<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ایلیا ناصری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@naseriam</link>
        <description>نوجوان ۱۶ ساله به دنبال رهایی از پوچی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-07 18:58:36</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/128455/avatar/DoZ5Oe.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ایلیا ناصری</title>
            <link>https://virgool.io/@naseriam</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کنکور به مثابهٔ گسترش بازار</title>
                <link>https://virgool.io/@naseriam/%DA%A9%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D9%87%D9%94-%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B4-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-v7monnr6obwp</link>
                <description>ماقبل انقلاب صنعتی، بازار همواره محلی کنار پایگاه دینی و حکومتی بوده که مردم در آن محصولات مورد نیاز خود را خریداری می‌کردند و کشاورزان و پیشه‌ورزان محصولات خود را برای امرار معاش به فروش می‌رساندند. با ایجاد شدن کارخانه‌ها، فرصت‌های خرید و فروش از تمرکز درآمدند. بازار از مکانی قابل لمس و دیدن تبدیل به مفهومی انتزاعی شد. پس از آن بازار که همه‌جا هست و هیچ‌جا نیست. بازار می‌توانست همه‌چیز را اعم از هنر، درمان، پوشاک و خوراکی  دربرگیرد.یکی از چیزهایی که بازار آن را در آغوش نامهربان خود جای داد آموزش بود.  به خصوص در قرن اخیر که بازار به خشن‌ترین حالت خود یعنی نئولیبرالیسم رسیده است. به‌گونه‌ای که انسان‌ها برای دانش باید پول پرداخت کنند. مدارس و آموزشگاه‌های خصوصی نمود این گسترش بازار هستد.بر اساس ایدۀ بوردیو جامعه‌شناس فرانسوی، انسان در عصر مدرن برای کنش کردن درون میدان‌های اجتماعی نیازمند سرمایه‌های اجتماعی، فرهنگی، نمادین و اقتصادی است. بسیاری از سرمایه‌های فرهنگی را انسان در محیط‌های آموزشی کسب می‌کند. همچنین فرد برای جاگرفتن در جامعه، نیاز به فرآیند اجتماعی شدن دارد که یکی از مراکز آن مدرسه است. برای کسب سرمایۀ اقتصادی نیز انسان باید وارد بازار کار بشود که یکی از بهترین راه‌های آن گذراندن دوران تحصیلی است. مدارک دانشگاهی و آموزشی نیز به خودی خود سرمایۀ نمادین محسوب می‌شوند. پس آموزش برای انسان مدرن نیاز اساسی می‌شود و او به مجبور به مدرسه رفتن می‌شود. بازار با گسترش یافتن نیازهای اساسی انسان را درخود می‌بلعد و آن‌ها را پولی می‌کند. بازار مدارس را خصوصی می‌کند. این‌گونه آموزش که نیاز اساسی انسان است، تنها به افرادی اختصاص داده می‌شود که پول خرید آن را دارند. افرادی که توانایی خرید آموزش را ندارند، در میدان‌های اجتماعی جایگاه اجتماعی پایینی پیدا می‌کنند و به مرور حذف می‌شوند.کنکور نیز از جمله فرآیندهای آموزشی‌ای است که افراد برای راهیافتن به بازار کار و به دست آوردن جایگاه اجتماعی نیازمندند عبور از آن است. رتبۀ کنکور سرمایۀ نمادین ایجاد می‌کند. همچنین کنکور انسان‌ها را در میدان‌های مختلفی با جایگاه‌های مختلف قرار می‌دهد.از اوایل دهۀ شصت شمسی در ایران، آموزشگاه‌های خصوصی مختلفی شروع به خدمات ارائه کردن برای کنکور کردند. قدرت این آموزشگاه‌ها در دهۀ هشتاد و نود به اوج خود رسید و در حال حاضر بهترین مرجع برای آزمون‌های کنکور هستند. فروش جزوات، کتاب‌های کمک‌آموزشی، سی‌دی‌های آموزشی و نمونه سؤالات، از جمله خدمات این آموزشگاه‌ها هستند. جزوات و سؤالات این آموزشگاه‌ها تبدیل به منبع اصلی سؤالات کنکور شده‌اند. طراحان سؤالات کنکور، خود در این آموزشگاه‌ها تدریس می‌کنند. به همین دلایل محصل‌های این آموزشگاه‌ها شانس بیشتری برای موفقیت در کنکور دارند.