<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد صادق عبداللهی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ms_abdollahi</link>
        <description>دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم‌وتربیت دانشگاه علامه طباطبایی | کارشناس آموزش‌وپرورش مرکز پژوهش‌های مجلس | روزنامه‌نگار</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 08:16:02</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/188969/avatar/zM7a1o.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد صادق عبداللهی</title>
            <link>https://virgool.io/@ms_abdollahi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آموزش و پرورش انگیزه‌کش</title>
                <link>https://virgool.io/@ms_abdollahi/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D9%87-%DA%A9%D8%B4-ff9ljcqzql4p</link>
                <description>نتایج مطالعه بین‌المللی پیشرفت سواد خواندن (پرلز) ۲۰۲۱، در هفته‌های گذشته منتشر شد و افت نمرات و رتبه دانش‌آموزان ایرانی در این آزمون یک‌بار دیگر وضعیت وخیم و نگران‌کننده آموزش و پرورش را عیان کرد. دانش‌آموزان پایه چهارم ایرانی باز هم رویه افت نمره در ۱۰ سال گذشته را تکرار کرده‌اند و حالا در جایگاه ۵۳ از ۵۷ کشور حاضر در آزمون ایستاده‌اند و تنها کشور‌های اردن، مصر، مراکش و آفریقای‌جنوبی پایین‌تر از ایران قرار گرفته‌اند.علاوه بر آنچه در نتایج کلی مطرح است، بررسی جزئیات این آزمون در کنار نتایج مطالعه بین‌المللی روند ریاضیات و علوم (تیمز) ۲۰۱۹ گویای نکته‌ای است که جهت توجه به آن آمار‌هایی مستخرج از دو آزمون مذکور را در ادامه مرور می‌کنیم:- در آزمون تیمز ۲۰۱۹ نشان داده شد که معلمان پایه چهارم ایران از حیث رضایت شغلی که مؤلفه‌های آن راضی‌بودن از شغل معلمی، هدفمند و معنادار دانستن معلمی، داشتن شور و اشتیاق نسبت به کار، الهام‌بخش دانستن حرفه و داشتن احساس غرور از کار است، در بین ۵۸ کشور حاضر در آزمون، رتبه سوم را دارند و ۸۷ درصد معلمان از شغل معلم خیلی راضی و ۱۱ درصد تا اندازه‌ای راضی هستند.- براساس تیمز ۲۰۱۹، ۵۵ درصد دانش‌آموزان ایرانی در پایه چهارم به مدرسه تعلق خاطر بالا و ۸ درصد تعلق خاطر کم دارند، اما در پایه هشتم ۳۶ درصد به مدرسه تعلق خاطر بالا دارند و ۱۴ درصد تعلق خاطر کم دارند.- بر اساس تیمز ۲۰۱۹، ۵۹ درصد دانش‌آموزان پایه چهارم، یادگیری ریاضی را خیلی زیاد دوست دارند و ۱۱ درصد دوست ندارند. همچنین ۷۰ درصد درس علوم را خیلی زیاد دوست دارند و تنها ۵ درصد یادگیری علوم را دوست ندارند. این آمار، اما در پایه هشتم متفاوت می‌شود و در درس ریاضی دوست داشتن خیلی زیاد به ۳۴ درصد کاهش می‌یابد و میزان دوست نداشتن یادگیری ریاضی به ۲۷ درصد تقلیل می‌یابد. در درس علوم نیز دوست‌داشتن خیلی زیاد ۵۳ درصد و دوست نداشتن علوم به ۱۱ درصد می‌رسد.- بر اساس آزمون پرلز ۲۰۲۱، ۴۲ درصد از دانش‌آموزان همه کشور‌ها و ۶۶درصد از دانش‌آموزان ایرانی ابراز داشته‌اند که مطالعه را خیلی دوست داشته‌اند.- در آزمون پرلز ۲۰۲۱ کمتر از یک چهارم والدین ایرانی گزارش داده‌اند که از مطالعه لذت می‌برند.نتایج فوق نشان می‌دهد که چه دانش‌آموزان و چه معلمان ایرانی از حیث انگیزه یادگیری و شوق و ذوق آموختن و آموزش در میان کشور‌های حاضر سرآمدند و همواره در رده‌های نخستین بوده‌اند، اما نتایج پایین یادگیری گویای آن است که نظام آموزش و پرورش نه‌تنها نتوانسته است این انگیزه و شوق را به یادگیری منتج کند، بلکه موجب نابودی آن شده‌است به نوعی که از پایه چهارم تا هشتم میزان دوست‌داشتن علوم و ریاضیات و تعلق‌خاطر به مدرسه کاهش یافته و درنهایت نیز ۶۶درصد دانش‌آموزانی که ابراز داشته‌اند علاقه فراوانی به یادگیری دارند، یحتمل به آنجا می‌رسند که مانند عموم والدینشان (بیش از ۷۵درصد) که آن‌ها نیز در همین نظام آموزشی درس‌خوانده‌اند، از مطالعه لذتی نبرند.از سویی معلمان با‌انگیزه نیز نتوانسته‌اند یادگیری را به خوبی محقق کنند که به نظر می‌رسد می‌تواند نشئت گرفته از ضعف مهارت‌های معلمی، شیوه‌های تدریس نامتناسب و محتوا‌های درسی غیرکاربردی و حافظه‌محور باشد.خلاصه آنکه آموزش و پرورش دچار درد‌هایی شده‌است که اکنون حاصل آن نابودی مهم‌ترین انگیزه‌های انسانی است؛ این درد را هر چه سریع‌تر باید درمانی جست وگرنه نوشدارو پس از مرگ سهراب حاصلی نخواهد داشت.</description>
                <category>محمد صادق عبداللهی</category>
                <author>محمد صادق عبداللهی</author>
                <pubDate>Wed, 14 Jun 2023 19:42:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فروخته شده</title>
                <link>https://virgool.io/@ms_abdollahi/%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D8%B4%D8%AF%D9%87-yobzf77f4b9e</link>
