<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های naef raspana</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@naefraspana70</link>
        <description>نائف رسپنا هستم لیسانس مترجمی زبان و MBA خوندم، علاقه‌مند به مطالعه و تحقیق‌م. سالهاست به کار مشاوره. تبلیغات و تولید محتوا برای بیزنس ها مشغولم *نوشته های پراکنده من اینجاست*.اینستاگرام: @naefraspana</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 19:58:33</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/22952/avatar/Ubpnla.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>naef raspana</title>
            <link>https://virgool.io/@naefraspana70</link>
        </image>

                    <item>
                <title>غزل رنجکش</title>
                <link>https://virgool.io/@naefraspana70/%D8%BA%D8%B2%D9%84-%D8%B1%D9%86%D8%AC%DA%A9%D8%B4-miukbapqzawu</link>
                <description>غزل  با چشم‌های سالمبسیار افراد زیادی هستند که در جریانات اخیر بینایی خود را از دست داده اند ولی چرا غزل وایرال شد؟تا وقتی مشکلی برای خودت یا عزیزانت پیش نیاید شاید در حد ناراحتی و تاسف از کنار موضوع بگذرید. برای من هم همین بود روزی ک با غزل صحبت کردم و این حرف رو شنیدم از او که یکی از چشمانش را توسط گلوله ساچمه‌ای از دست داده شوکی به من وارد شد.نمیتوانستم باور کنم که این موضوع برای نزدیکترین دوست من پیش آمده.درنتیجه دست به کار شدم و داستانی که کامل خودش از ماجرا تعریف کرده بود را در اینستاگرام استوری کردم ناگهان دیدم بشدت این داستان در حال وایرال شدن است و افراد زیادی درخواست دارند که پست شود.بعد از پست شدن سر و صداها بسیار زیاد شد بصورتی که تمام سلبریتی‌ها، مردم عادی، سایت‌ها و شبکه‌های خبری از مظلومیت غزل و اتفاقی که برای او افتاده بود صحبت میکردند.پیج اینستاگرام غزل رنجکش https://instagram.com/ighazaaaali?igshid=YmMyMTA2M2Y= @ighazaaaaliامکان حذف لینک وجود دارد عکس پیج اصلی را ببینید.اما غزل رنجکش کیستعکسی از غزل که وایرال شدهنام شناسنامه‌ای‌اش محدثه است. ولی در خانواده و بین ما دوستان به او غزل میگوییم همیشه میگفتم چشم‌های زیبایی دارد.متولد ۲۸ شهریور ۱۳۸۰ در بندرعباس زندگی میکنددانشجوی رشته حقوق دانشگاه آزاد بندرعباس غزل فردی کتابخوان است و دوست دارد نویسنده شود دختری متین، آرام و عاقل است.این توصیفات فردی اوست اما این روزها در فضای مجازی او را بعنوان فردی که در ۲۴ آبان بوسیله نیروی لباس شخصی با گلوگله‌های ساچمه‌ای برای اینکه از مادرش مراقبت‌ کند بینایی خود را از دست داده میشناسند.غزل هنوز هم قوی است و همچنان با امید و انگیزه به زندگی ادامه میدهد.پست آخر پیج غزل را ببینید در کپشن پست صحبت‌های خود را نوشته است.پیج اصلی غزل رنجکش در اینستاگرام @ighazaaaali</description>
                <category>naef raspana</category>
                <author>naef raspana</author>
                <pubDate>Fri, 25 Nov 2022 02:44:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خانواده کارداشیان چطور مشهور شد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@naefraspana70/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%85%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%B1-%D8%B4%D8%AF-znyusaprhlpo</link>
                <description>کارداشیان هاچند روز پیش به موضوع برندسازی شخصی زرد و غوغاسالار فکر میکردم و نهایتا به کیم کارداشیان رسیدم.تحقیقاتی در مورد نحوه معروفیت کیم انجام دادم گرچه قبلا مواردی را می دانستم اما بصورت جدی تحقیقی انجام نداده بودم.در همین راستا ویدیویی بصورت مفصل ضبط شد و در پیج اینستاگرام قرار گرفت. فالورها و افراد زیادی به این موضوع توجه نشان دادند و علاقه مند بودند به این مباحث، اما واقعا کارداشیان چطور معروف شد.در همین راستا ویدیویی بصورت مفصل ضبط شد و در پیج اینستاگرام قرار گرفت. فالورها و افراد زیادی به این موضوع توجه نشان دادند و علاقه مند بودند به این مباحث، اما واقعا کارداشیان چطور معروف شد؟پاریس هیلتونشاید تا حرفی از معروفیت کیم کارداشیان به میان باشد همه به ویدیوهای مستهجن پخش شده در سال 2007 اشاره کنند. اما....نوه کنراد هیلتون بزرگ نقش مهمی در این معروفیت بازی کرده است یعنی ابتدا کیم استایلیست وارث هتل های زنجیره ای هیلتون بوده و از طریق پاریس به مهمانی ها و رویدادهای مهم دعوت می شده.کیم از طریق پاریس توانسته با افراد مهمی آشنا شود و خودی نشان دهد تا برخی از آنها به او جذب شوند.این موارد را خود کیم و پاریس هر دو تایید می کنند و همچنین این دو از دوران دبستان هم دیگر را می شناسند چون در یک مدرسه درس می خواندند.ری جی کیم و ری جی رپر معروف آمریکاییاین مورد را بیشتر مردم می دانند و بعنوان دلیل اصلی معروفیت کیم کارداشیان یاد می کنند.کیم و ری جی رابطه ای با هم داشتند و از این رابطه فیلم های ضبط شده بود. ضبط فیلم ها به اوایل سال 2000 بر میگردد ولی پخش این فیلم ها به سال 2007 مربوط است. این فیلم هنوز هم در اینترنت موجود است.پدر کیم که خود وکیل کارکشته ای بود علیه شرکت پخش فیلم شکایت می کند و شرکت بعد دادگاه های متفاوت به کیم پیشنهاد می دهد در ازای 5 میلیون دلار که به او پرداخت می کنند دست از شکایت بکشد.کیم این پیشنهاد را قبول می کند و مردم بیشتر از قبل می گویند که این کار کاملا مهندسی شده بود از طرف خانواده کارداشیان.ریالیتی شو کارداشیان هاوقتی از معروفیت خانواده کارداشیان و جنر صحبت می کنیم ابتدا باید به کیم بپردازیم و بعد به تی وی شو خانوادگی آنها...این تی وی شو در آن زمان حرکت خلاقانه ای بود. کیم کارداشیان با 5 میلیون دلار غرامت که از شرکت پخش کننده گرفته بود این کار را راه اندازی کرد و مورد استقبال مردم آمریکا قرار گرفت.بعد از این قضیه تمام خانواده و بقیه خواهرها هم معروف شدند.رابطه هاکیم قبل از سال 2007 هم با افراد معروف در ارتباط بوده که ری جی یکی از این سلبریتی ها بود.بعد از این موضوع چون کیم و خانواده سرشناس شدند و به نوعی سلبریتی محسوب میشدند وارد رابطه هایی با سلبریتی ها شدند که حتی اخباری مبنی بر رابطه 3 روزه کیم کارداشیان و کریستیانو رونالدو هم وجود دارد که آنها گفتند نمی توانند با هم بسازند و به این دلیل از هم جدا شدند.همین اواخر هم رابطه کیم با رپر معرف دیگری به نام کانیه وست باعث شد کیم پیش از پیش معروف تر شود.این موضوع را هم اشاره کنم که بقیه خواهرها هم بی کار نبودند و هر کدام با افراد معروفی رابطه برقرار کردند که برآیند همه اینها معروفیت خانواده  کارداشیان و جنر را به دنبال داشت.کیم با استعدادشاید همه از بی استعدادی کیم کارداشیان صحبت کنند اما باید به شما بگویم که این شخص آنچنان بی استعداد نیست.در بین متخصصان می گویند این مدل افراد معروفند به این که معروفند. یعنی چون همه می گویند این فرد معروف است بقیه میروند بررسی کنند که چرا این فرد معروف شده و این باعث معروفیت بیشتر فرد میشود. مانند دنیا جهانبخت خودماناما کیم هرچقد بی استعداد باشد نشان داده استعداد فوق العاده ای در برندسازی غوغاسالار دارد و همیشه بلد است چگونه خود را سر زبان ها بیاندازد.کیم از زمانی که بدن های لاغر و باربی مانند پاریس مد بود به عرصه آمد و استانداردهای مدلینگ و بدن لاغر را به سمت بدن خودش تغییر داد. امروزه اگر خوب دقت کنید افرادی که استاندارد بدنی کیم کارداشیان را دارند در اینستاگرام فالور بیشتری به دست آورده اند.درواقع کیم کارداشیان استاندارد مدلینگ جدیدی پایه گذاری کرد گرچه بسیاری از افراد کیم را مدل نمی دانند اما او و کسانی که اندامی شبیه به کیم دارند با برندهای بزرگ کار می کنند و مثل سوپر مدل ها طرفدار دارند.پس کیم خیلی هم بی استعداد نیست بلکه فرد فرصت طلبی است که توانسته بدون هیچ هنری معروف شود.</description>
                <category>naef raspana</category>
                <author>naef raspana</author>
                <pubDate>Fri, 31 Dec 2021 19:56:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کلاب هاوس ایرانی</title>
                <link>https://virgool.io/@naefraspana70/%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%D9%88%D8%B3-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-ewnndedkyv6q</link>
                <description>اخیرا خبری مبنی بر اینکه، امیر خوراکیان معاون حقوقی و امور مجلس در مرکز ملی فضای مجازی پخش شده که ایشون گفتن بخش خصوصی می تواند دست به کار شود و کلاب هاوس ایرانی را به راه بیندازد.اولین سوالی که ذهن من را مشغول می کند این است:آیا کلاب هاوس ایرانی یا هر شبکه اجتماعی که ایران بر پایه شبکه های اجتماعی خارجی ساخته می تواند یا توانسته موفق شود؟اصولا دلیل راه اندازی شبکه اجتماعی چیست؟چرا شبکه های اجتماعی ایرانی مخاطبی ندارند و بعد از چند سال اعلام ورشکستگی می کنند؟ و اصلا چرا بخش خصوصی سرمایه خود را در قسمتی بگذارد که اصلا بازدهی آن مشخص نیست و معلوم نیست فردای آن چه میشود؟ و همچنین سرنوشت شبکه های اجتماعی دیگر ایرانی را هم دیده است مثل لنزور و کلوب و...و شاید سوالات زیادی هم در ذهن شما شکل بگیرد و بگویید توجیهی برای راه اندازی یک شبکه اجتماعی در ایران وجود ندارد.اصل امنیت و حریم خصوصییکی از دلایل اصلی بوجود آمدن شبکه های اجتماعی این است که مردم به صورت آزاد بتوانند عقاید خود را بیان کنند و به همین دلیل حریم خصوصی و امنیت به شدت در یک شبکه اجتماعی مهم است.قضیه واتساپ که یادتان نرفته وقتی فیسبوک خواست اطلاعات این شبکه را به سرور خودش منتقل کند و ناگهان با موج بسیار زیادی از اعتراض ها و حذف شدن ها روبرو شد و مجبور شد طی بیانیه ای حرف خود را پس بگیرد.پس در اینجا متوجه میشویم که امنیت و حریم خصوصی از مهمترین موارد در شبکه های اجتماعی دنیاست.حالا فکر کنید شبکه اجتماعی در ایران وجود داشته باشد و شما اجازه داشته باشید هر چیزی را بگویید و کسی نتواند شما را رصد کند. من فکر میکنم این اتفاق در کشور ما غیر ممکن است زیرا حاکمیت میخواهد از هر چیزی سر دربیاورد و اصولا به همین دلیل خواستار شبکه اجتماعی بومی است.و دلیل اینکه مردم به شبکه های اجتماعی ایرانی روی نمی آورند دقیقا همین موضوع است که همه آنها فکر میکنند حاکمیت و دستگاه های قضا می خواهند بدانند دقیقا آنها چه میگویند و از این مسایل سر در بیاورند و از این طریق کسانی را که مطابق با میل آنها محتوا تولید نمی کنندمحدود یا به زندان بیندازند.ممکن است این مواردی که من نوشتم در عمل اتفاق نیفتد اما من وقتی با یک جامعه آماری در این زمینه صحبت کردم دقیقا همین مطالب را از آنها شنیدم.ارتباطات و جمع شدن در یک جاارتباط گرفتن و وصل کردن افراد به یکدیگر از خاصیت های مه شبکه اجتماعی است. خواه فیسبوک باشد خواه تلگرام.اگر شبکه اجتماعی عضو خاصی نداشته باشد من بعد از چند روز نصب کردن مطمئنا به حذف کردنش فکر میکنم مگر اینکه به دلیل دیگری آن را داشته باشم. مثل ادیت عکس در اسنپ چتبه همین دلیل هم شبکه های اجتماعی در دنیا نوعی انحصار به وجود آورده اند و این باعث نگرانی بسیاری از دولت ها و حکومت ها شده که افراد خاصی مانند مارک زاکربرگ اطلاعات تعداد زیادی از  مردم دنیا را دارد.اما ذات سوشال مدیا همین است که شما بتوانید با دیگران در ارتباط باشید و صدای خود را به افراد بیشتری برسانید وگرنه خیلی به کارمان نمی آید. مخصوصا اگر برندی هستید و محصولی برای فروش دارید بهتر است که در جایی باشید که افراد بیشتری آنجا حضور دارند.به همین دلیل شبکه های اجتماعی ایرانی چون نمی توانند مخاطب زیادی را جذب کنند خیلی برای مخاطب انگیزه عضویت ایجاد نمی کند.مثلا من ایتا را با بچه های دفترم دارم برای  اشتراک گذاشتن نوشته های ورد و پاورپوینت و مطالب زیر 100 مگابایت اما برای پیام دادن هیچوقت از آن استفاده نمی کنم، بلکه از واتساپ استفاده می کنم، چون ایتا هیچ عضو خاصی ندارد.قوانینی که هر روز تغییر می کندواقعا یعنی بخش خصوصی نمی داند که در این کشور هر روز قوانین عوض می شود و یک روز ممکن است با شبکه اجتماعی شما همراه باشند و روز دیگر شمشیر را از رو ببندند.