 17:08:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سهم ایرانیان فقط حسرت است</title>
                <link>https://virgool.io/@mrali/%D8%B3%D9%87%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D8%AD%D8%B3%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-gpdywwgzl70t</link>
                <description>سفر دونالد ترامپ به منطقه خلیج فارسدلخوش نباشید که مسکن فقط می‌سازیم، آب و برق را مجانی می‌کنیم برای طبقه مستمند، اتوبوس را مجانی می‌کنیم برای طبقه مستمند، دلخوش به این مقدار نباشید. معنویات شما را، روحیات شما را عظمت می‌دهیم؛ شما را به مقام انسانیت می‌رسانیم. اینها شما را منحط کردند؛ اینقدر دنیا را پیش شما جلوه دادند که خیال کردید همه چیز این است. ما، هم دنیا را آباد می‌کنیم و هم  آخرت را. (خمینی)مقایسه اقتصاد ایران و کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس به زبان آماریورونیوز | حالا دیگر چند وقتی می‌شود که رئیس کل بانک مرکزی یا دیگر مقام‌های اقتصادی دولت ایران، درست در اوج‌گیری قیمت دلار در بازار آزاد از توافق و پیشرفت برای آزاد شدن ۶ میلیارد دلار پول بلوکه شده ایران در بانک‌های قطری خبری نمی‌دهد تا به خیال خودشان بازار ارز را تعدیل کنند. سال‌ها خبر تکراری آزاد شدن آن ۶ میلیارد دلار که قبلا ۷ میلیارد دلار و در بانک‌های کره‌جنوبی بلوکه شده بود، تنها ابزار روانی در دست بانک مرکزی و دولت ایران برای اثرگذاری روی نرخ‌های ارز در بازار آزاد بود. اما درست در همین روزها، که دستیابی به ۶ میلیارد دلار بلوکه شده در بانک‌های  قطری، برای ایران در حد رویا و آرزوست، کشور میزبان این ۶ میلیارد دلار، توافق هایی به ارزش ۲۴۳ میلیارد دلار با شرکت‌ها و موسسات آمریکایی امضا کرد.رشد فزاینده فقر در ایران زیر سایه حکومت...سفر به سرزمین ارقام اعجاب آورسفر دونالد ترامپ به سه کشور منطقه خلیج فارس، اعدادی شگفت‌آور را به سرخط خبر رسانه‌های جهان کشید، اعداد و ارقامی که در ابعاد جهانی و بزرگترین اقتصادهای دنیا هم حیرت‌انگیز به حساب می‌آمدند، چه رسد به کشوری که سال‌های سال است حسرت ۶ - ۷ میلیارد دلار پول نفت بلوکه شده خودش را می‌کشد.ارزش توافق‌نامه‌هایی که رئیس‌جمهوری ایالات متحده آمریکا در جریان این سفر با سه کشور عربی منطقه  خاورمیانه امضا کرد بالغ بر ۱/۴ تریلیون دلار می‌شود. علاوه بر رقم قابل توجه این توافقات، تنوع حوزه‌ها و بخش‌های مختلفی که موضوع این توافقات و قراردادها بودند نیز در نوع خود بی‌سابقه بود.اگر تا پیش از این، قراردادهای همکاری اقتصادی بین این کشورها و آمریکا عموما به حوزه خرید تسلیحات و تجهیزات نظامی محدود باقی می‌ماند یا حداکثر تا بخش انرژی گسترش می‌یافت، این بار کشورهای عربستان سعودی، قطر و امارات عربی متحده آشکارا از تمایل خود برای گسترش همکاری با ایالات متحده در دیگر حوزه‌های  اقتصادی از جمله فناوری‌های جدید، شامل هوش مصنوعی، ریزتراشه‌ها، حمل و نقل و... پرده برداشتند. https://virgool.io/@mrali/%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%84%D9%86%D8%AF%D9%85%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-krvbz57prhk0 امارات به عنوان پیشتاز کشورهای عربی حاشیه جنوبی خلیج‌فارس سال‌های طولانی است که تنوع‌بخشی در اقتصاد کشور و رهایی از اقتصاد نفتی را در دستور کار قرار داده و عملا این برنامه را با موفقیت به انجام رسانده است. مسیری که حال عربستان سعودی با شتاب به دنبال پیمودن آن است. توسعه بخش‌هایی از اقتصاد این کشورها که علاوه بر انطباق با ملاحظات و نیازهای آینده‌ جهانی با ویژگی‌های بومی و اقلیمی این منطقه نیز سازگاری داشته باشد. بخش‌های گردشگری و جذب توریست، انرژی‌های تجدیدپذیر، فناوری‌های پیشرفته و حوزه حمل‌و نقل و ترابری از آن جمله‌اند. در  همین چارچوب است که امضای توافق ۲۰۰ میلیارد دلاری امارات با آمریکا برای  ساخت بزرگ‌ترین پردیس هوش مصنوعی جهان در خارج از خاک آمریکا، در شهر ابوظبی، معنادار می‌شود.نهایی شدن توافق ۸۰ میلیارد دلاری عربستان برای انجام سرمایه‌گذاری مشترک با ایالات متحده در حوزه هوش مصنوعی و قرارداد فروش ۱۱۰ میلیارد دلار هواپیما بوئینگ به خطوط هوایی اتحاد و قطر ایرلاین نیز تاییدکننده پیمودن مسیر تنوع‌بخشی و استراتژی بلندمدت این کشورها برای خلاصی از اقتصاد تک محصولی بر پایه نفت است.لنگ لنگان در مسابقه دوی سرعتدر میان این سفر پر زرق و برق اما، سهم ایرانیان حسرت بود، حسرت از اینکه این توافقات و این اتفاقات به طور بالقوه می‌توانستند در جغرافیای ایران رقم بخورند. اقلیم مناسب‌تر به لحاظ تنوع آب و هوا، دارا بودن جمعیت به  ویژه نیروی انسانی جوان و باسواد و دیگر مزیت‌های ذاتی و ژئوپلیتیکی ایران بدون موانع سیاسی، به طور منطقی می‌توانست ایران را میزبان این تحولات کند و همین امکان موجب شد تا کاربران شبکه‌های اجتماعی مملو از مقایسه‌ها بین ایران و کشورهای منطقه شود. https://virgool.io/@mrali/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D9%88%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF%DB%8C%D9%85-xy52g3l8fkzr بر اساس داده‌های صندوق بین‌المللی پول، اقتصاد ایران به لحاظ اندازه تولید ناخالص داخلی به قیمت‌های جاری در سال ۲۰۲۵ میلادی اندکی بیش از ۳۴۱ میلیارد دلار خواهد بود که تقریبا یک سوم  ارزش اقتصاد عربستان سعودی است که در این سال تولید ناخالص داخلی آن به ۱۰۸۰ میلیارد دلار خواهد رسید.جالب آنکه این دو اقتصاد بزرگ منطقه تا سال ۲۰۱۱ میلادی (۱۳۹۰ خورشیدی) تقریبا شانه به شانه پیش می‌رفتند به  طور مثال در سال ۲۰۰۹ میلادی (۱۳۸۸ خورشیدی) ارزش تولید ناخالص داخلی ایران حتی بیش از ۴۴۰ میلیارد دلار بود که از اقتصاد عربستان سعودی با ۴۲۹ میلیارد دلار، اقتصادی بزرگتر به حساب می‌آمد.از سال ۲۰۱۱ میلادی و همزمان با تشدید تحریم‌ها و مناقشات هسته‌ای ایران با کشورهای غربی و  سازمان‌های بین‌المللی است که شکاف بین ارزش جاری تولید ناخالص داخلی دو  کشور ایران و عربستان به نفع عربستان تغییراتی جدی را تجربه می‌کند.بر  اساس آمارهای صندوق بین‌المللی پول، اندازه اقتصاد امارات عربی متحده که  همواره کوچک‌تر از اقتصاد ایران بوده، از سال ۲۰۱۸ میلادی (۱۳۹۷ خورشیدی)  از اقتصاد ایران پیشی می‌گیرد و همچنان این روند باقی مانده است، بر اساس برآورد این نهاد، ارزش تولید ناخالص داخلی امارات عربی متحده در سال ۲۰۲۵ میلادی به حدود ۵۴۹ میلیارد دلار بالغ می‌شود که ۱/۶ برابر ارزش تولید ناخالص داخلی ایران به حساب می‌آید.مقایسه روند رشد تولید ناخالص داخلی ایران با سه کشور عربستان، امارات و قطر طی ۲۵ سال اخیراز این چهار اقتصاد، تنها اقتصاد کشور قطر است که ارزش جاری تولید  ناخالص داخلی آن کمتر از اقتصاد ایران است، هرچند که اگر عامل جمعیت را به  این اعداد و ارقام اضافه کنیم و سرانه تولید ناخالص داخلی این چهار کشور را  مقایسه کنیم قطر با فاصله در صدر می‌ایستد.جمعیت اندک قطر و ثروت  هنگفت این کشور باعث شده تا سرانه تولید ناخالص داخلی قطر در سال ۲۰۲۵  میلادی نزدیک به ۷۲ هزار دلار باشد که با این رقم سرانه، قطر در جایگاه دهم  کشورهای جهان قرار می‌گیرد.پس از قطر، امارات عربی متحده با سرانه  تولید ناخالص داخلی ۴۹/۵ هزار دلار در جایگاه دوم و عربستان با بیش از ۳۰  هزار دلار، رده سوم را در میان چهار کشور مورد مقایسه، به خود اختصاص  می‌دهد.مقایسه سرانه تولید ناحالض داخلی ایران با قطر، امارات، عربستان، متوسط جهان و متوسط خاورمیانه در سال ۲۰۲۵بر اساس آمار صندوق بین‌المللی پول، سرانه تولید ناخالص داخلی ایران در سال ۲۰۲۵ میلادی فقط ۳/۹ هزار دلار است که بیش از ۱۸ برابر کم‌تر از سرانه تولید ناخالص داخلی قطر و ۵/۵ درصد این رقم است.سرانه  تولید جهانی در سال ۲۰۲۵ میلادی ۱۴/۲ هزار دلار برآورد شده که ۳/۶ برابر سرانه تولید در ایران است، همچنین صندوق بین‌المللی پول، سرانه تولید ناخالص داخلی منطقه خاورمیانه را در سال جاری میلادی ۱۲/۹ هزار دلار  ارزیابی کرده که ۳/۳ برابر سرانه تولید ایران است.نه برق، نه آب، نه گاز، نه حتی هوا. دستاورد ایرانیان زیر سایه حکومت...نکته قابل توجه در این میان، تعمیق روز به روز شکاف فاصله اقتصاد ایران با اقتصادهای منطقه و جهان است، درست در روزهایی که رقابت بر سر جاگیری و  نقش پذیری در زنجیره خلق ارزش بین‌المللی به شدیدترین شکل ممکن برقرار است، اقتصاد ایران در انزوای سیاسی و دور افتاده از تمام این تحولات پرشتاب، گرفتار دور زدن تحریم‌ها برای فروش نفت با تخفیف به تنها مشتری باقی مانده و تجارت محدود با همسایگان کوچک خود است.منبع صوت: گزیده پادکست فارسی | Persian Podcast Selectionسایر مطالب:دلم سوختوعده‌ها و امیدهاآینده پرتنش جمهوری اسلامیایران؛ زمانی که جور دیگری بودیماز قرارداد کرسنت چیزی می‌دانید؟آینده بلندمدت اقتصاد ایران چگونه است؟آیا ایران امکان «چین اسلامی» شدن را دارد؟شرکت‌های دانش‌بنیان ۱۱۰ برابر شده‌اند!گاه امیدآفرینی کاری‌ست غیر اخلاقیاثر انقلاب ۵۷ در اقتصاد ایرانسخنگویی عقلآچمز شدیم</description>
