<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد مهدی مدرسی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@muhammad.modarsi</link>
        <description>کارشناسی مدیریت مالی دانشگاه تهران/ارشد MBA مالی شریف/ اینستا و توئیتر: Mehdi_modarsi/کانال تلگرام: managementbookclub</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 01:35:34</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/176930/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد مهدی مدرسی</title>
            <link>https://virgool.io/@muhammad.modarsi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>معرفی سریال: 11.22.63</title>
                <link>https://virgool.io/@muhammad.modarsi/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-112263-gilxomvsfxjm</link>
                <description>اگر میتوانستید یک واقعه‌ی تاریخی را تغییر دهید، انتخاب شما کدام میبود؟برای جِیک اِپینگ، شخصیت اصلی این سریال که امکان سفر به سال 1960 را دارد، پاسخ این سوال ترور جان اف کندی، 35امین رئیس جمهور آمریکا، برای جلوگیری از ورود آمریکا به جنگ ویتنام میباشد. داستان این سریال بازگشت جیک از سال 2015 به 1960 برای انجام اینکار و تغییراتی است که در طی دستیابی به این هدف در شخصیت او ایجاد میشود.اپیزود اول قوانین بازی را شرح میدهد: جیک از طریق ورود به کمدی در یک برگرجوینت میتواند به سال 1960 سفر کرده و مسیر تاریخ را تغییر دهد؛ اما این تغییرات با دو محدودیت نیز مواجه‌اند. ابتدا اینکه هربار خروج جیک از زمان حال و بازگشت  او به 1960 تمامی تغییراتی که در سفر قبل ایجاد کرده بوده را از بین میبرد. دوم اینکه گذشته (به عنوان یک موجودیت دارای اراده) تمایلی به تغییر ندارد و هربار از طریق وقایعی تصادفی مانند آتش‌سوزی، تصادف و... تلاش میکند از ایجاد تغییرات کلان در مسیر تاریخ جلوگیری کند.جذابیت سریال تا حد زیادی مدیون بازی خوب بازیگرها و استفاده‌ی صحیح سریال از تفاوت‌های فرهنگی بین این سال‌ها بوده که خود را بصورت روبرو شدن جیک با نژادپرستی، اختلافات سیاسی آن سال‌ها و روبرو شدن با شخصیت‌های تاریخی دخیل در ترور جان اف کندی نشان میدهد.این سریال شامل 1 فصل با 8 اپیزود بوده و دارای امتیاز 8.2 از IMDb و 83% از Rotten Tomatoes میباشد.</description>
                <category>محمد مهدی مدرسی</category>
                <author>محمد مهدی مدرسی</author>
                <pubDate>Fri, 03 Sep 2021 19:12:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>منابع انسانی و معرفی یک کتاب</title>
                <link>https://virgool.io/@muhammad.modarsi/book1-izhooeqjj5b3</link>
                <description>تئوری‌های X و Y از داگلاس مک گرگور و همچنین ترکیب این دو در تئوری Z از ویلیام اوچی از مفاهیمی آشنا برای دانشجویان مدیریت و تمامی افرادی‍ست که در رابطه با منابع انسانی و ایجاد انگیزش مطالعه کرده‌اند.بطور خلاصه تئوری X بیان میکند که افراد به طور معمول از کارکردن و قبول مسئولیت گریزان بوده و نیاز سازمان‌ها به فراهم کردن نظارت مستقیم بر کارمندان و همچنین اهمیت انگیزاننده‌های خارجی مانند منافع مادی را گوشزد میکند. این نگاه به کارمندان و روش ایجاد انگیزه در آن‌ها در سازمان‌ها و شرکت‌های آمریکایی بیشتر به چشم می‌آید.در نقطه‌ی مقابل اما تئوری Y انگیزه‌ی کارمندان به انجام وظایف و قبول مسئولیت را امری درونی دانسته و برخلاف نظریه X که سیستم پاداش-مجازات را برای ایجاد انگیزه مناسب میداند، تئوری Y نقش آزادی عمل و واگذاری کارها به کارمندان را مهم تلقی میکند. به عبارت دیگر از دید تئوری Y، کار و مسئولیت تا هنگامی که در اختیار کارمندان و بدون دستور و دخالت خارجی باشد به تنهایی میتواند پاداش و انگیزاننده باشد.