<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نوید یموتی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@n.yamouti</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:46:23</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/68044/avatar/ORlvvX.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نوید یموتی</title>
            <link>https://virgool.io/@n.yamouti</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خبرخوانی هوشمندانه</title>
                <link>https://virgool.io/@n.yamouti/%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-ynzjmut28eyv</link>
                <description>مقدمهدر دنیای امروز، با انبوهی از شبکه‌ها، سایت‌ها و کانال‌های خبری مواجه هستیم که حجم بالایی از اخبار و اطلاعات را به صورت روزانه در اختیار ما قرار می‌دهند. سوال اصلی اینجاست که چگونه اخبار واقعی را از اخبار غیرواقعی تمییز دهیم. این اخبار می‌تواند تأثیر بسزایی روی احساسات و تصمیم‌گیری‌های ما داشته باشد. ما ایرانیان ۱۲ روز سخت و جان‌فرسایی را پشت سر گذراندیم. به نظر می‌رسد راه طولانی‌ای را طی کرده‌ایم و شاید راه طولانی‌تری را در پیش داشته باشیم. در دوران آتش‌بس که به هیچ وجه به معنای صلح پایدار نیست، فارغ از مراقبت از جان و روان که به شدت تحت شدیدترین فشارهای ممکن بوده، نیاز داریم در دوران پیش‌رو برای موقعیت‌های این‌چنینی (البته امیدوارم مجدداً آن را تجربه نکنیم) آماده باشیم. این آمادگی، مانند سفر رفتن، مهیا شدن برای آزمون و آمادگی برای زلزله و حوادث غیرمترقبه طبیعی، نیازمند مجهز شدن به تمهیداتی است. برای ما شهروندان عادی که در موقعیت جنگ قرار می‌گیریم، یکی از تمهیداتی که به نظر لازم است به آن مجهز شویم، همین نحوه خبرخوانی و اطلاع از صحت و سقم اخبار است. چرا که بر اساس اطلاعاتی که به دست می‌آوریم، در تلاشیم تا نیازهایی چون حفظ آرامش روانی و احساسی، تصمیمات اقتصادی و مهم‌تر از آن بقا را برای خود و اطرافیان تأمین کنیم. از طرفی، به واسطه چالش‌های اجتماعی و مسأله‌ی اعتماد عمومی که جامعه ایران دهه‌هاست با آن مواجه بوده، اهمیت این مسأله به شکل ویژه‌ای حائز اهمیت است. هدف متن پیش‌رو، ارائه یک صورت‌بندی قابل تأمل در شیوه خوانش انتقادی اخبار و تحلیل‌های خبری است تا خبرخوانی به شیوه‌ای هوشمندانه‌تر جریان پیدا کند.پیش از پرداختن به بخش‌های اصلی نوشتار، لازم است تأکید کنم این متن برای افرادی مناسب است که دغدغه اصلی‌شان تلاش در جهت پیدا کردن اخبار درست و تمییز آن از اخبار نادرست است. چرا که گاهی اهداف برخی افراد از خواندن خبر، بیشتر تولید و انتشار اخبار اصطلاحاً زرد و نادرست به دلایل مختلف است که از چارچوب بحث حاضر خارج است.خبرخوانی هوشمندانهانواع اطلاعات نادرستدر وهله اول، نیاز داریم یک پیش‌زمینه‌ی تعریف اخبار و اطلاعات نادرست را داشته باشیم. این پیش‌زمینه به ما کمک می‌کند تا بدانیم اخبار نادرست چه اهدافی دارند. از طرفی، بر پایه‌ی این تعریف می‌توانیم شیوه‌های تفکیک اخبار درست را از نادرست شناسایی کنیم. هر کدام از این تعریف‌ها که سازمان یونسکو تهیه کرده، با مقاصد و اهداف خاصی صورت می‌گیرد. همچنین، به منظور شفافیت بیشتر، مثال‌هایی برای هر کدام از این اطلاعات مطرح می‌شود.اطلاعات نادرست (Disinformation)انتشار اطلاعات نادرست با قصد خاص صورت می‌گیرد. نویسنده می‌داند که این اطلاعات نادرست است، اما آن را به اشتراک می‌گذارد تا مردم را بخنداند، سرگرم کند، بترساند، متقاعد کند یا از طریق بازدیدهای آنلاین پول به دست آورد و غیره.مثال ۱) شلیک برخی از موشک‌های موج اول ایران به اسرائیل از طریق دریا. این خبر به همراه ویدئویی منتشر شد که به نظر می‌رسید ساخته‌ی هوش مصنوعی بوده یا مربوط به اتفاق دیگری بوده است. یکی از آثار مخرب چنین خبری می‌تواند بی‌اعتمادی شهروندان به سیستم دفاعی کشور خود باشد.مثال ۲) انتشار برخی اخبار در خصوص ترور نیروهای حاکمیتی. این نوع خبرها بعضاً با هدف ایجاد تنش اجتماعی صورت گرفته و در برهه‌های حساس به آن پرداخته می‌شود. مثلاً «یک هدف مهم در دقایق پیشین».اطلاعات گمراه‌کننده (Misinformation)انتشار اطلاعات نادرست بدون قصد خاص صورت می‌گیرد. نویسنده نمی‌داند که این اطلاعات نادرست است، اما آن را به اشتباه، از روی بی‌اطلاعی یا عدم هوشیاری، با هدف به اشتراک گذاشتن اطلاعات به اشتراک می‌گذارد.مثال ۱) بعد از اعمال آتش‌بس، برخی افراد و گروه‌ها به اشتباه این موقعیت را صلح تعبیر کردند. در حالی که آتش‌بس موقتی شکل گرفته است که هر لحظه ممکن است مجدداً درگیری‌های نظامی شروع شود. تعبیر آتش‌بس به جای صلح می‌تواند منجر به شکل‌گیری یک امید و احساس کاذب گردد و شهروند در مواجهه با اتفاق احتمالی بعدی دچار فروپاشی روانی شود. این نوع تعبیر دقیقاً به مانند گزاره «این‌ها پشت‌پرده توافق‌های لازم را انجام دادند» بوده که پایه و مبنای محکمی ندارد.مثال ۲) در طول روزهای جنگ، دو بانک سپه و پاسارگاد دچار حمله‌ی سایبری شدند و مشکلات زیادی برایشان پیش آمد. متأسفانه برخی از دوستان این اتفاق را به تعبیری حمله به کلیه بانک‌های ایران تعبیر کردند که نگرانی زیادی را برای سایرین به وجود آورد و برخی در چنین شرایطی تصمیم به جابجایی پول و یا بستن حساب‌های خود گرفتند.اطلاعات مخرب (Malinformation)انتشار اطلاعات بر اساس حقایق واقعی، اما استفاده شده در زمینه‌ای نادرست. نویسنده معمولاً آن را برای آسیب رساندن به یک شخص، گروه یا ایجاد تنش و غیره به اشتراک می‌گذارد.مثال ۱) تسویه‌حساب‌های جناحی که عمدتا به عملکرد و اظهارنظرهای پیشین اشاره دارد. در این‌گونه رفتارها هرچند اطلاعات ارائه داده شده واقعی هستند، ولی نه تنها می‌تواند کامل نباشد، بلکه در موقعیت‌هایی ربطی به زمینه مسأله ندارد. اینگونه اطلاعات جهت حذف، طرد و یا فشار بر دیگری مطرح می‌شود.نکته مهم: هدف از مقایسه تاریخی در اینجا نه به دلیل تقلیل دادن مبنای اعتراض و نقد، بلکه به دلیل اهمیت هر واقعه تاریخی در زمانه خودش در تأثیر روانی‌ای که استفاده از آن می‌تواند بگذارد، بوده است.روش تحلیل اطلاعاتبا توجه به دسته‌بندی ارائه شده، به نظر می‌رسد در برخورد با هر متن خبری و تحلیلی در حوزه وقایع موجود، نیازمند تمهیداتی هستیم تا بتوانیم صحت و سقم آن را تشخیص دهیم. این تمهیدات می‌تواند به صورت یک فرایند تحلیل مورد استفاده قرار گیرد:بررسی منبع: بسیار مهم است که منشأ آن را بررسی کنید. منبع می‌تواند یک وب‌سایت، یک رسانه خبری یا یک شخص باشد. اطمینان حاصل کنید که منبعی قابل اعتماد با شهرت خوب در زمینه مربوطه است. به این ترتیب می‌توان سابقه‌ی آن رسانه را در خصوص انتشار اخبار شناسایی کرد. اگر با نقل قولی از فردی مواجه می‌شویم، مهم است حتماً صدا یا تصویر آن فرد را ببینیم. ترجمه مقالات و گفتگوها بعضاً با جهت‌دهی صورت می‌گیرد. بسیار حائز اهمیت است که بسنجیم آیا متن حاضر به درستی انتقال‌دهنده‌ی صحبت‌های فرد مذکور بوده است یا نه.بررسی تاریخ: اطمینان حاصل کنید که اطلاعاتی که می‌خوانید به روز است و خارج از متن گرفته نشده است. گاهی اوقات مقالات، سخنرانی‌ها و اظهارات قدیمی می‌توانند دوباره منتشر یا به اشتراک گذاشته شوند بدون اینکه به بازه‌ی زمانی آن‌ها اشاره شود. این امر می‌تواند باعث سردرگمی و بعضاً خشم شهروندان شود، به خصوص اگر موضوع مربوط به رویدادهایی باشد که در یک دوره زمانی تحول یافته و شکل گرفته‌اند.تحقیق درباره نویسنده: اگر نام نویسنده ذکر شده است، تخصص او را در این موضوع بررسی کنید. اگر نویسنده یک متخصص شناخته شده باشد، این امر اعتبار اطلاعات را افزایش می‌دهد. با این حال، اگر نویسنده ناشناخته (یا به تعبیری “منابع آگاه”) است یا به نظر نمی‌رسد که صلاحیت‌های لازم را داشته باشد، شکاک باشید.