<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Najwata</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mt1345taher</link>
        <description>نوجوانی علاقه مند به رسانه های اجتماعی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-06 16:26:34</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/108731/avatar/nqI4sz.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Najwata</title>
            <link>https://virgool.io/@mt1345taher</link>
        </image>

                    <item>
                <title>معرفی فیلم هتل دل لونا</title>
                <link>https://virgool.io/@mt1345taher/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%87%D8%AA%D9%84-%D8%AF%D9%84-%D9%84%D9%88%D9%86%D8%A7-o59ocynhpmj0</link>
                <description>هتل دل لونا مثل تمام هتلهای دیگه، به نحو  احسن از میهمانان خود پذیرایی می کنه. تنها فرقی که این هتل با هتلهای دیگه  داره اینه که میهمانان این هتل فقط ارواح مردگان هستن. روح هایی که تازه  از جسم یه آدم جدا میشن، می تونن بیاین اونجا و از خدمات ویژه این هتل  استفاده کنن تا زمانی که تکلیفشون مشخص بشه.  بعضی  از روح ها می تونن  متحول بشن و دست از وابستگیهاشون از زندگی دنیوی بردارن و به آرامش کامل  برسن. اونا کسایی هستن که با احترام توسط مدیر هتل برای سفر به بهشت بدرقه  می شن. یه گروه دیگه کسایی هستن که دست از کینه جویی بر نمی دارن و می خوان  هر طور که شده زهرشون به زنده ها بزنن. اونها در دنیای زنده ها سرگردانن و  قصد آسیب رسوندن به اونها رو دارن. مامور مخصوص اونها رو پیدا می کنه و  اونها رو از هستی خلقت محو و نابود می کنه. یه دسته دیگه هم هستن که در جسم  یه انسان دیگر یا حتی در جسم یک حیوان به دنیای زنده ها بر می گردن و یه  زندگی دیگه ای رو شروع می کنند.برخلاف  جانگ مانول صاحب اصلی هتل که فقط به فکر خوش گذرونیه، مدیر چان سونگ که  تازه از دانشگاه هاروارد فارغ التحصیل شده، تمام تلاشش رو می کنه از هر نظر  به مشتریانش کمک کند تا بتونه اونها رو تا دروازه بهشت بدرقه کنه. اون سعی  میکنه با روحها ارتباط خوبی رو برقرار کنه و اونها رو به آرامش برسونه.هر  قسمت از سریال به ماجرای یکی از مشتریان و واکنش این دو مدیر نسبت وضعیت  روح تازه وارد می گذره. چیزی که سریال رو تماشایی می کنه، چالشهای بین این  دو مدیر برای حل مشکلات هستش. این چالشها کم کم ارتباط بین این دو مدیر رو  رومانتیک می کنه. دشمنی اولیه اونا تبدیل به یک رابطه عاطفی میشه تا جایی  که چوسانگ سعی می کنه مانول رو هم به آرامش برسونه.نمی خوام فیلم رو اسپویل کنم. خودتون تماشا کنید و لذت ببرید.آیو در نقش جانگ مانول ، صاحب اصلی هتلآیو (جانگ مانول)آیو (جانگ مانول)یئو جین گو در نقش گوچانسونگ ، مدیر داخلی هتلجین گو (گوچانسونگ)جین گو (گوچانسونگ)</description>
                <category>Najwata</category>
                <author>Najwata</author>
                <pubDate>Sun, 14 Jun 2020 20:29:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامه نامجون به آرمیا</title>
                <link>https://virgool.io/@mt1345taher/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%AC%D9%88%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%A7-kbowz5b9r5dt</link>