                <category>علی‌آقا</category>
                <author>علی‌آقا</author>
                <pubDate>Thu, 22 May 2025 17:01:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلم سوخت 😔</title>
                <link>https://virgool.io/@mrali/%D8%AF%D9%84%D9%85-%D8%B3%D9%88%D8%AE%D8%AA-fyn18yaqwlyi</link>
                <description>سخنان دونالد ترامپ درباره مقایسه ایران و کشورهای عربی پس از سفرش به منطقه دل خیلی‌ها را سوزاند. زیباکلام با رد هرگونه عقده یا کینه تاریخی نسبت به اعراب به خاطر وقایع گذشته، بر پیشینه فکری و تمدنی درخشان ایران در یک قرن پیش تاکید می‌کند. او با اشاره به شخصیت‌های برجسته ایران و تلاش‌ها برای قانون‌گرایی و دموکراسی در ایران، از اینکه امروز باید شاهد مقایسه‌ای باشد که پیشرفت کشورهای عربی را با وضعیت کنونی ایران در تقابل قرار می‌دهد، ابراز درد و اندوه کرد.دکتر صادق زیباکلام: وقتی ترامپ پیشرفت اعراب را با ایران مقایسه کرد دلم سوختوقتی ترامپ پیشرفت اعراب را با ایران مقایسه کرد دلم سوختدر خصوص سفر آقای ترامپ و مطالبی که ایشان در رابطه با ایران بیان داشتند، موضوع مقایسه‌ی وضعیت ما و اعراب، اینکه &quot;ما چه بودیم و الان چه هستیم&quot; و &quot;اعراب چه بودند و الان چه هستند&quot;، اجازه بدهید ابتدا نکته‌ای را عرض کنم. من، بر خلاف بسیاری از هموطنانم، نه با اعراب مشکلی دارم و نه با افغانستانی‌ها. بسیاری از هموطنانم به واسطه اتفاقات ۱۴۰۰ سال پیش یا ۱۵۰۰ سال پیش، نسبت به اعراب کینه‌ورزی یا حساسیت دارند. من شخصا چنین مشکلی ندارم که ما ۱۴۰۰ سال پیش در قادسیه از اعراب شکست خوردیم.اما ببینید، تمام مدتی که آقای ترامپ آن سخنان را بیان می‌کرد و بن سلمان نیز ایستاده بود و لبخند می‌زد، من به یاد نکته‌ای افتاده بودم و دلم می‌سوخت و اشکم در آمده بود. دلم از این می‌سوخت که در زمانی که بسیاری در منطقه به سیب‌زمینی می‌گفتند دیب دمینی، ما شخصیت‌هایی چون محمدعلی فروغی (ذکاءالملک) را داشتیم، ما میرزا علی‌اکبر خان داور را داشتیم که دادگستری نوین را بنا نهاد. ما کسانی چون میرزا ملکم خان و اشخاصی نظیر مستشارالدوله و مشیرالدوله را داشتیم. ما چه شخصیت‌هایی داشتیم! ما در فکر دموکراسی بودیم، ما به حاکمیت قانون می‌اندیشیدیم. زمانی که در کل آسیا تنها ژاپن به درجاتی از مدرنیته، دموکراسی و حاکمیت قانون دست یافته بود، ما ایرانیان صحبت از قانون، صحبت از آزادی، و صحبت از دموکراسی می‌کردیم. در دورانی که بسیاری نمی‌دانستند واژه قانون را چگونه باید بنویسند، ما میرزا علی‌اکبرخان داور را داشتیم که بنای دادگستری را نهاد. در زمانی که بسیاری نمی‌دانستند واژه روشنفکر را چگونه باید بنویسند، فروغی را داشتیم که &quot;سیر حکمت در اروپا&quot; را می‌نوشت.این نکات دل انسان را به درد می‌آورد. آن زمان ما در چنان جایگاهی بودیم و اکنون باید بنشینیم و گوش دهیم. تمام مدتی که آقای ترامپ این مسائل را بیان می‌کرد، من به جای اندیشیدن به برجام، به نیروهای نیابتی، به موشک، به اتم، به بمب یا به مذاکرات، به این فکر می‌کردم که ما کجا بودیم. ما از نظر فکری، از نظر اندیشه، از نظر وجود دولتمردان و اندیشمندان، از نظر حاکمیت قانون، در چه جایگاهی قرار داشتیم. این صحبت‌ها مربوط به ۱۰۰ سال پیش است. ۱۰۰ سال پیش ما کجا بودیم و آنها کجا بودند؟ و اکنون ما باید بنشینیم و به این حرفها گوش دهیم که آنها به کجا رسیده‌اند و ما به کجا رسیده‌ایم.من تمام مدت به این جنبه و بُعد قضیه فکر می‌کردم. https://www.aparat.com/v/vrh5r22 منبع: شبکه خبری دیدارسایر مطالب:مگس آمریکایی و سیمرغ ایرانی!آینده پرتنش جمهوری اسلامی (۱)ایران؛ زمانی که جور دیگری بودیمعلم و شبه‌علم؛ چرا اینها از علم سر در نمی‌آورند؟از رابطه با غرب به رشد و توسعه می‌رسیم یا از گرایش به شرق؟از نهادهای «بی‌نام‌ونشان» با اعتبارات میلیاردی در بودجه ۱۴۰۳ چه می‌دانیم؟برسد به دست ذوب‌شدگان ولایتِ مقیم فرانسه و هلندهر چیزی به این خبر اضافه کنیم به آن لطمه زدیممیرزا حسن رشدیه و کربلایی کاظم ساروقیسنگاپور آفریقا و درس‌های آن برای ایراناز دیدن این مستند دلم گرفت</description>
                <category>علی‌آقا</category>
                <author>علی‌آقا</author>
                <pubDate>Sat, 17 May 2025 14:24:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مگس آمریکایی و سیمرغ ایرانی!</title>
                <link>https://virgool.io/@mrali/%D9%85%DA%AF%D8%B3-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%B1%D8%BA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-ngdi8hpoylnp</link>
                <description>«ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست، عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری!» کنایه سخنگوی دولت به ترامپ: ای مگس، عرصه سیمرغ نه جولانگه توستفاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت در پاسخ به اظهارات ترامپ در عربستان عنوان کرد: چون اینجا  سرزمین شعر و ادب است و فرهنگ در مورد اظهارنظر در مورد موضوعات داخلی کشور  من عرض می‌کنم که ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست.روزی روزگاری، در سرزمینی پهناور که سیمرغی باشکوه حاکم آن بود، همه چیز به ظاهر عالی به نظر می‌رسید. یک روز، سیمرغ باشکوه به دستشویی رفت تا کارش را انجام دهد. ناگهان برق رفت و در تاریکی مطلق در دستشویی گیر افتاد. سیمرغ با عصبانیت فریاد زد «این دیگر چه وضعیست؟ دستور می‌دهم برق فورا سر کارش حاضر شود!». در همین احوال، مگسی بدون اجازه وارد دستشویی شد. مگس ناقلا دور سر سیمرغ می‌چرخید و نمی‌خواست برود. سیمرغ که از تاریکی و مزاحمت مگس کلافه شده بود، داد زد: «ای بی‌ادب، بی‌اجازه وارد مشو! اینجا قلمرو سیمرغ‌ست نه جولانگه تو! زود از اینجا بیرون برو!»اما مگس بیرون نرفت و گفت «اوه اوه! بابا، بزرگ! بابا مقتدر! بابا هژمون منطقه! می‌خوای من رو از دستشویی بندازی بیرون؟ بگو ببینم، اگه نخوام برم بیرون چطوری بیرونم می‌کنی؟» مگس در ادامه گفت «سوالی دارم که اگر پاسخ بدهی میروم بیرون.» سیمرغ گفت «زود بپرس که حالم خوب نیست.»مگس گفت «چرا تو کشور نه آب داریم نه برق داریم نه گاز داریم و نه هوا؟!»سیمرغ با غرور گفت «اینها که تقصیر من نیست. تقصیر دشمنان است.»مگس پرسید «پس تو چکاره بودی اینجا؟ چطوره که قدرت اجرایی دشمنانت در اینجا بیشتر از قدرت اجرایی توئه؟ چطور آنها توانستن آب و برق رو قطع کنن اما تو نتوانستی وصل کنی؟»سیمرغ گفت «ای بی‌بصیرت. این حرفها به تو نیامده. اینها همه‌اش کار دشمنان‌ست! دشمنان این خاک و ملت باعث شده‌اند آب و برق و گاز قطع شود. تو دشمن را نمیشناسی. تو بصیرت نداری.» مگس گفت «چرا این دشمن‌ها فقط تو رو هدف گرفتن و با بقیه کاری ندارن؟ اصلا مگه فقط تو دشمن داری؟ مگه سایرین دشمن ندارن؟»