مقایسه منابع: فقط به یک منبع اطلاعاتی تکیه نکنید. اطلاعات معتبر معمولاً فقط در یک مکان یافت نمی‌شوند. اگر چندین رسانه خبری معتبر یا متخصص یک چیز را بگویند، اعتبار اطلاعات را تقویت می‌کند. به عنوان مثال، برای اخبار علمی، دیدن چندین مجله تخصصی که یک کشف را منتشر می‌کنند، نشانه خوبی از قابلیت اطمینان است. شاید بد نباشد اینجا یک سوال از خود بپرسید که چه رسانه‌ها و کانال‌های خبری را دنبال می‌کنید؟ طرح این سوال به این دلیل نیست که شما را تشویق به دنبال کردن تعداد زیادی از خبرگزاری‌ها کند، بلکه نکته مهم آن است که بتوانیم خود را از تور روایت‌های جانبدارانه نجات دهیم. در نتیجه، در بررسی صحت اخبار منتشر شده، با بررسی منابع متعدد شاید بتوانیم ابهام‌ها و واقعیت‌ها را از هم تمییز دهیم.شناسایی داده‌ها و ارقام: مقایسه داده‌ها و ارقام ذکر شده در یک مقاله می‌تواند به تأیید اطلاعات کمک کند. از به اشتراک گذاشتن اطلاعاتی که در آن هر منبع اعداد متفاوتی را ارائه می‌دهد، خودداری کنید.تحلیل لحن و هدف: اطلاعات هیجان‌انگیز یا بیش از حد بحث‌برانگیز اغلب برای دستکاری افکار عمومی استفاده می‌شوند. در مورد چنین اطلاعاتی محتاط باشید، زیرا ممکن است نویسندگان معتقد باشند که هر چه محتوا هیجان‌انگیزتر باشد، افراد بیشتری را جذب می‌کند. در این موارد، برای تأیید صحت اطلاعات وقت بگذارید.با در نظر داشتن مطالب بالا که به طور کلی در خصوص هر خبر و اطلاعاتی می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد، در موقعیت جنگ که یکی از ابزارهای دشمن جنگ رسانه‌ای و القای ضعف و ناتوانی کشور متخاصم است، موارد زیر را به عنوان معیارهایی جهت تشکیک در خبر ارائه شده می‌بایست در نظر بگیریم تا بتوانیم آن را بهتر تحلیل کنیم:تیترهای اغراق‌آمیز: تیترهایی که بیش از حد احساسی یا غیرواقعی به نظر می‌رسند (مثلاً «فاجعه بزرگ در راه است»)منابع مبهم: اخباری که منبع مشخصی ندارند یا به “یک مقام آگاه” اشاره می‌کنند بدون جزئیات.تصاویر یا ویدیوهای دستکاری‌شده: آموزش دهید که تصاویر و ویدیوها را با ابزارهای ساده (مثل جستجوی معکوس تصویر در گوگل) بررسی کنند.تناقضات داخلی: اخباری که اطلاعات متناقضی ارائه می‌دهند یا منطقی به نظر نمی‌رسند.مدیریت اطلاعاتمنظور از مدیریت اطلاعات، در واقع مدیریت انتخاب منابع خبری، مدت زمان اختصاص داده شده به خواندن منابع خبری و تحلیل‌های مرتبط با آن است. در چنین موقعیت‌هایی مثل جنگ ۱۲ روزه که هر لحظه اخبار جدیدی به همراه تصاویر متعدد منتشر می‌شد، روح و روان آدم‌ها به شکل ویژه‌ای درگیر شده بود. بهتر است در پیگیری اخبار و تحلیل‌های مربوطه، فارغ از مطالبی که تاکنون مطرح شد، موارد دیگری را برای مراقبت از سلامت روانی و حتی جسمی مدنظر قرار دهیم که به صورت خلاصه شامل موارد زیر است:مدیریت مصرف خبر: بهتر است زمان مشخصی برای خواندن اخبار اختصاص دهید و از مواجهه مداوم با اخبار منفی پرهیز کنید. مثلا با مدیریت مدت زمانی که به خواندن اخبار اختصاص می‌دهیم و دوری از خواندن اخبار تکرار انجام می‌دهیم مصرف خبر خود را مدیریت کنیم.تمرکز بر اخبار سازنده: به جای تمرکز بر اخبار منفی یا ترسناک، به دنبال اخباری باشید که راه‌حل‌ها یا مسیر پیش‌رو را ارائه می‌دهند. منظور از مسیر پیش‌رو حتی می‌تواند تصمیم‌گیری در خصوص ترک محل زندگی و رفتن به پناه‌گاه باشد.تمرین آرامش: تکنیک‌های ساده مثل تنفس عمیق یا فاصله گرفتن از فضای مجازی در زمان استرس را مدنظر قرار دهید. این تکنیک‌ها را با جستجو می‌توانید پیدا و تمرین کنید. اطرافیان فارغ از احساس‌های خود به ما نیز نگاه می‌کنند. در صورتی که با رفتاری نسنجیده باعث تهییج احساسات و اضطراب آن‌ها شویم، علاوه بر اثر روانی ایجاد شده قدرت تصمیم‌گیری درست را نیز از آن‌ها خواهیم گرفت.نکته پایانینکته مهم دیگر به نظر نگارنده متن حاضر خواهشمند است (لطفاً به عبارت “خواهشمند است” دقت کنید) به آن توجه شود این است که در طول دوران جنگ -با وجود مدیریت نحوه اطلاع‌رسانی اخبار موجود توسط مسئولین- به منابع رسمی داخلی توجه بیشتری صورت بگیرد. زیرا منابع رسمی داخلی مسئولیت بیشتری در قبال انتشار مطالب دارند، در صورتی که کانال‌های غیررسمی انتشار اخبار هر خبری را می‌توانند منتشر کنند و مسئولیتی در قبال آن نداشته باشند. همچنین همان‌طور که ما در قبال دنبال کردن اخبار نیازمند تمهیداتی هستیم که در متن حاضر به آن پرداخته شد، در قبال انتشار اخبار به دیگران نیز مسئولیت داریم. اسلحه و بمب به یک شکل امنیت یک جامعه را به مخاطره می‌اندازد و جنگ رسانه‌ای به کمک اخبار نادرست به شکل دیگری امنیت جامعه را آسیب خواهد زد و فرصت را برای ضربه زدن دشمن واقعی فراهم می‌کند. البته لازم به ذکر است، مادامی که تنظیمات و مقررات به نحوی باشد که اعتماد عمومی را نسبت به خبرگزاری‌های داخلی کاهش دهد، فضا و فرصت برای دیگری متخاصم فراهم می‌شود تا از وضعیت موجود به شکل مطلوبی برای مقاصد خودش استفاده کند. در نتیجه در چنین موقعیتی نیازمند تقویت رابطه دولت (government)  و ملّت (nation) هستیم تا بتوانیم اعتماد عمومی را تقویت و شکاف‌های پیش‌آمده را ترمیم کنیم.</description>
                <category>نوید یموتی</category>
                <author>نوید یموتی</author>
                <pubDate>Thu, 26 Jun 2025 17:52:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زیست در موقعیت اضطراب</title>
                <link>https://virgool.io/@n.yamouti/%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8-w5qmjzxkuqtb</link>
                <description>صدا که می‌شکندحرف که چرک می‌کندجمله‌ها که نقطه چین می‌شوندپیری یا بچه‌ای که خود را می‌کُشدتازه معنا روشن می‌شود...محمد مختاری - بی‌خوابیماجرا از احساسِ نیازِ یک واکاویِ درونی شروع شد. انگار با خودم غریبه بودم. متنی هم نمی‌نوشتم؛ یا اگر هم می‌نوشتم با «نقطه‌چین»های بسیاری ناتمام می‌ماند. این نقطه‌چین شدنِ متن‌ها و جمله‌ها چه به دلیل سانسور باشه یا خودسانسوری، برای من نشانه یک چالش بود. فکر می‌کردم چنان با خودم غریبه شدم که یا درک مناسبی نسبت به درون خودم ندارم یا ذهنم چنان انباشته‌ است که امکان توجه و تأمل در خصوص احساسات درونم وجود ندارد. حقیقتا هرکدام از این دلایل به شکلی تأثیر خودش را می‌گذاشت. اما من خروجی تمامشان را در احساس «اضطراب» یافتم. از صحبت‌های روزمره، توجه به واکنش‌های جسمانی، گفتگوهای روان‌کاوانه، تست‌های سنجش و تحلیل اضطراب تا در نهایت خوانش مجدد نوشته‌های «محمد مختاری» همگی تأییدکننده نشانه‌های اضطراب شدیدی بودند که مدت مدیدی است در درونم وجود دارد.بهتر است منظورم از «اضطراب» ادراک شده خودم را واضح‌تر بگویم. اضطراب، احساس ترس از خطر در وجود شخص است که با ترس معمولی که اصطلاحا آن را فوبیا گفته‌اند تفاوت دارد. اضطراب یک حالت آزاد و نشریافته ترس است که به هیچ شیئ یا عنصری بستگی ندارد و شخص ممکن است آگاه به علت‌های آن نباشد. همچنین با تفکر و پیش‌بینی خطر در آینده، اضطراب شدیدتر می‌شود. محمد مختاری در سخنرانی خود با عنوان «موقعیت اضطراب» می‌گوید «اضطراب و تشویش خاطر در مفهوم برهم خوردن تعادل است. از یک سو عواملی مانع انسجام درونی می‌شوند، یا انسجام درون را بر هم می‌زنند. از سوی دیگر اختلال و پریشانی در روابط درون و بیرون افراد جامعه به وجود می‌آید». در ادامه محمد مختاری با اشاره به تجربه زیسته یک جامعه، ریشه‌های موقعیت اضطراب را اینگونه بیان می‌کند: «چنین موقعیتی هنگامی پدید می‌آید یا شدت می‌گیرد که امکان یک زندگی آزاد، سالم، موزون، فرهیخته و خلاق وجود نداشته باشد. یعنی آزادی، امنیت، امکانات، و ارتباط به حداقل ممکن کاهش یابد، یا از نویسنده و به طور کلی از انسان سلب شود». از طرفی همان‌طور که اشاره کردم اضطراب نشانه‌های جسمانی هم می‌تواند داشته باشد. کم انرژی بودن، احساس درد و تنش عضلانی، حالت تهوع، ناراحتی گوارشی و بی‌خوابی از جمله این نشانه‌هاست.