<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های alireza.nasresfahany</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@nasresfahany1</link>
        <description>علیرضا نصر اصفهانی ؛ آینده پژوه</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 17:42:33</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/141688/avatar/yc2Ou9.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>alireza.nasresfahany</title>
            <link>https://virgool.io/@nasresfahany1</link>
        </image>

                    <item>
                <title>🔴 دارو و دارونما برای مواجهه با جهش‌های ارزی</title>
                <link>https://virgool.io/@nasresfahany1/%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%88-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AC%D9%87%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%87%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%DB%8C-uhjm7bfvt5a1</link>
                <description>➖ امیر حسین رهبر، علیرضا نصراصفهانی✅ در سی سال گذشته شاهد بودیم که تورم در بهای ارزهای خارجی خود را به صورت سیکلی نشان می‌دهد، به این معنا که قیمت ارز مدتی ثابت است و سپس جهش می‌کند. هم اکنون نیز در آستانه‌ی یکی از این جهش‌ها قرار داریم. سوال این است که مکانیزم مولد اصلی این نابسامانی چیست؟🔻علی‌رغم علم‌فروشی‌هایی که این روزها رایج شده، پاسخ سوال مذکور واضح است؛ رشد اقتصادی کشور ما در سه سال اخیر به صورت متوسط کمتر از پنج درصد در سال بوده ولی رشد نقدینگی بیش از بیست و پنج درصد در سال بوده است، به عبارت دیگر ما چندین برابرِ آنچه مجاز بوده ایم پول چاپ کرده‌ایم ولی چند صباحی با فشار، قیمت دلار را کنترل کرده‌ایم و هم اکنون به دلیل برخی شرایط اقتصادِ سیاسی، فنری که به زحمت فشرده بودیم از کنترل خارج شده و جهیده است. 🔻سوگمندانه این اتفاق با همین مختصات در سالهای ۱۳۷۳، ۱۳۸۱، ۱۳۸۶، ۱۳۹۱، ۱۳۹۷، ۱۳۹۹، ۱۴۰۱ نیز واقع شده است و بررسی‌ها نشان می‌دهد که ماهیت سیکل‌ها یکسان بوده و صرفا طول سیکلها کاهش یافته است و به دلیل خلقِ پرحجم ترِ نقدینگیِ بدون پشتوانه، در بازه‌های زمانی کوتاه‌تری واقع میشود.🔻متاسفانه در همه ی این سالها، بدون توجه کافی به مکانیزم‌های مولد تورم، در هنگام وقوع سیکل‌ها با دستپاچگی یک کار را انجام داده‌ایم؛ سعی کرده‌ایم با پاشیدن دلار و طلا قیمت آنها را کنترل کنیم که به علت حجم بزرگ نقدینگی در دستان مردم، ظرف چند هفته طلا و ارزی که ارزان‌فروشی کرده ایم توسط بازار بلعیده شده و هیچ تاثیر خاصی بر قیمت تعادلی نگذاشته و فقط خزانه تهی شده است.🔻در همه‌ی این سالها برای درمان اقتصادِ بیمار، بجای دارو از دارونما استفاده کرده‌ایم و تلاش کردیم با راه‌حل‌های ساده ولی پر سر و صدا موضوعی پیچیده و عمیق را حل کنیم. این شوک ارزی که گذشت و گریزی از آن نیست ولی اگر میخواهیم در سالیان آینده مجددا در همین چاله نیفتیم باید چهار کار اساسی را انجام دهیم؛ 1️⃣ نظام بودجه‌ریزی از حالت کنونی که مبتنی بر لابی و چانه‌زنی در جلسات مختلف است خارج کرده و مبتنی بر عملکرد شود.2️⃣ نظام یارانه‌دهی اصلاح و هدفمند شود.3️⃣ نظام بانکی کشور به قاعده و سامان درآید و ضریب فزاینده کنترل شود. 4️⃣ علم‌فروشان و کسانی که از مکانیزمهای مولد اقتصادی اطلاع صحیح و دقیقی ندارند تقوا پیشه کنند و در آنچه نمی‌دانند ساکت بمانند و موجب گمراهی سیاست‌گذاران و پیچیده‌تر شدن این کلاف نشوند.</description>
                <category>alireza.nasresfahany</category>
                <author>alireza.nasresfahany</author>
                <pubDate>Mon, 15 Apr 2024 15:21:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسئله آینده ایران، حل مسئله است.</title>
                <link>https://virgool.io/@nasresfahany1/%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D9%84-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-prys7qxzyuyv</link>
                <description>🔻وضعیت کنونی ساختار سیاسی کشور به دلیل نبود احزاب قدرتمند و ریشه‌دار، روابط پیچیده قدرت، رویکردهای بسته نظارتی، و بروکراسی‌های پیچیده منجر به این شده که کمتر در ساختار سیاسی فعلی، نخبگان (به معنای واقعی کلمه) در فضای سیاسی، حکمرانی و سیاستگذاری ورود کنند و شأن‌ خود را به دور از کار در سازمان‌های دولتی، فعالیت سیاسی و هزینه دادن در ساختار فعلی بدانند و اغلب افرادی وارد فضای سیاست می‌شوند که فناوری رشد سیاسی را فهمیده‌اند، میل به قدرت دارند و بر مبنای لابی و زد و بند سیاسی و نه شایستگی، وارد جریان قدرت شوند.🔻باید توجه داشت که در انتخاب سیاست‌گذاران و حکمرانان نباید به دنبال سلبریتی‌ها رفت. چهره‌های مقبول اجتماعی الزاما نمی‌توانند نقش پیش‌برندگی را برعهده بگیرند، چرا که سیاست‌گذاران باید فهم عمیقی از نظام مسائل کشور، مدل‌های سیاستی حل مسئله و گلوگاه‌ها و گره‌های کور حکمرانی داشته باشند، همچنین دستی بر آتش اجرا و مدیریت میدان داشته باشند و با هم‌افزایی میان دانش تجربی و قابلیت‌های مدیریتی، گام به گام اقدام به اثرگذاری کنند. 🔻به همین دلیل نخبگان به معنای افرادی که قادر به حل مسائل پیچیده و مزمن هستند و تجربه موفق در این زمینه دارند نزدیک‌ترین گروهی هستند که در سال‌های آینده قابلیت‌ انتخاب به عنوان حکمرانان (مدیران دولت) و سیاستگذاران (نمایندگان مجلس) ایران را خواهند داشت. در سال‌های کنونی اندیشکده‌ها سهم بسزایی در تربیت چنین افرادی داشته‌اند. 🔻اما در حال حاضر معدود افرادی که پا به این میدان گذاشته‌اند، ظرفیتهای پراکنده‌ای دارند که نمی‌توانند در بازارهای سیاسی مانند مجلس یا دولت، رای مشتریان زیادی را به خود جذب کنند، راهکار آن است که یک رهبر اجتماعی نخبه شبکه‌ای از نخبگان را ذیل خود توسعه دهد و این شبکه بتوانند پس از زمانی به دغدغه‌های مشترک، مسئله‌های مشترک و ایده‌های مشترک برای حل مسائل کشور برسد و پس از آن وارد جریان قدرت شود.🔻 چنین رهبر اجتماعی، باید با شبکه‌ی فراگیری از نخبگان در طول سال‌های متمادی بر روی حل مسائل کشور تعامل داشته، فهم دقیقی از مختصات قدرت در ایران داشته باشد  و به یک حکمت سیاستگذاری و نگرش هیبریدی در حل مسایل ایران رسیده باشد. اینگونه افراد را معماران یا سرطراحان پیشرفت ایران می‌دانم که رهبری اجتماعیِ نخبگانِ متخصص را در موضوعات مختلف کشور مانند اقتصادی، اجتماعی و... بر عهده خواهند داشت.</description>
                <category>alireza.nasresfahany</category>
                <author>alireza.nasresfahany</author>
                <pubDate>Wed, 20 Mar 2024 13:11:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پاشنه آشیل ایران آینده</title>
                <link>https://virgool.io/@nasresfahany1/%D9%BE%D8%A7%D8%B4%D9%86%D9%87-%D8%A2%D8%B4%DB%8C%D9%84-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-jcjeg5ehezvo</link>
                <description>اولویت‌دارترین اقدام مجلس جدید برای اصلاح نظام اقتصادی ایران چیست؟امیر حسین رهبر، علیرضا نصر اصفهانی ✅ در طول این سالها یکی از سوالات مهمی که پیش روی سیاستگذاران و مدیران کشور قرار گرفته است، این بوده که اولویتدارترین اقدام برای اصلاح نظام اقتصادی ایران کدام است؟ آیا به راستی اقدامی وجود دارد که در حل مسئله ی تورم، عدالت، محیط زیست و حتی ناامنی مرزی نقش اهرمی داشته باشد و با آن شروع کنیم؟🔻در کشور ایران، هر ساله متجاوز از ۱۰۰ میلیارد دلار یارانه‌ انرژی، گندم و دارو داده می‌شود که از قضا ثروتمندان حدود هفت برابر فقرا از این یارانه استفاده میکنند. این یارانه موجب بی معنا شدن فناوری های صرفه جویی، گسترش قاچاق و شکل گیری گروه های خطرناک در مرزها، سوء برداشت منابع آبی و آلودگی هوا و ... گردیده است و تراکم آن بحران هایی همچون پاییز سال ۱۳۹۶ را ایجاد کرده است. برخی از مهمترین طرح های اقتصادی همچون سیاست های کلی اصل ۴۴ و بهبود فضای کسب و کار دقیقا به دلیل همین سیاست یارانه ای و دخالتهای دولت در قیمت گذاری، به نتیجه مطلوب نرسیده است. 🔻به جرات می توان گفت تا کشور اعتیادش را نسبت به انرژی ارزان ترک نکند هیچگونه چشم‌اندازپردازی و رویاپردازی موثری نمیتواند داشته باشد و در مهار اَبَر مسائل ملی توفیقی نخواهد داشت کما اینکه بارها مشاهده کرده ایم که برای حل این مسائل خیز برداشته ایم و هدفگذاری کرده ایم ولی به نتیجه نرسیده ایم.🔻اصلاح یارانه های انرژی نیازمند اقدامات بین بخشی و اصلاح قیمت انرژی بصورت پلکانی در یک بازه زمانی میان مدت است. در سال ۱۳۹۰ یکبار هدفمندی یارانه ها را با کیفیت نسبتا قابل قبولی انجام داده ایم ولی با اقدام عجولانه ی مجلس نهم در پاییز ۱۳۹۱ متوقف شد. هم اکنون زمان آن است که تجربه ی قبلی را از اشکالات پیرایش کنیم و مجددا به جریان بیاندازیم. مطمئن باشید که در بلند مدت هیچ اصلاحی به این اندازه آینده ی ایران عزیز را تضمین نخواهد کرد.</description>
                <category>alireza.nasresfahany</category>
                <author>alireza.nasresfahany</author>
                <pubDate>Wed, 20 Mar 2024 13:08:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قابلیت‌های بکر آینده پژوهی</title>
                <link>https://virgool.io/@nasresfahany1/%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DA%A9%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%DB%8C-gvhjgsjhv5k8</link>
                <description>علیرضا نصراصفهانی، احمد برومند کاخکی
وقتی در جلساتی هستیم که از مفهوم یا نام «آینده‌پژوهی» یاد می‌شود، به طور عیانی، این پرسش در ذهن مخاطبین ناآشنا متبادر می‌شود که «واقعا آینده‌پژوهی چیست و آیا می‌تواند با توجه به حواشی موجود، کمک درخوری کند؟». پرسشی که ممکن است ذهن هر پژوهشگر، کارشناس، مدیر یا دانشجویی را به خود مشغول سازد. در این بخش سعی داریم، روایت خودمان را حاصل از تجربه‌های قبلی، در ۴ ویژگی خلاصه کنیم.آینده پژوهی یک جنبش اجتماعی برای تغییرگشودگی و باز بودن《آینده》، امکان حدس و احتمالات آینده را دشوار ساخته اما هیچگاه نمی‌تواند فضای گفتگو را سلب کند (آینده مردمی و دموکراتیک است). آینده متعلق به همه مردم، اعم از زن و مرد، پیر و جوان، کودک و نوجوان، تحصیلکرده و سیاستمدار، پژوهشگر و دولتمرد است و همه حق حداکثری بر آن دارند. آینده می‌تواند بستری باشد که تمامی بازیگران تغییر (بازیگرانی که می‌توانند مسیر شکل‌گیری آینده را تغییر دهند) در آن جمع می‌شوند، گفت‌وگو می‌کنند و بر اساس تصویر ذهنی‌شان، اقدام می‌کنند. برای تغییر به همه مردم نیاز داریم، آینده پژوهی این فرصت را در اختیار ما قرار می‌دهد. شاید کمتر موضوعی باشد که همگان بر آن حق اظهار نظر و امکان دخل و تصرف داشته باشند؛ اما آینده، حائز چنین ویژگی‌ است. روش‌هایی چون داستان‌گویی، بازی وارسازی، جمع‌سپاری، پنل شهروندی، دلفی‌های وسیع، پیمایش‌های ملی و ... از جمله روش‌های آینده‌پژوهی در این عرصه هستند.#FuturesForAllآینده‌پژوهی و فرصت احیاء آیندهآینده از دست رفتنی است، اگر آن را احیا نکنیم! جریان‌هایی که هم‌اکنون رخ می‌دهند، برای برخی زندگی‌بخش و برای برخی پر از استرس و ناامیدی است. همین نگاه درباره آینده نیز وجود دارد. احیاء آینده یعنی غنیمت شمردن فرصت‌ها و همیشگی کردن آن، فرصتهای که نامحدود نیست و شاید تکرارنشدنی باشد. بعضی از ذهنیت‌ها، تمرکزشان بر تهدیدها است (اصطلاحاً تهدیدنگر هستند) و بعضی دیگر، غالباً خوشبین و فرصت‌بین. آینده، تمام قد رخ می‌گیرد و آینده‌پژوهی نیز با شناسایی زودهنگام نوظهورها، شما را قانع می‌کند که سوار بر موج فرصت‌ها شوید و خود را نسبت به تهدیدات، آماده کنید. بسیاری از روش‌های برنامه‌ریزی همانند swot و همچنین ابزارهای مدیریت آینده‌نگرانه مثل تحلیل روند، چرخ آینده و ... فنون مرتبط این هدف هستند.#SaveTheFutureآینده‌پژوهی، پردازش رویاهاآینده‌پژوهان معتقدند، تاریخ و آینده توأمان وضعیت کنونی را می‌سازند. تاریخ یعنی روندهای گذشته که منجر به وضعیت کنونی شده‌اند؛ آینده یعنی کشش تصاویری که شوق حرکت امروز ما را تأمین می‌کند. شاید بی‌حرکتی و عدم هر گونه اقدام، حاصل از یک تصویر خنثی از آینده است (تصویری که نه ترسناک است و نه شیرین). رویاپردازان و هنرمندان، نقش بسزایی در این بخش دارند. سرزمین آینده را رویاپردازان کشف می‌کنند. آنها تصاویر جذاب و شوق‌انگیز از آینده را روایت می‌کنند. امید اجتماعی و اراده تغییر را در جامعه شکل می‌دهند، شوق حرکت و انگیزه را در بین مردم جاری می‌سازند و به نوعی آینده‌سازی می‌کنند. مگر نه این است که کتاب «سفر به ماه» ژول ورن، با بشر چنین نمود! روش‌های تخصصی تصویرپردازی (چه در سطح انفرادی و چه در سطح اجتماعی)، در آینده‌پژوهی کاربرد فراوان دارند که مهم‌ترین آنها سناریوپردازی و‌ چشم اندازپردازی است.#Futureisdreamerیادگیری از آینده و تصمیمات هوشمندانهتعجب نکنید. می‌توان از آینده آموخت، آن را به کار گرفت و موجبات حرکت را فراهم ساخت. گویی که پرداختن به آینده، تجربه ایجاد می‌کند و تصمیم امروز ما را غنی‌تر می‌کند. آینده پژوهی یک فرایند مستمر و زنده و در حال رفت و برگشت (میان حال و آینده) است و سعی دارد، لحظه‌های شیرین و تلخ آینده را به چشممان بیاورد. اگر نظم تغییرات رو به آینده، برایمان قابل درک شد، به طور قطع انتظار داریم دقت و غنای تصمیمات امروز ما بیشتر ‌شود (منظور کنش‌ها و واکنش‌ها در برابر تغییرات محیطی). روش‌هایی نظیر برنامه‌ریزی بر پایه فرض، عدم‌قطعیت‌های بحرانی، برنامه‌ریزی پابرجا، نقشه‌راه، بک کستینگ (برنامه ریزی از آینده به سمت حال)  و ... ابزارهایی برای هوشمندتر شدن تصمیمات ما هستند که در خلال فرایندهای آینده‌پژوهی به کار گرفته می‌شوند.#FuturesLearning</description>
