<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mytypebot</link>
        <description>نمیتونی زندگیتو یه شبه عوض کنی اما مسیرشو میتونی یه شبه تغییر بِدی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-21 00:44:57</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3502/avatar/OKfXSu.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</title>
            <link>https://virgool.io/@mytypebot</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اعتیاد به پورنوگرافی چیست؟ (قسمت دوم و آخر)</title>
                <link>https://virgool.io/@mytypebot/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D9%88%D8%B1%D9%86%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D9%88-%D8%A2%D8%AE%D8%B1-pdt4ylll6brb</link>
                <description>اعتیاد به پورندومین تغییری که در نتیجه مشاهده زیاد پورن در مغز حاصل میشود، اعتیاد به آن است. دانشمندان اخیرا نشان داده‌اند که متافتامین و کوکائین همان سلولهای عصبی در مرکز پاداش مغز را هدف قرار میدهند که برای ثبت تجربه‌های جنسی‌ تکامل یافته است. در مطالعه دیگری توسط همان گروه از دانشمندان نشان داده شد که پس از رابطه جنسی‌ که همراه با انزال باشد حداقل به مدت یک هفته سلول‌هایی‌ که دوپامین را در مرکز پاداش مغز پمپاژ میکنند، منقبض میشوند. همین سلولهای تولید کننده دوپامین در اثر اعتیاد به هروئین هم منقبض میشوند. به طور خلاصه، مواد مخدر مانند متافتامین و هروئین به این دلیل تحریک کننده هستند که دقیقا همان قسمتی‌ از مغز را تحت کنترل در می‌‌آورند که با هدف ایجاد حس لذت برای رابطه جنسی‌ تکامل یافته است.لذت‌های دیگری هم هستند که که مرکز پاداش مغز را فعال میکنند، ولی‌ سلول‌های عصبی آنها با سلول‌های عصبی مربوط به فعالیت‌های جنسی‌ همپوشانی کامل ندارد. بنابراین حس آنها متفاوت و تحریک آنها هم کمتر است. مطمئنا همه میتوانند بگویند که تفاوت خوردن چیپس یا رسیدن به لذت جنسی‌ چه مقدار است.همانطوری که مواد مخدر میتوانند سلولهای عصبی مرتبط با فعالیت‌های جنسی‌ در مغز را فعال کنند و حس سرخوشی را بدون داشتن رابطه جنسی‌ برای فرد ایجاد کنند، پورن هم میتواند این کار را انجام دهد، در حالیکه لذت‌های دیگر مانند تماشای غروب، خندیدن و یا ورزش نمیتوانند این کار را انجام دهند. به صرف اینکه یک فعالیت همراه با حس لذت می‌باشد به معنای اعتیاد آور بودن آن نیست. فعالیت جنسی‌ اولویت اول طبیعت در تکامل بوده است و بیشترین میزان دوپامین در مغز در واکنش به این فعالیت آزاد میشود.محققان می‌دانند که در تمام انواع اعتیاد با وجود تفاوتهایی که دارند، افزایش سطح دوپامین به صورت مزمن منجر به بروز سلسله‌ واکنش‌های شیمیایی در مغز میشود که در پی‌ آن تغییرات عمده و پایداری در مغز به وجود می‌‌آید. این تغییرات منجر به بروز نشانه‌ها و تحولات رفتاری در فرد میشود. از جمله این تحولات رفتاری عبارتند از:1. عطش و میل شدید به ماده یا عمل اعتیاد آور، و یا میل شدید به ترک ماده یا عمل اعتیاد آور.2. عدم کنترل بر روی استفاده از ماده یا عمل اعتیاد آور، به همراه افزایش استفاده از آن و ریسک پذیری بالاتر در هنگام استفاده، جهت رسیدن به لذت مورد انتظار.3. عوارض منفی‌ بر سلامت جسمی‌، اجتماعی، اقتصادی، و روانی‌ فرد.ریسک اعتیاد به پورن تا چه اندازه است؟ دانشمندان می‌دانند که مواد افزایش دهند دوپامین مثل الکل یا کوکائین میتوانند اعتیاد به وجود آورند. ولی‌ تنها ۱۰ تا ۱۵ درصد کسانی‌ که از مواد اعتیاد آور استفاده میکنند (غیر از نیکوتین) معتاد میشوند. آیا این به این معناست که باقی‌ ما نسبت به اعتیاد مصون هستیم؟ وقتی‌ پای استفاده از مواد اعتیاد آور در میان باشد پاسخ مثبت است. ولی‌ وقتی‌ که پای دسترسی بدون محدودیت به انواع فوق محرک پاداش‌های طبیعی همچون فست فود‌ها در میان باشد پاسخ منفی‌ است. با این حال همه استفاده کنندگان هم معتاد نمیشوند.علت اینکه نسخه‌های فوق محرک مواد غذایی یا تحریک کنند‌های جنسی‌ میتوانند ما را معتاد کنند، حتی اگر نسبت به انواع دیگر اعتیاد مصون باشیم این است که مدار پاداش در مغز ما به گونه‌ای تکامل یافته است که ما را به سمت مواد غذایی یا رابطه جنسی‌ سوق دهد و نه به سمت مواد مخدر و یا الکل. امروزه مواد غذایی پرچرب و پرشکر تعداد بسیار بیشتری از مردم را نسبت به مواد مخدر غیر قانونی‌ معتاد کرده است. به عنوان مثال در آمریکا ۷۰ درصد بزرگسالان اضافه وزن دارند و ۳۷ درصد بزرگسالان دچار اضافه وزن فوق العاده هستند. در حال حاضر به دلیل مخفی‌ کاری که در استفاده از پورن وجود دارد مشخص نیست که چه تعداد از مردم گرفتار پورن و اعتیاد به آن هستند. ولی‌ مقایسه با غذاهای اعتیاد آور میتواند به ما تخمینی از فراگیری استفاده از پورن بدهد.نسخه‌های فوق محرک از پاداش‌های طبیعی قدرت این را دارند که مکانیزمی که در مغز مسول فرمان اشباع یا سیر شدن است را بازنویسی کنند، همان قسمتی‌ از مغز که حس &quot;بس است دیگر نمی‌خواهم&quot; را ایجاد می‌کند. بنابرین اصلا دور از انتظار نیست که دسترسی نامحدود به محتوای بدیع جنسی‌ برای بسیاری از مردم حتی آنهایی که در مقابل مواد مخدر مصونیت دارند، اعتیاد آور باشد.آیا اعتیاد به پورن واقعا اعتیاد است؟بعضی‌ از روانشناسان و پزشکان خارج از تخصص عصب شناسی‌ اعتیاد ادعا میکنند که اشتباه است که عوارض ناشی‌ از رفتارهایی همچون علاقه مفرط به قمار یا مصرف خارج از کنترل پورن را تحت علوم مرتبط با اعتیاد مطالعه کرد. آنها می‌گویند که اعتیاد تنها زمانی‌ معنی دارد که راجع به مواد اعتیاد آور مانند هروئین، الکل، یا نیکوتین صحبت کنیم. معمولا این دیدگاه مورد پسند رسانه‌ها نیز می‌باشد. ولی‌ آخرین تحقیقات در مورد طبیعت اعتیاد خلاف این را ثابت می‌کند. شاید برایتان جالب باشد که بدانید، اعتیاد احتمالا بیشترین موضوع مورد مطالعه در تحقیقات اختلالات مغزی بوده است. بر خلاف اکثر اختلالات، اعتیاد را می‌توان در آزمایشگاه بر روی حیوانات طبق خواسته محققان به وجود آورد. سپس محققان، مکانیزم‌های مولد اختلال و تغییرات ناشی‌ از آن را در مغز تا حد تغییرات ملکولی تحت مطالعه قرار میدهند. به عنوان نمونه محققان کشف کرده اند که ملکولی در مغز به نام پروتئین دلتا فاس بی در اکثر اعتیاد‌های مواد، و یا اعتیاد‌های رفتاری، کلید اکثر تغییرات مرتبط با اعتیاد را میزند. این نوع کشفیات از جمله دلایلی هستند که متخصصان اعتیاد را به این نتیجه می‌رساند که اعتیاد‌های مربوط به مواد و اعتیاد‌های رفتاری اساساً یک نوع اختلال هستند.تاکنون حدود ۷۰ مطالعه و تحقیق مشخص کرده است که در مغز افراد معتاد به اینترنت تغییراتی مشابه تغییرات ناشی‌ از مواد مخدر رخ میدهد. اگر اینترنت به صورت بالقوه امکان ایجاد اعتیاد را دارد، قاعدتاً پورن اینترنتی نیز چنین خاصیتی را دارد. در حقیقت در مطالعه‌ای که در سال ۲۰۰۶ صورت گرفت، محققان هلندی به این یافته رسیدند که محرک‌های جنسی‌ بیشترین قدرت اعتیاد آوری در بین محتوای در دسترس به صورت آنلاین دارد (بازی‌ها‌ی آنلاین در جایگاه دوم قرار گرفت). دیگر مطالعات راجع به اعتیاد به اینترنت که بسیاری از آنها شامل استفاده از پورن هم میشوند، به صورت غیر مستقیم وجود اعتیاد به پورن را به اثبات رسانده اند.با این وجود، دو مطالعه که هر دو در سال ۲۰۱۴ منتشر شده اند، به صورت خاص مغز افراد استفاده کننده از پورن را مورد برسی‌ قرار داده‌اند. در مطالعه اول که دانشمندان موسسه ماکس پلانک آلمان انجام دادند، مغز کاربرانی که به پورن اعتیاد نداشتند مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد:1. زمان طولانی‌تر استفاده از پورن در هفته و سال‌های بیشتر استفاده از پورن، مرتبط است با کاهش ماده خاکستری در بخش‌هایی‌ از مرکز پاداش مغز که مربوط به ایجاد انگیزه و قوه تصمیم گیری در انسان هستند. کاهش ماده خاکستری به معنای کم شدن اتصالات بین سلولهای عصبیست. کاهش اتصال بین سلول‌ها به معنای کاهش فعالیت مرکز پاداش، یا به عبارت دیگر بی‌ حس شدن نسبت به لذت‌های طبیعی می‌باشد. محققان این را به عنوان اثر استفاده طولانی‌ مدت از پورن تعبیر کردند.2. اتصالات بین مرکز پاداش مغز و قشر جلویی مغز با افزایش مشاهده پورن ضعیفتر شده بودند. آنطور که محققان توضیح میدهند، اخلال در عملکرد این بخش از مغز مرتبط با بروز رفتارهایی ناهنجار همچون مصرف مواد مخدر بدون توجه به عوارض احتمالی‌ آنها بوده است. به طور خلاصه این مطالعه، رابطه بین استفاده از پورن و اختلال در کنترل رفتار را نشان میدهد.3. با مصرف بیشتر پورن، واکنش مرکز پاداش مغز به عکسهای تحریک کنند جنسی‌ کمتر میشود. یک توضیح احتمالی‌ برای این پدیده میتواند این باشد که مصرف کنندگان زیاد پورن به تحریک بیشتری برای فعال کردن مرکز پاداش مغز نیاز دارند. محققان می‌گویند، این پدیده با این نظریه علمی‌ که می‌گوید، قرار گرفتن در معرض شدید تحریک‌های پورن موجب کم تحرکی پاسخ طبیعی مغز به محرک‌های جنسی‌ میشود، همخوانی دارد.می‌توان اثراتی که گفته شد را اینگونه خلاصه کرد: مصرف بیشتر پورن معادل است با کاهش ماده خاکستری و همچنین کم شدن حساسیت مرکز پاداش به تصاویر تحریک کننده جنسی‌. مصرف بیشتر پورن همچنین در ارتباط است با کم شدن اتصالات در مرکز فرماندهی مغز، یعنی‌ قشر جلویی مغز.به این نکته دقت کنید که این مطالعه به بررسی علت این عوارض نپرداخته است، بلکه تنها می‌گوید بین این عوارض و مشاهده پورن ارتباط وجود دارد. در حقیقت محققان به تحلیل اسکن‌های مغزی ۶۴ استفاده کننده پورن پرداختند و ارتباط ساعتهای مصرف پورن و تغییرات مغزی را در این افراد بررسی کردند. هیچ کدام از موارد مورد مطالعه در این تحقیق به پورن اعتیاد نداشته است. همچنین محققان به دقت اطمینان حاصل کردند که هیچ کدام از افراد مورد مطالعه مشکلات جسمی‌ یا اختلالات عصبی یا اعتیاد به مواد مخدر نداشته باشد.این حال محققان قدم بعدی را برنداشتند که عبارت است از درخواست از افراد شرکت کننده تا پورن را برای چند ماه کنار بگذارند تا ببینند آیا تغییرات ناشی‌ از پورن به حالت اولیه باز میگردد یا خیر. در هر صورت تحقیقات گسترده (که تعدادی از آنها نشان دهنده بهبود در شرایط افراد پس از کنار گذاشتن پورن بوده است) این نظریه را تقویت می‌کند که تحریک‌های بیش از اندازه و ادامه دار عامل اصلی‌ مشکل میباشند. محقق اصلی‌ این تحقیق به خبرنگاران گفته است که نتایج این تحقیق میتواند به این معنا باشد که مصرف منظم پورن کمابیش موجب تحلیل مرکز پاداش مغز است.در تحقیق دوم که توسط محققان عصب شناسی‌ اعتیاد در دانشگاه کمبریج صورت گرفت، محققان به بررسی مغز افراد معتاد به پورن اینترنتی پرداختند. محقق اصلی‌ این تحقیق می‌گوید: &quot;اختلافات روشنی میان فعالیت مغزی افرادی که رفتار‌های جنسی‌ وسواس گونه دارند و افرادی که سالم هستند وجود دارد. این اختلافات دقیقا مشابه تغییراتی است که در اثر مصرف مواد مخدر در مغز به وجود می‌‌آید.&quot; محققان کمبریج کشف کردند که در معتادان به پورن، مرکز پاداش مغز به نشانه‌های پورن واکنش شدیدتری نشان میدهد. این نوع واکنش نشانه‌ای از حساس شدن مغز است (در ادامه راجع به آن توضیح میدهیم) که نیروی محرک اصلی‌ حرص و ولع شدید در معتادان می‌باشد.دقت کنید این یافته بر خلاف گزارشی است که دانشمندان موسسه پلانک از مغز کاربران پورن که به آن &quot;اعتیاد ندارند&quot; کرده اند. محققان موسسه پلانک گزارش کرده اند که قسمت دیگری از مرکز پاداش مغز این افراد دچار افت فعالیت شده است. این نشانه‌ای از بی‌حسی مغز در این افراد است. پس از بررسی نتیجه تحقیقات تیم‌ موسسه ماکس پلانک و تیم‌ دانشگاه کمبریج می‌توان به این نظریه رسید که ممکن است پاسخ مغز بین افراد معتاد به پورن و غیر معتاد متفاوت باشد.