<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمود یزدان‌پناه فدائی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@myazdanpanahfadaee</link>
        <description>یه پسر 27 ساله، خبرنگار حوزه آی تی و خودرو، تدوینگر، عاشق سخت افزار و یه آدم DIY</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 08:52:00</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4398/avatar/aM8hCC.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمود یزدان‌پناه فدائی</title>
            <link>https://virgool.io/@myazdanpanahfadaee</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سراب یا حقیقت؟ بررسی یک ساله آموزش مجازی</title>
                <link>https://virgool.io/@myazdanpanahfadaee/%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%DB%8C%D8%A7-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-quq4f2kybo1y</link>
                <description>با رکورد زنی کرونا و حضور بیش از یک سال به صورت فعال و ایجاد موج های همگیری به صورت منظم که حاظران در ورزشگاه های دنیا  تا کنون نتونستند همانند آن موج مکزیکی بزنن، سیستم آموزشی جهان را مختل کرد. هرچند که در کشورهایی مانند انگلیس مدارس بازگشایی شدند و در برخی دیگر از کشورها شرایط به حالت عادی برگشته است، در کشور ما به دلایل مختلفی از بهمن ماه 98 آموزش مجازی برای آموزش همگانی (مدارس) و آموزش عالی همه گیر شد و تا این لحظه نیز خبری از توقف آن نیست و حتی ممکن است مهر 1400 نیز شاهد ادامه این نوع آموزش باشیم.پیشتر درباره آموزش مجازی نقدی را انجام دادم و هم اکنون با رسیدن سررسید یک ساله آن بنا را بر این قرار دادم تا به بررسی کلیه ابعاد آن بپردازم.در نوشته قبلیم به چندین مشکل که همزمانی آنها باعث ایجاد مشکل شده بود، اشاره کردم و اینبار هم با همون سبک پیش خواهم رفت.زیرساخت:زیرساخت بزرگترین پاشنه آشیل برای سیستم آموزش مجازی بوده و طی این یک سال بارها اعلام شد مقدار پهنای باند کشوری بالاتر رفته، سرعت بالاتر برده شده و ... اما در عمل شاهد چه موردی هستیم.من از اردیبهشت سال 99 کاربر شبکه ZiTel شدم و در اون زمان مشتریانش به مراتب کمتر بودند. در اوایل نصب سرعت بالایی رو تجربه کردم اما با معرفی که توسط کاربران صورت گرفت، تعداد مشترکان این سرویس در منطقه ای که هستم اینقدر افزایش پیدا کرد که زیتل دچار مشکل در تخصیص سرویس شده در این ناحیه و سرعت شبکه افت محسوسی رو طی برخی از ساعت ها تجربه میکنه و سرعتی که باید 5 مگابایت در ثانیه رو بده در بهترین حالت روی 4 عه و در ساعات اوج شلوغی شبکه به زیر 2 مگابایت می‌رسه!البته از نظر تکنیکال شما با تکنولوژی TD-LTE طرف هستین و باید بدونید نوسان جزیئی از سرویس شما به حساب میاد چون مثل P2P یا ADSL/VDSL یه اتصال مستقیم ندارین و با تداخل امواج روبرو هستین. این سرعت شاید برای من مناسب نباشه اما خیلی از کاربران هستند که هنوز سرعت های 4 تا 8 مگابیتی رو بیشتر نمی تونن بگیرند و هزینه ماهی 170 هزارتومن براشون وحشتناک محصوب میشه!حالا شما این کاهش سرعت و اختلالات شبکه رو در سطح کشوری گسترش بدین و ترکیبش کنید با اینکه زیرساخت بیش تر از همیشه فشار رو داره تجربه میکنه! نتیجه اش میشه مشکلاتی که هنوز هم در سامانه های آموزش مجازی میشه دید. اتصال با مشکل، رد نشدن صدا به کاربر، کندی وحشتناک سیستم و .....پس تا اینجا می دونیم که از نظر زیرساخت ما هنوز دچار ضعف هستیم. خصوصا در بحث مدارس غیر انتفاعی و دانشگاه ها که هرکدوم ساز خودشونو میزنن و سیستم های خودشون رو سرپا کردن و اعتقادی هم به بهبود ندارند.سخت افزارهای کاربراندر مقاله سال گذشته عنوان شد که از نظر سخت افزاری، کاربران که شامل معلمان، اساتید و دانش آموزان و دانشجویان می‌شوند، دچار مشکلات متعددی هستند. در سال 99 خبر شوکه کننده خودکشی کودکی که به خاطر نداشتن گوشی هوشمند قادر به شرکت در کلاس های آموزش مجازی نبود، حتی ذره ای بازار را تکان نداد. کافی است به قیمت گوشی های هوشمند نگاه کنید و با حسابی سر انگشتی ببینی که آیا در سال 99 یک کارگر که در خارج از مراکز استانی مشغول به فعالیت بوده توانایی خرید آن را داشته است ای خیر؟ منظور از توانایی خرید، امکان خرید یک گوش متوسط که قابلیت ها و کشش مورد نیاز آموزش مجازی را داشته باشد است نه یک گوشی ارزان قیمت اندرویدی که سر سه ماه باید در کشو نگهش داشت یا آن را منهدم کرد و نه آیفون چند ده میلیونی و پرچمداران سامسونگ و هواوی و شیائومی!شما قیمت های کامپیوتر های شخصی و لپتاپ ها را هم به این موضوع اضافه کنید. وسیله ای که اساتید و دانشجویان نیاز مبرم به آن دارند اما بعضا میبینیم که برخی دانشجویان آن را ندارند. این وسایل هم در نوع خوبشان حداقل از قیمتی 17 الی 18 میلیون تومانی برخوردارند که با شرایط اقتصادی فعلی به رویا تبدیل شده‌اند.ضعف در دانش آی تیلپتاپ یا کامپیوتر شخصی وسیله ای مهم برای آموزش عالی هستند اما بعضا میبینیم که برخی دانشجویان دانش استفاده از آن را به میزانی اندک دارند. این مسئله تا روزی که مهارت های استفاده از کامپیوتر برای همه دانشجویان اجباری و به ترم اول منتقل نشود، قابل حل شدن نیست. زیرا در مدرسه این درس عملا هیچ فایده‌ای ندارد و در دانشگاه نیز توسط اساتید و دانشجویان کماکان سرسری و به شوخی گرفته می شود تا حدی که از تولید یک پاوپوینت اصولی و یک جستجوی پیشرفته در گوگل عاجز هستند.نتیجه گیریکارنامه آموزش مجازی امسال به دو قسمت آموزش و پرورش و آموزش عالی تقسیم می شود. در بحث آموزش مجازی که در دست آموزش و پرورش است، سامانه شاد توانست با بهبودی چشمگیر رتبه بهتری را کسب کند. متمرکز سازی آن در کنار بهبود سرورها و پهنای باند و امکانات آن باعث شد تا کار معلمین راحت تر شود و دانش آموزان کانال ارتباطی بهتری داشته باشند. اما در بحث آموزش عالی، نمره 0 نیز برای دانشگاه ها زیاد است، اصرار به پراکندگی و سیستم های غیر استانداردی که بعضا تولید مثلا داخل هستند در کنار نبود راه مکاتبه مناسب با استاد در فضای مجازی (اشاره به بخشنامه ای که گروه های واتساپی و تلگرامی را ممنوع کرده آن هم سر بی جنبگی خود دانشجویان که باید حراست به آن بپردازد و نه کل دانشگاه) باعث شده تا بیشترین ضعف را در این قسمت شاهد باشیم. همچنین کماکان امتحانات مجازی بزرگترین پاشنه آشیل آموزش مجازی است که سعی شده با کوییز های کلاسی و فعالیت و تحقیق و پژوهش جبران شود اما اساتید هرکدام با سلیقه خود به صورت چندگانه با مسئله برخورد کردند که همین موضوع باعث می شود تا یکپارچگی و انسجام را در این نوع آموزش نبینیم.در انتها امیدوارم سال 1400 آخرین سال آموزش مجازی باشد و دیگر شاهد کارنامه سال آینده و همین ایارادات یا ایرادات بیشتر نباشیم.تا اون روز ماسکش و دست فراموش نشه :))))))))</description>
                <category>محمود یزدان‌پناه فدائی</category>
                <author>محمود یزدان‌پناه فدائی</author>
                <pubDate>Tue, 30 Mar 2021 10:03:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش مجازی، راهبردی یا خودنمایی سیستم آموزش عالی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@myazdanpanahfadaee/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C-egypzi5uqlxw</link>
                <description>کرونا و بیماری کووید19 نشان داد که به چه میزان در پیشبینی آینده و خطرات احتمالی برای نسل بشر اشتباه کردیم. با توجه به محدودیت ها و فاصله‌گذاری اجتماعی که برای جلوگیری از پیشرفت این ویروس، کشور ما و بسیاری از کشورهای دیگر ترجیح به ارائه آموزش از طریق فضای مجازی دادند. So Problem Solved!? NO!مشکل دقیقا از همینجا شروع می‌شه، اما یک مشکل تنها این مجموعه رو بی استفاده نمی کنه! مجموعه ای از مشکلاته که باهم به بررسیشون می‌پردازیم.زیر ساخت شبکه:خب با واضح ترین مشکل فعلی جهان و نه تنها ایران روبرو هستیم. کمبود پهنای باند و زیر ساخت ارتباطی!به عنوان کسی که مکانیک و مدیریت خوندم قطعا نمی‌تونم تو حالت عادی نظری بدم اما یادتون نره که علاقه من آی تی بوده و هست و خب قاعدتا رفتم و ازش سر در اوردم. اولین مشکلی که قرنطینه به وجود اورده اینه که تمامی فشارها به زیر ساخت ارتباطی دیتا وارد میشه، یعنی کاربران شبکه های خانگی چند برابر شده و اتصالات پهنای باند اختصاصی که در حال خدمت دهی بوده رزرو مونده! این یعنی وارد اومدن فشار بیشتر به زیرساخت خانگی و شبکه همراه و ایجاد گلوگاه (Bottleneck) و قاعدتا سرعت مطلوب رو از دست میره!