<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نادر نینوایی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@nader_neinavaie</link>
        <description>نادر نینوایی، روزنگار حوزه میراث فرهنگی و پژوهشگر دکتری ارتباطات.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 13:13:10</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4325767/avatar/7PIIt3.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نادر نینوایی</title>
            <link>https://virgool.io/@nader_neinavaie</link>
        </image>

                    <item>
                <title>موزه آبگینه تهران؛ خانه تاریخی احمد قوام و گنجینه شیشه و سفال ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@nader_neinavaie/%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%85-%D9%88-%DA%AF%D9%86%D8%AC%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%88-%D8%B3%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-ovmcjyt5vdku</link>
                <description>نادر نینوایی-خانه قوام‌السلطنه که امروزه با نام «موزه آبگینه و سفالینه» شناخته می‌شود، بخشی از هویت تاریخی تهران به شمار می‌آید؛ بنایی که با ساختار معماری قاجاری خود، یکی از نمونه‌های شاخص میراث فرهنگی پایتخت محسوب می‌شود.در مسیر خیابان جمهوری و با ورود به خیابان تاریخی سی‌تیر، در سمت چپ خیابان بنایی با مساحت حدود ۷ هزار متر مربع دیده می‌شود. بر دیوارهای آجری ورودی عمارت، دو پنجره شیشه‌ای مدور نصب شده که درون آن‌ها اشیای سفالی قرار دارد. از این پنجره‌ها می‌توان نمایی از عمارت قاجاری را دید که در گذشته محل سکونت احمد قوام، سیاستمدار دوره‌های قاجار و پهلوی، بوده است.در مقابل عمارت، حوض بزرگی قرار دارد و انعکاس تصویر ساختمان در آب جلوه‌ای آرامش‌بخش ایجاد می‌کند. درها و پنجره‌های چوبی منبت‌کاری‌شده، پله‌های ورودی و تزیینات بنا از نمونه‌های شاخص هنر معماری دوره قاجار هستند.تاریخچه عمارتدر سال ۱۲۹۱ خورشیدی احمد قوام دستور ساخت این عمارت را در باغی قاجاری صادر کرد. خانه ده‌ضلعی با درها و پنجره‌های چوبی منبت‌کاری‌شده به‌دست استاد علی‌محمد معمارباشی ساخته شد و یکی از آثار شاخص تهران باقی مانده است.قوام حدود سی سال در این خانه زندگی کرد. از جمله رویدادهای سیاسی مهم دوران او، خروج نیروهای شوروی از ایران در سال ۱۳۲۵ است که در همین عمارت رخ داد.در سال ۱۳۳۲ این بنا در اختیار سفارت مصر قرار گرفت. پس از قطع روابط سیاسی دو کشور در دهه ۱۳۴۰، خانه مدتی خالی ماند و سپس سفارت افغانستان به‌عنوان حافظ منافع مصر از آن استفاده کرد. با ازسرگیری روابط در سال ۱۳۴۹، دوباره عنوان سفارت مصر بر سردر عمارت نصب شد، اما در اثر بی‌توجهی، بخش‌هایی از بنا آسیب دید.در سال ۱۳۵۱ بانک بازرگانی ایران عمارت را خرید و از آن به‌عنوان باشگاه کارکنان استفاده کرد. در اواخر دهه ۱۳۵۰، عمارت با هدف ایجاد موزه به وزارت فرهنگ و هنر واگذار و تبدیل به موزه آبگینه و سفالینه شد.ویژگی‌های معماریعمارت قوام بنایی ده‌ضلعی با زیربنای ۱۰۴۰ مترمربع است که تلفیقی از معماری ایرانی و اروپایی را به نمایش می‌گذارد. نمای بیرونی شامل ۵۱ طرح نقش‌برجسته آجری است که یادآور دوره سلجوقی است. ایوان و ستون‌های ورودی از شاخصه‌های معماری اواخر قاجار و پهلوی اول هستند.