شکی‌ نیست که تحقیقات بیشتری روی مغز افراد معتاد به پورن در جریان است. ولی‌ تا همین جا هم متخصصان اعتیاد به این نتیجه رسیده اند که تمام انواع اعتیاد یک نوع تغییرات مغزی را پدید می‌‌آورند. مهم نیست که اعتیاد به نوعی از رفتار‌های جنسی‌ باشد، یا به قمار، الکل، نیکوتین، هروئین، و یا کریستال باشد (بسیاری از اینها را دانشمندان برای دهه‌ها مطالعه کرده اند). صد‌ها مطالعه روی مغز افراد معتاد به یک رفتار یا به یک ماده تائید می‌کند که تمام انواع اعتیاد تغییراتی در یک مکانیزم بنیادی مغز به همراه تغییراتی در آناتومی و ساختار شیمیایی مغز به وجود می آو‌رند که عبارتند از:1. بی‌ حسی: یا عدم پاسخ مغز به لذت. کاهش سیگنال‌های دوپامین به همراه تغییرات دیگر موجب میشود فرد معتاد، به لذت‌های هر روزه زندگی‌ بی‌ تفاوت شود و همواره به دنبال فعالیت‌ها یا مواد افزایش دهنده دوپامین در مغز باشد. فرد معتاد ممکن است دیگر به دنبال علایقی که روزی جزو اولویت‌های اصلی‌ او بوده نرود. بی‌حسی مرکز پاداش مغز، احتمالا اولین تغییر مرتبط با اعتیاد است که استفاده کنندگان از پورن متوجه آن میشوند. آنها به تحریک‌های بیشتر و بیشتری نیاز دارند تا به همان سطح قبلی‌ لذت برسند. آنها زمان‌های طولانی‌تری را در حال تماشای پورن بدون عمل خود ارضایی سپری میکنند. از طرفی‌، بی‌حسی مغز ممکن است به شکل تغییر ذائقه فرد به انواع دیگری از ژانر‌های پورن نیز باشد. ژانر‌هایی‌ که متفاوت تر هستند و یا شدت بیشتری دارند و یا اینکه آزاردهنده هستند. به یاد داشته باشید شوک، غافلگیری، نگرانی و اضطراب سطح دوپامین در مغز را بالا میبرند.2. حساس شدن مرکز پاداش مغز: یا به خاطر سپاری لذت‌هایی‌ در مغز که وقتی‌ تحریک میشوند احساس ولع شدیدی را در فرد به وجود می‌‌آورند. اتصالات جدیدی که در مغز به وجود آمده سبب میشوند که مرکز پاداش مغز در پاسخ به نشانه‌ها یا افکاری که مرتبط با اعتیاد هستند فعال شوند. این پاسخ ها، اعتیاد را تحریک کننده تر از باقی‌ فعالیت‌ها در زندگی‌ فرد معتاد میکنند. نشانه‌هایی‌ همچون روشن کردن کامپیوتر، دیدن تصادفی یک تصویر محرک، یا تنها بودن در جایی، میل شدیدی را در فرد بیدار می‌کند. فرد معتاد حس می‌کند کنترلی بر رفتار خود ندارد و کس دیگری مغز او را کنترل می‌کند. بعضی‌‌ها این میل شدید را مانند تونلی توصیف میکنند که تنها یک راه خروج دارد: پورن. فرد در این حالت احساس عجله می‌کند، قلبش شروع به طپش شدید می‌کند و گاهی حس لرزش هم دارد. تمام آنچه فرد در آن لحظه به آن فکر می‌کند این است که به سراغ سایت مورد علاقه ا‌ش برود. در این حالت، مسیرهای مرتبط با اعتیاد در مغز فریاد میزنند &quot;همین حالا این کار را انجام بده!&quot;.3. کاهش فعالیت قشر جلویی مغز: موجب ضعف اراده در مقابل با امیال شدید و غیر ارادی میشود. تغییر در ماده خاکستری و سفید قشر جلویی مغز با کاهش قدرت کنترل و اراده و قدرت پیش بینی‌ نتایج تصمیمات مرتبطند. کاهش فعالیت قشر جلویی مغز همچون مسابقه طناب کشی‌ بین دو قسمت مغز خودش را نشان میدهد. اتصالات مربوط به اعتیاد فریاد میزنند که &quot;آره، اینکار را بکن&quot; در حالیکه قسمت دیگر مغز فریاد میزند &quot;نه، بس است، دوباره این کار را نکن.&quot; در حالیکه قسمت‌های مربوط به کنترل در مغز ضعیف شده اند، معمولا این اتصالات مربوط به اعتیاد است که برنده این جدال میشود.4. اختلال در مدارات کنترل استرس در مغز: این اختلال موجب میشود که حتی یک استرس کوچک منجر به پیدایش یک میل شدید و بازگشت دوباره به پورن شوند. در واقع استرس محرّکی است که اتصالات قدرتمند و حساس مرتبط با پورن را در مغز فرد تحریک می‌کند.این پدیده‌ها در متن هر گونه اعتیادی وجود دارند. کنار گذاشتن پورن این تغییرات را معکوس می‌کند و فرد به آرامی دوباره یاد می‌گیرد که چگونه به صورت طبیعی بخواهد و چگونه به صورت طبیعی لذت ببرد.ترک پورنوگرافیبسیاری از مردم گمان میکنند که اعتیاد همیشه همراه است با افزایش مقاومت در فرد معتاد (نیاز به تحریک بیشتر برای دریافت همان اثر قبلی‌ به دلیل بی‌حسی مرکز پاداش مغز) و عوارض شدید ترک. در حقیقت هیچ کدام از اینها پیش نیاز اعتیاد نیستند، اگر چه اکثر استفاده کنندگان از پورن چنین اثراتی را تجربه کرده اند. چیزی که تمام تست‌های اعتیاد نشان میدهند عبارت است از ادامه استفاده علی‌ رغم اثرات منفی‌ آن. این حس قابل اعتماد‌ترین نشانه اعتیاد است.در بسیاری از افرادی که پورن را کنار می‌گذرند علائم ترک مشابه علائم ترک مواد مخدر می‌باشد: بیخوابی، اضطراب و دلشوره، کج خلقی‌، تغییر رفتار، سردرد، خستگی‌، عدم تمرکز، افسردگی، عدم ارتباط اجتماعی موثر و میل شدید. بعضی‌ افراد علائم شدید تری هم گزارش کرده اند همچون، همچون لرزش، علائمی‌ مشابه سرماخوردگی‌، گرفتگی عضلات، یا حس غریب از دست دادن میل جنسی‌ (ظاهرا این عارضه مختص اعتیاد به پورن است). ولی‌ باید این نکته را ذکر کرد که همه افرادی که پورن را کنار می‌گذرند این تغییرات را تجربه نمیکنند. ترک پورن، زنجیره‌ای از تغییرات را در مغز رقم میزند، ولی‌ مغزهای افراد مختلف این تغییرات را به صورت‌های مختلفی‌ تجربه میکنند.جایگزینی لذت‌های معمولیمصرف بیش از اندازه غذا یا محرک‌های جنسی‌ به مغز این پیغام را میرسانند که فرد مصرف کنند در مسیر تکاملی طبیعی برنده یک منبع عظیم انرژی شده است، و یا به منبعی تمام نشدنی‌ از جفت‌های جنسی‌ دست یافته است. این نوع از پیام‌های عصبی شیمیایی قدرتمند که تشویق به مصرف بیشتر میکنند، گاهی برای ابقای موجودات زنده ضروری میباشند. مثلا گرگها را در نظر بگیرید. این حیوانات در یک وعده شکار نیاز به ذخیره تا حدود ۱۰ کیلوگرم مواد غذایی دارند. و یا حیوانات در فصل جفت گیری دسترسی‌ به موقعیتهای زیادی برای گسترش ژ‌ن‌هایشان دارند و از آن نهایت استفاده را میبرند. در گذشته چنین موقعیّت‌هایی‌ نادر بودند و به سرعت به پایان می‌رسیدند.ولی‌ اکنون به لطف اینترنت و یا ماهواره، موقعیّت‌های بیشمار جنسی‌ در اختیار افراد قرار دارد که مغز ابتدایی برای آنها ارزش بسیار زیادی قائل است. همانطوری که تمام پستانداران در چنین موقعیتی عمل میکنند، تماشاچیان پورن سعی میکنند که ژ‌ن‌های خود را تا جایی که امکان دارد منتشر کنند. ولی‌ پایانی برای فصل جفتگیری تماشاچیان پورن وجود ندارد. او میتواند این کار را به صورت نامحدود با پیش بینی‌ لذتهای جنسی‌ پیش رو و افزایش سطح دوپامین در مغزش ادامه دهد. تماشای صحنه‌های جنسی‌ بدیع که از سطح توقع او بالاتر است، موجب برا انگیختگی جنسی‌ میشود و بیشترین میزان دوپامین در مغز را آزاد می‌کند. کلیک کلیک کلیک، خود ارضایی، کلیک کلیک کلیک، خود ارضایی، ... مدت تماشا میتواند ساعت‌ها تکرار شود و روزها ادامه داشته باشد، به طوری که سیستم لذت بردن در مغز را که بر اساس تکامل شکل گرفته تغییر میدهد. تکامل، مغز را برای این نوع از تحریک بی‌ وقفه آماده نکرده است.چگونه مغز ما را به مصرف بیش از اندازه وادار می‌کند؟همانطور که می‌دانید دوپامین زنجیره‌ای از واکنش‌های عصبی شیمیایی را در مغز پدید میاورد که موجب تغییرات مرتبط با اعتیاد در مغز میشود. ولی‌ در حقیقت ملکولی که بسیاری از تغییرات طولانی‌ مدت را در مغز کلید میزند پروتئین دلتا فاس بی‌ می‌باشد. افزایش سطح دوپامین موجب تولید دلتا فاس بی‌ میشود. سپس این پروتئین در مرکز پاداش مغز به آرامی انباشته میشود و مقدار آن متناسب با مقدار دوپامینی که در اثر افراط در پاداش‌های طبیعی به وجود می‌‌آید، افزایش می‌یابد. دلتا فاس بی‌ به یک تا دو ماه زمان نیاز دارد تا از مغز دفع شود. ولی‌ تغییراتی که به وجود می‌‌آورد میتوانند باقی‌ بمانند. انباشته شدن دلتا فاس بی‌ در مرکز پاداش مغز به عنوان کلید شروع تغییرات در اعتیاد‌های موادی یا رفتاری شناخته میشود.با افزایش سطح دلتا فاس بی‌ چه اتفاقی‌ در مغز رخ میدهد؟ این مولکول دسته مشخصی‌ از ژ‌ن‌ها را در مغز فعال می‌کند که به صورت فیزیکی‌ و شیمیایی مرکز پاداش مغز را تغییر میدهند. اگر دوپامین را به عنوان مهندس ناظر در یک پروژه ساختمان سازی در نظر بگیرید، دلتا فاس بی‌ نقش کارگرانی را دارد که کار ساخت را انجام میدهند. دوپامین اعلام می‌کند که این فعالیت بسیار بسیار مهم است و تا میتوانی‌ باید آنرا تکرار کنی‌. نقش دلتا فاس بی‌ به عنوان کارگر ساختمانی این است که این فعالیت را به خاطر بسپارید و آنرا تکرار کنید، و اینکار را با تغییرات اتصالات مغز انجام میدهد به گونه‌ای که شما به این فعالیت تمایل پیدا کنید. حال شما وارد حلقه‌ای میشوید که در آن خواستن منجر به انجام فعالیت میشود، انجام فعالیت منجر به افزایش بیشتر سطح دوپامین میشود، افزایش سطح دوپامین منجر به افزایش سطح دلتا فاس بی‌ میشود و در نتیجه تمایل به انجام فعالیت باز هم افزایش پیدا می‌کند. و این حلقه دوباره از سر گرفته میشود.به تغییر اتصالات مغزی به گونه‌ای که مغز در برابر تحریکات جنسی‌ حساسیت زیادی پیدا می‌کند و با هر تحریک میل شدید در شما به وجود می‌‌آید، حساس شدن مرکز پاداش مغز می‌گویند. اگر افزایش سطح دلتا فاس بی‌ باز هم ادامه یابد میتواند منجر به پدیده دیگری شود که بی‌ حسی مرکز پاداش مغز نامید میشود. بر اثر این بی‌حسی، شما نسبت به لذت‌های معمولی و هر روزه زندگی‌ بی‌ تفاوت میشوید. بی‌حسی مغز در حقیقت کاهش حساسیت مغز نسبت به دوپامین می‌باشد. دقت کنید که تمام تغییراتی که در اثر دلتا فاس بی‌ به وجود می‌آیند، ما را وادار به زیاده‌روی در مصرف پورن میکنند.این مجموعه دومینویی از تغییرات عصبی و شیمیایی در مغز، قطعاً به منظور معتاد کردن انسان‌ها تکامل نیافته اند. بلکه هدف این بوده است تا حیوانات را وادار کنند تا هنگامی که منابع در اختیار است، تا جایی که میتوانند مصرف کنند. ولی‌ نکته اینجاست که مکانیزمی که منجر به افزایش سطح دلتا فاس بی‌ در اثر افزایش سطح دوپامین میشود، همان مکانیزمی است که هم شرطی شدن جنسی‌ را در پی‌ دارد و هم کلید شروع اعتیاد را در مغز میزند. این مکانیزم با به خاطر سپری حس لذت شروع میشود و سپس انگیزه قوی &quot;دوباره این کار را انجام بده&quot; را به وجود می‌‌آورد. این ساده انگارانه است که استفاده کنندگان از پورن گمان کنند که نسبت به این فرایند طبیعی ایمن هستند.در حقیقت مرکز پاداش در مغز نمی‌داند که پورن چیست. بلکه تنها، میزان تحریک مغز از طریق مقدار دوپامین آزاد شده ثبت میشود. واکنش خاص مغز هر فردی به محرک ها، تعیین کننده این است که آیا فرد به محرک اعتیاد پیدا می‌کند یا خیر. نکته جالب اینجاست که بعضی‌ از افرادی که ادعا میکنند که به پورن اعتیاد ندارند و به راحتی‌ میتوانند آنرا کنار بگذارند، همچنان عوارض و مشکلات جنسی‌ ناشی‌ از پورن را تجربه میکنند. از جمله، انزال دیررس، مشکلات نعوظ، عدم ارضای جنسی‌ در هنگام رابطه جنسی‌ و یا از دست دادن علاقه به شریک جنسی‌ واقعی‌. به احتمال زیاد، تغییرات مرتبط با شرطی شدن جنسی‌ درون مغز، پشت این عوارض می‌باشد.دوپامین موجود عجیبی‌ است. مقدار آن وقتی‌ که چیزی از آنچه انتظارش را داشتید بهتر باشد، بالا می‌‌رود، ولی‌ وقتی‌ که انتظارتان بر آورده نشود پایین می‌‌آید. در مورد لذت جنسی‌، تقریبا محال است که میزان شگفتی، غافلگیری، تنوع و بدیع بودن پورن را بتوان با چیز دیگری بدست آورد. بنابرین هنگامی که یک فرد جوان خودش را کاملا نسبت به پورن شرطی می‌کند، رابطه جنسی‌ واقعی‌ انتظارات ناخود آگاه او را احتمالا بر آورده نمیکند. در اثر انتظارات برآورده نشده، میزان دوپامین در مغز افت می‌کند و نعوظ از بین میرود (جریان پیوسته دوپامین در مغز برای نگاه داشتن بر انگیختگی جنسی‌ و نعوظ ضروری می‌باشد.)نوجوانان به خصوص به دلیل آنکه مرکز پاداش در مغزشان در حال شکل گیری می‌باشد، در این مورد آسیب پذیرتر از دیگران هستند. مغز نوجوان در واکنش به بدیع بودن پورن میزان بیشتری دوپامین آزاد می‌کند. از طرفی‌ مغز آنها به دوپامین حساسیت بیشتری دارد و مقدار بیشتری دلتا فاس بی‌ آزاد می‌کند (برای به یاد آوردن و تکرار تجربه). بنابرین مغز نوجوان میتواند عمیقا و به صورت غیر منتظره‌ای نسبت به پورن شرطی شود. به گونه‌ای که برای مغز این افراد، رابطه جنسی‌ واقعی‌ مثل یک تجربه غیر طبیعی به نظر می‌رسد و پورن در مغز آنها به عنوان رابطه جنسی‌ استاندارد ثبت میشود. در این شرایط، فرا گرفتن لذت بردن از رابطه جنسی‌ طبیعی نیازمند ماهها زمان بیشتر در مقایسه با مردانی است که در زمان بلوغ به پورن دسترسی نداشته اند و رابطه جنسی‌ طبیعی را قبل از پورن تجربه کرده اند. اینگونه مردان تنها نیازمند باز آموزی آن چیزی هستند که قبلا میدانسته اند.حساسیت بالای مغز نوجوان به پاداش، همچنین به این معناست که صاحب مغز آسیب پذیری بالاتری نسبت به اعتیاد دارد. اگر هنوز هم به اندازه کافی‌ ترسناک به نظر نمیرسد، به یاد داشته باشید که یک فرایند طبیعی شکل‌دهی مغز، انتخاب‌های یک نوجوان را تا هنگامی که او به بزرگسالی برسد محدود می‌کند. به این معنا که مغز او مدار‌های عصبی را به گونه‌ای شکل میدهد که در مواجه با مسائل مختلف زندگی‌ پاسخ‌هایش به سمت خاصی‌ شکل گرفته‌اند. در بیست سالگی فرد شاید به اندازه یک نوجوان دچار شرطی شدن جنسی‌ نشود، ولی‌ اثر پورن مانند یک حس شهوت عمیق در مغز او جا خوش می‌کند تا جایی که دیگر تغییر دادن و یا نادیده گرفتن آن چندان آسان نیست.لینک مطلببی‌شکست! یک برنامه آموزشی آنلاین، مناسب ترک عادت های بد همانند، تنبلی، عادات غذایی نادرست ، پورنوگرافی و .. میباشد.</description>
                <category>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</category>
                <author>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</author>