مگس سوالاتی از سیمرغ می‌پرسید که تابحال هیچ کسی از او نپرسیده بود. سیمرغ که هنوز روی توالت نشسته بود، دستانش را زیر چانه گذاشت و با صدایی پرطمطراق شروع کرد به تعریف از خودش و دستاوردهایش: «من یاور محرومانم! من با امپریالیسم و جنایتکاران جنگیدم! من پوزه آنها را به خاک مالیدم. به خاطر همین دشمن دارم!»مگس گفت «آها، پس همه این مشکلات به خاطر قهر و مبارزه توئه؟ خیلی هم خوب!»مگس پرسید «این همه مبارزه تو با امپریالیسم و جنایتکاران تابحال نتیجه هم داشته؟» سیمرغ گفت «به وقتش!»مگس پرسید «تابحال یه کشور امپریالیسم و جنایتکار را به سزای عملش رسوندی؟» سیمرغ گفت «به وقتش!»مگس پرسید «آیا تابحال یک کشور محروم و فقیر رو آباد کردی؟» سیمرغ گفت «به وقتش!»مگس گفت «پس همینجا بشین تا وقتش فرا برسد.» و رفت. سیمرغ که در توهمات خود غوطه ور بود متوجه منظور مگس نشد. با آرامش خاطر شماره دو اش را انجام داد و آفتابه را برداشت تا برای نظافت پرش کند. اما...اما دید آب هم قطع است!!! بخشی از سیاه‌نمایی‌های ترامپ علیه ایران در سخنرانی او در عربستان:اظهارات و سیاه نمایی‌های ترامپ علیه ایرانترامپ در جمع سعودی ها به سیاه نمایی علیه ایران پرداخت و  مدعی شد: «در  حالی که شما بلندترین آسمان‌خراش‌های جهان را در جده و دبی ساخته‌اید، بناهای تاریخی تهران از سال ۱۹۷۹ در حال فروپاشی و تبدیل شدن به آوار و خاک  هستند. مدیریت اشتباه چندین ساله دولت ایران باعث شده است تا این کشور با  قطعی برق‌ چندساعته و روزانه روبه رو شود.»رئیس جمهوری آمریکا در ادامه سیاه نمایی های خود علیه ایران ادعا کرد: «زمانی که توانایی‌های شما صحرا و بیابان را به زمین کشاورزی تبدیل کرده  است، دولت ایران با فساد خود زمین‌های کشاورزی را به بیابان تبدیل کرده  است. آن‌ها حتی مافیای آب دارند که با خشک کردن رودخانه‌ها ثروتمند می‌شوند  و اجازه نمی‌دهند مردم ایران آب داشته باشند.»ترامپ در اظهارات خود مدعی شد: «زمانی که کشورهای عربی در حال تبدیل به ستون ثبات و تجارت در  جهان هستند، دولت ایران درحال دزدیدن ثروت مردم ایران است و با تامین مالی  تروریست‌ها، جهان را به آشوب می‌کشند. دولت ایران همچنین یک منطقه را به  آشوب کشیده است. دولت ایران در تلاشی برای حفظ دولتی درحال سقوط در سوریه  به کشتار مردم سوریه دست زد. اکنون سوریه را نگاه کنید.»او  در ادامه اظهارات خصمانه اش ادعا کرد: «دولت ایران با تأمین نیروی نیابتی خود در لبنان، یعنی حزب‌الله، لبنان را که پایتخت آن زمانی پاریس  خاورمیانه نام داشت، نابود کرده است. همه این بدبختی قابل  اجتناب بود. اگر  دولت ایران به جای ایجاد هرج و مرج روی ساخت و توسعه این کشور تمرکز  می‌کرد، می‌توانست پیشرفت کند.»پی‌نوشت -۱- این داستان بی‌نمک توسط هوش مصنوعی تولید شده است!‍ پی‌نوشت -۲- ما مردم ایران همینجا اعلام میکنیم که اسیر سیاه‌نمایی‌های رییس‌جمهور معلوم الحال آمریکا نشده و نخواهیم شد. پی‌نوشت -۳- عکسهای تولید شده توسط AI از رئیس جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ در لباس سنتی سعودی، و دخترش ایوانکا با لباس و قهوه سنتی عربی:عکسهای تولید شده توسط AI  از رئیس جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ در لباس سنتی سعودی، و دخترش  ایوانکا با لباس و قهوه سنتی عربیسایر مطالب: آیا سقوط لیبی تقصیر آمریکا بود؟مغالطه چیست؟ ۱۰ مغالطه رایجمثل پاکستان درمانده نشویم!وقتی جز امید چاره‌ای نیستچرا لگن سوار می‌شویم؟مقایسه فقر در ایران و آمریکااز میان اتفاقات و اخبار کشورمانایران؛ زمانی که جور دیگری بودیمیک پیشنهاد برای حل مساله فلسطینفرار از آینده پرتنش؛ راهکارهای نجات ایرانآیا اعراب پیش از اسلام در جاهلیت به سر می‌بردند؟</description>
                <category>علی‌آقا</category>
                <author>علی‌آقا</author>
                <pubDate>Thu, 15 May 2025 16:01:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا سقوط لیبی تقصیر آمریکا بود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mrali/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B3%D9%82%D9%88%D8%B7-%D9%84%DB%8C%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%D9%82%D8%B5%DB%8C%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A8%D9%88%D8%AF-gmcbdqhojj92</link>
                <description>یا تقصیر قذافی؟این روزها در رسانه‌های غربی و ایرانی، مقایسه‌ای میان مذاکرات احتمالی ایران و آمریکا با توافق لیبی در دوران قذافی مطرح می‌شود. برخی هشدار می‌دهند که آمریکا به دنبال &quot;لیبی‌کردن&quot; ایران است، اما آیا این مقایسه درست است؟ برای پاسخ به این پرسش، باید نگاهی به تاریخ لیبی و نقش معمر قذافی در فروپاشی این کشور بیندازیم.  معمر قذافی رهبر لیبیحکومت ۴۲ ساله قذافی: دیکتاتوری بی‌قید و شرطمعمر قذافی به مدت چهار دهه بر لیبی حکومت کرد، اما در این مدت نه ساختار دموکراتیکی ایجاد کرد و نه اجازه داد نهادهای مدنی شکل بگیرند. حکومت او مبتنی بر سرکوب شدید مخالفان بود، به‌طوری که حتی بسیاری از رهبران عرب منطقه هدف توطئه‌های ترور او قرار گرفتند؛ مَثَلی در خصوص لیبی وجود دارد که می‌گوید «هیچ رهبر جهان عربی نبوده که قذافی نقشه‌ای برای ترور او نکشیده باشد». قذافی در عرصه بین‌المللی نیز با سخنرانی‌های تند و اقداماتی مانند پاره کردن منشور سازمان ملل در پشت تریبون مجمع عمومی سازمان ملل، خود را به عنوان یک چهره ضدسیستم معرفی می‌کرد، او نظم جهانی را به دور از انصاف و عدالت می‌دانست اما در داخل کشورش، هیچ سازوکار قانونی یا قضایی مستقل وجود نداشت. در لیبی قذافی اساساً قوه قضائیه‌ای وجود نداشت.لیبی تحت حکومت او کشوری کاملا وابسته به نفت بود، بدون پارلمان واقعی، بدون احزاب سیاسی و بدون آزادی بیان. قذافی حتی تشکیل احزاب را &quot;خیانت&quot; می‌دانست و مخالفانش را &quot;سگ‌های ولگرد&quot; خطاب می‌کرد. او در کتاب سبز خود ادعا می‌کرد که لیبی تنها دموکراسی واقعی جهان است، اما در عمل...  قذافی دولت و بوروکراسی دولتی لیبی را از بین برد چراکه ساختار دولتی را مزاحم اقدامات خود می‌دید.لیبی؛ کشوری که هرگز یکپارچه نبودلیبی از ابتدا کشوری با ساختار قبیله‌ای و پر از اختلافات داخلی بود. ایتالیایی‌ها این کشور را به صورت مصنوعی ایجاد کردند و قذافی تنها با زور اسلحه توانست این قبایل را تحت کنترل درآورد. او معتقد بود که در چنین جامعه‌ای فقط &quot;مشت آهنین&quot; می‌تواند ثبات ایجاد کند. اما همین سیاست‌های سرکوبگرانه باعث شد که وقتی ضعف او در سال ۲۰۱۱ آشکار شد، قبایل و گروه‌های مسلح به سرعت علیه او شورش کنند.  آمریکا و غرب: فرصت‌طلبی از ضعف قذافیآمریکا و متحدان غربی‌اش قطعا از ضعف قذافی سوءاستفاده کردند. زمانی که او در موضع ضعف قرار گرفت مجبور شد به امتیازات بزرگی تن دهد. اما نکته کلیدی اینجاست که «ریشه اصلی فروپاشی لیبی، حکومت فاسد و غیردمکراتیک قذافی بود». او نه تنها ساختارهای حکومتی را نابود کرده بود، بلکه حتی زمانی که نزدیکانش به او هشدار دادند که بحران‌های لیبی &quot;راه‌حل امنیتی ندارد&quot;، گوشش بدهکار نبود. قذافی با اقدامات خودش کار را به جایی رساند که مجبور شد از موضع ضعف بر سر میز مذاکره‌ای بنشیند که سال‌ها از آن گریخته بود و نهایتا مجبور به دادن امتیازات حداکثری شد.نتیجه‌گیری: تقصیر اصلی بر دوش چه کسی است؟آمریکا و غرب در سقوط لیبی نقش داشتند، اما اگر قذافی به جای سرکوب و دیکتاتوری، ساختاری منسجم و پاسخگو ایجاد کرده بود، احتمالا لیبی سرنوشت دیگری پیدا می‌کرد. فروپاشی لیبی بیش از هر چیز نتیجه حکومت فردی بود که حاضر نبود هیچ صدای مخالفی را تحمل کند.  پرسش پایانی:آیا می‌توان مقایسه‌ای میان لیبی قذافی و ایران امروز انجام داد؟به نظر می‌رسد این قیاس نادرست باشد، چرا که ساختار سیاسی و اجتماعی ایران با لیبی زمان قذافی تفاوت‌های بنیادین دارد. اما درس اصلی این است که «حکومت‌های بسته و سرکوبگر، در بلندمدت خود را در معرض تهدیدهای داخلی و خارجی قرار می‌دهند». منبع: hammihanonline.ir (با تغییرات)پی‌نوشت: نسخه صوتی تولید شده توسط هوش مصنوعی به یادداشت اضافه شد. سایر مطالب: حکم مسعود پزشکیان و ترک عادت جمهوری اسلامیآمریکا در آشپزخانه به جنگ شوروی رفت!سنگاپور آفریقا و درس‌های آن برای ایرانچرا «تبلیغ علیه نظام» جرم است؟مثل پاکستان درمانده نشویم!سفر به ایرانی‌ترین شهر ترکیهاز قرارداد کرسنت چیزی می‌دانید؟یک پیشنهاد برای حل مساله فلسطینآیا ایران امکان «چین اسلامی» شدن را دارد؟آیا تجاوز جنسی در سوئد از خاورمیانه رایج‌تر است؟برسد به دست ذوب‌شدگان ولایتِ مقیم فرانسه و هلند</description>
