<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های 145</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@narimanebrahimnejad</link>
        <description>یه آدمِ معمولی در دلِ جامعه که به دنیای سینما و تلویزیون علاقه داره، کسی که فیلم و سریال بیشتر از دقایق پخش شدنش واسش اهمیت داره. راستی اسمم نریمانه!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 07:02:40</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1739062/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>145</title>
            <link>https://virgool.io/@narimanebrahimnejad</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نقد فیلم Dangerous Animals – معادله تازه‌ای در ژانر بقا</title>
                <link>https://virgool.io/@narimanebrahimnejad/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-dangerous-animals-%E2%80%93-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%B1-%D8%A8%D9%82%D8%A7-hoxvu4xcusln</link>
                <description>فیلم Dangerous Animals با آن پوستر گمراه‌کننده‌اش شما را آماده‌ی یک اثر کلیشه‌ای درباره کوسه‌ها و شکار انسان‌ها می‌کند، اما از همان دقیقه‌های ابتدایی ثابت می‌کند که قرار نیست یک تجربه تکراری باشد. شان بایرن (Sean Byrne)، کارگردانی که قبلا با فیلم موفق The Devil&#039;s Candy دیده شده بود، این بار تلاش کرده ژانر بقا را از زاویه‌ای شخصی‌تر و انسانی‌تر روایت کند. بازیگران اصلی فیلم شامل Hassie Harrison، Jai Courtney و Josh Heuston هستند که هرکدام نقش مهمی در خلق تنش و درگیری احساسی داستان دارند.داستان و فضای فیلمفیلم ابتدا با نمایش مناظر خیره‌کننده اقیانوس و حس آزادی غواصی شروع می‌شود؛ تجربه‌ای که برای خیلی‌ها جذاب است، حتی اگر مثل ما فقط از پشت مانیتور دیده باشیم. اما این حس آرامش خیلی زود جای خودش را به اضطراب و خطر می‌دهد.کارگردانی: بازگشت بایرن به فرمبایرن همیشه رابطه خوبی با ژانر ترس و دلهره داشته، و اینجا هم با یک کارگردانی کنترل‌شده و حساب‌شده برگشته به بهترین حالت خودش.مهم‌ترین نقطه قوت کارگردانی این فیلم:1. نمایش کامل صحنه‌های اکشنسکانس‌ها پر از تنش‌اند، اما بر خلاف خیلی از فیلم‌های بقا، تصویربرداری آشفته و لرزان ندارد. دوربین آرام حرکت می‌کند و به شما اجازه می‌دهد تمام واکنش‌های چهره، حرکات و تصمیم‌های شخصیت‌ها را ببینید. این باعث می‌شود فشار روانی صحنه‌ها طبیعی و اثرگذار باشد.2. استفاده از ناتیو تنشفیلم نمی‌خواهد با صدا و حرکت زیاد شما را بترساند؛ تنش از دل رفتار شخصیت‌ها و فضا بیرون می‌زند. همین باعث شده اثر، صادقانه‌تر و دلهره‌آورتر شود.این فیلم به نظر من با اینکه یک داستانِ کلیشه ای رو دنبال میکنه، تونسته اعتماد به نفس بایرن رو نشون بده. انتخاب این داستان تکراری و پرداخت آن به صورت مناسب، جرئت بایرن رو به رخ میکشه.شخصیت‌ها و بازی‌هاجای کورتنی در نقش تاکربدون تعارف: یکی از بهترین اجراهای اوست. تاکر شخصیتی کاریزماتیک، آشفته و عمیقا ترسناک است.ویژگی‌های بازی او که فیلم را پیش می‌برد:رفتارهای غیرقابل پیش‌بینیلحظات عجیب مثل غذا خوردن همراه با تماشای ویدئوهای دردناکرقص‌های پرانرژی اما بیمارگونهنگاه‌های سرد و تهدیدآمیزاین مجموعه رفتارها باعث می‌شود حضورش همیشه مثل یک مین فعال حس شود.هاسی هریسون در نقش زفیرهریسون اجرای قانع‌کننده‌ای دارد و بار احساسی بخش زیادی از فیلم روی دوش اوست. شخصیت‌پردازی‌اش خوب و قابل باور از آب درآمده و واکنش‌هایش در شرایط بحرانی طبیعی و همراه‌کننده است.فیلم‌برداری و اقیانوس به‌عنوان شخصیتیکی از بهترین امتیازهای فیلم، فیلم‌برداری وسیع و باز اقیانوس است. دوربین مدام به شما یادآوری می‌کند که اقیانوس زیباست، اما گسترده و بی‌رحم.سکانس‌های زیر آب، چه هنگام تعقیب و گریز و چه تلاش برای بقا، با جزئیات بالا و انرژی زیاد اجرا شده‌اند و درگیرکننده‌اند.تم‌ها و پیام فیلم: زیبایی همراه با وحشتDangerous Animals تلاش می‌کند بگوید:اقیانوس یک معجزه طبیعی است، اما جایی برای اشتباه ندارد.در هر قاب، خطر در کمین است.بقای شخصیت‌ها نه فقط در برابر موجودات دریایی، بلکه در برابر ماهیت بی‌رحم محیط و انسان‌های دیگر محک زده می‌شود._______________________________________________________________________________________________جمع‌بندیDangerous Animals شاید داستانی آشنا داشته باشد، اما به‌لطف کارگردانی بالغ، بازی‌های درخشان و فضاسازی قدرتمند، تبدیل به یک تجربه متفاوت در ژانر بقا می‌شود. فیلم شما را هم عاشق اقیانوس می‌کند و هم از آن می‌ترساند. همه چیز آماده است برای یک تجربه نفس‌گیر و واقعی از جنگیدن برای زنده ماندن.این فیلم خطر را نه از بیرون، بلکه از درون انسان‌ها می‌سازه._______________________________________________________________________________________________IMDB: 6.4Metascore: 65My Rate: 6</description>
