<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Nerd Cast</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@n3rdcastt</link>
        <description>نردکست تمام سعی‌اش را برای بهتر کردن اطلاعات عمومی و همینطور تخصصی شما میکنه D:
its All about science.

https://castbox.fm/channel/id2405997  در کست باکس ما رو دنبال کنید.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 08:25:25</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/95350/avatar/4Zb864.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Nerd Cast</title>
            <link>https://virgool.io/@n3rdcastt</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تداخل دارویی و افسردگی</title>
                <link>https://virgool.io/@n3rdcastt/%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-j2ccmnvbsmll</link>
                <description>(متن قسمت 16)سلام من امیرم و به نردکست خوش اومدیدتوی این قسمت میخوایم چندتا مطلب بدرد بخور رو به صورت پشت سرهم دنبال کنیماین مطالب از اون مطالبی که ممکنه توی زندگی روزمرمون بدردمون بخوره و همینطور بعد از اینکه این مطالب رو فهمیدم اطرافیانمون رو هم اگاه کنیم که خدایی نکرده یه وقت ندونسته کاری رو اشتباه انجام ندنخب ابتدا بیایید با تداخل دارویی شروع کنیمبرای خود من پیش اومده که مثلا سرما خورده باشم و برای اینکه زودتر خوب بشم چندتا قرص رو باهم دیگه بخورم و خب باید بگم اینکار اشتباه و حتما باید با پزشکتون صحبت کنید و بدونید که چی رو با چی باید بخوریددارو ها همونطور که اثر درمانی دارند اگه بصورت همزمان اونها رو باهم دیگه استفاده کنیم میتونند باعث تداخل دارویی بشند. تداخل دارویی به این معناس که اون دو دارویی که با هم ترکیب شده اند میتونند روی همدیگه تاثیر بزارند و در بدن شما تبدیل به یک چیز مضر بشند به همین دلیل بهتره که قبل از مصرف هر دارو بدونید که اون دارو با چه داروهایی تداخل داره.به عنوان مثال مطمنم زیاد شنیدید که بعضی از داروهای خاص مثل کاهش دهنده کلسترول یا استاتین رو با آب گریپ فروت نباید بخورید، اما دلیلش چیه؟تداخل دارویی این دو ماده مربوط میشه به متابولیسم دارویی که دارید استفاده میکنید به عنوان مثال در اینجا کاهش دهنده کلسترول یا استاتین ، همونطور که میدونید کبد آنزیم هایی رو تولید میکنه که تجزیه مواد ورودی به بدن رو تسهیل میکنه. این آنزیم میتواند داروها رو فعال کنند اونهم با تبدیل کردن اونها به عناصر درمانیشون و یا میتوانند مواد مضر رو تبدیل به مواد غیر مضر کنند.انواع بسیار زیادی از این انزیم ها در کبد یافت میشه و هر انزیم یک سایت اتصال دهنده داره که با ترکیب خاصی جفت میشه و همدیگرو تکمیل میکنند، مطمئنم اگه در دبیرستان تجربی بودید با این مطلب اشنا هستید اگر هم نمیدونید باید بگم قفل و کلید رو تصور کنید که چطور کار میکنند، آنزیم ها هم به صورت اختصاصی عمل میکنند و تنها در صورت جفت شدن با ماده‌ی مورد نظرشون میتونند کار خودشون رو انجام بدن.حالا بعضی موقع ها پیش میاد که دو ماده خیلی شبیه هم هستند و میتونند به چندتا انزیم متصل بشن. درست مثل کلید بعضی از پراید ها که در بقیه پراید ها رو میتونه باز کنه. گریپ فروت ماده ایی که خیلی شبیه استاتینِ و میتونه دقیقا به همون انزیم وصل بشه. خب شاید بپرسید وصل بشه مگه چی میشه؟ باید بگم به همین سادگی نیست و میتونه تاثیر مخربی بزاره. اگه موقعی که استاتین مصرف میکنید گریپ فروت بخورید، گریپ فروت میاد به انزیم هایی متصل میشه که وظیفشون تجزیه‌ی استاتین و اینطوری استاتین کمتری تجزیه میشه و خب غلظت این دارو توی خون شما بیشتر میشه و به مدت بیشتری در بدن شما باقی میمونه که میتونه باعث نارسایی کلیه بشه. پس دفعه دیگه که میخواستید داروهاتون رو با ماده‌ی دیگری قاطی کنید حتی اگه گیاهی بود، دقت کنید.-موسیقیخب این بار بزارید در مورد تداخل الکل با دارویی که میدونم ایرانیا زیاد مصرف میکنن ، یعنی استامینوفن صحبت کنیم. الکل هم درست مثل مثال قبلی میتونه باعث تداخل دارویی با خیلی از داروها بشه تازه اگه خوده الکل به شما اسیب نزنه به هیچ وجه نباید با داروهای دیگه ترکیب بشه.به طور عادی وقتی استامینوفن مصرف میکنیم در بدنمون هنگام اثر کردن انزیمها روی این دارو مقداری سم در بدن ما تولید میشه که در صورت مصرف در دوز مشخص و پایین این سم اونقدری نیست که بخواد تاثیر زیادی بزاره اما وقتی الکل زیادی مصرف کنیم، الکل میتونه باعث تغییر آنزیم بشه و باعث بشه که آنزیم سم بیشتری تولید کنه که در نهایت باعث آسیب کبدی میشه حتی اگه مقدار استامینوفن که مصرف کردید مجاز بوده.خب امیدوارم تا اینجای کار فهمیده باشید که تداخل دارویی چقدر میتونه اثرات مخرب داشته باشه اما بهتره بدونید این مسئله در مورد بعضی مواد گیاهی هم صدق میکنه به عنوان مثال داروی گیاهی سینت جان که برای مقابله با افسردگی و مشکلات خواب مصرف میشه میتونه میزان آنزیم خاصی رو در کبد زیاد کنه. همونطور که گفتم انزیم های روی دارو ها تاثیر میزارن و اونا رو فعال میکنند حالا چه اتفاقی پیش میاد که میزان زیادی انزیم به خصوص روی یک دارو تاثیر بزاره ؟ اینطوری اون دارویی که مصرف کردیم با سرعت بالایی تجزیه میشه اونقدری سریع که اثر اون ممکنه اصلا روی بدن ما خنثی بشه.پس تداخل دارویی تنها به الکل و گریپ فروت محدود نمیشه و میتونه انواع مختلفی از مواد و ترکیبات رو در بر بگیره.اما چه کارهایی تاحالا صورت گرفته که دانشمندان بتونند این مشکل را تا حدودی حل کنند؟ باید بگم برای اینکار از کامپیوتر های بسیار قوی استفاده میکنند که توسط شبیه ساز میتونند حدس بزنند که چه دارویی یا چه موادی میتونند باعث تداخل دارویی باشه همینطور روش مرسوم تر اینه که قبل از مصرف هرگونه دارو از قبل با دکتر خودمون صحبت کنیم.خب بحث تداخل دارویی رو میبندیم و بعد از یه استراحت کوتاه برمیگردیم.- موسیقیخب دوباره خوش اومدید و مرسی که نردکست گوش میدید.در ادامه میخوایم در مورد افسردگی صحبت کنیم و بفهمیم که دقیقا چیه و چطور کار میکنه؟افسردگی یکی از شایع ترین ناتوانی ها در جهانه و همونطور هم که میدونید بازه‌ی سنی افراد درگیر با این موضوع بسیار متفاوته و تقریبا در هر سنی میشه افسرده بود. به صورت اماری بخوایم بگیم البته نه در ایران بلکه در امریکا حدود 10 درصد بزرگسالان با افسردگی دست و پنجه نرم میکنند که فک کنم این امار تو ایران خیلی باید بیشتر باشه باتوجه به همه‌ی مشکلات و تفریحات کمی که داریم. افسردگی به این دلیل که یک بیماری روانی محسوب میشه تشخیص بسیار سخت تری داره نسبت به بقیه‌ی بیماری ها به عنوان مثل کلسترول خون بالا. یکی از اصلی ترین دلایل سخت بودن این موضوع سردرگمی بین مبتلا بودن به افسردگی و فقط احساس افسردگی کردنه. این دوتا کاملا جدا از هم هستند. موقعی که احساس افسردگی داریم حالا به دلایل مختلف مثل دعوا کردن با کسی، نمره بد گرفتن یا کلا هر چیز دیگه  البته باید بگم که میتونه هیچ دلیلی هم نداشته باشه و فقط احساس کنیم که افسرده شدیم اما این احساس میتونه عوض بشه مثلا با شنیدن یه خبر خوب کلا حالمون زود عوض بشه اما وقتی کسی افسردگی بالینی داره این موضوع فرق میکنه و فقط به خاطر اینکه میخواد افسرده نباشه و خوشحال باشه این موضوع برطرف نمیشه. این موضوع میتونه به قدری روی کسی که افسردگی داره تاثیر بزاره که فعالیت‌های روزمره اون رو تحت تاثیر بزاره به عنوان مثال با اینکه وقت انجام دادن کارهای مختلف رو داره ولی نتونه اونها رو به اتمام برسونه. این یک اختلال و به سادگی قابل درمان نیست.افسردگی نشانه‌های بسیار مختلفی میتونه داشته باشه به عنوان مثال کم حوصلگی، بی علاقه شدن نسبت به چیزهایی که ازشون لذت میبردید، کم اشتهایی، احساس بی ارزش کردن و یا احساس گناه میتونه از شایع ترین ها باشه همینطور اختلال در خواب و یا کم انرژی بودن هم بسیار شایع است و اگر دست کم پنج تا از این علائم رو دارید بهتره که با روانشناس خودتون صحبت کنید و از این موضوع نترسید چون هرچه زودتر تشخیص داده بشه زودتر هم به نتیجه میرسید ولی حتما دقت داشته باشید که با احساس افسرده بودن این مسئله رو اشتباه نگیرید.باید گفت که افسردگی فقط علائم رفتاری نداره و میتونه از نظر فیزیکی روی فردی که افسردگی داره تاثیر بزارهبه عنوان مثال بخش هایی از مغز مثل لوب پیشانی و هیپوکامپ کوچکتر میشن که در نتیجه میزان انرژی فرد و ویژگی های شخصیتی او تغییر میکنه. در مقیاس کوچکتر اگه تاثیر افسردگی رو بخوایم نگاه کنیم باید گفت که میزان انتقال دهنده های عصبی هم دستخوش تغییر میشه این تغیر میتونه باعث انتقال غیر طبیعی یا کاهش انتقال دهنده های عصبی بشه به خصوص انتقال دهنده‌هایی مثل سروتونین، نور اپی نفرین و دوپامین.دانشمندان هنوز تصویر کاملی از عوامل ایجاد کننده افسردگی رو ندارند اما به نظر میرسه که حتما رابطه‌ی پیچیده ای با ژنها و محیط داره به عنوان مثال محیطی که توش زندگی میکنیم اگه خیلی ملتهب باشه و استرس و اصظراب زیادی به ما وارد کنه طبیعی که زمینه به وجود اومدن افسردگی هم پیدا میشه اما گفتم که رابطه‌ای پیچیده ای وجود داره و ابزاری برای تشخیص افسردگی اونم به طور دقیق که زمان اشکار شدنش رو بتونه پیش بینی کنه وجود نداره و همونطور هم که قبل تر گفتم علائم افسردگی نامحسوس اند و باید خیلی دقت کرد و رفتارهای یک شخص رو مطالعه کرد حتی خود فرد ممکنه خبر از این موضوع نداشته باشه پس خیلی هم پیش میاد که فرد به ظاهر شاید خوشحال باشه اما از درون فرق میکنه. مطمئنم خیلی از افراد معروف رو دیدید که به ظاهر شاید خوشحال باشن ولی بعد از مدتی خودکشی میکنند. بر اساس امار منتشر شده از سازمان ملی بهداشت روانی این افراد به طور متوسط براشون 10 سال طول میکشه که تقاضای کمک کنند.اما باید گفت که در صورتی که بخواید کمک بگیرید روشهای موثر زیادی در حال حاضر وجود داره.به عنوان مثال از داروها و مکمل هایی میتونید استفاده کنید که مواد شیمیایی در مغز رو افزایش میدهند و در نتیجه خلق و خوی فرد رو هم تغییر میدن. در درجه‌های شدید تر افسردگی برای درمان میان و از شوک های الکتریکی استفاده میکنند که یه جورایی تشنج ساختگی و میتونه بسیار برای این افراد تاثیر گذار باشه. و اگر کسی رو میشناسید که افسردگی داره لطفا باش صحبت کنید یا این قسمت رو بشون معرفی کنید و سعی کنید ازشون بخواید که به دنبال درمان باشن. توی کامنت ها ممنون میشم برامون از تجربه‌ی خودتون وقتی که پیش روانشناس رفتید بگید و اشاره کنید که چقدر میتونه موثر باشه.یه موضوع دیگه اینه که افرادی که افسردگی دارند اینطور نیست که خودشون دوست داشته باشند و نباید مدام به اونها سرکوفت زد که تو مدام ناراحتی و به خودت توجه نمیکنی، این حرف شما درست مثل اینه که از فردی که بازوش شکسته انتظار داشته باشید خودش خوب بشه نه اینطور نیست بلکه باید با مراقب و درمان موثر این اتفاق بی افته.خب امیدوارم که از مطالب استفاده کرده باشید، لطفا یادتون نره که سری به اینستاگرام نردکست بزنید چون مطالب این قسمت رو همراه عکس توضیح میدم و همینطور ممنون میشم این قسمت رو لایک کنید و برامون کامنت بزارید.همینطور حمایت مالی از نردکست یادتون نره، شما با اینکار باعث میشید کیفیت ضبط پادکست بالاتر بره و همینطور وقت بیشتری رو برای نردکست صرف کنیم تا کیفیت مطالب افزایش پیدا کنه در اخر باید بگم هدف نردکست چیزی جز افزایش اگاهی عمومی نیست. تا قسمت بعد خدانگهدار.</description>
                <category>Nerd Cast</category>
                <author>Nerd Cast</author>
                <pubDate>Wed, 26 Aug 2020 03:13:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قسمت 15 نردکست - تاثیر پروانه‌ای</title>
                <link>https://virgool.io/@n3rdcastt/%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-15-%D9%86%D8%B1%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C-hqexytj3bwfh</link>
                <description>سلام من امیرم و به یکی دیگه از قسمت های نردکست خوش اومدید.توی این قسمت میخوایم در مورد تاثیر پروانه ای صحبت کنیم و بفهمیم که علم پشت این موضوع چیه؟همین اول باید بگم برای فهم بیشتر این موضوع بهتره که اینستاگرام نردکست (@nerdcastt) رو دنبال کنید چون عکس ها و همینطور ویدیو هایی رو اماده کردم که به فهم بیشتر این موضوع کمک میکنه.موسیقی -مطمئنم تا الان فیلم ها و بازی های زیادی در مورد این تاثیر دیدید یا اگه ندید باید تعجب کنم چون هالیوود تاثیر پروانه ای رو خیلی دوست داره و تا میتونه ازش فیلم میسازه.به نظر منم خیلی میتونه جالب باشه اما چرا؟خب باید بگم هیچکدوم از ما دوست نداره توی دنیایی زندگی کنه که هیچ چیزش معلوم نیستو همیشه دوست داریم کمی از بقیه جلو تر باشیم حالا چه توی درس چه توی زندگی و خلاصه هر موضوعی که فکرش رو بکنید.باید بگم توی هر چیزی توی این دنیا یک نظمیه، حتی توی بی نظمی اما بزارید زیاد فعلا در مورد این موضوع بحث نکنیم و کمی به عقب برگردیم تا دید بهتری نسبت به این موضوع داشته باشیم.خب بیاید برگردیم به زمان نیوتن، توی اون زمان همه چیز برای نیوتن ساده تر بود، نیوتن یه جورایی نقش خدای اون زمان رو بازی میکرد ، چون توسط معادلات حرکت و همینطور گرانش نیوتن میشد خیلی چیزها رو پیش بینی میکرد چیزهایی مثل حرکات سیاره ها ، ماه و همینطور ستاره های دنباله دار اونم با دقت بالا که خب برای اون زمان این قوانین بسیار خارق العاده به حساب می اومدند.نیوتن استاد مسائل دو جسم بود اما این یعنی چی؟ باید بگم این مسائل همونطور که از اسمشون پیداست مربوط میشه تنها به دو جسم یا دو جرم و میشه توسط معادلاتی که برای اونها تعریف میشه مثل معادلات نیوتن حرکات و رفتارهای اونا رو پیش بینی کنیم. به عنوان مثال حرکات ماه و زمین. اما چه اتفاقی پیش میاد وقتی جسم سومی به این معادلات اضافه بشه. اون موقع با معادلات سه جسم سر و کار خواهیم داشت. نیوتن قادر نبود که این مسلئه ی سه جسم رو حل کنه و خودش گفته که این مسئله باعث بی خوابی من شده بود.دنیای نیوتن دیگه مثل سابق نشد چون توی دنیای قبلی نیوتن هرچیزی قابل پیش بینی بود و فکر میکرد که همینطور هم خواهد موند اما با روبرو شدن با این مسلئه فکر او بسیار درگیر شد. نیوتن میدونست که این مسئله حل بسیار سختی داره ولی نمیدونست که غیر قابل حلِ.ساده تر اگه بخوام توضیح بدم نیوتن بیشتر سیستمهای قطعی رو توی معادلاتش میتونست جا بده ولی در مورد سیستمهای پیچیده تر مثل وقتی که 3 جسم درگیر باشند نظری نداشت. برای این حل این مسئله باید درمورد سیستمهای آشوبناک و نظریه آشوب اطلاعات داشته باشیم. باید بگم نترسید شاید اسم های عجیبی داشته باشند ولی فهم اونها با مثال های ساده قابل درکه.یکی از افرادی که تلاش زیادی برای سیستم های اشوبناک انجام داده دانشمند فرانسوی پیر سیمون لاپلاس و تقریبا 200 سال بعد از نیوتن تونست این موضوع رو ثابت کنه که مسئله سه جسم تقریبا غیر قابل حل.به طور کلی بخوام بگم مشکل اصلی این مسئله سه جسم چیه باید بگم زیاد بودن متغیر ها. وقتی متغیر ها زیاد میشن پیش بینی سخت تر میشه و به همین سادگی احتمال خطا بیشتر میشه به طوری که پیش بینی ما فرقی با حدس نداره.سیستم های هواشناسی فقط تا هفت روز دقیق هستند به طور دقیق تر بخوام بگم تا پنج روز 90 درصد شانس اینکه پیش بینی دقیق باشه وجود داره و توی هفت روز این مقدار به 80 درصد میرسه و هرچقدر زمان بیشتر بشه این احتمال کاهش پیدا میکنه. توضیح ساده‌ی این مسئله زیاد بودن متغیر هاست به طور خلاصه یک جز بسیار ساده میتونه کلی معادلات رو بهم بزنه. فکر کنم تا الان فهمیدید با این موضوع میخوام به چی برسمتاثیر پروانه‌ای. بزارید یه مثال هم دیگه در مورد این تاثیر بزنم تا بهتر جا بیوفته.در 28 ژوئن 1914 تصمیم یک شخص باعث شد که در نهایت جون 16 میلیون سرباز از بین بره.این فرد کسی نبود جز گاوریلو پرنسیپ، این شخص با ترور آرشیدوک فرانتس فردیناند وارث تاج و تخت پادشاهی اتریش-مجارستان باعث شد جنگ جهانی اول رقم بخوره.تصمیم گاوریلو تنها ترور این شخص و همسرش بود ولی در نهایت تونست چه تاثیری توی دنیا همه‌ی ما بزاره.خب بیاید جمع بندی کنیم و بفهمیم چی در مورد سیستمهای اشوبناک و نظریه اشوب میشه بیشتر فهمید و درک کرد.نظریه اشوب به طور ساده میگه در سیستمهای پیچیده مثل اب و هوا چون متغیر ها زیادند تنها با تغییر جزئی در شرایط اولیه اینده سیستم به طور کامل ممکنه عوض بشه.خب امیدوارم درک کرده باشید.اما سر و کله‌ی این اسم تاثیر پروانه ای از کجا پیدا شد؟ این اسم برمیگرده به به صحبتی که در سال 1972 ادوارد لورنز در جلسه این عنوان رو مطرح کرد &quot; ایا بال زدن پروانه‌ای در برزیل میتونه باعث ایجاد طوفان در تگزاس بشه&quot;ادوادر به طور خیلی اتفاقی به مسلئه ای عجیب برخورد کرده بود. او برای پیشبینی هوا از یک کامپیوتر و یک شبیه ساز استفاده میکرداین شبیه ساز 12 تا معادله و 12 تا متغیر داشت که میتونستند دما و رطوبت فشار و غیره رو پیش بینی کنندادوراد اعداد خودش رو برای پیشبینی هوا وارد دستگاه میکنه و شبیه ساز یک نمودار برای روزهای اتی میکشهادوراد بار دیگه برای وارد کردن اطلاعات اقدام میکنه ولی این بار به جای واردکردن اعداد تا 6رقم اعشار فقط تا 3رقم اعداد رو وارد میکنهنتیجه‌ای که مشاهده میکنه بسیار عجیبه . ادوارد تنها با تغییر بسیار کوچکی در سیستم دید که گراف دوم به طور کلی در قسمتی از گراف اول جدا میشه با اینکه همون اعداد رو وارد کرده بود اما با اعشار کمتر.که میتونید عکس این گراف رو در اینستاگرام نردکست مشاهده کنید.جو زمین یک سیستم اشوبناک است یعنی خیلی وابسته به وضعیت اولیه خوده و اگه تغییر خیلی جزئی در وضعیت اول اون پیش بیاد پیش بینی سیستم به طور کلی عوض میشه.شاید فکر کنید تاثیر پروانه‌ای داره دنیایی رو نشون ما میده که پر از هرج و مرج باید بگم این طور نیست هرچیزی یک نظمی داره فقط در سیستمهای پیچیده مثل سیستمهای اشوبناک متغییر های زیادی داریم.به عنوان مثال من هر روز میرم دانشگاه یا مدرسه یا هرجایی که هر روز میریدشما هر روز این کار رو انجام میدید و متغییرهای زیادی دخیل در این موضوع هستند و فقط یک تغییر در وضعیت اولیه میتونه کلا همه چیز رو دستخوش تغییر کنه. مثلا یهو ماشینتون خراب بشه یا توی ترافیک گیر کنید.پس تغییر در وضعیت اولیه اون علمیه که پشت تاثیر پروانه ای خوابیده.خب به انتهای این قسمت رسیدیم، امیدوارم برای درک بیشتر این موضوع اینستاگرام ما رو دنبال کنید چون در اونجا با تصاویر و ویدیو مثال زدم و کمک بیشتری به شما میکنههمینطور حمایت از نردکست یادتون نره چه مالی و چه غیر مالی خوشحال میشیم که از ما حمایت کنیدنردکست هدفی جز اگاهی عمومی نداره.تا قسمت بعدی خدانگهدار.</description>
