<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مریم رنگی طهرانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mrangitehrani</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:40:19</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1135313/avatar/9KaEs9.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مریم رنگی طهرانی</title>
            <link>https://virgool.io/@mrangitehrani</link>
        </image>

                    <item>
                <title>از میانه آتش (۷) الهام علی‌اف؛ شطرنج باز ماهری که باید با تدبیر مهار شود!</title>
                <link>https://virgool.io/@mrangitehrani/%D8%A7%D8%B2-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A2%D8%AA%D8%B4-%DB%B7-%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%A7%D9%85-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D9%81-%D8%B4%D8%B7%D8%B1%D9%86%D8%AC-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%88%D8%AF-likvyh9z5gg8</link>
                <description>از میانه آتش (۷)الهام علی‌اف؛ شطرنج باز ماهری که باید با تدبیر مهار شود!مریم رنگی طهرانی*: ‎مرز‌های شمال غربی ایران برای نخستین بار در طول چند دهه اخیر ملتهب است. صف طولانی تجهیزات نظامیایران که از نقاط مختلف کشور راهی مرز‌های شمال غربی شده‌اند به خوبی این وضعیت غیرطبیعی و تنش‌بار را نشان می‌دهند. مرز‌هاییکه علی رغم تحولاتی مانند فروپاشی اتحاد جماهیر شوروری و درگیر‌های خونبار جمهوری آذربایجان و ارمنستان همیشه آرام بوده است؛حالا یک باره ناآرام شده است.ماجرا گویا بر سر بازداشت چند کامیوندار ایرانی شروع شد. کامیوندارانی که چند کیلومتر از مسیرشان به سمت ارمنستان در نقاطیقرار دارد که در جنگ اخیر بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان به تصرف نیرو‌های آذربایجان درآمده است. این سرزمین‌ها بعد از سال‌هاو در یک جنگ خونبار توسط آذربایجان پس گرفته شده است و اهمیتی نمادین برای باکو دارد.گورس گاپان یکی از مسیر‌های اصلی ترانزیتی ایران به خاک ارمنستان است که در سال گذشته پس از توافق و آتش بس و پایانِ درگیریمیانِ دو کشور آذربایجان و ارمنستان بر سر مسئله ناگورنو قره باغ، بخشی از آن در نواحی تحت تسلط جمهوری آذربایجان قرار دارد. ناگهان خبر رسید که جمهوری آذربایجان در قبال عبور کامیون‌های ایرانی خواستار پرداخت عوارض شده است و چند کامیوندار ایرانیرا هم بازداشت کرده است.حجم واکنش ایران، اما نشان از آن دارد که ماجرا از چند کامیون فراتر است.‎پیش از این جمهوری آذربایجان، ترکیه و پاکستان در تاریخ ۲۱ شهریور رز مایش مشترکی موسوم به «دوستی سه برادر-۲۰۲۱» را بهمدت یک هفته برگزار کرده بود. برگزاری رزمایش اخیر در دریای خزر و حضور پاکستان و ترکیه از جمله مسائلی است که از منظرژئوپلتیکی برای هر همسایه‌ای می‌تواند تامل برانگیز باشد.این وضعیت و احتمالا برخی تحولات پشت پرده، منجر به آماده باش نیرو‌های زرهی ارتش و سپاه ایران در منطقه مرزی شد. در مقابلاخباری تایید نشده از آماده باش نیرو‌های مرزی ترکیه در نزدیک مرز ایران حکایت داشتند.این در حالی است که در طول جنگ اخیر بین آذربایجان و ارمنستان ایران بی‌طرف باقی مانده بود. حتی ائمه جمعه شهر‌های ترک نشینایران از ارتش جمهوری آذربایجان حمایت کرده بودند و این بی طرف ماندن ایران بسیار به مذاق جمهوری آذربایجان خوش آمده بود. آنچنان که الهام علی‌اف بعد از آن که به سیاحت مناطق بازپس گیری شده از ارمنستان آمد با اشاره به مرز ایران آن جا را مرز دوستیخوانده بود. حالا، اما گویی شرایط عوض شده است.اما حرکات علی‌اف و انتخابِ شرکا از گذشته تا حال چه معنایی برای ایران می‌تواند داشته باشد؟ در این زمینه باید به چند مسئله توجهکرد.‎الهام علی‌اف کیست؟الهام علی‌اف متولد ۱۹۶۱در باکو فرزند حیدر علی‌اف سومین رئیس جمهور آذربایجان است او طی چهار دوره به ریاست جمهوریآذربایجان رسیده است و به نظر حضورش در این سمت تا آینده نامعلومی ادامه دارد.الهام علی‌اف دانش آموخته روابط بین الملل از دانشگاه دولتی مسکو (MSUIR) و دکترای فلسفه در زمینه علوم تاریخی از این دانشگاهاست. پس از پایان تحصیلاتش در سال ۱۹۸۵ مدتی در این دانشگاه به تدریس پرداخت.‎علی‌اف بجز زبان مادری به زبان‌های انگلیسی، روسی و فرانسوی هم تسلط دارد. او قبل از ورود به سیاست در سال‌های ۱۹۹۱تا۱۹۹۴در مسکو و استانبول تجارت می‌کرد و ریاست گروهی از شرکت‌های خصوصی در حوزه صنعت و تجارت را بر عهده داشت.‎علی‌اف پس از ورود به سیاست همزمان با معاونت ریاست جمهوری در سال ۹۴میلادی، معاونت شرکت دولتی نفت جمهوری آذربایجان(SOCR) را هم بر عهده گرفت. رد پای او در قراداد‌های بزرگ شرکت‌های غربی با دولت آذربایجان دیده می‌شود.‎او در یک بازه زمانی ریاست کمیته ملی المپیک را بر عهده داشت. تلاش‌های او در توسعه ورزش منجر به کسب بالاترین نشان کمیته بینالمللی المپیک شد. در سال ۱۹۹۵ نماینده پارلمان و در ژانویه۲۰۰۳ به عنوان معاون رئیس مجمع پارلمانی شورای اروپا و یکی از اعضایدفتر (PACE) مجمع پارلمانی شورای اروپا انتخاب شد.‎او در همان سال به نخست وزیری آذربایجان منصوب گردید و در اکتبر همان سال و بعد از مرگ پدرش رئیس جمهور‌ی آذربایجان شد ودوره‌های ریاست جمهوری برای او سه بار دیگر هم تکرار شد. در سال ۲۰۰۹ علی‌اف با برگزاری یک همه پرسی و ایجاد تغییرات درقانون اساسی محدودیت دوره متوالی رئیس جمهوری را برداشت و آزادی مطبوعات را نیز محدود کرد؛ که این امر موجب مخالفت شدید ازسوی مخالفین مبنی بر نقض قانون اساسی و مسائل حقوق بشری عنوان شد.سال ۲۰۱۱ برای علی‌اف همراه با اعتراضات مردمی علیه حکومت او و درخواست برکناری از دولت و ایجاد دموکراسی در کشور بود کهمنجر به دستگیری افراد زیادی شد.‎پیروزی او در انتخابات ریاست جمهوری سال‌های ۲۰۱۳ و۲۰۱۸ با توجه به سرکوب‌های شدید با شائبه تقلب و تخلف همراه بود.در دوران ریاست جمهوری او اختلاف با ارمنستان شدت بیشتری گرفت که آخرین آن منجر به تغییرات مرزی با ایران شد.شریک راهبردی اسرائیلآذربایجان از نظر ژئوپلتیک و نزدیکی به مرز ایران برای اسراییل اهمیت ویژه‌ای دارد و تل آویو از دهه‌ها قبل به دنبال گسترش روابط بااین کشور بوده است.روابط دیرینه‌ای بین جمهوری آذربایجان در مقایسه با دیگر کشور‌های اسلامی با اسراییل وجود داشته است. روابط نزدیک و پیچیده اینکشور را شریک مهم و استراتژیکی نسبت به سایر کشور‌های اسلامی برای اسراییل کرده است. پس از فروپاشی شوروی در ۱۹۹۱،اسراییل به سرعت استقلال جمهوری آذربایجان را به رسمیت شناخت و درست هفت ماه بعد آذربایجان از جمله کشور‌هایی شد که بااکثریت مسلمان شیعه، اسراییل را به رسمیت شناخت.هدف اسراییل از این شراکت نخست نزدیکی به مرز ایران برای رسیدن مقاصدش بود و بعد از آن هم افزایش مشروعیت در جهان اسلام،کسب حمایت و مشروعیت بیشتر در جامعه جهانی از قِبَل روابط و همکاری با کشور‌های اسلامی از جمله آذربایجان.در جنگ آذربایجان و ارمنستان در سال ۱۹۹۸ تا ۱۹۹۴ اسراییل تسلیحات آذربایجان را تامین کرد؛ برای مثال موشک‌های استینگر را بهآذربایجان فرستاد. از همان زمان تا به حال این دو کشور به جز همکاری در زمینه‌های مختلف همچون پزشکی، کشاورزی و…، مهمترینبخش همکاری و روابط شان به مسائل نظامی، دفاعی و اطلاعاتی بر می‌گردد.این روابط در زمان الهام علی‌اف اوج گرفته است، به طوریکه ۴٠ درصد از نفت اسراییل توسط آذربایجان تامین می‌شود و در مقابل بیشاز ۶٠ درصد تسلیحات آذربایجان را اسراییل تامین می‌کند. به گزارش روزنامه‌های اسراییلی، خانواده علی‌اف، ۶۰۰ میلیون دلار دراقتصاد اسراییل سرمایه گذاری کرده اند.نزدیکی جغرافیایی جمهوری آذربایجان به ایران این کشور را به یک شریک فریبنده برای اسراییل مبدل می‌کند. آن هم در زمانی که ایرانو اسرائیل در یک جنگ همه جانبه امنیتی و اطلاعاتی با یکدیگر درگیرند.با این وجود رفتار رفتار علی‌اف و جمهوری آذربایجان در قبال اسرائیل هیچ گاه خالی از احتیاط نبوده است. بعنوان عضوی از سازمانهمکاری اسلامی و همسایه ایران در سازمان‌ها و مجامع بین المللی بار‌ها آذربایجان به قطعنامه‌هایی بر ضد اسراییل، رای داده است.با این حال بعد از جنگ بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان در سال ۲۰۲۰ و پیروزی‌های مهم جمهوری آذربایجان که تسلیحات و حمایتلجستیکی اسرائیل در آن نقش عمده‌ای داشت کوه یخ روابط این دو بیش از قبل هویدا شده است.ترکیه، در جستجوی مسیری به سوی دریای خزر و آسیای میانهنوامبر ۱۹۹۱ ترکیه از اولین کشور‌هایی بود که جمهوری آذربایجان را به رسمیت شناخت. روابط این دو کشور بسیار پیچیده، چند وجهیو در سطوح مختلف است. از نظر استراتژیک، آذربایجان راه رسیدن به دریای خزر و راه ارتباطی قفقاز به آسیای میانه و شرق برایترکیه است.تعلق خاطرِ علی‌اف به ناسیونالیسم ترکی و از سویی دیگر نگاهِ ویژه رجب طیب اردوغان و ترکیه به کشور‌های ترک زبان منجر به امضایقرارداد‌های مهم شده است که دال بر نزدیکی روابط این دو کشور است.علی‌اف در ۱۳۹۹ شمسی خواست نقش میانجی برای رفع تنش بین ترکیه و اسراییل را بازی کند. جمهوری آذربایجان از شرکای اصلیترکیه در حوزه انرژی است. یک سوم واردات گاز طبیعی ترکیه از جمهوری آذربایجان تامین می‌شود. نفت دریای خزر نیز به بندر جیحاندر ساحل دریای مدیترانه صادر می‌شود. با کاهش صادرات گاز از روسیه در سال‌های اخیر نقش آذربایجان پر رنگ‌تر شده و ترکیهمی‌خواهد از قفقاز به عنوان حیاط خلوت خود استفاده کند.رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه سالهاست که برای بلندپروازی‌های خود حد و مرزی نمی‌شناسد. با تکیه بر رشد شگفت انگیزاقتصاد و دولتی کارآمد، ترکیه حالا در هر مناقشه منطقه‌ای و جهانی حضوری فعال دارد و رد پای ترکیه را از افغانستان تا لیبی بهخوبی می‌توان مشاهده کرد.بدیهی است که پیوند‌های زبانی و هویتی بین جمهوری آذربایجان و ترکیه دست مایه خوبی برای گسترش نفوذ ترکیه است و چیزی نیستکه اردوغان از آن صرفنظر کند. نقش ترکیه هم در جنگ اخیر بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان بسیار برجسته بود.ایران و جمهوری آذربایجان؛ از پیوندهای تاریخی تا دوستی محتاطانه!جمهوری آذربایجان واقع در قفقاز جنوبی در گذشته بخشی از خاک ایران بود که طی جنگ‌های ایران و روسیه تزاری در قراداد‌هایگلستان و ترکمنچای به روسیه ملحق شدند. مرز زمینی ایران با آذربایجان، اما پس از مناقشه قره باغ افزایش یافت. این دو کشور یکمرز آبی در دریای خزر را نیز با یکدیگر دارند.