این آموزشگاه‌ها باعث شده‌اند که موفقیت در کنکور صرفاً برای افرادی باشد که توانایی هزینه کردن برای نمونه سوالات و جزوات این آموزشگاه‌ها را دارند. افرادی که توانایی مالی ندارند در کنکور رتبۀ خوبی کسب نمی‌کنند و به آیندۀ مورد نظر خود نمی‌رسند. جامعه به دو طبقۀ بازنده و برنده در این مسابقه که با گسترش بازار ایجاد شده است تقسیم می‌شود.  اما بدیل برای وضع موجود چیست؟با افزایش اختیار و کنترل دولت، بازار محدود می‌شود. هرآنچه دولت با تأمین نیازهای اساسی شهروندان بازار را محدودتر کند، نابرابری در امور مختلف کم‌تر می‌شود.  برابر شدن در کنکور از طریق دخالت کردن سیستم دولتی می‌تواند با: 1. افزایش سطح علمی کتاب‌های آموزش و پرورش، 2. محدود کردن فعالیت‌های آموزشگاه‌های خصوصی، 3. تنظیم سؤالات کنکور براساس کتاب‌های آموزش و پرورش، 4. سرمایه‌گذاری برای افزایش معلم در کشور، 5. سرمایه‌گذاری بر روی بهتر کردن وضعیت مدارس دولتی صورت گیرد.پایان.</description>
                <category>ایلیا ناصری</category>
                <author>ایلیا ناصری</author>
                <pubDate>Mon, 08 Jun 2020 18:06:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه کلاس آنلاین</title>
                <link>https://virgool.io/@naseriam/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-el9aky7jstdj</link>
                <description>  در اول باید برای فراهم شدن این بستر تشکر کنم. شاید هم غر بزنم اما این کلاس ها چند مرحله بهتر و جذاب‌تر از کلاس واقعی هست و صد البته مفید تر از کلاس های شبکه آموزش و تکالیف کیلویی کرونایی. در طی این مدت که این کلاس ها برگزار شده‌اند، شخصاً میل و رغبت‌م به درس و کلاس بیشتر شده است. منتها می‌توانست لزوما در صبح برگزار نشود و یا مثلاً یکم دیرتر برگزار بشه اما کاچی به از هیچی. نکته مثبت دیگه ای که قابل ذکره اینه که این کلاس بعضی از «ناجذابیت‌ها و قهر‌ها»‌ی کلاس را حذف و همزمان بعضی از «جذابیت‌ها»‌ی کلاس حفظ کرده؛ به طور مثال ما می‌توانیم سر‌ کلاس غذا بخوریم و مانند کلاس عادی، فرصت حرف زدن و حتی تیکه انداختن وجود دارد.  کلاس های مجازی مجالی است برای فرار کردن از استبداد همیشگی کلاس درس و خشکیده بودن. و همچنین فرصتی برای انقلابی عمل کردن دانش‌آموز علیه ساختار استبدادی و استثماری مدرسه است؛ ما در هر صورت سر کلاس عادی مدرسه و هنگام تدریس معلم، نمی‌توانیم غذا بخوریم، چایی بخوریم یا به دستشویی برویم. نمی‌توانیم حرف بزنیم، با گوشی خود ور برویم، کتاب بخوانیم و یا حتی راه برویم. اما کلاس های مجازی این فرصت‌ها را برای ما به ارمغان می‌آورند و ما باید به نحو احسن از این فرصت‌ها استفاده کنیم. (البته نه به نحوی که از درس باز بمانیم)، من حیث المجموع بازدهی، کارآمدی و جذابیت کلاس مجازی صد‌ها مرتبه بالاتر از کلاس واقعی است.</description>
                <category>ایلیا ناصری</category>
                <author>ایلیا ناصری</author>
                <pubDate>Sat, 04 Apr 2020 20:46:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد فیلم ژئواستورم</title>
                <link>https://virgool.io/@naseriam/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-tke9pbkwigbr</link>