                <category>علی‌آقا</category>
                <author>علی‌آقا</author>
                <pubDate>Tue, 15 Apr 2025 17:05:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حکم مسعود پزشکیان و ترک عادت جمهوری اسلامی</title>
                <link>https://virgool.io/@mrali/%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-jngcgwckxxrd</link>
                <description>مسعود پزشکیان و شهرام دبیری شهرام دبیری معاون پارلمانی دولت چهاردهم در تعطیلات نوروز ۱۴۰۴ با هماهنگی و هزینه شخصی خود به قطب جنوب سفر می‌کند. سفری که بنا به برخی گمانه‌زنی‌ها احتمالا تا ۴۰ هزار دلار (حدود چهار میلیارد تومان به پول امروز) هزینه داشته است. اولین خبرهای سفر در روز چهارم فروردین سر از فضای مجازی درآورد و منبع آن نیز صفحه اینستاگرام همسر دبیری بود و واکنش اولیه به خبر این بود که عکس‌ها مربوط به تبریز است. اما خبرگزاری فارس در ۶ فروردین به نقل از دفتر دبیری خبر داد که او به سفر رفته اما مقصد او قطب جنوب نبوده است. ۷ فروردین یک پیام واتساپی از دبیری منتشر شد و دبیری ضمن تاکید بر اینکه سفرش با هماهنگی و  هزینه شخصی بوده، بر این نکته تاکید کرد که در قطب جنوب حضور ندارد. در نهایت اما با حکم مسعود پزشکیان در ۱۶ فروردین، مشخص شد که ماجرای سفر به قطب جنوب صحت داشته و شخص دبیری و روابط عمومی معاونت پارلمانی دولت به دروغ آن را  تکذیب کرده‌اند. تکذیبیه رسمی سفر دبیری به قطب جنوب، روز ۵ فروردین روی سایت معاونت پارلمانی قرار گرفته بود. گناه دبیری چه بود؟اما دبیری به غیر از تکذیب دروغی که اتفاق افتاد (و نباید می‌افتاد)، از لحاظ اداری و قانونی تخلفی نکرده بود. او با درآمد شخصی خود (یا همسرش) با استفاده از حق خود برای استفاده از مرخصی، به سفر رفته بود. پاسخ کسانی که به سفر او بعنوان نمادی از اشرافی‌گری و عدم ساده‌زیستی استناد می‌کنند هم می‌تواند این باشد که شخص دبیری جایی شعار ساده‌زیستی نداده بود ضمنا، اگر عاقل و منصف باشیم باید بدانیم کشورمان بیشتر از اینکه به مسئولان ساده‌زیست (نظیر احمدی‌ن*** و قالیب*** (!) و صدیق*** (!) و حاجیز*** و...) نیاز داشته باشد نیازمند مسئولان کاردان و وطن پرست است. یک حکم بی‌همتابا این همه، گذشته از این بحث که آیا اصلا کاری که انجام شده خطا بوده یا نه و آیا برکناری او کار صحیحی بوده است یا خیر اما محتوای حکم مسعود پزشکیان به گمان من و خیلی‌های دیگر در تاریخ جمهوری اسلامی کم نظیر است اگر بی‌همتا نباشد. پزشکیان پس از قطعیت موضوع حکم به برکناری معاون خود داد بعلاوه، مسئول مربوطه در معاونت پارلمانی ریاست جمهوری که خبر سفر به قطب جنوب را تکذیب کرده بود نیز عزل شده است.اینکه بجای دستور به طرف برای استعفا یا هر نوع ماله کشی و لاپوشانی و  پنهانکاری و... در حکمی صریح و شفاف مقام مسئول برکنار شود و دلیل برکناری نیز در حکم ذکر شود در حکومت سراسر پنهانکار و غیرشفاف و رانتی و مصلحت‌زده جمهوری اسلامی نادر است.مسعود پزشکیان در حکم خود خطاب به شهرام دبیری نوشته است: «در این ایام پس از بررسی خبر، قطعی شد که در ایام نوروز در سفر تفریحی قطب جنوب بودید. در  دولتی که مفتخر به اقتدا به مولای متقیان است و در شرایطی که هنوز در کشورمان فشارهای اقتصادی بر مردم زیاد و محرومان پرشمارند، سفر پرهزینه تفریحی مسئولان رسمی، حتی با هزینه‌های شخصى، قابل دفاع و توجیه‌پذیر نبوده  و با معیار ساده‌زیستی مسئولان سازگار نیست. دوستی دیرین و همکاری و خدمات ارزشمند شما در معاونت پارلمانی دولت چهاردهم، مانع آن نیست که پایبندی به  صداقت، عدالت و وعده‌هایی که به مردم دادیم، مقدم داشته شود. بنابر این از  ادامه همکاری با شما در دولت چهاردهم معذوریم.»شهرام دبیری معاون پارلمانی وقت دولت چهاردهمبدین ترتیب برخلاف رویه جاری یعنی رویه پنهانکاری، مقدس‌نمایی، و مصلحت‌زده جمهوری اسلامی، دبیری استعفای به اصطلاح محترمانه‌ و بی‌سروصدا نداشت. ارزشمندی حکم پزشکیان وقتی مشخص‌تر می‌شود که پرونده‌های اخیر برخی مسئولان را به یاد بیاوریم: برای نمونه سیدجواد ساداتی‌نژاد، وزیر جهاد کشاورزی دولت سیزدهم به‌رغم درگیری در پرونده فساد نهاده‌های دامی و چای دبش (که اخیرا منجر به صدور حکم زندان برای او شد)، هرگز از سوی سید ابراهیم رئیسی عزل نشد بلکه استعفا داد. یا ماجرای حجت الاسلام کاظم صدیقی امام جمعه تهران در موضوع زمین محله ازگل تهران منجر به برکناری او از پیش‌نمازی نماز جمعه تهران از سوی رهبر جمهوری اسلامی نشد. در این مورد حتی استعفا هم نداد! یا اجاره موقوفه خانه – حسینیه امینی‌ها در  قزوین توسط عروس حجت‌الاسلام مهدی خاموشی نیز به استعفا، عزل یا پاسخگویی ختم نشد. یا ده‌ها و بلکه صدها پرونده فساد دیگر که اگر هم فرض بگیریم رسیدگی و منجر به صدور حکم شدند اما تلاش شد تا در خفا و خاموشی و بی‌سروصدا فیصله یابند (مطابق فرمان «کشش ندهید»). در این رابطه عبدالله گنجی، فعال سیاسی اصولگرا در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «روش برکناری دبیری از معاونت ریاست‌جمهوری توسط پزشکیان مهم‌تر از اصل برکناری است. معمولا در چنین  مواردی طرف را توصیه به استعفا می‌کنند و خیلی ظریف حذف می‌شود...»جلیل محبی، روحانی نزدیک به قالیباف نیز در این مورد در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «نامه امروز آقای پزشکیان در برکنار  کردن آقای دبیری، در نوع خود در تاریخ انقلاب بی‌نظیر بود. امیدوارم این  نوع نگارش نامه و محتوایش و نوع عکس‌العمل باب شود در کشور.»من هم امیدوارم...من هم امیدوارم (و چاره‌ای جز این ندارم) که با این حجم از بحران‌های ناکارآمدی و ناترازی (بخوانید ورشکستگی) اگر حکومت جمهوری اسلامی‌ای باقی ماند، این نوع نگارش نامه و محتوایش و نوع عکس‌العمل در آن باب شود. سایر منابع: hammihanonline.ir/fa/tiny/news-35187donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4167942سایر مطالب:جعفر خان از فرنگ آمدن!من خطا کردم معذرت می‌خواهمچرا «تبلیغ علیه نظام» جرم است؟وزارت نفت باید اسناد کرسنت را منتشر کندکلوپ ترور، مازیار ابراهیمی و مستندسازی ارزشی‌هااز قرارداد کرسنت چیزی می‌دانید؟ (بروزرسانی: افزودن نسخه صوتی)کدام نهاد پاسخگوی اقدامات «لباس‌شخصی‌ها» است؟هر چیزی به این خبر اضافه کنیم به آن لطمه زدیمسنگاپور آفریقا و درس‌های آن برای ایرانخاطره‌ای تاثربرانگیز: آذریِ غریب...پلیس داریم تا پلیسسخنگویی عقل</description>
                <category>علی‌آقا</category>
                <author>علی‌آقا</author>
                <pubDate>Mon, 07 Apr 2025 16:26:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جعفر خان از فرنگ آمدن!</title>
                <link>https://virgool.io/@mrali/%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%86-lksrzwkbqird</link>