تئوری Z اما مدت‌ها بعد از داگلاس مک گرگور بوجود آمد. در پی افزایش تقاضای آمریکا به کالاهای ژاپنی و بخصوص اتومبیل، ویلیام اوچی به بررسی شیوه مدیریت منابع انسانی در سازمان‌های ژاپنی پرداخت و رویکرد آن‌ها به کارمندان را براساس تئوری Z دانست. در این تئوری اگرچه کارمندان منافع مادی و انگیزاننده‌های درونی خود را در سازمان دارند در خارج از سازمان نیز از چیستی سازمان تاثیر میپذیرند. به عبارت دیگر سازمان میبایست با معنی و مفهوم بخشیدن به کار و فعالیت هر کارمند، انگیزه‌ای اجتماعی و والاتر از اهداف سازمانی به او بخشد. &quot;نه برای یک لقمه نان&quot; کتابی از کونوسوکه ماتسوشیتا بنیانگذار شرکت پاناسونیک بوده که او در آن شیوه‌ی مدیریت خود و دیدگاهش در برخورد با دیگران را بیان میکند. مسیر زندگی چه از تاسیس شرکت خود پس از استعفا از شرکت برق و یا تا مرز ورشکستگی رفتن پس از جنگ جهانی دوم همگی روایتی دست اول از معضلاتی هستند که تمامی مدیران میبایست آمادگی رویارویی با آن‌ها را داشته باشند.در همه جای کتاب میتوان اعتقاد نویسنده به لزوم هدفی والا در سازمان را به چشم دید. هدفی که فراتر از منافع مادی و در راستای منفعت بردن جامعه باشد.  اگرچه به طور مستقیم هرگز اشاره‌ای به تئوری مدیریتی مورد استفاده‌ی او نمیشود، میتوان رویکرد او به مدیریت را مانند بسیاری سازمان‌های ژاپنی مبتنی بر تئوری Z دانست.اصلی‌ترین ویژگی این کتاب این است که مفاهیمی که در تئوری Z به عنوان واقعیت و اصل بیان میشوند در این کتاب در قالب تجربه‌های شخصی کونوسوکه ماتسوشیتا و دلایل او برای به کارگیری آن‌ها توضیح داده میشوند.اگر مطالعه‌ی مفاهیم تئوری Z در کتب منابع انسانی مانند خواندن در مورد فوتبال باشد، کتاب نه برای یک لقمه نان، معادل مشاهده‌ی فینال جام جهانی به همراه گزارشگری عادل فردوسی‌پور است. نه فقط استفاده از اصول را در عمل میبینیم، بلکه دلیل و منطق پشت هر یک از این مفاهیم را نیز برایمان شرح داده میشود.</description>
                <category>محمد مهدی مدرسی</category>
                <author>محمد مهدی مدرسی</author>
                <pubDate>Thu, 02 Sep 2021 13:04:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاملات، کتاب هفتم</title>
                <link>https://virgool.io/@muhammad.modarsi/%D8%AA%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85-lsn1dh0k2pg4</link>
                <description>از کمک گرفتن شرمسار مباش. تو باید وظیفه‌ات را انجام دهی، مثل سربازی که باید به برج و بارویی حمله و آن را تسخیر کند. در این صورت، اگر لنگ باشی و نتوانی از قلعه بالا بروی، آیا چنین کاری بدون کمک همرزمت امکان‌پذیر است؟</description>
                <category>محمد مهدی مدرسی</category>
                <author>محمد مهدی مدرسی</author>
                <pubDate>Fri, 19 Feb 2021 15:19:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقایسه‌ی خود با دیگران</title>
                <link>https://virgool.io/@muhammad.modarsi/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-now1wp2sukpy</link>
                <description>اینکه مقایسه‌ی موفقیت‌ها و شکست‌های خودم با دیگران کار درست یا اشتباهیه، مدت زیادیه که ذهنم رو مشغول کرده. اکثر نظرهایی که به گوشم رسیده بدین مضمون بوده: نباید خودمون رو با دیگران مقایسه کنیم چرا که موقعیت و امکانات افراد با هم فرق میکنه.بیان دیگر این نظر اینه که موفقیت‌مون رو به رخ کسی نکشیم چرا که شاید امکانات ما را نداشته و به موقعیت دیگران هم غبطه نخوریم چون شاید امکانات آن‌ها بهتر از ما بوده.مقبولیت عمومی نظر بالا رو تا حدی مدیون تمایل افراد به متواضع نشون دادن خودشون میدونم؛ طبیعتا اینکه بگیم &quot;به رخ کشیدن موفقیت خوبه چون حاصل تلاش و برتری خودمونه و اگه اشتباه کردید، گردن شرایط نندازید.&quot; به اندازه‌ی &quot; در شکست با خودتون مهربون و در پیروزی با دیگران متواضع باشید.&quot; محبوب نیست و لایک نمیخوره. :)به نظرم این تفکر چندان منطقی هم نیست؛ بله درسته که من از شرایط دیگران اطلاع ندارم ولی از کجا معلوم این اطلاعات به نفع تصور اولیه‌ی من نمی‌بود؟ شاید اگر من شرایط حریف شکست‌خورده‌ را بررسی می‌کردم، می‌دیدم که اتفاقا شرایط او بهتر هم بوده؟ یا  اگر بعد از شکست خوردن به تمامی اطلاعات زمینه‌ای دسترسی پیدا می‌کردم، می‌فهمیدم که سهم من در این وضعیت نامطلوب بیشتر از تصورم بوده؟