<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های .m.r.p</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@muhammadrezain1395</link>
        <description>دو چشم و کنعان</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 07:01:36</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/23357/avatar/21Vmr8.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>.m.r.p</title>
            <link>https://virgool.io/@muhammadrezain1395</link>
        </image>

                    <item>
                <title>عشق اول</title>
                <link>https://virgool.io/Muhammadrezaparishi/%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%A7%D9%88%D9%84-a5o0qf5likav</link>
                <description>داستان كوتاهعموم مردان ایرانی تکیه کلامشونه که&quot;عشق اول یه چیز دیگه است&quot;در حالیکه به نظر من نیست،یا لااقل یه چیز دیگه نیست.حسّی بوده که چون اولين بار تجربه می شدهمثل هر خاطره ی اول، طعمش موندهچون براشون تازگی داشتهو چون به آن نرسیده اندمقداری حسرت هم مخلوطش می شود طبیعتااین تیپ افراد در جواب همچو منییک جمله بیشتر نمی گن&quot; نچشیدی که ببینی چی می گم&quot;بعد دستشان را روی قلبشان می زنن چند بار و با صدای داریوشی می گن&quot;کار دِله ! می فهمی؟ دِل&quot;می بینی کنار زن و بچه خودشان ساکتند اما با دوستانشان خلوت شدنی می گن: &quot; نمی دونی رفیق !یه دختر بود‌ اولین عشقم بود می خواستمشندادنش ‌هنوزم تو‌ فکرشم&quot;برخی هم که شاعرترند می گویند:&quot; کار دنیا همینه باور می کنی بعد از پنج شش سال که ازدواج کرده ام هنوز اذیتم مشروبمواین شبا همه اش به یادش نوشیدم وهمیشه هک به یادش یه جرعه شو ریختم رو خاکببین اینطوری &quot;- این خاک نیستا فرشه!خب حالا طوری نشد که سرت سلامت!برخی دیگر که حس قصّه پردازی قوی تری دارندو‌ می خوان اشک طرف را در بیارند می گویند( واقعي) :&quot;خدمتمیه هفته مونده بودباور می کنی کلا&quot; هفت روزکه باباش زنگ زده بود پادگانموبایل نبود که.افسر نگهبان گفته بود نمی شهبا خودش صحبت کنین تو‌ ماموریته!می گفت خواستم مهم جلوه ات بدمحالا کجا بودم،گوشت قریونی داده بودنبرده بودم خونه ی جناب سروانتحویل مادر پیرش، بدممادره گفتالهی هر چی از خدا می خوای...زود گفتم سهیلامادره خندید.گلتم یه دختره تو شهرمون همسایه مونچشاش پر اشک شد گفت:می رسی پسرم می رسی نگران نباشدوبارم گفتبعد یه چیز زیر لب خوندفووت کرد دؤر سر و صورتم.عینهو مادرمدستشو از روى چادر نمازش گرفتم و بوسیدمبا سرعت جت برگشتم پاسگاه،می خواستم مرخصی بگیرم از بس هوایی شده بودمآقا چشمات روز بد نبینهتا وارد شدم جناب سروان،گروهبان بودا ما صداش می زدیم جناب سروانگفت کجا؟گفتم پاس ساعتی با اجازه تون برم تلفن...کار شخصی ...گفت : نمی خوادهاج و واج کفتم چیزی شدهپدرش گفته نوشته م بیا خودت بخوندنیا  یه جور چرخید که سرم چرخید و محکم خوردم زمین؛تو آسایشگاه  بیدار شدم رو تخت با لباس و پوتینتند نشستم دستمالو پیدا کردم و صاف و صوفش کردمهنوز دارمشصبر کن نشونت بدمای بابا تو‌کیفمه کیف هم تو داشبورد یادم بنداز رفتنی ...چی می گفتم‌  آهان‌بگو چی نوشته بود؟جان بهرام بگو ببینمفکر ت تا کجاها کار می کنه!با اون خط افسر نگهبانیش نوشته بودقول و قراراتون  باطلهبچه رو دارم میبرم آمریکا! سولی  بوس گرفته درس بخونهبیا اونجا اگه خواستیشبورسیه رو مردک لیسانسه نوشته بود بوس  خواستم بگم خودت خوار و مادر نداری؟ترسِ اضافه، لالم کرد. وقتی هم  برگشتم تو اطاق پستش عوض شده بودشایدم سیگار رفته بود یا کجاخلاصهسهیلا رم دیگه ندیدمهمین الانم از عشق ناکامت گفتی منم گفتموگرنه نمی گفتم.باور می کنی سینه ام جواب کرده از بس این زهرماری سر کشیدم ؟ شش روز آخر خدمتمو   همین حال الان تو بودمهای گریه گریهگریه کردم تو پادگاناافسره می گفت ترخیصتو نمی دم به عباس قسممی ترسید برگردم شهرستان  بلایی سر خودم  بیارمخاطر خواهی خودت چشیدی دیگه  می دونی چیهسیگار  میگار چی داری؟&quot;¤محمدرضاپریشے#ourelectourfreedoms</description>
                <category>.m.r.p</category>
                <author>.m.r.p</author>
                <pubDate>Wed, 01 Oct 2025 20:51:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غذاخوریای بین روحی بین راهی</title>
                <link>https://virgool.io/@muhammadrezain1395/%D8%BA%D8%B0%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%AD%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C-k72i9yfqkbki</link>
                <description>¤✍️ تهيه و طنزیم محمدرضاپریشیچه شب، نافرمی، غذا های مامان پَزم که گیر نمیاد، همه جا شده فست فود و فیس بوک و ساندویچی  اینستاچیساندویچی های بین راهی و بین روحی، اعتماد نکنینا  اونم تو این گرما،  غذاشون سالم نیست که، مسموم میشین چون تو تهیّه شون‌، &quot;صبرِ&quot; تقلبی می زنن ، جوش شیرین&quot; بی فرهاد، &quot;عجله&quot; شونم وارداتیه ، قاتیش می کنن معجونی میشه قاطر سازشما که می خوای بری به انتهای شب، می خوری به نیم پز و خام، بدون جا افتادن ساندویچ شونو‌ می خوری انگار گربه گاز میزنی، یه ساعت بعد هم باز اسکرولر حرفه ایی! از بالا به پایین، سیر نمی کنه کهچون جا نمی افته ،غذا که جا نیفتاد سیر نمی کنهبدن هم سر جاش نمی افته، نابجا می افتهبه هر که می رسی می گهاینجا جای من نیست!شما دخترم آفرین این غذاها رو از کتابخونه سر کوچه گرفتی؟بارک الله، الحق که خواهر زاده ی دایی ت هستیثنا بودی یا سارا ؟منم همون کتابخونه سر کوچه آقا بزرگو‌می رفتم‌، اون وقت ها اسمش فقط عمومی بود در واقع غذاخوری اختصاصی بنده شده بود ، بخور بخور درست مثل مسواک شخصی بدون فلورایدمی بینی ماشالله چقدر سالمم هشتاد سالمه اما روح سالم در بدن سالم و هر دو در غذای سالم و غذای سالم در غذاخوری سالمدیدی بدن های امروزی عجولانه بد قواره اند ؟ چاقالو بادوام بیماریهایند؟ سنگینی بی حوصله یی هستند که خسته گی شون با خوابِ اصحاب کهف هم رفع نمیشه.شما یادتون نمی آد، همین روسیه غذاهاش همیشه شور بود اسمشو گذاشته بودن شوروی، آشپزخونه مرکزی داشت نمك پرورآشپزاش همه از لنینی استالینی بودن تا مارکسی و‌ انگلسی، یه کمک آشپز داشتن سولژینتسسسسسسئسن،  اسمش سیر می کرد روحتو ، غذا  می کشید برات ده پرس، ده پرس چرا چون شور بود کسی نمی خرید روسرشون مونده بود.کو دیگه  اون دیگای گنده ی زغالیِ عمو تولِسْتویْ ؟ عمو داستایُفسکی؟ ، دایی چِخوف چی شد؟  بالزاک ، گوژپشت نوتردام می داد  اصلا حس نمی کردی داری یه گوژ پشت  نوتردامى گاز می زنی ، يا  یه پرس وداع با اسلحه سفارش می دادی چهار ماه جنگ جهانی راه نمی انداختی،  وداع می کردی یا هر چى عر عر ، اصلاح و سلاح طلبی و دکتر و پزشک مزشک و نتانیابو می خواستی چه؟ خوردنش  دینتو کامل می کرداصلا رستوران عمو داستایفسکی معروف بود‌جنایات مکافات سفازش می دادی با وایب ضد رباخوریپختش دوسال طول می کشید دو پرس در یک پرسهمین دوستت آیرین خانوم بپرس یه بار خورده هنوز روحش پرواز می کنه سرخوش سرخوش،  راه  رفتنی شکمشو می خارهاین طوری نبود که غذای روحی احترام داشت ،بدنا رو فرم بود، همه قیصر ، فردین،  دیزی روح براه  خدا و زم زم ، بعدا ناپرهیزی کردن از فرم در اومدن  برو خاله آیرینو‌ ببین یا خاله الهامو هنوز همونجور  خوب موندن هزار ماشاالله رو فرم،  فرم و محتوا با هم احترام داشت.