دومین جمعیت شیعه در جهان متعلق به جمهوری آذربایجان است. عضویت هر دو کشور در سازمان همکاری کشور‌های اسلامی و اکونشان از نزدیکی جغرافیایی، مذهبی و فرهنگی دو کشور دارد. اما در چند روز اخیر وجود تنش‌هایی که دست‌هایی در پشت آن دیدهمی‌شود، شرایط را پیچیده‌تر کرده است.مرز‌های جغرافیایی ایران با جمهوری آذربایجان گسترش یافته است. واقعیت این است که جمهوری آذربایجان قطعا به دنبال بازپسگیری کل قره باغ کوهستانی از ارمنستان است. امری که یک تغییر ژئوپلتیک بسیار بسیار مهم برای ایران خواهد بود و یک مسیر مهم بهسمت اروپا و روسیه را از ایران خواهد گرفت.فارغ از مسئله مرز‌های زمینی ایران با جمعیت چند ده میلیونی ترک خود پیوند‌های تاریخی و فرهنگی و اجتماعی با جمهوری آذربایجاندارد. امری که در هر سیاستی در قبال این همسایه شمالی باید در نظر گرفته شود.ترکیه هم با توجه به بحث راه کمربندیِ چین تمایل دارد به جای عبور این مسیر‌ها از ایران مسیر‌های ترانزیتی و را به گونه‌ای تغییر دهد کهکمتر به ایران وابسته باشد. اسرائیل هم که البته از هر فرصتی برای مجاورت با دشمن دیرینه خود استقبال می‌کند.باتوجه به گرایش شدید آذربایجان و الهام علی‌اف به غرب در حالی که این کشور بخشی از جغرافیای اروپا به شمار می‌آید، سکوتمعنادار غرب و اروپا می‌تواند تحلیل‌های زیادی به دنبال داشته باشد؛ به طور فرض اروپا و غرب می‌دانند دخالت و یا هر هر واکنشیمنجر به یک دومینوی بحران برای کل منطقه می‌شود و این در حالی است که منطقه خود به شدت درگیر مسئله افغانستان است و غرب ازبانی‌های این شرایط بحرانی است، به همین دلیل هم نمی‌خواهد دردسری تازه در منطقه و برای جهان بوجود آید.این وضعیت شرایطی بسیار پیچیده را ایجاد کرده است. به همه تحرکات آشکار این روز‌ها باید تحولاتی در سطوح امنیتی را هم اضافهکرد که طبعا اطلاع از آن خارج از حوزه رسانه‌هاست.صف تانک‌های ایران در حالی که در جاده‌ها به سمت مرز حرکت می‌کردند یک هشدار نظامی قاطع است که با رزمایش‌های نظامی کاملمی‌شود.هشداری که نشان از مخالفت ایران با تغییرات بیشتر مرزها یا حضور نظامی و امنیتی اسرائیل در اطراف مرزهایش است.اما در دراز مدت چه باید کرد؟الهام علی‌اف: شطرنج‌باز ماهرعلی‌اف سیاستمدار زیرک و بسیار صبوری است. او با توجه به تحصیلات و سوابقش به نظر اوضاع و احوال جهان را به خوبیمی‌شناسد و برای رسیدن به خواسته‌هایش صبر زیادی دارد.او برای بازپس گیری قره باغ از ارمنستان دهه‌ها صبر کرد تا تحقیری را که جمهوری آذربایجان در ابتدای دهه نود میلادی متحمل شدهبود جبران کند. درست در زمانی که به دلیل به قدرت رسیدن یک دولت غرب گرا در ارمنستان حمایت روسیه از این کشور با اما و اگر همراهبود، علی‌اف ضربه را وارد کرد.او به خوبی می‌داند که ایران کشوری بزرگ و اثرگذار است. امکانات ایران با جمهوری آذربایجان قابل قیاس نیست و در هر تنش نظامییا حتی اقتصادی جمهوری آذربایجان بیشتر متضرر خواهد شد. علی‌اف در همه این سال‌ها با چراغ خاموش با رقبا و دشمنان ایرانارتباط داشته است و کوشیده است که ایران را آزرده خاطر نکند.در بلبشوی این روز‌های جهان و به خصوص خاورمیانه علی‌اف قطعا به دنبال اهداف خود است. اهدافی که بخشی از آن با اولویت‌هایایران سازگار نیست.با این حال با این سیاستمدار زیرک به نظر باید بیشتر با تدبیر مواجه شد. ایران ملاحظات متعدد امنیتی و اجتماعی و اقتصادی دارد ودر این شرایط گشوده شدن جبهه‌های جدید یا امنیتی شدن مسائل اجتماعی به سود ایران نیست. با این حال لحظه‌ای نباید از علی‌اف وبرنامه‌هایش غافل شد. علی‌اف باید همواره به یاد داشته باشد که دوستی دو جانبه تنها راه برای ایران و آذربایجان است و دو طرف هیچراهی جز یک بازی برد _ برد ندارند.الهام علی‌اف شطرنج باز ماهری است که باید حریفانی زبردست در تبریز و تهران داشته باشد؛ با او باید با تدبیر مواجه شد نه باشمشیر!*کارشناس مطالعات منطقه‌ایمنتشر شده در دیدار نیوز</description>
                <category>مریم رنگی طهرانی</category>
                <author>مریم رنگی طهرانی</author>
                <pubDate>Tue, 05 Oct 2021 19:14:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از میانه آتش (۶) میقاتی و نخست وزیری لبنان؛ دامادِ موقتِ عروسِ تارهای عنکبوت!</title>
                <link>https://virgool.io/@mrangitehrani/%D8%A7%D8%B2-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A2%D8%AA%D8%B4-%DB%B6-%D9%85%DB%8C%D9%82%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%84%D8%A8%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%90-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%AA%D9%90-%D8%B9%D8%B1%D9%88%D8%B3%D9%90-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%86%DA%A9%D8%A8%D9%88%D8%AA-oa8ligcp902l</link>
                <description>میقاتی و نخست وزیری لبنان؛ دامادِ موقتِ عروسِ تارهای عنکبوت!ششمین شماره «از میانه آتش» به نخست وزیری نجیب میقاتی در لبنان پرداخته است. نخست وزیری که موقتا در تار عنکبوت فرقه‌ای وسیاسی این کشور به بندبازی مشغول خواهد شدمریم رنگی طهرانی*: پس از حدود ۱۳ ماه بلاتکلیفی که با اختلافات سیاسی، کارشکنی وشکاف‌های عمیق همراه بود، سرانجام در کاخبعبدای لبنان، میشل عون رییس جمهور با حضورنبییه بری رییس پارلمان بطور رسمی حکم نخست وزیری نجیب میقاتی را به امضارساند. این درحالی است که لبنان درشرایط بسیار بدی از نظر اقتصادی و سیاسی قرار دارد.پیش از میقاتی دو کاندیدای قبلی؛ سعد حریری و مصطفی ادیب نتوانستند در تاریخ مشخص کابینه خود را تشکیل دهند و شکستخوردند. این مدت طولانی و پس از استعفای حسان دیاب، کشور به طورموقت با سرپرستی او اداره می‌شد. در سال گذشته بحرانسیاسی و اختلافات بین احزاب سیاسی و فرقه‌ای چنان افزایش یافت که بطور گسترده همه آن‌ها متهم به ترجیح منافع شخصی بر منافعمردم شدند.در نظام سیاسی لبنان، نخست وزیری سهمِ اهل سنت و رییس جمهوری متعلق به مسیحیان و ریاست پارلمان متعلق به شیعیان است.نجیب میقاتی تاجر بزرگ، سیاستمدار مرضی الطرفین!نجیب میقاتی میلیاردر لبنانی و یکی از موفق‌ترین تجار لبنانی، متولد سال۱۹۵۵است. میقاتی فارغ التحصیل ام بی‌ای ازدانشگاهامریکایی بیروت است و در آکادمی مدیریت در فرانسه و دانشگاه هاروارد در آمریکا دوره‌هایی را گذارانده است. او و برادرش طا‌هانخستین بار شرکت M۱ Group را در بیروت تاسیس کردند. سرمایه گذاری آن‌ها در سهامِ مخابراتی آفریقای جنوبی MTN، فرد فروسمد pep Jeans و بخش املاک نیویورک، لندن و موناکو را شامل می‌شود.درسال ۱۹۸۲ در هنگامه اوج جنگ‌های داخلی لبنان، میقاتی با تاسیس شرکت اینوست کام وارد سرمایه گذاری تلفن‌های ماهواره‌ای شد. این شرکت از بزرگترین شرکت‌های مخابراتی عربی و منطقه‌ای به شمار می‌آید.نجیب میقاتی دوبار پیش از این در تاریخِ کشور لبنان توانسته نخست وزیر شود؛ دور اول به سال ۲۰۰۵ برمی گردد و دور دوم در سال۲۰۱۱. بسیاری او را فردی بی طرف در طول تاریخ لبنان در تشکیل کابینه می‌دانستند.او به جز نخست وزیری سمت‌های دیگر در عرصه سیاسی لبنان داشته است. در سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۱ وزیر حمل ونقل و اشتغال عمومیبود، بار اول در دوره دولت سلیم الحص و بار دوم در دولت رفیق حریری. میقاتی در سال ۲۰۰۹ به عنوان نماینده منطقه طرابلس شهر محلتولدش به پارلمان رسید. این سیاستمدارِ ۶۶ ساله‌ مسلمان سنی اکنون برای سومین بار سمت نخست وزیری گماشته شده است. او رهبرحزب جنبش عزم و از موسسین آن است.جلسه رای اعتماد بدون برق!از اواخر سال ۲۰۱۹ شرایطِ حاد اقتصادی لبنان با اعتراضات گسترده مردم علیه اوضاعِ وخیم معیشتی همراه بود. پس از انفجار دربندر بیروت که به کشته شدن ده‌ها نفر و صد‌ها مجروح و هزاران نفر آواره منجر شد، این بحران هم عمیق‌تر شد.یکی از بحران‌های مهم مسئله برق و خاموشی‌های ۲۴ساعته آن است. همین خاموشی بود که باعث شد جلسه هشت ساعته رای اعتماد بهدولت در پارلمان با تاخیر یک ساعته  برگزار شود و سرانجام او توانست نظر ۸۵ نماینده را جلب کند و ۱۵ نماینده هم به کابینه رای ندادند.باید توجه داشت که پارلمان فعلی لبنان حزب الله و متحدانش دارای اکثریت پارلمانی هستند و پس از آن‌ها در مجلس، سعد حریری نفوذدارد، برای همین بسیاری از ناظران، میقاتی را نزدیک به حزب الله می‌دانند. نجیب میقاتی پیش از رای اعتماد بیان کرد «اکنون زمانجنگ و جدل نیست باید همه برای جلوگیری از شدت ناامیدی در کشور تلاش کنند»او با تاکید برمشکلات اقتصادی گفت: «سوخت نیست، دارو نیست، بانک مرکزی ذخیره ارزی ندارد، اما امیدواریم روند فروپاشی متوقفو لبنان به شکوفایی برگردد» او از تعامل سیاسی با صندوق بین المللی پول و بانک جهانی و درخواست کمک کشور‌های عرب صحبت کردو گفت: دست خود را به سوی آن‌ها دراز می‌کنیم.شرکت سهامی کابینه لبنان!هفته‌ قبل از تشکیل دولت جوزپ بورل رییس سیاست خارجی اتحادیه اروپا در سفر به بیروت طی دیدار با رئیس جمهور و بسیاری ازسیاستمدارانِ لبنانی تهدید کرد که برخی از سیاستمداران مانع تشکیل دولت در این مدت شده اند و برای همین احتمال تحریم از سویاتحادیه اروپا برایشان وجود دارد. با توجه به وجود نزدیک به سه هزار آواره پس از انفجار که هنوز اسکان دائم ندارند، کرونا و ته کشیدنذخیره ارزی بانک مرکزی، بی ارزشی پول ملی و کاهش ۹۰درصدی آن در برابر دلار، میقاتی کابینه را در شرایطی بسیار بحرانی تشکیلداده است.کابینه او شامل ۱۲مسیحی و ۱۲مسلمان است و در بین وزرا فقط نام یک زن دیده می‌شود، اما سهم احزاب و افراد سیاسی در اینکابینه با نگاه به لیست به این ترتیب است؛ معاون نخست وزیر سعاده الشامی از حزب سوسیال ناسیونالیست سوریه، باتوجه به اینکهمیشیل عون (رئیس جمهوری) رهبر حزب سیاسی جنبش میهنی آزاد ملی است، سهم این حزب یکنفر و وزرای منتخب خود میشل عون ۴نفر هستند. حزب الله لبنان یکی از احزاب شیعه، ۲ سهم در کابینه دارد. جنبشِ امل حزب دیگرِ شیعه نزدیک به نببیه بری ۳ سهم، سعدحریری و جنبش المستقبل ۳سهم، خودِ نخست وزیر میقاتی ۱ سهم، ولید جنبلات وحزب سوسیالیست مترقی ۱سهم، طلال ارسلان حزبدموکراتیک لبنان ۱سهم، حزب المرداد ۲ سهم، حزب سیاسی ارمنستان در لبنان (داشناک) ۱سهم، و سهمِ مستقلین هم ۲ کرسی است کهکه یکی از آن دو نفر زن است.