این مشکل در اروپا به قدری وخیم بوده که نتفلیکس و یوتیوب دیگه به صورت خودکار با کیفیت 480P یا استاندارد SD پخش می‌کنن! کیفتی که تو ایران تو روز عادیش نمی تونی از آپارات بگیری و دچار حالت تهوع ناشی از وقفه های بین بافرینگ نشید :|سناریوی آموزش مجازی بسته‌های داده (Data Pockets) شامل صوت، تصویر، فایل پی دی اف، پاورپوینت و اسکریپت رو رد و بدل می‌کنه، حالا حساب کنید که در طی یک روز چند کلاس دانشگاهی در دانشگاه های دولتی و آزاد و پیام نور و علمی کاربردی برگزار می‌شه، تعداد متوسط 40 دانشجو هم نه می‌گیریم 20 دانشجو از هر کلاس شرکت خواهد کرد. این تعداد یوزر رو ترکیب کنید با دورکاری کارمندان و مدیران تا ببینید چه حجم وحشتناکی از پهنای باند مورد نیازه! البته خوشبینانه است که بگیم بقیه پهنای باند آزاد هست چون توی خونه‌ها بقیه عملیات‌هایی چون استریم ویدیو، دانلود فایل و بازی آنلاین هم در حال انجامه، اینها رو هم اضافه کنید تا ببینید چه فشار وحشتناکی روی این سیستم ها میاد!سخت‌‍افزار کاربری انتهایی (End-User)الان فرضمون این هست که مشکل زیر ساخت رفع شده، حالا کاربر انتهایی چه سخت افزاری داره؟ سیستم آموزش مجازی ادوبی کانکت برای موبایل طراحی نشده و اکثر دانشجوها با موبایل آنلاین می‌شن، خب با این اوصاف امکان دیدن اسلاید به صورت درست یا چت درست با بقیه کاربران و استاد رو از دست می‌دن!یا اگر از نوت‌بوک یا کامپیوتر شخصی استفاده کنن نرم‌افزارهای زیاد و دست و پا گیر خودش بزرگترین سد و ضد حال برای کاربرانه و خیلی ها رو از شرکت در کلاس منصرف می‌کنه! خب دانشجو هم که روز عادیش از کلاس فراریه، علی برکت الله بهونه عالی جور میشه برای فرار از کلاس و آموزش!برای اینم باید راه‌حلی ارائه بشه تا کار راحت‌تر بشهضعف در دانش آی تیبیایید رو راست صحبت کنیم، بالای 70 درصد دانشجوها و اساتید ما دانش لازم و کافی در باب استفاده از کامپیوتر و وب‌گردی و شبکه ندارند. اینکه دروس کاربرد کامپیوتر در رشته ها پس و پیش داره و همون ترم اول برای دانشجو اجبار نمی‌شن به این مشکل بیشتر دامن میزنه و باعث می‌شه دانشهایی که در ادامه مسیر تحصیلی خیلی مهمن یا درست فراگیری نشن یا سرسری فراگیری بشن یا عطایش را به لقائش بخشیده و دست به دامن تایپیست های کوچه پس کوچه انقلاب بشن!الان نداشتن علم در حیطه کامپیوتر به نوعی عدم داشتن سواد محسوب می‌شه و باید حرکتی برای رفع این مشکل زده بشه!نتیجه گیریتمام بحثایی که کردیم قرار بود به اینجا برسه، ما توی سیستم آموزش مجازی اینقدر در همه طرفهای درگیر ایراد و مشکل داریم که باید حداقل یک مدتی وقفه بندازیم و زیر ساخت و نیاز ها رو فراهم کنیم. در غیر این صورت این ترم دانشگاهی تنها برگ زرینی! از نمرات پایین دانشجویان در پرونده تحصیلشون خواهد بود که به همه صدمه میزنه، حتی دانشگاه‌ها!</description>
                <category>محمود یزدان‌پناه فدائی</category>
                <author>محمود یزدان‌پناه فدائی</author>
                <pubDate>Tue, 31 Mar 2020 20:27:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قرنطینه، بیکاری و ایجاد کار!</title>
                <link>https://virgool.io/@myazdanpanahfadaee/%D9%82%D8%B1%D9%86%D8%B7%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-p66pobkhnn9h</link>
                <description>حتما تو این روزا اینقدر راجع به ویروس کرونا و بیماری COVID19 خونیدید و دیدید و شنیدید که قطعا باز کردن بحش توسط من به بستن این مطلب توسط شما خواهد انجامید. پس فقط از این بزرگوار بابت تمامی زحماتش تشکر می‌کنیم و تقاضا داریم زودتر بره تا ایرانیا به شیوه خودشون تلفاتشونو بدن و رکورد ما به اسم ایشون ثبت نشه!از کرونا بگذریم، ماجرای ما مربوط به قرنطینه است. قرنطینه ای که مطابق خبرایی که میاد ممکنه تا 15 فروردین هم ادامه دار باشه و با این مسافرت‌های بی دلیل و بیخود و ناآگاهانه‌ای که شده ممکنه تا آخر فروردینم ادامه پیدا کنه!