<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Mr Sami</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mrsami</link>
        <description>توحتی نمیتونی دنیای منو تصور کنی چه برسه،درکش کنی...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 10:37:34</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/102770/avatar/oNFF6A.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Mr Sami</title>
            <link>https://virgool.io/@mrsami</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کشتن آدم‌ها تنها با ناامیدی!</title>
                <link>https://virgool.io/piece-books/%DA%A9%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D9%87%D8%A7-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%D8%A7%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF%DB%8C-xsq31avk3w3v</link>
                <description>بیماری ناامیدی شدید یا مرض تسلیم شدن! این تیکه پادکست 100% باید شما را به فکر فرو ببرد تا جلوی ناامیدی را هر چه سریع‌تر بگیرید!?تیکه پادکست: سطل شما چقدر پر است؟✍️تام راثپایان ناامیدی مرگ است!سربازان آمریکایی در کره شمالی بدون شکنجه، حدود 38% درصد مرگ حتی بدون فرارکردن  یک سرباز را  در کمپ تجربه کردند! در این کمپ یک بیماری به اسم بیماری ناامیدی شدید رواج داده شد. این یعنی سربازانی که تنها با یک ملافه بر سر بعد از 2 روز می‌مردند! مرض تسلیم شدن عوامل مرگ سربازان آمریکایی بوده است. این پادکست به شما گوشزد می‌کند که بدون انگیزه و امید حتما خواهید مرد!برای دریافت رایگان pdf کتاب سطل شما چقدر پر است وارد کانال انتشارات یعنی تیکه کتاب (piece_books@) در تلگرام شوید و هشتک #pdf_book را دنبال کنید.خوانش مهم‌ترین جای کتاب با تیکه کتابتیکه کتاب محلی برای خواندن کپسولی و مهم‌ترین بخش‌های کتاب و رمان است. اینجا به دنبال نشر آرامش و موفقیت از  دل کتاب‌ها هستیم. حتما ما را در انتشارات و کانال تلگرامی دنبال کنید.نظر شما راجع‌به ناامیدی چیست؟ وقتی بی‌انگیزه یا ناامید هستید چیکار می‌کنید؟ لطفا نظرات و پیشنهادات خود را همین حالا در بخش دیدگاه برای انتشارات تیکه کتاب ارسال کنید.</description>
                <category>Mr Sami</category>
                <author>Mr Sami</author>
                <pubDate>Fri, 24 Feb 2023 19:07:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سلام برگشتم</title>
                <link>https://virgool.io/@mrsami/%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B4%D8%AA%D9%85-yyjzlcmxerlw</link>
                <description>سلام برگشتم اما این بار یک نیمچه نویسنده هستم. و متن‌هایی گزیده که در کانال تلگرام دارم را قرار می‌دهم یا متن‌ها را به کلمات و مهارت امروزم برای شما می‌نویسم. به کمک شما بیشتر از سابق برای حمایت نیاز دارم چون کلمات یا نویسنده اگر خوانده نشود، می‌میرد.در اولین گام هم متن‌های قدیمی را ویرایش و بارنویسی می‌کنم.امیدوارم موفق و شاد و خوشبخت باشید.اقای سامی </description>
                <category>Mr Sami</category>
                <author>Mr Sami</author>
                <pubDate>Fri, 24 Feb 2023 11:10:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درد آن است که...</title>
                <link>https://virgool.io/@mrsami/%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%A2%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%87-lnxqmgwhiz4m</link>
                <description>درد آن است که تورا همه جا میتوان داشت.دربرابر چشم هایم،درتصورات خیالی ام،درذهنم،دربرخی از خاطراتم درون حافظه خودم و حتی گوشی ام.اما نمی‌شود خود تورا داشت. خود واقعی تو!!!درد آن است که همه هستی کنارم نیستی.درد آن است که تورا دارد دلم و ذهنم و روحم اما جسمم هیچ.من بدانم کسی در پستوی روزگار به مانند من که تورا دوست دارم دوستم دارد خودم را در اختیار او می‌گذارم.</description>
                <category>Mr Sami</category>
                <author>Mr Sami</author>
                <pubDate>Thu, 17 Jun 2021 13:56:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من و خدایم...</title>
                <link>https://virgool.io/@mrsami/%D9%85%D9%86-%D9%88-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D9%85-pvvkswav8cyc</link>
                <description>این روزها حتما به یادگار در ذهن من خواهند ماند.این حس و حال،وای این روزها حتما و قطعا ماندگار به یادگار خواهند ماند.حس آن نامه ای را دارم که در زمان فوران احساس بسیار قوی نوشته شده است اما ارسال نشده است!نگارنده نامه آن را درون یک کتاب پانصد صفحه ای قرار داده و آن را در کتاب خانه ای 1 میلیون نسخه آن هم از نوع 500 صفحه قرار داده است.جالب تر آن است که یادش رفته است که این کتاب و این نامه را در کجا گذاشته است.به میزان نامه همان قدر تنها،همان قدر تکراری، همان قدر بی دست و پا و همان قدر مجنون و بی ارزش درجا میزم.و از همه بدتر منتظر هستم خیلی منتظر هستم.شور رفتن دارم پای ماندن ندارم و دل رفتن نیز هیچ.+این زخم خورده را به ترحم نیاز نیست...خیر شما رسیده به ما؛ مرحمت زیاد...![فاضل نظری]</description>