به امنیت، چشم‌اندازِ زندگی، آزادی در تصمیم‌گیری، خلاقیت و خلق کردن که فکر می‌کنم احساس غمگینی، نامتعادل بودن زندگی، پیش‌بینی ناپذیر بودن موقعیت، دلتنگی، خشم و احساس ضعیف بودن درونم پررنگ‌تر می‌شود. اما چرا؟ چرا هرچقدر در موضوع‌ها عمیق‌تر می‌شویم علاوه بر وضعیت حال، تأثیرات اتفاق‌های گذشته هم بیشتر جلوه‌گر می‌شوند؟ چرا این‌قدر گذشته درون ما نقش‌آفرین است و نیاز به درک، توجه و مراقبت دارد؟ چرا به خاطر موقعیت جغرافیایی محل زندگی، سطح آموزش، جنسیت، قومیت، دین، درآمد و بسیار علل دیگر، احساس اضطرابی که من و امثال من در این جامعه تحمل می‌کنیم اینقدر زیاد است؟آخرین‌باری که احساس آرامش و اطمینان‌خاطر داشتم را یادم نمی‌آید. اگر هم آرامشی بود مقطعی و گذرا بود. به محض ورود به زیست روزمره دوباره همان حس‌ها باز می‌گشت. مواجهه با دیگران و حس‎هایشان هم هرکدام به اندازه‌ای یادآور چنین وضعی بود. در این شرایط نه فقط من بلکه همه ما در یک بغرنجی مضطرب‌کننده سیر می‌کنیم. احتمالا این صحبت مختاری را شنیده‌اید که می‌گوید «آدمیزاد خیک ماست نیست انگشت بزنی توش رد انگشت به هم بیاید. رد انگشتانِ بلا در آدم می‌ماند. درون همه می‌ماند». به واقع رد تمام این دردها چه از درون یا برون باشد بر جان‌های ما نشسته است. شاید گروهی، جمعی و یا بخشی از جامعه از این احساس خودش را مصون و مبرّا بداند، اما فکر می‌کنم جامعه‌ای که بخشی از آن دچار موقعیت اضطراب باشد، درگیر یک بحران حاد اجتماعی است. در این حالت جز تلخ‌کامی، احساس‌های متناقض و روزمرگی انگار چیز دیگری عایدمان نمی‌شود. وقتی در چنین شرایطی هستیم، آینده‌ای مبهم و غبارآلود را پیش رو می‌بینیم که امکان تخیل هیچ اتفاق خوبی هم وجود ندارد. از طرفی اگر تخیل آینده‌ نباشد، تصور زندگی نیز برای مردم روز به روز ضعیف‌تر می‌شود. ناامیدی، استیصال، خشم و احساس عدم امنیت نشانه‌هایی از این چالش هستند. در چنین موقعیتی مهربانی، محبت، لطف، دلسوزی و یا به تعبیر دقیق‌تر شفقت در زیست روزمره جامعه کم‌رنگ‌تر می‌شود. کمرنگ شدن شفقت در مواجه درون و برون ظهور پیدا می‌کند. صرفا برای مثال آمارهای قابل توجه خودکشی، افزایش نرخ مرگ‌های ناگهانی به خصوص در سنین پایین‌تر و قتل را کمی مرور کنیم اهمیت این موضوع مورد توجه قرار می‌گیرد.این روزها که آگاهانه‌تر در جستجوی نشانه‌هایی از اضطراب و تأثیراتش هستم، معنا و مفهوم عبارت «ترک خوردن و شکستن جان‌ها» بیشتر در مقابل چشمم نمایان می‌شود. احساس ضعف و ناتوانی دارم و راهکار برون رفت پیدا نمی‌کنم. کمتر موقعیت گفتگو پیش می‌آید. از جمع‌ها فاصله می‌گیرم. فکر و خیال‌های شبانه‌ای روزی، بی‌خوابی شدیدی را به وجود آورده و ترس از آینده قدری تبعات جسمانی داشته است. راهکاری برای برون رفت از این موقعیت متصور نیستم. می‌دانم که در این موقعیت تنها نیستم، اما گمان می‌کنم چون امکانی برای گفتگو در مورد آن ندارم چالش را به درون خود می‌برم. ساکت می‌شوم. دوباره بخش دیگری از شعر را می‌خوانم:گذاره‌ای اصلا نا‌تمامو تازه این بی‌تابی که هیچ چیز آرامش نمی‌کنددر التهاب درهایی که باز می‌شوند و درهایی که بسته می‌شوندکتاب‌هایی که باز می‌شوند و دست‌هایی که بسته می‌شونددست‌هایی که سنگ‌ها را می‌پرانند و سارهایی که از درخت‌ها می‌پرنددرخت‌هایی که دار می‌شونددهان‌هایی که کج می‌شوندزبان‌هایی که لال مانی می‌گیرندصدای گُنگ و چشم انداز گُنگ و خواب گُنگو همهمهکه می‌انبوهدمی‌ترکدرویا که تکه تکه می‌پراکندشاید طرح این موضوع کمک کند درک بهتری از موقعیت صورت گیرد یا حس‌های مشترک امکان گفتگو بیابند...پی‌نوشت: این نوشتار همان‌طور که در متن اشاره شد به کمک مقاله «موقعیت اضطراب» و شعر «بی‌خوابی» محمد مختاری نوشته شده است.</description>
                <category>نوید یموتی</category>
                <author>نوید یموتی</author>
                <pubDate>Mon, 05 Jun 2023 22:26:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«فرهنگِ بی‌چرا»، عارضه ایرانیان</title>
                <link>https://virgool.io/@n.yamouti/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%D9%90-%D8%A8%DB%8C-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D8%B6%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-ragpszu8vjx9</link>
                <description>محمد مختاری، شاعر و نویسنده ایرانی که در سال ۷۷ در پروژه قتل‌های زنجیره‌ای به قتل رسید، یکی از روشن‌فکرانی بود که علاوه‌بر تحقیق‌های گسترده در حوزه فرهنگ و ادبیات ایران (به خصوص شعر)، با رویکرد تفکر نقادانه(یا سنجش‌گرایانه) به طرح مطالبی در خصوص سنّت‌ها و عادت‌های رفتاری و فرهنگی ایرانیان پرداخت. هرچند که نزدیک به ۲۳ سال از قتل مختاری می‌گذرد، اما با مروری بر مطالب نگارش شده وی به خصوص مجموعه مقالاتی که در کتاب «تمرینِ مدارا» منتشر کرده است، می‌توان اینگونه مطرح کرد که هنوز بسیاری از مسائلی که مختاری به آن‌ها پرداخته بود به عنوان چالش‌های اساسی جامعه ایران بوده و ضروری است آن‌ها را مورد بررسی و بازبینی قرار داد. هدف این نوشتار بازخوانی مقاله «فرهنگ بی‌چرا» نوشته محمد مختاری با در نظر گرفتن وضعیت کنونی جامعه ایران است. این مقاله در کتاب «تمرینِ مدارا» در سال ۱۳۷۷ منتشر شده است. امید است که در کوران اتفاقات این روزهای جامعه ایران و تنازع‌هایی که بین گروه‌ها و افراد در محیط‌های مختلف در جریان است، قدری تأمل و تدبر در شیوه رفتار خودمان صورت بگیرد تا دچار آنچه به عنوان «ساخت‌ استبدادی ذهن» نامیده می‌شود، نشویم.به نظر مختاری «نپرسیدن» در بین ایرانیان مسأله‌ای است که نه تنها برآمده از مناسبات مسلط جامعه بوده، بلکه به حفظ این مناسبات نیز کمک می‌کند. این عارضه در تمامی جوانب خود را نشان می‌دهد؛ از محیط خانواده به عنوان یک اجتماع کوچک گرفته تا کلان‌ترین سطح ممکن که مناسبات بین حکومت و مردم را رقم می‌زند، ما ایرانیان تقریبا در تمامی دوره‌ها دچار عارضه «نپرسیدن» بوده‌ایم.مختاری در مقاله «فرهنگِ بی‌چرا» با مدنظر قرار دادن مقوله سانسور در جامعه ایران که یکی از نتایج آن خودسانسوری است، به طرح یک مسأله اساسی پرداخته و آن را عارضه «نپرسیدن» می‌نامد. به نظر مختاری «نپرسیدن» در بین ایرانیان مسأله‌ای است که نه تنها برآمده از مناسبات مسلط جامعه بوده، بلکه به حفظ این مناسبات نیز کمک می‌کند. این عارضه در تمامی جوانب خود را نشان می‌دهد؛ از محیط خانواده به عنوان یک اجتماع کوچک گرفته تا کلان‌ترین سطح ممکن که مناسبات بین حکومت و مردم را رقم می‌زند، ما ایرانیان تقریبا در تمامی دوره‌های تاریخی دچار عارضه «نپرسیدن» بوده‌ایم. البته در مقاطعی جریان‌هایی بر این نظم مسلط غلبه کردند و تحولاتی چون انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن صنعت نفت، انقلاب سال ۵۷ و جنبش‌های دانشجویی و زنان در طول سال‌های اخیر شکل گرفته و بعضا توفیق‌هایی نیز به همراه داشته است. اما همچنان این نظم مسلط خود را به شکلی نشان داده، به طوری که برخی از این تحول‌های مذکور نیز دچار نظم مسلط مربوط خود شدند و افرادی بودند که طرح پرسش و نگاه انتقادی به رفتارها و کنش‌ها را آسیب‌زننده به جریان، نهضت، جنبش و یا انقلاب بیان کردند و عملا یک فضای سانسورکننده را به وجود آوردند.«پرسیدن ریشه تفکر انتقادی است»، محمد مختاریمثلا حکومت‌ها باب نقد به خود را می‌بندند و طرح مسائل انتقادی را به نوعی صدای دشمن، آسیب‌زننده به امنیت ملّی می‌دانند و منتقدان خود را خودفروخته می‌خوانند. حتی برخی گروه‌های سیاسی مخالف حاکمیت هم به بهانه سوءاستفاده حکومت از انتقادهای وارده به ایشان، فضای نقد به خود را می‌بندند.