                <category>Nerd Cast</category>
                <author>Nerd Cast</author>
                <pubDate>Fri, 21 Aug 2020 04:17:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قسمت دوم مجموعه منظومه شمسی - خورشید</title>
                <link>https://virgool.io/@n3rdcastt/%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D9%85%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%B3%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF-ef61kzlqpmje</link>
                <description>هم اکنون میتوانید در پلتفرم‌های زیر به نردکست گوش بدید  کست باکس: http://bit.ly/2OIcwW3اپل پادکست:https://apple.co/2IFVNifگوگل پادکست: http://bit.ly/2VHWrRxاسپاتیفای: https://spoti.fi/31dkWaiرادیوپابلیک: http://bit.ly/2VBXK4tسلام و به قسمت 14 نردکست خوش اومدیدتوی این قسمت به نزدیک ترین ستاره به زمین میپردازیم یعنی خورشیداونقدری خورشید برای ما انسانها اهمیت داره که حتما باید در موردش بیشتر بدونیم وهمونطور که از قبل میدونید خورشید ویژگیهای حیات بخش بسیاری داره، از نور و انرژی اون گرفته تا تاثیراتی که روی فصل ها میزاره.اما باید بگم خورشید تنها حیات بخش نیست و میتونه مرگبار هم باشه بله درسته. خورشید درست وقتی به مرگش نزدیک بشه حجمش افزایش پیدا میکنه و سیاراتی که اطراف اون هستند رو در بر میگره و بعد منفجر میشه. البته باید گفت که این اتفاق حالا حالاها نمی‌افته و فعلا میتونید یه نفس راحت بکشید.این اتفاق 4.5 میلیارد سال دیگه می‌افته که تا اون موقع اگر انسانها خودشون رو نابود نکرده باشند، خب خورشید اینکار رو برای ما انجام میده.مطالعه‌ی خورشید اهمیت بسیار بالایی داره و همین مطالعه کردن خورشید میتونه اطلاعات ارزشمندی رو به ما بده. چون الان میدونیم که خورشید رفته رفته دماش داره زیاد تر میشه و روزی میرسه که دمای سطح زمین شاید به 100 درجه هم برسه و خب اگر اینطور بشه ابهای اقیانوس ها و دریا خشک میشه و حالا جدا از اون برای خود انسانها هم همه چیز دشوار میشه. پس مطالعه‌ی خورشید میشه گفت یه جورایی اینده‌ی ما رو تضمین میکنه و هرچقدر دقیق تر اون رو بشناسیم باعث میشه اینده‌ی دقیق تری داشته باشیم.خورشید ستاره‌ایی که بسیار به ما نزدیک و این نزدیک بودنش میتونه برای ما بسیار مفید باشه چون نسبت به بقیه ‌ی ستاره ها میتونیم اون رو بیشتر مطالعه کنیم و برای انسان ها در دسترس تره.توی قسمت قبل اشاره کردم که ستاره‌ها چطور ساخته شدند و چطوری به زندگی خودشون ادامه میدن اگه قسمت قبل رو گوش ندادید پیشنهاد میکنم حتما یه سری بش بزنید.خب بیاد یه سر به گذشته بزنیم و ببنیم چطور توی علم و مطالعه‌ی خورشید پیشرفت کردیم، برای اینکار اول باید بریم سراغ معلم اسکندر مقدونی یعنی ارسطو، ارسطور یه جورایی با اشتباهاتش باعث پیشرفت علم شد چون این سوال رو برای بقیه به وجود می اورد که یک جای کار درست نیست و بقیه مدام باید اشتباهات ارسطو رو درست میکردند یکی از این اشتباهات نظریه زمین مرکزی بود، ارسطو وقتی این نظریه رو ارائه کرد توسط جامعه‌ی علمی یونان در اون زمان تایید شد با اینکه یک قرن قبل تر آریستاخوس که یک دانشمند بود میشه گفت اولین نفری بود که به نظریه خورشید مرکزی اشاره کرد ولی خوب مثل اینکه کسی حرفش رو باور نکرده بود تا تقریبا 1800 سال بعد که کپرنیکاومد البته بازهم با نظریات او مخالف بودن و میشه گفت که مقاومت نسبت به فهم این موضوع برای نظریه خورشید مرکزی گذشته‌ی طولانی داره.این نظریه تا موقعی که گالیله نیومد تایید نشد و همیشه در هاله‌ای از ابهام قرار داشته. اما گالیله با تلسکوپش این نظریه رو تایید کرد و نظریه زمین مرکزی رد شد. حالا جلوتر بازهم میگم که چرا زمین نمیتونست مرکز بشه و اینکه خورشید در مرکز منظومه شمسی کارهای بسیار زیادی رو برای محافظت از ما انجام میده که زمین اصلا قادر به این کار نیست.موسیقی-توی این بخش میخوایم بپردازیم به جایگاه خورشید، جایگاه خورشید توی کهکشان بسیار خاص اونقدری خاص که اگه جایگاه خورشید کمی تغییر میکرد شاید هیچ موقع بشریت شکل نمیگرفت.خورشید در کهکشان راه شیری در یک منطقه‌ی بسیار باریک به اسم منطقه قابل زندگی یا habitable zone قرار گرفته و این منطقه‌ی بسیار باریک باعث شده این همه سال به راحتی و بدون دردسر زندگی کنیم.اگر جایگاه خورشید در مرکز کهکشان راه شیری بود هیچ موقع این ثبات رو نداشتیم به این دلیل که در مرکز انفجارهای بسیار زیادی رخ میده که زندگی کردن رو تقریبا غیر ممکن میکنههمچنین اگه از مرکز دور بشیم و منطقه قابل زندگی هم رد کنیم اون موقع عناصر سنگین تر مثل کربن و آهن به وجود نمیانکه خب این عناصر از عناصر های بسیار مهم برای بشر و همینطور تمامی موجودات زندن.پس میشه گفت خیلی خوش شانسیم که در این منطقه زندگی میکنیم.خب حالا که در مورد جایگاه خورشید اطلاعاتی رو یادگرفتیم بزارید برگردیم به خود خورشید، همونطور که روی زمین اب و هوا رو پیش بینی میکنیم برای خورشید هم لازم داریم که از حرکاتش و همینطور رفتارهاش با خبر باشیم برای اینکار سالهای زیادی صرف شده تا به نتیجه برسیم.شروع این روند برمیگرده تحقیقات هاینریش شوآبا، هاینریش در یک داروخونه کار میکرد و تفریحش این بود که هر روز بره روی بام داروخونه و خورشید رو بررسی کنهاو این کار رو 20 سال انجام داد و مشاهداتش رو روی یک نمودار میکشه و متوجه میشه که لکها‌ی خورشیدی در حال تغییرند.اگه در مورد لکه‌های خورشیدی اطلاعاتی ندارید باید بگم توی عکسهایی از خورشید هست اگه دقت کنید یه سری مناطق تیره وجود داره که این مناطق به این دلیل تیرن چون نیروی مغناطیسی زیادی وجود داره و نور نسبت بقیه‌ی سطح خوریشید به اندازه‌ی یک چهارم منتشر میشه و به همین دلیله که ما اونها رو تاریک میبینیم.هاینریش شوآبا متوجه تغییرات این لکه‌ها شد و به این موضوع پی برد که فعالیت خورشید متناسب با تعداد این لکه هاست. هرچقدر لکه ها بیشتر باشند فعالیت خورشید بیشتره و هرچقدر کمتر باشن فعالیت خورشید در نتیجه کمتره.الان میدونیم که خورشید یه دوره‌ی 11 ساله داره که توی این دوره فعالیتش دچار تغییر میشه اما چه تغییری؟ بهتره بدونیدخورشید برعکس زمین میدان مغناطیسی ثابتی نداره و هر 11 سال جای قطبهای اون عوض میشه و در انتهای هر 11 سال دوباره فعالیتش نرمال و عادی میشه.امروزه تحقیقات روی خورشید توسط ماهواره ها انجام میشه، اولین ماهواره‌ای که بصورت اختصاصی برای اینکار به فضا فرستاده شد سوهو نام داره که این ماهواره حاصل همکاری ایسا (آژانس فضایی اروپا) و ناساست.سوهو یه جهش توی شناخت خورشید حساب میشه به این دلیل که قبل از سوهو شناخت خورشید خیلی حوصله سر بر بود و مدام باید با ابزار ابتدایی یا یافته‌های قبلی حدس و گمان هایی میزدن که قرار نبود به جایی برسه ولی سوهو توی سال 1995 به فضا فرستاده شد و باعث شد خیلی در مورد خورشید چیزهای تازه‌ای بفهمیم.سوهو اصلا قرار نبود یه 25 سالی تو فضا بمونه و عملیاتی که داشت فقط 2 سال زمان میبرد اما این مدت رو هی هر بار تمدید کردن به این دلیل که سوهو با امکاناتی که داشت میتونست خیلی بیشتر از 2 سال اطلاعات به زمین بفرستهاین ماهواره‌ی هزار میلیون یورویی مجهز به 12 دستگاه بود که میتونست از لایه‌های مختلف خورشید عکس برداری کنه و همینطور اطلاعات بیشتری در مورد لایه‌ی کرونا به ما بده.این لایه همیشه برای ما یه سوال بزرگ بوده چون وقتی از مرکز خورشید به بیرون میریم دما قاعدتا باید کم بشه ولی در این لایه یهو دما بالا میره و بعد از اون دوباره دما کاهش پیدا میکنه دانشمندان متوجه نمیشدند که چرا دما در این منطقه اینقدر بالاست و برای همین سوهو یکی از وظایفش جمع کردن اطلاعات در مورد همین منطقه بود.یه نکته جالب در مورد سوهو اینه که بسیار قرار دادنش در مدار مورد نظر سخت بود به این دلیل که سوهو بایستی مدام از خورشید عکس میگرفت و وظیفش فقط مربوط به شناخت بیشتر خورشید بود به همین دلیل خیلی منطقی تر بود که در یک نقطه اون رو نگه دارند و درست مقابل خورشید قرار بگیره.برای اینکار از نقاط لاگرانژی استفاده میکنند اما چه چیزی در مورد این نقاط خاص استهمونطور که میدونید هم زمین و هم خورشید نیروی گرانشی دارند و وقتی دو جسم نیروی گرانشی داشته باشند در نقاطی خطوط گرانشی همدیگر رو خنثی میکنند و اگه هر چیزی یا یک ماهواره رو در اون نقطه بزارید اون جسم تکون نمیخوره و ثابت میمونه.سوهو در نقطه‌ای به اسم ال 1 قرار داره که مقابل خورشید و مدام از خورشید میتونه اطلاعات دریافت کنه.خب به طور کلی در مورد نحوه‌‌ی جمع اوری اطلاعات از خورشید و همینطور گذشته‌ی اون صحبت کردیمحالا بزارید یه چیز جالب در مورد خورشید بگم، اینکه خورشید یه ساز بسیار بزرگ به حساب میاد اما چطوری؟تصاویری ابتدایی که از خورشید به زمین فرستاده شده بود رو وقتی دانشمندان نگاه میکردند متوجه شدند که روی خورشید لرزش هایی وجود داره و فکر میکردند که این لرزش‌ها به این دلیل بوجود میاد که ابزاری که دارند بسیار دقیق نیستند و یه ایرادی این وسط هست و سعی کردند که ابزار خودشون رو دقیق تر و بهتر بسازند اما بازهم این تصاویر لرزش داشتند و سطح بیرونی خورشید متلاطم نشون میداد دانشمندان بعد تر فهمیدند که این لرزشها و یا بهتر بگم موجها در اثر صدا به وجود میاد و این یافته خیلی کمک کرد که خورشید بهتر بشناسیم.اما چرا فهمیدن این موضوع باعث شناخت بهتر خورشید شد.خب بهتره بدونید که وقتی صدا از محیطهای مختلفی عبور میکنه فرکانسش تغییر میکنه و میتونیم با مطالعه‌ی فرکانسهای مختلف بفهمیم که به چه لایه‌ای داریم نگاه میکنیمالبته این تکنولوژی فقط روی خورشید به کار نمیره و زمین شناس ها به خوبی با این روش اشنایی دارند . این روش توی زمین شناسی سایزمولوجی نام داره و به راحتی میتونند لرزشهای لایه‌های زمین رو مطالعه و بررسی کنند.خب بزارید برگردیم روی اون سوال که گفتم چرا زمین نمیتونست اصلا نقش مرکزی بودن رو بازی کنه .جدا از تمام تفاسیر و اطلاعاتی که در این زمینه هست، زمین نقش محافطت کنندگی نداره و نمیتونه از بقیه سیارات محافظت کنه و تنها قادر به زندگی خودش ادامه بده و از خودش محافطت کنهاما خورشید با توجه به اندازه‌ای که دارهقادر ذرات بسیار زیادی رو به اطراف پخش کنه و طوفانهای خورشیدی رو بوجود بیارهاین طوفانهای خورشیدی میتونند در اطراف منظومه شمسی و حتی تا کمی انورتر از پلوتو پخش شوند و یک لایه محافظت کننده به اسم هلیوسفر را بوجود بیارند.هلیوسیفر یه جورایی میشه گفت مرز میان منظومه شمسی با دنیای بیرون استو نقش محافظت کنندگی رو برای ما انسانها و همینطور منظومه شمسی بازی میکنهخب به انتهای این قسمت رسیدیم امیدوارم که خوشتون اومده باشه و مرسی که وقت گذاشتید.تا قسمت بعدی خدانگهدار.</description>
                <category>Nerd Cast</category>
                <author>Nerd Cast</author>
                <pubDate>Thu, 09 Jul 2020 03:18:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سایت نردکست راه اندازی شد</title>
                <link>https://virgool.io/@n3rdcastt/%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D8%B1%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B4%D8%AF-boxidnxo5afr</link>
                <description>سلام امیدوارم حال همه‌ خوب باشه. بعد از تقریبا 7 ماهی که کار ضبط نردکست شروع شده تا به امروز بیش از 13 هزار نفر به نردکست گوش دادن و برامون جاهای مختلفی کامنت گذاشتند و ما رو داخل این راه کمک کردند.سایت نردکست هم برای راحتی دسترسی شما به قسمت های ساخته شده و همینطور متن های هر قسمت راه اندازی شد که خوشحال میشم به سایت ما سر بزنید آدرس سایت : Nerdcast.irفعلا پست قسمت اول رو گذاشتیم همینطور مقاله‌ای مرتبط با گرمایش زمین ترجمه و پست شد که امیدوارم مطالعه کنید و  یادتون نره که با بقیه هم به اشتراک بزارید.ممنون از نردهای عزیز و طرفداران خوب نردکست 3&gt;</description>
                <category>Nerd Cast</category>
                <author>Nerd Cast</author>
                <pubDate>Fri, 15 May 2020 00:07:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مجموعه منظومه شمسی - قسمت اول</title>
                <link>https://virgool.io/@n3rdcastt/%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D9%85%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%B3%DB%8C-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-fvaspzkl9urf</link>
                <description>سلام من امیرم و به نردکست خوش اومدیدشما به مجموعه‌ی منظومه‌ی شمسی گوش میدید در این مجموعه قصد داریم سفری به منظومه‌ی شمسی داشته باشیم و بفهمیم که در کجای این عالم قرار گرفتیم، همسایه‌های ما کدوم سیارات هستند و دقیقا از چی ساخته شدند و همینطور بسیاری از فکت های دیگه.در قسمت اول پا به دنیای ستاره ها میزاریم و میخوایم بهفهمیم که اون نقطه های روشن بالای سرمون چی هستن ؟ از کجا اومدن؟ چه فرق هایی باهم دارن و چطور میمرند؟همینطور میفهمیم نوری که میبینم چطور به وجود اومده؟ پس همراه نردکست باشید.مطمئنم تا حالا ساعت های زیادی رو به اسمون خیره شدید و از منظره‌ی زیبایی که ستاره ها برای شما به وجود اوردن لذت بردید. اما بهتره بدونید این منظره  همیشه اینطور نبوده و سالهای زیادی زمان برده تا ایجاد بشه. برای اینکه همه چیز رو درست بفهمیم باید بریم سراغ یک داستان ، داستان کاسه سوپ داغ.فرض کنید جهان یک کاسه‌ی سوپ بسیار داغ بود ، هرچی که توی جهان بود توی اون کاسه پیدا میشد، اونقدری اون سوپ داغ بود که هیچ چیز نمیتونست جدا باشه.  حالا اون کاسه سوپ داغ به خاطر گرمای بسیار زیادی که داره ناگهان منفجر میشه و هرچی داخل اونه به اطراف پخش میشه. این داستان دقیقا اتفاقی که بر سر جهان اومده اتفاقی به اسم بیگ بنگ . اتفاقات قبل از بیگ بنگ رو نمیدونیم و همینطور اینکه کی اون سوپ رو درست کرده. قوانینی که ما داریم و از اونها در طبیعت استفاده میکنیم همه بعد از این داستان بیگ بنگ بوجود اومده برای همین نمیتونیم با ابزاری که الان داریم سر از همه‌ی داستان در بیاریم.خب ستاره ها این وسط چی میشن؟ از کجا سر و کله‌ی اون نقطه‌های روشن توی اسمون پیدا شد؟ باید بگم صبر کنید به اونجا هم میرسیم.برای درست کردن یه چیز زیبا مثل یک ستاره باید ببینیم که چه چیزهایی لازم داریم. ستاره‌ها در اصل گوی های بسیار داغ هستند که در مرکز اونها اتفاقاتی مهم رخ میده ، اتفاقاتی که بقای اونها رو رقم میزنه. بیاید نگاهی نزدیک تر به اون اتفاقات بندازیم. بیگ بنگ باعث شد ابرهای غول اسایی از هیدروژن و گرد و غبار و هلیوم در فضا منشتر بشه . یه بخش هایی این مواد بسیار به هم نزدیک بودند به این بخش ها میگیم نبیولا که در واقع کارخانه‌ی تولید ستاره اند .   توی این ابرهای غول آسا جاذبه کار خودش رو انجام میده و باعث میشه که هیدروژن و گرد و غبار هایی که گفتیم مدام رو هم دیگه سقوط کنند و یک هسته متراکم رو تشکیل بدن.اما هنوز موفق نشدیم که یک ستاره رو درست کنیم. اسم این چیزی که تا الان تونستیم درتسش کنم پرو استار یا یک پیش ستاره است. ستاره وقتی درست میشه که بتونه واکنش‌های همجوشی رو انجام بده و نور و گرمای زیادی تولید کنه. واکنش های همجوشی یه جورایی حکم گذر عمر رو داره و هرچقدر که بیشتر انجام بشه اون ستاره زود تر به پایان عمرش نزدیک میشه . این یکی از دلیل هایی که ما الان داریم زندگی میکنیم اگر خورشید بزرگ تر از چیزی بود که الان هست خیلی زودتر میمرد و زندگی انسان ها هم زودتر  تموم میشد.اما چطور ستاره به زندگی خودش ادامه میده؟ یک ستاره تا وقتی در هسته‌ی خودش هیدروژن رو تبدیل به هلیوم میکنه زندس چون این اتفاق با به وجود اوردن یک فشار به سمت بیرون باعث میشه که جرم اطراف ستاره روی هسته سقوط نکنه. اگه شبِ و دارید به این قسمت گوش بدید همین الان اسمون رو نگاه کنید. متوجه میشید که ستاره هایی بسیار پرنور هستند و بسیاری دیگه کم نور باید بگم این یکی از مشخصه های ستاره هاست. ستاره ها مشخصه های زیادی دارند که ما انسان ها قادر هستیم اونا رو تشخیص بدیم البته فاصله هم نقش مهمی در شدت نور داره و ستاره های دور تر کم نور تر به نظر میرسند در حالی که ممکن است در اصل اینطور نباشههمینظور ستارها بعضی هاشون اشکارن که باعث میشه راحت تر اونارو تشخیص بدیم و مشخصات اونا رو بهتر درک کنیم اما بعضی ستاره ها پنهان اند و فقط از اثری که روی همسایه های خود میزارن قابل درک اند.یه نکته‌ی جالب که تا قبل از این قسمت هم خودم هم در مورد ستاره ها نمیدونستم اینه که هرچی ستاره ابی تر باشه دمای اون بالاتره. من فکر میکردم برعکس این موضوع درست باشه اما در مقیاسی که به اون میگیم رده بندی ستارگان هرچه ستاره ابی تر باشه دمای اون بالاتر و ستاره هایی که دمای کمتر دارند قرمز اند.خب تا اینجای کار با بیگ بنگ شروع کردیم ، تولد و همینطور بقای ستاره رو اشاره کردیم . اما چه بلایی سر ستاره ها موقع مرگ میاد؟ بزودی میفهمیم پس همراه نردکست باشید.-موسیقیباید بگم وقتی سوخت ستاره ها تموم میشه دیگه به اخرای زندگیشون میرسن. سوخت ستاره همون هیدروژنی که که در هسته قرار داره و بعد از اینکه همه‌ی هیدروژنشون رو تبدیل به هلیوم کردند کل ستاره روی خودش سقوط میکنه و میمیره . تا وقتی که ستاره زنده است و اون واکنش های هسته ایی در حال جریاند فشاری که هسته درست میکنه اجازه نمیده که جرم بیرونی توسط جاذبه روی هسته سقوط کنه اما وقتی هیدروژنی نباشه دیگه خبری هم از فشار نیست و عمر ستاره به پایان میرسه.اما بازهم پایان عمر متفاوتی ستاره ها دارند. ستاره ها بسته به اون جرمی که دارند بعد از مرگشون اتفاق متفاوتی براشون اتفاق می افته . بعضی ها جرمی کمی دارند مثل خورشید البته جرم کمی که من دارم در موردش صحبت میکنم  اونقدری زیاده که میشه بیش از 1 میلیون زمین رو در داخل خورشید جا داداما در مقیاسی که بررسی میکنیم این جرم کم در نظر گرفته میشه.خورشید با جرم کمی که داره بعد از مرگش یعنی تقریبا یه 5 میلیارد سال دیگه تبدیل به یک کوتوله سفید یا white dwarf  میشه. خب بخوام یه توضیح بیشتری در مورد این موضوع بدم اینه که این کوتوله سفید همون هسته‌ی خورشید . این هسته به شدت دمای بالایی داره یه چیزی حدود 100 هزار کلوین که بسیار زیاده به همین دلیل هم است که به رنگ ابی دیده میشه و اشاره کردم که ستاره ها هرچقدر دمای بیشتری داشته باشند رنگ آبی تری دارندستاره های دیگه که جرم بیشتری دارند وقتی میمرند یه نور بسیاری عظیمی تولید میکنند که بش میگیم supernova  . این انفجار بسیار زیباست که حتما پیشنهاد میکنم گوگلش کنید و ببینید چطور اتفاق می افته. این انفجار یه سری مرحله داره که در انتهای این مراحل میرسیم به منظومه شمسی و در واقع منظومه‌ی ما از همچنین انفجارهای تشکیل شده که بیشتر در موردش توضیح میدم همراه نردکست باشید.- موسیقیبرسیم به مراحل تشکیل منظومه شمسی . برای اینکار باید کمی برگردیم به موقعی که هنوز انفجار بزرگ یا super nova  اتفاق نیافتاده . ستاره ما همه‌ی سوختش رو مصرف کرده و هرچی هیدروژن داشته رو تبیدل به هلیوم کرده و دیگه خبری از واکنش همجوشی نیست . همونطور که گفتم واکنش همجوشی هسته است که باعث میشه ستاره روی خودش سقوط نکنه و زنده بمونه الان دیگه خبری از اون فشار نیست و فشار رفته رفته روی هسته بیشتر و بیشتر میشه . این اغاز تشکیل یه سری عناصر که در بدن همه‌ی ما وجود داره و میشه گفت همه ی ما از جنس ستاره هایی هستیم که از بین رفتن و بسیار برای من این موضوع جالبه . به خاطر فشار زیاد هلیوم تبدیل به کربن میشه و بعد از اون کربن به نئون و نئون به اکسیژن و اکسیژن به سیلیکون و در نهایت سلیکون به اهن تبدیل میشه و این فشار همینطور بیشتر و بیشتر میشه تا حدی که الکترون ها و پروتونها قدری به هم نزدیک میشن که یک ستاره نوترونی به وجود میاد و بعد از اون انفجار بزرگی اتفاق می افته که باعث میشه اون عناصری که اشاره کردم در سراسر هستی منتشر شه.خب اشاره کردم که چطور عناصری که ما از اونها تشکیل شدیم در جهان پخش شده . پس تکلیف بقیه عناصر چی میشه، عناصر سنگین تری مثل طلا و اورانیوم . باید بگم برای اینکه این عناصر تشکیل بشن ستاره ها نه تنها یکبار بلکه چندبار باید بمیرند تا این اتفاق بی افته.برای این اتفاق بهترین ستاره ها، ستاره‌های نوترونی هستند و اونم یک نوعی خاص از این ستاره ها .ستاره های نوترونی که باهم دوستن یعنی دوره همدیگه در حال گردشن و بعد از مدتی اونقدری به هم نزدیک میشن که یک انفجار بسیار بزرگتر به اسم kilonova  رو شکل میدناین انفجار ها و عناصری که در جهان پخش میکنند در یه سری توده های ابری گیر میافتن و بعد از میلیون ها سال دوباره توسط جاذبه به هم نزدیک میشن و ستاره ها و سیارات رو تشکیل میدن که منظومه شمسی ما همینطور تشکیل شده. اتم های تشکیل دهنده ی جهان سفری طولانی رو طی کردن تا جهان رو تشکیل بدن پس قدر زندگی رو بدونیم و یادمون نره که از نردکست حمایت کنیم. برای اینکار میتونید برامون کامنت بزارید یا قسمتی که دوست دارید رو لایک کنید و همچنین با حمایت مالی از برنامه کیفیت ساخت پادکست رو بالاتر ببرید برای اینکار میتونید به صفحه حامی باش ما مراجعه کنید. همینطور دوستانی که خارج از ایران هستند میتونند کمک های خودشون رو از صفحه حامی باش ما انجام بدن.رسیدیم به اخر این قسمت ، این قسمت شروع مجموعه منظومه شمسی بود و در قسمت های بعدی سری به سیاراتی که در همسایگی ما زندگی میکنند میزنیم همینطور میفهمیم زمین چطور جایی و چه ویژکی های خونه ما داره؟</description>
                <category>Nerd Cast</category>
                <author>Nerd Cast</author>
                <pubDate>Thu, 07 May 2020 17:36:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مجموعه چارلز داروین قسمت آخر</title>
                <link>https://virgool.io/@n3rdcastt/%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%DA%86%D8%A7%D8%B1%D9%84%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A2%D8%AE%D8%B1-xvp1pi1l9yuh</link>
                <description>مجموعه چارلز داروین قسمت آخرسلام و به قسمت سه مجموعه چارلز داروین خوش اومدیداول از همه باید بگم سال نو مبارک و امیدوارم که انشالله اول کمتر مشکل داشته باشیم توی سال جدید بعد اگر وقت شد اتفاقای خوبی هم بی افته به نظرم نه تنها من بلکه کل ایران بش نیاز داره. خب این یازدهمین قسمتی که برای شما دارم ضبط میکنم و هرقسمت سعی میکنم با کمک شما و انتقاد های شما پادکست بهتری بسازم مرسی که نظراتتون رو میگید و هر موقع دوست داشتید میتونید برای ما کامنت بزارید یا به ما ایمیل بزنید.یه توضیحی در مورد همه‌ی افرادی بگم که دارن پادکست درست میکنند، کسایی که حتی 1 قسمت هم درست کردن میدوند چقدر زحمت داره اینکار از جمع اوری اطلاعات گرفته تا ضبط و تدوین و پخش هرکدوم هم چالش های خودش رو داره ولی خب برای ما لذت بخش، شما شنونده های عزیز میتونید به دو صورت به جامعه پادکست که بسیار هم نوپا هست توی ایران کمک کنید اولین راه اینکه شما با معرفی ما با دیگران یا حتی گذاشتن کامنت یا لایک قسمتی که دوست دارید در کست باکس باعث بیشتر دیده شدن ما میشید و پادکست رشد میکنه. دومین راه حمایت مالی از برنامس که باعث میشه کیفیت ساخت بالاتر بره و تجهیزات بهتری برای ضبط داشته باشیم برای اینکار میتونید به صفحه ما در hamibash.com/nerdcast سر بزنید و هرمقداری که دوست دارید کمک کنید، مقدار اصلا مهم نیست همینکه میبینم شنوندها کمک کرده اند خودش انرژی میشه برای ساخت بیشتر.حتما ما رو در شبکه‌های اجتماعی مثل توییتر و اینستاگرام دنبال کنید همچنین متن پادکست در قسمت توضیحات پادکست و در صفحه ما در ویرگول قرار داره. فایل هرقسمت رو برای دانلود همچنین در تلگرام نردکست میزاریم.خب بریم برای شروع این قسمت یعنی چارلز داروین قسمت سوم.-موسیقی-خب در این قسمت به چند روز قبل از سفر معروف داروین میریم و کم کم اماده‌ی اتفاقاتی میشیم که در  ادامه برای داروین پیش اومد. در قسمت قبل اشاره کردم که هنسلو به داروین جلدی از کتاب اصول زمین شناسی لایل رو میده و به داروین میگه که این کتاب و نظریاتش رو بخون ولی بیشتر در مورد اونها فکر کن. این حرف هنسلو به این دلیل بود که لایل رو میشناخت و در سال 1826 با یکدیگر دیدار هم داشتند. هنسلو به طور کامل نمیتونست بفهمه که چرا لایل روی نظریاتش در این کتاب پافشاری میکرد و دلیل هایی که لایل می‌اورد رو کمی نامعقول میدونست. داروین اما جور دیگری فکر میکرد ، چارلز جوان توی اون زمان وقتی که لایل 33 ساله یه سری از کشفیات خودش رو منتشر میکنه بسیار به او علاقه مند میشه اما خب ‌بقیه دانشمندان به لایل اینطوری نگاه نمیکردند و نظریات او رو نامعقول و نامعتبر در نظر میگرفتند. هنسلو تمام عمرش در درسهایی که میداد و اعتقادات خودش این مسئله رو پذیرفته بود که عمر زمین همان مقداری است که در کتاب مقدس اماده است و نه بیشتر یا کمتر اما لایل خلاف این مسئله رو بیان کرده بود به همین دلیل هم بود که به داروین میگه که نباید بعضی از گفته‌های لایل رو بپذیره. مسئله تئوری زمین تنها جزئی از یافته‌های لایل نبوده بلکه در سال 1795 یک زمین شناس دیگری به اسم جیمز هاتن به این موضوع اشاره میکنه. همدیس گرایی توی اون زمان میشه گفت یک مبحث انقلابی بود به این دلیل که کتاب مقدس عمر زمین رو چند هزار سال بیشتر نگفته بود ولی خب در ابتدا جیمز هاتن و بعد چارلز لایل اصل همدیس گرایی رو توضیح دادن و توی این اصل اشاره میشه که تغییراتی که روی سطح و لایه‌های زمین صورت گرفته سالهای بسیار زیادی زمان برده و تغییرات به صورت تدریجی صورت گرفته اند. این مسئله تغییر تدریجی با توجه به ایه‌ایی در کتاب مقدس در تضاد بود. در کتاب مقدس اشاره شده که خدا به دلیل خشمی که از افریده هاش داشته عذابی سخت میفرسته و زمین را نو میکند. این موضوع با همدیس گرایی در تضاد بود و باعث شده بود که نظریات هاتن و لایل در ابتدا با مخالفت بسیاری مواجه شه.خب توضیح مسئله ایی که گفتم مهم بود چون داروین قرار بود 3 سال رو روی کشتی با کاپیتان فیتزروی بگذرونه . داروین شنیده بود که فیتزوری ادمی مذهبیِ و به همین دلیل هم توی انتخاب افرادی که با او معاشرت دارن دقت به خرج میدهد.سرانجام روز موعود میرسه و داروین برای سفرش اماده میشه، کاپیتان فیتزروی قبل از سفر برای داروین از کشتی بیگل تعریف میکند و برای چارلز توضیح میده که این کشتی به تازگی تعیمر و رنگامیزی شده و حتی استفاده از چوب های ماهوگانی برای ضربه پذیری و الاستیته بالا صورت گرفته که برای همچین سفر طولانی بسیار مهمه.  اتاق داروین در انتهای کشتی بود و باید که با دو نفر دیگه هم اتاق می شد، کل اتاق 3 متر مربع بود و داروین به زور میتوانست روی پاهاش وایسه، همچنین داروین امادگی سفری دو ساله رو داشت و به شدت از خبری که فیتزروی بعدا به او میده شوکه میشه. اینبار به خاطر عقب افتادن سفر به علت شرایط جوی نامساعد، کشتی بیگل کمی دیرتر به سفر خودش میره و همچنین از طرف نیروی دریایی به فیتزوری اطلاع میدن که قراره سفر 4 سالِ باشه . داروین بسیار از این خبر شوک میشه چون همانطور که در قسمت قبلی اشاره کردم پول سفر داروین را پدرش میداد به همین دلیل باید با این مسئله روبرو میشد که شاید پدرش از این موضوع ناراحت شود نه به خاطر پول به این دلیل که به پدرش قول داده بود زود سر کارش که پدر روحانی بود برگرده ولی حالا باید به سفری 4 سال در اتاق 3متر مربعی می رفت.در 27 دسامبر کاپیتان فیتزروی دستور میده که کشتی حرکت کنه و سفر خودشون رو اغاز کنند. فیتزوری 26 ساله به خوبی از پس کاپیتانی کشتی بیگل بر می اومد با توجه به سن کمی که داشت ولی در نقشه کشی و هواشناسی و دریانوردی با تجربه بود. فیتزوری و دارونی 22 ساله به خوبی باهم بروی کشتی کنار می اومدن با اینکه داروین فیتزروی از نظر اعتقادی و فلسفی با یکدیگر متفاوت بودن ولی دوستی خوبی بین اونا شکل گرفته بود و به اعتقادات یکدیگر احترام میذاشتن و در مورد مسائل مختلفی با یکدیگر مخصوصا در هنگام شام صحبت میکردند. داروین تجددگرا و طرفدار مدرنیته بود و اعتقاد داشت که باید به عقل ادمی اعتماد کنیم و اجازه بدیم که بشر اصالت خودش رو حفظ کنه. اما فیتزروی محافظه کار بود و خوب دوست داشت اصول و قوانینی که در جامعه وجود داشت و خود از اونا پیروی میکرد به همان شکل باقی بماند. این اختلاف عقیده همانطور که گفتم برای فیتزروی و چارلز داروین مشکلی به وجود نیاورد. داروین میدونست که کاپیتان کشتی از نظر ملوانان خدای کشتی است به همین دلیل احترام زیادی برای فیتزروی داشت و سعی میکرد که نظریات خودش رو به فیتزروی غالب نکند.-موسیقیزیاد طول نکشید که مشکلات داروین با دریا شروع شد، یکی از مشکلاتی که داروین در ابتدا بسیار با آن دست و پنجه نرم میکرد، خوابیدن بود. شاید فکر کنید چطور این کار ساده اینقدر سخت بود برای داروین. توی اون اتاق کوچک داروین مجبور بود که بر روی گهواره‌ایی اویزان بخوابد که خب مدام هنگام قرار گرفتن بر روی محل خوابش از آن می افتاد. مشکل بعدی که بسیار داروین را اذیت میکرد دریا زدگی بود. دریا زدگی داروین را بسیار تضعیف کرد و مدام مجبور بود که استراحت کند. توی این مشکلات فیتزروی به داروین کمک های زیادی میکرد و از او توی این سفر مراقبت میکرد.خب کار کشتی بیگل همانطور که نیروی دریایی انگلیس دستور داده بود باید انجام میشد توی این ماموریت کشتی بیگل ماموریت داشت که نقشه‌ایی از خط ساحلی امریکای جنوبی و همچنین گزارشی از جزر و مد و اوضاع اب و هوایی ارائه دهد و عرض جغرافیایی را اندازه گیری کنند. هدف این ماموریت تحکیم قدرت نیروی دریایی انگلیس در جنوب اقیانوس اطلس و ارام بود. همانطور که در قسمت های قبل هم اشاره کردم کشتی بیگل باید به مدت 2 سال در دریا می ماند و قبل از برگشت به انگلیس حتما باید در استرالیا و افریقا و اسیا ماموریت انجام میداد.اولین ماموریت بیگل در جزایری به اسم کیپ ورد بود. داروین بسیار خوشحال شده بود از اینکه میتونست کار خودش رو در این جزیره انجام بده چون در طول سفر خودش مدام نگران این بود که نکند پدرش درست گفته باشد و در این کار موفق نشود. اولین یافته‌ی داروین در کیپ ورد این بود که خط سفید رنگی 17 متر بالای خط شیب ساحلی دیده میشد. داروین بعد از این مشاهده، ازمایش های مختلفی را انجام میدهد و میفهمد که این لایه سفید که از اهک و فسیل صدف تشکیل شده. خب این سوال برای داروین به وجود اومد که چطور بالای سطح دریا این فسیل ها به وجود اومدن. داروین پس از بررسی های خودش متوجه فرایند تغییر سطحی میشه که به علت پویایی سیاره ایی که روی ان زندگی میکنیم به وجود میاد. داروین بعدا این ایده‌ی زمین پویا رو از زمین شناسی به زیست شناسی ربط میدهد. بعد از این کشف داروین در کیپ ورد، کشتی بیگل به سمت برزیل حرکت میکند و در تاریخ28 فوریه 1832 به باهایا یا سالوادر امروز میرسد. این اولین بار است که داروین پا به امریکای جنوبی میگذارد.  داروین از دیدن جنگلهای گرمسیری این منطقه بسیار به وجد میاد و به نظر او به یک بهشت پا گذاشته بود. داروین به عنوان یک طبیعت شناس نمیتوانست درخواست چیز بهتری را از این سفر داشته باشد چون از دیدن گونه‌های مختلف گیاهان و جانوران بسیار خوشحال شده بود و دوست داشت که تحقیقات خودش رو هرچه زودتر در این منطقه اغاز کند. یکی از یافته‌های داروین این بود که جانورانی که در قاره‌ی امریکا زندگی میکردند بسیار متفاوت با چیزی بود که در اروپا وجود داشت و حتی خود گونه‌های مشابه امریکایی با توجه به محل زندگی که داشتند با یکدیگر متفاوت بودند. از دیگر چیزهایی که در برزیل داروین تجربه کرده بود و بسیار او را ازار داده بود برده داری بود، داروین بسیار روحیه‌ایی میشه گفت انسانی داشت به همین دلیل از دیدن همچنین صحنه‌هایی بسیار ازرده خاطر میشد. نقاش کشتی که در قسمت قبلی به او اشاره کردم هنگام سفر به برزیل نقاشی های زیادی از برده داری جمع کرده بود و بعد از نشان دادن انها به داروین و فیتزروی بحثی میان این دونفر به وجود میاد. اشاره کردم که فیتزروی محفاظه کار و داروین ازادی خواه بودچون برده داری موضوع داغ سیاسی اون زمان انگلیس بود فیتزروی از برده داری پشتیبانی میکرد و میگفت که خود برده ها دوست ندارن ازاد باشند ولی داروین خلاف این رو صحبت میکرد و باعث شد که دعوایی بین فیتزروی و داروین شکل بگیره. یکی از سوالهایی که برای خودم حتی پیش اومد اینه که چطور فیتزروی که مردی مسیحی بود و با کتاب مقدس ارام میگرفت همچنین نظری داشت. فیتزروی بعدا خودش اعتراف میکنه که از نظر عصبی دچار مشکل بوده به این دلیل که باید هرچه زودتر افرادش رو برمیگردونده و با موفقیت ماموریتش رو تکمیل میکرده.