حالا که توفیق اجباری بوده که در حال حاضر افقی 15 روزه داره (و 4 روزش لب پَر شده) بیکار باشیم، چندتا راهکار پیدا کردم که از دید خودم باحال و بدرد بخور بود . بنابر این گفتم تا با شما در میون بزارم!1- خالی کردن هارد سیستم از محتوای اضافیدرست خوندید اولین کار مهم برای هر آدم نسل دیجیتالی مثل من باید این باشه! طی سال گذشته حداقل 10 بار با خودم گفتم که خیلی خوب امشب میشینم ببینم چی دارم و سیستم رو خالی کنم اما امشب و امشب و امشب شد شب عید!الان که زمان بیکاری هست و واقعا کاری نداریم و یا دورکاری می کنیم بهترین زمان هست که این کار رو انجام بدیم اونم با صبر و حوصله و کلی خنده و گریه چئن قطعا خاطرات تلخ و شیرین زیادی رو توی این اطلاعات اضافی پیدا می کنید.2- انجام ایده‌هابیاید اینطور بگیم، شما 10 روز زمان طلایی دارین تا ایده ای که همیشه تو ذهنتون بوده رو پیاده گنید. اون سایتی که دوست داشتین، طراحی که تو ذهنتونه و می خواید پیاده اش کنید، اون نرم افزاری که دوست دارید یاد بگیریدش، همگی جزو کارایی هست که کمتر از 10 روز زمان می خواد و باور کنید وقتی شروعش کنید بعد از قرنینه هم ادامه میدید این کارو!3- پادکست / کتابحتما الان از خودتون می پرسید پادکست کجا و کتاب کجا! اما بیاید اول حرف من رو گوش بدیم. چند وقت پیش یکی از استاد های دانشگاهم به من گفت یه پادکستی هست که شاهنامه خوانی می کنه! سوالم اینه که کدوم یک از ما حوضله خوندن یه کتاب به این قطور و سنگینی رو داریم؟ اما این پاتدکست کار رو برای من و شما راحت میکنه و میشه فایل صوتی کتاب های دیگه ای رو هم تو سرویس های ایرانی و خارجی پیدا کرد. اگر تو این زمان کتاب انگلیسی بخونید به تقویت زبانتون هم کمک شایانی کردید خصوصا اگر کتاب صوتیش رو هم پیدا کنید!در وهله بعد هم جای کتاب رو هیچ چیزی نمی گیره! درسته خودم یه مدتیه قهرم باهاش اما باید به کتاب خوندن پرداخت. چون تنها چیزی که باعث قلقلک تخیل و تفکر میشه همینه!4- یادگیریتو این چند روز دیگه اینقدر حوصله ام سر رفت که نشستم به یادگرفتن چیزایی که شاید مسخره باشه مثل آشپزی :)))) اما بیاید رو راست باشیم، یادگیری هر چیزی باعث رشد سلول های مغزی و مبارزه با پیری و آلزایمر مغز میشه! این خودش یه نکته مثبته نکته دیگه هم اینکه تو این زمان می شه به یادگیری کارایی پرداخت که می تونه مهارت های شغلی یا اجتماعیتون رو بالا ببره!5- صحبت با دوستانهمه ما رفقایی رو داریم که چند ساله ازشون بی خبریم یا تماسی نداشتیم. درسته که احتمال دعوا و فحش دادن و فحش خوردن باشه اما به همه اینها می ارزه که یه حالی از هم بگیریم و به نوعی تجدید دیدار و تجدید خاطرات کنیم.البته دوستای فعلیتون خیلی تو این دوران می تونن کمکتون کنن و صحبت و مکالمه تصویری گروهی باعث میشه روحیه همه قوی بشه و این شرایط سخت رو کمی راحت تر سپری کنید.اینا راهکارهای من برای مبارزه با افسردگی و بی حوصلگی تو این روزای قرنطینه است. دوست دارم پیشنهاد های شما رو هم بدونم. :)</description>
                <category>محمود یزدان‌پناه فدائی</category>
                <author>محمود یزدان‌پناه فدائی</author>
                <pubDate>Mon, 23 Mar 2020 17:44:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خودرو، فیلمبرداران و رنجی که از آن می‌بریم</title>
                <link>https://virgool.io/resanet/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B1%D9%88-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B1%D9%86%D8%AC%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D9%85-ch0eicvwi5lm</link>
                <description>اشتباه برداشت نکنید! فیلم‌برداران و کارگردانان عاشق خودرو و صحنه‌هایی هستند که در آن تعقیب و گریز و رانندگی است!اما وقتی پا به عرصه سینما و فیلم‌برداری در کشورمان می‌گذارید، با دیدن عبارت مکان صحنه: خودرو و یا صحنه تعقیب و گریز در فیلم‌نامه ناله‌ها و شیون ها از کارگردانان و فیلم‌برداران می‌شنوید :/علت این موضوع را باید در عقب ماندگی صنعتمان از تکنولوژی ها و گجت های روز دنیا جستجو کنیم. در بحث سیستم‌های تدوینی و جلوه‌های ویژه (به شکر خدا و همت متخصصین کرک نرم‌افزار!) در جایگاه مناسبی قرار داریم و افراد وارد به این امور کم نیستند. اما در بحث سینموبیل یا همان فیلم‌برداری از خودرو تقریبا می‌توان گفت تکنولوژی ما نهایتا برای دهه ۹۰ میلادی است.