                <category>alireza.nasresfahany</category>
                <author>alireza.nasresfahany</author>
                <pubDate>Sat, 15 Jul 2023 11:09:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حاج قاسم تَمَنّای ناخودآگاه ایرانیان</title>
                <link>https://virgool.io/@nasresfahany1/%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%AA%D9%8E%D9%85%D9%8E%D9%86%D9%91%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-zkx5765l6sze</link>
                <description> مقدمهمکتب امام حسین (ع) و واقعه عاشورا، چنان تأثیر عمیقی بر جان و روح مردم دیار ایران دارد تا آنجا که هر تتبع جامعه‌شناختی درباره جامعه ایرانی، بدون در نظر گرفتن آن، کمتر رنگی از واقعیت خواهد داشت. رفتار مردم ایران در بزنگاه‌های تاریخ معاصر، چون انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی، تحریمها، و زمان حاضر، در کنار عوامل دیگر، تحت تأثیر واقعه عاشورا بوده است. استعاره مقاومت؛ رمز تاب آوری ملت ایران کلر بري یر در کتاب &quot;ایران؛ روح یک جهان بی روح&quot; طی مشاهدات خود از واقعیت هاي شکل دهنده به انقلاب اسلامی ایران، به این نتیجه می رسد که «در ایران همواره سخن از حسین&quot;ع&quot; است. حسین یک شاهد -شهید-است که با رنج خود علیه بدي ظهور کرد و مرگ اش با شکوه‌تر از زندگی فاتح‌اش بود. مردمی که با دست خالی تظاهرات می‌کردند نیز شاهد بودند»  در زمان دفاع مقدس نیز رزمندگان تحت تأثیر حضرت سیدالشهدا (ع)، حماسه های ماندگاری در تاریخ ایران خلق کردند، و به اسطوره‌هایی تبدیل شدند که در هویت ایران ماندگار و مؤثر شدند.در این راستا، شعار مرگ بر آمریکا هم ایده بزرگ و حرف نو جمهوری اسلامی ایران برآمده از استعاره مقاومت است که ج.ا.ا  به عنوان یک جهان‌بینی برای مقاومت در برابر دنیای تک قطبی عرضه کرد، گرچه هنوز نتوانسته است ساختارسازی و نهادسازی متناسب با آن را ایجاد کند.به طور کلی آن چیزی که باعث شده، مردم ایران بعد از 40 سال با وجود همه فشارها مقاومت کنند و تاب آوری داشته باشد، استعاره عاشورا و مقاومت در ذهنیت ما ایرانی ها بوده است، اینکه می‌تواند تعداد پیروان حسین (ع) کم باشد ولی در برابر دشمنان بی شمار پیروز باشد. معمای محبوبیت حاج قاسم حاج قاسم اسطوره‌ی مقاومت در اعماق ذهن ایرانی‌ها در عصر حاضر است. بیش از ۷۰ درصد از ایرانیان به ایشان اقبال دارند و در نظر سنجی‌ها هیچ شخصیت سیاسی به این اندازه مورد اقبال مردم نیست.راز محبوبیت حاج قاسم باید در آیه شریفه «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا» دید، حاج قاسم رزقش را از چهار رکن ایمان: صبر، جهاد، عدل و یقین برداشت و خداوند او را محبوب مردم ایران گرداند.از طرفی دیگر آن چیزی که ناخودآگاه یک ایرانی تمنا و آرزوی آن را داشته است، چیزی شبیه حاج قاسم بوده است. آن چیزی که برای ما ایرانیان یک معما بوده این است که یک ابرمرد و قهرمان ایرانی چگونه می‌تواند باشد، چگونه یک ایرانی می‌تواند قدرتمند و شجاع امّا مهربان و باگذشت؛ مستحکم و پرصلابت اما متواضع؛ فرمانده و مدبر اما مردمی و با اخلاص باشد؟ مردم ایران پاسخ به این سوالات را در شخصیت حاج قاسم پیدا کردند. مردم با حاج قاسم به یک قصه مشترک رسیدند و قاسم سلیمانی قهرمان داستان مردم ایران شد.  حاج قاسم و آینده ایرانحاج قاسم را باید به ساحت های دیگر اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، و علم و فناوری بسط داد و نباید حاج قاسم و مکتب ایشان در حصار فعالیت‌های نظامی باقی بماند. در عین آنکه حاج قاسم تکرار نشدنی است، ولی راه و مسیر حاج قاسم قابل دسترسی است. باید اندیشمندان فکر کنند چگونه مکتب حاج قاسم را حفظ و تکثیر و به نسل های بعد منتقل کنیم؟ چطور در دی ان ای ملت ایران آن را نهادینه سازیم؟ و از همه مهمتر چطور راه او را ادامه دهیم؟</description>
                <category>alireza.nasresfahany</category>
                <author>alireza.nasresfahany</author>
                <pubDate>Sat, 15 Jul 2023 11:01:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نهادهای راهبردی برای حل مسائل کشور کدامند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@nasresfahany1/%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%84-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%AF-duoqmx2wzbmj</link>
                <description>شناخت نظام مسائل کشور به معنای کشف منظومه مسائل و فهم رابطه میان آن‌ها و شناسایی گلوگاه‌های اصلی و نقاط مداخله هوشمند، یکی از ضروریات و اولویت‌های حکمرانی به‌ویژه در شرایط کنونی انقلاب اسلامی است.چرا باید نظام مسائل کشور را شناخت؟بر همین اساس گروه‌های متعددی برای شناسایی نظام مسائل در حوزه‌های مختلف فعال شده‌اند و هر یک روایتی از مسائل ارائه می‌دهند. مطمئنا به دلیل تفاوت‌های معنادار در ترکیب نخبگان و سطح شناختی آنها و نیز تنوع روش‌ها و ابزارها، روایت‌های ناظر به نظام مسائل فاصله‌های قابل تاملی دارند. از طرفی استفاده از روش‌های نامناسب و ناسازگار در تحلیل نظام مسائل توصیه‌های نادرست را به بار خواهد آورد. در فقدان روش‌شناسی‌های سازگار و مناسب، خروجی‌های مطالعات نظام مسائل گرفتار سوگیری، جزئی‌نگری، حلّ مسئلة نادرست به‌جای مسئلة درست، نتایج غیرواقعی یا غیرعملی و ... هستند.موسسات پژوهشی هم تاکنون در تحقیقات خود با خطی نگریستن به مسائل کشور و در نظر نگرفتن تغییرات اساسی مسائل در آینده، با خطر و ریسک‌های بزرگی مواجهند.  اگر نسبت به وضعیت مسائل کشور رویکرد کل‌نگر و منظومه‌ای نباشد و برآوردی از حساسیت سیستم به مداخلات انجام نشود، احتمال خطا و به هم خوردن نظم شکننده موجود و حرکت به سمت بی‌نظمی و آشفتگی وجود دارد.به بیانی دیگر حل مسائل کشور نیازمند مداخلات هوشمند است. هر مداخله‌ای اول باید شبیه‌سازی شود و در مقیاس کوچک یا پایلوت تست شود در غیراینصورت شاید خسارت مداخلات بیش از دستاوردها باشد. نظام مسائل کشور امروز بسیار وسیع و عمیق و به هم تنیده است که شامل حل مسئله «وابستگی بودجه به نفت»، «عدم شفافیت بودجه»، «محیط کسب و کار»، «تورم»، «فاصله‌ طبقاتی»، «بی‌ثباتی سیاست‌ها»، «ناکارآیی هزینه‌ها»، «کسری بودجه»، «بیش‌برآورد درآمدها»، «فساد» و هزاران مسئله دیگر است. اما اینکه کدام مسئله در ابتدا باید حل شود، مسائل پیشران کدام است و حل این مسائل در نهایت چگونه به توسعه و پیشرفت کشور منجر خواهد شد، نیاز به درک دقیق از نظام مسائل کشور دارد.روایت‌هایی که از نظام مسائل کشور ارایه می‌شود، چگونه بر حل مسائل کشور تاثیر خواهد گذاشت؟نوع روایت و نگاهی که به نظام مسائل کشور وجود دارد، بر مدل حل مسائل کشور تاثیر می گذارد. به طور کلی می‌توان گفت سه نوع روایت از سه جریان از نظام مسائل کشور ارایه می‌شود.روایت جریان اول مربوط به نظام استکباری است، که به دنبال فروپاشی کشور است و رویکرد سرسپردگی در مواجهه با نظام سلطه دارد. اصل تشکیل نظام اسلامی را رد می کنند. حرکت در مسیر توسعه را تنها در گرو پذیرش قواعد جهانی و غرب می دانند. راه حل های غرب را تنها راه حل ممکن و پذیرش سلطه آنان را اولین گام توسعه برمی شمرد.روایت جریان دوم متعلق به جریان غیر انقلابی است، که به دنبال آزادی و جامعه کثرت گرا است و رویکرد سازشکارانه در مواجهه با نظام سلطه دارد. ناکارآمدی را ناشی از اصول و مبانی انقلاب اسلامی، بی اعتمادی مردم به نظام، تفکرات تاریخ مصرف گذشته و بسته و متحجر، عدم تعامل با قدرت های جهانی و ... می دانند.روایت جریان سوم متعلق به جریان انقلابی است، که به دنبال عدالت و کارآمدی است و رویکرد مقاومتی در مواجهه با نظام سلطه دارد. ناکارآمدی را ناشی از سوء مدیریت، عدم خودباوری، ضعف در قانون گذاری و قاعده سازی، اشرافی گری و رانت خواری و تفکر وابسته مدیران ارشد، رویکردهای غیرانقلابی و غیرجهادی و غیره می دانند.مسئله چیست و چه تفاوتی معنایی با مشکل دارد؟مطالعات گوناگونی پیرامون مفهوم مسئله و انواع آن صورت گرفته است. «مسائل» دشواری‌هایی محدودشده‌ای هستند که منابع لازم برای حلّ آن‌ها در اختیار است. در مقابل «مشکلات»،  محدود نشده، تعریف‌نشده و بسیار پیچیده‌تر از مسائل هستند. واژه «مشکل» نشان‌دهندة ترکیبی آشوبناک از جریان‌های گوناگون است. «مسئله»، بیان‌گر «نقص» یا «عیب» در «وضع موجود» است که در سنجش یا قیاس با «وضع مطلوب» به دست می‌آید. بعنوان مثال، موانع موجود در فرایندهای اعطای مجوز برای سایر کسب‌وکارها که منجر به طولانی شدن فرایند اخذ مجوز و تحمیل هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم می‌شود، یکی از مسائل حوزه کسب و کار بشمار می‌آید.درون هر خوشه‌ای از مسائل یا «نظام مسائل»، تعیین دقیق تک‌تکِ مسائل و پیشنهاد راه‌حل‌های منفرد دشوار است. هر مسئله با همه مسائل دیگر ارتباط دارد؛ هر راه‌حل برای مسئله، ممکن است از راه‌حل‌های دیگر اثر بپذیرد؛ هیچ‌یک از مسائل یا ترکیب‌هایی از آن‌ها نمی‌توانند با استفاده از روش‌های خطّی و متوالی گذشته حل شوند.در یکی از در طبقه‌بندی‌ها  مسائل بر اساس ذات آنها و چگونگی رابطۀ علت و معلولی، به پنج دستۀ مسائل «ساده»، «پیچیده»، «بغرنج»، «آشوبناک و بی‌نظم» تقسیم می‌شوند. «مسائل ساده»، مسائلی‌اند که با رابطۀ علت و معلولی روشن شناخته می‌شوند. درمورد بهترین راه‌حل برای آن‌ها، هیچ اختلاف‌نظری میان تصمیم‌گیرندگان وجود ندارد. آنها بر دانش خود در مورد مسئله آگاهی دارند و به اصطلاح «می‌دانند که می‌دانند.»در «مسائل پیچیده» اگر چه رابطۀ علت و معلولی وجود دارد، ولی شناخت این روابط به تجزیه و تحلیل مسئله نیاز دارد و فقط امکان ارائۀ راه‌حل‌های خوب و نه لزوماً بهترین وجود دارد. در این نوع مسائل، تصمیم‌گیرندگان «می‌دانند که نمی‌دانند». آنها درصورت درک وجود مسئله، به تجزیه و تحلیل آن می‌پردازند و پاسخ درخوری برای رفع مشکل می‌یابند. تصمیم‌گیری در شرایط پیچیده معمولاً به زمان بسیاری نیاز دارد و بعضی مواقع فرد باید میان رسیدن به «پاسخ درست» و «تصمیم به موقع» یکی را انتخاب کند.در «مسائل خیلی پیچیده»، وضعیت علت و معلولی مشخص نیست و راه‌حل‌ها در طی فرایند حل مسئله ظهور می‌کنند. در این گونه مسائل، تصمیم‌گیرنده از وضعیت مسئله آگاهی ندارد و به اصطلاح «نمی‌داند که نمی‌داند.» بنابراین تصمیم‌گیرنده باید نخست به جست وجو برای یافتن مسئله بپردازد و سپس برای شناخت و پاسخ به آن اقدام کند.در «مسائل بحرانی و آشوب»، روابط علت و معلولی به سبب تغییرات شدید قابل شناسایی نیستند. تصمیم‌گیرنده قبل از هر کاری، باید برای پایداری و ثبات سیستم اقدام کند و سپس در پی شناخت مسئله و پاسخ به آن برآید و مسئله را به حوزۀ مسائل خیلی پیچیده انتقال دهد. در این شرایط راه‌حل ارائه شده روشی بی‌سابقه است.رویکردهای درست و الزامات حل نظام مسائل کشور چیست؟«ساده»، «نقطه‌ای» و «مقعطی»  ندیدن مسائل کشور: مسائل کشور ابعاد مختلفی دارند و پیچیده و چندحوزه‌ای هستند. کارشناسان باید نگاهی چندبعدی، بین‌بخشی و دینامیک از مسائل مزمن و بهم‌تنیده کشور داشته باشند. سیاستگذاران باید از یک تفکر راهبردی و کل‌نگر برخوردار باشند تا بتوانند کلان‌سیستم مسائل کشور را بفهمند و بدانند با حل یک یا چند مسئله، توسعه کشور محقق نخواهد شد بلکه باید مجموعه‌ای از مسائل در یک چارچوب منطقی و زمان‌مند حل شود.توجه به بازیگران و ذی‌‌نفعان مسئله. تجربه حکمرانی کشور نشان می‌دهد مسئله یارانه‌ها و بسیاری از مسائل دیگر کشور به دلیل طی نشدن فرآیند اجماع‌سازی با ذی‌نفعان کلیدی موضوع مورد نظر، حل نشده است. تجربه موفق طرح فکتورینگ (قانون تامین مالی مبتنی بر قرارداد) نشان از اهمیت اقناع نخبگان و تعامل با ذینفعان برای درک بهتر مسئله و همچنین برای جلب همراهی و همکاری حداکثری آنها برای حل مسئله است.