<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های naghme</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@naghmegh</link>
        <description>نغمه</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:03:25</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/29659/avatar/l0spHp.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>naghme</title>
            <link>https://virgool.io/@naghmegh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کودکان امروز</title>
                <link>https://virgool.io/@naghmegh/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-aodft1jlk6az</link>
                <description>امروز خبر رسید کارگر کارخانه مون و همسرش در اثر ابتلا به کرونا فوت کردند کل روزمون خراب شد لحظه ای فکر کردن به تنهایی و درد بچه هایشان منو رها نمی کنه. یادم هست کلاس دوم بودم پدرم چند روزی به خاطر عمل زخم معده بیمارستان بستری بود، ترس و اضطراب اون روزهام رو هنوز به یاد دارم .حالا این سه کودک مضطرب و تنها روزهایشان را چگونه سپری خواهند کرد؟ در این اوضاع تحریم و سرکوب که خبری از تغذیه سالم و دارو آموزش و امنیت نیست چگونه این بچه ها بزرگ خواهند شد؟دنیای کودکی شان احتمالا چیزی جز فقر و تنهایی نخواهد بود .ما بهترین سال های جوانی مان را صرف فکر کردن به برآوردن نیازهای مالی و اندک تلاشی برای پیشرفت میکنیم و خبری از شادی و لذت بردن و تفریح در زیست روزانه مون نیست و وجودمان پر از خشمی است که چرا از حقوق طبیعی انسانی مان برخودار نیستیم .حالا من از جانب خودم ( بدون قضاوت  نگرش و نحوه زندگی دیگران)به عنوان یک زن در این کشور آشفته و سرکوبگر چرا باید فکر کنم که روزی کودکی رو که احتمالا بیشتر از هرچیزی در این دنیا دوست خواهم داشت وارد این جامعه کنم؟ نمیدونم در این شرایط چه کمکی از دستم بر میاد من ذاتا زن گیج و پر از سوالی هستم  اما شما اگر میدانید و میتوانید دست یکی دیگر را بگیرید حتی به نشانه همدلی. ●نغمه●مرداد۱۴۰۰●</description>
                <category>naghme</category>
                <author>naghme</author>
                <pubDate>Tue, 27 Jul 2021 21:53:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بلاتکلیفی</title>
                <link>https://virgool.io/@naghmegh/%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%AA%DA%A9%D9%84%DB%8C%D9%81%DB%8C-t3kan3tmujin</link>
                <description>دلم میخواد توی یه کافه کوچیک انتهای خیابون تاریک بشینم، بشینم و به مردم نگاه کنم، انگار فقط منم که سردرگم و گیج شدم .۲ماه دیگه وارد ۲۹سالگیم میشم ولی هنوز نمیدونم میخوام با زندگیم چیکار کنم .صبح ها به زور میرم سر کار، کاری که نه تنها ازش لذت نمیبرم بلکه تمام اعتماد به نفسم رو هم از بین برده، باید کاری رو برای کارفرما انجام بدم که سود کلانش رو اون ببره و حقوق ناچیزش به من برسه، محیط های اداری که دائم در حال مقایسه شدن با دیگری هستی.هیچ اراده ای برای لباس پوشیدن ندارم هیچ خلاقیت و نوآوری در کار نیست نمیدونم این مشکل اکثر خانمهاست یا آقایون هم درگیر این بلاتکلیفی توی این سن هستند .حس میکنم توی هیچ‌کاری خوب نیستم، و همیشه اگر درحال عقب نشینی نباشم در حال درجا زدن هستم .</description>
                <category>naghme</category>
                <author>naghme</author>