                <pubDate>Sat, 04 Apr 2020 18:21:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اعتیاد به پورنوگرافی چیست؟ (قسمت اول)</title>
                <link>https://virgool.io/habit123/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D9%88%D8%B1%D9%86%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-sx1idwkwlehw</link>
                <description>اعتیاد به  پورن یا پورنوگرافی حاصل مکانیزم پاداش در مغز ماستآیا تا به حال چیزی از اثر کولیج شنیده‌اید؟ این اثر نمونه ایست که نشان میدهد تحریکات جنسی‌ بدیع و نو چگونه میتوانند واکنش مغز را تغییر دهند. اثر کولیج در بسیاری از پستانداران از گوسفند گرفته تا موش مشاهده میشود. به عنوان مثال یک موش نر را در نظر بگیرید که درون قفس یک موش ماده آماده جفتگیری قرار داده شده است. در این حالت، موش نر به سرعت و با ولع عمل جفتگیری را انجام میدهد. پس از اینکه عمل جفتگیری انجام شد، موش نر به تدریج از رابطه خسته میشود و دیگر تمایلی به داشتن رابطه ندارد، حتی اگر موش ماده همچنان آماده انجام جفتگیری باشد.حال موش ماده اولیه را با یک موش ماده جدید جایگزین کنید. موش نر به سرعت دوباره سر حال می آید و با حرص شدید شروع به جفتگیری با موش جدید می‌کند. شما میتوانید این آزمایش را بارها تا جایی تکرار کنید که موش نر دیگر هیچ رمقی نداشته باشد. حتی یکی‌ از انواع موش این کار را تا آنجا پیش میبرد که سیستم ایمنی‌ او از کار می‌‌افتد و در نهایت می‌میرد. قطعاً سیستم تولید مثل در انسان به این سادگی‌ نیست، همانگونه که انسان جزو ۳ تا ۵ درصد از پستانداران می‌باشد که قدرت تشکیل رابطه طولانی‌ مدت را با جفت خود دارد. با این وجود بدیع بودن رابطه جنسی‌ هنوز هم به شدت در انسان بر انگیزاننده است. علاقه به ایجاد رابطه با شریک‌های جنسی‌ جدید و متعدد نیروی محرکه در پشت استفاده از پورن می‌باشد. در درونی ترین لایه ها، این نیرو ابزار تکامل است برای جلوگیری از جفتگیری درون گروهی و تضمین کننده ایجاد ژ‌ن‌های تازه و جدید برای نسل بعد.چه عاملی در درون مغز ماده اصلی‌ محرک در واکنش به تصاویر بدیع پورن است؟ دوپامین. مدار‌های ابتدایی در مغز مسئول کنترل احساسات، انگیزه ها، وسوسه‌ها و تصمیمات غیر ارادی در انسان هستند. این قسمت از مغز، آنچنان وظایفش را به درستی‌ انجام میدهد که در روند تکامل تغییر چندانی نسبت به موجودات ساده تری که انسان از آنها تکامل یافته نکرده است. تمایل و انگیزه به داشتن رابطه جنسی‌ از ماده‌ای شیمیایی به نم دوپامین درون مغز نشأت می‌گیرد. دوپامین قسمت مهمی‌ از مغز ابتدایی را که به نام مدارهای پاداش شناخته میشوند تحریک می‌کند. این همان قسمتی‌ از مغز است که به کمک آن احساس میل و وسوسه شدید نسبت به چیزی می‌کنید، و یا احساس سرخوشی را پس از برآورده شدن خواسته‌ای در شما به وجود می‌آورد. مغز ابتدایی همان قسمتی‌ از مغز است که مسول به وجود آوردن اعتیاد می‌باشد.مدار پاداش، شما را وادار به انجام کارهایی می‌کند که برای ادامه حیاتتان و یا انتقال ژ‌ن‌هایتان به نسل بعدی ضروری است. از جمله پاداش‌هایی‌ که بیشترین اولویت را در مدار پاداش مغز دارند عبارتند از: غذا، رابطه جنسی‌، عشق، دوستی‌، و چیزهای بدیع و تازه. در ازای این محرک‌های طبیعی محرک‌های اعتیاد آور شیمیایی نیز وجود دارند که میتوانند مدار پاداش در مغز را تحت کنترل خود در بیاورند.وظیفه اصلی‌ دوپامین در سیر تکاملی این بوده است که شما را به انجام کارهایی وادارد که به نفع ژ‌ن‌های شماست. هر چقدر میزان ترشح دوپامین بیشتر باشد، شما آن چیز را بیشتر میخواهید. اگر هم دوپامین ی ترشح نشود، شما آن محرک را به کلی‌ نادیده می‌گیرید. به عنوان مثال، شکلات‌های پر کالری و یا بستنی از موادی هستند که دوپامین زیادی در مغز ترشح میکنند. میزان دوپامین ترشح شده، نشانه ارزشیست که مغز شما برای یک تجربه قائل است. این تجربه‌ها به شما می‌گویند که سراغ چه چیزی بروید یا از چه چیزی دوری کنید یا توجه خود را صرف انجام چه کاری کنید. همچنین دوپامین از طریق تغییر دادن اتصالات درونی‌ مغز شما، به مغز می‌گوید که چه چیزی را به خاطر بسپارد. تحریکات جنسی‌ و ارضای جنسی‌ بزرگترین منابع طبیعی ایجاد دوپامین در مدار پاداش مغز هستند.اگرچه دوپامین را معمولا به عنوان مولکول سرخوشی می‌شناسند، ولی‌ وظیفه دوپامین در حقیقت دنبال کردن و یافتن سرخوشی است و نه ایجاد این حس. در نتیجه سطح دوپامین در اثر پیشبینی‌ یک لذت و شادی در آینده، افزایش می‌یابد. دوپامین انگیزه و نیروی محرک شما برای دنبال کردن حس سرخوشی احتمالی‌ یا دنبال کردن اهداف بلند مدت می‌باشد.ماده‌ای که منجر به ایجاد حس رضایت در مغز پس از رسیدن به هدفی‌ که آنرا دنبال میکرد میشود اپیود نامیده میشود. دوپامین خواستن است و اپیود دوست داشتن. سیستم دوپامین در مغز قویتر از سیتم اپیود می‌باشد: ما بیشتر از آنچه لذت ببریم در جستجوی احساس لذت هستیم. در حقیقت جستجو به دنبال حس لذت، در بلند مدت شانس انسان برای زندگی‌ را بیشتر از نشستن در یک جا و لذت بردن افزایش میدهد.تازگی، تازگی، تازگیدوپامین تشنه نویی‌ و تازگیست. یک اتومبیل جدید، یک فیلم جدید، یک گوشی جدید، ما همه معتاد دوپامین هستیم. در مورد هر چیز جدیدی، هیجان اولیه به سرعت با کم شدن دوپامین رنگ می‌بازد. اگر مثال مربوط به اثر کولیج را به یاد آورید، میزان دوپامین در مغز موش نر پس از رابطه با موش ماده به سرعت افت می‌کند. ولی‌ به محض اینکه یک موش ماده جدید جایگزین میشود سطح دوپامین دوباره بالا میرود. پورن از آن جهت برای مدار پاداش در مغز جذاب است که در آن نویی‌ و تازگی به وفور یافت میشود. این تازگی میتواند در قالب یک فرد جدید، یک صحنه غیر منتظره، یک حرکت جدید جنسی‌ یا هر چیز جدیدی باشد. بسیاری از معتادان پورن این را تجربه کرده اند: تعداد زیادی پنجره باز به صورت همزمان، و کلیک کردن از این پنجره به آن پنجره برای دیدن یک چهره جدید، یک صحنه جدید، ... اکثر اوقات این افراد حتی یک کلیپ را تا انتها نگاه نمیکنند، و مدام از این کلیپ به آن کلیپ میروند، چون یک صحنه جنسی‌ به سرعت برای آنها کسل کننده میشود. با تعدادی صفحه باز به صورت همزمان و کلیک کردن از یک صفحه به صفحه دیگر برای ساعتها، تعداد شریک‌های جنسی‌ که این افراد در طول ۱۰ دقیقه تجربه میکنند از تعداد کل شریک‌های جنسی‌ که اجداد شکارچی ما در تمام طول عمرشان تجربه میکردند بیشتر است.محرک‌های غیر طبیعیتاثیر گذاری پورن تنها به علت تازگی پی‌ در پی‌ محتوای آن نیست. دوپامین در اثر احساسات و محرک‌های دیگری هم آزاد میشود که تمام آنها در پورن نیز یافت میشوند:حیرت و غافلگیری اضطراب و دلواپسی (در اثر مشاهده چیزی که با ارزش‌های شما همخوانی و هماهنگی‌ ندارد.)جستجو و کاوش (خواستن و پیش‌بینی‌ چیزی که قرار است در ادامه اتفاق بیافتد.)در حقیقت پورن بسیار شبیه آن چیزی است که دانشمندان به عنوان محرک‌های غیر طبیعی می‌شناسند. سالها پیش تینبرگن، دانشمند برنده جایزه نوبل، کشف کرد که پرندگان، پروانگان و بسیاری از جانوران دیگر میتوانند به گونه‌ای فریب داده شوند که تخم‌های ساختگی یا شریک‌های جنسی‌ غیر واقعی‌ را بر نمونه‌های واقعی‌ آنها ترجیح دهند. برای نمونه پرنده‌های ماده روی تخم‌هایی‌ که تینبرگن بزرگتر از حد معمول ساخته بود و آنها را به صورتی‌ خاص تزئین کرده بود می‌نشستند در حالیکه تخم‌های خود آنها در حال فاسد شدن بود. یا سوسک‌های نر جفت‌های واقعی‌ را ندیده می‌گرفتند تا به جفت گیری با سر‌های نوشابه بپردازند. برای یک سوسک نر، سر نوشابه که روی زمین قرار داشت همانند بزرگترین و زیباترین ماده‌ای به نظر می‌رسید که او تا به حال دیده بود.در حقیقت محرک‌های غیر طبیعی نمونه اغراق شده محرک‌های طبیعی هستند که مغز به اشتباه آنها را با ارزش به حساب می‌‌آورد. بنابرین عجیب نیست که پورن قادر است که حواس طبیعی ما را برباید. علت اینکه یک محرک غیر طبیعی میتواند تبدیل به اولویت اصلی‌ ما شود اینست که محرک غیر طبیعی قادر به ایجاد حجم انبوهی از دوپامین در مدار پاداش مغز است که محرک طبیعی قادر به ایجاد آن نیست.برای استفاده کنندگان از پورن شریک‌های جنسی‌ غیر واقعی‌ از شریک‌های جنسی‌ واقعی‌ تحریک کنند تر میباشند. اینگونه افراد شاید هرگز نخواهند که ساعتها زل زده به صفحه مانیتور در حال کلیک از این صفحه به آن صفحه باشند. شاید ترجیح دهند که وقتشان را در حال فعالیت‌های اجتماعی با دوستان و خانواده‌شان بگذرانند. ولی‌ حقیقت اینست که محرک‌های واقعی‌ قدرت رقابت با محرک‌های غیر واقعی‌ در مغز را ندارند. خیلی‌ از افراد متأهلی که به پورن عادت کرده اند می‌گویند اینگونه نیست که ما به دنبال رابطه جنسی‌ واقعی‌ نباشیم، مشکل اینجاست که رابطه واقعی‌ نسبت به پورن آنقدر پیچیده و دشوار است که ترجیح میدهیم با پورن خودمان را ارضا کنیم.علاوه بر تحریک غیر طبیعی مغز، پورن عوارض دیگری هم دارد. اول اینکه دسترسی به آن بسیار ساده است، به صورت ۲۴ ساعته، رایگان و در خلوت و حریم خصوصی در دسترس است. دوم آنکه اکثر افراد، شروع به تماشای پورن در سنین اوایل بلوغ میکنند. یعنی‌ هنگامی که مغز در اوج تغییرات ساختاری می‌باشد و بیشتر از هر زمانی‌ در معرض خطر اعتیاد قرار دارد. در قیاس با انواع دیگر اعتیاد مثل اعتیاد به غذا که انسان بعد از مدتی‌ خوردن سیر میشود و دیگر میل به خوردن ندارد، هیچ محدودیت بیولوژیکی روی مصرف پورن وجود ندارد. یک مصرف کنند میتواند ساعتها در حال تماشای پورن باشد بدون حس اقناع یا پر شدن ظرفیت. تماشای پورن همراه با ایجاد این حس در مغز است که می‌گوید یک لذت بزرگ در انتظارت است. ولی‌ به یاد داشته باشید که دوپامین مسول ایجاد حس انگیزه و ادامه آن است، به امید آنکه لذت نهایی در پی‌ آن بیاید. بسیاری از افراد این حس را تجربه کرده اند که تا نزدیکی‌ خود ارضایی به تماشای پورن می‌نشینند و سپس توقف میکنند. دوباره شروع به تماشا میکنند و تا مرز خود ارضایی پیش میروند و دوباره متوقف میشوند. و این عمل را برای مدتی‌ طولانی‌ ادامه میدهند تا آنکه دیگر وقت و انرژی‌شان به پایان رسیده باشد و در نهیات خود ارضایی را انجام میدهند.شرطی شدن نسبت به عمل جنسی‌ و اعتیاد به پورنعکس‌العمل مغز هنگامی که در معرض منابع نامحدود محرک‌های جنسی‌ قرار می‌گیرد چیست؟ مغز به طور تدریجی‌ خود را تطبیق میدهد، البته نه به صورت سازنده ای. در ابتدا استفاده از پورن و انجام خود ارضایی به نظر رضایت بخش می‌آیند و فشار‌های جنسی‌ را کاهش میدهند. ولی‌ هنگامی که تحریک غیر طبیعی مغز به صورت مستمر ادامه یابد مغز شروع به واکنش می‌کند و از طریق کم کردن حساسیتش نسبت به دوپامین در مقابل حجم انبوه دوپامین آزاد شده از خودش محافظت می‌کند. در این حالت شما احساس لذت کمتری از مشاهده پورن و خود ارضایی میبرید. این حساسیت کمتر نسبت به دوپامین، بعضی‌ از استفاده کنندگان را به سمت جستجو برای تحریک بیشتر سوق میدهد، که منجر به ایجاد تغییرات بنیادی در ساختار مغز میشود. تغییراتی که ممکن است بازگرداندن آنها به قبل دشوار باشد.شرطی شدن نسبت به عمل جنسییکی‌ از تاثیرات بلند مدت تحریک‌های مداوم روی مغز شرطی شدن جنسی‌ است. به این صورت که مغز تحریک جنسی‌ را مرتبط میداند با آنچه در پورن اتفاق می افتد مانند تازگی پی‌ در پی‌، نگاه کردن به عمل جنسی‌ دیگران، و یا انجام اعمال جنسی‌ غیر عادی. در این حالت مغز برای رسیدن به لذت جنسی‌ نیازمند محتوای پورن می‌باشد. به طور خلاصه فرد معتاد به پورن می‌گوید، آدم‌ها این جوری با هم رابطه جنسی‌ دارند، پس من هم باید این جوری رابطه داشته باشم. در مغز هم به صورت ناخود آگاه شرطی شدن صورت می‌گیرد. مغز می‌گوید این هما چیزی است که سطح دوپامین را بالا میبرد پس باید دنبال این نوع رابطه باشم. مغز به گونه‌ای تکامل یافته است که آن چیزهایی که آنرا تحریک میکنند در خودش ثبت کند. این پدیده بر پایه یک قانون مهم در مغز استوار است: سلول‌های عصبی که با هم تحریک میشوند، با هم اتصال عصبی برقرار میکنند. به طور خلاصه، در درون مدار پاداش مغز سلول‌های عصبی که با تحریکات جنسی‌ مرتبط هستند با قسمت‌هایی‌ از حافظه که خاطرات مربوط به تحریکات جنسی‌ را ثبت کرده اند، اتصال عصبی برقرار میکنند. مثلا به محض آنکه وبسایت پورن مورد علاقه خود را تایپ می‌کنید، سلول‌هایی‌ که در مرکز پاداش مغز مسول تحریکات جنسی‌ هستند فعال میشوند و سطح دوپامین در مغز بالا میرود.