نقطه‌زنی (سیاستگذاری سوزنی): با توجه به آنکه سیاستگذار نمی‌تواند به طور همه جانبه، کلیه مسائل شناخته شده با یک راه حـل پاسخ بدهد، باید تمرکز خود را بر نقاط مهم و اساسی جلب کرده و و سیاستگذاری سوزنی برای جامعه سیاستی انجام دهد همانند متخصص طب سوزنی که در نقاط خاص و محدودی مداخلات پزشکی خود را انجام دهداعتدال در روش‌مندی: بعضی از کارشناسان بر این باورند که تمرکز بر «روش» در کشف نظام مسائل بی فایده است و باید وارد میدان عمل و اجرا شد. آنها بر این نظرند که گاهی «روش زدگی» منجر به آن می‌شود که حتی «حقیقت» فدای «روش» ‌شود. از طرفی رویکردهای آکادمیک وقت و انرژی خود را صرف مقدمات و روش ها می‌کنند و زمانی که به تجویز و راهکار می‌رسند رمقی ندارند و به کلی‌گویی و بدیهه‌گویی بسنده می‌کنند. به همین علت افرادی که در میدان حل مسئله در کشور مشغول هستند، تجویزهای آنها را بی‌معنا و غیرکاربردی می‌دانند. گروه دیگری از خبرگان هم بر این عقیده هستند که بدون روش، نمی‌توان به فهم دقیقی از صورت‌بندی مسائل رسید.به طور کلی می‌توان گفت خبرگان حوزه سیاستگذاری با یک دو قطبی مواجه هستند که یکی «بی روشی» و دیگری «روش زدگی» است که به نظر می‌رسد باید در نقطه اعتدال حرکت کرد. یعنی از تصمیم در میدان آغاز کنند و متناسب با آن به چارچوب، روش و ملاحظات میدان برسند. به بیانی دیگر تمام روش‌ها و ابزارهای حکمرانی در استخدام میدان حل مسئله معنا می‌یابد. به طور مثال یک مسئله مانند «خشکسالی در کشور» یا «افزایش قیمت بنزین» را صرفا با به کارگیری روش های آکادمیک (مانند تصمیم‌گیری چند معیاره) نمی توان قضاوت کرد و موضوع بسیار پیچیده تر و حساس تر است و ارزش ساعت ها گفتگو و حرکت در میدان مسئله دارد.رویکردهای لایه‌ای و عمیق: در فرآیند حل مسائل ، رویکردهای خورجینی کارگشا نخواهد بود، زیرا نهایتا، فهرست مسائل احصا خواهد شد و نه آنکه نظام مسائل کشف شود. بر این اساس باید فهم لایه‌‌ای از مسائل صورت گیرد و نیاز است مسائل در لایه‌های رفتاری، ساختاری، احساسی (ارادی)، ارزشی و فکری شناسایی شوند یعنی التزام به رویکرد لایه‌ای باعث می‌شود در مورد قواعد و بازیگران و قابلیت‌های هر لایه به صورت جداگانه تدبیر شود چرا که اگر مسئله‌ای در لایه ساختارها است، نهادها و کنشگران آن (مثلا نظام بوروکراتیک کشور و مجلس بعنوان قانون‌گذار و غیره) با مسئله سطح احساسی (گروه‌های مرجع اجتماعی و رهبران اجتماعی) متفاوت خواهد بود و در هر لایه می‌بایست نسبت بین مسائل کشف شود، در واقع در هر سطح از نظام مسائل، رابطه‌های علی/معلولی و سببی بین مسائل فهم شود تا بتوان به یک فهم جامع، عمیق و راهگشا از مسائل رسید.بهره‌گیری از روش‌های نظرسنجی تخصصی و تحلیل ‌داده‌های بزرگ‌مقیاس: به کمک تحلیل بیگ دیتا، می‌توان به شناخت درستی از منظر اجتماعی در فضای شبکه‌های اجتماعی رسید. در کنار تحلیل داده‌های بزرگ‌مقیاس، اجرا و تحلیل نظرسنجی‌های تخصصی، می‌تواند ذهن سیاستگذاران و مدیران را با روایت‌های مردم از نظام مسائل کشور آگاه کند و همچنین ورودی مناسبی برای تحلیل‌های خبرگانی فراهم نماید و با مسائل عینی و روز جامعه پیوند دهد و بر این مبنا، عینیت‌بخشی در نظام مسائل صورت گیرد.نهادهای راهبردی حل مسئله چیست؟به طور کلی نهادهای مختلفی به حل مسائل کشور مشغول هستند که هر یک ناظر به کارویژه‌ خود در سطحی به دنبال حل مسائل کشور هستند. نهاد علم (دانشگاه)، نهاد‌های مدنی، صنعت و رسانه هر یک در لایه‌ای به دنبال حل مسائل کشور هستند.  براساس روندهای موجود زمین حل مسائل کشور از دانشگاه به سمت اندیشکده‌ها در حال تغییر است.اندیشکده‌های نهادهای استراتژیک حل مسئله هستند و در ارتباط با حاکمیت، نهاد علم (دانشگاه) و جامعه نقش‌آفرینی می‌کنند. مزیت اندیشکده‌ها در حل مسئله، شناخت عمیق، لایه‌ای و منظومه‌وار و پویا از مسائل، تحلیل‌های چندبعدی، بین‌رشته‌ای و فرارشته‌ای از مسائل، رویکرد‌های آینده‌پژوهانه و در نظر گرفتن سناریوها، پیشرانهای و روندهای مرتبط با مسئله، نیروی انسانی متبحر و کارآزموده، و ساختار چابک و انعطاف‌پذیر آنها برای شناخت و حل مسائل بحرانی، خاص و فوریتی است.</description>
                <category>alireza.nasresfahany</category>
                <author>alireza.nasresfahany</author>
                <pubDate>Tue, 14 Jun 2022 08:25:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نظام مسائل کشور و راهکارهای پیش‌رو</title>
                <link>https://virgool.io/@nasresfahany1/%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%B1%D9%88-iynuylcjarfo</link>
                <description>مقدمهرهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار نخبگان جوان و استعدادهای برتر علمی در 26 آبان 1400، نخبگان را نور چشمان ملت خواندند و با تأکید بر لزوم تمرکز جامعه علمی و نخبگان برای یافتن راه‌حل‌های علمی مشکلات مختلف افزودند: ظرفیت نخبگی جوانان ملت ایران، می تواند زمینه‌ساز پر کردن شکاف علمی کشور با علم جهانی، عبور از مرزهای جهانی علم، ایجاد تمدن نوین اسلامی و تحقق آینده درخشان کشور باشدحضرت آیت الله خامنه‌ای بر این موضوع تاکید کردند که جوان نخبه باید در قبال مسائل کشور احساس مسئولیت کنند. ایشان، «مسئله محوری» و حل مسائل کشور را از اهداف مهم جامعه علمی کشور خواندند و با برشمردن مواردی مانند مشکلات آب، محیط زیست، ترافیک، آسیب‌های اجتماعی، تخلیه روستاها، نظام پولی، مالی، مالیاتی، بانکی و مسائل نظام تولید، گفتند: می‌توان برای همه مشکلات کشور راه‌حل علمی پیدا کرد.بر این اساس نویسنده این یادداشت به نظام مسائل کشور در لایه‌های مختلف، رویکرد صحیح در نگاه به مسائل کشور و راهکارهای پیشنهادی برای حل مسائل کشور اشاره خواهد کرد.نظام مسائل کشور در لایه های مختلف چیست؟شناخت نظام مسائل کشور به معنای کشف منظومه مسائل و فهم رابطه میان آن‌ها و شناسایی گلوگاه‌های اصلی و نقاط مداخله هوشمند، یکی از ضروریات و اولویت‌های حکمرانی به‌ویژه در شرایط کنونی انقلاب اسلامی است.به طور کلی نظام مسائل کشور را بر اساس مدل تحلیل لایه ای علتها می توان در چهار لایه «لیتانی» (مشکلات ظاهری)، «ساختاری»، «جهان بینی»، و «استعاره‌‌ای» طبقه بندی کرد. این نوع نگاه به مسائل کشور سبب می شود که کانون توجه‌مان را از لایه‌های بیرونی که غالباً جلب‌توجه بیشتری می‌کنند، برداشته و بتوانیم با ورود به لایه‌های عمیق‌تر ریشه چالش‌ها را یافته و با ارائه راه‌حل‌های ریشه‌ای، مشکلات موجود در لایه بیرونی را نیز مرتفع سازیم. در مدل تحلیل لایه‌ای مشکلات و مسائل سطحی در معرض پرسش و شالوده‌شکنی قرار می‌گیرند و نشان می‌دهند که ساختاربندی و صورت‌بندی مسائل، ما را به راه‌حل‌های جدیدی خواهند رساند.در سطحی‌ترین لایه از نظام مسائل کشور با موضوعات عینی، قابل سنجش و ارزیابی مواجه هستیم که در شکل‌گیری ادراک جامعه از وضعیت کشور تاثیر زیادی دارد. مسائلی که در این سطح هستند شامل بیکاری، تورم، فقر، تبعیض و بی‌عدالتی، نوسانات قیمت دلار، رکود اقتصادی، مفاسد اقتصادی، نارضایتی‌های اقتصادی، وابستگی اقتصاد به نفت و سوء مدیریت است.علت وجود مسائل در این سطح را باید در یک‌لایه پایین‌تر یعنی لایه دوم جستجو کرد. در لایه دوم شاهد عوامل ساختاری و علتهای اجتماعی مسائل کشور هستیم. عواملی که به قوانین، نهادها، استانداردها و ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی و... مربوط می شوند و اقدام برای تغییرشان، نیازمند جسارت و حلشان نیازمند تغییر ساختارها و نظامات اجتماعی کشور است.مهم‌ترین مسائل این سطح از نظر نویسنده این یادداشت عبارت‌اند از تعارض منافع، عدم شفافیت، نظام اداری ناکارآمد و بروکراتیک، دولت بزرگ، تامین مالی ارزی، تامین مالی ریالی، تحریم، سیاست‌های حمایتی دولت، بی ثباتی سیاست‌ها، انحصارات صنفی، بنگاه‌داری حاکمیتی، عدم تکامل نهادهای صنفی، چرخش نسلی، نظام بانکی، نظام مالیاتی، نظام بودجه‌ریزی، ضعف در بانک‌های اطلاعاتی است.با موشکافی مسائل موجود در لایه دوم جهت یافتن علل شکل‌گیری آن‌ها به لایه سوم یعنی سطح جهان‌بینی و گفتمان‌ها می‌رسیم. در این سطح مفاهیمی از جنس گفتمان‌ها، فرهنگ‌ها، ارزش‌ها و چارچوب‌بندی فکری که موجب شکل‌گیری مسائل در سطح جامعه شده را می یابیم.در این سطح با موضوعاتی از قبیل نبود اراده عملی از سوی بعضی از مدیران برای حل مسئله و جسارت پایین و خلا روحیه جنگندگی برای حل مسئله در کشور، خود کم بینی و ضعف در بلندپروازی در بین مردم و بویژه جوانان، بلاتکلیفی در علوم انسانی اسلامی در جامعه علمی (مانند فقه اسلامی، اقتصاد اسلامی، نظام بازار اسلامی)، گفتمان های ضد حل مسئله در کشور (مانند ثروت‌آفرینی به عنوان ضد ارزش)، و در نهایت وجود گفتمان توسعه دولت‌محور در سطح جامعه هستیم.درنهایت اگر با نگاهی ژرف‌نگر از لایه‌های فوقانی عبور کرده باشیم و تمایل به یافتن سرمنشأ اصلی مسائل مذکور داشته باشیم، پاسخ را در لایه چهارم یعنی در سطح استعاره‌ها و اسطوره‌های شکل‌گرفته درگذر زمان و نهادینه شده در بطن جامعه خواهیم یافت که اغلب «ابعاد ناخودآگاه»، «الگوهای جمعی» و اغلب «احساسی و بنیادین» دارند و به شیوه‌ای عمیق در فرهنگ، نهادهای اجتماعی و الگوهای زندگی نهادینه شوند.  ایجاد تغییر در این لایه بسیار دشوار و درعین‌حال بسیار راه گشا خواهد بود.ریشه مسائل موجود در سطح مذکور را می توان در استعاره های بنیادین و الگوهای ذهنی که در بین ایرانیان که در طول سالیان متمادی شکل گرفته است مانند آنکه «غرب بهتر و همیشه از ما بالاتر است» (روحیه غرب‌ستایی) و  «ما ایرانیان نمی‌توانیم پیشرفت کنیم و همیشه عقب هستیم».رویکرد صحیح در نگاه به نظام مسائل کشور چیست؟به نظر می‌رسد، نظام مسائل کشور به مثابه یک ابرسیستم‌ پیچیده (مانند یک ماهواره فضایی) است. درست است که یک ماهواره فضایی از چندین هزار قطعه تشکیل شده است که ساخت هر کدام از قطعات نیاز به متخصصان فنی دارد اما در کنار این متخصصان فنی، برای فهم مسائل کشور نیاز به یک «سرطراح» یا «معمار» ، برای طراحی و معماری و درکِ یکپارچه کلان سیستم مسائل کشور است.بدیهی است این سرطراح باید از یک تفکر راهبردی و کل‌نگر برخوردار باشد تا بتواند این کلان سیستم بزرگ و پیچیده را طراحی و معماری نماید.طراحان، صحنه مسائل کشور را به مثابه یک ابرتصویر می‌بینند که از کنار هم قرار دادن صدها و حتی هزاران تصویر کوچکتر در کنار همدیگر با یک نظم منطقی به یک تصویر بزرگتر تبدیل می‌شود و بر این باورند که حکمرانی کشور با حل مجموعه‌ای از مسائل در یک چارچوب نظام‌مند در یک گستره‌‌ی زمانی اصلاح پیدا می‌کند و با حل یک یا چند مسئله، اقتصاد کشور سامان پیدا نمی‌کند.طراحان، در برخورد با مسائل کشور دچار اشتباهاتی چون خطی نگریستن به مسائل، عدم دقت به ارتباطات علی و معلولی، عدم بررسی لایه‌های عمیق مسائل، نگاه تک بعدی و کوتاه‌مدت به مسائل و گردگویی و کلی‌گویی نخواهند شد؛ بلکه در مواجهه با نظام مسائل کشور، نگاهی چندبعدی، بین‌رشته‌ای، ابتکاری، کاربردی و نظام‌مند، بلندمدت و آینده نگرانه، لایه‌ای و عمیق خواهند داشت.به طور کلی نظام حکمرانی کشور برای مواجهه درست با نظام مسائل کشور به حضور نخبگان راهبردی (یا به بیانی دیگر معماران سیستم) در جهت معماری و طراحی کلان سیستم/ابرتصویر از «نظام مسائل کشور» در کنار نخبگان فنیِ متخصص در ریزسیستم‌ها (موضوعات مختلف کشور مانند اقتصادی، اجتماعی و...) برای حل «مسائل کشور» نیاز دارد.راهکارهای حل مسائل کشور در لایه های مختلف چیست؟با تفاسیر فوق برای حل چالش‌های موجود در کشور باید نگه لایه‌ای داشت و دست به اقدامات اصلاحی زد تا به مرور زمان شاهد حل مسائل کشور باشیم. به این منظور لازم است که یک منظومه منسجم و یک چهارچوب مفهومی ایجاد شود که بتواند تمام مشکلات را در کنار هم و به‌صورت درهم‌تنیده فهم کرده و گلوگاه‌های کشور و نقاط اثر و مسائل پیشران کشور را شناسایی کرد. با شناسایی نقاط اثر، می‌توان  مسائل اولویت‌دار کشور را حل نمود.به نظر می‌رسد در لایه لیتانی و ظاهری شش مسئله گلوگاهی و بحران‌زا در سطح کشور عبارتند از آب، برق، مسکن، واکسن، کالاهای اساسی و دارو که حل آنها تاثیر زیادی در بهبود ادراک عمومی جامعه از نظام مسائل کشور خواهد داشت.راهکارهای ارائه شده در لایه دوم شامل راهکارهای ساختاری است. راهکارهای پیشنهادی در چهار سطح راهکارهای فوری، کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت است.راهکارهای فوری در این لایه شامل خروج مداخله دولت از بازارها، حذف یا شفاف کردن هزینه‌های بودجه‌ای، اصلاح یارانه‌ها، افزایش درآمدهای مالیاتی.راهکارهای کوتاه مدت در لایه نظامات شامل اصلاح صندوق‌های بازنشستگی کشوری و لشکری، اصلاح قانون بانک مرکزی، اصلاح قانون بانکداری، اصلاح قانون تجارت و ورشکستگی، اصلاح قانون صندوق توسعه ملی، استفاده از ظرفیت قانونی صندوق توسعه ملی است.راهکارهای میان مدت  برای حل مسائل اولویت‌دار کشور شامل اصلاح قانون برنامه و بودجه و محاسبات عمومی، تاسیس بانک توسعه، اصلاح قانون تامین اجتماعی، اصلاح نظام مالیاتی، ایجاد رگولاتور تامین اجتماعی و بیمه، اصلاح قانون مدیریت دارایی و بدهی دولت، اصلاح ساختار مجوزها، توسعه سیاست همسایگی، خروج دولت از مالکیت و مدیریت بنگاه‌ها، فرآوری نفت، عمران شهری گسترده، پیمان پولی دو جانبه، تجارت پایاپای کالا و خدمات، تجارت خصوصی نفت و فرآوده‌ها، اصلاح نظام مالیه نفت و گاز و یارانه‌های انرژی، و اصلاح قانون تجارت و برقراری ورشکستگی استراهکارهای بلند مدت در لایه نظام‌های اجتماعی شامل توسعه ریلی و ترانزیت کشور، توسعه نهادهای برای سکانداری پیشرفت در کشور و حل مسائل ساختاری عمیقی مانند بروکراسی اداری است.راهکارهای ارائه شده در لایه گفتمانی و جهان‌بینی عبارتند از تقویت همبستگی ملی برای حل مسائل کشور، تحول مدل توسعه کشور و طراحی الگویی برای پیشرفت ایران اسلامی، تربیت شخصیت حل مسئله در بین ایرانیان و عموم مردم، شوق انگیزی در بین مردم و جامعه برای ساخت ایران آینده و توجه به سنت های الهی مانند «وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ» و « إِنَّ مَعِىَ رَبِّى سَیَهْدِینِ» استدر نهایت برای حل ریشه ای مسائل کشور در لایه چهارم باید به دنبال خلق استعاره‌های تحولی مانند «جهاد برای پیشرفت و حل مسئله» و ترویج استعاره‌های مانند «شهید سلیمانی به عنوان مرد میدان حل مسئله» دانست.</description>