واکنش غرب به دولت جدید درلبنانفرانسه مهم‌ترین کشور غربی که بر تحولات لبنان نفوذ دارد تاکنون واکنشی به دولتِ جدید نشان نداده است. اما ند پرایس سخنگویوزرات خارجه آمریکا از حمایت کشورش از دولت جدید لبنان گفته است و دومینیک راب وزیرخارجه انگلیس هم در پیام توییتری نوشتهاست: «کشورش از دولت جدید لبنان حمایت می‌کند، اما این پشتیبانی مشروط به انجام اقدام‌هایی هماهنگ است.» او در بخشی دیگرِپیامش گفت: «دولت جدید لبنان باید اجرای اصلاحات فوری، نتیجه گیری شفاف تحقیقات درباره انفجار بندر بیروت و برگزاری انتخاباتدر زمان تعیین شده در سال آینده را پیگیری کند.» تا این لحظه دو کشور آمریکا و انگلیس از دولت جدیدِ لبنان استقبال کردند.میقاتی؛ داماد موقت عروس تارهای عنکبوت!ریسکِ پذیرش نخست وزیری با توجه به بحران‌های اقتصادی و سیاسی لبنان برای نجیب میقاتی بسیار بالا است. مطابق قانون اساسیلبنان تصمیمات اساسی در کابینه باید با رای دو سوم اعضا کابینه به تصویب برسد. این امر باعث می‌شود که اتخاذ چنین تصمیماتیبسیار دشوار باشد. احزاب سیاسی و فرقه‌ای هر کدام سهمی در کابینه دارند و در هزارتوی فرقه‌ای و سیاسی لبنان که تعارض منافع درآن بیداد می‌کند، دولت برای گرفتن هر تصمیم اساسی به سرعت و به راحتی فلج می‌شود.پیش از میقاتی، سعد حریری که به فرانسه و عربستان نزدیک است در تشکیل کابینه شکست خورد. میقاتی، اما با حمایت حزب الله وگروه‌های نزدیک به آن با رای اعتمادی بالا از سد پارلمان گذاشت. اما در شرایطی که طبق اعلام سازمان ملل ۸۰ درصد از مردم در فقرزندگی می‌کنند، شرایط برای میقاتی به شکلی است که هم به کشور‌های منطقه و هم غرب نیاز دارد.اما آیا او قادر است کشور را از پرتگاه فروپاشی بگذراند و دولتش پایانی برای یک بن بست سیاسی واقتصادی باشد؟ یا عدم موفقیتمیقاتی می‌تواند شرایط در لبنان را به بدترین وضعیت حتی پس از جنگ‌های داخلی در این کشور برساند؟ احتیاط او در ترکیب کابینه وصحبت‌های او همه نشان از عزمش برای حل این مسئله دارد، اما موفقیت و عدم موفقیت او به هزارن مسئله در این خاورمیانه امروز ولبنان بحران زده بستگی دارد.میقاتی البته از همان گروه حاکمی است که سالهاست بر فضای سیاسی لبنان حاکمند. در فضای سیاسی لبنان هزار فامیلِ فرقه‌ای کهکشور‌های خارجی زیادی در آن نفوذ دارند به مانندِ یک عنکبوت مدام تار بافته‌اند و در هر فضایی رخنه کرده‌اند و با ثبات مانده‌اند. تارعنکبوتی که با ملاتی محکم از اختلافات مذهبی، فرقه‌ای، سیاسی و مداخلات خارجی بنا شده است. این تار عنکبوت از هر کارکرد مفیدیعاجز است، اما بر سیمای عروس خاورمیانه تنیده شده است. لبنان عروسی است که توری از تار‌های عنکبوت بر سر دارد.لبنان کشوری است که انگار قرار نیست چیزی در آن تغییر کند و خارج از این فضای عنکبوتی کمتر کورسویی از امید در آن وجود ندارد. تار عنکبوتی که در خارج از آن هم چیزی نیست!*کارشناس مطالعات منطقه‌ایمنتشر شده در دیدارنیوز</description>
                <category>مریم رنگی طهرانی</category>
                <author>مریم رنگی طهرانی</author>
                <pubDate>Sun, 26 Sep 2021 21:18:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ازمیانه آتش۵</title>
                <link>https://virgool.io/@mrangitehrani/%D8%A7%D8%B2%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A2%D8%AA%D8%B4%DB%B5-tpa9gnv5bjld</link>
                <description>الکاظمی و عراق؛ در جستجوی معبری در میدان‌های مین!پنجمین شماره ستون «از میانه آتش» به مصطفی الکاظمی نخست وزیر عراق پرداخته است. سیاستمداری که به نظر با هوشمندی بهدنبال نقشی میانجی‌گرانه در سیاست داخلی و خارجی عراق است.مریم رنگی طهرانی*: مصطفی الکاظمی نخست وزیر فعلی عراق درسال ۲۰۲۱ دوران پر از پیچ و خمی را در سیاست کشور گذارندهاست. امسال برای الکاظمی وعراق سال سرنوشت ساز است.خروج نیرو‌های آمریکایی تا پایان سال ۲۰۲۱ بر اساس توافقی پیشین و انتخابات اکتبر عراق با توجه به شرایط خروج نیرو‌های خارجیاز افغانستان می‌تواند برای عراق والکاظمی فصل جدیدی باشد.الکاظمی پس از یک دوره اعتراضات خونین مردمی، فساد‌های مالی و شکاف سیاسی بین احزاب در عراق به جای عادل عبدالمهدیمستعفی بر مسند نخست وزیری نشست. دوران نخست وزیری او همراه با شیوع کرونا در جهان، تنش ایران وآمریکا در دوره ترامپ وکاهش قیمت نفت بود همه این موارد شرایط سختی را برای نخست وزیری او‌ به وجود آورد.الکاظمی؛ از نویسندگی تا نخست وزیریمصطفی الکاظمی با نام اصلی عبداللطیف مشتت متولد عراق و دانش آموخته حقوق است. او ستون نویس و سردبیر بخش عراق در مجلهنیوزویک و بخش بین الملل سایت المانیتور بوده است. نام او با نویسندگی کتاب هم عجین شده است و از جمله آثار او می‌توان به کتاب«مسئله عراق؛ آشتی بین گذشته وآینده» اشاره کرد.او یکی از مخالفان عراقی در دوره صدام و از چهره‌های نزدیک به حزب الدعوة بود که درسال ۱۹۸۰ باصدور حکم اعدام با تبعید اجباریبه لندن رفت. نزدیکی الکاظمی به حزب الدعوة منجر به ازدواج او با دختر مهدی العلاق از رهبران این حزب شد.او را در تبعید به خاطر فعالیت‌ها و تاسیس دو بنیاد «گفتگوی انسان دوستانه از بغداد تا لندن»، «الحواری انسانی» بیشتر یک فعالحقوق بشری می‌شناختند. در بنیاد الحواری انسانی الکاظمی جنایات صدام را مستند می‌کرد. زندگی در لندن و فعالیت حقوق بشریروابط ویژه‌ای با غرب را برای او به ارمغان آورد.پس از دوران صدام بطور رسمی در سال ۲۰۱۶ وارد سیستم سیاسی کشور شد و با حکم حیدر العبادی نخست وزیر پیشین عراق بهریاست سازمان اطلاعات ملی عراق منصوب شد.سال‌ها قبل از تصدی این سمت، در سال ۲۰۰۳ الکاظمی در بازگشت به کشور که به خاطر رابطه خوب با دو حزب مهم کُرد (حزب میهنیکردستان، حزب دموکرات کردستان عراق) فعالیت رسانه‌ای خودرا درسلیمانیه شروع کرد. پس از آن با همکاری برهم صالح رییس جمهورعراق در سال ۲۰۰۷ نشریه الاسوعیه را منتشر می‌کرد.الکاظمی بعد از حضور در سمت رئیس سازمان اطلاعات ملی عراق سعی کرد چهره‌ای میانجی‌گر از خود ترسیم نماید. شاید به همیندلیل در این سازمان بخش‌هایی که توسط آمریکا به وجود آمده بود را حذف کرد از جمله بخش مربوط به ایران. او نقش احزاب سیاسیدرسیستم اطلاعاتی عراق را هم کاهش داد.حضور او در سازمان اطلاعات همزمان با قدرت گیری داعش و  نفوذ در کشور عراق است این چهره اطلاعاتی کراوات پوش به واسطهداعش سعی کرد روابط خود را با با همه طرف‌های درگیر در عراق بحران زده دریک سطح نگه دارد و خطر نیرو‌های بنیادگرا و قدرت گرفتنآن‌ها به او در این کار کمک زیادی کرد.پس از نارضایتی‌ها در عراق فراکسیون‌های عمده شیعه در پارلمان به اجماع برای نخست وزیری او رسیدند و الکاظمی مامور تشکیلکابینه شد. نخست وزیر در عراق پس از صدام در سیستم پارلمانی باید دو سوم از آرای پارلمان را به دست بیاورد.فعالیت او در سازمان اطلاعات ملی عراق بی سر وصدا و در سایه بود. در آن دوره اسمی از او در مفاسد سیاسی دولتمردان عراقنیست. در دوره پس از صدام، الکاظمی اولین نخست وزیری است که عضو رسمی حزب الدعوه نیست. دولت او، اما با بحران‌هایاقتصادی بزرگی مواجه است و درآمد دولت به دلیل شیوع کرونا نصف شده است.روابط الکاظمی با آمریکادوره نخست وزیری الکاظمی با دو رییس جمهور آمریکا از دو جناح متفاوت همراه شد. روابط او در این دوران و علی رغم تغییراتسیاسی در آمریکا یک از مشی واحد پیروی کرده و او سعی کرده است که از هر دو رئیس جمهور امتیازاتی بگیرد. ترامپ در دیدار باالکاظمی قول به خروج نیرو‌های آمریکایی داد که بسیاری ازمردم ونیرو‌های سیاسی کشور هم این را می‌خواستند.رابطه پیچیده او با ترامپ و سیاست‌هایش در قبال ایران مسائلی را با خود به همراه داشت تا آنجا که ترور سردار سلیمانی در فرودگاهعراق و سکوت الکاظمی باعث واکنش طرفداران ایران در عراق شد.پس از پایان دوران ریاست جمهوری ترامپ جمهوری‌خواه و آمدن بایدن از حزب دموکرات الکاظمی برای خروج نیرو‌های آمریکابرنامه‌هایی دارد. طی دیدار با بایدن در کاخ سفید هر دو از مرحله جدید همکاری نظامی آمریکا با عراق گفتند. خروج نیرو‌های آمریکاییاز عراق تا پایان سال میلادی ۲۰۲۱ به توافقی درسال ۲۰۱۱ بر می‌گردد، اما با هجوم داعش این روند کند شد.امروز حضور به شکل مستشاری نیرو‌های آمریکا چیزی است که آمریکا والکاظمی در آن به توافق رسیدند با این حال خروج شتابزدهآمریکا از افغانستان احتمالا الکاظمی را با این واقعیت مواجه کرده است که احتمال وقوع رخدادی مشابه برای عراق هم وجود دارد.اکتبر ماه سرنوشت انتخابات عراقزمان رقابت‌های انتخاباتی در عراق فرا رسیده است و این دوره یکی از طولانی‌ترین دوران‌های رقابت انتخاباتی در عراق است.منابع نزدیک به الکاظمی مدعی بودند که او رقیب انتخاباتی نیست و از هیچ گروه خاصی حمایت نکرده و شاید در انتخابات هم شرکتنکند این حرف‌ها درتضاد با رفتار او دراین مدت است. با تنش احزاب سیاسی در رقابت‌های انتخابات باوجود شایعات عدم حضورالکاظمی از پیشنهاد او به احزاب تحریم کننده انتخابات و تشکیل یک کمیته برای حل بحران می‌شنویم.چنین تلاش‌هایی تا این لحظه نشان از گام دوباره برای دور دوم نخست وزیری دارد.الکاظمی در جستجوی موازنه منطقه‌ایسمت امنیتی سابق الکاظمی در دوران جنگ داعش برای او نزدیکی با سازمان‌های اطلاعاتی اروپا و امریکا را به همراه داشته است.علاوه بر این نزدیکی او در عرصه منطقه‌ای نیز کوشیده است نوعی سیاست موازنه را بین قدرت‌های منطقه‌ای درگیر در عراق به خصوصایران و عربستان بازی کند. میزبانی از مذاکرات ایران و عربستان برای کاهش تنش‌ها یکی از اقدامات مهم او در این راستا بوده است.الکاظمی به دنبال استفاده از کارت‌های منطقه ای!اما تحرکات الکاظمی محدود به میانجیگری بین ایران و عربستان نیست. سفیر ترکیه در عراق از دیدار الکاظمی و اردوغان در آیندهنزدیک خبر داده و در تماس تلفنی الکاظمی با اردوغان از همکاری نظامی و اطلاعاتی وتجاری برای مبارزه با تروریسم گفته شده است. الکاظمی که خواهان برگشت عراق به حالت طبیعی است در دیدار با رئیس مجلس اردن هم در این مورد صحبت کرده است.چند وقت پیش الکاظمی نشست بغداد را برگزار کرد هدف نشست کاهش تنش با همه کشور‌های منطقه بود دو نکته جالب در دعوت‌هایاین نشست وجود داشت، اول وجود مکرون بعنوان مهمان ویژه فرامنطقه‌ای شاید نشان می‌دهد که الکاظمی پس از خروج آمریکا نیمنگاهی به فرانسه و اروپا دارد.دوم عدم دعوت از بشار اسد بود، اما مابقی کشور‌های منطقه از جمله ایران دراین نشست حضور داشتند الکاظمی در این نشست تاکیدزیادی برای عدم استفاده از عراق برای منازعات کشور‌ها داشت، و خواست کشورش درگیر روابط متشنج دیگران نباشد.الکاظمی و ایرانیک ماه بعد از نشست بغداد الکاظمی با تیم بلند پایه‌ای وارد تهران شد یکی از مهم‌ترین همراهان او‌ مشاور امنیت ملی عراق بود در ایندیدار با رییس جمهور ایران حجت الاسلام ابراهیم رییسی به مسئله امنیت واقتصاد پرداختند در دیدار دیگری در همان روز با دبیرشورای امنیت ملی ایران بر سر مسئله اقلیم کردستان و اخراج و خلع سلاح مخالفان کرد صحبت کردند. الکاظمی علاوه بر عربی وانگلیسی به کردی هم مسلط است.الکاظمی به خوبی دریافته است که با کمرنگ شدن هژمونی آمریکا در جهان، نقش خرده هژمون‌های منطقه‌ای به شدت رو به افزایشاست. او می‌داند که عراق میدان برای جدال قدرت‌های منطقه‌ای است و به همین دلیل می‌کوشد با میانجیگری و حفظ روابط مثبت با همهطرف‌ها، وضعیت آینده عراق را در منطقه دچار تنش و آشوب با ثبات کند. او در عرصه سیاست داخلی هم همین رویه را در پیش گرفتهاست و احتمالا می‌کوشد با دور ماندن از مناقشات سیاسی و انتخاباتی، در سمت نخست وزیری باقی بماند.روابط با غرب، فعالیت حقوق بشری در کنار فعالیت‌های امنیتی، شیعه بودن و سابقه نزدیکی با حزب الدعوه، تسلط به چند زبان و ... امکانات مهمی را برای این نقش میانجیگرانه برای او فراهم آورده است. با این حال خاورمیانه سرزمین بحران‌ها و آتش‌هاست و عراق دراین منطقه پر بحران کانون آتشفشان محسوب می‌شود. جایی که قدرت‌های منطقه‌ای بی محابا با هم در جدالند و سیاست داخلی آنهزارتوی خطرناک احزاب و گروه‌های مختلف است. باید دید الکاظمی می‌تواند در این میدان مین پرخطر، معبری برای خود بگشاید یا بازهم باید منتظر حوادث تازه در همسایه غربی ایران بود.*کارشناس مطالعات منطقه‌ایمنتشر شده در دیدار نیوز</description>
