<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Muhammad Pashai</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mrpashai</link>
        <description>من یک مارکترم، کار میکنم و در کنار کارم همیشه در حال یادگیری هستم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 22:32:39</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/8132/avatar/PHGLoh.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Muhammad Pashai</title>
            <link>https://virgool.io/@mrpashai</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دگرگونی و تحول یا گیر کردن به تاریخ؟ مسئله این است...</title>
                <link>https://virgool.io/@mrpashai/%D8%AF%DA%AF%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%DB%8C%D8%A7-%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-btnqbptctx4q</link>
                <description>دگرگونی و تحولسلامیه مدتیه سخت در دنیای درون درگیر کلی چرا و ابهام شدم، یه حالت فلسفی طور که باعث شده ذهنم یک بازبینی کلی نسبت به کارم، شخصیتم، انتخاب‌ها و تصمیماتم و اهدافم رو شروع کنه، هرچیزی رو به شکل زیربنایی بررسی کنه ...بعضی وقتها خیلی جالبه، به نکات جالبی میرسی، به چیزای جالب و مهمی پی میبری که قبلا متوجهش نبودی یا بی تفاوت و یا حتی سرسری ازش رد شدی و الان متوجهش میشی، به ماهیت و چراییش پی میبری...ذهنم هربار به گذشته پرش میزنه، درست به نقطه شروع، هر چیزی رو مو به مو از ریشه بررسی میکنه و جلو میره تا اینکه یه سرنخ میاد دستش یا دوباره برمیگرده به اول تا بر اساس اون سرنخ پیش بره یا اینکه میره از اول چیزهایی رو بررسی میکنه که اون سرنخ نشونش میده... خب میدونین نمیدونم این حالت و کلا این حال و هوا رو چجوری توصیف کنم! از چه واژه یا واژه هایی برای قابل لمس و قابل درک بودن موضوع استفاده کنم!؟ فرض کنین وسط راهی هستین که هر جهت میپیچین یه مسیر جدید هست و قدم گذاشتن توی هر یک از اون مسیرها براتون شبهه و شک و ابهام و تردید ایجاد میکنه ....خیلی عمیق میشم به گذشته ای که سپری کردم، خیلی نگاه میکنم به راهی که تا حالا اومدم... همه خوب و بدشو یکجا دارم میبینم و بررسی میکنم، بعضا از کارهایی که در جایی در زمانی انجام دادم خوشحالم ولی در کل احساس رضایت کلی ندارم و فکر میکنم که کاش در گذشته حین انتخاب و اقدام، تصمیم دقیق تری میگرفتم، عجله نمیکردم و سبک و سنگین میکردم... ناراحت میشم و انرژیم میره اما با گفتن : «همه مون بار اولمونه که تو این دنیاییم...» خودمو تسکین میدم :)شبانه روز ذهنم درگیره... توی ترافیک، سرکار، تایم استراحت، تایم بودن درجمع، کنار دوستان و حتی توی خواب... نمیدونم نتیجه چی هست ولی حس میکنم ذهنم  از این همه فلسفی و بنیادی عمل کردن دنبال ایجاد یک دگرگونی و تحوله #تحول #مشغله_ذهنی </description>
                <category>Muhammad Pashai</category>
                <author>Muhammad Pashai</author>
                <pubDate>Sun, 15 Jun 2025 15:49:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مجالی برای دِل</title>
                <link>https://virgool.io/@mrpashai/%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%90%D9%84-gppiuayegvel</link>