                <category>alireza.nasresfahany</category>
                <author>alireza.nasresfahany</author>
                <pubDate>Tue, 14 Jun 2022 08:13:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرخش راهبردی در فرآیند برنامه هفتم توسعه</title>
                <link>https://virgool.io/@nasresfahany1/%DA%86%D8%B1%D8%AE%D8%B4-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-sq4vl9yib4dd</link>
                <description>نظام برنامه‌ریزی اکنون در فرآیند تدوین برنامه هفتم توسعه قرار دارد. سوالات و چالش‌های مختلفی در برابر طراحان برنامه قرار دارد. سوالاتی از قبیل آنکه رویکرد برنامه هفتم چه باشد، نقطه تمرکز و راهبردهای کلان برنامه بر مبنای چه مدلی تنظیم گردد. گرچه بررسی کامل این موضوع در حوصله‌ی این یادداشت نخواهد بود ولی نویسنده این یادداشت به قدر وسع خود سعی دارد به این پرسش‌ها پاسخ دهد.1- رویکرد «برنامه توسعه» ماموریت‌گرا، آینده‌نگارانه، مسئله‌محور و چند بعدی باشد. تاکنون «برنامه‌های توسعه» کشکول‌محور، جامع، بدون اهداف و قلمرو مشخص و بیشتر شبیه فهرست آرزوهای ملی بوده است. کشورهای پیشر‌و مانند آلمان الگوهای برنامه‌ریزی توسعه ماموریت‌گرا را تجربه کرده‌اند، از طرفی ناگفته نماند پارادایم اولویت‌گذاری علم و فناوری نیز از سیاست‌ صنعتی به سمت پارادایم نظام نوآوری و ماموریت‌گرایی نوین در حال حرکت است. همچنین کشورهای پیشرفته مانند ژاپن و کره جنوبی با استفاده از برنامه‌های آینده‌نگاری ملی ماموریت‌‌گرا اولویت‌گذاری علم و فناوری خود را در سطح ملی انجام می‌دهند. لذا نقاط تمرکز و ماموریت‌های برنامه توسعه باید مبتنی بر برنامه‌های آینده‌نگاری ملی تنظیم گردد. ولی با توجه به زمان کم باقی مانده برای تدوین برنامه هفتم توسعه و عدم امکان برگزاری برنامه آینده‌نگاری ملی، پیشنهاد نویسنده این نوشتار آن است که رئوس تمرکز برنامه از تقاطع کلان‌روندهای جهانی (نیروهای پیشران جهانی)، کلان‌روندهای ملی (نیروهای پیشران آینده ایران) و کلان مسائل امروز ایران احصا گردد. براین اساس، پیری جمعیت و تغییرات اقلیمی از جمله رئوس برنامه توسعه ایران خواهد بود.2- نهادهای راهبر برنامه هفتم توسعه باید نهادهای پیشرفت باشند. علی رغم آنکه بسیاری از تغییرات و تصمیمات برای پیشرفت کشور روشن است، اما همچنان اقداماتی برای تحقق آن انجام نمی‌شود. به عنوان مثال از ابتدای انقلاب اسلامی تک محصولی بودن یک نقطه ضعف برای اقتصادی ملی محسوب می‌شود و از خام‌فروشی نهی شده است. با این حال بخش اعظم درآمد ارزی کشور از محل فروش نفت به دست آمده است. مواردی دیگر چون حمایت از تولید داخل و استقرار دولت الکترونیک مدتهاست مورد تاکید نخبگان قرار دارد لیکن اقدامی در خصوص آن صورت نگرفته یا ناتمام مانده است. به طور کلی متولیان اجرا و دستگاه‌های دولتی، نمی‌توانند به تغییراتی بیاندیشند که به زحمتشان بیافکند یا نظمی که به آن خوگرفته‌اند را تغییر دهد. پیشرفت و توسعه، تشکیلاتی با تمرکز بر پیشرفت می‌طلبد. بر این مبنا باید نهادهایی جهت سکانداری و راهبری پیشرفت و توسعه در کشور ایجاد شود.نقش سازمان‌های مدیریت پیشرفت، سند نویسی و رونمایی از آن نیست بلکه پیگیری و هدایت تا تحقق اهداف است. نهاد مدیریت پیشرفت نباید وارد رقابتهای سیاسی شود. در این خصوص تجربه ملّی کشور در توسعه فناوری نانو در خور مطالعه‌ است. ستاد نانو با ترکیبی از نیروهای انقلابی در زمان دولت اصلاحات تشکیل شد. نتایج موفقیت آمیز و رفتار متعهدانه و عدم سیاست زدگی ستاد، اعتماد رؤسای جمهور را در ادوار مدیریت سیاسی حفظ نموده است. همچنین رجوع به تجربه مرکز همکاریهای تحول و پیشرفت به عنوان یک نهاد پیشرفت در حوزه توسعه فناوری در کشور مفید خواهد بود. در نهایت آنکه موفقیت این سازمان‌ها درگرو بودجه و امکانات و اختیارات اجرایی و املاک و تشکیلات عریض و طویل نیست؛ بلکه منوط به هماهنگی، اقناع و مجاب‌سازی و جلب اعتماد بین بازیگران و سازمانهای مجری برای هدایت پیشرفت در کشور است.3- تکیه‌گاه اجرایی برنامه هفتم توسعه، بر محوریت نهادهای مردم‌پایه و جهادی باشد. موفقیت نهادهای مردم‌پایه و جهادی در ابتدای انقلاب مانند «بسیج سازندگی»، «نهضت مدرسه‌سازی»، «بنیاد مسکن انقلاب اسلامی»، «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» و «جهاد سازندگی» بر مبنای نقش ویژه‌ای که برای مردم قائل بودند، نشانگر اهمیت استفاده از آن در اجرای برنامه‌های توسعه است. نهادهای مردم‌پایه و جهادی در برنامه هفتم توسعه می‌توانند به عنوان تکیه‌گاه اجرایی پیشرفت و آبادانی مورد توجه قرار گیرند. گرچه باید این نهادها متناسب با اقتضائات ایران در برنامه هفتم توسعه، ماموریت‌ها و ساختارهای خود را بازطراحی کنند. به عنوان مثال نهاد بسیج می‌تواند با بازطراحی ماموریت‌های خود، تقویت و تکثیر بازیگران متنوع، چند وجهی، منعطف و مردمی اقتصادی را برای تولید و صادرات مردم‌پایه در دستورکار خود قرار دهد.4- بنگاه‌های حاکمیتی به عنوان نیروی پیشران برنامه هفتم توسعه مورد توجه قرار گیرند. بنگاه‌های حاکمیتی مانند ستاد اجرایی، بنیاد مستضعفان و قرارگاه خاتم باید به عنوان نهاد و نیروی پیشران توسعه ایران در برنامه هفتم نقش جدی و محوری ایفا کنند. قدرت اقتصادی و تنوع حوزه‌های کاری، گستره اثرگذاری و مسئولیت اجتماعی این بنگاه‌ها در حمایت و مشارکت و تمرکز بر حل مقولات مختلف اقتصادی و اجتماعی می‌تواند معادله‌های جاری و قواعد موجود در فرآیند توسعه و پیشرفت در ایران را تغییر ‌دهد. بعنوان مثال اگر یکی از بنگاه‌های حاکمیتی در حوزه شرکت‌های دانش‌بنیان یا اندیشکده‌های کشور ورود کند یا بعنوان یک شرکت سرمایه‎گذاریِ خطرپذیر، از کسب و کارهای فناورانه حمایت کند یا نهادهای اجتماعی در یک منطقه خاص را مورد حمایت قرار دهد و یا به حوزه صنایع فرهنگی و حمایت از تولید انیمیشن و فیلم ورود کند، آرایش مسئله در ایران را تغییر خواهد داد و می‌تواند نیروی پیشران توسعه کشور در آن حوزه باشد.5- حل مسائل پیچیده و چندبعدی برنامه هفتم توسعه، نیازمند مدیرانی با اختیارات ویژه است. پیگیری و حل مسائل پیچیده، بین‌بخشی، مزمن، به‌هم‌تنیده و مرتبط با چند وزارتخانه باید به مدیران یا نمایندگانی با اختیارات ویژه از سوی رییس‌جمهور داده شود (اصل یکصد و بیست و هفتم قانون اساسی). موضوعاتی مانند توسعه زیرساخت ریلی کشور، سیاست همسایگی، سامانه یکپارچه اطلاعات، مسکن و نخبگان ابرمسائلی هستند که هر روز بر پیچیدگی آن افزوده شده است. متفکران حوزه نوآوری (مانند ماریامازوکاتو) نیز برای حل کلان‌مسائل ملی و جهانی بر تعریف ماموریت‌های شفاف و دقیق از سوی دولت‌ها ذیل چالش‌ها و تقسیم آن به پروژه‌های مشخص تاکید کرد‌ه‌اند.</description>
                <category>alireza.nasresfahany</category>
                <author>alireza.nasresfahany</author>
                <pubDate>Mon, 13 Jun 2022 23:41:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جهاد برای امید آفرینی در دولت آینده</title>
                <link>https://virgool.io/@nasresfahany1/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-pficoxhxznbt</link>
                <description>با بررسی دقیق و موشکافانه رویدادهای اخیر کشور ایران، شاهد پدیدار شدن قاب‌هایی امیدبخش مانند نهضت کمک مؤمنانه، ساخت داروی کرونا توسط شرکت­های دانش بنیان داخلی و حضور رئیس مجلس و نمایندگان در مناطق محروم در کنار اتفاقات تلخی همچون درگیر شدن سلامت و معیشت بخش زیادی از مردم به دلیل کرونا هستیم اما به نظر می‌رسد خلق‌، تداوم و برجسته‌سازی روایت­های امیدآفرین یا به بیانی دیگر «جهاد برای امیدآفرینی» در جامعه به عنوان یک اولویت راهبردی در بدنه خبرگانی کشور به شمار نمی‌آید. زعمِ صاحب این سطور بر آن است که انجام چنین تغییری نیاز به ابتکاراتی راهبردی دارد که در این یادداشت به آن اشاره خواهد شد:1-تصویرپردازی شفاف و شوق‌انگیز از مختصات ایران آینده توسط نخبگان: قابل توجه است که دنیای غرب در مقطع زمانی ورود به قرن جدید (قرن بیست و یکم) از تمام ابزارها و روش ها در تمام حوزه‌های خرد و کلان، تخصصی و عمومی، بهره گرفت و تصویری بسیار هیجان انگیز و شوق آفرین از قرن جدید ارائه کرد. در این مسیر، تولیدات علمی، دانشی و هنری و رسانه‌ای بسیار عظیمی پدید آمد و تمام سطوح جامعه را متاثر کرد. براین مبنا نگاشت تصویر ایران در گام دوم انقلاب اسلامی و ترسیم آن به شیوه‌ای هنرمندانه، باورپذیر و شوق انگیز در حوزه‌های مختلف باید مورد توجه اندیشمندان، تصمیم‌گیران و مسئولان دولت قرار گیرد.از طرفی تصویرپردازی از آینده هم با ارائه تصویری مشترک و جذاب از آینده که در بردارنده ارزش های جامعه می باشد منجر به شکل گیری امید، انگیزه، تلاش و همکاری همگانی در راستای تحقق تصویر پرداخته شده می شود. بر این مبنا خلق و اجتماعی‌سازی تصاویر شوق‌انگیز از قله‌ها و آینده‌های مطلوب انقلاب اسلامی در دولت آینده، در امیدبخشی و گسترش اعتماد به نفس ملی و خلق اراده پیشرفت در بین مردم بسیار موثر خواهد بود.2-توجه به فناوریِ نرم تکثیرِ الگوهای موفق انقلاب اسلامی در اندیشکده‌ها: بررسی‌های دقیق پتانسیل‌های ملی اعم از نیروی انسانی مستعد و کارآمد، زیربنای عمیق و اصیل ایمانی و دینی، همت‌های بلند و انگیزه‌های جوان و انقلابی، دارا بودن یک درصد جمعیت جهان و 7 درصد از ذخایر معدنی جهان و منابع عظیم زیرزمینی، موقعیت استثنایی جغرافیایی میان شرق و غرب و شمال و جنوب، بازار بزرگ ملی، منطقه‌ای و سواحل دریایی طولانی، داشتن 15 همسایه با 600 میلیون جمعیت  نشان از ظرفیت ایران برای پیشرفت در قرن پانزدهم هجری شمسی است.اما به نظر می‌رسد جبهه انقلاب، هنوز به فناوری نرمِ تصویرسازیِ الگوهای موفق انقلاب اسلامی همچون توفیقات موشکی، منطقه‌ای، بیوتکنولوژی، نانوتکنولوژی، ژنتیک، هسته‌ای و ....  دست پیدا نکرده‌ است. بر این اساس، «نهضت تجربه‌نگاری از توفیقات جبهه انقلاب» و مدل تکثیر آن در حوزه‌های مختلف باید به عنوان یک اولویت در دستور کار اندیشکده‌ها قرار بگیرد.3-توجه به تکنیک عملیات-روایت در رسانه‌های انقلابی : بررسی تجربه‌های گذشته نشان می‌دهد که در صورت یک عملیات موفق، جریان انقلاب توفیق بیشتری در تصویرسازی و تزریق امید به بدنه جامعه خواهد داشت. به طور مثال می­توان به موضوعات سقوط پهباد امریکایی، توقیف نفت‌کش انگلیسی، حمله موشکی به عین‌الاسد، فعالیت‌گروه‌های جهادی و ... اشاره نمود. لیکن این رویکرد، باید بیشتر مورد توجه توسط رسانه‌ها و خبرگان قرار گیرد که در حال حاضر چنین فضایی احساس نمی­شود.به عنوان مثال سفرهای استانی رئیس مجلس و حضور ایشان در میان مردم و مناطق محروم و رسیدگی به آن­ها مورد پوشش رسانه­ای قوی قرار نگرفت. باید توجه داشت که تاکید رهبر معظم انقلاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی به ادامه حضور در میان مردم،  نشان از اهمیت این موضوع و توجه بیشتر اهالی رسانه و نخبگان به این موضوع است.4- روایت هوشمندانه و منسجم ابرپروژه‌های ملی اقتدارآفرین در دولت آینده: هوشمندی و انسجام رسانه‌های غربی در تحریف وقایع و برجسته‌سازی سازماندهی شده از روایتهای منفی در ایران، موجب شده موفقیتهای میدانی ج.ا.ا در گام دوم انقلاب اسلامی در بین مردم به درستی منعکس نگردد.بر این اساس روایت منسجم و هوشمندانه‌ ابرپروژه‌های ملیِ اقتدارآفرین ج.ا.ا در گام دوم انقلاب اسلامی (تولید واکسن کرونا، ساخت ماهواره‌های فضایی و...) توسط رسانه‌ها و نخبگان انقلابی، موجب ظهور یک شوک مثبت در جامعه و به تغییر ادراک مردم از واقعیت میدان خواهد انجامید. اینگونه اقدامات، حس ما می‌توانیم را به جامعه القا می‌کند. تجربه موفق ابرپروژه‌هایی مانند موشکی، مقابله با داعش پیش از این چنین شوکی در جامعه ایجاد کرده است.مقام معظم رهبری در بیانیه گام دوم، مهمترین وظیفه جوانان مومنِ انقلابی را جهاد برای ایجاد و ترویج روایت‌های امیدآفرین دانستند. بر این مبنا جبهه انقلاب اسلامی، نخستین و ریشه‌ای‌ترین جهاد خود را در دولت آینده، &quot;خلق، تداوم و برجسته‌سازی روایت‌های متقن، مستدل و مستند از موفقیتهای میدانی انقلاب اسلامی با رویکردی پیش دستانه و تهاجمی و فعال&quot; قرار دهد.همانطور که رهبر معظم انقلاب  می‌فرمایند: « نخستین توصیه‌ی من امید و نگاه خوش‌بینانه به آینده است. بدون این کلید اساسیِ همه‌ی قفلها، هیچ گامی نمیتوان برداشت. آنچه میگویم یک امید صادق و متّکی به واقعیّتهای عینی است. اینجانب همواره از امید کاذب و فریبنده‌ دوری جسته‌ام، امّا خود و همه را از نومیدی بیجا و ترس کاذب نیز برحذر داشته‌‌ام و برحذر میدارم. در طول این چهل سال -و اکنون مانند همیشه- سیاست تبلیغی و رسانه‌ای دشمن و فعّال‌ترین برنامه‌های آن، مأیوس‌سازی مردم و حتّی مسئولان و مدیران ما از آینده است. خبرهای دروغ، تحلیل‌های مغرضانه، وارونه‌ نشان دادن واقعیّتها، پنهان کردن جلوه‌های امیدبخش، بزرگ کردن عیوب کوچک و کوچک نشان دادن یا انکار محسّنات بزرگ، برنامه‌‌ی همیشگی هزاران رسانه‌ی صوتی و تصویری و اینترنتی دشمنان ملّت ایران است؛ و البتّه دنباله‌های آنان در داخل کشور نیز قابل مشاهده‌اند که با استفاده از آزادی‌ها در خدمت دشمن حرکت میکنند. شما جوانان باید پیش‌گام در شکستن این محاصره‌ی تبلیغاتی باشید. در خود و دیگران نهال امید به آینده را پرورش دهید. ترس و نومیدی را از خود و دیگران برانید. این نخستین و ریشه‌ای‌ترین جهاد شما است.»</description>