                <category>145</category>
                <author>145</author>
                <pubDate>Fri, 21 Nov 2025 13:41:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد فیلم سینمایی A House of Dynamite</title>
                <link>https://virgool.io/@narimanebrahimnejad/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-a-house-of-dynamite-lbd4iiit36yo</link>
                <description>فیلم A House of Dynamite اثری خسته کننده، بدون روح و پر از تنش های بی محتوا از Kathryn Bigelow (کارگردان فیلم های The Hurt Locker, Zero Dark Thirty, Detroit) که سابقه ی درخشان تولید فیلم های جنگی و سیاسی رو داره، است. فیلمی که شما رو درگیر تنش میکنه (البته بی سر و سامان)، تنشی که علاوه بر هیجان، شما رو به لایه های داخلی سیستم دفاعی و نظامی آمریکا میبره. شما تو این فیلم مثل یک پرنده در آسمان مقر های نظامی امریکا پرواز میکنید. ولی؛ در آخر شاید نا امید بشید.این فیلم بر خلاف چند فیلم قبلی این کارگردان متاسفانه نتونسته انتظارات رو برآورده کنه و کشش لازم برای نگهداشتن تماشاچی بر روی مبل و دیدنِ کاملش، فراهم نمیکنه. شخصیت هایی که بدون پرداخت مناسب به یکباره حرف اول رو در داستان میزنند و حذف میشوند، نداشتن قصه ای درست و درهم بودن تمام اتفاقات، استفاده از بازیگران مناسب بدون داشتن خط روایتی درست، باعث شده که این فیلم نه تنها نزدیک آثار قبلی این کارگردان نباشه، بلکه بسیار پایین تر از آن ها قرار بگیره.برای روایت یک قصه خوب باید شخصیت های داستان پرداخت مناسبی داشته باشند. شما اگر یک فرد را از داخل خیابان بیاورید و به یک باره او را شبیه بروسلی نشان دهید بدون اینکه از گذشته، علایق، سختی هایی که این شخص کشیده، هدفی که در ذهن دارد و بقیه موارد حرفی بزنید، تاثیر گذاری لازم را نه تنها نخواهید گذاشت بلکه یک فاجعه تولید میکنید.از آن جایی که این فیلم در دسته فیلم هایی سیاسی قرار میگیرد، باید داستانی منطبق با واقعیت داشته باشد. داستانی هر چند تکراری ولی با تعلیق و کشش مناسب. این فیلم به دلیل نگرفتن توجه مخاطب در هنگام آوردن هوک داستان، به عنوان یک اثر درگیر کننده در این ژانر شناخته نمیشود. بعد از مدتی از گذشت این فیلم شما فقط تلفن های زنگ خورده، فضای داخلی اتاقی در CIA و کلوز آپ شخصیت هایی که معلوم نیست چه کاره هستند را میبینید. آن قدر درگیر این موارد میشوید که تمرکزتان بر روی داستان اصلی رو از دست میدهید.کاترین بیگلو در این فیلم عملا یک مستند حوصله سر بر را خلق کرده است، مستندی که هیچ یک از شخصیت ها به درستی پرداخته نشده بودند و عملا هیچ کانکشنی بین آن ها و تماشاچی نبود.این فیلم برای یک بار دیدن گزینه خوبیه، نه بیشتر.________________________________________________IMDB: 6.4My Rate: 4Meta: 75</description>
                <category>145</category>
                <author>145</author>
                <pubDate>Wed, 19 Nov 2025 18:47:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد سریال The Day Of Jackal</title>
                <link>https://virgool.io/@narimanebrahimnejad/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-the-day-of-jackal-oofkp6hcdmvp</link>