-موسیقیکشتی بیگل پس از ماموریت دوم خودش باز به بخشهای جنوبی تر امریکا سفر میکند، اما در ادامه‌ی سفر با موانعی روبرو میشه کشتی که بسیار کار خدمه و فیتزروی رو سخت میکنه. بیگل به دریاهایی پا گذاشته بود در سفرش به سمت جنوب که در نقشه‌ایی که در دست کاپیتان فیتزروی بود وجود نداشت. این آب ها به قدری مواج و خروشان بودن که بسیاری از نوشته های داروین رو خیس کردن و بسیار طول کشید که همه‌ی چیزهایی که داروین نوشته بود دوباره خشک شن. یکی دیگه از موانع برگشت کشتی به قسمت های شمالی تر بود به این دلیل که فیتزروی قادر نبود که به مسیری بره که نمیدونه به کجا ختم میشه و همچنین هراسان از این بود که بودجه‌ایی که به او دادن تموم شه به همین دلیل سریعا این موضوع رو با داروین به اشتراک میزاره و بش میگه که باید به سمت شمال برگردیم. این سفر به خودی خود طولانی شده بود و اینبار باید 6 ماه زمان میزاشتن تا به سمت شمال برگردن. اما این مانع تبدیل به یک فرصت برای داروین شد. داروین که مجبور شده بود به سواحل ارژانتین برگرده از محلی ها شنیده بود که فسیل های زیادی در این منطقه وجود دارد. داروین فسیل های بسیار بزرگی رو از این ساحل ها جمع اوری کرد و برای متخصصان در انگلیس فرستاد . داروین برای اینکه بفهمه چه جانوری رو داره بررسی میکنه این تیکهای فسیل و استخوان ها رو در کنار همدیگه میزاشت و سعی میکرد تشخیص بده که در مورد چه جانوری داره تحقیق میکنه. داروین از قبل میدونست که جانورهایی مثل تنبل یا اسلوت که من خیلی دوسشون دارم و همینطور ارمادیلو در امریکای جنوبی زندگی میکنند. داروین این موضوع رو با فسیلهایی که پیدا کرده بود و نظریات متخصصان هماهنگ کرد و فهمید که یک پیوستگی بین این جانوران و فسیلها وجود دارد. این یکی از اولین یافته های داروین در مورد فسیلهایی بود که پیدا کرد و از اونها به پیوستگی و تکامل پی برد.کشتی بیگل قبل از سفر خود به جزایر گالاپیگوس 3 و نیم سال رو در دریا سپری میکند. توی این 3 سال و نیم بیگل مجبور بود از تنگه ی مگالن که معروف بود برای خطرناک بودنش رد میشه همینطور به شیلی و پرو میره و سرانجام در سپتامبر 1835 کشتی بیگل بالاخره برای رفتن به جزایر گالاپاگوس اماده میشه.هنگام رسیدن به این جزایر داروین با منظره‌ی بسیار عجیبی روبره میشه داروین، این جزایر که از سنگهای اتشفشانی درست شده بودند منظره سیاهی داشتن به همین دلیل برای داروین بسیار دیدن این منظره عجیب بود. داروین همچنین توی خاطراتش ذکر میکنه که یافتن این جزیره کار سرنوشت بوده و خودش به این جزایر نامی میده و از اونها به جزایز سرنوشت یاد میکنه. داروین به مدت 5 هفته همه چیز را بررسی میکنه و از اینکه این تنوع زیاد گونهای گیاهی و جانوری رو میبینه به وجد میاد حتی با وجود گرمای طاقت فرسا که باعث شده بود داروین از خودش این سوال رو کنه که چطور تا به الان زنده مونده و میگه که اگه اگر علاقه به تاریخ طبیعی و اکتشاف نبود قطعا زودتر از اینها پشیمون میشده.یکی از جانورهایی که بسیار برای داروین در این جزایر جالب بود، لاک پشتهای عظیم‌الجثه ایی بود که میدید این لاکپشتها که بیش از 30 کیلو وزن داشتن 100 سال عمر میکردن و بومی های اون منطقه به داروین گفته بودن که جانوران هرکدوم از این جزایر مشخصات خودشون رو دارن و داروین با مشاهده‌ی این موضوع فهمید که تغییر پذیری گونه‌ها وجود دارد.داروین تقریبا 5 سالی بود که روی دریا بود و از جاهای زیادی توی این سفر خودش دیدن کرد و موضوعات مهمی هم یافت که به اونها اشاره کردیم. داروین حالا بعد از این همه سال باید تمام نمونهای جانوری و استخوان و پوستهایی که جمع کرده بود رو به ترتیب بسته بندی میکرد . داروین بیش از 4000 نمونه رو جمع کرده بود و همچنین کتابچه های راهنمایی رو نوشته بود و همینطور جزیئیات دقیق همه ی سفر خودش رو در یک کتاب2000 صفحه مینویسه.خب دیگه موقعش بود که بیگل به خونه برگرده ، این سفر به اندازه‌ی کافی طولانی شده بود و بودجه‌ی فیتزروی هم روبه تمومی بود به همین دلیل بعد از سفر به کیپ ورد، استرالیا، جزایر گالاپاگوس و کیپ ورد کشتی بیگل از راه افریقای جنوبی و برزیل به سمت خونه برمیگرده. وقتی به انگلیس میرسه با استقبال بسیار خوبی روبرو میشه، داروینی که نه خانواده فکر میکرد موفق بشه و نه استاد های او . داروین حالا بسیاری از نقاط زمین رو که کسی حتی به اونها فکر هم نمیکرد دیده بود و با دانشی بسیار بیشتر از هرکسی دیگه از جانوران و گیاهان برگشته بود. داروین در ابتدا فکر نمیکرد که در جامعه‌ی تاریخ طبیعی بین افرادی که نام داشتند بتونه معروف بشه ولی برادر داروین که در قسمتهای قبلی در مورد او صحبت کردم، به داروین این روحیه رو میده که در مورد کشفیاتش صحبت کنه و خب داروین اینکار رو برای اولین بار انجام میده. داروین در این کنفرانسی که تشکیل میده اعلام میکنه که با توجه به فسیلهایی که در شیلی پیدا کرده قاره‌ی امریکای جنوبی در حال حرکت است، داروین توضیح داد که باید میلیون ها سال طول کشیده باشد که این اتفاق رخ بده که خب این موضوع برخلاف چیزی بود که در کتاب مقدس نوشته شده بود. در کتاب مقدس عمر زمین تنها چند هزار سال بیشتر نیست اما این یافته‌ی داروین نشون داد که در واقع عمر زمین بسیار بیشتر از اینهاست. داروین پس از این کنفراس جایگاه بسیار مناسبی در جامعه‌ی علمی پیدا میکنه ولی نظریات خودش رو درباره‌ی تکامل پیش خودش نگه میداره و در اوایل فکر میکنه که بهتره اینکار رو انجام بده چون داروین تازه معروف شده بود و دوست نداشت که به این زودی از جامعه ترد بشه.-موسیقیداروین لازم داشت که چیزهای بیشتری از نمونهایی که پیدا کرده بود بفهمه واسه همین نیاز به متخصصان داشت یکی از متخصصانی که روی نمونهای داروین مطالعه کرد پرنده‌شناسی به نام جان گولد بود، جان گولد به دقت روی نمونهی پرنده‌ایی که داروین به او داده بود تحقیق میکنه. داروین فکر میکرد که این نمونه‌هایی که از پرنده در دست داره از 3 گونه‌ی متفاوت است در حالی که اینطور نبود و هر 3 پرنده از یک گونه بودن و همگی سهره‌اند. تفاوت اصلی در این سهره‌ها منقار انها بود . در واقع گونه‌ی اصلی سهرها از سرزمین دیگری وارد جزایر گالاپاگوس شده بود و به خاطر نوع تغذیه و محل زندگی متفاوتی که پیدا کرده بودند نوع منقار متفاوت شده بود. بعضی ها منقار درازی پیدا کرده بودند که متناسب با بیرون کشیدن حشرات از درختان بود.و بعضی دیگر منقاری سخت داشتند که برای خوردن دانه‌ها مناسب بود. داروین با توجه به این موضوع پی به تکامل برده بود.داروین با توجه به کشفیاتش با سوالات کفر امیزی روبرو بود به این دلیل که در کتاب مقدس اشاره به تغییر ناپذیری گونه ها شده بود ولی داروین عقیده داشت که اینطور نیست و حتی شواهد بسیار محکمی برای حرف های خودش داشت و خب داروین نمیتونست این نظریات خودش رو با کسی به اشتراک بزاره چون میترسید که جایگاهش به خطر بی افته. ولی خب سرانجام در سال 1837 انقلابی ترین نظریه خودش رو منتشر میکنه. این نظریه که با نام . گمان میکنم این یک نمونه از درخت زندگیست. پایه‌های این نظریه بر این موضوع بود که جد مشترکی وجود دارد و از این جد مشترک گونهایی به وجود میاد که ممکنه این گونها جدا شن و یا ثابت بمونند. داروین در ادامه‌ی نظریه خود به انتخاب طبیعی اشاره میکنه که این موضوع یکی از کلیدی ترین موضوعات نظریه داروین به حساب میادداروین بعد از یافتن جایگاهی مناسب در جامعه علمی انگلستان با دختر خاله‌ی خود اما وجوود ازدواج کرد.و صاحب ده بچه شد. داروین به شدت فرزند اول خودش که آنی اسم داشت رو دوست داشت اما طولی نکشید که آنی به شدت مریض شد و در سن 10 سالگی به علت توبرکلوسیز که عامل سل است فوت کرد.داروین با مرگ آنی کنار نیومد و به شدت از این اتفاق ناراحت شد.داروین نمیتوانست درک کند که چرا خدا میخواهد همچنین موجود کم سن و سالی رنج و عذاب ببیند و جان او را بگیرد.در همین حین محقق دیگری به نام والاس در جزایر مالزی کار تحقیقاتی خودش رو شروع کرده بود و به نظریه تکامل گونه‌ها پی برده بود. والاس نظریات خودش رو برای اولین نفری که میدونست در این کار تجربه‌ی زیادی داره میفرسته یعنی داروین. داروین همانطور که اشاره کردم میترسید که جایگاه علمی خودش رو با انتشار نظریاتش به خطر بندازه به همین دلیل تا موقعی که نظریات والاس رو خوند به فکر انتشار نظریاتش نی افتاد.داروین 20 سال در این زمینه کار کرده بود و حالا میترسید فرد دیگری تمام نظریاتی که برای اولین بار انها رو فهمیده بود بیان کنه . به همین دلیل به سرعت شروع به جمع اوری نوشته هایش میکنه و نظریات خودش رو منتشر میکنه.داروین میدونست که اینکار به شدت نتایجی به دنبال دارد . در مراسمی که در اکسفورد برگزار شد داروین به شدت نقد شد و اسقف های کلیسا به شدت داروین رو نقد کردند چون اونها اعتقاد داشتند که انسان اشرف مخلوقات است ولی داروین خلاف این رو ثابت کرده بود.داروین در سالهای اخر زندگی خود ایمانشرو به طور کامل به خدا از دست داده بود ، داروینی که در هنگام سفر با کشتی بیگل به طور کامل به افرینش اعتقاد داشت ولی حالا ناراحت از مرگ دخترش منتظر بود که عمر خودش هم تموم شه. داروین هیچوقت به طور اشکار نگفت که خدا وجود ندارد فقط این سوال را داشت که اگه خدا هست نقش او در تکامل چیست.خب به انتهای مجموعه داروین رسیدیم امیدوارم که از این مجموعه لذت برده باشیدحتما در بخش کامنتها نظرات خودتون رو در مورد این مجموعه به ما بگید. حمایت از پادکست یادتون نره و تاقسمت بعدی خدانگهدار.در مجموعه چند قسمتی داروین به جزئیات زندگی و سفرهای داروین میپردازیمhttps://hamibash.com/nerdcast حمایت های شما صرف تجهیزات برنامه و تولید مناسب تر محتوا خواهد شد.n3rdcastt@gmail.com برای مطلع شدن از اخبار برنامه به توییتر برنامه مراجعه کنید Twitter : @nerdcast2IG: nerdcastt</description>
                <category>Nerd Cast</category>
                <author>Nerd Cast</author>
                <pubDate>Sat, 04 Apr 2020 07:54:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>متن قسمت دوم مجموعه چارلز داروین</title>
                <link>https://virgool.io/@n3rdcastt/%D9%85%D8%AA%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%DA%86%D8%A7%D8%B1%D9%84%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%86-pnlulaur3nyy</link>
                <description>سلام و به قسمت 10 نردکست خوش اومدیدمن امیرم و شما به نردکست گوش میدید. توی این قسمت که دومین قسمت از مجموعه چارلز داروین میپردازیم به ادامه ی راه چارلز و اینکه چطور با دریافت یک نامه زندگیش دگرگون شد.قبل از شروع این قسمت باید اشاره کنم که امیدوارم حال همه‌ی شنونده ها و عزیزانشون مساعد باشه با توجه به وضعیت که پیش اومده اگر در قرنطینه هستید خوشحال میشم که برامون کامنت بزارید که چه کارهایی در قرنطینه انجام میدید که براتون موثر بوده با اینکار ممکنه که چهار نفر دیگه هم توی خونه حوصلشون سر نره و همینطور خودم. خب باید اشاره کنم که پادکست نردکست رایگان ِ و رایگان هم باقی می‌مونه ولی شما با حمایت از نردکست باعث میشید که تجهیزات و کیفیت ساخت پادکست بالاتر بره و همینطور در هدفی که نردکست داره سهیم شید. هدف پادکست چیزی جز افزایش اگاهی عمومی نیست و برای سهیم شدن در این هدف میتونید به هر مقداری که دوست دارید حتی 1هزار تومن به نردکست کمک کنید برای اینکار میتونید به صفحه ما در حامی باش به ادرس Hamibash.com/nerdcast سر بزنید یا روی گزینه حمایت میکنم در کست باکس کلیک کنید.نردکست یک قسمت ویژه خواهد داشت که فقط برای کمپین بامابشنو ضبط خواهد شد و در ازای مبلغی شما میتونید اون قسمت رو گوش بدید که پول شما صرف خرید حلزون گوش، برای بچه هایی میشه که از نعمت شنیدن برخوردار نیستن.اگر که در مورد داروین چیز جالبی میدونید یا هر نظری در مورد این مجموعه یا قسمت های قبلی دارید در بخش کامنت لطفا نظر خودتون رو به ما بگید. نردکست علاوه بر کست باکس در ناملیک و بقیه‌ی اپ های پادگیر حضور داره همینطور برای دریافت اخبار پادکست میتونید ما رو در شبکه های اجتماعی دنبال کنید که تمامی نشانی ها رو در بخش توضیحات پادکست قرار دادم.بسیار خب بریم برای شروع این قسمت یعنی چارلز داروین قسمت دوم.خب زندگی داروین همونطور که در قسمت اول اشاره کردم پستی و بلندی های زیادی داشت، اگر قسمت اول رو گوش ندادید باید بگم حتما برگردید و قسمت اول رو گوش بدید تا با کودکی و همینطور نوجوانی چارلز بیشتر اشنا بشید . در قسمت اول همینطور به افرادی پرداختیم که روی داروین تاثیر زیادی داشتند و در مورد هر یک توضیحاتی دادیم. توی این قسمت به ادامه‌ی زندگی داروین میپردازیم که چطور زندگی چارلز با دریافت یک نامه متحول شد.توی سال 1831 توی یکی از شبها که داروین به منزل خودش در ماونت برمیگرده با دو تا نامه روبرو میشه کی یکی از نامه از طرف پروفسور هنسلو بود و دیگری از جورج پیکاک. من ابتدا یک توضیحی در مورد هر کدوم بدم و بعد متن نامه ایی که زندگی داروین رو متحول کرد میخونم.جان استیونس هنسلو که میشه گفت مربی و راهنمای داروین بود باعث شده بود اون روحیه طبیعت شناسی توی داروین بسیار رشد کنه . چارلز در واقع یک عضو خانواده‌ی هنسلو هم محسوب میشده به این دلیل که همیشه هنسلو، داروین رو به خونش دعوت میکرد و یا به گردش های زیادی میرفتند و هنسلو به چارلز درس های زیادی در مورد لایه‌های زمین و همینطور فسیل هایی که داروین پیدا میکرد میداد. تخصص هنسلو در زمین شناسی و گیاه شناسی بود و یکی از کارهای ارزشمند هنسلو کار روی هرباریوم ها بود. هرباریوم مجموعه ایی از گیاهان خشک شده بود که این کلکسیون رو برای مطالعه جزئیات گیاهان استفاده میکردن و هنسلو با دقت روی این مجموعه ها کار میکرد. خود هنسلو فردی بود که باعث شد داروین معروف بشه چون اون بود که داروین رو برای سفر معروفش پیشنهاد داده بود.در مورد جورج پیکاک باید بگم که او یک طبیعت شناس نبود بلکه یک ریاضیدان بود و بیشتر شهرتی که کسب کرده بود به علت توانایی هاش توی زمینه ریاضیات بود. پیکاک در ستاد نیروی دریایی با دریابان فرانسیس بیوفورت ملاقات میکنه و بیوفورت از پیکاک میخواد که یک طبیعت دان رو به او معرفی کنه که باید برای سفری دو ساله به بخش های جنوبی امریکا سفر کند. پیکاک بیشتر با هنسلو در ارتباط بود و به هنسلو نامه میزنه که تو به من پیشنهاد کن که کی برای اینکار بیشتر مناسبه و هنسلو، داروین رو پیشنهاد میکنه.خب میخوام اون نامه‌ایی که به دست داروین از طرف هنسلو رسید رو بخونم و بعد از اون به یه سری نکات دیگه بپردازم پس بریم برای نامه‌ی هنسلو.-نامه هنسلو خونده میشه-موسیقی میانیخب خواندن این نامه برای داروین بسیار خوشحال کننده بود و یک آرزوی دیرینه‌ی برای اینکه در طبیعت شناسی حرفی برای گفتن داشته باشه محقق شده بود. طبیعت شناس باید وقتش را در طبیعت بگذرونه و این امر برای داروین بسیار روشن و گواه بود به همین دلیل این یک فرصت بسیار عالی برای چارلز به حساب می اومد.در نامه دوم پیکاک به داروین اطلاع میده که نامه ایی به هنسلو نوشته و از او خواسته که کسی را به او پیشنهاد بده و میشه گفت که برای محکم کاری و دادن اطلاعات بیشتر دوباره خود پیکاک نامه ایی برای چارلز میفرسته و توی این نامه اشاره میکنه که دیداری با بیوفورت داشته و قراره که سفری دوساله برای بررسی دقیق تر بخش های جنوبی امریکا انجام بشه. باید بگم که این سفر برای داروین از نظر مالی سودی نداشت چون بودجه‌ایی که در اختیار کاپیتان فیتزروی قرار گرفته بود برای این سفر انقدری نبود که بخوان خرج طبیعت دان رو هم بدن به همین دلیل از نظر مالی برای داروین سودی نداشت و بیشتر هنسلو به داروین تاکید داشت که از نظر تاریخ طبیعت و همینطور زمین شناسی برای تو سودمند خواهد بود و نه چیز دیگه‌ایی.فیتزروی برای اینکار با پرداخت 200 یورو به یک نقاش به اسم کانرد مارتنز اون رو استخدام کرده بود که این نقاش اتریشی با طرح های خودش اطلاعات زیادی را برای این سفر اکتشافی تهیه کرد. اما خب همونطور که اشاره کردم دستمزدی برای طبیعت دان کشتی بیگل درنظر گرفته نشده بود البته پیکاک به چارلز میگه که اگه لازم داری میتونم برای دستمزدت کاری کنم ولی خب داروین از نظر مالی در قسمت اول هم اشاره کردم که تا موقعی که پیر شد و فوت کرد هیچ موقعی مشکل مالی رو نداشت پس این مشکلی برای داروین نبود.در پایان سپتامبر همون سالی که داروین نامه رو دریافت میکنه قراره که کشتی عازم سفر بشه. قرار بر این بود که به جزایر تیرادل فوئگو و بعد به جزایر سیز برن که کارهای نقشه برداری رو انجام بدن . این سفر چون سفر پرخطری محسوب میشد ابتدا خواهرهای چارلز با این موضوع مخالفت میکنن و به او میگن که تو نه تجربش رو داری و هم اینکه خطرناک این سفر اما داروین به این دلیل که هنسلو و پیکاک او رو تایید کرده بودند اعتقاد داشت که برای این سفر امادس و قراره که به ارزوش برسه. داروین خودش رو یک طبیعت دان نیمه کاره صدا میزد در ان زمان و به هر قیمتی دوست داشت که این سفر به دور دنیا رو انجام بده.بعد از اینکه با استقبال خوبی از طرف خواهرانش روبرو نشد صبر کرد که این موضوع را با پدرش در میون بزاره.یک روز برای اینکار صبر میکنه چون پدر داروین در اون روز از مرگ یکی از بیمارانش ناراحت بود به همین دلیل در صبح فردای اون روز این مطلب رو با رابرت داروین یعنی پدر خودش در میون میزاره. پدر چارلز این مسئله رو بیان میکنه که تو به من قول داده بودی که کار خودت رو عوض نکنی چون همونطور که در قسمت اول اشاره کردم داروین ابتدا به رشته پزشکی رفته بود به اصرار پدرش و بعد به رشته الیهات به سلیقه خودش رفته بود و قول داده بود که در این رشته موفق شه. خب داروین به قول خودش عمل کرده بود و الهیات رو تموم کرده بود و فقط منتظر بود که در یک کلیسا شروع به کار کنه که در اون زمان دو سال معمولا طول میکشید که جایی برای کشیش جدید خالی بشه به همین دلیل این فرصت را یک فرصت طلایی در نظر میگرفت. رابرت داروین در نظر داشت که چارلز این سفر را به تعویق بندازه و سعی نکنه که اینده‌ی شغلی خودش رو خدشه دار کنه.