                <description>متن نامه نامجون به آرمیا در هفتمین سالگرد تولد بی تی اس:واقعا زمان چیه؟ مثل اینه که سالهای سال، من از ساحل دریا، صخره ای در دریا را نگاه می کنم، با جذر و مد دریا، اون صخره آرام و بیصدا تغییر می کنه. گذشت زمان اصلا به نظر نمی یاد. ولی واقعیت اینه که از آمدن من به سئول 10 سال گذشته. تابستان 2010 بود که وارد اقامتگاه Nonhyeondong  شدم. بعد از این ده سال واقعا خودم را یکی از شهروندان شهر سئول می دونم..ضد گلوله بودن، ماهیت منه، من بارها و بارها گذشته خودمون را مرور کردم.  اما وقتی امروز، از یکی یکی اعضای گروه عکس گرفتم. به واقعیتی شگفت انگیز و غیرقابل وصف پی بردم. تحول شخصیت رو درون همه بچه ها حس کردم و  اینکه نظریه گشتالت در گروه ثابت شده بود. توانمندیهای ارزشمند تک تک پسرها، توانسته است یک گروه ارزشمندتر بسازه. من کارم را با عنوان هیولای رپ شروع کردم و فکر می کردم خیلی قوی هستم و مردم من رو دوست دارن.امروز ... امروز در تمرین رقص با دوستانم خیلی شاد بودم. در همان لحظه به این فکر افتادم که نامه ای صمیمانه برای طرفدارن بنویسم و مطمئنم که مورد لطف شما قرار می گیره.به نظر می رسد تاریخ تنها علامت برای نشان دادن زندگیه و اینکه رایگانه. اعداد تاریخ به تنهایی می تونه باعث بشن احساس بهتری داشته باشیم.الان، احساس می کنم می تونم راحتتر نفس بکشم و به زندگیم ادامه بدم.من فقط خوشحالم که می توانم سالم و با شادی با دوستانم برنامه اجرا کنیم. وقتی دوستانم را می بینم که بسیار خوب تلاش می کنند، خودم را در برابر فشارها مقاومتر می کنم. اتفاقاتی در زندگی رخ داده که قلبم را به تپش انداختند. این اتفاقات نه قابل فهم اند نه قابل توضیح! حتی پس از 7 سال هم نمی توانم آنها را درک کنم. بعضی اوقات احساس دلتنگی می کنم، اما لحظه ها که هرگز برنخواهند گشت. ... اتفاقات ناگوار مثل چاقوهای تیز همه جا هستند، با اینحال، خوشحالم، از اینکه من همان خودِ دیروزم هستم که دارم زندگی می کنم. می خواستم عکسی از فارغ التحصیلی ام رو ببینم ولی، آن را مدتها قبل پاره کرده بودم (پشیمانی به سراغم آمد....)امروز درباره خبرها و اتفاقات زیادی که در دنیا رخ داده بود فکر کردم. الان با دنیای 7 سال پیش و 10 سال پیش چه تغییری پیدا کرده؟ در این مدت من چه کردم. گریه های بیهوده، رفتار و حرکات بی معنی. با این وجود، عشقهای آتشین بسیاری در سرتاسر زمین وجود دارد که به اجازه نمی ده، همینطور باقی بمونم. واقعا نمی دونم آیا می تونم کارهایی رو که باید انجام بدم یا نه؟ ولی چیزی که واقعیت داره اینه که من در این 7 سال واقعا زندگی کردم. از شما متشکرم که به من اجازه دادید که زندگی کنم و تسلیم نشم. خیلی متشکرم. سخت تلاش خواهم کرد مثل 7 سالی که فریاد زدم و گریه کردم. تلاشمان را از فردا با کنسرت Bang Bang Con شروع می کنیم! می خواهم عشقم را به شما منتقل کنم. من شما را بیشتر از خود &quot;عشق&quot; دوست دارم. آرمی.نامجونکیم نامجون*********** برای دیدن پست های بیشتر به وبلاگ مراجعه کنید : http://najwata.blogfa.com/</description>
                <category>Najwata</category>
                <author>Najwata</author>
                <pubDate>Sun, 14 Jun 2020 20:19:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پادکست کیپاپ (موسیقی کره ای)</title>