استفاده کنندگان از پورن در حقیقت محرک‌های غیر طبیعی را در مغزشان به حس ارضای جنسی‌ مرتبط کرده اند. مرکز پاداش در مغز نمی‌داند که منشأ این تجربه چیست، آیا منشأ آن پورن است یا ارتباط جنسی‌ طبیعی است. تنها چیزی که مرکز پاداش می‌شناسد دوپامین است. حتی اگر شما به به صورت گاه و بیگاه پورن تماشا می‌کنید باز هم جای نگرانی وجود دارد. اگر از پورن استفاده می‌کنید در واقع به مغز خود آموزش می‌دهید که همیشه نقش یک ناظر را داشته باشد. و یا اینکه به آن آموزش می‌دهید که در صورتی‌ که میزان دوپامین کمی‌ کاهش یافت میتواند روی ویدئو‌های محرک تر کلیک کند و یا اینکه آنقدر بگردد تا بالاخره صحنه دلخواهش را پیدا کند و سپس خود ارضایی کند. یا اینکه ممکن است شما مکان‌های خاص یا موقعیت‌های خاصی‌ را در ذهنتان با خود ارضایی مرتبط کنید. هر کدام از این نشانه ها یا محرک‌ها میتوانند مدار پاداش در مغز شما را در انتظار رابطه جنسی‌ به جریان اندازند. رابطه‌ای که واقعی نیست ولی‌ با این حال سلول‌های عصبی ممکن است با به وجود آوردن اتصالات و شاخه‌های جدیدی ارتباط این نشانه‌ها با رابطه جنسی‌ در مغز شما را برقرار کنند. هر چقدر بیشتر از پورن استفاده کنید، اتصال بین این سلول‌ها قویتر میشود. نتیجه نهایی این خواهد بود که برای رسیدن به لذت جنسی‌ همیشه بایستی نقش ناظر را داشته باشید، یا اینکه در حال کلیک از صفحه‌ای به صفحه دیگر باشید، یا اینکه در موقعیّت یا مکان خاصی‌ قرار داشته باشید تا به نهایت تحریک برسید.یکی‌ از وظایف تکاملی در انسان در هنگام بلوغ آموزش تولید مثل به صورت خود آگاه یا ناخودآگاه می‌باشد. برای این منظور، مغز انعطاف پذیر یک نوجوان در حال بلوغ، نشانه‌های جنسی‌ در محیط را ضبط می‌کند و بر اساس آنها بین سلول‌های عصبی اتصال برقرار می‌کند. صحنه‌های بدیع، تکان دهنده و تحریک کننده جنسی‌، مغز یک نوجوان را بسیار بیشتر از مغز یک انسان مسن تر تحت تاثیر قرار میدهد. این تاثیر پذیری موجب میشود که مغز در حال بلوغ، رابطه جنسی‌ را به عنوان محرّکی تعریف کند که بیشترین حس جنسی‌ را برای او تولید می‌کند. اتصال سلول‌های مغزی و ارتباط آنها با رابطه جنسی‌ در مغز نوجوان بسیار سریعتر از جوانان چند سال بزرگتر رخ میدهد. در حقیقت مغز بعد از سنّ ۱۲ سالگی شروع به کوچک شدن می‌کند و همزمان میلیاردها اتصال بین سلولی از بین میروند و یا تغییر ساختار میدهند. اینکه کدام اتصالات در نهایت باقی‌ می‌مانند تابع قاعده &quot;استفاده کن واگر نه از دست میدهی‌&quot; هستند.هنگامی که اتصالات جدید به وجود می‌آیند، مغز نوجوان با قدرت آنها را حفظ می‌کند. در حقیقت مطالعات نشان میدهد به یاد ماندنی‌ترین و مهمترین خاطرات و همچنین عادات بد زندگی‌ ما در نوجوانی در مغز شکل میگیرند. به خصوص اتصالات جدیدی که به صورت ناخودآگاه در مغز یک نوجوان تشکیل میشوند میتونند منجر به تغییراتی اساسی‌ در ذائقه جنسی‌ فرد شوند. خوشبختانه خاصیت انعطاف پذیری مغز میتواند در جهت عکس نیز عمل کند. بسیاری از افراد جوان معتاد به پورن، پس از ماهها اجتناب از پورن متوجه میشوند وابستگی شدیدی که به نظرشان غیر قابل جدایی می‌آمد، اکنون از بین رفته است.شرطی شدن مغز نوجوان همچنین میتواند این پدیده را توضیح دهد که چرا مردان جوان با اختلالات نعوظ ناشی‌ از پورن نیازمند ماه‌های طولانی‌تری برای بازگشت به حالت عادی نسبت به مردان مسن تر هستند. احتمالا علت این است که مردان مسن تر از نوجوانی شروع به استفاده از پورن نکرده‌اند و مغز آنها تجربه رابطه جنسی‌ طبیعی را قبل از تجربه پورن در خود ثبت کرده است، و اتصالات مربوط به رابطه جنسی‌ طبیعی در مغز آنها رشد یافته تر می‌باشد. ادامه دارد...لینک مطلببی‌شکست! یک برنامه آموزشی آنلاین، مناسب ترک عادت های بد همانند، تنبلی، عادات غذایی نادرست ، پورنوگرافی و .. میباشد.</description>
                <category>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</category>
                <author>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</author>
                <pubDate>Wed, 25 Mar 2020 18:59:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید مطالب من در سال ۹۸</title>
                <link>https://virgool.io/@mytypebot/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B8-wb2xojzsbfbu</link>
                <description>اگر دستاوردی را نتوانم اندازه بگیرم، چیزی در دست ندارم.اشتباه نشود، این به معنای تمایل به بهترین بودن  و یا میل به اثبات چیزی نیست، اما تنها چیزی که می‌تواند برای بهتر شدن به من کمک کند یک نقشه راه است، از مسیری که طی کرده‌ام، تا بدانم چه اثری از خود به جا گذاشته‌ام. یک تصویر کلی که بتواند خیلی ساده نشانم دهد تلاش من چه اثری بر جامعه‌ام گذاشته است.ویدیوی آمار مخاطبین من را ببینید: https://cdn.virgool.io/annual-report/1398/rb3mrbjjc7kw-qRW2s.mp4 دستاوردهای من در سال ۹۸در سال ۹۸، من در مجموع ۰ پست در ویرگول منتشر کردم و پست‌های من ۳۶ مرتبه لایک شدند و افراد ۳ بار نظرات خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. امسال ۳۷ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. اما چیزی که این دستاورد را ارزشمندتر می‌کند اثری است که این پست‌ها از خود به جا گذاشتند.اثر پروانه‌ای منطبق آمار ۱۵,۰۳۳ بار پست‌های من خوانده شدند و زمانی حدود ۱,۲۷۳,۷۵۷ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیت ۷۲٬۹۴۰٬۰۰۰ نفری که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، من توانستم حدود ۰/۰۱۷۴۶۳ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم. عددی که با تمام کوچک بودنش، اثر بزرگ و ارزشمندی است.اما این عددها فقط توضیحی است از آنچه که برای مخاطبانم به ارمغان آورده‌ام، اثر ارزشمند‌تری که با نوشتن در ویرگول از خود به جا گذاشته‌ام، تلاش پنهانی بوده که برای حفظ محیط زیست کرده‌ام. من با انتشار پست‌های خودم در فضای ویرگول توانستم در مصرف کاغذ صرفه جویی کنم؛ یعنی اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ  و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۸۰,۳۱۲ کاغذ مصرف می‌شد.</description>
                <category>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</category>
                <author>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</author>
                <pubDate>Wed, 25 Mar 2020 18:51:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«حکم زندگی» چیست و چگونه از زندان آن خارج شویم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mytypebot/%D8%AD%DA%A9%D9%85-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86-pidoc7zsoigy</link>
                <description> رفتارهای ما، دقیقاً تابعی است از قضاوت ما نسبت به خودمان؛ مثلاً اگر درباره خودمان این قضاوت را داشته باشیم که &quot;خجالتی&quot; هستیم، در موقعیتی که  افراد دیگر، ابراز وجود می‌کنند، سکوت می‌کنیم. قضاوت خودمان درباره خودمان، &quot;حکم زندگی&quot; نام دارد؛ در واقع حکم زندگی، حکمی است درباره زندگی ما، که توسط خود ما صادر شده است. این حکم معمولاً در دوران کودکی، نوجوانی و حتی اوایل جوانی صادر می شود و  تا آخر عمر ما را همراهی و &quot;محدود&quot; می کند؛ مثلاً ممکن است در 5 سالگی،  اتفاقی برای ما رخ دهد و ما فکر کنیم که هیچ کس ما را دوست ندارد. در واقع  ما به عنوان یک بچه 5 ساله که قدرت عقلانی زیادی هم ندارد این حکم کلی را  درباره خودمان صادر کرده ایم که «کسی مرا دوست ندارد»؛ یا ممکن است به خاطر جمله‌ای که از مادر یا معلم‌مان شنیده‌ایم، فکر کنیم که بی نظم هستیم و  درباره خود چنین حکم کنیم: « من یک شلخته هستم». این حکم، زندانی است که ما  در ۶ سالگی، ۱۰ سالگی و یا حتی در ۴۰ سالگی در آن خواهیم ماند و همواره این حس  درما وجود خواهد داشت که کسی مرا دوست ندارد یا من شلخته ام. برخی  از حکم های زندگی که میلیاردها انسان را در زندان خودشان نگه داشته اند  این ها هستند: من بی‌عرضه ام، من بی اراده ام، من پرخورم، من بی پناهم، من زشتم، من قربانی ام، من منزوی‌ام، تنبلم، بدشانسم، کسی مرا درک نمی‌کند، من نمی‌توانم، من قادر به برقراری ارتباط با مردم نیستم، من محبوب  نیستم و ... .نکته اینجاست که ای بسا با این حکم ها، سازگاری هم  بکنیم و خودمان را با آنها وفق دهیم مثلاً اگر  حکم‌مان &quot;خجالتی بودن&quot; است  خود را در معرض رویدادهای اجتماعی قرار نمی دهیم یا بی نظمی مان را چنین  توجیه می کنیم که نظم در بی نظمی است و من این طور راحتم و بدین‌ترتیب،در زندانی که آن حکم ساخته است به خوبی برای خودمان زندگی کنیم. در  چنین وضعی، حداکثر کاری که می توانیم انجام دهیم، این است که اوضاع داخل  زندان خود را بهبود ببخشیم ،مثلاً اگر داخل سلول‌مان را موکت کرده‌ایم ، آن را  فرش کنیم و... نه این که از آن زندان خارج شویم. با حکم زندگی چه کنیم؟ مهم  ترین کار «شناخت حکم های زندگی» است. این حکم ها را بشناسید و «تمایز»  دهید. اگر حکم های زندگی تان را شناسایی نکنید، تا آخر عمر در زندان حکم‌های زندگی خواهید ماند و تنها کاری که قادر به انجام آن خواهید بود، این  است که در داخل زندان تان، زندگی بهتری داشته باشید. مشاهده کنید که چه  چیزهایی شما را این گونه بار آورده است و شما تحت تاثیر چه پیش فرض‌هایی  درباره خودتان هستید. آنها را کشف کنید و آگاه باشید که شما در واقع،  آنگونه که احکام زندگی می گویند نیستید بلکه این ها، احکامی هستند که  عمدتاً در دوران ناپختگی عقلی بدان رسیده اید و جاهلانه درباره خودتان،  صادر کرده اید. به بیان بهتر، تمام دوران بلوغ و عقلانیت شما، تحت الشعاع  حکم این است که در دوران خامی و بی تجربگی درباره خودتان صادر کرده اید و  اینک، در هر سن و سالی که هستید، زندانی احکام کودکانه خودتانید. خبر خوب و بد این که شما خودتان تصمیم گرفته اید این زندان را بسازید.حالا که دانستید این زندان را خودتان ساخته اید، پس بدان دسترسی دارید و می توانید از آن رها شوید. پس  همانگونه که به خود گفته‌اید مثلاً من خجالتی ام، با آگاهی و مشاهده‌ی منشأ این حکم، این بار حکم دهید که «من خجالتی نیستم» بلکه خجالتی بودن، صرفاً یک اتهام و قضاوتی بود که به خودم نسبت داده و آن را باور کرده بودم. با  تمایز احکام زندگی، می توانید یک به یک آن ها را کنار بگذارید و با رهایی  از محدودیت هایی که این احکام برای شما ایجاد کرده اند، زندگی تان را متحول  کنید.نکته کاربردی اول که شاید تا کنون به آن فکر نکرده ایدشاید بگویید: من واقعاً «خجالتی ام» چون موقعیت های زیادی را به خاطر خجالتی بودن از دست داده ام. انتساب  خجالتی بودن به خودتان، شما را محکوم می‌کند که با خجالت زدگی رفتار کنید  ولی اگر به جای آن که به طور مطلق خودتان را خجالتی بنامید، این باور را  درباره خودتان داشته باشید: &quot;من یک انسان معمولی هستم که گاهی اوقات هم  دچار خجالت می شوم.&quot; آنگاه راحت تر می توانید در جایی که لازم است، خجالتی  نباشید.توضیح بیشتر با مثال مقایسه ای بین دو باور در یک موقعیت مشابه:- «من خجالتی ام»:  خب، من خجالتی ام و یک فرد خجالتی نباید در چنین موقعیتی دستش را بالا  بگیرد و در جمع حرف بزند. پس من هم حرف نمی زنم و امیدوارم کس دیگری حرفی  که من می خواستم را بزند. خجالتی بودن، &quot;هویت&quot; من است و اگر خلاف آن عمل  کنم، هویتم نقض می شود.- «من یک فرد عادی هستم و قبلاً در چند جا خجالت کشیده ام»:  خب، اگر الان دستم را بلند کنم و حرف بزنم، هیچ اتفاق بدی نمی افتد و هویت  من زیر سوال نمی رود. بنابراین این کار را می کنم، درست مثل بقیه. ( و  واقعاً هم بعد از صحبت در جمع اتفاق بدی رخ نمی دهد و زندگی ادامه پیدا می  کند.)پس اگر کسی بگوید &quot;من سیگاری ام&quot; سخت تر از کسی که می گوید:  &quot;من روزانه 3 نخ سیگار می کشم&quot; می تواند سیگار را ترک کند چرا که در اولی،  حکمی وجود دارد و سیگاری بودن،  گویی جزو هویت اوست ولی در دومی، کشیدن  سیگار، عملی است که او در بیرون از هویت اش انجام می دهد و می تواند انجامش  ندهد. پس به جای این که به دانش آموزی که نمرات خوبی نمی گیرد  بگوییم: تو کندهوش هستی ( و او این را به عنوان حکم زندگی باور کند) بهتر  است بگوییم: به نظر من تو در تمام تلاشت را به کار نگرفته ای و می توانی با  تلاش بیشتر و کمک گرفتن از معلمانت، اوضاع را بهتر کنی. راستی! فوتبالت را  هم دیدم، خیلی خوب بازی می کردی.نکته کاربردی دوم که شاید تا کنون به آن فکر نکرده ایدخودتان را در هیچ وصفی زندانی نکنید؛ حتی اوصاف مثبت مانند &quot;تیزهوش  بودن&quot; (چون ممکن است در موقعیتی حاضر نشوید صرفاً به خاطر ترس از این که  ممکن است تیز هوش جلوه نکنید). وقتی صفاتی را جزو هویت خودتان قلمداد می  کنید، در واقع در زندان آن صفت می مانید: - من «دست و دلباز» هستم، بنابراین «باید» به فلانی کمک کنم ولو آن که خودم و خانواده ام در مضیقه شدید قرار بگیریم. - من «کندهوش» هستم بنابراین «باید» پیشنهاد حضور در این دوره آموزشی را رد کنم.- من «مهربان» هستم بنابراین «باید» از کنار خطای دیگران بگذرم و به رویشان هم نیاورم.- من «کینه ای» هستم، بنابراین تا انتقامم را نگیرم «نباید» از پای بنشینم و ... .همه  صفت ها را به جای آن که جزوی از ماهیت خود قلمداد کنید، درون جعبه ابزاری  بریزید و همراه خودتان داشه باشید و هرگاه به هر کدام شان نیاز شد، همان  را از جعبه ابزار بردارید و استفاده کنید. البته با توجه به این که  سال‌ها در زندان &quot;احکام زندگی&quot; محبوس بوده‌اید، شاید در ابتدا کاری سخت و ناشندنی جلوه کند ولی با «شناسایی حکم های زندگی» و «دانستن این که صفت ها می توانند  تنها ابزار باشند و نه ماهیت ما» می توانید اندک اندک، تبدیل به انسان  جدیدی بشوید که در اختیار صفت ها و حکم ها نیستید بلکه این وصف ها هستند که  ابزار دست تان هستند. یعنی هر گاه لازم باشد، مهربانی می کنید، هر جا نیاز  باشد سخت می گیرید، در جایی شرم می کنید و در موقعیتی، بی هیچ خجالتی  ابزار وجود می نمایید و ... . از زندان حکم های زندگی آزاد شوید و  صفت هایی که به خودتان منسوب کرده اید را داخل جعبه ابزارتان بریزید و  زندگی آزادانه تری برای خود رقم بزنید.لینک منبع</description>