                <description>خونسرد، پر از احساس و بی رحم!خلاصه داستان:روز شغال؛ سریالی جاسوسی، اکشن و مهیج محصول شبکه پیکاک است. یک آدمکش مرموز و گریزان با انجام ترورهای سفارشی و دریافت بیشترین دستمزد، زندگی می‌گذراند. اما به زودی با یک افسر سرسخت اطلاعاتی بریتانیا روبه‌رو می‌شود که او را در تعقیب و گریز هیجان‌انگیز در سراسر اروپا می‌کشاند...نقد و بررسی:برای «همیشه زندگی کردن در میان هیاهو» ساخته نشدم؛ من برای به آرامش رسیدن حاضرم که از طوفان های سهمگین عبور کنم؛ حاضرم کشتی ای که سوار بر اونم دچار طوفان های وحشتناک بشه؛ حاضرم هواپیمایی که من یکی از مسافرانشم تا مرز سقوط کردن بره؛ ولی در نهایت به جایی خیلی بهتر از جایی که هستم برسم. از دید خیلیا آدم کثیفی هستم که برای پول، آدم میکشه؛ ولی اونا نمیدونن آدم هایی شبیه اونایی که کشتم باعث شدن به اینجا برسم؛ من آدم خوبی بودم؛ داشتم شرافتمندانه زندگیمو میکردم؛ ولی اونا، به نظرم اونا باعث شدن.این شاید بخشی از دید و نگاه نقش اول این سریالِ فوق العاده باشه. سریال The Day Of Jackal که بر اساس رمان Frederick Forsyth (فردریک فورسایت) به همین نام توسط Sky Studios تولید شده؛ بهترین سریالیه که من راجع به یه قاتل حرفه ای دیدم. البته قاتلی که خیلی خونسرد، در دورترین نقطه ای که فکرشو کنید خوابیده، تفنگشو در میاره و دونه دونه و خیلی آروم با اینکه زمان زیادی نداره قطعاتشو سر هم میاره و در نهایت با یه تمرکز فوق العاده بهترین تیری که تا الان تو زندگیتون دیدیدن رو میزنه. این سریال این شرایط رو با فیلم برداری منحصر به فرد، بازی بی نظر Eddie Redmayne (ادی ردمین) و موزیک عالیش به بهترین نحو ممکن به شما نشون میده. شما خودتون رو کنار ادی میبینید و اون استرسی که اصلا تو چهرش معلوم نیست رو کاملا حس میکنید. حس میکنید که شما برای زدن بهترین شات تاریخ پشت بهترین و کاستوم ترین تفنگ تک تیر انداز جهان خوابیدید و نفستون رو حبس کردید، انگار باد ملایمی که داره پرده ها رو تکون میده از کنار گوشتون هم میگذره و اون رو نوازش میکنه. به قدری وارد سریال میشید که انگار شما The Jackal هستید.این سریال این سوال رو مطرح میکنه؛ وقتی معیارهای اخلاقیت در تناقض با هدفیه که در سر داری باید چیکار کنی؟ اونقدر در هم آمیخته و پیچیده هست که بتونه شما رو روانی کنه و این رو در چهره The Jackal میبینید ولی در عین حال وقتی دوباره به او نگاه میکنید؛ حس قدم زدن در کنار ساحل وقتی که خورشید در حال غروبه و همه چی ساکته به شما دست میده.از لحاظ ساخت این سریال به دلیل توجه به جزئیات و حفظ پیوستگی داستانی میتونه هیجان و دلهره هر سکانس رو بسیار خوب به شما منتقل کند. شخصیت پردازی، موسیقی، تولید بصری، فیلم برداری و پل زدن به گذشته در یک قسمت کامل و نشون دادن اتفاقاتی که ما داریم الان ردشون رو بر روی جنازه هایی که فقط سرشون سوراخ شده میبینیم از نکات طلایی این سریال برای میخکوب کردن تماشاگر جلوی صفحه ی نمایشه.نکته ی دیگه اینه که در این ساخته ی زیبا شما به هیچ کرکتری نمیتونید اعتماد کنید چون تموم مرز ها با پول و قدرت از بین رفته و اون خط بین خیانت کار بودن و نبودن، با شرف بودن و نبودن و خیلی چیز های دیگه محو شده.بازیگران:بازی بازیگران این سریال به نظر من قابل قبوله به جز «ادی ردمین» که فوق العاده بود.Eddie Redmayneادی در این فیلم اونقدر خونسرد، پر از احساس و در عین حال بی رحم بود که قبول کردن این پارادوکس برای هر آدمی که داره زندگی معمولی میکنه خیلی سخته. فکر کن چیزی که قبول کردنش در حالت عادی برای هر کسی پر از چالش و سواله رو «ادی ردمین» با بازی فوق العادش طوری به تصویر میکشه که انگار همچین مسئله ای میتونه خیلی عادی باشه. در بعضی از سکانس ها آنچنان اشک و احساس گناهی در چهرش، چشماش و کل صورتش هست که تصور اینکه داری به قاتلی حرفه ای نگاه میکنی واقعا غیر ممکنه. اونقدر در برخی صحنه ها باهاش همدردی میکنید که دوست دارید شخص برنده در همه ی جدال ها The Jackal باشه، اینکه برنده میشه یا نه رو با دیدن قسمت آخر متوجه میشید.Lashana lychدر نقش بیانکا که سابقه ی بازی در فیلم های No time to die و captain marvel رو داره به نظر من به خوبی از پس نقشی که درگیر با دوگانگی خانواده و کار بود برنیومد و نتونست انتظارات رو برآورده کنه، اون تشویش و نگران بودن برای از دست دادن یکی از لاین های زندگیش، اون مصمم بودن تو کار و علاقه به خانواده رو بار ها و بار ها سعی کردم حس کنم، سعی کردم بتونم با کرکتر ارتباط بگیرم ولی هر بار انگار یه دیواری بین من و اون کرکتر بود.Ursula Corbero در «نقش نوریا» که به دلیل بازی در سریال Money Heist به شهرت رسید.Eleanor Matsuuraدر نقش «زینا» بازیگر فیلم های  Wonder Woman، Justice League و سریال Walking Dead از دیگر بازیگران این سریال هستند.نمرات این فیلم:IMDB: 8.2Rotten Tomatoes: 86%Metacritic: 72My Score: 8</description>