مورد اخیر برای آپارات که محمد جواد شکوری مقدم مدیرعامل و صاحب امتیاز این شبکه اجتماعی را به دلیل یک ویدیو ساده به دادگاه کشاندند که چرا در مورد مسایل جنسی با کودکان صحبت شده. این مورد در همه جای دنیا مرسوم است و این ویدیو ربطی به آقای شکوری مقدم نداشته بلکه یک کانال معتبر آپارات آن را به دیگران به اشتراک گذاشته است. حتی ده سال حبس برای مدیر عامل آپارات در نظر گرفته بودند که البته از همان ابتدا مشخص بود که رفع می شود.می خواهم این را بگویم که مگر بخش خصوصی سرش درد می کند که علاوه بر به خطر انداختن سرمایه برای خود دردسر درست کند.نه عزیز من این کشور در زمینه دیجیتال و آنلاین جاهای خالی بیشتری دارد که می توان از آنها درآمد کسب کرد و به سمتش رفت.تجربه های شکست خورده پیشینکلوب، لنزور، سروش، ایتا و ... تجربه های شکست خورده قبلی هستند که به ما نشان داد اگر اصول اولیه شبکه های اجتماعی رعایت نشود با سنگین ترین سرمایه ها هم نمی توان یک شبکه اجتماعی موفق ساخت.دلیل موفقیت آپارات هم فیلتر بودن یوتیوب است وگرنه بسیاری از جامعه ایران به سمت یوتیوب روانه می شدند.همین چند وقت پیش آپارات ویدیویی که برای آن زحمت زیادی کشیده بودم را بدون اجازه من حذف کرد در حالیکه من این ویدیو را در آپارات بصورت بکاپ گذاشته بودم که در زمان نیاز دوباره دانلود کنم.  آن هم بخاطر بیرون بودن بازوی همسر سابق جف بزوس :(انقدر عصبانی شدم که با خودم گفتم من احمقم که در آپارات فعالیت می کنم. همچنین ویدیوهای برخی مشتریان من که میکاپ آرتیست هم هستند را چندین بار حذف کرده.واقعا شما فکر میکنید اگر یوتیوب فیلتر نبود من با این شبکه اجتماعی مسخره کار میکردم؟سخن آخرتا زمانی که مردم اطمینان از امینت خودشان در شبکه اجتماعی ایرانی نداشته باشند و همچنین قوانین درست و حسابی برای این بخش تدوین نشود. هرچقدر هم میخواهید هزینه کنید هیچ کلاب هاوس یا تلگرامی ساخته نمی شود.شما با ذات شبکه های اجتماعی در تضاد هستید.</description>
                <category>naef raspana</category>
                <author>naef raspana</author>
                <pubDate>Thu, 08 Apr 2021 20:55:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هایل هیتلر، هایل نوکیا</title>
                <link>https://virgool.io/@naefraspana70/%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D9%87%DB%8C%D8%AA%D9%84%D8%B1-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D9%86%D9%88%DA%A9%DB%8C%D8%A7-ygxihboapw2q</link>
                <description>این روزها که در حال مطالعه کتاب نبرد من نوشته آدولف هیتلر هستم بعد از خواندن چندین فصل با اندیشه های هیتلر آشنا میشوم و فکر میکنم، چگونه یک فرد هنرمند، اهل مطالعه و دانش می تواند به دیکتاتوری سنگ دل بدل شود که نامش مترادف با رعب و وحشت است.هیتلر نقاشدر کتاب خد هیتلر به این موضوع اشاره می کند که او میخواسته نقاش شود و از همین طریق هم امرار معاش میکرده و همچنین معماری خوانده بود.در کل هیتلر فکر میکرد در زمینه های هنر خیلی میتواند بهتر فعالیت کند و از این طریق به موفقیت هایی برسد و شاید در اوایل کتابش اگر او را نشناسید هیچ گاه شما فکر نمی کنید این فرد به یک سیاستمدار مخوف تبدیل شود که جنگی تمام عیار در دنیا به راه بیندازد.چرا هیتلر و نوکیا؟به اقتضای تخصص من که در زمینه بیزنس است و همچنین چندسالی است کتاب هایی در باب توسعه و شکست ملت ها میخوانم به این موضوع بسیار توجه میکنم که مدیریت یک بیزنس بزرگ بی شباهت به رهبری یک ملت و کشور نیست.چه میشود که رهبرانی بزرگ با اندیشه هایی خوب خود را به سمت نابودی می کشانند؟چون بسیار سابقه نوکیا را مطالعه کرده ام و این شرکت هم یک بیزنس موفق است که دنیا را گرفته بود مثل هیتلر، برایم جالب بود که چه جالب در یک نقطه هردو این ها با هم مشترک هستند.امپراطوری بزرگ و فرهنگ ترسچندین سال پیش مصاحبه ای از مدیر نوکیا خواندم در همان بحبوحه فروش نوکیا به مایکروسافت. او به این نکته اشاره داشت که نوکیا به یک امپراطوری تبدیل شده بود و مدیران ما در هر بخش صاحب یک قلمرو بزرگ در این امپراطوری بودند که هرروزه مورد توجه رسانه ها قرار میگرفتند.طبیعی است که هیچکس نمی خواهد این جایگاه را از دست دهد و همچنین او گفت اشتباه ما این بود که خط قرمز برای مدیران ترسیم میکردیم که باید این کار بشود وگرنه خطر اخراج را در پی دارد و آنها هم به دلیل اینکه این تخت پادشاهی را دوست داشتند خیلی تمایلی به رساندن خبر بد و پیشرفت اندروید و آی او اس را نداشتند.جلد مجله فوبرز در سال 2007 چه کسی میتونه نوکیا رو از تخت پادشاهی به زیر بکشهبه تصویر بالا نگاه کنید خود به ما نشان می دهد که شرکت در آن زمان چه عظمتی داشته و برند اول دنیا در زمینه موبایل بوده است. طبیعی است که مدیران میانی در این شرکت تمایلی به از دست دادن جایگاه ندارند و وقتی می دانند با دادن خبرهای واقعی امکان دارد جایگاه شان به لرزه در بیاید مطمئنا سعی میکنند که خبرها را به صورت دیگری مخابره کنند در دفتر مدیرعامل.البته موارد بسیار دیگری هم میتوان اشاره کرد برای ورشکستگی نوکیا که از حوصله این مقاله خارج است.مدیرعامل نوکیا یکی از اصلی ترین دلایل شکست در آن مصاحبه را همین امپراطوری و فرهنگ ترس در آن که خط قرمز برای مدیران ترسیم میکردند اشاره کرد.برگردیم به هیتلر هنرمندهیتلر هم به همان شکل امپراطوری بزرگی ساخته بود و البته همانطور که ما در کشور خودمان مشاهده می کنیم انقلاب ها در طول سال و انسان ها و حتی رهبران و سردمداران همان انقلاب ها از نظر شخصیتی بسیار عوض می شوند. هیتلر هم از این قائده مستثنی نبود.اما داشتن قلمرو و قدرتی بزرگ او را بسیار متوهم کرده بود مانند نوکیا و اینکه فرهنگ رعب و وحشت، چاپلوسی و از دست ندادن جایگاه در آن قلمرو جای خود را داشت.رهبران و فرماندهان جنگی هیتلر به دلیل ترسی که از خود شخص هیتلر و از دست دادن جایگاه شان داشتند خبرهای واقعی را مخابره نمیکردند و همیشه دوست داشتند که مورد توجه شخص اول باشند.این موضوع سبب شد دولت و حکومت هیتلر هم از داخل و هم از بیرون تضعیف شود درست مانند نوکیا.چه باید کرد؟مدیریت یک سازمان بزرگ و همچنین حکمرانی بر یک ملت به جهاتی شبیه به همدیگر هستند و به نظر من هر دو این موارد هنر خاصی می خواهد.صرفا مدیر یا حکمران دیکتاتور بد نیست همانطور که ما در قدیم پادشاهان قدرتمندی داشتیم که همان سیستم دیکتاتوری را داشتند ولی موفق بودند و یا شرکت اپل در منابع زیادی به دیکتاتوری استیو جابز اشاره میشود که او هم توانسته برندی بسیار قدرتمند بسازد.اما این که بدانید چگونه با آنها برخورد کنید بسیار مهم است یعنی هنر ارتباط گرفتن با زیر دستان و مدیران میانی را داشته باشید و فرهنگ رعب و وحشت ایجاد نکیند زیرا این فرهنگ به مرور برای شما مشکل آفرین میشود و از درون سازمان را ویران می کند. داشتن فرهنگ وحشت و کشیدن خط قرمز و لرزاندن جایگاه افراد صاحب قدرت در این سیستم یکی از اصلی ترین دلایل افول است که اگر هنر مدیریت این موارد را نداشته باشیم باید منتظر پایانی دراماتیک باشیم.(اگر نظری نسبت به این نوشته دارید حتما کامنت کنید، خوشحال میشوم با اشتراک نظریات خود در این مقاله به دانش من و بقیه بیفزایید.)</description>
                <category>naef raspana</category>
                <author>naef raspana</author>
                <pubDate>Thu, 25 Feb 2021 13:03:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دعای ملت بی جواب ماند...</title>
                <link>https://virgool.io/@naefraspana70/%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%84%D8%AA-%D8%A8%DB%8C-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF-zd3yt5bugwnt</link>
                <description>علی انصاریان و مهرداد میناوندچند روز اخیر را با مرگ دو تن از فوتبالیست های کشورمان دوباره صحبت در مورد مرگ افراد با کرونا بیشتر شده و برخی حتی پروتکل های بهداشتی را بیشتر رعایت می کنند.ما در این مقاله قصد نداریم به پروتکل بهداشتی و کرونا بپردازیم بلکه به این موضوع می پردازیم که چرا مرگ این دو نفر بسیار پر سر و صدا بود اما در حالیکه هر روز صدها نفر بر اثر کرونا جان خود را از دست می دهند و مادران و همسرانی که عزادار می شوند و حتی کسی صدای آنها را هم نمی شنود.مغز ما با اتفاقات گسترده هر روزه دچار بی حسی می شودبه تصویر زیر توجه کنید.ترجمه: یک نفر میمیرد و صد میلیون گریه می کنند.یک میلیون میمیرد اما هیچکس گریه نمیکند.دلیل این موضوع چیست؟چرا مرگ استیو جابز واکنش های زیادی در تمام دنیا بر انگیخت اما مرگ میلیون ها کودک آفریقایی بسیار عادی است و کسی به آن توجهی ندارد.ما انسان ها اگر چیزی را شخصی کنیم و از داستان ها و اطلاعات او خبردار شویم با فرد همذات پنداری میکنیم و این باعث میشود با مرگ این فرد ما هم غصه بخوریم و ناراحت شویم. در حالیکه ممکن است در طول عمر این فرد را ندیده باشیم و از محصول او هم استفاده نکرده باشیم.شاید خیلی از افراد تا چندین هفته پیش نه مهرداد میناوند را میشناختن و نه علی انصاریان را ولی هنگامی که تمام رسانه ها داستان ها و ویدیو های آنها را پخش کردند و ما در جریان بخشی از زندگی آنها قرار گرفتیم موضوع برای ما شخصی شده و با از دست دادن این فرد همذات پنداری میکردیم.کرونا روزانه جان بسیاری را در ایران می گیرد که ما از آنها خبر نداریم و چون ارتباطی با آنها نداریم حتی به مرگ آنها هم فکر نمیکنیم و واکنشی هم نشان نمی دهیم.در حالیکه علی انصاریان یک ایران برای او دعا می کردند.دلایل دیگر...سلبریتی بودن و یک چهره ملی بودن باز دلیل دیگری است که مردم و رسانه ها بیشتر به او توجه کنند.ناگفته نماند که برخی هم به دلیل جلب توجه دست به این نوع کارها می زنند و رسانه های اینستاگرامی هم بخاطر گرفتن چند عدد لایک بیشتر سعی میکنند حتی رد شدن مردم عادی دم در بیمارستانی که این چهره کشوری بستری است هم ضبط کنند تا بلکه بتوانند سوژه ای برای خود پیدا کنند.وقتی موردی بیش از حد در رسانه ها تکرار شود مطمئنا تمام مردم از آن خبر اطلاع پیدا می کنند و از آنجایی که ما انسان هستیم و از دست دادن همنوع برای ما دردآور است سعی میکنیم پیگیر این اخبار باشیم و برای سلامتی او دعا کنیم.از سمت دیگر هم به دلیل وضعیت نابسمان و مسخره کشور ما و نارضایتی مردم انگار فضای حزن و اندوه به مردم ما بیشتر می سازد و این شاید طریقی باشد برای رساندن صدای نارضایتی به گوش مسولین کشور، همانطور که دیدیم هشتگ واکسن بخرید و واکسن مطالبه ملی در اینستاگرام بسیار زیاد شده بود. و مردم از هر موردی برای رساندن صدای نارضایتی خود استفاده میکنند.و البته ممکن است موارد دیگری هم دخیل باشد که متخصصان امر به این موضوع می توانند بیشتر بپردازند و من در اینجا به ذکر همین نکات بسنده میکنم.قضیه را شخصی کنیداگر میخواهید مردم به موضوعی بیشتر توجه کنند پس سعی کنید به جای تعریف کردن داستان آفریقایی های بینوا و بدبخت، داستان یک فرد را روایت کنید مثلا یک شخصیت را از دل آن جمعیت بیرون بکشید و سختی ها زندگی او را به دیگران نشان دهید تا حس همذات پنداری و همدردی در افراد بیدار شود.وگرنه با نشان دادن جمعیتی از سیاهپوستانی که بدبخت هستند آدم ها بی تفاوت می شوند.زیرا در مورد اول من وقتی آن بچه زجر کشیده آفریقایی را ببینم با خودم میگویم من میتوانم به او کمک کنم چرا ساکت نشسته ام و فعالیتی انجام نمی دهم.اما در مورد دوم با خودم فکر میکنم کاری از دست من برای نجات دادن یک جمعیت بزرگ بر نمی آید پس بی توجه از کنار آن رد میشود.موضوع علی انصاریان و مهرداد میناوند دقیقا همین بود چون مردم بصورت شخصی برای آنها دعا می کردند، و مطمئنا همه دوست داشتن نتیجه دعاهای شان(یا همان تلاش برای بهبودی همنوع) را ببینند.که دعای ملت بی جواب ماند...</description>
                <category>naef raspana</category>
                <author>naef raspana</author>
                <pubDate>Wed, 03 Feb 2021 23:56:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا فشن شوها از مدل های لاغر استفاده میکنند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@naefraspana70/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%81%D8%B4%D9%86-%D8%B4%D9%88%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AF%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%D8%BA%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-i2otdikssbbh</link>