                <category>Mr Sami</category>
                <author>Mr Sami</author>
                <pubDate>Tue, 08 Jun 2021 13:50:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید پست‌های من در سال ۹۹</title>
                <link>https://virgool.io/@mrsami/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B9-rkc4kg0sg3sv</link>
                <description>در طول تاریخ از اعداد استفاده کردیم تا اغلب داد و ستد کنیم و آن‌چیزی که شمردنی است را بشماریم. برای هر عدد واحد درست کردیم تا عددهای زندگی قاطی نشوند و از اعداد، شفاف‌تر استفاده کنیم؛ مثلا وقتی می‌گوییم ده هزار تومان به پول اشاره داریم و وقتی می‌گوییم ده هزار بلیط به بلیط!روز به روز که در زندگی جلو‌تر رفتیم عددها فرقی نکردند ولی این واحدها بودند که زیاد شدند. واحد کریپتو، واحد اصله درخت، واحد فاصله و …«واحد» یک توافق عمومی است برای شمردن؛ تا همانطور که گفتم شمردن‌ها قاطی نشود. مشاهده افراد دارای ثروت (اجتماعی یا مالی) به من ثابت کرده اینکه چه چیزی را بشماریم از اینکه چطور بشماریم مهم‌تر است. هرکس با واحد خاصی مسائل زندگی را می‌شمارد. اینطور به نظرم آمده که مشخص کردن واحد یعنی مشخص کردن اینکه من در زندگی برای چه چیزهایی ارزش قائلم و می‌خواهم چه چیزهایی را در زندگی بشمارم. https://cdn.virgool.io/annual-report/1399/e735xd7gnmac-pYgNc.mp4 اعدادی که بدون واحد ثبت کردمبه ویدیویی که ویرگول برایم ساخته که نگاه می‌کنم میبینم که در سال ۹۹، من در مجموع ۴۰,۰۰۸ کلمه در ویرگول نوشتم و منتشر کردم و مخاطبین، پست‌های من را ۵۰۵ مرتبه پسندیدند و  ۵۸۲ بار هم نظر خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. در سال ۹۹، ۲۹ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. این اعداد نشان میدهند من کاری کرده‌ام. هرکدام به واحدی وصل هستند. از خودم می‌پرسم من کدام واحد را شمارش کرده‌ام؟ کدامیک از واحدهای بالا از همه برای من مهم‌تر است؟ ادامه ویدیو را می‌بینم.آمار از اثر بیرونی می‌گویندطبق آمار پست‌های من ۶,۶۱۶ بار خوانده شدند و ۱,۵۹۵,۷۹۱ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیتی که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، ویرگول به من می‌گوید که توانستم  ۰/۰۲۱۸۷۸۱۳۳ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم.از طرف دیگر ویرگول به من می‌گوید که اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۲۵,۹۵۱ کاغذ مصرف می‌کردم.آن عددهای کوچک ابتدای ویدیو حالا تبدیل شده‌اند به عددهای بزرگ به اینکه من جلوی مصرف این تعداد کاغذ را گرفتم یا به اینکه من  ۰/۰۲۱۸۷۸۱۳۳ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را جابه جا کرده‌ام. واحد این عددها برای من ملموس‌تر است.واحد نوشتن چیست؟همه عددهای بالا و همینطور اثر بیرونی که روی خوانندگان و همینطور در مقیاس بزرگتر طبیعت و جامعه اطرافم گذاشتم اعدادی هستند که من دوستشان دارم و به آنها افتخار می‌کنم. اگر چنین ویدیویی دست شما نیز رسید به شما بابت تک تک اعداد تبریک می‌گویم.اثر هر نوشته تا حدودی معلوم است، اگر بنویسید جلوی قطع درخت را می‌گیرید، به سرانه مطالعه کشور اضافه می‌کنید و خوانندگانی جذب می‌کنید که شما را از طریق نوشته‌هایتان می‌شناسند و …به نظرم می‌رسد که نوشته‌های من و شما واحد ندارند ولی اثر بیرونی دارند.</description>
                <category>Mr Sami</category>
                <author>Mr Sami</author>
                <pubDate>Mon, 22 Mar 2021 19:14:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من سال نو را تبریک نمی‌گویم از این تبریک ها زیاد شنیده ایم</title>
                <link>https://virgool.io/@mrsami/%D9%85%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%86%D9%88-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D9%87%D8%A7-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D9%86%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%85-xngvikfegywt</link>
                <description>.پوسته ها را نچسبیم(کیفیتش پایینه) مغز ها را دریابیم.سلام امیدوارم حالت فوق العاده باشه.من سال نو رو تبریک نمیگم بهت دعا میکنم امسال غمات کم و یکی یکی ناپدید بشه شادی هات یکی یکی اضافه.درد های سلامتیت کم بشه سلامتیت قوی بشه.عشق تو زندگیت فوران کنه از نوع شکل و شمایلموفقیت به قدری زیاد باشه که حد نداشته باشه. شکست نباشه یا اگرم باشه به چشم نیاد.دست نیافتنی خواسته الانت بشه دم دستی ترین تجربه و خلاصه القصه ته سال و ته داستان رویاهات تجربه بشن برات❤️❤️❤️درنهایت امیدوارم اون چیزی که حق الهی توعه و خدا برات میخواد به بهترین شکل ممکن اتفاق بیوفته.</description>
                <category>Mr Sami</category>
                <author>Mr Sami</author>