                <pubDate>Fri, 16 Jul 2021 23:22:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خداحافظ اینستاگرام</title>
                <link>https://virgool.io/Sedayezan/%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-q04ezqcbo0uv</link>
                <description>آخرین دفعه که صفحه اینستاگرامم رو باز کردم یک نفر با فرستادن عکس آلت تناسلیش من رو مورد آزار قرار داد این اولین دفعه نبود که در فضای مجازی مورد آزار قرار میگرفتم. قطعا آخرین دفعه هم نخواهد بود .چندین سال پیش من در کرمان پوستر های مربوط به آزار جنسی رو پخش کردم حرکت کوچکی بود اما با برخوردهای خوبی مواجه میشدم.شاید دوباره اینکار رو انجام بدم و معتقدم همه باید در همه جای دنیا دست به اقدامات اینچنینی بزنن  اما حالا بعد از چند سال میفهمم ما تا جایی که میتونیم باید از روان خودمون محافظت کنیم و انرژی و توان خودمون رو روی بهتر کردن شرایط زنان و مردان اطرافمون کنیم از خواهر و دوستمون گرفته تا  اگر قدرت بیشتری داریم کمک های بزرگتری انجام بدیم . متاسفانه اینستاگرام و توئیتر و فیسبوک برای من در طی این سالیان آسیب بیشتری به من وارد کرده تا بهبود روابط اجتماعی و کمک به زنان اطرافم . من علاقه شخصیم مطالعات زنان بوده و هست و تا جایی که شرایط زندگیم اجازه داده از زنان اطرافم حمایت کردم (امیدوارم که اینطور باشه)  اما به نظر من آسیبی که فضاهای مجازی به روان و آرامش درونی مون وارد میکنه نه تنها ما رو از  تشخیص اهداف اصلی مون گمراه میکنه بلکه انرژی و انگیزه مون رو هم از ما میگیره . امیدوارم هرکسی که در فضاهای حقیقی و مجازی مورد آزار جنسی قرار میگیره بدونه که تنهانیست و باید دربارش صحبت کنه</description>
                <category>naghme</category>
                <author>naghme</author>
                <pubDate>Fri, 02 Jul 2021 00:22:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سلامت شخصی زنان: حقیقت تلخ در مورد سکوت</title>
                <link>https://virgool.io/@naghmegh/%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%AA%D9%84%D8%AE-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA-fjpknshdsvxe</link>
                <description>سلامت شخصی زنان: حقیقت تلخ در مورد سکوتصحبت در مورد خصوصی‌ترین عملکردهای بدن می‌تواند خجالت‌آور باشد، اما به دنبال مشاوره‌ی حرفه‌ای نرفتن می‌تواند عواقب ویرانگری داشته باشد.اگر شما یک زن هستید و یک خارش اذیت کننده یا یک ترشح غیر عادی بین پاهایتان دارید ،به احتمال زیاد این مشکل را با کسی درمیان نخواهید گذاشتممکن است کاری نکنید جز اینکه امیدوار باشید از بین برود، یا ممکن است دست به خوددرمانی بزنید تا خودتان را از احساس خجالت ناشی از معاینات دکتر نجات دهید. نگرانید از اینکه دچار بیماری های واگیردار جنسی شده اید .دکتر فیلیپ هی، مشاور افتخاری در زمینه بهداشت جنسی در بیمارستان دانشگاه سنت جورجیا می‌گوید: هنوز باورهای گمراه‌کننده‌ی بسیاری درباره عفونت های تناسلی و عفونت های مقاربتی وجود دارد. من معتقدم این مشکل از نگرش جامعه نسبت به زنان در هنگام رشد آن‌ها نشاًت می‌گیرد.بسیاری از بیماران دکتر هی که مبتلا به ویروس BV(باکتری واژن) که از رایج ترین نوع عفونت واژن در سن فرزند آوری است، هستند احساس شرم بسیاری دارند. واژه‌ای که اغلب استفاده میکنند «کثیف» است. آنها به خاطر بوی آن خجالت زده هستند. دکتر هی می‌گوید: «من فکر میکنم آنها بیشتر درباره ترشحات صحبت میکنند. اغلب کلمه‌ی نامناسبی برای هر ترشح غیرعادی استفاده میکنند.»