                <description>دنیای فشن با زرق و برق های بسیار زیادش برای همه جذاب است و همه ما به نوعی حس خاصی نسبت به این دنیای جذاب داریم و بسیاری از دخترها و پسرها در سودای مدل شدن و وارد شدن به عرصه مدلینگ رقابت میکنند و هرروزه شاهد تعداد زیادی از افراد در اینستاگرام هستیم که در بایو پیج خود کلمه مدل را اضافه کرده اند.آیا این بد است؟به هیچ وجه، من خودم یکی از طرفداران پر و پا قرص دنیای فشن هستم و هر روزه برندهای فشن و مدل های بزرگ دنیا را بررسی میکنم و همچنین پایانه MBA برند من در زمینه مد و فشن بوده و به طبع در این زمینه فعالیت هایی هم دارم که با میکاپ آرتیست ها و مدل های متفاوتی کار میکنم. این را گفتم بدانید که من منتقد سفت و سخت دنیای فشن و شغل مدلینگ نیستم.اما باید قبول کنیم که دنیای فشن با استانداردهای خاص خودش هر روز حال افراد بیشتری را بد میکند به این دلیل که نتوانسته اند شبیه آن استانداردهای خاص باشند. و همچنین پشت صحنه این عکس های بسیار زیبا و اغوا کننده آن چیزی نیست که همه فکر میکنند و هرروزه من تعدادی دایرکت از دخترانی دارم که ساده ترین استانداردها را ندارند اما میخواهند به هر طریقی مدل شوند.اما سوالی که زیاد از من میپرسند:چرا مدل ها انقدر لاغر و استخوانی هستند و برخی اصلا خوشگل نیستند؟توییگیلزلی لائسون معروف به توییگیمدل ، بازیگر و خواننده دهه شصت میلادی بود و آرمان جذابیت بسیاری از خانم ها که در آن زمان زندگی میکردند و میگویند لاغری و سایز صفر از این خانم شروع شد.این خانم به دلیل لاغر بودن و همچنین چهره دوجنسه داشتند که این امکان را به طراح و عکاس میداد که از او هم بعنوان مدل مرد و هم بعنوان مدل زن استفاده کند بسیار مورد توجه بود و شهرت او خیلی زیادتر شد.بیشتر دخترها در رویای تبدیل شدن به یک سوپر استار شبیه توییگی سعی میکردند از رژیم های خاصی استفاده کنند تا زون شان زیاد نشود.از طرفی طراحان با مدل هایی که اضافه وزن داشتند کار نمیکردند و علاقه به مدل های لاغر داشتند به این دلیل که میگفتند لباس در تن آنها خوب می ایستد.به مرور زمان وسواس لاغر شدن بیش از حد در دختران مدل شکل گرفت و طراحان هم از مدل هایی با سایز صفر یا سایز یک در فشن شوها استفاده میکردند.توییگیبه مرور سلامت مدل ها به خطر می افتاد آنها اشتهای خود را از دست می داند و این باعث شد خیلی ها به این استانداردها اعتراض کنند.یک مورد خیلی خاصخانم ایزابل کارو مدل معروف فرانسوی که عکس او بر روی بسیاری از مجلات مد بود و در دنیای فشن اسم و رسمی برای خود دست و پا کرده بود.ایزابل که از شهرت خود بسیار خوشحال بود هیچوقت دوست نداشت که این معروفیت را از دست بدهد و به همین دلیل وسواس زیادی گرفت برای اینکه وزن خود را کنترل کند که مبادا مورد توجه طراح ها قرار نگیرد و دیگر از او استفاده نکنند و مدل دیگری جای او را بگیرد.معمولا این مدل ها با رژیم غذایی بسیار عجیب و غریب خود را به سایز صفر میرسانند و این باعث بیماری میشود بنام انروکسیا که کاملا بی اشتها میشوند و لاغر و نحیف و تمام زیبایی های خود را از دست می دهند.اگر به شما بگویم که عکس اول این مقاله عکس همین خانم است شاید باور نکنید.ایزابل بعد از مدتی به این شکل تبدیل شد.و از این هم بدتر شد یعنی به این شکلایزابل کارودیگر نه کسی سراغ ایزابل را میگرفت و نه او را در کت واک ها راه میداند و نه طراحی لباسی برای او طراحی میکرد و ایزابل کاملا از جامعه فشن طرد شد.بعدها مستندی از این مورد یعنی استفاده از مانکن ها یا همان مدل های سایز صفر ساخته شد و ایزابل با آن مستند همکاری کرد و اعتراضات زیاید بر این جریان بوجود آمد که در نتیجه در سال 2007 استفاده از مانکن های سایز صفر ممنوع اعلام شد.و امروزه سلامت مدل ها بسیار مهم تر است و دیگر کسی سایز خود را زیاد کم نمیکند و از سایزهای بالاتر استفاده میشود.و امروزه دیگر ما شاهد مانکن ها و مدل های بسیار لاغر نیستیم.</description>
                <category>naef raspana</category>
                <author>naef raspana</author>
                <pubDate>Sat, 11 Jul 2020 00:32:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پراید لاکچری</title>
                <link>https://virgool.io/@naefraspana70/%D9%BE%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%84%D8%A7%DA%A9%DA%86%D8%B1%DB%8C-ob5wdvixoj1i</link>
                <description>وقتی استراتژی شرکت های لوکس(لاکژری یا لاکچری) خودروسازی دنیا را بررسی میکنیم میبینیم که فروش این خودروها شبیه به خودروسازهای ماست یعنی ایرانخودرو و سایپا..تعداد محدود و قیمت بالا اما این کجا و آن کجادر این ویدیو مفصل به استراتژی شرکت های لوکس خودروسازی پرداختم https://www.aparat.com/v/iSgJK در این ویدیو 5 دقیقه ای به بررسی این موارد پرداختم.صنعت مریض خودروسازی کشور که بصورت رانتی اداره میشود دقیقا استراتژی شرکت های لوکس خودروسازی دنیا را پیاده می کند با این تفاوت که آنجا شما حق انتخاب بسیاری دارید اما در ایران شما هیچ حق انتخابی ندارید و مجبورید با سرمایه کمتر از 100 میلیون تومن پراید یا تیبا بخرید که هیچکدام استاندارد نیستند.تحویل لامبورگینیدر کتاب استراتژی برندهای لوکس، ژان نوئل کاپفرر به موضوع تحویل خودرو لامبورگینی می پردازد و در این مورد صحبت میکند که برندهای لوکس باید تعدادشان کم باشد چون اگر زیاد شوند دیگر لوکس نیستند و بهمین خاطر شرکتی مانند لامبورگینی شما را دو سال در نوبت نگه می دارد که لامبورگینی شما را تولید کند و به شما تحویل دهد.در ویدیو میتوانید نحوه تحویل خودرو لوکس پاگانی را ببینید که بصورت خاصی تحویل میشتری میشود.ایرانخودرو و سایپا هم از قبل پول را از مردم میگیرند و آخر با بدبختی خودرو را تحویل میدهند.همانطور که در مقاله قبل اشاره کردم اگر رانت این دو خودروساز کشور برداشته نشود وضع به همین شکل ادامه خواهد یافت.</description>
                <category>naef raspana</category>
                <author>naef raspana</author>
                <pubDate>Sat, 20 Jun 2020 18:15:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رانت به بهانه ی حمایت</title>
                <link>https://virgool.io/@naefraspana70/%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-ttppur5avhtb</link>
                <description>چند سالی است که ما ایرانی ها شاهد بالا رفتن بی رویه قیمت ماشین هستیم و این دو خودروساز عزیز و سوگلی کشور هم بخاطر رانت های دولتی حاضر نیستند خودرو باکیفیت به مردم تحویل دهند اما تا تقی به توقی میخورد قیمت ماشین های خود را افزایش میدهند.ولی آیا قیمت ماشین پایین می آید؟این ویدیو را تماشا کنید. https://www.aparat.com/v/MET6Q دلایلی که در این ویدیو اشاره کردم دقیقا ضعف کارخانه های ماشین سازی ماست که نمیتوان به سادگی برطرف کرد زیرا میزان تولید این دو خودروساز بشدت کم است و همچنین اجازه ورود به ماشین های خارجی بدون گمرکی نمیدهند و از طرفی کارخانه های خارجی را هم که توان تولید دارند اجازه نمیدهند وارد شوند.مسافری از هنددر این قسمت مثالی میخواهم بزنم از شرکت تاتاموتورز هند که دقیقا زمانی عین ایران خودرو و سایپا از رانت های دولتی برخوردار بودهدر زمانی که گاندی هند را مستقل کرد به دلیل استقلال تازه هند و همچنین از طرفی شوری کمونیست قدرت زیادی در جهان داشت و از سمتی گاندی نمیخواست کشور به بیگانگان وابسته باشد اقتصادی شبه کمونیستی را پایه ریزی کرد که بعد از گاندی هم به همان شکل ادامه یافت.در سال 1945 شرکت تاتاموتورز بنیان گذاشته شد و طبق رسم کشورهایی که اقتصاد بسته دارند این شرکت هم  سرخوش از رانت های دولتی ایجاد شده بود دقیقا عین ایران خودرو و سایپای خودمان. اما در اواخر قرن بیستم یعنی در سال 1991 دیگر هند در حال ورشکستگی اقتصادی بود و نیاز به ساختاری جدید داشت.در آن زمان فردی به نام مانهومان سینگ که او را معمار اقتصادی هند میگویند وزیر اقتصاد هند شد و با همکاری بانک جهانی (که دست بر قضا فردی ایرانی بنام جواد شیرازی همکار بانک جهانی در امور هند بوده و یادم می آید این مطالب را چندین سال پیش در مصاحبه ای با جواد شیرازی خواندم) تغییر و تحولات اساسی در اقتصاد هند بوجود آورد.مانهومان سینگمیتوانید برای اطلاعات بیشتر فیلم مستند وار ACCIDENT PRIME MINISTER  را ببینید.مانهومان سینگ کشور را به روی شرکت های خارجی باز کرد و ابتدا شرکت های خودروسازی قوی دنیا مانند جنرال موتورز آمریکا وارد شدند و شروع کردن به ساخت ماشین های با کیفیت با استاندارد روز دنیا.مطمئنا ورود این شرکت تاثیر زیادی بر تاتاموتورز هند داشته و این کمپانی هندی به دنبال یادگیری فنون و استانداردهای روز خودروسازی در دنیا رفته و امروزه تاتا جز خودروسازهای خوب دنیا محسوب میشود.تاتا موتورز به حدی پیشرفت کرده که میتواند با رقبای خارجی خود رقابت کند و یک مدل از این شرکت بنام تاتا نانو که یک ماشین بسیار کوچک است و قیمت آن 2500 دلار یعنی بعبارتی با دلار 17 هزارتومان چیزی حدود 42 میلیون تومان ناقابل ایرانی میشود البته اگر صددرصد گمرکی روی آن کشیده نشود، محبوبیت زیادی دارد.تاتا نانواین مدل فروش بالایی دارد و میتوان جز ارزان ترین خودروهای جهان به حساب آورد.جالب است بدانید که تاتا موتورز امروزه به حدی پیشرفت کرده که با رقبای بزرگ صنعت خودروسازی جهان رقابت میکند اما در قالب برندهای دیگر.شاید بسیاری از دوستان ماشین باز هم این را ندانند اما...جگوار و لندرور دو برند برتر خودروسازی دنیا و از برندهای لوکس خودرو زیرمجموعه تاتاموتورز هندوستان هستند.تاتا موتورز این دو برند را از شرکت فورد خرید و زیر مجموعه این هلدینگ قرار داده تا بتواند در کلاس جهانی با برندهای لوکس ماشین دنیا رقابت کند.نتیجه گیریبا شنیدن این داستان همه ما میدانیم که رانت هایی که دولت و حکومت به سوگلی های خود یعنی ایرانخودرو و سایپا میدهد به بهانه حمایت از تولید ملی شعری بیش نیست.اگر میخواهیم این دو خودروسازی حمایت شوند پس در زمین بازی و رقابت اصلی آنها را بفرستیم.شاید برخی بگویند که  بیشتر کشورها هم حمایت میکردند از صنایع نوپا تا جان بگیرند و بعد در را به روی خارجی ها باز کردند....هم من میدانم و هم شما میدانید که این صنایع نوپا نیستند و چهل سال با رانت های متفاوت در جهت حمایت از این صنعت ورشکسته بر آمدیم و باید بدانیم که این صنعت توان تولید ندارد در حالیکه تقاضا برای ماشین بسیار بیشتر از توان تولید این دو خودروساز است و اگر کمی اقتصاد بدانیم میتوانیم حدس بزنیم وقتی تقاضا از عرضه پیشی میگیرد قیمت بالا میرود والسلام.حمایت از تولید ملی و صنایع ملی یعنی کشک و بیشتر منافع برخی افراد وسط این ماجراست که نمیخواهند صنعت خودرو سر و سامان بگیرد چون به نفع جیب آنها نیست و از طرفی هزینه این منفعت طلبی را مردم عادی می دهند.خوشحال میشوم نظرات شما را بدانم...</description>
                <category>naef raspana</category>
                <author>naef raspana</author>
                <pubDate>Sat, 13 Jun 2020 01:29:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قربانی هیجانات و احساسات</title>
                <link>https://virgool.io/@naefraspana70/%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA-qajnruvr4gui</link>
