<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رضا مَلِکی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@navab313313</link>
        <description>طلبه|حافظ قرآن مجید|تمدن اسلامی|یک چندپتانسیلی!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 01:17:35</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1269459/avatar/yexU0v.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>رضا مَلِکی</title>
            <link>https://virgool.io/@navab313313</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دیسک کمر</title>
                <link>https://virgool.io/@navab313313/%D8%AF%DB%8C%D8%B3%DA%A9-%DA%A9%D9%85%D8%B1-u1bcmxpahkln</link>
                <description>یکی دو ماه مانده بود به امتحانات که وامم جور شد.برخلاف خواسته من،شروع به بنایی کردیم.مصالح که رسید پای کار،ظرف دو روز دیوارها را تا زیر آهن رساندیم.روز آهن کشی،اوستا از من خواستد دوتا کارگر اضافه بگیرم.من هم که خسیس بازی ام گُل کرده بود،کارگر نگرفتم.گفتم چرا باید پول اضافه بدهم،خودم هستم و جور دوتا کارگر را می کشم.آهن ها هیجده بودندوسنگین.اولی،دومی،سومی و تا آخرین شاخ آهن،به جای دو نفر کار کردم.پرتلاش بودم و پرتوان.تازه نفس بودم و قلدر.روی همه کارگرها را کم کردم.نه خسته شدم و نه کوفته.فقط این اواخر بین دو کتف هایم می سوخت و یکم میخارید؛غروب که شد کار را تعطیل کردیم و آمدم خانه.دیسک کمرشام که خوردم سریع رختخوابم را پهن کردم.وقتی سرم رو بالشت گذاشتم؛یک حالی شدم؛دوتا کتف هایم را چسپاندم به تشک و پاهایم را دراز کردم؛مثل این بود که یکی دارد با طنابی،بندی،چیزی مهره های پشتم،همان چندتایی که می خارید را می کشد بالا.به شانه چپ یا راست که میخوابیدم،اینطور نبود؛ولی به پشت که می خوابیدم خیلی اذیت می شدم.چند ثانیه که خودم را توی این حالت نگه میداشتم،درد عجیبی را از بین دوتا کتفم تا مهره های پشت گردنم احساس می کردم.خوابم نبرد؛پاشدم رفتم سمت باباییم.چهارزانو زده بود.داشت اخبار گوش می کرد و چایی میخورد.ازش پرسیدم چرا اینجور شدم.چایی را تا ته هورت کشید و تا قطرهِ آخرش ریخت توی دهنش.لبخند تلخی زد.آرام و ناراحت جواب داد:«دخل خودت را آوردی،آقا زرنگه.»بنایی دیوار ساختمانبا همان درد مدارا کردم تا بنایی تمام شد.حالا حدوداً سه هفته وقت داشتم تا درسها را مرور کنم و برای امتحانات آماده شوم؛ولی نمی توانستم از میز تحریر استفاده کنم؛آخر تا گردنم خم می شد،درد شدیدی احساس میکردم،روی زمین هم برایم سخت بود که بنشینم و به کتاب نگاه کنم.برای همین یک هفته ای به خودم استراحت دادم.دوباره سعی کردم،نشد،رفتم دکتر؛عکس گرفت و متوجه شدم دوتا از مهره های کمرم به دیسک مبتلا شده،دیگر نه میتوانستم درس بخوانم و نه کار کنم؛خلقم تنگ شده بود.طلاب حوزه علمیه در حال امتحانچند روز بعد،داشتم توی کوچه راه میرفتم که چشمم افتاد به دایی ام،بعد از احوالپرسی،ماجرا را از سیرتاپیاز برایش تعریف کردم.گفت:«باید یاد بگیری با شرایط کنار بیایی؛مثل شالی که هیچ طوفانی نمیتواند آن را بشکند و فقط خم و راستش می کند؛نمیتوانی پشت میز بنشینی،روی زمین بنشین،اگر نمیتوانی دراز بکش و یک بالشت بگذار زیر پایت،یا به شکم بخواب؛خلاصه یک راهی برای خودت پیدا کن»اگه نمی شود بخوانی، نوار گوش کن یا هم بحث پیدا کن و جزوه کتاب را مباحثه کن. اگر چشم هایت ضعیف اند،کتاب چاپ درشت بگیر؛ اگه جان نداری کتاب بزرگ بگیری دستت، خب چاپ کوچک پیدا کن،به برکت انقلاب همه جور امکاناتی داریم؛ طلبه های امروز، از طلاب گذشته خوشبخت ترند؛ هم بحث خوب، مدرسه خوب، کتاب های گوناگون، جزوه های متنوع و اساتید در دسترس، خلاصه همه چیز برایموفقیت مهیاست. با تلاش و کوشش همه چیز دست یافتنی است ، مگر نمیبینی کسانی را که نابینا هستند، ولی در جایگاه بلند علمی اند.دنيا محل تمرین است، تو تمرین کن برای ایستادن؛ برای رشد کردن؛هر قدر همکه زمین خوردی نترس؛ خدا بلندت میکند. ممکن است بعضی از روزها هیچ پیشرفتی نکنی یا این قدر کم به سمت هدفت حرکت کنی که رشدت به چشم نیاید؛ ولی مطمئن باش که آخرش پیروز میشوی؛ چون خدا وعده پیروزی داده .آن که میگوید: نمیتوانی یا نمیشود، شیطان است. خدا همیشه میگوید: میشود و می توانی.تو فقط تلاش کن و با توجه به شرایط ، از ابزارها و روشهای متنوع استفاده کن؛ مطمئن باش پیروزی به وقتش سراغت می آید .یادت نرود که موفقیت لحظه ای نیست؛ همانطور که به دنیا آمدن بچه، په ماه طول میکشد؛ از شروع کار تا رسیدن به موفقیت، مدت بستنی و بارداری وجود دارد. تو فقط خسته نشو.جوینده همیشه یابنده است .در، تنها به روی کسانی که به در زدن ادامه می دهند باز می شود.نور امید توی دلم جرقه زد.طلاب  درس های اصلی خود را بعد از کلاس مباحثه می کنند آمدم سر در مدرسه برگه چسباندم که برای درس فقه دو، نیاز به هم بحث دارم. هنوز چند ساعتی نگذشته بود که یکی از طلبه ها باهام تماس گرفت؛ یک طلبه که همیشه نمره هایش بالای هجده بود. صبحها توی حرم و بعدازظهرها توی پارک با هم درس می خواندیم. جلسه سوم بهم گفت که فقط با مباحثه درس را میفهمد. او هم مشکلات خاص خودش را داشت؛ ولی با شرایط کنار آمده بود؛ برای همین همیشه نمره هایش بالای هجده بود.</description>
                <category>رضا مَلِکی</category>
                <author>رضا مَلِکی</author>
                <pubDate>Sat, 09 Sep 2023 14:40:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امتحان پنجم</title>
                <link>https://virgool.io/@navab313313/%D8%A7%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-a2vs7s8radgb</link>
                <description>داشتم برای امتحان کفایه آماده می‌شدم اما شدنی نبود انگار طلسم شده بود؛نه با مطالعه،نه با مباحثه،شدنی نبود که نبود!کفایة الاصول-کتاب سطح عالی حوزه
این بار چهارمی بود که توی امتحان شرکت می‌کردم رد می شدم.بار آخر شیوه‌ای پیدا کردم به اسم تکرار یعنی هر مطلب را چند شب پیاپی دوره کردن،مرور کردن؛اما این هم جواب نمی‌داد آخر اشتغال فکری زیادی داشتم هم باید می‌رفتم نماز،هم باید درس می‌خواندم و هم باید کار می‌کردم!تا حالا حدود ۲۳ تا شغل مختلف عوض کردم،تمامشان کارهای پاره وقت بودند و بی هویت؛پس درآمد چندانی هم نداشتند ولی کاچی به از هیچی بود! دو طلبه  در هنگام مباحثهته حرفم این است که فکرم نیاز به یک روش جدید و قوی برای جمع و جور شدن داشت،می‌دانستم باید تمرکز داشته باشم و مطالبی را که باعث پرش افکار می‌شود کم کنم تا بتوانم درس بخوانم ولی کدامش را باید حذف می‌کردم! کار؟ نماز؟ یا هر دوتایش؛من به هر دوتایش نیاز داشتم کارم را باید حفظ می‌کردم برای خرج خانه؛آخر بخش زیادی از شهریه را می‌دهم کرایه خانه! نماز هم که آرمان طلبگی هم بوده و هست؛ حداقل فایده اش این است که وظیفه طلبگی‌ام را انجام داده‌ام و به اسلام و مسلمین مدیون نیستم و عذاب وجدان ندارم! پس من باید یک کار دیگر می‌کردم باید با شرایط هماهنگ می‌شدم و برخلاف جریان آب شنا نمی‌کردم؛آمدم و ابتکار عمل به خرج دادم!شنیده بودم «الدرس حرف التکرار الف» پس تکراری به روش خودم اختراع کردم قانون تکراری ابتدایی ولی عملی قانون تکراری که زورش بیشتر باشد و بتواند به ذهن من که پر بود از افکار مختلف سرویس بدهد!امتحانات حوزه علمیهداستانش از این قرار بود که جزوه درس را بیرون آوردم و به بخش‌های کوچک تقسیم کردم و روی هر کدامشان تاریخ زدم و با توجه به تاریخ برنامه روزانه‌ای آماده کردم،هر روز سهمیه همان روز را ۵ بار رونوشت می‌کردم،چون به تجربه دیده ام که هر بار نوشتن به اندازه چند بار خواندن تاثیرگذار است سهمیه روزهای گذشته را هم چشمی مرور می‌کردم!ناگفته نماند بعضی وقت‌ها با بلند خواندن مطلب به جمع شدن حواسم کمک می‌کردم یعنی مثل بچه‌های کلاس اول می‌نوشتم و همزمان می‌خواندم تا فکرم نرود توی کارم یا منبر فردایم!روز آخر به دوستم زنگ زدم و گفتم:فردا امتحان دارم،برگ امتحانی مربوط به دو سه سال گذشته را نداری؟ گفت:ندارم ولی می‌دانم باید از کجا تهیه کنی!گفتم: از کجا؟گفت: یا از سایت بگیر یا حضوری برو آموزش حوزه!و این شد که در امتحان موفق شدم و در بار پنجم نمره قبولی را گرفتم الحمدلله!</description>
                <category>رضا مَلِکی</category>
                <author>رضا مَلِکی</author>
                <pubDate>Sat, 26 Aug 2023 21:52:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>منهای تعارض</title>
                <link>https://virgool.io/@navab313313/%D9%85%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D8%B6-skhrlid20bba</link>