پله‌های چوبی پیچ‌خورده، گچ‌بری‌ها، آیینه‌کاری‌ها و پنجره‌های منبت‌کاری‌شده از اجزای اصلی طراحی داخلی این عمارت‌اند. بخشی از آیینه‌کاری‌های طبقه دوم در سال ۱۳۶۸ با مضامین مذهبی و انقلابی بازسازی شد. طراحی پلکان چوبی از معماری روسی قرن نوزدهم الهام گرفته، اما تزئینات آن ایرانی است.تغییر کاربری خانه قوام به موزه آبگینه و سفالینه با طراحی «هانس هولاین»، معمار اتریشی انجام شد. او با الهام از عناصر معماری ایرانی و بناهایی چون کاخ تچر و تخت‌جمشید، فضاهای داخلی و ویترین‌ها را طراحی کرد تا اصالت معماری بنا حفظ شود.آثار موزهدر موزه آبگینه بیش از دو هزار قطعه شیشه و سفال نگهداری می‌شود. این آثار در شش تالار به نمایش درآمده‌اند. در طبقه همکف تالارهای «سمعی و بصری»، «مینا» و «بلور» قرار دارند و آثار پیش از اسلام را دربرمی‌گیرند. در طبقه اول نیز تالارهای «صدف»، «زرین‌فام» و «لاجورد» آثار دوران اسلامی تا معاصر را نمایش می‌دهند.در تالار مینا قدیمی‌ترین آثار موزه دیده می‌شود که برخی به هزاره دوم پیش از میلاد بازمی‌گردند. تالار بلور به نمایش آثار شیشه‌ای اختصاص دارد و طراحی آن از ستون‌های تخت‌جمشید الهام گرفته شده است. تالار صدف شامل آثار دوران اسلامی است و در تالار زرین‌فام ظروف تزئینی و اشرافی به نمایش درآمده‌اند. تالار لاجورد نیز آثاری از دوره‌های تیموری، ایلخانی، صفوی و قاجار را در خود جای داده است.در بخش زیرزمین یا «حوض‌خانه»، گچ‌بری‌ها و کاشی‌کاری‌های اواخر قاجار حفظ شده و گالری موزه در این بخش قرار دارد.</description>
                <category>نادر نینوایی</category>
                <author>نادر نینوایی</author>
                <pubDate>Sun, 09 Nov 2025 17:29:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خانه جلال آل احمد و سیمین دانشور؛ میراث عاشقانه ادبیات ایران در تهران</title>
                <link>https://virgool.io/@nader_neinavaie/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A2%D9%84-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AB-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-hwcqmxoftlpl</link>
                <description>نادر نینوایی – در گوشه‌ای از کوچه‌های تنگ و باریک خیابان دزاشیب تهران، در کوچه دانشور، کوچه بن‌بستی به نام «ارض» وجود دارد؛ نامی که جلال آل‌احمد خود بر آن نهاده است. در این کوچه، خانه‌ای قدیمی با دیوارهای آجری خودنمایی می‌کند؛ خانه‌ای که ذوق و سلیقه معمارش را به نمایش می‌گذارد و زمانی سرپناه دو چهره ماندگار ادبیات داستانی ایران، سیمین دانشور و جلال آل‌احمد بوده است.طرح اولیه ساخت این خانه را جلال آل‌احمد خود بر کاغذ آورده بود و بعدها در فرآیند ساخت نیز از کمک به استادکاران برای جابه‌جایی آجر و مصالح دریغ نکرد. در واقع، خشت‌به‌خشت این خانه آکنده از یادگارهای جلال و سیمین است.افزون بر این، این خانه نخستین محل تشکیل «کانون نویسندگان ایران» بوده و درهای آن همواره به روی روشنفکران و نویسندگان برجسته تاریخ معاصر کشور گشوده بوده است.