                <description> رمان «فروخته شده» اثر پاتریشیا مک‌کورمیک/ ترجمه نازنین عباسی و سیده صدف عظیمی/ انتشارات تیسا/ گوینده آسیه گرجیشنیدن کتاب «فروخته شده» اثر پاتریشیا مک‌کورمیک در آلوده‌ترین روزهای تهران به پایان رسید؛ داستان زندگی لاکشمی، دختر سیزده ساله‌ی متولد کوهستان نپال است که با وجود فقر شدید، روزهای خوشی را در کنار مادر، برادر کوچک و ناپدریش دارد اما در سالی که سیل محصولات کشاورزی را نابود می‌کند و ناپدری قماربازش هر آن چیز ارزشمندی را که دارند می‌بازد، به قاچاقچیان انسان فروخته می‌شود.لاکشمی در طول راه با خیال‌های خام کودکانه، خود را آماده کنیزی زنی ثروتمند در شهر می‌کند و تصور دارد از پولی که درخواهد آورد می‌تواند به مادر و برادرش کمک و سقف خانه‌شان را تعمیر کند اما او به جای خانه‌ای ثروتمند به «خانه شادمانی» در هندوستان وارد و به کنیزی مردان هوس‌باز وادار می‌شود.داستان فراز و فرودهای بسیاری دارد و با روایت اعتقادات و آداب مردم کوهستان نپال از زبان مادر لاکشمی، به ویژه اعتقادات زن‌ستیزانه‌ای همچون کار در مزرعه،‌ رسوم عادت ماهیانه و خدمت سخت به همسر، بیانگر رنجی است که بر زنان آن سرزمین از سر جهل و تعصب رفته است.شنیدن از رنج‌های زنان به اسارت درآمده در خانه شادمانی، حتی پس از آزادی، نیز انسان را متأثر می‌کند. به قول لاکشمی گویا دو جهان داریم، جهانی که هر روز دختران خانه شادمانی، پیش از رسیدن مشتری‌ها از قاب تلویزیون می‌بینند که پر است از رقص و آواز و عروسی و گل‌های نوبهار و جهانی که مردان مست با دهن‌ها و بدن‌های بد بود، در ازای پرداخت قیمت یک قوطی کوکاکولا هر آن کار که می‌خواهند با دخترکان می‌کنند.به نظر، نویسنده که روزنامه‌نگاری آمریکایی است و کتاب را بر اساس مصاحبه‌های تحقیقی با خانواده‌های نپالی و گروه‌های امدادی نوشته است، در پایان تلاشی دارد تا آمریکایی‌ها را از تبلیغات سوء صورت گرفته تطهیر کرده و آن‌ها را منجی مظلومان نشان دهد که هیچ این برچسب به آمریکایی جماعت که خود سرمنشأ بسیاری از مافیاهای جنسی است، نمی‌چسبد.ناگفته نماند که قصه داستان عیب‌ها و ناگفته‌های بسیاری نیز دارد و گاه سوالات و ابهاماتی را برای خواننده به وجود می‌آورد که نشانه ضعف داستان‌پردازی است. به احتمال زیاد سانسور بخش‌هایی از متن اصلی نیز این عیب را تشدید کرده است. آنگاه نیز که نقطه پایان گذاشته می‌شود، خواننده انتظار دارد پاسخ پرسش‌های بیشتری را از سرنوشت لاکشمی دریافت کند که ناغافل کتاب به انتها می‌رسد.در مجموعه کتاب با ترجمه روان خانم‌ها نازنین عباسی و سیده صدف عظیمی، ارزش خواندن یا شنیدن را دارد. تعداد صفحات کتاب ۱۴۱ صفحه و نسخه صوتیش ۵ساعت و ۲۳دقیقه است. من نسخه صوتی کتاب را از پلتفرم طاقچه با قیمت ۱۵۹۰۰تومان خریدم؛ گویندگی خانم آسیه گرجی مطلوب است هرچند که گاهی برخی از لحن‌ها به شخصیت‌ها و موقعیت‌ها نزدیک نیست.</description>
                <category>محمد صادق عبداللهی</category>
                <author>محمد صادق عبداللهی</author>
                <pubDate>Sat, 31 Dec 2022 17:05:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روضه مکشوف نخوانید!</title>
                <link>https://virgool.io/@ms_abdollahi/%D8%B1%D9%88%D8%B6%D9%87-%D9%85%DA%A9%D8%B4%D9%88%D9%81-%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-jxohxdbiihuh</link>
                <description>حضرت آیت‌الله فاطمی‌نیا (رحمة‌ الله علیه)خدا رحمت کند آیت‌الله فاطمی‌نیا را که جای خالی‌شان در ماه محرم امسال تهران، بیش از همیشه حس می‌شود. در آستانه ماه محرم توصیه‌هایی داشتند که در شبکه‌های اجتماعی هم منتشر شده است:- خالصانه در مجالس عزاداری شرکت کنید. طوری باشید که غیر از امام حسین (ع) چیزی نبینید.- با پاکی ظاهر و باطن به این مجالس مشرف شوید؛ همانطور که با وضو و طهارت در این جلسات شرکت می‌کنیم، به وسیله استغفار، طهارت باطنی هم کسب کنیم.- قبل از ورود به مراسم عزای اباعبدالله (علیه‌السلام) بگوییم: خدایا اگر در وجود من مانعی از کسب فیض هست، آن را برطرف بفرما.البته یک توصیه مهم دیگری هم داشتند که کمتر آن را شنیده‌ایم. توصیه‌ای که به قول خودشان نیم قرن پیگیری می‌فرمودند. استاد مرتباً در ابتدای محرم هر سال به مداحان عزیز توصیه داشتند که روضه مکشوف نخوانند. می‌گفتند روضه مکشوف قلب حضرت زهرا (س) را به درد می‌آورد و تعریف می‌کردند که بزرگی از اهل معنا و معرفت در عالم رؤیا یکی از حضرات معصومین (علیهم‌السلام) را دیده است که تحت تأثیر روضه مکشوف یکی از مداحان وقت، رنگ از رخسار مبارک‌شان پریده بود.از پدرشان، آیت‌الله سید اسماعیل اصفیایی که از اولیا و اوصیا بودند، نقل می‌کردند که طی روز عاشورا تمام مدت اشک‌ریزان بودند و فقط برای آنکه شبیه امویان در روز عاشورا روزه نگیرند، مختصر آب و نانی می‌خوردند و کل روز را با چشم اشک‌بار می‌گذراندند و با این اوصاف، به ایشان گفته‌اند که هنوز برخی از مصیبت‌ها را شخصاً نخوانده‌اند و برخی‌ها را هم فقط در ایام عاشورا خوانده یا نقل کرده‌اند.حاج آقا خودشان هم اهل روضه مکشوف نبودند. در شب‌های محرم با کلی عذرخواهی از خانم فاطمه زهرا (س) جملات مختصری نقل می‌کردند، اما همان جمله خالصانه چنان در پامنبری‌ها نفوذ می‌کرد که عمق جان‌ها را می‌سوزاند. نهایتاً شب‌های تاسوعا و عاشورا که می‌شد کمی بیشتر روضه می‌خواندند و حواشی مصائب را ذکر می‌کردند. به خصوص تأکید داشتند که مصیبت شش‌ماهه را مکشوف نخوانند. در یکی از ایام، کسی از ایشان پرسید خب اگر مداحان نخوانند و نگویند مردم از کجا بدانند که چه مصیبتی بر اهل بیت گذشته است. ایشان جواب دادند که حالا همه می‌دانند و نیاز نیست بخواهیم مکشوف روایت کنیم.