                <description>چند روز است که خبر مرگ دختری بنام رومینا اشرفی بارتاب زیادی در شبکه های اجتماعی داشته بصورتیکه همه ما مطمئنا این خبر را شنیدیم و از آن غمگین و ناراحت هستیم.باید بگویم متاسفانه این نوع قتل های ناموسی خبر جدیدی در ایران نیست فقط این مورد رسانه ای شد و باعث شد همه آن را ببینیم و احتمالا هرکسی از زاویه دید خود این موضوع را بررسی کرده و مانند بقیه قضایای شبکه اجتماعی با شایعاتی هم همراه بوده اما....چند شب پیش که در اینستاگرام نوشتم و این قضیه را با چند استوری توضیح دادم یکی از فالورهای بنده که تقریبا در همان حوالی ساکن بودند ماجرا را برای من تعریف کردند و کمی با هم صحبت کردیم در رابطه با پدر رومینا و آیا پدر او مشکلات روحی روانی یا اعتیاد داشته ؟ و او جواب داد نه و درواقع پدر او فرد خوب و با آبرویی بوده اما در این جریان عاشقی دخترش که او از خانه فرار میکند و همه همسایه ها عکس دختر او را با پسری در شبکه های اجتماعی پخش شده به دختر نشان میدهند پدر دیگر نمیتواند این فشارها را تحمل کند و برخی میگویند در یک دعوا دختر را میکشد و برخی گفتند در خواب او را کشته و....من کاری به اینکه کجا دخترش را کشته ندارم چون نفس کشتن دختر کار بشدت اشتباهی بوده اما میخواهم به موردی اشاره کنم و آن زمانی است که هیجانات مغز انسان را قفل میکند و دیگر توان فکر کردن را از ما میگیرد.دنیل گلمن در کتاب هوش هیجانی داستان هایی را از افرادی تعریف میکند که آدم های بسیار خوبی بودند و بقولی آزارشان به یک مورچه هم نمیرسید اما در مواقعی خاص رفتارهایی عجیب و بشدت احمقانه از خود بروز داده اند که هیچ گونه نمیتوان قبول کرد که چرا این فرد این کار را انجام میدهد.به نوعی آنها برده احساسات و هیجانات خود هستند و نمیتوانند آن را کنترل کنند.گلمن در این کتاب به مفهومی میپردازد به نام هوش هیجانی و به تفصیل آن را توضیح میدهد و که اگر ما نتوانیم احساسات خود را کنترل کنیم این احساسات قدرت ما را در اختیار خود میگیرد و کارهای عجیبی از ما سر میزند که بعد از انجام کار بشدت پشیمان میشویم.دقیقا به من گفته شد بعد از کشتن رومینا، پدرش خودش را به ماموران تحویل داده و این پشیمانی هیچ فایده ای نه برای پدر دارد و نه مادر و نه دختر کشته شده شان...کتاب دیگر که میتواند این هیجانات و احساسات عجیب را توجیه کند کتابی است از سم هریس بنام اراده آزاد که در آن به این موضوع میپردازد که اراده آزاد یک دروغ است بلکه پیشفرض های ذهنی ما تعیین میکند ما چگونه رفتار کنیم و احساس کنیم.(مگر اینکه فرد به تمام جنبه های روحی روانی و ذهنی خودش آگاهی داشته باشد و به حد کافی از خودآگاهی رسیده باشد)در داستان رومینا پدر مذهبی که میگویند کربلایی هم بوده اصلا نمیتوانسته بپذیرد که دخترش با پسری فرار کند پسری که بقول مراجع قضایی 15 یا 16 سال از خودش بزرگتر بوده و همچنین عکس آنها در شبکه های اجتماعی پخش شود و برای آن پدر که با ذهنیتی متفاوت از دختر خود بزرگ شده بود این کار یک بی آبرویی تمام عیار است و این پیشفرض های ذهنی به او القا میکند که از بین بردن این بی آبرویی به نوعی غیرت محسوب میشود.سم هریس هم در این کتاب مثال هایی از افراد عادی و خوبی میزند که دست به جنایت های بدی زدند و  میتوان گفت به نوعی شبیه هوش هیجانی دنیل گلمن به این موضوع اشاره دارد که:در زمان هایی که هیجانات و احساسات بیش از حد بر ما غلبه میکند مغز ما انگار قفل میشود و توان فکر کردن ندارد و میخواهد از این مخصمه خلاص شود.و برخی بدترین راه را برای خلاصی از مخمصه ای که در آن گیر کردن انتخاب میکنند.و در آخر پیشنهاد میکنم حتما این کتاب ها را مطالعه کنید و امیدوارم هیچوقت شاهد این نوع اتفاقات در کشورمان نباشیم.هیجانات کنترل نشده افراد باهوش را تبدیل به احمق میکند. (دنیل گلمن)</description>
                <category>naef raspana</category>
                <author>naef raspana</author>
                <pubDate>Thu, 28 May 2020 16:08:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاریخچه اینستاگرام</title>
                <link>https://virgool.io/@naefraspana70/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-eojf69s4kooh</link>
                <description>به دلیل تخصصم در زمینه برندینگ  بیشتر برندهای بزرگ دنیا را بررسی میکنم که دقیقا از کجا به کجا رسیده اند و دلیل رشد آنها چه بوده.در اینجا مختصری از شبکه اجتماعی اینستاگرام مینویسم شبکه ای که از وکیل و وزیر و دکتر تا کارگر ساده یک مغازه امروزه یک اکانت در آن دارند و از آن استفاده میکنند، بد نیست بدانیم دقیقا تاریخچه این شبکه اجتماعی چیست و از کجا آمده؟چند سال پیش کتابی را میخواندم تحت عنوان گوگل چگونه کار میکند؟ این کتاب را مدیرعامل گوگل اریک اشمیت نوشته بود و در یکی از فصول کتاب توضیح داد که ما باید به کارمندان خود و ایده هایشان احترام بگذاریم و از آنها استقبال کنیم.و در ادامه توضیح داد که کارمندی از گوگل در دفتر ما حاضر شد با یک ایده خاص که ما او را دست کم گرفتیم و به او گفتیم برو به کارت برس و بعد از مدتی این کارمند از گوگل جدا شد و شبکه اجتماعی خودش  را بنیانگذاری کرد و امروز یکی از کارآفرینان بزرگ است، کوین هر جایی هستی برایت آرزوی موفقیت میکنم.بله او کسی نبود جز  کوین سیستروم بنیانگذار اصلی اینستاگرام، کوین سیستروم به همراه مایک کریگر در سال 2010 اینستاگرام را بینانگذاری کردند و نام این اپلینکیشن را از دو کلمه instant camera &amp; telegram گرفتند به معنای پیام رسانی سریع از طریق عکس...این شبکه اجتماعی در آن سال موفقیت زیادی را کسب کرد و توانست جز بهترین اپلیکیشن های موبایلی شناخته شود و این باعث معروفیت دو بنیانگذار جوان آن شد و وسوسه خرید این شبکه اجتماعی را به دل بنیانگذار فیسبوک انداخت.در سال 2012 فیسبوک با مبلغ یک میلیارد دلار و به شرط اینکه کارمندان و مدیرعامل و تیم اینستاگرام را دست نزند سهام این شبکه اجتماعی را خرید و از آن تاریخ به مالکیت فیسبوک درآمد.این نکته را اینجا ذکر کنم که هم اکنون کوین سیستروم مدیرعامل اینستاگرام نیست و سیستروم و کریگر هر دو از تیم اینستاگرام بیرون آمدند که برخی میگویند بخاطر بحث هایی است که با مارک زاکر برگ موسس فیسبوک و مالک جدید اینستاگرام داشتند و خودشان هم گفتند که میخواهند خلاقیت خود را آزاد کنند تا چیز جدیدی را بوجود آورند.خریدن اینستاگرام توسط فیسبوک باعث شد که یک شرکت قوی که دیتای زیادی هم دراد و تجربه بالایی در مدیریت شبکه اجتماعی داشت رشد اینستاگرام را سرعت بخشید و بخشی از رشد اینستاگرام مرهون فیسبوک و زاکربرگ است.در این تصویر تغییر لوگوی اینستاگرام را در سالهای متفاوت مشاهده میکنید که ما امروزه عکس آخر را میشنایسم بعنوان لوگوی اصلی اینستاگرام.امروزه این شبکه اجتماعی بالای یک میلیارد عضو دارد و بدلیل محبوبیت روز افزون و اضافه شدن سلبریتی ها و چهره های جهانی به آن برخی متخصصان میگویند احتمال دارد که اینستاگرام از فیسبوک جلو بزند.اینستاگرام در برخی کشورها فیلتر است و البته در کشور ما برخی از ویژگی ها را ما دسترسی نداریم مگر اینکه فیلتر شکن روشن باشد مثل خاصیت گیف در استوری  و همچنین تبلیغات خود اینستاگرام در کشور ما انجام نمیشود.کره شمالی کشوری است که از اینستاگرام استفاده نمیکند البته تعجبی ندارد زیرا این کشور از هیچ اپلیکیشنی استفاده نمیکند و فقط شبکه های داخلی خود را دارد.چین و روسیه دو کشور دیگر هستند که اینستاگرام را فیلتر کرده اند به دلایل خاص خودشان که بیشتر هم بخاطر جریان باز آزاد اطلاعات و از این دست موارد است و یا بخاطر حمایت از اپلیکیشن های داخلی...امروزه اینستاگرام در کشور ما ایران حجم بسیار بالایی از کاربران را دارد بطوریتکه برخی از دوستان تحقیقات دانشگاهی و تحقیقات خاص خودشان را در اینستاگرام سرچ میکنند که آیا ویدیویی در این رابطه وجود دارد یا نه؟ من در مقاله های متفاوت در مورد مزایا و معایب این شبکه اجتماعی صحبت کرده ام و همیشه تاکید من بر این بوده که در این شبکه اجتماعی باید حضور داشته باشیم. و در آخر اگر از مسنجرهایی مانند واتساپ فاکتور بگیریم میتوان گفت بعد از فیسبوک و یوتیوب، اینستاگرام پرطرفدارترین شبکه اجتماعی دنیاست.</description>
                <category>naef raspana</category>
                <author>naef raspana</author>
                <pubDate>Mon, 18 May 2020 00:48:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حباب اقتصادی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@naefraspana70/%D8%AD%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-r1v4j5eyvezy</link>
                <description>احتمالا همه ما در اخبار و جا های متفاوت نظرات کارشناسی در مورد اقتصاد شنیده ایم که همیشه میگویند اقتصاد ایران حباب دارد و یا اقتصاد حبابی شده، اخیرا هم با حجوم نقدینگی به بورس میگویند بورس حبابی است.این حباب دقیقا چیست؟ و به چه چیزی در اقتصاد حباب میگویند و از کجا باید بدانیم که قیمت کالای مورد نظر حباب دارد؟حباب یعنی وقتی قیمت کالا یا محصولی بیشتر از ارزش واقعی آن بیشتر رشد میکند و از دست مصرف کننده واقعی آن خارج میشود.بگذارید یک مثال ساده بزنم: پراید ماشینی است که برای طبقه متوسط رو به پایین در نظر گرفته شده و این دسته از افراد را مشتری هدف پراید میگویند اما در عمل پراید از توان خرید طبقه متوسط رو به پایین خارج است و در واقع از توان خرید مشتری واقعی خود خارج شده چون این طبقه آن قدر درآمد ندارد که بخواهد نزدیک به 90 میلیون برای پراید هزینه کند.درواقع امروزه خرید هر چیزی از توان طبقه متوسط رو به پایین خارج شده و بیشتر مایحتاج اولیه زندگی خود را میتوانند تهیه کنند.در این صورت که قیمت یک کالا از توان مشتری واقعی اش خارج  شده باشد میگویند قیمت این کالا حباب دارد.در بورس داستان کمی متفاوت است یعنی وقتی نقدینگی زیادی به سمت یک شرکت میرود که آن شرکت هیچ ارزش خاصی ندارد و از نظر تحلیل بنیادی هیچ توجیهی ندارد که قیمت این سهام به این اندازه برسد میگویند این سهم حباب دارد و هر لحظه ممکن است حباب آن تخلیه شود.به هرصورت باید بگویم بله اقتصاد دان ها درست میگویند اقتصاد ایران حبابی است و قیمت ها در ایران شدیدا حباب دارد اما آیا این حباب میترکد؟حداقل طی این سالها مشاهده کردیم که اراده ای برای ترکاندن حباب و برگرداندن سطح قیمت ها به قیمت های قبلی وجود ندارد و اگر همچنان به قول دوستان جنس حباب خوب باشد و بزرگ شود و خبری از ترکیدن حباب نباشد به جمع اندک اقتصادهای ابر تورمی در دنیا میپیوندیم مانند ونزوئلا و زیمباوه...ترکیدن حباب ها ممکن است بین چندین ماه تا چندین سال طول بکشد مانند آمریکا که از سال 2004 مسکن حبابی شد.(پیشنهاد میکنم فیلم the big short را ببینید) و تا سال 2008 طول کشید که این حباب خالی شد.در اقتصاد حبابی چه کنیم؟در این مدل اقتصادها سود در نوسان گیری است و کسی که بازی این مدل اقتصادها را بلد است در این مقاطع  زمانی بسیار سود میکند زیرا میداند چه زمانی بخرد و چه زمانی بفروشد.مثلا همین الان اردیبهشت 99 که من این مقاله را مینویسم کاملا مشخص است که بسیار از سهام های بورس ایران حبابی است. مقاله ای در مورد بورس نوشتم که میتوانید اینجا مطالعه کنید.برنده بازی بورس کسانی هستند که در مقاله اشاره کردم، تحلیل ها و ساز و کارهای بازار را میشناسند و میدانند چه زمانی وارد شوند و چه زمانی خارج شوند و بقیه احتمالا با ضررهای هنگفت بازار را ترک خواهند کرد.در اقتصادهای حبابی شما باید بازی نوسان گیری را بلد باشید و بتوانید با پول هایتان دارایی بخرید و البته در ایران ارز و طلا هم بسیار جواب میدهد و با خرید دارایی در بازی نوسان گیری شرکت کنید.فقط دقت کنید مثلا یک خانه و ماشین داشته باشید و با بقیه پول تان در این بازی شرکت کنید تا مانند بقیه از این نوسانات اقتصاد سود ببرید چون راه دیگری وجود ندارد و هر سال که میگذرد نگاه میکنیم بدبخت تر شدیم.این مدل اقتصادها اصلا به نفع تولید و کارآفرینی نیست در این مدل اقتصادها بدهکارانی که بدهی خود را نمیدهند و تمدید میکنند برنده هستند بطور مثال فردی پولی قرض کرده و یک پراید خریده 30 میلیون تومان و قرار شده چند ماه بعد پول را پس دهد و یا حتی ماشین را از دوست خود مدتی گرفته باشد ولی بعد از دو ماه قیمت پراید به 60 میلیون میرسد و او میتواند الان پراید خود را بفروشد و 30 ملیون دوستش را پس دهد و 30 میلیون دیگر هم بعنوان سرمایه پس انداز کند.!!! آیا این فرد کار خاصی انجام داد منظور کاری ارزش آفرین است که باعث شود سرمایه او زیاد شود؟ خیر، بلکه بخاطر حباب زیادی که در بازار وجود دارد توانسته از هیچ پول بسازد به همین دلیل است که میگویم این مدل اقتصادها به نفع تولید و کارآفرینی و ارزش آفرینی نیست چون راه پول دارد شدن از سمت دیگری است.حباب ها میترکند؟این جمله مخصوص یک اقتصاد سالم است نه اقتصاد سیاسی و رانتی، زیرا در این مدل اقتصاد ها تحلیل های منطقی و رویه های عقلانی کارساز نیست و شما نمیتوانید با یک تحلیل منطقی که مثلا در آمریکا این اتفاق افتاده در ایران هم ممکن است تکرار شود جلو بروید به این دلیل که اقتصاد ما شفاف نیست و نظر ها و سلیقه های سیاسی متفاوت تاثیرات بشدت زیادی بر آن دارد و اینکه سران اصلی کشور خودشان سودگیرنده های اصلی این نوع اقتصاد و این نوسانات هستند....!!!!باید چه کنیم؟انسان ها به ذات به دنبال منفعت هستند و این طبیعی است که وقتی میدانند سود کجاست به آن سمت هجوم بیاورند و فقط مختص کشور ما نیست حباب در تمام کشورهای دنیا اینگونه عمل میکند مردم برای از دست ندادن سرمایه زندگی شان به دنبال حفظ آن هستند.سوالات بسیاری در دایرکت اینستاگرام از من میشود که چه کنیم؟ و یا کی این بازی تمام میشود؟ و یا اینکه بهترین نسخه برای این بازار چیست؟ آیا روی کار خودمان سرمایه گذاری کنیم؟ و....جواب من این است: وارد بازی شوید و قواعد بازی را یاد بگیرید و بدانید هر بازی برنده و بازنده ای دارد برای مثال خود من در یک شب بیش از هزار دلار ضرر کردم که تقریبا معادل با 20 میلیون تومان میشد اما میدانستم برای یادگیری این بازی نیاز است.فقط یک کار و تخصص داشته باشید که از آن کسب درآمد کنید زیرا بازارهای نوسان گیری سود ثابت ندارند، تا زندگی عادی شما دچار مشکل نشود، ممکن است در عرض یک شب ضررها و سودهای هنگفتی کنید به این دلیل است که میگویم با فروش خانه و ماشین خود وارد این بازی نشوید حداقل های زندگی را برای خودتان کنار بگذارید و با مابقی پول خود وارد شوید.بازارهای پیشنهادی من: ارز دیجیتال، فارکس، بورس ایران، طلا، دلار، فرانک سوییس، ماشین و ملکاگر سرمایه شما اجازه میدهد متنوع سرمایه گذاری کنید یعنی سعی کنید یک سبد دارایی برای خود تشکیل دهید از مواردی که گفته شد.این موارد تجربیات خودم و بسیاری از دوستان سرمایه گذار و بیزنسی من است که طی این سالها یاد گرفته ام و خواستم اینجا با شما به اشتراک بگذارم، شما هم اگر تجربیات خاصی در سرمایه گذاری دارید لطفا در کامنت بنویسید.</description>