                <description>جعفرخان به تازگی از پاریس برگشته و مظاهر مدرنیته را اقتباس کرده. جعفرخان یکی درمیان کلمات فرانسوی می‌پراند؛ توله‌سگ دارد؛ لباس برازنده و مرتبی پوشیده؛ نگران «میکروب»های در هواست و...میز (Ms) الناز سخاییان، منیجینگ دیرکتور نستله در آیران!!!مقدمهنمایشنامه‌ی «جعفرخان از فرنگ آمده» حالا بیش از ۱۰۰ سال با ما فاصله دارد  اما همچنان تازه و زنده است و مخاطب قرن حاضر نیز از خواندنش لذت می‌برد. حسن مقدم در توضیح این اثر می‌نویسد :«مدتی است که تماشای بعضی صحنه‌های  مضحک و رویدادهای خنده‌آور فرنگ رفته‌ها مرا بر آن داشته که نمایشنامه‌ای  بنویسم. اسم آن را هم انتخاب کرده ام: جعفرخان از فرنگ آمده. هدفم این است  که نمایش سرگرم‌کننده باشد و نه‌تنها عده‌ای خاص بلکه توده‌ی مردم هم  بتوانند با موضوع نمایشنامه رابطه برقرار نمایند.». موضوع این نمایشنامه که  دو گونه‌ی مواجهه‌ با یک وضعیت یکسان را نشان می‌دهد، بی‌شک یکی از دلایل  استقبال از آن تا به امروز است. شخصیت جعفرخان به تازگی از پاریس برگشته و  مظاهر مدرنیته را اقتباس کرده و خان دایی‌اش -که از او استقبال می‌کند-  هنوز مردی سنتی است که هیچ با این مظاهر خو نمی‌گیرد و اقبالی نشان  نمی‌دهد. جعفرخان یکی درمیان کلمات فرانسوی می‌پراند؛ توله‌سگ دارد؛ لباس  برازنده و مرتبی پوشیده است؛ نگران «میکروب»های در هواست و جملگی این‌ها  برای اهالی سنتی ایران آن زمان عجیب و غریب می‌نماید. دایی‌جان و  اطرافیانش، «زینب» را برای همسری جعفرخان درنظر گرفته‌اند. او که می‌تواند  «...توی خونه کمک بکنه، سبزی پاک کنه، چیز میز وصله کنه، اتو بکشه، قرآن  بخونه، وسمه بکشه، حلوا بپزه، فال بگیره، جادو بکنه...». پیداست که جعفرخان  دیگر هیچ ارتباطی با وطنی که ترکش کرده بود و اهالی آن برقرار نمی‌کند. توانایی  حسن مقدم در توصیف دو تیپ متفاوت و موقعیت‌های مواجهه‌ی آن‌ها از  ویژگی‌های برجسته‌ی این متن و یکی از عوامل مهم جذابیت آن است. غرب‌زدگی و  تحجر دو کلیدواژه‌ی مهم درباره‌ی این نمایشنامه است که آن را به اثری  انتقادی در تاریخ ادبیات نمایشی ایران تبدیل کرده است. اصل مطلباخیرا ویدیویی از سخنرانی الناز سخائیان، مدیرعامل شرکت نستله در ایران، در فضای مجازی منتشر شده که به صف‌آرایی دوباره کاربران منجر شده است:«اگه بخوام توی... ایران بگم، نمی‌تونم بگم ما در زمینه اچ‌آر دیجیتالایزیم، ولی اگه بخوام گلوبالی بگم که به چه سمتی داره می‌ره، ما خوشبختانه به خاطر وصل بودنمون به... و اینکه داریم ازش بِنِفیت می‌بریم، اینه که چقدر دیتا وارد شده به منابع انسانی برای بیزینس پلنینگ آینده.»  این‌ها بخشی از صحبت‌های مدیرعامل یک شرکت بزرگ بین‌المللی غذایی در ایران، در دومین رویداد آموزشی «نِکست شیفت» است. https://www.namasha.com/v/gnhS4YG7 بسیاری از کاربرانی که از نوع صحبت کردن الناز سخائیان دفاع می‌کنند، می‌گویند مخاطبان این صحبت‌ها مدیران کسب و کارهای دیجیتال هستند و با تمام  این عبارات انگلیسی آشنایی دارند. آن‌ها همچنین تاکید دارند که بسیاری از  این عبارات در فارسی عبارت آشنا و دقیقی ندارند و ممکن است صحبت‌های او را  بیش از این نامفهوم کند.اما ما چه می‌گوییم؟نویسندگان و دغدغه‌مندان ادبیات فارسی از  سر عقده و یا کینه شخصی این موضوع را مورد نقد قرار نداده‌اند. دغدغه آنان فارسی است و فارسی یعنی ابزاری که با آن مردمی که ذیل نام ایران مشغول  زندگی هستند، با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند. فارسی یعنی ابزاری که یک  سوژه ایرانی می‌تواند با تاریخ و هویت خود پیوند داشته باشد. یعنی ابزاری  که بتواند با آن حافظ، مولانا، سعدی و... بخواند. اینها هم از سر یک رویکرد ایرانگرایی و  برتری زبانی به زبان دیگر نیست. جز اینکه عدم ارتباط با هویت و تاریخ باعث  می‌شود آدمی خود را از گنجینه تجربه و رهنمون برای زندگی‌اش محروم کند،  سوژه بدون زبان، سوژه‌ای بی‌هویت می‌شود و سوژه بی‌هویت، چون پری در گردباد  هر روز به یک سمت می‌رود. دغدغه بزرگانی که در تاریخ معاصر به منش  جعفرخانی نقد می‌کردند از این منظر بوده است. با این رویکرد می‌توان با  منتقدان خانم مدیر یا آقای مدیری و هرکس که این‌چنین صحبت می‌کند همدل شد.سوای اینها شنونده این ادبیات به این می‌اندیشد که صحبت کردن این‌چنینی چه ضرورتی دارد؟ اگر مخاطب این صحبت فقط  عده‌ای خاص و همزبان‌اند دیگر چرا در جلسه و همایش‌های عمومی با همین  ادبیات حضور پیدا می‌کنند؟ اگر مخاطب این صحبت‌ها هر فارسی‌زبانی است که به  کارش می‌آید چرا به جای رول نمی‌گوید نقش یا جای سود از بنفیت استفاده  می‌کند؟ مخاطب وقتی برای این سوالات جوابی پیدا نمی‌کند، ذهنش به این سمت  می‌رود که گوینده با به‌کارگیری این ادبیات در پی این است که یک  سلسله‌مراتبی به میانجی زبان با شنونده برقرار کند.انگار که می‌خواهد بگوید من صاحب چیزی - در  اینجا زبان - متمایزم که با زبان عرفی شما متفاوت است. این اگر در خودآگاه  گوینده هم نباشد، لااقل در ناخودآگاهش است. زیمل، جامعه‌شناس بزرگ در نقد و  بررسی شهرهای مدرن می‌گفت که یک شهروند در میان هیاهو، پالودگی رنگ، نور و  صدای شهر وقتی می‌خواهد متمایز باشد به ابزارهای عجیب و متفاوتی چنگ  می‌زند. می‌توان از او وام گرفت و در بررسی رایج شدن زبان این‌چنینی به این  اندیشید که صاحب این زبان معوج برای متمایز بودن چنین سخن می‌گوید و  نمی‌داند که با این کار هم به خود ستم می‌کند و هم به هم‌زبانان.منابع: https://hammihanonline.ir/fa/tiny/news-32544isna.ir/xdSStShttps://7sobh.com/fa/tiny/news-575735سایر مطالب: وزارت نفت باید اسناد کرسنت را منتشر کند سیل دارد همه چیز را می‌برد، دانشگاه را هم فکولته دانشکده شد، سیب زمینی پوتیتو! برتری‌های زبان فارسی بر زبان عربی شیر و خورشید مان را چه شد؟ تجربه من از دانشگاه در نروژ آیا فقط مرد مقصر است؟ پسر اتریشی نادرشاه! عصاره رذایل بشریت آقامون جنتلمنه! من و ناتاشا </description>
                <category>علی‌آقا</category>
                <author>علی‌آقا</author>
                <pubDate>Sun, 02 Mar 2025 17:32:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وزارت نفت باید اسناد کرسنت را منتشر کند</title>
                <link>https://virgool.io/@mrali/%D9%88%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%86%D9%81%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%AF-m62pg6dirb1s</link>
                <description>غلامحسین حسنتاش | این روزها تبعات قرارداد کرسنت به وضعیت فاجعه باری رسیده است. بعد از رای به مصادره ساختمان متعلق به بازنستشگان صنعت نفت در لندن که شاید بدون اغراق یکی از ارزشمندترین ساختمان های شهر لندن و واقع در بهترین نقطه این شهر بود و گفته می شود که بیش از یک میلیارد پوند ارزش آن است. اینک رای به مصادره ساختمانی متعلق به شرکت ملی نفت ایران در رتردام  هلند نیز به نفع شرکت کرسنت صادر گردیده است و در ادامه این روند اگر هنوز خسارت کرسنت پوشش پیدا نکرده باشد ممکن است مصادره های بیشتری نیز اتفاق بیفتد.از سوی دیگر در داخل کشور جناح های سیاسی که به نظر میرسد متاسفانه هنوز به بلوغی نرسیده اند که منافع ملی را قربانی اهداف سیاسی و جناحی خود نکنند و متاسفانه همین نابالغی شان کار را به اینجا کشیده است هر یک برای دفاع از خود حرف های عجیبی می زنند که ممکن است کماکان به ضرر منافع ملی باشد و در دست نبودن اطلاعات درست و دقیق امکان قضاوت را برای مردم که رکن اول قدرت و رسانه ها که رکن چهارم قدرت هستند، فراهم نمی کند .اینک که تشت قرارداد کرسنت از بام  جهان افتاده است و دادگاه و اجرای احکام را از سر گذرانیده است و احتمالا همه جستجوگران  غیر از ایرانیان به راحتی می توانند به اسناد آن دست پیدا کنند و چنین خسارت سنگینی را به کشور وارد کرده است  دیگر هیچ توجیحی وجود ندارد که متن قرارداد کرسنت و متمم های آن محرمانه تلقی شود مطبوعات و کارشناسان  حق دارند که به این متن دسترسی داشته باشند تا بتوانند این قرداد را با قردادهای متداول گازی جهان مقایسه کنند و شرایط قرارداد را بررسی کنند و به قضاوت در مورد مقصران آن برسند تا امکان سوء استفاده جناحی از آن گرفته شود و حقیقت کشف شود. پس حالا دیگر شایسته است وزارت نفت اسناد قرارداد را منتشر کند و در اختیار پژوهشگران و رسانه ها قراردهد و اگر چنین نشود به نوبه  خود می تواند شک بر انگیز باشد.