این وضعیت در حالی است که مختاری معتقد بوده است که «پرسیدن ریشه تفکر انتقادی است» و پرسیدن را نه به عنوان یک امکان بلکه به عنوان یک حق متذکر می‌شود. ساختی که مختاری از آن سخن گفته در مقابل تفکرات مختلف «حق حضور و نظر و رأی و انتخاب و پرسش و تعیین سرنوشت» دارد و هیچ کس نمی‌تواند فرد را از این حق دور نگه دارد و عرصه را برایش تنگ کند. مثلا حکومت‌ها باب نقد به خود را می‌بندند و طرح مسائل انتقادی را به نوعی صدای دشمن، آسیب‌زننده به امنیت ملّی می‌دانند و منتقدان خود را خودفروخته می‌خوانند. حتی برخی گروه‌های سیاسی مخالف حاکمیت هم به بهانه سوءاستفاده حکومت از انتقادهای وارده به ایشان، فضای نقد به خود را می‌بندند. مختاری در این خصوص نیز بیان می‌کند که «ما هم به دلایل و بهانه‌های مختلف از نقد خود سرباز می‌زده‌ایم و پرهیز می‌کرده‌ایم و پرهیز می‌کنیم. مثلا بسیاری از گروه‌های سیاسی در این چند دهه، عملا باب انتقاد از خود را مسدود می‌کرده‌اند. بدین بهانه که مخالفان سواستفاده کنند». حتی این مطلب در خانواده هم خود را نشان می‌دهد. مثلا ممکن است فرزندان برخلاف نظر خانواده خود به برخی رفتارها، آیین‌ها و اصول از پیش تعیین شده رویکرد انتقادی داشته باشند، اما نظم مسلط خانواده به آن‌ها فشار می‌آورد که آن‌گونه که برایشان تعیین شده رفتار کنند و مایه آبروریزی خانواده و بزرگان خود نشوند.در نتیجه باب گفتگو عملا با چنین رویکردی کاملا بسته‌ نگه داشته می‌شود. هرگروه با هر رویکردی، اصولی دارد که نباید در صحت و سقم آن‌ها تشکیک گردد تا مبادا آن‌ها از نیل به اهداف اصلی باز دارد. دیدگاه‌ها، نظریه‌ها و عملکرد گروه‌ها و افراد به هیچ وجه امکان نقد شدن ندارد. از بد حادثه نیز به صورت خواسته و یا ناخواسته یک سدّ محکم نیز برای عدم گشایش بحث‌ها به وجود می‌آید و افراد منتقد یا پرسش‌گر برچسب حمایت از سایر گروه‌ها را می‌خورند یا مورد تمسخر و تخطئه قرار می‌گیرند. بدترین وجه مقابله با منتقدین، دگراندیشان و یا پرسش‌گران برخورد احساسی با آن‌ها به واسطه تجربه‌های تلخ گذشته است. شاید بتوان گفت که مختاری در اینجا این نکته را متذکر شده است که «جامعه‌ای که پرسش‌ و گفت‌وگو را نهادی نمی‌کند، هیچ‌گاه اپوزیسیون در معنایی که در دموکراسی وجود دارد، نخواهد داشت. هر طرح نظری بالمآل آدم را به درونی و بیرون تقسیم می‌کند. دافعه همیشه قوی‌تر و وسیع‌تر از جاذبه عمل می‌کند».لازم به نظر می‌رسد که شهروندان جامعه نسبت به ریشه‌های رفتاری خود آگاه شوند و عملکرد و تفکر خود را در قدم نخست به بوته آزمایش بگذراند و در جهت ترویج آن در جامعه اطراف خود فعال شوند. شاید بتوان اینگونه ادعا کرد که جامعه‌ای به دموکراسی نمی‌رسد مگر اینکه پیش‌نیازها یک جامعه دموکرات را تمرین و خود را به آن ملزم کرده باشد.در جامعه دموکراتیک مدنظر مختاری، پرسیدن نیازی به جسارت و قدرت ندارد، بلکه یک حق و رفتار طبیعی است و هر فرد یا گروهی باید نسبت آن آگاه و پذیرنده باشند. پرسش‌ها نیز از خُردترین تا کلان‌ترین مسائل باید وجود داشته باشد. یعنی تنها حکومت نیست که باید نسبت به پرسش‌ها پاسخگو باشد، بلکه تمامی افراد و گروه‌ها این اصل را باید برای خود در نظر داشته باشند که پرسیدن حق آن‌ها و پاسخگو بودن در قبال نظریات و عملکردشان وظیفه آن‌هاست و نباید برای فرار از پاسخ بهانه‌ای را بیافریند یا از اتفاقی سوءاستفاده احساسی کنند. مختاری در تکمیل این مبحث عنوان می‌کند که «شایستگی‌های انسانی در پذیرش بی‌چون و چرای ساخت‌ها و ارزش‌ها نیست. بلکه در درک آگاهانه و آزادانه‌ی ساخت‌ها و ارزش‌هاست. جامعه شایسته‌ی انسانی، جامعه‌ای است که توانسته باشد امکان نقد تمامِ «مفروضات» را برای همگان فراهم آورد».لازم به ذکر است که نظریه «فرهنگِ بی‌چرا» مربوط به دهه‌های اخیر نبوده، بلکه شاید بتوان از آن به عنوان سنت یا آیینی نام برد که شالوده اصلی آن از دوره ساسانی شکل گرفته و در جوانب مختلف فرهنگی از امثال و حَکَم گرفته تا اشعار نمودهایی از آن نشان داده شده است. در نتیجه لازم به نظر می‌رسد که شهروندان جامعه نسبت به ریشه‌های رفتاری خود آگاه شوند و عملکرد و تفکر خود را در قدم نخست به بوته آزمایش بگذراند و در جهت ترویج آن در جامعه اطراف خود فعال شوند. شاید بتوان اینگونه ادعا کرد که جامعه‌ای به دموکراسی نمی‌رسد مگر اینکه پیش‌نیازهای یک جامعه دموکرات را تمرین و خود را به آن ملزم کرده باشد. اهمیت توجه به این مطلب را در سخن پایانی مختاری در مقاله «فرهنگ بی‌چرا» می‌توان اینگونه ذکر کرد که «تأثیر نهادی این ساخت دیرینه چندان است که برای برقراری آزادی نیز به استبداد متوسل شویم. جالب توجه است که برخی از اندیشمندان ایرانی هم که سال‌های سال در اروپا زیسته‌ و اندیشیده‌اند، فضل‌شان هم برای من محترم است، وقتی به اظهار نظر در مورد جامعه ما می‌پردازند و نسخه‌هایی برای ما می‌پیچند، به اقتضای پرورش استبدادی دیرینه می‌گویند دموکراسی را باید به زور در ایران برقرار کرد!».در پایان نیز خاطر نشان می‌گردد نگارنده این مطلب در عین اینکه به دنبال طرح نظرات خود به عنوان یک «حق» انسانی بوده، در پی پذیرش مسئولیتِ «پاسخگو بودن» در قبال سوال‌های پرسش‌گران و نظرات منتقدان است. در نتیجه اگر باب گفتگویی بر پایه اصول سنجش‌گرایانه شکل بگیرد، کمک شایانی در تمرین «پرسیدن»، «شنیدن» و «تدبّر کردن» خواهد بود.</description>
                <category>نوید یموتی</category>
                <author>نوید یموتی</author>
                <pubDate>Tue, 01 Jun 2021 23:54:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامه به «رفقای خیالی»</title>
                <link>https://virgool.io/@n.yamouti/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%81%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84%DB%8C-to2dr9gc7sei</link>
                <description>نامه‌ها عموما مخاطب یا مخاطبان مشخصی دارند. موضوع‌ و لحن هر نامه‌ای هم تا حد زیادی وابسته به مخاطب نامه است. اگر نگاهی به نامه‌های قدیمی داشته باشیم، شرح حال، بیان دلتنگی، طرح چالش‌ها و دغدغه‌های فکری و بازگویی اتفاق‌های تجربه شده از جمله موضوع‌هایی هستند که نوشته شده‌اند. در نامه‌ می‌توانیم خاطره‌ای از گذشته را بیان کنیم یا وضعیت حال را شرح دهیم و یا حتی آینده‌ای را متصور شویم. همه‌ این‌ها کاملا به آزادی انتخاب نگارنده و نتیجه‌ای که از آن نوشته می‌خواهد بگیرد مرتبط است. در نهایت اینکه نامه مثل یک سند یا برچسبی از گذشته می‌تواند تا سال‌ها باقی بماند و روزی دوباره توسط خودمان یا بازماندگانمان مرور و خوانده شود.چند وقت پیش برای عزیزی یک نامه‌ نوشتم. در این نامه هم گذشته را مرور کردم، هم زبان وضعیت حال خود شدم و حتی قدری آینده‌ را نیز در نظر گرفتم. مداد به دست بودم و کلمه به کلمه پیش می‌رفتم. احساس می‌کردم بخشی از درون من روی کاغذ به شکل کلمه و جمله ثبت می‌شود و قرار است روزها یا سال‌ها باقی بماند. جمله‌ها و خط‌ها یکی بعد از دیگری تمام می‌شدند و من به خاطر محدودیت کاغذ باید حرف‌هایم را خلاصه می‌کردم. انتهای نامه، وقتی امضا، نام و تاریخ را نوشتم احساس کردم با آینه‌ای از خودم مواجه شدم. هم حس سبکی داشتم و هم احساس می‌کردم درونم را این‌بار نه با چشم دل که با چشم واقعی مشاهده می‌کنم. چند روزی این موضوع در ضمیر ناخودآگاهم چرخید تا در نهایت تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم. اما مخاطب این نامه کیست؟ موضوع آن چیست؟مگر در دنیای توییتر و اینستاگرام با متن‌های به نسبت کوتاه حرفی هم می‌توان زد؟ واقعا چند نفر تا پایان متن نامه‌ها و حرف‌هایمان پیش خواهند رفت؟مخاطب این نامه را از کتاب «رفقای خیالی» الهام گرفتم. این کتاب مجموعه‌ای از از نامه‌نگاری‌های پل استر و جی اِم کوئتسی دو نویسنده معروف قرن حاضر است. یکی آمریکایی و دیگری اهل آفریقای جنوبی. از دو فرهنگ مختلف. با دو تجربه و دیدگاه‌های به نسبت متفاوت. من هم تصمیم گرفتم برای آدم‌هایی نامه بنویسم که خیلی‌هایشان را نمی‌شناسم و آن‌ها هم به احتمال زیاد من را نمی‌شناسند؛ یعنی شما که در حال خواندن این نوشته هستید. این امکان برایمان وجود دارد در قالب ثبت یک متن با بیان حس‌ها، تجربه‌ها و دغدغه‌هایمان رفقای خیالی یکدیگر شویم. صحبت کنیم، دیدگاه هم را نقد کنیم و بعضا با ذهن بازتری با موضوع‌های مشترک زندگی‌مان مواجه شویم.