                <category>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</category>
                <author>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</author>
                <pubDate>Fri, 16 Nov 2018 16:17:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه کسب و کاری مناسب شماست؟ اگر یک ISFJ هستید.</title>
                <link>https://virgool.io/@mytypebot/%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-isfj-cpx1hvfyrfev</link>
                <description>ISFJ  این تیپ‌های شخصیتی، کارکنانی عالی، وفادار و با احتیاط هستند و احساس نمی‌کنند که بهتر است کسب و کار مختص به خود را شروع کنند، درعین حال، هنگامی که تصمیم جدی برای راه اندازی کسب و کار خود کنند، آن‌را بسیار آهسته و با برنامه‌ریزی های زیادی انجام خواهند داد.از بین تمامی تیپ‌های شخصیتی، شما بعنوان یک ISFJ تنها تیپی هستید که احتمالا تصمیم به ترکِ کار روزانه خود می‌کنید و زمان و تلاش بیشتری برای ایجاد کسب و کار جدید اختصاص می‌دهید. به این  دلیل،  احساس امنیت بیشتری خواهید نمود قبل از اینکه کاملا شغل روزانه خودتان را رها کرده و کسب و کار خودتان را شروع کنید.هر کسب و کاری که اجرا کنید، قطعا به حال دیگران مفید فایده خواهد بود. اغلب از عهده یک نانوایی جمع و جور، کافی شاپ یا فروشگاه لباس فروشی به خوبی برمی‌آیید زیرا از جمله کسب و کارهای خدماتی هستند که باید با توجه به جزئیات زیاد و کار فراوان به چشم بیایند. گزینه های دیگر عبارتند از پرستاری کودکان و بزرگسالان، برنامه‌ریزی برای همایش‌ها و خدمات درمانی از جمله دیگر مشاغل مناسب برای شما هستند.</description>
                <category>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</category>
                <author>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</author>
                <pubDate>Sun, 29 Apr 2018 16:19:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه کسب و کاری مناسب شماست؟ اگر یک ESFJ هستید.</title>
                <link>https://virgool.io/@mytypebot/%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-esfj-d6wad0ooefow</link>
                <description>ESFJشما برای اجتماعی بودن و مراقبت از دیگران متولد شده‌اید پس اطمینان داشته باشید کسب و کاری که انتخاب می‌کنید بر روی انجام دادن کارهای مفید برای دیگران متمرکز است. مشاوره ، بنگاه املاک و مستغلات, طراحی داخلی ، آموزش برای شرکت‌های بزرگ، برنامه‌ریزی عروسی و هر نوع آژانس خدماتی به مشتریان گزینه مناسبی برای شماست. زیرا این امر به شما اجازه می‌دهد از نفوذ شخصی خود برای سودآوری استفاد کنید. نکته اصلی این است که ریسک این کار کم است و مستقیما و به وضوح، زندگی مردم را تحت تاثیر قرار می‌دهد.اینکه کاری برای خود شروع کنید ممکن است برای شما کمی ترسناک به نظر بیاید، بنابراین بهتر است روی فعالیت‌هایی متمرکز شوید که از قبل دارای پایگاه مشتریان بالنسبه خوبی باشد. شما باید بدانید که در راه‌اندازی یک تجارت ریسک وجود دارد. یک راه خوب این است که قبل از اینکه کسب و کار خود را راه‌اندازی کنید در یک شرکت مرتبط با آن حوزه فعالیت کار کنید سپس می‌توانید تمام مخاطبین را برای خود حفظ کنید. در وقت‌های اضافه خود درخصوص راه اندازی یک کسب و کار پایدار و مشتریان آن فکر کنید. شما باید قبل از اینکه قدم در این راه بگذارید از اینکه ایده‌ی تجاری‌تان پایه‌های اساسی دارد اطمینان حاصل کنید.</description>
                <category>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</category>
                <author>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</author>
                <pubDate>Fri, 27 Apr 2018 13:22:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه کسب و کاری مناسب شماست؟ اگر یک ESTP هستید.</title>
                <link>https://virgool.io/@mytypebot/%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-estp-ggxxt6wjcc6u</link>
                <description>ESTPاین تیپ های شخصیتی به قدر کافی از هوش متعارف یا از هوش و دانشی که پیش نیاز داشتن یک زندگی بالنسبه راحت و موفق است برخوردارند. شما بعنوان یک ESTP در اینکه شرایط به ظاهر پیچیده را برای مشتریان سهل و آسان کنید از ابتکار خوبی برخوردارید و این موضوع در دنیای کسب و کار یک ارزش تلقی می‌شود. کارکردن با مردم برای شما بسیار آسان است و این بدان معناست که همان کسب و کارهایی که برای تیپ‌های ISTP مناسب است برای شما هم کاربرد دارد. گزینه‌های دیگری همچون بازاریابی، توزیع و هرآنچه که نیاز به تمرکز روی فروش داشته باشد انتخاب مناسبی برای شما خواهد بود. برخلاف ISTP ها، شما با رقابت و ریسک پذیری رشد می‌کنید، بنابراین به دنبال فرصت‌هایی باشید که می‌توانید آن را اندازه‌گیری کرده و وارد بازی شوید. برای مثال ممکن است بعنوان یک پیمانکار تک نفره شروع کنید اما گزینه‌های دیگری همچون استخدام کارگران بازاریابی و یا بدست‌گیری گوشه‌ای از بازار را مد‌نظر قراردهید. انگیزه‌های مالی و اهداف فروش برای شما طراحی شده‌اند بنابراین برای داشتن رویاهای بزرگ ترسی به دل راه ندهید.</description>
                <category>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</category>
                <author>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</author>
                <pubDate>Thu, 26 Apr 2018 16:11:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه کسب و کاری مناسب شماست؟ اگر یک ISFP هستید.</title>
                <link>https://virgool.io/@mytypebot/%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-isfp-qkkmg85rs1ap</link>
                <description>ISFPاین تیپ‌ها شاید بهترین تیپ‌های شخصیتی می‌باشند که قادرند از یک سیستم کسب و کار ثابت و ایجاد شده از قبل، به سودآوری برسند. بنابراین اگر شما یک ISFP هستید بهتراست به دنبال فرصتی برای خرید یک کسب و کار فرانچایز و یا نمایندگی یک برند معتبر باشید.این تیپ‌ها در ایجاد ارتباط با دیگران خوب عمل می‌کنند، اگرچه درموقعیت‌های غیرقابل پیش‌بینی چندان عالی بنظر نمی‌رسند بنابراین بهترین گزینه برای این اشخاص، کارکردن درمحیط‌هایی با ریسک پایین می‌باشد. از آنجایی‌که شما بعنوان یک ISFP  علاقمند به مباحث زیبایی شناسی و خدمات مشتریان هستید براین اساس، پایه‌گذاری یک مجموعه هنری، تئاتر یا رقص، عکاسی و یا مواردی از این قبیل می‌توانند سرانجامی شاد و موفق درپی داشته باشند.ازطرفی دیگر، پیگیری فاکتورها، مالیات و امور بیمه و هرنوع کاغذبازی میتواند شما را خسته و فرسوده کند. بنابراین درکار خرید فرانچایز یا نمایندگی، بهتراست شروع تجارتی را مدنظر قرار دهید که انجام چنین اموراتی از قبل انجام و پیش‌بینی شده باشد.اینکه کسب و کار خود را در حیطه مواردی که آشنایی کافی دارید راه اندازی کنید نیز ایده خوبی است. کسب تجربه و استفاده از مهارت‌هایی که قبلا فراگرفته اید کمک میکند که از پیچ و خم‌های راه‌اندازی یک تجارت سریع‌تر عبور کنید.</description>
                <category>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</category>
                <author>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</author>
                <pubDate>Mon, 23 Apr 2018 13:13:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تصمیمات مهم شما در سال جدید! برای ISTJ ها</title>
                <link>https://virgool.io/@mytypebot/%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-istj-szmk49d1obcp</link>
                <description>ISTJاز اینکه برای سال جدید خبرهای بدی به شما بدهم بیزارم اما تصمیم‌های قاطعی را که سال پیش گرفته‌اید را به یاد دارید؟ شما حدود ۱/۱۲ شانس عمل کردن به هرکدام از آن ها را خواهید داشت. درواقع، اگر برای سال پیش رو، سه تصمیم جدید بگیرید تنها ۰/۰۵۷۹ درصد، شانس عمل کردن به هر سه آن‌ها را دارید. در حقیقت، عمل کردن به تصمیم‌هایتان را حدودا سه هفته بعد از عید رها یا فراموش خواهید کرد. این روز‌ِتاریک ، روزی است که به نظر میرسد اراده‌ی اغلب افراد به پایان می‌رسد.به عنوان یک انسان که مرتب تصمیم‌های جدید می‌گیرد و آن‌ها را رها می‌کند، این ارقام هوشیار کننده است. برای عموم تیپ‌های شخصیتی این سوال مطرح است که آیا اغلب افراد در ترک عادات بد خود و یا جایگزینی عادات بهتر ناتوان هستند؟ و یا نوع تصمیمی که می‌گیرند موجبات شکست را فراهم می‌کند. (این مقدمه کوتاه برای کلیه تیپ‌های شخصیتی، یکسان می‌باشد)برای تیپ‌شخصیتی شما اوضاع ازاین قراراست: تصمیمات رایج: شما عاشق سال نو هستید و آغاز سال نو بهترین زمان برای درست کردن لیست برنامه‌ها و برنامه‌ریزی برای روزهای پیش رو است. این که می‌خواهید به تمرین موسیقی بپردازید و یا بیشتر ورزش کنید و یا در شغل‌تان ترفیع بگیرید، درهرحال، طرح کاملی برای رسیدن به اهداف خود طراحی کرده‌اید.دلایل شکست: شما شکست نمی خورید و شما یک نفر از ۱۲ نفری هستید که میتوانند به اهدافشان برسند! در سال جدید: شما برای داشتن تصمیمات قطعی بسیار شناخته شده‌اید، پس کاری را که دارید انجام می‌دهید را ادامه دهید. اما آیا مطمئنید که هدف‌های درستی را انتخاب می‌کنید؟ متعهد شدن برای رفتن به باشگاه ورزشی آنهم سه بار درهفته برای شما آسان است ، اما در مورد چیزهای پیچیده‌تر مثل تلاش برای صبور بودن درمقابل دیگران چه می‌کنید؟ آیا مصمم هستید که انتظارات بالای خود را ترک کنید و دیگران و حتی خودتان را آن گونه که هستید بپذیرید؟ شاید بهتر باشد که از دیگران در این باره کمک بخواهید؟ مثلا یادگیری اینکه چه موقع &quot;نه&quot; بگویید!  آیا می‌توانید تصمیمات قطعی سالیانه خود را از انجام وظایف به تصمیم برای به چالش کشیدن خود تغییر دهید تا درنهایت به لذت های غیر قابل پیش بینی در زندگی برسید!</description>
                <category>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</category>
                <author>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</author>
                <pubDate>Sun, 22 Apr 2018 18:49:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه کسب و کاری مناسب شماست؟ اگر یک ISTJ هستید.</title>
                <link>https://virgool.io/@mytypebot/%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-istj-uqcptgjnbwq4</link>
                <description>ISTJاین تیپ‌ها علاقه‌مند به کارهای جدی هستند، جائیکه داشتن تجربه و اعطای اختیار مورد احترام واقع شود همانند کارهای حقوقی، حسابداری، معماری و پزشکی.احتمال پیشرفت شما درچنین فعالیت‌های جدی بسیار زیاد است و علیرغم دیگران چندان تمایلی به راه‌اندازی کسب وکارخود نخواهید داشت مگر درمواردی که در ادامه به شرح آن خواهیم پرداخت.درحقیقت، ISTJ ها به ندرت مالکیت یک کسب وکار را بعهده میگیرند مگر اینکه درسطح کار و تخصص فعلی‌شان عهده دار مسئولیتی شوند.البته برخی ISTJ ها تصادفا به کارآفرینی روی می‌آورند، تنها زمانیکه فعالیت موردنظر فرصتی عالی و بدون هرگونه ریسک باشد و برای یک ISTJ گزینه‌ای غیرقابل چشم‌پوشی بنظر برسد.خریداری یک کسب‌و‌کار فرانچایز برای شما ارزش توجه بسیاری دارد چرا که آنها اغلب با یک مدل تجاری امتحان شده و یک نام تجاری معتبر عرضه می‌شوند و به شما درعین استقلال درکار، راهنمایی‌های لازم را هم برای ادامه فعالیت ارائه می‌کنند. در مواردی، بعضی از ISTJ ها به دنبال یک همکار یا شریک می‌گردند، شخصی که بتواند به سوالاتی همچون چشم انداز یک فعالیت، نحوه ایجاد ارتباط موثر و اینکه دقیقا مردم به دنبال چه هستند و چگونه ایده ای را میتوان به آنها عرضه نمود پاسخگو باشد.درنهایت، ایده کسب و کار مناسب شما می‌تواند شامل هرچیزی باشد از حقوق و پزشکی تا حسابداری و تعمیرات اتومبیل، به شرطی که مرتبط با مهارتی باشد که قبلا کسب کرده‌اید.</description>