                <category>مریم رنگی طهرانی</category>
                <author>مریم رنگی طهرانی</author>
                <pubDate>Sun, 19 Sep 2021 19:47:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ازمیانه آتش ۴</title>
                <link>https://virgool.io/Sedayezan/%D8%A7%D8%B2%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A2%D8%AA%D8%B4-%DB%B4-ycnrsstbgsx7</link>
                <description>داستان افغانستان؛ این ۵ زن!مریم رنگی طهرانی*: نیمه‌های شب خون زیادی بر روی دیوار‌های خانه پاشیده می‌شود. این صحنه دلخراش و دهشتناکِ مرگ بانو نگارپلیس زن زندان محلی ولایت غوز است. پسر او درباره آن شب می‌گوید: «سه طالب وارد خانه ما شدند و در مقابل چشمان وحشت زدهخانواد مادر باردارم را کشتند. در جواب سوال ما هم فقط تکرار می‌کردند اربکی، اربکی (ملیشه وفادار) بود.» این تنها دلیل سه مرد طالببرای این کشتن فجیع این زن بود. نگار دیگر در این دنیا نیست. زن بارداری که جرمش تنها پلیس بودن آن هم در زندان زنان ولایت غوراست.طالبان امروز از تغییر خود می‌گویند، در حالی در سال‌های دور که بر مسند قدرت در افغانستان نشسته بودند زنان اولین گروهی بودند کهبه پستوی خانه‌ها رانده شدند. قوانین سخت از سوی آن‌ها برای زنان درنظر گرفته شد و از مدرسه رفتن منع شدند. بدتر آنکه اجازه خروجاز خانه بدون محارم مرد را نداشتند و در بیرون هم برقع (چادرمحلی افغانستان) تمام وجودشان را پنهان می‌کرد. تصاویر هولناک مرگنگار، طالبان جدیدی را نشان می‌دهد که در پی انتقام بیست ساله از زنانی هستند که برای تغییر سنت‌ها از پستو‌ها به اجتماع وارد شدهاند.مریم مسعود؛ صدای پنجشیر!مریم مسعود یکی از پنج دختر احمد شاه مسعود، شیرِ پنجشیر است. اطلاعات زیادی از او دردسترس نیست، اما این روز‌ها نام اوبسیار از افغانستان شنیده می‌شود. توییت‌های او صدای زنان پنجشیر و افغانستان است. دختری که در این روز‌های سخت در کنار تنهابرادر خود و خواهر دیگرش راحله ایستاده و از آزادی و مبارزه حرف می‌زند. پیام‌های او و راحله الهام بخش زنان بسیاری شده، راحله پساز حمله به پنجشیر گفت: «جایی نرفته‌اند و در پنجشیر مقاومت می‌کنند» مریم هم پس از پیام صوتی برادر و تخریب مقبره پدر رشتهتوییت‌هایی نوشت که بسیار در فضای مجازی بازنشر شد.در زمان تخریب مقبره شیشه‌ای احمدشاه مسعود توییت کرد: «جگر خون یک شیشه شکسته نباشید، جوان‌های ما در پنجشیر پر پرمی‌شوند بالعکس این باید خون شما را بیشتر به جوش بیاورد سلاح تان را در دست بگیرید، صدایتان را بلند کنید و دستان متجاوزان رااز وطنتان قطع کنید»یا در توییتی دیگر «مردان کابل، هرات و نمیروز! غیرتتان کجاست؟! چرا کنار زنان شما هم شعار آزادی نمی‌دهید اگر سلاح ندارین صداکه دارین!» این صدای دختران احمد شاه مسعود از پنجشیر کوهستانی است که ناگهان در یک شب مورد هجوم هوایی و زمینی طالبانبه کمک کشور پاکستان قرار گرفت. کوهستانی که خاستگاه جنگ‌های چریکی افغانستان است و امروز مکان جبهه مقاومت ملی برایایستادگی.پیام مریم و راحله و برادر، سه فرزند شیر پنجشیر تا کل سرزمین رفته و صد‌ها زن را در شهر‌های مختلف چه در داخل و چه در خارجافغانستان با شعار آزادی و برابری به خیابان‌ها آورده است. در شهر‌های کابل، مزار شریف، دایکندی، هرات و ولایت بلخ تجمع‌هاییصورت گرفته و حضور پررنگ زنان در تصاویر در صحنه این اعتراضات بسیار چشمگیر است.«شهر تک جنسیتی بوی تعفن دارد»، «حکومت همه شمول بدون حضور زنان معنی ندارد» این شعار‌های دادخواهی زنانی است که ازگلوله‌های طالبان نمی‌هراسند، چون به چشمان خود دیده‌اند که دنیا چقدر بی رحمانه به تماشایشان ایستاده است. در حالی که حقآموزش، کار و آزادی فردی زنان و مشارکت در ساختار کشور از عمده‌ترین خواسته‌های آنان است.صد زن معترض در کابل پس از شنیدن صدای مسلسل‌ها یکدیگر را تشویق می‌کنند که فرار نکنند و صدای کشتار کودکان، زنان و مرداندر پنجشیر باشند که دنیا به نظاره نشسته است.زنان درکنار مردان در تجمع می‌گویند «برای آزادی ذره ذره آب می‌شویم تا نسل‌های بعدی به سربلندی تاریخ را بخوانند». تصویری ازیک واقعیت جدید که در افغانستان شکل گرفته است و علی‌رغم سقوط دولت پوشالی کابل حالا در مقابل تازیانه و گلوله طالبان ایستادهاست.سلیمه مزاری؛ خانم فرماندار!در روز‌های اول حمله طالبان به شهر‌های مختلف نام زنی زیاد شنیده شد به نام سلیمه مزاری، فرماندار ولسوالی چهارکنت در ولایت بلخ. زنی ۴۰ ساله که در خط مقدم مبارزه با طالبان ایستاد و نیرو‌های تحت امر خود را تا سقوط شهر حفظ کرد و پس از سقوط این ولایت خبردستگیری او در رسانه‌ها تایید و تکذیب شد و تاکنون از سرنوشت او خبر موثقی وجود ندارد. او زاده ایران و از تبار افغانستانی است. دردانشگاه خوارزمی جامعه شناسی خواند و در سی سالگی به کشورش بازگشت و به مدت سه سال فرماندار چهارکنت از ولایت بلخ تا قبلتصرف شهرتوسط طالبان شد. گفته می‌شود که سلیمه از سربازانش خواسته بود در صورتی که در معرض اسارت طالبان قرار گرفته به اوشلیک کنند تا زنده به دست طالب نیفتدپس از شکست طالبان عرصه برای حضور زنان در اجتماع باز شد. زنان در عرصه‌های فرهنگ، سیاست و اجتماع افغانستان نقشپررنگ‌تری پیدا کردند. دو دهه دستاورد در زمینه برابری جنسیتی و حقوق زنان در افغانستان به سختی به دست آمد. سال۲۰۰۱ در قانوناساسی حقوق بسیاری برای زنان در افغانستان تعیین شد.حضور دویست زن قاضی، حضور زنان در ارتش افغانستان، نمایندگان زن در لویی جرگه و دولت یا خبرنگاران و مجریان زن دررسانه‌ها، حتی آواز خوان‌های زن نشان از حضور پررنگ زنان در کشوری با قانون اساسی جدید داشت.با نگاه به آمار در طی این بیست سال بر طبق گزارشات رسمی، زنان مسئولیت‌های مهمی در افغانستان داشته اند. با سقوط دولت کابل،اما اوضاع دیگرگون شده است.تا این لحظه حضور زنان در رسانه‌ها در کنار مردان برای اطلاع رسانی ممنوع شده و با اعلام محدودیت طالبان فعالیت زنان در رسانه‌هاهنوز مشخص نیست. تنها یک صدا از زنان تا الان باقی مانده که آن هم از رادیو زنان است.صد‌ها زن از رسانه‌ها به خانه برگشتند و طالبان به آن‌ها اجازه نمی‌دهد که به اجرای برنامه بپردازند. به طوری که برخی با کمک‌های بینالمللی از کشور خارج شده اند.مطابق با اصول طالبان در طرح بازگشایی دانشگاه‌ها نوع حجاب و رنگ پوشش مشخص شده. در این طرح رنگ پوشش رسمی تمامدختران و زنان باید سیاه باشد. کلاس‌ها و راهرو‌های عبور بین زنان و مردان جدا شده و تدریس برای دختران توسط استاد زن و در نبوداستاد زن در آن رشته، استادِ جایگزین باید از میان مردان سالخورده باشد.در سیاست هم کابینه اعلام شده توسط طالبان نه تنها به لحاظ قومی فراگیر نیست که هیچ زنی در آن حضور ندارد و وزارت زنان باناباوری حذف شده است. به راستی پس از دو دهه آیا حضور زنان در تمام نهاد‌های سیاسی کشور پایان یافته است؟نگاه فرودستانه طالبان به زنان با وجودِ نقش پررنگشان در جامعه تا قبل از تصرف، نگاهی بدوی است. طالبان از ارزش‌های شهری ومدنی دور هستند، به همین دلیل مسئله زنان در دید آن‌ها یک تابوست و به شکل سنتی و ابزاری با آن‌ها برخورد می‌کنند. وقتی ذبیح اللهمجاهد سخنگوی طالبان اعلام کرد که در ترکیب دولت جدید هیچ وزیر زنی اجازه وجود ندارد و هیچ سمت و مقام مهم دیگری برای آنانتعریف نشده، خطرناک‌ترین تصویر ممکن از افغانستان به بیرون درز کرده است.آریانا سعید؛ آوازه‌خوانی در تبعیدآریانا سعید شاید مشهورترین چهره هنری زن در افغانستان باشد. خواننده جوانی که با آواز «انارم انارم» شناخته می‌شود. داستانبرگزاری کنسرت او در هتلی در کابل به یک ماجرای امنیتی در افغانستان مبدل شد و در نهایت این کنسرت تنها با پوشش امنیتی پلیسافغانستان برگزار شد که معترضان را عقب راند.آریانا سعید قبل از سلطه طالبان بر این کشور نوشته بود که او آخرین سربازی خواهد بود که خاک وطنش را ترک خواهد کرد.با این حال در همان زمانی که فرودگاه کابل به غلغله کسانی بدل شده بود که قصد خروج از افغانستان را داشتند، او تصویری از خودمنتشر کرد که نشان می‌داد که با یک هواپیمای باری آمریکایی توانسته است از افغانستان بگریزد.این ماجرا دست مایه برخی طعنه‌ها در فضای مجازی هم شد. دختر احمد شاه مسعود در توییتی طعنه آمیز نوشته بود: «آریانا سعیدکجاست؟»این خواننده زن افغانستانی اگر می‌ماند احتمالا با سرنوشتی فجیع مواجه می‌شد و گریز او از افغانستان برای حفظ جانش ضروری بود. با این حال عده‌ای او را نمادی از تصویری می‌دانند که غرب می‌کوشید از افغانستان در ۲۰ سال اخیر ارایه کند. تصویر فریبایی که بهسرعت در هم شکست و به تبعید رفت.زنان طرفدار طالبانزنان دیگری هم در افغانستان هستند که گویی مشکل چندانی با حکومت طالبان ندارند. مثل تصویری که چند روز قبل از حضور زنان دردانشگاه با پوشش سیاه و پوشیده در نقاب با پرچم‌های طالبان به نمایش درآمد، یا زنانی که با برقع در حمایت از طالبان تظاهراتمی‌کردند و فریاد ما «دموکراسی نمی‌خواهیم» سر می‌داند. تا این لحظه تصویر صورت یا نام مشخصی از آن‌ها در رسانه‌ها دیده نشدهتا بیشتر در مورد عقاید آن‌ها شناخت پیدا کنیم. اما نمی‌توان انکار کرد که این دست زنان هم در جامعه افغانستان هستند؛ و البتهبسیاری از زنان که در روستا‌های فراوان سرزمین دره‌ها زندگی می‌کنند. با صدایی که شنیده نمی‌شود. نمی‌دانیم که چه می‌خواهند،صدایی از آن‌ها نمی‌رسد. صدای این زنان در سکوت دره‌های پر شمار افغانستان و در صدای رگبار گلوله‌ها گم شده است.سرنوشت مبهم افغانستان، روزگار پر التهاب زناناین ۵ زن نمادی از وضعیت افغانستان هستند. مقاومتی که از مریم مسعود تا سلیمه مزاری را در بر می‌گیرد. جنازه مثله شده نگار باردارپلیس زن افغانستان. آریانا سعید با صدایی مخملی و صورتی زیبا که از افغانستان گریخته. زنان برقع پوش طالبان. افغانستان همهاین‌ها هست و این‌ها همه افغانستان نیستند. آن صدای سکوت در در‌ه‌ها هم هست. صدایی که مظلومانه خاموش است و افغانستان کهروز‌های سختی در پیش دارد.هر چه باشد، اما سرنوشت افغانستان از سرنوشت زنانش جدا نیست. هیچ جامعه‌ای بی قدرت زنان، قدرتمند نخواهد بود و هیچ کشوریبدون مشارکت و رفاه زنان روی خوش نخواهد دید. اگرچه روز‌های خوش از افغانستان دور هستند، اما حالا از مریم مسعود تا سلیمهمزاری‌ها هستند که جنازه مثله شده نگار را به دوش بگیرند و در افغانستان بایستند. افغانستانی که با سرنوشت تلخش به همه ملت‌هایخاورمیانه یاد داد که باید دست بر زانوی خود نهاد و ایستاد.دست‌های کمک غرب شاید آریانا سعید زیبا را به جهان نشان دهند، اما چیزی برای دیگر زنان و مردان این منطقه در آستین ندارند!*کارشناس مطالعات منطقه‌ایمنتشر شده در دیدار نیوز</description>