امّا واقعا نوشتن نامه چه مزیتی دارد؟ مگر در دنیای توییتر و اینستاگرام با متن‌های به نسبت کوتاه حرفی هم می‌توان زد؟ واقعا چند نفر تا پایان متن نامه‌ها و حرف‌هایمان پیش خواهند رفت؟ به نظرم درست است که ذهن ما شاید آن‌قدر مثل گذشته آمادگی و رغبت مطالعه متن‌های بلند را نداشته باشد ولی اینطور هم نیست که با امری محال مواجه شده باشیم. همچنین احساس می‌کنم که همین دیدگاه نیز خود تقویت‌کننده یک خودسانسوری توسط ما می‌تواند باشد. چون فکر می‌کنیم خوانده نمی‌شود، نمی‌نویسیم. چون نمی‌نویسیم پس سکوت می‌کنیم. چون سکوت می‌کنیم دیگران از حرف‌های دلمان آگاه نیستند؛ و چون ناآگاه هستند طبیعی است که هیچ اطلاع و شناختی از وضعیت روحی، حسی و فکری ما نداشته باشند. خدا هم نکند که شعر سکوت شاملو را بلد باشیم؛ مصادره به مطلوبش می‌کنیم و با بیان «سکوت سرشار از سخنان ناگفته است» برای حرف نزدنمان دلیل قائل می‌شویم. از طرفی به خصوص در بیان احساس و احوالمان اینگونه مطرح می‌کنیم که «تا زمانی که نگفتیم همه چیز خوب است، ولی به محض مطرح شدن حرف‌ها، مجموعه تغییرات منفی در رویکرد مخاطب یا مخاطبانمان رخ خواهد داد». اینجا سوالی برای من مطرح می‌شود. این وضعیت چقدر به درد ما می‌خورد؟ بیان نکردن حرف‌ها و احوالمان چقدر باعث بالندگی و رشد ما در بُعد فردی و جمعی می‌شود؟ پاسخ به اختیار خودتان. چون فکر می‌کنیم خوانده نمی‌شود، نمی‌نویسیم. چون نمی‌نویسیم پس سکوت می‌کنیم. چون سکوت می‌کنیم دیگران از حرف‌های دلمان آگاه نیستند؛ و چون ناآگاه هستند طبیعی است که هیچ اطلاع و شناختی از وضعیت روحی، حسی و فکری ما نداشته باشند.اما چرا نامه؟ مگر حرف نمی‌توان زد؟ اصلا چه ضرورتی دارد حرف‌هایمان مکتوب شود؟ اگر به بحث مواجه با خودسانسوری نگاه کنم چندان منافاتی بین بیان شفاهی حرف‌ها و نوشتن آن‌ها نمی‌بینم. اما فارغ از بحث خودسانسوری، نامه‌نگاری با مخاطب یا مخاطبانی در یک بازه‌ زمانی می‌تواند به ما این‌گونه کمک کند که تأمل و تعمق بیشتری روی موضوع‌های مورد بحث و پاسخ‌هایمان داشته باشیم. همچنین می‌تواند امکان مراجعه مجدد به صحبت‌های گذشته و تغییرات به وجود آمده در طی زمان را برایمان فراهم کند.نمونه‌ها و الگوهای بسیار جالبی برای نامه‌نگاری وجود دارد. کتاب رفقای خیالی که در ابتدا گفته شد یکی از این نمونه‌های مفید است. همچنین مجموعه نامه‌های آلبر کامو، نامه‌های فرانتس کافکا، نامه‌های چهره‌های ایرانی مانند نادر ابراهیمی و فروغ فرخزاد و ده‌ها نمونه‌ی دیگری که شما می‌دانید و من نمی‌دانم، مثال‌های قابل توجهی هستند که می‌توانیم مطالعه و بررسی کنیم. تنها به عنوان مثال پل استر و جی اِم کوئتسی در مجموعه نامه‌هایشان در مورد مفاهیمی چون دوستی، ورزش، حافظه، زبان، فرهنگ و سفر صحبت می‌کنند. در بخش‌هایی اتفاق نظر دارند و بخش‌هایی هم اختلاف‌نظرهای شدیدی بین آن‌ها به وجود می‌آید.امیدوارم در آینده بتوانم بیشتر تجربه نامه‌نگاری داشته باشم و دوست دارم در مورد موضوع‎هایی که در حال حاضر دغدغه ذهنی من است - مانند ساخت استبدادی ذهن و شرح حال خودسانسوری در بیان احساسات – نگاهم را بنویسم و امکان صحبت با رفقای واقعی و خیالی‌ام را داشته باشم.قربانتاننویدبه تاریخ ۲۸ دی ۱۳۹۹</description>
                <category>نوید یموتی</category>
                <author>نوید یموتی</author>
                <pubDate>Sun, 17 Jan 2021 13:34:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند نمونه اجرا شده در حوزه افیلیت مارکتینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@n.yamouti/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%86%D9%85%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D9%81%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-lnkohzyon5va</link>
                <description>هر روز با شیوه‌های مختلف توسعه بازار فروش آشنا می‌شویم یا از آن‌ها استفاده می‌کنیم. در برنامه‌ریزی‌های بازاریابی روش‌های بسیاری برای توسعه بازار فروش می‌توان تعریف کرد. یکی از این روش‌ها Affiliate Marketing یا همکاری در فروش است. همان‌طور که در مطلبی با عنوان «همکاری در فروش یا افیلیت مارکتینگ، راهکاری برای کسب درآمد بیشتر» اشاره کردم «در این روش که براساس اهدافی است که از طرف شرکت‌ها تعیین می‌شود، به ازای دستیابی به نتایج مدنظر، کارمزد پرداخت می‌شود. این روش به عنوان «بازاریابی پورسانتی» هم شناخته می‌شود. در روش مشارکت در فروش، تبلیغات محصول‌ یک برند در سایت‌ها یا شبکه‌های اجتماعیِ«همکاران فروش» منتشر می‌شود. در صورتی که از این طریق فروشی صورت بگیرد یا به صورت کلی نتیجه‌ای حاصل شود، مبلغی تعیین شده به عنوان کارمزد به همکار فروش از طرف برند پرداخت می‌شود. این نتایج می‌توانند: فروش، ثبت‌نام کاربران در سایت، ثبت نظر، میزان بازدید و مثال‌هایی مانند آن باشند.»در این مطلب تلاش می‌کنم چند مدل اجرا شده Affiliate Marketing که مطالعه یا از آن‌ها استفاده کردم را با شما به اشتراک بگذارم.سایت آمازون (Amazon)ساختار همکاری در فروش سایت آمازون به دو دسته «تعداد ترافیک ارسالی» به سایت و «فروش برای سایت» تقسیم‌بندی می‌شود. در واقع در این سایت پرداخت به ازای همکاری براساس یک فعالیت (Action) تعریف می‌شود. این فعالیت‌ها شامل موارد زیر است:- پرداخت به ازای فروش (Pay Per Sale)- پرداخت به ازای کلیک (Pay Per Click)- پرداخت به ازای ثبت‌نام (Pay Per Lead)آمازون با کمک برنامه Affiliate Marketing  خود وضعیت ورودی‌های سایت توسط شما را ردیابی می‌کند و براساس آن، هرکدام از فعالیت‌های نشان شده که رخ بدهد، درصدی به عملکرد شما اضافه می‌شود. درصد مشارکت در فروش براساس نوع محصول‌های به فروش رفته و قیمت آن‌ها متفاوت است که توسط سایت پیش از فعالیت شما تعیین شده است. به طور مثال برای فروش تلویزیون ۲% از مبلغ فروش به کالا به عنوان کمیسیون فروش در نظر گرفته می‌شود در حالی که برای هدفون میزان کمیسیون فروش معادل ۵% در نظر گرفته شده است. فقط لازم به ذکر است که از زمان کلیک مشتری روی Affiliate Link شما تا زمان خرید اگر در بازه زمانی ۲۴ ساعت باشد سیستم درصد مشارکت در فروش شما را ثبت می‌کند.سایت شاپیفای (Shopify)سایت شاپیفای که به عنوان یک سایت فروشگاه‌ساز فعالیت می‌کند به کسب و کارهای کوچک کمک می‌کند که تا فروشگاه اینترنتی خود را در این سایت ایجاد نمایند. یکی از راهکارهایی که شاپیفای برای توسعه فروشگاه‌ها در نظر گرفته بحث Affiliate Marketing در راستای کمک به توسعه فروش این فروشگاه‌هاست. این سایت عنوان می‌کند که همکاران معتددی بین شرکت‌ها، اینفلوئنسرها و تولیدکنندگان محتوا دارد که باتوجه به نوع محصول براساس پلتفرم شاپیفای لینک‌های Affiliate ایجاد شده و منتشر می‌شود. شاپیفای ادعا می‌کند به طور متوسط ۵۸ دلار برای هرکاربر می‌تواند درآمد حاصل از همکاری در فروش به ازای هر Referral Link رقم بزند. در این سایت کمیسیون‌ها براساس میزان فروش محاسبه می‌شود.سایت بیپ تونز (beeptunes)سایت ایرانی بیپ تونز در حوزه فروش آهنگ‌ها و آلبوم‌های موسیقی و کتاب‌های صوتی فعالیت می‌کند. یکی از خدماتی که این شرکت برای افزایش فروش محصولات منتشر شده در سایت خود ارائه می‌دهد، قابلیت همکاری در فروش است. در این حالت شما آهنگ یا آلبومی را انتخاب می‌کنید و با کلیک روی دکمه همکاری در فروش براساس محصول انتخابی درصدی از میزان مشارکت در فروش اعلام می‌شود. مثلا برای یک محصول ۳۰% و برای یک محصول ۲۰% کمیسیون همکاری در فروش مطرح می‌شود. مثل حالت‌های قبل محاسبه درآمد حاصل از همکاری شما براساس Affiliate Link ایجاد شده محاسبه می‌گردد.