                <category>naef raspana</category>
                <author>naef raspana</author>
                <pubDate>Fri, 15 May 2020 00:11:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اینستاگرام، پرحاشیه اما درآمدزا</title>
                <link>https://virgool.io/@naefraspana70/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%BE%D8%B1%D8%AD%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%D8%B2%D8%A7-usuvzowgbruu</link>
                <description>لوگوی قدیم و جدید اینستاگرام.اینستاگرام منفی ترین شبکه های اجتماعی دنیا و از معدود شبکه های اجتماعی که در کشور ما فیلتر نیست.اینستاگرام به نوعی نجات بخش بسیاری از بیزنس های ایرانی است که در فضای مجازی ورود نکرده بودند و اصلا بلد نبودند با سایت کار کنند اما به مرور زمان با خو گرفتن به اینستاگرام توانستن فروش آنلاین خود را راه اندازی کنند.همچنین یکی از مهمترین ابزارها برای این است که شما تخصص خود را بدون هزینه و با استفاده از خلاقیت نشان دهید مثلا بسیاری از افراد که مدل هستند و در زمینه مدلینگ فعالیت میکنند رسانه ای نبود که آن را به بقیه نشان دهد و اینستاگرام بسیار به آنها کمک کرده و همچنین بخش هایی مثل آرایشگاه های زنانه که اصلا تبلیغات این آرایشگاه ها و یا میکاپ آرتیست ها در ایران نوعی جرم است و نمیتوان در فضای باز و عمومی عکس یک مدل را روی بیلبورد تبلیغاتی آرایشگاه زنانه برد و اصطلاحا بیفور و افتر یک آرایش را نشان داد.و حتی بسیاری از واینرها که درفضای ایسنتاگرام معروف شدند و توانستن برای خود درآمدی رقم بزنند.اینستاگرام به این دلیل منفی است زیرا وقتی در این شبکه اجتماعی وارد میشوید تماما زندگی های فیک و ساختگی میبینید برای جذب مخاطب و این باعث میشود خیلی ها ناامید شوند و به زندگی خود لعنت بفرستند و این مختص تمام دنیاست و نه فقط ایران.در تحقیقی از مجله فوربس خواندم که دختران 18 ساله به بالا در استرالیا و کشورهای غربی فشارهای روانی زیادی را برای مدل شدن تحمل میکنند تا بتوانند در اینستاگرام خود را معروف کنند.اینستاگرام شبکه اجتماعی که سال 2010 راه اندازی شد و با استقبال زیاد کاربران روبرو شد بصورتیکه سال 2012 توسط فیسبوک خریداری شد و از آن به بعد تحت مالکیت فیسبوک قرار گرفت و امروزه بالای یک میلیارد عضو دارد و بیشتر افراد معروف دنیا در این شبکه اجتماعی عضو هستند.اما آمار جهانی حاکی از این است که این شبکه اجتماعی منفی ترین شبکه اجتماعی دنیاست و اگر در این یک سال اخیر دقت کرده باشید اینستاگرام تماما سعی بر این دارد که جامعه خود را بهتر کند و حتی حذف لایک و ویو را در دستور کار قرار داده که در راستای این سیاست شکل گرفته چون تمام افراد به نوعی معتاد لایک شدن در اینستاگرام بودند و این باعث شده دست به هر کاری بزنند تا بتوانند توجه بسیاری از افراد را به سمت خود جلب کنند.طبق آخرین آماری که بررسی کردم تقریبا بیشتر تبلیغات  شبکه اجتماعی دنیا در فیسبوک شکل میگرفت چیزی حدود 80 درصد و 20 درصد بقیه در شبکه های اجتماعی دیگر بود اما در ایران آمار تفاوت دارد میتوان گفت تقریبا تمام تبیلغات شبکه  اجتماعی در اینستاگرام شکل میگیرد.اینستاگرام به مرور زمان در ایران رشد کرد و توانست سلبریتی هایی از مردم عادی بسازد، کسانی که استعدادی داشتند توانستند از طریق اینستاگرام استعداد خود را نشان دهند و از این طریق به درآمدزایی برسند و میتوان گفت مانند ناجی برای بسیار از ایرانیان عمل کرده بصورتیکه اگر اینستاگرام نبود احتمالا بیکاری بیشتر از این در کشور بیداد میکرد.اگر در این شبکه اجتماعی فعالیت ندارید باید بگویم هرچه سریعتر فعالیت خود را شروع کنید و چون نبودن شما باعث میشود جا برای رقبایتان باز شود و از طرفی این شبکه اجتماعی همچنان دارد به رشد خود ادامه میدهد بصورتیکه برخی از تحلیلگران میگویند ممکن است در آینده از فیسبوک هم جلو بزند.پس بودن در این شبکه اجتماعی یکی از ضرورت هاست و اینکه اگر استعدادی دارید که میتوانید آن را شکوفا کنید حتما روی اینستاگرام حساب جداگانه ای باز کنید.امروز با چند نفر مزون دار  و میکاپ آرتیست صحبت میکردم در رابطه با تولید محتوا  و مواردی پیرامون اینستاگرام بعد از صحبت مان متوجه شدم اینستاگرام برای این افراد یک نعمت به تمام معنا بوده و توانسته بیزنس این افراد را گسترش  دهد و به درآمد زایی خوبی برساند.گرچه نقدهای زیادی بر این شبکه اجتماعی وارد است اما نمیتوان نجات بخش بودن آن را انکار کرد.</description>
                <category>naef raspana</category>
                <author>naef raspana</author>
                <pubDate>Wed, 13 May 2020 23:55:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیکس ناین و رکورد جدید اینستاگرام</title>
                <link>https://virgool.io/@naefraspana70/%D8%B3%DB%8C%DA%A9%D8%B3-%D9%86%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%B1%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-jrsbrvwbqcfi</link>
                <description>این روزها داشتن فالور زیاد در اینستاگرام به نوعی انگار حقانیت فرد را بیشتر میکند و اینکه فالورهای شما بسیار فعال باشند نشان از تاثیرگذاری و وفاداری آنها به شماست.قبلا در مقاله ای اشاره کردیم که رکورد لایو اینستاگرام را امیر تتلو در لایوی مشترک با ندا یاسی دارد که تعداد افراد حاضر در لایو به 630 هزار نفر رسیدند و بعنوان شلوغترین لایو اینستاگرام دنیا معرفی شد اما همیشه دست بالای دست بسیار است و هیچکس نمیتواند ادعا کند من همیشه بهترینم. سیکس ناین رپری شبیه به امیر تتلو این رکورد را با اختلاف بسیار زیاد جابجا کرد و در پست اینستاگرامش نوشت.چرا فکر میکنید میتونید با من رقابت کنید؟میزان افراد حاضر در لایو او به 2 میلیون نفر رسید رکوردی که شاید به جرات بتوان گفت کسی به این سادگی قادر به شکستن آن نیست.اما این شخصی، سیکس ناین 69 کیست؟ دنیل هرناندز معروف به 69دنیل هرناندز، از مادری مکزیکی و پدری پورتوریکویی متولد شد و به زبان اسپانیایی هم صحبت میکند و هم میخواند.شباهت زیادی به امیر تتلوی خودمان دارد و بدنی پر از تتو و سبک خواندن او رپ های تهاجمی و سکسی است.همه او را با رنگ های متفاوت رنگین کمانی میشناسند که به نوعی به قول ما مشاوران برندسازی میگوییم هویت بصری او تثبیت شده در ذهن مخاطب، البته شاید برخی هم این رنگ های رنگین کمانی را جنبش همجنسگرایان ربط دهند که باید بگویم هرناندز همجنسگرا نیست.در سال 2017 که تقریبا 21 سال داشت با خواندن چند آهنگ هیت معروف شد.وقتی 13 ساله بود برادر بزرگترش پدرش را به قتل رساند و دنیل دچار اختلال استرس پس از سانحه شد.سیکس ناین به جرم آزار جنسی و پخش عکس های مستهجن از افراد مدتی در زندان بوده و یکی از کاربران فضای مجازی به شوخی میگفت شاید به دلیل اینکه از خاطرات زندان و جرم های خود میگفته در لایو افراد زیادی جمع شدند.بعضی وقت ها هم بی بهانه در خیابان یا مدرسه به افراد پول میدهد یک بسته اسکناس به دست میگیرد و هرکسی را میبیند به او مبلغی میدهد و یا اینکه به بی خانمان ها غذا میدهد و علاقه عجیبی هم به شوآف دارد که این موارد را ضبط کنند و در اینستاگرام و شبکه های مجازی به اشتراک بگذارد.یکی از موارد جالب این داستان برای من استقبال از اینگونه شخصیت ها در تمام دنیاست. شخصیت هایی که هویت شان بر اساس ساختار شکنی بنا شده و انگار طرفداران پر و پا قرصی پیدا میکنند که کاملا گوش به حرف آنها هستند.معمولا هم بیشتر طرفداران این افراد را نسل جوان تشکیل میدهد نسلی که در تعیین هویت خود مانده و میخواهد راهی برای ابراز وجود خود پیدا کند.در جامعه ای پر از ساختار مطمئنا ساختار شکن ها را مردم زیاد میبینند و به چشم می آیند چون انگار خوی وحشی درون انسان تمایل عجیبی به ساختار شکنی داره ولی چون در یک جامعه متمدن زندگی میکنیم خودمان را با قوانین و ساختار وفق دادیم.سیکس ناین برندشخصی خاصی برای خود ساخته و همچنین با رنگ هویت بصری خاصی خود را به مخاطب معرفی کرده تا مخاطب کامل او را بشناسد.این افراد همانطور که طرفداران زیادی دارند مخالفان زیادی هم دارند و صرف پیگیری آنها دلیلی بر طرفداری نمیشود، اما بدون توجه به حرف مخالفان کاری که میخواهند انجام میدهند و شاید ما باید این مورد را از آنها یاد بگیریم که اگر هدف درستی داریم و میخواهیم به آن هدف برسیم باید بدون توجه به افراد منفی اطرافمان فقط به هدف خودمان فکر کنیم و به سمت آن حرکت کنیم.در آخر حس میکنم روانشناسان و جامعه شناسان عزیر در دنیا به این سوال باید پاسخ اساسی بدهند:چرا این مدل هویت ها و شخصیت ها خواهان بسیار زیادی در تمام دنیا دارند و به بسیاری عاشق این افراد میشوند؟</description>
                <category>naef raspana</category>
                <author>naef raspana</author>
                <pubDate>Tue, 12 May 2020 16:15:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جی کی رولینگ، نویسنده جادوگر</title>
                <link>https://virgool.io/hogwarts/%D8%AC%DB%8C-%DA%A9%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-pziv0apw2ouw</link>
