<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمدرضا سالاری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mrsalari1215</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-20 07:30:41</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/347979/avatar/nPC9jM.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمدرضا سالاری</title>
            <link>https://virgool.io/@mrsalari1215</link>
        </image>

                    <item>
                <title>انتخابات آمریکا و تاثیر آن بر اقتصاد جهانی</title>
                <link>https://virgool.io/@mrsalari1215/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%A2%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-tizdlxxh2vij</link>
                <description>هر کس توافق ترامپ با چین را خوانده باشد خواهد فهمید که بقای ترامپ در دفتر بیضی چه بلایی بر سر اقتصاد جهان خواهد آورد. تحمیل تعهدات مالی به چین در ازای بقای حضورش در آمریکا رسماً فاتحه ای بود که ترامپ بر سر مزار بازار آزاد ، فریدمن و دوستانش خواند.ترامپ هر جا که هزینه ای می‌دید حتی به بهای از دست دادن متحدان چند صد ساله اروپایی‌اش تلاش می‌کرد، تا هر کس دنگ خودش را بدهد. و هر جا لازم بود زیر میز توافقات بین المللی میزد. تا به قول خودش آمریکا را به بزرگی باز گرداند.همانطور که در بخش قبلی این مطلب به تفکیک احتمالات به شرح آنچه به نظرمان پیش خواهد آمد پرداختیم، این بار هم نتایج را به طور مجزا بررسی میکنیم:حضور مجدد ترامپ در کاخ سفیدخوشمان بیاید یا نیاید ترامپ پای بیشتر حرف‌هایش ایستاده است، و اگر همه کارهایش به نتیجه نرسیده باشد، لااقل جرئت انجام بعضی کارهای عجیب و غریب مثل مذاکره مستقیم با کیم جونگ اون و معامله قرن و خروج از برجام را داشته است.کاهش عجیب و غریب نرخ بیکاری در آمریکا تا همین چند وقت پیش همه را نسبت به پیروزی مجدد ترامپ مطمئن کرده بود اما کرونا بلایی بر سر ترامپ آورد که چنگیز مغول با نیشابور نکرده بود. اظهارات عجیب و غریب و عملکرد به شدت ضعیف ترامپ در حفظ جان آمریکایی‌ها پایگاه رای او را به شدت متزلزل کرده است.اگر بخواهیم عملکرد ترامپ را در ایجاد شغل برای آمریکایی ها تشریح کنیم برای تقارب ذهنی شاید بد نباشد که از مثال زیر استفاده کنیم:ترامپ شبیه پدری است که بچه‌هایش از بیکاری و بی‌پولی و گرسنگی و امثالهم به تنگ آمده اند، و این پدر مهربان هم برای بستن دهان فرزندانش و برای باقی ماندن در جایگاه پدری مهربان و فداکار اقدام به فروش خانه‌اش می‌کند.با پول حاصل از فروش خانه، یک خانه لاکچری در بالای شهر را رهن کامل می‌کند و با باقی مانده‌اش هر شب برای اهل و عیال پیتزا و نوشابه می‌خرد تا همگی دور هم خوش بگذرانند. مثال عجیبی است اما در حد همان تقارب ذهنی، چندان غریب هم نیست.ترامپ کاخی را که سالیان سال روسای جمهوری قبلی در تثبیت رهبری آمریکا با چنگ و دندان و به زور کودتا و جنگ و لشکرکشی و منفجر کردن بمب اتم بنا کرده بودند جوری به حراج گذاشت که تن مرحوم جفرسون و هری ترومن در قبر به رعشه افتاد. با تحمیل قرار داد های بعضا استعمار گونه به چین و دیگر کشورها، آمریکایی ها را شاغل کرد و رسما فاتحه بازار آزاد را خواند. از جدایی انگلستان از اروپا حمایت کرد و رسما اتحادیه اروپا را بر علیه آمریکا شوراند.