                <link>https://virgool.io/@mt1345taher/%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%DB%8C%D9%BE%D8%A7%D9%BE-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-kkiflcz9dmyt</link>
                <description>سلام من توی «شنوتو» پادکست درمورد کیپاپ k_pop گذاشتم الان ۳ اپیزود آماده کردم پیشنهاد میکنم گوش بدید ،جالبهلینک:https://shenoto.com/album/35237کیپاپ به خاطر ملودی های دلنشین، پس زمینه های پر زرق و برق، رقصهای نرم مهندسی شده توسط جوانان همیشه شاد، مودب، دوست داشتنی با چهره هایی لطیف، به یک پدیده جهانی تبدیل شده. این پیشرفت، مدیون سرمایه گذاری همه جانبه دولت و همچنین بخش خصوصی کره در تربیت استعداد های جوان است. صنعت موسیقی این کشور، در یک اقدام جسورانه خط مونتاژ تولید آهنگ های خاص، بوسیله جوانانی، با استعدادهای خاص راه اندازی کرده. به همین دلیله که، کیپاپ فقط در کمتر از 10 سال، تونسته خودش رو، هم تو دل مخاطبانی از کل دنیا جا کنه، و هم به اولین محصول صادراتی کره جنوبی تبدیل بشه.عکس آلبوم</description>
                <category>Najwata</category>
                <author>Najwata</author>
                <pubDate>Tue, 28 Apr 2020 17:07:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سگ هاي ولگرد بانگو         Bungo stray dogs</title>
                <link>https://virgool.io/@mt1345taher/%D8%B3%DA%AF-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D9%88%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%88-bungo-stray-dogs-udeoil0juka5</link>
                <description>سگهاي ولگرد بانگو     Bungo Stray Dogs    ۴ شخصیت محبوب: دازاي ، آكوتاگاوا ، آتسوشي و چوياچويا و آكوتاگاوا در مافياي بندر مشغولند. چويا شايد به قد و قواره اش نياد ولي يكي از رئيسهاي خيلي معروف مافياست. چويا و دازاي قبلا رابطشون بهتر از الان بود. قدرتشون طوريه كه مي تونن با هم يه كشور رو نابود كنند. آكوتاگاوا قبل از اين شاگرد دازاي توي مافيا بوده حتي كتي كه بر تن داره مال دازاي بوده. آكوتاگاوا يه جورايي زيردست چويا است چون مقامش كمتره و چويا بيشتر با رييس مافيا رفيقه.آتسوشي و دازاي در يك آژانس كارآگاهي كار مي كنند. وظيفه آژانس اينه كه در حمله هاي وارد شده از سوي مافيا به مردم كمك كنند. پروژه هايي رو مي گيرند كه پليس از پسشون بر نمياد. مافيايي ها قصد كشتن و خسارت زدن بر مردم و شهر رو دارن. يه جورايي آشوبگر محسوب مي شن. و نصف بندرهاي ژاپن در چنگ مافيا محاصره شده اند. براي همين به مافياي بندر معروف شدن. دازاي مدت دو سال در آژانس خدمت كرده و رئيس بهش خيلي اعتماد داره. تا قبل از اين، دازاي خودش عضو مافيا بوده. وقتي بهترين دوستش ميميره، به توصيه اون از مافيا جدا شد. قدرتش اينه كه ميتونه هر قدرت ديگه اي رو خنثي كنه. از اين نگذريم گاهي اوقات به همه چيز گند مي زنه ولي خودش تصور مي كنه خيلي كار درستي انجام ميده.آتسوشي هم يك ببرينه است كه يه تازه وارد محسوب ميشه. چون وقتي كه يه ببر نيمه كاره است فقط مي تونه به رفتارش كنترل داشته باشه. براي همين هميشه بايد موقعي كه ماه ظاهر ميشه يكي ازش مراقبت كنه تا كار خرابي بار نياره. چون تو مواردي وقتي تنها بوده باعث شده چند تا روستا با خاك يكسان شه! اون موقع فكر مي كرده كه ببره داره خودش رو تعقيب مي كنه، ولي واقعيت اين بود كه خودش همون ببره بوده كه به همه حمله مي كرده.