البته باید بگم اینطور نبوده که رابرت داروین به پسرش بگه که اگه این سفر رفتی دیگه پسر من نیستی مثل خیلی از کارهایی که پدر مادر های ایرانی انجام میدن و میگن اگه فلان رشته رو نخوندی بدبخت و ذلیل میشی و میمیری نه، اینطور نبوده بلکه بیشتر میخواسته به داروین بفهمونه که این سفر ممکنه روی اینده تو تاثیر گذار باشه. چارلز چون اون رفتاری که فکر میکرد رو از پدرش نمیبینه به هنسلو نامه مینویسه که با اینکه خیلی مشتاقم به این سفر بیام ولی اگر میپذیرفتم پدرم ناراحت میشد به همین دلیل قادر به همراهی شما نیستم.خوب یکی دیگر از افرادی که در زندگی داروین نقش بسیار زیادی داشت دایی چارلز بود، دایی داروین به اسم جوزایا وجوود بسیار فردی با دانش و کمالات بود. جوزیا که یک لیبرال بود که کارهای بسیاری برای حق رای زنان در انگلیس انجام داد و همیشه فردی بود که خودش را با کتاب مشغول میکرد. جوزیا با خواهر خودش یعنی سوزانا وجوود که مادر چارلز میشد تا لحظه مرگش رابطه‌ایی خوبی داشت و همیشه جوزایا وجوود به خواهرزادهی خودش چارلز کمک های فراوانی میکرد همینطور جوزایا با پدر داروین رابرت دوست صمیمی بود که باعث شده بود رابرت با سوزانا وجوود اشنا بشه و باهم ازدواج کنند.همه‌ی این مطالبی که در مورد جوزایا گفته شد برای این بود که رابرت حرف جوزایا رو قبول داشت به همین دلیل چارلز داروین با اطلاع از این موضوع به دایی خودش خبر میده که پدرم با سفر من موافق نیست و اگر امکانش هست این مسئله رو برای پدرم توضیح بدید.جوزایا قبول میکنه که این مسئله رو با رابرت مطرح کنه و سعی کنه که رابرت عاقلانه برای چارلز تصمیم بگیره.جوزایا به همراه چارلز به ملاقات رابرت داروین میرن و بعد از اینکه جوازایا با رابرت صحبت میکنه، قبول میکنه که پسرش چارلز رو به این سفر بفرسته.به نظر من فردی که بیش از همه باعث شد چارلز داروین پتانسیل خودش رو کشف کنه و به خودش باور داشته باشه جان هنسلو استاد داروین بود به این دلیل که هنسلو اون استعداد پنهان داروین رو میدید و میفهمید اگه فرصتی داشته باشه از اون نهایت استفاده رو میکنه. هنسلو علاوه بر اینکه در موفقیت داروین موثر بود با دادن نکات علمی مختلف باعث شده بود، داروین از دانشش به شکل بهتری استفاده کنه.هنسلو برای سفر به داروین پیشنهاد میده که کتاب اصول زمین شناسی اثر چارلز لایل رو با خودش ببره ولی به داروین هشدار میده که نظریات لایل رو کامل نپذیر و بیشتر روی اونها فکر کن بیشتر میشه گفت یک تکلیف برای برای داروین بود اینکار و همینطور یه سری اموزشهایی به چارلز داروین میده که برای نگه داری نمونه‌های جانوری بسیار مهم بود به عنوان مثل به داروین گوش زد میکنه که نمونهای جانوری که بدنی نرم دارند باید در محلولی با 70 در الکل و 30 درصد اب نگه دارید یا حتما از ظرف‌های شیشه ‌ایی استفاده کن چون ظرفهای سفالی باعث تبخیر الکل میشن. در نهایت باید بگم که داروین به لطف افرادی مثل هنسلو تونست که اسم خودش رو جاودانه کنه و امیدوارم که همه‌ی ادمهای زمین افرادی مثل هنسلو رو در کنار خودشون داشته باشن هرچند که این روزها کمتر شاهد همچنین موضوعی هستیم.خب به انتهای قسمت دوم مجموعه داروین رسیدیم امیدوارم که راضی بوده باشید.اگر پیشنهاد و یا انتقادی دارید میتونید برای ما کامنت بزارید و باید بگم که همه ی کامنت ها خونده میشه.لطفا ما رو در شبکه های اجتماعی مثل توییتر و اینستاگرام دنبال کنید چون خبر های مربوط به هر قسمت و همینطور مطالب جالبی رو با شما به اشتراک میذاریم.تا قسمت بعدی خدانگهدار</description>
                <category>Nerd Cast</category>
                <author>Nerd Cast</author>
                <pubDate>Sat, 21 Mar 2020 08:19:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مجموعه داروین قسمت اول</title>
                <link>https://virgool.io/@n3rdcastt/%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-hwps25swqaki</link>
                <description>سلام و به قسمت 9 نردکست خوش اومدیدمن امیرم و این نهمین تلاش من برای افزایش آگاهی عمومیه، میدونم که راه طولانی پیش روی نردکست برای اینکه به گوش همه برسه ولی خب تازه اول راست و امیدوارم که هرکسی به نردکست گوش میده از اون استفاده ایی کنه و به دانشی که داره اضافه بشه.اگه شما هم دوست دارید توی هدف نردکست سهیم باشید میتونید با حمایت مالی از نردکست اینکار رو انجام بدید برای حمایت از نردکست میتونید به ادرسHamibash.com/nerdcastسر بزنید و به هر مقداری که دوست دارید به این پادکست کمک کنید.علاوه بر این موضوع با لمس کردن گزینه حمایت میکنم در کست باکس میتونید اینکار رو انجام بدید.همینطور با دنبال کردن ما در توییتر میتونید از قسمت های بعدی ما اگاه بشید.در توییتر علاوه بر خبرهای مربوط به قسمتهای بعدی، فکت های علمی و همینطور بسیاری از اطلاعات علمی مربوط رو با شما به اشتراک میزاریم.نردکست بر روی همه ی اپ های پادگیر مثل کست باکس و ناملیک در دسترس است، خب بریم برای شروع این قسمت یعنی چارلز رابرت داروینخب همین شروع کار باید بگم که این قسمت ممکنه که از نظر عقایدی کمی چالش برانگیز باشه و خب هرچیزی که در این قسمت میشنوید بر اساس کتاب های چاپ شده‌ی موجود در بازار و همینطور منابع معتبرِ، پس قبل از شروع لطفا ذهن خودتون رو کمی باز کنید و در مورد چیزهایی که میشنوید کمی عمیق تر فکر کنید.این قسمت ادامه دار خواهد بود و سعی شده خیلی با جزئیات بیشتر به زندگی چارلز داروین بپردازیم.قسمت اول رو به اینکه کلا داستان داروین از کجا شروع شد رو میگم که چه کسایی روی چارلز تاثیر گذاشتن عقایدش چی بود و به طور کلی این مجموعه فقط به چیزهایی که همه جا میشه پیدا کرد محدود نشده و نگاه عمیق تر به چیزایی که به چارلز داروین مربوطه انجام دادمنردکست همیشه رایگانِ و رایگان هم باقی میمونه اما تولید مجموعه‌های این شکلی زمان بر و در صورت حمایت شدن اون هم به هر مقدار و شکلی میتونه باعث بشه بهتر و بیشتر کار کنیم واسه همین بعد از گوش دادن میتونید به صفحه ما در حامی باش سر بزنید یا در برنامه کست باکس روی کلید حمایت میکنم کلیک کنید . ممنون که همراه نردکست هستید و بریم برای قسمت 1 چارلز داروینداروین میشه گفت نه تنها یک قدم بلکه صدها قدم از نظر فکری از هم عصران خودش جلوتر بود، نوع نگاهش به طبیعت و تفکر خاصی که داشت باعث شده بود که اموزه‌های کلیسا رو به راحتی قبول نکنه با اینکه در یکی از دانشکده های کلیسا الیهات خونده بود ولی خب در مورد هرچیزی که میشنید کمی فکر میکرد چیزی که توی اون زمان با تاثیر کلیسا روی مردم کمتر صورت میگرفت .داروین توی سال 1809 میلادی توی شهر کوچیک به اسم شروزبری به دنیا میاد. خانوادهی داروین یک خانواده‌ی سلطنتی انگلیسی بودن و از نظر مالی هیچ مشکلی حتی تا موقعی که خود چارلز پیر شد نداشتنپدر داروین ، رابرت داروین یک پزشک معروف بود و مادر چارلز، سوزانا وجوود از یک خانواد‌هی پولدار میومد که توی صنعت کوزه‌گری حرفی برای گفتن داشتن به همین دلیل چارلز توی رفاه بدنیا اومد. توضیح دقیق تر در مورد خانواده ی داروین اینه که هم پدر و هم مادر چارلز ادمای مذهبی و از جنبش توحیدگرایی یا یونیتارین بودن پس داروین در همچنین محیطی رشد کرد و تمام چیزهایی که در مورد داروین از نظر اینکه خدا رو باور نداشت بعد از اینکه به سفر های معروفش رفت شروع شد که در قسمت های بعدی در مورد این مسئله صحبت خواهم کرد.نسبت به تحصیلات داروین بسیار سخت گیری میکردن چون پدر چارلز، رابرت داروین خودش یک پزشک بود و حتی پدربزرگ چارلز یعنی اراسموس داروین هم یک پزشک بود به همین دلیل رابرت داروین دوست داشت که پسرش هم در همین راستا درس بخونه ولی خب چارلز جور دیگه ایی فکر میکرد و دوست داشت که اون علاقه‌ی خودش رو دنبال کنه که طبیعت بود و یک طبیعت دان بشه.داروین توی همون کودکی علاقه ی بسیار زیادی به طبیعت داشت و مدام به گشت و گذار توی طبیعت میپرداخت و سعی میکرد همه چیز رو با دقت نگاه کنه. موقعی که داروین 8 سالش میشه مادر داروین سوزانا وجوود فوت میکنه که توی اون سن داروین رو خیلی تحت تاثیر قرار میده  و بعدا هم در مورد این مسئله جایی نوشته بودن که داروین بعد از فوت مادرش هیچ موقع دیگه نخواست که در مورد این مسئله صحبت کنه.حتی در زندگینامه داروین اومده که این بحث در خانواده من ممنوع شده بود و هیچ کدوم از خواهرانم یا برادرم اراسموس در مورد مرگ مادرم صحبتی نمیکردن.  رابرت داروین بعد از فوت همسرش دیگه ازدواج نکرد چون علاقه‌ی بسیار زیادی به همسرش داشت و حتی دیگه با کسی هم دوست نداشت.داروین توی تمام مدت تحصیل خودش در شروزبری ماند و توی مدرسه  دکتر باتلر همراه برادرش اراسموس درس میخوند، داروین و اراسموس هر دو از سیستم اموزشی بدرد نخوری که اون زمان دکتر باتلر توی مدرسه سلطنتی گرامر ازاد به کار گرفته بود ناراضی بودن و داروین همیشه خودش رو با نمایش نامه های شکسپیر مشغول میکرد و توی زندگی نامه‌ی خودش اشاره کرده که شکسپیر باعث شده بود که روحیه ماجراجویی توی من زنده بمونه. اگه خلاصه بخوام بگم، باید بگم که مدرسه برای داروین ساخته نشده بود. چون توی اون زمان از نظر اجتماعی اصیل زاده‌های انگلیسی باید گرامر یونانی و ادبیات لاتین یاد میگرفتند که چارلز و اراسموس هیج علاقه ایی به یادگرفتن این موضوع نشون نمیدادن.بعد از دبیرستان پدر داروین به خاطر اصراری که روی تحصیلات داروین داشت اون رو به دانشگاه ادینبرگ  اسکاتلند میفرسته تا توی رشته پزشکی تحصیل کنه. رشته ی پزشکی توی اون زمان یعنی 1825 سالی که داروین وارد دانشگاه شده بود بسیار با چیزی که بش فکر میکرد متفاوت بود داروین خیلی زیاد از خون میترسید و توی اون زمان عمل های جراحی و اموزش پزشکی بسیار وحشتناک بود و داروین حتی یک روز وقتی یک عمل جراحی که روی یک دختر بچه صورت میگرفته رو مشاهده میکنه بسیار ناراحت میشه چون توی اون زمان هنوز وسایل بیهوشی درست نشده بودند و به همین دلیل این جراحی ها بسیار دردناک صورت میگرفت. درست که رشته‌ی پزشکی اونطور که باید و شاید بدرد چارلز داروین نمیخورد، به همین دلیل چارلز تصمیم گرفت که در کنار درسای پزشکی به کارهایی که دوست داره بپردازه ، توی سال اول دانشگاه یعنی سال 1825 با جان ادمونستن اشنا میشه. جان ادمونستن یک برده‌ی ازاد شده بود که قبل اینکه ازاد بشه ، برده‌ی کریستوفر واترتن بود و از چارلز واترتن تاکسیدرمی رو یاد گرفته بودخب من یه توضیحی راجب چارلز واترتن بدم برای اینکه این شخص خودش یک طبیعی دان بود و به خاطر کتابی که خودش اون رو نوشته به اسم سرگردانی‌های واترتن در آمریکای جنوبی تاثیر زیادی رو چارلز داروین داشته واسه همین یه خلاصه ایی ازش رو میگم بد نیست لینک خود کتاب هم به زبان اصلی قرار میدم که اگه کنجکاو بودید یه نگاهی بش بندازید.چارلز واترتن خودش یک تاکسیدرمیست واقعی بود و جوری که اون رو انجام میداد متفاوت بود ولی خب شخصیت عجیب و غریبی داشت . از اون چیزای عجیب و غریب زیادی شنیده میشه ولی خب بعضی از اون شایعه‌ها واقعی اند مثل این که بعضی اوقات ادای سک رو در می اورد و پای مهمان هایی که به خانش می اومدن رو گاز میگرفت و مثل مترسک لباس میپوشید و لا به لای درخت ها منشست . منم اگه دقیقا اینترنت رو ازم بگیرن شاید همینکارا رو کنم و قطعا نمیدونم چطور اون زمان تایم های خالیشون رو سپری میکردنیادگرفتن تاکسیدرمی خیلی به چارلز در جمع کردن نمونه‌های جانوری کمک کرد اگه هم نمیدونید تاکسیدرمی چیه باید بگم همون خشک کردن یا پر کردن حیوانات رو میگن که شاید داخل موزه ها دیده باشید. این روش چون خیلی کمک میکرد به اینکه ساختار جانور حفظ بشه و بعدا بشه روی اون تحقیق و مطالعه کرد به همین دلیل بسیار برای چارلز یادگرفتن این موضوع اهمیت داشت.در سال دوم تحصیلش در ادینبرو به انجمن تاریخ طبیعی پلینیان ملحق میشه که توی این انجمن بیشتر افرادی حضور داشتن که عقیده‌ایی رادیکالی و ماتریالیستی داشتن و بیشتر به نقد مفاهیم رایج مذهبی اون زمان میپرداختن. عقیده رادیکالی و ماده گرایی این انجمن برخلاف باورهای اون زمان بود حتی با اینکه خود داروین پدر و مادری یکتاپرست داشت ولی عقیده‌ی این گروه این بود که همه چیز توی دنیا انرژی و ماده است و هر پدیده‌ایی نتیجه ی واکنش این مواد و انرژی هاست و نه چیز دیگه ایی.این انجمن که ویژه دانشجویان طبیعی دان بود چارلز رو به عنوان یک علاقع مند پذیرفته بود و تحت نظر رابرت ادموند گرانت کار میکرد و به اون در جمع کردن نمونه های طبیعی کمک میکرد . همه‌ی‌ این تجربه‌ها داروین رو داروین کرد یعنی تجربه‌ی داروین از همان کودکی و هر سالی که میگذشت توی طبیعت بیشتر و بیشتر میشد اینطوری داروین میتونیست توی اکثر زمینه علمی چیزی کسب کنه، داروین علاوه بر اینکه یک طبیعت دان معروف بود زمین شناسی اناتومی تاکسیدرمی که توضیحش رو دادم و همینطور شیمی تجربه داشت. شیمی رو زمانی که سنش کمتر بود با کمک برادرش اراسموس کمی یادگرفته بود و همه ی این تجربه‌ها باعث شده بود که داروین بتونه بعدا از همه ی این علم ها در سفرهاش استفاده کنه. ادموند گرانت چارلز رو خیلی دوست داشت و یکی از شاگردان بسیار محبوب همه اساتید بود. اما وسط راه دوستی گرانت و داروین یه سری مشکلاتی پیش اومد اینکه گرانت خیلی چارلز رو دوست داشت ولی از نظر شهرتی که داشت و عقاید رادیکالی که داشت بعدا شهرتش کم تر شد . یک انجمن محدود تر به دانشجویان دکترا در دانشگاه ادینبرو بود به اسم ورنرین که رابرت جیم سان اون رو تشکیل داده و اون تفکر حاکم بر گروه  و حتی اسم گروه رو به خاطر ابراهام ورنر انتخاب میکنهخوب برای اینکه بدونیم دیدگاه چارلز چطور توی طول زمان شکل گرفت بهتره که یه توضحی هم در مورد این گروه بدم. رابرت جیم سان موسس این گروه در دانشگاه ادینبرو بر اساس تفکرات ابراهام ورنر که به نپتونیسم برمیگشت اون گروه رو تشکیل داده بود. نپتونیسم به این مسئله اشاره داشت که حیات از اقیانوس ها شروع شده و بعدا هم نظریات متفاوتی برای رد این موضوع به وجود اومدن مثل پلوتونیسم و همدیس گراییداروین بعدا توی سفرهاش وقتی کتاب چارلز لایل به اسم اصول زمین شناسی رو همراه خودش میبره متوجه تغییرات تدریجی لایه های زمین میشه ولی تا اون موقع که در ادینبرو درس میخوند چیزی از این موضوع خبر نداشت به همین دلیل لازم بود که این توضیح رو بدم که روند شکل گیری سوالاتی که برای داروین پیش میومد رو اشنا بشیم.بعد از این مسئله چارلز به پدرش میگه که میخواد پزشکی رو بزاره کنار چون تا الان هم فقط برای اینکه پدرش دوست داشته اینکار رو انجام دادهچارلز پدرش رو متقاعد میکنه که میتونه یک کشیش خوب بشه و حتما همه‌ی درساش رو توی رشته‌ی الیهات پاس میکنه. رابرت داروین چارلز رو به دانشگاه کمبریج میفرسته تا توی رشته الهیات درس بخونهچارلز فکر میکرد که این رشته اونقدری سخت نیست که بخواد همه ی وقتش رو صرف درس خوندن بکنه و اینطور میتونه به شکار و همینطور جمع کردن نمونه‌‌های طبیعی بیشتری بپردازه.رابرت داروین پدر چارلز یک ادم روشن فکر و منطقی بود و جوری نبود که بخواد جلوی پسرش رو بیگرهدرست که رابرت در اول مخالفت میکنه با این مسئله که چارلز پزشکی رو کنار بزاره ولی با صحبت هایی که چارلز میکنه متقاعد میشه که پسرش رو به دانشکده الیهات کمبریج بفرسته. داروین به این مسئله فکر میکرد که وقت بیشتری قطعا خواهد داشت که در طبیعت بگذرونه و علاقهی خودش رو دنبال کنه.توی اون زمان وقتی کشیشی میخواستن انتخاب کنن اگر همه ی کلیسا ها پر بودن معمولا یکی دوسال طول میکشید که جایی خالی بشه به همین دلیل هوشمندانه با انتخاب این کار برای خودش وقت خریده بود.خب به انتهای قسمت نه نردکست و قسمت اول مجموعه داروین رسیدیم امیدوارم که از این قسمت لذت برده باشیدبرای دسترسی به این قسمت میتونید همچنین علاوه بر برنامه های پادکست به تلگرام نردکست هم سر بزنیددر تلگرام علاوه بر فایل قسمت ها توضیحات و فکت های اضافی در مورد قسمتهای پادکست گذاشته میشهمتن پادکست هم در ویرگول نردکست منتشر میشوداگر دوست دارید از نردکست حمایت کنید میتونید به صفحه ما در حامی باش سربزنید و همینطورروی گزینه حمایت میکنم در کست باکس کلیک کنید</description>
                <category>Nerd Cast</category>
                <author>Nerd Cast</author>
                <pubDate>Wed, 04 Mar 2020 02:10:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قسمت 8 نردکست، ایستگاه فضایی بین‌المللی</title>
                <link>https://virgool.io/@n3rdcastt/%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-8-%D9%86%D8%B1%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-dry46nvm5v1j</link>
