<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های معصومه حیدر</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mz_heidar</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 15:09:09</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>معصومه حیدر</title>
            <link>https://virgool.io/@mz_heidar</link>
        </image>

                    <item>
                <title>معرفی کتاب «از کدام سو»</title>
                <link>https://virgool.io/@mz_heidar/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B3%D9%88-secqjh5zaay8</link>
                <description> نوشته خانم #نرجس_شکوریان_فرد خانم نرجس شکوریان فرد با مقر کتاب فوق العاده شون در قم نیاز به معرفی من ندارند که از زمان نوجوانی من محل جمع شدن نوجوونهای کتابخون و کتاب نخون بود تا الان که کارشون رونق بیشتری گرفته و برای دخترهای نوجوان دوره های مختلفی میگذارند. واقعا خدا قوت به خانم شکوریان بابت جهاد فرهنگی خوبشون. و اما کتاب ! اینجا دیگه تعارفو بذاریم کنار و کتاب رو به عنوان یک اثر هنری نقد کنیم، مخصوصا اینکه عنوان رمان رو هم داره. کتاب از کدام سو، جلد اول یک سه گانه است، درباره پسری به اسم جواد که با چالشهای فکری و روانی زیادی مواجه هست و یک آقای معلمی داره که صبورانه و پدرانه کنار شاگرداش می ایسته. کتاب در خلال دیالوگهای شاگرد معلمی به سوالهای مخاطب درباره انتخاب مسیر، بندگی، خداشناسی، مرگ جوابهای خوب و قانع کننده ای میده. جوابها به نسبت کوتاه هستند و خوندن اونها ملال آور و خسته کننده نیست. حتی مستقیم گویی کتاب اذیت نمیکنه چون به عنوان دغدغه شخصیت اصلی جا افتاده. اما چرخش زاویه دید داستان بین اول شخص جواد، اول شخص معلم و دانای کل اذیت میکرد و حتی لازم هم نبود. داستان اگه با اول شخص جواد پیش میرفت هم خوب و منسجم بود. زندگی شخصی آقای معلم چیزی برای اضافه کردن به داستان نداشت و اگه کامل حذف میشد بهتر بود. حتی اگه نویسنده سعی کرده با ذکر جزئیات زندگی معلم از ایشون تیپ شخصیتی نسازه باز هم نتونسته موفق بشه.  مسئله دوم نبود و کمبود ماجرا تو داستان هست. مهمترین مسئله ای که وسط کتاب پیش میاد و زندگی جواد باهاش رو به رو میشه رو نویسنده شیفت دوربین کرده و از زندگی معلم صحبت کرده، در حالیکه اتفاق اصلی تو زندگی جواد در حال روی دادن هست. حتی نویسنده به خودش زحمت نداد که اون ماجرا رو به اوج ببره و جلوی چشم جواد، یا حتی روی دستای جواد اون اتفاق رو رقم بزنه. اینطوری به هم ریختگی جواد نسبت به بقیه بیشتر قابل توجیه بود. یه جاهایی مثل اینکه چرا جواد با مصطفی همراه شد در حالیکه اولش مقاومت شدید داشت رو هم خیلی راحت با گفتن اینکه «نمیدونم چیشد ولی به حرف مصطفی گوش کردم» جمع کرده، درحالیکه نویسنده سعی داره شخصیت اصلی رو روانکاوی بکنه و جزئیات تغییرات شخصیت و تفکراتش رو بررسی بکنه. اگه یک رمانی بود که دلیل تغییر شخصیتها رو هیچی و تصادفی میدونست شاید این ایراد وارد نبود اما اینکار با چارچوبهای خود رمان همیخوانی نداره.بقیه موارد جزئی مثل توصیف کم و ... قابل چشم پوشی هستند. در کل از خوندن این کتاب که یک نوجوان بهم معرفی کرده بود راضی هستم و برای نویسنده دعای توفیقات بیشتر دارم. هر چند کساییکه به مباحث فرمی و تکنیکی داستان نویسی اهمیت بیشری میدهند ممکنه خوندن کتاب براشون آسون نباشه اما به عموم نوجوونهای مذهبی و دغدغه مند توصیه میکنم بخونند و لذت ببرند. برای قشر خاکستری لحن و نوع نوشتن کتاب احتمال جذاب باشه. کساییکه چالش جدی تری با مباحث دینی دارند ممکنه این کتاب رو شعارزده و کلیشه ای ارزیابی بکنند.</description>