اول داستان با توضیح درمورد شخصیت اصلی «ناکاجیما آتسوشی» و زندگی سختی که او در یتیم خانه داشته شروع میشه و بعد به موضوع اصلی یعنی افرادی که موهبت (قدرت خارق العاده) دارن می پردازد. داستان با معرفی شخصیت ها شروع میشه. يه نکته جالب وجود داره اینه که همه ی موهبت ها و شخصیت ها ذره ای بهم شبیه نیستن. بعضیا شون پیچیدگی خاصی دارند، كه اونا رو از هم متمايز مي كنه.تو اين شخصيتها، سه تا دختر هم وجود دارن. يكي به نام آكيكويوسانو كه يكي از اعضاي آژانسه كه قدرت داره كساني رو در حال مرگ هستن رو نجات بده. يكي ديگه كيوكاايزومي كه اون عضو مافيا بوده ولي الان عضو آژانسه. قدرت شيطان برفي داره كه به راحتي مي تونه آدما رو بكشه. اون زمان نمي تونست خودش رو كنترل كنه تا اين كار رو نكنه. ولي الان مي تونه با كنترل خودش وسايل خيلي محكم و سخت را بشكونه و راه نجات پيدا كنه. او يكي دختر نائومي نام دارده كه خواهر تانيزاكي عضو آژانس هستن.مطلبي در مورد اين انيمه توي سايت سينما فارس ديدم كه جالب بود. خلاصه اي از اون رو براتون مي ذارم:ناکاجیما آتسوشیآتسوشی یه شخصیت خیلی احساسی که دارای یه موهبت ویژه ای هست که میتونه زیر نور ماه به یه ببر کامل تبدیل شه اما وقتی نور ماهی درکار نباشه تبدیل به یه ببر نصفه کاره میشه. بیشتر مواقع احساساتش روش غلبه میکنه وبا احساساتش تصمیم میگیره.یکی از نکات جالبش اینه که یه بدشانس به تمام معناست که باعث میشه آسیب های زیادی ببینه. آتسوشی داره از گذشتش فرار میکنه اما بیرون کردن او از یتیم خانه باعث شد که نه تنها به زندگی اهمیت زیادی بده بلکه برای زندگی دیگران هم اهمیت زیادی قائل شهدازای (حال)دازاي (گذشته)دازای عنصر اصلی داستان و مهم ترین شخصیت انیمه هست. دازای شخصیتیه که بخش های کمدی داستان رو تشکیل میده. دازای و کونیکیدا بیشتر شوخی ها و لحظات کمدی جذابی رو میگذرونن اما توی صحنه های اکشن هم به خوبی ازشون استفاده میشه. نکته مخفی شده درمورد دازای اینه که او با عوض کردن حالت زندگی سعی کرد که گذشتش و اتفاقاتی که براش افتاده رو فراموش کنه.پایانی با جذابیت تموم نشدنیشاید با وجود شخصیت های زیاد و اتفاقات مختلف بوجود آمده آدم سردرگم میشه اما صحنه ها به قدری جذابه که حواس مخاطب رو به خودش جذب میکنه. فصل دوم صحنه های کمدی كمتري داره ولي در عوض مخاطب رو به سمت قسمت پنهان داستان میبره. شباهت اخلاقي آکوتاگاوا با آتسوشی باعث جذابیت بیشتر انیمه میشه و نبرد پایانی رو دلنشین میکنه این انیمه با طراحی بسیار زیبا ی شخصیت ها ، موسیقی خوب و شخصیت پردازی عالی یک داستان درحال پیشرفت رو ارائه میده و هرچقد به اخر آن نزدیکتر میشیم جذابیت ان افزایش میابد شاید با وجود شخصیت های زیاد و اتفاقات مختلف بوجود آمده آدم سردرگم میشه اما صحنه ها و نبرد ها به قدری جذابه که حواس مخاطب رو به خودش جذب میکنه.اين عكس بالا مربوط به فصل 2 كه شخصيت هاي اصلي هستن                        مرحوم اودا ساكو             دازاي             آنگو ي خيانت كار</description>
                <category>Najwata</category>
                <author>Najwata</author>
                <pubDate>Fri, 20 Dec 2019 17:00:23 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>