                <description>تعارض بین افراد یکی از چالش‌هایی است که در هر سازمانی ممکن است رخ دهد. این تعارض‌ها می‌توانند منجر به کاهش همکاری، کاهش انگیزه کارکنان و حتی کاهش عملکرد سازمان شوند. بنابراین، مدیریت تعارض بین افراد بسیار مهم است تا بتوان بهبود روابط کاری و افزایش بهره‌وری را تضمین کرد.اولین گام در مدیریت تعارض بین افراد، درک علت وجود آن است. برای این منظور، مدیران باید با کارکنان صحبت کرده و مشکلات و نگرانی‌های آن‌ها را بشنوند. این کمک می‌کند تا مدیران بتوانند ریشه‌یابی کنند و بهبودی در رفتارها و ارتباطات ایجاد کنند.دومین گام در مدیریت تعارض، ارائه راه‌حل‌های مناسب است. مدیران باید به دقت تمام جنبه‌های تعارض را بررسی کنند و راه‌حل‌هایی ارائه دهند که به همه طرف‌ها مناسب باشد. همچنین، اهمیت توجه به نیازها و تمایلات هر فرد در ارائه راه‌حل بسیار بالاست.سومین گام مهم در مدیریت تعارض، ارتقای مهارت‌های ارتباطی است. مدیران باید کارکنان را آموزش دهند که چگونه با تعارض‌ها به خوبی برخورد کنند و با همکاران خود بهبود روابط برقرار کنند. همچنین، تشویق به گفتگو و حل مسئله میان افراد می‌تواند بهبود قابل توجهی در مدیریت تعارض ایجاد کند.در نهایت، مدیران باید برای ارزیابی و پیگیری تعارض‌ها و تأثیر آن‌ها بر روابط کاری، سیستم‌های مناسبی را ایجاد کنند. این می‌تواند شامل برگزاری جلسات منظم برای بررسی تعارض‌ها، ارزیابی عملکرد کارکنان و ارائه بازخورد سازنده باشد.در نهایت، مدیریت تعارض بین افراد نیازمند صبر، تفکر انتقادی و تمرکز بر روابط کاری است. با اجرای مراحل مدیریت تعارض، می‌توان بهبودی قابل توجه در روابط کاری و افزایش بهره‌وری را تجربه کرد.منتظر نظرات شما عزیزان هستم هم در مورد محتوا و هم قالب و طرز نوشته!</description>
                <category>رضا مَلِکی</category>
                <author>رضا مَلِکی</author>
                <pubDate>Sat, 05 Aug 2023 10:27:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>10 استراتژی برای موفقیت</title>
                <link>https://virgool.io/@navab313313/10-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-rop9ydtityl5</link>
                <description>موفقیت چیزی است که همه برای آن تلاش می کنند، اما ممکن است دست نیافتنی باشد. چه به دنبال موفقیت در شغل، زندگی شخصی یا هر زمینه دیگری باشید، استراتژی های خاصی وجود دارد که می تواند به شما در رسیدن به اهدافتان کمک کند. در این پست به 10 راه برای رسیدن به موفقیت می پردازیم.1. اهداف روشنی تعیین کنیدیکی از مهمترین راهبردهای رسیدن به موفقیت، تعیین اهداف مشخص است. این بدان معناست که مشخص کنید به چه چیزی می خواهید برسید، چگونه به آن دست خواهید یافت و چه زمانی به آن خواهید رسید. تعیین اهداف روشن به شما کمک می کند متمرکز و با انگیزه بمانید.2. برنامه ای طراحی کنیدهنگامی که اهداف خود را تعیین کردید، گام بعدی این است که برنامه ای برای دستیابی به آنها ایجاد کنید. این به این معنی است که اهداف خود را به وظایف کوچکتر و قابل مدیریت تقسیم کنید و یک جدول زمانی برای تکمیل آنها ایجاد کنید. یک برنامه خوب به شما کمک می کند در مسیر خود بمانید و اطمینان حاصل کنید که به سمت اهداف خود پیشرفت می کنید.3. اقدام کنیدموفقیت نیاز به اقدام دارد. شما نمی توانید تنها با فکر کردن در مورد آنها یا صحبت کردن در مورد آنها به اهداف خود برسید. برای رسیدن به اهدافتان باید هر روز سخت کار کنید. این به معنای فعال بودن و برداشتن گام هایی در جهت اهدافتان است، حتی اگر گام های کوچکی باشند.4. متمرکز بمانیدحواس پرتی ها می توانند پیشرفت شما را به سمت موفقیت از مسیر خارج کنند. برای متمرکز ماندن، باید عوامل حواس پرتی را از بین ببرید و به اهداف خود متعهد بمانید. این به این معنی است که زمان و انرژی خود را برای چیزهایی که به شما در رسیدن به اهدافتان کمک می کند، اولویت بندی کنید.5. از شکست درس بگیریدشکست بخشی طبیعی از سفر به سوی موفقیت است. به جای تسلیم شدن در مواجهه با شکست، از آن به عنوان فرصتی برای یادگیری و رشد استفاده کنید. آنچه اشتباه رخ داده را تجزیه و تحلیل کنید، مشخص کنید که چه کاری می توانید متفاوت انجام دهید، و از این دانش برای بهبود رویکرد خود استفاده کنید.6. مثبت بمانیدنگرش مثبت برای دستیابی به موفقیت ضروری است. وقتی با چالش‌ها یا شکست‌ها مواجه می‌شوید، دلسرد شدن یا منفی‌باف شدن آسان است. با این حال، حفظ یک چشم انداز مثبت می تواند به شما کمک کند انگیزه خود را حفظ کنید و روی اهداف خود متمرکز شوید.7. به دنبال بازخورد باشیدبازخورد دیگران می تواند در کمک به موفقیت شما بسیار ارزشمند باشد. به دنبال بازخورد از همکاران، مربیان یا سایر افراد مورد اعتماد باشید که می توانند انتقادات سازنده ای ارائه دهند و به شما در بهبود رویکردتان کمک کنند.8. ایجاد روابطموفقیت اغلب مستلزم حمایت دیگران است. ایجاد روابط قوی با همکاران، مربیان و دیگران در زمینه کاری شما می تواند حمایت، مشاوره و فرصت های ارزشمندی را ارائه دهد.9. به طور مستمر یاد بگیرید و پیشرفت کنیدموفقیت یک مقصد نیست، بلکه یک سفر است. برای ادامه دستیابی به موفقیت، باید به طور مداوم مهارت ها و دانش خود را یاد بگیرید و ارتقا دهید. این به معنای جستجوی فرصت هایی برای توسعه حرفه ای و به روز ماندن با روندهای صنعت است.10. موفقیت های خود را جشن بگیریددر نهایت، مهم است که موفقیت های خود را در این مسیر جشن بگیرید. شناخت دستاوردهای خود می تواند به تقویت انگیزه شما کمک کند و شما را بر روی دستیابی به دستاوردهای بیشتر در آینده متمرکز کند.در نهایت، دستیابی به موفقیت مستلزم ترکیبی از اهداف روشن، یک برنامه به خوبی توسعه یافته، اقدام، تمرکز، یادگیری از شکست، تفکر مثبت، جستجوی بازخورد، ایجاد روابط، یادگیری و بهبود مستمر و جشن گرفتن موفقیت های در طول مسیر است. با استفاده مداوم از این استراتژی ها، می توانید شانس خود را برای دستیابی به موفقیت در هر زمینه ای از زندگی خود افزایش دهید.</description>
                <category>رضا مَلِکی</category>
                <author>رضا مَلِکی</author>
                <pubDate>Fri, 30 Jun 2023 18:42:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>The betrayals of the Pahlavi family to Iran</title>
                <link>https://virgool.io/@navab313313/the-betrayals-of-the-pahlavi-family-to-iran-e6dvlhzqxuru</link>
                <description>The Pahlavi family ruled Iran from 1925 to 1979, and during their rule, they committed many betrayals to the Iranian people. These betrayals had far-reaching consequences and have affected the country to this day.One of the most important betrayals of the Pahlavi family was their reliance on foreign powers. Reza Shah, the founder of the dynasty, believed that Iran could become a modern and industrial country only by aligning with the western powers. Therefore, he adopted the policy of westernization, which included the entry of foreign experts and technology and the adoption of western legal and educational systems.When they were imprisoned by SAVAKHowever, this reliance on foreign powers came at a cost. The Pahlavi regime became increasingly dependent on the United States for military aid and support. This dependence on America led to the loss of sovereignty and weakened Iran&#x27;s ability to adopt an independent foreign policy.The brutal massacre of September 17, 1979Another betrayal of the Pahlavi family was the disregard for human rights. The regime was notorious for its brutal crackdown on dissent, including the torture, imprisonment, and execution of political opponents. SAVAK, the regime&#x27;s secret police force, was responsible for widespread human rights abuses and feared by many Iranians.The coup of the Shah and America against MossadeghThe Pahlavi family could not solve economic inequalities in Iran. While the regime pursued policies of modernization and industrialization, these efforts largely benefited the urban elite and impoverished rural areas.Finally, the Pahlavi family&#x27;s failure to address cultural and religious diversity in Iran was a great betrayal. The regime promoted a secular and Western culture that marginalized traditional Iranian culture and Islamic traditions. This led to a growing divide between urban and rural populations and contributed to the rise of religious opposition to the regime.Finally, the betrayals of the Pahlavi family had far-reaching consequences for Iran. The regime&#x27;s reliance on foreign powers, disregard for human rights, failure to address economic inequalities, and the marginalization of cultural and religious diversity contributed to the 1979 Iranian revolution and the subsequent establishment of the Islamic Republic of Iran. Today, Iran continues to fight against the legacy of the Pahlavi family and its influence on the country&#x27;s politics, society and culture.</description>