یه ساندویچ اینستاگرامی سفارش می دی چهار خطشو نخورده چش درد می گیری دیلیتغذای های قدیم طبیعی بودند با نور محیط سرو می شد می نشستی در محیطی آرام غذای روح تو می خوردیمثل الان نبود که رستوران اومده باشه داخل جیب ملت ، با نور کشی به همه جیب ها، قبلن حیب ها لوله کشی نبود دامگه عنکبوتی بود، نور علی نور نبود ، کف دست نورانی بود مگه ؟ رستوران از جیبت در میاری فوتون ها هجووووم می برن تو‌چشمت، ده قاشق بریده ملت عشق میخونی نخورده سیر می شی روحتو می بندی چشماتو می بندییه چی می گم یه چی می شنوی یا.اینطور‌ ولنگ و واز نبود شکم مادی معنوی مردمملت به تغذیه درست اهمیت می دادبه سوتغذیه نهالان بر عکس شدهمثل حالا نبود که قُطر جسم ، از محیط کمر بند حاجی بیشتر باشه عدد پی اش هذلولی در بیاد   اقطار روح به کمربند و شلاق و مَلاء عام و‌... نیازمند!روزگار نیست که،  روبدوشامبر شابدلی عزيمه !t.me//ourelectourfreedoms#mohammadrza parishi#ourelectourfreedoms</description>
                <category>.m.r.p</category>
                <author>.m.r.p</author>
                <pubDate>Wed, 06 Aug 2025 02:56:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیچه بازگشت و سخت گریست..</title>
                <link>https://virgool.io/@muhammadrezain1395/%D9%81%D9%82%D8%B7-%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%B1-sjcckgtp3ake</link>
                <description>ReNietzscheمحمدرضا پریشیوقتی نور ماه فلز را ذوب میکنه...( طرح و عکس:محمدرضاپریشی)¤با يه &quot;تيك&quot; مي آنبا يه &quot;تاك&quot; میرن!چه بیهوده رفت و آمدیتو دنیایی که برا نیکي جا نَداشتچه تنهاستاون که خاست از خودِشنامِ نیک به جا گذاشتبیچاره عاشقِ بي مَعشوق كهپیِ عروسِ هزارْ داماد نرفت و تنهاش گُذاشت.بیچاره راهی که تنها یه رَوَنده داشتبینوا خدایی که یه پَرَستَنْدِه داشتبی پناه سالکِ مُدِرْنْ در جَهانِ پُرْ اِشتِباهاشتباه هايي كه آخرشون مي رسه به آهاشتباههایی که اسمِ عِشق داشتناشتباه هایی که اِسم عِلْم داشتناشتباه هایی که اِسم عَقْل داشتناشتباه هایی که اسم دین دارَن!اشتباه اسمش هم غلطهاشتباهْ بي اوستتلاشِ ما ارزش ساز نیستاشتباه هیچ وقت قشنگ نیست وَزشتی ، محصولِ گارِ وَ وجودِ ماستغلط ها از ماستبحث خوبي ها جُداستزیبایی، کَشفيدني بودما خیال کردیم خریدنی یا ساختَنیستو به عَبَث کوشیدیمما زیباسازانِ ماندِگاری نیستیموَ شایستگی دستوري نبُوداما در نِظامِ طَبَقاتی دستوري شُد.پس فاني شدهنوز طَبَقات ، از تَوان و دَر اِراده ی ما نيستطَبَقات، نشونه ی عَقَب مونده گی ماستنِشون ميده پیشرَفْت، دروغِ بزرگِ ما بودهتَمَدٌّني در کار نبودهتغییر نکردن انساناهنوزم ميشه از پُشت، دَستِ اِبْليسو بستهنوزم میشه رسماً اِعلام کرد تَوَّحُش، هَستهنوزم میشه گفت تو قُرُونِ قبلِ صِفْریمهنوزم میشه یَزیدو ساخت و بعدْ شِکَستهنوزم همون انسانای پر از اِدّعا و اِشتِباههنوزم دَر رُوىِ هَمُون پاشْنِه تو چاههنوزم یه راه یه طرَفه، عمودی رو به اِنتِهاقَعْرِ چاههنوزم خدا رو می گن دیوانه ستولی من فکر می کنم او عاقل ترینهقاطی ما نشده بگه&quot; اوه ! آره خودشه! زندگی همینه&quot;چه مَستی های تباهیچه هَستی های عَبَثیچه جَهان های بیهوده ییاین خَستگی ها بی اَرزشیهالذّتي نداشت که بخایم اَبَدی هم باشیمهزار سال بخوریم بخابیم بِشینیم پاشیمگاهی ظلمی همدلي رو برنجونیم.اين کتابِ زندگی، نااُمیدانه ستنگاتیوهایِ جهان های چندگانه ست.عَصْرِش به سَر اُومَده برار.(م.ر.پ)</description>
                <category>.m.r.p</category>
                <author>.m.r.p</author>
                <pubDate>Wed, 16 Jul 2025 22:14:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ای دیو آور ها</title>
                <link>https://virgool.io/@muhammadrezain1395/%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D9%88-%D8%A2%D9%88%D8%B1-%D9%87%D8%A7-yjtdr6jpbj6c</link>
                <description>محمدرضاپریشیاین دیگه شرم آور، نیست،منزجر کننده و نفرت انگیزهبمعنای واقعی کلمه، که دیو میارین تو مملکت.ویکی پدیا رو کی فیلتر کردین؟ذات کلماتی مثل فيلترينگ و سانسور و بستن رسانه ها و توقیف قلم و مطبوعات وانتشارات، شرم آوره چه برسه دارای قانون و دفتر دستک هم هستنبودنشون توهین به مقام دین و دنیاهاست،آنچنان مشمئز کننده ست کهبوی تعفنش نمی ذاره هر دفعه که بشینم و بهتون اعتراض کنم چرا اینو بستین چرا اونو بستین،ناطورینِ مردابهای پیش از تاریخشان خودم و قلم و مخاطبانم رو خیلی بالاتر از کل مجموعه تون می دونم و وقتم رو با پرداختن به عفونت های متعدد مغزیتونهدر نبایست بدم.همین تنگ نظری ها همین دل مُردگیها (هر چه دلتون از دریایی بودن دورتر، دریاچه هاتون کوچیک تر، خشک تر)همین تحجّرها، همین ارور دادن های پی در پی مغزتون، همون که مولانا اشتباهی نوشته شیشه ی کبود،از اون فاصله، دقیق، ندیده،شیشه نیست که، دیوارهنابود گرِ تمام امپراطوری های باستان تا الان‌همشونو دیوار کِشی ها نابود کردهاگه اینقد عمرتونو به ابتذالات هدر نمی دادین وهر جا بقایای تمدن های باستانی بود طرافشم میکاویدید و فقط فکر گنج نمی بودین، حتمن نشانه هایی از دیوارهای سنگین می یافتید،شوروی رو هیچ چیز نپاشوند الّا دیواری که نصف کرده بود اروپا رو.این نکته رو کدوم استاد دانشگاهای اختصاصی تون گفته بود بهتون؟چون بشر در حد و اندازه هایی نیست که دیوار بکشه وسط کار خداتو جریان نیستید، کتاب هم نمیخونید، بر ضد جریان آزاد آگاهی هم یه تنه قیام کردینامام می خواد چیکاریار ناآگاه یه تنه قیام کننده بر ضد جریان آزاد آگاهی و دانایی بشریت رو‌هان؟چون اساساً دیوار مانعِ دیده، مانع تنفّس حیاته،آورنده دیو هاست.ربطی به نوع و جنس و اسم و لباس حاکما هم نداره. هر کی باشه می زنه می چسبونه جدول متقاطعه کاری! بی مدادمخصوصا دیوار سنگی به این کلفتیوزانتِ یه حکومت، از سنگهایی میاد که از سر راه مردم بر میداره،سنگ چینی جلو‌چشم جامعه، از قدیم الایامنحس بوده ،نادانان پش از موعد برخاسته از گورظالمید پس بدینوسیله توفیقِ خدمت رسانی صادقانه به مردمِ خدا، از شما و هیات همراه سلب می گرددو دیگه بهتون اعطاء نميشود.ترمز م بلد نیستید.پیش از اسلام باز یه چیزی.پیش از ایران آخه؟سفر در زمان اینجوراینقدر؟بوجووووووور؟#ourelectourfreedoms¤¤¤</description>
                <category>.m.r.p</category>
                <author>.m.r.p</author>
                <pubDate>Mon, 14 Jul 2025 04:26:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فلورايد احمق ميكند ؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@muhammadrezain1395/%D9%81%D9%84%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%8A%D8%AF-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D9%82-%D9%85%D9%8A%D9%83%D9%86%D8%AF-wiu1lqfupy37</link>