                <description>طرفداران پر و پا قرص هری پاتر مطمئنا این شخصیت را میشناسند، نویسنده کتاب های هری پاتر که از آن فیلم های پرفروشی هم ساخته شد و باعث شد رولینگ به شهرت جهانی برسد.داستان های افراد موفق در ایران معمولا با اغراق بیان میشود و میخواهند به شدت نشان دهند که آنها بدبخت و بیچاره بوده اند و بعد به خوشبختی عظیمی رسیدند و الان هم دیگر هیچ مشکلی ندارند.مثلا در مورد همین خانم رولینگ داستان هایی شنیدم از اینکه داستان های خود را روی دستمال کاغذی مینوشته و میفروخته تا پول بدست آورد ولی هرچقدر تحقیق کردم در زندگینامه او همچین موردی را ندیدم.خب گرچه شاید این مدل داستان ها برای ما خوشایند باشد و انگیزه بیشتری به ما دهد اما من در این مقاله بیشتر میخواهم به رابطه تیپ شخصیتی رولینگ و موفقیت در نویسندگی بپردازم و از مدل شخصیتی MBTI استفاده میکنم.جو جوآن رولینگ یا همان جی کی رولینگ(نام هنری) در سال 1965 در انگلستان به دنیا آمد شاید دلیل اصرار او بر انتخاب بازیگران انگلیسی در مجموعه هری پاتر ملی گرایی او بوده، تحصیلات رولینگ زبان و ادبیات فرانسه بود.جی کی رولینگ برای تدریس زبان انگلیسی به پرتغال نقل مکان میکند و همانجا با روزنامه نگاری آشنا میشود و بعد از دو سال آشنایی با هم ازدواج میکنند، این دو صاحب یک دختر بنام جسیکا میشوند که هم اکنون با رولینگ زندگی میکند و البته بچه بعدی رولینگ هم خود بخود سقط میشود.جی کی بعد از مدتی متوجه میشود که با این روزنامه نگار سر سازگاری ندارد و از هم جدا میشوند، همزمان در آن سالها درس میخوانده و بعد از فارغ التحصیلی به همراه یک دختر 7 ساله و از دست دادن کار احساس بی عرضگی شدیدی میکند.جی کی رولینگ در سال 1990 مادر خود را از دست میده، احساس افسردگی بهمراه ازدواج بی فرجام و یک دختر 7 ساله و نداشتن پول و زندگی خوب شاید دلیل اصلی خودکشی نافرجام جی کی رولینگ بود که بعد از مدتی بستری شدن و روان درمانی بالاخره زندگی عادی خود را شروع میکند.بعد از این قضایا دوباره به نویسندگی روی می آورد و این بار کتاب هایی مینویسد اما بیشتر انتشارات او را رد میکنند و یک انتشاراتی قبول میکند در ازای مبلغ ناچیز کتابش را چاپ کند.شاهزاده وارد میشودو بالاخره اثر شاهکار هری پاتر را در سال 1996 مینویسد.ایده هری پاتر در یک سفر طولانی قطار به ذهن رولینگ خطور میکند و او شروع میکند به نوشتن و بعد از چاپ این کتاب طرفداران زیادی پیدا میکند بصورتیکه در هفته های اول تمام نسخه کتاب تمام میشود.کتاب هری پاتر به 65 زبان زنده دنیا ترجمه شده و 450 میلیون نسخه از آن به فروش رفته و این باعث شد که جی کی رولینگ ثروتمند شود.خب از داستان رولینگ بگذریم....یک بررسی بر تیپ شخصیت رولینگ انجام دهیم که آیا این تیپ شخصیتی به او در این مسیر کمک کرده؟تیپ شخصیتی  INFPدرونگراشهودیاحساسیمنعطفالبته این مورد را هم اضافه کنم که فیلم جدیدی با اقتباس از اثر رولینگ بنام جانوران شگفت انگیز ساخته شده که این فیلم هم بسیار پرفروش بوده  INTROVERT درونگراییدرونگرایی به رولینگ کمک کرده تفکراتش را بنویسد و وقت این را داشته باشد که داستان پردازی کند چون درونگراها افرادی هستند که خیلی به تنهایی و تفکر علاقه دارند و همچنین دوستان کمی دارند و آدم هایی نیستند که همیشه در جمع باشند و در حال مهمانی یا خوشگذرانی و یا اینکه زیاد حرف بزنند.منظور من این نیست که درونگراها این کارها را انجام نمیدهند بلکه منظورم این است کشش آنها بسمت تنهایی و خلوت بودن است.این ویژگی نیاز اصلی یک نویسنده است.INTUITIVE شهودیشاید به این دلیل که با درونگرایی اشتباه نشود آن را به N نشان میدهند.این مدل افراد درک شهودی دارند یعنی رویاپرداز هستند و میتوانند چیزهایی که به آنها الهام میشود را دریافت کنند و یکی از دلایل نوشتن داستان های جادویی و جادوگری همین ویژگی جی کی رولینگ باشد.افراد شهودی اطلاعات را بصورت کلی میگیرند و همچنین آنها توانایی رویایی فکر کردن را دارند.شاید بتوان شخصیت رولینگ را آرکی تایپ جادوگر نامید. و این دلیلی است بر نوشتن داستان های جذاب جادویی و خلق شخصیت های خیالی...FEELING احساسیاین شاخص بیشتر مربوط به قسمت تصمیم گیری ما هست که البته کل زندگی هر آدمی نوعی تصمیم گیری است، افراد احساسی راحت میتوانند خود را جای شخصیت مقابل بگذارند و همذات پنداری کنند و یکی از دلایل خلق شخصیت های جذاب در داستان های جی کی رولینگ همین همذات پنداری است.مطمئنا شما اگر داستان و فیلم های هری پاتر را دنبال کرده باشید این شخصیت را دوست خواهید داشت. یک آدم احساسی توانایی این را دارد که شخصیتی خلق کند که همه عاشقش شوند.PERCEIVING منعطفاین شاخص را بی نظم یا ادراک گرا هم می نامند، این مدل افراد خیلی در بند چارچوب نیستند و میتوانند خارج از چارچوب فکر کنند و همچنین افراد بی نظمی اند و شاید دلیل خلاقیت زیاد آنها همین بی نظمی شان باشد که باعث میشود بتوانند خارج از هر موضوعی را ببینند.شخصیت منعطف اگر شهودی هم باشد مثل جی کی رولینگ بسیار خلاق میشود و از ایده های ساده میتواند داستان های شگفت انگیزی بسازد، همانطور که یک بار در خاطراتش گفته یکی از دشمنان هری پاتر همان دمنتور ها ناگهان به ذهنش خطور کرده و آن را وارد شخصیت های داستان کرده. این مدل افراد محدودیتی برای ذهن خود قایل نیستند.خلق شخصیت های خیالی مثل دامبلدور، لرد ولدمورت، دمنتور، و مدرسته هاگوارتز از نشانه ذهن نامحدود جی کی رولینگ است.جی کی رولینگ همانی است که باید باشد، نویسنده کتاب های خیالی شاید جی کی رولینگ به ناخودآگاه و بخاطر علاقه به سمت نویسندگی کشیده شده ولی در کل این کار با شخصیت او هم جور در آمده و او  امروز یکی از از تاثیر گذارترین نویسندگان زن در دنیاست و همچنین یک زن میلیاردر خودساخته.شناخت شخصیت به ما کمک میکند تا نقاط قوت و ضعف خود را بدانیم و به جای هدر دادن وقت مان با کارهای بیهوده سعی کنیم در راهی قدم بگذاریم  که استعداد و نقطه قوت ما آن جا است.</description>
                <category>naef raspana</category>
                <author>naef raspana</author>
                <pubDate>Mon, 11 May 2020 21:29:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بورس جنجالی ترین بحث روزهای کرونایی</title>
                <link>https://virgool.io/@naefraspana70/%D9%86%D8%A7%D8%A6%D9%81-%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%B3-mvgagwjcmhqw</link>
                <description>البته این را در ابتدا باید بگویم که من در بازار بورس ایران فعالیتی ندارم چون بازار ارزهای دیجیتال برای من جذابتر و سودآورتر بوده و به همین دلیل حتی وقتی کد بورسی را هم گرفتم دوست نداشتم در بازار بورس ایران فعالیت کنم.اما دوستان زیادی دارم که در این بازار فعالیت میکنند و سودهای زیادی هم میبرند اما من ترجیح میدادم با دلار کار کنم.ولی بورس یکی از بحث های داغ این روزهاست و نقل همه محافل، بصورتیکه هرجا میروید صحبت از این است که مقداری پول دارم آیا آن را در بورس سرمایه گذاری کنم؟ مخصوصا وقتی به ما میرسند که تخصصی در بیزنس و بازار داریم همه سوالات متفاوتی در جیب خود آماده دارند که به محض دیدن آن را بپرسند....من به شخصه هیچ مشکلی با این موضوع ندارم و تا جایی که سوادش را دارم حتی در خیابان هم دوستان را راهنمایی میکنم.در این مقاله دوست داشتم کمی از بورس بنویسم تا بلکه برخی از دوستان آگاهی کسب کنند از این بازار و بدانند ساز و کار این بازار چیست و باید در این بازار چگونه فعالیت کنند.کمی تاریخچهدر قرن پانزدهم میلادی در بلژیک شخصی بنام واندر بورس وجود داشت که صرافان و دلالان جلو خانه او به داد و ستد میپرداختند و حتی اوراق بهادار هم خرید و فروش میکردند. کلمه بورس هم از فامیلی ایشون گرفته شده اما این را هم بگویم که بورس bourse کلمه ای انگلیسی نیست بلکه فرانسوی است.انگلیسی به این بازار میگویند stock exchange یا stock marketسال 1460 اولین بورس دنیا در شهر انورس بلژیک تاسیس میشود.در ایران قبل از انقلاب یعنی سال 1346 بورس تاسیس شد، اوایل انقلاب برخی سعی در بستن این بازار به بهانه مبارزه با سرمایه داری داشتند ولی موفق نشدند.بورس یکی از ارکان مهم اقتصادی هر کشور است و با رشد این بازار اقتصاد هم رشد میکند یعنی اقتصاد و بورس بصورت مشابه هستند وقتی اقتصاد خراب است دلیلی ندارد که بورس رشد کند ولی این اتفاق در ایران در حال رخ دادن است.این بازار سودهای سرشاری دارد به شرطی که ساز و کار آن را بلد باشید، در ابتدای متن اشاره کردم که بسیاری از دوستان من در بورس ایران فعالیت دارند برخی مواقع که با هم صحبت میکنیم میگویند که مثلا در این سال چند درصد سود کرده اند و از چه طریقی این سود عایدشان شده.وقتی شما به بازاری وارد میشوید که دانش آن را ندارید احتمال اینکه سود کنید بسیار کم است بهمین دلیل شما یا باید خودتان تحلیل های متفاوت بازار را یاد بگیرید و یا اینکه پول تان را به یک تریدر حرفه ای دهید تا با پول شما در بورس سرمایه گذاری کند و به شما سود برساند. فقط حواستان باشد که تریدر مورد اعتمادی انتخاب کنید.انواع بازار بورساحتمالا وقتی صحبت از بورس میشود همه ما در ذهنمان جایی را تصور میکنیم که همه به تابلویی خیره شده اند و قیمت های سهام متفاوت را بررسی میکنند و بعضی از آنها را میخرند و بعضی را میفروشند.تقریبا این تصور درست اما با این تفاوت که دیگر نیازی نیست شما در تالارهای بورس به صورت حضوری باشید بلکه از پشت یک لب تاب یا تلفن هوشمندتان هم میتوانید سهام خرید فروش کنید، اما کل بورس فقط سهام نیست.ما چند نوع بورس داریمبورس کالا:در این بورس کالا مورد معامله قرار میگیرد و معمولا مواد اولیه است و به همان نام نامگذاری میشود مثلا بورس نفت، بورس گندم، بورس آهنبورس ارز:این بورس در کشور ما فعال نیست. همانطور که از اسمش مشخص است این بورس به خرید و فروش ارز میپردازد و شما از طریق نوسان گیری از ارزهای قدرتمند دنیا میتوانید سرمایه خود را بیشتر کنید.شاید دوستانی که با فارکس سرو کار دارند این کلمه ترید جفت ارز را شنیده باشند و البته ما در بازار ارز دیجیتال هم دقیقا همین کار را میکنیم که میتوان کل مارکت کریپتو را بورس ارز نامید.بورس اوراق بهادار و سهام:این همان بورسی است که اغلب افراد از آن صحبت میکنند، اوراق دارای بها مثل سهام شرکت ها یا سهام مشارکت...در این بورس شما سهام شرکت های متفاوت را خرید و فروش میکنید.خب فکر کنم دید بهتری از بورس بدست آوردیم.انواع تحلیل ها در بورساگر شما خودتان میخواهید در بورس بعنوان یک تریدر یا همان فردی که خرید و فروش را انجام میدهد فعالیت کنید بهتر است که از بازی ها و ساز و کارهای بورس سر در آورید.تحلیل فاندامنتال:فاندامنتال یا همان تحلیل بنیادی در مورد روانشناسی بازار است و اخبار هایی که در بازار وجود دارد که به ما نشان میدهد بازار قرار است به کدام سمت کشیده شود مثلا ترامپ در مورد نفت جمله ای گفته که بسیار حیاتی است.فاندامنتال یا همان تحلیل پایه ای به مواردی مانند تاریخچه و سوابق هم کار دارد که این شرکت از چه تاریخچه ای برخوردار است و باید مواردی پیرامون سرمایه گذاری خودتان را بدانید.شاید من فاندامنتال را به سادگی در چند خط بیان کردم اما تحلیل فاندامنتال دنیایی از حرف است که میتوان در  مورد هر سهمی ساعت ها تحلیل های فاندامنتالی انجام داد که به نتیجه برسیم این سهم خوب است یا نه؟تحلیل تکنیکال:این نوع تحلیل بیشتر مربوط به تکنیک های سرمایه گذاری شماست و بیشتر به نمودار وابسته است،  نمودار سرمایه گذای شما که بالا و پایین میرود و اصطلاحا با شاخص ها و کندل ها حرف های خود را میزند.تحلیل تکنیکال هم برای خود دنیایی است که با شناختن این تحلیل میتوانید بررسی کنید کجای نمودار وقت خرید است و در کجا باید بفروشید.این نکته را از من داشته باشید، بسیاری از تحلیلگران فقط از یک جنبه تحلیل میکنند مثلا فقط فاندامنتال کار هستند و جالب تر این است که برخی از فاندامنتالیست ها تحلیلگران تکنیکال را قبول ندارند و تکنیکالی ها هم همچنین میگویند فاندامنتال به درد نمیخورد و تمام ماجرا روی نمودار مشخص است. و هستند کسانی که از هر دو تحلیل استفاده میکنند.بازار بورس و سهام را اگر بلد باشید و علمش را به دست آورید میتوانید سودهای خوب و بلند مدتی داشته باشید مخصوصا در اقتصاد کشور ما ایران که سود در نوسان گیری است.این نکته را بیاد داشته باشید بازار بورس آنچنان آش دهان سوزی نیست که بخاطرش کل زندگی تان را بفروشید تا وارد این بازار شوید بلکه عاقلانه با آن برخورد کنید. بازاری است که در صورت آگاهی میتوانید سرمایه های راکد خود را مولد کنید و به اقتصاد هم کمک میکنید.بازار بورس مغازه نیست که ماهانه به شما سود دهد بلکه دوره های فصلی و سالانه دارد و در آن زمان سودها را مشخص میکنند پس انتظارات غیر واقعی از این بازار نداشته باشید.در صورت آگاهی از این بازار، وارد شوید و از نوسان های بازار استفاده کنید  تنها از این طریق میتوان در بورس پول پارو کرد.از تجربیات بورس خود برای من بنویسید تا من هم از شما یاد بگیرم. </description>
                <category>naef raspana</category>
                <author>naef raspana</author>
                <pubDate>Sun, 10 May 2020 00:13:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرد نکونام نمیرد هرگز</title>
                <link>https://virgool.io/@naefraspana70/%DA%AF%D9%84%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%86%D8%A7%D8%A6%D9%81-egu0g89oh6cq</link>