                <pubDate>Sat, 20 Mar 2021 00:01:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پنج و نیم نکته که رعایت کردنش مارا از افسردگی خلاص کرد.</title>
                <link>https://virgool.io/Clownthinking/%D9%BE%D9%86%D8%AC-%D9%88-%D9%86%DB%8C%D9%85-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D8%B1%D8%B9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%B4-%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-vbbjkgmgaltl</link>
                <description>آن روزها را بیاد دارم روزهایی که آرزوی مرگ کمال روح من بود.بانگ بیرحم صبح شکنجه گاه من بود.آه که چه روزهایی در خماری خوشحالی و خاطرات خوش دق کرده ام.مغز 1400 کیلوگرمی من پراز فروران درد به شکل تیر های بیرحم سوزن سوزن زدن های پی درپی و درد ضربان دار بود.اما امروز حالم بسیار خوب است اینجا آمده ای تا نکاتی را بخوانیم که به من کمک کرد.هیچ کس به تو اهمیت نمیدهد.نصف درد و رنج آدمی این است که فکر میکند همه عالم به او توجه میکند و اگر دست از پا خطا کند با لشگری بیرحم یا آشنایان روبه رو میشود درحالی که شما به اندازه سردرد یک فرد هم مهم نیستید.دومین نکته این است که هیچ چیز مهم نیست!!!چه کسی گفته است که باید همگان از ما راضی باشند؟ما تنها مسئول خود هستیم نه مسئول برداشت دیگران ما یدک کش رفتار و کردار خود هستیم ونه کشننده برداشت دیگران...مرگ بهتر از ناخوشی است!!!اگر برای آرامش دیگران به خود آسیب بزنیم احمق هستیم!!!ما مسئول حال خوب خود هستیم البته این حال خوب اگر به دیگران آسیب بزند بیشعوری است.ما باید خوش خنده باشیم لبخند بزنیم اگر جک بی مزه ای شنیدیم اما خنده آور بود بهندیم از قضاوت نترسیم!!!بذارید بگویند فلانی دیوانه است کسی که با حرف آنها از شما ناامید شود اصلا بهتر شمارا نشناسد.دهان مردم عین درب بی زوار است و همیشه باز!!فلان کار را نکنی مردم چی میگن .وای وای فلان کار رو کردم فلانی چی فکر میکنه؟اینها تماما سلب آرامش است و آرامشی که به شما روا است به دهان خلق الله حرام است!!!کار درست را انجام دهید و از دهن گشاد خلق الله ذهن برهانید!!!وخدا سرا آفرید که در زندگی خود باشد و نه در وسط زندگی دیگرانافکار منفی عین آب شو خوردن استبا افکار منفی تنها ذهن خودتون رو خسته می‌کنید.دلقکی میگفت افکار منفی مانند دوقلو ها هستند اگر یکی گریه کند دیگری هم گریه خواهد کرد!!!با آغاز یک افکار منفی رته های دیگری از آن را در ذهن خود فراخوانی میکنید.شما بارزش هستید فقط نمیدانید.ما همه باارزش و فوق العاده،زیبا،قابل ستایش، و هر صفت که از خودتون دفع می‌کنید هستید!!!دست از تضعیف خود بردارید...اینجا اتمام متن است.خود را بپرستید چرا که هیچکس جز خودتان دکتر،پرستار،همدم نخواهد بود البته اگر خود را پیدا نکنید هیچکس التیام درد شما نیست.اگر من خودم را زشت ببینم زیباترین صورت در آینه دیو کهیر است!!!</description>
                <category>Mr Sami</category>
                <author>Mr Sami</author>
                <pubDate>Fri, 19 Mar 2021 14:07:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرق بین عشق و ازدواج چیست❓</title>
                <link>https://virgool.io/@mrsami/%D9%81%D8%B1%D9%82-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D9%88-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-uzotdkkb0lia</link>
                <description>زیباترین متنی که این روزها خوانده ام و شاید واقعی ترین مفهوم به موضوع عشق و زندگی است.یک روز از پدرم پرسیدم فرق بین عشق و #ازدواج چیست؟  روز بعد او کتابی قدیمی آورد و به من گفت این برای توست. با تعجب گفتم : اما این کتاب خیلی با ارزش است،  تشکر کردم و در حالیکه خیلی ذوق داشتم تصمیم گرفتم کتاب را جایی دنج بگذارم تا سر فرصت بخوانم. https://virgool.io/piece-books/%DA%A9%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D9%87%D8%A7-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%D8%A7%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF%DB%8C-xsq31avk3w3v چند روز بعد پدرم روزنامه ای را آورد، نگاهی به آن انداختم و بنظرم جالب آمد که پدرم گفت این روزنامه مال تو نیست، برای شخص دیگریست و موقتا میتوانی آن را داشته باشی، من هم با عجله شروع به خواندنش کردم که مبادا فرصت را از دست بدهم.در همین گیر و دار پدرم لبخندی زد و گفت: حالا فهمیدی فرق عشق و ازدواج به چیست؟! در عشق میکوشی تا تمام محبت و احساست را صرف شخصی کنی که شاید سهم تو نباشد اما ازدواج کتاب با ارزشیست که به خیال اینکه همیشه فرصت خواندنش هست به حال خود رهایش می کنی.زیبا تر میشود اگر عشق شما حاصلش ازدواج باشد اما امیدوارم تن به ازدواج ندهید تا زمانی که عشق به او ندارید درآغوش دیگر فکر دگران خیانت است بس!!!</description>
                <category>Mr Sami</category>
                <author>Mr Sami</author>
                <pubDate>Fri, 05 Mar 2021 15:10:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرنده ای در فراز آسمان آدم هارا نظاره میکند.</title>