در حالی که امروزه اکثر سکانس‌های داخل خودرو برای مسائل ایمنی و قانونی در داخل استودیو‌های بزرگ و مجهز به نور و پرده سبز فیلم‌برداری می‌شود، ما هنوز با به خطر انداختن بازیگران و گروه تصویر‌برداری در خیابان‌های تهران مشغول به فیلم‌برداری شده و مخاطرات آن را به جان می‌خریم.حتی خود ما (من و برادرم) برای فیلم‌برداری‌های خود به علت محدودیت سخت‌افزارهای فیلم‌برداری دست به خلاقیت‌های خطرناک می‌زنیم. برای مثال برادرم در صندوق عقب نشسته و شیشه آن را باز می‌کنیم تا با خم شدن به بیرون تصویربرداری را انجام دهد، آن هم با سرعت حرکت ۸۰ تا ۱۰۰ کیلومتر در ساعت و این یعنی خطرات فراوان در کار ما وجود دارد.خودروی مخصوص فیلم‌برداریدر حالی که با نیم نگاهی در یوتیوب می‌توانید خودروهایی را ببینید که به صورت تخصصی برای تصویربرداری از خودروهای در حال حرکت طراحی شدند و یک تیم ۵ نفره هرکدام قسمت‌های مورد نیاز را کنترل می‌کنند. ما در صنعت موشک سازی و ماهواره سازی که اتفاقا با بحث‌های دینامیک، دینامیک ماشین و طراحی اجزا ارتباط مستقیمی دارد بسیار عالی عمل کردیم! اما هنوز نتوانستیم چنین کِرِین مخصوصی را طراحی و تولید کنیم تا یکبار برای همیشه موضوع فیلم‌برداری خودروهای در حال حرکت یا صحنه‌های تعقیب و گریز را برای همیشه حل کنیم. البته مسئله بسته بودن واردات خودرو و عدم توانایی در بکار گرفتن یک خودرو قوی و مناسب این کار نیز بی تاثیر نیست و طبق قاعده نیز خودروسازان داخلی سلیقه خود را به جای نیاز بازار به مردم و کاربران تحمیل می‌کنند.از طرفی استودیوهای مختص فیلم‌برداری از خودرو نیز باید ساخته شود که مستلزم سرمایه‌گذاری هنگفتی است و افرادی که در این حوزه کار می‌کنند متوجه حجم پول مورد نیاز هستند. از نور و رنگ سبز و پرده ها و مارکر ها و ساخت بنا‌های پیش ساخته و کِرِین‌ها و دوربین ها تا تجهیزات کامپیوتری مورد نیاز برای تدوین این شات‌ها همگی بخشی از نیاز‌های این استودیو است.در نهایت در صورت کمک وزارت ارشاد، خانه سینما، انجمن‌ها و اصناف مرتبط با این حوزه می‌توان شاهد ارتقای این قسمت از صنعت فیلم‌برداری بود و خیال سینماگران و افرادی که کلیپ‌های کوتاه خودرویی می‌سازند، راحت کرد.</description>
                <category>محمود یزدان‌پناه فدائی</category>
                <author>محمود یزدان‌پناه فدائی</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jan 2020 09:21:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>&quot;نه!&quot; کلمه‌ای سخت اما کاربردی</title>
                <link>https://virgool.io/@myazdanpanahfadaee/%D9%86%D9%87-%DA%A9%D9%84%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%AE%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-zhsbjzhmi0yc</link>
                <description>ما ایرانیا به آدمای تعارفی بودن مشهوریم و این یعنی &quot;نه&quot; گفتن ذاتا تو خونمون نیست. این جمله یعنی فاجعه‌ای در تمامی ابعاد یک کشور که شاید در کلمه سبک باشه اما وقتی غرق این جمله بشید عمق فاجعه رو درک می‌کنید.در یکی از مستند‌های حوادث هواپیمایی به تحلیل یک حادثه سقوط مرگبار در یکی از ایرلاین‌های ژاپنی می‌پرداخت. بعد از بارها بررسی مشخص شد مهندس پرواز و کمک خلبان از راه حل اطلاع داشتن و اشتباه خلبان رو می‌دونستن اما فرهنگ ژاپن امر کردن به بزرگتر رو نوعی سرکشی می‌دونه و بنابراین کمک خلبان به جای جمله امری با کلمه خواهش میکنم دستور داده بود و خلبان هم توجه‌ای نکرد! همین یه فرهنگ کوچیک جون مسافران یک هواپیمای سایز متوسط ایرباس رو گرفت!فکر می‌کنم با خوندن پاراگراف بالا متوجه شدید قراره به کجا برسیم! نه گفتن رو از کودکی برای ما نهی کردن و اگر نه می گفتیم مورد غضب و خشم و تردشدن توسط بزرگترها بودیم. به نوعی قدرت خیلی از تصمیمات رو از ما می‌گرفتن، بزرگتر که می‌شدیم به ما گفتن هرچی سر کار ازت خواستن بگو چشم، باشه، بروی چشم! اما نگفتن موقعی که خواسته از دیدت غیر قابل انجام بود یا ارزش وقت تو رو نداشت بگو نه!