                <category>145</category>
                <author>145</author>
                <pubDate>Fri, 27 Dec 2024 23:48:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد سریال Dark Matter</title>
                <link>https://virgool.io/@narimanebrahimnejad/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-dark-matter-a7muywntstza</link>
                <description>پوستر رسمی سریالسریال Dark Matter از اون دسته سریالاییه که شما با دیدنش به خودتون فکر میکنید؛ به کارهایی که تو زندگی دارید انجام میدید، به مراوده ها و ارتباطای روزانتون، به قهوه و شامی که میخورید و مهم تر از همه به کسایی که دوستشون دارید. این سریال حس دوست داشتن رو اونقدر عمیق به شما نشون میده؛ که فکر نبودن عشق به مغزتون خطور نمیکنه؛ شما میبینید که یک شخص برای رسیدن به کسی که دوستش داره چه کارهایی که انجام نمیده و چه موانعی رو پشت سر نمیذاره. موانعی که شبیه موانع معمولی زندگی نیستند؛ موانعی که شاید اگر شما با آن ها رو به رو میشدید؛ برای همیشه در سردرگمی و شاید یه دنیای دیگه گیر میکردید.این سریال مبحث جدیدی رو به شما نشون نمیده ولی با پر و بال بخشیدن به مبحث قدیمی خیلی اونو لذت بخش میکنه؛ البته به دلیل کندی روند داستانی و شاخ و برگ های الکی امکان داره اواسط سریال از دیدنش خسته بشید (که خود من هم شدم) ولی، بهتون اطمینان میدم که ارزش دیدن رو داشته باشه.دیدن بعد های دیگه، حس کردن ترس بعد از باز کردن درهایی که به نظر درب خونتون هستند ولی چیز عجیب تری در انتظار نشسته، دوییدن سمت چیزی که دوست دارید، نرسیدن و خسته شدن، امیدوار بودن؛ تلاش کردن؛ مصمم بودن و تسخیر شدن وجودتون به عشق به خانواده رو در این سریال به وضوح میبینید.نشون دادن قدرت علم و فیزیک کوانتوم و تفاوت هایی که نوع شخصیت فردی با فرد دیگر دارد (چه آن فرد خودش در یک بعد دیگر باشد) میتواند یکی از نکات جذاب این سریال باشد.به شخصیت پردازی این سریال آنچنان که باید در تمام کرکتر های سریال خوب پرداخته نشد و برخی از آن ها اصلا وجودشان در روند داستانی نه تنها تاثیری نداشت بلکه بیخود بود. شخصیت های اصلی این داستان که عملا تمام دیالوگ ها بین آن ها رد و بدل میشد حس تکرار و گیر افتادن در یک لوپ داستانیه بزرگ که فراتر از یک دنیاست را به شما القا میکرد. اینبار برای یک خانواده نه یک ابر قهرمان تمام این اتفاق ها میفتد، برای بودن در کنار خانواده نه نجات دادن بشریت؛ مفهوم هایی متفاوت ولی کارهای مشابه (با سریال های آخرالزمانی و شاید ابرقهرمانی) کاری کرد که انگار به تماشای یک سریال آخرالزمانی و تلاش برای زنده ماندن کرکترها نشسته ایم.جلوه های ویژه و طراحی لباس نکات مثبتی در خصوص این سریال بود.در مجموع برای غرق شدن در دنیاها و جهان های دیگه؛ توصیه میکنم این سریال زیبا از Apple Tv رو از دست ندید.نکات مثبت:1. جلوه های ویژه2. فیلم نامه درگیر کننده3. بازیگری قابل قبول4. تفکر داستانی5. طراحی لباس6. ایجاد حس دلهره و هیجان7. موسیقی متننکات منفی:1. شخصیت پردازی نامناسب در برخی از کرکتر ها2. طولانی تر شدن روند داستان سریال و در نتیجه تکراری شدن کرکترها3. خسته کننده شدن سریال به دلیل پیش رفتن کند سیر داستانی بعد از چند قسمت</description>
                <category>145</category>
                <author>145</author>
                <pubDate>Tue, 08 Oct 2024 13:33:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی فیلم John Wick 4</title>
                <link>https://virgool.io/@narimanebrahimnejad/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-john-wick-4-bpboplsu46hu</link>