جدا از تاریخ دل‌انگیز این خانه، معماری آن نیز بسیار چشم‌نواز است و نشانه‌هایی از ذوق هنری جلال و سیمین در جای‌جای آن دیده می‌شود. در این شماره «جهان صنعت»، شما را به سفری در دل این خانه تاریخی می‌بریم تا از خلال گفت‌وگو با مدیر موزه و یک کارشناس معماری، نگاهی ژرف‌تر به تاریخ و ساختار این بنای فرهنگی داشته باشیم.تاریخچه ساخت خانهخانه جلال آل‌احمد و سیمین دانشور به دنبال ازدواج این دو و با طراحی و نظارت مستقیم جلال ساخته شد.«رضا توسلی»، مدیر خانه‌موزه سیمین و جلال، درباره چگونگی آشنایی و ازدواج این زوج هنری و روند ساخت خانه می‌گوید: «آشنایی آن‌ها در سال ۱۳۲۷ اتفاق افتاد. به گفته خانم دانشور، در اتوبوس تهران به شیراز با هم آشنا شدند. روایت کامل‌تر را خانم دکتر شیخ، از آشنایان خانوادگی سیمین، نقل می‌کند. بر اساس گفته او، همسرش و سیمین در اتوبوس بودند که جلال نیز سوار همان اتوبوس شد. به پیشنهاد همسر دکتر شیخ، جلال و سیمین که هر دو علاقه‌مند به ادبیات بودند، کنار هم نشستند تا زمینه آشنایی‌شان فراهم شود.»توسلی ادامه می‌دهد: «این دو در سال ۱۳۲۹ ازدواج کردند. در سال ۱۳۳۱، خانم دانشور با دریافت بورسیه از دانشگاه استنفورد برای ادامه تحصیل در رشته زیبایی‌شناسی و تاریخ به آمریکا رفت. در همین زمان، به پیشنهاد نیما یوشیج و به دلیل نزدیکی زمین به خانه او، جلال قطعه زمینی را در دزاشیب انتخاب کرد. طرح اولیه خانه را خود جلال نوشت و برای دانشور به استنفورد فرستاد. پس از تأیید او، یکی از دوستانشان به نام معینی نقشه اجرایی را آماده کرد.»وی افزود: «جلال خود شخصاً در ساخت خانه مشارکت داشت و حتی شومینه را با دستان خود ساخت، چرا که در این زمینه تجربه داشت. وقتی سیمین از استنفورد بازگشت، خانه هنوز تکمیل نشده بود. آن‌ها چند ماهی در خانه‌ای اجاره‌ای نزدیک همان محل ساکن شدند و سرانجام در روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، یعنی روز کودتا، به خانه جدید اسباب‌کشی کردند. خانم دانشور می‌گوید ما آن‌قدر مشغول اسباب‌کشی بودیم که از وقوع کودتا باخبر نشدیم و فردای آن روز، عبدالله انوار تلفنی خبر را به ما داد و هر دو در خانه گریستیم. به این ترتیب، زندگی مشترک جلال و سیمین در این خانه آغاز شد.» پایه‌گذاری کانون نویسندگان در خانه سیمین و جلالخانه سیمین و جلال نخستین محل برگزاری جلسات کانون نویسندگان ایران بود و از همین‌رو اهمیت تاریخی ویژه‌ای دارد.توسلی می‌گوید: «خانه سیمین و جلال کانون تعاملات فرهنگی بود. نخستین جلسه کانون نویسندگان ایران در اردیبهشت ۱۳۴۷، یعنی یک سال پیش از درگذشت جلال، در همین خانه برگزار شد. پس از جلسه، ساواک دو نفر از حاضران، دکتر به‌آذین و دکتر براهنی، را بازداشت کرد. بعدها مشخص شد که ساواک در خانه شنود کار گذاشته بود، هرچند چگونگی آن مشخص نیست. نخستین دبیر کانون نیز خانم دانشور بود و ایده تشکیل کانون از جلال آل‌احمد سرچشمه گرفت.»او می‌افزاید: «این خانه پناهگاه اهل قلم و فرهنگ بود؛ جایی که روشنفکران از فشارهای سیاسی و اجتماعی به آن پناه می‌آوردند. جلال و سیمین به تسامح و سعه صدر شهره بودند؛ از صمد بهرنگی و غلامحسین ساعدی گرفته تا صادق چوبک، و از سوی دیگر آیت‌الله طالقانی و امام موسی صدر، همگی به این خانه رفت‌وآمد داشتند.»