                <category>معصومه حیدر</category>
                <author>معصومه حیدر</author>
                <pubDate>Sun, 20 Nov 2022 11:12:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه دوباره «مردی در تبعید ابدی» را بخوانم؟</title>
                <link>https://virgool.io/MePlusBook/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A8%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%A8%D8%AF%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85-rjsxsitnfmfd</link>
                <description>چند سال قبل، دانشجوی ترم دوم زیست شناسی بودم که شاید برای اولین بار عبارت «حرکت جوهری» ملاصدرا را از زبان استاد واحد «ساختار و تنوع زیست» شنیدم. استاد بحث دین و علم را کنار هم ارائه میداد و میگفت که شبیه نظریه تکامل داروین، در نظریات دانشمندان مسلمان قرنها قبل مطرح شده و حداقل برای ما چیز جدیدی نباید باشد. این شد که وقتی در کتابخانه کتاب «مردی در تبعید ابدی» زندگی داستانی ملاصدرا را پیدا کردم، از جهت فهمیدن حرکت جوهری و ارتباط آن با تکامل بدون تامل آن را برداشتم و فکر کنم در یک یا دو نشست، تمام کتاب را مطالعه کردم. تا جاییکه یادم می آید تجربه خیلی خوبی بود. سر ذوق آمده بودم. نزدیکترین روایت به واقعیت از زندگی ملاصدرا، دانشمند و حکیم نام آور جهان تشیع را منسجم خواندم و لذت بردم. این یعنی تا همینجا یعنی نویسنده کارش را خوب انجام داده. و وقتی الان فکر میکنم آن موقع چه چیزهایی از ملاصدرا یاد گرفتم، یادم می آید که نحوه تحلیل خاطرات و خداشناسی او با مردم، در ذهنم مانده است و حتی سعی کردم در زندگیم آن را پیدا کنم. حتی مدتها سعی میکردم خاطرات خودم را مثل ملاصدرا سبک سنگین بکنم. و این یعنی نویسنده به استادی و مهارت تمام اثرش را در ناخودآگاه خواننده حک کرده. اما باید اعترافی هم بکنم، حقیقتا جاهایی که مباحث علمی و دقیق میشد تقریبا بدون اینکه بخوانم رد میشدم تا سرانجام کار ملاصدرا برایم روشن شود (و من ترجیح میدم مقصر را قلم جذاب نادر ابراهیمی بدانم تا کم حوصلگی خودم) به این امید که برمیگردم و دوباره این مطالب را با دقت میخوانم و تکلیف تکامل و حرکت جوهری را مشخص میکنم. و خب این فرصت هم پیش نیامد و موعد برگشت کتاب رسید و آخر نفهمیدم حرکت جوهری چه بود تا اینکه امروز فرصت دوباره ای پیش آمد تا این گره چند ساله ذهنم را باز کنم. این بار من سعی کردم با دقت مطالب علمی را دنبال کنم. حالا خواندن کتاب اذیت کننده و طولانی بود. مجبور بودم چند بار متن های علمی را بخوانم تا بفهمم و آخرش هم نمی فهمیدم! آن موقع حکمت وجود دکتر واتسون کنار شرلوک هولمز را بیش از پیش احساس کردم. کسی که باید در کنار کارکتر نابغه باشد تا بتواند رفتارش و افکارش را به مخاطب «باهوش خسته» توضیح دهد. نقشی که ملاشمس نتوانست در این کتاب به خوبی ایفا کند و از یک جایی دیگر با ملاصدرا تقسیم وظایف کردند. وسط کتاب به خودم گفتم که نویسنده باید تعاریف بعضی از اصطلاحات را مشخص میکردم که خب جوابش را داشتم، احتمالا توضیح همین اصطلاحات چند واحد فلسفه باشد، پس بی خیال این ایده شدم. کتاب به پایان رسید و این بار هم حرکت