<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Narges Akhavan</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@nar.akhavan</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 04:45:13</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2392486/avatar/G3ozNU.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Narges Akhavan</title>
            <link>https://virgool.io/@nar.akhavan</link>
        </image>

                    <item>
                <title>پاییز ۱۴۰۴</title>
                <link>https://virgool.io/@nar.akhavan/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B2-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B4-ouneyesklq9u</link>
                <description>از فصل عشق و عاشقی-پاییز را میگویم- بعید است این آسودگیکسی خبر دارد از آن پاییز دیرینه که با شروعش عاشقی تنها نبود؟کسی خبر دارد از آن مهری که وصال دانشگاهی ها با جزوه بود- اما نه به علم بلکه به هم‌مسیر خود-مهر آغازش بود... همان آغازی که از عشق در یک نگاه آمد ، همان چشم تو چشم شدن یهویی که دلش حُری ریخت...آذری که از اسمش معلوم است شد آتش این عشق قصه شروع شد.. از همین جا، از همین جایی که وسط نارنجی ترین رنگ کره زمین هست از جایی که زرد با خش خش اش حکومت میکند..ابان پایان است یا فقط قافیه ای برای شعر شاعران؟این قصه ادامه دارد یا جای ابان و آذر عوض شده هست؟علی ای حال ، اینها همه افسانه‌ست :)اصل عشق خداست؛ اینها چیست که میگویی ؟</description>
                <category>Narges Akhavan</category>
                <author>Narges Akhavan</author>
                <pubDate>Tue, 30 Sep 2025 12:40:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مربی خوب</title>
                <link>https://virgool.io/@nar.akhavan/%D9%85%D8%B1%D8%A8%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-sjhoswswdv8d</link>
                <description>مربی خوب ان نیست که خود به جای افرادش میبیند و تصمیم میگرد و از دیده ها و تصمیماتش برای ان ها سخن می گوید بلکه کسی است که افراد را در جریان نیاز ها می گذارد و ان ها را ازاد می کند و اموزش می دهد که خود ببیند و حرکت کنند و سپس در سر بزنگاه ها و در کنار حادثه ها تذکر می دهد و یاداوری  می نماید که بیابند و پیش بتازندمسئولیت و سازندگی</description>
                <category>Narges Akhavan</category>
                <author>Narges Akhavan</author>
                <pubDate>Tue, 26 Nov 2024 20:15:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انگشتر</title>
                <link>https://virgool.io/@nar.akhavan/%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B4%D8%AA%D8%B1-zpneyvlrcpvt</link>
                <description>انگشتر ارتباط مستقیمی با قلب ادم دارهچرا؟وقتی یه نفر متاهل میشه انگشتر میندازه توی انگشت دومی اش به معنی این که من دل ام از این به بعد متعهد فقط به یه نفر هست و اون تمام دل و جان من است و من نمیخوام و نمیتونم به دیگری فکر کنم و در دلم جایی برای غیر ندارم...امشب مامان این انگشتر و برام اواردن خیلی دوست داشتم از این به بعد بندازم ولی هیچ دلیل و نیت ای براش پیدا نکردم تا اینکه رابطه قلب و انگشتر اومد تو ذهنم و..و گفتم خدایا این انگشتر یه نشونه از توعه امشب ای که تو دیدی و اگاه بودی از همه ی احوالاتم این انگشتر یه نشونه تعهد من نسبت به تو هست این انگشتر نشان دهنده اینه که قلب من برا خداستنشونه اینه که این قلب صاحب داره و فقط و فقط هم یک صاحب دارهمالک ای داره که پر کننده تمام قلبم باید باشه و قلبم غیری درونش راه پیدا نکنه....نشونه اینکه قلبم سراسر نور خدا باید باشه و ذره ای حب ای و سیاهی ای نباشه...نشونه اینکه باید بیشتر مواظبت کنم در برابر نامحرماننشونه اینکه این قلب و وسط راه راهزن ها نزارم و دل به هر دزدی نسپارمخدایا اینا همه بخاطر اینه که من دوست دارم همه چی رنگ و بوی تو داشته باشه دوست دارم همه چی و تهش و به تو وصل کنم که دست اخر بشه فتصل الی المعدن العظمه تا شاید حس حضور تو درونم پیدا بشه و بهت نزدیک تر بشم🫠</description>
                <category>Narges Akhavan</category>
                <author>Narges Akhavan</author>
                <pubDate>Tue, 26 Nov 2024 20:08:56 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>