<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آقای هیپوفیز</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mrhipofize</link>
        <description>آقای هیپوفیز جمع آوری و انتشار محتوای طنز ، میم ، جوک های سمی ، فان ، ترول و کلیپ های طنز در اینستاگرام</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 03:09:19</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1637732/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>آقای هیپوفیز</title>
            <link>https://virgool.io/@mrhipofize</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آقای هیپوفیز و بررسی اولین موزی که نخوردم</title>
                <link>https://virgool.io/@mrhipofize/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%85-u0mf57duuhw9</link>
                <description>معرفی کتاب آبنبات هل‌دارآبنبات هل‌دار داستان طنزی از زبان یک کودک بجنوردی است که برادرش به جبهه می‌رود و اسیر می‌شود. مهرداد صدقی کتاب آبنبات هل‌دار را نوشته است و نشر سوره مهر آن را منتشر کرده.(برگرفته از معرفی کتاب در طاقچه)کتاب آبنبات هل دار آنچه در ادامه میخوانید بخشی از فصل اولین موزی که نخوردم کتاب آبنبات هل دار است:مدولی گوسفندی را که دایی باقر از طبر فرستاده بود جلوی پای بی بی سر برید. گوسفند تا لحظه ی قبل از سر بریدن لابد با خودش فکر می کرد آدم ها چقدر خوب اند و برایش احترام قائل اند که او را به ماشین سواری می برند ، هی به او تعارف می کنند علف بخورد ،‌ و  اجازه می دهند توی کاسه شان آب بنوشد.همین که ذکر مداح با دعا برای بازگشت محمد تمام شد،‌بی بی به طور خودجوش شروع کرد به حرف زدن. فکر میکرد آن قدر حرف برای گفتن دارد که اگر زودتر شروع نکند ، حتی اگر صدو بیست سال هم زنده باشد ،‌ عمرش به تعریف همه ی آن ها قد نخواهد داد. کمی درباره ي ماجرای حج خونین و حجاجی که شهید شده بوده اند با گریه صحبت کرد و بعد از آن ، با شرح چیز هایی که در مکه دیده بود ،‌بقیه ي پیرزن ها را شگفت زده کرد، اینکه شیر های آب آنجا با بردن دست آبشان می آید و وقتی دستت را عقب میکشی آب قطع می شود ، اینکه هواپیما اصلا مثل اتوبوس و مینی بوس نیست و تویش میشود راحت آب و غذا خود ، اینکه لای جمعیت مرحوم رجب علی را دیده و وقتی به طرفش رفته او را گم کرده ، اینکه در هتل هر روز به آنها غذا می داده اند و برخلاف اینجا نیازی به آشپزی نبوده و .... حرف های بی بی باعث شد مامان واکنش نشان دهد که در اینجا بی بی کی آشپزی کرده که دفعه ی دمش باشد؟! البته چون محور ماجرا در آن روز بی بی بود کسی به مامان توجه نکرد.حالا برای اینکه کامتون شیرین تر هم بشه اگه دوست داشته باشید میتونید فیلمی که لینکش رو براتون قرار میدم رو تماشا کنید.آدرس منزل بنده :اینستاگرام ، آیدی mr.hipofize</description>
                <category>آقای هیپوفیز</category>
                <author>آقای هیپوفیز</author>
                <pubDate>Fri, 20 May 2022 01:22:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آقای هیپوفیز مردی از دنیای اینستاگرام</title>
                <link>https://virgool.io/@mrhipofize/%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D9%87%DB%8C%D9%BE%D9%88%D9%81%DB%8C%D8%B2-%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-m5niercqtvbh</link>
                <description>آقای هیپوفیز دارای پیچ در اینستاگرامآقای هیپوفیز کیست؟مردی از خطه اینستاگرام    سلام به همگی عکس بالا که مشاهده میکنید عکس پرسنلی بنده یعنی آقای هیپوفیز است .در ابتدای امر قرار بود که بنده فقط سرم تو اینستاگرام باشه و در سایر حوزه ها در فضای مجازی فعالیت نکنم . پس از مدت های مدیدی فعالیت در اینستاگرام (حدودا سه هفته!?) به این نتیجه رسیدم که خوب است شروع به نوشتن در ویرگول هم بکنم و ملت فارسی زبان رو از اطلاعات جامع خویشتن مستفیض گردانم.?خب حالا دنبال چی هستی؟     هدفی که اینجانب به واسطه ی آن به وجود آمدم ، جمع آوری و قرار دادن کلیپ های طنز ، جوک های سمی و فان از منابع غیر فارسی زبان (به جهت کمتر دیده شدن) ، در پیجی به همین نام (یعنی آقای هیپوفیز) در اینستاگرام بود.و از امروز تصمیم دارم که اگه همه چیز بر وفق مراد پیش بره متون طنز و خنده دار از کتاب ها و منابع اینترنتی (با ذکر منبع) در یکجا یعنی همین پروفایل بنده در ویرگول جمع آوری کنم.البته الان هیچ تقویم انتشار محتوایی در ذهنم ندارم. ولی سعی ام انتشار یک متن در هفته است ، با بازخوردایی که میگیرم شاید این فاصله زمانی رو کمتر یا بیشتر بکنم.به امید روزی که  اونقدر قلمم قوی بشه که لابه لای سایر نوشته ها خودمم هم شروع به نوشتن برای شما عزیزان بکنم.خیلی خوشحال میشم اگه این متن رو تا اینجا خوندی منو قابل بدونی و صفحه من در ویرگول و پیجم در اینستاگرام رو دنبال کنی.?آدرس منزل بنده :اینستاگرام : mr.hipofize</description>
                <category>آقای هیپوفیز</category>
                <author>آقای هیپوفیز</author>
                <pubDate>Tue, 17 May 2022 20:35:30 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>