همین فاجعه باعث شده که امروزه شاهده بیگاری کشیدن از نیروهای کار توسط مدیران باشیم، از پایین ترین سطوح کاری تا بالاترین سطوح مملکتی، این یعنی ما ایرانی‌ها قدرت نه گفتن رو نداریم! این &quot;نه&quot; گفتن که متاسفانه قابلیت گفتن و به جا استفاده کردنش رو نداریم خیلی جاها می تونه هر دو طرف رو از یه فاحعه وحشتناک کاری، تحصیلی، خانوادگی، عشقی و ... نجات داد. مهمتر از نه گفتن به کاری نه گفتن در جواب سوال &quot;بلدی فلان کار رو انجام بدی&quot; یا &quot;فلان مطلب رو بهش وارد هستی؟&quot; است، اینطوری از یه ضایع شدن بزرگ شخصیتی نجات پیدا می کنید و از طرفی شخصی که روبروی شماست می فهمه شما متوجه موقعیت و شخصیت خودتون هستید و کمتر از این دست سوال ها و درخواست ها می کنه!شاید یاد دادن &quot;نه&quot; گفتن توسط خانواده، معلمان و جامعه نیازی هست که همه افراد باید بهش توجه و عمل کنن! والسلام</description>
                <category>محمود یزدان‌پناه فدائی</category>
                <author>محمود یزدان‌پناه فدائی</author>
                <pubDate>Sun, 15 Dec 2019 15:38:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تولید محتوای مستقل؟ زهی خیال باطل!</title>
                <link>https://virgool.io/@myazdanpanahfadaee/%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-kahafvpmj5sa</link>
                <description>تولید محتوا تو اوضاع فعلی ایران تقریبا یک نوع شکنجه شده، مخصوصا اگر به جایی متصل نباشی یا مستقل کار کنی و خودتو به پول  نفروشی کارت بشدت سخت تر می‌شه!آقای تدوینگرسال 91 که گروه کامپیوتری تکسوید رو با دوستم کیوان هندی راه اندازی کردم و بعدشم وبلاگ اون رو با هدف تولید محتوا و خبر راه انداختیم غول‌هایی مثل نارنجی و زومیت بودن که سلطنت می کردن اما با این حال محتوای مناسب، بروز بودن و داشتن مطالبی مرتبط با حال و هوای اون روزای تکنولوژی و راهنماهای خیلی باحال راجب روت کردن و ... باعث شده رنکمون بیاد بالا، اوضاع بهتر شده بود و بخش سینما و ورزشی و داستانی و ... رو هم راه انداختیم تا اینکه زد و اون هاستی که ازش فضای مجانی میگرفتیم کرکره ها رو کشید پایین و متعاقبا دیگه فعالیتی نکرد. از طرف دیگه هم این حوادث مصادف شد با سال کنکور من و دیگه کلا همه چیز از دست رفت.کانال آپارات تکسویددی ماه 93 بود که از طرف یکی از دوستان به مجموعه دنیای اقتصاد معرفی شدیم و شروع کردیم به نویسندگی در اونجا، دو ماه بهمن و اسفند علنا کارآموز بودیم و از جیب می‌خوردیم تا اینکه 28 اسفند نزدیک به 1 میلیون تومان رو به ما دادن و گفتن از فروردین قرارداد رسمی بسته می شه و بیمه دارید. من هم خوشحال و شاد و خندان میگذروندم روزها رو و اصلا دانشگاه برام زنگ تفریح بود و کار رو بیشتر دوست داشتم. تو همون دوره یه مک بوک پرو 15 اینچ و یه عالمه خرت و پرت خریدم. چقدر من هدفون بی سیم سونی خریدم و نابود کردم!(به فکر پس انداز هم نبودیم چون فکر نمی کردیم یه همچین وضعی می شه این روزا!)خلاصه که زندگی روی برنامه و منظمی رو داشتیم، دانشگاه، کار، خواب و این چرخه روز بعدش تکرار می شد! تا اینکه بهمن ماه 94 نامه ای دست ما دادن که آقایون و خانم‌ها تشریف ببرید تا آخر 29 اسفند بیمه و حقوقتونم داده می‌شود!برای من عجیب بود که چرا این اتفاق افتاده و بعدتر مشخص شد چه صفحه گذاری هایی پشت تیم چی چند کجا؟ انجام شده و همه تیم با هم تعلیق شدن، اما تیم ساختمانی در بخش های دیگر مجموعه حل شدن و تنها تیم بخش دیجیتال و لوزارم خانگی بود که در مجموعه نموند، البته اینم بگم که سردبیر بخش ساختمانی مجاه سعی کرد که به یک نحوی من رو در مجموعه حفظ کنه اما نه من دیگه دل موندن رو داشتم نه دیگه فکرم میکشید برم سمت برنامه نویسی و موندن در اون مجموعه! خلاصه کار یک ساعتی طول کشید که هرچی داشتم رو جمع کردم، از آرشیو مجلات یه آرشیو کامل برای خودم جدا کردم و برای آخرین بار از دفتر چی چند کجا؟ بیرون اومدم. بعد از این اخراج تقریبا دو ماهی ارتباط با مجموعه نداشتم تا اینکه از بخش حسابداری زنگ زدن که بیا چک تسویه حساب و سفته ای که موقع استخدام ارائه دادی رو بگیر! ما هم خیلی ناامید و به خیال اینکه حالا مگه چکش چقدره رفتیم به دفتر مرکزی دنیای اقتصاد که با یه چک 1.150.00 تومنی روبرو شدم! هرچی هم حساب کتاب کردیم دیدم که 1.500.000 عیدی رو داده بودن قبلا، چرا این چک مبلغش بالاست که بعدتر فهمیدم به باقی همکارهای نویسنده و نه ویرایشگر و سردبیر مبالغی در حد نصف من رو دادن و علتش هم سعی و تلاش و کارای شبانه بیشتر من نسبت به اونها بوده، این اولین و آخرین باری بود که به موضوع پول زحمت کشی و عرق ریختن اعتقاد پیدا کردم چون بعد از اون دنیای کاری من 180 درجه چرخید!فروردین به صورت کاملا خسته کننده گذشت تا اینکه عموم گفت بیا تو دفتر روزنامه خودمون کار کن، دفتری که مجوزش قریب به 10 سال غیر فعال بود و تو سال 95 دوباره راه افتاد. یک سال و نیمی رو در اونجا فعالیت مستمر داشتم ولی خب دیگه واقعا به خاطر زندگی شخصی و تحصیلیم و همچنین مسائلی که جلوتر درون دفتر پیش اومد نتونستم مثل گذشته کار کنم!در اوسط همین دوران بود که با تماسی از سمت صدرا مخملی (در دوره دنیای اقتصاد یه همکاری‌هایی باهاش داشتم اما قطع شد) برای یه جلسه brainstorm در باب یک تاک شو تکنولوژی دعوت شدم و اون شد سرآغاز همکاری من با شرکت کیامکث (الان اسمش شده پیشگام ارتباط سرمد) و خود صبا ایده که شرکت صاحب آپارات هست، هشتگ تولیدش استارت خورد و کم و بیش تجربه رسانه ایم در همه حوزه های تصویری و متنی کامل شد. در فصل اول به عنوان سردبیر، کارشناس و مجری (تمام فصل منهی 3 قسمت) و همینطور ناظر تدوین برای چند قسمت فعالیت داشتم و بعد از پایان فصل اول و میان برنامه هایی که منتهی به فصل دوم می‌شد، به نوعی توسط یک کودتای داخل تیمی از تیم تولید حذف شدم. همینطور در برنامه به‌روز شبکه 3 به واسطه سردبیری صدرا و به عنوان کارشناس خودرو حضور پیدا کردم اما اون برنامه بعد از چند قسمت به صورت کلی رفت روی هوا و تیم سازنده منحل شد!فصل اول برنامه هشتگفصل اول برنامه هشتگبرنامه به‌روز شبکه 3 سیمامدت‌ها تو لاک خودم بودم تا اینکه تابستون 96 با پروژه تولید محتوا و مدیریت شبک های اجتماعی آژانس مسافرتی دلتابان شروع به کار مجددم با کیامکث استارت خورد و بعد از پایان اون پروژه، پروژه شکست خورده و عجیب غریب بازی رامبدبان رقم خورد که به عنوان تدوینگر فعالیت داشتم. در این بین نمایشگاه خودروی تهران رو با کمک دوستان خوبم سینا کریمی و حسام شالیکاریان با برند دور موتور پوشش دادم (ناگفته نماند که دور موتور زاییده ذهن خودم بود و خیلی خواستم روش وقت و انرژی بزارم اما نه سرمایه گذار درست و حسابی سراغم اومد نه حمایت کافی رو از سمت اون شرکتی که می خواست کمکم کنه گرفتم، تا اون حد که پول اجاره وسایل صدابرداری و بنزین و همه چیز اون پوشش نمایشگاهی رو از جیب دادم و الانم گاهی کلیپ های همایش خودرویی رو با اون برند انتشار می‌دم) و بعد از اون به صورت اسمی برنامه هشتگ بعد از تولید 3 فصل از طرف کیامکث به من داده شد برای کارگردانی (بماند از حواشی که دوستان و همکاران اسبق اون برنامه برای من ایجاد کردن و روحشونم خبر نداشت که این حرف‌ها و تهمت‌ها به گوش من رسیده و تمامی افرادی که شنیدن حرف اونا رو با خودم در ارتباط نزدیکی بودن و بعدا با بیشتر شدن تجربه و سن فهمیدم که دلیل اون حجم از عصبانیت و تنفرشون نسبت به من چیه! و من توی دلم بخشیدمشون و هیچ گله و شکایتی ازشون ندارم!)، حالا وقتش بود که بترکونیم ولی قبل از انفجار نور در هشتگ و یه تحول اساسی که مثل فصل اولش یه برنامه تک و نمونه باشه، با بد قولی و پیچوندهاو سنگ اندازی‌هایی که کیامکث انجام داد، باعث شد تیمی که قرار بود برنامه رو بسازه و درآمد زایی خوبی هم ازش انجام بده، از هم پاشید و علی موند و حوضش! در نهایت من هم از اواسط اسفند 96 بعد از تولید دو قسمت هشتگ پلاس، ارتباطم رو با کیامکث پایان دادم و تا امروز دیگه هیچ مراوده و ارتباطی رو با این شرکت ندارم!دور دوم نمایشگاه خودروی تهران - شهر آفتاب - سال 96الان که دارم این متن رو می نویسم بعد از یک سال بیکاری و فعالیت های خرد و ریز، تقریبا یه 3 ماه پیش تصمیم گرفتم آقای تدوینگر بشم! درست خوندید تعجب نکنید، من از دنیای تکنولوژی و خودرو فاصله نگرفتم اما تصمیم گرفتم دانشی رو که از کار تدوین کسب کرده بودم، با بقیه به اشتراک بزارم تا محتوای با کیفیت تری از محتوا سازهای مستقل ببینم.