درموارد بدتر زنان وارد رابطه جنسی نمی شوند زیرا آنها احساس میکنند مشکل حادی دارند. او میگوید: «زمانی که من شروع به تحقیقات در زمینه‌ی واژینوس باکتریال کردم دکتری در دهه سوم زندگی‌اش با علائم این باکتری به ما مراجعه کرد. او به همین دلیل هیچ وقت وارد رابطه ای نشده بود. اومدرسه‌ی پزشکی را به اتمام رسانده بود بدون اینکه دقیقا متوجه باشد که کنار آمدن با این موضوع چقدر ساده است.خطرات تشخیص شخصی اشتباه:نگرانی درباره نگرش مردم میتواند به این معنا باشد که شما طولانی تر از آن چیزی که باید آزار ببینید، چیزی که میتواند اعتماد به نفس و رابطه شما را تحت تاثیر قرار دهد و درمان را به تعویق بیاندازد. یا یک تشخیص اشتباه میتواند در مواردی سلامت شما را به شدت تحت تاثیرقرار دهد .به عنوان مثال، زنان اغلب واژینوز باکتریایی را با برفک اشتباه می‌گیرند. با این حال این دو عفونت‌هایی مجزا هستند. البته که واژینوز باکتریایی همانند برفک شایع است و اگر به‌موقع درمان نشود می‌تواند پیامدهای شدیدی داشته باشد.یک مطالعه پی برد که واژینوس باکتریال در زنان باعث افزایش خطر سقط جنین، زایمان زودرس، و مشکلات پس از زایمان مثل اندومتریوز، زخم های عفونی می‌شود. تحقیقات منتشر شده در مجله british medical نشان داد که bv با خطر سقط جنین در سه ماهه اول بارداری در زنانی که با لقاح مصنوعی باردار شده‌اند، مستقل از سایر عوامل خطر مرتبط است.دکتر هی می‌گوید: ما میدانیم که زنان با باکتری واژنی تریکومونا (بیماری رایج مقاربتی) و حتی ترشحات میزان زایمان زودرس در بارداری را افزایش می‌دهند. همچنین زنان دارای واژینوس باکتریال احتمال بیشتری برای مبتلا شدن به عفونت های زنان دارند.محققان هم چنین ثابت کرده اند که bv احتمال مبتلا شدن به ویروسhiv و دیگر عفونت‌های منتقله از راه جنسی مانند سوزاک را افزایش می دهد. سوزاک می‌تواند منجر به بیماری‌های التهابی لگن شود که می‌تواند منجر به ناباروری شود.شرم از سرطان های زنانه:این در حالیست که زنان بسیاری درباره سرطان سینه بحث میکنند. چه درباره پیدا کردن توده و چه درباره تجربیات واقعی از بیماری شان. اما صحبت اندکی درباره سرطان های زنانه که شامل رحم، تخمدان، دهانه رحم، فرج و واژن می‌شود.تحقیقات توسط eve موسسه تحقیقاتی خیریه سرطان های زنان نشان داد که 1 زن از 5 زن بی بند و باری جنسی را با سرطان‌های زنانه مرتبط می‌دانند و 34% آن‌ها راحت تر درباره سلامت شان صحبت خواهند کرد اگر شرم ناشی از صحبت درباره سلامت جنسی زنان کاهش پیدا کند .گزارش می‌گوید: شرم به طور بالقوه باعث جلوگیری زنان درباره گرفتن توصیه های پزشکی میشود به طوری که یک چهارم پاسخ دهندگان میگویند که از صحبت کردن درباره مشکلات زنانه خود سرباز می زنند زیرا نمیخواهند درباره تاریخچه جنسی خود بحث کنند .با این حال، سرطان رحم هفتمین سرطان شایع در جهان است. طبق گزارش صندوق بین‌المللی تحقیق سرطان ۵۲۸۰۰۰ مورد جدید از آن در سال ۲۰۱۲ تشخیص داده شده است و در همان سال حدود ۲۷۰هزارنفر جان خود را بر اثر این سرطان از دست دادند.