                <category>مریم رنگی طهرانی</category>
                <author>مریم رنگی طهرانی</author>
                <pubDate>Sun, 12 Sep 2021 22:14:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ازمیانه آتش۳</title>
                <link>https://virgool.io/@mrangitehrani/%D8%A7%D8%B2%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A2%D8%AA%D8%B4%DB%B3-zubc9ltdxoxv</link>
                <description>از پاریس تا بیروت؛ گردونه امیدهای نافرجام خاورمیانه به غربسومین شماره ستون «از میانه آتش» به لبنان پرداخته است. عروس سیاه بخت خاورمیانه که از خویش ناامید است و همواره چشم بهدیگری دارد. همان دیگری که خود عامل اصلی رنج‌هاست.مریم رنگی طهرانی*: در هر گوشه شهر آثار گلوله‌ها از گذشته‌های دور بر ساختمان‌ها نقش بسته است. این روایت عروس خاورمیانهاست، لبنانی که از زخم‌های زندگی از گذشته‌های دور تا امروز رنج‌ها می‌برد.پس از انفجار مهیب ۱۴مرداد ۱۳۹۹ مردی جوان با کت و شلوار و کروات از فرسنگ‌ها دورتر با عنوان جوان‌ترین رییس جمهور فرانسهخودرا به لبنان می‌رساند. پس از بازدید از بندر بیروت میان مردم می‌آید.در محله تاریخی غمیزه با ساختمان‌های قدیمی که بسیاری از آن‌ها در فاجعه انفجار مرداد تخریب شده یا در حال تخریب است؛ زنی بهامانوئل مکرون رییس جمهور فرانسه می‌گوید:«شما این فرماندهان جنگ را گذاشتید و خوب بدانید که سال‌های زیادی است که ما ازدست آن‌ها آزار می‌بینیم.»مکرون می‌گوید: «من اینجا نیستم تا به آن‌ها کمک کنم اینجا هستم تا به شما کمک کنم!» درحالی که پس از دیدار با سران لبنان وعدهبرگزاری نشستی برای جمع آوری کمک‌های بین المللی برای لبنان با همکاری کشور‌های خاورمیانه، آمریکا، اروپا را می‌دهد.انفجار بندر بیروت، انفجار ناکارآمدی و فساداعتراضات گسترده لبنان در اکتبر ۲۰۱۹ آغاز شد. در پی بحران‌های اقتصادی کشور، سقوط ارزش پول ملی و همه گیری کرونا خشممردم سرباز کرد چرا که شرایط بسیار سختی بر‌ای آن‌ها در بخش‌های سیاسی، حکومتی، اقتصادی به وجود آمده بود. طی این مدتبسیاری از افراد در کشور مشاغل خود را از دست دادند و با مشکلات مالی شدید دست و پنجه نرم کردند و همه این شرایط بد به خاطرسیاستمدارانی بود، که دهه‌ها با فساد و فرقه‌گرایی در لبنان حکومت‌داری کرده و کشور را به مرز فروپاشی رسانده‌اند. مشکلات برق، عدمجمع آوری زباله و هزاران مشکل دیگر نشان شرم آور از دهه‌ها سوءمدیریت در یک کشور  است.حالا لبنانی پیش چشم است؛ مقروض به صندوق بین المللی پول که فرانسه، ایالات متحده آمریکا، بریتانیا و دیگر کشور‌های غربیخواهان تغییر سیاسی و اقتصادی در آن هستند.مکرون در نشست با نخست وزیر لبنان به حسن دیاب گوشزد می‌کند که در دیدار با مردم کشور چیزی که متوجه شده، این است که مردمانگار هیچ چیز از اصلاحات نمی‌دانند انگار دولت هیچ کاری در این زمینه انجام نداده و این بخشودنی نیست.البته این اصلاحات از مدت‌ها قبل پیگیری شده بود آخرین مورد به سال ۲۰۱۸ بر می‌گردد که جهان و مردم لبنان خواستار شفافیت واصلاح اقتصادی در بخش‌های مختلف، چون برق و غیره شدند. اما تا امروز هیچ نشانی از اصلاحات در کشور دیده نشده است.در بحبوبه صحبت از اصلاحات ناگهان انفجاری مهیب در بندر بیروت اتفاق می‌افتد که درآن دست کم ۱۹۰ نفر کشته و حدود ۵۰۰۰ نفرزخمی و ۳۰۰۰۰۰ هزار نفر آواره شدند. این انفجار برای مردم عروس خاورمیانه یادآور تلخی روز‌های دهشتناک جنگ‌های داخلی ۱۹۷۵تا ۱۹۹۰ است، که ملت را از هم پاشید و بیروت را ویران کرد. ویرانی امروز و تصاویر کشتار‌های انفجار نشان می‌داد بیمارستان‌ها درلبنان پس از سال‌ها هنوز به خاطر نبود اصلاح زیر ساختی و عدم مشکل ساختار مدیریتی حتی نمی‌توانند بیماران زیادی را درمان کنند. کمبود سردخانه‌ها و بیمارستان‌ها در کشور مشهود است، تخت و تجهیزات کم بیمارستانی در شرایط بحرانی کرونا درد مضاعف برایرسیدگی به مصدومان شده تا جایی که صلیب سرخ به کمک وزارت بهداشت لبنان می‌آید.۲۷۵۰ تن نیترات آمونیوم که برای ساخت بمب هم کافی است و طی شش سال در بندر بیروت ذخیره شده بود، علت انفجار اعلام می‌شود. چند روز قبل از انفجار اخباری از برگزاری دادگاه مربوط به بمب گذاری سال ۲۰۰۵ که منجر به کشته شدن رفیق حریری نخست وزیرسابق منتشر می‌شود. انفجار بندر بیروت این دادگاه مورد حمایت سازمان ملل را که درآن چهار مظنون مشکوک به همکاری با حزب اللهلبنان را به عقب می‌اندازد.باید بدانیم که مردان سیاست واحزاب سیاسی لبنان به طور ویژه احزاب پر نفوذ مذهبی و فرقه‌ای از موانع اصلاحات در لبنان هستند.مکرون در دیدار دوباره از لبنان تهدید می‌کند که اگر اصلاحات صورت نگیرد اقدامات تنبیهی برای لبنان در نظر گرفته می‌شود حتیتحریم‌های هماهنگ بین المللی علیه سیاستمدارن لبنانی صورت می‌گیرد. او کمک بین المللی را مشروط به اصلاحات می‌کند. اما آنچهمسلم است، با وجود پناهجویان سوری، نبود شفافیت بانک مرکزی و عدم تحقیق و تفحص در مورد انفجار بیروت که تخریب سیلو‌هایغلات را هم به همراه داشت، شوک این انفجار اصلاحات را به خودی خود به عقب انداختاستعماری که تکنوکرات‌های قومی ومذهبی را ایجاد کردسال ۱۹۲۳ جامعه ملل سوریه ولبنان را رسما تحت قیمومیت فرانسه قرار می‌دهد. از ۱۹۲۳ تا ۱۹۴۳ که لبنان مستعمره فرانسه می‌شود بهواسطه پایان جنگ جهانی اول و خروج از سلطه امپراتوری عثمانی سوریه بزرگ به پنج قسمت کوچک‌ برای فاتحان جنگ تقسیم می‌شودکه یکی از این قسمت‌ها لبنان بود که زیر یوغ استعمار فرانسه رفت.نظام سیاسی قدرت در لبنان مبتنی بر نگاهی خاص به جوامع دینی است. پس از جنگ‌های ۱۵ ساله لبنان سیستم حکومتی کشورپارلمانی شد. طبق توافق در قرارداد طائف در سال ۱۹۹۰ (که در زمانی دیگر به آن می‌پردازیم) برای اینکه سه گروه منتفذ و غالب قومی،مذهبی سهمی در قدرت سیاسی داشته باشند؛ رییس جمهور از مسیحیان مارونی، نخست وزیر از میان مسلمانان سُنی، رییس پارلمان ازبین شیعیان و معاون نخست وزیر از مسیحیان ارتدوکس انتخاب می‌شود. این صورت‌بندی قدرت خواسته کشور‌های غربی برای رسیدن بهقدرت رسیدن تکنوکرات‌ها است، اکنون این تکنوکرات‌ها خود معضلی در این سیستم هستند و سوال مهم آیا کارکرد این سیستم تحمیلیغرب به خاطر درگیری شدید با فساد و خلق تکنوکرات‌های فرقه‌ای و مذهبی به پایان خود رسیده است؟لبنان و قدرت‌های منطقه‌ای و جهانیوقتی امروز به دومحله قدیمی غمیزه و مامکاییل نگاه می‌کنیم سبک معماری به جامانده از دوران استعمار فرانسه را به خوبی شاهدیم. برمبنای گزارش‌های یونسکو از این دو مکان در پی اتفاقات اخیر ۶۴۰ بنای تاریخی در آن‌ها به طور کامل از بین رفته است و حدود ۶۰ بنادر حال ریزش کامل قرار دارد، این وضعیت غم انگیز به واسطه سیاست سیاستمداران برای تداوم در قدرت است که این سرنوشت شوم رابرای مردم لبنان ترسیم کرده اند.سیاستمدران لبنانی دستان خود را به سوی دولت‌های خارجی دراز کرده‌اند و هر کشور خارجی هم با توجه به منافع سیاسی خود به آن‌هاکمکی می‌کند.کمک سیاسی به لبنان از سوی کشور‌های منطقه خاورمیانه و کشور‌های غربی منوط به اهداف سیاسی‌ای است، که هر کدام در لبنان بهدنبال آن هسنتد. حتی صندوق بین المللی پول کمک به کشور را مشروط به حل مشکلات گذاشته است که همگی این مشکلات وابسته بهمسائل کانال‌های مالی خارجی و پولشویی در لبنان است. انجام هر نوع اصلاحاتی منافع این سیاستمداران فرقه‌ای را تضعیف می‌کند واین مهم‌ترین سد در برابر اصلاحات است.موسسات مالی بین المللی می‌دانند که دستان احزاب سیاسی لبنان آلوده شده، و احزاب سیاسی موثر هرکدام در بازی قدرت به جایمنافع مردم در پی کسب منافع حزبی و پشتوانه‌های قدرتشان در خارج ازمرز‌ها هستند. نگاه  این احزاب جاه طلبی منطقه‌ای و نظامیاست.مکرون درلبنان وعده مدیریت شفاف را می‌دهد ومی گوید معنی شفافیت این است که مردم لبنان مستقیما از آن آگاه شوند و از ورودسازمان‌های غیر دولتی برای اصلاحات حرف می‌زند و از خواسته اصلی مردم لبنان می‌گوید که از فساد سیستماتیک رنج می‌برند ومتذکر می‌شود تا قبل از سخت گیری‌ها ترجیح می‌دهد که با تعامل سیاسی مشکل را حل کند.با همه این شعارها و وعده‌ها قدرتمندان سیاست در لبنان موانعی را بر سر راه منافع مردم لبنان قرار می دهند. نکته مهمی را که نبایدفراموش شود این است که اسراییل از این شرایط بحرانی در لبنان با وجود هم مرزی و دشمنی بیشترین نفع را می‌برد.لبنان زخم‌خورده و در میانه آتش؛ اما همچنان زیبا!آن قدر دستان قدرت در لبنان آلوده و ناپاک است، که مردم عادی زخم‌های استعمار را فراموش و باز هم پناه را در آن‌ها جستجو می‌کنند. شاید در دل خود آگاه‌اند که آن‌ها هم دغدغه‌ای به جز منافع خود ندارند. با این حال در لبنان انگار هیچ کس امیدی به داخل ندارد.وقتی توییت کاربر، سارا اعصاف از لبنان را می‌بینید که پس از حضور مکرون می‌نویسد «هیچ یک از رهبران لبنان نتوانستند کمک کنندکه دوباره احساس امنیت کنم این اولین بار است که بعد از آسیب کمی احساس امیدواری و آرامش کردم، آن هم زمانی که رهبر فرانسه بهکشور من آمد و کلماتی را بیان کرد که نشان می‌داد او ترس‌های مرا درک می‌کند و مصمم است به من کمک کند دوباره احساس امنیتکنم در حالی که هیچ یک از رهبران لبنان نتوانستند همین کار را هم انجام دهند»این توییت نشان از ضعفی تاریخی است. این درد مشترک مردم خاورمیانه است. مرز‌های بسیاری از کشور‌های در این منطقه بر مبنایملاحظات استعماری ترسیم شده است و هیچ اثری از یک ملت در بسیاری از کشور‌های خاورمیانه نیست.