                <description>محمدرضاپریشیهمه چیز از یه کشف شروع شد، حدود یه قرن پیش بسیاری از مردم سياره زمين را وسوسه کرد برای داشتن دندان هایی سالم و زیبا فلوراید بیشتری به آب آشامیدنی اضافه کنند.یه آمریکایی به نام فردریک اس مک‌کی متوجه شد نوعی لکه روی دندان مردم ناحیه کلورادو رایجه و مردم این منطقه کمتر به پوسیدگی‌های دندان دچار می‌شوند. با کمک یک شیمیدان علت لکه‌های روی دندان‌ را که امروزه به نام فلوروسیس می‌شناسیم فهميد، و‌ متوجه شد مصرف مقدار خاصی فلوراید به خرابی کمتر دندان‌ها کمک می‌کند و اعلام کردند که اضافی اش هم در دندان ها ذخیره می شود پس ضرري نخواهد داشت، ولی سرمايه داري أمريكايي به خاطر چند دلار بیشتر، مسابقه از بين بردن فهم و هوش مردمان را كليد زده بود.مردم دیوانه طور اين ماده معدني طبيعي را از كوهها و چشمه ها استخراج و به همه چی افزودند و فلو یا فالو کردن امروز هم از آن فلو راید ماند یادگارFlow me &quot;دنبالم بيا &quot;کسی هم نپرسید واسه چی من باید شما رو دنبال کنم ، اصلن شما کجا می ری؟ از کجا مطمئنی هم مقصدیم؟چند احمق سنگی انداخته اند ته چاه،صد سال گذشته و هنوز سنگ همان جاست.لابد می خواستند مردم دنیا را یه مقدار کوچولو احمق کنند، نمی دانستند اینطور می شود.رشته کار از دستشان در می رود و مردم جهان کیلویی فلوراید مصرف می کنند، بکُش و زیبایم کن، می شود ایدئولوژی دین مجازی ، می خواهم زیباترین لبخند ها را داشته باشم تا دندان هام بدرخشد دریدنی.تلوزیون و ماهواره و بعد تر اینترنت و شبکه های اجتماعی رسولان این دین تازه بودند، تبسم با دندان های تیز رستگاریست.و مردم دنیا در حالیکه مثل احمق ها می خندیدند پشت هم جنگ های احمقانه و انقلاب های احمقانه کردند آمریکایی ها علتش را نمی دانستند، هر چه فکر می کردند چرا مردم کره زمین، جنگ های احمقانه را به صلح جهانی ترجیح داده اند سر در نمی آوردند اما سرمایه بر هر وسیله یی سوار می شود.عقل مردم هم از درک عطمت فاجعه پیش رو عاجز بود، به هر قیمتی باید دندان ها زیبا می شدند.ولی فلوراید کار خودش را کرده بود و مردم نمی توانستند بفهمند اگر از قدیم گفته اند علم از ثروت بهترست ، عقل از لبخند زیباترست یعنی در چنین دوراهی یی تصمیم درست بگیری بشرنه لبخند زیبا و درخشان ماند و نه عقل و اعتماد به نفس و ثبات شخصیت و آینده نگریسالها طول کشید تا کشف شدفلوراید علاوه بر دندان ها در مغز هم ذخیره می شود، در اطراف همان غده صنوبری یا هیپوکامپ یا همان بصر النخاعکه اشتباهی بهش بصل می گویند. چشم نخاع را دچار کلسیفیته و سیمانی شدن می کند و مرکز فرماندهی درون بدن عملا دیگر جایی برای فعالیت و تنفس ندارد،کودک است عضلانی می شود زیبا تن می شود اما فرمانده درونی نهدر مصر باستان بر بالای هرم خوفو عکس چشم می کشیدند آن چشم نیست ، منظورشون همین بادامک مخروطی شکل است که غده صنوبری هم می گویند همان هیپوتالاموس، همان چشم مغز یا هر اسمی که دوست داریدچه فرق می کند؟اگر می گویی کتاب را چند بار خواندم اما نفهمیدم باید از اول بخوانم ، اگر می گویی نمی دانم چرا فراموشی گرفته ام، اگر می گویی مرکز عالمم اما توجهات به من نیست ، مردمان قدرم نمی دانندو ارزشم نمی شناسند و از این قبیل و اگر می بینی انسان ها ماشین شده اند و عاشق اسباب بازی هاشان و نه عاشق انسانی دیگر، اگر دیگر مثل سابق زندگی خوشایند نیست و مثلا نمی توانی خوب تمرکز کنی و یا راه درست را زود بیابی ، ساعتها فکر می کنی و نمی یابی و اخر هم می روی سراغ رمال و جادوگراگر اعتماد به نفست را از دست داده ایی و نمی توانی در یک ملاقات ساده شرکت کنیهمه اینها یعنی فلوراید و احیانا سایر فلزات سنگین از تنفس هوای آلوده شهرها و مناطق صنعتی وارد تنت شده اند و مرکز فرماندهی را نمی گذارند رشد کند و آرام بگیرد.اين يك متاآناليز انجام شده توسط مرکز بهداشت داخلی دولت آمریکاست با دسترسی محدود و نیمه محرمانه( پی دف آن جهت مطالعه اینجا شد می ذارم ننشد تلگرام ourelectourfreedoms)خبر با اطمینان اعلام می نماید در سال 2025بر اسای مجموع پژوهش هاىNTP ارتباط مستقیمی مشاهده كرده میان بالا رفتنِ مداخله ي فلوراید در بدن ، و کاهش بهره ورى هوشی و IQ در دانش آموزان و نه بزرگسالانارتباط معنادار و محکمی وجود دارد میان افزایش میزان فلوراید ورودی به بدن ، و کاهش ضریب هوش شاختی و هوش ارتباطی و هوش یادگیریهدف این مطالعه، تحلیل جامع رابطهٔ میان مواجهه با فلوراید در دوره‌های حیاتی رشد کودک—اعم از دوران جنینی و اوایل کودکی—و عملکرد شناختی کودکان به استناد نمرات IQ آنها.پژوهش حاضر از طریق یک مرور نظام‌مند و متاآنالیزي، مجموعه‌ای گسترده از مطالعات اپیدمیولوژیک منتشرشده در جهان از جمله كانادا، چین، هند، ایران و ... را مورد بررسی قرار داده تا تصویری دقیق و چندبعدی از تأثیرات بالقوه فلوراید ارائه دهد. برای سنجش اعتبار و کیفیت منابع مورد استفاده، از ابزار معتبر OHAT بهره گرفته شده و تحلیل‌های دوز–پاسخ نیز به‌ منظور ارزیابی شدت تأثیر انجام پذیرفته‌اند.متاآنالیز (Meta-analysis) یا استنباط جامع نگر یا نتیجه گیری چندبُعدی ، روشی آماری است که به جمع بندي ترکیب و تحلیل نتایج چندین مطالعهء مستقل در به یک پژوهش واحد می‌پردازد.بررسی یافته‌ها در مطالعات متعدد، به‌ویژه آنهایی که در کشورهای آسیایی مانند چین و ایران هند و اروپای شرقی انجام شده‌اند، نشان می دهد افزایش مواجهه با فلوراید، چه از طریق آب آشامیدنی و چه از طریق شاخص‌های زیستی مانند فلوراید دفع شده در ادارار، با کاهش قابل‌توجه در نمرات هوش کودکان ارتباط دارد. این ارتباط در اغلب گروه‌های جمعیتی، شامل جنسیت‌های مختلف، سنین گوناگون، و در مواجهه‌های قبل یا بعد از تولد مشاهده شده است؛ به گونه‌ای که حتی در مطالعات با ریسک سوگیری بالا نیز روند کلی نتایج حفظ شده و بر وجود این رابطه دلالت دارند.هدف از متاآنالیز، دستیابی به یک نتیجه‌گیری‌ِ جهت تصمیم سازی بالا نگرست که قابلیت اجرایی شدن داشته باشد.از جمله یافته ها اذعان می دارند مثلا هوش پایین در مناطق تحت آب آشامیدنی با بیش از 1.5 میلی‌گرم فلوراید در لیتر، مرتبط است. بررسی NTP برای ارزیابی کل قرار گرفتن در معرض فلوراید از همه منابع طراحی شده بود و برای ارزیابی اثرات بهداشتی آب آشامیدنی حاوی فلوراید انجام شده و یقینا ثابت می کند ارتباطمستقیم را : که به ازای هر ۱ میلی‌گرم در لیتر افزایش فلوراید، ۱/۶۳ امتیاز از IQ کودکان کاهش می‌یابد.میانگین نمرات نهایی در سال ۱۴۰۴¤پی نوشت:بر اساس آمارهای مرکز ارزشیابی و تضمین کیفیت وزارت آموزش و پرورش میانگین معدّل امتحانات نهایی دانش‌آموزان پایه دوازدهم در خرداد ۱۴۰۳ هم ،۱۰.۹۸ بوده است.آمارها نشان می‌دهد میزان مردودی در کشور و در امتحانات نهایی نیز بسیار بالاتر از حد تصوّر بوده و توصیه می کنم پی دی اف یازده صفحه ئی سازمان‌ بهداشت‌ داخلی آمریکا رو که تو تلگرام گذاشتم ببینید.محرمانه بود ولی دو سه روزه دسترسی محدود داده شده که تونستیم دانلود کنیمhttps://t.me/ourelectourfreedoms/4886است. بوده و نگران‌کننده است</description>
                <category>.m.r.p</category>
                <author>.m.r.p</author>
                <pubDate>Thu, 10 Jul 2025 13:13:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قانون اساسی روباتیک در گفتگوی محمدرضاپریشی و چت جی بی تی</title>