                <description>سلام من امیرم و خوش اومدید به نردکستاین هشتمین قسمت و هشتمین تلاش من برای رسیدن به هدف پادکستِ ، یعنی بالاتر بردن آگاهی عمومی.اگر شما هم دوست دارید در این کار سهیم باشید میتونید با حمایت مالی و یا معنوی ما رو در این راه کمک کنید.برای حمایت مالی از پادکست میتونید به صفحه نردکست در حامی باش به ادرسHamibash.com/nerdcastسربزنید. گروه استرینک کست به ما کمک مالی کردند در حامی باش که قراره به زودی کارهای سایت نردکست رو باش انجام بدیم.و  همینطوراگه دوست دارید با معرفی ما به دیگران میتونید در هدف ما سهیم باشید.نردکست بر روی همه‌ی اپ های پادگیر و همینطور ناملیک در دسترسِ و موضوع فیلترهم برطرف شده که میتونید هم اکنون از کست باکس و بقیه اپ ها به ما گوش بدید.برای حضور در برنامه های بعدی میتونید توییتر نردکست رو دنبال کنید یا در کانال تلگرام نردکست عضو بشید تا از موضوعات قسمت های بعدی اگاه بشید.ادرس های شبکه های اجتماعی نردکست در قسمت توضیحات پادکست قرار داره.خب بریم برای شروع این قسمت یعنی ایستگاه فضایی بین المللی.موسیقی-بشردر کنار نگاهش به زمین همیشه یک چشمم به اسمون ها داشته، میشه گفت آسمون برای ما همیشه یه راز بوده ولی خب همه چیز یه تمومی داره و بشر تونست که راه خودش رو به اسمون ها باز کنه.میشه گفت از موقعی که بشر وجود داشته تهیه یک نقشه از اسمون مثل یک نیاز حس میشده، یونان باستان ، رومیان ، عربها چیینی ها و حتی امریکاهای بومی همیشه به دنبال این موضوع بودن، همونطور که میدونید همه چیز در اسمون از یک انفجار به وجود اومده به اسم بیگ بنگ بعد از انفجار، گازها و بخارهایی به وجود اومدن که جاذبه  این ذرات رو به طرف هم کشوند و سیارات به وجود اومدن.منظومه شمسی ما به دو بخش داخلی و خارجی تقسیم میشه و همه این سیارات و ستاره ها با هم کهکشان راه شیری رو درست میکنند که تنها یکی از میلیاردها کهکشانِ.خب لازمه که همه چیز رو از نقطه های دیگه نگاه کنیم، هرچقدر هم که علم  روی زمین پیشرفت کنه ولی لازم داریم که همه چیز رو برای خودمون اسون تر کنیم ، به جای اینکه هر بار بخوایم برگردیم زمین در همون فضا تحقیقیات خودمون رو جلو ببریم و اینکه بفهمیم حیات در چه سیارات دیگه ایی موجوده و اینکه چطور میتونیم مدت بیشتری در فضا بمونیم. میشه گفت از چالشهایی بود که ذهن بشر سالهای نه چندان دور رو درگیر خودش کرده بود.علم موشک به این موضوع خیلی کمک کرده اینکه چطور یه چیزی رو با چه سرعتی بفرسیتم به فضا که برنگرده دانشمندان حساب کردن که اگر هرچیزی رو به سرعت 11 کیلومتر در ثانیه برسونیم اون چیز دیگه سمت ما برنمیگرده که خب از همین موضوع در پرتاب فضاپیما ها داره استفاده میشه.اگه دوست دارید بدونید ایستگاه فضایی بین المللی چطور تبدیل شده به بزرگترین ساخته بشر در فضا باید بگم که همه چیز از یک رقابت شروع شدرقابت بین امریکا و شوروی،شوروی یکی از بزرگترین رقیب های امریکا تونست که اولین ماهواره رو به فضا بفرسته ماهواره ای به اسم اسپاتنیک.صدای رادیو-اسپاتنیک اسمی بود که همه ی ارزوهای امریکایی ها رو برای اینکه اولین باشن در این زمینه از بین برد. ماموریت اسپاتنیک به مدت 3 ماه با سرعت 29 هزار کیلومتر ادامه داشت، اسپاتنیک به پرتاب های بعدی کمک زیادی کرد اینکه دانشمندان تونستن حرکات امواج رادیویی در یونسفر یا بالاترین لایه جو زمین رو رصد کنند. یکسال بعد از ارسال اسپاتنیک به فضا ناسا تاسیس شد تا بتونه برگ برنده ایی برای رقابت های بین امریکا و روسیه باشه.ماموریت اسپاتنیک بعد از 3 ماه و طی مسافت 60 میلیون کیلومتر در تاریخ 14 دی سال 1336 با سقوط به جو زمین سوخت و از بین رفت.خب میدونم یکم دراماتیک شد ولی نباید فراموش کرد که چه کار بزرگی رو روس ها اغاز کردند.یوری گاگارین اولین فضانورد جهان، عصر سفرهای فضایی رو شروع کرد ولی خب همه چیز تنها به یک سفر ختم نشد. تقریبا میشه گفت بعد از ارسال هر فضانورد یا فضاپیمای جدید هر دو کشور سعی میکردند که جبران کنند و یه طوری دوباره بتونند در این رقابت اول بشن.. فضانوردان باید حتما در رشته های دانشگاهی مثل فیزیک مدرک میگرفتند ویا در رشته های مرتبط و بعد از اون از نظر سلامت جسمی و روانی ارزیابی میشدند و بعد از همه اینها باید از تمرینات میدانی نمره ی قابل قبول رو میگرفتند. در کنار این تمرینات که ناسا برای فضانوردانش طراحی کرده بود باید با مسائل مالی هم دست و پنجه نرم میکردن چون پول مالیات رو داشتند استفاده میکردند و هر پروژه و هر ماموریت حکم مرگ و زندگی داشت و همینطور نظر مردم برای اینکه این بودجه کاهش پیدا نکنه بسیار مهم بود.ناسا در سال 1962 بعد از اینکه گاگارین موفق شده بود به اولین فضانورد جهان تبدیل بشه، دو فضانورد خودش رو با اسم های الن شپرد وجان گلن طی ماموریت عطارد 3  به مدار زمین فرستاد.ماموریت عطارد 3 اصلی ترین هدفش قرار دادن انسان در مدار زمین بود که الن شپرد و جان گلن موفق شدند ولی روسیه هم در این بین درست بعد از امریکا فضانورد دیگری به اسم تیتوف رو به مدار زمین فرستاد که در نهایت روزهای بیشتر روسیه تونست در مدار زمین بمونه.خب تا اینجای کار میدونیم که روسیه موفق شد اولین فضانورد رو به مدار زمین بفرسته و همینطور امریکا سعی کرد که از این رقابت عقب نیافته. به خاطر جنگ سردی که بین این دو کشور بود محرمانه بودن پروژه ها بسیار اهمیت داشت به همین دلیل دانش فنی و فضایی این دو کشور بسیار با همدیگه  تفاوت داشتن. روسیه جاه طلبی بسیاری در این زمینه داشت و دوست داشت که همیشه از رقیب قدیمی اش جلو باشه .همه ی این عملیات ها کوتاه مدت بودند و هنوز اون دانشی که لازم باشه که فضانورد به مدت طولانی تری در فضا بمونه رو کسی بش دست پیدا نکرده بوددانشمندان دو کشور در تلاش بودن که یک ایستگاه فضایی بتونند ارسال کنند چون این ایستگاه ها برای فضانوردان بسیار میتونه راحت تر باشه و دیگه لازم نیست که هر نمونه ایی رو جمع میکنند دوباره بخوان برگردند. اینطوری ازمایشات سرعت میگرفت همینطور اینکه متوجه میشدیم که چطور میتونیم به بی وزنی غلبه کنیم و اینکه در دراز مدت این وضعیت چه تاثیری روی بدن ما داره و خب موضوعاتی که همه باید در نظر گرفته میشدند تا این عملیات شکست نخوره.رسیدن به ایستگاه فضایی بین المللی راه پر و پیچ و خمی بود که دانشمندان روسی اون رو اغاز کردند.روس ها اولین ایستگاه فضایی بین المللی به اسم سالیوت رو به فضا ارسال کردند ولی خب برای ساختنش باید با یک مشکل روبرو میشدند، موندن در مدار.سال 1969 امریکا تونست اولین انسان رو به ماه بفرسته و روسیه رو دیگه این بار شکست بده. برای همین دیگه دوست نداشت از امریکا شکست بخوره به همین دلیل سعی کرد که یک فضانورد رو به مدت بسیار طولانی تر که تا به حال بشر به چشم خودش ندیده بود رو به فضا بفرسته. خب اشاره کردم که اون زمان هنوز هیچکس نمیدونست که در طولانی مدت چه بلایی بر سر انسان میاد اگه به مدت بیشتری در فضا بمونه به همین خاطر روسیه میخواست که این رو متوجه بشه به همین دلیل ایستگاه فضایی سالیوت رو ساخت3 فضانورد در این ایستگاه جا میشد که از دوبخش اتاق کنترل و محل زندگی فضانورد درست شده بود و همینطور ماموریتی 3 هفته ایی به اونا داده شده بود تا نتیجه ی کار معلوم بشه و برای اینکه بتونند 3 هفته در مدار زمین بمونند باید سالیوت با سرعت 28 هزار کلیومتر در ساعت حرکت میکرد که خب این سرعت به لطف موشک پروتونی که این ایستگاه رو حمل میکرد اتفاق افتاد. بعد از رسیدن به فضا دیگه این موشک از ایستگاه جدا میشه و در مدار زمین به گردش خودش ادامه میداد ولی خب به این سادگی نبود چون درست که فضا وکیوم است ولی نه به طور کامل. سیاره زمین از لایه های مختلف جو درست شده که تا 700 مایل بالای زمین ادامه داره . سالیوت در اون مداری که در حال گردش بود هنوز با مقداری هوا روبرو بود که این ذرات هرچقدر هم کم باشن در نهایت سرعت ایستگاه رو کم میکنند که منجر به سقوط ایستگاه به جو و درنهایت از بین رفتن اون.برای جلوگیری از اینکار از شتاب دهندهایی استفاده میکنند که سرعت ایستگاه را به حدی میرسونن که توسط جاذبه زمین سقوط نکنه ولی این مورد هم باز باید اصلاح بشه چون در صورتی که سرعت ایستگاه اگر از یه حدی بیشتر بشه دیگه از مدار خارج میشه و تا ابد به مسیر خودش ادامه میده.ایده ی حل این مشکل از جنگ امریکا با کره گرفته شده ، در اون زمان بود که از جت پک ها رونمایی شد که خب طرز کار این جت ها به تجزیه هیدروژن پراکسید وابسته است که خلبان  به مقدار دلخواه میتونه این تجزیه رو کنترل کنه و هرچقدر دوست داره شتاب بده. دقیقا همین روش رو برای سالیوت هم پیاده کردند که شتاب رو بتونند کنترل کنند و ایستگاه رو در مدار نگه دارند.خب قطعا همه‌ی تجهیزات ایستگاه های فضایی نیازمند الکتریسته است که این الکتریسته توسط پنل های خورشیدی تامین میشه و چه جایی بهتر از مدار زمین، این پنل ها ثابت نیستند و توسط یک ژیروسکوب و خود ایستگاه مدام جهت این پنل ها تنظیم میشه تا جریان الکتریسته ذخیره بشه.سالیوت بی شک یک پیشرو در زمینه ساخت ایستگاه های فضایی بود که تونست به مدت 23 روز در فضا باقی بمونه امریکا برای شکستن این رکورد اسکای لب رو ساخت که 3 فضانورد رو در خودش جا میداد مشکلی که این ایستگاه باش روبرو بود ارتباط با زمین بودارتباط با این ایستگاه از جنس امواج رادیویی بود که خب این امواج فقط مسیری مستفیم رو طی میکنند این یه مشکله چون اسکای لب به دور مدار زمین میگرده و هر 90 دقیقه یک بار میتونیست اطلاعات رو به زمین مخابره کنه و تنها اپراتوری که بر روی زمین بود 6 دقیقه وقت داشت تا اطلاعات رو مشاهده کنه که خب این وقت بسیار کم بود. برای همین سعی کردند این روش رو گسترش بدن که زمان بیشتری برای دریافت اطلاعات داشته باشن.اول ناسا سعی کرد در نقاط بیشتری از زمین فرستندهای رادیویی کار بزاره ولی خب نمیشد همه زمین رو پوشش بده چون قسمت اعظمی از زمین رو اقیانوس ها تشکیل میدن و احداث یه مرکز رادیویی ممکن نبودبه همین دلیل از کشتی هایی که مجهز به فرستنده رادیویی بودند کمک گرفتن ولی بازهم کشتی قادر نبود که به سرعتی که ایستگاه فضایی داره برسه و این ارتباط باز هم قطع میشد.این بار ناسا از هواپیماهایی کمک میگرفت که در جلوی اونها فرستندهایی به طول دومتر کار گذاشته شده بود که میتونستند در ارتفاعی مناسب امواج رو مخابره کنند.این هواپیماها مدام در مسیرهایی پرواز میکردن که تقریبا ارتباطی مداوم رو برای ناسا فراهم میکرد.ولی این ارتباط لازم بود که تغییری در اون ایجاد بشه به همین دلیل از ماهواره ها اینبار کمک گرفتن، 9ماهواره به مکانی دور تر از ایستگاه ارسال میشد که میتونست واسطه ایی برای ارتباط با زمین باشن. این 9ماهواره در دور تا دور زمین قرار داشت و مدام اطلاعات رو از ایستگاه فضایی میگرفت و اون رو به زمین میفرستاد که اینکار میشه گفت یک شاهکار برای رسوندن اطلاعات به زمین بود و مشکل ناسا رو برای ارتباط با اسکای لب برطرف کرد.خب یه مطلبی هست مورد فضانوردانی که برمیگردند، بی وزنی میتونه به مدت طولانی اثرات بدی بر روی بدن داشته باشه چون خیلی از اندام های ما تحت تاثیر جاذبه میتونند به درستی کار خودشون رو انجام بدن، قلب هم از قاعده مستثنی نیست، چون قلب یک ماهیچه است بی وزنی میتونه قدرت ماهیچه رو کم کنه به همین دلیل فضانوردان در ایستگاه های فضایی که مدت طولانی در اونجا ماموریت دارند باید روزانه 2.5 ساعت ورزش کنند تا بتونند این اثر بی وزنی رو کاهش بدن. معمولا فضانوردان که فرود میان نیاز به کمک دارند برای راه رفتن و این به همین دلیل که در طولانی مدت تحت تاثیر بی وزنی بودند.موسیقی-بسیار خب کم کم داریم به ساخت ایستگاه فضایی بین المللی نزدیک میشیم ولی قبلش باید بدونیم که چیشد که رقابت دیرینه دو ابر قدرت قدیمی در مسابقه ی فضایی تموم شد.در سال 1975 اطلاعیه ایی جهان رو شوکه کرد و این اطلاعیه ساخت ایستگاه مشترک بین امریکا و روسیه بود . این ایستگاه به جنگ سردی که بین این دوکشور بود خاتمه دادایستگاه فضایی اپولو و سویز که 5 نفر رو در خودش جا میداد توسط دو بخش دو جدا گونه ساخته شد. قرار این شد که سویز رو روسیه از قزاقزستان و امریکا اپولو رو از فلوریدا در یک زمان به فضا بفرستن و این دو ایستگاه در یک نقطه به هم متصل میشن.ولی خب درست مثل بقیه ی مشکلاتی که ایستگاه های قبلی پشت سر گذاتشه بودن این ایستگاه هم با مشکلی اساسی روبرو بود، در طول جنگ سرد محرمانه بودن پروژه ها امری حیاتی بود به همین دلیل کار مشترک این دو کشور نتیجش شده بود دو ایستگاهی که در خیلی چیزها با هم تفاوت داشتند حتی در دستگاه های اندازه گیری و میزان فشار کابین.ایستگاه فضایی سویز فشار کابینی که داشت دقیقا مثل فشار هواییِ که روی زمین بود ولی اپولو فشار هوای کمتری داشت به همین دلیل وقتی که این دو ایستگاه به هم متصل شدند ، فضانوردان همزمان محفظه ی بین دو ایستگاه رو نمی تونستن باز کنن اگر این کار رو  میکردند به خاطر اختلاف فشار بین دو کابین میتونست منجر به مرگشون بشه . دلیلش اینه که گاز نیتروژن اطرافشون به سرعت و خیلی سریع تر از اکسیژن توی خونشون حل میشد و حباب هایی رو به وجود می اورد که این مورد بسیار کشنده است و این اتفاق برای افرادی هم که غواصی میکنند اتفاق می افتهبه همین دلیل وقتی  غواصا میخوان برگردن به سطح اب باید با سرعت تعیین شده ایی بیان بالا واگر این کار رو سریع انجام بدن هوا وارد قلبشون میشه ومتاسفانه میمرن.به همین دلیل برای مبارزه با اثار بدی که اختلاف فشار روی انسان میتونه داشته باشه از اتاقک های فشاری استفاده میکنن که فشار رو روی بدن انسان تنظیم میکنهمهندسان از این اتاقک ها ایده گرفتن و با طراحی همچین اتاقی مشکل فضانوردان رو حل کردناتاقک فشار میومد بین دو ایستگاه قرار میگرفت و فضانوردان وقتی میخواستن برن به ایستگاه دیگر باید به مدت 3 ساعت در اون مینشستند تا فشار تنظیم بشه و سپس به ایستگاه دیگر میرفتن.*صدای اپولو-سویزخب این همه صحبت کردیم که برسیم به بزرگترین سازه ی ساخت بشر که در فضا قرار داره . ایستگاه فضایی بین المللیاین ایستگاه که 10 نفر رو درخودش جا میده بسیار بزرگتر از ایستگاه های قبلی است و همینطور پیشرفته ترِ، که ده سال طول کشید تا این ایستگاه ساخته بشه، چون این ایستگاه تقریبا 450 تنِ و قطعا نمیشد به یکبار این وزن رو فرستاد به فضا به همین دلیل باید قطعات در فضا سرهم میشد که بیش از 30 ماموریت ارسال انجام شد تا این ایستگاه به سرانجام برسه.ایستگاه فضای بین المللی متکی به سیتمهای متفاوتیِ برای اینکه فضانوردان به مدت طولانی بتونند در اونجا اقامت داشته باشند یکی از این سیستم ها برای بازیافت ابِ.این سیستم طوری طراحی شده که بیشترین بازده رو داشته باشه و میتونه اب رو از موادی مثل ادرار و عرق جمع کنه . فضانوردان بعد از ورزش کردن لباسهاشون رو زیر هواکشی که در اتاق وجود داره میزارن تا بعد از تبخیر، جمع اوری بشه.در مورد ادرار هم به خاطر مهندسی که صورت گرفته، فقط در مراحل اولیه میتونن تا 85 درصد اب رو جدا کنن. در کل این سیستم تا 95 درصد میتونه در هدر رفت اب موثر باشه که بسیار فوق العادس.این سیستم فقط کارش به همینجا ختم نمیشه بلکه هوایی هم که فضانوردان تنفس میکنن هم از این سیستم تامین میشه. همه ی مواردی که گفتم بعد از اینکه اب تصفیه شد به یک مخزن میریزه. به این مخزن یک جریان برق هم متصل که وقتی روشن باشه اب رو تجزیه میکنه به هیدروژن و اکسیژن که به این صورت اکسیژن مورد نیاز فضانوردان تامین میشه.خب در مورد این مشکل هم صحبت کردیم و اینکه چطور مهندسان برای بازیابی اب تلاش کردن.طراحی لباس های فضانوردان هم مورد بسیار مهمیه، طی ساخت ایستگاه فضایی یکی از مشکلاتی که گریبانگیر فضانوردان بود کابلی بود که به اونا وصل بود.این کابل بسیار حیاتی برای فضانورد به این دلیل که لباس های فضانوردان باید برای اینکه فضانورد زنده بمونه یک محیط ایده ال رو درست کنه. موقعی که خورشید به اونا میتابه دما تا 273 درجه سانتی گراد میرسه که خب باید لباس فضانورد خنک باشه . این کابل مایع خنک کننده رو به لباس فضانورد وارد میکنه که سیستم خنک کننده لباس رو فعال میکنه و همینطور موقعی که در سایه قرار دارند دما به منفی 273 درجه میرسه که اون موقع مایع سرد کننده به لباس تزریق میشه.ولی خب هنگام کار ممکن بود که این کابل به طریقی به بقیه جاهای ایستگاه فضایی گیر کنه و باعث بشه که کابل جدا بشه اینطور فضانورد برای همیشه در فضا سرگردان میشه.روس ها با طراحی جدید این لباس اون کابل رو حذف کردن و به جاش همه ی مواد لازم رو توی یک بک پک جاساز کردن که فضانورد همه جا میتونه حملش کنه و دیگه براش خطری نیست، توی این طراحی از همه چیز دوتا گذاشتن که اگر یه سیستم مثل سیستم اکسیژن فضانورد کار نکرد یکی دیگه به جاش فعال باشه.ایستگاه فضایی هدفی دنبال میکنه و این هدف اینکه با تحقیقاتی که روی گیاهان و انسان و موجودات دیگه انجام میده بتونه بفهمه که بی وزنی چه تاثیری روی همه چیز میزاره و همینطور بتونه به این سوال که اینده انسان در کدام سیاره رقم میخوره جواب بده.خب رسیدیم به پایان این قسمتاین قسمت برای بنده بسیار پر فراز و نشیب بود و همینطور کار ترجمه و جمع اوری اطلاعات دشواری داشت ، امیدوارم که از این قسمت استفاده کرده باشید.اگه از کاری که نردکست داره انجام میده راضی هستید و دوست دارید که در هدف نردکست سهیم باشید میتونید با حمایت مالی از ما در سایت حامی باش ما رو در این راه کمک کنید.و همینطور برای اطلاع از اخبار قسمت های بعدی میتونید توییتر نردکست رو دنبال کنید.تا قسمت بعدی خدانگهدار</description>
                <category>Nerd Cast</category>
                <author>Nerd Cast</author>
                <pubDate>Thu, 06 Feb 2020 18:18:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رفع مشکل پادکست &lt;میزبانی انکر&gt;</title>
                <link>https://virgool.io/@n3rdcastt/%D8%B1%D9%81%D8%B9-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%B1-edr2wiuvlflq</link>