البته فقط ذکر مصیبت مکشوف نبود که حاج آقا از آن گلایه‌مند بودند. از تحریفات عاشورا که بگذریم، به «زبان حال»‌سازی برخی شعرا و مداحان برای اهل بیت انتقاد داشتند و آن‌ها را دون شأن اهل بیت می‌دانستند. مثلاً می‌فرمودند اینکه برخی مداحان عزیز می‌خوانند «یقین دارم که در دل آرزویی به جز دامادی اکبر نداری» کوبیدن امام حسین (ع) است؛ چطور می‌شود فردی با آن عظمت تنها آرزوی قلبی‌اش دامادی پسرش باشد؟!خلاصه آنکه مثل همیشه تأکید داشتند که از عوام‌بازی در این ایام دست برداریم و عمق فلسفه نهضت حسینی را دریابیم. قریب به مضمون می‌فرمودند، اگر دین اسلام این دین موجود کوچه و خیابان بود، امام حسین (ع) انگشت کوچکش را هم برای آن نمی‌داد چه برسد به شش‌ماهه‌اش. دهه محرم را دهه تحول می‌دانستند و می‌گفتند که در این دهه باید متحول شویم. تعبیر شیرینی هم داشتند که جناب حرّ یک شخص است، اما حرّ شدن (از باب تحول جناب حر) یک جریان است.مرتباً مخاطبان را به هدف اصلی قیام امام حسین (ع) متوجه می‌کردند و با استناد به زیارتنامه اربعین فلسفه قیام اباعبدالله (ع) را جهل‌زدایی معرفی می‌کردند و می‌فرمودند: «اصلاً فلسفه قیام و نهضت حضرت سیدالشهدا (ع) جهل‌زدایی است، تمام جهالت‌ها و نادانی‌ها، نماینده یزید است! تمام دانش‌ها، بصیرت‌ها، روشن بودن‌ها و فهمیده بودن‌ها، نماینده امام حسین (ع) است.»امید است مثل هر سال که با حضورشان دهه محرم‌مان را پرفضیلت می‌کردند، با امداد روح بزرگ‌شان از این محرم نیز دست پر بیرون برویم.(منتشره در روزنامه جوان ۱۴۰۱/۵/۹)</description>
                <category>محمد صادق عبداللهی</category>
                <author>محمد صادق عبداللهی</author>
                <pubDate>Sun, 31 Jul 2022 10:19:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خندوانه، مصداق طنز ایرانی</title>
                <link>https://virgool.io/@ms_abdollahi/%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%82-%D8%B7%D9%86%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-gvji5rwcj5yu</link>
                <description>دیشب قسمت نهصد و بیست و دوم خندوانه پخش شد و فصل هشتم به پایان رسید. دست مریزاد به آقای جوان و تیم‌شان. انصافاً در این مدت که سختی‌ها از همه طرف ملت ایران را احاطه کرده است، خندوانه و ایتم‌هایش از محدود پناهگاه‌هایی بود که می‌شد دقایقی پایش نشست و با خوشمزگی‌های جناب‌خان و استند‌آپ کمدین‌هایش از غم عالم، فارغ شد.‌بخواهم رک بگویم، شخصاً حالا که دیگر معلوم نیست تا کی خندوانه دیگری باشد، غصه‌ام گرفته است که شب‌ها در پایان سختی‌های روز، منتظر چه باشم! یحتمل تلویزیون خانه‌مان که فقط با شروع خنداونه روشن می‌شد و با پایانش خاموش، حالا تا باز نگردد، دیگر روشن هم نشود.راستی باید از خندوانه ممنون بود  که بار صداوسیما را یک تنه در همه جشن‌های ملی و‌ مذهبی و انقلابی به دوش کشید. اکر بر یکسری از نقدها چشم ببندیم باورم این است که خندوانه یک طنز ایرانی است. از دکور شاد و رنگ‌و‌وارنگش گرفته تا نحوه حضو مجری در میانه تماشاگران و حلقه زدن دور او، پوشش لباس‌هایی از جنس لباس‌های هر روزه مردم، میدان دادن به نسل جوان، تبلیغ محصولات ملی، پویش‌های فرهنگی و اجتماعی و احیای فرهنگ‌ها، موسیقی‌ها، شخصیت‌ها و قهرمان‌های محلی برای نسل نو. خندوانه هیچ وقت هم به بهانه نقد، مردم را مسخره و تحقیر نمی‌کرد.کافی است مقایسه کنیم با آن طنزی که مجری با لباس‌های اتو کشیده چند میلیونی جلوی مخاطبان بر بالای سن می‌ایستد و با تحقیر و تمسخر، ندانسته‌های مردم و رفتارهایشان را نقد سیاه می‌کرد و می‌خندید.خلاصه ما که به قدر خود قدر دانیم؛ امیدوارم مسئولان هم قدر برنامه‌سازان حرفه‌ای را بدانند و زمینه بازگشتشان را با برنامه‌های پرمخاطب‌تر فراهم سازند.</description>
                <category>محمد صادق عبداللهی</category>
                <author>محمد صادق عبداللهی</author>
                <pubDate>Sat, 30 Jul 2022 00:13:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند سوال درباب حجاب و قانون آن</title>
                <link>https://virgool.io/@ms_abdollahi/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%A2%D9%86-vu2oelpghqi8</link>
                <description>در این ایام که کلیپی از #گشت_ارشاد بحث حجاب را داغ کرده است، یادداشت‌های کوتاه و بلند بسیاری را خوانده‌ام اما همچنان سؤالاتی برایم باقی‌مانده که با شما طرح می‌کنم تا لطف فرموده و اگر پاسخی دارید یا مقاله‌ای می‌شناسید با من به اشتراک بگذارید:۱) حجاب دستور صریح قرآن است، با چه منطقی می‌تواند اجرای آن را موقتاً یا دائماً در جامعه اسلامی کنار گذاشت؟۲) حد حجاب قانونی کجاست و آن را چه کسی مشخص می‌کند؟ حد همان حد شرعی است یا عرف، آن را متناسب با هر زمان مشخص می‌کند؟ فلذا ممکن است کسی حد شرعی را هم رعایت نکند اما در عرف، محجبه تلقی شود؟۳) در دهه ۵۰ حتی مانتو هم در زمره بی‌حجابی به شمار می‌آمد اما اکنون در زمره حجاب است، آیا قانون تغییرات جدید را می‌پذیرد یا خلاف قانون محسوب می‌شوند؟ این تغییرات تا کجا می‌توانند ادامه یابند؟۴) امکان این وجود دارد در آینده نیز مصادیق امروز بی‌حجابی، محجبه تلقی شوند؟ آنگاه بی‌قانونی‌های امروز، قانونی می‌شود؟۵) حد برخورد گشت ارشاد با بی‌حجابی‌ چیست؟ در واقع گشت ارشاد دقیقاً چه پوششی را بی‌حجابی تلقی می‌کند؟ اگر واقعا به دنبال حجاب تمام و کمال اسلامی هستیم باید حتی به یک تار مو هم گیر داد؟ معیار چیست؟۶) آیا ممکن است ده سال دیگر گشت ارشاد، همان‌طور که از معیارهای دهه ۵۰ عقب نشسته است، از معیارهای امروز نیز عقب‌تر برود؟۷) اگر به بهانه گسترش حجاب با کار فرهنگی، فعلاً از اجرای قانونی حجاب دست برداریم، چه تضمینی وجود دارد که در سالیان بعد حجاب گسترش یابد؟۸) اگر حجاب را #قانون بدانیم آنگاه وظیفه #پلیس چیست؟ آیا می‌توان قانون حجاب داشت اما در برابر بی‌قانونی سکوت کرد؟ در این صورت قانون بی‌خاصیت نمی‌شود؟۹) اگر فردا قانون حجاب لغو شود، مرز #پوشش کجاست؟ مرز حجاب آزاد را که یا چه مشخص می‌کند؟۱۰) در صورت لغو قانون حجاب، آیا بسترهای فرهنگی - اجتماعی جامعه ما اجازه هر نوع پوششی را می‌دهد؟ ۱۱) اساساً حاکمیتی که دایه‌دار #اسلام است، باید واجباتی را که جنبه اجتماعی دارند تبدیل به قانون کند؟۱۲) فارغ از حجاب، اساساً اگر اکثریتی خواهان لغو قانونی از اسلام شوند، وظیفه حاکمیت چیست؟ اگر اکثریت گفتند به کل حاکمیت اسلام را نمی‌خواهند چطور؟دوستان گرامی! توجه داشته باشید این سوالات به جهت کشف حقیقت و گفت‌‌وگو و با این پیش‌فرض نوشته شده که #حجاب دستور قرآن است و ما مسلمانان مکلف به آنیم. واقفم که قرآن دستورات دیگری نیز دارد که همه لازم‌الاجراست؛ پس لطفاً موقتاً نفرمایید که ابتدا به مسائل دیگر بپردازید.</description>
                <category>محمد صادق عبداللهی</category>
                <author>محمد صادق عبداللهی</author>
                <pubDate>Thu, 28 Jul 2022 15:08:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از این شنبه‌ها نصیبتان</title>
                <link>https://virgool.io/@ms_abdollahi/%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D8%B5%DB%8C%D8%A8%D8%AA%D8%A7%D9%86-au8pzct64wko</link>
                <description>دیدار با دکتر مهدی گلشنی در دانشگاه صنعتی شریفشنبه (۱ مردادماه ۱۴۰۱) با همکاران مرکز پژوهش‌ها، خدمت #دکتر_مهدی_گلشنی در دانشگاه صنعتی شریف رسیدیم تا نصیحت‌مان کنند. دکتر گلشنی که حالا ۸۴ سال دارند، در سال ۱۳۴۸ از دانشگاه برکلی آمریکا دکتری فیزیک گرفته‌اند و بنیان‌گذار گروه فلسفه علم دانشگاه شریف هستند. افتخارات و خدمات علمی‌شان آنقدر زیاد است که توان شمارشش نیست.همچنان با انرژی و شیفته #ایران و #اسلام بود. از ما خواستند تا عزم‌مان را جزم ارتقاء و بلکه احیای هویت ایرانی - اسلامی در دانشگاه‌ها و مدارس کنیم که طی سال‌های اخیر در پی بی‌توجهی به فرهنگ و گنجینه‌های فرهنگی‌مان بی‌فروغ شده است؛ با غصه نقل کردند در دبیرستانی خواسته‌اند از بچه‌ها سؤال کنند، هدف‌تان از تحصیل چیست اما مدیر مدرسه گفته است بچه‌ها فقط یک سوال دارند و آن هم اینکه در چه رشته و‌ دانشگاهی ادامه تحصیل بدهند تا بشود پذیرش آمریکا و اروپا را بگیرند!دلیل اصلی این وضع را از سویی ترجمه کتاب‌هایی بدون ترجمه کتب منتقد آن‌ها از غرب و از سوی دیگر عدم شایسته‌سالاری و سطحی‌نگری متولیان امر فرهنگ می‌دانستند و خاطرات عجیبی هم از این سطحی‌نگری نقل کردند. از تربیت دینی مدارس و حذف برخی از محتواهای خوب کتب درسی هم نالان بودند.سوالی از #جیمز_وب و دستاوردهایش پرسیدم. گفتند غرب برخی حرف‌ها را که ما هنوز به آن‌ها چسبیده‌ایم، کنار گذاشته است و باور کرده که هرگز به انتهای علم نمی‌رسیم، پس همچنان به کشف عالم ادامه می‌دهد اما ما فکر می‌کنیم با همین که بلدیم می‌توانیم همه چیز را حل و فهم کنیم.درباره معنای زندگی و نقش دین در آن هم پرسیدم. پاسخ‌شان انصافاً به وجدم آورد. شرح دادند که اولاً دین را فقط نماز، روزه و احکام نبینیم؛ دین، سوالاتی را جواب می‌دهد که علم در آن‌ها ناتوان است و تأسف خوردند که چرا چنین نگاهی به دین در جامعه وجود ندارد. ثانیاً اشاره داشتند که کشف دنیا مورد تأکید دین است و در نتیجه مطالعه، حکم عبادت را دارد. گفتند خودم با این نگاه زندگی می‌کنم و پیشنهاد کردند شرح حال زندگی پلانک را بخوانیم تا ببینیم این حرف فقط حرف ما مسلمانان هم نیست.از مشکلات فلسفه و عدم تحول فلسفه اسلامی هم جویا شدم که توضیحاتی دادند و نسخه‌ای از کتاب «علم و دین» خودشان را هدیه فرمودند.القصه آغاز هفته بی‌نظیری بود. روحم را جلا داد. از این شنبه‌ها نصیب‌تان.</description>
                <category>محمد صادق عبداللهی</category>
                <author>محمد صادق عبداللهی</author>
                <pubDate>Tue, 26 Jul 2022 02:14:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیزهای خوب را نمی‌خواهیم!</title>
                <link>https://virgool.io/@ms_abdollahi/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-biixnbbeipmz</link>