دست از حمایت کردهای عراق کشید و در جنگ با داعش و دولت مرکزی تنهایشان گذاشت. موشک های چندین هزار دلاری را حرام چادرهای چند دلاری طالبان نکرد و با حسن نیت! بر سر میز مذاکره با آن ها نشست‌.در مجموع آنچه که ترامپ انجام داد، بالا بردن سطح رفاه مردم خودش به قیمت از بین بردن رهبری آمریکا بود که در نتیجه آن، جهان از آنچه گلوبالیزشن نامیده میشد، فاصله گرفت و جمع های کوچک تری در نقاط مختلف جهان در اثر ناامنی و بلاتکلیفی تحمیل شده از طرف ترامپ شکل گرفت.هر کشوری که تا دیروز آمریکا را حامی اصلی ارزش های لیبرالی در جهان می‌دید و تکیه گاهش، بزرگترین ارتش دنیا و نفوذ اقتصادی گسترده آن بود، ناگهان خودش را در برابر چینی ها و پوتین و دیکتاتورهای ریز و درشت منطقه‌اش دست خالی دید و به ناچار به سمت آن ها متمایل شد تا خودش را از درگیری ها و اعمال فشار های بعدی خلاص کند.آلمان هم که با خروج بریتانیا موقعیت را برای کسب رهبری جامعه اروپایی فراهم می‌دید شروع به تیم سازی از آن هایی کرد که حسابی از ناسیونالیست ها ترسیده بودند، و با فشار و هزینه و ایجاد رعب و وحشت، فرانسه را از دست امثال ترامپ نجات داد و عملا خودش را به رهبر مقتدر اروپا تبدیل کرد.در همین سایت مطلبی تحت عنوان تجارت چگونه میتواند باعث پیشرفت همگان شود نوشته خواهد شد به زودی که به استناد به همین مطلب و پشتوانه علمی آن، میتوان گفت که هر چه تجارت در سطح جهان گسترش بیشتری پیدا کند و به اقتصاد اجازه داده شود تا مسیر اصلی خود را طی کند، رشد اقتصادی تمام کشورهایی که از این موضوع تبعیت کنند، در یک پروسه بلند مدت، مثبت خواهد بود و در مجموع مبادلات تجاری گسترده به سود همه خواهد بود و این دقیقا همان چیزی است که ترامپ به زور تلاش دارد تا در مقابل آن بایستد و با از بین بردن تجارت جهانی و مجبور کردن کشور ها به پذیرفتن اقتصاد دستوری مد نظر خودش، در کوتاه مدت زمینه رشد تولید ناخالص ملی آمریکا را افزایش دهد.نتیجه این روند اما در بلند مدت باعث کاسته شدن از قدرت آمریکا در سطح جهان خواهد بود و روزی فرا خواهد رسید که دیگر دندانی برای نشان دادن نخواهد بود. تا بتواند به واسطه آن، قرارداد های استعماری با کشورها امضا کند.تک دوره ای شدن ترامپ و روی کار آمدن بایدن https://virgool.io/p/tizdlxxh2vij/%F0%9F%93%B7 مالیات ها را افزایش خواهد داد، استفاده از سوخت های فسیلی را محدود خواهد کرد، هزینه های رهبری آمریکا بر جهان را خواهد پرداخت و مجددا به تکیه گاهی مطمئن برای جهان تبدیل خواهد شد.خطوط بالا مجموع آن چیزی است که بایدن در صورت پیروزی قصد اجرای آن را دارد. تقریبا همان چیزی که هم صنفی‌هایش سال های سال انجام داده بودند تا اینکه مشعل به ترامپ رسید و آن را خاموش کرد.بایدن بر خلاف ترامپ از جوانی نان سیاست مداری و سیاست مداران را خورده است و موهایش را در دفاع از جهان آزاد و سیاست های لیبرالی دموکرات ها سفید کرده است. و جز آنچه که گفته شد از او توقع نخواهد رفت.او هزینه ها و همچنین فایده های رهبری آمریکا بر جهان را درک میکند. و به جای آنکه اعراب را بدوشد و در تلویزیون به آن ببالد، صرفا آن ها را خواهد دوشید اما آبرویشان را نخواهد برد.