                <description>مطمئنم که اگر توی کار پادکست هستید حتما اسم انکر Anchor به گوشتون خورده، میزبانی رایگان برای اپلود پادکست که بسیاری از کسانی که در این زمینه فعالیت میکنند از این سرویس بی‌نظیر استفاده کردند.به تازگی این سرویس برای ایرانیان محدود شده و قادر نیستیم بیش از این نردکست رو بر روی این سرویس ارائه بدیم. اگر شما هم دوست دارید از انکر جدا بشید در ادامه کاری که خودم طی کردم رو شرح میدم تا میزبانی رو از انکر به میزبان دیگر ببرید.برای اینکار از از میزبانی به اسم whooshkaa  استفاده میکنیم. این سرویس در دو نوع رایگان و پولی عرضه میشه که سرویس رایگان اون تنها 5 گیگ فضای میزبانی در اختیار شما میزاره که اگه تازه شروع به ضبط پادکست کردید شاید این حجم زیاد هم به نظر برسه ولی در طولانی مدت حتما باید به سرویس دیگری فکر کنید، سرویس پولی این میزبانی ماهی 99 دلار است که خب قطعا این هزینه بسیار زیادِ. ولی خب اگر توانش رو دارید امکانات خوبی هم در اختیار شما میزاره. امار دقیق و همینطور سرعت عمل یکی از خوبیای این میزبانِ.برای ثبت نام کافی است creat forever free رو انتخاب کنید در منوی pricing.بعد از پر کردن فیلد های مورد نیاز لازمه که به ایمیلتون مراجعه کنید تا ایمیل فعال سازی براتون ارسال بشه و با تایید اون و انتخاب پسوردتون به داشبورد منتقل میشید.شما باید برای انتقال از انکر به این سرویس ابتدا از همه‌ی اماری که انکر برای شما ثبت کرده خروجی بگیرید که در صفحه داشبورد انکر در زیر هر گرافی این گزینه موجود است و به شما خروجی اکسل میده.چون که امار پادکست از انکر به Whooshka منتقل نمیشه و باید حتما خروجی بگیرید ولی بقیه چیزها مثل کسانی که شما رو دنبال کردند اتفاقی برایشان نمی‌افته.سپس باید شما در داشبورد whooshka گزینه import a show رو انتخاب کنید. در قسمت setting انکر گزینه Distribution رو انتخاب کنید و فید انکر خودتون رو کپی کنید (حتما نگهش دارید و گمش نکنید).حالا این فید رو در داشبورد Whooshka وارد کنید و منتظر باشید تا پادکست شما وارد این میزبان بشه.بعد از وارد کردن پادکست به میزبان جدید باید شما کار انتقال کلی میزبان رو انجام بدید .حالا باید با پشتیبانی انکر تماس بگیرید . Contact us رو در انکر انتخاب کنید و موضوع تیکت رو بر روی Redirect بزارید و سپس این متن رو برای اونها ارسال کنید.Can you please apply a 301 redirect for my NAME OF SHOW podcast as a matter of urgency. I&#x27;m moving to a new podcast host provider. This redirect is from INSERT ANCHOR RSS FEED to INSERT NEW WHOOSHKAA RSS FEED. The email address associated to my Anchor account is INSERT YOUR ANCHOR LOGIN EMAIL ADDRESS.دقت کنید که در متن به جای Name of show اسم پادکست خودتون رو بزاریدinsert anchor rss feed فید انکر رو جایگزین کنید.به جای insert new whooshkaa rss feed ادرس فید میزبان whooshkaa رو جایگزین کنید. این ادرس بعد از اینکه شما پادکست رو وارد کردید برای شما درست شده است.به جای insert your anchor login email ادرس ایمیلی که با اون در انکر ثبت نام کردید رو جایگزین کنید.حال باید صبر کنید تا پشتیبانی کار انتقال رو انجام بده. برای بنده اینکار کمتر از یک روز طول کشید تا در کست باکس این مشکل حل بشه و شنونده های من قادر به پلی کردن باشند. اگر مدت این زمان طولانی تر شده نگران نباشید چون معمولش اینطور است که تا یک هفته طول بکشد تا به طور کلی همه‌ی اپ ها تغییرات رو اعمال کنند.خب این همه‌ی کاری بود که من کردم، از نظر اماری بعد از فیلتر شدن شاید میشه گفت یه افت 20 تا 30 درصدی نردکست داشت که خب طبیعی است. اینکار برای کوتاه مدت جواب میده ولی چون هر روز یک سرویس میزبانی در ایران به مشکل برمیخوره اگر این افت زیاد برای شما واضح نیست با انکر ادامه بدید.</description>
                <category>Nerd Cast</category>
                <author>Nerd Cast</author>
                <pubDate>Mon, 30 Dec 2019 01:16:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قسمت 7نردکست آلودگی هوا</title>
                <link>https://virgool.io/@n3rdcastt/%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-7%D9%86%D8%B1%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%A2%D9%84%D9%88%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%A7-ndosen0f7dyf</link>
                <description>الودگی هواسلام من امیر فولادی فرد هستم و شما به نردکست گوش میدید.این هفتمین قسمت از نردکسته و خیلی خوشحالم که شما همراه این پادکست هستیدبرای اطلاعات بیشتر در مورد برنامه های بعد میتونید توییتر برنامه رو دنبال کنید یا در کانال تلگرام نردکست عضو بشید که سعی میشه لینک های پخش برنامه در اونجا قرار داده بشه و همینطور اطلاعاتی پیرامون موضوعات قسمت های بعدی منتشر میشه. همچنین اگه شما علاقه مند به حضور در نردکست هستید میتونید موضوع قسمت های بعدی رو در توییتر ما یا در کانال تلگرام نردکست مشاهده کنید و با ما در ارتباط باشید.برای حمایت مالی از برنامه شما میتونید به صفحه نردکست در حامی باش سر بزنید و از این پادکست حمایت کنید . کمک های شما که هر مقداری میتونند باشند صرف بهتر کردن تجهیزات این برنامه میشه که محتوا با کیفیت بسیار بیشتری به دست شما برسه.به تازگی به دلیل تحریم های امازون علیه ایران پادکست های ایرانی از جمله نردکست تنها با وی پی ان قابل شنیدن هستند به همین دلیل من همه قسمت ها رو در ناملیک نیز منتشر کردم که یک سرویس پادگیر ایرانیه و شما میتونید به راحتی هم در ناملیک به ما گوش بدید.موضوع این قسمت الودگی هواست که سعی شده به طور کامل به این موضوع بپردازیم در ادامه همراه ما باشید.-موسیقی.الودگی هوا میدونم که این اواخر خیلی یا شما رو اذیت کرده یا اینکه مجبور شدید به خاطرش برید بیمارستان یا حتی مجبور باشید مدام ماسکهای مخصوص با خودتون این ور و انور ببرید.الودگی هوا به طور کلی موقعی صورت میگیره که هوایی که تنفس میکنیم شامل مقدار غیرمجازی از ذرات مضر باشند. این ذرات میتونند اینقدر ریز باشند که حتی وارد شش های شما هم میشن و در طولانی مدت به سلامت جسمی و ذهنی شما اسیب زیادی میزنناز این ذرات میشه به کربن مونو اکسید، گوگرد دی اکسید، هیدروکربن ها اشاره کرد.تولید کننده های بزرگ این نوع مواد مضر موجود در هوا صنایع مختلف هستند ، کارخانه های بزرگ باید حتما از فیلترهای مناسب مثل ته نشین کننده های الکترواستاتیکی دود استفاده کننند که قبل از ورود به دودکش ها ذرات سنگین از اونها جدا میشه و تا حد مناسبی از الوده شدن هوا جلوگیری میکنند.از دیگر روش ها برای تصفیه دود خروجی از کارخانه ها روش اف جی دی استفاده کرد که کار اصلی این روش جمع کردن گاز دی اکسید کربن استاین گاز اگه مقدارش در هوایی که ما نفس میکشیم بشه میتونه به باران های اسیدی تبدیل بشه که این باران ها ضرر های زیادی به بخش های متخلف میزنند از جمله به کشاورزی به این دلیل که رشد گیاه رو کاهش میدنهمچنین تعادل شیمیایی خاک رو هم تغییر میدن به دلیل خاصیت اسیدی که این باران ها دارند.همچنینی به چرم کاغذ و لباس و بناها اسییب میزنند و عمر مفید اونا رو کاهش میدن.الودگی هوا یه مسئله تازه نیست بلکه از دوران باستان نیز وجود داشته، کوچ نشین هایی که آتش رو پیدا کرده بودند از الودگی هایی که احتراق به وجود می اورد در امان نبودند پس این مسئله همیشه بوده ولی خب هرچه زمان گذشت و علم پیشرفته کرد این مشکل خودش رو بیشتر نشون داد،کنترل الودگی هم تاریخی قدیمی داره. کینگ ادوارد در قرن 14 به دلیل الودگی که در انگلستان بود دستور داده بود که کسانی که زغال سنگ میسوزند رو گردن بزنند تا این مشکل برطرف بشه.انقلاب صنعتی نقطه ایی بود که میشه گفت در ادامه‌ی اون این آسیب ها روز به روز بیشتر شدند.این الودگی ها منجر به اثر گاز گلخانه ایی هم میشه که در قسمت اول نردکست در مورد این موضوع صحبت کردیم.خب بعد از کارخانه ها که بشون اشاره کردیم باید چه تغییراتی رو اعمال کنن تا محیط زیست سالم تر و هوای بهتری داشته باشیمنوبت میرسه به ماشین هاخودروها از مبدل های کاتالیستی بهره میبرند در ایران این موضوع زیاد بش توجه نمیشه چون این مبدل ها یه عمر متوسطی دارند که معمولا 4 سال و همینطور بعد از 80 هزار کیلومتر دیگه کارایی خودشون رو از دست میدن و ماشین شما الودگی که از قبل تولید میکرد رو به 5 برابر افزایش میدهحتما سعی کنید از مبدل های مرغوب استفاده کنید چون هرچی مبدل بهتری استفاده شه الودگی کمتری تولید میکنیدمبدل ها دو دستن دو گانه و سه گانهکه مدل دو گانه در ماشین های دیزلی استفاده میشه ولی خب این مبدل ها در ماشین های بنزینی کاربرد زیادی ندارند چون اکسید نیتروژن رو نمیتونند تبدیل کنند به همین دلیل از مبدل های 3 گانه استفاده میشه.پس اگر همهی کسانی که خودرو دارند به این نکته توجه کنند و پشت گوش نندازند قطعا کمتر با مشکلاتی که الان با اونها سر و کله میزنیم مواجه خواهیم شد.یکی دیگر از کارهایی که باعث تخریب محیط زیست و همینطور اسیب به هوایی که تنفس میکنیم میشه اتش زدن بقایای محصولات کشاورزی که فکر کنم هنگام مسافرت کردن زیاد این پدیده رو در شهرهای مختلف ایران دیدید.اینکار علاوه بر ضررات زیست محیطی که داره به خاک هم اسیب میزنه و اینکه میدونم این کار مرسومه ولی خب موقش رسیده که با اموزش کشاورزان اینکار کنار گذاشته بشه چون خود کشاورز در نهایت اسیب میبینه و زمینی دیگه براش باقی نمیمونه.این همه مسائلی که بش اشاره کردم اگر رعایت نشن در نهایت الودگی هوا رو بیشتر و بیشتر میکنند و منجر به نازک شدن لایه اوزن میشه که اینکار توسط سی اف سی ها یا کلرو فلورو کربن ها صورت میگریه.بعد از برخورد نور خورشید به این گازها باعث میشه که رادیکال های ازاد کلر درست بشه که اوزن رو به اکسیژن تبدیل میکنه و اینجوری دیگه لایه اوزن پرتوهای یو وی یا فرابنفش رو جذب نمیکنه.-موسیقیخب در مورد اینکه چطور الاینده ها باعث تخریب اوزن میشن صحبت کردیم همینطور یه سری هم به تاریخ الودگی هوا زدیم.الان دوست دارم به اینکه این الاینده چه ضرری به ما میزنند صحبت کنم و اینکه چه کار باید کنیم که کمتر اسیب ببینیم.باید بگم شاید خیلی از ماها الودگی هوا رو جدی نمیگیریم و بدون اینکه احتیاط کنیم حتی نفس های عمیق هم در این نوع هوا های الوده هم میکشیم. در این غباری کدری که بر اثر الودگی هوا ایجاد میشه ذرات بسیار ریزی هست که معروفن به پی ام که قطر این ذرات میتونه متفاوت باشه و روی تابلوهای سنجش هوا قطعا به چشمتون خورده که اندازه قطر این ذرات از 2.5 میکرومتر هست تا 10 میکرومتر.مضر ترین این ذرات نوع 2.5 میکرومتری اونه که میتونه به شش های شما نفوذ کنه و وارد جریان خون شما بشه.در طولانی مدت این مواد بر روی هوشیاری شما و حافظه شما اثر میگذارند. تحیقیق که بروی 1000 نفر صورت گرفته و در نیورک تایمز هم منتشر شده نشون میده که افرادی که مدت طولانی در این نوع هوا ها زندگی میکنند نتایج ازمایش های هوشیاری و حافظشون افت کرده ، چون این ذرات اینقدری ریز هستند که حتی میتوند ساختار مغز رو تغییر بدن و باعث کاهش سلولهای مغزی بشن که معروفه به اتروفی مغزی. پس باید این الودگی رو جدی گرفت حتما اگر کسی از دوستانی که مخاطب نردکست هست و به این قسمت داره گوش میده سعی کنید به بقیه هم این موضوعات رو اطلاع بدید چون هدف اول و اخر نردکست افزایش اگاهی عمومی و اینکه این اطلاعات میتونه به سلامت شما بسیار کمک کنه و کمتر دچار بیماری های تنفسی و قلبی بشید.زنان باردار حتما باید مراقب باشند چون این ذرات میتونند باعث سقط خاموش بشه که میتونه بسیار ناراحت کننده تر از سقط معمولی باشه چون در این نوع اصلا شما خبر دار نخواهید شد و هیچ چیزی رو احساس نمیکنید و فقط اتفاق می افته، در چین این اتفاق زیاد صورت میگره به گفته نیورک تایمز البته.کاری که دولت ها میتونند انجام بدند سرکشی به کارخانه ها و صنایع هست که کنترل الودگی اونها رو بررسی کنند و همینطور اموزش نقش بزرکی رو در این مسئله ایجاد میکنه. اگر معلم یا استاد دانشگاه هستید حتما سعی کنید گاهی اوقات به کسانی که به شما گوش میدن این نکات رو گوش زد کنید.خب حالا چه کار میتونیم بکنیم که تاثیراتش کمتر بشه.اولین کار اینه که تا میتونید در محیطهای بازی که غلظت این الاینده ها زیاده نمونید و همینطور توی خونه که هستید ممکنه که زیاد فرقی با بیرون نداشته باشه هوایی که تنفس میکنید پس باید از تصفیه های هوا استفاده کنید مخصوصا مدل های هپا که کارایی بیشتر دارند این نوع تصفیه کننده ها اگر مرغوب باشند میتوندد تا 90 درصد هوای خونه رو بر حسب اون قدرتشون تمیز کنند همینطور یه نوع فیلترهای الکترونی هستند که روی بار ذرات الودگی تاثیر میزارند و باعث ته نشینن شدن این ذرات میشند و نمیزارند که وارد بدن شما بشه. این دستگاها برای افرادی که الرژی دارند بسیار موثر است و میتونند مصرف قرصهایی که برای الرژیشون استفاده میکنند رو کم کنند.اگر که در شهرهای صنعتی بزرگ یا کوچیک زنده میکنید حتما قبل از بیرون رفتن از خونه الودگی هوا رو بررسی کنید اینکار رو میتونید با سایتی که در توضیحات قرار دادم انجام بدید و فقط لازمه که شما اسم شهرتون رو وارد کنید و به صورت زنده اطلاعات مربوط به غلظت الاینده ها و همینطور میزان خطری که برای شما دارند رو نشون میده که بسیار کاربردیه.استفاده از ماسک ها هم میتونه تا حدی باعث شه که جلوگیری کنه از الودگی هوا ولی فقط نوع هایی که دارای فیلتر هستند و نه این ماسک های بدون فیلتری که توزیع میشه، اینها زیاد کاربردی نیستند.همون ماسک های فیلتردار هم دارای عمر متوسط هستند که باید بعد از گذشت عمرشون دور انداخته بشه یا فیلترهاشون عوض بشه.برای بررسی میزان آلودگی هوا aqicn.orghttps://castbox.fm/channel/id2405997  در کست باکس ما رو دنبال کنید.حمایت مالی از برنامه در سایت حامی باش.https://hamibash.com/nerdcastحمایت های شما صرف تجهیزات برنامه و تولید مناسب تر محتوا خواهد شد.n3rdcastt@gmail.com ایمیل برنامه برای پشنهاد و انتقاداتبرای مطلع شدن از اخبار برنامه به توییتر برنامه مراجعه کنیدTwitter : @nerdcast2telegram: https://t.me/nerdcasttinstagram: nerdcastt</description>
                <category>Nerd Cast</category>
                <author>Nerd Cast</author>
                <pubDate>Mon, 23 Dec 2019 22:11:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قسمت 6 نردکست . صرفه‌جویی در زمان</title>
                <link>https://virgool.io/@n3rdcastt/%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-6-%D9%86%D8%B1%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%B5%D8%B1%D9%81%D9%87%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-kbulsj81ueet</link>
                <description>سلام و خوش اومدید ، من امیر فولادی فرد هستم و شما به نردکست گوش میدید.نردکست در حال حاظر هزار پلی رو تنها در کست باکس رد کرده و امیدوارم که همینطور هرروز بیشتر و بیشتر مطالب به دست شما عزیزان برسه.برای حمایت از برنامه شما میتونید به صفحه نردکست در حامی باش سر بزنید. کمک های شما صرف بهتر کردن تجهیزات این برنامه میشه تا محتوا با کیفیت بهتری به دست شما برسه.نردکست بر روی ناملیک کست باکس و بقیه اپ های پادگیر در دسترس است و همینطور اگه دوست دارید از بقیه اخبار علمی و همینطور موضوعات قسمت های بعدی اگاه بشید توییتر نردکست رو دنبال کنیدمتن هر قسمت رو در صفحه نردکست ویرگول نیز منتشر میکنیم که اگر دوست داشتید میتونید همزمان متن پادکست هم در اختیار داشته باشید.کامنت های شما در کست باکس خونده میشه و اگر انتقاد یا پیشنهادی دارید خوشحال میشم که اونها رو با من در میون بزارید.موسیقی-در این قسمت پرداختیم به صرفه جویی در زمان، تنها چیزی که شاید به هیچ طریقی نتونیم حداقل برای فعلا اون رو برنگردونیم زمانِ، من سعی کردم برنامه هایی که شما میتونید از اونها استفاده کنید تا وقت کمتری رو هدر بدید و به شما معرفی کنم.این نکات و اپ ها به شما اجازه میدن که کار بیشتری رو در وقت کمتری انجام بدیداینطوری بهره وری یا همون پروداکتیوتی شما بیشتر میشه/در بخش اول میپردازم به کارهایی که میتونیم خودمون اونها رو انجام بدیم و حتما نیازی نیست که از تکنولوژی استفاده کنیم یا متکی بر اپ ها باشیم در ادامه همراه ما باشید.مورد اولی که میتونه به شما در صرفه جویی وقت کمک کنه اینه که بدونید وقت شما کجا داره میره. ممکنه که شما فکر کنید که کارهای خودتون خیلی سریع دارید انجام میدید ولی باز هم وقت کم میارید، به عنوان مثال من وقتی دارم متن پادکست رو مینویسم گوشی هم چک میکنم یا ممکنه به کسی زنگ بزنم که خب قطعا زمانی داره از بین میره این وسط و کاری که باید کنیم که یک برنامه هفتگی درست کنید و دقیقا توی اون کارهایی که میدونید میهخواید انجام بدید رو بنویسید مثلا من اکثرا اخر هفته ها کارهای پادکست رو انجام میدم و حدودا میدونم چقدر ممکنه که وقت بخواد تا انجامش بدم، به عنوان مثال اگر یه ساعتی که من وقت میخوام بزارم برای ضبط بشه 2 یا 3 ساعت میتونم تشخیص بدم که چه چیزی این وسط وقت من رو داره میگیره، حالا شما میتونید مثلا این مشکل رو اگه با گوشی خودتون دارید که وقت ارزشمند شما رو میگیره یا حتی روی تمرکز شما تاثیر میزاره رو بزارید حالت پرواز یا خاموش کنید یا از اپهای مثل فارست استفاده کیند نمیزاره شما در مدتی که به اون دستور میدید از گوشی خودتون استفاده کنید و خیلی هم این برنامه رو دوست دارم و رابط کاربری بسیار عالی هم داره.مورد 2.