                <description>هر آن چیز خوب را که به ذهن‌تان می‌آید و در کتاب‌ها خوانده‌اید، پیش چشم بیاورید؛ آیا چیزی مانده است که سیاستمداران در ایران وعده‌اش را نداده و برنامه‌ای برایش به زبان نیاورده باشند؟ هر سال هم که سیاستمدار جدیدی می‌آید، می‌گردد و حرف‌های قشنگ‌تری پیدا می‌کند تا نشان دهد خوش‌فکرتر از سایرین است و آمده تا با تازه‌های خود همه چیز را زیر و زبر کند. این وسط ما مردم هستیم که حیران و سرگردان نهایتش می‌رسیم به آنجا که در پی افزایش ناگهانی گوجه و پیاز، رئیس اتحادیه فروشندگان میوه و سبزی تهران می‌گوید: «بازار تا ۴۵ روز آینده متعادل می‌شود!»این حجم از حرف‌های زیبا نه‌تنها نشانی بر پیشرفت کشور نیست بلکه از درماندگی، گشتن به دور خود و بر باد دادن پول‌های نداشته خبر می‌دهد. تقریباً کمتر زمانی پیش آمده که در تعیین اولویت‌ها و اهداف عملیاتی کشور موفق باشیم. هر بار هم که خواستیم اولویت‌ها و اهداف را بنویسیم، آنقدر زیاده‌خواهی کرده‌ایم که نهایتاً باز، همه مسائل را کرده‌ایم اولویت و هدف.می‌توان این آسیب را در نگاه‌های آرمان‌خواهانه عاری از واقع‌بینی جست. برنامه‌های جاری کشور نشان می‌دهد چنان در آرمان‌خواهایی‌های خود غرقیم که امکانات محدود موجود و ملزومات بی‌شمار این همه برنامه را نمی‌بینیم. اما فی‌الواقع هیچ کشور و حتی اداره‌ای کوچک را نمی‌توان یافت که با اولویت قرار دادن همه قله‌ها به توسعه رسیده باشد.نتیجه چنین برنامه‌ریزی‌ای آن شده که امروز به واسطه اضافه کردن ساختارها، دستگاه‌ها و سازمان‌های فراوان برای به عمل آوردن شعارهای قشنگ، از بودجه ۵۸۰ هزارمیلیارد تومانی، تنها حدود ۷۰ه.م.ت به مسائل عمرانی و زیرساختی اختصاص یافته و بیش از ۵۰۰ه.م.ت صرف امور جاری می‌شود و فاجعه‌تر آنکه از این مقدار تقریباً ۳۵۰ه.م.ت به پرداخت حقوق نیروهای انسانی اختصاص دارد!منطق حکم می‌کند که هر اندازه هم جهادی به میدان بیاییم، نمی‌توانیم با دو دست، ده‌ها هندوانه برداریم؛ باید دست از گذاشتن ساختار بر ساختار و افزودن طرح و لایحه بر بایگانی‌ها برداریم و با یک خودسنجی واقعی (نه خیالی) تمام توان‌مان را بر روی چند هدف متمرکز و تلاش کنیم که با تعیین اولویت‌ها و تقسیم وظایف میان دستگاه‌ها، کشور را پیش رانیم.مسئولان محترم! باور کنید قرار نیست ایران را در همه چیز رتبه یک دنیا کنید و ما ملت هم توقعی نداریم که هر آن چیز خوب را برای‌مان به ارمغان بیاورید. پس خواهشاً از رسوا کردن شعارهای خوب دست بردارید و بگذارید نوادگان ما هم شعارهایی برای سردادن داشته باشند.</description>
                <category>محمد صادق عبداللهی</category>
                <author>محمد صادق عبداللهی</author>
                <pubDate>Sun, 25 Oct 2020 15:20:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حکمرانی با پاچه‌های ورمالیده!</title>
                <link>https://virgool.io/@ms_abdollahi/%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%DA%86%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87-vb6yvwaclz2f</link>
                <description>ماجرای جالبی را چندی پیش از دوستی شنیدم که تصویر امروز جناب جلالی در مجلس آن را برایم تداعی کرد. آن دوست نقل می‌کرد: «در جلسه‌ای از جلسات نخبگان انقلاب، یکی از حضار بعد از کلی بال و پر زدن برای گرفتن تریبون، با شدت و حدت برخاست و درحالی که پاچه‌های شلوارش را بالا می‌زد خطاب به مدیر جلسه که شخصیتی برجسته بود، گفت: فلانی! دوره این جلسات و حرف‌‎ها گذشته است. اگر می‌‌خواهید کاری برای انقلاب کنید با کت‌وشلوار نمی‌شود؛ لباس‌ها را دربیاورید، پاچه‌ها را بالا زنید و مردانه وارد گود شوید!»آنطور که ظواهر امر نشان می‌دهد تصور غالب کنش‌گران سیاسی ما از حکمرانی همین مدل «پاچه ور مالیدن» است؛ نمی‌خواهم بگویم این روحیه و احساسات به غلیان آمده از شوق خدمت به انقلاب بد است، اتفاقاً در جای خود بسیار هم لازم است اما باید گفت از عمده دلایل عقب ماندن در بسیاری از حوزه‌ها، همین تصور از حکمرانی است. در واقع ما هنوز فهم نکرده‌ایم که حکمرانی چیزی فراتر از فعالیت در پایگاه بسیج محله است و در پس همین عدم درک، در سطح کلان هم می‌خواهیم با همان مدلی که هیئت، یادواره شهدا و اردوی جهادی برگزار می‌کردیم، مدیریت کنیم. فی‌المثال تصور داریم تعریف «هویت کلان ملی» هم به هر چه بیشتر برگزار کردن هیئت و طراحی و چاپ پوستر است و برای بسط آن می‌توان مانند برگزاری جشن در مسجد، پاچه بالا زد و وسط میدان پرید؛ غافل از اینکه اینگونه مدل‌ها دیگر در همان مسجد محل هم جواب‌گوی نسل جدید نیست!حالا جناب جلالی! خواهش من به عنوان یکی از موکلانتان در رفسنجان این است که بر نیزه کردن این قبیل کاغذها را فراموش کنید. اگر آن نوشته را دست گرفته‌اید که من بخوانم، باید بگویم به عنوان یک جوان متأهل دهه هفتادی این حرف‌ها را حفظم و تکرار از سوی شمای مسئول بیشتر نمک بر زخم است؛ اگر هم مخاطب آن، همکاران‌تان و دولتی‌ها هستند که باید خدمتتان یادآور شوم شما حدود چهار ماه پیش با رأی مردم راهی مجلس شده‌اید و از قضا حالا خودتان موظف به برآورد کردن انتظارات ملت شده‌‍اید؛ اکنون جنابعالی از نگاه ما مردم بخشی از چرخدنده‌های شرایط موجود کشور هستید. از این رو اگر اعتراضی دارید باید آن را با قانون‌گذاری‌ها، طرح‌ها و نطق‌های مبتنی بر علم و پژوهش ارائه و در کمیسیون‌های مجلس دنبال کنید تا به سرانجام رسد وگرنه چه بسیار از این قبیل کاغذها که نوشته شد و نتوانست تورم، گرانی و دلار را دوا باشد! راستی ما منتظر تله‌کابین، بیمارستان خصوصی با امکانات مدرن و حفر چاه آب ژرف که در هنگام انتخابات وعده دادید، هستیم...</description>
                <category>محمد صادق عبداللهی</category>
                <author>محمد صادق عبداللهی</author>
                <pubDate>Wed, 24 Jun 2020 19:18:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقتی معلمی «شغل» می‌شود!</title>