                <description>محمد کریم فضلیچند روز پیش یکی از کارآفرینان بزرگ ایران دار فانی را وداع گفت و این بهانه ای شد تا مطلبی در مورد میراث ماندگار او یعنی هلدینگ بزرگ گلرنگ بنویسم.حاج محمد کریم فضلی در سال 1311 در تویسرکان همدان به دنیا آمد.پدرش بازرگان بود و او همراه تحصیل به پدر هم کمک میکرد و از طریق توانست فوت فن بازار را یاد بگیرد و بعد از بیست سالگی به تهران  رفت و در آنجا طی چند سال سخت خود را با شرایط این شهر وفق داد تا بتواند کسب و کار خود را راه بیندازد.بعد از چندین سال که در تهران بود با تحقیقات زیاد تصمیم به راه اندازی کارگاه تولیدی مواد شوینده گرفت و چون از قبل با پدرش در کار صابون سازی اشتغال داشته از فوت فن این کسب و کار سر در می آورد و این باعث شد که کارگاه مواد شوینده خود را راه بیندازد و با محصول مایع ظرفشویی شروع به کار کند.با گذشت زمان محصولات خود را گسترش داد و از همان ابتدا بازاریابی مناسبی را برای فروش محصولات برگزید یعنی محصولات را بصورت عمده به رستوران ها و هتل ها میفروخت.اوایل دهه 50 شرکت پاکشو را تاسیس کرد و کسب و کار خود را توسعه داد و نیروهای بیشتری استخدام کرد.گلرنگ را بیشتر ما با شامپو بیاد می آوریم زیرا همیشه تبلیغ یک شامپو از این برند در ذهن ما ماندگار شده.گل گل گل، گل از همه رنگ......... سرت و با چی میشوری، با شامپو گلرنگیک تبلیغ نوستالژیک برای ما بچه های دهه هفتاد است. با گذشت سالهای متوالی هنوز این تبلیغ یکی از بهترین نمونه های تبلیغ در ایران است. ولی گلرنگ بسیار بزرگتر از آن چیزی است که ما فکر میکنیم زیرا یک هلدینگ بزرگ است متشکل از چند بخش... اگر دوست دارید به وبسایت اصلی گلرنگ سری بزنید.درواقع گروه صنعتی گلرنگ در سال 1381 تاسیس میشود و این شرکت به مرور زمان به یکی از پایه های اصلی اقتصاد کشور تبدیل میشود.هلدینگ گلرنگ در چه زمینه هایی فعالیت میکندگروه صنعتی گلرنگ زمینه های متفاوتی دارد و فقط در تولید شامپو فعالیت نمیکند:1- مواد اولیه2- صنایع3- کالاهای مصرفی4- دارو و سلامت5- خدمات مالی6- خدمات مصرف کننده7- تکنولوژیبله این ها زمینه های کاری هلدینگ گلرنگ هستند.هلدینگ صنعتی گلرنگ 66 شرکت زیر مجموعه دارد که احتمالا نام بسیار از آنها را شینده اید یا از خدمات آنها استفاده کرده اید مثل افق کوروش یا شرکت گلرنگ پخش، گلرنگ رسانه و....چند برند از گلرنگدر تصویر بالا چند برندی که مطمئنا از آنها استفاده کردیم یا حداقل آن را دیده ایم مشاهده میکنید، اما بیاید چند برند زیر مجموعه گلرنگ را نام ببریم که بیشتر برای مردم آشناست و احتمالا فکر نمیکردید که این برندها متعلق به این شرکت باشد.گلرنگ- اویلا- فامیلا- اکتیو - اکشن- بایودنت- اوه - سافتن - کیمبال- هوم پلاس - گلدنت- آذوقه- حیات- مرسی- بارلی- افق کوروش- سوباشی- بینگو- نانسی- مریدنت- آیری- نیچر دنت- بلوط- لندی- لارین- پیکوپلاست- صپیتا- هوبو- سانتین- والکریت- رویا- تی رکس- دی ار بون - اولایفنام های بالا برندهای متفاوت شرکت گلرنگ است که شاید برخی با آن آشنایی داشته باشید.کارآفرینی برای بیش از 22 هزار نفرتاسیس شرکت های متفاوتبالا بردن سطح کیفیت محصولات ایرانیبرندسازی حرفه ای محصولات در صنعت ایران که به برندسازی اهمیت چندانی نمیدادهمکاری با یونیسف به نفع کودکان ایرانیایشون حتی در بحبوحه جنگ ایران و عراق به دنبال صادرات بودند تا مثل بقیه شرکت ها مجبور به تعدیل نیرو نشونداین موراد گوشه ای از کارهای این بزرگ مرد اقتصاد کشور است.محمد کریم فضلی یک نفر نبود بلکه بیش از هزاران نفر بود، کارآفرینی که نامش برای همیشه در تاریخ ایران ماندگار میشود.مرد نکونام نمیرد هرگز..............مرده آن است که نامش به نکویی نبرند.روحشان قرین رحمت باد.</description>
                <category>naef raspana</category>
                <author>naef raspana</author>
                <pubDate>Fri, 08 May 2020 21:40:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل فیلم پلتفرم</title>
                <link>https://virgool.io/@naefraspana70/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%BE%D9%84%D8%AA%D9%81%D8%B1%D9%85-mhepwz0ahxuk</link>
                <description>بعضی از فیلم بیشتر از اینکه ما را سرگرم کنند فکر ما را مشغول میکنند و باعث میشوند چند روزی به آن فکر کنیم که منظور دقیق فیلم چه بود و پیام فیلم چه چیزی میتواند باشد.پلتفرم یکی از همان فیلم هایی است که اگر اهل تفکر باشید ذهن شما را چند روزی درگیر خود میکند.متنی که در اینجا مینویسم حاصل چند روز فکر کردن و  بررسی در مورد  این فیلم است...ساختار اشتباه یکی از اساتید بنده جناب دکتر شفیعی در یکی از کلاس ها جمله جالبی گفت:انسان ها تابع ساختار هستند و ساختار های اشتباه انسان ها را به همان سمت و سوی اشتباه میکشاند.در این فیلم ما دقیقا یک ساختار اشتباه را میبینیم که بالایی ها یعنی افرادی که پلتفرم را بوجود آورده اند فکر میکنند کاملا این ساختار منطقی و درست است در حالیکه یک لحظه هم در آن زندگی نکرده اند.هنگامی که یکی از کارمندان پلتفرم به خواست خودش در حفره قرار میگیرد حتی نمیداند دقیقا چند حفره وجود دارد و فکر میکند این میزان خوراک برای افراد درون حفره کافی است ولی وقتی تا آخر فیلم ما میبینیم که حفره تعدادش بسیار زیادتر از چیزی است که خانم کارمند  میگفت و شاید وقتی در حفره 202 بیدار شد و خودکشی کرد دقیقا دلیلش همین بود چون این خانم بخشی از ساختار بود که هنوز وجدان دارد ولی واقعیت های جامعه پایین را ندیده است.خیلی از افراد بالای جامعه فکر میکنند ساختاری که آنها ایجاد کرده اند کاملا منطقی و جوابگو است ولی در حالی که همین افراد حتی یک بار هم به درون حفره های عمیق جامعه نرفته اند تا ببینند که در آن قیمت چه میگذرد و حتی از پایین ترین قسمت های جامعه خود اصلا خبر ندارند.خوی وحشی انسانآبراهام مازلو نظریه ای دارد که بنام هرم مازلو معروف است در این نظریه مازلو میگوید در پایین هرم نیازهای اولیه انسان مانند آب و غذا، مسکن، پوشاک و تنفس، جذب و دفع، سکس و... که نیازهای اولیه یک انسان است برطرف نشود او به نیازهای بعدی مانند امنیت یا حس خودشکوفایی فکر هم نمیکند.در این فیلم هرقدر به طبقات پایین تر پلتفرم نزدیک میشویم میبینیم که برخی از خسایس انسانی رنگ باخته و انگار انسان شبیه یک حیوان میشود گرچه در پلتفرم بیشتر همه درگیر غذا هستند اما این غذا به مثابه نیاز اصلی انسان های گیر افتاده در این پلتفرم هست.هر چقدر شما به طبقات پایین تر نزدیک میشوید خودکشی ها و آدمکشی ها بیشتر میشود نیازها برآورده نمیشود، همدیگر را برای زنده ماندن میخورند و  انسان متمدن به خوی وحشی خود روی می آورد و تبدیل به یک حیوان درنده میشود.البته هستند آدم هایی که به نوعی هویت آنها بستگی به طبقه ای که زیست می کنند ندارند اما همان آدمها هم در شرایط بحرانی آن خوی بدوی خود را نشان میدهند. گورنگ یکی از همان ها بود.بهترین تداکات برای ساختاری اشتباهدر قسمت هایی از فیلم ما شاهد این موضوع هستیم که غذایی که آماده میشود به بهترین نحو و بهترین مواد تهیه میشود و به بهترین نحو سرو میشود و حتی در سکانسی یک تار مو در غذا مدیر بالادستی را به شدت برآشفته میکند تا حدی که میگردد ببیند این تار مو با کدام سر همخوانی دارد، بسیار خنده دار است نه زیرا او اصلا نمیداند افرادی که در این طبقات حضور دارند اصلا به تار مو در غذا اهمیت نمیدهند و اصلا به آن فکر نمیکنند زیرا آنها فقط به دنبال سیر کردن خود هستند نه موارد این چنینی که اصلا به چشم نمی آید.ذات افراددر هر طبقه افراد تفاوت های زیادی با هم دارند دقیقا عین طبقات اجتماعی در دنیای واقعی اما جالب است که بعضی از افراد در هر طبقه ای باشند اصطلاحا ذات خوب یا بدشان را هم با خود میبرند و بهمین دلیل بودن در یک طبقه خاص دلیل نمیشود که فرد دارای کلاس آن طبقه هم باشد.مثلا در زمانی که کارمند پلتفرم سعی در متقاعد کردن طبقات پایین برای خوردن به اندازه سهم خودشان دارد تا به افراد بیشتری غذا برسد کسی به حرف او گوش نمیدهد و هر چقد تلاش میکند بی فایده است تا زمانی که گورنگ به آنها میگوید اگر به این حرف گوش ندهند تمام غذا را پر از مدفوع میکند و این باعث میشود آنها به حرف کارمند پلتفرم گوش دهند و به اندازه خودشان بخورند، کارمند که بسیار تعجب زده به گورنگ نگاه میکند میگوید که چطور توانستی؟گورنگ میگوید من حرف آنها را بلد هستم با آنها باید اینگونه صحبت کرد در واقع نشان دهنده این است که بعضی افراد را باید با زور مجاب کرد تا کاری را انجام ندهند.جالب این است زمانیکه که میگوید بیا طبقات بالا را هم متقاعد کنیم میگوید زورمان نمیرسد و من نمیتوانم رو به بالا مدفوع کنم.داستان جالبی به ذهنم رسید که چند وقت پیش دیدم از یک خانه آب نشت میکند و خیلی زیاد هم هست یعنی از منبعی که روی پشت بام بود آب نشت میکرد یعنی آب پرشده وباید شیر فلکه را ببندند وقتی به دوستم که همسایه آنها بود گفتم: چرا بهشون اطلاع نمیدی؟گفت: دلت خوشه چندبار بهشون گفتم اصلا براشون مهم نیست میگن پولش و خودم میدم تو کاری نداشته باش...برای فردی مثل من که بسیار حساس به مصرف آب هستم این جمله مثل یک فحش بود. واقعا اگر قدرتی داشتم آب آن خانواده را مدتی قطع میکردم تا بدانند بی آبی چه مزه ای دارد.اعتقاد به خدا در مواقع بحرانیدر قسمتی از فیلم که میخواهند جای همه را دوباره عوض کنند انگار هر دو آنها حداقل یک شب به خدا اعتقاد پیدا میکنند که انسان را نشان میدهد در زمان های بحرانی دست به دامان خدا و قدرت های ماورایی میشود حتی اگر عمیقا به آن اعتقاد نداشته باشد.پلتفرم دقیقا همان فیلمی است که باید باشد یعنی فیلمی که اختلاف طبقاتی و مشکلات جامعه امروز را به بهترین نجو نشان میدهد. از پلتفرم برداشت های بسیار زیادی میتوان کرد و میتوان تحلیل های بسیار بر آن نوشت اما من به همین اندازه بسنده میکنم.چون فیلم بسیار قشنگی بود حیفم آمد در مورد آن ننویسم...</description>
                <category>naef raspana</category>
                <author>naef raspana</author>
                <pubDate>Thu, 07 May 2020 20:45:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به دنبال پوپولیسم</title>
                <link>https://virgool.io/@naefraspana70/%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%86%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D9%BE%D9%88%D9%BE%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85-v13ukbja79cr</link>
                <description>معمولا وقتی زیاد مطالعه میکنید پیش می آید که اطرافیان سوالات ذهنی خود را از شما میپرسند...پوپولیست یا پوپولیسم چیست؟شاید این واژه را بسیار در ادبیات سیاسی کشور شنیده باشید و یا حتی شنیده اید فلان منتقد سیاسی برخی از نمایندگان را به پوپولیست بودن متهم میکند.با یک سرچ ساده در گوگل میتوانید به معنای این کلمه پی ببرید، پوپولیسم یعنی عوام گرایی و حتی در برخی جاها عوام فریبی هم ترجمه شده، پوپولیست کسی است که با وعده هایی که برای عامه مردم جذاب است و آنها بدنبالش هستند به میدان می آید بدون هیچ توجیه منطقی که چگونه میخواهد این وعده ها را عملی کند.احتمالا در جنگ نمایندگان مجلس چند ماه اخیر یعنی بهمن و اسفند 98 این ماجرا را دیده باشید.ایران کشوری مستعد پوپولیسمبرخی نمایندگان با گفتن وعده های قشنگ و بدون ساختار و حتی یک محاسبه ساده مردم عامی را به دنبال خود می کشند و طبیعی است که بعد از انتخابات آن وعده ها عملی نمیشود زیرا اصلا زیرساختی برای وعده وجود نداشته و در آخر دیوار هاشا که بسیار بلند است، خیلی راحت میتوان گفت ما خیلی تلاش کردیم اما این دولت اجازه نداد.بگذارید تیتر بالا را بگویم ایران کشوری پوپولیستیزیرا ما ایرانی ها نمیخواهیم با واقعیت اقتصادی که با آن روبرو هستیم کنار بیاییم. نه رده های بالای مملکت و نه رده های پایین مملکت دوست ندارند با این واقعیت کنار بیایند بلکه میخواهند شبیه آدمی که دوست دارد در خیالات خود زندگی کند همچنان به آن ادامه دهیم.با وجود شرایط اقتصادی بد کشور مردم به هر دری میخواهند بزنند تا بتوانند معیشت خود را تامین کنند و برخی هم کلا عصیان گر هستند و اصلا نمیدانند چه میخواهند بلکه فقط میخواهند از این وضعیت خلاص شوند. این مثال را که زدم دوباره امیر تتلو و طرفدارانش در نظرم آمد :) من زیاد راجع به این فرد صحبت کردم چون واقعا یکی از روندهای کشور ما در نسل جدید است و نمیتوان آن را نادیده گرفت.تتلو جدیدا با یک پیج فیک که اسم آیدی خود را ممد تغییر داده بعنوان فرستاده خدا و همچنین عکس یک گربه توانست در یک روز رکورد گرفتن فالور را بشکند و به یک میلیون فالور برسد، تقریبا میتوان گفت این فرد تمام رکوردهای اینستاگرام را جابجا کرده و وقتی میبینید واقعا شبیه یک پیامبر برای طرفدارانش عمل میکند.اگر از طرفداران تتلو بپرسید چه میخواهید؟ دقیقا نمیدانند ولی این را میدانند که این وضعیت را نمیخواهند دقیقا همین افراد هم مستعد وعده های پوپولیستی نمایندگان هستند.یا حتی وقتی به رفتارهای سطحی افراد در اینستاگرام نگاه میکنید که هر ویدیو مسخره ای که شاید در کشور دیگر هیچ بازدیدی نداشته باشد اما در کشور ما ناگهان وایرال میشود و همه به آن توجه میکنند مثل قضیه اخیر الناز گلرخ که نشان میدهد خیلی ساده میتوان حرکت گله ای در مردم ایجاد کرد و با وعده های دروغ و شوآف های بش از حد نتیجه دلخواه را گرفت.سیاست های پوپولیستی تاثیرات مخرب بلند مدتی بر اقتصاد ایران دارد اما مثل اینکه شاه کلید راه یافتن به رده های بالا حاکمیتی (نماینده مجلس یا ریاست جمهوری و...) همین سیاست های پوپولیستی است.</description>