سایت پی‌میشه (Paymishe)سایت پی میشه یک سایت ایرانی فعال در حوزه فروش اجتماعی است. به صورت مختصر فروش اجتماعی زیرمجموعه‌ای از حوزه تجارت است که از شبکه اجتماعی برای معاملات تجاری استفاده می‌کند. فعالیت اصلی پی‌میشه فروشگاه‌ساز اینترنتی کسب‌وکارهای کوچک است که یک فضای امن و مطمئن را برای خرید و فروش ایجاد می‌کند. یکی از خدماتی که این سایت ارائه می‌دهد، همکاری در فروش است. در این سایت شما براساس محصولات هر فروشگاه یک Affiliate Link ایجاد می‌کنید که شامل محصول‌های انتخابی شما است. براساس لیست فروش ایجاد شده مبلغی به عنوان همکاری در فروش برای شما در نظر گرفته شده است که اعلام می‌شود. به ازای هر فروشی که از Affiliate Link شما صورت می‌گیرد، کمیسیون حاصل از همکاری شما در کیف پولتان در سایت شارژ می‌شود که هم قابلیت خرید از خود سایت دارید و هم می‌توانید درخواست تسویه داشته باشید.جمع‌بندی نهاییهمان‌طور که مشاهده کردید بین این چهار سایت بررسی شده در این مقاله، سایت آمازون به ازای نوع همکاری‌ تعریف شده درصدی را به عنوان مشارکت در فروش در نظر می‌گیرد. البته هرسایت باتوجه به نوع فعالیتش قوانین و روش خاص خود را برای همکاری تعریف می‌کند. ما براساس نوع شناخت و فعالیتمان می‌توانیم تعیین کنیم با کدام سایت همکاری کنیم. باید در نظر داشته باشیم که به طور متوسط نرخ تبدیل Affiliate Linkها بین نیم تا ۱ درصد است و چیزی که باعث می‌شود که ما بتوانیم بیشتر از این نرخ معمول درآمد داشته باشیم، در نظر گرفتن درست مخاطب خود و نیازهای وی و همچنین میزان مرجعیت و قابل اعتماد بودن ما برای خرید محصول است. مثلا فردی در معرفی قهوه به اطرافیانش شناخته شده است، در این حالت ایجاد Affiliate Link فروش قهوه به احتمال، نرخ تبدیل به فروش بهتری برایش دارد تا اینکه Affiliate Link مربوط به لباس‌های بافتنی ایجاد نماید. در نتیجه برای درآمد خوب در همکاری در فروش باید روش‌های بهبود فروش و وضعیت مناسب را در نظر بگیریم.تلاش می‌کنم در این مطلب یا مطالب دیگر نمونه‌های موفق دیگری که از این روش استفاده می‌کنند را بررسی کنم و با شما به اشتراک بگذارم.</description>
                <category>نوید یموتی</category>
                <author>نوید یموتی</author>
                <pubDate>Sat, 07 Nov 2020 20:05:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>الگوریتم اکسپلور اینستاگرام</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D9%85-%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D9%BE%D9%84%D9%88%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-ujilp9tm6wo3</link>
                <description>قرار گرفتن در صفحه Explore اینستاگرام می‌تواند به بیشتر دیده شدن و دنبال شدن صفحه اینستاگرام برندها منجر شود. اما قرار گرفتن پست‌ها در این صفحه کار ساده‌ای نیست و هیچ تضمینی نمی‌توان داد که اگر یکبار یکی از پست‌های صفحه‌ی شما در explore اینستاگرام قرار گرفت، این اتفاق دوباره رخ دهد. اما صفحه اکسپلور اینستاگرام چیست و چه کار کردی دارد و چگونه پست‌هایمان در آن قرار می‌گیرد موضوع این نوشته است.صفحه اکسپلور اینستاگرامصفحه Explore اینستاگرام از مجموعه‌ای عکس، ویدئو و استوری در دسته‌بندی‌های مختلف مانند کالا، غذا، محصولات و... تشکیل شده که برای هر کاربر (user) براساس «رفتارِ اینستاگرامی افرادی که او آن‌ها را دنبال (follow) می‌کند یا پست‌‌هایی که خود می‌پسندد» ارائه می‌گردد. به طور متوسط ماهانه بیش از نیمی از کابران اینستاگرام در سراسر دنیا صفحه اکسپلور خود را نگاه می‌کنند. در نتیجه می‌توان گفت این صفحه یک پتانسیل خوب برای دیده شدن و دنبال شدن صفحات اینستاگرام می‌باشد. به عبارت دیگر این صفحه یک امکان مشاهده بی‌پایان برای اکانت‌هایی که ممکن است دنبال کنید، پست‌هایی که ممکن است لایک کنید و یا محصولاتی که ممکن است خریداری نمایید می‌باشد. به صورت کلی الگوریتم اینستاگرام چند دسته پست را برای قرار دادن در این صفحه انتخاب می‌کند:پست‌هایی که توسط افرادی لایک (like) می‌شود که شما آن‌ها را دنبال می‌کنید.پست‌هایی که بیشترین میزان نرخ مشارکت (engagement) را دارا می‌باشند.اکانت‌هایی که از نظر عملکردی مشابه صفحه‌هایی است که در حال حاضر دنبال می‌کنید.همان‌طور که گفته شد این صفحه به کاربران کمک می‌کند که مطالب مرتبط با علاقمندی‌های خود را مشاهده و دنبال کنند، به خصوص آن که این امکان برای کاربران در نظر گرفته شده است تا محتواهایی که علاقه ندارند را با مشخص کردن دیگر مشاهده نکنند.صفحه اکسپلور اینستاگرامدر قسمت بالای صفحه اکسپلور چند عنوان دسته‌بندی قرار داده شده که شامل ویدئوهای IGTV (که براساس معیارهای الگوریتم اینستاگرام انتخاب شده‌اند)، Shop (که برای فروش محصولات مورد استفاده قرار می‌گیرد. این بخش با wish list کاربران و برندهایی که دنبال می‌کند سازگار است) و عنوان کانال‌ها (مانند دانش و تکنولوژی، غذا، زیبایی و... باشد که عموما عنوان‌های معروف‌تر را براساس الگوریتم به نمایش می‌گذارد). هچنین در داخل صفحه اکسپلور استوری‌هایی قرار داده شده است که با انتخاب هرکدام از آن‌ها علاوه‌بر مشاهده آن استوری، مجموعه‌ای از استوری‌های مرتبط با آن برای مشاهده در اختیار قرار داده خواهد شد.مزایای قرار گرفتن در اکسپلور اینستاگرامحال این سوال پیش می‌آید که قرار گرفتن پست‌هایمان در صفحه اکسپلور اینستاگرام چه مزیتی دارد. به طور ساده می‌توان گفت که قرار گرفتن در صفحه اکسپلور اینستاگرام کمک می‌کند که محتواهای صفحه‌های اینستاگرامی ما بیشتر دیده شود، اما این تنها مزیت نخواهد بود. می‌توان مزیت‌های زیر را نیز برشمرد:نرخ مشارکتی که باعث شده پست یا استوری در صفحه اکسپلور قرار بگیرد، می‌تواند توسط مخاطبانی بیشتر از فالوورهای شما دیده شود.رشد تعداد فالوورها (به شکلی که کابران علاوه بر مشاهده و لایک پست‌ شما، با دیدن صفحه پروفایل، خواندن بیو صفحه و مشاهده هایلایت‌ها و پست‌ها صفحه را follow می‌کند).افزایش میزان مشارکت (engagement) از طریق فالوورهای جدید.تعداد بیشتر تبدیل (conversion).چگونه پست‌هایمان در صفحه اکسپلور اینستاگرام قرار بگیرد؟برای اینکه پست‌ها و استوری‌هایمان در صفحه اکسپلور اینستاگرام قرار بگیرد می‌توانیم با رعایت اصولی احتمال اینکه مورد توجه الگوریتم اینستاگرام قرار بگیریم را بیشتر کنیم. مهم‌ترین اصولی که باید رعایت کنیم به شرح زیر است:در نظر گرفتن محتواها و هشتگ‌های متناسب با حوزه فعالیت و رقبا؛در الگوریتم اکسپلور اینستاگرام ویدئو ارجحیت بیشتری نسبت به عکس دارد. به خصوص ویدئوها در فرمت IGTV این امکان را بیشتر دارند. ویدئو از این جهت مهم است که قابلیت درگیر کردن مخاطب را بیشتر دارا می‌باشد.استوری‌های تصویر محور و محتواهایی که بیشترین نزدیکی را به اکانت صفحه دارند.همان‌طور که گفته شد برای اینکه احتمال قرار گیری پست‌هایمان در صفحه اکسپلور اینستاگرام بیشتر لازم است مواردی را در نظر بگیریم که در ادامه موارد آن ارائه می‌شود:۱- استفاده از هشتگ‌های مرتبطدر پست‌های اینستاگرام می‌توانیم حداکثر از ۳۰ هشتگ استفاده کنیم، اما ارتباط محتوای متنی، تصویری هر پست با هشتگ‌ها نیز اهمیت زیادی دارد که نباید از آن غافل باشیم.۲- تگ کردن افراد و برندهاتگ کردن افراد و برندها می‌تواند از سمت ما صرفا صورت بگیرد، اما اگر به صورت تعاملی باشد و افراد و برندهای تگ شده هم این کار را برای ما انجام بدهند تأثیر بهتری در مورد توجه قرار گرفتن پست‌های ما برای اکسپلور اینستاگرام خواهد داشت.۳- دنبال کردن ترندهای وایرال شدهاگر بتوان متناسب با فعالیت صفحه اینستاگرام یک محتوای طنز برای برند خود پیدا و تهیه کنیم، محتواهایمان جذابیت بیشتری برای مشاهده شده توسط کاربران را پیدا خواهد کرد.