                <category>رضا مَلِکی</category>
                <author>رضا مَلِکی</author>
                <pubDate>Tue, 20 Jun 2023 11:50:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>liberating veil</title>
                <link>https://virgool.io/@navab313313/liberating-veil-k4rnt6ehafdj</link>
                <description>The issue of hijab and its effect on women has been a topic of discussion for decades. Some argue that it is a symbol of oppression while others believe it is a choice that empowers women. In this post, we explore the idea that the hijab is a means of emancipating women.First, it is important to understand the meaning of hijab. Contrary to popular belief, hijab is not just a scarf worn by Muslim women. It is a concept that encompasses modesty and includes not only the physical body but also one&#x27;s thoughts and actions. The purpose of hijab is to protect women from objectification and to promote respect and dignity.When women choose to wear the hijab, they are making a conscious decision to take control of their bodies and their lives. They prefer to prioritize their values over social norms and expectations. This act of aggression against the status quo is empowering in itselfIn addition, the hijab allows women to be judged based on their character and intellect rather than their appearance. It frees them from the pressure of conforming to beauty standards set by the media and allows them to focus on personal growth and development.Hijab also acts as a shield against harassment and unwanted attention. It sends the message that a woman&#x27;s body is not for public consumption and deserves respect regardless of what she wears or how she looks.In addition, the hijab provides a sense of community and belonging for Muslim women. It is a symbol of their faith and a way to connect with others who share their beliefs. This correlation can be especially important for those living in Western societies, where they may face discrimination and Islamophobia.It is important to note that wearing hijab is always a wise choice. There is no wise woman who does not wear it. For those who do this, the hijab can be a means of liberation and empowerment.Ultimately, the hijab is not a symbol of oppression, but a tool for liberation. It allows women to take control of their bodies, prioritize their values, and be judged on their personality rather than their appearance. It acts as a shield against harassment and provides a sense of community for Muslim women. We should respect and support those who do.</description>
                <category>رضا مَلِکی</category>
                <author>رضا مَلِکی</author>
                <pubDate>Tue, 20 Jun 2023 10:22:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Distorted Feminism: A Male-Centered Ideology</title>
                <link>https://virgool.io/@navab313313/distorted-feminism-a-male-centered-ideology-tt3lhlyo5ddf</link>
                <description>Feminism, a term coined in the late 19th century, has been a driving force in the defense of women&#x27;s rights and gender equality. However, the modern feminist movement has been accused of deviating from its original principles and becoming a male-centric ideology. This new wave of feminism is not only harmful to the advancement of women, but also reinforces patriarchal norms.اعتراضات فمینیستیDistorted feminism has become an umbrella term for ideologies that claim to be feminist but only serve the interests of men. This ideology is characterized by a focus on individualism, consumerism and sexual freedom. While these values may seem empowering, they only benefit men and reinforce the idea that women&#x27;s worth is tied to their sexuality.Distorted feminism has also led to the commodification of women&#x27;s bodies and sexuality. Objectification of women&#x27;s bodies is rampant in popular culture, reinforcing the idea that women are objects to be consumed by men. This not only perpetuates gender inequality, but also reinforces harmful stereotypes about women.In addition, distorted feminism has led to the marginalization of women of color, transgender women, and women from lower socioeconomic backgrounds. The movement has been dominated by white, middle-class, cisgender women, and their experiences have become the benchmark for all women&#x27;s experiences. Not only does this erase the experiences of marginalized groups, it reinforces the idea that there is only one way to be a feminist.Distorted feminism has also led to the exclusion of men from the conversation about gender equality. While feminism is about defending women&#x27;s rights, it is also about dismantling patriarchal norms that harm both men and women. By excluding men from the conversation, we reinforce the idea that men are not affected by gender inequality and cannot unite in the fight for gender equality.زنان خشمگین در پی تامین حقوقIn the end, the distorted feminism we see today is a male-centric ideology that reinforces patriarchal norms and harms the advancement of women. It is important to recognize this problem and strive for a more inclusive and intersectional feminist movement that defends all women&#x27;s rights and destroys harmful patriarchal norms. Only then can we truly achieve gender equality.</description>
                <category>رضا مَلِکی</category>
                <author>رضا مَلِکی</author>
                <pubDate>Mon, 19 Jun 2023 10:17:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ملت غرب گراها را تحقیر کرد</title>
                <link>https://virgool.io/@navab313313/%D9%85%D9%84%D8%AA-%D8%BA%D8%B1%D8%A8-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-kccrujm13ne4</link>
                <description>حضرت آیت الله خامنه ای در دیدار اخیر با دانشمندان هسته ای بیاناتی داشتند،میتوان به چندین نکته اساسی این دیدار اشاره کرد:اهمیت تکنولوژی هسته‌ای در بیانات رهبری، تأکید بسیاری بر روی اهمیت تکنولوژی هسته‌ای به عنوان یک عامل کلیدی در پیشرفت علمی و صنعتی کشور قرار دارد. رهبر کشور معتقد است که دستیابی به این تکنولوژی می‌تواند در توسعه پایدار و رفاه ملی نقش بسزایی ایفا کند.تأکید بر توسعه دانش و ظرفیت‌های ملیرهبر کشور در بیانات خود با دانشمندان هسته‌ای، بر ضرورت تقویت و گسترش دانش و ظرفیت‌های ملی در حوزه هسته‌ای تأکید می‌کند. این نکته بیان می‌دهد که کشور باید به جای وابستگی به کمک‌ها و تکنولوژی‌های خارجی، بر روی توانمندسازی داخلی و استفاده از دانش و تجربیات موجود در کشور تمرکز کند.نقش دانشمندان هسته‌ای در پیشرفت کشوررهبر کشور در دیدار با دانشمندان هسته‌ای، نقش حیاتی این گروه از پژوهشگران را در پیشرفت علمی، صنعتی و اقتصادی کشور مورد تقدیر و تشکر قرار می‌دهد. این بیانات نشان می‌دهد که دانشمندان هسته‌ای به عنوان یکی از اصلی‌ترین عوامل توسعه کشور شناخته شده‌اند.تأثیر سیاست‌های بین‌المللیدر بیانات رهبری، به تأثیر سیاست‌های بین‌المللی در حوزه هسته‌ای و روابط کشور با جامعه بین‌المللی پرداخته می‌شود. رهبر کشور معتقد است که برخی از قدرت‌های جهانی سعی در جلوگیری از دستیابی کشور به تکنولوژی هسته‌ای دارند و باید با استقامت و عزم ملی به دنبال رسیدن به این هدف بود.</description>