                <category>naef raspana</category>
                <author>naef raspana</author>
                <pubDate>Mon, 04 May 2020 02:21:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندراحوالات معلمان ایران و جهان</title>
                <link>https://virgool.io/applymag/%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-i6pwu2esghey</link>
                <description>به مناسبت روز معلم تحقیقاتی در مورد حقوق و دستمزد معلمان و همچنین نحوه تدریس شان در ایران  و دنیا انجام دادم که خلاصه ای از آن را در این مقاله با هم مرور میکنیم.ابتدا روز معلم را به تمام معلمانی که به ما حتی مطلبی آموخته اند تبریک میگویم.بقول  یکی از دوستان اولین معلم ما پدر مادر هستند و بعد از آن هرکسی که در مسیر زندگی ما چیزی به ما آموخته، اگر با نگاه یادگیری همیشگی به زندگی نگاه کنیم خود زندگی بهترین معلم ماست ولی تجربه کردن هزینه سنگینی دارد اما بیشتر این تجربیات از طریق متفاوت امروزه به ما انتقال داده میشود که باید سعی کنیم آن را فرا گیریم و همیشه در حال یادگیری باشیم در دانشگاه بزرگی بنام زندگی...مدرسه یکی از دستاوردهای بزرگ انقلاب صنعتی است برای پرورش دادن نیروی کار ماهر، گرچه انقلاب صنعتی دیگر جای خود را به عصر دیجیتال داده اما همچنان مدارس ما به همان سبک به پیش میروند.معلم ها در ایران احتمالا بیشتر ما شنیده ایم که این قشر در ایران حقوق کمی دریافت میکنند و قشر ضعیفی هستند اما در مصاحبه ای از آقای ابراهیم سحرخیز معاون وزیر آموزش و پرورش در سال 95 خواندم که میگفتن معلم ها حقوق شان از تمام کارمندان بقیه وزارتخانه ها بیشتر است.البته این یعنی قشر کارمند روز به روز با تورم در حال ضعیف شدن است. بیایید با همدیگر یک حساب سر انگشتی انجام دهیم:اگر در حال حاضر یعنی اردیبهشت 98 میانگین حقوق معلمان را  3 میلیون تومان در نظر بگیریم یعنی در یک سال حقوق آنها معادل با 36 میلیون تومان میشود. حالا این 36 میلیون تومان را بر اساس دلار 16000 تومانی حساب میکنیم تا میانگین جهانی به ما دهد تا بتوانیم بهتر مقایسه کنیم که در جهان چه خبر است. اگر با دلار 16 هزار تومانی حساب کنیم تقریبا کمی بیشتر از 2هزار دلار در سال میشود.البته این را هم در نظر داشته باشید که این قشر تعطیلات زیادی هم دارند در مقابل بقیه کارمندان و همچنین کار خطیر و پر استرسی را انجام می دهند.در کنار این موارد مناطق محروم را هم قرار دهیم که حتی مدرسه درست و حسابی ندارند و همچنین سیستمی که امروزه بعنوان سیستم شاد معرفی شده که پلتفرمی آنلاین است برای آنها بی معنی است چون اصلا موبایل هوشمند ندارند. و دقیق نمیدانم که معلمان مناطق محروم از چه امتیازاتی برخوردارند اما بسیار دیده ام که معلم های ضعیف تر یا حتی سرباز معلم ها را به آنجا میفرستند.بررسی حقوق معلم ها در کشورهای متفاوتطبق گزارش سازمان همکاری و توسعه اقتصادی OECD بالاترین دستمزد معلمان متعلق به کشور لوکزامبورگ است.البته به این نکته توجه داشته باشید که میزان دستمزد در مقاطع مختلف متفاوت است مثلا در مقطع ابتدایی و دبیرستان و همچنین به میزان تجربه و قدمت معلم هم بستگی دارد.1- لوکزامبورگ: حقوق بین 64 هزار تا 98 هزار دلار در سال2- سوئیس: حقوق بین 47 هزار تا 69 هزار دلار در سال3- آلمان: حقوق بین 47 هزار تا 65 هزار دلار در سال4- هلند: حقوق بین 36 هزار تا 60 هزار دلار در سال5- کانادا: 56 هزار دلار در سال6- آمریکا: 48 هزار دلار در سال7- بریتانیا: حقوق بین 45 هزار تا 56 هزار دلار در سال8- قطر: حقوق بین 28 هزار تا 44 هزار دلار در سال9- ترکیه: حقوق بین 23 هزار تا 27 هزار دلارتوجه کنید که تمام این لیست به ترتیب نیست چون تعداد این لیست بسیار زیاد است و من در شماره های آخر کشورهای نزدیک به کشور خودمان را هم درج کردم تا بتوانیم مقایسه ای انجام دهیم. و بیشتر دلیلم بر مقایسه بوده.ایران: 2هزار دلارباید این مورد را هم اضافه کنم که هزینه های زندگی در هر کشوری متفاوت است.اشتباه یک دکتر به زیر خاک دفن میشود اما اشتباه یک معلم راست راست بر روی زمین راه میرود و ممکن است خرابی بیشتر به بار آورد.دقیقا یادم نیست این جمله را کجا خواندم ولی جمله بسیار جالبی است زیرا واقعا برخی از معلم های ما با گزینش های مسخره ای استخدام میشوند و همه آنها پر از عقده هستند که آن عقده ها را بر سر دانش آموز خود خالی می کنند. همانطور که معلمان خوب زیادی داریم معلمان بد زیادی هم داریم و مطمئنا همه ما آن را تجربه کرده ایم.دلایل بسیار زیادی برای بد بودن سیستم آموزشی کشور وجود دارد که حقوق یکی از آن هاست.بسیاری از معلم های ما خودشان برنامه ریزی ندارند اما به دانش آموز میگویند برنامه ریز کنخودشان اعتماد بنفس ندارند اما همیشه به ما میگفتند اعتماد بنفس داشته باشبسیاری از آنها آخرین کتابی که خوانده بودند کتاب دوران تحصیل شان بوده اما همیشه به دانش آموزان میگویند شما باید کتاب بخوانیدبسیاری از آنها برای رسیدن به زندگی شان و اصطلاحا برای درست کردن دخل آخر ماه خود چند کاره هستند یعنی بعد از کلاس و مدرسه شغل دیگری مثل راننده اسنپ بودن دارند تا بتوانند هزینه زندگی خود را تعیین کنند و این باعث میشود اگر بخواهند هم به تحقیقات بیشتر نرسندبسیاری از آنها که طبق عادت جامعه اصلا تحقیقات نمیکنند و اصلا به فکر این نیستند  که روش تدریس خود را جذابتر کنند تا دانش آموز بهتر یاد بگیردحقوق بسیار کمی هم که به آنها پرداخت میشود مزید بر علت است که بیشتر نگران آخر ماه خود هستند تا رسیدگی بیشتر به درس و دانش آموزو.......ناگفته هم نماند که بسیاری از معلمان هم هستند که با این شرایط اسفناک به سختی کار میکنند و سعی می کنند به اندازه خودشان این سیستم  را به جلو ببرند و دانش آموزان را برای فردا آماده کنند و خدا رو شکر من از این نوع معلم ها هم زیاد داشتم.معلم و استاد فقط در مدرسه و دانشگاه نیست بلکه در تمام زندگی وقتی با هرکسی روبه رو میشویم اگر هدف مان یادگیری همیشگی باشد هر کسی میتواند یک معلم برای ما باشد.روز معلم مبارک</description>
                <category>naef raspana</category>
                <author>naef raspana</author>
                <pubDate>Sat, 02 May 2020 01:31:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیده شدن به چه قیمتی؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@naefraspana70/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D9%87-%D9%82%DB%8C%D9%85%D8%AA%DB%8C-bzclmteuevcb</link>
                <description>حمید فدایی و الناز گلرخاحتمالا از وقتی اینستاگرام در این مملکت جای خود را باز کرده همه ما این جمله رو بسیار شنیدیم که ویدیو فلانی با این که خوب نبود اما وایرال شد.بعد میگیم آخه این که اصلا مناسب نیست؟ جواب میده مهم نیست به جاش دیده میشم.واقعا دیده شدن بعضی وقتا به قیمت خراب شدن جایگاه برندی که چندین سال برای آن زحمت کشیده اید تمام میشود.اخیرا موزیک ویدیویی از دو مدل خوب کشور یعنی الناز گلرخ(میکاپ آرتیست و مدل) و حمید فدایی(مدل) که از افراد معروف این صنف در ایران هستند و همچنین شهرتی خارج از ایران برای خود دست و پا کرده اند پخش شد که حواشی بسیاری داشت و انتقادهای زیادی از سمت طرفداران الناز گلرخ دریافت کرد.نام موزیک کاملا بیانگر محتوای آن هست.just follow meفقط من را پیگیری کن یا فالو کنبه قول دوستان یعنی به هر قیمتی میخواهد فالور بگیرد، بگذریم از صدای بد و لهجه انگلیسی افتضاح و همچنین سناریو و بازی مصنوعی دو طرف که بسیار در رسانه های اجتماعی دست به دست گشته و  بیشتر واینرهای اینستاگرام برای مسخره بازی با این موزیک، ویدیویی درست کرده اند.الناز گلرخ که با بیش از دو میلیون فالور شهرت خوبی در صنعت میکاپ و مدلینگ برای خود دست پا کرده بود و عمده طرفدارهای او ایرانی بوده اند با این کار جایگاه برند خود را به بدترین شکل تنزل داد.البته شاید بقول برخی از دوستان برای جلب توجه بوده و میخواسته ویو و فالور بیشتری را جذب کند همانطور که در ویدیو خود میگوید جاست فالو می..از سمتی دیگر هم کانال یوتیوب خود را معرفی کرده که همه در آن کانال پیگیر ویدیو باشند و ویدیو کامل را آنجا ببینند.شبکه های اجتماعی مانند یوتیوب و آپارات بصورتی هستند که شما میتوانید از آنها کسب درآمد کنید مثلا به ازای هربار دیده شدن ویدیو یوتیوب کمتر از یک دلار به حساب شما واریز میکند واین خود میتواند دلیلی باشد که بخواهند با این کار تمام توجه ها را جلب کنند و از این طریق سابسکرایبر(همان عضو) یوتیوب بگیرند و از آنجا هم بتوانند درآمدی داشته باشند.که اگر هدف شان این بوده تبریک میگم ولی جایگاه و قدرت برندی که در ذهن همه ساخته بودند خراب شد.افراد بعنوان برند شخصی معمولا جایگاهی در ذهن مخاطبان خود ایجاد میکنند مثلا میگویند فلانی آدم باکلاسیه یا خیلی شوخ طبعه و ....الناز گلرخ و حمید فدایی بعنوان افرادی که به اصطلاح شیک باکلاس بودند و به قول عامیانه همان لاکچری و فالورها یا طرفداران شان هم به این دلیل آنها را پیگیری میکردند، اما با انجام کاری که در آن اصلا تخصصی ندارند سطح برند خودشان را به حد زیادی پایین آوردند.برندهای شخصی بزرگ دنیا معمولا در تخصص خود بهترین هستند و شما در هر سطحی بخواهید وارد شوید مطمئنا میزانی از قدرت برند قبلی خود را کم میکنید.مطلبی را در مورد جرارد لتو بازیگر معروف هالیوود میخواندم که میگفت لتو مدتی که به خوانندگی برگشت در دنیای بازیگری بسیار کم فروغ بود و تا اینکه دوباره در یک فیلم خوش درخشید و بعنوان بازیگری مطرح به سینما بازگشت.به این دلیل که ما اگر بخواهیم در تخصص جدیدی حرفه ای شویم به شرط داشتن استعداد باید وقت خودمان را آزاد کنیم و به سمت تخصص جدید حرکت کنیم. حالا چه برسد به اینکه این دو نفر هیچ استعدادی در خوانندگی ندارند.شاید بعنوان یک تفریح در دوران قرنطینه به آن نگاه کرده اند و اگر به اشتباه خود پی ببرند و ادامه ندهند خب میتوانند بعد از مدتی این خاطره و شکست بد را بقولی از ذهن مخاطب بشورند ولی اگر بخواهند این مسیر را ادامه دهند به دلیل اینکه خب محمدرضا گلزار هم خواننده شده فکر میکنم بعد از مدتی کلاس برند شخصی خود را به نازل ترین سطح کاهش میدهند.برند شخصی قوی به این فکر نیست که به هر قیمتی دیده شود بلکه میخواهد به مرور زمان خود را تبدیل به یک آیکون در جامعه کند نه اینکه مضحکه تمام طرفداران و صنعت خود شود.شاید اگر این وضع ادامه پیدا کند هنرجوهای میکاپ خانم گلرخ دیگر علاقه ای به رفتن سر کلاس فردی که همه او را مسخره میکنند نداشته باشند. و همچنین وقتی قدرت برند شخصی شما  نزول پیدا کند میزان تاثیر پذیری مخاطبان از شما بسیار کم میشود و این اصلا به نفع شما نیست.گرچه توقع زیادی از این دوستان نداریم و برخلاف چیزی که اکثرا فکر میکنند این ها نه مشاور دارند و نه علم این زمینه را بلکه با داشتن تخصص و زمان مناسبی که وارد شده اند توانسته اند مخاطب بسیاری را به سمت خود بکشانند و به لطف اینستاگرام از این طریق به افراد معروفی تبدیل شوند. وارن بافتاز وارن بافت سرمایه گذار حرفه ای دنیا پرسیدند دلیل موفقیت بسیار شما چیست؟گفت: دایره تخصص، من در چیزی که تخصص آن را ندارم وارد نمیشوم و در زمینه تخصص خودم هر روز حرفه ای تر میشوم. </description>
                <category>naef raspana</category>
                <author>naef raspana</author>
                <pubDate>Thu, 30 Apr 2020 00:55:53 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>