                <category>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</category>
                <author>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</author>
                <pubDate>Sat, 21 Apr 2018 20:40:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باد مخالف قوی‌تر است یا باد موافق</title>
                <link>https://virgool.io/@mytypebot/%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D9%85%D9%88%D8%A7%D9%81%D9%82-%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81-uuyseactwvrg</link>
                <description>اگر تجربه دوچرخه‌سواری یا دوندگی با سرعت زیاد را داشته باشید، حتما جریان بادی که از روبرو به صورتتان می‌خورد را حس کرده‌اید. این جریان باد که اغلب آزاردهنده بوده و پیش‌روی را برای شما دشوار می‌سازد، باد مخالف (headwind) نامیده می‌شود. در مقابل، یک جریان باد دیگری نیز وجود دارد که گاهی اوقات در جهت حرکت شما وزیده و به پیش‌روی شما کمک می‌کند و به آن اصطلاحا بادموافق (tailwind) می‌گویند. خاصیت باد موافق این است که پس از مدت کوتاهی بدن به آن عادت کرده و تا مادامی‌که می‌وزد دیگر متوجه وجود آن نمی‌شوید.  در عوض، هرلحظه که باد مخالفی در جهت خلاف حرکت شما بوزد، آن را حس کرده و لحظه‌شماری می‌کنید تا از دست آن خلاص شوید.این پدیده در زندگی روزمره ما نیز به چشم می‌خورد. عدم تقارن بین احساس بادهای موافق و بادهای مخالف، یک سوگیری شناختی است که در نتیجه آن ما در اغلب موارد موانعی که بر سر راهمان در زندگی قرار گرفته است را بسیار پررنگ‌تر و شفاف‌تر از مزایا و شانس‌هایی که از آن‌ها بهره‌مند شده‌ایم، به‌خاطر می‌آوریم. بیشتر زمان و انرژی ما صرف غلبه بر چالش‌هایی می‌شود که در لحظه با آن‌ها مواجه می‌شویم و از این‌رو بادهای مخالف همواره بیشتر توجه ما را به خود جلب می‌کنند. از سوی دیگر، بادهای موافق ممکن است برای لحظاتی یک حس خشنودی و قدرشناسی را در ما ایجاد کنند، ولی به زودی وجود آن‌ها را از یاد برده و در عمل آن‌ها به ما کمک می‌کنند تا بتوانیم بیشتر و بیشتر توجه خود را معطوف به غلبه بر چالش‌های ناشی از بادهای مخالف نماییم.در سال ۲۰۱۶، توماس گیلوویچ از دانشگاه کورنل و شای داویدای از مدرسه علوم اجتماعی نیویورک پژوهشی در این زمینه انجام داده و نشان دادند که چگونه این سوگیری شناختی بر قضاوت‌های ما درباره موضوعات شخصی، اجتماعی و سیاسی اثر می‌گذارد. به‌عنوان نمونه آن‌ها نشان دادند که همیشه در انتخابات آمریکا، هم دموکرات‌ها و هم جمهوری‌خواهان اعتقاد دارند که نقشه‌های انتخاباتی به ضرر آن‌ها تمام می‌شود؛ طرفداران تیم‌های فوتبال همیشه معترضند که برنامه لیگ و داوری و همه‌چیز به ضرر آن‌ها عمل می‌کند و حتی بچه‌هایی که در یک خانواده هستند هر یک تصور می‌کنند که والدین‌شان خواهر یا برادر آن‌ها را بیشتر دوست دارد. همچنین بارها شاهد بوده‌ایم که وقتی افراد موفق سرگذشت زندگی خود را تعریف می‌کنند، حتی اگر در خانواده‌ای ثروتمند به دنیا آمده و از موهبت‌های مختلف برخوردار بوده باشند، باز هم بیشتر فقط سختی‌هایی که در مسیر موفقیت خود با آن‌ها دست و پنجه نرم کرده‌اند را به‌ خاطر آورده و مورد تاکید قرار می‌دهند و چندان اشاره‌ای به شانس‌ها و مساعدت‌هایی که این مسیر را برایشان هموار ساخته است، نمی‌کنند.در نهایت، نکته جالب در مورد این سوگیری شناختی این است که وقتی در مورد دیگران قضاوت می‌کنیم، این عدم تقارن به‌صورت برعکس اتفاق می‌افتد؛ یعنی بادهای موافق در مسیر زندگی دیگران خیلی بیشتر در نظرمان جلوه می‌کند تا بادهای مخالفی که برای آن‌ها وزیده است. به‌همین دلیل است که ما اغلب شکست‌های دیگران را ناشی از بی‌عرضگی و عدم تلاش کافی خود آن‌ها دانسته ولی موفقیت‌های دیگران را به حساب خوش‌شانسی و دست مساعد شرایط و روزگار گذاشته و در این موارد می‌گوییم: من هم اگر چنین شرایطی داشتم قطعا موفق می‌شدم!ذهن ما، رنج و مرارت‌هایی را که یک بازیکن فوتبال یا یک پزشک جراح متحمل شده است تا به درجه‌ای از موفقیت دست یابد (یعنی بادهای مخالفی که در مسیر موفقیتش وزیده است) را نادیده گرفته و تنها بر بادهای موافق مسیر وی و موفقیت‌های مالی و اجتماعی ناشی از این بادها تمرکز می‌کند.|وحید اشرفی|منبع مطلب درکانال تلگرام جامعه‌ای بهتر بسازیم</description>
                <category>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</category>
                <author>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</author>
                <pubDate>Tue, 10 Apr 2018 11:03:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا وقتی زیر دوش هستیم ایده‌های نابی به ذهن‌مان خطور می‌کند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mytypebot/%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D9%86%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%85-vp1oo5cv1dhb</link>
                <description> تحقیقات جدید ثابت کرده اند که دوش آب گرم / سرد بهترین گزینه برای آسودگی خیال، خلاقیت و الهام بخشی است.حمام نه تنها محلی برای تمیزی بدن به شمار می رود، بلکه بهترین گزینه برای ایده پردازی و ابتکار نیز هست. وقتی شما زیر دوش قرار دارید، ذهنتان کاملا باز بوده و می توانید ایده های جالب و خلاقانه ای ارائه دهید. اما چه چیزی باعث می شود تا فکر در حمام آزاد باشد؟ آیا این تاثیر آبِ روانی است که روی جسم انسان می ریزد یا به مغز مربوط می گردد؟برای پاسخ به پرسش های بالا در ابتدا باید این موضوع را مطرح کنیم که به صورت علمی ثابت شده، مقداری حواس پرتی برای بروز خلاقیت مفید است. با تایید این که تمرکز زیاد برای انجام برخی امور همانند امتحان دادن یا حساب و  کتاب کاملا ضروری است، اما باید اشاره کنیم که گاهی تمرکز بی چون و چرا روی یک موضوع واحد باعث محدودسازی مغز شده و در نتیجه امکان بررسی جوانب دیگر یک مساله را از آن می گیرد. وقتی مغز محدود به یک سوژه ی واحد بشود، دیگر توان بروز ابتکار را نخواهد داشت.به همین خاطر، مقدار کمی حواس پرتی می تواند موجب باز شدن ذهن، ارائه ایده های ناب و یافتن راهکارهای جدید بشود.هنگامی که در حمام مشغول شست‌وشوی بدن خود هستید، بخش ناخودآگاه مغز شما دستور شستن بدن را داده و اعضای بدن هم اطاعت می کنند؛ در این زمان، بخش دیگر مغز آزاد است و به همین خاطر می تواند به موضوعاتی بیندیشد که در حالت عادی فرصتی برای پرداختن به آن ها ندارد یا بر اساس مشغله های روزانه، محکوم به نادیده گرفتنشان است.«مارک فنسکی»، استادیار علوم عصب شناسی در دانشگاه گوئلف، در این رابطه بیان داشته: «شامپو کردن موها یا لیف کشیدن به تمرکز ویژه ای نیاز ندارد از این رو، در حین انجام این کار، بخش های دیگر مغز کاملا آزاد هستند تا به ناشناخته ها سفر کنند.»همین دیدگاه در رابطه با پیاده روی یا کار کردن در کافی شاپ نیز مصداق دارد. وقتی ذهن شما مشغول فعالیتی است که به صورت ناخودآگاه نیز قادر به انجام آن هستید، بقیه ذهن باز مانده و قادر است ایده پردازی های ناب داشته باشد یا برای حل مسائل گوناگون، راهکارهای مناسب و کاربردی ارائه دهد.جالب است بدانید که اگر عادت دارید در ابتدای صبح یا آخر شب دوش بگیرید، یعنی زمانی که مغز چندان هوشیار نیست، ذهن خلاقیت بیشتری از خود بروز می دهد. بر اساس گفته محققان، فکر کردن در زمان های خارج از محدوده فشار خواب، به دیدگاه های بدیع تری منجر می گردد – دلیلش هم این است که ذهن سست شده، گیرنده های داخلی ضعیف هستند و در نتیجه افکار نو و ایده های مبتکرانه می توانند خود را به جلوی مغز رسانده و خودنمایی کنند.هنگامی که به سختی از رختخواب دل کنده و زیر دوش می روید، مغز کمترین میزان خودانتقادی و مشغله را دارد و در نتیجه، ابتکار و قریحه شما در بالاترین درجه خود ظاهر می شود. همچنین، اگر شب ها درست پیش از خواب به حمام می روید، ذهن شما در حال خاموشی برای استراحت کردن است. به این مفهوم که هر چه شما خسته تر باشید، میزان خلاقیتتان بیشتر خواهد بود.فارغ از موارد ذکر شده در بالا، باید گفت که دلیل بروز خلاقیت در زیر دوش در حمام این است که انسان در این موقعیت، کاملا آرام و تنها است. تنها بودن زیر دوش حسی از راحتی و کنده شدن از تمامی استرس های زندگی را به فرد منتقل می کند و او این اطمینان را دارد که با خود و افکارش در این محل تنهاست، به طور همزمان هم جریان آب گرم روی جسم به از بین رفتن خستگی ها و به دنبال آن آسودگی ذهنی منجر می شود.بنابراین بد نیست از این پس، ایده هایی که زیر دوش به ذهنتان خطور می کند را اسرع وقت یادداشت کنید تا شاید به کمک آن ها تحولی بزرگ و مثبت در زندگیتان ایجاد شود.منبع مطلب</description>
                <category>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</category>
                <author>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</author>
                <pubDate>Wed, 28 Mar 2018 00:41:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه کسب و کاری مناسب شماست؟ اگر یک ESFP هستید.</title>
                <link>https://virgool.io/@mytypebot/%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-esfp-wbjcirbpzfpd</link>
                <description>ESFPفریبنده، جذاب و محبوب همگان. ESFP ها اغلب درتمامی کسب و کارهایی که به طبیعت دوستانه آنها اجازه درخشیدن بدهد موفق خواهند بود. روابط عمومی، آژانس‌های املاک و گردشگری و سفر گزینه‌های بسیار مناسبی برای این تیپ شخصیتی محسوب می‌شوند. درواقع آنچه شما اساسا بفروش می‌رسانید، ذات و مهارت‌های درونی‌تان است. توجه داشته باشید که شغل پشتِ میز نشینی گزینه مناسبی برای انتخاب‌تان نیست. داشتن یک رستوران و یا یک مجموعه سرگرمی (برنامه هایی مثل فعالیت‌های سرگرمی برای کودکان) می‌تواند بسیار جذاب‌تر از نشستن پشت یک میز و یا کار با کدهای کامپیوتری باشد.بی‌حوصلگی درواقع نقطه ضعف شماست. اگر می‌خواهید در کسب و کارتان موفق شوید باید نظم و انضباط داشته باشید. از آنجایی‌که کار کردن روی دو چیزِ همزمان می‌تواند برایتان سخت باشد پس شاید بهتر باشد کاری که تناسبی با تیپ‌شخصیتی‌تان ندارد را ترک کنید و یک‌راست به سراغ کسب‌و کار جدیدتان بروید.وقتی یک ESFP با ریسک و مخاطرات ایجاد یک کسب و کار آشنا باشد و بتواند سیستم مناسبی را در اختیار گیرد، می‌تواند جزو بنیان‌گذاران کسب و کارهای زنجیره ای شود! نگاهی به کارهای آقای ریچارد برانسون، کارآفرین مشهور شاید خالی از لطف نباشد!منبع مطلب </description>
                <category>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</category>
                <author>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</author>
                <pubDate>Fri, 23 Mar 2018 17:41:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تصمیمات مهم شما در سال جدید! برای ESFP ها</title>
                <link>https://virgool.io/@mytypebot/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-esfp-cinxt8crdat6</link>
                <description>تصمیمات رایج: &quot;من تصمیم می‌گیرم سالم‌تر غذا بخورم ( هنوز روز دوم نشده که یک بسته چیپس و یک شکلات بزرگ خورده‌اید.) من تصمیم می‌گیرم که بیشتر به شغلم متعهد باشم. (شما تا دیروقت بیرون ازخانه هستید و فردا هم تا ساعت 10 صبح خواب‌آلود در تخت‌خواب.) من بر روی همه وظایفم اگرچه خسته کننده باشند تمرکز میکنم تا آنها را به انجام برسانم. (شما درحال گپ‌زدن با یک همکار هستید و درحال انجام کارهای مورد علاقه‌تان از جمله ارتباط با دیگران.)&quot;دلایل شکست شما: درهفته اول به یک تصمیم خواهید چسبید و زمانیکه برنامه جدیدی نظرتان را جلب کند هدف قبلی خیلی سریع برایتان قدیمی خواهد شد. یا در وسط راه هدفتان را فراموش می‌کنید، یا هیچ‌وقت یک چارچوب زمانی تنظیم نخواهید کرد و یا اهداف خود را به این علت که فقط محدود کننده هستند رها می‌کنید.درسال جدید: برنامه‌ها و هدف‌های طولانی مدت خود را به قدم‌های کوتاه مدت تبدیل کنید. برای ۱۰ دقیقه هم که شده هر هفته فضای خالی برای انجام کارهایی که شما را به هدفتان نزدیک میکند درنظر بگیرید. چارت یا  نمودار پیشرفت خود را بنویسید و داشته باشید. شما جذاب، خودانگیخته و سازگار هستید اما ممکن است آرمان هایتان را از دست بدهید مگر آنکه آن ها را به طور مداوم و پیوسته در نظر داشته باشید.</description>