                <description>رستگاری در پاریس؟تیتری که به نظر من میتونه به معنی واقعی آینه ی 4 قسمت این اثر جذاب باشه.فیلم سینمایی جان ویک 4 فیلمی اکشن، هیجانی و به نظر من تخیلی میباشد که شما را غرق در هیجان توئم با لبخند میکند، شاید بگویید چرا لبخند؟ دلیلش را در ادامه ی این نقد خواهید فهمید.سری فیلم های جان ویک سیر تحولات درونی یک شخصیت را نشان نمیدهد، بلکه همان تفکر را پر و بال میبخشد. تفکری که فقط به دنبال رهایی است، شخصیتی که کشتن برای او همانند رانندگی کردن با فراری یا آئودیه و جاده و مسیر براش فرقی نداره، دنده را روی D و حالت ماشین را روی سوپر اسپرت میگذارد و گاز میدهد، تا جایی که پدال اجازه دهد.از لحاظ ساخت این سریال چیزی کم نداره، از جلوه های ویژه و صفحات سبز گرفته تا طراحی لباس. حس قاتلی بی رحم، شوهری عاشق و انسانی دیوانه در داخل کت و شلوار ضد گلوله که دوخت بسیار عالی ای دارد بر هیجانات بصری این فیلم اضافه میکند.استاهلسکی که سابقه همکاری طولانی را با کیانو ریوز از سری فیلمای ماتریکس داره خوب میدونه که برای ساختن ابر قهرمانی قاتل و جذاب باید چه کارهایی انجام بده.او میداند که نمردن این شخصیت در سخت ترین جدال های فیزیکی میتواند بر جذابیتش بیافزاید ولی به نظر من &quot;جاه طلبی های او بالاتر از توانایی های شخصیتش رفت&quot;.به این دلیل که فرای همه چیز جان ویک یک انسان است، او سوپرمن یا هالک نیست که با افتادن از یک ساختمان 10 طبقه همچنان زنده که هیچ، سرحال بماند. این مسئله جنبه ی جدی و دلهره آور بودن این فیلم را کم کرد و حس دیدن یک انیمیشن بسیار با گرافیک را به من داد.نحوه ی فیلم برداری این اثر هنگام جدال های آقای ویک نکته ای بود که این فیلم را تا قله ی اورست نه، ولی تا دماوند بالا برد. هیجان دیدن زد و خوردهای فیزیکی نزدیک و تیر اندازی از فاصله ی دور با فیلم برداری فوق العاده باعث شد که فکر کنم به تماشای یک رقص باله نشسته ام.آنقدر زیبا، هماهنگ و روان فیلم برداری شد که انگار جان ویک بدون استرس و ترسی بر روی قایقی که سوار بر آب های خروشان اقیانوس است میرود، این استواری و نترس بودن جان باعث شد که در کنار هیجان ناشی از جدال ها، ما از قبل برنده را بدانیم.دوستی هایی که در این فیلم میبینیم میتواند معنای واقعی دوست را به شما بفهماند. دوست هایی که برای کمک به همدیگر حاضرند ریسک هایی کنند که احتمال گرفته شدن جانشان را در پی داشته باشد.در مجموع نمیخواهم سرتان را به درد بیاورم، بهتر است این فیلم را ببینید و 3 ساعت کامل از دیدن این اثر زیبا و ماندگار لذت ببرید. جان ویک شاید در حد و اندازه های مرد آهنی مارول که مغزی خارق العاده داشت یا بتمن دی سی که سرمایه داری دغدغه مند بود نباشد، ولی انگیزه و مصمم بودن او برای رستگاری همانند عطش رونالدو برای گرفتن جام جهانی قوی بود. رونالدو نتوانست آیا آقای ویک میتواند؟</description>
                <category>145</category>
                <author>145</author>
                <pubDate>Sat, 03 Jun 2023 18:54:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی سریال 1899</title>
                <link>https://virgool.io/@narimanebrahimnejad/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-1899-pgbnehvfa8wb</link>
                <description>واقعیت یا تخیل؟ همه چیز در ذهن ما میگذرد، خیابانی که در آن رانندگی میکنیم، باشگاهی که در آن ورزش میکنیم، قهوه ای که مینوشیم یا غذایی که میخوریم، این ها واقعیت هایی در ذهن ما هستند، واقعیت هایی که ذهن ما آن ها را پذیرفته و با آن زندگی میکند. ما به کسی که جهان و حتی خود ما را خلق کرده خدا میگوییم، کسی که این واقعیت ها از آن نشات گرفته است، حال اگر واقعیت ها تغییر کند &quot;خدا&quot; کیست؟سریال 1899 سریالی &quot;درام، راز آلود&quot; از نتفلیکسه که میتونه به این سوال شما جواب درست و حسابی ای بده، سریالی خوش ساخت ولی بی دقت که بی دقتیش شما رو زیاد اذیت نمیکنه، واسه اینکه داستانی تکراری رو اینقدر خوب و گیج کننده به تصویر میکشه که مجال فکر کردن به بی دقتیش رو نمیده.سریال با روندی مطابق با انتظار ما شروع میشه، چیزی که از خالقان (زوجِ باران بو اودار و یانتیه فریزه) &quot;دارک&quot; انتظارش را داشتیم، سوال های پیاپی ای که در ذهنتون ایجاد میشه و مثل عطش گل زنی کریستیانو به دنبال پیدا کردن جوابی برای آن هستید، ذهن درگیر شما در این سریال به اندازه سریال &quot;دارک&quot; داغ نمیکنه، چون معمای حال حاضر مثل معمای &quot;دارک&quot; پیچیده نیست ولی، استرس ناشی از اون و هیجان پیدا کردن جواب میتونه به اندازه شاهکار خالقان جذاب باشه.