جوهری را نفهمیدم، فقط اینقدر که این حرکت رو به کمال است و با تکامل در ریشه لفظی مشترک! اگر هدف کتاب داستان تاریخی را آشنایی با زمانه، شخصیت و اندیشه های صدرالمتالهین بدانیم، باید گفت که این کتاب حداقل برای من در جنبه داستانی موفق تر عمل کرد تا آشنایی با اندیشه های این دانشمند بزرگ و اگر یک بار دیگر بخواهم این کتاب را بخوانم با خیال راحت از مباحث علمی خواهم گذشت و از داستان، شخصیت ملاصدرا، متن عرفانی و زیبای آن لذت کامل خواهم برد و این توصیه را به دیگران هم خواهم کرد. اگر با مباحث کلام و فلسفه سلامی آشنایی دارید حتما این کتاب را کامل و با دقت بخوانید اما اگر مخاطب عادی هستید فقط از خواندن کتاب لذت ببرید، همانطور که ما همه مباحث فیزیک کوانتوم در داستان علمی تخیلی را نمی فهمیم و از داستان لذت میبریم،(مقایسه درست نیست، خودم میدانم! هدف نویسنده داستان علمی تخیلی توضیح و تدریس مطالب علمی نیست اما شاید در ادبیات دینی این مسئله فرق داشته باشد) به خودتان اجازه بدهید که در داستان منسجم، شخصیت قوی و در حال رشد ملاصدرا و اتفاقات هیجان انگیز که به زیبایی کنار هم چیده شدند، غرق شوید. </description>
                <category>معصومه حیدر</category>
                <author>معصومه حیدر</author>
                <pubDate>Thu, 27 Oct 2022 20:05:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرور کتاب «اجاره نشین خیابان الامین»</title>
                <link>https://virgool.io/@mz_heidar/%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86-edfoqdmfzlme</link>
                <description> https://taaghche.com/book/93012/%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86 اگر کتابها را دریچه ای بدانیم به دنیاهای جدید، باید بگوئیم بعضی از کتابها دریچه ای هستند سوی خودمان. انگار پنجره ای که میتوانیم با آن زوایای خاک خورده و پنهانی خودمان را بهتر ببینیم، برای سوالهایمان پاسخی بیابیم. مثل نوری می مانند که با آن نه تنها میتوانی دنیایت را بهتر ببینی، بلکه خودت را هم بیشتر می شناسی. برای من کتاب «اجاره نشین خیابان الامین» چنین کتابی بود. با همسرم صحبت میکردم که در این اوضاع کنونی چه کاری از دست ما بر می آید، کوتاه و کوچکتر از آنیم که اقدام موثری بکنیم و حتی اگر در جبهه ای که برای خود انتخاب کرده ایم خدمت هم بکنیم در بهترین حالت اثرمان در دور درازهای تاریخ و حتی قیامت خودش را نشان خواهد داد. با همین افکار، در خلوتی شبانه این کتاب را خواندم و وقتی صبح شد من جواب سوالم را پیدا کردم: اگر مقیم و خدمتگزار صادق حرم باشی، قدم به قدم، لحظه به لحظه، تکلیفت را خواهی دانست، شرط آن است که بخواهی.              چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی              آن شب قدر که این تازه براتم دادند از پرده دوختن برای حرم تا بنایی، کمک به پناهجویان و دستگیری بی پناهان، تعمیر لباسهای مدافعین حرم و... همه کارویژه ات میشوند به شرطیکه وقتی به تو گفتند همینجان بمان و دیگر نرو. با دل و جان و دست و پایت بمانی و نروی.