بیایید صحبت کنیم:دکتر هی معتقد است که راحت صحبت کردن درباره سلامت زنان کلید ریشه کن کردن شرم است: «من فکر میکنم هرچه مردم بیشتر و بهتر درباره سلامتشان و بدنشان درک کنند احتمال بیشتری دارد که فرد درستی را ببینند و یا از داروساز داروی مناسبتری بگیرند»پائولوگیرالد، پروفسور زنان و زایمان در دانشگاه کمپیناس برزیل نیز موافق است: «صحبت کردن درباره سلامت کمک می‌کند که زنان فیزیولوژی عادی دستگاه تناسلی را متوجه شوند. این موضوع کمک خواهد کرد که آنها بدانند چه چیزی عادیست و چه چیز بیماریست.»این دانستن ممکن است باعث شود آنها دنبال مراقبت‌های پزشکی بروند و یا حتی باعث افزایش بهداشت شخصی آنها خواهد شد. اگر آنها درباره بهداشت شخصی صحبت نکنند همیشه یک تفسیر اشتباه از علائم وجود دارد .شرم، خجالت، سرافکندگی، این که بفهمیم چرا زنان بسیاری با بی میلی درباره سلامتشان صحبتت میکنند راحت است اما پیامدهای منفعل ماندن می‌تواند عمیق باشد. الان زمان آن رسیده است که قضاوت ها را کنار بگذاریم و گفتگویی را شروع کنیم .برگردان: نغمه غلامحسینی – امیرمسعود مهرابیانمنبع: Women’s Intimate Health</description>
                <category>naghme</category>
                <author>naghme</author>
                <pubDate>Sat, 27 Jul 2019 21:53:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زنان، نوشتن، فرهنگ</title>
                <link>https://virgool.io/@naghmegh/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-xt1lijiehsky</link>
                <description>زنان امروزشماره۳۵جامعه———————————زنان، نوشتن، فرهنگنهال نفیسیزنان  همواره تحت فشار برای اثبات قابل بودن و حرفهای بودن خود نوشته ‌اند. اغلب  همین که بتوانند نوشته های خود را در قالب های رایج آکادمیک به چاپ  برسانند به اندازۀ کافی انقلابی بوده‌ است، در حالی که عدول از «قواعد  علمی» آنها را با خطر جدی گرفته نشدن و به رسمیت شناخته نشدن روبه رو  میکرده است.چنان‌که تونی موریسون دربارۀ ادبیات آمریکا میگوید، سؤال  این نیست که چرا من به عنوان یک زن آفریقایی‌تبار در قاطبۀ این آثار غایبم،  بلکه این است که چه ترفندهای ذهنیتی در کارند که به واسطه هایشان میتوان  مرا از داستانهای جامعهای که من در آن بی هیچ تردید و انکاری حیّ و حاضرم،  زندگی میکنم و هستم، حذف کرد.*این مطلب را در شماره ۳۵ مجله زنان امروز بخوانید.</description>
                <category>naghme</category>
                <author>naghme</author>
                <pubDate>Wed, 17 Jul 2019 10:15:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بس کن</title>
                <link>https://virgool.io/@naghmegh/%D8%A8%D8%B3-%DA%A9%D9%86-k3zm7ap4cx7i</link>
                <description>کاش یکی به آدم میگفت دست از وسواس راجع به خودت بردار داد و میزد و دعوامون میکرد بس کن تو همینجوری که هستی خوبی، تموم کن این تلاش مزخرف رو برای بهتر شدن میگفت:میدونم گاهی وقتا خسته ای، عصبانی، لباسات کثیف، مدت زیادی آرایشگاه نرفتی، مثل تصاویر روتوش شده مجله ها نیستی، حوصله آدمها رو نداری، هرچی تلاش میکنی نمیرسی، اما تو همینجوری که هستی دوستت دارم همینقدر عادی و طبیعی </description>
                <category>naghme</category>
                <author>naghme</author>
                <pubDate>Tue, 16 Jul 2019 22:05:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شیراز</title>
                <link>https://virgool.io/@naghmegh/%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-clmafyzrxkcj</link>