                <category>رضا مَلِکی</category>
                <author>رضا مَلِکی</author>
                <pubDate>Wed, 14 Jun 2023 10:20:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تکرار کن تا یاد بگیری</title>
                <link>https://virgool.io/Growing-iir/%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-rjkiiqajuqhy</link>
                <description>وقتی شروع به یادگیری می کنیم اولش به دنبال فهم مطلب هستیم،این قدم به راحتی انجام میشه ولی یک چیز مهم را فراموش کرده و می کنیم و اون چیزی نیست جز &quot;تکرار&quot;اگر قرار باشه فقط یک چیز موثر در یادگیری باشد، آن تکرار است که معروف است:«الدرس حرف و التکرار الف»باید به یاد داشته باشیم که مهم تر از یادگیری،حفظ و ملکه کردن علوم و مطالب است که جز با تکرار به دست نمی آید؛ببینید اگر مطالب برای ما ملکه نشود،نمی توانیم آنان را سرمایه خویش بدانیم و در عمل بکار ببندیم!پس باید به فکر تکرار باشیم و از راهی که شده آن را افزایش دهیم تا یادگیری مان رشد داشته باشد؛نه اینکه مثل همیشه ده ها ساعت درس بخوانیم و برای فهم مطلب تلاش کنیم و پس از مدتی به راحتی موریانه به جانشان بیافتد و ما را در زمستان سخت نادانی رها کند!فقط مطالب را فهمیدن مثل رابطه ای به اندازه خواستگاری است،محرمیت زمانی حاصل میشه که جزء سرمایه و دارایی انسان به شما برود؛اعتماد به حافظ کوتاه مدت،مثل تکیه بر ستونی سست است که متزلزل است و مطالب فراموش می شوند.اشخاصی که به حافظه کوتاه مدت بسنده می کنند،از ذهنشان پرده نمایشی ساخته اند که گه گاهی مطالبی بر آن نمایانده شده و پس از زمانی خاموش می شود!!!!تحصیل یعنی تکراربرادر من/خواهر من اگه میخوای چیزی یاد بگیری و به درد بخوره،باید مطالب رو به حافظه بلند مدت بسپری و این فقط با تکرار حل به دست میاد و مطالب واست ملکه میشه!اگر خود آگاه یا ناخود آگاه،انسان فقط به هدف کسب نمره و موفقیت در امتحان،درس بخوانیم،فقط تا زمان امتحان مطالب را خواهیم داشت و بعد از به فراموشی می سپاریم؛اما اگر بخواهیم که واقعا برای اهداف،دانش یاد بگیریم باید بعد از فهم،مطالب را به خاطر بسپاریم تا مطالب در ذهنمان بمانند که این نیز باعث تقویت حافظه میشه!البته یادمان نرود که اساتید نیز برای این راهبرد اساسی در امر یادگیری باید چند کار انجام دهند:مباحث را بعد از تدریس،چندین بار تکرار کنند.شوق پیشرفت شاگرد را به تعادل رسانده و به ضرورت تکرار اشاره نمایند.جلوی تنبلی افراد نسبت به تکرار گرفته و مطالب را به تکرار بگویند.این نوشته ادامه خواهد داشت!منتظر باشید!</description>
                <category>رضا مَلِکی</category>
                <author>رضا مَلِکی</author>
                <pubDate>Wed, 31 May 2023 17:25:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بترس ولی فقط از خدا</title>
                <link>https://virgool.io/@navab313313/%D8%A8%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D9%88%D9%84%DB%8C-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-ijkrslein8cr</link>
                <description>یکی از اصلی ترین راهبرد های جبهه باطل در مبارزه با جبهه حق ایجاد رعب و وحشت در میان آنان است؛این راهبرد باعث ایجاد اختلاف و تفرقه نیز در میان مومنین نیز می شود.پس باطل به هر کاری دست می زند تا ترس را به جان اهل ایمان بیاندازد؛اگر کمی تاریخ بدانیم و در سرگذشت مستکبران مطالعه نماییم،می بینیم که یکی از قواعد استکبار این است که«ترس بیانداز،حکومت کن»خمینی عزیزبه همین خاطر یکی از اصلی ترین ضد راهبردهای جبهه ایمان،از بین بردن این ترس بوده است که در ادبیات دینی با خشیت الهی و نصرت الهی و توکل اهل ایمان بیان شده اند.قرآن کریم در آیه 39 سوره احزاب،مومنین مبلغ دین را چنین توصیف می فرماید:«الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا»و یا در آیه 13 سوره توبه نیز در مبارزه با اهل باطل چنین می فرماید:«أَلَا تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ وَهَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُمْ بَدَءُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»این دو آیه مبارکه خشیت و ترس را فقط از خداوند تبارک و تعالی می پذیرد و هر گونه ترس از دیگران را ردّ کرده و مذمت نموده است!امام عزیز ما یکی از مصادیق بارز این دو آیه است که بدون هیچ گونه ترسی از مستکبرین عالم،انقلاب کرد و شجاعت را در میان مسلمین رخوت زده و جوانان غرب زده ایجاد کرد؛اگر می خواهیم بهتر این مطلب را درک نماییم،باید میزان خفقان موجود در آن روزهای بن بست پهلوی را بسنجیم؛البته باید توجه داشت که پس از جنگ جهانی دوم،غرب بر اندیشه ها مسلط شده و حکمرانی فکری می کرد،از این رو نمیتوان تاثیر غرب در فضای آن روز را انکار کرد!شجاعت امام خمینی را همین بس که اولین یورش را به سمت آمریکای جنایتکار بود،همان دولتی که پس از جنگ جهانی ابر قدرت جهان بود؛افراد پهلوی همیشه به این فکر می کردند که چگونه امام(رحمه الله علیه) را بترسانند!حاشا و کلا که امام بترسد که او فقط از خدای خویش ترسان است،نه از هیچ کس دیگر حتی اگر آمریکا باشد!ما نیز به عنوان افرادی که خود را انقلابی می نامیم باید از هیمنه پوشالی غرب نترسیده و در راستای اعتلای کلمه حق و اضمحلال کلمه باطل از هیچ چیزی نترسیده و با توکل بر خداوند قهار ،حرکت نماییم که خداوند تبارک و تعالی در سوره شعرا آیه 62 فرمود:«قالَ كَلّا إِنَّ مَعِيَ رَبّي سَيَهدينِ»امام خامنه ای در مورد این آیه چنین می فرماید:«وقتی حضرت موسی بنی‌اسرائیل را برداشت و شبانه به طرف دریا حرکت کردند که از آنجا بگریزند و بروند ــ حالا فردایش بود، پس‌فردایش بود، درست در تاریخ مشخّص نیست ــ فرعونی‌ها فهمیدند، اینها را دنبال کردند؛ منتها آنها پیاده و بازحمت، اینها با اسب و سواره؛ وقتی نزدیک که شدند و دیده میشدند، فَلَمَّا تَراءَا الجَمعان،اصحاب موسی رو کردند به موسی گفتند: اِنّا لَمُدرَکون؛اصحاب موسی ــ بنی‌اسرائیل ــ ترسو و کم‌یقین به موسی گفتند: اِنّا لَمُدرَکون؛ الان می‌آیند ما را میگیرند؛ پدرمان درآمد! حضرت موسی فرمود: کَلّا؛ هرگز! اِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدین؛خدا با من است. این سنّت الهی است.»(1401/04/07)</description>
                <category>رضا مَلِکی</category>
                <author>رضا مَلِکی</author>
                <pubDate>Mon, 22 May 2023 14:55:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خمینی پدیده پیچیده انسانی!</title>
                <link>https://virgool.io/@navab313313/%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D9%BE%DB%8C%DA%86%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-a2drlbhbfwf9</link>
                <description>خیلی ها فکر می کنند چون اسم «امام خمینی» را زیاد شنیده اند، پس احتمالا درباره او همه چیز می دانند و یا لازم نیست درباره اش مطالعه ای داشته باشند. اما تجربه نشان داده خیلی وقتها افراد مشهور ناشناخته تر از آنچه که فکر می کنیم هستند.بی تردید روح الله خمینی به عنوان اثرگذارترین شخصیت تاریخ در قرن بیستم، در بین ایرانی ها و حتی نیروهای انقلابی نیز آنطور که باید شناخته نشده و شناخت خیلی ها از ایشان نیز بر اساس برخی مشهورات کاذب و یا تکراری است.کتاب خمینی پدیده انسانی پیچیده، با مشهورات زدایی از ایشان، سراغ ابعاد کمتر گفته شده ای از فکر و اندیشه امام خمینی رفته. کتابی که البته مخاطبش کمی نخبگانی و خاص است.بخشی از کتاب خمینی؛ پدیده انسانی پیچیدهزمانی‌که مرحوم طالقانی فهمیدند فرزندشان دستگیر شده، در اعتراض به این موضوع، چند روزی از نظرها پنهان شدند.پس از آنکه ایشان خدمت امام رسیدند، امام به او گفتند: پسر شما یکی از منحرفان وابسته به گروهک‌های چپ است و نباید این قدر از این بابت که دستگیر شده است، ناراحت شوید. والله اگر احمد دچار کوچک‌ترین انحرافی شود که حکمش مرگ باشد، من شخصاً او را خواهم کشت.یک‌روز، نامه‌ای خطاب‌به بسیجیان برای پخش در صدا وسیما فرستاده بودند. ناگهان خواستند پیام را قبل از پخش برگردانند. کاغذ را که گرفت، واژه‌ای را تغییر داد و فرمودند:در پیام چنین نوشته بودم: من با تمام همّم به شما دعا می‌کنم، لذا آن را به بیش‌ترین همّم تبدیل کردم، این‌جمله دقیق‌تر است.