با آمدن بایدن به صحنه، دوباره شاهد همان آمریکایی خواهیم بود که سالیان دراز پیرمرد های سیاست مدار، سربازانش را برای دفاع از آنچه ارزش های لیبرالی می‌نامند به جبهه می‌فرستادند تا مبادا به قبای دموکراسی و آزادی مدنظرشان گردی بنشیند. بایدن رفاقت های قدیمی را احیا میکند و مجددا دست دوستی به سمت اکراد و کره جنوبی و امثالهم دراز خواهد کرد. مخارج اروپایی ها در ناتو را به عهده خواهد گرفت و آن ها را در مقابله با روسیه تنها نخواهد گذاشت که نتیجه آن مصرف شدن مالیات آمریکایی ها در جایی به غیر از کشور خودشان خواهد بود.او همکاری با چین را هم از سر خواهد گرفت و برای خوش آمد پکن هم که شده، فشار های کمتری بر آن ها خواهد آورد که به معنی از دست رفتن مشاغل فراوانی است که ترامپ با جمع کردن پای چین از آمریکا ایجاد کرده بود.مرز های آمریکا را به روی مهاجرین باز خواهد کرد و با حضور نیروی کار ارزان قیمت در کشورش، آمریکایی های بیشتری را بیکار خواهد کرد.در مجموع آنچه که بایدن و حزبش در مسند ریاست جمهوری انجام خواهند داد، در کوتاه مدت برای آمریکایی ها چندان خوشایند نخواهد بود اما در بلند مدت با توسعه روند جهانی شدن و با گسترش تجارت تاثیرات مثبتی هم برای آمریکا و هم برای جهان ارمغان خواهد آورد.نکته ای که نباید از آن صرف نظر کرد برخی سیاست های سوسیالیت گونه ایست که دموکرات ها همیشه به آن معتقد بوده اند و با مواردی مثل اعمال مالیات بر سوخت های فسیلی و محدود کردن استفاده از اسلحه و مواردی از این قبیل تلاش کرده اند تا اقتصاد کمپانی محور آمریکا را به پذیرفتن قوانینی مجبور کنند که سالیان طولانی از آن ها فرار کرده است. افزودن مالیات ها و در نظر گرفتن طرح های پر هزینه ای مانند بیمه درمانی اوباما، باعث بزرگ تر شدن دولت در آمریکا و کاهش پویایی اقتصاد خواهد شد.سخن پایانیترامپ یا بایدن آنقدرها تفاوتی در بلندمدت که مهترین تایم فریم برای تصمیم گیری و تغییر روند جهان است ندارند. هرچند که کوته نظری است اگر نقش رییس جمهوری بزرگترین کشورجهان را کوچک بشماریم، اما در نهایت قدرت آمریکا از منابعی سرچشمه می‌گیرند، که بسیار ریشه دار تر از ریاست جمهوری های چهارساله هستند. البته به نظر میرسد در بلند مدت برای اقتصاد جهان حضور بایدن بهتر باشد و آن هم از جهت تسریع در امر گلوبالیزیشن و هچنین تثبیت جایگاه رهبری آمریکا در جهان. همچنین باید تاکید داشت هر چقدر آمریکا قدرت رهبری‌اش را از دست دهد کشورهای بیشتری به دامن کشورهای دیکتاتوری مانند چین و روسیه و … خواهند افتاد و مردم جهان بیشتر از حق دموکراسی خود دور خواهند شد و ازین جهت ترامپ یک خطر بزرگ برای آینده جهان میباشد، در مجموع نظر می‌رسد با داده های فعلی تاثیر مثبت آقای بایدن بیشتر خواهد بود .</description>
                <category>محمدرضا سالاری</category>
                <author>محمدرضا سالاری</author>
                <pubDate>Wed, 04 Nov 2020 13:34:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتخابات آمریکا و تاثیر آن بر تولید ناخالص ملی ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@mrsalari1215/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%A2%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%84%D8%B5-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-x8147n9doewf</link>