لبنان از این جهت موقعیتی استثنایی دارد و عروس سیاه بخت خاورمیانه، تمامی رنج‌های این منطقه را در جبین خود انباشته است. درلبنان فرقه‌گرایی آن چنان در اوج است که این سرزمین عملا کشوری بدون دولت است. در لبنان مداخله خارجی آن چنان است که هیچننگی برای وابستگی به بیگانه در هیچ یک از بازیگران قدرتمند نیست. در لبنان جامعه مدنی عملا وجود ندارد، تکثر نیست، اما رنگین کمانغریبی از اقوام و مذاهب وجود دارند که در ترکیبی ناموزون با یکدیگر عملا زیستن در این سرزمین را به رنجی روزمره بدل کرده‌اند. لبنانپس از فلسطین بیش از هر کشور دیگری از اسرائیل این همسایه ناهنجار و ناخوانده در رنج است.نباید فراموش کنیم که فرانسه ورییس جمهور جوانش مکرون علاقمند به بازگشت به نقش قدیمی خود با شیو ه‌های امروزی در خاورمیانهاست او می‌خواهد نقش فرانسه را دراین منطقه افزایش دهد تا از این طریق علاوه بر کسب منافع دیگر، فروش تسلیحات فرانسه را،درمنطقه افزایش دهد.شاید برای سارا اعصاف لبنانی وجود مکرون‌ها وحرف‌های شیرین او جذابیت واتفاق جدیدی باشد، اما رفت و آمد زنان ومردانسیاستمدارِ خوش‌پوش و خوش‌روی غربی در خاورمیانه و لبنان سال هاست امر غریبی نیست. آن‌ها هرگاه نصیبی بوده، آمده‌اند تا خودینشان دهند و وقتی که صرفه‌ای نیست همانند افغانستان امروز می‌روند. خاورمیانه در میانه آتش تنهاست. با همه این اوصاف لبنان درمیان این همه فاجعه آن چنان زیباست که هنوز هر چشمی را بر خود خیره می‌کند.*کارشناس مطالعات منطقه‌ایمنتشر شده در دیدار نیوز</description>
                <category>مریم رنگی طهرانی</category>
                <author>مریم رنگی طهرانی</author>
                <pubDate>Sun, 05 Sep 2021 18:51:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از میانه آتش۲</title>
                <link>https://virgool.io/@mrangitehrani/%D8%A7%D8%B2-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A2%D8%AA%D8%B4%DB%B2-guwqxgz7eo0r</link>
                <description>عبدالله عبدالله؛ سیاستمدار مغموم در میانه آتش و باد!مریم رنگی طهرانی*: پدرش پشتون اهل قندهار است و مادرش تاجیک اهل پنجشیر؛ حکایت باد و آتش. سرشت افغانستان، سرنوشت خاورمیانه.در تصاویر بسیاری که از احمد شاه مسعود باقی مانده، می‌شود مردی را دید با محاسن سیاه. گاهی با پکول تاجیک و معمولا با لباس سنتی افغانستان که آن روز‌ها لباس رزم هم بود. گاه سوار بر ماشین یا همان موتر افغان‌ها و گاه تسبیح به دست در حالی که به مسابقه احمد شاه مسعود در پرتاب سنگ می‌خندد.آن‌ها که تحولات افغانستان در اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد خورشیدی را پیگیری می‌کردند، نام او را بیشتر می‌شناسند. با کت و شلوار و کراوات. سخنگوی دولت برهان الدین ربانی. مردی معمولا مغموم که از شکست‌ها در برابر طالبان به خبرنگاران خارجی می‌گفت.عبدالله عبدالله یا آن چنان که افغان‌ها می‌نامندش داکتر عبدالله، نمادِ بارز درد یک انسان در سرزمین غم‌ها است. پزشکی که کمتر کسی او را با روپوش پزشکی دیده است.افغانستان، کشوری است متشکل از اقوامی که قرن‌هاست در یک جغرافیای مشترک زیست می‌کنند. در این کشور بیشترین قومیت، متعلق به قوم پشتون با ۴۷٪ و پس از آن قوم تاجیک ۲۷٪، هزاره‌ها ۲۵٪، ازبک ۹٪ و سایر اقوامی، چون ایناق، ترکمن، بلوچ و….اما همان طور که می‌دانیم بیشتر طالبان از قوم پشتون آمده اند. رئیس جمهورِ فراری، اشرف غنی هم از این قوم است. قندهار، اما از آن جمله شهر‌هایی است که در آن گرایش به گروه تروریستی طالبان زیاد دیده می‌شود و، اما آنسوی تبارِ عبدالله هم، پنجشیر و قوم تاجیک را می‌بینیم. جایی که امروز منطقه مقاومت است.تعداد روز‌هایی که طالبان در سرزمین افغانستان قدرت گرفته از انگشت‌های دو دست بیشتر شده است. اخبارِ غم انگیز و نگران کننده هر روز از آنجا به گوشمان می‌رسد. برای مثال خبرِ این روز‌های انفجار در فرودگاه و کشتار مردم توسط یک گروهِ بنیادگرای اسلامیِ دیگر یا خبر حصر عبدالله عبدالله و حامد کرزی که چند بار تایید و تکذیب شد و نگرانی از این خبر که شاید عبدالله عبدالله حالا در سرزمینش محصور است.عبدالله را به عنوان یار احمد شاه مسعود می‌شناسد. فرمانده افسانه‌ای مقاومت افغانستان که برای او سرودند: «خود را آتش زد تا افغانستان در زمستان تاریخ یخ نزند.»عبدالله عبدالله؛ زندگی‌ای که بخشی از تاریخ است!عبدالله در سال ۱۳۵۶ وارد دانشکده پزشکی کابل شد و در ۱۳۶۲ درسش را تمام و در بیمارستان نورِ کابل در همان سال مشغول به کار شد شد. به خاطر شرایط افغانستان برای مدتی در سال ۱۳۶۳ به پاکستان پناه برد و در بیمارستان سید جمال الدین پیشاور به پناه جویان افغانستان رسیدگی می‌کرد، اما در ۱۳۶۴ به دلیلِ حضورِ نیرو‌های نظامی شوروی در خاکِ کشورش، از پاکستان به افغانستان بازگشت و مرکزی را برای کمک به درمان مجاهدین افغان ساخت و درست همینجا سرآغازِ پیوندِ زندگی پزشکی او با سیاست است. بعد از آن هم سرپرست جبهه بهداشت پنجشیر شد و در دره‌ها و کوهستان‌های پنجشیر به یکی از نزدیکان احمد شاه مسعود تبدیل شدحقیقت سال‌هایی است! که می‌آید؟ و می‌رود؟مرگ تراژیک احمد شاه مسعود، اما پایان راه عبدالله نبود. دقیقا چند روز بعد از شهادت مسعود بود که انفجار در برج‌های تجارت جهانی کار طالبان را یکسره کرد. عبدالله و دوستانش زودتر از آن که در خیالشان بود خود را دوباره در کابل یافتند. عبدالله نماینده دولت برهان الدین ربانی در مذاکرات بن و تشکیل دولت جدید در افغانستان نبود. این کار به محمد یونس قانونی سپرده شده بود که خود روایتی دیگر دارد. از دل کنفرانس بن دولت حامد کرزی زاده شد تا افغانستان به نظامی سیاسی دست یابد. عبدالله وزیر خارجه دولت اول حامد کرزی شد.فعالیت سیاسی عبدالله، اما ادامه یافت. او در دور دوم ریاست جمهوری رقیب کرزی شد و کار این دو به مرحله دوم کشید. اما عبدالله در اعتراض به تقلب‌ها و تخلف‌های انتخاباتی از دور دوم انتخابات کنار کشید.با رفتن کرزی، اما عبدالله جدی‌ترین گزینه ریاست جمهوری افغانستان شد. مردی از تبار پشتون و با تربیت تاجیک. همو که می‌تواند نماد کشوری چند قومی باشد.عبدالله، اما یک بار دیگر در انتخاباتی مشکوک مغلوب شد. انتخاباتی که البته شدت تقلب و تخلف در آن به قدری بود که هیچ کدام از طرفین پیروزی دیگری را قبول نکند. اشرف غنی احمد زی رقیب او در دور اول آرای بسیار کمتری به دست آورده بود، اما در دور دوم پیروز اعلام شد.هواداران عبدالله به جوش آمده بودند. عکس کرزی را از دیوار‌ها کندند و عکس عبدالله را نشاندند. جان کری به کابل رفت. عبدالله مصالحه را قبول کرد. وقتی توافقنامه‌ای را زیر نظر وزیر امور خارجه آمریکا امضا می‌کرد که اشرف غنی را رئیس جمهور افغانستان می‌کرد، دستانش می‌لرزید. منتقدان از او انتظار قاطعیت مسعود را داشتند. اما عبدالله مسعود نبود، کابل آن سال هم پنجشیر نبود.قدرت در افغانستان دوپاره شد. بین ارگ ریاست جمهوری و کاخ سپیدار که عبدالله مقیم آن بود. قدرت دوپاره، کشوری که حالا دوباره طالبان در آن سر بر می‌آرود، قوم گرایی، فساد، فساد، فساد، ناکارآمدی.تصویر کابل نو شده بود، ماشین‌های جدید، تصویر زنان آراسته، شبکه‌های تلویزیونی، خبرنگاران، برنامه ستاره افغان، اما زیر پوست این تصویر فریبا این هیولا بود که جان می‌گرفت.عبدالله یک بار دیگر با غنی رقابت کرد. با رقیبی لجوج. سرمنشا قوم گرایی. فساد. عبدالله و غنی بار دیگر نتایج را قبول نکردند، گلاویزی سیاسی. افغانستان دوپاره. عبدالله این بار رئیس اجرایی یا نخست وزیر نشد. کاخ سپیدار را رها کرد و رئیس شورای ملی مصالحه شد.شاید به فراست دریافته بود که دیر یا زود نظام کابل از هم خواهد پاشید و باید با طالبان به گفتگو نشست. آمریکای ترامپ وقتی برای جدال در دره‌های بی‌شمار افغانستان نداشت. طالبان حالا جان گرفته بود و نیمی از کشور از کنترل دولت خارج بود. آمریکا دولت خودساخته در افغانستان را به سادگی فروخت. به چی بهایی؟ هنوز روشن نیست.سیاست در کابل شکست می‌خورد. عبدالله بخشی از این شکست بود. گیرم که بخش ناراضی شکست. کاری از پیش نبرد که نبرد. افغانستان و کابل در چشم برهم زدنی سقوط کردند. اشرف غنی گریخت.عبدالله در ویدیویی که بسیار در فضا‌های مجازی بازنشر شد اعلام کرد: «اشرف غنی افغانستان را ترک و کشور و ملت را در یک حالت قرارداد و رفت خداوند همراهش محاسبه کند».پس از تصرف کامل طالبان درکشور، عبدالله به همراه حامد کرزی رییس جمهور سابق و گلبدین حکمتیار (نخست وزیر سابق افغانستان و از رهبران اصلی مجاهدین درجنگ با شوروی)، شورای هماهنگی را در کابل تشکیل دادند.عبدالله از کابل نرفت. بر خلاف امر الله صالح که رفت تا به پسر احمد شاه مسعود بپیوندد و مقاومت را در پنجشیر زنده کند. عبدالله در کابل ماند. برای اینکه آرامش وترس را از مردم افغانستان دور کند بار‌ها به میان آن‌ها آمده و از گذشتن روز‌های سخت و امید به آینده‌ صلح آمیز که خواهند دید؛ گفته است.حالا عکس‌هایش در حالی منتشر می‌شود که در حال گفتگو با طالبان است. معمولا در کنار حامد کرزی ایستاده یا نشسته است. دیگر کت و شلوار‌های شیکش را بر تن ندارد. انگار به عنوان نفر دوم. او باز هم نفر اول نیست. معلوم نیست که او از مذاکره با طالبان غلبه کرده بر کابل چه به دست خواهد آورد.مانند بسیاری از سیاستمداران افغان از جمله یونس قانونی و برادر احمد شاه مسعود به اسلام آباد هم نرفته است. همچنان که به پنجشیر. عبدالله شاید خسته از جنگ به این می‌اندیشد که راه حل را در میدان مذاکره با طالبان می‌توان یافت، نه در اسلام آباد حامی طالبان و نه در پنجشیر مقاومت.شاید دانسته است که مقاومت پنجشیر را باید کسی در کابل به زبان سیاست و مصالحه ترجمه کند. شاید خسته است. شاید خود بخشی از نظام حاکم شده است که حالا فروپاشیده. اما هر چه هست او باز هم نفر اول نیست. همان چیزی که رفیقش احمد شاه مسعود بود.عبدالله عبدالله و کرزی در این مدت با رهبران جامعه جهانی تماس داشته‌اند. حتی بهادر امینیان، سفیر ایران در کابل با هر دو دیدار کرده است. همچنین این دو مذاکراتی را با برخی از رهبران طالبان برای تشکیل دولت فراگیر داشته اند. اعتماد دوباره به رهبران سیاسی قمار بزرگی برای او خواهد بود. آن هم اعتماد به رهبرانی که افغانستان را در برزخ امروز رها کردند. عبدالله اهل مصالحه است. اما در مصالحه همیشه دست پایین را داشته است.عبدالله از زمانی که مذاکره صلح با طالبان کلید خورد بار‌ها به رهبران سیاسی کشورِ خود هشدار داد که با رفتن ناتو و آمریکا از افغانستان برای جلوگیری از رخ ندادنِ دوباره‌ی جنگ‌های تلخ و بیشتر نیاز به حمایت از روند صلح است.عبدالله نماد سرنوشت تلخ بخشی از مردم افغانستان است. بوروکرات‌ها و سیاستمداران افغان. آن‌ها همزمان قربانی و جلاد هستند. بخشی از نظامی که خود به قربانی آن مبدل شد‌ه‌اند. البته او همواره در کلام منتقدِ جدی ضعف دولت در فساد اداری و خستگی مردم بوده و بار‌ها از میلیون‌ها افغانستانی گفته که خسته اند. اما در عمل کاری از پیش نبرده است.طالبان در کابل جا پای خود را محکم می‌کنند. بسیاری مذاکرات آن‌ها با هیئت سه نفره را بازی وقت تلف کردن طالبان می‌دانند. احمد مسعود در پنجشیر پکول بر سر و کلاشینکف بر دوش مقاومت را نمایندگی می‌کند. داکتر عبدالله، اما چه خواهد کرد؟ کاری از پیش خواهد برد یا همچنان کم تاثیر در دوگانه آتش و باد نظاره‌گری مغموم خواهد بود. سرگردانی‌ای که گویی از زمان زاده شدن با او بوده است؛ با تباری دوگانه!*کارشناس مطالعات منطقه‌ایمنتشر شده در دیدار نیوز</description>