                <description>امروزه همه ما به نوعی درگیر هرج و مرجیم، هرج و مرجی که ناشی از شرایط کاری، اقتصادی و اجتماعی ماست.از صبح خروس خون تا ظلمات شب در حال دویدن و تلاشیم اما دریغ از نتیجه و رسیدنی مطلوب... همیشه خدا هشتمان گرو نهمان است، قرض ها ، بدهی ها ، هزینه ها و اقساط و کلا نیاز به خرج کردن تمامی ندارد، خیلی تلاش میکنم و کم بدست میاوریم نمیخوام چیزهایی که همه لمسشان میکنیم و با آن گرفتاریم تکرار کنم، صرفا خواستم با  یادآوری این رنج مشترک به اینجا برسم که مدتی است دلم لک زده برای نشستن در گوشه ای دنج و خلوت ، بدون استرس، دون مشغله فکری و بدون نگرانی و مطالعه کتابی که دلم میخواهد بخوانمش... هر روز که از جلوی قفسه کتابهایم میگذرم احساس میکنم چشم دارند و یکسره زل زدن به من، خوب سنگینی نگاشون رو حس میکنم، گاهی وقتها درست وسط کار یه هویی دلم تنگ میشه برای کتابهایی که با کلی ذوق خریدم که بخونمشون ولی دریغ از لحظه ای مجال و توان و حال کتاب خوندن.... چرا این وضع بوجود اومده؟ چقدر خودمون سهیمیم در پیدایش این وضع؟</description>
                <category>Muhammad Pashai</category>
                <author>Muhammad Pashai</author>
                <pubDate>Wed, 27 Sep 2023 13:05:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قسمتی از کتاب بیگ‌بنگ و خدا نوشته جانر تاسلامان</title>
                <link>https://virgool.io/@mrpashai/%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%DB%8C%DA%AF%D8%A8%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86-qcnb922f7ujq</link>
                <description>بیگ‌بنگ و خدادیدگاه انکار وجود خدا و پذیرش ازلی بودن ماده این دیدگاه، پیش فرض اصلی فلسفه‌ی ماتریالیسم  را تشکیل می‌دهد. بر اساس این دیدگاه، تنها حقیقت مطلق، ماده است و سوای آن، هیچ چیز دیگری وجود ندارد. ماده نه خلق شده است و نه از بین می‌رود. از خویشتن، به حیات خود ادامه میدهد و تنها عنصر سازنده کائنات به شمار می آید. بر اساس نتیجه ای که از این باور ماتریالیسم سرچشمه میگیرد؛ خداوجود ندارد. به همین جهت هم اعتقاد و باور به ادیانی که برپایه‌ی تفکر وجود خدا شکل گرفته اند، اشتباه است.مکاتب دیگری نیز، خارج از حوزه‌ی فلسفه‌ی ماتریالیسم، از دیدگاه ازلی بودن ماده حمایت کرده اند. برای مثال،در بودیسم (Buddhism) (شکل گیری قرن پنجم ق.م) اعقتاد کلی بر این است که همه چیز در راستای قوانین مکانیکی از ماده، آن هم بی هیچ مداخله ‌ای از سوی خدا بوجود می‌آید. اگرچه در برخی فرقه های بودیسم، وجود خدا می‌تواند مورد پذیرش قرارگیرد، با این حال، به دلیل عدم بحث از خدا و پذیرش ازلی بودن ماده در متون مادر، بودیسم را می‌توان ذیل عنوان نیست‌انگاری خدا و فرض ازلی بودن ماده لحاظ کرد.بخش عمده ای از فلسفه‌ی هند (شکل‌گیری آن تا قرن بیستم ق.م به درازا می‌کشد) جهان را ازلی می‌پذیرد و تلاش در تبیین جاهنی بدون خدادارد. با بررسی تائوئیسم (Taoism) (ظهور در قرن ششم پیش از میلاد درچین)، به تفکر شکل گیری خود‌به‌خودی همه چیز و باور ازلیت جهان بر‌می‌خوریم. با بررسی هرچه جزئی تر این مسئله  و اقتباس از ادیان و فلسفه‌های شرق دور، به جکمیت در باره‌ی درستی یا نادرستی ادعاهای این ادیان و فلاسفه‌ی در محکمه‌ی بیگ‌بنگ پرداخته خواهد شد.</description>
                <category>Muhammad Pashai</category>
                <author>Muhammad Pashai</author>
                <pubDate>Wed, 25 Mar 2020 19:16:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهکار خروج از جهالت در کتابخانه‌هاست</title>
                <link>https://virgool.io/@mrpashai/%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%D9%87%D8%A7%D8%B3%D8%AA-dtkzdmpharyz</link>