مورد بعدی قرار دادن محدودیت زمانی، توی این بخش میدونم که قبلا حتما تجربش رو داشتید، درست مثل شب های امتحان که وقت کم بود و شما برای اینکه مثلا 10 فصل درس بخونید برنامه میریختید که هر فصل رو باید مثلا از ساعت 2 تا 3 جمع کنم که خب اثبات شده که اینکار بر روی تمرکز شما تاثیر گزاره و میتونید در محدوده ی زمانی بسیار کمتری کار خودتون رو انجام بدید.مورد 3.تقسیم کردن یه کار بزرگ به بخش های کوچکتر، به عنوان مثال بخوام یک قسمت رو ضبط کنم قطعا کار زمان بری و اگه بخوام این تصویر بزرگتر رو ببینم قطعا اصلا سمتش نمیام پس میام میگم امروز مثلا 1000 هزار کلمه یا مثلا نصف کار متن برنامه رو امروز مینویسم و فردا بقیه اش رو انجام میدمیه نکته دیگه هم که داره وقتی من این نصف کار رو انجام دادم به خودم میگم که موفق شدی نصف کار رو انجام بدی و دیگه شبیه یه غول به نظر نمیرسه که این خودش یه تشویق که من ادامه ی کار رو انجام بدم.اینکار رو فرق نمیکنه روی چی پیاده کنید حتی توی درس خوندن هم میشخ و تقریبا هرکار بزرگی رو به بخش کردن اون به کارهای سبک تر میشه که انجام داد.مورد4این مورد میشه گفت یه مورد کلیدی، خب شما اگه قبل اینکه روز رو تموم کنید و به تخت خواب برید، حتما یه لیستی از کارهایی که فردا باید انجام بدید رو بنویسید و بزنید به یه جایی که حتما توی دید باشه اینطور دیگه لازم نیست فردا که بلند میشید تازه بخواید فکر کنید که چه کار کنم، خیلی برای خودم این موضوع تکرار شده که نتونستم به کارهام برسم پس این مورد واقعا کسایی که نمیدونن با وقتی که دارن چه کار کنن مناسبه و بهترین استفاده رو میتونند از این زمانی که دارند ببرند.موسیقی.مورد 5کارهای سخت رو اول انجام بدیدشما اگه اون کارهایی که در الویت شما قرار دارند رو اول صبح انجام بدید، درست موقعی که بخوبی خوابیدید و انرژی کافی دارید اینطور خیلی موثر تر میتونید به همه‌ی کارهای خودتون میرسید، و همینطور در طول روز احساس میکنید که توی کارتون موفق شدید چون بخش سختش رو رد کردید اینطور برای ادامه کار احساس خستگی و تنبلی نمیکنید.مورد6.تقسیم کار بین افراداگه که شما حتما باید دو روز دیگه یک مقاله مهم یا یک کار بسیار مهمی رو انجام بدید و وقت کمه قطعا نمیرسید که کارهای خونه یا کارهای روزمرتون رو انجام بدید یا به عنوان مثال توی طراحی گرافیکی اون چنان سریع نیستید شما میتونید با استخدام فریلنسر مثلا این کار روی تو مدت زمان محدود با مبلغی که خودتون تشخیص دادید انجام بدید که این کار هم سودش برای شماست هم برای فریلنسر.مورد7استراحت در بین کارهااینکه شما بعد از تمام کردن یک موضوع سریعا به سراغ کار بعدی خودتون برید شاید به نظر برسه که در وقت دارید صرفه جویی میکنید ولی خب اینطور نیست چون شما در بین کارهاتون نیاز دارید که به خودتون استراحت بدید و به ذهنتون اجازه بدید که استراحت کنه.درباره‌ی همین موضوع تحقیق شده که مثلا وقتی شما دارید درس میخونید یا هرچی که شما باید اون رو به خاطر بسپارید اگه خواب کوتاه یا نپ داشته باشید اون اطلاعات در ذهن شما بهتر دسته بندی خواهند شد تا اینکه شما مغزتون رو بمباران اطلاعاتی کنید.چون در این صورت ممکنه که خیلی زود اون اطلاغاتی که مهم بودن رو به خاطر نیارید.مورد8.مرتب کردن محیط خودتون.درسته اینکار به شما اجازه میده که خیلی سریع به وسایلی که نیاز دارید دسترسی پیدا کنید و دیگه لازم نیست خیلی وقت بگذارید که فقط دنبال عینکتون بگردید. من خودم خیلی این مورد رو باید رعایت کنم چون یادم هست که پیش اومده عینکم رو حتی در یخچال هم جا گذاشتم پس این مورد به شخصه برای خودم خیلی به کار میاد.مورد9.استفاده از تقویم های انلاین هم میتونه کاربردی باشه مخصوصا اگه از اون دسته ادم هایی هستید که زیاد روی تقویم های خونگی چیزی مینویسید ، با تقویم های انلاین قطعا امکانات بیشتری در اختیار یکی از این تقویم های انلاین که خودم هم استفاده میکنم ، تقویم یا کلندر گوگلِ که بسیار کارگشاست و حتی روی گوشی هم میشه ازش استفاده کرد و نهایت برنامه ریزی رو با خودتون داشته باشید.از نظر روانشناسی هم اینکه شما بعد از انجام دادن یه تسک یا اون کاری که میخواستید انجام بدید اون رو روی تقویم یا برنامتون خط میزنید به شما حس برنده بودن رو میده که خب همین باعث میشه که نسبت به کسایی که برنامه ریزی نمیکنند عملکرد بهتری داشته باشید.مورد 10عالی بودن رو متوقف کن/شاید اینکه بخوایم همیشه عالی باشیم و از خودمون انتظار داشته باشیم که اشتباه نکنیم از نظر خودمون مشکلی نداشته باشه ولی خب این درست نیست چون مشکل همیشه به وجود میاد و اگه شما با این طرز فکر که من باید همیشه عالی باشم جلو برید قطعا به مشکل بر میخورید و انگیزه ایی برای ادامه کار برای شما نمیمونه.مورد 11نه گفتنمیدونم شاید اینکار خیلی سخت باشه ولی وقتی شما یه برنامه کامل ریختید که کارهاتون رو انجام بدید اگه قرار شام یا کمک به یه دوست پیش میاد بهتره که اون رو در وقت هایی که کاری ندارید انجام بدید اینطوری زمان بیشتری ذخیره میکنید.اگر هم کسی از دوستان شما با نه گفتن شما ناراحت میشه بزار بشن چون قطعا کسی که صلاح شما رو میخواد میدونه که باید کارهاتون رو انجام بدید ولی خب جوری هم نباشه که فقط به کارهاتون برسید.مورد 12عادت هاتغییر عادت ها برای تمرکز بیشتر و بدن سالم تر خیلی مهم اند . به عنوان مثال اگه عادت بدی داشته باشم که مدام باید گوشیم رو چک کنم قطعا نمیتونم کارهام رو در زمان خودشون انجام بدم و باید مدام از بقیه برنامه هام بزنم تا بتونم کارم رو انجام بدم.یع عادتی هم که میتونید اون رو پرورش بدید استفاده از زمانهای مرده است به طوری که شما میتونید در موقعیت هایی که باید صبر کنید تا به جایی برسید یا در مترو یا هر صف طولانی که شما با اون سرکار دارید میتونید به یه پادکست گوش بدید یا یه کتاب بخونید اینطور حس اینکه دارم وقت تلف میکنم به شما القا نمیشه و خیلی هم مهمه که شما اینکار رو تبدیل به عادت کنید تا سود اینکار رو توی زندگی خودتون ببینید.مورد13مطالب انگیزشیبه شخصه خودم زیاد طرفدار مطالب انگیزشی نیستم چون از سری افرادی این حرفا در میاد که خودشون ثروتی که کسب کرده اند رو مدیون همین حرفا هستند. نه اینکه راه سختی رو رفته باشند و بخوان اون رو با شما به اشتراک بزارند ولی خب افرادی هم هستند که خلاف این افراد دارند زحمت میکشند کار مثبتی انجام میدن.نظر من اینع که جای این ها شما مستندهایی نگاه کنید که موفقیتها رو دنبال میکنه، یکیش که خودم هم خیلی دوسش دارم همه یا هیچ منچستر سیتی که واقعا بعد دیدن اون دوست دارم به کارام برسم یه کار مفید انجام بدم. پس حتما انگیزه داشتن در صرفه جویی در وقت تاثیر داره.مورد14کارهای مرتبط رو در یک زمان انجام بده.توضیح این مثال رو میتونم با جواب دادن به ایمیل و تلفن بگماگر که شما میخواید به ایمل ها و تلفناتون جواب بدید بهتر که یه بازه ی زمانی رو به این کار اختصاص بدین و نه اینکه یکی رو یک روز و دیگری روز دیگه انجام بدیدکارهای مشابه هم بهتراست که در کنار هم انجام بشن اینطور بازده شما بالاتر میره و کار سودمند تری رو انجام دادید.در بخش دوم به بررسی اپ هایی که در صرفه جویی زمان شما موثر هستند میپردازیم.اولین اپی که میخوام در مورد اون صحبت کنمTo do istهستش که خودم اون رو نصب کردم و واقعا کار با اون راحته، بعد از لوگین کردن در اپ شما با یک صفحه خالی مواجه میشید که میتونید تسک ها یا کارهایی که میخواید رو وارد کنید، اگر که به زبان انگلیسی این وظایف رو بنویسد هوش مصنوعی خود برنامه اون رو میخونه و اگه ساعت یا روزی رو در اون ذکر کنید اپ به صورت خودکار در اون روز و در اون ساعت به شما یادآوری میکنه.در منوی سمت چپ برنامه هم شما بخش های مختلف برنامه رو میبینید که میتونید کارهای کل هفته خودتون رو مرتب کنید یا بر اساس الویتی که دوست دارید اونها رو دسته بندی کنید .در کل رابط کاری ساده بسیار برای صرفه جویی در زمان موثر است و لازم نیست که خیلی با اپ کار کنید تا اون رو یادبگیرید. اینم بگم که حتما کارهایی که رو وارد اپ میکنید رو انجام بدید و اونا رو از اپ خط بزنید اینطور حس برنده شدن به شما دست میده که واقعا شما رو در ادامه کارتون موفق میکنه.اپ بعدیQuality timeاسم داره که یکی از شنونده های پادکست در توییتر در جواب اینکه شما از چه اپ هایی برای صرفه جویی در زمان استفاده میکنید معرفی کرد.این اپ میتونه شما رو با یک واقعیت مهلک روبرو کنه و اون اینه که چقدر دقیقا از وقت خودتون رو دارید صرف اپ هایی میکنید که وقت شما رو تلف میکنن.اینکه شما دقیقا این زمان رو بدونید میتونه برای شما یه زنگ خطر باشه اینکه دوباره به کاراتون برسید و از هدف هاتون عقب نیوفتید.این برنامه هم مثل اپ قبلی رابط کاربری ساده داره که با نشون دادن تایم لاین روی صفحه اصلی مقدار استفاده ی شما رو از اپ ها در اختیار شما میزاره.</description>
                <category>Nerd Cast</category>
                <author>Nerd Cast</author>
                <pubDate>Sun, 15 Dec 2019 01:32:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>متن قسمت 1 نردکست، گرمایش زمین مسئله امروز</title>
                <link>https://virgool.io/@n3rdcastt/%D9%85%D8%AA%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-1-%D9%86%D8%B1%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%DA%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-wucvxednanzj</link>
                <description>حمایت از برنامه در حامی باش: https://hamibash.com/nerdcastنردکست در کست باکس: https://castbox.fm/channel/id2405997توییتر نردکست : @nerdcast2ایمیل نردکست: n3rdcastt@gmail.comنردکست در ناملیکسلام و خوش اومدید به اولین قسمت از نرد کستتمام تلاش این پادکست این است که کمی اطلاعات عمومی و همچنین تخصصی درمورد زمینه های علمی و تکنولوژی و موارد مرتبط اون با دنیای اطراف ما رو در اختیار شما بگذاره، من امیر فولادی هستم و خیلی ممنون که به این پادکست گوش میدید.قسمت 1 این فصل رو با موضوعی شروع میکنم که خیلی این روزها روی زبان ها افتاده و اون گرمایش کره زمین است، میشه گفت که تقریبا از اواخر قرن 18 میلادی شروع و روز به روز درحال افزایش است، امار و گزارشات ارگان ای پی پی سی این مطلب رو تایید میکنه، کار این ارگان بررسی و ارزیابی مخاطرات آب و هوایی بر اساس فعالیت های انسانی، این ارگان همچنین اشاره کرده که بدترین نوع تاثیر انسان بر آب و هوا از طریق تولید گازهای گلخانه‌ایی، گازهای گلخانه عمدتا از گازهایی مانند کربن دی اکسید و متان و همچنین دی نیتروژن مونو اکسید تشکیل شده. البته همه ی دانشمندان بر سر این موضوع توافق ندارند چون بعضی متعقدند که گازهای گلخانه ایی اونقدر در این موضوع تاثیر گذار نیستند و اکثرا به دلیل تابش های خورشیدی یا دامداری صنعتیچون همین دامداری صنعتی داره 18 درصد کل گازهای گلخانه را ایجاد میکنه و حتی بیشتر از وسایل حمل ونقل و میشه گفت که چقدر تاثیر این صنعت در آب و هوا مهمه.و همچنین یه سری از تغییرات اقلیمی مانند ال نینوست ، ال نینو که یک چرخه ی اب و هوایی است و تقریبا هر 2 تا هفت سال یک انرژی بسیار مهیب از جنوب اقیانوس ارام منتشر میشه که میتونه مسبب سیلاب های ناگهانی و همینطور قحطی و خشکسالی بشه.خب حالا شاید دوست داشته باشید بدونید بدی این گرمایش زمین چیه و چقدر این موضوع جدیه؟اول از هرچیز باید بگم که ما به گازهای گلخانه ایی تا حدودی نیاز داریم ولی خب درست مثل هرچیزی زیادیش بده و میتونه مخرب بشه، حالا چرا بش نیاز داریم چون بدون این گازها ممکن که خیلی زمین سرد بشه این گازها باعث به دام انداختن گرمای حاصل تابش خورشید صورت میگره حالا هرچقدر این گازها بیشتر بشه طبیعتا زمین هم گرم تر میشه و خب این موضوع نا امید کنندستیه موضوع جالب اینه که تمام این اتفاقات که میخوام بگم تنها از سال 1950 شروع شده و از دهه 50 تا به این ور تاثیرات گازهای گلخانه به مراتب بیشتر از قرن های قبلیستایران به عنوان هفتیمن کشور تولید کننده گازهای گلخانه اییاز تاثیرات این گازها میشه به بالا اومدن سطح اب ها اشاره کرد که طبیعتا منجر به سیلاب ها خواهد شدموج های گرمایی شدت پیدا میکنند که تاثیر این موضوع اینه که دوره های گرمایی طولانی تری خواهیم داشت مخصوصا در مناطقی که رطوبت بالاترهو همچنین بیابان ها گسترش پیدا میکنند و هزاران اتفاقی که به دنبال همین مسائل رخ میدهند و اگر هرچه زود تر فکری به حال این مسئله نشه میشه گفت دیگه خبری از پادکست نیست چون حالا یا من یا خیلی از شنونده ها ممکنه که دچار مشکلاتی بشن و نکته بدتر اینه که اتمسفر این گازها رو نگه میداره و حتی اگر دیگه تولید نکنیم گازهای گلخانه ایی رو، باز هم اثرات از بین نخواهد رفت پس در قدم اول برای راه حلی واسه این موضوع باید اصلا نباید تولید کنندگی داشته باشیم این مهم ترین نکتستو خب الان بایدچه کار کنیم که نقش موثر تری در این زمینه داشته باشیم.یکی از ابتدایی ترین کارهایی که میشه انجام داد اینه که زباله کمتری تولید کنیم یا زباله هایی که تولید میکنیم بیشترین بازیافت رو داشته باشند و اینکار رو میتونید از همین الان انجام بدید اینطور میشه گفت که هر نفر میتونه سالانه 2 هزار کیلوگرم کربن دی اکسید کمتری تولید کنه پس دفعه بعدی که میخواستید یه عالمه چیزهای پلاستیکی و غیرقابل بازیافت رو استفاده کنید لطفا به این موضوع دقت داشته باشید و عذاب وجدان داشته باشیدیک نکته جالب تر استفاده از لامپ های فلورسنت یا سی اف ال به جای لامپ های قدیمی و معمولی اینطور بیش از 70 میلیون پوند کربن دی اکسید کمتری تولید میکنیدهمچنین خاموش کردن وسائل برقی که لازمشون ندارید و از برق کشیدن اونها یا کاشتن یک درخت و استفاده بهینه تر از وسایل سرمایشی و گرمایشی و ایجاد عایق حرارتی در خانه و محل کار خیلی موثره. استفاده بیشتر از وسائل حمل و نقل عمومی یا پیاده روی بیشتر که میتونه علاوه بر کمتر کردن مضرات گازهای گلخانه ایی به سلامت شما هم کمک کنهپس اره به جای اینکه همش تک سر نشین برید اون ور و اینور بیشتر سعی کنید از حمل نقل عمومی استفاده کنید یا راه برید. دانشمندا اینها رو واسه خودمون میگن دیگه خوبه گوش کنیم.همچنین به اشتراک گذاشتن این پادکست با دیگران باعث میشه دیگران هم اگاهی پیدا کنند و کربن دی اکسید کمتری تولید کنندچند وقت پیش یه مقاله میخوندم که میگفت حتی دیدن ویدیو انلاین با کیفیت کمتر حتی در کمتر کردن گازهای گلخانه ایی موثره پس همیشه سعی کنید با بالاترین کیفیت فیلم ها رو استریم نکنیدحالا شاید واستون سوال پیش بیاد که چرا در مورد این مطلب تهیه کردن و مقاله شده ، چون باظهور اینترنت و پیشرفت روز افزونش و زیاد شدن سایت های مختلف به خصوص سایتهای مستهجن که بخش عمده استریم رو به خودشون تخصص دادن باعث شدن گرمای تولید شده توسط سرور ها بیشتر شده و همچنین سیستم های خنک کننده بیشتر استفاده شه که توضیح دادم باعث میشه تولید این سری گازها سر به فلک بکشه.</description>
                <category>Nerd Cast</category>
                <author>Nerd Cast</author>
                <pubDate>Mon, 09 Dec 2019 00:57:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی پادکست نردکست</title>
                <link>https://virgool.io/@n3rdcastt/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%B1%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-fbik0zperasx</link>
                <description>سلام من امیر فولادی فرد هستم. نویسنده و تهیه‌کننده‌ی نردکست.خیلی وقت از روزی که دوستم رضا (پادکست فوربو) بم اصرار کرد که از چیزایی که دوست دارم پادکست درست کنم نمیگذره الان بعد از تقریبا دوماهی که نردکست شروع به کار کرده میگذره. تنها در کست باکس به هزار پلی داریم میرسیم و همینطور بیشتر از 200 شنونده تنها در کست باکس داریم. شاید چشمگیر نباشه ولی خوبه وقتی تلاش میکنی و ذره ذره جلو میری. امیدوارم شما هم به نردکست گوش بدید و از مطالبش استفاده کنید. اگر هم راضی نبودید قطعا کامنت بزارید، نقد کنید خوشحال میشم.همیشه خودم دوست داشتم در صحبت هایی که پیش میاد وقتی جایی هستم شرکت کنم و آدمی به نظر برسم که همه چیز میدونه ولی خوب نمیتونستم. در کنار این کار خیلی به اطلاعاتم اضافه شده چون ساخت پادکست همچنین چیزی رو میطلبه. قطعا ساعت های زیادی رو باید مطالعه کنم تا بتونم اسکریپت برنامه رو بنویسم و همینطور کارهای ضبط رو انجام بدم.الان که این مطلب رو مینویسم 5 قسمت از نردکست منتشر شده. بیشترین شنونده رو قسمت کوانتوم به زبان ساده داشته که در این قسمت یک مهمان عزیز هم داشتیم که تجربه تازه‌ایی بود.شما هم اگر دوست دارید میتونید توییتر نردکست ( @nerdcast2) رو فالوو کنید و از قسمت های بعدی مطلع شوید و اینطور که موضوع مرتبط با شما بود با تماس بگیرید تا در برنامه حضور داشته باشید.امیدوارم که قسمت های بیشتری ساخته بشه و آگاهی و اطلاعات خودم و شما روز به روز افزایش پیدا کنه.https://castbox.fm/channel/id2405997 : نردکست در کست باکسhttp://namlik.me/channel:  نردکست در ناملیک نردکست همینطور در اسپاتیفای و اپل پادکست نیز حضور داره.</description>
                <category>Nerd Cast</category>
                <author>Nerd Cast</author>
                <pubDate>Sun, 08 Dec 2019 00:49:19 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>