                <link>https://virgool.io/@ms_abdollahi/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D8%BA%D9%84-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-hplpljrkzy4p</link>
                <description>«هم حقوق دارد، هم بیمه می‌کند و هم آینده‌ام تضمین است» این پاسخ بسیاری از دانش‌آموزانی است که بعد از کنکور #دانشگاه_فرهنگیان را در اولویت انتخابی خود می‌گذارند. در واقع، شرایط اسفناک بازار کار در رشته‌های دانشگاهی، «معلمی» را از «شغل انبیا» که سرشار از #عشق، دلسوزی و شوق بود، تبدیل به ضامنی برای اشتغال در فردای فارغ‌التحصیلی و آب باریکه‌ای برای گذران زندگی کرده است.این چنین معلمانی دیگر نه شوقی برای تربیت دارند و نه عشقی به #دانش_آموز می‌ورزند؛ برای آن‌ها دغدغه‌ای مهم‌تر از ادای وظایف وضع شده در چارت سازمانی آموزش‌و‌پرورش و به سرانجام رساندن سرفصل‌ها و کتب درسی وجود ندارد.دانش‌آموز برای چنین معلمی نه گل بوستان آموزش که ابزار کار است و همین است که فراوان شنیده‌ایم معلمی در غیاب دانش‌آموزانش، آن‌ها را مشتی کودن، مایه عذاب و قطع آسایش خود می‌خواند. آیا اینچنین معلمانی و اینچنین «سیستم تربیت معلم»ی می‌توانند «#نسل_تمدنی» پرورش دهد؟پ.ن: یقیناً آنچه گذشت به معنای نادیده انگاشتن معلمان دلسوز و عاشقی که خود را وقف آموزش کرده‌اند، نیست.</description>
                <category>محمد صادق عبداللهی</category>
                <author>محمد صادق عبداللهی</author>
                <pubDate>Fri, 19 Jun 2020 15:23:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فقرا «سرزمین فرصت‌ها» را می‌بلعند!</title>
                <link>https://virgool.io/@ms_abdollahi/%D9%81%D9%82%D8%B1%D8%A7-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D8%A8%D9%84%D8%B9%D9%86%D8%AF-emzoo9arceki</link>
                <description>‍ سرمقاله روزنامه جوان | ۱۳ خرداد ۹۹ | «ثروتمندان را می‌خورند: Eat the Rich» این جمله‌ای منسوب به «ژان ژاک روسو» است که معترضان امریکایی آن را بعد از به آتش کشیدن مرسدس بنز‌های لوکس نمایشگاه خودرویی در شهر اوکلند کالیفرنیا با اسپری قرمز رنگ، روی بدنه خودرو‌ها حک کرده‌اند. روسو مدعی بود: «When the poor have nothing more to eat, they will eat the rich وقتی فقرا چیزی برای خوردن نداشته باشند، ثروتمندان را می‌خورند!» و حالا ظاهراً کار فقرای امریکایی به جایی کشیده است که راهی جز انتقام گرفتن از ثروتمندان برخوردار از امتیازات گزاف که به قول چامسکی، «امریکا را برای خود تبدیل به جامعه‌ای خصوصی کرده‌اند» ندارند.در کلیپ‌های منتشر شده از شورش‌های معترضان با فریاد شوق بر جنازه مرسدس بنز‌های شعله گرفته می‌رقصند و با شعله‌هایی که از بند آمدن نفس فقرای امریکایی زیر لاستیک‌های سرمایه‌داری حکایت می‌کنند، سلفی می‌گیرند. گویا این فقط جورج فلوید سیاهپوست نبود که زیر زانوی قوای نظامیِ سرمایه‌داری فریاد می‌زد «نمی‌توانم نفس بکشم» بلکه این صدای فروخفته مردمی بود که سال‌ها ذره ذره رنج‌شان انبار باروتی شده بود که نفس‌های به تنگ آمده فلوید به آن کبریت انداخت و حالا ارتش خشن امریکا هرچه هم خشونت به خرج می‌دهد، نمی‌تواند مردمی را که چیزی جز ثروتمندان برای خوردن نمی‌یابند، آرام کند و لاجرم مجبور است رئیس‌جمهور را به پناهگاه کاخ سفید ببرد.شاید آن جمله روسو که بر بدنه مرسدس بنز‌ها حک شده است، حکایت از نگاه چپ معترضان داشته باشد و ترامپ قمارباز هم بخواهد با چسباندن معترضان به چپ در توئیتر، غائله را به دعوای چپ و راست تنزل دهد، اما واقعیت‌های میدانی دعوایی فراتر از چپ و راست را روایت می‌کنند؛ دعوا دیگر نه دعوای سیاهپوستان و سفیدپوستان بر سر سیاست‌های نژادی بلکه صف کشی گرسنگان، فقرا و کارتن‌خواب‌ها با ثروتمندانی است که سال‌ها تلاش داشتند محرومان را خفه نگه دارند و با تبلیغات‌شان امریکا را «سرزمین فرصت‌ها» بنمایانند. در این صف‌کشی دیگر رنگ پوست ملاک نیست و سیاه و سفید در کنار هم قیام کرده‌‎اند و پلیس سفیدپوست همان‌طوری معترضان را به خاک و خون می‌کشد که جی. آر. اسمت، ستاره سیاهپوست باشگاه بسکتبال ان. بی. ای، بعد از آنکه یک معترض قصد داشت خودرویش را تخریب کند با مشت و لگد از او پذیرایی کرد.تلاش آن معترض برای تخریب ماشین اسمیت هرچند کاری اخلاقی به نظر نمی‌آید، اما نشان از آن دارد که فقرای امریکا علت فقرشان را در ثروت ثروتمندان دریافته‌اند. به تعبیر دیگر، هرچند «جوکر» برای هویت بخشی اعتراضی به مردم غرب آسیا ساخته شده بود، اما اکنون شهروندان رنج کشیده امریکایی بدل به جوکر‌هایی شده‌اند که تمام آرزوهای‌شان را در حصر کفش‌های واکس خورده و کراوات‌های براق سیاستمدارانی می‌بینند که تندی خط اتوی کت‌وشلوارهای‌شان بر گردن محرومان عالم است و از همین نظر فهمیده‌اند راه رهایی، از آتش زدن و لگدمال کردن پرچم امریکا که نماد سیاست‌های سرمایه‌سالارانه این کشور است، می‌گذرد.امریکایی که مدعی بود با لیبرالیسم و دموکراسی‌اش رفاه را به تمام نقاط جهان می‌برد، اکنون طبق آمار رسمی وزارت کار با نرخ بی‌سابقه بیکاری در ۸۰ سال اخیر روبه‌رو شده است. برخی منابع تعداد بیکاران را در امریکا بیش از ۴۰ میلیون نفر اعلام کرده‌اند. همین یک ماه پیش بود که برنی سندرز در توئیتی از آمار تکان‌دهنده فقر در امریکا گفت. او نوشته بود: «حدود نیم میلیون انسان در امریکا در خیابان‌ها می‌خوابند و ۱۵ میلیون کودک نیز در فقر به سر می‌برند و یک سوم امریکایی‌ها نیز مراقبت‌های بهداشتی کافی ندارند.»‌سندرز امروز هم توئیتی زده و از سال‌ها غارت امریکا به دست ثروتمندان نوشته است. او گفته: «۴۰۰ نفر از ثروتمندترین‌ها در امریکا روی ۳ تریلیون دلار نشسته‌اند؛ طبقه میلیاردر‌ها اکنون نسبت به مردمی که با چک‌‎های کمک مالی زندگی می‌کنند، ‏ مالیات کمتری می‌دهند.»انگار پیش‌بینی شهید مرتضی آوینی دارد درست از آب در‌می‌آید. او «یافت آنچه را دیگران نیافتند» و سال‌ها قبل برای‌مان نوشت: «غرب از درون خواهد پوسید و در خود فرو خواهد ریخت و، چون عقربی در محاصره آتش، خود را نیش خواهد زد و خواهد کشت.»</description>