                <description>در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که از کتابخانه‌هایش به‌عنوان محلی برای آمادگی کنکور استفاده‌می‌شود و کتاب‌هایش در قفسه‌ها خاک ‌می‌خورد، کتاب‌فروشی‌هایش یکی پس از دیگری تعطیل می‌شوند، مردمش دوست ندارند کتاب بخوانند اما در عوض پیج‌های اینستاگرامی که جملات قصار، بریده ای یک پاراگراف از کتابی رو منتشر می‌کنند را دنبال میکنند تا از آنها برای خرج کردن و کم نیاوردن در مقابل افراد کتاب‌خوانده و حتی برای حفظ ظاهر در سایر جمع‌ها استفاده کنند، این مردم جملاتی مثل: نظرات متفاوته و به نظرات هم احترام بگذاریم زیاد استفاده می‌کنند آن هم بیشتر زمانی که جواب منطقی یا قانع کننده ای برای بحث و طرف مقابل ندارند، برخی هم جمله معروف: وای از آن کس که یک کتاب خوانده را بسیار استفاده می‌کنند و این درحالیست که خود حتی حاضر نیستند یک کتاب بخوانند، مخصوصا اگر بدانند کتاب ممکن است عقایدشان را متزلزل و حتی عوض کند اصلا سراغش نمی‌روند، این افراد کل زندگی‌شان بجز کتب درسی و گاها کمک درسی هیچ کتاب دیگری نخوانده و نمیخوانند و همین موجب می‌شود بر اینکه این افراد هیچ نمی‌دانند. از چنین جامعه‌ای انتطار نداشته باشید در حرکات هیجانی نداشته باشند، نان به نرخ روز نخورند، منافع شخصی را در هر حالی به منافع جمعی ارجح ندانسته و در پی آن نباشند، اگر غرق در مشکلاتیم، بدانید بخاطر این است که نمی‌خوانیم و نمیدانیم...کتاب، یار مهرباندر این جامعه در پایین ترین لایه های آن افراد دیکتاتور بسیار زیاد اند، در این جامعه تفکرات راشیستی بسیار زیاد است، در این جامعه سودجویی و فساد بیداد می‌کند، جامعه‌ای که کتاب نمی‌خواند در آن شایعه،تحریف، دروغ، فریب افکار عمومی بسیار رایج خواهد بود، جامعه‌ای که کتاب نمی‌خواند یک جامعه‌ زنده و پویا نخواهد بود....مادامی که نخوانیم هر فلاکت و مصیبتی سرمان بیاید حقمان است...</description>
                <category>Muhammad Pashai</category>
                <author>Muhammad Pashai</author>
                <pubDate>Wed, 05 Feb 2020 15:46:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علم پاسخ همه‌چیز را خواهد داد</title>
                <link>https://virgool.io/@mrpashai/%D8%B9%D9%84%D9%85-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D9%87%D9%85%D9%87%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%B1%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%AF-v7abkc1nhjj5</link>
                <description>آلبرت اینشتین:باید شرم کنند، کسانی که بدون کمترین تأمل و تفکر از پدیده های معجزه آسای دانش و فن بهره می گیرند و سفیهانه از درک مفهوم هوشمندانه ی آن عاجزند؛ همانند گاوی که از لذت نشخوار گیاهان برخوردار، اما از دانش گیاه شناسی بی خبر است.</description>
                <category>Muhammad Pashai</category>
                <author>Muhammad Pashai</author>
                <pubDate>Wed, 05 Feb 2020 15:40:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حماقت</title>
                <link>https://virgool.io/@mrpashai/%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%82%D8%AA-llnsbna0qwbx</link>
                <description>مثلی است به روسی که می گوید:&quot;فلانی در حماقت مقامی قدسی یافته است&quot; - مباد آنکه کارمان سرانجام از صداقت به تقدس و ملال آوری بکشد! این مجال کوتاه زندگی را چه جای آنکه - به ملال بگذرد!-فردریش نیچه</description>
                <category>Muhammad Pashai</category>
                <author>Muhammad Pashai</author>
                <pubDate>Mon, 16 Sep 2019 10:15:22 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>