                <category>alireza.nasresfahany</category>
                <author>alireza.nasresfahany</author>
                <pubDate>Wed, 23 Jun 2021 16:21:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مختصات حکمرانی کارآمد در ج.ا.ا؛ بخش سوم</title>
                <link>https://virgool.io/@nasresfahany1/%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%D9%88%D9%85-xrqgql0dtuer</link>
                <description>                          دولت آینده چگونه با مسائل کشور روبرو شود؟در فضای انتخاباتی کشور، یک پرسش جدی پیش روی نخبگان جامعه وجود دارد که سکانداران دولت آینده چگونه باید با مسائل کشور روبرو شوند؟در این یادداشت به این سوال، به اختصار پاسخ داده شده است:1-سکانداران دولت باید «اراده عملی» برای حل معضلات کشور و «جسارت در میدان» برای تصمیم‌گیری‌های حیاتی داشته باشند. حل مسئله ناگزیر از عمل و حرکت است. نمی‌توان پیرامون مسئله حرکت کرد و دل به دریای پرتلاطم آن نزد. تصمیم‌گیری‌های حیاتی و پرریسک در سطح ملی نیازمند اراده‌ی قوی و جسارت در میدان است.به طور مثال در طرح مسکن مهر، ملت احساس کردند حاکمیت و مشخصاً دولت، یک &quot;اراده عملی&quot; برای حل معضل مسکن دارد. وجود این احساس، همراهی ملّی و چشم‌انداز امیدوارکننده‌ای برای غلبه بر هرگونه نقص و کاستی احتمالی را فراهم کرد. کافیست تصور شود که طرح مسکن مهر به صورت یک برنامه مستمر دنبال می شد و در دوران دو رئیس جمهور به مدت 16 سال ادامه می یافت، طبعاً در این مدت در کنار خانه‌دار شدن مردم، بسیاری از کاستی‌های آن نیز شناسایی و رفع می شدند.2-مسائل کشور «ساده»، «نقطه‌ای» و «مقعطی» نیستند. نامزدهای ریاست جمهوری باید نگاهی چندبعدی، بین‌بخشی و دینامیک از مسائل مزمن و بهم‌تنیده کشور داشته باشند. رییس جمهور آینده باید از یک تفکر راهبردی و کل‌نگر برخوردار باشد تا بتواند کلان‌سیستم مسائل کشور را بفهمد و بداند با حل یک یا چند مسئله، توسعه کشور محقق نخواهد شد بلکه باید مجموعه‌ای از مسائل در یک چارچوب منطقی و زمان‌مند حل شود.از طرفی دولت آینده باید بداند بسیاری از مسائل کشور ریشه در ساختارهای اداری بوروکراتیک دارد که غیرشفاف و با تعارض منافع روبرو است و تا وقتی برای این ابرچالشها فکری نشود، بسیاری از مسائل کشور بهبود نخواهد یافت. نظام مسائل کشور سالهاست در بستر بورکراسی و تعارض منافع و به پایداری رسیده و «ناکارآمدی» و «نارضایتی» مستمرا بازتولید و نهادینه می‌شود و تلاش‌ها و اراده‌های مثبت برای حل مسائل کشور را در خود هضم و مستهلک می‌نماید و اصلاح و تغییر فرآیندها را سخت و خشن و غیرممکن می‌کند.3-فقط با «فهم مسئله» نمی‌توان معضلات کشور را حل کرد. به عبارت دیگر، هر نامزدی که فهم دقیقتری از مسائل کشور دارد، الزاما برای سکانداری دولت آینده مناسب نیست. دولتمردان آینده، علاوه بر فهم مسائل کشور، باید از ظرفیت نیروهای حل مسئله کشور شامل نخبگان راهبردی، ظرفیت های اندیشگاهی و کارشناسان توانمند دولتی آگاهی داشته‌ باشند و بتوانند بر پایه ساختاری شبکه‌ای از همه ظرفیت اندیشه‌ورزی کشور در راستای حل مسائل موجود استفاده کنند.4-برای حل مسائل کشور باید «مدیران میانی» را همراه کرد. با تغییر دولت ها، در هر وزارتخانه وزیر، معاون وزیر و برخی مدیران هستند که تغییر می کنند ولی عملاً مدیران کل وزارتخانه‌ها به عنوان تصمیم‌گیرندگان و بدنه سازمانی وزارتخانه به عنوان مجری، بدون تغییر باقی می مانند. جریان‌سازی درون‌دولتی و اقناع مدیران کل برای حل مسائل کشور ضروری و کلیدی است.5-تصمیمات دولت آینده نباید بر پایه‌ی نگاه جناحی، محفلی، حلقه‌ای و قبیله‌ای باشد. فرآیندهای تصمیم‌گیری دولت آینده نباید از یک حلقه یا دالان تاریک عبور کند. بلکه باید از فرآیندهای پیچیده ی اندیشگاهی و نخبگانی شفاف بگذرد. رییس جمهور آینده نباید در یک حلقه بسته تصمیم‌گیری کند بلکه باید بتواند بر پایه‌ی ائتلافی از نخبگان و با استفاده از همه ظرفیت‌های اندیشگاهی و دانشگاهی به راهکارهای پایدار برای حل مسائل کشور برسد.6-حل مسائل کشور یک شبه محقق نخواهد شد. نامزدهای سکاندار دولت باید بدانند در وقت محدود خود توان حل همه مسائل کشور را ندارند، بلکه باید بتوانند مسائل اولویتدار، پیشران و علت‌العلل را شناسایی و حل نمایند. نامزدهای دولت آینده در عرض 4 سال نمی‌توانند همه ی مسائل کشور مانند بیکاری، مسکن، یارانه‌ها و تورم را به یک جا حل کنند. البته این گزاره بدین معنا نیست که دولت باید نگاهش محدود به دوران چهار ساله خودش باشد.یادآوری این نکته به دولتمردان آتی ضرورت دارد که باید امانت حکمرانی را به مقصد نزدیکتر کنند و کار را برای دولت بعدی هموارتر سازند (همین معنا در سوگندی که ریاست جمهوری یاد می کند، نیز گنجانده شده است.) بنابراین دولتها باید اهداف بلندمدت و اساسی را در مدت چهار ساله‌اش پیگیری کنند، و حتی این اهداف را باید واضحتر نمایند تا به تقویت جهت‌گیری‌های اساسی نظام کمک کنند.7-مسائل کشور با اجماع نخبگانی حل خواهد شد. تجربه حکمرانی کشور نشان می‌دهد مسئله یارانه‌ها و بسیاری از مسائل دیگر کشور به دلیل طی نشدن فرآیند اجماع‌سازی با ذی‌نفعان کلیدی موضوع مورد نظر، حل نشده است. تجربه موفق طرح فکتورینگ (قانون تامین مالی مبتنی بر قرارداد) نشان از اهمیت اقناع نخبگان و تعامل با ذینفعان برای درک بهتر مسئله و همچنین برای جلب همراهی و همکاری حداکثری آنها برای حل مسئله است.«اکنون»، فرصت طلایی برای حل مسائل کلیدی کشور است. سکاندار دولت سیزدهم باید با «جسارت» و «اراده‌ عملی» خود، در «میدان تصمیمات سخت» برای حل مسائل کشور وارد شود. برای کشف و فهم مسائل کشور از «همه ظرفیتهای فکریِ اندیشگاهی، دانشگاهی و کارشناسان توانمند دولتی» بهره برده و در طی فرآیندهای رفت و برگشتی با اندیشمندان کشور، به «اجماع نخبگانی» برای اجرای «راه‌حلهای پایدار» برای حل معضلات کشور برسد و با همراه کردن «بدنه میانی دولت» و «مردم» مسائل اساسی ایران را، حل نمایند.علیرضا نصر اصفهانی پژوهشگر مطالعات آینده‌پژوهی و مدیر گروه حکمرانی پژوهشکده چشم انداز و آینده‌پژوهی</description>
                <category>alireza.nasresfahany</category>
                <author>alireza.nasresfahany</author>
                <pubDate>Sat, 12 Jun 2021 12:27:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مختصات حکمرانی کارآمد در ج.ا.ا؛ بخش دوم</title>
                <link>https://virgool.io/@nasresfahany1/%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85-yeq7d6voyacl</link>
                <description>                                  چرخش به سمت میدان حل مسئلهمهمترین مسئله کشور، مهمتر از سلامت و اقتصاد، نحوه مواجهه نظام تصمیم‌سازی و حکمرانی در برخورد با نظام مسائل کشور است. متاسفانه پژوهشگران حوزه حکمرانی، به یک مدل که در برخورد با منظومه مسائل کشور، تجویزاتی مناسبی از خود ارایه دهند، هنوز نرسیده‌اند.با بررسی و تامل در متون حکمرانی، می‌توان گفت که این آثار ترجمه‌ای دست چندم حکمرانی در مواجهه با مسائل کشور، دچار «روش‌زدگی» و «گردگویی» هستند. متون آنها سرشار از حرفهایی شیک و واژگان تخصصی است اما نسخه کاربردی برای درمان مسائل کشور ارائه نمی کند.کشورهای غربی سال‌ها و بارها در میدان حل مسائل خود سعی و خطا کرده ولی این تلاش‌ها را در معرض دید دیگران قرار نمی‌دهند و فقط موفقیت‌ها را برجسته می‌کنند. به طور کلی دانش حکمرانی بویژه در حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی، دانشی راهبردی است و کشورهای غربی براحتی آن را در دسترس دیگران قرار نمی‌دهند.به نظر می‌رسد که ادبیات حوزه حکمرانی ج.ا.ا، نیازمند یک چرخش راهبردی به سمت میدان حل مسائل کشور است.به طور کلی، دو رویکرد در حل مسائل کشور وجود دارد «رویکردهای آکادمیک و روش‌محور» و «رویکردهای عملیاتی و اقدام‌پژوهانه»است.بعضی از کارشناسان بر این باورند که تمرکز بر «روش» در کشف نظام مسائل بی فایده است و باید وارد میدان عمل و اجرا شد. آنها بر این نظرند که گاهی «روش زدگی» منجر به آن می‌شود که حتی «حقیقت» فدای «روش» ‌شود. از طرفی رویکردهای آکادمیک وقت و انرژی خود را صرف مقدمات و روش ها می‌کنند و زمانی که به تجویز و راهکار می‌رسند رمقی ندارند و به کلی‌گویی و بدیهه‌گویی بسنده می‌کنند. به همین علت افرادی که در میدان حل مسئله در کشور مشغول هستند، تجویزهای آنها را بی‌معنا و غیرکاربردی می‌دانند. گروه دیگری از خبرگان هم بر این عقیده هستند که بدون روش، نمی‌توان به فهم دقیقی از صورت‌بندی مسائل رسید.به طور مثال یک مسئله مانند «خشکسالی در کشور» یا «افزایش قیمت بنزین» را صرفا با به کارگیری روش های آکادمیک (مانند تصمیم‌گیری چند معیاره) نمی توان قضاوت کرد و موضوع بسیار پیچیده تر و حساس تر است و ارزش ساعت ها گفتگو دارد.به طور کلی می‌توان گفت خبرگان حوزه سیاستگذاری با یک دو قطبی مواجه هستند که یکی «بی روشی» و دیگری «روش زدگی» است که به نظر می‌رسد باید در نقطه اعتدال حرکت کرد.اعتدال در حل مسائل کشور با کاربست روش‌ها و همزمان کنشگری و حرکت در میدان و ارزیابی مستمر از نتایج میدانی معنا پیدا خواهد کرد. بر این مبنا، باید با رویکرد اقدام‌پژوهانه از آخر به اول رسید، یعنی از تصمیم در میدان آغاز کنند و متناسب با آن به چارچوب، روش و ملاحظات میدان برسند. به بیانی دیگر تمام روش‌ها و ابزارهای حکمرانی در استخدام میدان حل مسئله معنا می‌یابد.در مجموع باید گفت دانش حکمرانی در ایران نیاز به یک تغییر جهت، به سمت رویکردهای حکمرانی «میدانی»، «ابتکاری» و «متناسب با بافت، ساختار و اقتضائات کشور ایران» دارد.در یادداشت‌های بعدی به اقتضائات دیگر دانش حکمرانی در مواجهه با نظام مسائل کشور پرداخته خواهد شد.علیرضا نصراصفهانی مدیر گروه آینده‌پژوهی حکمرانی پژوهشکده چشم‌انداز و آینده پژوهی</description>
                <category>alireza.nasresfahany</category>
                <author>alireza.nasresfahany</author>
                <pubDate>Sat, 12 Jun 2021 12:19:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مختصات حکمرانی کارآمد در جمهوری اسلامی ایران-بخش اول</title>
                <link>https://virgool.io/@nasresfahany1/%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84-emeaoklazstx</link>