                <description>آغوشش، آری آغوشش تنها مکان امن دنیاست من این را درست در زمان سیل شیراز در حافظیه فهمیدم. شهر به هم ریخته و مردمان وحشت زده بودند اما ما در حافظیه بودیم، عطر باران در در بین درختان می وزید و سنگ فرش های شسته شده برای میزبانی ما آماده بودندبا اینکه اوایل صمیمیتمان بود و ترس از جدی شدن رابطه  داشتم اما سرم را روی شانه اش گذاشتم و دستش را در بین دستانم حلقه کردم و به صدای باران دل دادم، چشمانم را بستم و دیگر واهمه ای از اینکه چه خواهد شد را نداشتم .چشمانم را که باز کردم همانجا پی برم که آغوشش آری آغوشش ...</description>
                <category>naghme</category>
                <author>naghme</author>
                <pubDate>Sat, 13 Jul 2019 00:53:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صحبت از رابطه جنسی برای زنان مسلمان</title>
                <link>https://virgool.io/@naghmegh/%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-dngsa0hlaqly</link>
                <description>نوشته :مونی الطحاوی ترجمه:نغمه غلامحسینی و امیرمسعود مهرابیان منتشر شده در :bidarzani.com بیدارزنی: قاهره – سال گذشته در بریتانیا یک مراسم رونمایی از کتاب  داشتم؛ در حال امضای کتاب‌ها که بودم زنی در صف ایستاده بود و وقتی نوبتش  شد، گفت از یک خانواده‌ی مسلمان بریتانیایی از ریشه‌ی عرب می‌آید، جلویم  زانو زد که چشم در چشم شویم و گفت: «من هم از اینکه برای سکس داشتن انتظار  بکشم خسته شده‌ام.» صحبتش در اشاره به تجربه‌ی مشابه من بود که هنگام  خواندن کتاب به آن اشاره کرده بودم. ادامه داد: «۳۲ سال سن دارم و شخصی  نیست که مایل باشم با او ازدواج کنم. چطور با این ترس کنار بیایم که اگر  قبل از ازدواج سکس داشته باشم خدا از من متنفر نخواهد شد؟» این موضوع را زیاد می‌شنوم. صندوق ایمیل من پر است از پیام زنان مسلمانی  که مثل من از خاورمیانه می‌آیند. یا در این مورد اینکه چطور «از شر پرده‌ی  بکارت خلاص شوند» از من سؤال می‌پرسند، یا در این مورد که چطور اگر  می‌خواهند با شخصی ازدواج کنند که از سابقه‌ی روابط جنسی‌شان مطلع نیست،  پرده‌ی بکارتشان را ترمیم کنند، یا اینکه فقط افکارشان را با من در میان  می‌گذارند. مقالات زیادی در مورد سر‌خوردگی جنسی مردان در خاورمیانه نوشته شده – از  بنیادگرایانی که با وعده‌ی حوریان بهشتی به ستیزه‌جویی مسلحانه روی  می‌آورند تا مرد قشر متوسطی که از پس هزینه‌های ازدواج برنمی‌آید. تعداد  نوشته‌هایی که به سر‌خوردگی جنسی زنان منطقه، یا به طور صادقانه‌ای به  تجربیات جنسی زنان، چه در ازدواج و چه خارج از ازدواج پرداخته بسیار کمتر  از این‌هاست. من روحانی نیستم و قرار نیست درباره‌ی نظر مذهب در مورد سکس بحث کنم. من  یک زن مسلمان مصری هستم که برای تجربه‌ی سکس تا ۲۹ سالگی منتظر ماند و  الآن در حال جبران آن زمان ازدست‌رفته است. اعتقادات و تربیتم به من یاد  داد که باید تا زمان ازدواج برای تجربه‌ی رابطه‌ی جنسی صبر کنم. من هم  اطاعت کردم تا جایی که فهمیدم نمی‌توانم کسی را پیدا کنم که بخواهم با او  ازدواج کنم و از آن پس صبرم را از دست دادم. پشیمانم که چرا وقتی جوان‌تر  بودم سرکشی‌ نکردم و تجربه‌ای را که تا این حد برایم لذت‌بخش است از خودم  دریغ کردم. ما به سختی به جنایات جنسی‌ که به زنان تحمیل کرده‌ایم اذعان می‌کنیم.  