در مورد بازگشت امام به ایران، همه تجزیه و تحلیل می‌کردند و نظر می‌دادند که نباید رفت. دشمن به‌شدت بر این مساله اصرار داشت و متاسفانه تقریباً همه دوستان نیز تحت تاثیر همین جو، تحلیل‌ها و استدلال‌ها بودند. این افراد اصرار داشتند که امام در این موقعیت نباید برگردد. امام فرمودند:«وقتی دیدم دنیا مخالفت می‌کند، فهمیدم این راه حق است.»امام وقتی می‌دید من روزهای تعطیل مشغول درس هستم، می‌گفتند: «به جایی نمی‌رسی، چون باید موقع تفریح، تفریح کنی.» به پسرم هم فرمودند:«من نه یک ساعت تفریحم را گذاشتم برای درس، و نه یک ساعت وقت درسم را برای تفریح گذاشتم.»به امام عرض کردیم ممکن است این عدم تأیید و حمایت شما از حرکت‌های مسلحانه اسلامی داخلی، به انزوا روحانیت از صحنه سیاسی و مبارزاتی جامعه بیانجامد. اکنون جو حاکم بر کشور به‌نفع این دسته از گروه‌های مبارز است؛ از این‌رو مصلحت ایجاب می‌کند که برای نگهداری حمایت مردم و همراهی با جو حاکم، این حرکت‌های مسلحانه را به نحوی تایید کنید. امام فرمود:«اگر چنانچه تشخیص دهم وظیفه شرعی من این است که در یک دهکده دور افتاده و متروک بروم و انجام وظیفه کنم، آن‌را انجام می‌دهم؛ حتی اگر هیچ‌کس به من توجهی نکند و از انظار ساقط شوم. شما بدانید این حرکت‌ها می‌گذرد و آنچه اصالت دارد و حقیقت است، خود را نشان خواهد داد.»قرار شد اطلاعیه را من بنویسم. درباره امضای اطلاعیه اختلاف نظر وجود داشت. متن اطلاعیه به همراه امضاهای پیشنهادی (رئیس‌دفتر امام، کمیته تصمیم گیری، دفتر مخصوص، همراهان امام، اطرافیان امام و...) احمد آقا آن‌را خدمت امام برد. ایشان پس از بیان مطالبی درباره متن و انجام برخی اصلاحات، فرمودند:«من یک آخوندم، یک طلبه هم کارهایم را انجام می‌دهد. نه کمیته به دنبالم بچسبانید، نه دفتر مخصوص و نه چیز دیگری.»امام پیاده جابه‌جا می‌شد، تا بالاخره با اصرار و استدعا دانشجویان و طلاب قبول کردند که با تاکسی فاصله بین منزل و حوزه را طی کنند. یک‌شب سوار تاکسی شده بودم، راننده با یکی از مسافران صحبت می‌کرد که: «فلان مرجع فلان مبلغ می‌پردازد و فلانی چقدر کرایه تاکسی می‌دهد، ولی آقای خمینی هنوز کرایه معمولی می‌دهد». خلاصه، ایشان با سهم امام بازی نمی‌کرد و سهم امام را وسیله عنوان‌تراشی قرار نمی‌داد.</description>
                <category>رضا مَلِکی</category>
                <author>رضا مَلِکی</author>
                <pubDate>Sat, 13 May 2023 09:46:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما مرد مبارزه ایم!</title>
                <link>https://virgool.io/@navab313313/%D9%85%D8%A7-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%85-ncjgwybyoql2</link>
                <description>معاونش بودم.برعکس من،خانواده اش منطقه نبودند.می خواستم با خودم ببرمش خانه.گفتم:«حاجی!خونه ام نزدیک مقر تیپه.افتخار بدید یه امشب رو در خدمت تون باشیم.»راضی نمیشد،آن قدر اصرار کردم تا بالاخره قبول کرد.بعد از شام،برایش جا انداختم؛یک تشک و پتوی نرم،نخوابید!شهید محمد باقر رادمردرفت کنار اتاق و به پتوی نازکی که آنجا پهن بود اشاره کرد و گفت:«من اینجا می خوابم.»گفتم«حاجی چرا اونجا؟براتون جا انداختم!»گفت:«همین خوبه! راحتم»گفتم:«این جوری که خیلی بد میشه.نمی تونید راحت بخوابید.»قبول نکرد و گفت:«ما مرد مبارزه ایم،نه مرد راحتی و آسایش! عادت کنیم به تن پروری،دیگه حریف خودمون نمیشیم.»شادی روح این شهید والامقام،فاتحه ای همراه با صلوات بخوانیم!</description>
                <category>رضا مَلِکی</category>
                <author>رضا مَلِکی</author>
                <pubDate>Thu, 27 Apr 2023 10:55:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بنویس تا یاد بگیری</title>
                <link>https://virgool.io/Rocket/%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%AA%D8%A7-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-pwauaiwemsqt</link>
                <description>نوشتن را شاید فقط برای یادداشت جزوه ای می خواستیم که قرار بود تا پایان هفته به استاد یا معلم تحویل بدهیم تا کمی نمره کلاسی دریافت کنیم یا شاید زمانی که قرار بود برای کلاس فردا انشاء بنویسیم یا شاید زمانی که املاء می نوشتیم و با دقت به کلمات معلم گوش می دادیم که نکند این بار هم مثل دفعه قبل نمره ای کمتر از 18 دریافت کنیم و از شاگرد اولی عقب بمانیم!اما ای کاش نوشتن را در همین چند مورد استثنائی که آن هم بعد از مدرسه به فراموشی می سپردیم،خلاصه نمی کردیم و می دانستیم که همین نوشتن می تواند چه تاثیرات شگفتی در زندگی ما بیافریند!حال نمی خواهم در حسرت های گذشته غوطه خورده و از حال و آینده غفلت کنیم.می خواهم کمی هم که شده از تاثیرات نوشتن بگویم شاید کمی بهتر از هیچ شود دانسته هایمان در مورد &quot;نوشتن&quot;1-بنویس تا خوب فکر کنیهمیشه و هر زمانی که باشیم،افکاری مغزمان را تحت سیطره خود دارد و آن را مشغول خود کرده است و ما هم تحت امر این افکار به هم ریخته به سردرگمی در فکر و عمل می رسیم!اما همین جاست که نوشتن به داد ما می رسد و نجاتمان می دهد.شاید تجربه کرده باشیم که وقتی چیزی را نوشته ایم،ذهنمان آرام تر شده و بهتر توانسته ایم فکر کنیم و از آن حالت سردرگمی رهیده ایم.نوشتن باعث می شود مغز از یوغ هیجانات آزاد شده و بتواند آزادانه تر به صورت منطقی به تفکر پرداخته و تصمیم خوبتری بگیرد.2-بنویس تا آرام شویسالیانی است که یکی از روش هایی که روانشناسان از آن برای درمان بیماران خویش استفاده می کنند&quot;نوشتار درمانی&quot; است که از بیمار می خواهند که اتفاقات و افکار منفی اش را بنویسد تا این نوشتن باعث رهایی مغز او از شر وسواس و افکار مزاحم و منفی باشد.حال ما که روانشناس نیستیم،نسخه درمانی نمی دهیم ولی سعی می کنیم برای خودمان تمرینی طراحی کنیم که از این به بعد با نوشتن آرام تر شویم و نگرانی هایمان را کمتر کنیم و درستتر بیاندیشیم و تصمیم بگیریم!3-بنویس تا کارآمدتر شویهمیشه و برای همه،مدرسان موفقیت و مشاوران آن از کاری دم میزنند که برای همه افراد لازم و ضروری است و آن چیزی نیست جز  آقای &quot;برنامه ریزی&quot;بله درست است همین برنامه ریزی است که می تواند به زندگی ما نظم داده و سامانش بخشد و ما را از شر این شلوغ کارهای بی حد و حصر و بی ثمر برهاند.همه یعنی واقعاً همه از برنامه ریزی و اهمیتش آگاهند ولی ذکر یک نکته لازم است که «برنامه ریزی باید نوشته شود»زمانی که برنامه ما فقط در ذهن است،خطراتی او را تهدید می کند:1-فراموشی برنامه2-محدودیت فکری3-غلط بودن به خاطر عدم بررسی4-و...به اندازه ای نوشتن برنامه مهم است که اگر فرصتی باشد باید فقط این موضوع را در پستی شرح دهم.4-بنویس تا متمرکز شوییکی از اصول یادگیری+موفقیت+کارآمدی+مدیریت زمان و...تمرکز است.همین نکته و رعایت آن می تواند چندین مرحله ما رشد داده و در مسیر موفقیت کمک کند.نوشتن اینجا به کمک ما می آید و تمرکز را به ما هدیه می دهد.اگر دقت کرده باشید می بینید که وقتی مطلبی را می نویسیم،نسبت به زمانی که فقط در ذهن داریم یا صرفاً می خوانیم یا فقط می شنویم،از تمرکز بیشتری برخوردار هستیم.یادگیری از طریق نوشتن ماندگارتر است و عمق بیشتری دارد.5-بنویس تا یاد بگیریاین مطالب را در پست بعدی خواهم نوشت.</description>
                <category>رضا مَلِکی</category>
                <author>رضا مَلِکی</author>
                <pubDate>Thu, 26 Jan 2023 16:48:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زنده باد جهاد</title>
                <link>https://virgool.io/@navab313313/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D8%AF-zz8c0yaqfhyf</link>