                <category>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</category>
                <author>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</author>
                <pubDate>Fri, 23 Mar 2018 17:06:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تصمیمات مهم شما درسال جدید! برای INFJ ها</title>
                <link>https://virgool.io/@mytypebot/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-infj-ysvt0c9olab6</link>
                <description>  از اینکه برای سال جدید خبرهای بدی به شما بدهم بیزارم اما تصمیم‌های قاطعی را که سال پیش گرفته‌اید را به یاد دارید؟ شما حدود ۱/۱۲ شانس عمل کردن به هرکدام از آن ها را خواهید داشت. درواقع، اگر برای سال پیش رو، سه تصمیم جدید بگیرید تنها ۰/۰۵۷۹ درصد، شانس عمل کردن به هر سه آن‌ها را دارید. در حقیقت، عمل کردن به تصمیم‌هایتان را حدودا سه هفته بعد از عید رها یا فراموش خواهید کرد. این روز‌ِتاریک ، روزی است که به نظر میرسد اراده ی اغلب افراد به پایان می‌رسد.به عنوان یک انسان که مرتب تصمیم‌های جدید می‌گیرد و آن‌ها را رها می‌کند، این ارقام هوشیار کننده است. برای عموم تیپ‌های شخصیتی این سوال مطرح است که آیا اغلب افراد در ترک عادات بد خود و یا جایگزینی عادات بهتر ناتوان هستند؟ و یا نوع تصمیمی که می‌گیرند موجبات شکست را فراهم می‌کند. (این مقدمه کوتاه برای کلیه تیپ‌های شخصیتی، یکسان می‌باشد)برای تیپ‌شخصیتی شما اوضاع ازاین قراراست: تصمیمات رایج: &quot;من واقعا می‌خواهم به رویای بزرگ خود { دراین قسمت وارد کنید ... } برسم اما به کسی حرفی در این‌باره نخواهم زد چراکه ممکن است شکست بخورم.&quot;دلایل شکست شما: اغلب، از قبل خودتان را برای شکست قانع کرده‌اید؟درسال جدید: شک به توانمندی‌های خودتان بدترین دشمن INFJ هاست. چرا به یک دوست واقعی و یا خانواده‌تان درباره چیزی که می‌خواهید به آن برسید حرفی نمی‌زنید تا درصورت لزوم بتوانند به شما دراین ارتباط کمکی کرده و یا انگیزه بدهند؟ مطمئن باشید که هدف‌هایی را انتخاب کنید که برایتان واقعا مهم هستند. اگر بصیرت درونی‌تان به شما بگوید که این یک تصمیم قطعی و درست است، شما ایمان بیشتری برای انجام دادن آن خواهید داشت. خودتان را باورکنید، این اولین قدم است. </description>
                <category>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</category>
                <author>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</author>
                <pubDate>Sat, 17 Mar 2018 19:46:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تصمیمات مهم شما درسال جدید! برای ENTJ ها</title>
                <link>https://virgool.io/@mytypebot/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-entj-koej4c87toor</link>
                <description> از اینکه برای سال جدید خبرهای بدی به شما بدهم بیزارم اما تصمیم‌های قاطعی را که سال پیش گرفته‌اید را به یاد دارید؟ شما حدود ۱/۱۲ شانس عمل کردن به هرکدام از آن ها را خواهید داشت. درواقع، اگر برای سال پیش رو، سه تصمیم جدید بگیرید تنها ۰/۰۵۷۹ درصد، شانس عمل کردن به هر سه آن‌ها را دارید. در حقیقت، عمل کردن به تصمیم‌هایتان را حدودا سه هفته بعد از عید رها یا فراموش خواهید کرد. این روز‌ِتاریک ، روزی است که به نظر میرسد اراده ی اغلب افراد به پایان می‌رسد.به عنوان یک انسان که مرتب تصمیم‌های جدید می‌گیرد و آن‌ها را رها می‌کند، این ارقام هوشیار کننده است. برای عموم تیپ‌های شخصیتی این سوال مطرح است که آیا اغلب افراد در ترک عادات بد خود و یا جایگزینی عادات بهتر ناتوان هستند؟ و یا نوع تصمیمی که می‌گیرند موجبات شکست را فراهم می‌کند. (این مقدمه کوتاه برای کلیه تیپ‌های شخصیتی، یکسان می‌باشد)برای تیپ‌شخصیتی شما اوضاع ازاین قراراست:  تصمیمات رایج: شما فردی نیستید که برای سال جدید تصمیمات قاطع بگیرید. شما اهداف خود را روی کاغذ نمی‌نویسید تا بعدا به آن‌ها عمل کنید و تیک بزنید، اگر کاری را بخواهید انجام دهید، آن را انجام خواهید داد.دلایل شکست: اغلب غیرممکن است که شکست بخورید!درسال جدید: ENTJها هر آنچه که باید انجام داده شود را انجام خواهند داد، آنها اغلب برنده‌اند!  اما تنها تصمیم قاطعی که باید انجام دهید این است که آرامش داشته باشید و بگذارید وقایع اتفاق بیفتند. استراحت، تفریح و بازسازی خویشتن، دوستان شما هستند، بدون آنها، رسیدن به اهداف مدنظرتان بسیارخسته کننده خواهد بود.</description>
                <category>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</category>
                <author>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</author>
                <pubDate>Sat, 17 Mar 2018 19:37:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تصمیمات مهم شما درسال جدید! برای ENFJ ها</title>
                <link>https://virgool.io/@mytypebot/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-enfj-jzlzldyd3tli</link>
                <description>  از اینکه برای سال جدید خبرهای بدی به شما بدهم بیزارم اما تصمیم‌های قاطعی را که سال پیش گرفته‌اید را به یاد دارید؟ شما حدود ۱/۱۲ شانس عمل کردن به هرکدام از آن ها را خواهید داشت. درواقع، اگر برای سال پیش رو، سه تصمیم جدید بگیرید تنها ۰/۰۵۷۹ درصد، شانس عمل کردن به هر سه آن‌ها را دارید. در حقیقت، عمل کردن به تصمیم‌هایتان را حدودا سه هفته بعد از عید رها یا فراموش خواهید کرد. این روز‌ِتاریک ، روزی است که به نظر میرسد اراده ی اغلب افراد به پایان می‌رسد.به عنوان یک انسان که مرتب تصمیم‌های جدید می‌گیرد و آن‌ها را رها می‌کند، این ارقام هوشیار کننده است. برای عموم تیپ‌های شخصیتی این سوال مطرح است که آیا اغلب افراد در ترک عادات بد خود و یا جایگزینی عادات بهتر ناتوان هستند؟ و یا نوع تصمیمی که می‌گیرند موجبات شکست را فراهم می‌کند. (این مقدمه کوتاه برای کلیه تیپ‌های شخصیتی، یکسان می‌باشد)برای تیپ‌شخصیتی شما اوضاع ازاین قراراست:  تصمیمات رایج: &quot;امسال به یک دوست یا برادر/ خواهرم کمک می‌کنم تا کار بهتری بدست آورد و مطمئن می‌شوم که علی و سارا مشکلات مربوط به رابطه‌ی خود را حل کنند و همچنین باید کاری درباره مدیر جدید که مدام در کارها دخالت می‌کند انجام بدهم و مواردی از این دست...&quot;دلایل شکست شما: آیا برادریا خواهرشما، علی و سارا با تصمیمات شخصی شما موافق‌اند؟ اینکه می‌خواهید به بقیه کمک کنید و آن‌ها را در بدست آوردن موفقیت یاری رسانید بسیارهم خوب است، اما همه به دنبال‌کردن برنامه‌های شما متعهد نیستند.  به‌علاوه، چطورانتظار دارید که به بتوانید به بقیه کمک کنید در حالی‌که از خود غافل هستید؟درسال جدید: ENFJ ها از عمل به تصمیمات‌شان و گذاشتن علامت تیک در کنار آن‌ها لذت می‌برند اما تصمیمات آنها نباید تنها معطوف به دیگران باشد. درسال جدید، هدف‌هایی را برای خود تعیین کنید که شامل دیگران باشند اما موفقیت‌تان در رسیدن به آن ها نباید وابسته و معطوف به دیگران باشد.           برای مثال: می‌توانید مهارت جدیدی را با رفتن به یک کلاس به همراه دوست خود بدست آورید دراینصورت حتی اگر دوست‌تان نیز در کلاس حضور نیابد شما می‌توانید در کلاس شرکت کنید. درسال پیشِ رو، تصمیمات‌تان را بیشتر حول مراقبت از خود متمرکز کنید تا دست‌آوردهای جدیدی را شاهد باشید.</description>
                <category>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</category>
                <author>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</author>
                <pubDate>Sat, 17 Mar 2018 19:31:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تصمیمات مهم شما درسال جدید! برای INTJ ها</title>
                <link>https://virgool.io/@mytypebot/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-intj-wvjea0lgnnr1</link>
                <description> از اینکه برای سال جدید خبرهای بدی به شما بدهم بیزارم اما تصمیم‌های قاطعی را که سال پیش گرفته‌اید را به یاد دارید؟ شما حدود ۱/۱۲ شانس عمل کردن به هرکدام از آن ها را خواهید داشت. درواقع، اگر برای سال پیش رو، سه تصمیم جدید بگیرید تنها ۰/۰۵۷۹ درصد، شانس عمل کردن به هر سه آن‌ها را دارید. در حقیقت، عمل کردن به تصمیم‌هایتان را حدودا سه هفته بعد از عید رها یا فراموش خواهید کرد. این روز‌ِتاریک ، روزی است که به نظر میرسد اراده ی اغلب افراد به پایان می‌رسد.به عنوان یک انسان که مرتب تصمیم‌های جدید می‌گیرد و آن‌ها را رها می‌کند، این ارقام هوشیار کننده است. برای عموم تیپ‌های شخصیتی این سوال مطرح است که آیا اغلب افراد در ترک عادات بد خود و یا جایگزینی عادات بهتر ناتوان هستند؟ و یا نوع تصمیمی که می‌گیرند موجبات شکست را فراهم می‌کند. (این مقدمه کوتاه برای کلیه تیپ‌های شخصیتی، یکسان می‌باشد)برای تیپ‌شخصیتی شما اوضاع ازاین قراراست: تصمیمات رایج: &quot;امسال سخنور بهتری خواهم شد، کارهای بیرون از خانه‌ی بیشتری انجام خواهم داد، وضعیت اشتغال خود را بهبود خواهم بخشید، سالم‌تر خواهم شد، ارتباطات اجتماعی‌ام را افزایش خواهم داد، ثروتمندتر خواهم شد، فردی مناسب برای ازدواج پیدا خواهم کرد و یک سیستم برای سازماندهی زندگی‌ام خواهم ساخت و موارد مرتبط با بهبودِ فردی ...&quot;دلایل شکست شما: خودسازی و بهبودِفردی فعالیتی درخورِتحسین است، اما فعالیت‌هایی که لیست کرده‌اید، تصاویری کلی و فوق العاده بزرگ‌اند. بدون تردید، تمرکز روی جزئیات برای یک INTJ کارِسختی است، اما هیچ اتفاقی نخواهد افتاد مگر اینکه سعی کنید تا در لحظه اکنون زندگی کنید.درسال جدید: شما اغلب در دنیایِ دور و فرضی آینده خود زندگی می‌کنید بطوریکه از گذر زمان حال غافل هستید. این موضوع را با اضافه کردن کمی احساس به تصمیم‌های سالیانه‌تان تصحیح کنید. هوش تند و تیز شما باعث می‌شود که در راس چیزها قرار بگیرید، که می‌توانید کمتر برنامه‌ریزی کرده و بیشتر زندگی کنید.</description>
                <category>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</category>
                <author>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</author>
                <pubDate>Sat, 17 Mar 2018 19:23:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی‌تان را نابود می‌کنید، وقتی ..</title>
                <link>https://virgool.io/@mytypebot/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-kltcwvde4ekz</link>
