<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ناعمه اصفهانیان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@naeme.isfahanian</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-08 02:08:13</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/67583/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ناعمه اصفهانیان</title>
            <link>https://virgool.io/@naeme.isfahanian</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نبردِ دلتنگی</title>
                <link>https://virgool.io/@naeme.isfahanian/%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%90-%D8%AF%D9%84%D8%AA%D9%86%DA%AF%DB%8C-hlk5bvfa9rt1</link>
                <description>این روزها برای فرار از تمام دنیا به آشپزخانه پناه می‌برم. به هجوم ظرف‌های کثیف توی ظرفشویی. هر قدر که این هجوم بیشتر باشد آرامش بیشتری می‌گیرم. شیرِ آب را که باز می‌کنم دیگر صدایی نمی‌شنوم، انگار که غوطه می‌خورم توی بازیِ کف و آب و کثافت… گرمای آبِ داغ نفسم را می‌گیرد، داغی را از راه سوراخی که انگشت اشاره‌ی دستکش به درون باز کرده حس می‌کنم. بی گمان کار چنگال‌هاست. صف قاشق و چنگال و چاقو را در دست می‌گیرم. شستن‌شان را دوست دارم، به یکباره پاک می‌شوند. بدون تقلایی… عرق کرده‌ام. شیرِ سرد که باز می‌شود خنکای یک نسیم آرام را روی پوستم می‌توانم حس کنم، از دریچه‌ی آن سوراخ کوچک…نفس عمیقی می‌کشم… بشقاب‌ها و کاسه‌ها یکی یکی سر می‌رسند، بزرگ و تنومنداند، اما صافی‌شان حس خوبی می‌دهد؛ آب‌بازی در عمق کاسه‌ها لذتی دارد… اما لیوان‌ها؛ بدقلق‌ترین‌اند؛ عمیق، پر خم و پیچ، طولانی و اغلب رسوب گرفته از تخدیری شب مانده. من اما صبرم زیاد است. تمام خم و پیچ‌ها را یک به یک می‌گردم و فاتح از میان مارپیچ دسته‌ها سرک می‌کشم. اکنون به بهترین جای این نبرد رسیده‌ام. من و اسکاچ در یک طرف میدان، حضور سینک لجن گرفته را فرا می‌خوانیم. دشتِ فراخی است ناهموار، که فتح‌ش کار سختی نیست، آن هم برای ذهن شلوغ من که پی در پی در حال نبرد است با هزاران فکر تنیده در هم که چون تار عنکبوتی این مغز کوچک بیچاره را احاطه کرده‌اند. تمام قوا را به کار می‌گیرم. ذهنم به دلتنگی‌ها رسیده است، محکم دستانم را به سینک فشار می‌دهم، چونان که به آغوش‌ش… نسیم خنکلی از روی پوستم رد می‌شود. رودهای جاری، آب گرمی را از ذهنم به روی سینک می‌پاشند… پاک است، مثل نقره برق می‌زند، به قول کسی مثل اشکِ چشم تمیز شده است.</description>
                <category>ناعمه اصفهانیان</category>
                <author>ناعمه اصفهانیان</author>
                <pubDate>Tue, 25 Feb 2020 11:52:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند دقیقه قبل از تماشای پورنوگرافی</title>
                <link>https://virgool.io/habit123/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D9%87-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%B1%D9%86%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-hzr8zilhvbm2</link>