                <description>در سال های پس از انقلاب اسلامی دولت های مختلف با شعارهای گوناگون و رویکردهای مختلفی بر سر کار آمده اند اما هیچ کدام نتوانسته اند تحقق بخش آرمان های اصیل انقلاب در توجه به محرومین، گسترش سبک زندگی اسلامی، صدور تفکر انقلاب اسلامی و پاسخگوی مناسب دغدغه های مردم باشند. به این ترتیب یکی از مهمترین سوالات و دغدغه های امروزین مردم، چرایی عدم تحقق مناسب بسیاری از آرمان های انقلاب اسلامی در پیشرفت کشور و حل اساسی مسائل مردم است.آنان از خود می پرسند چگونه کشور توانسته است در عرصه های دفاعی پیشرفت های چشم گیری را تجربه نماید و دندان طمع دشمنان را نسبت به تجاوز به این سرزمین بکند، اما دشمنان عرصه اقتصاد و فرهنگ کشور را زمین تاخت و تاز خود یافته اند و از هر سو بر پیکر بی دفاع آن می تازند؟به این ترتیب بازار سوء نیت ها داغ شدند و مدعیان، اصل انقلاب را هدف انگشتان تهمت زن خود قرار داده اند. اما شاید آن چیزی که بسیاری از مردم ـ و به خصوص جوانترها ـ در میان هیاهوی بدون عمق رسانه ها و مساله سازی های انحرافی ندانند این باشد که این جام جم در درون خود آنها و پدران جهادگر سرزمین آنها نهفته است و روزگاری نه چندان دور در محیطی به نام جهاد سازندگی، بال انقلابی پیشرفت و سازندگی کشور پا گرفت، رشد کرد و البته به دلیل منافع فردی و گروهی در مقابل نظام دیوانسالار کشور بر زمین کوبیده و با ذکر بسم الله ذبح شد! منافعی که اگر حمایت تیزهوشانه امامان امت نبود شاید امروز بال دفاعی این ملت تجلی یافته در بسیج و سپاه پاسداران را نیز به آرامی از بین میبرد.لذا امروز مردم و جوانان حق جو حق دارند از خود بپرسند:امروزه سطح تخصص و تجربه سازمان ها و نهادهای دولتی افزایش یافته؛ اما چرا روند سازندگی و توسعه کشور به سرعت اقدامات جهاد سازندگی نیست و طرح های مهم سالها خاک خورده و یا با هزینه های گزافی به پایان می رسند؟در حال حاضر رئیس جمهور، نمایندگان مجلس و نمایندگان شوراهای شهر و روستا با رای قابل قبولی منتخب مردم هستند؛ اما چرا مردم بر خلاف جهاد سازندگی که آنان را از خود می دانستند، از عملکرد منتخبان رضایت ندارند؟در دوران های اخیر و به بهانه هماهنگی در فکر و عمل، عموم وزرا و دولتمردان در تمام دولت های مختلف از نظر فکری و سیاسی همفکر بوده اند؛ اما چرا این سازمانها نمی توانند همانند جهاد سازندگی یک دست همصدا بوده و بدون تعارض و ناهماهنگی های بین بخشی عمل نمایند؟از گذشته تا به امروز تعداد نهادهای نظارتی و بودجه های آنان افزایش یافته است؛ اما چرا برخلاف رویه جهاد سازندگی، فساد ساختاری رو به گسترش بوده است؟سطح تخصص و تحصیلات جوانان متعهد افزایش یافته و اگر تا دیروز وجود یک مهندس در روستاها غنیمت بود، امروز سراسر کشور سرشار از وجود چنین نیروهایی است؛ اما چرا دولت و نهادهای حاکمیتی نمیتوانند مانند جهاد سازندگی از توان و ظرفیت بالقوه این جریان عظیم انرژی در حل مسائل کشور بهره بگیرند؟در حال حاضر نیز همت ها و عزم های جهادی و جوانان مخلص و متعهد کم نیستند؛ اما چرا عموم این مدیران جهادی نمیتوانند عامل تحول در سازمان خود باشند و در چنگال نظام اداری حاکم گرفتار هستند؟کتابی که در پیش دارید شرحی است بر برخی از واقعیت های جهاد سازندگی که توجه به آنها راهگشای آینده است.</description>
                <category>رضا مَلِکی</category>
                <author>رضا مَلِکی</author>
                <pubDate>Tue, 17 Jan 2023 10:57:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شهید اسلام</title>
                <link>https://virgool.io/@navab313313/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-ou9w1s4gdu9r</link>
                <description>«وصیت‌نامه شهید سیدمجتبی نواب صفوی»هوالعزیز بسم الله الرحمن الرحیمبه نام مقدس آخرین وصی و قائم آل‌محمد، پیشوای غایب جهان و بشر، وجود منزه امام زمان اعلی منزلت والا پایگاه مهدی عجل‌الله تعالی فرجه و حقق آمالنا و فیه آمین الله العالمینبرادران مسلمانم در سراسر دنیا! دوستان ثابت‌قدم خدا و محمد و آل محمد (ص)! السلام علیکم و رحمه الله و برکاته؛ ان الدنیا قد ادبرت و ان الاخره قد اقبلت.همانا دنیا از ما رو گردانده و آخرت به ما رو کرده است. آنچه از عمر ما گذشت و فانی شد از دنیا بود و آنچه به سوی ما رو کرده و به سویش شتابان می‌رویم، آخرت است. پس بکوشید از ابنای این گذشته فانی نبوده از ابناء آن آینده حتمی باشید و خود را برای آن سرای جاوید آماده نمائید.(آه من قلة الزاد و بُعد السفر) امیر المومنین وجود اقدس علی (ع) که جهانی پر از عشق و معرفت خدا بود و جهانی معرفت باید تا به شخصیتش کمی پی برد و جهان، وجود همانندش را پس از پسرعموی کرامش صلی الله علیه و آله ندیده و نخواهد دید, از قلت توشه و دوری و هیبت این سفر می‌نالید، بیایید و از خواب خرگوشی برخیزید و بپرهیزید از اینکه به بازی آزمایشی دنیا فریب خورده و آلوده شوید و تمام براهین استوار و آیات منیره خدا و حقایق نوربخش جهان را که بسوی خدا و معاد از راه انبیا عظام علیهم السلام و محمد و آل محمد (ص) رهبری می‌کنند فراموش کنید.ندائی در رؤیا رسیده که گویا رفتنی هستم آه، آه، حاشا و کلاً خدا نخواهد که من و شما در زمره خاسرین و بدبختان قیامت و اصحاب جحیم شمرده شویم. آه، بشری که تاب مشقات آسان و زودگذر دنیا را نداشته در مصیبت کوچکی متزلزل و عاجز گردیده بی‌تاب می‌شوی چگونه تن ناتوان و زبون را مهیای آن آتشی می‌کنی که از غضب قهار خدای آتش و آب مشتعل گردیده است.آه، عجبا این بشر ضعیف که با این سرعت ورود و خروجش از این آزمایشگاه دنیا طی گردیده هم آغوش خاک تیره می‌گردد با اینکه برای اصطبل و رباط هم معتقد است که باید از سوی صاحبش قانون و دین و مقصودی باشد چگونه قانون و نظام دین و مقصود خدای جهان و نماینده و نماینده عزیزش وجود اقدس پیغمبر اسلام حضرت محمد ابن عبدالله صلی الله علیه و آله توجهی نکرده محیط فکر و زندگی خود را از طویله و اصطبل هم تنزل داده خود را برای همیشه در آتش جهل و شهوت پستش که افروزنده آتش غضب خداست می‌سوزاند؟ (اولئک کالانعام بل هم اضل) اینان مثل حیواناتند بلکه گمراه‌ترند.آه، ای برادران، شما برای اتمام حجت حق و کسب رضای رحمان و طاعتش و برای نجات و تبرئه خود در پیشگاه عظیم خدای عزیز (و معذره الی ربکم) حق را بگویید و تبلیغ کنید و این بیچارگان را از بیچارگی فردا خبر دهید. و انذار نمائید و عدم رضای خودتان را نسبت به معاصی و نافرمانی‌ها و تبهکاری‌ها و طغیان‌های آنها اعلام دارید (اما شاکراً و اما کفوراً) یا هدایت پذیر گردیده و یا کفران می‌کنند.خدای عزیز از طاعتشان بی‌نیاز بوده از معصیت آنها هم حکومت بی‌زوالش زیانی نبیند و جهنمش وسیع بوده (تقول هل من مزید) می‌گوید آیا سرکش و عاصی بیشتری هستی؟ و الفاظ و فلسفه‌های پوچ و مظاهر رنگین و قدرت‌ها و ژست‌ها و لباس‌های فریبنده دنیا در آنجا ذلیل و پوسیده گردیده و دردی دوا نمی‌کند و به کاری نمی‌خورد.آه از این غیبت طولانی، آه، برادران، من دیدم و دیده هر عاقلی می‌بیند که محبت خدا از هر محبتی شیرین‌تر و اطاعت فرمانش از اطاعت شیطان و شهوت و نفس گرامی‌تر و پرهیز از عذاب آینده جاویدی که انبیا برای بدکاران وعده کرده‌اند از پرهیز معصیت‌های زودگذر دنیا عاقلانه‌تر و امید به رحمت و نعمت و لذت الهی حتمی و بی آلام بهشت از امید به ذلت فانی و خیالی احتمالی دنیا پابرجاتر و استوارتر می‌باشد و گردانیدن عنان وفا و عاطفه و محبت و غیرت بسوی آفریننده عزیز وفا و غیرت و محبت و غیرت نزدیکتر و صحیح‌تر و به حق و به جا بوده و پروانه شمع محبت او گردیدن و در راهش سوختن و به دریای رحمت و لطفش پیوستن سعادتی است که در زیر آسمان علم و عقل و وجود شهیرش فوق هر عنقا و همایی است که در خاطرها خطور کند و در تصور اندیشه کنندگان بگنجد.آه به راه او خواستم که دنیا را در برابر حقایق اسلام تسلیم نموده اسلام و مسلمین جهان را از چنگال جهل و شهوت و ظلم نجات داده احکام منور اسلام را اجرا نموده حیات نوینی با نشر اشعه معارف اسلام بر پیکر مردگان بشر امروز به یاری او ببخشم و حقیقت حیات انسانیت را جلوه‌گر سازم و اگر هزار سال هم بر این منوال پرچم فداکاری راه خدا و محمد و آل محمد را به یاری ذات اقدسش بدوش ناتوان خویش می‌کشیدم عاقبت مرگ بوده باید همه اینها مقدمه تحصیل رضای خدا می‌بوده باشد تا برای قلب شفا و نوری و برای آخرت، سرافرازی و سودی داشته باشد و الا هیچ. و خدا از اینها همه بی‌نیاز بوده و می‌باشد (نیته المومن خیر من عمله) و نیت مؤمن بهتر از عملش بوده خدا به نیت پاک لطف می‌کند و بس. امید است به لطفش نیت پاکی و عشق سرشاری نسبت به ذاتش مرحمت فرموده به فضلش با ما رفتار فرماید. الحقنا الله بالحسین و جده و امه و ابیه و اخیه و ولده آمین الله العالمین.سید مجتبی نواب صفویفراموش نکنید که راه راست از هر کجا کج شد بیراهه و به سوی هلاکت است. و پس ای پیغمبر، راه از خانه اوصیاء او علی و یازده فرزند عزیزش تا امام زمان بوده که زنده و غایب است (و بملا الله الارض به قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جو را) که به اتفاق احادیث مسلمین (شیعه و سنی) خدا به وسیله او زمین را پر از عدل و داد می‌کند بعد از آنکه پر از ظلم و جور شود، انشا الله. خداحافظ، بر شما وفاداران راه خدا همگی سلام. تهران، به یاری خدای توانا.برادر شما سيد مجتبي نواب صفوي</description>
                <category>رضا مَلِکی</category>
                <author>رضا مَلِکی</author>
                <pubDate>Tue, 17 Jan 2023 09:39:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موج ناآرام</title>
                <link>https://virgool.io/@navab313313/%D9%85%D9%88%D8%AC-%D9%86%D8%A7%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85-jky7arczzvbk</link>