                <link>https://virgool.io/@mrsami/%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF-jfuwaju0gzgo</link>
                <description>رونیا پرنده جوان و کنجکاو در فراز آسمان مردم عادی را نگاه میکند او قسط دارد برای پرنده نابینای همسایه اش در جواب این سوال که انسان ها چگونه هستند جوابی پیدا کند.اولین برخورد او با دو عاشق بود او بخاطر این حدس زد که عاشق اند چون صدای خنده و طراوت هردو درکنار دست قفل شده درحال قدم زدن همه چیز را زیبا تر میکرد به راستی عشق معجزه زندگیه انسان هاست.درگیر دار دیدن عشاق بود که پسر بچه ای را همراه مادرش دید که بار ها زمین میخورد و مادرش اورا بلند نمیکند اولش از مادر عصبی شد و گفت چه مادر بی رحمی اما بعد زمانی که تقلای کودک را دید که لبخند به لب تلاش برای بلند شدن میکند متوجه رمز این داستان که آموز دوچیز یعنی تسلیم نشدن و امیدواری بود را دریافت به تحسین مادر آموزگارش لب باز کرد.ومتوجه عنصر حیات انسان یعنی امید شد.بعد از عبور از مادر و پسر به خیابان رسید خیابانی پر از ماشین و همه و همه عصبانی درحال بوق زدن انگار با بوق زدن همه چیز درست میشود برخی لبخند به لب برخی ابرو گره کرده و عصبانی آنجا تضاد را درک کرد.درخیابان دیگر پیرزنی را دید که ترسیده و درحال فحش دادن بود انگار که کسی برایش بوق زده بود یک نفر میخندید یک نفر از شدت عصبانیت لب به ناسزا به پیرزن واکرده بود!!!اینجا متوجه روان رنجور برخی از آدم ها شد.از همه گذر کرد تا در آخر رسید به منطقه ای که همه ناراحت و درعصر اعتیاد چرت میزدند آنجادرگیر کلمه ای به اسم ناامیدی و بیماری به نام اعتیاد شد.درراه برگشت مدام فکر میکرد این همه تضاد این همه خوبی و بدی چرایی هم به همراه دارد؟لب گزید این فکر در سرش فریاد زد که اگر این تضاد نبود کسی عشق،امید،زندگی، و... را پیدا نمیکرد همه تنها نفس میکشیدند.وقتی رسید به همسایه اش تنها گفت که هرچه دیدم نفهمیدم آخر نفهمیدم که نفهمیدم.یکی داغون یکی مسرور یکی عاشق یکی فارغ یکی عاقل یکی دیوانه نفهمیدم و نفهمیدم...</description>
                <category>Mr Sami</category>
                <author>Mr Sami</author>
                <pubDate>Sun, 21 Feb 2021 22:54:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نصیحت عاقلانه یک دیوانه!!!</title>
                <link>https://virgool.io/@mrsami/%D9%86%D8%B5%DB%8C%D8%AD%D8%AA-%D8%B9%D8%A7%D9%82%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87-ampmizvzo4py</link>
                <description>به راستی چه کسی این جمله طلایی را بیان کرده است؟به راستی چه کسی انقدر عاقل بوده است؟کیست آن کس که متوجه شده است حرف راست را باید از یک دیوانه یا کودک شنید؟روزی دیوانه ای،درمرز جنون خود یک جمله به من گفت که به راستی چقدر به راستی ، درستی نزدیک  است.جمله از قرار زیر است:همیشه توی زندگی خودت رو به یک دلخوشی وصل کن!!!!همیشه توی زندگیت دلخوشی داشته باش!!!چه حرف ساده اما عمیقی!!اگر دلخوشی داشته باشی صبح ها سرحال تر هستی اگر یک دلخوشی در دنیایت باشد روحت جسمت در آرامش است.دلخوشی ها امید می آوردن و امید داشتن زندگی را به بار می آورد.تنها دلیل هستی ما کلمه ای است به نام امید.اگر دلخوشی تو عشق باشد آخ که زمان زمین زیبا می‌شود:)وقتی دلخوشی نداشته باشی راحت از همه چیز دل میکنی و بعد از یک مدت به هیچ چیز دل نمیبندی..ای دیوانه حرفت خیلی عاقلانه است ادم را دلخوشی بباید.خیلی وقت بود دست به قلم نبرده بودم....هیچ اعلانی هم نداشتم(:امیدوارم حالتون فوق العاده باشه...جمله معروف این روز های من:امیدوارم حال دلت خوب باشه(:</description>
                <category>Mr Sami</category>
                <author>Mr Sami</author>
                <pubDate>Sat, 12 Dec 2020 21:23:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گاهی می‌میریم اما نفس میکشیم (:</title>
                <link>https://virgool.io/@mrsami/%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D8%B4%DB%8C%D9%85-iu7m4arj8wu1</link>
                <description>طرز ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ ﺩﺭ ﻫﺮ ﮐﺲ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺷﻪ، ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺷﯿﮏ ﻧﻤﯽ ﭘﻮﺷﻪ،ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ، ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻧﻤﯿﺪﻩ، یکی دیگه به خودش نمیرسه، ﯾﮑﯽ مدام ﺗﺮﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ غمگین ﮔﻮﺵ ﻣﯿﺪﻩ، ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺵ عکس ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﯼ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﻩ، یکی محبت نمی کنه، یکی دیگه محبت نميپذيره...اینگونه است که ﺍﮐﺜﺮ ﺁﺩﻣﻬﺎ در ٣٠ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻧﺪ و ﺩﺭ ٨٠ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺩﻓﻦ میشوند...!•پائلو كوئيلو یکی عاشق نمی‌شود یکی عاشق نمیکند...سفر نمیرود تفریح نمیکند وتنها کار میکند....اماهمه ما میدانیم درپس هر خودکشی داستانی نشسته است داستان هولناک موجودی به نام انسان و فطرت او (:</description>