                <description>عکس از نتآدم‌های معمولی شبیه هنرپیشه‌های پورن نیستند. نه ظاهرشان، نه توانایی‌شان در سکس. پورن استارها با کلی عمل، تزریق و تمرینهای سخت بدنی به این شکل در می‌آیند. قبل از اجرا گریم می‌شوند و از داروهای محرک و افزاینده‌ی قوای جنسی برای حفظ قدرت جنسی‌شان در طولانی مدت استفاده می‌کنند. بازیگرانی هستند که تمام صحنه‌ها و حس‌ها را به صورت اغراق شده بازی می‌کنند. سر فیلمبرداری بارها صحنه‌ها کات می‌شوند تا اروتیک‌ترین صحنه گرفته شود. اما مخاطب یک انسان معمولی است با یک پارتنر معمولی با بدن‌های معمولی و قدرت جنسی معمولی، بدون تزریقات عجیب غریب و قرص و گریم و... . وحشتناک‌ترین عارضه‌ی این بی‌ربط بودنِ چیزی که می‌بینیم و انتظار داریم با واقعیتِ خودمان، از بین رفتن و له شدنِ تمامیِ اعتماد به نفس‌مان است. نه قوا و بدنی شبیه پورن استار داریم که پارتنرمان را مقهور خودمان کنیم و نه می‌توانیم از واقعیت بدن و فیزیک معمولی پارتنرمان لذت ببریم و اعتماد به نفس او را هم نابود می‌کنیم.بحث دیگر خود سکس است. سکس برای تولیدمثل می‌تواند یک فرآیند کاملا غریزی و حتی مکانیکی باشد، مثل تولید مثل تمامی حیوانات. اما وقتی سکس برای لذت، عشق‌بازی و نزدیکی و صمیمیت صورت می‌گیرد دیگر یک فرآیند مکانیکی نیست. هر دو طرف ماجرا از یک سو نیاز به یک سری آمادگی های جسمی و روانی دارند و از سوی دیگر هر انسانی اعم از زن و مرد لذتش از سکس از راه‌های متفاوتی حاصل می‌شود؛ کسی با بوسیدن، کسی با نوازش و کسی دیگر با شنیدن و نجوا و... تحریک می‌شود. حتی هر فردی ممکن است نحوه‌ی لذت بردنش با پارتنر متفاوت، تغییر کند. تمامی این عادات و آگاهی ازشان تنها و تنها از راه ارتباط مداوم با شریک جنسی قبل و بعد و حین سکس ایجاد می‌شود. تو باید هر لحظه روحی و جسمی کنار پارتنرت باشی و تمام و کمال ببینی‌ش و حسش کنی تا او را به بالاترین درجه‌ی لذتی که ظرفیتش را دارد برسانی. دیدن یک سکس مکانیکی و غالبا خشنِ عاری از هرگونه حس و ارتباطِ متقابل، سالهای نوری تو را از همه‌ی این تجربیات دور خواهد کرد.به علاوه بخش بزرگی که در پورنوگرافی نادیده گرفته می‌شود بحث بخشندگی و دادن لذت به شریک جنسی است. حسی که دیدن پورن القا می‌کند این است که تو مرکز جهانی و همه‌چیز برای توست تا بیشترین لذت را تحت هر شرایطی ببری اما در رابطه‌ای که احساسات در آن دخیل باشد بخشیدن لذت به شریک جنسی و به اوج رساندن او بخش بزرگی از لذت فرد و اعتماد به نفس و حس قدرتمند بودن او را می‌سازد.و آخرین نکته بحث خشونت جنسی جاری در صنعت پورنوگرافی است.  در نهایت زن عروسکی است برای ارضای مردان، که مرد می‌تواند هر گونه خشونتی را روی او اعمال کند. زن هم از این حجم از خشونت فزاینده لذت می‌برد و بیشتر تحریک می‌شود. نه نیاز به نوازش دارد و نه بوسیدن، تنها کافی است دستان خود را دور گلوی او بفشارید تا تحریک شود و بیفتد به جان شما و اندام جنسی‌تان و مرد موجود شهوت‌رانِ خشنی تصویر می‌شود که تنها دنبال سوراخی است در بالا و پایین و پشت و روی شما تا در آن تخلیه شود، همین.در پایان، تمام چیزهایی که گفته شد نه از منظر روانشناسانه و جامعه‌شناسانه که از منظر نگاه یکی از همین آدم‌های معمولی است که می‌تواند یکی از مخاطبان این صنعت باشد. حرف در این باره زیاد است، طبقه‌بندی‌های پورن و انواع مختلف پورن‌استارها، فضاها، دکوراسیون، لباس‌ها و ابزارهایی که مورد استفاده قرار می‌گیرند کلی جا و حرف دارد برای بررسیِ تاثیری که روی مخاطب و روابط عاطفی و جنسی‌ش و اصولا دیدش به انسان می‌گذارد، که واردش نمی‌شوم.</description>
                <category>ناعمه اصفهانیان</category>
                <author>ناعمه اصفهانیان</author>
                <pubDate>Mon, 23 Sep 2019 12:24:07 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>