<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نگین</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@n.kiaii2014</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-06 14:09:32</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/119137/avatar/SQHP8m.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نگین</title>
            <link>https://virgool.io/@n.kiaii2014</link>
        </image>

                    <item>
                <title>زمان</title>
                <link>https://virgool.io/@n.kiaii2014/%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-sutrlknvwv6m</link>
                <description> زمان چیز عجیبیست ... میدود ... جلو می رود ... به صفر می رسد از نو شروع میکند به گذراندن ! دوست داشتنی ترین آدم های زندگی ات را یا کهنه میکند یا عوض ! کهنه ها مثل شراب اند ... ناب ... مست خوبیشان میشوی ... از خود بیخود شده ی مهر و معرفتشان میشوی ! کهنه میشوند و هیچ تازه ای جایشان را نمیگیرد ... قدیمی میشوند اما دلت را هرگز نمیزنند ! بعضی دیگر یا تغییر میکنند یا حقیقت درونشان آشکار میشود ! زمان دیر یا زود به تو ثابت خواهد کرد که آدمها کدامشان ماندنی اند ! کدامشان رفتنی ... کدامشان هرجور که میشود باید باشد و کدامشان را به هر قیمتی که شده باید از زندگی بیرون انداخت ! زمان میدود ... جلو میرود ... به صفر میرسد از نو شروع میکند به گذراندن و من تنها آرزویم این است که زمان بدود ... جلو برود ... به صفر برسد ... از نو شروع کند به گذراندن و  دنیا پر شود از آدمهای ناب و قدیمی ! پر شود از آدمهایی که نه زمان عوضشان می کند و نه زمین و رسم و رسومش..</description>
                <category>نگین</category>
                <author>نگین</author>
                <pubDate>Sun, 07 Jun 2020 15:00:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>البته به سبک بازخوانی شده بخوانید</title>
                <link>https://virgool.io/@n.kiaii2014/%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-tl3gvi0s4ekg</link>
                <description>هر کجا سازی شنیدیاز دلی رازی شنیدیشعر و آوازی شنیدیچون شدی گرم شنیدنوقت آه از دل کشیدنیاد من کن یاد من کنهر کجا رفتی پس از منمحفلی شاد است و روشنیاد من کن یاد من کنهر کجا دیدی به بزمیعاشقی با لب گزیدنیاد من کن یاد من کن</description>
                <category>نگین</category>
                <author>نگین</author>
                <pubDate>Sun, 07 Jun 2020 00:17:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هجر یار</title>
                <link>https://virgool.io/@n.kiaii2014/%D9%87%D8%AC%D8%B1-%DB%8C%D8%A7%D8%B1-dnbvevvjmnfo</link>
                <description>دیدی که سخت نیست ،تنها بدون منصبح میشود ،شبها بدون مناین نبض زندگی، بی وقفه میزندفرقی نمیکند با من ،یا بدون مندیروز اگر چه سخت ،امروز هم گذشتطوری نمیشود ، فردا بدون من!!!</description>
                <category>نگین</category>
                <author>نگین</author>
                <pubDate>Mon, 25 May 2020 13:04:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هما میرافشار</title>
                <link>https://virgool.io/@n.kiaii2014/%D9%87%D9%85%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%D8%B1-ld8fdabo8z94</link>
                <description>بی تو طوفان زده دشت جنونم صید افتاده بخونم تو چنان می گذری غافل از اندوه درونم ؟ بی من از کوچه گذر کردی و رفتی بی من از شهر سفر کردی و رفتی قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم تا خم کوچه بدنبال تو لغزید نگاهم تو ندیدی نگهت هیچ نیفتاد براهی که گذشتی چون در خانه ببستم ، دگر از پای نشستم ، گوئیا زلزله آمد ، گوئیا خانه فرو ریخت سر من بی تو من در همه شهر غریبم بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدائی برنخیزد دگر از مرغک پر بسته نوائی تو همه بود و نبودی ، تو همه شعر و سرودی چه گریزی ز بر من ؟ که ز کویت نگریزم گر بمیرم ز غم دل ، به تو هرگز نستیزم من و یک لحظه جدائی ؟ نتوانم ، نتوانم بی تو من زنده نمانم ...</description>