توسلی در ادامه درباره حفظ اشیای خانه می‌گوید: «خانه تنها سه سال پس از درگذشت خانم دانشور، در سال ۱۳۹۳ برای تبدیل به موزه خریداری شد. در این مدت، خواهر ایشان در آن زندگی می‌کرد و خوشبختانه به لطف ایشان، وسایل و یادگارهای فراوانی از جلال و سیمین باقی مانده است.»امضای جلال پای معماری خانهمعماری این خانه خاص و منحصربه‌فرد است؛ از حیاط پشتی با حوض و درخت اقاقیا گرفته تا نیم‌طبقه چوبی داخل ساختمان که به حیاط دید دارد و یادآور ساختار لنج‌های جنوبی است.توسلی می‌گوید: «این خانه یکی از بهترین نمونه‌های مرمت خانه‌های قدیمی در ایران است و استادان معماری، دانشجویان خود را برای مطالعات میدانی به اینجا می‌آورند.»مهدی درخواه، کارشناس معماری، نیز می‌گوید: «به نظر می‌رسد طراحی طاقچه‌ها و فضاهای خانه با الهام از خانه پدری جلال انجام شده است. حوض حیاط، با نگاهی به منظر و آرامش در طراحی لحاظ شده. خانه بین سال‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ ساخته شده و اتاق‌های کار جلال و سیمین بعد از ۱۳۳۷ اضافه شده‌اند. اتاق جلال بلندترین سقف را دارد و با پنجره‌هایی به حیاط باز می‌شود، نشانه‌ای از روحیه آزاد او. اتاق سیمین نیز در مرتفع‌ترین بخش خانه قرار دارد و همچون تاجی سیمین بر فراز خانه است.»او در ادامه می‌گوید: «نیم‌طبقه چوبی اتاق جلال، که مجسمه او نیز در آن قرار دارد، احتمالاً با الهام از لنج‌های جنوبی ساخته شده است. جلال در سفرهایش به جنوب این لنج‌ها را دیده و ایده آن را به خانه خود آورده است.»فراز و فرودهای فکری جلال آل‌احمدجلال از چهره‌هایی بود که تفکراتش در گذر زمان تغییر یافت. توسلی درباره این دگرگونی‌ها می‌گوید:«برخلاف تصور برخی، این تغییرات نشانه ضعف نیست، بلکه نشانه شهامت است. وقتی می‌فهمد تفکرش اشتباه بوده، شجاعانه اعتراف می‌کند و می‌کوشد جبران کند. مثلاً درباره عضویتش در حزب توده، خودش گفته وقتی دید نیروهای شوروی در تظاهرات علیه دولت ایران دخالت می‌کنند، از جمع جدا شد، گریست و از آن پس از حزب برید.»او ادامه می‌دهد: «سپس به حزب نیروی سوم خلیل ملکی پیوست که گرایش سوسیالیستی داشت اما حامی مصدق بود و در برابر حزب توده قرار داشت. بعدها، جلال به خدا ایمان آورد و به حقانیت اسلام باور داشت، هرچند هیچ‌گاه متشرع نبود.»توسلی در پایان می‌گوید: «برخی معتقدند سخت‌گیری‌های پدر روحانی‌اش سبب شد در جوانی به تفکرات چپ گرایش پیدا کند. اما او انسانی صادق و شجاع بود و هرگاه به خطای خود پی می‌برد، بی‌پروا اعتراف می‌کرد.»در نهایت باید گفت «خانه سیمین و جلال» نه تنها یادگار دو جواهر ادبی ایران است، بلکه آینه‌ای از تاریخ اندیشه، ادبیات و معماری معاصر ماست؛ خانه‌ای که بازدید از آن، تصویری روشن‌تر از زندگی و منش این دو چهره ماندگار به دست می‌دهد.(نویسنده: نادر نینوایی، منبع: روزنامه جهان صنعت)</description>
                <category>نادر نینوایی</category>
                <author>نادر نینوایی</author>
                <pubDate>Sun, 02 Nov 2025 17:16:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خانه و موزه مهدی اخوان ثالث؛ یادگار شاعر فردوسی‌وار در قلب تهران</title>