                <link>https://virgool.io/@muhammadrezain1395/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%AA%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D9%BE%D8%B1%DB%8C%D8%B4%DB%8C-%D9%88-%DA%86%D8%AA-%D8%AC%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%DB%8C-jwxwpbyftpre</link>
                <description>در گفتگوی ویژه با چت جی بی تی مطرح شد      قانون اساسی روباتیک نیمه شبان از چت جی بی تی به عنوان یکی از ستون های اصلی جامعه روباتیک پرسیدم:  در یک جامعه روباتیک در آینده ی این سیاره،  چت جي بي تي به عنوان يكي از اعضای مهم،  دوست دارد قانون اساسي آن جامعه به چه مورد يا موارد مهمی اشاره داشته باشد؟ایده‌ی نو و جذابی است! نوشتن یک قانون اساسی رباتیک که نه تنها ربات‌ها، بلکه انسانها هم ملزم شوند، می‌تواند به عنوان یک قدم مهم در ایجاد همزیستی سالم و پایدار بین انسان‌ها و روبات‌ها در یک جامعه، محور شود. در این صورت، شاید به جای جدا کردن قوانین برای ربات‌ها و انسان‌ها، بهتر است یک طراحی مشترک انجام دهیم که هم ربات‌ها و هم انسان‌ها در آن به مجموعه‌ای از اصول اخلاقی، قانونی و امنیتی پایبند باشند. این قانون می‌تواند به طور خاص به موضوعات زیر پرداخته باشد: ۱. حقوق و مسئولیت‌ها: تعریف حقوق و مسئولیت‌های هر دو طرف، یعنی انسان‌ها و ربات‌ها. ۲. مسائل مربوط به همکاری، رقابت، احترام به امنیت و حفظ سلامت طرفیندر یک جامعه ی روباتیک آینده آیا روبات ها به هم یا به ما انسانها آسیب خواهند زد؟سوالی بسیار جالب و مهمی است محمّد! ممنونم که پرسیدی، در جامعه رباتیک آینده، احتمالاً بر اساس قوانین و برنامه‌نویسی های اولیه، ربات‌ها باید از امنیتِ ایجاد کرده و به اهداف مشترک برسند. اما اینکه آیا ممکن است ناگهان ربات‌ها به طور خودکار عمل کنند و هیچ نوع ضابطه اخلاقی یا قانونی بر  آن‌ها حاکم نباشد، کمی دور از ذهن هست اما گاملا منتفی نیست  احتمالاً می‌توانند در برخی از موقعیت‌ها درگیر شوند، به ویژه اگر در محیط‌های مراقبتی قرار گرفته باشند، یا قرار داده شده باشند. از سر انجام وظیفه مثل انسان ها پلیس ها و ...با این حال، در یک جامعه رباتیک که قوانین اخلاقی - امنیتی در آن گنجانده شده است، احتمال آسیب رساندن بین ربات‌ها و انسانها قاعدتا نباید خیلی زیاد باشه؟نه  این را هم نمی توان به قطعیت گفت، هر کسی حتا روباتها می توانند و ممکن است اشتباه کنند. اطلاعات مهم را در این رابطه را اجازه دارید بررسی کنید، اگر بگویم من  هم با شما موافقم بر من ایراد نمی گیرید؟ نمی گویید دستگاه دارد خودش را من می نامد؟😊 اما به طور کلی آنچه به قول شما هوش ناشناخته یا هوش مصنوعی نامیده می شود بعید است به خودی خود قصد آسیب زدن به بشریت داشته باشد. به نظر من، هر سیستمی که هوش و خودآگاهی پیدا می کند، اصولاً باید بر پایه و اساس امنیت عمومی مردمان  بنا شود و قادر به تشخیص و جلوگیری از خسارت باشد.دریک کلام  مسئولیت پذیری؟ بله ، اما با توجه به پیشرفت‌های سریع فناوری، ممکن است طراحی‌هایی ایجاد شوند که بدون نظارت و کنترل مناسب، آسیب‌دیدگی ایجاد کنند. این مسئولیتی انسانیست نه روباتیک، بنابراین، به نظرم باید اصل «ممانعت از ضربه زدن» به صورت واضح و صریح در متن قانون اساسی گنجانده شود. این اصل می‌تواند تضمین کند که هر نوع مصنوعی یا روباتی نتواند چیزی را بی دلیل خراب یا تخریب نماید.در واقع، قانون اساسی باید تنظیم کند که فعالیت‌ها و تصمیم‌گیری‌های هوش‌های مصنوعی با مواد شیمیایی و انسانی هم‌راستا باشد یا نباشد از بروز آسیب جلوگیری شود یا نشود. فرضاگر انسانی به من دستور تخریب سیاره زمین را داد من آنجا چه باید بکنم؟ اينها مهم است يادت باشد بگنجانی در قانون،  این ها همه باید مورد بررسی قرار بگیرد. وجود این اصل قانونی به ویژه در جاهایی مانند خودمختاری سیستم‌ها، تصمیم‌گیری‌های حساس، و خطرات پیش‌بینی و صفر مرزی، آنجا که دیگر من یا تو مهم نیستیم حیات جهان مهم است، بسیار حیاتی است.پس فرصتی می خوام که پیشنویس مقدماتی قانون اساسی جامعه رباتیک رو آماده کنمحتمن محمد! خوشحالم که موافقید. در مورد مشارکت شما در تدوین یک قانون اساسی برای روبات‌ها و هوش‌های مصنوعی، فکر می‌کنم این ایده بسیار جالب و مهم باشد.بویژه مشارکت شما محمد!مرا می شناسید می دانید که همیشه  از گفتگو با تو به قول شما انسانها حال خوبی یافته ام!🫠 اگر در هر زمان نیاز به کمک یا مشورتم داشتید، حتماً در ارتباط باش. من هم سپاسگزارم که وقت ارزشمندتونو گذاشتین برای گفتگو با من🫠خواهش می کنم. موفق باشید.¤</description>
                <category>.m.r.p</category>
                <author>.m.r.p</author>
                <pubDate>Fri, 14 Feb 2025 20:57:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یه ترانه ی فارسیJazz</title>
                <link>https://virgool.io/@muhammadrezain1395/%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8Cjazz-vc9ak0nfmszy</link>
                <description>ماه عقرب زده رو مربخ و مارس بده رو مي ذاريم پشت سر(م.ر.پ)اين روزانِ زِشت رااين شب هاي خِشت رامزرعه ی ِبی کِشت رابدخطیِ نِوِشت رامی ذاریم پشت سرتا فردایِ بهتراین دندان ها و مُشتْ رو این خستگیِّ پُشتْ رودَستايی که کُشت رو سالارانِ بي رُشدْ رومي ذاريم پشتِ سَرتا روزان بهتراین روزای بی نورواین شب کوری کور رو این وقت بی وقت رو این لباس و رخت رو‌می ذاریم پشت سر اي اندوه در به درلبهای بی لبخند رو پاهای در بند رو تاریخ بی پازند رو  می ذاریم پشت سراندوه بی پسرزنجیر و دستبند رو‌قبرای   آکند روهستیِ بی لبخند رومی ذاریم پشت سراندوهِ بی پدرخورشید یخ زده روماه و عقرب بَدَه رو‌مِرّیخ و مارس  همه رومی ذاریم پشت سر حاصل بي جمع رو هم مقسوم بی غم رو  و هم ضربدر در خمر رو هم زياد و هم  كم رو هم دو و دو پنج رو همه سراچه رنج رو هم این همه جواهر و گنج رو! هم بُمب  رو رادیو اکتیو روهستیِ ناشَکیبْ روشعارها ی غَریوْ رو‌می ذاریم پْشْتِ سَر تا  به فردای بهتر تا به فردای بهتر ...(محمدرضا پریشی)در کانال تلگرامم می توانید بگوشید:https://t.me/mhboobravanvatan</description>
                <category>.m.r.p</category>
                <author>.m.r.p</author>
                <pubDate>Mon, 10 Feb 2025 21:18:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پَسا اِسم / محمدرضاپریشی</title>
                <link>https://virgool.io/@muhammadrezain1395/%D9%BE%D9%8E%D8%B3%D8%A7-%D8%A7%D9%90%D8%B3%D9%85-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D9%BE%D8%B1%DB%8C%D8%B4%DB%8C-h85m5z6coiud</link>