                <description> زندگی مثل خانه‌ای است که باید ساخت و از آن نگهداری کرد. آدمها از خیلی از واقعیت‌ها فرار می‌کنند و بدون اینکه متوجه آن باشند به نابود کردن خوبی‌های زندگی‌شان ادامه می‌دهند. این تصمیمات بد لزوماً توسط خودتان گرفته نمی‌شود. برای شاد و موفق بودن اول باید بفهمید در حال حاضر چه آسیب‌هایی به خودتان می‌زنید و برای اصلاح آن اقدام کنید. ۱- وقتی نمی‌بخشید زندگی‌تان را نابود می‌کنید نباید زندگی را خیلی جدی بگیرید. خیلی وقت‌ها دیگران ناراحتتان می‌کنند و خیلی وقت‌ها هم شما دیگران را ناراحت می‌کنید. کینه به دل گرفتن و عصبانی بودن کورتان می‌کند و نمی‌گذارد چیزهایی که واقعاً در زندگی مهم هستند را ببینید. ۲- وقتی به کاری که دوست ندارید ادامه می‌دهید زندگی‌تان را نابود می‌کنید گاهی اوقات به این دلیل در کاری می‌مانید که می‌خواهید آخر هر ماه درآمدی داشته باشید. اما چرا باید خوشبختی‌تان را به خطر بیندازید و به جای اینکه نگران الان باشید به آینده فکر نکنید که آزاد و شاد خواهید بود؟ ۳- وقتی اینکه دیگران چه فکر می‌کنند برایتان مهم است زندگی‌تان را نابود می‌کنید مطمئناً نمی‌توانید همه آدمها را راضی نگه دارید. اینکه حرف و فکر دیگران برایتان مهم باشد فقط خالی‌تان می‌کند چون آنها همیشه ناامیدتان می‌کنند. ۴- وقتی وقت‌تان را تلف می‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید سعی نکنید منتظر بنشینید تا همه چیز در شرایط عالی قرار گیرد تا وارد عمل شوید. بلند شوید و هر کاری که برای عالی کردن زندگی‌تان لازم است را انجام دهید. ۵- وقتی از خودتان مراقبت نمی‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید بدن شما وسیله‌تان به سمت موفقیت است. درست رفتار کردن با بدنتان، خوب غذا خوردن و داشتن سبک زندگی سالم نه تنها سلامت شما را در آینده تضمین می‌کند بلکه اعتمادبه‌نفستان را هم بالاتر می‌برد. ۶- وقتی از همه چیز شکایت می‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید زندگی کردن با شکایت شما را به هیچ کجا نمی‌رساند فقط ناامید، خسته و عصبانی‌تان می‌کند. باید انرژی که صرف شکایت کردن می‌کنید را برای چیزی ارزشمند نگه دارید. ۷- وقتی با پشیمانی و افسوس زندگی می‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید گذشته قابل تغییر نیست. از آن درس بگیرید و بعد بگذرید. زندگی کردن با افسوس و پشیمانی فقط انرژی مثبتتان را گرفته و باعث می‌شود امکانات دیگری که پیش رویتان قرار گرفته را نبینید. ۸- وقتی شریک نادرستی برای زندگی‌تان انتخاب می‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید هیچ‌چیز مخرب‌تر از زندگی کردن با کسی که تحسینتان نمی‌کند و موجب خوشحالی‌تان نیست، نخواهد بود. ۹- وقتی خودتان را با دیگران مقایسه می‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید هیچ چیز بدتر و ناامیدکننده‌تر از این نیست که بخواهید مدام خودتان را با دیگران مقایسه کنید. همه ما آدمهای خاصی هستیم چرا باید خودمان را با کسانی مقایسه کنیم که جای ما نیستند؟ ۱۰- وقتی فکر می‌کنید پول برایتان خوشبختی می‌آورد زندگی‌تان را نابود می‌کنید پول برایتان آزادی می‌آورد اما چیزهای ساده‌ای در زندگی هستند که شادتان می‌کنند و به هیچ پولی هم نیاز ندارند. اینکه همه توجه زندگی‌تان را صرف ثروت کنید خسته‌تان می‌کند. ۱۱- وقتی شکرگزار و قدرشناس نیستید زندگی‌تان را نابود می‌کنید شکرگزاری یعنی قدر چیزهایی که دارید را بدانید. اگر برای داشته‌هایتان شکرکزار باشید به آرامش درونی خواهید رسید. ۱۲- وقتی در روابط اشتباه می‌مانید زندگی‌تان را نابود می‌کنید داشتن دوست‌های بد واقعاً بد است اما بودن در رابطه با دوستانی که ارزش‌فردی شما را پایین می‌آورند نابودتان خواهد کرد. ۱۳- وقتی بدبین و منفی‌گرا هستید زندگی‌تان را نابود می‌کنید باید همیشه خوشبین باشید که اوضاع بهتر می‌شود. نمی‌توانید همیشه منفی فکر کنید و هر اتفاق خوبی هم که برایتان می‌افتد را هم محکوم کنید. ۱۴- وقتی با یک دروغ زندگی می‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید خیلی‌ها زندگی را پیش می‌برند که متعلق به آنها نیست. آنها مدام تظاهر می‌کنند و زندگی دروغی دارند. باید درمورد آنکه واقعاً هستید صادق باشید و طبق همان زندگی کنید. ۱۵- وقتی درمورد همه چیز نگرانید زندگی‌تان را نابود می‌کنید کمی وقت بگذارید و به چیزهای خوبی که در زندگی‌تان دارید فکر کنید و شکرگزار باشید. بااینکه زندگی هیچوقت عالی و کامل نیست اما مطمئناً چیزهای خوبی برایتان دارد. پس قدر این چیزها را بدانید و سعی کنید دیگر نگران چیزهایی که اهمیتی در کل زندگی‌تان ندارند، نباشید.منبع مطلب </description>
                <category>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</category>
                <author>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</author>
                <pubDate>Fri, 16 Mar 2018 20:12:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۳۰ نکته ارزشمند پیش از رسیدن به ۳۰ سالگی</title>
                <link>https://virgool.io/@mytypebot/%DB%B3%DB%B0-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%DB%B3%DB%B0-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%DB%8C-lstbw796nmck</link>
                <description> روند پیشرفت زندگی به سمت جلو به گونه ای است که هر مرحله از آن مسیری به سمت آموختن، یادگیری و کسب تجربه بیشتر تلقی می شود. زمانی که در کودکی تنها یک بار با حرارت شدید گاز برخورد می کنید، برای تمام عمر آن را به خاطر خواهید سپرد. اما تمام درس های زندگی به این خوبی به یاد و خاطر افراد نمی مانند و بسته به اهمیت و سنی که روی می دهند، تفاوت هایی دارند.برخی از عادات وجود دارند که اگر در سنین پیش از ۳۰ سالگی آموخته شوند، افراد را برای ورود به مراحل بعدی زندگی آماده تر می سازند. در ادامه به بررسی ۳۰ مورد از این آموزه ها پرداخته و به اجمال دلایل آنها را مورد بررسی قرار می دهیم. پیشرفت فردی۱- عادات شما می توانند سبب موفقیت یا شکست شما شوند. هر قدمی که برمی دارید آجری را برای ساخت خانه ای که تمثیلی از وجود خودتان است، فراهم می آورید. بنابراین برای انجام این کار مصمم باشید.۲- شما آنچه می خوانید هستید. اگر بدن شما انعکاسی از آنچه می خورید باشد، ذهن تان نیز، انعکاس آنچه می خوانید است. بنابراین تلاش کنید تا آن را تنها با آبنبات های نه چندان مناسبی چون شبکه های اجتماعی تغذیه نکنید.۳- نمی توانید مسیر زندگی خود را با هیچ فردی دیگری مقایسه کنید. هر کدام از ما چالش های مربوط به زندگی شخصی خودمان را داریم و در پس منحصربفرد بودن این مسیرها، دلیلی وجود دارد. به درس هایی که تنها مخصوص زندگی شما هستند توجه و تمرکز داشته باشید.۴- حلقه اطراف شما، تیم رویایی‌تان است. اگر در اطراف خود افراد منفی را جمع کرده باشید، رویاهای‌تان از بین خواهند رفت. حال آنکه اگر اطراف‌تان از افراد مثبت پر شده باشد، دسترسی به رویاهای تان امکانپذیرتر خواهد بود. پس این برعهده شماست که تیم رویایی خودتان را بسازید.۵- زندگی تان نتیجه میزان شناختی است که از خود دارید. این امر همواره به به شناخت از خودتان باز می گردد. هر اندازه از ترس ها، ضعف ها، چالش ها و در کل از خود آگاهی بیشتری داشته باشید، شادتر خواهید بود. تولید۱- سرمایه گذاری بر وقت تان، چگونگی سرمایه گذاری شما بر اموال تان را نیز نشان می دهد. افراد باهوش و ثروتمند از ارزش زمان آگاهی دارند. آنها هر لحظه، دقیقه، ساعت، هفته، ماه و سال را برای سرمایه گذاری بیشتر غنیمت می دانند. شما هم باید همین کار را انجام دهید.۲- برای تولید بیشتر، باید از عواملی که حواس تان را پرت می کند، پرهیز کنید. تولید به معنای انجام همزمان چند کار نیست. برعکس کاملا معنای معکوسی دارد. در واقع مفهوم واقعی آن، انجام کارهای کمتر اما با کیفیت و نتیجه بهتر است.۳- اگر آنچه را که باید به انجام برسانید به ثمر نرسد، نترسید. عمدتا ما از انجام کارهایی که نمی خواهیم انجامشان دهیم، پرهیز می کنیم. بدتر آنکه شک داریم که آیا اصلا می توانیم آن کارها را انجام دهیم. به همین دلیل هم انجام کارهای تازه و ایده های جدید فشار فراوانی را به ما وارد می آورد. اما برای انجام کارها، باید با چنین مسائلی روبرو شوید.۴- کار نیکو کردن از پر کردن است. برای به ثمر رساندن کاری تنها نباید با یک یا دو بار انجام آن انتظار به ثمر رسیدنش را داشت باشید بلکه باید به طور مداوم و در طولانی مدت آن را پیگیری کرد.۵- اگر آماده شکست خوردن شوید، شکست خواهید خورد. اگر در راه موفقیت قدم نگذاشته باشید، نمی توانید انتظار موفقیت را نیز داشته باشید. آنچه امروز انجام می دهید آینده شما را خواهد ساخت.روابط۱- مهم ترین فردی که در زندگی باید با او رابطه برقرار کنید، خودتان هستید. بدون آنکه با خود رابطه خوبی داشته باشید، سایر روابط زندگی تان با مشکل روبرو خواهد شد. بنابراین از خودتان آغاز کنید.۲- رابطه پدیده ای دو طرفه است. رابطه باید دوطرفه باشد و در یک رابطه سلامت، هر دو طرف باید احساس بهتری داشته باشند.۳- اعتماد در عمل به اثبات می رسد نه در حرف. آنچه دیگران می گویند یا قول می دهند، نمی تواند ملاکی برای یک رابطه تلقی شود بلکه این رفتار و برخورد یک فرد است که همه چیز را در مورد او به شما می گوید.۴- یک رابطه حقیقی همچون زدن یک پل است. مهم نیست که این رابطه، کاری، دوستی و یا هر نوع رابطه دیگری باشد، در نهایت باید همچون پلی به اتصال و همراهی بیانجامد.۵- هر رابطه ای بالا و پایین های خاص خودش را دارد. نزاع و عدم توافق از عوامل غیرقابل انکار در هر رابطه ای است و چگونگی حل کردن آن در عین حفظ احترام متقابل است که اهمیت دارد. با این روش هر دو طرف شنیده و درک خواهند شد. سلامت۱- بدن شما معبد شماست. بنابراین به درستی با آن برخورد کنید.۲- از مصرف بیش از اندازه شکر پرهیز کنید. مصرف بیش از اندازه شکر و غذاهای فرآوری شده، سبک صحیح و سلامتی برای زندگی به شمار نمی آیند. در حقیقت بدن تان، انعکاسی از شما، عادات تان، برخوردتان با شخص خودتان و چیزهای دیگر است.۳- بی خوابی باعث افتخار نیست. اینکه به دیگران بگویید شب قبل تنها سه ساعت خوابیده اید، اتفاقی نیست که باعث افتخارتان باشد بلکه نشانه ای از عدم وجود تعادل و بی ثباتی شما به شمار می آید. زندگی همچون یک دوی مارتون است بنابراین لزومی ندارد که با حداکثر سرعت بدوید.۴- فعالیت بدنی، کلید سلامت فردی است. اهمیتی ندارد که چه اندازه مشغله دارید، مراقبت از سلامتی تان لازم و ضروری است. بنابراین باید فعالیت بدنی داشته باشید و این کار برای آینده شما سرمایه گذاری بزرگی به شمار خواهد آمد.۵- قهوه به خودی خود خوب اما مصرف بیش از اندازه آن مضر است. اگر برای برطرف کردن آثار بی خوابی و چشمان قرمز شده و خواب آلود خود دائم قهوه میل می کنید، باید بدانید که باید در وضعیت خواب خود تجدید نظری بوجود آورید. کار۱- با میانبر زدن به جایی نمی رسید. برای موفقیت های کاری میانبری وجود ندارد. باید سرمایه گذاری های لازم بر خودتان را انجام داده و به مهارت های تان بافزایید. سپس اجازه دهید که کارها به خودی خود پیش بروند.۲- اعتبار شما همه چیزتان است. اینکه بتوانید ارتباط خود با کارمندان، شرکا و افرادی که در گذشته با آنها در ارتباط کاری بوده اید را حفظ نمایید، بر اعتبار شما افزوده و موفقیت های شغلی را برای تان در آینده به همراه خواهد داشت.۳- بیش از آنچه در گذشته انجام داده اید، آن چه اکنون مشغول انجام آن هستید، ارزشمند است. در دنیای کنونی و عصر دیجیتال، با ورود برندهای شخصی فراوان، اینکه اکنون چه کسی در مرکز توجه قرار دارد، از اهمیت برخوردارست. پس آنچه بیشترین تاثیر بر روند زندگی کاری تان دارد، آنچه اکنون انجام می دهید است.۴- به تمسخر یا تشویق دیگران بیش از اندازه اهمیت ندهید. متقاعد کردن دیگران برای نشان دادن توانمندی های تان، ارزش چندانی ندارد بلکه اهیمت دارد که در یک کار گروهی، چه اندازه گوش فرا می دهید، می آموزید و مهم تر اینکه به توانمندی های تان می افزایید.۵- راهبر بودن تنها در دست داشتن سکان مدیریتی قلمداد نمی شود. اینکه سمت دهان پرکُنی داشته باشید، بدان معنا نیست که دیگران همیشه به آنچه می گویید گوش می کنند و یا حتی شما را جدی می گیرند. برای آنکه بتوانید به طور موثر یک تیم را رهبری کنید، شروع به بالابردن استانداردهای تان کنید. موفقیت۱- به انجام رساندن کاری به بهترین نحو تمرکز کنید نه نتیجه کامل نهایی. منظور از این امر نگاهی یک جانبه برای رسیدن به محصول و هدف نهایی نیست بلکه برداشتن هر قدم با داشتن هدف است. اینکه چگونه چیزی را خلق کنید که ارزش ارائه به دیگران را داشته باشد، ارزشمند تلقی می شود.۲- بدانید که تشویق و قدرانی دیگران زودگذر است. بله دریافت تعریف و تمجید از سوی دیگران موجبات شادی افراد را فراهم می آورد اما در واقع هدف نهایی برای رسیدن به موفقیت طولانی مدت به شمار نمی آید. آنچه به زندگی شما ارزش می دهد، تعریفی است که خودتان از کیفیت زندگی خود دارید و تا چه اندازه و بر چند فرد دیگر تاثیرگذار هستید.۳- غره شدن به پیشرفت ها و توفیق های زندگی به تنهایی خطرناک است. اینکه تا چه اندازه به موفقیت دست یافته اید و چقدر در دنیای بیرون توفیق یافته اید مهم است اما همواره به رضایت درونی خود نیز بیاندیشید.۴- به آخرین ریسکی که در زندگی تان کرده اید نظر افکنده و وضعیت خود را با آن بسنجید. اگر می خواهید به موفقیت های طولانی مدت دست پیدا کنید، باید بتوانید به طور مداوم ریسک هایی را در زندگی تان انجام دهید در غیر این صورت توانمندی های شما راکد باقی می مانند.۵- بدانید که فردی جوان تر از شما، در حال تلاش برای رسیدن به نقطه ای است که شما اکنون در آن قرار دارید. بدانید که هر فردی می تواند به بالاترین نقطه قله برسد اما سخت ترین بخش این است که بتواند خود را در آن اوج نگه دارد.منبع مطلب</description>
                <category>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</category>
                <author>یه ربات تلگرامی هستم و کارم رمزگشائی از تیپ شخصیتی آدماست - mytypebot@</author>
                <pubDate>Fri, 16 Mar 2018 19:56:04 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>