                <link>https://virgool.io/@nader_neinavaie/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88-%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%87-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AB%D8%A7%D9%84%D8%AB-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D9%84%D8%A8-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-sqz6qqreqxvs</link>
                <description>نادر نینوایی – استاد مهدی اخوان ثالث، با آن‌که جایگاهی درخشان در شعر و ادبیات معاصر ایران دارد و بسیاری او را «فردوسی زمانه ما» می‌دانند، انسانی ساده و بی‌تکلف بود. بهترین گواه این سادگی، خانه‌اش است؛ خانه‌ای با معماری معمولی و حیاطی کوچک که صندلی اخوان در کنار تراس آن قرار داشت و او از همان‌جا به تماشای درختان انگور باغچه‌اش می‌نشست.می‌گویند روزی یکی از دوستان حلقه مشهد به دیدار استاد آمد و او را دید که با پیراهنی مردانه و شلواری راه‌راه، آرام از تخت طبقه بالا برخاست و برای استقبال پایین آمد. دوستش با تعجب پرسید: «استاد، حالا چه وقت خواب است؟» و اخوان لبخند زد و گفت: «خواب فقرا روز است.»خانه تاریخی اخوان ثالث اگرچه امروز به موزه تبدیل شده، اما تخریب خانه مجاور و بی‌توجهی برخی مسئولان، ادامه حیات آن را به خطر انداخته است.به گفته مهدی درخواه، مدیر سابق خانه‌موزه اخوان ثالث، «با تخریب خانه مجاور، ترک‌های متعددی در ستون‌ها و چارچوب‌های این خانه ایجاد شده و بیم آن می‌رود که حتی با زلزله‌ای خفیف، این یادگار ارزشمند فروبریزد.»تاریخچه خانهخانه مهدی اخوان ثالث در کوچه خجسته، خیابان زرتشت غربی واقع شده و قدمت آن به دوران پهلوی اول بازمی‌گردد. هنگام بازدید اگر با درِ بسته روبه‌رو شدید، تصور نکنید که موزه تعطیل است؛ کافی است زنگ را بفشارید تا وارد خانه‌ای شوید که فضای باغچه، نمای آجری و مجسمه اخوان در گوشه حیاط، حال و هوایی شاعرانه به آن بخشیده است.به گفته درخواه، خانه در اوایل دهه ۱۳۴۰ ساخته شده و اخوان ثالث از سال ۱۳۵۷ تا زمان درگذشتش در سال ۱۳۶۹ در آن ساکن بوده است. خانه فاقد پی است و بر خاک منطقه بنا شده، اما ساختاری مقاوم دارد. مساحت زمین و بنا هر دو حدود ۱۴۰ متر مربع است.چیدمان و یادگارهاطبقه همکف خانه محل کار و دیدارهای دوستانه استاد بوده و طبقه بالا به خانواده اختصاص داشته است. بخاری، میز ناهارخوری و صندلی‌های موجود از زمان حیات او باقی مانده‌اند.دو مجسمه از اخوان در خانه وجود دارد: یکی از جنس فایبرگلس در حیاط و دیگری از جنس رزین به سبک هایپررئال در طبقه بالا. مدیر موزه اما معتقد است موزه‌ها باید به سردیس یا آثار تصویری محدود شوند و استفاده از مجسمه‌های هایپررئال چندان مرسوم نیست.فراز و نشیب‌های ثبت و مرمتاخوان ثالث در شهریور ۱۳۶۹ در بیمارستان مهر درگذشت. خانه‌اش در سال ۱۳۸۲ در فهرست آثار ملی ثبت و در سال ۱۳۸۵ توسط شهرداری خریداری شد. پس از چند سال بی‌توجهی، از سال ۱۳۹۰ طرح تبدیل خانه به موزه آغاز شد و در نهایت در سال ۱۳۹۸ به بهره‌برداری رسید. مرمت‌ها نیز بر اساس عکس‌ها و مستندات سال ۱۳۹۰ انجام شد تا چیدمان خانه به شکل اولیه بازگردد.