                <description>فهم نظام مسائل کشورشناخت نظام مسائل کشور به معنای کشف منظومه مسائل و فهم رابطه میان آن‌ها و شناسایی گلوگاه‌های اصلی و نقاط مداخله هوشمند، یکی از ضروریات و اولویت‌های حکمرانی بویژه در شرایط کنونی انقلاب اسلامی است.بر همین اساس گروه‌های متعددی برای شناسایی نظام مسائل در حوزه های مختلف فعال شده‌اند و هر یک روایتی از مسائل ارائه می‌دهند. مطمئنا به دلیل تفاوت‌های معنادار در ترکیب نخبگان و سطح شناختی آنها و نیز تنوع روش‌ها و ابزارها، روایت‌های ناظر به نظام مسائل فاصله‌های قابل تاملی دارند.از طرفی استفاده از روش‌های نامناسب و ناسازگار در تحلیل نظام مسائل توصیه‌های نادرست را به بار خواهد آورد. در فقدان روش‌شناسی‌های سازگار و مناسب، خروجی‌های مطالعات نظام مسائل گرفتار سوگیری، جزئی‌نگری، حلّ مسئلة نادرست به‌جای مسئلة درست، نتایج غیرواقعی یا غیرعملی و ... هستند.موسسات پژوهشی هم تاکنون در تحقیقات خود با خطی نگریستن به مسائل کشور و درنظر نگرفتن تغییرات اساسی مسائل در آینده، با خطر و ریسک‌های بزرگی مواجهند.اگر نسبت به وضعیت مسائل کشور رویکرد کل نگر و منظومه‌ای نباشد و برآوردی از حساسیت سیستم به مداخلات انجام نشود، احتمال خطا و بهم خوردن نظم شکننده موجود و حرکت به سمت بی نظمی و آشفتگی وجود دارد.به بیانی دیگر حل مسائل کشور نیازمند مداخلات هوشمند است. هر مداخله‌ای اول باید شبیه‌سازی شود و در مقیاس کوچک یا پایلوت تست شود در غیراینصورت شاید خسارت مداخلات بیش از دستاوردها باشد.نظام مسائل کشور امروز بسیار وسیع و عمیق و بهم تنیده است که شامل حل مسئله «وابستگی بودجه به نفت»، «عدم شفافیت بودجه»، «محیط کسب و کار»، «تورم»، «فاصله‌ طبقاتی»، «بی‌ثباتی سیاست‌ها»، «ناکارآیی هزینه‌ها»، «کسری بودجه»، «بیش‌برآورد درآمدها»، «فساد» و هزاران مسئله دیگر است. اما اینکه کدام مسئله در ابتدا باید حل شود، مسائل پیشران کدام است و حل این مسائل در نهایت چگونه به توسعه و پیشرفت کشور منجر خواهد شد، نیاز به درک دقیق از نظام مسائل کشور دارد.به نظر می‌رسد، نظام مسائل کشور به مثابه یک ابرسیستم‌ پیچیده(مانند یک ماهواره فضایی) است. درست است که یک ماهواره فضایی از چندین هزار قطعه تشکیل شده است که ساخت هر کدام از قطعات نیاز به متخصصان فنی دارد اما در کنار این متخصصان فنی، برای فهم مسائل کشور نیاز به یک «سرطراح» یا «معمار» ، برای طراحی و معماری و درکِ یکپارچه کلان سیستم مسائل کشور است.بدیهی است این سرطراح باید از یک تفکر راهبردی و کل‌نگر برخوردار باشد تا بتواند این کلان سیستم بزرگ و پیچیده را طراحی و معماری نماید.طراحان، صحنه مسائل کشور را به مثابه یک ابرتصویر می‌بینند که از کنار هم قرار دادن صدها و حتی هزاران تصویر کوچکتر در کنار همدیگر با یک نظم منطقی به یک تصویر بزرگتر تبدیل می‌شود و بر این باورند که حکمرانی کشور با حل مجموعه‌ای از مسائل در یک چارچوب نظام‌مند در یک گستره‌‌ی زمانی اصلاح پیدا می‌کند و با حل یک یا چند مسئله، اقتصاد کشور سامان پیدا نمی‌کند.طراحان، در برخورد با مسائل کشور دچار اشتباهاتی چون خطی نگریستن به مسائل، عدم دقت به ارتباطات علی و معلولی، عدم بررسی لایه‌های عمیق مسائل، نگاه تک بعدی و کوتاه‌مدت به مسائل و گردگویی و کلی‌گویی نخواهند شد بلکه در مواجهه با نظام مسائل کشور، نگاهی چندبعدی، بین‌رشته‌ای، ابتکاری، کاربردی و نظام‌مند، بلندمدت و آینده نگرانه، لایه‌ای و عمیق خواهند داشت.به طور کلی نظام حکمرانی کشور برای مواجهه درست با نظام مسائل کشور به حضور نخبگان راهبردی (یا به بیانی دیگر معماران سیستم) در جهت معماری و طراحی کلان سیستم/ابرتصویر از «نظام مسائل کشور» در کنار نخبگان فنیِ متخصص در ریزسیستم‌ها (موضوعات مختلف کشور مانند اقتصادی، اجتماعی و...) برای حل «مسائل کشور» نیاز دارد.در نوشتارهای بعدی نویسنده این یادداشت به «رویکردهای درست در مواجهه با نظام مسائل کشور» خواهد پرداخت.علیرضا نصراصفهانی مدیر گروه آینده‌پژوهی حکمرانی پژوهشکده چشم‌انداز و آینده پژوهی</description>
                <category>alireza.nasresfahany</category>
                <author>alireza.nasresfahany</author>
                <pubDate>Tue, 11 May 2021 17:11:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آینده نگاری؛ (انتظار 3)</title>
                <link>https://virgool.io/@nasresfahany1/%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1-3-skgorbkkm9xh</link>
                <description>⭕️مقدمههمان طور که  در یادداشتهای قبلی گفته شد هدف از آینده‌نگری تغییر از تفکر کوتاه‌مدت به اندیشه‌ورزی بلندمدت اجتماعی است. هنگامی که اولویتهای آینده‌اندیشی از کوتاه‌مدت به بلندمدت تغییر کند، تدبیراندیشی برای مسایل مقطعی و جاری، جای خود را به آینده‌آفرینی اجتماعی می‌دهد. همچنین آینده‌نگری اجتماعی به دنبال افزایش آگاهی تصمیم‌سازان، برنامه‌ریزان و سیاستگذاران امور اجتماعی در زمینه‌ی علایق اجتماعی و فراهم ساختن جعبه‌ی ابزاری برای ساختن آینده‌های مطلوب و مرجح است. این جعبه ابزار نگاهی جامع‌تر و حرفه‌ایی‌تر از آنچه که پیشتر در اختیار سیاستگذاران بوده، برای آن‌ها فراهم می‌کند. به نظر می‌رسد معرفی چارچوبی برای بالاتر بردن هوش آینده‌نگر جامعه و ترویج توجه کردن به آینده به رویه عمومی می‌تواند در کنار راهکارهای معرفی شده برای ترویج مفهوم انتظار، برای سیاست‌گذاران و تصمیم‌گیران این حوزه یک نقشه راه ایجاد نماید.⭕️چارچوب آینده نگری اجتماعیدر تشریح این چارچوب می‌توان گفت که در سطح نخست، آینده‌نگری با زندگی روزمره‌ی افراد آغاز می‌شود. توانایی استفاده از آینده‌نگری به منظور گزینش گزینه‌های خردمندانه و مصلحت‌آمیز یکی از قدرتمندترین توانمندیهای فردی به شمار می‌آید. با این وجود، تاکنون به نظریه‌های چگونگی نمایان شدن این توانمندی در افراد به اندازه‌ی کافی توجه نشده است. واقعیت این است که در هر جامعه، هر شهروند یک آینده‌نگر بالقوه به شمار می‌آید. اگر استعداد و توانمندی آینده‌نگری طبیعی موجود در شهروندان پرورش یابد، می‌توان آنها را به آینده‌نگران حرفه‌ای مبدل کرد. در سطح دوم این موضوع روشن می‌شود که ایده‌ها و مفاهیم آینده زمانی می‌توانند اثرگذار شوند و جامعه را به سوی آینده‌های مرجح به جنبش درآورند که از طریق سخنرانی یا در قالب آثار مکتوب تبیین شوند. تا هنگامی که ایده‌ها و افکار در ذهن آینده اندیشان باقی بمانند، نمی‌توان انتظار تحقق آنها در لایه‌های گوناگون جامعه داشت. در سطح سوم با این حقیقت مشخص خواهد شد که تبیین ایده‌ها و مفاهیم آینده به نوبه‌ی خود نیازمند آگاهی از روش‌شناسی‌ها و ابزارهای آینده‌پژوهی است تا به این وسیله قدرت تحلیل ایده‌پردازان تقویت شده و افزایش یابد. سطح چهارم، آینده‌نگری را در عرصه‌های سازمانی به کار می‌گیرد و کاربردهای سازمانی آن در نظر می‌گیرد. از رهگذر همین کاربردها است که مهارت‌های اینده‌نگری سازمانی توسعه می‌یابند. در سطح پنجم با پدید آمدن ظرفیت اجتماعی لازم، اندیشه‌ورزی بلندمدت به رویه‌ای اجتماعی تبدیل می‌شود. به تعبیری می‌توان گفت که آینده‌نگری اجتماعی پدیداری فرهنگی است که در آن آینده‌نگری به عادت شهروندان تبدیل میشود و آینده‌ورزی به مثابه رویه‌ای عمومی نمایان می‌شود.بر این مبنا می توان گفت گسترش اندیشه ورزی بلند مدت در یک جامعه، فقط از طریق توسعه آکادمیک آینده پژوهی شکل نخواهد گرفت و به ابعاد دیگری همچون بسط آینده پژوهی فردی؛ بهره گیری از آینده نگاری در فضای کسب و کار و سازمانها؛ ترویج آینده پژوهی از طریق چاپ کتابها و مجلات آینده نگر؛ برگزاری سخنرانیهای نوآورانه و با تمرکز آینده؛ و استفاده از دانش آینده نگری  به منظور حل مسائل اجتماعی و بالا بردن تاب آوری اجتماعی ضروری خواهد بود.پ . ن: بعضی از منابع این یادداشت- حجازی، علیرضا (1389)، آینده‌نگری اجتماعی چیست؟، خبرنامه الکترونیکی انجمن آینده‌نگری ایران، شماره نخست-Slaughter, R. (2004). Futures beyond dystopia: Creating social foresight. Psychology Pressادامه در یادداشت بعدی?این یادداشت با عنوان «انتظار» ادامه دارد و هر هفته یک بخش از آن منتشر می‌شود.</description>
                <category>alireza.nasresfahany</category>
                <author>alireza.nasresfahany</author>
                <pubDate>Fri, 24 Apr 2020 00:21:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آینده نگاری؛ (انتظار 2)</title>
                <link>https://virgool.io/@nasresfahany1/%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1-2-n9fj2bma8ech</link>
                <description>مقدمهبا بررسی مفهوم انتظار در آموزه‌های دین مبین اسلام به ویژه در مکتب تشیع، می‌توان گفت که انتظار یک واکنش فعالانه (نه منفعلانه) و جمعی از سوی مردم نسبت به آینده پیش‌رو است، لذا به نظر می‌رسد برای ترویج مفهوم انتظار، در قدم اول باید آینده‌نگری عادت روزانه مردم و رویه عمومی در جامعه بشود. بدین منظور در بین چارچوب‌های موجود در علوم متاخر، آینده‌نگاری بدلیل ویژگیهای خاص خود میتواند محمل مناسبی برای ترویج مفهوم انتظار در جامعه باشد.لذا این مجموعه یادداشتها به دنبال آن است که به کند و کاو در ظرفیتهای موجود در آینده نگاری در جهت ترویج مفهوم انتظار در جامعه بپردازد و یک چارچوب را برای تبدیل آینده‌نگری به رویه عمومی جامعه معرفی نماید. چارچوب معرفی شده برای سیاستگذاران و تصمیم‌گیران این حوزه یک راهنمای و الگوی ذهنی ایجاد کند و نقشه راهی برای ترویج مفهوم انتظار ارائه می نماید.⭕️مفهوم  انتظار انتظار فردایی نکوتر، مطلوب فطری و خواست مشترک تمامی‌ انسان‌ها است و زمان و مکان نمی‌شناسد و به هیچ قوم و گروهی اختصاص ندارد. این آموزه و باور در دین اسلام و مکتب شیعه جایگاه ویژه‌ای دارد. روایات بسیاری از رسول خدا و دیگر امامان معصوم (ع) در این باره نقل شده است.  انسان منتظر ظهور در روایات جایگاه والایی همچون اجر هزار شهید بدر و احد، بهترین انسان‌های تاریخ، به منزله مجاهدان با شمشیر پیشاپیش رسول خدا (ص)، بندگاه خالص خدا، شیعیان حقیقی، دعوت‌کنندگاه به دین خدا در نهان و آشکار، بزرگ‌ترین مردم از جهت یقین، فاضل‌ترین مومنان و برادران پیامبر اعظم (ص) بیان فرموده‌اند . این توصیفات بیانگر جایگاه والای انتظار و منتظران در دین اسلام است. از جمله محققان شیعه در دوران معاصر، که درباره مسأله انتظار ظهور به ابراز عقیده پرداخته است، موسی صدر است. بر اساس اندیشه موسی صدر، انتظار فرج به معنی رها کردن کار نیست، که این کار در واقع عدم انتظار و تسلیم شدن است. از منظر وي، انتظار فرج به معناي آمادگی و بسیج شدن و تربیت کردن نیروها و آمادگی روحی، روانی، فکري، معنوي، جسمی، تکنولوژیک و نظامی نیروهاست. وي تأکید می‌کند انتظار فرج، انتظار وقوع انقلابی یکباره نیست، بلکه افراد جامعه شیعه باید همواره آماده همکاري باشند و از این راه خود را براي ظهور آماده سازند و نه اینکه از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند.از میان دیگر دانشمندان شیعی که در دوره معاصر به مسأله « فرج امام قائم» پرداخته‌اند، باید از مکارم شیرازي یاد کرد. وي در کتاب خود با نام «مهدي، انقلابی بزرگ» به بحث از مسأله انتظار فرج امام قائم در دوره معاصر می‌پردازد. وي بر این نکته تأکید می‌کند که بحث انتظار فرج در دوره معاصر از دو عنصر اصلی تشکیل یافته است: نخست عنصر «نفی» که به معناي نفی شرایط موجود است و دیگر عنصر «اثبات» که به معناي خواهان شرایط بهتر بودن است. به این ترتیب از نظر وي، انتظار فرج به معناي صبر کردن و پذیرفتن صرف وضعیت موجود نیست .مکارم شیرازي در جایی دیگر تأکید می‌کند که در دوره انتظار فرج امام قائم، دو گونه اقدام باید صورت گیرد: نخست اقدامی که عوامل نابسامان موجود در جامعه شیعه را نفی می‌کند. دوم آنکه دیگر اقداماتی که انسانها را براي پذیرش اصول چنان حکومتی آماده می‌سازد. وي انتظار فرج را، طراحی برنامه‌اي در تمام زمینه‌ها براي دوره فرج امام قائم و حکومت ایشان می‌داند.سرانجام از پژوهشگران مطرح شیعی دوره معاصر که دست به خوانش از مفهوم انتظار فرج زده، سید محمد صدر است. وي در کتاب خود به عنوان «رسالت اسلامی در عصر غیبت» به بررسی روایت «أفضل الأعمال» می‌پردازد و نقل‌هاي گوناگونی از آن را ذکر می‌کند. صدر معتقد است که مسأله انتظار فرج را نباید امري شخصی دانست. آنجا که خداوند آن را از برترین اعمال قرار داده است، می‌توان دریافت که پایه‌اي از پایه‌هاي دین است.⭕️نقش جواناندر این بین، جوانان در ترویج مفهوم انتظار نقشی محوری دارند. ترویج و گسترش اندیشه مهدویت در جامعه از وظایف منتظران و شیفتگان امام مهدی (عج) است. این وظیفه و تکلیف اگرچه درباره عموم افراد جامعه از حساسیت و اهمیت خاصی برخوردار است، اما درباره نسل جوان و نوجوان، اهمیتی فوق العاده و حساسیتی مضاعف دارد. یکی از دلایل اهمیت این مسئله، نقش‌پذیری و تأثیرپذیری آسان‌تر و بهتر قشر جوان در مسائل تربیتی و دینی است. به طور قطع برای آینده کشور، جوانان صاحب شور، احساس، تحرک و تابندگی سرنوشت‌ساز هستند. جوانان درصدد اظهار وجود، رشد شخصیت و ترقی در عرصه‌های حیات فردی و اجتماعی برمی‌آیند. جوان در کنار شور و احساس صاحب تفکر و اندیشه است و ذهنی تحلیل‌گر دارد؛ درست را از نادرست بازمی‌شناسد و به بایدها و نبایدها می‌رسد. پ . ن: بعضی از منابع این یادداشت·-دهقانی فارسانی، یونس؛ طباطبایی، کاظم؛ نقی زاده، حسن؛ جلالی، مهدی (1393)، بررسی تحولات در خوانش از مفهوم «انتظار فرج» در دوران غیب کبری، فصلنامه مطالعات قرآن و حدیث-مرادی، اعظم، قلمکاریان، محمد (1393)، بررسی وضعیت حیطه های مختلف انتظار فرج در دانشجویان و رابطه آن با ویژگی های جمعیت شناختی، فصلنامه انتظار موعودادامه در یادداشت بعدی?این یادداشت با عنوان «انتظار» ادامه دارد و هر هفته یک بخش از آن منتشر می‌شود.</description>
                <category>alireza.nasresfahany</category>
                <author>alireza.nasresfahany</author>
                <pubDate>Sat, 18 Apr 2020 16:40:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آینده نگاری؛ (انتظار 1)</title>
                <link>https://virgool.io/@nasresfahany1/%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1-1-gvlu2hjeufbx</link>
                <description>مقدمهبخش مهمی از اخبار و آثار پیرامون فضیلت انتظار، حرکت سازنده، وظایف منتظران سخن می‌گویند و رویکرد آن بصورت کلی ایجاد آمادگی همه جانبه برای آینده است. انتظاری که همراه با کنش و کشش آگاهانه به سوی اهداف متعالی دین است. از طرفی دیگر یكي از مولفه‌هاي ارزشي و مورد تأكيـد در آینده‌نگاری (FORESIGHT)، مفهوم آمادگي و هشياري نسبت به آينده به منظور غافل نبودن از آينـده و رويدادهاي محتمل همراه با آن ميباشد.