۴- در نظر گرفتن یک Call to action مناسب با مخاطباناحتمال تعامل بیشتر کاربران را صفحه بیشتر می‌کند که روی نرخ مشارکت (engagement rate) کاربران نیز اثرگذار است. به طور مثال استفاده از عبارت‌هایی چون دوست‌هات رو زیر این پست تگ کن، کی به نظرت اینطوریه؟ و... .۵- اجتناب از Repost کردن محتواهای دیگرانتلاش شود که محتواهای مختص خودمان در صفحه منتشر شود و از انتشار مطالب دیگران استفاده نشود که این خود عامل منفی اثرگذاری برای الگوریتم است.۶- تمرکز روی محتواهای ویدئویی و موشن‌گرافی‌هاباتوجه به ارجحیت ویدئو بر عکس برای الگوریتم اکسپلور بهتر است محتواهای ویدئویی را در دستور کار قرار بدهیم. البته فراموش نکنیم به این معنا نیست که عکس‌ها در صفحه اکسپلور قرار نمی‌گیرند، بلکه بیشتر پتانسیل ویدئو بیشتر است.در پایان نیز باید توجه داشته باشیم که قرار گرفتن پست‌ها در اکسپلور ارتباط نزدیکی با مشارکت فالوورهای صفحه در ساعات اولیه قرار دادن پست دارد. هرچه میزان مشارکت کاربران در ساعات اولیه به اشتراک‌گذاری پست بیشتر باشد احتمال قرارگیری آن در صفحه اکسپلور اینستاگرام بیشتر خواهد شد.پی‌نوشت: این مطلب به‌روزرسانی خواهد شد.منابع6 Tricks for Getting Your Brand on InstagramHow to Get on The Instagram Explore Page in 2020</description>
                <category>نوید یموتی</category>
                <author>نوید یموتی</author>
                <pubDate>Sun, 02 Aug 2020 09:52:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کرونای خبری (COVID-NEWS)</title>
                <link>https://virgool.io/@n.yamouti/%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A8%D8%B1%DB%8C-covid-news-sribezwewsif</link>
                <description>۱) من علاقه‌ی زیادی به خبرخوانی دارم. اخبار را از چند منبع خبری پیگیری می‌کنم و تحلیل‌های مفسران را می‌خوانم. حتی با دیگران درباره این مسائل حرف می‌زنم. از طرفی می‌دانم در کشوری زندگی می‌کنیم که معمولا مجموعه‌ی اتفاق‌ها شکل بحرانی به خودشان گرفته و بستر مساعدی برای تولید اخبار و شایعات به وجود می‌آید. همین موضوع در کنار مشکلات خبررسانی در کشور باعث شده یا بازار خبرهای غیرواقعی و شایعات داغ‌تر از اخبار واقعی باشد یا اعتماد و اطمینانِ مردم نسبت به اخبارِ اطلاع‌رسانی شده پایین بیاید. در این خصوص مطالعات و تحقیقاتی صورت گرفته که خارج از بحث این نوشته‌ است، ولی پیشنهاد می‌کنم گزارشی که مجله‌ی آینده نگر از «حال و روز سرمایه‌ی اجتماعی در اقتصاد و جامعه ایران» منتشر کرده را مطالعه نمایید(رجوع به منابع).۲) شش ماه دوم سال ۹۸ اتفاقاتی افتاد که باورش برای بسیاری از ما سخت بود. حتی بدبینانه‌ترین پیش‌بینی‌ها هم اوضاع را این‌قدر بغرنج تصور نمی‌کرد. در کنار این اتقاق‌ها، اخبار و شایعاتی که در موردشان منتشر می‌شد برای من کاملا معنای یک بمبارانِ خبریِ همه‌جانبه را پیدا کرد. عموما صحبت از خبرها و یا تحلیل‌های مرتبط با آن بود. وب‌سایت‌ها، تلگرام، اینستاگرام، توییتر (البته اگر اینترنت یاری می‌کرد که بالا بیایند) و حتی صبحت‌های خودم با دوستان و آشنایان به طور کلی رنگ و بویی از این اتفاق‌ها و خبرها داشت. گستره‌ی موضوع‌ها، پیچیدگی و اثرگذاری‌ هرکدام به قدری بود که ذهنم بازدهی و کارایی خود را در مسائل کاری و تحصیلی تقریبا از دست داد. اضطراب، استرس، تشویش، بی‌حوصلگی و نگرانی، این‌ها مجموعه‌ حس‌هایی بود که من هم مثل خیلی‌ها در این مدت تجربه کردم. امیدوار بودم برای آخرین ماه سال شاهد اتفاقِ تلخِ جدیدی نباشیم؛ تا اینکه اولین روزی رسید که به صورت رسمی اعلام شد «کرونا وارد ایران شده است».شش ماه دوم سال ۹۸ اتفاقاتی افتاد که باورش برای بسیاری از ما سخت بود. حتی بدبینانه‌ترین پیش‌بینی‌ها هم اوضاع را این‌قدر بغرنج تصور نمی‌کرد. در کنار این اتقاق‌ها، اخبار و شایعاتی که در موردشان منتشر می‌شد برای من کاملا معنای یک بمبارانِ خبریِ همه‌جانبه را پیدا کرد.۳) سه هفته از مواجه شدن ما با این بحران می‌گذرد. کار و درس من به شکلی که برنامه‌ریزی کرده بودم پیش نرفت. فعلا با دوستانم امکان با هم بودن و بیرون رفتن نداریم. با وجود اینکه وضعیت در خانه ماندن و پیگیری بخشی از کارها به یک حالت متعادلی رسیده، اما مشکل اخبار و شایعاتِ مرتبط با آن ذهن من را درگیر کرده است. به شخصه نحوه خبرخوانی خودم را محدود کردم، ولی به نظرم رسید خیلی‌ از اطرافیانم درگیر این اخبار هستند. اخبار شیوع، مبتلایان جدید، فوت‌شدگان، آخرین یافته‌های علمی و بازار داغِ شایعات. درگیر مطالعه و نوشتن شدم. نتیجه‌اش این نوشته شد. در این نوشتار هم قصد من این نیست که صرفا افکار خود را بیان کنم. به قول یکی از دوستانم در این مواقع لازم است ما به نظر متخصص امر مراجعه کنیم. به نظر باید در کنار مراقبت‌های فردی و عمومیِ بهداشتی که الان همه‌‌ی ما نسبت به آن مسئولیم، فکری هم به حال بیماری‌ ذهنی‌ای که در اینجا «کرونای خبری» عنوان شده، داشته باشیم. مطالبی که در ادامه عنوان می شود نکاتی از مقاله‌ی مایکل لوئو (مجله New Yorker  منتشر شده در وب‌سایت ترجمان)، مارخام هِید (مجله Time) و مقاله‌ای از دکتر بابک قلعه‌باغی(سازمان نظام پزشکی ایران) است تا نسبت به شرایط این چنینی آگاهی بیشتری بدست بیاوریم. (رجوع به منابع)۴) برای شروع بیایید به نحوه‌ی دسترسی‌مان به اخبار نگاهی دوباره بیندازیم. چند کانال خبری را پیگیری می‌کنیم؟ در دو هفته‌ی گذشته چندبار اخبار مرتبط با کرونا را از طریق افرادی که با آنان در ارتباط هستیم، دریافت کرده و حتی برایشان ارسال نمودیم؟ از نظر محتوایی چقدر این اخبار تکراری بود؟ چندبار شایعاتی شنیدیم و حتی بازگو کردیم؟ کال نیوپورت، استاد علوم رایانه در دانشگاه جورج تاون، توصیه می‌کند که مردم باید در نحوه‌ی دریافت اخبار بازنگری کنند. او ‌عنوان می‌کند که قرار گرفتن در معرض سیل آنلاینِ اطلاعاتی که «ناقص، زائد و غالبا متناقض» است، و این روز‌ها پس از هر رویداد خبری بزرگ به جریان می‌افتد، نامولد است و ما را نسبت به قبل مطلع‌تر نمی‌کند. حتی وقتی در روز خاصی هیچ رویداد تکان‌دهنده‌ای رخ نمی‌دهد، مردم در کاربرد رسانه‌ها از الگویی وسواس‌گونه تبعیت می‌کنند که با اندک ملالتی تحریک می‌شود. استفاده از تیترهایی که در اصل تله‌ی کلیک هستند، انتشار نظرات جنجالی که سرسری نوشته می‌شوند و افزایش گزارش‌های یکدست به‌طوری که همه روندِ خبریِ یکسانی را دنبال می‌کنند تا ترافیکی که با خود می‌آورند از دست نرود. اکنون هر محتوایی که تولیدش ارزان باشد و قابلیت کلیک‌زایی در فیسبوک و گوگل (یا حتی منابعی که ما در دسترس داریم) را داشته باشد فرصتی برای جذب مخاطب و درآمدزایی است.پابلو باچکوفسکی، استاد علوم ارتباطات در دانشگاه نورث‌وسترن، معتقد است اکثر جوانانِ امروز برای جست‌وجوی خبر به اینترنت نمی‌روند؛ بلکه به طور اتفاقی درشبکه‌های اجتماعی با اخبار روبرو می‌شوند. ممکن است برای چک‌کردن به‌روزرسانی‌ها یا پیام‌های دوستان خود وارد گوشی یا رایانۀ خود شوند، و در حین این کار، به مطلب یکی از سایت‌های خبری برخورد کنند. به‌گفتۀ باچکوفسکی، مردم پیوسته «در معرض تماس و برخورد با اخبار هستند» و «این بخشی از محیط زیست است». البته موارد عنوان شده منافاتی با آگاهی نسبت به امور جاری کشورمان ندارد و به این معنا هم نیست که از امروز تصمیم‌ بگیریم هیچ خبری را نخوانیم یا به آن اهمیت ندهیم. نکته اصلی این است که ما چقدر دقت می‌کنیم که اسیر بازی‌های رسانه‌ای نشویم. به لطف شبکه‌های اجتماعی و تکاپوهای خبری گسترده، می‌توان به راحتی شهروندان را هراسان و حواسشان را پرت کرد. افزودن گزارش‌های بیشتر به چنین گردابی ممکن است توجیه اقتصادی خاصی برای سازمان‌های رسانه‌ای داشته باشد، اما لزوما باعث نخواهد شد ما مطلع‌تر شویم. واقعیت دیگر این است که مواقعی نمی‌توانیم درست را از غلط تشخیص و تمییز بدهیم. طبق اعلام وب‌سایت تورتس: «مشکل فقط اخبار جعلی یا بی‌ارزش نیست، چرا که خبرهای خوب زیادی وجود دارند، مسئله این است که اخبار بسیار زیادند و بسیاری از آنان نیز عین هم‌ هستند. شتاب‌زده، ناتمام و گیج‌کننده. اتاق‌های خبر فراوانی هستند که به دنبال اخبارند، اما از اصل مطلب غافل می‌شوند.» آگاهی و آگاهی دادن خیلی خوب است، اما باید حواسمان باشد وقتی صحبت از سلامت ما می شود، اخبارِ زیاد هم همان‌قدر می‌تواند مشکل‌ به وجود بیاورد. مشکلاتی که ما نسبت به آن ها آگاهی کافی نداریم.