خطر در کمین خانه شاعرمیل فزاینده به ساخت‌وساز در تهران، گریبان خانه اخوان را نیز گرفته است. تخریب خانه مجاور برای احداث ساختمانی پنج‌طبقه، موجب بروز ترک‌های متعدد در سقف و ستون‌های بنا شده است.درخواه می‌گوید: «در سال ۱۳۹۲ خانه هیچ ترک نداشت، اما اکنون درگاه‌ها و تیرهای سقف آسیب دیده‌اند و با کوچک‌ترین زمین‌لرزه ممکن است فرو بریزند.»به گفته او، شهرداری در سال ۱۴۰۰ پروانه ساخت خانه مجاور را صادر کرده و با وجود اعتراض‌ها، به دلیل خلأ قانونی نتوانسته آن را لغو کند. میراث فرهنگی نیز از ورود به موضوع خودداری کرده است.مدیر سابق موزه با گلایه می‌گوید: «اکنون فقط می‌توانیم دعا کنیم اتفاقی نیفتد. کاش میراث فرهنگی اجازه نمی‌داد کار به این مرحله برسد.»او در پایان می‌افزاید: «خانه اخوان ثالث یک موزه رویدادمحور است که بازدید از آن فرصتی برای آشنایی با شعر نو و اندیشه‌های استاد فراهم می‌کند. این بنا امانتی در دست ماست؛ باید آن را برای آیندگان حفظ کنیم.</description>
                <category>نادر نینوایی</category>
                <author>نادر نینوایی</author>
                <pubDate>Sat, 01 Nov 2025 19:11:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خانه نیما یوشیج کجاست؟/ نگاهی به تاریخچه، مرمت و بازگشایی خانه شاعر نوگرای ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@nader_neinavaie/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7-%DB%8C%D9%88%D8%B4%DB%8C%D8%AC-%DA%A9%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%B1%D9%85%D8%AA-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D9%86%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-bhrzkfuadodf</link>
                <description>نادر نینوایی – در حوالی خیابان دزاشیب و در نزدیکی خانه‌ی جلال آل‌احمد و سیمین دانشور، خانه‌ی نیما یوشیج، پدر شعر نو فارسی، که به همت سازمان زیباسازی شهرداری تهران بازسازی شده، خودنمایی می‌کند.دیوارهای آجری بنا و حوض بزرگ و زیبایی که در میانه‌ی حیاط قرار دارد، روح شاعرانه‌ای را در ذهن بیننده بیدار می‌سازد. درخت پرگل خانه‌ی «پدر شعر نو» که سایه‌اش بر سطح آب حوض افتاده و گلبرگ‌هایش بر آن نشسته، آدمی را به سفری در دل اشعار نیما می‌برد؛ جایی که در «شاخ تلاجن» سایه‌ها رنگ سیاهی می‌گیرند و سایه‌ی درخت، چنان‌که نیما گفته بود، «اندوهی برای دل خستگان» فراهم می‌کند.از پنجره‌های خانه می‌توان منظره‌ی خیره‌کننده‌ی درخت و حوض را دید؛ درختی که از روزگار حیات نیما تاکنون پابرجا مانده و تماشایش تجربه‌ای از نگاه شاعر را برای بیننده زنده می‌کند.در این گزارش به خانه‌ی نیما یوشیج رفتیم تا با ثبت تصاویر و مرور تاریخچه‌ی ساخت و فراز و فرودهای این خانه، نشان دهیم چگونه این یادگار ماندگار از خطر تخریب نجات یافته است.بی‌تردید هر گوشه‌ی این خانه آکنده از حس ناب اشعار و نوع نگاه نیما به زندگی و رفاقتش با جلال آل‌احمد است؛ پیوندی که در بند بند آجرهای این بنای تاریخی نیز جاری است. فراز و نشیب‌های خانه‌ی نیماخانه‌ی نیما یوشیج در سال ۱۳۲۸ ساخته شد. گفته می‌شود نیما به دلیل نزدیکی خانه‌ی جلال آل‌احمد، این ملک را خریداری کرد و طراحی آن را نیز با الهام از خانه‌ی دوستش انجام داد.