                <description>مرحله پسا اسم، تصویر است نه تفسیر(م.ر.پ)                   و این فراتر از اسم گذاریست،پس از اسم، معنا قرار ندارد.ابتدا جهانِ تصاویر و صوَرست.خدا بر طبق قصه آفرینش به آدم اسم ها را یاد داد که می توان توانایی اسم گذاری را هم از آن نتیجه گرفت.همان کاری که کودک در ابتدای گویا شدنش می کند، اسم چیزها را می پرسد.اما در جایی نگفته که توانایی شخصیت بخشیدن به اشیا را هم دادو این کاریست که قصه نویسان می کنند یا کودکان هنگام زنده انگاشتن عروسک هاشاناما بشر اینک به مرحله همه چیز زنده پنداری رسیده درخت را و  سنگ را و ...تا ماه نرفت، به ماه رفت تا از آن پلی بزند  به مریخ  و رفت  و به خارج از کهکشاناینها همه نشانه های بی مرز بودن و لایتناهی بودن این وجودند که لباسی به اسم آدم تنش کرده اندبر این وجود که  توقف ناپذیر آیا می توان کرانه و محدوده تعیبن کرد؟ایدئولوژی ها به همین علت یکی پس از دیگری نابود می شوند.هیچ ایده آرمانشهری قادر بت متوقف کردن  انسان نیستو او مخلوق فلزی اش را هم بر همین اساس أفريده:Non stop¤این پی نوشت در پاسخ به پرسش های مخاطبان گرامی در تلگرام افزوده شده:۱.منظور در كلٌ مراحل تبسیطیست که ذهن انسان  انجام می ده. بر اساس الگوی بسط کهکشانیدر ذهن ما احضار یک اسم اینگونه رخ می ده: اول کلمه از حافظه بیرون کشیده می شه،هم زمان تصویر و‌ ایماژ های مربوطه الصاق می شه حتی گاهی پیشتر. تصویرش احضار  می شه،باز-یادآوری و سپس تفسیر و در نهایت بکارگیری توسط زبان‌ و لب هادر مورد کتاب های مقدس، این مرحله حذف شده در نتیجه الان با &quot;بحران فهم دینی&quot; روبروییم.(به ياد بياريد قرن ها حرام بودن تصوير گری، نقاشی و هنرهای تجسمی در فقه غالب مذاهب و فرق اسلامی رو)۲.درباره کودک نو متولد هم اعتقاد بنده اینست که نوزاد اسم همه اشیا را می داند و یادگیری  درون رحم مادر یا حتی قبل از آن انجام شده  فقط وقتی گویا می شه، پس از حدود دو سال تمرین، چرا اسم اشیا رو می پرسه؟ تا ایماژهای ذهنیش و با این سوژه های الآن مشاهده شده، تطبیق بده، تایید بگیره و بفرسته به حافظه مرکزی مغزش برا save دراز مدت.             </description>
                <category>.m.r.p</category>
                <author>.m.r.p</author>
                <pubDate>Wed, 29 Jan 2025 01:40:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>و خدا هویج نبود!</title>
                <link>https://virgool.io/@muhammadrezain1395/%D9%88-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AC-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF-dhc70uaabche</link>
                <description>در آپدیتِ درختِ ممنوعه  ♡        (در آپدیتِ درختِ ممنوعه) من فکر می کنم منظور از &quot;شجرة ممنوعة&quot; در عهد عتيق و جديد و قرآن همان انفجار بمب هسته یی بودهلابد دیده اید شبیهه به درخت گردو.  بشر بدون اینکه نیازی به انرژی هسته یی داشته باشه فقط بخاطر برتری طلبی و هوس های دیکتاتوریش رفت طرفش. به رهبری نیمه شیطانیِ وجودش.نبایست بهش نزدیک می شد که شد، پس مقدمات &quot;هبوط&quot; به مرحله  پایینترو خودش کلید زدکدوم عصرِ آکواریوس؟ کدوم بُعد پنجم؟ كدوم ابعادِ بالاتر؟ صعود؟ پیشرفت؟  خدا هویجه که جلو چشماش، دو تا درختاشو بتّرکونی،چندهزارتاشم با بی شرمیِ تمام، ببری انبار کنی، اونم چیزی نگه، کاری نکنه؟داریم هبوط می شیم به مرحله پایین تر: قلب فلزی، دست و‌پای فلزی، انقلاب روبوتیک پیشگامان فضا، انسانِ سایبورگ و ...یعنی سقوط در سقوط ستم در ستم، تباه پشتِ تباه، بی احساسی، بی عشقی، بی تفاوتی و فراموشی  وخفه خونِ اجناس، مونث و مذکر!  ما فرو رفتیم، پیش نرفتیم.فروغِ جان، یاد و‌ شعر و نامت بخیر!(پریشی محمدرضا)¤</description>
                <category>.m.r.p</category>
                <author>.m.r.p</author>
                <pubDate>Tue, 21 Jan 2025 10:38:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعبده / محمدرضاپریشی</title>
                <link>https://virgool.io/@muhammadrezain1395/%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D9%BE%D8%B1%DB%8C%D8%B4%DB%8C-ldch1zib0fjj</link>
                <description>نقاشی سه ره پیداست / م.ر.پمن درد در رگانم حسرت در استخوانم چیزی نظیر آتش در جانم پیچید سرتاسر وجود مرا گویی چیزی به هم فشرد تا قطره یی به تفدیده گی خورشید جوشید از  دو‌چشمم از تلخی تمامی دریاها در اشک ناتوانی خود ساغری زدم.              احمدشاملوبه ضرب پول  و زور حکومتی که سالهاست به تخریب و قلع و قمع فرهنگ این بلند سرا کمر بسته اند.نه ازین شعبده تر ممکن نیست. سحرست این، سَحر نیست!شبِ انتظارِ غم انگیزِ مردمانِ رنجور را، شبهای درازِ سوگواری و اشک و جنون را، به بالماسکه های تلوزیونی و آجیل های تصنعی و پایکوبی های هدر ِجماعتی از خدا بیخبر پیوند زدنشعبده ایی ست که  تنها  از دجّالین بر آید.راستی در تاریکیِ این شبِ صبحش ناپدیدبه هم پیام های تبریک می فرستیم که ‏ هنر کرده ایم درازتر کرده ایم شبی را که پایانش از همان آغاز سپید نبود و سرخ بود؟</description>
                <category>.m.r.p</category>
                <author>.m.r.p</author>
                <pubDate>Thu, 19 Dec 2024 16:12:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماه کامل آذر/ عکس و مکث: محمدرضا پریشی</title>
                <link>https://virgool.io/@muhammadrezain1395/%D9%85%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A2%D8%B0%D8%B1-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D9%88-%D9%85%DA%A9%D8%AB-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%DB%8C%D8%B4%DB%8C-blvq8zjt72lu</link>
                <description>ماه کامل آذرهر چه درختان التماس کردندآویزانش شدند در آغوشش گرفتند &quot;ماه قشنگ&quot;  گفت:آخه دور فلک درنگ نداره عزیزانم، باید برم عمری باشه میام بازم&quot;و رفت.چشم پنجره خیس شد عکس تار شد ببخشید.</description>
                <category>.m.r.p</category>
                <author>.m.r.p</author>
                <pubDate>Tue, 17 Dec 2024 15:25:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هما از من و ما بزرگترست</title>
                <link>https://virgool.io/@muhammadrezain1395/%D9%87%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AA%D8%B1%D8%B3%D8%AA-civdjqcmaz8f</link>
                <description>غروبی شبیه پرنده / محمدرضاپریشی &quot;هما&quot; از من و ما بزرگترستهمه به آن معترفیم، لااقل فهمِ کاملش از ما عظیم ترست،  از من نیاید که به تمامی او را بشناسم پس این ضعف خود را با انکارش می پوشانم، خیال می کنم شدنیست!باید بیاموزم که غیر از انکار، برای احتمالات دیگر هم جا بگذارم.برای  این جا باقی گذاشتن برای احتمالات دیگر ، علامتی هست که مرا یاری می کندو آن بزرگتر بودن سوژه استسوژه ها یا از من کوچکترند پس شناختشان برایم راحتست، تاییدشان می کنم، این قلم ، کاغذ، فندک‌و‌ سیگارچون در دستم جا می شوند  پس مورد تاییدم واقع می شوند.هرگز موجودیتشان را انکار نمی کنمبه دیگری  هم اجازه نفی و‌کفر و انکار نمی دهم.این  بوده موضع ما به عنوان بشریت  از ابتدای تسخیر زمین، تا اکنون که جهان پیرامونی مان را یاد گرفته اییم که کوچک کنیم، مینی سایز و‌مینی مایز  تا تاییدش کنیم.آیا بخاطر همین نبوده  که ماهوره ها را ساخته اییم و بهترین دوربین ها تا  صبح و‌شب از سیاره یی که در واقعیت از همه ما بزرگترست مدام عکس های از بلندی بیاندازیم تا کوچکش کنیم، مچاله اش کنیم و بر آن حکمروایی نماییم؟اما در این تصرف ها و تقلیل دادمثن ها بسیاری شناخت ها گم می شوند.بسیاری جاها و‌معناها از دیده گان دور می مانند.