همانطور که در اول این نقد گفتم واقعیت چیزیست که خودمان فکر میکنیم در نتیجه ممکن است فکرمان اشتباه باشد و واقعیت آن چیزی نباشد که میبینیم، همین مساله باعث میشود که در سریال به هیچ کس و هیچ شخصی اعتماد نکنید چون نمیدانید اون واقعیست یا نه. سریال 1899 همانند &quot;دارک&quot; رمز های خودش را دارد، مثلث رمز آلود، مسیر های منتهی به جهان های متفاوت، روایتی متمرکز به هر شخصیت در هر اپیزود و .... همه ی این ها نشان دهنده دنیایی رازآلود میباشد که ما را به موضوع اصلی سریال که دلیل همه ی این هزارتوها هست میرساند. در آنجا زمان و در اینجا تکنولوژی و جهان های در هم تنیده.تشابه زیاد این سریال به &quot;دارک&quot; میتونه بسته به دید بیننده هم خوب هم بد باشه، برای قهرمان شدن در لیگ قهرمانان باید شخصیت قهرمانی داشته باشید، برای تبدیل شدن به یک اثر ماندگار باید شخصیت بزرگی داشته باشید که 1899 با الگو برداری و عملا بسته بندی جدید محصول قبلی (دارک) در این کار موفق نشد. با موفقیت زیادی که زوجِ &quot;باران بو اودار و یانتیه فریزه&quot; در &quot;دارک&quot; کسب کردند تصور من سریالی عجیب و غریب تر، پیچیده تر، درگیرکننده تر و در کل ویران کننده تر نسبت به &quot;دارک&quot; بود ولی، آن ها ریسک خود در داستان پردازی را فدای جلوه های بصری بهتری کردند که شاید بتواند مخاطبانی را جذب کند ولی هرگز نمیتواند ماندگار باشد.بر خلاف &quot;دارک&quot; که تفکر نویسنده آرام آرام به بیننده منتقل میشد در 1899 با تزریق سرنگ اطلاعات، خیلی سریع وارد بازی میشوید. استرس، هیجان، سوال و دویدن برای پیدا کردن جواب را برای پیدا کردن واقعیت اصلی در این سریال تجربه میکنید. جواب سوال های ایجاد شده در این سریال شما را به جای آسوده کردن پریشان تر میکند زیرا خود جواب نیز سوالاتی را به دنبال دارد، شما از پیدا کردن یک جواب سوالاتی در ذهن خود برای پیدا کردن چراییه آن جواب میپرسید که این حلقه میتواند شما را به طرز دیوانه واری درگیر کند.در این سریال شما برای چیزی در آینده هیجان دارید و اتفاقات زمان حال برای شما کمرنگ تر میشوند، تحولات درونی شخصیت ها در برخورد با چیزی عجیب در این سریال فدای کنجکاو کردن بیشتر بیننده برای دیدن اتفاقات عجیب بعدی شد.شما باید در بطن شخصیت بروید تا پیچیدگی های ذهن او را بدانید، در نتیجه دغدغه های او دغدغه های شما و تلاش او برای پیدا کردن جواب، تلاش شما باشد که این سریال در این موضوع ضعیف عمل کرد. خالقان این اثر برای هر شخصیت یک کلید ساختند و با آن کلید او را در سریال از بقیه متمایز کردند ولی، در انتهای داستان دری را توسط آن کلید برای بیشتر شناختن شخصیت ها برای ما باز نکردند، یعنی تا انتهای سریال هیچ جنبه ی دیگری از شخصیت ها به ما نشان ندادند و آن ها را مانند غذایی خام به خوردمان دادند و جالب اینجاست که هیچ تاثیری هم در پایان بندی این سریال از آن ها ندیدیم.وقتی شخصیتی پخته نشود ارتباطاتش هم پخته نخواهد شد، یعنی ارتباطی که شخصیت های این داستان با هم داشتند به طرز وحشتناکی مسخره و غیر قابل باور بود که لینک شدن به طنابی که شخصیت ها رو به هم پیوند میده عملا غیر ممکن بود.شخصیت های این داستان هویت فردی خود را فراموش کرده بودند، از خود اختیاری نداشتند و به هر سمتی که به آن ها گفته میشد میرفتند. کارهایی که شخصیت های داستان انجام میدهند باید برای بیننده بر اساس ارتباطی که با آن شخصیت گرفته است توجیه کننده باشد، مثل سریال &quot;Stranger Things&quot; که در آن آنقدر کاراکترها زیبا پردازش شده بودند که میتوانستیم ارتباط عمیقی با آن ها بگیریم ولی، در اینجا فقط یک مشت عروسک را میبینیم که شبیه انسان ها هستند.در مجموع سریال 1899 رازهای زیادی در خود دارد، سوال های زیادی برای شما ایجاد میکند، ذهنتان را درگیر میکند و شما را همانند کاراگاهی که به دنبال قاتل است کنجکاو میکند. این سریال ضعف های بزرگی در شخصیت پردازی دارد که درگیر کردن و کنجکاو شدن ذهنتان برای حل معما و نگاه کردن این سریال به عنوان اثری سرگرم کننده و نه ماندگار، میتواند تا حدودی ضعف هایش را بپوشاند.</description>
                <category>145</category>
                <author>145</author>
                <pubDate>Wed, 28 Dec 2022 01:36:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی سریال The Sandman</title>