لذا نویسنده این یادداشت معتقد است برساخته شدن مفهومی به نام آینده‌نگاری، می‌تواند فرصت جدیدی برای ظهور و بروز مفهوم انتظار مهیا نماید. البته ذکر اين نكته ضروري است كه پرداختن به اين بحث، به هيچ وجه به معنـاي ‌غنابخشي به انديشه‌ي مهدويت و آموزه‌هاي والاي آن نيسـت زيـرا مهـدويت بـه‌ جهت منشأ وحياني‌اش، متعالي‌ترين انديشه و نظام فكري بوده و هسـت.طرح این نگرش جدید به مفهوم انتظار در این یادداشت با آنکه حائز مراتبی از نوآوری است لیکن موجدِ یک نوآوریِ رادیکال در معرفت‌شناسی و روش­ شناسی به مفهوم انتظار نمی‌باشد و به دنبال فتح بابی جهت حضور مفهوم آینده‌نگاری در ترویج مفهوم انتظار است.⭕️نسلهای آینده نگاریپژوهشگران بسياري به تحقيق در باره‌ي &quot;آينده&quot; پرداخته‌اند. بسياري از آنان تصويري از آينده و يا اتفاقات آن را ترسيم نموده‌اند. مثلا كارگزاران بورس با تمركز و توجه به مسائل و حوادث و رويدادها به تصويري از آينده دست مي‌يابند تا بر اساس آن، به خريد يا فروش سهام بپردازند. به عبارت ديگر ميزان سود يا ضرر اين افراد بر اساس انطباق تصوير فرضي آنان با آينده‌ي واقعي است. چنانچه فردي بتواند تصوير درستي از آينده داشته باشد مسلما مي‌تواند تصميم‌هاي بهتري بگيرد و به منفعت و سود بالاتري برسد. ولي بر عكس، آنهايي كه تصوير درستي از آينده ندارند، تصميم‌هاشان ناگزير آنان را متضرر مي‌سازد.بدين ترتيب پژوهش در مورد آينده متنوع و متفاوت است و هر كس بنا بر پارادايم حاكم بر فكرش، ادراكاتي از اين دانش يا رشته‌ي تحقيقاتي دارد. امروزه و در اين دسته از مطالعات، واژگان بسياري را به كار مي‌برند، واژگان مطرحي همچون «آينده‌پژوهي» «آينده‌‌انديشي» ،«پيش‌بيني»، و «آينده‌نگاری». اما هر يك از اين واژگان وابسته و برآمده از تئوريها و پيش‌فرضهايي بسيارند و از روش‌هايي خاص بهره مي‌برند.به طور کلی می‌توان گفت که آینده‌نگاري در طی سه نسل تکامل یافته است. نسل اول فعالیتها شامل پیش‌بینی‌هاي فناورانه توسط خبرگان، نسل دوم ورود به صنعت و بازار و نسل سوم آینده‌نگاري شامل جنبه‌هاي اجتماعی و کاربردي است. قابل ذکر است که این نسلها از نوع ایده‌آل بوده و هر یک از فعالیتهاي آینده‌نگاري به‌طور جداگانه می‌تواند نشان‌دهنده‌ي عناصر دو یا حتا سه نسل باشد.این سه نسل در انواع مختلفی از ساختارهاي برنامه‌اي منعکس می‌شوند. اصول تشکیل دهنده‌ي نسل اول، زمینه‌هاي علم و فناوري، نسل دوم، بخش‌هاي صنعتی و خدماتی اقتصاد و نسل سوم مسایلِ ریشه‌ايِ مرتبط با حل مسایل اقتصاد يـا اجتماعی است (براي مثال جوامع سالخورده یا پیشگیري از جرایم). این نسل‌ها معمولا شامل سه دسته از بازیگران می‌شوند: اولین نسل آینده‌نگاري را خبرگان آینده‌ پژوهی یا خبرگان قلمروهاي فناورانه تشکیل می‌دهند. در نسل دوم با توجه به خصوصیات موج آینده نگاري در دهه‌ي 1990، خبرگان فناوري (دانشگاهیان)، خبرگان حوزه‌ي بازار (از صنعت) را نیز در این امر شرکت می‌دهند. به‌طوريکه مهارت آینده‌نگاري به عنوان پیش‌زمینه محسوب می‌شود و هدف اصلی ایجاد تماس نزدیکتر میان این دو گروه نام‌برده است. نسل سوم با حفظ بازیگران نسل دوم، تلاش‌هاي آشکاري جهت به‌کارگیري مجموعه‌ي دیگري که ذينفعان اجتماعی نامیده می‌شوند، می‌کند. این گروهها نماینده‌ي شهروندان هستند. براي مثال، سازمان‌هاي داوطلب که رفاه افراد مسن را مورد توجه قرار می‌دهند یا سازمان‌هاي غیردولتی که در حوزه‌ي مسایل محیطی فعالیت می‌کنند.⭕️ظهور آینده نگری اجتماعیبا ظهور نسل‌های جدید آینده نگاری، آینده‌نگری اجتماعی در ادبیات این حوزه وارد شد. آینده‌نگری اجتماعی به چگونگی شکل‌گیری آینده‌های اجتماعی می‌پردازد، پیشرانهای تغییر در بستر جامعه را شناسایی و کالبدشکافی می‌کند، با پایش شرایط اجتماعی، علایم ضعیف را شناسایی، رهگیری و مسیریابی می‌کند و وقوع رویدادهای ناشی از این علامت‌ها در آینده پیش‌بینی می‌کند. روندهای جاری و آینده‌ی جامعه را شناسایی و معرفی می‌کند و در گامی فراتر به برونیابی آنها می‌پردازد. و با شناسایی عوامل تغییردهنده‌ی آینده‌ی جامعه، راه‌های تازه‌ایی را برای برنامه‌ریزی موثر و بهره‌برداری از آن‌ها در راستای اهداف مورد نظر پیشنهاد و معرفی می‌کند. هدف نهایی آینده‌نگری اجتماعی، افزایش آگاهی تصمیم‌سازان، برنامه‌ریزان و سیاستگذاران امور اجتماعی در زمینه‌ی علایق اجتماعی و فراهم ساختن جعبه‌ی ابزاری برای ساختن آینده‌های مطلوب و مرجح است. این جعبه ابزار نگاهی جامع‌تر و حرفه‌ایی‌تر از آنچه که پیشتر در اختیار سیاستگذاران بوده، برای آن‌ها فراهم می‌کند. یکی دیگر از اهداف کلانی که در آینده‌نگری اجتماعی پیگیری می‌شود. تغییر از تفکر کوتاه‌مدت به اندیشه‌ورزی بلندمدت اجتماعی است. هنگامی که اولویتهای آینده‌اندیشی از کوتاه‌مدت به بلندمدت تغییر کند، تدبیراندیشی برای مسایل مقطعی و جاری، جای خود را به آینده‌آفرینی اجتماعی می‌دهد. پ . ن: بعضی از منابع این یادداشت· ناظمی، امیر؛ قدیری، روح‌الله (1385)، آینده‌نگاری از مفهوم تا اجرا· گروه آینده‌نگاری سازمان توسعه ملل متحد (یونیدو) (1387)، راهنمای آینده‌نگاری فناوری یونیدو-جلد اول سازمان‌ و روش‌ها (مترجم: سونیا شفیعی اردستانی و همکاران) · حجازی، علیرضا (1389)، آینده‌نگری اجتماعی چیست؟، خبرنامه الکترونیکی انجمن آینده‌نگری ایران، شماره نخستادامه در یادداشت بعدی?این یادداشت با عنوان «انتظار» ادامه دارد و هر هفته یک بخش از آن منتشر می‌شود.</description>
                <category>alireza.nasresfahany</category>
                <author>alireza.nasresfahany</author>
                <pubDate>Fri, 10 Apr 2020 13:01:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل گفتمان ظهور بیماری‌های عفونی نوپدید</title>
                <link>https://virgool.io/@nasresfahany1/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B8%D9%87%D9%88%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%81%D9%88%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%AF-okcgat2o9jwy</link>
                <description> https://virgool.io/p/okcgat2o9jwy/edit اییدز (EIDs) یا بیماری‌های عفونی نوپدید چه به تازگی در جامعه انتشار پیدا کرده یا اینکه از قبل وجود داشته است در هر صورت به سرعت در همه جا شیوع پیدا می‌کند. پیش از این تعدادی از پژوهشگران، بیماری‌های عفونی نوپدید مورد توجه قرار دادند و به نتایجی کلی درباره فاکتورهای خطرزا این بیماری‌ها رسیدند.این موضوع که 75 درصد پاتوژن‌های نوظهور در انسان، زونوتیک هستند، هشداری است برای دامپزشکان و اپیدمولوژیست‌های دامپزشکی که به توسعه ارتباطات بین فعالان در حوزه سلامتی انسان اهمیت دهند. علاوه بر آن، نقش حیات وحش به عنوان منبع بیماری و تجاوز انسان به قلمرو حیات وحش حائز اهمیت است، همچنین نیازمند ورود گروه‌های بین‌رشته‌ای است تا طیف وسیعتری از دیدگاه‌ها در این موضوع وارد شوند تا صرفا گروه‌های حوزه سلامت انسان و دامپزشکی در این امر مشارکت کنند. این نیاز به رویکرد بین‌رشته‌ای و فراگیر از طرف جامعه تحقیقاتی ایید در سال 2003 پذیرفته شد.در آن زمان مهمترین موضوع در بحث‌های رایج این بود که اگر پویای‌شناسی‌های بیماری‌های عفونی در جوامع پیچیده با چندین میزبان به خوبی فهمیده شود، کنترل یا تاثیر گذاشتن بر تهدیدهای شناسایی‌شده در حوزه‌های سلامت عمومی، اقتصاد دام، و حیات وحش آسانتر است.  بیشتر پژوهشگران چالش بیماری‌های عفونی نوپدید را به منزله‌ی یک میدان جنگ بی‌پایان می بینند که به صورت مستمر به دنبال پیروزی در آن هستند. به این منظور، دفاع کلیدی در هر نبردی این است که دشمن را شناسایی کنید قبل از آنکه بخواهد حرکت اساسی انجام دهد. این بدین معناست که پایش باید به عنوان یک استراتژی بازدارنده دیده شود. با این وجود استراتژیهای بازدارنده که در بسیاری از نهادها (از جمله دولتها) با هدف تخصیص منابع اجرا می‌شود، با نگاهی کوتاه مدت پیاده‌سازی می‌شود که آسیبی برای آنها به شمار می‌آید. مراقبت موثر منوط به تامین و تخصیص منابع و زیرساختارها است و در همین راستا به اراده سیاسی کشورها و سرمایه گذاری نیاز دارد. گرچه در شرایط اضطراری نیاز است تا توجهات بیشتر از قبل بر انگیخته شود. برای مثال، اپیدمی سارس در سال 2003 نیاز به پایش را شدت بخشید و موجب افزایش کارآیی و اثر بخشی آن در سرتاسر جهان شد.بسیاری از دانشمندان علاقه‌مند شده‌اند تا دیدگاهی جامع‌تر نسبت به ظهور بیماری‌های عفونی داشته باشند. رشد جمعیت و گرمایش جهانی عوامل تشدید کننده در ظهور بیماری‌های عفونی هستند که از سوی بیشتر محققان شناسایی شده است.  این عوامل تعیین‌کننده در سطح جامعه، بستر مناسبی برای شیوع بیماری‌های عفونی فراهم می‌کند. از این منظر، پایش و فعالیتهای تشخیصی رویکردهایی ثانویه در جهت پیشگیری هستند و نقطه ضعف این روش‌ها شناسایی این نوع بیماری ها بعد از به وجود آمدن آن است. رویکردهای اولیه با هدف پیشگیری به دنبال اصلاح یا حذف عوامل ریسک‌آور هستند. این راهبردهای پیشگیری که با هدف سلامتی انسان اجرا می‌شود شامل ایمن‌سازی، بهبود زیرساخت‌های بهداشت عمومی، استفاده محتاطانه از مواد شیمیایی ضد میکروبی، بهبود متغییرهای اجتماعی است. از دیدگاه سیستماتیک جامع‌نگر، بدون آنکه از این موضوع دچار شگفتی شویم عوامل اجتماعی موثر بر بیماریهای عفونی نوپدید با یکدیگر مرتبط هستند و بر هم اثر می‌گذارند و بسیاری از این عوامل آنتراپوجنیک(ایجاد شده توسط انسان) هستند. بنابراین، اپیدومولوژیست‌های دامپزشکی و اقتصاد‌دان‌های حوزه سلامت و مسببان این بیماری‌ها در جمعیت حیوانات در سرتاسر جهان باید هشیار باشند که فعالیت آنها در بسیاری ابعاد پتانسیل آن را دارد که بر سلامت انسان و در واقع ادامه حیات یک تمدن اثر بگذارد. در هر صورت، بسیاری از ما در این حوزه فعالیت می کنیم بدون آنکه متوجه حوزه گسترده و تاثیرگذار فعالیت‌های خود باشیم. ولی چرا؟اپیدمولوژیست‌های دامپزشک با جمعیت (به عنوان نقطه مقابل حیوانات که فردی زندگی می‌کنند) سر وکار دارند و عوامل پیچیده چندبعدی سلامت حیوانات (و نه مدل های علی منفرد و ساده) را بررسی می‌کنند. ولی آنها از سنت‌های علمی تجربی پیروی می‌کنند و بر داده‌ها و آمار تکیه دارند. این رویکرد برای بررسی مسائل تا سطح معینی مناسب به نظر می‌رسد، و بر اساس مشاهدات همیشه سیاست‌گذاری حوزه سلامت حیوانات در فقدان اطلاعاتی که اپیدمولوژیست آن را کافی بدانند انجام می‌شود. هستون بر این موضوع تاکید کرده بود که «بهترین سیاست‌گذاری‌های حوزه سلامت حیوانات برآمده از نگاه توامان به سیاست و علم است».  بنابر این واقعا بهتر است وقتی که اپیدمولوژیست‌ها روی موضوعی مطالعه می‌کنند جایگاه آن را در جهان در چندین سطح بررسی کنند تا اینکه فقط آن منظر «علم» یا «سیاست» بررسی کنند.به نظر می‌رسد تفکر انتقادی نسبت به آینده باید جزء اصلی هر مطالعه‌ای باشد که به دنبال بررسی جدی چالش‌های جهانی است مانند بررسی بیماری‌‌های عفونی نوپدید. در همین راستا از اپیدمولوژیست‌ها باید درخواست کرد تا تاثیرات احتمالی راه‌حل‌های پیشنهادی‌شان را بر نسلهای آینده بررسی کنند. اپیدمولوژیست‌ها به عنوان بخشی از این جامعه فرصتی منحصر به فرد در اختیار دارند و در واقع تعهدی اجتماعی دارند تا در تمام فعالیتهای خود نقش مهم خود را را در نظر داشته‌ بگیرند. بی‌شک روش تحلیل لایه‌ای علتها به ما کمک می‌کند تا با حداکثر تلاش خود به سمت این هدف حرکت کنیم و از این نگاه فنی زیست‌پزشکی رها شویم که فقط به دنبال معالجه‌ بیماری‌ها با دارو و درمان است. روش تحلیل لایه‌ای علتها اولین قدم در این مسیر برای توسعه ارزیابی‌های جامع‌تر از نیازها است تا با ابداع راههای جدید برای اندیشیدن و عمل کردن، به یک خودآگاهی جهانی جدید در این موضوع دست پیدا کرد.این یادداشت بخشی از کتاب تحلیل لایه ای علتها 2 سهیل عنایت الله با ترجمه مهدی مبصری، علیرضا نصراصفهانی، مریم یوسفیان، محمد فراهانی از انتشارات اندیشگاه علم و صنعت جهان معاصر است. مطالعه این کتاب جهت نگاه عمیقتر و گسترده تر به کروناویروس به عنوان یک ویروس عفونی نوپدید مفید است.</description>
                <category>alireza.nasresfahany</category>
                <author>alireza.nasresfahany</author>