                <category>محمد صادق عبداللهی</category>
                <author>محمد صادق عبداللهی</author>
                <pubDate>Sat, 06 Jun 2020 15:28:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اینجا مجلس است نه حلقه‌های صالحین بسیج!</title>
                <link>https://virgool.io/@ms_abdollahi/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%87-%D8%AD%D9%84%D9%82%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%AC-zqbgndhyqrji</link>
                <description>توجه شما را به دو خبر که طی روزهای اخیر در رسانه‌ها منعکس شده است، جلب می‌کنم:خبر اول: در جلسه اینترنتی برخی نمایندگان مجلس یازدهم، پیرامون لزوم اصلاح و اجرای صحیح قوانین محیط زیست تبادل نظر شد. در این جلسه به اهمیت حفاظت از محیط زیست در بیانات رهبری اشاره شد و بر مدیریت صنایع با حفظ سرمایه‌های انسانی و طبیعی به عنوان اولویت‌های اساسی تأکید گردید.خبر دوم: یکی از منتخبین مردم تهران در مجلس یازدهم، توئیت کرد: «‏مجلس دهم برای اجاره مسکن نمایندگان مبالغی را مصوب کرده است. به همکاران عزیزی که نیاز ندارند پیشنهاد می‌کنم با تجمیع این مبالغ، پایه‌گذار صندوقی در مجلس برای اشتغال، ازدواج و مسکن جوانان شویم.» این پیشنهاد با استقبال چند تن از نمایندگان مواجه شد.این دو خبر به ظاهر جذاب قند در دل‌ها آب می‌کند؛ واکنش‌های شبکه‌های اجتماعی هم گواه همین است اما از آنجا که جز همین دل خوش کردن‌های زودگذر هیچ حاصل دیگری برای کشور ندارد یعنی تولیدکنندگان خبر دانسته یا نادانسته خوب بلدند کارهای پوپولیستی و عوام‌پسند انجام دهند!از این قبیل خبرها که کم هم نیستند بیم آن می‌رود که نمایندگان جدید ما شأن مجلس را در نیافته باشند؛ خبر اول به ما می‌گوید جلسات نمایندگان مجلس چیزی شبیه حلقه‌های صالحین بسیج است که حضار در آن رهنمودهای رهبری را مرور و بر کارهای مهم تأکید می‌کنند. در واقع آن‌ها مجلس را با موسسه‌ای فرهنگی-سیاسی که جلسه بصیرتی برگزار می‌کند و درقبل تحولات موضع می‌گیرد یا شورای مسجد که با احداث صندوقی برای پرداخت وام به اقشار ضعیف یاری می‌رساند، جابه‌جا گرفته‌اند.این در حالی است که مردم شاید از این قبیل اقدامات خوشحال شوند و موقتاً کف و سوتی هم بزنند اما سرانجام از نمایندگانشان انتظار احداث صندوق خانوادگی ندارند. ما رهنمودهای رهبری را بارها شنیده‌ایم، اکنون نماینده انتخاب نکرده‌ایم که باز آن‌ها را برایمان تکرار کند و از بایدها بگوید. حالا انتظار داریم این رهنمودها به قانون بدل شوند. انتظار داریم با قانون‌گذاری دقیق و اصلاحات قانونی ریل اقتصادی کشور اصلاح شود تا دیگر نیازی به ده‌تومان و سی‌تومان وام برای ازدواج، آن هم از تتمه مزایای نمایندگی مجلس، نباشد. اگر مرد میدان هستید طرح‌ها و لوایح خود را رو کنید تا نخبگان به نقد و بررسی‌شان بنشینند وگرنه هر بسیجی صفر کیلومتری هم می‌تواند شعارهای قشنگ دهد و عکس سردار سلیمانی را بر میز خود بیاویزد.خوب است توجه کنیم که مطابق آمار منتشر شده در مجلس دهم از ۴۸۷ طرح ارائه شده تنها ۱۴درصد یعنی ۶۹ مورد تبدیل به قانون شده است و این یعنی نمایندگان قبلی آنچنان کارنابلد یا درگیر احساسات زودگذر و طرح‌های شعاری بوده‌اند که نتوانسته‌اند حتی طرحی در خور قانون‌گذاری ارائه دهند؛ امیدوارم در چهار سال آینده حداقل به آمار ۵۰درصد برسیم.</description>
                <category>محمد صادق عبداللهی</category>
                <author>محمد صادق عبداللهی</author>
                <pubDate>Fri, 29 May 2020 17:27:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روز قدس سوار بر کاست‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@ms_abdollahi/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%82%D8%AF%D8%B3-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%87%D8%A7-r8sun8mutvco</link>