نمایه یکی از ویدیوهای آقای تدوینگر (نمایه یوتیوب)همینجا بود که مشکلات شروع شد، آپارات پلتفرم خیلی محبوبی میان تولید کننده های محتوا نیست و سیستم درآمد زاییش کفاف ما تولید کننده ها رو نمی ده! اینکه قیمت هر هزار دقیقه نمایش بین 200 تا 700 ریاله یعنی ما که تخصصی کار می کنیم و مثل برخی از کانال ها محتوای زرد تولید نمی کنیم و در شرایط بد بازار هیچ اسپانسری جلو نمیاد، علنا صرفه اقتصادی نداره و آدم میگه کاش فلان کشور بودم و حداقل به یوتیوب دسترسی داشتم اما فاجعه از اونجا شروع میشه که حالا اگر می خوای از یوتیوب درآمد زایی کنی باید حداقل هزارتا سابسکرایبر داشته باشی، این یعنی اگر همین لحظه شروع کنی به محتوا سازی، باید یه مدت زیادی خاک خوری کنی و از جیب خرج کنی. همین الان قریب به 3 میلیون تومن خرج کردم و در ازاش دو تا پرده سیاه و سبز کروماکی با سایز 1.5 در 2 متر، یه پایه پرده، یه پایه نور، یه رینگ لایت سایز متوسط که خیلی هم بزرگ و حرفه ای نیست، یه میکروفون USB و نه حرفه‌ای و با کارت صدا و پایه میکروفون حاصل شده، البته در کنار این وسایل من دوربین 750 دی از برند کانون رو از برادرم قرض می گیرم و برای شاتایی که زیاد کیفیت نخواد از گلکسی اس 9 یا آیفون 6 اس خودم استفاده می کنم و برای تدوین هم نوت بوک لنوو ThinkPad E531 که تولید سال 2013 هست، زیر دستمه و هنوز داره با بروزترین نسخه پریمیر، افتر افکت، ایندیزاین، فوتوشاپ و آدیشن کار میکنه و امیدوارم اینطور بمونه! هدف من از این بیان این موارد بالا اینه که اگر کسی واقعا بخواد استارت بزنه منهی این 3 میلیون باید یه گوشی خوب داشته باشه، یه لپ تاپ معقول، یه سه پایه دوربین و اگر خیلی بخواد بهتر کار کنه یه دوربین خوب می خواد که با یه حساب سر انگشتی خودش میشه نزدیک 35-40 میلیون تومن پول، حالا حساب کنید که تولید کننده بدبخت چطور باید این پول رو در بیاره اونم در شرایطی که اسپانسرها کم هستند و توقع معجزه از برنامه ها رو دارن و با هر کسی قرارداد نمی بندن!قسمتی از تجهیزات خریداری شده2 سال پیش صدرا مخملی توی مقاله ای در همین ویرگول، آپارت رو به چالش کشید، 2 سال زمان زیادیه و آپارت نسبتا تکون نخورده و تغییراتی جزئی داشته مثل تغییر نوع سیستم درآمدزایی به نمایش دقیقه ای به جای تعداد بازدید و نمایش اما کافی نیست. باید بگم که رسانه های مستقل باعث پیشرفت برندها و جامعه میشن و به نوعی عضوی ضروری برای رسانه هستند. شاید آپارات بتونه بعد از چند ویدیو پتانسیل تولید کننده ها رو درک کنه و اگر ازشون حمایت کنه و بسته های تشویقی یا وام با بهره کم بهشون برای شروع کار بده، شاهد پیشرفت بیشتر و پرسرعت تری در تولید کننده ها خواهیم بود. می دونم که استودیوی آپارات جدول زمانی ضبط فشرده ای داره اما ای کاش یک یا دو روز در هفته در اختیار بچه های پر پتانسیل قرار می گرفت تا با تجهیزات حرفه‌ای تر و محیطی که مناسب تولید محتوای ویدیویی هست، محتوای بهتری تولید کنند. همینطور از این مجموعه انتظار دارم که با بالارفتن سطح کیفی محتوا و جذب مخاطب بیشتر به فکر افزایش سهم درآمدی تولید کننده های محتوا باشه و به این شیوه تعداد بیشتری رو جذب اکوسیستم خودش کنه!از تمام اجزای این زنجیره یعنی اسپانسرها و پلتفرم ها خواهش می‌کنم که به بچه های که تازه شروع کردن به چشم یه آدم تازه کار و بی ارزش نگاه نکنید، روشون سرمایه گذاری کنید و مطمئن باشید با کمک و حمایت شما قطعا سود نهاییش شامل حال خودتون خواهد شد!در نهایت شما مخاطب عزیزی که وقت گذاشتی و این مطلب رو تا انتها خواندی، از شما هم انتظار دارم تولید کننده محتوا رو با نگاهت، با به اشتراک گذاری کارهاش و با کامنت گذاشتن زیر محتواش (حتی کامنت انتقادی!) خوشحال و دلگرم کنی، چون هیچ چیزی بدتر از این نیست که تولید کننده محتوا دلسرد بشه!ممنونم که همراه این مطلب بودید.ارادتمند شما، محمود یزدان پناه</description>
                <category>محمود یزدان‌پناه فدائی</category>
                <author>محمود یزدان‌پناه فدائی</author>
                <pubDate>Tue, 03 Dec 2019 17:57:58 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>