                <pubDate>Fri, 10 Apr 2020 03:45:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی چگونگی افزایش ظرفیت زبان فارسی برای تبدیل شدن به زبان علمی جهانی</title>
                <link>https://virgool.io/@nasresfahany1/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%B8%D8%B1%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-flgovm2bdmfl</link>
                <description>?با توجه به سیر پیشرفت هوش‌مصنوعی، فناوری ‌شناختی و مترجمهای دیجیتال ممكن است در جهان آينده دسترسي به محتويات علمي لزوماً نياز به تسلط بر يك زبان خارجي نداشته باشد. نميتوان انتظار داشت زبان فارسي (يا هر زبان ديگر) در آينده بتواند موقعيت بلامنازع زبان انگليسي در حال حاضر را داشته باشد. اما این بدان معنا نیست که زبان فارسی نمیتواند در پنجاه سال آینده به عنوان یکی از زبان‌های علمی مطرح شود؛ به عبارت دیگر ممكن است كشور ما به دليل سياستهاي مشوق توليد علم به جايگاهي برسد كه سهم درخوري از توليد علم به ايرانيان اختصاص داشته باشد و توليدات علمي به زبان فارسي حجم قابل توجهي يابد (كه در این یادداشت شواهدی مبنی بر دست یافتنی بودن این آرزو ارائه گردیده است) ولي شايد چندان لازم نباشد دانشمندان عالم براي دستيابي به علوم توسعه يافته توسط ايرانيان به فراگيري زبان فارسي بپردازند. به هر حال به نظر ميرسد که حفظ قاموس فارسي و گسترش آن بدون توجه به الزامات ديجيتال (اعم از سازگاركردن اين زبان با محيط‌هاي رايانه اي و پرداختن به مترجم‌هاي توانمند كامپيوتري) ناممكن است. لذا پیشنهاد می‌شود ابتدا مبحث مترجمهای دیجیتال آینده نگاری شود، سپس در صورت مستعد بودنش؛ برنامه ای ملی (با حمایت ونظارت مستقیم دولت) جهت ایجاد و توسعه ی مترجم‌های دیجیتال آغاز شود که نیاز به تشکیل تیم‌های بین رشته ای (زبان‌شناسان، مترجمان، متخصصان علوم شناختی، متخصصان هوش مصنوعی و متخصصان نرم افزار) دارد. شاید الگوی رویان در توسعه ی زیست‌فناوری بتواند برای این پروژه قابل تقلید باشد لیکن باید متذکر بود که این مهم هم اکنون وجهه ی همت پژوهشگران فراوانی در سراسر جهان است و چه بهتر است که در چارچوب پارادیم نوآوری باز پیگیری گردد. ? و نهایتاً در شکل زیر تلاش شده برآیندی از همه‌ی دستاوردهایِ تحقیق در یک نمودار فازی شناختی منعکس و خلاصه شود که با اندکی تأمل و با رجوع به راهنمایی که در گوشه‌ی جنوب شرقی نقشه آمده، قابل فهم است.نقشه شناختی فازی اقدامات پیشنهادی جهت تبدیل زبان فارسی به زبان علم دنیا?جهت دریافتِ شرح مستوفای سرخطهای این یادداشت، توصیه میشود به مقالات زیر مراجعه فرمایید.• امیر علی سیف الدین، امیر حسین رهبر، علیرضانصراصفهانی، محمد میثم صفرزاده، بررسی چگونگی افزایش ظرفیت زبان فارسی برای تبدیل شدن به زبان علمی جهانی، فصلنامه مجلس و راهبرد، شماره‌ی 81، بهار 94، صص1-35• امیر علی سیف الدین، امیر حسین رهبر، علیرضانصراصفهانی، محمد میثم صفرزاده، زبان فارسی در آینه‌ی اسناد بالا دستی جمهوری اسلامی ایران؛ رویکردی آینده‌پژوهانه، فصلنامه مطالعات آینده پژوهی ، سال اول، شماره سوم، پاییز 1391، صص 107-131</description>
                <category>alireza.nasresfahany</category>
                <author>alireza.nasresfahany</author>
                <pubDate>Tue, 31 Mar 2020 17:48:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل لایه ای علتها؛ روشی پرکاربرد در آینده پژوهی</title>
                <link>https://virgool.io/@nasresfahany1/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D8%AA%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%DB%8C-pzfsx2f7wxdp</link>
                <description>تحلیل لایه ای علت ها یکی از روش های آینده پژوهی است که سهیل عنایت الله آن را ابداع کرده و توسعه داده است. هدف از پیاده سازی تحلیل لایه ای علت ها ساخت شکنی پدیده های اجتماعی و رسیدن به درکی عمیق از لایه های زیرین مسائل و مشکلات است. پس از آشکار شدن لایه های مختلف پدیده ها و قرار گرفتن متن در بافت نوبت به تدوین و ارائه سناریو های بدیل آینده می رسد.کتاب تحلیل لایه ای علتها 2در تحلیل لایه ای علت ها حالت های مختلف دانستن اعم از علمی- تجربی، تفسیری – تاویلی، و فلسفی – انتقادی یکپارچه می شوند. ارزش و سودمندی این روش در  پیش بینی بهتر و دقیق تر آینده نیست بلکه با ایجاد فضاهای گذار زمینه لازم را برای خلق آینده های بدیل  فراهم می کند. همچنین کاربرد این روش هنگام سیاست گذاری عمومی و درازمدت نهایتا منجر به تهیه بینش های جامع تر، ژرف تر و اثربخش تر می شود.تحلیل لایه ای علت ها از چهار سطح تشکیل می شود که عبارتند از : لیتانی ، علت های اجتماعی- سیستمی ، جهان بینی و گفتمان مسلط ، و نهایتا اسطوره -استعاره.چهار سطح تحلیل لایه ای علتها
 ۱- سطح اول لیتانی نام دارد که در فرهنگ مسیحی به معنی مراسم دعا و مناجات دسته جمعی است. لیتانی سطحی ترین لایه بوده و معرف دیدگاه رسمی و پذیرفته شده از واقعیت است.۲- سطح دوم سطح علت های اجتماعی و معرف دیدگاه سیستمیک است. در این سطح داده های سطح لیتانی توضیح داده شده و مورد سوال قرار می گیرند.۳- سطح سوم نمایانگر جهان بینی و گفتمان است. در این سطح فرض های استدلالی ، که بر بستر جهان بینی ها و ایدئولوژی ها قرار داشته و ناخودآگاه هستند واکاویده می شوند.۴- سطح چهارم نشانگر اسطوره ها و استعاره هاست. این سطح در واقع معرف ابعاد انگیزشی ناخودآگاه موضوع است.</description>
                <category>alireza.nasresfahany</category>
                <author>alireza.nasresfahany</author>
                <pubDate>Tue, 31 Mar 2020 17:24:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>‍ ‍ چشم انداز سازی؛ روشی برای تحقق آرمانهاي سترگ ملي</title>
                <link>https://virgool.io/@nasresfahany1/%DA%86%D8%B4%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D9%82%D9%82-%D8%A2%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%D9%8A-vrlwn0qccnmx</link>
                <description>⭕️چشم انداز جوهر رهبري است که تغییر در زندگی انسانها سازمانها (و حتی کشورها) را با خود به ارمغان می آورد. فرهنگ واژه ی آکسفورد در مقابل چشم انداز چند معنا ذکر میکند: فضایی که می‌توان آن را از موقعیتی خاص دید، ایده یا تصویري در ذهن، توانایی تفکر درباره ي برنامه اي در آینده با استفاده از هوش و تخیل بالا.از مجموع این چند معنا، می توان چنین نتیجه گرفت که تصویر یا پندار یکی از عناصر اصلی چشم انداز است. معروف است که رهبران به مدد سه عنصر چشم انداز، ایمان، و جسارت فعالیتها را هماهنگ می‌کنند. در ادبیات چشم انداز، طیف وسیعی از تعاریف وجود دارد که وجه مشترك تمام موارد، این پیام است که چشم انداز یک فرد، سازمان، گروه، یا جامعه تصویري است از آنچه میل دارند بشوند و عنصري که به زندگی فردي و اجتماعی نیرو می‌بخشد. ⭕️امروزه، بیانیه ي چشم انداز در برنامه ریزي راهبردي جایگاه ویژه اي دارد. رهبران هنگامی به بیانیه ي چشم انداز متوسل میشوند که میخواهند افراد در جهت هدفی مشترك، با رویکردي واحد، و با انگیزه‌هاي یکسان کار کنند. علیرغم محبوبیت موضوع بیانیه ي چشم انداز در بین صاحبنظران علوم اجتماعی و آینده پژوهی، کسی معتقد به وجود تعریفی منحصربه فرد و رویه اي استاندارد در چشم  انداز نویسی نیست. دربین برنامه ریزان، همچنان تنور بحث درباره ي اولویت هدفها، قالب بندي و مفاد مطرح شده در سند چشم انداز داغ است. دربین موضوعات نوین مدیریت نیز، درباره ي چشم انداز بیش از همه قلم‌فرسایی شده است. ⭕️البته جالب توجه است که برخی آینده پژوهان ترسيم چشم انداز در آينده پژوهي را تاحدي متفاوت از سياست پژوهي و مديريت استراتژيك میدانند.  چشم انداز در سياست پژوهي بر مبناي &quot;واقع گرايي&quot; تنظيم مي گردد. در حالي كه آينده پژوهان، واقع گرايي را مفهوم ي ابتر مي دانند و به جاي آن &quot;آرمانگرايي&quot; را پيشنهاد مي نمايند و معتقدند از اين رهگذر مي توان موتور جوشش هاي ملّي را با شتاب تمام به حركت درآورد و زمينه را براي تحقق آرمانهاي سترگ ملي شود.</description>
                <category>alireza.nasresfahany</category>
                <author>alireza.nasresfahany</author>
                <pubDate>Tue, 31 Mar 2020 17:14:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سناریونگاری و کاربرد آن در نوآوری</title>
                <link>https://virgool.io/@nasresfahany1/%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-jigchmcepz7u</link>
                <description>? برنامه‌ریزی سناریویی شامل دو قسمت است اول، سناریوها از طریق فرآیند سیستماتیک به تصویر کشیدن وضعیت آینده و بازگو کردن آن توسعه می‌یابند. دوم، برنامه‌ریزی راهبردی بر پایه خروجی‌های سناریو. سناریوها مخصوصا هنگامی که با آینده‌ای با عدم قطعیت روبرو هستند مناسب می‌باشند. شرکت رویال داتچ شل برنامه‌ریزی سناریویی را برای تصمیم‌گیری راهبردی خود به کار گرفت و توانست بحران انرژی در سال 1973 و 1979 ، کاهش تقاضا برای نفت، گسترش جنبش‌های محافظه کارانه در سطح جهان و سقوط اتحادیه جماهیر شوروی را پیش‌بینی کند. به هر حال برنامه‌ریزی سناریوی فقط در قلمرو مدیریت استراتژیک و آن هم برای تصمیم‌گیری استفاده نمی‌شود و می‌تواند در تعیین استراتژی یک واحد تجاری یا محصول استفاده شود. همچنین سناریونگاری ابزاری مناسب برای مدیریت بحران است زیرا سناریوها فرد و سازمان را نسبت به ریسک‌ها و مشکلات حساستر و آگاهتر می‌نماید و امکان واکنش سریعتر به اتفاقات را می‌دهد و در دوران جهانی شدن، به تصمیم‌گیرندگان اجازه می‌دهد تا دید سازمانی خود را گسترده‌تر کنند و پیامدهای آن در بافت جامعه و محیط بررسی کنند. به علاوه برنامه‌ریزی سناریویی در فعالیت‌های علمی، یک پلاتفرم مناسب برای ارتباط بهتر بازیگران و ذی نفعان مختلف در فرآیندهای تصمیم‌گیری می‌باشد.?برنامه‌ریزی سناریوی در دو ناحیه از مدیریت نوآوری را پشتیبانی می‌کند. قبل از به وجود آمدن ایده و بعد از آن. در مرحله اول از تکنیک سناریونگاری استفاده می‌شود تا الهام‌بخش باشد و تصویر پابرجاتر از  نیاز آینده‌ی مشتری و بازار را در افق زمانی معین ارائه دهد. برنامه‌ریزی سناریویی به عنوان ابزاری خلاق برای زایش سیستماتیک ایده به کار می‌رود. هنگامی که ایده ایجاد شد.    ?امکان‌سنجی فناورانه و تجاری ایده به کمک تکنیک‌های سناریونگاری بررسی می‌شود. در این زمان سناریونگاری، به کمک مدیریت ریسک در تصمیم‌گیری با عدم قطعیت می‌آید و از اینکه منابع را در فرآیندهای نوآورانه‌ای سرمایه‌گذاری شود که موفقیت آمیز نیست، جلوگیری می‌کند. در یک بررسی عمیق‌تر، سه نقش آینده‌نگاری سازمانی در افزایش ظرفیت نوآوری یک شرکت ذکر کرده‌اند. 1) نقش راهبردی، که حوزه‌های نو در کسب و کار را کاوش می‌کند؛ 2) نقش آغازگر، که تعداد مفاهیم و ایده‌های نوآورانه را افزایش می‌دهد؛ 3) نقش مخالف، که یک پروژه نوآورانه را به چالش می‌کشاند تا کیفیت خروجی‌ها را افزایش دهد.  ?یک رویکرد سناریویی، مدیران حوزه نوآوری را قادر می‌سازد تا فرآیند توسعه محصولات یا خدمات نوین را مطابق با معیارهای نو تراز کنند و ظرفیت بازار را برای استفاده از فرصتها پیشاپیش بررسی کنند. از یک سو، این کار ریسک نوآوری نامناسب برای بازار را کاهش دهد. از سوی دیگر، فرصتهایی را به وجود آورد تا در ابتدای کار، ظهور آینده بالقوه را درک شود و آن را شکل دهد. به علاوه برای حمایت از نوآوری‌های در حال پیشرفت با تکنیک سناریونگاری می‌توان تفکر خارج از چارچوب و محدودیت‌های قراردادی و روال همیشگی داشت و نوآوری‌های ریشه ای را با شفافیت بیشتری ارائه داد. ?برگرفته از مقاله -H.A. von der Gracht, C. Stillings, An innovation-focused scenario process — A case from the materials producing industry, Technol. Forecast. Soc. Change (2012)</description>
                <category>alireza.nasresfahany</category>
                <author>alireza.nasresfahany</author>
                <pubDate>Tue, 31 Mar 2020 17:10:04 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>