                <description>اگر جهان چند ماهی است که آسایشش را قربانی ویروسی منحوس می‌بیند، جهان اسلام سال‌هاست که با ویروسی بدخیم‌تر از کووید ۱۹ درگیر است؛ ویروسی که همچون سرطان، رگ غیرت بسیاری از کشور‌های اسلامی را جویده و هر روز دست به جنایت تازه‌تری می‌زند تا مرز‌های سفاکی را گسترشی بی‌انت‌ها دهد. این غده سرطانی حتی در ایام بحران کرونا هم حاضر نشد دست از محاصره مردم مظلوم غره بکشد و با ظلم به مردم این منطقه همچنان مانع کمک‌های انسان دوستانه شد. مبارزه با کووید۱۹، اما درست برعکس رژیم صهیونیستی است. اگر برای فائق آمدن بر کروناویروس به فاصله‌گذاری اجتماعی توصیه می‌شود، راه نابودی ویروس منحوس رژیم صهیونیستی آنطور که امام بزرگوارمان حضرت روح الله (ره) فرمودند دست به دست یکدیگر دادن و اتحاد و همبستگی جهانی است و روز قدس موعود یادآوردن لزوم این اتحاد است.از آن روز که حضرت امام (ره) دستور به راه افتادن سیل خروشان امت مسلمان در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را برای ابراز انزجار از این رژیم و همبستگی برای نابودی آن دادند تا به امروز نه‌تنها هیچ سالی از آن غفلت نشده بلکه هر سال بر شمار مردمانی که از سراسر دنیا، حتی از قلب کشور‌های حامی رژیم صهیونیستی، به این سیل می‌پیوندند افزوده گشته است.امسال، اما که ترس عاقلانه از شیوع ویروس کرونا بر راهپیمایی روز قدس سایه افکنده توان حداکثری امت حزب الله به سوی شبکه‌های اجتماعی سوق یافته است. شبکه‌های اجتماعی همان‌طور که امام خامنه‌ای (حفظه الله) در سخنرانی اول فروردین ۱۳۹۹ فرمودند یکی از ابزار‌های مهم قدرت است و چه از این بهتر که استفاده از این ابزار در راستای آرمان بلند و بزرگ فلسطین باشد.در واقع اگر روزی فوکو، انقلاب اسلامی ایران را به واسطه توزیع پیام‌ها و سخنرانی‌های ضبط شده حضرت امام (ره) و سایر راهبران انقلاب، سوار بر نوار‌های کاست خواند، امروز فریاد خروشان ملتی که همچنان انقلابی ایستاده‌اند بر کاست‌های نوین یعنی شبکه‌های اجتماعی سوار شده است. شبکه‌هایی که مرز نامحدود و مخاطب بی‌شمار از ویژگی‌های قدرت بخش به آن است و می‌توان در آن بی‌واسطه با ملت‌های جهان (نه دولت‌ها) از هر رنگ و نژاد و زبانی ارتباط گرفت و پیام حمایت از مظلوم را به اقصا نقاط جهان صادر کرد.به این ترتیب، روز قدس مجازی می‌تواند صد‌ها برابر پرشورتر، پررنگ‌تر و پرمخاطب‌تر باشد. شبکه‌های اجتماعی این امکان را فراهم کرده‌اند که دیگر روز قدس در فاصله میدان امام حسین (ع) و آزادی ختم نشود و بی‌مکان تمام گستره عالم را در برگیرد. البته نباید با تلقی شبکه‌های اجتماعی به امری دسته دوم و فرعی این مهم را تنها در طوفان‌های توئیتری و هشتگ زدن‌های دسته جمعی و لابه‌لای هزاران کار دیگر خلاصه دید، بلکه برای قوی شدن در امر رسانه‌های نوین من جمله شبکه‌های اجتماعی باید کارگروه‌ها، تشکل‌ها، معاونت‌ها، کمیسیون‌ها، سمن‌ها و هیئت‌های اندیشه‌ورزی ویژه تشکیل داد تا ضمن سنجش شبکه‌های اجتماعی رایج در هر کشور و شرایط آن، آتش به اختیار دست به کار شوند.ثانیاً باید در هر منطقه از جهان بنا را بر ویژگی‌ها بومی آن گذاشت و این نباشد که با ذهنیتی که با جامعه ایرانی مواجه می‌شویم، بخواهیم با کشور‌های دیگر ارتباط برقرار کرد. ابزار هنر می‌تواند زبان گویای شبکه‌های اجتماعی در ارتباط با ملت‌ها باشد. زبانی که علاوه بر معرفت‌بخشی، توان درگیر ساختن عواطف و احساسات را نیز دارد و برای همگان قابل فهم است.امید است سایه کرونا بر روز قدس رمضان ۱۴۴۱ از این حیث که موجب جدی‌تر گرفتن قدرت شبکه‌های اجتماعی می‌شود، در جهان پساکرونا مبدأ تحول در امر مبارزه به رژیم صهیونیستی گردد و نابودی این رژیم را با مبارزه همگانی و متحد فلسطینی‌ها و مسلمانان سریع‌تر از ۲۱ سال آینده رقم زند.</description>
                <category>محمد صادق عبداللهی</category>
                <author>محمد صادق عبداللهی</author>
                <pubDate>Fri, 22 May 2020 05:59:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لگد «بچه مهندس» بر تن بی‌جان علوم‌انسانی</title>
                <link>https://virgool.io/@ms_abdollahi/%D9%84%DA%AF%D8%AF-%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3-%D8%A8%D8%B1-%D8%AA%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-ltlnox2axfuy</link>
                <description>صداوسیما علاوه بر تخصصی که در نابودی فرهنگ، مذهب و اندیشه دارد با ساخت #بچه_مهندس نشان داد در به گل نشاندن پیکر نحیف #علوم_انسانی هم حرفه‌ای است! در این سریال که حالا فصل سومش را می‌بینیم، هر شب پیش چشم مخاطبان دانشجوی تخیلی همه چیز تمامی به تصویر می‌آید که هیچ کم از معصومین(ع) ندارد و عن‌قریب است که با رسیدن به چهل سالگی به مقام پیامبری مبعوث شود. او که نماد هر موفقیت، وجاهت و دلبری است، #مهندسی_هوافضا می‌خواند و با اتکا به این مهندسی کار، خانه، زندگی، پول، سرمایه‌گذار و شخصیت پیدا می‌کند. و من نمی‌دانم چرا ما درس نمی‌گیریم از همه آن سال‌های دوران سازندگی که چون ساخت سد و پل در اولویت کشور بود، با بزک کردن #بهرام_رادان به عنوان مهندس عمرانی پاترول سوار و پولدار همه را شیفته و مشتاق #مهندسی_عمران کردیم و با نشان دادن معلم به عنوان فقیری مفلس، عشق #معلم شدن را در دانش‌آموزان سوزاندیم. در واقع تلویزیون که با بازنمایی چهره‌ها و مشاغل نقش به سزایی در تعیین بینش‌ها و ذائقه جامعه دارد با این الگوسازی‌ها، خنجر بر قلب آینده #ایران می‌زند. ای کاش می‌فهمیدیم که به قول #دکتر_شریعتی می‌توان پول خرج کرد و از شرق و غرب عالم #مهندس وارد کرد اما هیچ متفکر علوم انسانی‌ای را نمی‌توان با پول ساخت. به نظرم اگر این مهم را می‌فهمیدیم حالا فصل سوم «بچه معلم»، «بچه فیلسوف»، «بچه جامعه‌شناس»، «بچه تکنولوژیست» و... را می‌دیدیم.</description>
                <category>محمد صادق عبداللهی</category>
                <author>محمد صادق عبداللهی</author>
                <pubDate>Fri, 08 May 2020 16:34:53 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>