خوش بود گر محک تجربه آید به میانتا سیه روی شود هر که در او غش باشدنگارنده کماکان معتقدم که همه جناح ها در این فاجعه ملی مقصرند. اگر قراداد مطابق عرف قراردادهای معتبر گازی جهان منعقد شده بود و شاید اگر قرارداد با شرکت ملی امارات و یا شرکت معتبرتر و خوش سابقه تری منعقد شده بود بهانه ای به دست کسی نمی داد که مانع اجرای آن شود و همچنین کماکان معتقدم که گرچه اجرای قرارداد منافع کشور را تامین نمی کرد اما عدم اجرای آن لطمه بیشتری به منافع کشور وارد کرد به عبارت روشن تر در انتخاب بین بد و بدترِ اجرا یا عدم اجرای قرداد، عدم اجرای آن به مراتب بد تر بوده است ولذا هم منعقد کنندگان قرارداد مقصرند و هم جلوگیری کنندگان از اجرای آن مقصرتر و هم آنهائی که می توانستند در مقطعی کار را جمع کنند و جلوی خسارت بیشتر را بگیرند بازهم مقصرتر . همانطور که یک بار هم در مصاحبه ای عرض کردم شاید آنچه در جریان این قرارداد اتفاق افتاده از روشن ترین مصادیق  نیاز به ورود یک فصل الخطاب در کشور است و اگر فصل الخطابی وجود داشت که تنها جانب منافع ملی را می گرفت شاید کار به اینجا نمی کشید. پس از انتشار قرارداد و اسناد و مدارک آن اگر مجاب شوم که تحلیل و قضاوتم اشتباه بوده است قطعا عذرخواهی خواهم کرد.شاید مورد کاوی این قرارداد و روشن شدن سهم خسارتی که هر یک از جناح ها  در جریان آن وارد کرده اند به رسیدن به آن بلوغ سیاسی که خط قرمز یا حد و مرز دعواهای سیاسی و جناحی مان منافع ملی باشد، یاری کند.منبع https://virgool.io/@mrali/%D8%A7%D8%B2-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%AA-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-fen5xolulkxk سایر مطالب:از میان اتفاقات و اخبار کشورماناگر کسی خالق ما بوده، مطمئناً باهوش نبودهیک پیشنهاد برای تنظیم روابط با کشور بی‌چشم و روی لبنانهیئت مدیره‌ها: مقایسه شرکت ملی نفت ایران و آرامکو عربستاناز نهادهای «بی‌نام‌ونشان» با اعتبارات میلیاردی در بودجه ۱۴۰۳ چه می‌دانیم؟سرگذشت یک عراقی که نروژ را از بلای نفت نجات دادآیا تجاوز جنسی در سوئد از خاورمیانه رایج‌تر است؟ایران و سرمایه‌داری مافیایی: نمونه‌ی خاوریآمریکا در آشپزخانه به جنگ شوروی رفت!گاه امیدآفرینی کاری‌ست غیر اخلاقیاز قرارداد کرسنت چیزی می‌دانید؟سفر به ایرانی‌ترین شهر ترکیه</description>
                <category>علی‌آقا</category>
                <author>علی‌آقا</author>
                <pubDate>Sun, 09 Feb 2025 21:01:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از میان اتفاقات و اخبار کشورمان</title>
                <link>https://virgool.io/@mrali/%D8%A7%D8%B2-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-tgq7a8zgeour</link>
                <description>هر کدام از این تصاویر و عناوین می‌توانست عنوان یک مطلب طولانی باشداول اینکه این پست مملو از اسکرین‌شات است؛ زیر هر عنوانی یک تصویر است پس لود شدنش برای بنیه‌ی نحیف ویرگول ممکن است سخت باشد. صبوری کنید. دوم اینکه برای همین پست کلی زحمت کشیده شده. بارها و بارها وسط کار بخاطر باگ‌های ویرگول، مطلب پرید. بارها و بارها مجبور شدم به این ویرگول احمق ثابت کنم ربات نیستم بلکه انسانی هستم که از بد روزگار در این ناحیه از کائنات زندگی می‌کند:ویرگول احمقخب، بزن بریم سر اصل مطلب: تحریم بر ما اثر ندارد و ما را قویتر خواهد کرد: انصراف ایران از حضور در اکسپو ژاپننام آینده ایران شاید پرشیا باشد:نوزدهمین سالروز اخطار رضاشاه به دولت‌های خارجی: نام کشور ما ایران است. هشت سال پس از آغاز سلطنت رضاشاه، نظام جدید که در پی ارتقای وضعیت بین‌المللی  ایران بود، در سال ۱۳۱۳ خورشیدی، ۱۹۳۴ میلادی، از دولت‌های غربی خواست به  کاربرد نام پرشیا برای اشاره به این کشور پایان دهند. در  یادداشتی که وزارت امور خارجه ایران در ششم دی ۱۳۱۳، ۲۷ دسامبر ۱۹۳۴ به  سفارتخانه‌های خارجی در تهران فرستاد، از آنها خواست به دولت‌هایشان ابلاغ  کنند که از ابتدای سال جدید خورشیدی باید به جای پرشیا از نام ایران  استفاده کنند. اما حالا برخی معتقدند در ایران آینده پس از نظام ملاها، برای تغییر برند کشور و به فراموشی سپردن تمام تباهی‌های داخلی و بین‌المللی بهتر است نام ایران به پرشیا تغییر کند.آره، وطن‌پرستی مهمه: خدابیامرز ۵۰ سال پیش چیزهایی ساخت که اینها حتی توان نگهداریش را هم ندارندمحمد خاکپور: یک شخص که میهنش را دوست داشت، ۵۰ سال پیش ورزشگاه آزادی را ساخت و آبروداری کرد؛ از او تشکر می‌کنم. مثل اینکه منصور برزگر نیاز به جهاد تبیین داره:  مصاحبه منصور برزگرمنصور برزگر در مصاحبه با روزنامه اطلاعات: ترکیه هیچی نداشت اما الان فرودگاه آنها را می بینیم هوش از سرمان می رود. آدم هایی را سر کار بگذاریم که تخصص دارند و بگذاریم آنها مملکت را درست کنند. ساخت ورزشگاه آزادی سال ۵۰ آغاز  و ۵۳ افتتاح شد. ما ترمیم یک چمن و سکوی آن را نمی توانیم انجام دهیم.به دَرَک: جیمی کارتر مُردجیمی کارتر رفت به دَرَک. طالبان هم از ما الگو گرفته و وعده‌های ۱۳۵۷ی میده (!): وعده طالبان برای ساخت ورزشگاه و میزبانی جام جهانی! وعده طالبان برای ساخت ورزشگاه و میزبانی جام جهانی! یادتونه عرزشی‌ها برای اروپا هیزم جمع می‌کردن؟ چرا اروپا به «هیزم بسیجی‌ها» محتاج نشد؛ سومین تولیدکننده گاز جهان خود گرفتار «زمستان سخت» شد چرا اروپا به «هیزم بسیجی‌ها» محتاج نشد؛ سومین تولیدکننده گاز جهان خود گرفتار «زمستان سخت» شد اروپای بدبخت بیچاره (!):«بیشترین سهم گاز دنیا در اختیار ماست. همین اروپای بیچاره به آن احتیاج دارد. ما در وقتی که مناسب باشد آن‌ها را تحریم خواهیم کرد». بخشی از سخنرانی روز ۲۹ بهمن ۱۳۹۳ در جمع مردم آذربایجان شرقی: «بیشترین سهم گاز دنیا در اختیار ماست. همین اروپای بیچاره به آن احتیاج دارد. ما در وقتی که مناسب باشد آن‌ها را تحریم خواهیم کرد». مرگ بیماران دیالیزی مصرف‌کننده داروی شرکت داروسازی ثامن (متعلق به آستان قدس):سرم‌های آلوده شرکت داروسازی ثامنمرگ بیماران دیالیزی استفاده کننده از داروی شرکت داروسازی ثامنروابط عمومی ثامن اعلام کرده بود: «طبق دستور وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی کشور و آستان قدس رضوی، اجازه صحبت و گفت‌وگو در این‌باره را نداریم.»نابینا شدن ۹ نفر در بیمارستان نگاه:نابینا شدن ۹ نفر در بیمارستان نگاهاسکیموی دوراندیش:اسکیموی دوراندیشاسکیمو: اگر من چیزی از خدای تو ندانم باز به جهنم خواهم رفت؟ملا: نه.اسکیمو: پس چرا می‌خواهی اینها را به من بگویی؟! به نظرتان پاسخ ملا چی بوده؟از مضحک یه‌کم اون‌ورتر:مداحی در تایلندمیثم مطیعی مداح معروف به تایلند سفر کرده بود تا برای آنها مداحی اهل بیت کند! خوشا به سعادت‌شان! :) اینها بی‌خدا هم که می‌شوند باز خوی آدم‌خواریشان باقیست:طرف یک روانشناس عربستانی مرتد مقیم آلمان بوده! فرد مهاجم، یک روانشناس عربستانی مرتد مقیم آلمان بوده! اصلن هم درد نداشت! توان مقاومت آسیب جدی ندیده است! آره. ما میگیم آسیب ندیده. شومام بگید آسیب ندیده. آخه خوبیت نعاره!بیماری احمدی‌نژادیسم یا جلیلیسم یا رئیسیسم دارد به این یکی رئیس جمهوری هم سرایت می‌کند: رئیس جمهور باید برنامه برای حل مشکلات داشته باشد نه ایجاد مشکل برای خودش! مثل اینکه رئیس جمهور برای همدردی با مردم دستور داده اول برق و آب و گاز نهاد ریاست‌جمهوری رو قطع کنن!!!حاجی تو باید مشکل گشا باشی نه اینکه بیای بشینی پیش ما نوحه بخونی و تو سر خودت بزنی!چرا باورت نمیشه؟ مگه یادت رفته کجایی؟! محسن برهانیمناظره محسن برهانی در خصوص قانون حجاب را تو یوتیوب ببینید. آینه تمام نمای ایرانی که برای ما ساخته‌اند: حکومت مفلوک کشور مفلوک مردم مفلوک تاکسی مفلوکحرف حساب:سیامک قاسمی درآمد فوب خلیج فارس و قیمت بنزینیه حرف حساب دیگه:محمد پارسی: ارز دولتی و داروی آزادو سومین حرف حساب:وظیفه حکومت برگزاری مراسم اربعین و غزاداری نیستاما مگه ملاها کار دیگری بلد هستند؟‌ از کوزه همان برون تراود که در اوست. ماجرای دوربین هندی‌کم جذاب سونی (!):ماجرای دوربین سونیاواخر دهه ۹۰ میلادی سونی یه دوربین ساخت که در شرایط خاص آدما رو بدون لباس فیلم‌برداری می‌کرد! این دوربین رو اگر داشته باشی دیگه حجاب هم جلودارش نیست!!!  