                <category>نگین</category>
                <author>نگین</author>
                <pubDate>Fri, 24 Jan 2020 00:45:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مارلون براندو</title>
                <link>https://virgool.io/@n.kiaii2014/%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%84%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88-obpeab4kup4s</link>
                <description>همه‌چیز اتفاقی شد، اگر خوش شانس نمی‌بودم و بازیگر نمی‌شدم، معلوم نیست که قرار بود سر از کجا دربیاورم. احتمالاً یک شیاد و کلاهبردار می‌شدم. کلاهبردار خوبی می‌شدم.مارلون براندو پیش‌کسوت سبک معروف «متد اکتینگ» بودبازیگری مِتُد به انگلیسی Method acting که با نام متد استانیسلاوسکی نیز شناخته می شود نوعی فن تربیت بازیگر است که اول بار توسط کنستانتین استانیسلاوسکی کارگردان و مدرس تئاتر طرح شد. در متد اگتینگ هنرمند خود را به جای کاراکتر داستان قرار می‌دهد و مدتی با آن زندگی میکند برای مثال برای بازی در نقش یک بی خانمان چند روزی با بیخانمان ها زندگی میکنندِ شیوه ی متد توسط لی استراسبرگ و استلا ادلر در اکتور استودیو بنیان نهاده شد.ابتدا «گروپ تیتر» که گروهی تئاتری در نیویورک بود، در دههٔ ۳۰ میلادی، «متد» را محبوب کرد و پس از آن در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ متد اکتینگ توسط لی استراسبرگ در «اکتورز استودیو» پیشرفت داده شد.از شاگردانی که استراسبرگ در اکتورز استودیو تربیت کرده می‌توان به مارلون براندو، رابرت دنیرو، مریل استریپ، پل نیومن، آل پاچینو، جیمز دین ، داستین هافمن، دنیل دی-لوییس، جک نیکلسون و جانی دپ. و دیکاپریو اشاره کرد.کریستین بیل نیز یکی از بازیگران برجسته در متد است که همچنان با جدیت به کار خود ادامه می دهد.البته نباید دنیل دی لوییس را نیز فراموش کرد.</description>
                <category>نگین</category>
                <author>نگین</author>
                <pubDate>Tue, 21 Jan 2020 00:44:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارتباط بدون خشونت</title>
                <link>https://virgool.io/@n.kiaii2014/%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA-yvrwshcyrevu</link>
                <description>رعدم خشونت به اين معنی است که بگذاريم نيروی مثبت موجود در درون ما ظهورکند و به جای نگرشهای خود محورانه، حريصانه، نفرت زا، تعصب آميز، ظنين وپرخاشگرانه اجازه دهيم که عشق، احترام، درک، قدردانی، شفقت و دغدغه برای ديگران بر ما حاکم باشد. </description>
                <category>نگین</category>
                <author>نگین</author>
                <pubDate>Wed, 15 Jan 2020 11:15:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ملت عشق</title>
                <link>https://virgool.io/@n.kiaii2014/%D9%85%D9%84%D8%AA-%D8%B9%D8%B4%D9%82-m5mgtgvuhdsz</link>
                <description>این کتاب دو داستان را شامل می‌شود که به زیبایی در کنار هم و در یک کتاب گنجانده شده‌است. دو رمان که موازی هم جلو می‌رود؛ و به گونه‌ای به همدیگر ارتباط دارند. یکی از این داستان‌ها در سال ۲۰۰۸ در آمریکا و دیگری در قرن هفتم در قونیه اتفاق می‌افتد. ملت عشق داستان زندگی زنی در غرب را روایت می‌کند که با عرفان شرق آشنا می‌شود.</description>
                <category>نگین</category>
                <author>نگین</author>
                <pubDate>Sun, 12 Jan 2020 12:30:54 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>