                <category>Mr Sami</category>
                <author>Mr Sami</author>
                <pubDate>Mon, 09 Nov 2020 03:23:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انسان ها را درک کنیم بفهمیم _قضاوت ممنوع</title>
                <link>https://virgool.io/@mrsami/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%81%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%85-%D9%82%D8%B6%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%85%D9%85%D9%86%D9%88%D8%B9-drmxjnctrvdb</link>
                <description>کسی چه میداند؛زنی که توی تاکسی اشک هایش را با پشت دستش پاک میکند و دست راننده که دستمال بهش میدهد را رد میکند غمگین تر است،یا زنی که حتی پیازهای تکه تکه شده هم اشک هایش را در نمیاورد...کسی چه میداند؛مردی که پشتش را میکند به زنی و چشم روی هم میگذارد عاشق تر است یا مردی که برای خوشبخت تر شدنِ زنی چشم روی خوشبختی خودش میبندد....کسی چه میداند؛زنی که دائم لبهایش باز میشود به عیب های هم نفسشبیشتر مبتلا به دوست داشتن همان مردِ پر از ایراد استیا کسی که هر چیزی روی لبش می آید الا گلایه....کسی چه میداند؛خوشبخت زنی است که موهایش همیشه با دستهای مردش مرتب میشود و بوسه های همسرش سرخی لبهایش است،یا زنی که یادش رفته تارهایش را پشت گوش بیندازد ولی دستش به پشت گوش انداختن خواسته های مردش نرفته...کسی چه میداند؛زنی که مشتش را پر از قرص میکند و از بالای پل ارتفاع را میسنجد بیشتر از زندگی بریده،یا مردی که پتو را کنار میزند و بی هیچ دلیلی چشم باز میکند و چای سرد و تلخ را سر میکشد و در را خودش پشت سرش میبندد.. این شهرصندلی های متروگوشه های پارک هااتوبان های پر از ماشین های تک سرنشین با شیشه بالاکشیدهپر است از کسانی که ظاهرشان یک حالی را میرساند و توی دلشان یک حال دیگر است...زیر این آسمانِ آبیِ دود گرفتهپر از کسانی است کهتو نمیتوانی از لبخندشان خوشیشان را بفهمی،اشکهایشان را نمیتوانی بگذاری به پای دردِ جانشان،زندگیشان از هزار مردگی بدتر است و از بس تظاهر کرده اندروزی سه بار خودشان نبودن را توی دستشویی بالا می آورند...اینجا روی ِ این زمینِ متزلزلِ گردظاهر آدمها نشان هرچیز که فکرش را بکنی هست،جز حالِ واقعیشان...ما ولی ظاهر زندگی آدمها را میبینیم و برایِ باطنِ زندگیِ خودمان آه میکشیم!!!#فاطمه_جوادی</description>
                <category>Mr Sami</category>
                <author>Mr Sami</author>
                <pubDate>Thu, 05 Nov 2020 19:00:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ببین خودتو جا نذاری...</title>
                <link>https://virgool.io/@mrsami/%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA%D9%88-%D8%AC%D8%A7-%D9%86%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-tf9hgmha184w</link>
                <description>از قدیم باب است که هرکس هرچیزی را هر جا جا میگذارد میگویند که مواظب باش خودتو جا نذاری یا خوب شد خودتو جا نذاشتی...اما بهتر ببینیم متوجه میشیم که ما گاهی خودمون رو علاوه براینکه جا میگذاریم خود را هم فراموش میکنیم...مثلا خودمان را در قلب معشوقه ای در ایام جوانی جا مگذاریم واگر شانس بیاوریم فراموش نکنیم چه کسی در چه زمانی و در چه روزگاری خود را به قلب او تقدیم کرده ایم که اگر راموش کنیم وای به حالمان میشود پیر فرتوت به دنبال خود در هیاهوی شهر شب و روز باید بگردیم چرا که هیچ وقت برنمیگردد خودت تا همراه خودتت شود.مثلا کافه ای که اولین قرار اولین خاطره شیرین را ساخته ایم و خود را با آخرین قرار جدایی آنجا جا گذاشته ایم و دیگر نمیتوان خود را پیدا کرد چرا که میدانی جایی جا مانده ای اما یادت نمی آید کجا...ودرد از آنجا آغاز میشود که علاوه براینکه نتوانی خود را پیدا کنی نمیتوانی زندگی خوبی هم داشته باشی...درآغوش معشوقه ای دیگری از دل و جان میپرستی اما باز هم دلت خوش نیست دربهترین خاطره ای درحال خاطره ساختنی اما دلت خوش نیست...درکافه ای مجلل همراه دوستان عالی صمیمی هستی اما هوای کافه حتی گارسون کافه رو مخ تو رژه میروند و هوا مسموم است...گاهی باید مراقب بود خود را در خاطره ای در عطرتنی در عشوه ای در موهای فرفری(: در مردانگی و غیرت مردی و خیلی چیزهای دیگر نگذاریم...چون خیانت کرده ایم هم به خود هم به شخص مقابل در حال حاظر اورا داریم و هم به خود و همچنین به زمان زمین(:ولی لیکن بیا نامردی نکنی معشوقه ای اختیار نکنی وآن معشوقه درخیال مست نکندمسخ تو نشود درحالی که خود جا مانده ای قلب جا مانده داری (:</description>
                <category>Mr Sami</category>
                <author>Mr Sami</author>
                <pubDate>Thu, 22 Oct 2020 16:00:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سختی زندگی..خوشی زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@mrsami/%D8%B3%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-n8teh9vejwix</link>