                <description>برای بیشتر شدن تولید ما نیاز به بهره‌برداری بیشتر از مواد اولیه زمین داریم. هرچه مصرف بیشتر شود تولید نیز بیشتر می‌شود. تولید علاوه بر اینکه بهره‌برداری از منابع زمین را شامل می‌شود، پسماندهایی را نیز با خود به همراه دارد که موجب گرمایش زمین و آلودگی هوا می‌شوند. با بیشتر شدن این پسماندها و رها شدن گازهای گلخانه‌ای هوای زمین گرم‌تر می‌شود. این امر باعث بروز پدیده‌های جغرافیایی و اقلیمی عجیبی می‌شود که به زندگی بشر آسیب می‌رسانند. فیلم جایی آغاز می‌شود که بشریت با این پدیده‌ها مواجه شده است و برای اینکه این پدیده‌ها را کنترل کند، دستگاهی می‌سازد تا آب و هوا را کنترل کرده و زندگی عادی را دوباره به انسانها برگرداند. اما سوال این است که اساساً کنترل آب و هوا ممکن است؟ یا اصلا چاره وضعیت زمین کنترل آب و هوای آن است؟ جواب سوال اول بله است. یکی از راه‌های کنترل آب و هوا و اقلیم باور کردن ابرها است که با دادن یدید نقره به ابرها انجام می‌شود. اما این روش ضررهایی را نیز دارد. به طور مثال اگر ما ابرهایی را بارور کنیم تا در جایی که خشک است باران بیاید، جای دیگری که ابرها در آنجا شروع به باریدن می‌کردند خشک می‌شود. بهترین راه برای جلوگیری از گرمایش و کنترل آب و هوای زمین، قطع کردن آلودگی‌هایی است که باعث این تغییرات می‌شوند. اما از چه روشی؟ بسیاری از دانشمندان برای اینکه دی‌اکسید کربن وارد جو نشود، رای به دفن آنها در اعماق اقیانوسها و زمین یا تولید محصولات از آنها داده‌اند. اما گنجایش زمین و مصرف انسان‌ها به اندازه‌‌ای نیست که بتوانیم این کار را برای آلودگی‌ها انجام دهیم و مقدار این آلودگی‌ها بسیار بیشتر از گنجایش است. تنها راه کارآمد و عقلانی‌ای که برای کاهش این آلودگی‌ها و کاهش این گرمایش وجود دارد، کاهش تولید است که در گرو کاهش مصرف است. در اول اشاره کردیم که ریشه ایجاد تمام این گرمایش و افزایش آلودگی، افزایش تولید و بهره‌برداری از زمین است. انسان مدرن بیش از حد نیازش مصرف می‌کند و در نتیجۀ این مصرف ما شاهد تولید بیشتر ن که باعث آلودگی و گرمایش می‌شود هستیم. در نتیجه با بررسی روش‌های کاهش این آلودگی‌ها و کنترل آب و هوای زمین و دقت در آسیب و منفعتی که هرکدام می‌رسانند، بهترین راه برای کنترل آب و هوا، قطع آلودگی‌ها و بهترین راه قطع آلودگی‌ها، کاهش تولید و در نتیجه مصرف است که اول از همه ریشه تمام مشکل است و راهی است که کمترین ضرر را دارد. آن ضرر هم صرفاً شامل قشری می‌شود که از این تولید و مصرف سود می‌برد و ابزار تولید را در دست دارد. طبقه سرمایه‌دار.ایلیا ناصری</description>
                <category>ایلیا ناصری</category>
                <author>ایلیا ناصری</author>
                <pubDate>Sat, 04 Apr 2020 13:01:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برادران افغانستانی در عصر جدید</title>
                <link>https://virgool.io/@naseriam/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-qy2xwayuevv2</link>
                <description>  سرمایه‌داری برای جلوگیری از رسیدن طبقات فرودست به آگاهی طبقاتی از ابزارهای مختلفی استفاده می‌کند. یکی از این ابزارها رسانه و سرگرمی(entertainment) است. برنامهٔ عصر جدید در این مقوله قرار می‌گیرد. برنامهٔ عصر جدید به دو روش مانع آگاهی طبقاتی و ضد انقلاب است: ۱.ذهن مردم را سرگرم، مشغول و منحرف می‌کند؛ابتذال ذاتی برنامه، مجری‌ها و استفاده از سلبریتی،تچ تولید سلبریتی و تمامی کارهایی که توسط شرکت‌کنندگان انجام می‌شوند سرگرم‌کننده هستند. ۲. موفقیت را امری فردی می‌پندارد و نقش سیستم و شرایط رسیدن به موفقیت را در نظر نمی‌گیرد؛ به همین علت افرادی را به عنوان شرکت‌کننده انتخاب می‌کند که در شرایط سخت و دشوار هستند و اینگونه توانسته‌اند به موفقیت برسند. هر کنشی که انجام می‌شود آثار و پیامدهایی دارد آثار و پیامد های فیلم پیوست از چند زاویه قابل بررسی است: شرکت‌کنندگان افغانستانی، وضعیت افغانستانی‌ها، وضعیت کار، تحصیل موفقیت، امکان موفقیت و شانس زندگی.  ۱. شرکت کنندگان: شرکت‌کنندگان این بخش از راستی‌آزمایی همگی افغانستانی هستند و کارگری می‌کنند. این در حالی است که بسیاری از مهاجران افغانستانی در ایران هنوز شناسنامه ندارند و بنابراین از تمامی امکانات شهروندی در ایران محروم‌اند و از حق تحصیل و درمان بهره‌مند نیستند، علاوه بر این‌ها افغانستانی‌ها توانایی داشتن شغل مناسب ندارند و در نهایت به کارگری روی می‌آورند. نکتهٔ جالب این است که درصدی از شهدا و جانبازان ما در دوران دفاع مقدس مهاجران افغانستانی بوده‌اند. اما عصر جدید با شرکت دادن این برادران این تفکر را بر مخاطب تحمیل می‌کند که علی‌رغم تمامی این مشکلات عمده و ساختاری که مانع موفقیت افغانستانی‌ها در ایران است، موفقیت امری فردی است و این امکان برای آن‌ها وجود دارد. همچنین نشان می‌دهد که در جمهوری اسلامی یا حداقل در رسانه‌های آن به افغانستانی‌ها اهمیت داده می‌شود. ۲. تحصیل و موفقیت: شرکت کنندگان این برنامه تحصیلات متفاوتی  دارند، یکی لیسانس روان‌شناسی دارد و دیگری تا کلاس نهم درس خوانده است. وقتی شرکت‌کننده می‌گوید که نتوانسته تحصیل کند، تقصیر را بر گردن او می‌اندازند و می‌گویند که از بی‌عرضه بودن و تنبلی خودت است که تا کلاس نهم درس خوانده‌ای. عصر جدید با این کار تماماً ایرادات سیستم آموزشی پولی کشور را بی اهمیت جلوه می‌دهد و ناتوانی در تحصیل را بر گردن خود افراد می‌اندازد و برای اینکه استدلال بیاورد شرکت کننده دیگر را مثال می‌زند. ماکس وبر جامعه‌شناس آلمانی ایده‌آلیست است. او کسی است که با تکیه بر ذهن‌گرایی جامعه‌شناسی تفسیری را مطرح می‌کند و بر تجربهٔ ذهنی و روایات فردی تاکید می‌کند. شاید شرکتوکننده دیگر در وضعیت دیگر بوده که توانسته درس بخواند، شرایطی متفاوت با شرکت‌کننده‌ای که تا نهم درس خوانده است. وبر دسته بندی‌ای برای کنش‌های افراد درست کرده است که شامل کنش‌های معطوف به هدف، عاطفه، ارزش و سنت می‌شوند؛ هنگامی که ارشا اقدسی می‌گوید که کفش‌های اسکیتت را می‌فروختی تا درس می‌خواندی در حقیقت میگوید کنش معطوف به عاطفه را فدای کنش معطوف به هدف بکن. همهٔ این نقد ها در رسانهٔ کشوری انجام می‌شود که در آن انقلابی اسلامی رخ داده است. انقلابی که نوید و امیدی برای تمام مستضعفین و مظلومین جهان بود، انقلابی که به دنبال حل اختلافات طبقاتی، از بین بردن طاغوت و برقرار کردن ارزش‌های دین اسلام بود. اما حالا فرسنگ‌ها با آرمان‌های خود فاصله دارد؛ اختلاف طبقاتی حتی در محیط‌های شهری به شکل واضحی مشهود است و حتی نیازمند عینکِ «دیدن محیط‌های محروم» هم نیست، چه برسد به بررسی نسبت تمرکز سرمایه و پول در شهر و روستا. با همهٔ این اوصاف رسانه‌اش با هدف توهم امید دادن، سرگرم کردن، پوشاندن شکاف طبقاتی و ساخت اسطورهٔ فرد خودساخته در اذهان فرودستان، برنامه‌ای مانند عصر جدید می‌سازد، در آن سلبریتی تولید می‌کند، مردم را پای تلویزیون نگه می‌دارد و برای اینکه به خود هویتی اسلامی و اخلاقی ببخشد، اول برنامه حدیثی از پیامبر می‌نویسد و شعار استعدادیابی می‌دهد. این است وضعیت رسانه در کشوری که انقلاب اسلامی کرده است‌. به قول یکی از معلم‌هایم ما الان همان چیزهایی هستیم که اول انقلاب می‌گفتیم نباید باشند.ایلیا ناصری</description>
                <category>ایلیا ناصری</category>
                <author>ایلیا ناصری</author>
                <pubDate>Sat, 04 Apr 2020 12:54:56 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>