در این کتاب ما با سرگذشت و سیر آفاقی و انفسی آقا جمال فیض اللهی همراه میشویم که چگونه از ترکیه و کار قاچاق به سوریه و خادمی حرم حضرت رقیه رسیدند. آقا جمال وقتی به سوریه میرسند که کم کم همه در حال جمع کردن بودند و اوضاع داشت به هم می ریخت، اما ایشان میمانند و چراغ حرم را روشن نگه میدارند. مشاهدات میدانی از تغییرات سوریه، جنگی که خانمان سوز شد، چگونه سیستم سوریه فلج شد، حربه های رذیلانه و جنایات تکفیری ها، همه مواردی هستند که قلب و مغز خواننده را همزمان تکان میدهند. قلم آقای عزتی پاک بسیار روان است و به زیبایی تمام فرم را خدمت محتوا آورده، تا داستانی خوش خوان و بدیع به خواننده هدیه کند. اطلاعات زندگی آقا جمال به تناسب در کتاب پخش شده، به گونه ای که هیچ جای کتاب برای خواننده خستگی و دلزدگی نمی آورد. ایشان حتی در روایت جنایات داعش چنان عفیفانه و با کنایه صحبت کردند که اهل فهم نکته را میگیرند و در عین حال کتاب از جهت روانی مخاطب نوجوان را (که بسیار نیاز دارند این قهرمانهای واقعی را با بیانی جذاب بشناسند) از دست نمیدهد.این کتاب را به همه توصیه میکنم. چه آنهایی که دنبال داستان هستند و چه کسانی که میخواهند بیشتر از سوریه بدانند. مخصوصا در اوضاع کنونی کشور که بحث سوریه سازی داغ است. خواندن این کتاب را به آنهایی که بیشتر میخواهند بدانند و احساس میکنند روحشان جلای تازه ای میخواهد توصیه میکنم. پ.ن: من مرور کتابهایی که از طاقچه میخوانم را برای چالش کتابخوانی این اپلیکیشن ارسال میکنم، شما هم در این چالش شرکت بکنید :) </description>
                <category>معصومه حیدر</category>
                <author>معصومه حیدر</author>
                <pubDate>Wed, 19 Oct 2022 14:24:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرور کتاب «مجموعه قصه های حنانه»</title>
                <link>https://virgool.io/@mz_heidar/%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D9%82%D8%B5%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-lnjubxbjic0y</link>
                <description>نوشته آقای علی باباجانی، تصویرگر: گلنار ثروتیان، انتشارات به نشر معرفی کلی: کتاب درباره دختر خانمی به اسم حنانه است که در کلاس سوم درس میخواند و برای مدرسه اش میخواهد مجله ای درباره حجاب درست کند. موضوع کتاب درباره جشن تکلیف، حجاب، چادر، ارتباط با نامحرم و البته مفاهیم اجتماعی مثل دوری از آدمها و محیطهای سمی و محافظت از آنها و ... است. درباره فرم و قالب کتاب: قصه ها زیبا و روان هستند. صمیمی و ساده. نزدیک به اتفاقات روزمره ای که در خانواده ها می افتد. پر از جنب و جوش و خیالات کودکانه. شخصیت ها قابل درک هستند. فارغ از محتوا از خواندن قصه ها لذت بردم و به سادگی قصه ها را دنبال کردم. نثر هم ساده، روان و متناسب با سن مخاطب است. درباره مفهوم و موضوع کتاب: بزرگترین نقطه قوت کتاب در این است که کتاب مستقیم گویی زیادی ندارد، با اینکه از اولین قصه واضح است که حنانه میخواهد درباره حجاب بداند اما در خلال قصه ها مباحث به شکل نمادین و مقدمه مطرح میشوند و نتیجه گیری و برداشت از قصه به عهده کودک است. فرصت خوبی برای کودک است که بتواند با والدین درباره قصه صحبت کند، خودش را به جای حنانه بگذارد، نتیجه گیری بکند و یک گفت و گوی مثبت و سازنده درباره مفاهیم دینی و اخلاقی داشته باشد. درباره فلسفه حجاب کتاب نوآوری زیادی ندارد و با همان مثال محافظت از وسیله ای ارزشمند قضیه را توضیح میدهد، در حالیکه برای مثال کتاب لینالونا اثر خانم کلر ژوبرت دید جامع تر و درست تری درباره حجاب به کودکان میدهد. دوری از آدمهای سمی و تغییر محیط در صورت مواجهه با آدمهای منفی کمی با موضوع امر به معروف و نهی از منکر در تضاد است. درست است که از یک مجموعه نمیتوان انتظار داشت که به همه مفاهیم دینی ورود بکند اما تکرار دیالوگ «کاری به کارش نداشته باش» در تضاد با مفاهیمی قرار میگیرد که کودک قرار است بعدا یاد بگیرد. درباره تصویرگری کتاب: در کل تصاویر کتاب زیبا و چشم نواز بودند. حتی به عنوان یک فرد بزرگسال از دیدن تصاویر لذت میبردم و هر صفحه را با دقت نگاه میکردم .