متوجه‌ام که تواضع در پیروزی و سرخورده نشدن پس از شکست، ارزش اخلاقی در جامعه دارند و احتمالا دلیل اینکه تلاش می‌کنیم این تفکر را در جامعه گسترش بدیم بیشتر از اینکه منطقی بودن ماجرا باشد، اخلاقی بودن آن است؛ ولی از طرف دیگر عیب‌های زیادی در این تفکر می‌بینم.اگر موفقیت‌های خود را حاصل موقعیت و شرایط ببینیم، چطور استعدادها و نقاط قوت خود را پیدا کنیم؟ شاید دلیل برتری من در موضوع X استعداد بیشترم بوده و نه بهره‌مندی از شرایط بهتر. اگر با تواضع تمام بگویم شاید موقعیت بهتری داشته‌ام و نقش استعداد و تلاش خودم چندان نیست، احتمال اینکه خود را در این موضوع مستعد بدانم و برای رشد این استعداد تلاش کنم کمتر نمی‌شود؟اگر بعد از هر شکست یا بعد از اینکه در حوزه‌ای جزو نفرات برتر نبودم، شرایط و موقعیت را اصلی‌ترین عامل  شکست خود بدانم، مسئولیت‌پذیری لازمی که برای رشد لازم دارم کی رخ می‌دهد؟ یا بدتر از آن، اگر بدانم که بعد از شکست می‌توانم شرایط را مقصر بدانم، بدون آنکه کسی بتواند این حرف را رد کند (چرا که هیچکس از تمام شرایط اطلاع ندارد)، در آن صورت آیا باز هم تمام تلاشم را خواهم کرد؟پاسخ قاطعی برای این سوال که &quot;آیا مقایسه‌ی خود با دیگران صحیح است یا نه؟&quot; ندارم؛ به نظرم مقایسه کردن در شرایط تقریبا یا عرفا مشابه، ایراد ندارد. مقایسه کردن سواد و یا موقعیت اجتماعی خودم با دانشجویان مناطق محروم؟ احمقانه. مقایسه خودم با دانشجویان هم‌دانشگاهی یا فامیل‌ و دوستان؟ تا حد خوبی عادلانه.</description>
                <category>محمد مهدی مدرسی</category>
                <author>محمد مهدی مدرسی</author>
                <pubDate>Sun, 14 Feb 2021 08:01:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>که از یادم نره</title>
                <link>https://virgool.io/@muhammad.modarsi/%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%85-%D9%86%D8%B1%D9%87-dlavorvolyag</link>
                <description>این بخشِ کتاب پنجم از تاملات مارکوس اورلیوس را اینجا می‌نویسم که مدام به چشمم بخورد و از یادم نرود؛ تا در دوستی حساب‌کشی نکنم (اینکه چرا آدمی‌ام که معمولا این کار را می‌کنم بماند):‌بعضی از مردم وقتی به کسی خدمتی می‌کنند، بلافاصله توقع دارند که آن شخص خدمت آن‌ها را جبران کند. بعضی دیگر، گرچه تا این حد پیش نمی‌روند، در خفا آن شخص را رهین منت خود می‌دانند و همواره احسان خود را به یاد دارند. ولی انسانی هم وجود دارد که به هیچ‌وجه احسان خود را احساس نمی‌کند، مثل تاکی که میوه‌ی مخصوص خود، یعنی خوشه‌ی انگور، را به بار می‌آورد بی آن‌که در برابر احسان خویش توقعی داشته باشد. مثل اسبی که به فرمان صاحبش در مسابقه دویده، مثل سگی شکاری که شکارش را تعقیب کرده، یا مثل زنبور عسلی که عسل گذاشته است. مثل آن‌ها، این شخص هم کار خوبش را جار نمی‌زند، بلکه بلافاصله به سراغ کار خوب دیگری می‌رود، همچون تاک که به محض فرا رسیدن تابستان باز هم انگورهای دیگری به بار می‌آورد.از کتاب تاملات نشر ققنوس. ترجمه‌ی آقای عرفان ثابتی</description>
                <category>محمد مهدی مدرسی</category>
                <author>محمد مهدی مدرسی</author>
                <pubDate>Sun, 07 Feb 2021 05:23:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گزینه‌های روی میز</title>
                <link>https://virgool.io/@muhammad.modarsi/%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B2-wmbuybexezsx</link>
                <description>اگر سختی‌های زندگی تحمل کنیم،اگر درد هموطن رو ببینیم و دلسرد نشیم،اگر حتی با کسی که تمام و کمال مخالف حرف ماست مدارا کنیم،اگر از منافع شخصی خودمون بزنیم بخاطر کشورمون،اگر زندگیمون رو صرف مفید بودن برای کشور بکنیم،...صرفا محتمله که زندگی خوبی برای آیندگان این کشور بذاریم. اینکه به خودمون برسه عملا غیرممکنه.ولی اگر نکنیم چی؟اگر نکنیم آیندگان ما هم از بدو تولد یا با گزینه‌های روی میز ما مواجهن؛ تحمل همه‌ی این‌ها یا قبول سختی‌های مهاجرت.</description>
                <category>محمد مهدی مدرسی</category>
                <author>محمد مهدی مدرسی</author>
                <pubDate>Sun, 03 Jan 2021 23:29:03 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>