                <description>سال‌هاست شنیده‌ایم ایرانمان کم‌آب است. اوایل می‌گفتند آب هست، اما کم است؛ اما اکنون مسئله، نبودن آب است. عوامل زیست‌محیطی گرفتارمان کرده؛ از خشک‌سالی تا سیل‌های مرگبار. بازار هشتگ‌سازی و جمع کردن فالوور هم که داغ است! کلمات قلمبه سلمبه، جنگ ژئومتریک، تهدیدات اکولوژی و... اگرچه واژه‌های دهن‌پر‌کنی هستند، اما درد دارند؛ از آن جنس حرف‌ها که باید به آن اندیشید. بحران و تنش آب، جدی است و هم‌بستگی اجتماعی و ملی می‌طلبد؛ باید رعایت کرد، حرکت کرد، هر کس به اندازۀ قد و قوارۀ خودش. مردم و مسئول هم نمی‌شناسد؛ همه باهم. باید حمایت کرد از شرکت‌های دانش‌بنیان در حوزۀ آب تا با مدیریت بحران کمبود آب با استفاده از تکنولوژی نوین، از این برهه هم گذشت.«مهندس علیرضا رخشا» یکی از همین مؤسسان شرکت‌های دانش‌بنیان است؛ از آن دسته آدم‌هایی که موجِ ناآرامند و اگر بایستند مرداب می‌شوند؛ از آن‌ها که نوجوانی‌شان را با جبهه و جنگ و دفاع مردانه طی کردند و تا به امروز در میدان دفاع ایستاده‌اند. نه از میدان مین می‌ترسند و نه از تهدید و تحریم. یاد گرفته‌اند با دست خالی بجنگند و پیروز شوند.کتاب، روایتِ همه‌فن‌حریفی است که خسته و ناامید نمی‌شود؛ مهندسی که در ناهمواری‌های اقتصاد و سیاست، با تلاش دَه‌ساله توانسته است شرکتش را به منبعی از فناوری در حوزۀ تصفیه آب و بهبود احتراق مبدل سازد.نکته‌ای که در کتاب بسیار مشاهده می‌شود «امید» است که در دنیای امروز به آن شدیداً نیازمندیم.«همه‌فن‌حریف» برای کسانی نوشته شده که می‌خواهند واقعیت‌های پیشرفت ایران را ـ علی‌رغم تمام موانع داخلی و خارجی ـ بدانند و بی‌واسطه در دریای فناوری و کسب‌وکار ایران غور کنند.نکتۀ قابل توجه در کتاب این است که از بیان نقطه‌ضعف‌ها و کاستی‌های راه، هراسی ندارد و صریح از نداشتن تجربه، نابلد بودن راه، شکست‌ها و مشکلات سخن گفته است تا یاد بدهد که از شکست‌ها نباید ناامید شد و با امید می‌توان کارخانۀ ورشکستۀ اسفنج‌سازی و داروسازی را به سود رساند؛ چراکه برای علیرضا رخشا حضور در صنعت و جنگ، هم‌معنا شده است.او راهی را شروع می‌کند که تنها سرمایه و دانشش یک مقالۀ روسی است و چند عکس و یک قطعه فیلم؛ اما نیاز کشور است. او پا در نبرد نامتوازنی می‌گذارد تا «دستگاه نانوپودر فلزی» را بسازد؛ دستگاهی که اگرچه در ابتدا به دلیل عدم تمایل سرمایه‌گذار خصوصی و عدم شناخت کاربردهایش به بار ننشست، اما بعدها کاری بزرگ کرد.کتاب در دَه فصل و 185 صفحه به کوشش جمعی از نویسندگان توسط نشر «الگونگار پیشرفت» به چاپ رسیده است.کتاب، قصۀ یک حرکت رو به جلوست تا رسیدن به هدف، که تصفیۀ آب شرب از آرسنیک، نیترات و نمک و میکروب‌زدایی با استفاده از الکترودیالیز است؛ قصه‌ای از مسیری مارپیچ، دوستیِ آب و آتش، اشک‌ها و لبخندهاست.قصه‌ای از یک جرقه توسط دانشمند روسی که با مرگش می‌رفت که ناتمام بماند؛ اما بزرگ‌مردِ ایرانی از همان‌جا که جهان سومی می‌خواننش تمامش می‌کند؛ بارها و بارها با آزمون و خطا مسیرش را پیش می‌رود، زیان و سخت‌گیری و سنگ‌اندازی‌ها و بی‌اعتمادی‌ها می‌بیند، اما پیروز می‌شود.در هر فصل علاوه بر گفتار نویسنده که به عنوان سوم شخصِ محدود نوشته شده، شخصیت‌های مهمّ کتاب هم به صورت جداگانه اتفاقات را روایت می‌کنند و هر یک از دید و منظر خود آن رویداد را شرح می‌دهند.نویسندگان سعی کرده‌اند با استفاده از ضرب‌المثل‌ها و جملات کنایی و... کتاب را از قالب آموزشی و دانشگاهی خارج کنند؛ اما شاید نتوانسته‌اند به هدفشان نزدیک شوند و کتاب دچار نوعی اطناب شده است که گاهی مخاطب را دچار ملال می‌کند؛ اگرچه خوانندۀ علاقه‌مند و هوشیار آنچه را که می‌خواهد از کتاب استخراج می‌کند و توجهش به عظمت راه و حرکت جهادی مهندس رخشا و تیمش است و سوار بر این موجِ ناآرام، لذت خواهد برد.</description>
                <category>رضا مَلِکی</category>
                <author>رضا مَلِکی</author>
                <pubDate>Tue, 17 Jan 2023 07:48:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حوزه انقلابی-3</title>
                <link>https://virgool.io/@navab313313/%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%DB%8C-3-bam2c1i7e8wv</link>
                <description>حوزه انقلابی طی چند سال اخیر به مناسبت‌های مختلف از سوی رهبر انقلاب، طرح شده است. اما شکل‌گیری ادبیات این واژه به بیش از نیم‌قرن قبل بازمی‌گردد؛ زمانی که امام خمینی سنگ بنای حرکت انقلابی خود را گذاشت. بنیان‌گذار جمهوری اسلامی که انقلاب را در اندیشه‌ها و سپس در عرصه عمل جستجو می‌کرد، در حوزه انقلابی طی چند سال اخیر به مناسبت‌های مختلف از سوی رهبر انقلاب، طرح شده است. اما شکل‌گیری ادبیات این واژه به بیش از نیم‌قرن قبل بازمی‌گردد؛ زمانی که امام خمینی سنگ بنای حرکت انقلابی خود را گذاشت. بنیان‌گذار جمهوری اسلامی که انقلاب را در اندیشه‌ها و سپس در عرصه عمل جستجو می‌کرد، در گفتگوهای اولیه با برخی علما و روحانیون دریافت، ذهنیت آنها برای تحول آمادگی لازم را ندارد، بلکه در مقابل آن، مواضع جدی دارند. امام خمینی با پایه‌گذاری ادبیات انقلابی در حوزه، اصرار داشت ابتدا مرزبندی خود را با این جریان‌ها مشخص کند؛ از همین رو در جلسه‌ای که اوان مبارزه با آیات بروجردی، سید محمد حجت، سید صدرالدین صدر و آسید محمدتقی خوانساری «برای مذاکره در یک امر سیاسی» برگزار کرده بود، از حاضران می‌خواهد «قبل از هر کاری تکلیف این مقدس نماها را روشن کنند.» ایشان معتقد بود:«با وجود آنها مثل این است که دشمن به شما حمله کرده و یک نفر هم محکم دست‌های شما را گرفته باشد ... امروز جامعه مسلمین طوری شده که مقدسین ساختگی جلوی نفوذ اسلام و مسلمین را می‌گیرند و به اسم اسلام به اسلام صدمه می‌زنند. ریشه این جماعت در حوزه‌های نجف و قم و مشهد و دیگر حوزه‌ها افرادی هستند که روحیه مقدس‌نمایی دارند و از اینجا، روحیه و افکار سوء خود را به نام اسلام در جامعه سرایت می‌دهند.»[1]از همان روزها اندیشه حوزه انقلابی با فکر مرتجع غیرانقلابی - اعم از سنت گرایان، متحجران، عافیت طلبان و...- مواجه شد. ادبیات حوزه انقلابی در 2 جبهه تلاش می‌کرد با اندیشه غیرانقلابی تفاوت داشته باشد و خود را از آن جدا نماید. در بخش نخست نظام سلطنتی را هدف گرفته بود و تمایزات نظری و عملی آن را با حکومت اسلامی تبیین و توجیه می‌نمود و در عرصه‌ای دیگر به تمایزات گفتمانی‌اش با بخش غیرانقلابی حوزه اشاره می‌کرد. ایشان به فراست تمام از انسجام و استحکام نظریه حکومت اسلامی، خیزش عمومی مردم و ضعف نظام سلطنت آگاهی داشتند و دریافته بودند یکی از موانع عمده سرنگونی رژیم منحوس پهلوی و تحقق حکومت اسلامی، صداهای مخالف از درون حوزه و زیر سؤال بردن اندیشه و عمل انقلابیون با ادبیات و توجیهات دینی است؛ لذا امام از ابتدا این جریان‌ها را در مقابل خود دید و چالش این دو نگرش، موجب به‌وجودآمدن مفاهیم جدیدی شد که تفاوت این دو گفتمان از روحانیت و حوزه بیشتر می‌کرد. امام خمینی تقابل این دو دیدگاه را این‌گونه ترسیم می‌نماید که در مطلب بعدی به آن اشاره خواهیم کرد.1-ولایت فقیه،ص143</description>
                <category>رضا مَلِکی</category>
                <author>رضا مَلِکی</author>
                <pubDate>Wed, 11 Jan 2023 09:45:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>« تندتر از عقربه ها حرکت کن »</title>
                <link>https://virgool.io/@navab313313/%C2%AB-%D8%AA%D9%86%D8%AF%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D9%82%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AD%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%DA%A9%D9%86-%C2%BB-nzuzu2htgphq</link>