                <link>https://virgool.io/@narimanebrahimnejad/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-the-sandman-apvrb3bzqivq</link>
                <description>سریال The Sandman یک سریال درام/ فانتزی/ ترسناک از شبکه نتفلیکس میباشد، سریالی که در ابتدا، همگی فکر میکردن قراره خیلی سر و صدا به پا کنه ولی، نه تنها اینطوری نشد بلکه خیلی ضعیف تر از حد انتظار بود.شخصیت پردازی این سریال واقعا خام بود، شخصیت هایی که زمان پخته شدن به آن ها داده نشد و خیلی آسان از کنارشان رد میشدیم بدون اینکه ذره ای با آنها آشنا شویم یکی از چند نکته ی منفی این سریال بود.بازی نه چندان خوب بازیگران این مجموعه/ شخصیت هایی که وارد میشدند و بعد از یک سلام میرفتند، بدون اینکه نقششان داخل فیلم اهمیت داشته باشد/ اختصاص دادن یک قسمت کامل به جریانی که اصلا حائز اهمیت نبود/ واکنشهایی که مناسب و درخور آن لحظه از فیلم توسط بازیگران انجام نشد/ داستانی غنی که خوب پردازش نشد و با در و دیوار زدن خراب شد، همگی نکته هایی بودن که باعث شدن من به این سریال افتضاح از نظر خودم نمره ی 4 بدم.ساخته ی جدید نتفلیکس میتوانست یکی از بهترین سریالای امسال باشد ولی علاوه بر مسائل بالا از نظر داستانی هم اصلا خوب عمل نکرد. نداشتن داستانی واحد و هدفمند، آوردن و مطرح کردن هر داستانی که اصلا ارتباطی با هدف فیلم ندارد، شخصیت های منفی ای که خیلی زود از بین میروند بدون اینکه دلیل به وجود آمدنشان گفته شود همگی نکته های منفی این سریال بودند.این سریال در ابتدا با دیالوگ ها و فضاسازی هایش شما را تا قله ی کوهی پر از لذت میبرد و بعد از اتمام صحبت ها، زمانی که باید به آن ها عمل شود با دادن یک جت اسکی و بنزین کافی به شما میگوید که انتظارتان بیهوده است و باید به پایین برگردید.&quot;سندمن&quot; به جز جلوه های ویژه هیچ نکته ی مثبت دیگه ای نداشت، هیچ.هزینه ی زیادی که نتفلیکس سر این سریال کرده بود با تغییر در اصل داستان با شکست رو به رو شد، شکستی که شاید برای نتفلیکس درس عبرتی باشد تا دیگر تغییرات بی خود را وارد سریال نکند.در مجموع تماشای این سریال را پیشنهاد نمیکنم چون واقعا از استانداردها فاصله داره و نمیتونه اونطور که باید شما رو سرگرم کنه.</description>
                <category>145</category>
                <author>145</author>
                <pubDate>Tue, 06 Sep 2022 01:08:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی سریال Stranger Things</title>
                <link>https://virgool.io/@narimanebrahimnejad/145-stranger-things-da5ng8hbikjd</link>
                <description>سریال Stranger Things یه سریال درام/ ترسناک بسیار مهیج از شبکه Netflix می باشد که می تواند ساعت ها شما را میخکوب به تلویزیون کند.سریالی که از همون قسمت اول جذاب و دیدنی شروع میشه و این امید و به مخاطب میده که قراره خیلی از دیدن این سریال لذت ببره.داستانی روان و ساده که آرام آرام شما رو با جهانی عظیم و فراتر از تصور رو به رو میکنه، آرامشی قبل از ترس، خنده ای قبل از گریه، روشنایی قبل از تاریکی و خون، خون در بالا، پایین، چپ و راست که به تماشاگر نشون میده داستان فراتر از چند ساعت سرگرمی دوست داشتنی سادس.سریالی که از همان ابتدا با تصویرپردازی های فوق العاده و جلوه های ویژه ی بی نظیر باعث میشه شما یکی از برترین لذت های بصری را در دنیای سینما و تلویزیون تجربه کنید.شخصیت پردازی عالی این سریال باعث میشه با تک تک لحظات و احساسات کاراکترای سریال ارتباط برقرار کنید، غم و شادی، سرما و گرما، امید داشتن و ناامیدی، عشق و تنفر و ….«برادران دافر» با جرئت تمام، همه ی این احساسات را بر دوش شخصیت های دوازده و سیزده ساله می گذارند و با اینکار در کنار ترسناک و دلهره اور بودن آن، حس دوست داشتنی بودن هم به اثر اضافه میکند.این سریال در فصل دوم گام های بلندی در شخصیت پردازی برمیداره و ارتباط بین کاراکترها رو بیشتر میکنه، شوخی های بامزه، درگیری های دوست داشتنی، عاشقانه های جذاب، همگی باعث میشن شما بیشتر از فصل اول، مجذوب این اثر بشید.هنر داستان گویی «برادران دافر» در این فصل کاری میکند که شما دلتون نمیاد از پای تلویزیون بلند شید، آنقدر زیبا داستانی که در ذهن دارند را بدون هیچ ترسی به اجرا در میاورند که شخصیت های جدید و قدیم (مثل استیو) سریال که شاید در ابتدا ازشون متنفر باشید برایتان دوست داشتنی میشوند و در روند داستانی تاثیر مثبت میگذارند.