                <description>سختی ها ، مارو می سازن اما نمیتونن کاملمون کنن، ما بدونِ روزای خوب ، بدونِ دلخوشی های کوچیک ، مثلِ یه ساختمون نیمه کاره ایم که درسته دیواراش رفته بالا و با هیچ بادی نمیریزه اما برای زندگی کردن هیچی نداره.• مهسان احمدپورسختی ها انقدر ادم رو سیقل میدن که درخشان بشی و انقدر وارد کوره میکننت تا محکم و سخت بشی ولی شادی و دلخوشی ها مثل تیز کردن هر چندوقته چاقو میمونه...اما در کمال تعجب بعد از کلی سختی کشیدن در صورتی که از لحاض روانی سالمم هستی باز هم خوشی هیچ تا ثیری توی تو نمیذاره...یا انقدر عادت میکنی به سختی که یهو دیگه نمیتونی جای خالیشو تحمل کنی اره یه جور خاص معتاد غم خوردن میشی جالبه نیست؟ولی خوب کسایی که گریه هاشون رو کردن،خنجرهاشون رو خودن،غم هاشون رو کشیدن وقرص هاشون هم خوردن دیگه وقته زندگی کردنشونه(:امیدوارم که سختی های زندگی دلخوشیتون نشه...</description>
                <category>Mr Sami</category>
                <author>Mr Sami</author>
                <pubDate>Mon, 19 Oct 2020 17:30:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>متن من درد دارد...دلم فریاد..خودم بیزار..</title>
                <link>https://virgool.io/@mrsami/%D9%85%D8%AA%D9%86-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%AF%D9%84%D9%85-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85-%D8%A8%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D8%B1-bijestiquj0u</link>
                <description> https://www.instagram.com/p/CGYJvwhA5Ag/?igshid=j1w3chgtx01y متن من درد دارد دلم فریاد خودم از همه چیز بیزار...الف:آرزوهایی قبر کرده دارم در دل خودم مادرم پدرم خواهرم..ب:بغش چشمان مرا گرفته از درد مردمم...ب:بغض خواهر و مادرم کمرم راشکست...ب:بغض و جشمای پدرم غرورم را شکست...پ: پریروز اوضاع خوب تر از هرروز آتی...روزای آتی بدتر از روزای قبلی...پ:پراست دلم پراست دلش پراست دل هاد:دل ها همه شکستهم:مدیر بی لیاقته فقط میخوره میره؟ی:یه چیزی میخوام زیاده؟دلم میخواد مردمم خوب باشندلم میخواد جوونا راحت باشن دل میخواد دلم میخواد نمیریم و هرروز دوباره زنده نشیم..ا:اصحاب کهف شده ایم؟شب میخوابیم صبح نباید بلند شویم؟ا:ازدواج کردن آرزو شده؟ط:طلاق نقل نبات شده؟م:مواد مخدر دست بچه 10 ساله رسیده؟خ:خودمونیما خدامون چرا ساکته؟ر:رهبر چیکار کرده؟ر:رئیس جمهور کجا مونده؟ا:اقتصاد داره خفمون میکنه؟یا داره مسخره بازی در میاره؟غ:غرور باباها شکستهم:مامانا گریه کردنپ:پسرا شکستند:دخترا سرکوب شدناتل متل توتوله یه دل دارم که خون..دلم میسوزه واسه بچه تازه متولد شده دلم میسوزه واسه نسل 70/80/90 اخه چیشده؟تا کی این طوری باید بمونه؟به من فشار نیومده دوست من اشتباه نکن اما مردمم خیلی حالشون بده آخه چه صفایی داره میون مجلس عزا بخندی؟چه صفایی داره پولدار باشی میون فقیرا؟چه صفایی داره زنده بمونی میون مرگ آدما؟وقتی از تو گفتم یعنی میفهمتت اما دووم بیار تهش میخواد چی بشه؟/:گور بابای همه چی ما که میخوایم جوونه بدیم حالا بذار هی برف بیاد..</description>
                <category>Mr Sami</category>
                <author>Mr Sami</author>
                <pubDate>Sun, 18 Oct 2020 17:37:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بعداز اولین شکستم...</title>
                <link>https://virgool.io/@mrsami/%D8%A8%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D9%85-pyjstvyustfx</link>
                <description>بعد از اولين شكستم تمرين كردم به كسي دل نبندم؛ به كسي وابسته نشم به هيچ وجه. با هركي وارد هر مدل رابطه كه شدم به خودم گفتم ببين اين موندني نيستا حواست باشه كه يه روز ميذاره ميره! اينقد سفت و سخت تمرين كردم كه تبديل شد به يه قانون جا افتاده تو مغزم! دلم تنگ شده واسه اينكه دلم واسه كسي تنگ شه! واسه اينكه دوباره ديدن يا بودن با فلاني رو آرزو كنم. انگار اين قلبو كندم و جاش سنگ گذاشتم. قلبم ديگه از مغزمم منطقي تر دستور ميده و اين ديگه محتاط بودن نيست بيمار بودنه! بيماري كه به نظر ميرسه هيچوقت ديگه درمان نشه...این یه متن آماده بود...حالا متن من:تمرین کردم که از پدر و مادرم جدا بمونم تنهایی زندگی کنم تنهایی لذت ببرم...تمرین کردم تبدیل به ماشین کشتار جمعی احساساتم بشم...تمرین کردم که احساساتم کنترل on/off داشته باشه...تمرین کردم که دوستی نداشته باشم حرفامو به خودم بگم توی یک آدم دو نفر به وجود بیارم و حرفای اون یکی رو گوش بدم درک کنم و کمکش کنم(:دو شخصیت توی یک آدم(:تمرین کردم با دیوار خونه حرف بزنم...تمرین کردم که درک نشم...یاد گرفتم جای آرامش گرفتن از آدما یا سیگار با یه آهنگ تو بدترین شرایط اروم شم...عادت کردم زندگیم چالش داشته باشه...دیوونه نشدما نه آخه کسیو نداشتم(:آخه به عنوان یه پسر پشت نداشتم..وقتی ناراحت بودم کسی ازم نپرسید چته..ووقتی به مرز جنون رسیدم وقتی که قسط خلاص شدن داشتم کسی حتی متوجه نشد:)همین قدر عجیب همین قدر پیچیده همین قدر ترسناک همین قدر بی احساس ساخته شدم(:حالا نمیدونم من مشکل دارم یا آدمای عادی(:داشتن کسیم بلد نیستم(:یاد گرفتم یه ربات باشم همون قدر سرد همون قدر قوی همون قدر بی حس(:گاهی میترسم از خودم(: اونم از خودم(:</description>