هیچ وقت یک مطلب رو از تیترش قضاوت نکن (!):تیتر ایران جیب: ناوگان هوایی کشور نونوار شدبا این تیتر ممکنه فکر کنید حتما ۵۰ تا یا حتی ۱۰۰ تا هواپیمای نو خریدن. اما وقتی متن رو می‌خونی... خودتان بخوانید و ببینید به چه فلاکتی افتاده‌ایم: «همزمان با تقویت صنعت هوایی کشور دو فروند هواپیمای جدید که شامل یک فروند هواپیمای اورهال شده و یک فروند هواپیمایی اجاره ای شاهد افزایش تعداد پروازها خواهیم بود.»احسنت.یک زمانی ایران ایر با لوفتانزا و بریتیش ایرویز رقابت می‌کرد:ایران ایر بدبختاقتدار، عزت، شرف، ایرانی باغیرت (!):ژاپن برای احیای دریاچه ارومیه ۴/۵ میلیون دلار صدقه انداخته جلومون. ایران بدبخت!ژاپن برای احیای دریاچه ارومیه ۴/۵ میلیون دلار صدقه انداخته جلومون. ایران بدبخت!حکومت قانون یعنی این:قانونیعنی باید بریم بمیریم (!):ماریو بالوتلیماریو بالوتلی گفته جنازمم نمیارم ایران! ای ایران آی ایران...امارات و قطر و کویت و اینا همگی نوکر غربند و از خودشان چیزی ندارند: ساخت قطعات ایرباس در اماراتساخت قطعات ایرباس در امارات. ناراحتی و حسودی نداره که. ما بجاش امنیت داریم. عو عو سگان شما نیز بگذرد:چمرانمرد سال ۲۰۲۴:حاج اسماعیل قاآنی مرد سال ۲۰۲۴شام آخر:شام آخر وزیر امور خارجه در دمشق شب قبل از فرار اسد خود سوری‌ها نوشتن: Abbas Araghchi came to Syria yesterday to eat shawarma and celebrate the victories of the Syrian opposition?خب که چی؟ مثل اینکه نیاز به جهاد تبیین داری!گشت ارشاد و ترور هنیهاز افتخارات کشور عزیزمون:نوکیای ایرانی!میگن که بعضیا با دیدن چهره این بانو، دلشون خواسته. حالا چکار کنن؟ کلینیک ترک بی‌حجابیمثل اینکه ۱۵۰  ۲۰۰ میلیارد هم بودجه برای این کلینیک ترک بی‌حجابی گذاشتن. خدا بده برکت! سفره‌ای پهن شده و زالوها سر سفره. میگی نه؟ خودت برو متر کن (!):دستیابی ایران به فناوری اکتشاف در عمق ۲۰۰۰ متری دریا. میگی نه؟ خودت برو متر کن!دستیابی ایران به فناوری اکتشاف در عمق ۲۰۰۰ متری دریا. میگی نه؟ خودت برو متر کن!بدون شرح:فلسطینی بخت‌برگشتهدو کلام حرف حسابکی زد و کی خورد؟ پس سیستان و بلوچستان و ایلام و کهنوج و... چی؟پویش ایران همدلحراجش کردم، آتیش زدم به مالم، آقا/ خانم حرز بدم؟حرز امام جواد دارنبخندیم یا گریه کنیم؟ ایران باید در واردات کالا عراق را جایگزین امارات کند! بعد از آباد کردن امارات و قطر و عمان نوبت به عراق رسیده. ای ایران... آی ایران...ویدیوش رو ببینید که باحاله. سورئاله! حمله با لودر به معترضان تو ایران که باشی از این هیجانا هم داری. حمله با لودر به معترضان در بافق و بهابادوالله من فکر کنم طرف سرکارشون گذاشته:سر کار نیستن؟ طرف سیستم اتو استاپ استارت رو نمیدونه چیه! برای حسن ختاماول اینو ببینید: میتسوبیشی سهام خودش رو بازخرید می‌کنهحالا اینو بخونید: مقایسه ارزش سهام میتسوبیشی و هزینه وعده صادق ما!وقتی فکر همیشه دنبال تباهی باشه اینطور میشه. فقط تخریب می‌کنه. اگر فکرمان دنبال ساختن و توسعه و رشد بود آنقدر فرصت در جهان وجود داشت تا ما ایرانی‌ها هم بتوانیم سری توی سرها داشته باشیم. پایانو من الله توفیق. سایر مطالب: پرسپولیس: نماد رواداری و گوناگونی در شاهنشاهی هخامنشیفرار از آینده پرتنش؛ راهکارهای نجات ایران (۲)سیل دارد همه چیز را می‌برد، دانشگاه را هم.گاه امیدآفرینی کاری‌ست غیر اخلاقیاین سرعت در تباهی، محشر استمقایسه فقر در ایران و آمریکاایران؛ زمانی که جور دیگری بودیمآینده بلندمدت اقتصاد ایران چگونه است؟آیا ایران امکان «چین اسلامی» شدن را دارد؟کلوپ ترور، مازیار ابراهیمی و مستندسازی ارزشی‌هابرسد به دست ذوب‌شدگان ولایتِ مقیم فرانسه و هلند</description>
                <category>علی‌آقا</category>
                <author>علی‌آقا</author>
                <pubDate>Wed, 01 Jan 2025 19:54:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرسپولیس: نماد رواداری و گوناگونی در شاهنشاهی هخامنشی</title>
                <link>https://virgool.io/Novira/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%BE%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%B3-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%DA%AF%D9%88%D9%86%D8%A7%DA%AF%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C-p3cmajrrbcpd</link>
                <description>Rise of the Persian Princes: In their grand capital Persepolis, Achaemenid rulers expressed their vision of a prosperous, multicultural empireمجله باستان‌شناسی Archaeology، که نشریه موسسه باستان‌شناسی آمریکاست در شماره جولای/آگوست ۲۰۲۳ گزارش مفصلی به قلم بریجت آلکس درباره کاوشهای اخیر در تخت جمشید، پرسپولیس،‌ و زمین‌های اطراف آن منتشر کرده است. این کاوشها باعث شده است تا پژوهشگران و باستانشناسان درک بهتری از ایران باستان و شاهنشاهی هخامنشی داشته باشند. این نوشته خلاصه ای از این گزارش است. امیدوارم به زودی شاهد ترجمه کامل نوشتار به فارسی و انتشار آن در رسانه‌های پارسی زبان باشیم.خیلی از ایرانیان با منشور حقوق بشر کوروش کبیر آشنا هستند و می‌دانند که بنیانگزار شاهنشاهی هخامنشی در این منشور  استوانه ای شکل با افتخار داستان احیای معابد و احترام به باورهای اقوام  مغلوب را ذکر می کند. اما آنچه که خیلی از ما نمی دانیم این واقعیت است که شاهان هخامنشی آرمان کوروش را برای بنیانگذاری یک شاهنشاهی چند فرهنگی و چند ملیتی بر اساس رواداری و احترام به باورهای اقوام و مردم گوناگون ادامه دادند. پرسپولیس نه تنها پایتخت شاهان هخامنشی بلکه آینه و سند این تلاش  دویست ساله است. پس از گفتگو با کاوشگران ایرانی و اروپایی خانم آلکس نتیجه  می گیرد که شاهان هخامنشی با پیشی گرفتن از باورهای عصر باستان آرمان  تاسیس یک شاهنشاهی چند ملیتی با فرهنگهای متنوع را به یک واقعیت تبدیل  کردند و نشان دادند که با احترام به باورها و سبک زندگی مردمان گوناگون می  توان یک شاهنشاهی را به بهترین شکل ممکن اداره کرد. این گزارش نمادهای این  تاکید بر تنوع فرهنگی و احترام به باورهای اقوام را در پرسپولیس ثبت می  کند.برای دویست سال پرسپولیس نه تنها پایتخت  شاهنشاهی هخامنشی بلکه یک کارگاه ساختمانی دائمی و کلانشهری بوده است که  جمعیت آن به ۴۵،۰۰۰ نفر می رسیده است. بزرگترین کاخ پرسپولیس، آپادانا، ۷۲  ستون داشته است و در تالار اصلی آن ده هراز نفر می گنجیدند. آلکساندر نایجل  از موسسه فن آوری فشن Fashin Institute of Technology  می گوید «هر بخشی  از شاهنشاهی [هخامنشی] سهمی در پرسپولیس داشتند ولی پرسپولیس روح شاهنشاهی  بود». پادشاهان هخامنشی شاهنشاهی خود را اتحادی از اقوام و فرهنگهای مختلف  می دیدند و در نتیجه پایتختی ساختند که در آن این تنوع و گوناگونی اقوام و  فرهنگهای قلمروشان به هم می آمیخت و تصویری از یک شاهنشاهی بر اساس پذیرفتن  مردم آنگونه که بودند ارائه می‌کرد. برای ساختن چنین پایتختی هنرمندان، پیشه‌وران و کارگران از سراسر قلمرو هخامنشی به پرسپولیس آورده می‌شدند.نقش برجسته روی دری از کاخ خشایارشا پادشاه را به همراه خادمانش نشان می‌دهد که چتر را حمل می‌کنند.در این شهر خاندان سلطنتی به پارسی باستان، سفرا و دیوانسالاران به زبان آرامی Aramic، زبان اداری شاهنشاهی، صحبت می‌کردند. کتبیه‌های یافته شده در پرسپولیس به زبانهای پارسی باستان،  آرامی، عیلامی و سایر زبانهای اقوام شاهنشاهی نوشته شده اند و خبر از یک  نظام اداری چند زبانه می‌دهند که می‌کوشیده با اقوام مختلف به زبان خود  آنها ارتباط برقرار کند. امروزه آنانکه به پرسپولیس می روند، تنها بقایای  کاخهای هخامنشی را می بینند. زهره زهباری از دانشگاه فیلیپس ماربورگ می  گوید «کاخهای شاهان بخش سلطنتی شهر بوده اند، در پیرامون آنها شهر پرسپولیس  وجود داشته است». خواندن کتیبه‌هایی که در طول یکصد سال گذشته در تخت  جمشید یافت شده اند نشان می دهند که چه تعداد کارگر در این شهر می زیسته  اند، دستمزدشان چقدر بوده است و چقدر جیره و خواروبار دریافت می کرده اند.