و نکته دیگر اینکه درست است که حنانه چادری است و در کل مجموعه چادر و حجاب به عنوان ارزشهای اسلامی مورد تقدیر قرار گرفتند اما در تصویرگری کتاب، حتی جاییکه حنانه چادر دارد جلوی موهای سرش پیداست. درست است که حنانه به سن تکلیف نرسیده و ...، اما وقتی قرار است رسالت یک کتاب تبلیغ حجاب باشد، عادی سازی مسئله ای که بعدا کودک درباره آن تذکر میگیرد چندان عاقلانه نیست. مادر و عمه در خانه مو باز هستند :) و این مسئله باعث میشود که صمیمت و ارتباط با تصاویر بیشتر شود. جمع بندی: کتاب متاسب سن 7-9 سال. برای کودکان فضای ذهنی خوبی از جشن تکلیف و حجاب و ... می سازد برای همین از سنین پایین تر هم میتواند استفاده شود. مجموعه کامل قیمت مناسبی دارد (120 صفحه و 60 هزار تومان). برای خرید و هدیه به کودکان کاملا توصیه میشود. </description>
                <category>معصومه حیدر</category>
                <author>معصومه حیدر</author>
                <pubDate>Wed, 12 Oct 2022 12:37:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرور کتاب «قلعه محافظان»</title>
                <link>https://virgool.io/@mz_heidar/%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%82%D9%84%D8%B9%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8%D8%A7%D9%86-jsckuzlfmayx</link>
                <description>کتاب درباره ی پرنده کوچکی به اسم «برنا»ست که پدر و مادرش جزو پرنده های محافظ بودند و در حمله خفاشها جانشان را از دست دادند. پرنده های محافظ از داستانهای انبیا محافظت میکنند. اما برنا که پرنده ای بی خیال و بدون انگیزه است به ناچار وارد مخمصه ای خطرناک میشود، او باید با پسری به اسم علی دوست شود، که در پس پرده علت مرگ پدر و مادرش را هم پیدا میکند و ... داستان سوژه های جالبی دارد. از پرنده هایی که حضرت ابراهیم زنده کرد تا محافظت از داستان، رفتن به غدیر، سنگهای قدرت و ... اما بزرگتری عیب کتاب این بود که داستان بیش از حد شلوغ بود. اتفاقات سیر منطقی نداشتند. یک کتاب مرجعی بود که کتاب مرجع آموزش پرنده های محافظ بود ولی نفهمیدیم تحریف توی داستانهای تاریخی چطور پیش میاد. یه سری سنگهای قدرت هم این وسط نقش داشتند. ارتباط  بین سه قصه ای که بچه ها توش سفر زمان انجام دادند هم نامشخص بود. همه اینها به کنار مسئله اصلی جنگ داخلی بین پرنده های محافظ بود. مشکل کتاب بیشتر از پیرنگ در سطح موضوع بود. اگه نویسنده فقط یکی از موضوعات را انتخاب میکرد و شاخ و برگ اضافی نمیداد، اثر خوش خوان تر و قابل فهم تری عرضه میکردند. این کتاب به نوجوانهایی که کتابخوان حرفه ای محسوب نمیشوند اصلا توصیه نمیشه. نوجوانهای کتابخوار میتونند به عنوان یک تجربه بخونند. #کتاب #کتاب _خواندم #معرفی_کتاب #مرور_کتاب</description>
                <category>معصومه حیدر</category>
                <author>معصومه حیدر</author>
                <pubDate>Sat, 01 Oct 2022 16:06:32 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>