                <category>Mr Sami</category>
                <author>Mr Sami</author>
                <pubDate>Thu, 15 Oct 2020 11:48:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نم نم بارون یه عاشق آروم (:</title>
                <link>https://virgool.io/@mrsami/%D9%86%D9%85-%D9%86%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%86-%DB%8C%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-%D8%A2%D8%B1%D9%88%D9%85-srvigteq9f49</link>
                <description>نم نم بارونو همه چی ارومومنو تو دیوونه توی خیابونومن بهت قول میدم روزای خوبی تو راههچشای مشکیتو موهای فره تومنو عاشق کرده وای چقد خوبی تواین روزا حالمون با هم دیگه روبراههمن هنوزم هر شب خوابتو میبینممن که زیر بارون دستاتو میگیرممن یه دنیا عشقو تو چشات میبینمهمه چی خوبه با تومن که دنیامو با عشق تو میسازممن به داشتنتو این روزا مینازمتا تموم شه جونم پای تو میمونماصلا یا هیچکی یا تومن کنارت هستم به چشات دل بستمهمه کاری کردم تا نری از دستمتو فقط باور کن این عاشق هواتو دارهما همو دوس داریم واسه هم میمیریمهمو محکم با عشق تو بغل میگیریمحس بین منو تو خیلی دیوونه واره</description>
                <category>Mr Sami</category>
                <author>Mr Sami</author>
                <pubDate>Fri, 09 Oct 2020 10:31:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیوونه (:</title>
                <link>https://virgool.io/Clownthinking/%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%88%D9%86%D9%87-zw2e4e0sdebw</link>
                <description>پشت سر آینه ایستادم تا خودمو ببرم از یادمدرگیر روزمرهگیم تا شب شاید باید مثه همه بگذرم از عشقاز این حس بی تابی بی تفاوت شم با شبای مهتابیدیوونمو میونه عاقلا خاموش شدم آرومو بی صدابه کی بگم که بهترم کنه شبیه خودم باشه یه دیوونه که باورم کنهبی خبرم حتی من از سایم من با غمه تنهایی همسایممردم شهر جدا از همدیگن این جا با عشق به هم دروغ میگندست تو خلوت داره عادتم میشه زندگیم هر روز فقط آب و آتیشهدیوونمو میونه عاقلا خاموش شدم آرومو بی صدابه کی بگم که بهترم کنه شبیه خودم باشه یه دیوونه که باورم کنهدیوونمو میونه عاقلا خاموش شدم آرومو بی صدابه کی بگم که بهترم کنه شبیه خودم باشه یه دیوونه که باورم کنهچند خطی از خودم...درد دارد گاهی اطرافیان تو نفهمند که چه میگویی چه میخواهی...درد دارد نزدیک ترین انسان های دور بر تو نفهمنو تورا درک نکنند و حتی مردم نیز تورا نفهمند(:خوشاآنان که یاری دارند در دلش سرایی دارندخوشا آنان که دیاری دارند و اطرافیانی دارند خوشاآنان که در دل دلخوشی دارند و در زندگانی درک میشوند و خوشا آنا که کسی را دارند که بلد هستند آن هارو...بعضی اوقات دلم از این جمله میگیره تویا شما چقدر فهمیده هستی و چقدر درک میکنی آدمو ولی نمیدانند آقای درک دان فهیده دان پر از نفهمیده شده هاست پر از درک نشدن هاست پر از غریبی هاست و پر از آشنایانی که ای کاش آشنا نبودند که غریبه بودنشان به از هزار آشناست (: آرزو میکنم که همه یکی رو داشته باشین که بلد باشه شما رو (:آرزو میکنم که همه یکی رو داشته باشن که درک میکنه و خودشون هم درک میکنن (:آرزو میکنم یکی بیاید که ندانی چیست غم قرین آرامش کن دلت را و جسمت را مالکیت خود درآور (:متن چقدر پراز آرزو حس خوب برای بقیه میشه و چقدر حس غریبی برای من داره (:او غریب بود اما آرزو داشت روزی کسی بیاد (: آشنای او شود ((((:سامی مهر 99جمله آخر:ما که میخوایم شکوفه بدیم بذار حالا هی برف بیاد (:توحتی نمیتونی دنیای منو تصور کنی چه برسه،درکش کنی... (:</description>
                <category>Mr Sami</category>
                <author>Mr Sami</author>
                <pubDate>Fri, 09 Oct 2020 10:08:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>منو خیالش خوشیم...</title>
                <link>https://virgool.io/@mrsami/%D9%85%D9%86%D9%88-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D8%AE%D9%88%D8%B4%DB%8C%D9%85-v0zpropolqra</link>