باستانشناسان امروز با اطمینان می گویند  که شاهان هخامنشی پرسپولیس را مینیاتوری از شاهنشاهی خود می دیدند. ووتر  انکلمان، Wouter Henkelman، استاد مطالعات عیلامی و هخامنشی در Ecole  Pratique des Hautes Etudes می گوید «شواهد و اسناد جدید به پژوهشگران  اجازه می دهند تا ببینند شاهنشاهی [هخامنشی] چگونه زندگی مردمان را، چه خوب  و چه بد، دگرگون کرد». او اضافه می کند «ما داریم پرونده جدیدی می سازیم  که جزییات و غنای داده ها در آن فوق العاده است».راجر متیوز باستانشناس دانشگاه ریدینگ می‌گوید « شاهنشاهی هخامنشی یک نظام سیاسی واحد بود که شامل مجموعه ای غنی از  اقوام،‌ مذاهب و فرهنگهای گوناگون بود،‌ آن هم در مقیاسی که در دنیای آن  روز بی سابقه بود». در ادامه مقاله نویسنده به این اشاره می کند که برای  اداره این شاهنشاهی شاهان هخامنشی ساتراپی ها را تاسیس کردند و ساتراپهای  مختلف را به فرمانروایی آنها گماردند. محققان با اجزا و رنگها و طرحهایی که  در پرسپولیس از بابل، مصر و سایر قلمروهای شاهنشاهی هخامنشی یافته اند  نتیجه گرفته اند که هنر پارسی در پرسپولیس درواقع برآیند هنری شاهنشاهی  بوده است، بگونه ای که مردمان گوناگون قلمروهای شاهان هخامنشی هرگز در  پایتخت احساس بیگانگی و غربت نمی کردند.اسنادی که در شوش به دست آمده است فهرست  کاملی از مصالح و مواد ساختمانی به کار رفته در پرسپولیس و شوش ارائه میکنند: الوار از لبنان، طلا از لیدیا (ترکیه امروزی) و باکتریا،‌ سنگهای  گرانقیمت از سغد، نقره و چوبهای تیره از مصر، عاج از نوبیا (مصر علیا و  سودان امروزی)،‌ و ستونهای سنگی از عیلام. آجرکارهای بابلی، زرگرهای مادی و  مصری، سنگتراشهای یونانی و ساردی، و نجاران مصری و ساردی در پرسپولیس و  شوش به کار مشغول بوده اند. آلکساندر نایجل می گوید «شاهان پارسی خود را  حافظان صلح و آرامش در این قلمرو می دیدند و برای همین است که شما آمیزه ای  از همه فرهنگها را در پرسپولیس می بینید». باستانشناسان باور دارند برای  همین است که در پرسپولیس خبری از حکاکی صحنه های جنگ و خونریزی دیده نمی  شود. بجای آن تصاویر و نمادهای حک شده بر سنگها و دیوارهای پرسپولیس مردمی  را نشان می دهند که در صلح و آرامش در کنار یکدیگر ایستاده اند و با یکدیگر  زندگی می کنند و دست در دست یکدیگر دارند. در پرسپولیس کسی فاتح نیست و بر  نعش به خون غلتیده دشمنش نایستاده.در پرسپولیس کسی فاتح نیست و بر  نعش به خون غلتیده دشمنش نایستادهالواح و کتیبه های کشف شده در تخت جمشید جزییات بیشتری را از سنتهای اداری و مدیریتی شاهان هخامنشی آشکار می کنند.  تیم باستانشناسان دانشگاه شیکاگو به رهبری ارنست هرزفلد در سال ۱۹۳۳ (۱۳۱۱  خورشیدی) موفق به کشف ۱۵،۰۰۰ لوح سفالی در دو اتاقی می شود که بخشی از حصار  و استحکامات تخت جمشید بوده اند. این الواح به زبانهای گوناگون از جمله  پارسی باستان، یونانی، آکدی، آرامی، عیلامی و سایر زبانهای آن زمان نوشته  شده اند. تنوع زبانی این الواح در دنیای باستان بینظیر است. سهیل دلشاد،  پژوهشگر کتیبه های باستان در دانشگاه آزاد برلین، می گوید «هخامنشیان تنها  حکومتی در دنیای باستان نبودند که از دو زبان یا سه زبان استفاده می کردند.  ولی تنها حکومتی بودند که فرامین سلطنتی را به طور انبوه به زبانهای مختلف  منتشر می کردند».این الواح اداری در فاصله سالهای ۵۰۹ و  ۴۹۳ پیش از میلاد مسیح در دوران پادشاهی داریوش اول نوشته شده اند و  اطلاعات مفیدی درباره جیره، دستمرذ،‌ خواروبار و نوشیدنیهای کارگران تخت  جمشید، خوراک دامها، و قربانی و هدایا به خدایان مختلف اقوام حاضر در تخت  جمشید دارند. در این الواح به شرایط کاری، حرفه کارگران و جزییات فعالیتهای  ساختمانی گاهگاهی اشاره شده است. حالا باستانشناسان می توانند درباره ساخت  وساز در پرسپولیس با اعداد دقیق صحبت کنند. بعنوان مثال آنها می دانند که  ده هزار سنگتراش در تخت جمشید مشغول به کار بوده اند و دقیقا چقدر جیره و  دستمزد دریافت می کرده اند. در مجموع کارگران و پیشه ورانی از سی قوم مختلف  به تخت جمشید آمده بودند و به کار مشغول بودند.در ادامه گزارش به فعالیتهای باستانشناسی  دانشگاه شیراز و دانشگاه بولونیا در زمینهای پیرامون پرسپولیس و کشف یک  دروازه جدید اشاره می‌شود. کاوشگران همچنین کارگاههای رنگسازی و آجرسازی را  کشف کرده اند که در آنها آجرها به رنگ آبی در می آمدند و رنگ آبی فیروزه  ای برای استفاده در تخت جمشید تولید می شده است. این رنگ خاص از مصر باستان  به ایران آورده شده بود ولی خیلی زود تولید آن بومی می شود و پیشه وران  پرسپولیس شیوه های جدید و ارزانتری را برای تولید آن می یابند. دروازه جدید  بسیار جالب است. این دروازه به نظر کپی دروازه ایشتر در بابل است و در مرز  شهر پرسپولیس و نه در حاشیه کاخها قرار داشته است و بیانگر یکی دیگر از  اجزاییست که در پرسپولیس از بابل باستان قرض گرفته شده بود.نقش برجسته‌ای که دیوار آپادانا را تزئین کرده است، پادشاه هخامنشی را نشان می‌دهد که یک گل نیلوفر آبی و یک عصای سلطنتی را در دست گرفته است. وارثش (مستقیما پشت تاج  و تخت) دو عود سوز، و نگهبانان و خادمان با لباس‌های ایرانی و مادها در کنار او قرار دارند.تنوع در پرسپولیس منحصر به عناصر هنری و  شیوه های معماری نیست. شاهان هخامنشی زمینهای پیرامون پرسپولیس را به باغ  موزه ای از شاهنشاهی تبدیل کرده بودند. آنها صدها اصله درخت، قلمه، بذر و  بوته را از سراسر شاهنشاهی گرد آوردند و محیط زیست پرسپولیس را دگرگون  کردند. این بخش از مقاله خیلی جالب است و درباره انتقال درختهای انار و  زیتون،‌ که هنوز در اطراف تخت جمشید می رویند، و سایر گونه های گیاهی به  این منطقه است. نام چهل گونه گیاهی در چهارصد کتیبه یافته شده در پرسپولیس  آمده است و همینطور اسامی افرادی که مسئول توزیع میوه و سبزیجات در میان  کارگران بوده اند. بعضی از این گونه های گیاهی هنوز شناخته شده نیستند. بعنوان نمونه کتیبه‌ها به درختی به نام Karukur اشاره می‌کنند که ۳۵۰۰ اصله آن در اطراف تخت جمشید در یازده نقطه مختلف کاشته شده بودند. ۷۵۰۰ واحد از میوه های این درخت به سفره خانه سلطنتی داده شده بودند و ۲۴۰ واحد به گروهی از کارگران.تنوع فرهنگی،‌ قومی و محیط زیستی پرسپولیس  یک راهبرد برای حفظ صلح در شاهنشاهی ایران در دوران باستان بوده است ولی ساختن تخت جمشید هرگز تمام نمی شود. پادشاهان بعد از داریوش و خشایارشا  کاخهای جدید و عظیمی را به آن اضافه می کنند. در نهایت ۴۷۳ ستون سنگی و  چوبی در تخت جمشید برافراشته می شود و دو کاخ هر کدام با صد ستون برپا می‌شوند. ساخت و ساز و تعمیر و نگهداری پایتخت پر هزینه تر و به یک مشغله دائمی شاهان هخامنشی تبدیل می‌شود. شاید پروژه های تخت جمشید باعث غفلت  شاهان هخامنشی از خطرهایی شد که شاهنشاهی را تهدید می‌کرد. از جمله شورشهای  بابل و خطر یونان که تحت حکومت اسکندر مقدونی متحد شده بود و آماده حمله  به آسیای صغیر می‌شد. با اینحال برای دویست سال ده پادشاه هخامنشی توانستند  یک شاهنشاهی چند ملیتی را اداره کنند که از هند تا دریای مدیترانه را در  برمی گرفت. تاکید آنها بر احترام به باورها و تنوع قومی مردم شاهنشاهی ایران یکی از دلایل دوام و پایداری این شاهنشاهی در دنیای پرآشوب باستان بوده است.منبع:‌ adadpay.comسایر مطالب: چطور ۵ دلار می‌شود ۶۵۰ دلار؟ایران؛ زمانی که جور دیگری بودیمیکی از معتبرترین منابع تاریخ معاصر ایرانآیا اعراب پیش از اسلام در جاهلیت به سر می‌بردند؟از کاروانسراهای شاه عباس تا مدرسه حداد عادل!شلیک به سمت آخرین روزنه‌های فرار!حجاب در عصر پیامبر چگونه بود؟بیست و هشت مرداد آمد و رفتسفر به ایرانی‌ترین شهر ترکیهبیایید تاریخ ایران را بخوانیمحکومت‌داری بیاموزیم</description>
                <category>علی‌آقا</category>
                <author>علی‌آقا</author>
                <pubDate>Thu, 05 Dec 2024 13:54:56 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>