                <category>مریم رنگی طهرانی</category>
                <author>مریم رنگی طهرانی</author>
                <pubDate>Mon, 30 Aug 2021 00:02:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ازمیانه آتش۲</title>
                <link>https://virgool.io/@mrangitehrani/%D8%A7%D8%B2%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A2%D8%AA%D8%B4%DB%B2-h0v1kyvu4fyp</link>
                <description>عبدالله عبدالله؛ سیاستمدار مغموم در میانه آتش و باد!مریم رنگی طهرانی*: پدرش پشتون اهل قندهار است و مادرش تاجیک اهل پنجشیر؛ حکایت باد و آتش. سرشت افغانستان، سرنوشت خاورمیانه.در تصاویر بسیاری که از احمد شاه مسعود باقی مانده، می‌شود مردی را دید با محاسن سیاه. گاهی با پکول تاجیک و معمولا با لباس سنتی افغانستان که آن روز‌ها لباس رزم هم بود. گاه سوار بر ماشین یا همان موتر افغان‌ها و گاه تسبیح به دست در حالی که به مسابقه احمد شاه مسعود در پرتاب سنگ می‌خندد.آن‌ها که تحولات افغانستان در اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد خورشیدی را پیگیری می‌کردند، نام او را بیشتر می‌شناسند. با کت و شلوار و کراوات. سخنگوی دولت برهان الدین ربانی. مردی معمولا مغموم که از شکست‌ها در برابر طالبان به خبرنگاران خارجی می‌گفت.عبدالله عبدالله یا آن چنان که افغان‌ها می‌نامندش داکتر عبدالله، نمادِ بارز درد یک انسان در سرزمین غم‌ها است. پزشکی که کمتر کسی او را با روپوش پزشکی دیده است.افغانستان، کشوری است متشکل از اقوامی که قرن‌هاست در یک جغرافیای مشترک زیست می‌کنند. در این کشور بیشترین قومیت، متعلق به قوم پشتون با ۴۷٪ و پس از آن قوم تاجیک ۲۷٪، هزاره‌ها ۲۵٪، ازبک ۹٪ و سایر اقوامی، چون ایناق، ترکمن، بلوچ و….اما همان طور که می‌دانیم بیشتر طالبان از قوم پشتون آمده اند. رئیس جمهورِ فراری، اشرف غنی هم از این قوم است. قندهار، اما از آن جمله شهر‌هایی است که در آن گرایش به گروه تروریستی طالبان زیاد دیده می‌شود و، اما آنسوی تبارِ عبدالله هم، پنجشیر و قوم تاجیک را می‌بینیم. جایی که امروز منطقه مقاومت است.تعداد روز‌هایی که طالبان در سرزمین افغانستان قدرت گرفته از انگشت‌های دو دست بیشتر شده است. اخبارِ غم انگیز و نگران کننده هر روز از آنجا به گوشمان می‌رسد. برای مثال خبرِ این روز‌های انفجار در فرودگاه و کشتار مردم توسط یک گروهِ بنیادگرای اسلامیِ دیگر یا خبر حصر عبدالله عبدالله و حامد کرزی که چند بار تایید و تکذیب شد و نگرانی از این خبر که شاید عبدالله عبدالله حالا در سرزمینش محصور است.عبدالله را به عنوان یار احمد شاه مسعود می‌شناسد. فرمانده افسانه‌ای مقاومت افغانستان که برای او سرودند: «خود را آتش زد تا افغانستان در زمستان تاریخ یخ نزند.»عبدالله عبدالله؛ زندگی‌ای که بخشی از تاریخ است!عبدالله در سال ۱۳۵۶ وارد دانشکده پزشکی کابل شد و در ۱۳۶۲ درسش را تمام و در بیمارستان نورِ کابل در همان سال مشغول به کار شد شد. به خاطر شرایط افغانستان برای مدتی در سال ۱۳۶۳ به پاکستان پناه برد و در بیمارستان سید جمال الدین پیشاور به پناه جویان افغانستان رسیدگی می‌کرد، اما در ۱۳۶۴ به دلیلِ حضورِ نیرو‌های نظامی شوروی در خاکِ کشورش، از پاکستان به افغانستان بازگشت و مرکزی را برای کمک به درمان مجاهدین افغان ساخت و درست همینجا سرآغازِ پیوندِ زندگی پزشکی او با سیاست است. بعد از آن هم سرپرست جبهه بهداشت پنجشیر شد و در دره‌ها و کوهستان‌های پنجشیر به یکی از نزدیکان احمد شاه مسعود تبدیل شد.قیقت سال‌هایی است! که می‌آید؟ و می‌رود؟مرگ تراژیک احمد شاه مسعود، اما پایان راه عبدالله نبود. دقیقا چند روز بعد از شهادت مسعود بود که انفجار در برج‌های تجارت جهانی کار طالبان را یکسره کرد. عبدالله و دوستانش زودتر از آن که در خیالشان بود خود را دوباره در کابل یافتند. عبدالله نماینده دولت برهان الدین ربانی در مذاکرات بن و تشکیل دولت جدید در افغانستان نبود. این کار به محمد یونس قانونی سپرده شده بود که خود روایتی دیگر دارد. از دل کنفرانس بن دولت حامد کرزی زاده شد تا افغانستان به نظامی سیاسی دست یابد. عبدالله وزیر خارجه دولت اول حامد کرزی شد.فعالیت سیاسی عبدالله، اما ادامه یافت. او در دور دوم ریاست جمهوری رقیب کرزی شد و کار این دو به مرحله دوم کشید. اما عبدالله در اعتراض به تقلب‌ها و تخلف‌های انتخاباتی از دور دوم انتخابات کنار کشید.با رفتن کرزی، اما عبدالله جدی‌ترین گزینه ریاست جمهوری افغانستان شد. مردی از تبار پشتون و با تربیت تاجیک. همو که می‌تواند نماد کشوری چند قومی باشد.عبدالله، اما یک بار دیگر در انتخاباتی مشکوک مغلوب شد. انتخاباتی که البته شدت تقلب و تخلف در آن به قدری بود که هیچ کدام از طرفین پیروزی دیگری را قبول نکند. اشرف غنی احمد زی رقیب او در دور اول آرای بسیار کمتری به دست آورده بود، اما در دور دوم پیروز اعلام شد.هواداران عبدالله به جوش آمده بودند. عکس کرزی را از دیوار‌ها کندند و عکس عبدالله را نشاندند. جان کری به کابل رفت. عبدالله مصالحه را قبول کرد. وقتی توافقنامه‌ای را زیر نظر وزیر امور خارجه آمریکا امضا می‌کرد که اشرف غنی را رئیس جمهور افغانستان می‌کرد، دستانش می‌لرزید. منتقدان از او انتظار قاطعیت مسعود را داشتند. اما عبدالله مسعود نبود، کابل آن سال هم پنجشیر نبود.قدرت در افغانستان دوپاره شد. بین ارگ ریاست جمهوری و کاخ سپیدار که عبدالله مقیم آن بود. قدرت دوپاره، کشوری که حالا دوباره طالبان در آن سر بر می‌آرود، قوم گرایی، فساد، فساد، فساد، ناکارآمدی.تصویر کابل نو شده بود، ماشین‌های جدید، تصویر زنان آراسته، شبکه‌های تلویزیونی، خبرنگاران، برنامه ستاره افغان، اما زیر پوست این تصویر فریبا این هیولا بود که جان می‌گرفت.عبدالله یک بار دیگر با غنی رقابت کرد. با رقیبی لجوج. سرمنشا قوم گرایی. فساد. عبدالله و غنی بار دیگر نتایج را قبول نکردند، گلاویزی سیاسی. افغانستان دوپاره. عبدالله این بار رئیس اجرایی یا نخست وزیر نشد. کاخ سپیدار را رها کرد و رئیس شورای ملی مصالحه شد.شاید به فراست دریافته بود که دیر یا زود نظام کابل از هم خواهد پاشید و باید با طالبان به گفتگو نشست. آمریکای ترامپ وقتی برای جدال در دره‌های بی‌شمار افغانستان نداشت. طالبان حالا جان گرفته بود و نیمی از کشور از کنترل دولت خارج بود. آمریکا دولت خودساخته در افغانستان را به سادگی فروخت. به چی بهایی؟ هنوز روشن نیست.سیاست در کابل شکست می‌خورد. عبدالله بخشی از این شکست بود. گیرم که بخش ناراضی شکست. کاری از پیش نبرد که نبرد. افغانستان و کابل در چشم برهم زدنی سقوط کردند. اشرف غنی گریخت.عبدالله در ویدیویی که بسیار در فضا‌های مجازی بازنشر شد اعلام کرد: «اشرف غنی افغانستان را ترک و کشور و ملت را در یک حالت قرارداد و رفت خداوند همراهش محاسبه کند».پس از تصرف کامل طالبان درکشور، عبدالله به همراه حامد کرزی رییس جمهور سابق و گلبدین حکمتیار (نخست وزیر سابق افغانستان و از رهبران اصلی مجاهدین درجنگ با شوروی)، شورای هماهنگی را در کابل تشکیل دادند.عبدالله از کابل نرفت. بر خلاف امر الله صالح که رفت تا به پسر احمد شاه مسعود بپیوندد و مقاومت را در پنجشیر زنده کند. عبدالله در کابل ماند. برای اینکه آرامش وترس را از مردم افغانستان دور کند بار‌ها به میان آن‌ها آمده و از گذشتن روز‌های سخت و امید به آینده‌ صلح آمیز که خواهند دید؛ گفته است.حالا عکس‌هایش در حالی منتشر می‌شود که در حال گفتگو با طالبان است. معمولا در کنار حامد کرزی ایستاده یا نشسته است. دیگر کت و شلوار‌های شیکش را بر تن ندارد. انگار به عنوان نفر دوم. او باز هم نفر اول نیست. معلوم نیست که او از مذاکره با طالبان غلبه کرده بر کابل چه به دست خواهد آورد.مانند بسیاری از سیاستمداران افغان از جمله یونس قانونی و برادر احمد شاه مسعود به اسلام آباد هم نرفته است. همچنان که به پنجشیر. عبدالله شاید خسته از جنگ به این می‌اندیشد که راه حل را در میدان مذاکره با طالبان می‌توان یافت، نه در اسلام آباد حامی طالبان و نه در پنجشیر مقاومت.شاید دانسته است که مقاومت پنجشیر را باید کسی در کابل به زبان سیاست و مصالحه ترجمه کند. شاید خسته است. شاید خود بخشی از نظام حاکم شده است که حالا فروپاشیده. اما هر چه هست او باز هم نفر اول نیست. همان چیزی که رفیقش احمد شاه مسعود بود.عبدالله عبدالله و کرزی در این مدت با رهبران جامعه جهانی تماس داشته‌اند. حتی بهادر امینیان، سفیر ایران در کابل با هر دو دیدار کرده است. همچنین این دو مذاکراتی را با برخی از رهبران طالبان برای تشکیل دولت فراگیر داشته اند. اعتماد دوباره به رهبران سیاسی قمار بزرگی برای او خواهد بود. آن هم اعتماد به رهبرانی که افغانستان را در برزخ امروز رها کردند. عبدالله اهل مصالحه است. اما در مصالحه همیشه دست پایین را داشته است.عبدالله از زمانی که مذاکره صلح با طالبان کلید خورد بار‌ها به رهبران سیاسی کشورِ خود هشدار داد که با رفتن ناتو و آمریکا از افغانستان برای جلوگیری از رخ ندادنِ دوباره‌ی جنگ‌های تلخ و بیشتر نیاز به حمایت از روند صلح است.عبدالله نماد سرنوشت تلخ بخشی از مردم افغانستان است. بوروکرات‌ها و سیاستمداران افغان. آن‌ها همزمان قربانی و جلاد هستند. بخشی از نظامی که خود به قربانی آن مبدل شد‌ه‌اند. البته او همواره در کلام منتقدِ جدی ضعف دولت در فساد اداری و خستگی مردم بوده و بار‌ها از میلیون‌ها افغانستانی گفته که خسته اند. اما در عمل کاری از پیش نبرده است.طالبان در کابل جا پای خود را محکم می‌کنند. بسیاری مذاکرات آن‌ها با هیئت سه نفره را بازی وقت تلف کردن طالبان می‌دانند. احمد مسعود در پنجشیر پکول بر سر و کلاشینکف بر دوش مقاومت را نمایندگی می‌کند. داکتر عبدالله، اما چه خواهد کرد؟ کاری از پیش خواهد برد یا همچنان کم تاثیر در دوگانه آتش و باد نظاره‌گری مغموم خواهد بود. سرگردانی‌ای که گویی از زمان زاده شدن با او بوده است؛ با تباری دوگانه!*کارشناس مطالعات منطقه‌ایمنتشر شده در دیدار نیوز </description>