وقتی نوبت زنان می‌شود، مخصوصاً زنان خاورمیانه‌، داستان با حجاب شروع  می‌شود و با حجاب هم پایان می‌پذیرد. همیشه پای حجاب در میان است. انگار که  فقط با اظهار نظر در مورد حجاب موجودیت پیدا می‌کنیم. پس داستان سرکوب جنسی و تجربیات جنسی زنان چه می‌شود؟ من بیشتر سال  گذشته را صرف تور کتابی کردم که مرا به ۱۲ کشور برد. هر جا که رفتم – از  اروپا تا آمریکای شمالی و هند، نیجریه و پاکستان – زنان، به‌خصوص زنان  مسلمان به راحتی داستان‌های خودشان از گناه، شرم، انکار و تمایل را با من  در میان گذاشتند. داستان‌هایشان را با من در میان گذشتند چون من هم داستانم  را با آن‌ها در میان گذاشتم. فرهنگ‌ها و مذاهب مختلف پرهیز از سکس را تا زمان ازدواج تجویز می‌کنند.  همان چیزی که در من هم نهادینه شده بود. وقتی که در سال ۲۰۱۰ در دانشگاه  اوکلاهوما تدریس می‌کردم، یکی از دانشجویانم خطاب به کلاس گفت که با پدرش عهد خلوص  امضا کرده و قسم خورده که تا زمان ازدواج برای رابطه‌ی جنسی صبر کند.  برایم به خوبی یادآور این بود که آیین بکارت منحصر به محل تولد من، مصر، یا  آیین مذهبی من، اسلام، نیست. وقتی یاد مشکلات خودم با پرهیز جنسی تا زمان  ازدواج افتادم تصمیم گرفتم که صادقانه با آن‌ها در مورد سر‌خوردگی جنسی  خودم در دهه‌ی سوم زندگی‌ام صحبت کنم. اینکه چطور با گناه اولیه‌ی نافرمانی  کنار آمدم و چطور راه خودم را از احساس گناه به سمت نگرشی مثبت در مورد  رابطه‌ی جنسی ساختم. برای والدین من آسان نبود که بشنوند دخترشان در مورد روابط جنسی به این  راحتی صحبت می‌کند، ولی این کار دنیایی را به روی تجربیات دیگر زنان گشوده  است. در بسیاری از کشورهای شرقی صحبت در مورد این چیزها «غربی» و «سفید»  شمرده می‌شود؛ اما زمانی که سکس با سکوت و تابو احاطه شده، آن‌هایی که  آسیب‌پذیرتر از بقیه هستند بیشتر آسیب می‌بینند، مخصوصاً زنان و اقلیت‌ها. در نیویورک یک زن مصری-آمریکایی مسیحی به من گفت چقدر برایش سخت است که  هم‌جنسگرایی‌اش را برای خانواده‌اش فاش کند. در واشنگتن یک زن جوان مصری  خطاب به جمعیت گفت خانواده‌اش خبر ندارند که او لزبین است. در جایپور، یک  زن جوان هندی از چالش‌های عدم انطباق جنسیتی صحبت کرد؛ و در لاهور، با زن  جوانی آشنا شدم که از تجربیات دگرباشی در پاکستان برایم گفت. دفتر من پر از داستان‌های شبیه به این است. گاهی اوقات به دوستانم  می‌گویم می‌توانم دستورالعملی بنویسم با عنوان «چگونه بکارت خود را از دست  بدهیم.» متوجه شدم بسیاری از زنانی که داستانشان را با من به اشتراک می‌گذارند،  از برخی امتیازات لذت می‌برند. امتیازاتی مانند آموزش یا درآمد مستقل. قابل  توجه است که این امتیازات همیشه به آزادی جنسی ختم نمی‌شوند و نه حتی اگر  زنان هنجارهای فرهنگی را نقض کنند از این زنان محافظت نمی‌کنند. اما مسئله‌ی سکس تمام زنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد، نه فقط آن‌هایی که  پول یا مدرک دانشگاهی دارند. گاهی اوقات این بحث را می‌شنوم که زنان  خاورمیانه به قدر کافی مشکلاتی مانند سوادآموزی و اشتغال دارند که قرار  نباشد به سکس فکر کنند. جوابم به آن‌ها این است: اگر یک نفر فقیر است و  سواد ندارد، این حق را ندارد که در سکس رضایت داشته باشد، حق ندارد که از  رابطه‌ی جنسی و بدن خودش لذت ببرد؟ جواب به این سؤال‌ها هم‌اکنون در دسترس است. در جاهایی مثل وبلاگ ماجراهایی از اتاق خواب زنان آفریقایی که توسط نویسنده‌ی غنایی، نانا دارکوآ پایه‌‌گذاری ‌شده یا در ماموران عشق،  پروژه‌ی دیجیتالی که بر آموزش جنسی و زندگی جنسی تمرکز دارد. این  پروژه‌های ابتکاری نشان می‌دهند که نگرش مثبت نسبت به سکس فقط مخصوص  به‌اصطلاح فمینیست‌های سفیدپوست نیست. همان‌طور که میتالی ساران در کتاب  کلکسیون زنان هندوستان می‌گوید: «من بابت اینکه موجودی سکشوال هستم احساس شرمندگی نمی‌کنم.» انقلاب من این بوده که از یک باکره‌ی ۲۹ ساله به زنی ۴۹ ساله تبدیل شوم  که الآن از هر تریبونی که در اختیارش قرار بگیرد اعلام می‌کند: من مالک بدن  خودم هستم. نه دولت، نه مسجد و نه حتی خانواده‌ام. این حق من است که هرکجا  و با هرکس که انتخاب کنم، رابطه‌ی جنسی داشته باشم. منبع: نیویورک تایمز</description>
                <category>naghme</category>
                <author>naghme</author>
                <pubDate>Wed, 10 Jul 2019 23:29:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باید که جمله جان شوی</title>
                <link>https://virgool.io/@naghmegh/%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D9%85%D9%84%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%88%DB%8C-jt3zssvohtde</link>
                <description>&lt;&lt;باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی &gt;&gt; این شعر را جلسه ششم کلاس برایمان خواند او تنها استادی بود که مباحث حسابداری خشک صنعتی را با شعر برایمان توضیح میداد گویی که انگار آمده ای کلاس شعر،من از کودکی ریاضی و محاسباتم افتضاح بود اما حالا جوری که او تدریس میکرد من همیشه بالاترین نمره ها را داشتم و صبح ها تا ساعت 3 بعد از ظهر انتظار کلاسش را میکشیدم آن روز یعنی همان جلسه ششم از او درباره اینکه چگونه میتوانم با کارخانه مدنظرم ارتباط داشته باشم پرس و جو کردم و او برایم شعر بالا را خواند، او تنها استادی بود که ما درسش را درست میفهمیدیم اما به نظرم هرچیزی با چاشنی ادبیات قابل فهم تر و زیباتر میشود. از آن روز هر زمان که به یک موقعیت بهتری می اندیشم این شعر برایم تداعی میشود و تلاشم دو چندان .</description>
                <category>naghme</category>
                <author>naghme</author>
                <pubDate>Wed, 10 Jul 2019 17:35:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفر به فضا</title>
                <link>https://virgool.io/@naghmegh/%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%B6%D8%A7-uy9hpctjqlh9</link>
                <description>من آدم رویاپردازی هستم و در اکثر رویاهام به ماه سفر میکنم ،در رویاهام میبینم روزی که دارم  مقصد رو ترک میکنم  بابام  بهم نمیگه ممکنه تورو راه ندن ،مامانم بهم نمیگه تو سعیت رو بکن ولی ممکنه نتونی،دیگه اونجا مجبور نیستم لباسی انتخاب کنم که مطابق سلیقه دانشگاه، اداره،و مهمونی باشه ،میتونم موهای بدن و صورتم  اصلاح نکنم و کسی بهم نگه چقدر کثیفی،میتونم بگم من پریودم و سردرد و کمر دردم به خاطر خستگی نیست ،میتونم یه روز روسری بپوشم و روز بعدش نپوشم ،و جایی اعلامیه زده نشده که &quot;از ارائه خدمت به زنان بد حجاب معذوریم در اونجا میتونم در هر ساعتی  و در گوشه ای از ماه  قدم بزنم،بدوم،دوچرخه سواری کنم و کسی بهم متلک نمیندازه .</description>
                <category>naghme</category>
                <author>naghme</author>
                <pubDate>Sun, 27 Jan 2019 21:55:43 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>