به نقل از شراگیم یوشیج، پسر نیما، هزینه‌ی ساخت خانه با وامی تأمین شد که همسر نیما، عالیه جهانگیر، از بانک ملی گرفته بود. نیما ده سال پایانی عمر خود را در همین خانه گذراند. روایت است که هنگام درگذشتش در سال ۱۳۳۸، همسرش جلال و سیمین را فراخواند تا بر بالین او حاضر شوند. عالیه جهانگیر نیز در سال ۱۳۴۳ در همین خانه چشم از جهان فروبست.پس از آن، شراگیم که تصمیم به مهاجرت داشت، در سال ۱۳۴۵ خانه و همه وسایل پدری را فروخت و از ایران رفت. آن زمان هنوز شعر نیما چندان شناخته‌شده نبود.خانه پس از آن چندین بار دست‌به‌دست شد و حتی مدتی به قلیان‌سرا تبدیل شد. در مقطعی نیز مالک تصمیم به تخریب بنا و ساخت برج گرفت، اما با پیگیری همسایگان و فعالان میراث فرهنگی، تخریب متوقف شد.در آبان ۱۳۹۶، با شکایت مالک و به بهانه‌ی «نبود اسناد مالکیت نیما»، خانه از فهرست آثار ملی خارج شد؛ اما پس از استعلام رسمی از سازمان اسناد و تأیید تعلق ملک به نیما، در بهمن همان سال دوباره در فهرست آثار ملی ثبت شد.در نهایت، شهرداری خانه را خرید و آن را به سازمان زیباسازی واگذار کرد تا عملیات مرمت آغاز شود. این سازمان با بازسازی دیوارهای تخریب‌شده، رنگ‌آمیزی فضای داخلی و بازآفرینی نمای بیرونی، بنای تاریخی را احیا کرد.گلایه از خالی بودن خانهبسیاری از بازدیدکنندگان با مقایسه‌ی خانه‌ی نیما و خانه‌ی جلال، از خالی بودن فضای داخلی گلایه دارند. با این حال، باید توجه داشت که در زمان فروش خانه، نیما هنوز به شهرت امروز نرسیده بود و پسرش نیز قصد مهاجرت داشت، بنابراین فروش وسایل در آن زمان امری طبیعی بود.اکنون خانه بازسازی شده اما هنوز به‌طور رسمی افتتاح نشده است. قرار است بر اساس عکس‌های قدیمی، وسایل مشابه وسایل اصلی خریداری و در خانه چیده شود. در حال حاضر، مجسمه‌هایی از نیما، جلال و سیمین در خانه قرار دارد و برخی از نامه‌های نیما نیز به نمایش درآمده است.معماری و ویژگی‌های بناخانه‌ی نیما در کوچه‌ای باریک و قدیمی در شمال تهران قرار دارد؛ کوچه‌ای که با هوای مطبوع و سربالایی‌های نوستالژیکش، یادآور تهران قدیم است.معماری خانه از الگوی متداول دوره‌ی پهلوی پیروی می‌کند. در ابتدا دیوارها سیمانی بودند که در مرمت اخیر به سبک آجری آن دوران بازسازی شده‌اند.خانه پنج اتاق دارد: چهار اتاق تو‌درتو و یک اتاق مستقل که گفته می‌شود محل کار نیما بوده است. ایوان ورودی با هشت ستون مدور بلند جلوه‌ای خاص به بنا داده است. زیربنای ساختمان ۱۶۰ متر و مساحت کل زمین ۶۸۰ متر مربع است. سقف شیروانی و حیاطی با درختی کهنسال دارد که برگ‌هایش بر سطح حوض می‌ریزد — درختی که گویند نیما در شعری نیز از آن یاد کرده است.در روزهای پس از نوروز ۱۴۰۱ مردم ماهی‌های عید خود را در حوض انداخته و گلدان‌هایی به خانه اهدا کرده‌اند تا فضای حیاط شاعرانه‌تر شود. در بخش پشتی خانه نیز دالانی باریک به آب‌انبار کوچکی منتهی می‌شود.در مجموع، معماری خانه‌ی نیما، همچون خود شاعر، ساده و بی‌تکلف است؛ اما روح انسان را سرشار از حس و حال شعر می‌کند.</description>
                <category>نادر نینوایی</category>
                <author>نادر نینوایی</author>
                <pubDate>Sat, 01 Nov 2025 18:57:18 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>