۵) حال سوال دیگر این است خواندن و پیگیری این میزان خبر چه اثری روی ما خواهد گذاشت؟ آیا صرفا وقت و انرژی از ما گرفته می شود یا مسائل دیگری هم مطرح است؟ واقعیت این است که صرفا وقت و انرژی از ما گرفته نمی‌شود. اثر سایر عوامل موضوع مقاله‌ای از مارخام هِید در خصوص اثرات روانی و جسمی خبرها روی ماست. جالب است بدانید که بیش از نیمی از آمریکایی‌ها معتقدند که خبر موجب استرس شده و بسیاری از آن‌ها گزارش می‌دهند در نتیجه‌ی استرس و اضطراب، احساس خستگی و بی‌خوابی به آنها دست می دهد. البته لازم ذکر است آگاهی برای مردم اهمیت دارد و حق آن ها است؛ و همچنین درست است خبرهایی نیز وجود دارد که می‌تواند منجر به ایجاد استرس یا اضطراب ما شود، اما نکته‌ی مهم تغییرات در شیوه دریافت خبرها به خصوص خبرهای حاکم روز بوده که ممکن است از نظر سلامت روانی و حتی جسمی برای ما خوب نباشند. مسیر تهیه اخبار و همچنین مسیر ارائه‌شان به مخاطبان طی ۱۵ تا ۲۰ سال گذشته تغییرات کلیدی داشته که این تغییرات اغلب روی سلامتِ روانی اثرگذار هستند. فیلم‌ها و کلیپ‌های صوتی که در گوشی‌های هوشمند منتشر می‌شوند از جمله این تغییرات مهم هستند که می‌توانند منجر به افزایش استرس، مشکلات خواب، عصبانی شدن و شبیه به این‌ها شوند. این عامل به خصوص به وسیله‌ی اخبارِ بد تلویزیون تشدیدکننده‌تر نیز خواهد بود. مارخام هِید عنوان می‌کند در شرایطی که به واسطه اخبار بد اضطراب و استرس بالا است، باید بیش از گذشته محتاط باشیم، چون که این‌ها و سایر بیماری‌های ذهنی نیز می‌توانند باعث بروز بیماری‌های جسمی شوند. شواهد تحقیقاتی هم نشان می‌دهد که مغز انسان به صورت ناخودآگاه به مواردی می‌پردازد که او را می‌ترساند و مضطرب می‌سازد. این موضوع را «negativity bias» یا به معنایی «سوگیری منفی‌نگرانه» می‌توان تعبیر کرد که بعضا افراد در پی انتقال این ترس و اضطراب به دیگران نیز هستند. به نظر می‌رسد در این شرایط ما می‌توانیم با مقاومت و تغییر عادات، مغزمان را که مستعد به ماندن در وضعیت منفی است کنترل کنیم. این وضعیت منفیِ ذهن خیلی وقت‌ها همان‌طور که گفته شد مربوط به اخبار واقعی نیست، بلکه به دلیل شایعاتی است که در یک سطح پیشرفته ایجاد شده‌اند. دانشمندان پیشنهاد کردند اگر احساس می‌کنیم نحوه‌ی خوانش خبرها توسط ما منجر به استرس زیاد و آشفتگی می‌شود، شاید بهتر است تغییراتی در نحوه تعامل با خبر مفید ایجاد کنیم. همچنین توصیه شده است که سعی کنیم از اینکه اخبار چگونه روحیه مان را تغییر می‌دهد یا افکارمان را منفی‌تر می‌کند آگاه شویم. مسلما این خودآگاهی کمک می‌کند که بتوانیم نحوه‌ی تعامل خود را با اخبار مدیریت کرده و حتی جایگزین‌هایی برای آن پیدا کنیم. شاید موسیقی، ورزش، تماشای برنامه‌های تلویزیون و اینترنتی که باعث خنده‌ی ما می‌شوند کمک کند قدری این احساس‌ها را از خودمان دور کنیم. بِرویینگ توصیه می‌کند که مصرف اخبار روزانه خود را در یک واحد زمانی محدود کنیم. حداقل قبل از خواب اخبار را چک یا مطالعه نکنیم. حتی می‌توانیم کانال‌های دریافت خبرها را محدود کرده و سعی کنیم اخبار تکراری را نخوانیم و یا هر راه حلی که کمک می‌کند استرس و اضطراب زیادی را از خود دور نماییم را به کار ببندیم. در نهایت نیز می‌توان گفت آگاهی و آگاهی دادن خیلی خوب است، اما باید حواسمان باشد وقتی صحبت از سلامت ما می شود، اخبارِ زیاد هم همان‌قدر می‌تواند مشکل‌ به وجود بیاورد. مشکلاتی که ما نسبت به آن ها آگاهی کافی نداریم.در اکثر قریب به اتفاق موارد علت «خود بیمار پنداری گروهی»، محرک‌های ناگهانی محیطی همچون همه‌گیری یک بیماری عفونی است و وقتی چنین اتفاقی می‌افتد بسیاری از افراد احساس می‌کنند که علائم آن بیماری را دارند؛ وضعیتی که دقیقا این روزها بسیاری از ما در خصوص کرونا ویروس با آن مواجه هستیم.۶) یکی از همین مشکلات که منجر به بیماری ذهنی شده و در نهایت به بیماری جسمی می‌رسد، «خود بیمار پنداری گروهی» نام دارد. دکتر قلعه‌باغی، فوق تخصص آلرژی و ایمونولوژی بالینی عنوان می‌کند در اکثر قریب به اتفاق موارد علت «خود بیمار پنداری گروهی»، محرک‌های ناگهانی محیطی همچون همه‌گیری یک بیماری عفونی است و وقتی چنین اتفاقی می‌افتد بسیاری از افراد احساس می‌کنند که علائم آن بیماری را دارند؛ وضعیتی که دقیقا این روزها بسیاری از ما در خصوص کرونا ویروس با آن مواجه هستیم. بروز ناگهانی این اختلال روانی به میزان تأثیرپذیری ما از استرس بستگی دارد. براساس مواردی که ذکر شد شبکه‌های اجتماعی، اخبار و شایعاتِ موجود می‌توانند از مهم‌ترین عوامل زمینه‌ساز چنین بیمار پنداری گسترده‌ای شوند. در چنین شرایطی بسیار مهم است افراد از قرارگیری در برابر عوامل استرس‌زا محافظت شوند. به عبارت دیگر مراقبت‌های بهداشتیِ توصیه شده از جمله شستن دست‌ها، ضدعفونی کردن سطوح، کاهش رفت‌وآمدهای غیرضروری در سطح شهر و سفرهای بین‌شهری و ده‌ها نکته‌ی دیگری که همه ما کاملا نسبت به آن در این مدت آگاه شدیم، برای عبور از این بحران کافی خواهد بود، اما در کنار این نکات لازم است که مراقب حال روحی خود و دیگران هم باشیم، به خصوص در مواجه با افرادی که دچار، مشکوک و یا مستعد این بیماری هستند و استرس بالایی دارند. در نتیجه اینکه لازم است اخبار را مدیریت‌شده‌تر پیگیری کرده و در صورت لزوم به اشتراک بگذاریم.۷) در بحران‌هایی مانند وضعیتی که در حال حاضر با آن مواجه هستیم زیرساخت‌های بهداشتی و مراقبتی اهمیت حیاتیِ بسزایی دارد، ولی به نظر می رسد حفظ روحیه و توانمندی مدیریتِ احساسات و احوالمان در کنار رعایت توصیه های پزشکی کمک می‌کند با آرامش بیشتری بتوانیم از این بحران عبور کنیم. همان‌قدر که برای ما مهم است از شر «کرونا ویروس» خلاص شویم، شاید لازم است نسبت به «کرونای خبری» نیز حساسیت‌های کافی را به خرج دهیم تا تمام تلاش‌های صورت گرفته در این مدت از بین نرود. درست است که دانستنِ حقیقت و آگاهی حق ماست، اما نباید یادمان برود ما الان وظیفه‌ی مهم‌تری داریم و آن شکستن زنجیره‌ی انتقال ویروس کروناست.همان‌قدر که برای ما مهم است از شر «کرونا ویروس» خلاص شویم، شاید لازم است نسبت به «کرونای خبری» نیز حساسیت‌های کافی را به خرج دهیم تا تمام تلاش‌های صورت گرفته در این مدت از بین نرود.یک بار دیگر کانال‌های خبری‌مان را بررسی کنیم و ببینیم در طول این روزها چقدر درگیر اخبار تکراری و شایعات پیرامون آن می‌شویم و چقدر می‌توانیم مدیریت‌شده‌تر به آن‌ها بپردازیم. این وضعیت معلوم نیست چند وقت دیگر ادامه خواهد داشت، اما تا هر زمانی که لازم باشد در خانه‎هایمان بمانیم و اصول بهداشتی و ایمنی را رعایت کنیم لازم است مراقب حفظ روحیه خود و دیگران باشیم و این موضوع نیازمند همراهی بیشتر با یکدیگر و در نظر گرفتن مسائلی است که در این نوشتار به اختصار مطرح شد.منابع:حال و روز سرمایه‌ی اجتماعی در اقتصاد و جامعه ایران، مجله آینده نگر، شماره شصت و ششم، آذر ۱۳۹۶علیه خبر فوری، مایکل لوئو، مجله New Yorker، منتشر شده در وب‌سایت ترجمانآشنایی با اختلال «خودبیمار پنداری گروهی» و اهمیت کاهش استرس، دکتر بابک قلعه‌باغیYou Asked: Is It Bad for You to Read the News Constantly?, Markham Heid, TIME</description>
                <category>نوید یموتی</category>
                <author>نوید یموتی</author>
                <pubDate>Tue, 17 Mar 2020 19:48:52 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>