                <description>تاریخ ایران رییس جمهوری را به خاطر دارد که در صحن علنی مجلس متن تحریم های آمریکا را پاره کرد و آن ها را مشتی اراجیف خواند. لکن اینکه همان رییس جمهور حدود ۶سال بعد در مقابل دوربین به تاثیر تحریم های آمریکا و اقتصاد عظیم آن بر ایران و جهان اعتراف کرد نیز به راحتی از یاد نخواهد رفت.جورج بوش در کتاب خاطراتش می‌نویسد که زمام داری بزرگ ترین ارتش جهان، رعشه به اندامش می‌انداخته است. خوشمان بیاید یا نه، آمریکا ۲۵درصد اقتصاد جهان را مدیریت می‌کند و انتخابات ریاست جمهوری آن، بر ایران که بماند، بر گینه بیسائو هم موثر است. هر تحلیلگر عاقلی بعد از ۲۰۱۶ پشت دستش را داغ کرده است که به پیش بینی ها اعتماد کند و بگوید کدام نامزد بر سر کار خواهد آمدامسال هم مثل همان ۲۰۱۶، حتی با ابهام بیشتر، رای پست شده هم مزید بر علت شده است تا نتوان تکلیف را مشخص کرد حال باید دید اگر هر کدامشان بیاید، چه بادی به بادبان کشتی ما خواهد انداخت. بر خلاف آن چیزی که مردم از خوش رویی بایدن و بازگشتش به برجام و گشایش اقتصادی می‌گویند، سیاست خاورمیانه ای او تفاوت چندانی با ترامپ ندارد.هدف هر دوی آن ها کنترل نفوذ منطقه ای ایران است که بعد از حضور داعش در منطقه، قوت خاصی گرفته بود. تسلط بر حزب الله لبنان زخمی بود بر نظم مورد نظر آمریکا در منطقه که استخوان لای آن، نفوذ ایران  در عراق و سوریه شد.دولت های از هم پاشیده عراق و قدرت متزلزل بشار اسد در کنار بهت ناشی از قدرت گرفتن داعش، اسرائیل را هم حریص کرد تا کلک همپیمانان ایران را یک جا بکند و از خرابه های خاورمیانه، نظم جدیدی سر بر آورد.در مجموع می‌توان گفت هدف نهایی هر دو حزب آمریکا، جلوگیری از نفوذ منطقه ای ایران است و آنچه مورد اختلاف دموکرات ها و جمهوری خواهان است، روش انجام این کار است.قدرت ایران در منطقه نه فقط برای اسرائیل بلکه برای کشور های عربی متحد آمریکا نیز خطر آفرین است و پشتیبانی اعراب ثروتمند حاشیه خلیج فارس از سیاست کنترل نفوذ ایران بر اجماع دو حزب دموکرات و جمهوری خواه بر مسئله مقابله با ایران تاثیر گذار است.آنچه تا این جا بیان شد توضیحی بود برای بسط نظر نگارنده در عدم تفاوت رویکرد بایدن یا ترامپ نسبت به سیاست های منطقه ای ایران.اما در ادامه آنچه که به این یادداشت موضوعیت می‌دهد، تفاوت روش مد نظر دو کاندیدای انتخابات آمریکاست و این تفاوت همان چیزی است که می‌تواند بر شاخص های اصلی اقتصادی کشور مانند تولید ناخالص ملی اثر مستقیم بگذاردترامپ در مناظرات انتخابات 2016 وعده داد که از برجام خارج خواهد شد و ایران را برای توافقی بهتر، پشت میز مذاکره خواهد کشاند. تا امروز وعده اول را محقق کرده است اما وعده دوم، همچنان عملی نشده است. به همین دلیل در سخنرانی های جدید از مذاکره زود هنگام با ایران بعد از ریاست جمهوری مجددش سخن میگوید و به گونه ای تلاش می‌کند تا با گره زدن کنترل رفتار ایران در منطقه به انتخاب مجددش، حمایت لابی های سعودی و صهیونیستی را به خود جلب کند.