                <description>سنتی در کشورمان از سال 1378 توسط رهبر انقلاب شکل گرفت؛ بدین صورت که پس از بررسی اطلاعات و گزارش‌هایی که از سراسر کشور دریافت می‌کردند و برخی پارامترهای اجتماعی، فرهنگی و دینی، توجه مردم را به ارزشی خاص و یا در مقابله با مشکلی خاص، با نام‌گذاری آن سال جلب‌ می‌‌نمودند.نزدیک به یک دهه است که این نام‌گذاری حول محور «اقتصاد» می‌چرخد و از سال 1390 که سال «جهاد اقتصادی» نام گرفت آغاز شده است. هیچ حرکت اقتصادی و خصوصاً جهادگونه در منظومۀ معرفتی و دینی نمی‌تواند موفق باشد مگر آن‌که خاستگاه، مسیر و مقصد آن خدایی باشد: «وَ الَّذینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنا»؛ کسانی که در راه خدا تلاش کنند، خدا راه راست را به آن‌ها می‌نمایاند.این توسعه و قدم در صورتی ثمربخش است که ابتدا باید ساختار ذهنی مردم به سمتی هدایت شود که از آن به اصلاح تفکرات فردی و جمعی یاد می‌شود. وقتی در اجتماع، ملاک مرغوب بودن یک کالا «خارجی بودن» آن باشد، حرکتی صورت نخواهد گرفت.برای داشتن جامعۀ مستقل باید هریک از اعضای اجتماع پیش از آن‌که بخواهند مطالبات خود را از اجتماع طلب کنند، باید ببینند که خود در این راستا، چه گام‌هایی برداشته‌اند.یکی از این سردارهای اقتصادی و معجزه‌های انقلاب اسلامی «نوید نجات‌بخش» است؛ فردی که با باورهای دینی و آرمان‌های انقلابی و جهادی گام برمی‌دارد و به جایی رسیده است که از دید بسیاری نشدنی بوده است؛ جایی ایستاده است که حرفی برای گفتن در دنیا دارد؛ رقیب قطب‌های صنعتی دنیاست.کتاب در 304 صفحه و 21 فصل، با ظاهر و جلدی مناسبِ مطالبش، توسط نشر معارف به چاپ رسیده است. اگرچه کتاب در سال 1395 آمادۀ چاپ بوده، اما به دلیل نگرانی نوید نجات‌بخش از بت‌سازی و برجسته کردن او، توفیق چاپ نیافته است.کتاب حول محور و شخصیت نوید نجات‌بخش، مدیر شرکت «بهیار صنعت» و مؤسس شرکت دانش‌بنیان تولیدی است که از راه پرفرازونشیبش در ساخت و تولید دستگاه‌های پزشکی سخن میگوید.کتاب « تندتر از عقربه‌ها حرکت کن » روایت حرکتی است به سوی اتفاقی بزرگ برای شکستن حباب غرب؛ روایتی است برای خواستن و توانستن؛ روایت باورهای نوید نجات‌بخش به قلم «بهزاد دانشگر» است.بهزاد دانشگر در این کتاب سعی کرده است با قلمی روان و ساده، مسیری مقدس را روایت کند؛ روایت حرکتی که در جامعۀ افسرده و بی‌حرکت امروز ما کیمیاست، و توانسته است لاقل در منِ خواننده حسّ غرور و انگیزه‌‌ای برای منفعل نبودن ایجاد کند و چون کتابی دینی، اعتقاداتم را به حضور خدا در لحظه لحظۀ زندگی‌ام بیشتر کند و به این باور برساندم که اگر کارها را به خدا بسپارم و به وظیفه‌ام جامۀ عمل بپوشانم، بقیه‌اش درست می‌شود؛ مهم توکل است و اعتماد.هر صفحه ترغیبت می‌کند به خواندن؛ این‌که فردی از دل همین اجتماع، در همین شرایط فعلی که پر است از سوء عملکرد مسئولین و مدیرها و... و دست‌اندازهایی برای تولید و حمایت ملی، با تلاشی بی‌وقفه و خستگی‌ناپذیر، برانکارد و چراغ اتاق عمل و دستگاه سی‌تی‌اسکن و... می‌سازد؛ راحتی را بر خود حرام کرده تا به باورهایش عمل کند، نه برای سود بیشتر، بلکه برای آن‌که باور دارد مسئولیت دارد و وظیفه‌اش امروز نجات مملکت است‌؛ می‌خواهد برای مردمش زندگی راحت‌تری فراهم کند، ایران را در دنیا سربلند کند، باعث شود ایران آبادتر شود تا مردمش برسند به امور معنوی‌شان.کتاب، روایت مردی است که به واقع مؤمن است؛ نه از آن دسته که به سختی عمل می‌کنند و یک روز هم قیدش را می‌زنند و صدبرابر بدتر ولنگارتر می‌شوند، همه‌اش در حال شعار دادن هستند که کار خدایی این‌طور است، آن‌طور است، جبهه آن‌طور بوده، شهدا آن مدلی بوده‌اند، اما وقتش که برسد بخاری و کولر و غذایشان درست نباشد، نمی‌توانند کار کنند، همه‌چیز باید فراهم باشد، حال اگر فراهم بود، یک صلوات می‌فرستند و یک جمله از اقتصاد مقاومتی می‌گویند و گمان می‌کنند کار انقلابی و جهادی انجام می‌دهند، اما اگر کار سخت شد لنگ می‌زنند!این‌جاست که فرق حزب‌اللهیِ واقعی با آدمی که می‌خواهد با یک رساله بهشت برود مشخص می‌شود. شیرموز و کت و شلوار و کار جهادی با هم جور درنمی‌آید؛ باید از یک جایی زد تا به یک خواستۀ مهم رسید. این‌جاست که کار می‌شود عبادت. نوید نجات‌بخش باورش این است که به این‌جا رسیده است.کتاب، روایت حرکتی است جهادی که به خاطر مردم است؛ حرکتی به سوی موفقیت که جدا از مردم نیست، به قیمتِ گذشتن و لِه کردن دیگران نیست، با کپی و تقلید و رشوه و رانت به دست نیامده؛ حاصلِ توکل و باور قلبی است که با عمل به وظیفه و راه را درست رفتن و خدا را در همه‌حال در نظر گرفتن، به دست آمده است.کتاب، روایت بسیار خوبی است برای مقابله با جریان تحریف؛ جریانی که با سرسپردگی به حامیان خارجی و تبعیت از رسانه‌های معاند، با عملیات روانی سعی دارند موجی از ناامیدی و یأس ایجاد کنند تا مشکلات کشور را چندبرابر نشان دهند و مردم را به این باور برسانند که بدون اتکا به غرب نمی‌شود پیشرفت کرد؛ اما نوید نجات‌بخش در همین کشور تنفس کرده است، رشد کرده است، جلو رفته و حرفی برای گفتن در دنیا دارد؛ توانسته است روبه‌روی استکبار بایستد و با اتکا بر باورهایش بدون انتظار از مسئول و وزیر و...، تنها به وظیفه‌اش درست عمل کرده، کارش را به بهترین شکل انجام داده و خودش را به ارادۀ الهی سپرده است. این کیمیای قرن ماست.خواندن کتاب را برای جوانان و مسئولین بسیار ضروری و لازم می‌دانم، تا با اعتماد به هم، مسیری درست جهت آبادانی مملکتمان برداریم که مطمئناً به سرانجام هم خواهد رسید.</description>
                <category>رضا مَلِکی</category>
                <author>رضا مَلِکی</author>
                <pubDate>Sat, 07 Jan 2023 16:47:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حوزه انقلابی-2</title>
                <link>https://virgool.io/@navab313313/%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%DB%8C-2-ikvjmcycawjd</link>
                <description>شاید در ذهن هر فردی این سوال مطرح شود که اصلاً حوزه انقلابی چیست که این همه بر آن تاکید می شود؛اصلاً از نظر اصطلاحی حوزه با انقلاب و انقلاب با حوزه چه رابطه ای دارند؟آیا اصلاً میتوان حوزه انقلابی را تصور کرد؟آیا حوزه انقلابی همان اشتباه حوزه های اهل سنت را تکرار می کند و می خواهد دست از استقلال برداشته و در پی نان و نمکی برای طلبه هایش باشد؟آیا می توان حوزه ای انقلابی را تصور کرد که در عین استقلالش با نظام و حکومت نیز مراوده داشته باشد؛و یا اینکه رابطه این دو مباین کلی است و همانند گرگ و میش از هم گریزانند؟!در این نوشته سعی داریم کمی از ابهام مسئله را برطرف کرده و از نظر اندیشه ای تصوری خوب و درست را از حوزه انقلابی بدست آوریم.اصطلاح حوزه انقلابی که از سوی رهبر معظم انقلاب عنوان گشته، به این معناست که حوزه‌ای باشد که نسبت به وضع موجود جامعه و حوزه‌های علمیه نقد داشته و خواهان وضع بهتری برای آینده است و برای بهینه‌سازی کشور یا حوزه، راهکارهایی را ارائه می‌دهد. انقلابی بودن به این معنا، با استقلالی که حوزه‌های علمیه در طول تاریخ تأسیس تا الآن داشته‌اند، منافاتی ندارد؛ ولیکن اگر انقلابی بودن را به معنای وابستگی به گروه خاصی تعریف کنیم، از استقلال خویش خارج گشته و تبدیل به مرکزی حکومتی گشته که مشتمل بر نقصی می‌شود که همیشه بر حوزه‌های اهل‌سنت مطرح می‌شود که حکومتی بوده و حرّیت لازم را ندارند.این نوشته شاید کم باشد ولی می تواند قلیلی باشد که برای دلالتش کافیست!امیدوارم با نظرات خوبتان،همراهی در مسیر تفکر باشید!یا علی</description>
                <category>رضا مَلِکی</category>
                <author>رضا مَلِکی</author>
                <pubDate>Sun, 09 Oct 2022 17:35:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حوزه انقلابی-1</title>
                <link>https://virgool.io/@navab313313/%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%DB%8C-1-pfwcxol2kjqp</link>
                <description>حوزه انقلابی مفهومی است مرکب از دو مفهوم حوزه و انقلاب؛ پس هر یک از دو مفهوم دارای پشتوانه‌ای هستند بس عمیق. از طرفی حوزه قرار دارد با قدمتی هزار و چهارصد ساله که از خانه «ارقم ابن ارقم» شروع شده تا به امروز در حوزه‌های نجف و قم و خراسان و اصفهان رسیده. حوزه علمیه از قدیم‌الایام متکلف دین و دینداری مردم بوده و به‌عنوان نهاد دین شناخته شده است. از طرفی نیز انقلاب وجود دارد، انقلاب نیز تداعی‌کننده انقلاب اسلامی است که در سال پنجاه و هفت رخ داد؛ البته این اصطلاح بیشتر یک مفهوم جامعه‌شناسانه است که در تحلیل رفتارها و کنش‌های جمعیِ مؤثر در جامعه استفاده می شود. حال این دو مفهوم با هم ترکیب شده و مفهومی به نام حوزه انقلابی را تشکیل می‌دهند. این حوزه به میزان تعاملش با انقلاب شناخته می‌شود، هرچه تعامل و احساس مسئولیتش بیشتر انقلابی‌تر و هر چه کم تعاملی‌تر ضدانقلاب‌تر!بنابراین حوزه انقلابی پیشینه‌ای تاریخی به درازای مفاهیم حوزه و انقلاب دارد. از منظر امام خامنه‌ای این حوزه، حوزه‌ای است که کنش فعالانه داشته و با احساس مسئولیت در مقابل انقلاب، به مبانی آن پایبند بوده و نیازهای فکری انقلاب را فراهم می‌نماید و در مقابل دشمنان انقلاب از آن دفاع می‌کند. این حوزه برخاسته از میان مردم است و تلاش می‌کند که تمدن نوینی بر پایه اسلام بسازد. در این میان تلقی‌های دیگری نیز وجود دارد که جامع نیستند. انقلابی شدن حوزه، ضرورتی است غفلت ناپذیر که باید برای رسیدن و تطور به سمت چنین حوزه‌ای، گام‌هایی را در میدان عمل برداشته شود و پیشنهادها و راهکارهایی ناظر به میدان عمل داده شود.</description>
                <category>رضا مَلِکی</category>
                <author>رضا مَلِکی</author>
                <pubDate>Thu, 06 Oct 2022 08:56:56 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>