فصل دوم به شما اطلاعاتی راجع به اتفاقات پیش آمده میدهد ولی، هیچوقت جواب کاملی را فاش نمیکند، شما را در کنجکاوی توام با جوابای کوتاه ولی ناکامل نگه میدارد، جواب هایی که باید تا آخر این فصل آن ها را در ذهن نگه دارید، در انتها به هم وصل کنید و به کنجکاوی خود خاتمه دهید.در این فصل روایت داستانی که مخصوص «الون» بود یکی از نقات ضعفیست که نمیشه از اون چشم پوشی کرد، شخصیتی تاثیرگذار و دوست داشتنی که در فصل دوم زیر سایه ی داستانی بد از «برادران دافر» قرار گرفت و عملا تا مرز فراموشی پیش رفت ولی، دوباره بازگشت که این جریان در قسمت 7 فصل دوم نمایش داده شد که تا به الان پایین ترین امتیاز را بین تمامی قسمت های این سریال گرفته است.برای اینکه طرفداران این سریال راضی بمانند و اشتیاق و شوق بیشتر از پیش برای تماشای این سریال داشته باشند، فصل سوم باید در کنار تعهدی که به دو فصل قبل دارد، چیزی جدید را ارائه دهد، چرا که عملا فصل دو این سریال نسخه ی به بلوغ رسیده ی فصل یک بود.در فصل سوم ما میتوانیم به بلوغ رسیدن تمام کاراکترهای این سریال را در دغدغه هایشان ببینیم و با این کار، فضایی نسبتا جدید ولی پایبند به داستان اصلی خواهیم داشت.روایت های داستانی متفاوتی که همزمان با همدیگر گفته میشنوند و بیننده درهر قسمت از این سریال جلو رفتن تقریبا ۳ داستان به صورت همزمان را مشاهده میکند نکته ای است که میتواند یکی از نقاط قوت فصل سوم باشد. شما در این فصل پاسخ تمامی سوال هایتان را در نقطه ی پایانی هزارتوی روایت ها میبیند.در این فصل برخی از شخصیت های داستان مانند «استیو هرینگتون» آنقدر زیبا پردازش میشوند که تازه متوجه میشوید آن شخصیت را بصورت کامل نشناخته اید. لایه های دیگری از اخلاق، احساسات و علایق به ما نشان داده میشود و ما در اینجا بصورت کامل و درست میتوانیم با «استیو» آشنا شویم.شخصیت هایی که در حال رسیدن به بلوغ فکری اشتباهات وحشتناکی میکنند، از مرزهای اخلاقیشان دور میشنود و از صمیمیت بین خود فاصله میگیرند. همه ی این ها نشان میدهد که سازندگان این سریال به دنبال ماجراجویی هستند نه فقط دنبال کردن یک روند ساده و بدون ریسک.لوکیشن های جدید این فصل ما را با فضایی جدید در دل شهر نفرین شده ی «هاوکینز» آشنا میکند. فضایی که قهرمان های داستان را در خود غرق میکند و بیننده دائما از خود درباره ی سرنوشت پروتاگونیست های این سریال سوال میکند. سرنوشتی که با توجه به بلوغ فکری آن ها میتواند زیبا، تاریک و یا حتی کشنده باشد.اتفاقاتی که روایت های این فصل آن ها را از غم انگیز و احساسی بودن به منطقی و قابل درک بودن برای بیننده تبدیل میکند. اتفاقاتی که تا قبل از این داستان برای شما ناراحت کننده بود، الان خودتان میخواهید که انجام شود، این یعنی سریال کاری میکند که شما آن را بخواهید.در فصل چهارم تمامی کاراکترهای فصل های پیشین در پیش بردن داستان نقش خودشان را دارند و هیچ کاراکتری بیهوده نیست، چه جدید، چه قدیم.این فصل با شروعی طوفانی، روایت های داستانی، فضاها، چالش ها و کاراکترهای تاثیرگذار جدید میتواند جذابیت خود را برای مخاطب دو چندان کند.داستانی که در چند منطقه ی متفاوت روایت میشود و همگی کمک شایانی به نبرد نهایی میکنند.آنتاگونیستی که آنقدر زیبا به شخصیتش پرداخته میشود که حس او برای کشتن و انتقام را درک میکنید.در این فصل شما روایت داستانی و تصویر مربوط به آن را توسط دو شخصیتی که در گذشته یک نفر بودند میشنوید و میبیند.شخصیت های جدید این فصل آنقدر زیبا و دقیق پردازش میشوند که اصلا حس نمیکنید تازه با آن ها آشنا شده اید.این سریال بدون شک یکی از برترین آثار تلویزیون است که اگر آن را نبینید لذت غرق شدن در دنیایی پر از ماجراجویی، کنجکاوی های جذاب، ارتباط گرفتن با شخصیت هایی که دیگر شبیه دوستان شما شده اند، صحنه های هیجان انگیز و پر از دلهره را از دست میدهید.سریالی که از ارزش های خود برای عامه پسند بودن نمیگذرد، سریالی که از پردازش بیشتر و بیشتر شخصیت ها دست نمیکشد و به اصول خود پایبند باقی میماند.</description>
                <category>145</category>
                <author>145</author>
                <pubDate>Sat, 06 Aug 2022 02:45:36 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>