در این میان اما کشورمان روزهای سختی را سپری می‌کند و کرونا هم به کمک تحریم ها آمده است تا همان اندک تبادلات تجاری ارز آور ایران تحت الشعاع این بیماری قرار گیرد و با کمیاب و گران شدن ارز و برخی کالاهای اساسی، شرایط برای مردم هر روز سخت تر از قبل شود. تا کنون سیاست رسمی جمهوری اسلامی رد هر گونه مذاکره با شخص ترامپ بوده است و ترور سردار سلیمانی نیز شرایط مذاکره با رییس جمهور فعلی آمریکا را از آنچه که پیش تر شاهدش بودیم، سخت تر می‌کند.سناریو هایی که به نظر می‌رسد با انتخاب مجدد ترامپ برای جمهوری اسلامی  قابلیت اجرا دارد به شرح زیر است:1-پذیرفتن مذاکره با دولت آمریکا به ریاست ترامپشاید آن گونه که ترامپ می‌گوید ما اولین کشوری که برای مذاکره با او پیش قدم می‌شود نباشیم اما اگر شرایط فعلی و تحریم های شدید آمریکا که حتی  امکان وصول مطالباتمان از عراق را نیز با مشکل جدی مواجه کرده است ادامه یابد، تن دادن ایران به مذاکره با رییس جمهوری که برای بار دوم و به مدت 4 سال،انتخاب شده است و دیگر نیاز چندانی به همراهی افکار عمومی و رسانه های کشورش نخواهد داشت، چندان دور از ذهن نخواهد بود. جدا از آنچه که ایران برای مذاکره با او باید بپردازد و شرایطی که بر کشور و منطقه مستولی خواهد شد، در صورت برقراری این مذاکرات، احتمال از سرگیری فروش نفت ایران و وصول تدریجی مطالباتش از چین و عراق و امثالهم فراهم خواهد شد و می‌توان رشد مجدد تولید ناخالص ملی به واسطه تزریق پول نفت به کشور را پیش بینی کرد.2-امتناع از مذاکره و تلاش برای گشودن درهای دیگرحالت دوم این است که در صورت حضور مجدد ترامپ در دفتر بیضی، جمهوری اسلامی به روی گردانی از مذاکره ادامه دهد و به دنبال راه های دیگری برای فروش نفت و جذب سرمایه خارجی مانند توافق 25 ساله با چین برود که باتوجه به روابط گسترده چین با اسرائیل و عربستان، بعید به نظر میرسد که اژدهای سرخ تبادلات تجاری صد ها میلیاردی  اش با آمریکا به زمام داری ترامپ و عربستان و اسرائیل را فدای حراج منابع ایران کند.در حالت دوم مهار تورم، از سرگیری رشد اقتصادی، کنترل قیمت ارز، تامین دارو و کالاهای اساسی و  مانند آن بدون ارتباط با سیستم جهانی و با ترامپی که با توپ پر به میدان آمده است، به نظر نگارنده غیر ممکن می‌رسد و تولید ناخالص ملی ایران به سقوطش ادامه خواهد داد.و اما درصورت انتخاب شدن بایدن مواردی هست که نباید آن ها را از خاطر بردهدف اوباما از شروع مذاکرات با ایران تنها مسئله هسته ای نبود و آنچه غرب و متحدانش را نگران می‌کرد، عملکرد و رفتار متفاوت ایران با آن چیزی است که مد نظر آن ها است وگرنه عربستان سعودی هم اسرائیل را به رسمت نمی‌شناسد و پاکستان هم بمب اتمی دارد.در واقع می‌توان گفت مشکل مسئله هسته ای ایران نبود، مشکل رویکرد کلی جمهوری اسلامی در برابر جهان غرب و نگاه متفاوت آن است.مذاکرات هسته ای که در آخر نتیجه آن برجام نام گرفت، از نظر غرب شروع فرایند عادی سازی رفتار ایران بود اما با پیام های تبریک عید نوروز و حافظ خوانی های باراک اوباما، و به قول خودشان با سیاست چماق و هویج.همان طورکه گفته شد، تفاوت دموکرات ها و جمهوری خواهان درباره ایران هیچ گاه در استراتژی نبوده است و همواره در روش شناسی با یکدیگر متفاوت بوده اند، و این تفاوت را از تلاش های اوباما برای جلب افکار عمومی ایران با رفتارهایی شبیه آنچه در بالا ذکر شد و با توییت های تهدید گونه و توهین آمیز ترامپ و رفتار وحشیانه او در ترور سردار سلیمانی می‌توان به وضوح مشاهده کرد.