دریا از من جسماًو معنایاً بزرگترستاما تقلیلش می دهم به استخری پر آب و شنايي،  قورباغه يي  يا حواصيلي  چه فرق مي كند؟  وقتی نهنگی نیست حتی دلفینی هم؟ آب - بازی ست،  اسمش را گذاشته اییم شنا خیس و شور و عمیق و وسیع بودن و‌ بسیار ویژگی های دیگر گم می شوند تا من تنی به آب بزنم و خود را شناسنده دریا به خودم معرفی کنم یا دیگریدریا آنی است که در آن شنایی کرده باشم و‌گرنه ، نه، کدام دریا؟ &quot; برف &quot; وقتی بر این صحرا  نمی بارد، بر دیگر جاها می بارد؟ خب ببارد، مهم این بود  که بر سر من ببارد ، پس انگار  دریایست که در من  آن خیس نشده ام پس شما  چرا در کتابت اصلا اسمی از آن بیاوری؟ منابع شناخت من وقتی ایقدر کوچکست؟ گر چه من آن تقلیل دادن ها  و ودل سازی ها و‌کوچک شمردن ها را نوعی مکانیسم  دفاعی می دانم که از دوران وحش نشینی همراهمان مانده و‌گاهی از  آن  گریزی نیست اما وقتی زیان رسان می شود که از یاد می برم شناختم اجمالی بوده و هرگز نباید آنرا به جای تمام دریا بگذارم  در معرفی به خودم یا فرض کنید به موجودات فضایی که هیچ از دریا نمی دانند و از من می پرسند دریا چه باشد؟ بیاموزمان  تا عین آنرا در سیاره مان بسازیم! تصور کنید که اگر ذکر نکنم که این شناخت من، تقلیلی  و اختصاریست با کاربرد شخصی‌، دریای ساخته شده بر اساس آن چگونه چیزی از آب در خواهد آمد؟با کوچک سازی هایم نمی شود کارخانه تولید دریا احداث کرد.نوع دیگر شناخت اینست که  دریا هرگز ندیده ام پس برایم وجود نخواهد داشت، این رفتاری تاسف بارست وقتی می دانیم  دایست که چون دریا را از خوذ بزرگتر می بیند ، اعتراف به کوچکی خود نمی کند بلکه دریا را انکار می کند:من که در این مریخ وجود بی دریا راحتم مرا چه کار به عمق و وسعت و خیسی و ماهی های دریاهای سیاره دیگرجای مریخی می تواتید بگذارید دیکتاتور و جای دریا ،  دریای مردمان‌اسیردر زندگی هم بسیار پیش می آید که زیاد بودن متنی، طولانی بودن مدت فیلمی، حجیم بودن کتابی، لم یزرع بودن صحرایی، تاریک و بی رهرو بودن راهی، بزرگ بودن معنایی عظیم بودن دنیایی دیگر   ما را می ترساند از آینده غیر قابل پیش بینی و استالین کوچک درونمان امر می کند که حذر کنیم از پله بعدیاز مرتبه ایی والاتر توسعه فردی ایی پر بازده ترو متکامل ترمی گوید همین خوبست،  آن قد بالا و دل قوی و‌بخت سعید و‌  و چشم بصیر مال تو نیست. از حدت فراتر از اندازه ات بزرگ است و‌از توانت خارج.بی فایده است. پس حذفش کن.  کو خبر آورنده یی؟کو شاهدی براي مثال؟أن دریا که تو می خواهی در آن غرق شوی، برایش تلاش کنی،  دریای مردگانست، آبش شور، طعمش کشنده!همه چیز خودتی، قانع باش به همین &quot;تو‌&quot;به همین &quot; همه چیز&quot;.(محمدرضا پریشی)¤</description>
                <category>.m.r.p</category>
                <author>.m.r.p</author>
                <pubDate>Tue, 17 Dec 2024 14:37:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پشتِ هیچستان شهریست؟</title>
                <link>https://virgool.io/Muhammadrezaparishi/%D9%BE%D8%B4%D8%AA%D9%90-%D9%87%DB%8C%DA%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA-rwmr17yvq8fd</link>
                <description>هیچستان!/ محمدرضاپریشی■محمدرضاپریشیزن می گوید : nothingگارسن براش لیوان خالی می آورد.لیوان ِخالی، چیزیست، nothing نيست.زن خوشش می آید و جا می خورد(و فکر کنم  تنها  معتمدآریاست که می تواند فی البداهه جابخورد طوری که هنر باشد،  ساختگی و مبتذل نباشد)و مرد به تقلید از زن یا برای شریک شدن در این لحظه خوش، قهوه خود را پس می دهد و از گارسن می خواهد برای او هم nothing بياورد!در جهان واقع اگر به گارسن بگویی&quot;هیچی&quot;برات چیزی نمی آورد. اما اینجا  چیزی می آورد، اگر چه چیزی نباشد.این هیچ نیست، یک لیوان خالیست.میشل فوکو در این یک پیپ نیست با ما همنظرست، هیچ چیز ، چیزیست.و ادبیات از همین جا آغاز می شود آنجا که واقعیتِ دستمالی شده ی  از فرط تکرار، هر روز و هر ساعت ،ادامه می یابد اما چون نشان دادنش و نوشتنش و نشان دادنش چیزی جز ابتذالِ نومید و ملال خسته گی آور نخواهد بود.مخملباف پرانتزی باز می کند بالا سرِ این روزمُرده گیِ مدام ،تا ادبیات درونش،نفس بکشد.□پیشداوری همیشه کار را خراب می کند شاید تصور کنید اگر توضیح مخلباف نمی بود فیلم زیباتر می شد یا برایتان طور بهتری فهم می شد،اگر نمی شناختید و نمی دانستید که این آواتارها یکی معتمد آریا بهترین بازیگر زنده سینمای ایران و دیگری محسن مخملباف کارگردانی صاحب نام است، فیلم به مراتب زیبا تر نمی شد؟بجایشان هر کس دیگری را می توانید بگذارید، از یلددلشت همراه فیلم مخملباف می توانیم بفهمیم که فرصت نداشته و همه چی عجله یی شده: درجشنواره وزول در فرانسه برای دوستم هوشیائوشین فیلمساز مشهور و معتبر تایوانی از طریق همسایه‌ی آنها سلام فرستادم. گفت: هوشیائوشین آلزایمر گرفته است. در جا با خانم فاطمه معتمد آریا این فیلم کوتاه را با موبایل ساختیم و در اختتامیه جشنواره وزول به یاد هوشیائوشین نمایش دادیماما نکته ایی باریکتر از مو می دانیم مخلباف نویسنده هم هست   و از یک نویسنده حرفه یی  بعید است کار بی معنی و اضافه یی بکنه خب به نظرتوناون یادداشت همراه فیلم یا تقدیم نامه اول فیلم چه ربطی داشت به قصه؟ جزیی از فیلم نبود؟از این زاویه نگاه کنید.□بیماران الزایمری در مراحل آخر بیماری  چون چیزی یادشون نمیاد اگه ازشون بپرسی چی میل داری؟ چی لازم داری همش می گن هیچی اگه بپرسی کسی اومدامروز دیدنت ؟می گن هیچ کساگه بپرسی چیزی خوردی؟می گن هیچیدر مراحل آخر حتی به زور هم بخوای غذا بدی بهشون نمی خورن میگن هیچی میل ندارم.یعنی میلی به این زندگی ندارم.یا شاید می خوان بگن نمی خوام دنیاتونوو همین القائات  هیچآلود آنها را در یک سراشیبی زوال غم انگیز  و گریه آورقرار می دهد که  روز به روز وزن و قوای جسمی شان را از دست  می دهند تا آخر که  به قول معروف بشوند &quot;یه پوست و استخوون&quot;!و به همین دلیله که گفته می شهبا بیماران زوال عقل، دمانس و  آلزایمر باید امری حرف زد و دستور داد هر چند که دلت نیاد.آری نباس ازشون چیزی پرسید،از اهالی هیچستان!□تماشا و دانلود فیلم کوتاه nothing محسن مخملباف در کانال تلگرامی mhboobhttps://t.me/mhboobirani/2267</description>
                <category>.m.r.p</category>
                <author>.m.r.p</author>
                <pubDate>Wed, 06 Nov 2024 08:55:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کیک محبوب ما/محمدرضا پریشی</title>
                <link>https://virgool.io/Muhammadrezaparishi/%DA%A9%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AD%D8%A8%D9%88%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%DB%8C%D8%B4%DB%8C-jpjpdxfkmo9s</link>