                <category>مریم رنگی طهرانی</category>
                <author>مریم رنگی طهرانی</author>
                <pubDate>Sun, 29 Aug 2021 23:46:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ازمیانه آتش۱</title>
                <link>https://virgool.io/@mrangitehrani/%D8%A7%D8%B2%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A2%D8%AA%D8%B4%DB%B1-b2q1tmmb5x7y</link>
                <description>افغانستان و ابرقدرت‌ها؛ بمب‌های اسباب ‌بازی و تی‌شرت‌های سقوط!مریم رنگی تهرانی*: چند روز پیش در تمام رسانه‌های جهان این جمله تکان دهنده مخابره شد: «کابل سقوط کرد.»دورنمای به قدرت رسیدن طالبان البته از مدت‌ها قبل مشاهده می‌شد. همان زمان که ترامپ وعده انتخاباتی خود را خروج نیرو‌های  نظامی از افغانستان بیان کرد. یا زمانی که “زلمی خلیل زاد“ نماینده ویژه وزارت خارجه آمریکا در سال ۲۰۱۸ دوحه با نمایندگانی از طالبان دیدار کرد؛ و در نهایت اعلام رسمی “جوبایدن” مبنی بر خروج کامل نیرو‌های آمریکا از افغانستان نشان از تحولات جدید در منطقه داشت.با این حال سرعت پیشروی طالبان و فروپاشی نظام سیاسی افغانستان برای همه شگفت‌آور بود. چیزی شبیه همان حادثه‌ای که در سال ۱۹۹۶ رخ دادتاریخی که برای افغانستان تکرار می‌شودگویی تاریخ برای افغانستان دوباره تکرار می‌شود. در طی جنگ‌های داخلی، طالبان با تصرف هرات و اشغال کامل افغانستان در سال ۱۹۹۶ فصلی دیگر در تاریخ کشور را رغم زد. در آن زمان هم تنها احمد شاه مسعود، شیر پنجشیر، در ائتلافی موسوم به ائتلاف شمال برضد طالبان تا پای از دست دادن جان مقاومت کرد.اما آن‌سو‌تر با نزدیکی القاعده با طالبان و ورود رهبرانش به خاک این کشور، این گروه در ۱۱سپتامبر ۲۰۰۱ حمله‌ای تروریستی به خاک آمریکا را انجام داد. با این حمله ”جورج بوش” پسر پس از عدم تسلیم القاعده توسط طالبان، اکتبر همان سال به بهانه جنگ با تروریسم به افغانستان حمله نظامی کرد.در بیست سال گذشته و همزمان با تداوم حضور نظامی آمریکا در افغانستان ما چهار دور انتخابات همراه با تقلب فاحش و سکوت آمریکا را مشاهده می‌کنیم. ”حامد کرزای” صاحب رستوران‌های زنجیره‌ای با حمایت آمریکا به ریاست جمهوری می‌رسد. پس از پایان دورانش “اشرف غنی” توانست در تقلبی آشکار “عبدالله عبدالله” از یاران نزدیک “احمد شاه مسعود” را با حمایت پنهانی آمریکا به عقب‌نشینی وادارد و دومین رئیس جمهور تا سقوط کابل شود.حال فرار او از کشور و نشر اخبار از فساد گسترده او و نزدیکانش را شاهدیم. پس از کمک‌های این چندسال غرب به دولت و ارتش کشور، رخنه فساد و قوم گرایی همه جانبه به راحتی همه چیز به طالبان می‌رسد.جنگ سرد بازی دو قدرت برای تغییر نقشه‌های جغرافیاییاولین بار “جورج اورول“ نویسنده واژه جنگ سرد را در مورد فضای سیاسی بین الملل به کار برد. شوروی کمونیست پس از جنگ جهانی دوم توسعه طلبی را پیشه خود کرده بود، آمریکا نگران از تغییر نقشه شوروی در قدرت که حتی اروپا را هم به دو قسمت تقسیم می‌کرد در پی حفظ کردن قلمرو نفوذ خود بود. فضای دو قطبی و رقابت دو ابرقدرت سایه سنگین خود را برهمه کشور‌های جهان و هر تحول سیاسی در گوشه و کنار می‌اندازد. با این حال در سال‌های پایانی این جنگ خاموش است که قرعه به نام افغانستان می‌افتد.کودتای نظامی ۱۹۸۷ در افغانستان توسط افسران چپگرای نزدیک به شوروی، &quot;محمد داوود خان&quot; را سرنگون کرد. در این کودتای خونبار رئیس جمهور به همراه خانواده‌اش توسط کودتاگران کشته شدند.بعد از آن &quot;نورمحمد تره کی&quot; در افغانستان اعلام برپایی دولت کرد. شوروی به عنوان اولین کشور آن را به رسمیت شناخت. امری که نشانه آشکاری از جای گرفتن افغانستان در بلوک شرق بود. با توجه به رقابت دو قطب جهان در آن برهه تاریخی، یک دولت چپگرا در این منطقه نزدیک به هندوستان و اقیانوس هند برای آمریکا نگرانی  بسیاری به بار آورد و این سرآغاز حمایت آمریکا از اسلام گرایان مخالف با کودتا است. نیرو‌های پارتیزانی مبتنی بر ساختار اجتماعی و جغرافیایی افغانستان که از درون دره‌های بی‌پایان این سرزمین کوهستانی سر برآوردند.اوضاع در کابل هم آرام نمی‌ماند. کمونیست‌های حاکم خود به دو جناح تقسیم می‌شوند و شوروی در حمایت از جناح میانه‌رو مداخله می‌کند. ترس از دست رفتن افغانستان نیرو‌های شوروی را در تصمیمی غریب به ورود به خاک افغانستان وا می‌دارد. تصمیم برژنف برای این تجاوز نظامی را بسیاری سرآغاز پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی می‌دانند.در آن دوره آمریکا و کشورهایی، چون عربستان، پاکستان و ایران هم تاحدودی از نیرو‌های مجاهدین حمایت کردند. در ۱۹۸۱ بانوی آهنین “مارگارت تاچر” نخست وزیر وقت بریتانیا دیداری از کمپ پناهندگان افغانستان در مرز پاکستان می‌کند. این دیدار اولین مسئول غربی با برخی از اعضای مجاهدین افغانستان، نشانه آشکار از حمایت مالی و تسلیحاتی غرب برای تقابل با تجاوز شوروی است. حضور نظامی شوروی و درگیری‌ها در خاک افغانستان تا زمان ریاست جمهوری &quot;گورباچف&quot;، آخرین رئیس جمهور شوروی ادامه پیدا کرد. تا اینکه در نهایت در سال ۱۹۹۸ موافقتنامه پایان جنگ افغانستان، میان این کشور با سه کشور آمریکا، شوروی و پاکستان امضا شد. ارتش سرخ به جان آمده از جنگ آوری پارتیزان‌های افغان سرزمین دره‌ها را وامی‌نهد و راه گریز را در پیش می‌گیرد. این زمانی است که امپراتوری سرخ دیگر نفس‌های آخر را می‌کشد. ادوارد شوارنادزه در جایی تصمیم برای خروج از افغانستان را سخت‌ترین و مهم‌ترین تصمیم در مسیر پایان جنگ سرد می‌نامد.در این میان، اما دولت &quot;نجیب الله&quot; که مورد حمایت شوروی بود، توانست تنها سه سال و سه ماه دوام بیاورد. پس از سقوط دولت، جنگ‌های داخلی و ویرانی‌ها، مهاجرت و کشتار میلیون‌ها نفر از مردم افغانستان را رقم زد که تاریخِ دقیق شکل گیری طالبان نیز در این دوره است.آمریکا جانشین شوروری می‌شود؟!داستان حمله نظامی ابرقدرت‌ها به افغانستان، اما این جا به پایان نمی‌رسد. سال ۲۰۰۰ و با حمله تروریستی به برج‌های تجارت جهانی ماجرایی دیگر آغاز شد.این بار محافظه‌کاران به قدرت رسیده در کاخ سفید سرمست از جهان تک قطبی بدون حضور روسیه در پی اعمال قدرتند. جهانی که در آن قرار است ایالات متحده فراتر از سازمان‌های جهانی نقش هژمون اول و آخر را بازی کند.بوش و همفکرانش فرصت حمله به برج‌های دوقلو را از دست نمی‌دهند و به افغانستان لشگر می‌کشند. حالا جهان سرمایه‌داری قرار است که پیشرفت را به این تکه قرون وسطایی جهان ببرد. این لشگر کشی بیرق پیروزی آمریکاست در جهان تک قطبی که با صدایی بلند خود را فراتر از هر قانون و مقرراتی می‌بیند.آمریکا از افغانستان می‌رود، جهان دیگری زاده می‌شود؟حال پس از ۲۰ سال، قدرت گیری دوباره  طالبان مسائل افغانستان اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است. تحولات افغانستان هر بار نشانه‌ای از تغییر در بلوک بندی جهانی و شکل گیری نظم‌های مختلف بین‌المللی است.روسیه بخاطر همجواری حیاط خلوتش با افغانستان نگران قدرت گرفتن نیرو‌های اسلام گرا در آسیای مرکزی و قفقاز شمالی است. هرچند صراحتا اعلام نموده که دخالت نظامی نمی‌کند، اما تماس‌های &quot;پوتین&quot; با کشور‌های هم مرز با افغانستان و مسئله حیاتی چچن، نشان از نگرانی مسکو در تحولات این منطقه است.چین هم از این قاعده مستثنا نیست؛ نگرانی چین از گسترش هرج ومرج و بی ثباتی در مرز‌های غربی، این کشور را نیز  وادار به واکنش کرده است. سال‌های اخیر چین، چون لاک پشتی که دیگر به لاک خود نیاز ندارد، نفوذ خود را در آسیای مرکزی، پاکستان و افغانستان افزایش داده است. نگاه اقتصادی چین و تمرکز بر تنش کمتر با آمریکا این کشور را به این نتیجه رسانده که نقش بیشتری در معادلات جهان، منطقه و افغانستان داشته باشد  تا از این طریق امتیازاتی را نیز دریافت کند.نگاه استراتژیک چین به افغانستان در لوای یک کمربند و راه اتصالی با کشور‌های دیگر بالاخص پاکستان برای تجارت است که در این راستا گفتگو‌هایی بین دو کشور از سال ۲۰۱۷ انجام گرفته است. نشان از برنامه ریزی چین از خروج نیرو‌های آمریکایی دارد.قمار با کارت افغانستان در بازی قدرتتاکنون در گفتار کشور‌های دیگر از دولت انتقالی مشترک با طالبان گفته شده است، اما حرکات و تمامیت خواهی نیرو‌های طالبان این فرضیه را دچار تشکیک کرده است.موضوع افغانستان و اینکه آیا باز هم شاهد جنگ‌های داخلی به همراه درگیری‌های نظامی بیرونی خواهیم بود؟ چند فرضیه مهم را در پس خود دارد، و آن اینکه آیا جهان آینده به سمت قطب بندی‌های جهانی با تعریفِ جدید حرکت خواهدکرد؟با پایان یافتن جهان دوقطبی، مسئله افغانستان پس از سال‌ها شاید نشان از شروع فصلی تازه در قطب‌های جدیدِ قدرت جهانی دارد. آیا چین این قدرت نوظهور جهانی طالبان را در حیاط خلوت جدید خود به عنوان عامل امنیت به کار می‌گیرد؟ آیا آن‌ها نگهبانان متعصب شاهراه‌های تجاری چین و نیرو‌های نیابتی یک ابرقدرت در حال ظهور هستند؟ یا بر عکس آمریکاست که در جنگ با ابر قدرت نوظهوری به نام چین حالا یک گروه متعصب را به عنوان دردسری ابدی بین سه رقیب و دشمن خود رها می‌کند. ایران و چین و روسیه حالا باید مدام نگران همسایه نامتعادلی باشند که هر دم از باغش بری می‌رسد.هر چه هست این بار هم پای یک بازی قدرت در عرصه جهانی و یک نظم نوین جهانی در میان است و کاش این بار مردم افغانستان کمتر قربانی بازی ابرقدرت‌هایی باشند که جز به منافع خود نمی‌اندیشند. شوروی برای بچه‌های افغانستان بمب‌هایی به شکل اسباب بازی می‌ریخت و تجارت آمریکایی از سقوط افغان‌های مستاصل از هواپیما تی شرت تولید می‌کند. دریغ که افغانستان و سرنوشت مردمانش دستمایه اسباب بازی و تی‌شرت ابرقدرت‌هاست!*کارشناس مطالعات منطقه‌ایمنتشر شده در دیدار نیوز</description>
                <category>مریم رنگی طهرانی</category>
                <author>مریم رنگی طهرانی</author>
                <pubDate>Sun, 22 Aug 2021 20:34:31 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>