در هر صورت آنچه که اوباما در برجام به دنبال آن بود، با رای نیاوردن هیلاری کلینتون و با خروج ترامپ از برجام نقش بر آب شد. در صورت برنده شدن بایدن، همان سیاست مجددا به جریان خواهد افتاد اما در این بین جزئیاتی وجود دارد که نباید از آن ها غافل شد.بایدن در سخنرانی های خود به وضوح گفته است که به برجام باز خواهد گشت اما نگارنده بعید می‌داند که معاون اسبق اوباما از فرصت هایی که ترامپ با تحت فشار قرار دادن ایران ایجاد کرده است به راحتی بگذرد و احتمالا از ضعف توان مالی ما کمال استفاده را خواهد برد تا سیاست تغییر رفتار ایران و عقد قرار داد های جدید پس از برجام را با سرعت بیشتری از آنچه مد نظر رییس سابقش بود اجرا کند. نتیجه این که موضوع به آن راحتی که برخی صحبتش را می‌کنند نیست و پیش از این هم نبوده است. این احتمال وجود دارد که با ایجاد گشایش های مقطعی و تزریق پول به اقتصاد ایران کمی امکان نفس کشیدن را برایمان فراهم کنند اما نه آنقدر ها که بتوانیم به راحتی روش های پیشین را دنبال کنیم.نکته دیگری که درباره حضور بایدن در کاخ سفید می‌توان به آن اشاره کرد، نزدیک بودن انتخابات ریاست جمهوری کشورمان است که از جذابیت تسریع مذاکرات با ایران می کاهد چرا که مذاکره با دولتی که رفتنی است چندان منطقی به نظر نمی‌رسد و بایدن هم ترجیح خواهد داد با آن هایی مذاکره کند که احتمالا در 4 سال بعدی در قدرت خواهند بودسخن آخرو اما آنچه که از نظر تحلیلگر از همه مهم تر است، توان دموکرات ها برای اعاده رهبری آمریکا بر جهان و جلب همکاری کشور های دیگر طرف برجام است که در سال های خروج ترامپ از برجام، بعضا به سمت ایران غش کرده اند و با حضور مجدد یک دموکرات در کاخ سفید، می‌توان انتظار داشت که سیاست تغییر رفتار ایران با همکاری اروپایی ها، سرعت بیشتری به خود بگیرد.با توجه به شرایط حاکم بر کشورمان، انتخاب چهره ای اصول گرا برای ریاست جمهوری در سال 1400 بسیار محتمل به نظر می‌رسد و از آن جایی که حکم رانی اقتضائات متفاوتی با نقد کردن دارد، تغییر رویکرد مسئولین جمهوری اسلامی نسبت به مذاکره مجدد با آمریکا پسا ترامپ دور از ذهن نیست و می‌توان به از سرگیری مقطعی فروش نفت ایران امیدوار بود که این موضوع علاوه بر تزریق ارز به کشور و رشد تولید ناخالص ملی، امکان تحقق برخی از وعده های اصولگرایان را نیز فراهم خواهد کرد اما نه آنقدرها که کشور به حداکثر توان تولید خود برسد و حضور بدون دغدغه ایران در بازار های جهانی و رشد اقتصادی از طریق صادرات، به مذاکرات مجدد به منظور عادی سازی رفتار جمهوری اسلامی منوط خواهد شد.در مجموع ادامه شرایط کنونی به نظر غیر ممکن می‌رسد و باید دید جناح مقابل رییس جمهور فعلی کشورمان با حضور در مسندی که تا کنون تمام مشکلات را نتیجه بی لیاقتی مسند نشینان آن می‌دانستند با گوی و میدان چه خواهند کرد.</description>
                <category>محمدرضا سالاری</category>
                <author>محمدرضا سالاری</author>
                <pubDate>Sat, 31 Oct 2020 11:51:37 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>