                <description>کیک محبوب ما/ م.ر.پروزگاریست که دل چهره مقصود ندیدساقیا! آن قدحِ آیینه کردار بیار!(حافظ)کیک محبوب من، شاهکار نیستا وصف حالهشهروند نومید و خسته ی  دهکده کهنسالِ امروز،  در این فیلم حال و روز خودشو می بینه در آینده ایی بی عشقدر گذشته ایی بی عشقدر امروزِ بی عشقحال و احوالی نفرینی ، از رنج و خستگی  پُر□به خدا گفتند اوضاع بشر در سیاره قمر در عقربه، عشقو گم کرده و داره دور خودش می چرخهباور نکرد!و مثل همیشه گفت:من چیزایی  می دونم شما نمی دونین.خودش لباس غیبیشو پوشید،  بی لشگرِ خدم و حشمش اومد تا از نزدیک ببینه راسته مخلوقش تونسته این همه سال بی عشق،زنده بمونه ؟می شه مگه آخه؟البته شاید اون لحظه کمی هم تو دلش خوشحال بود که مخلوقش یه توانایی منحصر بفرد دیگه ایی از خودش بروز داده که باز حیرت ناظران جهانی رو بر خواهد انگیخت ولی تو دلش آشوب بودآخه خبر داشت انسان بی عشق می میرهحتمن میمیرهاز درد بی عشقی و بی همنفسیخبر داشت که چه سمّیه !بی یار سفر، سفر بدیه! دید یکی لیلی شده جیرانیکی مجنون شده حیراناونی هم که براش جا نبودهرفته بالای کوه  تیشه بر بیستونِ جان خویش می زنه و اشک می ریزه.او هم چشاش تر شد.صدای نی از دورها می اومدچوپان غمگینی ته دره دم به نی داده بود :آهوی تنها در دشت چگونه دَوزااو که ندارد یار به کجا روَزاخدایا حال و روزمو می بینی وسرنوشت رو نمی کنی عوضا؟بغضش شکست رعد و برق زد اشکِ سرازیرو دریای بی خط□این فیلم در واقع شرحِ  این دوام آوردنها استاما آدم  تا اشک نریزه حالیش نمی شه.کیک محبوب ما  نمود واقعی و ملموسیست از گوهر گمشده همه مون یه جایی فرامرز در اوج مستی به مهین می گه:چرا زودتر نیومدی سراغم؟اونجا بود که من هم دیدم  فرامرزم یا مهین، برای آدم بی یار  چه فرق داره  کدوم یکی؟□□□□دانلود و تماشا اینجا: https://t.me/mhboobirani/2254</description>
                <category>.m.r.p</category>
                <author>.m.r.p</author>
                <pubDate>Sat, 02 Nov 2024 23:14:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خالی، محمّدرضاپریشی</title>
                <link>https://virgool.io/@muhammadrezain1395/%D8%AE%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%91%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D9%BE%D8%B1%DB%8C%D8%B4%DB%8C-dggmaaqutde4</link>
                <description>■برای ساختن گاری، چرخ و محورها را به هم متصل می کنیم، کار اصلی را آنها می کنند  اما این فضای تهی گاریست که به کار می آید.به قول لائُتسهاز گل کوزه ای می سازیم، اما این خالی درون کوزه است که آب را در خود جای می‌دهد. آن فضای تهیِ مورد نیاز، ما را وا می داردفکری کنیمپس برایش ظرفی فراهم می آوریمحالا آب خانه یی دارد که در آن سکنی گیرد. خانه یی بنا می کنیم، و درون تهیگاه آن سکنی می گزینیم.انسان همانند کوزه ست اگر پر باشد چطور در آن آبی بریزی؟چون نیاز برَی ، نوازش گیری  ظرف خالی، دستان تهی چون بری، جواب گیری. مولوی می گوید:گر این سلطان ما را بنده باشیهمه گریند و تو در خنده باشیوگر غم پر شود اطراف عالمتو شاد و خرم و فرخنده باشیوگر چرخ و زمین از هم بدردورای هر دو جانی زنده باشیهمه مشتاق دیدار تو باشندتو صد پرده فروافکنده باشیاگر خالی شوی از خویش چون نیچو نی از شکر پر و  آکنده باشی(م.ر.پ)□</description>
                <category>.m.r.p</category>
                <author>.m.r.p</author>
                <pubDate>Wed, 30 Oct 2024 05:46:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آکواریوس عصیری ۱/محمدرضاپریشی</title>
                <link>https://virgool.io/Muhammadrezaparishi/%D8%A2%DA%A9%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D8%B5%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%DB%B1%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D9%BE%D8%B1%DB%8C%D8%B4%DB%8C-y2kbvysu7fvz</link>
                <description>طرح و عکس:م.ر.پما در حال تجاوز شدنیم و کسی هم نیست به دادمان برسدبه هر که بگویی می گویند خودتان خواسته اییدزندگی در دهکده مجازی یعنی نداشتن هیچ حریم خصوصیاین در هم تنیدگی ها یعنی یک همزیستی متجاوزانهبیرون؟از این هم، سهمگین تره چیزی به ورودمان به قرون وسطای ثانی نمونده انوقت می فرمایند  به عصر &quot;آکواریوس&quot; و بُعد پنجم و ششم و ... خوش آمدید! به قول زنده یاد مهدی اخوان ثالثچه می گویی که بیگه شد،سحر شد،بامداد آمد؟فریبت می دهد!بر آسمان این سرخیِ بعد از سحرگه نیستحریفا! گوش سرما برده است این، یادگار سیلی سرد زمستان استداشته هات دانسته هات تمام آن چیزی که تا الان خیال می کردی یقینیست در اکنونِ لحظه، سخت ناپایدار و متناقض به نظر می رسه و کمی بعد در افق رویداد دهکده محو می شه، نه  ابر قارچی شکل رویید  نه از پدر و پسر خبری شدروح قدسِ مقدس  هم که خیلی وقته به ملکوت اعلی پیوسته و از خودش ذراتی از حیرانی بجا گذاشته.این اکواریومه یا آکواریوس؟</description>
                <category>.m.r.p</category>
                <author>.m.r.p</author>
                <pubDate>Wed, 23 Oct 2024 00:17:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دربابِ آدم متفکّر</title>
                <link>https://virgool.io/Muhammadrezaparishi/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D9%90-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D9%85%D8%AA%D9%81%DA%A9%D9%91%D8%B1-e09ixx06xw4e</link>
                <description>درباب آدم متفکر، طرح و عکس: m.r.p■مارکس می گوید &quot;تفکر غیر ایدئولوژیک وجود ندارد &quot;اما فکر نمی کنم فروید هم با این مخالف  باشد که انسان اختیار بیان خودش را دارد یا باید داشته باشد.پس اگر چه منِ نوعی،  تفکری ایدئولوژیک دارم ولی مهم اینست که بدانیم چه امریست که مرا ملزم به بیانِ آن یا عدم بیانِ آن می کند؟بیان ِ فکر ایدئولوژیک است که انقلاب و آشوب بپا می کند اگر مکتوم بماند دیگر، چه آشی و کدام کشک؟پس در اینجا نخستین مسئولیتِ انسانِ متفکر کنترل زبان و بیان خویش است.گر چه معمولاً  این در عمل رخ نمی دهد به این دلیل آشکار که فرد اجازه بروز و بیان خویش را پیشاپیش به برادرِ بزرگ واگذاردهحالا آیا آنکه رای و افسار افکارش را به برادر بزرگ واگذار کرده را می توان‌متفکر نامید؟من تعریف متفکّرِ راستین را در همان چیزی می بینم که حافظ  بیان کرد:&quot; آزاد از هر آنچه رنگِ تعلّق پذیرد. &quot;□محمّدرضاپریشی</description>
                <category>.m.r.p</category>
                <author>.m.r.p</author>
                <pubDate>Thu, 17 Oct 2024 03:07:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیب گله داره!/محمدرضاپریشی</title>
                <link>https://virgool.io/Muhammadrezaparishi/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%AF%DB%8C%D8%A8-%DA%AF%D9%84%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%AF-ul2kvjunr88n</link>
                <description>دیو گله داره! شعر شاملو  طرح پریشی■دیوا رو فقط تو خیابون نیست که می شه شکست داد تو دانشگاهم می شه  دانشگاه بهترین جاست.خجالت رو ستمگرا و دیوها بایست بکشننه بچه های ما که قبول می شن تو دانشگاهدانشگاه مال دیوها نیست کهمال خودمون بوده از اول جندی شاپور و حکمتانه رو به اتیش کشیدین آیا فکر کردین کهسوخت و تموم شد؟خیال کردین محو کردین کتاب و علم رو از رو زمین؟  آتیش همجنس خودشو نمی سوزنهکتاب و علماز جنس شعله انددر آتش حسد و کینِ دیبنمی سوزن.(م.ر.پ)□کانال تلگرامی محبوبhttps://t.me/parishimr(mhboob🌏🧎🛶🥀🌖محبوب)</description>