                <description>ومن در خیالم اورا زندگی کرده ام...منو خیالش خوشیم گوربابای داشتنش...البته دارمش اما دکوری فقط رویاهام سرطان میگیرن چراغ ها منتظرش میشن... گور بابای عاشقانه های تو ساحلگوربابای طرح مالی که قرار بود 2 ساله همه چیو اوکی کنمگور بابای دونفری بودن جفت شدن....خانه ای که قرار بودباهم کارکنیم و پول بدست بیاریم وبخریم را رسم کردم.فرزندی که از ترکیب من او بدست می آمد را اسم گذاری کرده ام....دختری با موهای فر صورتی صاف و سفید..لباش غنچه ای و سرخ سرخیش واسه مامانش قلوه ای و غنچه ایش واس منه(:وپسری با قیافه ای مردانه و موهای خرمایی و صاف (پسرم باید به من بره)وکلی طرح برای پسر که خودساخته باشه و دختری که ملکه مانند حکومت کنه(:والان شرمنده ذهنم هستم یا قلبم نمیدونم اما میدونم که منم سرم تو کار خودم بود اهل عاشقی نبودم خدا با من بازی کرد(:وخانومی ملکه وار در سرای دل من به حرمت زنانگی ات مردی میشدم(:حالا رویاهامو سرطان گرفته خیالاتم رو مرگ سرک کشیده....اگرمرا خواسته بودی اگر مانده بودی تا ابد شعر عشق تورا خوانده بودم...اما من عاشق توام آزوی خوشبختی تورا دارم چه با من چی بی من (:اما قلبم فلج شده و دیگه تو آخری باشی شاید...ظلم نیست ؟من انقدر عاشق تو انقدر بیخیال؟یادم نمیره که وقتی گفتم عاشقت شدم خندیدی...یادم نمیره تورا چقدر دوست داشتم...دخترم و پسسرم رو یادم نمیره(:شاید این چشماتو دیگه ندیدم اما نیازشون دارم شدیدا...الان فنرم ولم کنی پریدم همه چیوو دریدم...تو مثل من بودی آسیب دیده روزگار اگر با من بودی نامردم اگر زخماتو وصله نزنم...ای بابا عاشقانه نویس تو شدم اما هرچی نویسم دل نشیند بهانه گیرد تورا...پس نمینویسم....دیگه نمیخونمت دیگه نمیبینمت دیگه تصورت نمیکنم.....اصلا میکشمت توی دلم ذهنم دنیای خودم...خودمونیما خیالت بهتر از خودت بامن بود..اون نخندید وقتی گفتم دوست دارماون دنده لج نداشت با مناون اذیتم نمیکرداون اخم نمیکرداون....):</description>
                <category>Mr Sami</category>
                <author>Mr Sami</author>
                <pubDate>Mon, 05 Oct 2020 23:31:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور تو این وضعیت دوام آوردم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mrsami/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%AA%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D8%A7%D9%85-%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%85-izo36jljuynj</link>
                <description>دراین متن دقیقا رفتار های خودم را در این شرایط بیان میکنم اینکه باوجود فشار هایی اجتمایی و فشار های اقتصادی +کمی تنهایی دوام آوردم...همه ما میدانیم درچه شرایطی متولد شده ایم همه ما میدانیم که چه بلایی ببر سر پول و آینده فرزند خود آورده شده است..من هم میدانم اصحاب کهف شده ایم میخوابیم یک چیز سر به فلک میزند برنمیگردد...جوانان میدانند که مخصوصا پسرها شرایط جهت ادامه حیات مانند جنگل آمازون شده است..همانقدر وحشیانه و غریبانه به همان اندازه ترس آور وبه هان اندازه مضخرف.خوب منم میدونم چه خبره اما یک روز تکلیف خودم را یکسره کرده ام.دوراه پیش روی همه ماست:1_از غصه عصبانیت کام خود و دیگران تلخ کنیم...2_آگاهانه شاد باشیم وتلاش کنیم بهبود یابیم.خوب چه کسی قدرت تغییر مرز فقر را از 10 میلیون به 2 میلیون دارد؟آیا اقتصاد دست من است؟البته اصلا اقتصادی وجود دارد؟آیا میتوانید قیمت تخم مرغ را کنترل کنیم؟هزاران سوال که به نه منتهی میشود پس مستر سامی چیکار میکنی خودتو میزنی به اون راه؟جواب نه من به این نتیجه رسیدم که عصبانیت و یاس هیچ چیز را تغییر نمیدهد بلکه پرده عقل و هوش همچنین احساس راخواهد بست و ارگان های بدن را فلج میکند...درمقابل با احساس شادی هیچ چیز تکان نمیخورد من میدونم وضعیت خوب نیست اما من باید شاد باشم تا توان تغییرات در دست خودم را داشته باشم...بریم بجنگیم؟نه بابا آخه 40 سال قبل جنگیدی چیشد؟من متوجه شدم بهروری مغز با احساسات رابطه مستقیم دارد.وهیچ چیز بهتر از ی مغز آماده فرصت ها را نمیبیند...این روزها راه هایی هست که شاید بتوان درآمد را افزایش داد مانند بورس یا کسب و کار اینترنتی اینستاگرام و...من میگویم مردم در این شرایط باید دست از گله شکایت بردارند و کشور را منهدم کنند یا خود را مسرور و درادامه موفق سازند...شرایط ایران همیشه ویژه بوده است به قدر 40 سال و ما باید چاره اندیشی کنیم.جمله من این است.من نه دولتی دارمنه مادر و پدرینه سرمایه و نه کارینه یک انسان منتظر هیچ چیز ندارم...و کلا یتیم هستم حالا چیکار میخوای بکنی؟این سوال را از خود بپرسید جواب های جالبی خواهید یافت...من میفهمم ولی آگاهانه حالم را خوب نگه میدارم از انسان های منفی دوری میکنم...اخبار نمیبینم بحث سیاسی نمیکنم شکایت نمیکنم و در عوض میپرسم خوب شرایط اینه من چطور میتونم بهترین نفع رو ببرم؟زمانی که فریاد میزنید صداهای پیرامون که شاید برای کمک باشند را نخواهید شنید.امید و خوشحالی دو فاکتور هستند برای بقای احمقانه انسان خوب آنهارو بکار ببرید40 سال فریاد زدید چه شد؟انقدر مرگ برآمریکا خار و مادر کل کشور ها فرستادید چه شد؟دهان هارا باید بست و گل گرفت چشم هارا باید شست جور دیگر نخست باید گریست سپس ذهن و مغز را بکار گیرید جور دیگر بنگرید..گور پدر همه چیز همه دعا ها برای آمین و تکاپو های تو برای شادی توست..پول برای شادی است خانه همسر هرچیزی در انتها یک حس خوب خواهد داشت و انسان همواره چشم هایش را بسته و فقط دویده و ندیده است که ملاک او حس خوب است..</description>
                <category>Mr Sami</category>
                <author>Mr Sami</author>
                <pubDate>Mon, 05 Oct 2020 20:43:54 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>