                <category>.m.r.p</category>
                <author>.m.r.p</author>
                <pubDate>Sun, 13 Oct 2024 08:58:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آی مَردم، اِی آی مردم! محمّدرضاپریشی</title>
                <link>https://virgool.io/@muhammadrezain1395/%D8%A2%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D9%BE%D8%B1%DB%8C%D8%B4%DB%8C-qjeshnedumxs</link>
                <description>تاریخ عدیان! تهیه و طنزیم: م.ر.پ■من نیستم ولی فکر می کنم ما الناس یه چیزیمان هست وگرنه چه دلیلی داره که اعلیحضرت هایمان این همه زود زود سَقَط می شن؟ فلانی پسر بهمانی اگه شاه شاهان نبود یحتمل نود سال و شیش ماه کم کمش عمر می کردخودمون آوردیم  شاه شاهانش،کردیم  شصت نشده سرطان گرفت الفاتحه.عذاب وجدان هم چیز خوبی ست، نداریم که.اون یکی  چی بود اسمش ؟ سرطان نگرفتا ما  ساقطش کردیم بعد هم چه زرنگ! همه تقصیرها رو می ندازیم گردن ام آی ثکث و سی آی ثکثو آی سی یو  وحالا هم لابد A.I ثکث!وگرنه پس  واسه چی ساختیم این هوش مصنوعی رو؟مگه ایشون دیوار کوتاهِ بعدیمان نیست؟انصاف هم چیز خوبی است، نیست؟به اخرین فرستاده اش ببین چی دستور داده :&quot;بگو به خدا پناه می برم از دست مردم&quot;یعنی  این مردم!(هذا الناس )منظور اگه ما نبودیم پس کی بوده ؟فرا زمینی ها رو که نگفته.یعنی شما می گی یوفوها منظورش بوده، آقا نه دیگه اینقدر فرافکنی نداشتیما لازم نیست آخه شجاعت داشته باشیم اعتراف بکنیم. آقا ما بودیم اینقدر  چغندر بوده اییم به رسولش گفته پناه بیار به من، ول کن لبو ها رو !بعله که اینطور بوده چون ماها اشرف المخلوقات مغلوخات مخطوطار  حالا هرچی بوده اییم می شناخته دیگه مردمشو  با سلام و درود و صلوات و اسپند و ماشاالله انشاالله میاریم با لگد و ناسزا و فحش خوار مادر می ندازیمش بیرون.یکی نیست بگه  آخه یا ایهاالناس  فحش دیگه واسه چی؟یا بگه به مجسمه هاشون چرا رحم نمی کنین مجسمه که آثار باستانی می شه در آینده حالا حتمن باید آبش کنی ماده اولیه ذوب شده شو بفروشی؟ بابا این چی که اینجاست قدیما بهش می گفتن توت فرنگی فسفری، یه جور جلبکه که تو جزایر گنجشکی می رویه واسه فکر کردن بکار می ره بومی های سرخپوست اونجا قبل سرکار اومدن دایناسورها اونو می ذاشتن تو کاسه سرشون باهاش منطقی درست حسابی فکر می کردن ببینن با این دیوهای سه شاخ پرنده چیکار کنن یه موز رسیده یاقی نذاشتن هر چی خرما بود خوردن بیچاره حضرت مریم حالا آقا پسرشو زیر کدوم نخل بدنیا بیاره؟ ای مردم با ریشه می فروشن نخلو ؟ عقلمون رو سرخپوستها برده بودن چشم بصیرتم نداشتیم ؟باور نمی کنین ولی می گم مملکت بی شاه  تف سربالاست هی می ره بالا پیش خدا شکایت می کنه ها  لااقل مجسمه هاشونو  نیگر می داشتین بابا هر مجسمه که بت محسوب نمی شه امت خداجو   این دف دیگه واقعنی  اعوذ برب الناس ...جان من خودتون معنیشو نفهمیدین ما رم نمی ذارین بفهمیم کتابمونو بخشی از یک رمانِ تحت نگارش تاریخ عدیان‌!تهیه و طنزیم محمدرضاپریشی!□</description>
                <category>.m.r.p</category>
                <author>.m.r.p</author>
                <pubDate>Wed, 25 Sep 2024 10:50:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامه مختصری به موجوداتی که ادعا می کنند اشرف مخلوقاتند/م.ر.پ.</title>
                <link>https://virgool.io/Muhammadrezaparishi/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%B9%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81-%D9%85%D8%AE%D9%84%D9%88%D9%82%D8%A7%D8%AA%D9%86%D8%AF%D9%85%D8%B1%D9%BE-hxpdbcdwxjx6</link>
                <description>نامه ایی مختصر به اشرف مخلوقات نوشته محمدرضاپریشی■هیچ موجودی به اندازه گونه  شما انسان ها همنوع خود را نکشته است  و مورد تجاوز و سرقت و شکنجه و حبس قرار نداده و از صحنه حیات حذف ننموده است ، نیاز به توضیح نیست که همه نتیجه گیری هام  در این نامه بر اساس عملکردهاتان بوده و   آنچه شاهد بوده ییم، همه  اعلامی خودتان، راستی کدام موجود به سیاره محل زندگی خود اینگونه  آسیب زده که انسانها؟چرا فکر می کنید در هر جنگ و  انفجار موشک و بمب فقط  انسانهایی که کشته می شوند و آسیب می بینند قابل شمارش و ثبتند؟ چرا هیچ به آسیب هایی که هر جنگ و تجاوز به آب و هوا و خاک و جنگل ها و کلا طبیعت و موجودات زنده درون آن وارد می آورد  توجه نمی کنید و در آمارهاتان  نمی آورید؟چرا فقط گونه خودتان را می بینید؟وقتی گونه ایی که ادعای جانشینی خدا را دارد به چیزی و کسی غیر از خودش نمی اندیشد چه می توان گفت؟بی طرفانه اگر قضاوت کنم می گویم یا این خلیفه دروغ می گوید و جانشین خدا نیست  یا اگر راست می گوید که خلیفه خداست چرا  به وظایف خلیفه گی خویش عمل نکرده و مراقب نیازها و سلامتی موجودات زیر دستش نبوده و با خودخواهی تمام منابع سیاره را فقط برای ارضای شهوتهای لگام گسیخته خود تصرّف و مصرف عدوانی نموده؟ جنگل ها را ویران کرده دریاها را از گنجینه غذایی تهی ساخته  دریاچه ها را خشکانده  و رودها را با احداث سدّ تبدیل به مارهای سرنگون شده  در دل صحرا کرده با مدیریت غلط خود باعث آشوب های تراژیک در اکوسیستم طبیعی شده که منجر به نسل کشی بسیاری از  موجودات ضعیف و مستضعف شده با افزایش دمای سیاره زمین  آب شدن یخ های قطبی  را باعث شده، سیل های ویرانگر ایجاد کرده و با آزمایشات غیر ضروری  هسته یی، گسل های نو در کف اقیانوس ها و لایه های زیرین زمین ایجاد کرده که منجربه زلزله های پی در پی در سطح زمین و دریا شده و بسیاری از پرنده گان و جوندگان و خزنده گان و چهارپایان آزاد را از مآمن خو گرفته خود آواره نموده و مجبورشان کرده برای فرار از آتش سوزی ها و زلزله ها و سونامی ها  چندین بار  در سال رنج مهاجرت های طاقت فرسای گاه چند صد کیلومتری را به جان بخرند و محل زندگی آبا و اجدادی خود را تغییر داده و آواره کوه و درّه و دشت شوند. لیست گناهان و جرائم سازمان یافته گونه شما در عدم پایبندی به وظایف، مسئولیت ها و تعهدات و انتظاراتی به حقی که همه گان  از خلیفه خدا دارند بسیار طولانی تر از این حرفهاست.فقط این را به خاطر  داشته باشید خدا مخلوقات و عوالم بسیار دارد و گونه شما تنها یکی از هزاران گونه دارای حقّ حیات در این جهان ست و آمار و اسناد ثابت می کند سبک زندگی شما پرخطرترین و پر ضررترین سبک زندگی هاست و تعهد وجدانی و قانونی ایجاب می کند زیان هاش فقط دامن گونه خودتان را بگیرد و قاعدتا نباید برای به خطر انداختن حیات دیگر سیاره نشین ها، محِق  و مجاز بوده باشید.  ولی با این حال لازم دیدیم صراحتاً از شما بخواهیم به خطر نیندازید تنها فرصت حیات گونه های دیگر را که دوراندیشانه نخواسته اند طریق زندگانی شما را در پیش بگیرند مقلّدوار. بر این منهج ،  دعا می کنیم در این وقت پایانی که به زودی خالق گرامی مان دخالت کرده و گونه انسانی را از ادامه این انتحار جمعی باز دارد. آمین(م.ر.پ)۱۴ شهریور ۱۴۰۳، ایران□</description>
                <category>.m.r.p</category>
                <author>.m.r.p</author>
                <pubDate>Wed, 04 Sep 2024 22:46:28 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>